عاشقانه: هر آنچه كه عاشقان پيش از ازدواج بايد بدانند

مشاوره در زمينه قبل از ادواج و درمان مشكلات فردي نامزدان

شنبه ۰۲ اسفند ۰۴

راهنمايي مسايل زناشويي

اختلال زناشويي،دير انزالي،خشكي و نداشتن پيشاب در دخول،از دست رفتن نعوذ

با سلام من 50سال دارم و همسرم 43 سال و 16 سال هست ازدواج كرده ايم .من حس و حرارت لازم براي ايجاد رابطه با همسرم را ندارم براحتي نعوذ ندارم و بسهولت هم دخول در همسرم ندارم بعد از معاشقه و سعي زياد كه نعوذ حاصل شود و دخول در او اگر خارج شوم نعوذ من از بين ميرود و حتي زمان دخول هم به هيجان لازم نميرسم و بعد از ارگاسم همسرم كه البته فكري براي او بوجود ميآيد من براحتي به ارضا نميرسم . هفته اي يكبار يا دو هفته يكبار يا سه هفته يكبار با هم رابطه داريم من اشتياق جنسي ام نسبت به او كم است و حتي هيچ حسي ندارم .از دارو و قرض تقويتي تا بحال استفاده نكرده ام.و حس جنسي هم كه داشته ام با زمان رفتن به رختخواب ترجيح ميدهم كه بخوابم چرا كه نداشتن حس و حرارت نسبت به او و ياد آوري تلاش هاي بي نتيجه برايم آزار دهنده است.با ديدن بدن او من تحريك نميشوم .البته اين مشكل از اول ازدواج ما وجود داشته كه امروزه بيشتر شده است تعداد رابطه مناسب من با همسرم كم اتفاق افتاده من نميتوانم با پوزيشن هاي مختلف با او رابطه و دخول داشته باشم . نميدانم مشكل چيست و چرا نسبت به او بي احساس هستم .لطفا مرا راهنمايي بفرماييد.در ضمن پيشاب من هنگام نعوذ و حتي زمان ارضا هم كم يا وجود ندارد. من آزمايش كلي دادم و همه چيز نرمال است.

پاسخ (3) 0 votes علل اختلال نعوظ

١- اختلالات رواني
مهمترين علت اين بيماري (خصوصا” در افراد جوان) اختلالات رواني مي باشد .
به طوري كه در بيش از ۷۰ % موارد اختلال رواني باعث اين مشكل مي شود.
استرس هاي كاري و محيطي ،خستگي، نداشتن حس خوب نسبت به شريك جنسي.
اضطراب در آميزش و همچنين افسردگي ونگراني‌، درگيري‌ هاي احساسي خارج از رابطه خانوادگي.
‏(Extramarital relationship) همگي مي‌توانند از دلايل رواني اختلال نعوظ باشند.

٢- مشكلات آناتوميك
از علل ديگر مي توان به مشكلات اناتوميك و اختلالات عصبي.
(براي نمونه آسيب به عصب پودندال در جريان حوادث،تصادفات يا جراحيهاي لگني) اشاره كرد.
هم چنين هر بيماري كه بر مغز و اعصاب و يا نخاع اثر گذاشته باشد .(MS/ديابت و …)

٣- اختلالات عروقي
از علل مهم ديگر مي توان به اختلالات عروقي اشاره كرد .
كه شايع ترين عامل آن ديابت بوده كه با توجه به شيوع ديابت موضوع مهمي مي باشد.
از عوامل موثر ديگر مي توان به فشار خون بالاي مزمن و طول كشيده اشاره كرد.

٤- عمل جراحي
اعمال جراحي مثل پروستاتكتومي ، ضربه و آسيب به شريان ها،آرترواسكلروز ، فشار خون .
چربي خون بالا ، كاهش هورمون ها ( ميتواند مادرزادي يا اكتسابي/افزايش سن باشد.
دخانيات و مصرف سيگار (مخصوصا كساني كه بيش از ٢٠ نخ در روز سيگار مي كشند)و مواد مخدر و ….
نيز مي توانند باعث اين بيماري شوند .

٥- مصرف دارو
قابل توجه هست كه بعضي داروها نيز ميتوانند باعث اين مشكل شوند.
از داروهاي مسوول مي توان به موارد زير اشاره كرد : كتوكونازول (ضد قارچ) .
آنتي سايكوتيك ها (داروهاي ضد جنون در بيماران با اختلالات رواني ).
بعضي دارو هاي ضد فشار خون ، سايمتيدين، تيازيد ها و …

هم چنين يكي از عوارض مهم و بعضا” برگشت ناپذير در ورزشكاران استفاده كنند.
از داروهاي هورموني اختلالات زناشويي و ناباروري مي باشد.

٦- افزايش سن
افزايش سن نيز مي تواند باعث اين مشكل شود كه به علت كاهش هورمونهاي جنسي و اختلال در گردش خون است.
به طوري كه در سن بالاي ۶۵ سال يك چهارم افراد اين مشكل را دارند.
و سن مهمترين متغير وابسته به توان جنسي است.

پس دوست عزيز در اين خصوص بايد با متخصص ارولوژي مشورت كنيد .

اگر فردي دچار اين مشكل مي باشد در درجه ي اول با توجه به اينكه ۷۰% موارد مشكل رواني مي باشد .
بهتر است سعي در كنترل تكانه هاي محيطي و افزايش ارامش و اعتماد به نفس داشته باشد .
در صورتي كه اين روش موثر نباشد بايد توسط پزشك متخصص اورولوژي معاينه ي كامل به ويژه در ناحيه تناسلي شود.
و آزمايشات عصبي،بررسي عروق آلت با سونوي رنگي(داپلر)، تست هورموني ، قند خون ، چربي خون، و….انجام شود.


رژيم غذايي مناسب وزن كودك

براي كودكان، عادت هاي سالم به معني وزن سالم مي باشد

بچه ها نيازي به رژيم هاي غذايي زودگذر، برنامه هاي كاهش وزن خودسرانه و يا تمرين هاي شديد ندارند. چيزهاي كوچكي وجود دارد كه آن ها هر روز انجام مي دهند كه در نهايت بزرگترين تفاوت ها را ايجاد مي كنند. با عادت هاي مناسب، مي توانيد فرزند خود را در وزن سالمي نگه داريد يا اگر اضافه وزن داشته باشد، به او كمك كنيد.كليد اين است كه انتخاب هاي خوب براي تمام اعضاي خانواده بخشي از زندگي شوند- كه شامل والدين نيز مي شود.

عادت سالم ۱: خوردن شام به عنوان يك خانواده.

تحقيقات نشان مي دهد كه خانواده هايي كه با هم غذا مي خورند اغلب رژيم غذايي بهتر و ميزان چاقي كمتري دارند. چرا؟ وقتي در منزل آشپزي مي كنيد، منو غذا را كنترل مي كنيد، بنابراين براي همه خوردن غذاي سالم ساده تر مي شود. به علاوه، زماني كه بچه ها به تنهايي غذا مي خورند – مخصوصا در مقابل تلويزيون- آن ها ممكن است به آنچه مي خورند و مقدار آن توجه نكنند، و اين باعث مي شود كه بيش از حد غذا بخورند.فرزند شما هميشه نمي تواند همه چيزهايي كه در بشقاب او قرار داده ايد را دوست داشته باشد، اما شما تهيه مواد مغذي را متوقف نكنيد.هرچه بيشتر بچه ها شما و ساير اعضاي خانواده را مي بينند كه غذاي خاصي را مي خورند، بيشتر احتمال دارد كه آن را امتحان كنند. سرو و لذت بردن از آن كلم بروكلي را حفظ كنيد، و او زودتر از آنچه فكرش را كنيد سر ميز خواهد بود.

براي مطالعه بيشتر:

رژيم غذايي سالم براي كودكان

دستورالعمل هايي براي بهبود رژيم غذايي كودكان

عادت سالم ۲: صفحه هاي نمايش را خاموش كنيد

وقتي بچه ها زمان زيادي را به تماشاي تلويزيون مي گذرانند، بازي ويدئويي انجام مي دهند يا با تلفن همراهشان كار مي كنند، به جاي كار سالمتري مانند فعاليت بدني يا خواب مناسب، دارند ان كارها را انجام مي دهند. آكادمي پزشكان كودك آمريكايي توصيه مي كند بچه هاي ۲ ساله و بزرگتر، خارج از زمان انجام تكاليف نبايد بيش از ۲ ساعت زمان در روز براي كار با صفحه نمايش بگذارند. و كودكاني كه كمتر از ۲ سال دارند نبايد هيچ زماني را براي كار با صفحه نمايش هاي مختلف داشته باشند. براي كمك به كاهش آن، روي آنچه كه بچه ها نمي توانند انجام دهند تمركز نكنيد بلكه بر آنچه كه مي توانند انجام دهند تمركز كنيد. به عنوان مثال، اصلا اشاره اي به تلويزيون ديدن بعد از مدرسه او نكنيد.

