عاشقانه: هر آنچه كه عاشقان پيش از ازدواج بايد بدانند

مشاوره در زمينه قبل از ادواج و درمان مشكلات فردي نامزدان

شنبه ۰۲ اسفند ۰۴

آرزوهايتان را به هدف هاي طلايي تبديل كنيد!

اگر بتوانيد يك آرزو را اصطلاحا با عدد و رقم بيان كنيم، يعني به درستي “چگونگي”، “مسير” و ” زمان” رسيدن به يك آرزو را مشخص كنيم، آن آرزو تبديل به يك هدف در زندگي شما ميشود!

پس بايد در اين مرحله آرزوهايمان را شفاف كنيم.

بايد با خودمان رك و صادق باشيم و كمي هم آرزوهايمان را تغيير دهيم.

پول دار شدن اگر رؤياي شما نباشد، هرگز آرزوي واقعي شما نخواهد بود و تبديل به هدف نخواهد شد، پس انگيزه هاي شما را براي رسيدن به اين هدف سست خواهد كرد!

نمي دانم درست است يا نه، ولي بنظر مي آيد كه هدف و راه رسيدن به آن همزمان ايجاد مي شوند، يعني هنگام خلق هدف بايد راه يا راه هاي رسيدن به آن نيز خلق شود.

ماريا شاراپووا قهرمان زن تنيس دنيا تعريف مي كرد كه زماني يكي از قهرمانان بنام تنيس جهان به محل تمرين من آمد، در آن زمان تنها ۱۳ سال داشتم و طبيعتا او مرا شكست داد، از او پرسيدم:

آيا شما ۴ سال ديگر هم تنيس بازي مي كنيد؟! او با تعجب پاسخ داد: چطور؟!

پاسخ دادم: “مي خواهم آن زمان شما را شكست دهم!”

هدف ها نقشه راه شما هستند. حتي بزرگترين امپراطورها هم در سرزمين خود بدون داشتن نقشه  گم مي شوند!

برگرفته از كتاب ثروتمندترين جوان ايراني
منبع: فارس پاتوق


رؤياهايتان را به آرزو تبديل كنيد!

“آرزو بر جوانان عيب نيست”

چه جمله ژرف و عجيبي!
شما هر چه مي خواهيد مي توانيد آرزو كنيد، معمولا آرزو زائيده عقل و احساس است، يعني جنبه عقلي نيز دارد، در صورتيكه رؤيا بيشتر جنبه حسي و دروني دارد، اگر شما رؤياهايتان را به آرزو تبديل كنيد به نحوي درون و بيرونتان را بهم وصل كرده- ايد!

“رؤياهايتان نقشه ساخت آرزوهايتان هستند!”

آرزوها معمولا كوتاه مدت تر و زائيده شرايط فعلي شما هستند.

آرزوهايي كه از رؤياهاي شما مي آيند، اصيل ترند و با گذشت زمان تغيير چنداني نمي كنند، ولي آرزوهايي كه از رؤياهاي شما سرچشمه نمي گيرند حتي اگر به واقعيت بپيوندند ممكن است به مرور زمان از بين بروند.

آرزوها جنس امپراطوري شما را مي سازند! تمامي اجزاء سلولي، رنگ ها، بافت ها و اتم هاي تشكيل دهنده امپراطوري شما هستند پس بايد به درستي آن ها را بشناسيد.


آرزوهاي پوسيده  متعلق به سرزمين هاي ديگر به درد شما نمي خورند.

برگرفته از كتاب ثروتمندترين جوان ايراني

منبع: فارس پاتوق


معضلي بنام ” كنايه “

زن و مرد به جز اين كه از جملات شبيه به هم استفاده مي كنند گاهي در تصورتشان از جملات متفاوت استفاده مي كنند. “

  

مشاوره خانواده : يكي از بزرگترين  مشكلات  همسران  اين است كه از يك  جمله برداشتهاي  مختلفي دارند ، آنها  از هر لغت براي خود يك  تعبير  دارند كه ديگري از آن بي اطلاع است .

