دكان در محيطي اجتماعي و در كنار انسانهاي ديگر رشد مي كنند و در طول رشد شناختي خود درباره دنياي اجتماعي، رابطه ميان خودشان و ساير افراد، ذهن انسان ها، قواعد و طبقه بنديهاي اجتماعي مي آموزند. روابط اجتماعي تاثير فوق العاده اي بر رفتار كودكان، آنچه درباره اش فكر مي كنند و نحوه ي تتفكر انها دارد. علاوه بر اين، روابط اجتماعي براي رشد سالم و كاركرد مطلوب فرد در طول حياتش نقش اساسي دارد و لذا اهميت دارد كه
با نحوه تفكر كودكان درباره ساير افراد و درباره دنياي اجتماعي آشنا شويم.
مباني شناخت اجتماعي
براي اينكه نوزادان و كودكان درباره دنياي اجتماعي بياموزند بايد به محركهاي اجتماعي توجه نمايند. در اين زمينه انسانها از همه محركهاي ديگر براي نوزادان جذاب ترند. علاقه به توجه و تعامل با ديگران يكي از اولين آثار شناخت اجتماعي در نوزادان مي باشد.
يكي از اصلي ترين تكاليفي كه نوزدان در يادگيري درباره دنياي اجتماعي با آن روبرو هستند درك خود و ديگران مي باشد. نوزادان بايد بدانند كه خودشان افرادي جداي از ساير اشياء و افراد هستند. در سالهااي بعد آنها بايد خود- پنداره اي در خود رشد دهند كه شامل اطلاعاتي درباره خصوصيات جسماني، علائق و گرايشهاي خودشان مي باشد. آنها همچنين بايد پنداره هايي را در باره ساير افراد تشكيل دهند كه اطلاعات مشابهي را در بر دارد. بنيان اين پنداره ها در نوزادي نهاده شده و در طول دوران كودكي و نوجواني رشد مي نمايد.
درگ ديگران
توجه به محركهاي اجتماعي. نوزادان به صورت و صداي انسانهاي ديگر توجه فراوان دارند و حتي نوزدان جديدالولاده محركهاي شبيه صورت انسان را بر محركهاي غير شبيه به صورت انسان ترجيح مي دهند. آنها مي توانند بين صداهايي كه در زبان به كار مي رود تميز دهند و زبان «مادرانهم به صورت خاص براي آنها جذاب تر است.
نوزادان از سنين اوليه از انسانهاي ديگر انتظار دارند متفاوت با اشيائ رفتار كنند و خودشان نيز در برخورد با اشياء يا انسانها به صورت متفاوت عمل مي كنند. آنها همچنين اففراد خاص را از ديگران تميز مي دهند و نسبت به مادرشان و صداي او متفاوت برخورد مي كنند. در پايان سال اول رفتار «نگراني از غريبه» در آنها ظهور مي نمايد كه خود حاكي از تميز چهره هاي غريبه از آشنا توسط نوزاد مي باشد.
تعامل اجتماعي اوليه. نوزادان از ۲ ماهگي نوعي تعامل متقابلل را با مادر يا پرستار خود آغاز مي كنند- نوعي كنش و وواكنش متقابل كه شباهت به داد و ستد دارد و بددان تعامل مشروط مي گويند. اين نشان مي دهد كه نوزادان از سنين اوليه نوع خاصي از رفتار ررا از سوي طرف مقابل خود پيش بيني مي نمايند.
در سن ۳ ماهگي ارگ مادر نوزاد به او خيره شده، چهره اي بي حركت از خود ننشان دهد و چيزي نگويد، هنوزاد كمتر لبخند زده، ضربان قلبش بالا رفته و چه بسا بگريد. در سن ۹ ماهگي نوزدان اشاره بزرگسالان را دنبال مي كنند و بانشان دادن واكنش نسبت به قيافه، اشاره و نگاه بزرگسالان نوعي توجه مشترك را نسبت به شي يا رويداد خاصي در خود رشد مي دهند. توجه مشترك پيش نياز مهمي براي رشد توانايي برقراري ارتباط با ديگران مي باشد.
درك اوليه ابراز احساس و هيجان ديگران. نوزادان از سال انو قادرند بين شك لهاي مختلف ابراز احساسات و هيجانات تميز دهند. اگر دو فيلم تهيه شده از فردي ناآشنا را به نوزاد ۵ ماهه نشان دهيد كه بازيگر يكي از انها قيافه و برخوردي عصباني داشته و ديگري برخوردي محبت آميز و خوشحال داشته باشد و صداي فيلم را به نحوي پخش كنيد كه با فيلم تطبيق يا تطبيق نداشته باشد، نوزاد نسبت به فيلمي كه با صداي پخش شده تطبيق مي نمايد توجه طولاني تري نشان مي دهد كه حاكي از تميز شيوه هاي مختلف ابراز هيجان توسط نوزاد مي باشد.