در عوض، ليستي از فعاليت هايي كه مي توانند هنگام برگشت به خانه انجام دهند را تهيه كنيد، مانند رقصيدن با موسيقي، بازي در حياط، دوچرخه سواري، و يا كمك به پخت شام.

سپس، اجازه دهيد كه آن ها چيزي را از آن ليست انتخاب كنند. بهترين راه كمك به كودك براي استفاده كمتر از صفحه نمايش اين است كه شما نيز زمان استفاده خود از تلفن، كامپيوتر و يا تلويزيون را محدود كنيد. به جاي آن رهبر بازي اعضاي خانواده در خارج خانه باشيد.

عادت سالم ۳: استفاده از گام شمار براي واداشتن همه به حركت.

اين كار خيلي خوبي نيست تا تقاضا كنيد فرزندتان ورزش كند. بجاي آن الهام بخش كل خانواده براي حركت بيشتر باشيد.

يك ترفند: به هر عضو خانواده يك گام شمار يا ردياب فعاليت بدهيد. هنگامي كه يك بچه شروع به پيگيري تعداد قدم هاي برداشته شده خود مي كند، بسيار طبيعي است كه بيشتر بخواهد قدم بردارد. در پايان روز، همه مي توانند اعداد خود را مقايسه كنند و پيشرفت خود را روي نمودار ببينند.

برخي از برنامه هاي گوشي هاي هوشمند براي بچه ها، مانند Move2Draw، رديابي فعاليت را به يك بازي تبديل مي كنند، كه مي تواند براي آن ها حتي سرگرم كننده نيز باشد. فرزند شما بايد چند قدم بردارد؟ در حالي كه عدد هدف بسياري از بزرگسالان ۱۰،۰۰۰قدم در روز است، هدف بچه ها بايد بالاتر باشد.يك مطالعه نشان داد كه براي كودكان سنين ۶ تا ۱۲ سال يك هدف سالم ۱۲۰۰۰ گام در روز براي دختران و ۱۵،۰۰۰ گام در روز براي پسران بود.اين مقدار ممكن است زياد به نظر برسد، اما بچه ها به طور طبيعي بيشتر از بزرگسالان حركت مي كنند. گام هاي كودك بسيار كوتاه است، به طوري كه آن ها تا انجايي كه شما پياده روي مي كنيد نمي رسند.به آرامي شروع كنيد، و آن را سرگرم كننده كنيد! شما مجبور نيستيد همه را وادار به پياده روي در محله خود كنيد. در عوض، براي يك بازي فوتبال در حياط خلوت يا يك كوه نوردي خانوادگي تيم سازي كنيد.

عادت سالم ۴: انتخاب تنقلات هوشمندانه را آسان كنيد.

اگر يخچال و كابينت هاي شما با مواد مغذي پر شده باشد، مجبور نيستيد نگران جلوگيري بچه ها از خوردن غذاي ناسالم باشيد.در فروشگاه مواد غذايي، فقط غذاهايي را بخريد كه مي خواهيد فرزندتان بخورد. چيپس ها، آب نبات و نوشابه را با گزينه هاي بهتري مانند كراكرهاي غلات، ميوه هاي تازه يا يخ زده و شير تعويض كنيد.در خانه، كاري كنيد كه پيداكردن ميوه ها و سبزيجات برش خورده، آبميوه و پنير و كراكرها براي بچه ها آسان باشد.

عادت سالم ۵: زمان خواب را معين كنيد.

بچه هاي خسته بدخلق هستند. و براي آن ها سخت تر است كه براي انتخاب هاي خوب در طول روز انرژي صرف كنند، مانند ورزش يا انتخاب آب به جاي نوشابه. ممكن است خواب شب براي نوجوانان سخت تر شود. در بلوغ، ساعت بدن آن ها تنظيم مجدد مي شود، و آن ها دير به خواب مي روند. از آنجا كه دبيرستان صبح خيلي زود شروع مي شود، بسياري از نوجوانان به طور مداوم از خواب محروم هستند، كه باعث افزايش خطر ابتلا به افزايش وزن و ساير مشكلات سلامتي مي شود. خواب را در خانه خود يك اولويت قرار دهيد. همه را به يك روال خواب مقيد كنيد، حتي در تعطيلات آخر هفته. حدود يك ساعت قبل از خواب، تلويزيون، تلفن، كامپيوتر و بازي هاي ويدئويي را خاموش كنيد. بچه ها را وادار به انجام كارهايي كنيد تا به آرام شدن آن ها كمك كند. فراموش نكنيد كه چشم بسته نيز براي سلامتي شما خوب است. با تعهد به يك روال معمول خواب براي خودتان، مثال خوبي براي كودكان باشيد.

عادت سالم ۶: ثابت قدم باشيد.

مهمترين راه براي كمك به خانواده براي پايبندي به عادت هاي خوب اين است كه به برنامه خود عمل كنيد. در مورد غذاهايي كه در خانه داريد، در مورد ورزش خانوادگي، و در مورد زمان خواب، هميشه ثابت قدم باشيد.اگر شما انجام دهد، بچه هايتانيا احتمال بيشتري  در درازمدت آن را مي پذيرند. اگر شما

ترديد كنيد، آن ها احتمال بيشتري دارد كه به بحث و مجادله بپردازند. با استقامت، شما به آن ها كمك مي كنيد عادات سالم را به آغوش بكشند، و اين به آنها براي بقيه زندگي شان كمك خواهد كرد.

منبع: كودك و نوجوان


دوره نوجواني و سرعت تغييرات زندگي

نيازها به سرعت رشد مي كنند، تا جايي كه چيزهاي زيادي وجود دارند كه نوجوان بايد ياد بگيرد و تمام وقت بايد در حال انجام فعاليتي باشد.

در مقايسه با راحتي، امنيت و استراحت دوران كودكي، دوران نوجواني زماني است كه شخص وارد مسير سريعي از انجام فعاليت ها مي شود. سرعت زندگي فرد همزمان با رشد او افزايش مي يابد.

بنابراين افزايش سن برابراست با افزايش سرعت.

در دوره ي نوجواني نسبت به دوره ي كودكي انتظارات بالاتر مي رود و در دوره ي بزرگسالي انتظارات از دوره ي نوجواني بيشتر است. به عنوان فردي كه وابستگي كمتري به والدينش دارد، بايد براي خودش كارهاي بيشتري انجام دهد.

اين مسئله مانند فرمولي است كه نوجوانان در دوره ي دبيرستان ياد مي گيرند، نرخ سرعت برابراست با فاصله يا زمان.بنابراين كمي تغيير در سرعت زندگي نيازمند زمان است. هر چقدر كار بيشتري براي انجام دادن باشد زمان محدودتري براي انجام همه انها وجود دارد بنابراين سرعت زندگي كه فرد حس مي كند بيشتر مي شود.

چيزي كه در دوره ي نوجواني، نوجوان متوجه آن مي شود اين است كه انتظارات متعددي براي برآورده شدن وجود دارد، كارهاي بيشتري براي انجام دادن دارد، و بايد مديريت بيشتري بر انجام مسئوليت هايش داشته باشد. بنابراين، با اين توصيفات، ميزان انتظارات زندگي در دوره راهنمايي، دبيرستان و بعد از فارغ التحصيلي افزايش مي يابد.

سرعت زندگي در دوره ي راهنمايي

دوره راهنمايي مثال خوبي است براي افزايش انتظارات زندگي، اين دوره براي سازماندهي خود و فعاليت هاي اجتماعي نسبت به دوره ي دبستان پيچيدگي بيشتري دارد و تعداد كمي از مردم مي توانند همه ي انتظارات را برآورده سازند. در اين بخش اموزشي بزرگتر، معلمان بيشتري وجود دارند كه كارها را تخصصي تر انجام مي دهند، و قوانين بيشتري براي رعايت كردن وجود دارند، در حالي كه ارتباط با همسالان باعث رقابت بيشتر و در برخي مواقع براي دانش آموزان براي افزايش فشار درحفظ موقعيت اجتماعيشان ظالمانه خواهد بود. با ميزان بالاي انتظاراتي كه به صورت همزمان از او دارند انجام دادن اين همه كارها غير ممكن به نظر مي رسد.

همچنين بسياري از تقاضاهاي انتخابي نيز وجود دارند كه نوجوانان مي توانند براي دنبال كردن آن‌ها دست به انتخاب بزنند. براي نمونه، انتقال به دوره ي راهنمايي، ورزش هاي مورد علاقه نوجوان و انتخاب اينكه نوجوان مي خواهد چه رشته ي ورزشي را ادامه دهد.

چيزي كه آنها به سرعت متوجه آن مي شوند اين است كه مدرسه و والدين چقدر نسبت به رشته هاي ورزشي در دوره ي راهنمايي نسبت به دوره ي دبستان از خود جديت نشان مي دهند، و بيشتر از انها انتظار داشته و روي آنها حساب مي كنند. در مقايسه با دوران دبستان كه زمان بيشتري براي بازي كردن داشتند. اكنون بايد كار بيشتري انجام دهند.