زنان هميشه احساسات خود را بزرگتر از چيزي كه هست نشان مي دهند و براي لغات و جملات خود هيچ محدوديت و معضريتي را لازم نمي دانند اما مردان كلمات را همان گونه كه هست به صورت واقعي مي بينند  و واكنش‌هاي نامعقولي از خود نشان مي دهند. مردان گفته ها ي  زنان را جزء به جزء و حقيقي  معنا مي‌كنند.
براي روابط  بهتر بايد به خانم ها پيشنهاد كنيم كه وقتي با همسرشان گفتگو مي كنند  از لغات حساب شده  وكنترل شده و از روي فكر استفاده كنند و آقايان هم در نوع جملات خانم ها حساسيت به خرج ندهند به آنها ايراد نگيرند.

وقتي زن و مرد با هم گفتگو مي‌كنند و يا سوال و جواب مي‌پرسند، انتظار يك  جواب معقول و درست را دارند. پاسخ‌هايي كه به يكديگر مي دهيد هزاران راه را پيش روي خود مي گذاريد  ، ممكن است جوابتان رابطه را بهتر و روشن تر و نزديكتر كند و يا ارتباط را دردناك و نا به هنجار كند تا به  قطع شدن برسد. وقتي جواب مي دهيد شخصيت دروني خود را به يكديگر نشان مي‌ دهيد.

جواب‌هاي بدون فكر و گزنده و تلخ باعث كدورت و جر بحث بيهوده بين طرفين  شنونده مي‌شود و اين‌ جواب‌ها سادگي و عجول بودن فرد پاسخ‌دهنده را نشان مي‌دهند.

جواب‌هاي گمراه كننده  و سرزنش‌آميز نشان مي دهد طرف شما پر از عقده هاي دروني و اعصابي نا آرام است و نشان مي دهد كه او راه هاي ارتباطي را آموزش نديده است . پاسخ ها يي كه بدون كينه  و سرزنش و با لغاتي كاملا منطقي باشند از رو ي فكر زده شوند جواب هايي صادقانه هستند كه به راحتي خواسته هايتان را نشان مي دهد ، قطعا ارتباط زيبا تري را به جلو سوق مي دهد و حتما داراي پايداري بهتري در زندگي خواهند داشت.

در جايي كه مي توانيم  بطور واضح گفتگو كنيم و دلخوري هاي  خود را از راه هاي آسان و مستقيم حل كنيم  چرا بايد راه هاي كج و سخت را انتخاب كنيم و با طعنه و كنايه با هم صحبت كنيم  و يا به جاي اينكه  مشكلات خود را از پايه حل كنيم با زباني آزار دهنده يكديگر را آزار دهيم .

در اين صورت فقط به مشكلات دامن مي زنيم و ناراحتي ها را بيشتر مي كنيم و هيچ مشكلي حل نمي شود.بهتر است تلاشتان را بر اين بگذاريد كه در زندگي مسائل و مشكلات را خودتان حل كنيد، و مسئله اي را به ديگران واگذار نكنيد و موضوعي را بين خود  حل نشده باقي نگذاريد.

وقتي زن و مرد از هم دلخور مي شوند هيچ تلاشي براي رفع آن انجام نمي دهند  ، وقتي تسليم ناراحتي‌ها و دلخوري‌ها مي شوند و مي گذارند روي هم انبار شود ،همچون ماشيني مي‌شوند كه پر از لجن باشد. اگر اين ماشين  بار خود را خالي نكند، بوي بدش همه را آزار مي دهد.

همسراني  كه رنجش‌هاي خود را بهبود نمي‌ دهند ، بايد در انتظارسرد و تمام شدن رابطه شان  باشند .

وقتي يكي مورد ناراحتي از ديگري مي‌ شود، بي‌منطق، بي حوصله  مي‌شود، حال ببينيد قضاوت چنين افرادي نسبت به يكديگر چگونه است و مشكلات چگونه حل نشده مي مانند.

منبع: مشاورانه


كاندوم و خطاهاي رايج

كاندوم در صورتي كه درست استفاده شود، مي‌تواند از بارداري ناخواسته و بيماري‌هاي مقاربتي پيشگيري كند. متاسفانه يك مقاله جديد كه ۵۰ بررسي درباره استفاده از كاندوم در سراسر جهان را بازبيني كرده است، نشان مي‌دهد كه خطاهاي هنگام استفاده از كاندوم بسيار شايع است.

