ارسالي توسط ehsan.nk در دسته بندي روابط دختر و پسر|رابطه داشتن با دوست | 2 پاسخ
سلام من به همكلاسيم علاقه دارم چجوري حسمو بهش بگم ممنون
راهنما گفته:
روش صحيح ابراز علاقه كردن
دوست عزيز قبل از انجام هر اقدام ديگري، مهمترين چيز اين است كه شما احساس كردن را به رسميت بشناسيد .
و قبول كنيد پذيرش احساسات درونيتان نگراني ندارد! اگر احساس كنيد و احساساتتان را ابراز كنيد.
معنياش اين نيست كه شما فرد ضعيفي هستيد يا غرور نداريد اينها ربطي به هم ندارند.
اصل قضيه اين است: احساسات درست و غلط ندارند، احساسات فقط وجود دارند. همين!
وقتي چيزي احساس ميكنيد، نبايد از خودتان عصباني شويد. در عوض به خودتان بگوييد: حس من اين است و قبولش دارم.
معمولا هيجانات احساسات را هدايت ميكنند و اتاق كنترل اين هيجانات مغز ماست. هنگامي كه احساسي را تجربه ميكنيد به واكنشهاي فيزيولوژيكي خود دقت كنيد.
مثلا وقتي ميترسيد، عرق ميكنيد. زمان خجالت كشيدن سرخ ميشويد و اگر عصباني شويد احتمالا ضربان قلبتان بالا ميرود.
هر كدام از عكسالعملهاي بدني شما كليد شناسايي احساساتي است كه در شما به وجود آمده است.
سعي كنيد در محلي آرام بنشينيد و نفس عميق بكشيد. ميتوانيد زير لب ذكر بگوييد يا حتي يك مانترا را تكرار كنيد: «چه احساسي دارم؟».
اين كار باعث ميشود بدنتان آرام شود و در برابر هر حسي واكنش مناسب را نشان بدهد.
آنوقت شما متوجه ميشويد اين حس حاصل كدام هيجان بيروني است و بهتر ميتوانيد عكسالعملهاي بدنتان را كنترل كنيد.
شما براي ابراز احساسات به كلمات نياز داريد و بيان اينكه چه احساسي داريد بدون دانستن كلمات مناسب كار سختي است.
سعي كنيد براي هر نوع احساس و با هر شدتي، كلمهي مناسب را اگر بلد نيستيد حتما ياد بگيريد. ابراز احساسات درست، به كلمات درست احتياج دارد.
سعي كنيد تا حد امكان كلماتي كه احساسات شما را به معناي واقعي بيان ميكنند ياد بگيريد.
اگر دايرهي لغاتتان را افزايش بدهيد، مثلا به جاي كلمهي «خوب» كه معنايي خيلي كلي دارد، كلماتي مثل:
دوستداشتني يا وجدآور، هركدام را در زمان مناسب خودش استفاده كنيد.
يا در مقابل به جاي بهكار بردن كلمهي «بد» از كلماتي مثل: رنجآور يا دلسرد كننده، هر كدام كه مناسب بود، استفاده كنيد.
چيزي كه ميخواهم به شما بگويم، شبيه يك بازي فكري است و شايد خيلي از اوقات، هم برايتان جالب باشد و هم به دردتان بخورد.
من اسمش را گذاشتهام بازي «چراها». اين بازي كمك ميكند شما به خودتان نزديكتر شويد پس حتي اگر مثالي كه برايتان انتخاب كردهام .
دربارهي يك حس بد باشد قبول كنيد باز هم اين بازي بهدرد بخور است. شما يك سري «چرا» ميپرسيد و اين چراها در واقع سرنخ شما براي رسيدن به احساس اصليتان است.
الان حس ميكنم بايد گريه كنم. چرا؟ چون از دست رئيسم عصباني هستم. چرا؟ چون او مرا دربارهي يك ايراد كاري متهم كرده است.