رشته هاي ورزشي كه در دوره ي دبستان بيشتر تفريحي بودند در دوره ي راهنمايي رقابتي تر شده اند و بايد تلاش شود كه آنها را به صورت موثرتر انجام دهند.

اين انتقال بازنمايي انتخاب رشته ورزشي است كه احتمالا نوجوان آن را در آينده دنبال خواهد كرد- آيا انها اين فعاليت ها را در شرايط سخت تري نيز پيگيري خواهند كرد؟ نوجوان مي تواند در اين دوره انتخاب كند كه فعاليتي را دنبال كند و يا اينكه آن را رها كند. بدتر اين است كه بايد براي برآورده كردن انتظارات تلاش بيشتري انجام دهد و ديگر به اين فعاليت ها به چشم يك سرگرمي نگريسته نمي شود.

بنابراين يك دانش آموز انتخاب مي كند كه انرژي اش را صرف فعاليت هاي ورزشي كند، و دانش اموز ديگر كار ديگري برمي گزيند.

سرعت زندگي در دوره ي دبيرستان

با توجه به اينكه نوجوان با رشد توانايي هايش به دبيرستان وارد مي شود: «من هر فعاليتي را كه دوست دارم انجام مي دهم، سخت ترين تلاشهايم براي انجام كارها باعث شده است كه كارها را درست انجام دهم، در كلاس هاي پيشرفته ثبت نام مي كنم و سطح توانايي هايم را بالا نگاه مي دارم، هر زمان كه دوستانم به من نياز داشته باشند من در آنجا حضور خواهم داشت. من زياد غذا مي خورم، كم مي خوابم، بعضي وقتها در مورد تمام كارهايي كه بايد انجام دهم سرگيجه مي گيرم. ولي من هيچ كدام از اين كارها را نمي توانم رها كنم!»

سرعت زندگي اين دختر جوان را در نظر بگيريد: او مي خواهد كه هر چيزي را كه برايش ارزشمند است انجام دهد، تصورش اينست كه بايد هركاري را به بهترين نحو انجام دهد و به خاطر نياز دوستانش فداكاري كند. بنابراين حق با اوست: در يك لحظه او تمام كارهايي كه از او انتظار مي رود را انجام مي دهد، ولي اين مسئله باعث مي شود كه علائم استرس و رفتارهاي عصبي به عنوان نتيجه ي اين كارها در فرد مشاهده مي شود، از نداشتن استراحت كافي، و از اينكه مجبور است كارهاي زيادي انجام دهد احساس ناراحتي مي كند. زماني كه فرد به صورت مداوم با انتظارات و توقعات مواجه مي شود معمولا استرس، خستگي، دردهاي آزار دهنده، از دست دادن مراقب هاي هميشگي را تجربه مي كند، و يا اينكه ديگر ظرفيتي حتي براي انجام كارهاي پايه را ندارد.

با اين وجود، او در اين رابطه در اشتباه است: در حقيقت، او مي تواند سرعت زندگي اش را كاهش دهد در نتيجه سطح استرسش كاهش مي يابد. او مي تواند سه تنظيم كننده روان شناختي خواسته ها يعني اهداف شخصي، استانداردهاي شخصي، و محدوديت هاي شخصي را كنترل كند، هر چيزي را كه او بخواهد مي تواند شروع و يا پايان دهد حق انتخاب با اوست.

اهداف بايد با بلند پروازي همراه باشند: چقدر خواهان رسيدن به هدف در اين لحظه است؟

استانداردها بايد همراه با كمال گرايي باشد: چقدر انچه كه انجام مي دهد  را باور دارد؟

محدوديت هايي كه بايد براي انجام كار تحمل شوند: چقدر مي تواند در هر زماني مسئوليت كاري را بپذيرد؟

پس از فارغ التحصيلي

در آستانه ي آخرين دوره ي نوجواني، دوره ي استقلال طلبي (۱۸ تا ۲۳ سالگي)، سطح توقعات در اين دوره از دوره هاي ديگر بيشتر است، اين مسئله كه يك نوجوان در انجام مسئوليت هايش را در دوره ي دبيرستان ياد گرفته باشد براي نوجوان بسيار كمك كننده است كه اهداف، استانداردها، و محدوديت هايش را مشخص كند بنابراين او مي تواند به سرعت دادن به زندگي اش ادامه دهد كه مي تواند باعث فعال نگه داشتن او شود بدون اينكه او براي انجام كارهايش اجباري داشته باشد.

با پايان ۴۸ ماه دوره دبيرستان، بنابراين او به دوره اي منتقل مي شود كه استقلال بيشتري به دست مي آورد، پس به راحتي احساس اضطراب، هيجان و آمادگي براي ناتواني به سراغش مي آيد. فارغ التحصيلي به چهار منبع متفاوت ديگر براي تغيير توقعات سرعت خواهد بخشيد و فعاليت هايي را دنبال مي كند و يا انجامشان را متوقف مي كند و او از شرايطي به شرايط ديگر منتقل مي شود.

او بايد كارهايي را شروع كند كه برايش جديد است- مانند زندگي كردن دور از خانه.

او كارهايي را كه درميان گروه دوستانش در مدرسه انجام مي داده است را متوقف مي كند.

او يك سري فعاليت هايش را افزايش خواهد داد- براي مثال در مقابل مسئوليت هايش مديريت بيشتري بر خودش خواهد داشت.

او يك سري مسائل را كاهش خواهد داد مانند وابستگي به حمايت مالي والدين و يا ديگر حمايت ها. در اينجا كارهاي بسيار زيادي است كه بايد ياد گرفته شود و برايشان برنامه ريزي شود.

تفسير مبارزه ي يك جوان براي براوردن انتظارات در دوره ي پاياني نوجواني: «بعضي وقتها فكر مي كنم كه زندگي ام خارج از كنترل است. زمان خيلي كوتاه است. من نمي دانم كه چطور همه ي اين موارد را با هم حفظ كنم و همه ي كارهايم را انجام دهم!»

رشد بيشتر سرعت بيشتر. نوجوانان بزرگتر بايد خود را به حدي برسانند كه با بزرگسالان براي استقلال در انجام كارهايشان برابري كنند. بنابراين بايد بيشتر تلاش كرد و مسئوليت پذيرتر بود.

در اين زمان آسيب پذير، اين مسئله كه يك نوجوان بتواند سطح توقعات را تنظيم كند و بتواند سرعت زندگي اش را در حد اعتدال نگه دارد، با انتخاب اولويت هاي شخصي و سرعت بخشيدن براي دستيابي به اهداف دستيافتني، استانداردهاي نرم و محدوديت هاي واقعي مي تواند واقعا كمك كننده باشد. «اين وظيفه ي من است كه تصميم بگيرم كه چقدر تلاش كنم، چقدر كارم را خوب انجام دهم، و چه مقدار كارها را به عهده بگيرم. به هر حال من هم انسان هستم.»

براي والدين، زماني كه آخرين نوجوان خانه را ترك مي كند، ديگر لزومي براي نظارت و جمايت وجود ندارد، بنابراين سرعت زندگي كاهش مي يابد. پس از مدتي كه والدين زمان كافي نداشتند اكنون به عنوان والدين فعاليت ها رو به كاهش است: «با اينكه بچه مان رفته بسيار سخت است تصميم بگيري كه براي خودمان چه كاري انجام بدهيم!»

منبع:مشاوركو


طول آلتم در حالت نعوظ

آلت تناسلي كوچك

با سلام،من پسري 20 ساله هستم.با وزن 78 و قد 170.طول آلتم در حالت نعوظ حدود 11 سانتي متر است.در جمع پسرانه متوجه شدم كه طول آلتم از همه كوچكتر است.لطفا در مورد راهكار ماساژ جهت افزايش سايز راهنماييم كنين


بهداشت خواب نوزادان

سبك زندگي سالم

سلامت  و خواب نوزاد و كودك نوپا

خواب نوزاد مي تواند يك زمان آرامش براي شما و كودك شما باشد. اما فرايند وادار كردن كودك به خواب در طول روز مي تواند نتيجه اي كاملا برعكس داشته باشد. اصول اوليه خواب نوزادان را بدانيد.

براي نوزادان تازه متولد شده كمي زمان نياز است تا زمان بندي خواب داشته باشند. در طول ماه اول،  نوزادان معمولاً به طور پيوسته  با فاصله نسبتا يكساني بين خواب و شير خوردن، به خواب مي‌روند و بيدار مي‌شوند.

براي مطالعه بيشتر:

بهداشت خواب كودكان

ماساژ براي كمك به آرام خوابيدن نوزادان

همانطور كه نوزادان بزرگتر ميشوند زمان خواب نوزاد به طور معمول طولاني تر شده و قابل پيش‌بيني تر مي شود. به عنوان مثال:

سنين چهار ماه تا يك سال. بعد از دوره تولد نوزاد،  نوزاد شما احتمالاً دو بار در روز خواهد خوابيد، يكبار در طول صبح و بار ديگر در اوايل بعد از ظهر. برخي از نوزادان همچنين به خواب عصر نيز نياز دارند. بسياري از نوزادان در مجموع ۳ ساعت يا بيشتر در طول روز مي خوابند.