شايع‌ترين اين اشتباه‌ها گذاشتن ديرهنگام يا برداشتن زودهنگام كاندوم، باقي نگذاشتن فضا در نوك كاندوم براي جمع شدن اسپرم و بي‌توجهي نسبت به آسيب‌ديدگي كاندوم پيش از استفاده از آن بود. به گفته پژوهشگران كه اين نتايج را در نشريه «سلامت جنسي» گزارش كرده‌اند، اين خطاها به نشت يا پارگي كاندوم مي‌انجامد.
به گفته اين پژوهشگران افراد معمولا پيچيدگي استفاده از كاندوم را ناديده مي‌گيرند و هنگام گذاشتن آن حواس خود را جمع نمي‌كنند. سازمان جهاني بهداشت مي‌گويد اگر كاندوم به‌طور درست استفاده شود، مي‌تواند در ۹۸ درصد موارد از بارداري جلوگيري كند اما معمولا ميزان موارد بارداري ناخواسته هنگام استفاده از كاندوم حدود ۱۵ درصد است.

در اين پژوهش كه در انستيتوي معروف پژوهش جنسي كينزي در دانشگاه اينديانا انجام شده است، دانشمندان همه بررسي‌ها درباره خطاها و نارسايي‌هاي استفاده از كاندوم از سال ۱۹۹۵ به بعد را مورد بازبيني قرار دادند. اين پژوهش ۵۰ بررسي از ۱۴ كشور را در برمي‌گرفت.

تجزيه و تحليل نتايج اين بررسي‌ها فهرستي از خطاهاي اساسي هنگام استفاده از كاندوم را به دست داد. براي مثال در اين بررسي‌ها درصد قابل‌توجهي (در برخي از بررسي‌ها بيش از ۵۰ درصد) از افراد گزارش كرده بودند كه كاندوم را اواسط مقاربت به كار مي‌برند، به اين ترتيب منافع كاندوم از لحاظ پيشگيري از بيماري‌هاي جنسي از دست مي‌رود، زيرا تبادلات مايعات در طول مقاربت نه صرفا هنگام انزال صورت مي‌گيرد.

همچنين اين بررسي بيانگر اشتباه‌هاي متعدد افراد در شيوه گذاشتن كاندوم بود. تا ۲۵٫۳ درصد افراد گفته بودند كه به جاي آنكه كاندوم را روي آلت باز كنند، پيش از گذاشتن كاندوم آن را باز كرده‌اند كه شيوه اشتباهي است.

بين يك‌چهارم تا نيمي از افراد در نوك كاندوم فضا براي جمع شدن اسپرم باقي نگذاشته بودند و حدود ۷۵ درصد مردان و ۸۲ درصد زنان، كاندوم‌ها را پيش از استفاده از لحاظ آسيب‌ديدگي وارسي نكرده نبودند.

نتيجه اين خطاها اين بود كه در برخي از اين بررسي‌ها بيش از ۴۰ درصد از افراد پارگي كاندوم و تا ۲۰ درصد نشت از آن را تجربه كرده بودند. ذخيره كردن غلط كاندوم يا استفاده از نوع غلط نرم‌كننده نيز در پارگي يا نشت كاندوم دخيل بود؛ براي مثال مواد نرم‌كننده با پايه روغني باعث تخريب كاندوم‌هاي ساخته شده از لاتكس مي‌شوند.
منبع: تريبون آزاد


پاگذاشتن به سرزمين باورها!

عشق به ايمان نياز دارد و هدف به باور!”

تعيين هدف ما را به هيچ كجا نمي رساند، مگر اين كه آن هدف باور ما باشد، باور يعني بالا تر از رسيدن به هر هدفي، يعني هر آنچه خطوط اصلي ذهني و فكري ما را تداعي مي كند.
نكته ديگر اين كه باور يك بسته شامل خواب و خيال، رؤيا، آرزو، هدف، انگيزه و هر چيز ديگري براي رسيدن به هدف است!

من حدود ۵ سال را صرف خواندن و آموزش ديدن زبان انگليسي كردم، با اين حال توفيق چنداني حاصل نشد، ولي پس از خلق باورم در مدت زماني كمتر از سه سال جهت مكالمه و نامه نگاري هاي بازرگاني ۳ زبان عربي، چيني و آلماني را مسلط شدم!

باور يعني انگيزه به علاوه هدف به علاوه محرك به علاوه هر چيز ديگري كه لازم است براي رسيدن به سرمنزل مقصود!