در آزمايش پرتگاه نيز اگر هنگجام عبور نوزاد از لبه پرتگاه مادر يا پرستارش قيافه احتياط آميز به خمود بگيرد در رفتار نوزاد اثر مي گذارد، در حالي كه اگر قيافه استقبال كننده نداشته باشد رفتار نوزاد متفاوت خواهد بود. بنابراين، نوزادان قادرند اطلاعاتي ار كه از دنياي اجتماعي در يافت مي دارند براي هدايت رفتار خويش به كار بندند.
پنداره ساير افراد. واكنش نوزادان نسبت به ابراز هيجان ديگران نيز خود حاكي از ظهور پنداره اي در نوزاد درباره ساير افراد است. با رشد زبان و مهارتهاي شناختي كودك، پنداره آنها در باره ساير افراد آشكارتر شده بيشتر به صورت كلامي قابل بيان مي شود. مطالعاتي كه درباره رشد پنداره كودكان درباره ساير افراد انجام گرفته است نشان مي دهد كه اين پنداره ها دچار تغييرات زيادي در جريان رشد مي شود و از تمركز بر خصوصيات عيني، بيروني و قابل مشاهده به تمركز بر خصوصيات انتزاعي، دروني و غير قابل مشاهده تغيير مي بابند (رابل و دوك، ۱۹۹۵).
وقتي از كودكان زير ۵ سال خواسته شود ديگري را توصيف كنند آنها بر خصوصياتي ماندد ظواهر فيزيكي و فعاليت هاي نوعي آنها و رفتار ايشان نسبت به خود كودك تاكيد مي نمايند. كودكان با شروع دوره پيش دبستاني در توضيح رفتار ديگران از اصطلاحات روان شناختي استفاده مي كنند (لو ترسو است، مارد غمگين است). البته صفات روان شناختي مورد استفاده كودكان پيش دبستاني بيشتر موضعي است و اشاره اي به خصوصيات يا مواضع پايدار ديگران ندارد، ولي انها با افزايش سن علل روان شناختي انتزاعي تر و پيچيده ترري را براي توضيح رفتار ديگران بيان مي دارند.
درك خود
احتمالا مهمترين فردد درر دنياي اجتماعي فرد خود اوست و نوزادان از بدو تلود نسبت به خود، آگاهي دارند. اين آگاهي در طول رشد كودك كاملتر شده، شامل دانش او نسبت به ابعاد اداركي، فيزيكي، اجتماعي و روان شناختي خود مي گردد.
آگاهي و بازشناسي خود. چه زماني نوزادان از خودشان ا”اهي پيدا مي كنند؟ يعني چه زماني درك مي كنند كه فردي جداي از اشياء و افراد ديگر هستند. اگر در حين تميز كردن صورت نوزاد علامتي رنگي بر روي بيني او گذاشته، آنگاه او را در برابر آيينه قرار دهيد، نوزادان ۱۲ ماهه به نقطه رنگي تصوير خود در آينه دست مي زنند، در حالي كه نوزاددان ۱۵ ماهه و بزرگتر بيني خود را لمس مي كنند (بولاك و لوتكنهاوس، ۱۹۹۰) در سن ۲ سالگي اغلب كودكان به خود اشاره مي كنند و بعضا سن و جنس خود را مي دانند.
خود- پنداره. روكات (۲۰۰۱) مدعي است كه نوزادان از ابتداي تولد و به خصوص در ۲ ماهگي پنداره اي ضمني و پيش كلامي از خود نشان مي دهند كه شمال اجزاي اداركي نو اجتماعي است. دانش ادراكي نوزادان درباره خودشان شامل اطلاع ايشان از بدن و تواناييهاي عملي آنهاست كه از طريق تجربه و ملاحظه اثر رفتارشان در محيط كسب مي كنند. دانش اجتماعي كودكان درباره خودشان شامل دانش آنها نسبت به الگوهاي رفتاري خودشان مي باشد كه در تعامل با ديگران و تففاوتهاي خويش با ديگران به دست مي آورند.
دانش اجتماعي ابتدايي نوزاد پايه خود- پنداره كاملتر او در سالهاي بعد مي باشد كه با رشد زبان و مهارتهاي شناختي كودك مااهيت آن تغيير مي كند. كودكان در سالهاي نوپايي، خود را در قالب سن، خصوصيات جسماني و كيفيت هاي ارزشي مانند خوب بودن طبقه بندي مي كنند. كودكان در سن پيش دبستاني مي توانند خود را به صورت كلامي در قالب خصوصيات عيني و قابل مشاهده بيان دارند. البته كودكان حتي در سن ۵/۳ سالگي نيز مي توانند به صورت ابتدايي خود را در قالب خصوصيات روان شناختي ابراز كنند.
با افزايش سن، خود- پنداره كودكان با تركيب ابعاد اداركي، جسماني، اجتماعي و روان شناختي يكپارچگي و هماهنگي بيشتري پيدا كرده، انتزاعي تر مي گردد. در سنين ميان كودكي آنها خود را در رابطه با ديگران توصيف مي كنند (من از خواهرم باهوشترم) و در نوجواني در توصيف خود از نقش اجتماعي خويش كمك مي گيرند.
منبع: تفكر كودكان: روانشناسي رشد شناختي ترجمه دكتر سيد كمال خرازي