سنين يك سال و بالاتر. در اين سنين كودك شما احتمالاً خواب صبح را نخواهد داشت و تنها در طول بعد از ظهر به مدت ۲ يا ۳ ساعت خواهد خوابيد. در طول اين دوره گذار دقت داشته باشيد كه زمان خواب كودك تان را حدود نيم ساعت بيشتر كنيد تا به او در تنظيم خواب كمك كنيد. بسياري از كودكان خواب بعد از ظهر را تا سنين ۳ تا ۵ سال ادامه مي دهند.

با اين حال به ياد داشته باشيد كه هر نوزادي متفاوت بوده و زمانبندي خواب براي هر نوزاد مي تواند به طور قابل ملاحظه اي متفاوت باشد.

براي آماده كردن نوزاد براي وقت خواب موارد زير را در نظر داشته باشيد:

  • تنظيم وضعيت. يك محيط تاريك، آرام و نسبتا خنك مي تواند به تشويق نوزاد شما به خواب كمك كند.
  • كودك خود را در حالت خواب آلود اما بيدار در تخت خواب بگذاريد. پلك هاي افتاده، مالش چشم و بهانه گيري مي‌تواند نشانه هاي اين امر باشد كه كودك شما خسته است. هرچه بيشتر صبر كنيد كودك شما ممكن است بهانه گير تر و خسته تر شود و به خواب رفتن او ممكن است به همان نسبت سخت‌تر شود.
  • از نگه داشتن، تاب دادن و شير دادن نوزاد جهت خواب خودداري كنيد. در نهايت اين ممكن است تنها راهي باشد كه كودك شما ميتواند به كمك آن به خواب رود. در صورتي كه نوزاد شما تمايل دارد تا در آغوش شما بعد از شير خوردن به خواب رود، بعد از آن اقدامي آرام كنيد مانند تغيير پوشك يا خواندن يك داستان كوتاه.
  • مراقب باشيد. كودك خود را به پشت بخوابانيد و تخت يا پتوي زيرين يا ملحفه ها و ديگر اقلام نرم را تميز كنيد.
  • پايدار باشيد. در صورتي كه نوزاد شما در همان زمان و در هر روز براي مدت زمان مشخصي بخوابد، بيشترين خواب روزانه را خواهد داشت. البته موارد استثنايي اجتناب ناپذير هستند و به كودك شما آسيب نمي رسانند.

گريه كردن نوزادان زماني كه آنها را براي خواب پايين ميگذاريد عادي است اما اگر براي دقايقي تنهايشان بگذاريد، بسياري از نوزادان آرام خواهند شد. اما اگر آنها بيش از چند دقيقه طول كشيد نوزاد خود را چك كنيد و كلمات آرام بخش به او بگوييد، مجددا به او زمان بدهيد تا آرام بگيرد.

اگر نوزاد شما بعد از چند دقيقه كه شما او را در تخت خود گذاشتيد، بيدار شد و خود را خيس نكرده و مريض و  گرسنه نبود، سعي كنيد صبور باشيد و خود- آرام بخشي كودك را تشويق كنيد. ممكن است شما او راد به آرامي نوازش كنيد يا از ماساژ و شير دادن براي زمان كوتاهي استفاده كنيد.

همچنين به ياد داشته باشيد كه نوزادان اغلب در طول خواب فعاليت دارند، دست ها و پاهاي خود را تكان ميدهند، لبخند مي زنند، ميك مي زنند و به طور كلي بي قرار به نظر مي رسند. اشتباه در مورد اينكه تكان خوردن كودك نشان از بيدار شدن و نياز به تغذيه است، خيلي آسان است. به جاي برداشتن بلافاصله نوزاد چند دقيقه صبر كنيد تا ببينيد آيا نوزاد شما مجدداً مي خوابد يا نه.

اين بسته به اين است كه كودك شما در طول شب تا چه اندازه خوب خوابيده است. برخي از نوزادان روز و شب خود را قاطي مي كنند- در طول روز بيش از شب مي خوابند. يك روش براي تنظيم خواب نوزاد، محدود كردن خواب هاي روزانه است- خصوصا خواب هايي كه در اواخر بعد از ظهر دارند- به بيش از سه يا ۴ ساعت براي هر خواب. در صورتي كه نوزاد شما به مدت طولاني در روز بخوابد، ممكن است خوابيدن در زمان شب براي او سخت‌تر شود.

برخي از نوزادان و كودكان بزرگتر وارد دوره اي مي شوند كه در آن از خواب سر باز مي‌زنند، حتي در صورتي كه هنوز به استراحت نياز داشته باشند. چنانچه اين مورد اتفاق بيفتد، سعي كنيد زمان خواب شبانه ي نوزاد خود را تنظيم كنيد. اندكي زودتر و يا ديرتر كردن زمان خواب شبانه مي‌تواند به نوزاد كمك كند تا در طول روز بهتر چرت بزند.

كمك به نوزاد خود جهت داشتن ميزان مناسبي از خواب روزانه هميشه هم آسان نيست. در صورتي كه برخي از روزها چالش برانگيز تر از ديگر روزها باشد احساس بدي نداشته باشيد. به ياد داشته باشيد به نشانه هايي كه نوزاد شما خسته است و تلاش مي‌كند خواب معمول خود را به طور مستمر حفظ كند توجه نشان دهيد.

اگر سوال و يا نگراني در مورد زمان بندي خواب نوزاد خود داريد با پزشك او صحبت كنيد.

منبع: كودك و نوجوان


لكنت زبان در كودكان

يكي از مسائل و مشكلات خاص دوران كودكي اختلالات و  نارواني­هاي گفتاري است كه از جمله شايع­ترين آنها مي­توان از لكنت زبان نام برد. بر طبق چهارمين راهنماي تشخيصي و آماري بيماري­هاي رواني، لكنت زبان نوعي آشفتگي و اختلال در رواني گفتار است كه به صورت تكرار صداها، كشش صداها، قطع­رواني كلام، تكرار كلمات، مكث بين واژه­ها، ناموزوني تكلم و جايگزين كردن واژه ها به منظور جلوگيري از كشش صداها در بين كودكان و نوجوانان مشاهده مي­شود.

اغلب كودكاني كه دچار لكنت زبان هستند، مي­دانند كه چه مي­خواهند بگويند و شايد بارها نيز آن را تمرين وتكرار كرده­اند. ولي به­ راحتي و در شرايطي خاص قادر به بيان آن نمي­باشند. آنان براي اين­كه بتوانند فشار حاصله از وقفه­هاي غيرارادي كلام­شان را كاهش دهند، دچار پريشاني و آَشفتگي مي­شوند و سعي دارند با  تلاش و كلنجار بسيار حرف خودشان را بزنند.

همانطور كه هيچ دوكودكي كاملاً شبيه به هم نمي­باشند، لكنت نيز در همۀ كودكان به يك شكل نمي­باشد. درگروهي از كودكان لكنت همراه با اضطراب، فشارهاي عصبي، تيك­هاي جسماني، تغيير حالات چهره و حتي گريۀ كودك است و در گروهي ديگر، لكنت موجب ناتوانايي هاي شديد ارتباطي درآنان مي­شود. لكنت در بين­كودكان خردسال، ناپايدار وگذراست و مي­تواند از يك روز به روز ديگر و از يك موقعيت تا موقعيت ديگر تغيير كند.

براي مثال، كودكي ممكن است به صورت تدريجي دچار لكنت شود و اين اختلال در او ماندگار شود، در حالي­كه ممكن است دركودكي ديگر، كاملاً ناگهاني و به يك ­باره شروع شود و حتي به يك باره نيز از بين برود.علت اين تغييرات مي­تواند با حالات روحي – رواني، خستگي، نگراني و شتاب او براي توضيح دادن مطلب در ارتباط باشد.

آن­چه كه در اين خصوص حائز اهميت مي­باشد آن است كه، اگر كودك تازه شروع به لكنت كرده است و پس از مدتي بهبود نيافته است، ممكن است نارواني درگفتار او موجب تنش، اضطراب و ناكامي او در مراحل مختلف زندگيش شود كه بهتر است در همان اوان كودكي به دنبال كمك متخصصين بود.

در اغلب موارد لكنت­ها و نارواني­هاي­ گفتاركه ثابت­و پايدار مي­شوند، ممكن است با افزايش سن بهبود نيابند و مسائل و مشكلات فراواني براي كودك به وجود آورند.

ميزان شيوع لكنت زبان

ميزان شيوع لكنت زبان در بين كودكان تقريباً ۵ درصد است و معمولاً تا سنين جواني، ۸۰-۵۰ درصد اين افراد با رسيدگي و درمان­به موقع بهبود پيدا مي­كنند. هم­چنين لكنت زبان در بين پسرها ۵-۴ برابر دخترهاست و سير بيماري نيز در بين پسرها طولاني­تر است.