دوست دارم يكي از معجزات ايجاد باور را برايتان تعريف كنم: پس از پايان دوره دانشجويي به دليل فشارهاي مالي كه به من وارد مي شد، اقدام به كشيدن سيگار مي كردم، پس از خلق باورهاي اصيلم هرگاه كه سيگار مي كشيدم، پس از چند ثانيه هيچ ارتباطي بين خودم و سيگار حس نمي كردم، انگار كه مسير ما از يكديگر جداشده بود! بارها اين مساله تكرار شد تا ديگر من سيگار نكشيدم!

همه چيز در تغيير باورهاست، اما افراد كمي هستند كه مي توانند باورهايشان را تغيير دهند!

يكي از دغدغه هاي بزرگ من در سال هاي اخير يافتن مديران كارآمد بوده است، تا بتوانم آن ها را با خودم جايگزين كنم، حدود دو سال طول كشيد تا اين مديران را بيابم، به نحوي كه بتوانند در تصميم گيري هاي مهم نيز به من مراجعه نكنند و خودشان به صورت مستقل تصميم گيري نمايند.

مديران در زمينه هاي مختلف جايگزين شدند كه هم اكنون هر كدام بطور كاملا مستقل در زمينه هاي مختلف بطور كلان مديريت مي كنند، حتي در امور مهم بدون مشورت با من تصميم گيري مي كنند، چالش هاي پيش رو را خودشان حل مي كنند و من حتي خبردار هم نمي شوم، اين افراد سني در بازه ۲۶ تا ۶۵ سال دارند، هميشه اين سؤال ذهن مرا مشغول مي كرد كه چه ويژگي مشتركي بين همه اين افراد با سن، تحصيلات و تجربه متفاوت وجود دارد!؟

به نظر من تنها يك باور مشترك به نام “مي خواهم” بين همه آن ها مشترك است!

“اگر به كسي ايمان داشتي، حتما باورش كن؛ زيرا باورهاي ما معجزه هاي زميني اند!

يك روز از درخت باورت بالا خواهي رفت و از تنومندي ساقه ها و شيريني ميوه هايش شگفت زده خواهي شد!”

با ايجاد يك باور بزرگ مطابق با مراحل ياد شده براي هميشه “نمي شود”، “نمي توانم” و “نمي خواهم” را از سرزمين باورتان دور كنيد و در همه جاي امپراطوريتان نمادهايي از “مي شود”، “مي توانم” و “مي خواهم” را بنا كنيد!

اگر باور نداريد كه مي رسيد، حتي اگر برسيد هم بجاي حس كاميابي حس تعجب خواهيد داشت!

مبهوت از اين كه چرا و چطور رسيده ايد!

اما اگر باور داشته باشيد كه مي رسيد، نرسيدن شما هم معنايي شگفت انگيز خواهد داشت!

باورهاي ما ممكن است متفاوت باشد، مثلا در باور سرزمين شما دريا هست، ولي سرزمين من چون در منطقه اي ديگر مثلا سيبري است چيزي به نام آب و دريا وجود ندارد و همه جا يخ بندان است، يخ باور سرزمين من و دريا باور سرزمين شماست، تمام اشياء و چيزهايي كه سرزمين و كهكشان هاي وجود شما را مي- سازد قسمتي از باور شماست! كه ديگران شناخت يا درك صحيحي نسبت به آن ندارند، ولي شمايي از آن را مي توانند تصور كنند. در حالي كه شما مي توانيد براحتي آن ها را لمس كنيد!

باور تو شمشير توست!

باور تو قطب نماي توست!

باور تو آذوقه توست!

باور تو عشق توست!

باور تو تنها تسكين زخم هاي توست!

باور تو خواب و خيال توست!

باور تو رؤياي توست!

باور تو آرزوي توست!

باور تو هدف توست!

باور تو همه چيز توست!