چرا؟ چون ديوار من از همه كوتاهتر است. چرا؟ چون هميشه سكوت ميكنم. چرا؟ چون نميتوانم از خودم دفاع كنم.
چرا؟ چون… در تمام موارد با اين چراها ميتوانيد مسائل را موشكافي و احساساتتان را پيدا كنيد.
خيلي از اوقات چند حس با هم به ما هجوم ميآورند و مهم است كه بتوانيم اين احساسات را از هم تفكيك كنيم.
در اينصورت راحتتر ميشود عملكرد هر احساس را در جاي خودش متوجه شد.
كسي را به تازگي از دست ميدهيم، او مدتي با يك بيماري مهلك دست و پنجه نرم كرده است و حالا… چه احساسي داريد؟
به خاطر از دست دادن او ناراحتيد و براي اينكه ديگر درد نميكشد خوشحال و راضي هستيد.
دو حس متضاد و با هم؛ كه اگر نتوانيم آنها را تفكيك كنيم با خودمان دچار مشكل ميشويم.
احساسات پيچيده ممكن است حاصل يك حس اوليه و يك حس ثانويه باشد.
احساسات اوليه در واقع اولين پاسخ شما به يك وضعيت است و احساسات ثانويه كه در مرحله بعدي قرار دارند، مستقيم يا غيرمستقيم به دنبال احساسات اوليه رخ ميدهند.
مثلا زماني كه شخص مورد علاقهمان ما را ترك ميكند و رابطه عاطفي را به هم ميزند، در وهلهي اول احساس غم و دلتنگي داريم، كه بعد به اعتماد به نفس پايين منجر ميشود.
و حس ميكنيم سزاوار دوست داشتن نيستيم. كشف به موقع احساسات اوليه و در پي آن درك احساسات ثانويه، تصوير كاملتري از فرايند ذهني ما ايجاد ميكند.
وقتي ميخواهيد دربارهي احساستان حرف بزنيد، گفتن «من» شما را قدرتمند ميكند چون از طرفي ضريب امنيت رابطه را بالا مي برد و از طرف ديگر نشان ميدهد.
كه شما مسئوليت احساسات خودتان را ميپذيريد. گفتن جملاتي مثل: «تو باعث شدي من عذاب وجدان بگيرم» غير مستقيم يعني سرزنش كردن طرف مقابل و مقصر جلوه دادن او.
ابراز احساسات و تأثيرش را با گفتن: «من ناراحت هستم و عذاب وجدان دارم» دگرگون كنيد. گفتن «من»، سه بخش را در برميگيرد؛ احساس، رفتار و چرايي هردو.
وقتي من بهكار ميبريد، در واقع تركيبي از اين سه بخش را انجام ميدهيد.
اينكه تصميم بگيريد با ديگران دربارهي احساساتتان حرف بزنيد و اينكه اين كار را چطور انجام بدهيد، ترسناك است!
من دركتان ميكنم! اما اين كار يك فوت كوزهگري دارد كه من به شما ياد ميدهم پس لازم نيست استرس بگيريد.
زماني كه اراده كرديد احساستان را به كسي بگوييد، حرفتان را با چيزهاي خوب دربارهي آن شخص و رابطهاش با خودتان شروع كنيد.
فقط همين! به همين سادگي! در واقع وقتي گفتوگو را با حرف خوبي شروع كنيد، مكالمه با انرژي مثبت شروع شده و پيش ميرود. اين همهي چيزي است كه اهميت دارد.
از طرفي همانطور كه قبلا هم گفتيم گفتوگويتان را با استفاده از ضمير«من» صادقانه و سادهتر كنيد.
از جملاتي مثل: «من واقعا از وقت گذراندن با شما لذت ميبرم»، «تو برايم مهمي و واقعا دلم ميخواهد صميميتر باشيم».
«وقتي ميخواهم از احساساتم حرف بزنم، بهم ميريزم اما با تو راحتم…» استفاده كنيد.
اجازه بدهيد گفتوگو سازنده باشد، هيچكس را با جوابهاي خودخواهانه ناراحت نكنيد و از خودتان نرنجانيد.