به­ طوركلي، اغلب مشكلات­گفتاري در سنين ۵-۲ سالگي (يعني زماني كه كودكان در حال فراگيري مهارتهاي كلامي گوناگون، استفاده از لغات جديد، به­كارگيري جملات طولاني­تر، صحبت در ميان جمع و بيان نظرات و افكارشان هستند) و ۷-۵ سالگي (يعني زمان آغاز مدرسه، برانگيختگي براي يادگيري و كنجكاوي، هيجان ناشي از كلاس و درس، كسب مهارتهاي اجتماعي و ورود به اجتماع بزرگ­تر هستند) ،آغاز مي­شود.

مشخصات باليني لكنت زبان

اغلب كودكان در ۱۵-۱۲ ماهگي شروع به صحبت­كردن مي­كنند­و در ۲۴-۱۸ ماهگي با ساختارهاي دستوري صحبت مي­كنند. كودكاني كه لكنت دارند، ميانگين زمان گفتارشان پايين است و تكلم را ديرتر آغاز مي­كنند. اين­گونه كودكان الزاماً درساير مهارتهاي رشدي خود كند نيستند. پژوهشگران طي تحقيقي دريافتند كودكان مبتلا به لكنت از تعداد بيشتري ازگفته­هاي تك واژگاني استفاده مي­كردند.

* ساختارهاي سادۀ دستوري رابه كار مي­بردند

* اشتباهات دستوري بيشتري داشتند.

* اشتباهات بيشتري در توليد اصوات داشتند.

* در مقايسه با كودكان سالم ۲ ماه تأخير رشد كلامي داشتند.

تشخيص لكنت زبان در مراحل اوليه بسيار مشكل است؛ زيرا اغلب كودكان خردسال بدون اينكه هيچ مشكل و يا زمينه­اي براي گسيختگي هاي گفتاري داشته باشند. علائمي از لكنت زبان دارند. گروهي از آنها چندان به اين مشكل خود اهميت نمي­دهند واگر چند بار هم نتوانند كلمه­اي را به درستي بيان كنند. هيچ ناراحت نمي­شوند. درحالي­كه گروهي ديگر، كمترين گرفتگي زبان تأثيري عميق بر رفتارهاي اجتماعي آنان مي­گذارد و سخت تلاش مي­كنند تا لغات و واژگان را به درستي بيان كنند. در نهايت نيز از اين­كه نمي­توانند آن­طور كه مي­خواهند صحبت­كنند، دچار نا­اميدي و ناكامي مي­شوند. شدت لكنت زبان دركودكان مي­تواند از حادترين تا كمترين حالات متغير باشد. متخصصان گفتاردرماني براي تشخيص و شناسايي كودكاني كه دچار لكنت زبان هستند، به علائم  زير توجه مي­كنند؛

* تكرار صداها و هجاها (مثل، من من ، من من ،او او او )

* كشش يا امتداد دادن صداها (مثل تكرار صدايي مممم ماما، تكرار ه يجايي مامامامان)

* در ميان اندازي

* مكث درون واژه­ ها

* انسداد قابل شنيدن و ناملفوظ (مكث­هاي پر و خالي)

* جايگزين كردن برخي لغات به­منظور عدم گفتن كلمات مشكل

* تكرار واژه­ هاي تك هجايي

* انجام حركات اضافي مثل، چشمك زدن، تيك، لرزش فك­ها و لب و دهان

* بيان واژه­هاي مشكل كه با تنش فيزيكي ادا مي­شوند.

تمام موارد فوق علائم لكنت زبان هستند و چنان­چه والدين، مربيان و نزديكان تصور مي­كنند كودكي با اين خصوصيات صحبت مي­كند،بهتر است با اتخاذ روش­هاي مناسبي درصدد بهبود او برآيند و اجازه ندهند لكنت در او سال­هاطول بكشد؛ زيرا گفتن اين جمله كه خودش خوب خواهد شد مشكلي از كودك حل نمي­كند.

براي درمان لكنت زبان كودكان روشهاي بي­شماري وجود دارد كه هر يك بر ديدگاهي خاص تدوين شده­ اند، از جمله روش­هاي روانكاوي، گروه درماني، خود درماني، دارو درماني، شناخت درماني و …

در برخي موارد، درمان لكنت زبان نياز به جلسات متعددي دارد كه لازمۀ آن ايجاد ارتباط مناسب و موثر با كودك و والدينش است. به­ طوركلي هرچه كودك از نظر سني بزرگتر باشد، برنامۀ درماني طولاني­ تري نياز دارد. هدف درمانگر براي بهبودي كودكان خردسال مبتلا به لكنت آن است كه مانع از پيشرفت مشكل او شود و درهمان ابتدا آن را درمان كند. هرچه درمان ديرتر آغاز شود و كودك بزرگ­تر باشد، احتمال بهبودي كامل كمتر مي­شود. در ادامه مقالات اين سايت به بحث درمان لكنت زبان بيشتر خواهيم پرداخت.

منبع:فارس پاتوق


مراجعه به يك متخصص گفتاردرماني

برخي از كودكان در گفتن برخي كلمات و صداهاي خاص مشكل دارند. اين مسئله مي تواند اذيت كننده باشد چون ديگران شايد با درك آنچه آنها تلاش ميكنند بگويند مشكل دارند.

خبر خوب آنست كه بچه هايي كه در گفتن صداهاي خاص يا درك ديگران مشكل دارند ميتوانند به يك نوع خاص از پزشك براي كمك بروند – متخصصين گفتار درماني (همچنين آسيب شناسان زبان گفتاري ناميده مي‌شوند).

متخصصين گفتار درماني چه كمكي مي‌كنند؟

متخصصين گفتاردرماني به مردم در همه رده هاي سني با اختلالات متفاوت زباني و گفتاري كمك مي‌كنند. اينجا برخي از اين اختلالات اورده شده اند:

اختلالات مفصل بندي: اين اختلال زماني است كه يك كودك با گفتن صدايي خاص يا گفتن صحيح كلمه اي مشكل دارد. مثلا ممكن است “گربه” را “دربه” بگويد. يا بيسكوييت مانند گفتن بيچوئيت به نظر برسد. نوك زباني صحبت كردن به عنوان اختلالات مفصلي در نظر گرفته ميشوند.

اختلالات رواني يا سيالي كلام: اگر بچه اي صداهاي خاصي را تكرار ميكند و با گفتن كلمه كامل مشكل دارد، او شايد اختلال رواني (روانگويي) دارد (مانند لكنت). براي مثال ، بچه اي كه تلاش ميكند تا «خانه» را بگويد شايد روي «خ» گير كند و بگويد «خا-خا-خا-نه » . يا او صداهاي هاي خاصي را بيرون بكشد و بگويد «خخخخخخخ-اااا-نه». لكنت يك اختلال سيالي رواني كلام است.

در مورد لكنت بيشتر بخوانيد: لكنت زبان در كودكان

اختلالات تشديد: يك بچه شايد اختلال صدايي دارد اگر مردم با درك انچه او مي گويد  مشكل دارند. اين بچه ها شايد جمله را با صداي بلند و واضح شروع كنند، ولي در آخر من من كنان و آرام باشد. بعضا به نظر ميرسد اين بچه ها سرما خورده اند و يا تو دماغي صحبت مي كنند.

اختلالات زباني: بچه اي كه با درك مردم مشكل دارد يا در قرار دادن كلمات كنار هم براي بيان افكار مشكل دارد شايد اختلال زباني دارد.

چه كسي گفتار درماني نياز دارد؟

بسياري از بچه ها به متخصصين گفتار درماني مراجعه مي كنند و اين راه خوبي براي يادگيري صحبت كردن به صورت شفاف است. بعضا يك بچه يك شرايط طبي دارد كه صحبت كردن را بيشتر سخت ميكند. برخي از اين شرايط عبارتند از:

  • اختلال شنوايي
  • عضلات ضعيف در اطراف دهان
  • شكاف لب يا كام
  • برآمدگي صوتي/ خشونت صدا
  • اختلال اوتيسم
  • اختلال تنفسي
  • اختلال بلع

 

گفتار درماني شبيه چيست؟

وقتي يك بچه براي اولين بار متخصص گفتار درماني را ملاقات مي‌كند يك آزمون صحبت كردن( گفتاري) خواهد داد. نگران نباشيد، شبيه آزمونهاي مدرسه نيست. اين آزمن يك راه براي پيدا كردن نوع مشكلات گفتاري است كه بچه دارد. از بچه خواسته خواهد شد تا كلمات و صداهاي خاصي را بگويد. اين شايد qبط شود پزشك شايد چيزهايي را در پايين آزمون بنويسد. آزمون به پزشك كمك خواهد كرد تا نياز هاي بچه را شكل بدهد و تصميم بگيرد كه كدام درمانها نياز است.

در مان مشكلات گفتاري تمرين است. اگر بچه اي با بيان يا روانگويي مشكل دارد، پزشك براي نشان دادن چگونگي توليد صداي مناسب زمان صرف خواهد كرد. پزشك صدا ها را نشان ميدهد واز بچه ميخواهد براي كپي از آنها تلاش كند. كپي كردن راهي كه پزشك لبهايش، دهان و زبانش را براي ساخت صداي درست را حركت ميدهد.