برگرفته از كتاب ثروتمندترين جوان ايراني

منبع: مقالات كانون مشاوران ايران


روابط دختر و پسر

Experience پاسخ : فازش چيه؟ نوشته اصلي توسط tannaz95 يه پسري بود توي دانشگاه كه من اصلا ازش خوشم نميومد چون خيلي منو اذيت ميكرد و سر به سرم ميذاشت و منتظر بود من حرف بزنم بياد سوژه پيدا كنه و الكي گير بده.من اول محلش نذاشتم اما بعد هرچي ميگفت جوابشو ميدادم يه بار هم ضايعش كردم اما باز از رو نرفت..مثلا منو دوستم ميديد توي سلف دانشگاه ميومد سر ميز ما مي نشست و شروع ميكرد به اذيت كردن من!!درصورتي كه حتي باهاش سلام هم نداشتم!!يه بار داشتم ساندويچ كالباس مي خوردم هي گفت اينا گوشت گربه ست بده نخور من گفتم با اينكارا نمي توني منو از غذا خوردن بندازي انقد گفت و گفت كه ديگه نتونستم بخورم بعد با شيطنت و لذت نگام ميكرد...هر موقع توي راهروي دانشگاه ميديدمش انقد بهم‌ نگاه ميكرد كه سلام كنم منم محلش نميذاشتم و بيخيال از كنارش رد ميشدم.يه بار رفتم سر كلاس دوستام كنفرانس داشتن داشت ميرفت همين كه منو ديد پشيمون شد گفت نه استاد حالا مي مونم از كلاستون فيض ميبرم بعد تا اخر كلاس پشت من نشست!!بعد از كلاس دوستام‌گفتن داشت ميرفت تو اومدي پشيمون شد و موند.يه بار توي حياط نشسته بود من همين گه از دور ديدمش خودمو زدم به اون راه و از جلوش رد شدم رفتم جايي نشستم كه اصلا جلوم نباشه و گرم صحبت با دوستام شدم بعد اومد از جلوم رد شد و نگاه كش داري بهم‌كرد و دقيقا اومد رو به روي من نشست و خودشو به صحبت با بچه ها گرم كرد...بعد كه امتحانمون تموم شد و اومديم بيرون با دوستام همه حواسش بهم بود از دور.انقد پرروعه پنج دقيقه به ادم زل ميزنه اما يه سلام نميكنه....يه بار هم يه كلاس داشتم باهاش وقتي همه از كلاس رفتن بيرون با دوستش اومد بالاسر ميز من و گفت منو مي بري توي گروه تل.گرام كلاس جزوه مي خوام و فلان بعد هي گفت يا تو شمارتو بده يا من منم شمارمو بهش دادم و بدون هيچ حرفي از كلاس زدم بيرون ديدم همون موقع توي تل.گرام پيام داده سلام منم براي اينكه پررو نشه شب جوابشو دادم و بردمش توي گروه اونم فرداش جوابمو سين كرد.....يه تشكر هم نكرد هم بردمش توي گروه!!جالبه دو سه هفته بعدش از اون درس حذف شد اما از گروه بيرون نميرفت......كلا رفتاراش عجيبه و نميفهمم فازش چيه.اگه از من خوشش مياد چرا انقد اذيت ميكنه اگرم منظوري نداره دليل اين كاراش چيه سلام

به احتمال زياد ازتون خوشش مياد براي همين اذيتتون ميكنه.

اذيت كردنايي كه جنبه شوخي دارن نوعي ابراز علاقه هستن.

حالا اگه شما ازش خوشتون مياد شما هم اذيتش كنيد عين خودش و مطمئناً اون اينو تحويل گرفتن از طرف شما حساب خواهد كرد.

اما اگه ازش خوشتون نمياد يه جوري بهش حالي كنيد بيخيال بشه.

ازدواج عشقه يا منطق؟

samira.a ازدواج عشقه يا منطق؟ سلام دوستان شما فكر ميكنيد ازدواج عشقه يا منطقه؟من خيلي دنبال جواب قانع كننده اي براي اين سوالم.توي ازدواج فيليا ميخوندم ازدواج يعني عشق و تعهد و شهوت.نميدونم اين معنيش اينه عشق غالبه يا منطق!

گوش نكردن و درك نكردنم

Microsoft گوش نكردن و درك نكردنم سلام دوستان گلم
يك بغضي تو گلوم گير كرده مثل ابر بهاري مي خواد بباره اما فقط رعد و برقش هست و نمي دونم چرا اين بهاري شروع به اريدن نمي كنه ( نميدانم شايد بلد نيستم چجوري بايد ابر بهاري را تشويق به باريدن كنم )

نمي خوام بگم از زندگي سير شدم و خوب برعكس هم هست از زندگي سير نشدم كه هيچ بلكه از زندگي كردن خوششم ميايد .