ارتباط تنها چيزي است كه بهوسيلهي آن ميتوانيد خودتان را از هر جهت رشد بدهيد.
در رابطه است كه شما احساسات و رفتار مختلف را تجربه ميكنيد و ياد ميگيريد.
تعدادي از كساني را كه دوست داريد انتخاب كنيد و با آنها دربارهي احساساتتان حرف بزنيد.
اما اگر ميخواهيد كمكتان كنند در گفتوگوهايتان شفاف باشيد، كلماتي را بهكار ببريد كه احساستان را به خوبي بيان كنند.
اگر به دوستان واقعيتان بگوييد در چه شرايطي هستيد و چه حسي داريد، آنها به شما گوش ميدهند و براي احساساتتان ارزش قائل ميشوند.
عزيزانتان ميتوانند چشمانداز متفاوتي از موقعيتي كه در آن گير كردهايد، به شما نشان بدهند.
آنها بيرون ماجرا هستند و ديدشان نسبت به قضيه با شما فرق دارد و راحتتر ميتوانند كمك كنند تا مشكل را پشت سر بگذاريد.
دوستانتان ميتوانند كمك كنند روي احساساتتان كار كنيد.
ارتباط چيزي شبيه يك خيابان دو طرفه است، پس گوش كردن هم به اندازهي حرف زدن در ارتباط مؤثر است.
وقتي كسي حرف ميزند كاملا به او توجه كنيد.
بهتر است تلفنتان را خاموش يا بيصدا كنيد، هيچكس دوست ندارد وقتي حرف ميزند مدام صداي زنگ تلفن حواسش را پرت كند.
پاسخهاي غيركلامي مثل سر تكان دادن را فراموش نكنيد.
با اين حركت حرفهاي طرف مقابل را تأييد ميكنيد و بازخورد مثبت به او ميدهيد.
بازخورد مثبت حرفهاي خوبي در پسزمينهي خود دارد؛ مثل اين جمله: «من ميفهمم چه حسي داريد».
حتي ميتوانيد با گفتن جملاتي مثل: «ميدانم اين موضوع براي تو اهميت دارد» به طرف مقابل بفهمانيد كه موضوع براي شما هم مهم است.
بهترين كار قبل از واكنش نشان دادن نسبت به هر چيزي، كشيدن يك نفس عميق است.
علم ثابت كرده است تنفس عميق آرامتان ميكند و فشارخون را پايين ميآورد.
قبل از واكنشهاي احساسي چند نفس عميق همهچيز را بهتر ميكند، اين باعث ميشود واكنش معقولتري از شما سر بزند.
حداقل ۳ بار در هفته تنفس عميق را تمرين كنيد تا عادتتان شود، آنوقت خودش تأثيراتش را به شما نشان ميدهد.
اگر ميبينيد نميتوانيد حستان را به زبان بياوريد و همهچيز را درون خودتان ميريزيد، توان درك احساسات خود را نداريد.
يا احساساتتان را گم كردهايد و نميتوانيد با خودتان كنار بياييد اصلا نگران نباشيد.
يك متخصص به راحتي با صحبتكردن با شما ميتواند كمكتان كند.
مشكل شما با ابراز احساساتتان حل ميشود و يك متخصص يا مشاور بهترين فرد براي حرف زدن است.
با او از احساساتتان حرف بزنيد و از او كمك بگيريد.
ميتوانيد با يك مشاور روانشناس صحبت كنيد، با وبسايتهاي تخصصي كه آنلاين مشاوره ميدهند.
يا با مراكز مشاورهي تلفني تماس بگيريد. حتي ميتوانيد با يك مشاور مذهبي هم صحبت كنيد.
در اين مورد ميتونيد با متخصصين كانون مشاوران ايران، مشاوره تلفني/تخصصي داشته باشيد
دفتر قيطريه:
۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸ خط ويژه
مشاوره روانشناسي تلگرامي:
http://t.me/kanonmoshaveran_bot