اگر پزشك شما به شما با اختلال زباني كمك ميكند، جلسات شما كمي شبيه مدرسه به نظر ميرسد. او به شما با گرامر (دستور زبان) كمك خواهد كرد- كه چگونه كلمات را به طور مناسب با هم قرار بدهيد براي شكل دادن جملات شفاف و افكار. اگر شما با چيزي كه ميشنويد مشكل داريد، شايد شما بازي هايي را بازي كنيد كه روي اين مهارت ها كار ميكنند. براي اطلاعات بيشتر اين مقاله را بخوانيد: گفتار درماني و توانبخشي كلامي

 

درمان چقدر طول ميكشد؟

برخي از درمانها كوتاه برخي طولاني هستند. كه به مشكل كودكي كه روي ان كار مي شود وابسته است. يك بچه شايد پزشك را در هفته يك بار و يا چند بار در هفته ببيند. درمان ميتواند چند هفته، چند ماه يا چند سال طول بكشد.

اگر شما مشكل گفتاري داريد، بهترين توصيه تمرين است، تمرين است، تمرين است. ايجاد زمان براي كار روي مهارتهايي كه پزشك براي شما نشان ميدهد. شايد صرف كمي وقت قبل خواب براي تمرين جلوي آيينه. از والدين تان بخواهيد با شما كار كنند.

درست مثل حفظ كردن جدول ضرب كار سخت ميخواهد.

خدمات گفتار درماني مركز ما: گفتار درماني

مي‌خواهيد يك متخصص گفتار درماني بشويد؟

متخصصين گفتار درماني به دانشگاه ميروند تا كارهاي گفتار و چگونگي كمك به مردمي كه مشكلات گفتاري دارند ياد بگيرند. براي يك متخصص گفتار درماني بودن ، شما نياز به فارغ التحصيلي از دانشگاه و گرفتن درجه ليسانس يا بالاتر داريد. متخصصين گفتار درماني همچنين بايد يك آزموني را براي نشان دادن اينكه آنها كارشان را مي‌دانند بگذرانند.

منبع: كودك و نوجوان


عوامل موثر بر شخصيت كودك

عوامل موثر بر شخصيت كودك

 

محيط خانواده اولين و مهم ترين محيطي است كه كودك شاهد روابط انساني در آن است. تحقيقات زيادي توسط روانشناسان و جامعه شناسان در مورد تجارب سالهاي اول كودكي انجام شده است. اين تحقيقات نشان ميدهند تجربه هاي كودك در سال هاي اول زندگي كه بيشتر در خانواده اتفاق مي افتد نقش سازنده و زير بنايي در شخصيت كودك و رفتارهاي بعدي او دارد.

لذا پژوهش هاي دامنه داري درباره اثر عوامل خانوادگي بر شخصيت و رفتار كودك صورت گرفته و عوامل چندي مشخص شده است در اينجا قصد داريم به اختصار اثر عواملي از خانواده مانند: شيوه تربيتي والدين، جايگاه سني كودك در خانواده، تعداد اعضاي خانواده، روابط فرزندان خانواده،  را بر شخصيت و رفتار كودك بررسي كنيم.

 

شيوه تربيتي والدين:

هدف والدين از تربيت كودك، آماده سازي او براي زندگي در آينده  پذيرفتن مسئوليتها و نقش هاي متعدد در جامعه است. شيوه هاي تربيتي كودكان در طي چند دهه گذشته دگرگون شده است. در گذشته انضباط سختي براي كودكان در نظر گرفته مي شد، اما اكنون محور اصلي تربيت فرزندان توجه به نيازهاي آنها ست و باور بزرگسالان تغيير يافته است كه نياز كودك بايد برآورده شود.

در هر حال، چه والد امروزي و چه والد ديروزي، زماني كه پاي تربيت فرزندش به ميان مي آيد ، از همان شيوه تربيتي استفاده مي كند كه در مورد خودش اعمال شده است. چنانچه پدر و مادر به يك شيوه تربيتي، پرورش يافته باشند در انتخاب سبك تربيتي فرزند خود دچار مشكل نخواهند شد اما اگر هريك از آنها با سبك هاي تربيتي متفاوتي پرورش يافته باشند، در انتخاب شيوه تربيتي فرزند خود دچار اختلاف مي شوند و ناچار خواهند شد كه نظرات خود را در مورد تربيت فرزندشان تعديل كنند. علم روانشناسي نيز در اين ميان بر شيوه تربيتي كه والدين انتخاب مي كنند اثر مي گذارد و خود باعث دگرگوني در تربيت فرزندان شده است.

به طور كلي شيوه هاي پرورشي كودكان به دو گروه كلي تقسيم مي شود: شيوه هاي مسبتدانه و شيوه هاي آزادمنشانه. زماني كه صحبت از شيوه تربيتي مستبدانه براي كودكان است، منظور وجود انظباط سخت از طرف والدين، پيروي بي چون و چرا از مقررات و دستورات سخت و خشك استاد و تنبيه هاي قهر آميز در برابر اشتباهات كودك مي شود. اما بر شيوه هاي تربيتي آزاد منشانه اصول برگفتگوي دوستانه، توضيح علت ها و آوردن استدلال براي رفتارها و گفتارهاي كودك و همچنين تنبيهات ملايم در برابر اشتباهات كودك است. هر يك از دو گروه امكان تقسيمات فرعي بر اساس شدت و ضعف پايندي والدين به شيوه تربيتي را مي توان مشاهده كرد. ممكن است والدين مستبدانه سخت گير باشند تا اعمال محدوديت منطقي پيش روند و در والدين آزادمنشانه از يك برنامه دقيق و منسجم تا سهل انگاري به پيش روند. گروه ديگري از روانشناسان سه سبك تربيتي مستبدانه، سهل انگارانه، مقتدرانه را معرفي مي كنند كه با توجه به شدت و ضعف در هر سبك قبلا عنوان شده تضادي بين دو تقسيم بندي وجود ندارد.

پس شما والدين عزيز با انتخاب سبك تربيتي مناسب براي فرزندتان در شكل گيري صحيح شخصيت او در ساله اي اوليه زندگي گام موثري برداشته ايد. انتظاري مي رود شما جهت كنترل رفتارها و گفتارهاي فرزندان نه بسيار سخت گير، نه سهل گير باشيد بلكه با شيوه اي مقتدرانه و قاطعانه او را متوجه كنيد قوانيني وجود دارد كه براي شما حائز اهميت است و او بايد آنها را رعايت كند و چنانچه رعايت نكند عواقبي در انتظار اوست و در مورد بعضي فعاليت ها او مي تواند خود به تنهايي تصميم بگيرد.

 

جايگاه سني كودك در خانواده :

اگر يك خانواده را مانند زنجيره به هم پيوسته در نظر بگيريم، هر يك از اين زنجيره ها، متناسب با جايي كه قرار گرفته است مسائل و مشكلات خاص خود را دارد،از فرزند اول تا آخر و حتي تك فرزند بودن. پژوهش ها ي نسبي در مورد جايگاه هر فرزند صورت گرفته است. در توضيح جايگاه سني كودك در خانواده ، جايگاه فرزند اول، دوم ، ميانه و فرزند آخر بررسي مي شود و در آخر تك فرزندي نيز مورد بررسي اجمالي قرار مي گيرد.

 

فرزند اول:

پژوهش ها در باره فرزند اول نتايجي به شرح زير ارائه مي كند، بزرگترين كودك خانواده در برآورده شدن خواسته هاي خود پافشاري و اصرار كمتري دارند. بررسي ها نشان داده است كه بهره هوشي فرزندان بعد از فرزند اول بيش تر است. فرزند اول در سازگاري، به دليل جايگاه خاص خود در خانواده مشكلاتي دارد. فرزند اول با مادر خود رابطه بسيار گرم و صميمي دارد، اما پس از تولد دومين فرزند، از گرمي و صميميت اين رابطه كاسته مي شود. در كل مي توان گفت نخستين فرزند خانواده وضع نامطلوب و دشواري دارد زيرا در سال نخست به دليل مهر و محبت فراوان والدين معمولا فرمانراواي مطلق خانواده  است و تمام وسايل و امكانات در خدمت رفع نيازهاي اوست. اما با تولد دومين فرزند، دوران فرمانروايي مطلق او يكباره به اتمام مي رسد. به همين دليل امكان اينكه فرزند اول براي پدر و مادر مشكلات فراواني به وجود آورد زياد است. فرزند اول مجبور است بار بي تجربگي و ناپختگي والدين را در شيوه نگهداريش تحمل كند و محكوم به نظارت و سرپرستي شديد والدين است. علاوه بر اين مسئوليت نگهداري از برادران و خواهران كوچكتر نيز بر دوش فرزند اول است. زماني كه والدين فرزند اول را تحت نظارت و سرپرستي شديد قرار مي دهند، به طور كلي از او شخصيتي محتاط و محافظه كار مي سازند و همچنين با چنين كاري كودك فاقد اعتماد به نفس لازم براي خصوصيات رهبري است و به آساني تحت تاثير ديگران قرار مي گيرد.از آنجايي كه وقتي فرزند اول به دنيا مي آيد، والدين مي خواهد تمام توانايي و هنر خود را در پرورش و پرستاري از كودك به كار ببرند، با نظارت و سرپرستي شديد خود ، وي را به شخصيتي وابسته تبديل مي كنند و بيش از ساير فرزندان احساس ناتواني مي كند و از طرف ديگر تجربه تلخ او از تولد فرزند دوم و از دست رفتن موقعيت فرمانروايي اش به او مي آموزد كه موقعيت هاي او در زندگي به آساني از دست مي رود و كس ديگري مي تواند جاي او را بگيرد به همين دليل عموما فرزند اول پيوسته نگران است و از يك بدبيني كلي رنج مي برد.