اما دليل اين كه اين تاپيك رو ايجاد كردم رفتار هاي عجيب پدر و مادرم هست كه تازگي ها داره اوج ميگيره ( نميدانم دليلش چيست )

اما الان اين شدت اين قدر بالا رفته كه حتي وقتي صحبت مي كنن حوصله گوش دادن به حرف هاشون و ندارم .
نمي دونم خودم دارم عوض ميشم يا همه دارن عوض ميشن

مثلا من چند وقت پيش يك شماره تلفن رندي داشتم كه تقريبا صلب امتياز شده و نميدانم هنوز دست كسي رسيده يا نه
اما اين را ميدانم كه خط همچنان خاموش است
مي خواستم برم درخواست خط المثني كنم ديدم كه خانواده صداشون و بردن بالا و گفتن كه نه نمي خواد و اين ها و خط سوم مي خواي چيكار كني ( اين خط مال خودم بوده كه تو تصادف گم كردم)
ميگم خط و به خاطر رنديش مي خوام و سر اين حرفشون كلا بابام صداش و برد بالا بعد كه داشتم صحبت ميكردم مامانم تخته گاز ( با سرعت ۱۲۰ كيلومتري و صداي ولوم ۱۰۰ ) شروع كرد به حرف زدن كه وسط حرفم پريد .
از اون جا هم ديگه بعدش ديدم بابام روش و برگردوند اونور و حواسش رفت تو تلويزيون . بعد ميگم حداقل سوال ميپرسي جوابش و بگير بعد ميگه كه خيلي حرف ميزني و ...
---

با خانواده ام تازگي ها عدم سازش هام شروع شده
مثلا امروز شامم رو زود توي يك تيكه نون اندازه كف دستم خلاصه كردم و اومدم اينجا بعد مامانم ميگه كه اين چه طرز غذا خوردنه و اين ها براي همينه كه بزرگ نميشي ( والا منظورش از بزرگ شدن گمانم همان جمله نفرين شده ي دهانت هنوز بوي شير ميدهد بود ) چون اين اتفاق امروز افتاده بود ( ماجرايي كه بالا تعريف كرده بودم ) در پاسخ مامانم گفتم مگه براتون مهمه كه غذا خوردنم چجوري باشه

---
يا مثالي ديگر :
با يك شركت تو تهران سر يك موضوع كار صحبت كردم و قرار شد از چهارشنبه تا پنج شنبه عصر برم اون جا حضوري براي مصاحبه كاري ( شركت برنامه نويسي )

بعد ماجرا رو براي پدر مادر تعريف كردم ميگن كه نه نميشه بري تو از فلان جا تا فلان حا بخواي بري ۱۰۰ هزار تومن فقط هزينه ي كرايه ماشينت هست و ...
بعدش اون جا كسي رو نداريم ( حالا دروغ ميگويند چون زن عمويم و دخترهاش كه عروس هم شدند تهران زندگي ميكنن ) و نميشه بري اون جا و تو سرباز هستي
ميگم من فقط يك روز هم كمتر مي خوام برم براي مصاحبه يعني چهار شنبه برم و پنج شنبه صبح برم اون جا
بابام ميگه كه تهران پنج شنبه ها شركت ها بسته هست .
ميگم كه من با طرف صحبت ميكردم ميگه تا ساعت ۲ ظهر بازيم
يعني من چهار شنبه صبح راه ميافتم كه تا ساعت ۱۲ برسم و يك شب خونه زن عموم ميخوابم و بعدش كه مصاحبه تمام شد برميگردم
بابام اگه قبول نشدي چه ؟ ميگم يك تيرو تو تاريكي هست و از راه دور هم كار قبول ميكنن
كلا بحث سربازي را وسط كشيدن و گفتن كه تو سربازي و نميشود بري
ميگم كه من سربازم اما من تا سه شنبه ميرم مدرسه و چهارشنبه و پنج شنبه و جمعه بيكارم
چهارشنبه همش يك روز ميرم و برميگردم

كلا مخالفت ها بيش تر سر چيز هاي بي ارزش است
نمي دانم چرا خانواده اينجوري شدن حرفم براشون مهم نيست
همش احساس ميكنم دل كندن خانواده از من براشون سخته
اما من نمي خوام اينجوري باشم
من مي خوام آزاد باشم
با كلي ذوق و شوق كار پيدا كردم كه از راه دور كار رو قبول كنن و بهم بدن و بنويسم و پولش را بگيرم و بتونم درامد داشته باشم و ...
حتي بابت اين موضوع نزاشتن من برم تهران
يك جورايي داره از خانواده ام سر اين موضوع بدم ميايد
يعني يك جورايي حس تنفر داره تو وجودم ظاهر ميشه
به خاطر حساسيت بيش از حدشون

نمي دونم چيكار كنم به خدا دارم ديونه ميشم
از طرفي خانوادم و خيلي دوست دارم
از طرفي بابام ميگه بيا مغازه من كار كن تا وقتي كه سرباز هستي من بهت ماهي ۲۵۰ تومن ميدم

آخه ۲۵۰ تومن با وضع الان يعني بيگاري و من باز هم دارم ميرم


چيكار كنم به نظرتون ( كه ديگه بفهمن من بزرگ شدم بزارن يكم براي خودم زندگي كنم )
اين جوري احساس ميكنم همش تو شهر خودمون كه هيچ جاي پيشرفتي نداره زنداني ام eli2 پاسخ : گوش نكردن و درك نكردنم ببين هيچ كس به اندازه خانوادت صلاح و خوشبختي تورو نميخات و اين نگراني ها صرفا براي اينه كه اين پرواز وآزادي كه مدنظر شماست يه ريسك بزرگه و خانواده شما هم نميخان شاهد همچين ريسكاي خطرناكي از جانب شما باشن چون ميتونن پيش بيني كنن كه شما ممكنه ضرر كنيد.

اخه اين تصميماتي كه داري ميگيري خيلي عجولانه و بدون فكر هست و ميخاي بدون اينكه مشورت كني و جوانب كارها رو بسنجي ريسك كني كه اينم براي خانواده شما قابل قبول نيست.

ببين اينكه بخاي همين الان به همه چي دست پيدا كني ، صاحب كار بشي، ازدواج كني ، مستقل بشي و خودت تصميم گيرنده باشي قابل دركه ولي به اين سادگيام نيست وبايد پله پله و آهسته گام برداري اول سربازيتو تموم كني همزمان يه كاري كه توي شهرتون هست پيدا كني و بعداز سربازي كه وقته بيشتري داشتي كارهاي سنگين تر بردار ، نه اينكه همين الان كه ذهنت درگير چيزهاي مختلفه بري تهران و وقته استراحتمم كم كني و سره خودتو شلوغ كني كه بعدش از كار و همه چي هم زده باشي .

بهتره به جاي اينكه همش انتظار داشته باشي خانوادت دركت كنن يكم هم شما اونها رو درك كنيد و جوانب كارها رو بسنجي.

رشد ريش ها

Carbar رشد ريش ها سلام . ميخوام براي رشد ريش هام از ماينوكسيدل استفاده كنم مشكل نداره