اما فرند دوم از بسياري نگراني ها و نابساماني ها پدر و مادر ، بي تجربگي و نا پختگي پدر و مادر در امان است. تجربه اندوزي والدين در نگهداري فرزند اول به آنها كمك مي كند تا پختگي لازم را در تربيت فرزند دوم به كار بسته و در نظارت و سرپرستي فرزند دوم زياده روي نكنند و علاوه بر اين افزايش تجربه مادر باعث مي شود ارتباط او با فرزند دوم از ثبات بيشتري برخوردار باشد. در آغاز دومين سال زندگي ، فرزند دوم تلاش مي كند خود را به فرزند اول برساند اما چون معمولا قادر به رقابت با فرزند اول نيست دچار احساس شكست و ناتواني مي شود. هر چند والدين براي تعليم و تربيت كودك دوم كم تر تلاش مي كنند، فرزند دوم در آزمونهاي هوشي بهتر عمل مي كند و معمولا فرزند دوم گشاده رو تر و شادمان تر از فرزند نخست است.

 

كودك ميانه:

از سومين فرزند به بعد اما به استثناي فرزند آخر را كودك ميانه مي گويند. پدر و مادر اغلب به دليل توجه خاصي كه به نخستين و آخرين كودك دارند در پرورش فرزند ميانه كمي غفلت مي كنند. كودك ميانه بر خلاف فرزند اول درگير اثبات برتري خود بر ساير خواهران و برادران نيست، كودكان ميانه به آساني تلقين پذير و به راحتي تحت تاثير ديگران قرار مي گيرند و توانايي چندان در تمركز و دقت بر يك مطلب خاص ندارند.

 

آخرين فرزند:

باقي ماندن حالت هاي كودكانه در آخرين فرزند، آشكار است. افراد خانواده معمولا داوطلبانه، كارهاي آخرين فرزند را انجام مي دهند ( كه خودش توانايي انجام دادن آن كارها را دارد) و اين مسئله باعث لوس شدن او مي شود. علاوه بر اين به دليل اينكه سنش از بقيه كمتر است احتمال اينكه وظيفه اي را به دوش او بگذارند كمتر است و همين مسئله  لوس شدن فرزند آخر را تشديد مي كند و اين شيوه برخورد كه مسئوليت كارها را خانواده به دوش مي گيرد اثر بسيار منفي در رفتار و شيوه برخورد وي با زندگي دارد. در روابط بين فرزند آخر و ديگر فرزندان، خواهران و برادران بزرگتر با ايفاي نقش پدر و مادر در اطلاح رفتار وي تنبيه و تشويق مي كنند و اغلب ساير خواهر و برادرها از بي ادبي و مسئوليت ناپذيري كوچكترين خواهر يا برادر خود گله مندند و كوچكترين فرزند خانواده در چنين شرايطي گاه زود رنج و جسور بار مي آيد و متوقع از اينكه اعضاي خانواده او را كمك كنند در نتيجه چنين حالتي فرزند آخر فكر مي كند كارها به خودي خود به وفق مراد وي انجام مي شود و در اين رابطه ديگران زحمتي نمي كشند.

 

تك فرزندي:

پژوهش ها نشان داده است كه افرادي كه تك فرزند خانواده هستند اغلب يكي از دو تيپ شخصيتي را شامل مي شوند: ۱- تيپ بي ادب، از خود راضي، خود پسند و نامحبوب ۲- تيپ حساس و گوشه گير كه از تماس هاي اجتماعي گريزانند و پيوسته به دامان والدين پناه مي برند. پژوهش ها تا حدودي مشخص نموده است كه كودكان شيوه سازگاري با ديگران و ايجاد رابطه صميمانه با گروه هاي اجتماعي را در محيط خانواده و به خصوص در روابطي كه بين خود و خواهران و برادران دارند فرا مي گيرند و كودك كه يگانه فررند خانواده است به دليل محدوديت از اين امكان ، در فراگيري سازگاري اجتماعي با سختي روبه رو است. كودكاني كه تك فرزند هستند چنانچه قبل از ورود به مدرسه هم از موقعيت ها ي مناسب براي يادگيري سازگاري اجتماعي محروم باشد به هنگام ورود به مدرسه با ساير همسالان تفاوت هاي بارزي دارند و دچار مشكلاتي مي شوند اما اكثر تك فرزندها در طي گذر از سالهاي اوليه دبستان سازگاري اجتماعي مطلوب را در ارتباط با همسالان خود فرا مي گيرند.

 

تعداد اعضاي خانواده:

هر خانواده اي را كه در نظر بگيريم مجموعه اي از افراد است كه مي توانند در سنين متفاوتي از يكديگر باشند، عده اي از آنان مذكر و عده اي مونث هستند و مهم است كه برتري اعضاي خانواده با جنس مذكر است يا مونث و يا دو جنس برابر هستند. هر يك از اين عوامل اثر قابل توجهي بر رفتار تك تك اعضاي خانواده مي گذارد، علاوه بر اين تعداد اعضاي خانواده هم مهم مي باشد، در خانواده هاي پر فرزند تقريبا از تمامي جهات با خانواده كم فرزند متفاوت است و اين تفاوت تاثير خود را بر تكامل شخصيتي هر يك از فرزندان به جا مي گذارد. در خانواده هايي كه بيشتر از ۶ فرزند دارند، والدين عموما كوشش چنداني براي تنظيم زندگي فرزندان به خرج نمي دهند و در اين راه نمي توانند موفق باشند. در چنين خانواده هايي اغلب خواهر و برادرهاي بزرگ جانشين پدر و مادر و نقش آنها مي شوند، علاوه بر اين فرزندان چنين خانواده هايي با واقع بيني و سازگاري با واقعيت هاي زندگي آشنا مي شوند ، آنها به آساني با تغيير نقش ، مقام و موقعيت و مسئوليت خو مي گيرند.

اما در خانواده هاي كم فرزند اثري متفاوت بر تكامل شخصيتي كودك دارند يك خانواده كم فرزند موجب برتري هاي اقتصادي – اجتماعي مي شود. در چنين موقعيتي توجه والدين به كودكان بيشتر شده ممكن است موجب زياده روي كودكان در ارزشيابي و تخمين اهميت خود شود. از جمله نكات مثبت در خانواده هاي كم فرزند آن است كه بيشتر و بهتر مي توانند به فكر آموزش و پرورش فرزندان خود باشند و هر فردي داراي فعاليت و نفش معيني مي باشد.

 

روابط فرزندان خانواده:

روابطي كه بين فرزندان خانواده حاكم است از جمله عوامل مهم و تاثير گذار بر شخصيت كودك است،  از جمله عواملي كه اين روابط را تحت تاثير قرار مي دهد مي توان به تفاوت سني ، جنسيت و روابط ميان فرزندان اشاره كرد، براي مثال واكنش پسران در برار برادرانشان عموما با واكنش آنها در برابر خواهرانشان بسيار متفاوت است. رفتار برادر بزرگتر در برابر برادر يا خواهر كوچكتر خود حالتي حمايت گرايانه و حاكي از سرپرستي دارد . اما اگر تفاوت سني با خواهر و برادر زياد نباشد اين رفتار حمايتگرايانه مشاهده نمي شود. علاقه و محبت فراوان والدين يه يكي از فرزندان، در روابط فرزندان ديگر با وي تاثير بسزايي دارد حتي توهم چنين حالتي( يعني واقعا والدين فرزندي را مورد توجه قرار ندهد اما فرزندان چنين چيزي را باور داشته باشند) روابط فرزندان با او را تحت تاثير شديد قرار ميدهد. رقابت و حسادت در ميان كودكان خردسال متداول است اما اگر مادر يا پدري در دوران كودكي نتوانسته باشد مشكل حسادت و رقابت ميان خود با برادران و خواهران را حل كند در بزرگسالي ممكن است خودش به وجود آورنده زمينه مناسب براي دامن زدن به رقابت زيان آور بين فرزندانش باشد. تاكيد بر رقابت بين فرزندان چندان درست نيست زيرا بين آنها روابط عاطفي برقرار است. پژوهش ها نشان داده است كه خواهران بزرگتر به هيچ وجه حاضر نيستند راهنمايي هاي خواهر كوچكتر را بپذيرند و به شدت در مقابل آن مقاومت مي كنند. اما همين خواهر بزرگتر،  اگر خواهر يا برادر كوچكترش دچار نگراني يا ناراحتي شود، تمام تلاش خود را مي كند تا وي را از خطرات احتمالي و نگراني برطرف كند.