تجربه زندان به جرم دوچرخه سواري

daryak پاسخ : تجربه زندان به جرم دوچرخه سواري نوشته اصلي توسط saba95 اين چند وقته دلم اونقدر از اين اوضاع و قوانين مزخرف كشور پر بود كه قوانين و تحريم هاي متعصبانه جديد هم بهش داره اضافه ميشه.
نميدونستم كجا بگم حرفامو و ميدونستم اينجا هم خيليا هستن كه يا گردنشون كلفته يا به نحوي از پايه هاي حكومتي هستن و يا حامي حكومت ولي برام مهم نيس زدن حرف دلم جرم نيست و احتياجي هم به نظر اين ادما ندارم.
از اونجايي كه ايران بخصوص قم يه كشور و شهر بسته و مسموم و افسرده كننده هست و اوضاع كشور روز به روز بدتر ميشه من و دختر عموم كه يه مدت هم اينجا فعاليت داشت تصميم گرفتيم براي اينكه يكم رنگ شادي رو بچشيم توي قسمت جاده اي خيابون كه خلوته دوچرخه سواري كنيم.
قبلش براي اينكه آتو دست كسي نديم پوشش كاملا گشاد و بلند داشتيم و كلاه دوچرخه كل پيشوني ما رو پوشونده بود ولي از شانسمون گشت امنيت اخلاقي ما رو ديد و نگهمون داشت .اول قرار بود چند تا برگ امضا كنيم و تموم بشه ولي ما رو ته ون نشوندن درو بستن گاز دادن!!
گوشي هامونم گرفتن و ما حتي نتونستيم به خانواده خبر بديم!!ما رو بردن پاسگاه به جرمي با اين عنوان:دوچرخه سواري و تحريك اذهان عمومي!
بعد از كلي بحث مارو بردن بازداشتگاه و ما فقط تونستيم يه تماس مختصر با خانواده دختر عموم داشته باشيم و تا صبح بازداشتگاه بوديم و بگذريم كه چقدر اونجا تحقير اميز رفتار كردن نميگم سرتون درد بياد.
صبح كه قرار شد بريم دادگاه دخترعموم به يه اقاي وكيل زنگ زده بود تا كمكمون كنه و ايشون به ما گفت اينا بي منطق هستن اگر براشون حتي دليل منطقي بياري باز هم عصبي ميشن و فقط هر چي ميگن بايد بگي تكرار نميشه ديگه و اصلا باهاشون بحث نكنيد.
من ديدم واقعا در توانم نيس و شخصيتي ندارم كه بخوام جلوي اين حيوان صفت ها خودمو كوچيك كنم براي هميندختر عموم فداكاري كرد و بعد از كلي احترام و تحمل بدترين توهين ها بپذيرفتن ما ازاد بشيم و گوشي و دوچرخه هامونو بدن!
دختر عموم گفت من بخاطر مشكل تاندوم پام دكتر برام دوچرخه تجويز كرده و وقتي هم كه پوششم كامل باشه چه مشكلي داره اينم اشاره كنم الهه چند تا مدال طلا و نقره و برنز اورده بخاطر مسابقات ورزشي و گفت مني كه براي كشورم اين همه افتخار افريدم واقعا اين طرز برخورد شايسته ي من هست؟
واقعا شايسته ي ماست كه به جرم دوچرخه سواري توي زنداني كنار زنهايي كه مواد فروش معتاد و..هستن قرار بگيريم.
سرتون درد نياد از يه طرف شب خيلي بدي بود و بدترين رفتار هارو با ما كردن از يه طرف ما به خودمون افتخار ميكرديم كه استارت اين كارو زديم و مقابل قانون ممنوعيت دوچرخه سواري در قم براي بانوان ايستاديم.
و در اخر اين مسئله براي من اشكار شد كه
جرم ما دوچرخه سواري نبود جرم ما اينه دختر هستيم و اين حكومت با دختر بودن ما مشكل داره... سلام صبا خانم ممنون از دعوتتون.
واقعا ازاونچه خوندم متاسفم.تاحالا نمي دونستم دوچرخه سواري هم برا ماخانم ها جرم محسوب ميشه كه امروز فهميدم.سعي كن بيخيال رفتارشون بشي چون اگه بخواي بهش فكر كني بدتر خودت عذاب مي كشي.ازاين به بعد خواستي دوچرخه سواري كني مردونه لباس بپوش كسي نفهمه دختري.اگرم فهميدن وخواستن بگيرنتون سريع فرار كنيداينا مي خوان عقدشونو سر مردم دربيارن اينكارارومي كنن.اينكه استارتشوزدي خيلي خوبه ولي به نظرم پافشاري بيشتر اونم تو قم باعث دردسر وآزارواذيت بيشتر خودتون مي شه.اينا ديگه شورشو در آوردن بااين سرعت معلوم نيست كجا مي خوان برن.همينايي كه اينجوري مردمو اذيت مي كنن خودشون ازهمه بدترن كارايي مي كنن كه عقل جنم بهش نمي رسه.من نمي دونم دوچرخه سواري كجاش اذهان عمومي روتحريك مي كنه بعد ميگن آلودگي هوازياده وقتي جنبه ي يه دوچرخه سواري توسط خانم هارونداريد وممنوعش مي كنيدپس توقع هم نبايد داشته باشن.اصلا شيطونه مي گه كمپين دوچرخه سواري زنان راه بندازيم هرازچند گاهي توكل كشور اعلام كنيم خانم ها بادوچرخه بيان بيرون ببينيم حرف حسابشون چيه .اعتراضمونو جهاني مي كنيم.