منبع:مقالات كانون مشاوران ايران


خواب و خيالتان را به رؤيا تبديل كنيد!

“هر چه كه در اطراف خود مي بينيد، روزي خواب و خيال ديگران بوده است!”

چندين سال پيش من شرايط نسبتا سختي داشتم، ولي هميشه خواب و خيال-هاي عجيبي ذهنم را مشغول مي كرد، خواب ها و خيال هايي كه بارها و بارها در ذهنم تكرار مي شد و تبديل به رؤياهايم مي شد! تمايل به ازدواج با همسر رؤياييم را داشتم، داشتن ماشين رؤيايي، كار رؤيايي و خانه رؤيايي!

با توجه به شرايط من همه اين ها فقط خواب و خيال بودند، دور و دست نيافتني! ولي با اين وجود به آن ها توجه مي كردم و آن ها را رها نمي كردم.

ما اصطلاحا به خواب و خيالي كه براي مدتي تكرار شود و از آن يك تصوير ذهني (اگرچه خيلي گنگ و مبهم) ساخته باشيد رؤيا مي گوييم.

رؤياها بايد كمي دور و دست نيافتني باشند.

نامحدود، بي قيد و بي قانون باشند، هر خواب و خيالي مي تواند يك رؤيا باشد!

اگر رؤياهايتان را به درستي نمي شناسيد، بايد بيشتر به حستان مراجعه كنيد!

رؤياها معمولا جنبه عقلي ندارند و سرشار از احساسات ما هستند.
رؤياها وسعت حريم امپراطوري شما را مشخص مي كنند.

“هر چه كه در اطراف خود مي بينيد، روزي خواب و خيال ديگران بوده است!”

چندين سال پيش من شرايط نسبتا سختي داشتم، ولي هميشه خواب و خيال-هاي عجيبي ذهنم را مشغول مي كرد، خواب ها و خيال هايي كه بارها و بارها در ذهنم تكرار مي شد و تبديل به رؤياهايم مي شد! تمايل به ازدواج با همسر رؤياييم را داشتم، داشتن ماشين رؤيايي، كار رؤيايي و خانه رؤيايي!

با توجه به شرايط من همه اين ها فقط خواب و خيال بودند، دور و دست نيافتني! ولي با اين وجود به آن ها توجه مي كردم و آن ها را رها نمي كردم.

ما اصطلاحا به خواب و خيالي كه براي مدتي تكرار شود و از آن يك تصوير ذهني (اگرچه خيلي گنگ و مبهم) ساخته باشيد رؤيا مي گوييم.

رؤياها بايد كمي دور و دست نيافتني باشند.
نامحدود، بي قيد و بي قانون باشند، هر خواب و خيالي مي تواند يك رؤيا باشد!

اگر رؤياهايتان را به درستي نمي شناسيد، بايد بيشتر به حستان مراجعه كنيد!

رؤياها معمولا جنبه عقلي ندارند و سرشار از احساسات ما هستند.
رؤياها وسعت حريم امپراطوري شما را مشخص مي كنند.
يقينا امپراطوري شما نبايد خيلي محدود باشد، وگرنه ديگر امپراطوري نيست! بلكه يك خانه كوچك است!

شايد باور اين مطلب مشكل باشد، ولي تمامي جهان اطراف ما زائيده خواب و خيال ذهني ديگران بوده است، كه با گذشت زمان بارها و بارها تكرار شده و تبديل به رؤيا شده است، رؤياي ديدن دنيا در يك جام يا همانجام جهان نما امروزه سبب ايجاد تبلت هاي پيشرفته براي مشاهده تمام وقايع دنيا به صورت آنلاين شده است!

بديهي است كه اگر هيچ كسي در هيچ زماني رؤياي داشتن جام جهان نما به ذهنش خطور نمي كرد، هرگز هيچ ابزاري براي مشاهده يكپارچه جهان در آن ساخته و خلق نمي شد!

تحقيقات اخير يكي از دانشگاه هاي غربي نشان مي دهد، كه موفق ترين فوتباليست هاي دنيا در سنين بين ۷ تا ۱۲ سالگي رؤياي قهرمان شدن را بارها و بارها در ذهن و حتي خوابشان مرور كرده اند!

برگرفته از كتاب ثروتمندترين جوان ايراني
منبع: فارس پاتوق


توصيه هاي موفقيت در زندگي

مشاوره خانواده : ده حركت كه توسط مشاوران و افراد موفق جمع آوري شده به صورت مختصر برايتان گرد آوري كرده ايم با توجه به اين توصيه ها موفقيت در زندگي به شما بسيار نزديك مي شود.
ده حركت زندگي را متغير مي كند:

۱. موفقيت چيست:
تنها كسي كه مي داند چه چيزي باعث پيشرفتش مي شود تنهاخود شما هستيد. وقتي هدفي را در نظر داريد بايد فكر خود را به سمت نتيجه ي آخر سوق دهيد.(مهم نيست كه هدفتان چه موضوعي باشد:ادامه تحصيل،بازگشايي يك رستوران،…)

۲. موفقيتي را كه شناختيد تصور كنيد:
وقتي رادر نظر بگيريد كه كار را به پايان رسانده ايد و به خود مفتخر هستيد .حالا تصور كنيد بهترين درآمد را در رستوران جديد خود داريد و از اين موفقيت سراسر شور و نشاط هستيد.براي اين آينده تلاش كنيد و بد بيني ها را از خود دور كنيد.

۳. تنها تكيه گاه خود را تلاشتان بدانيد و واژه حق و لياقت را كنار بگذاريد:
موفقيت شما در آينده هيچ ربطي به گذشته شما ندارد .انتظار راهي آسوده و هموا را از خود نداشته باشيد شايد در اين راه كمي از داشته هايتان را هم از دست دهيد،ولي مهم تلاش براي آينده مطلوب است.

۴. فكرتان را از كوچك به بزرگ سوق دهيد:
هيچ كس نمي تواند در مدت زمان كوتاه به خواسته هاي خود برسد ،بنابراين از تصميمات كوچك شروع كنيد تا به اهداف بزرگ خود برسيد.با شروع يكباره و عجله شكستتان حتمي خواهد بود.آهسته و پيوسته حركت كنيد تا نتيجه بگيريد.

۵.ثابت قدم باشيد:
به تعويق انداختن كارهايتان باعث مي شود استرس شما افزايش يابد .براي خود اجبار تعيين كنيد تا كارتان در هر مرحله به موقع انجام شود و عقب نماند.در اين صورت استرس هم به شما وارد نمي شود و كار طبق روال پيش مي رود.

۶. اولويت بندي در كارتان مهم است:
سعي كنيد سخت ترين و مهم ترين كارها جزو اولين كارهايتان باشد حتي اگر به نظرتان انجام كارهاي كوچك به شما كمك بيشتري مي كند تا كارتان سريعتر پيش رود،تجربه ثابت كرده است كه اراده در اول روز قوي تر است تا پايان روز .البته به ساعاتي كه بازدهي كارتان بيشتر است هم توجه كنيد.

۷. از ديگران هم كمك بگيريد:
شما از عهده همه ي كارها به تنهايي بر نمي آييد. فكر كنيد چه مسائلي را مي توانيد به عهده ديگران بسپاريد.در اين صورت زمان بيشتري براي كارهاي مهمترتان داريد ،از انجام كارهاي بيهوده دست بكشيد تا موفقيت را لمس كنيد.

۸. براي خود همكار داشته باشيد:
براي اينكه اين مسير درست طي شود از دوستان و آشناياني كه هم نظر و شما را درك مي كنند و از موفقيت شما لذت مي برند درخواست كمك كنيد. گاهي از غير منتظره ترين افراد حمايت و محبتي به ما مي رسد كه انتظارش را نداريم و باعث حركتي عميق در برنامه هايمان مي شود.بايد از ذهن خود كمك بگيريد.

۹. انگيزه داشته باشيد:
براي آنكه روند كاري خود را به صورت مستمر ادامه دهيد و تسليم نشويد براي خود مجموعه اي انگيزشي تهيه كنيد. به گفته هاي افرادي موفق و گوش كنيد و موزيك هايي را در اولويت قرار دهيد كه انرژي تان را افزايش مي دهد. محيطي را ايجاد كنيد كه موفقيت تان آسان تر شود.

۱۰. هر كدام از كارهايتان را با دقت انجام دهيد و بعد به سراغ كار بعدي رويد:
اگر فكر ميكنيد خيلي در گير مسائل مختلف شده ايد ،صبر كنيد و فقط بر روي يك كار تمركز كنيد .سعي كنيد هر روز را براي يك كار خاص معين كنيد و موفقيت خود را در همان روز مشاهده كنيد.
منبع: فارس پاتوق