عاشقانه: هر آنچه كه عاشقان پيش از ازدواج بايد بدانند

مشاوره در زمينه قبل از ادواج و درمان مشكلات فردي نامزدان

شنبه ۰۲ اسفند ۰۴

آغوش درماني

آغوش درماني

لمس اساس ارتباط نوزاد آدمي با دنيايي است كه به آن قدم مي گذارد. حواس پنج گانه از اولين ابزارهاي ارتباطي او با ديگران است. از اين ميان حس لامسه كاربرد زيادي دارد. نوزاد انسان ، لطافت، گرمي، سردي، درد، فشار، راحتي، آسايش و بسياري از حالات جسمي و حتي عاطفي را از طريق حس لامسه دريافت مي كند. كساني كه در دوران نوزادي و كودكي دچار محروميت حسي شده اند، در بزرگسالي به سختي قادرند عواطف خود را نشان دهند و به نظر ديگران افرادي سرد و بي روح مي نمايند.

در آغوش گرفتن ديگران

هم با كلام و هم بدون آن مي توان با خود و ديگران ارتباط برقرار كرد؛ و لمس از جمله ابزارهاي ارتباط غيركلامي است.

هلن كولتون(Helen Colton)مولف كتاب لمس، عقيده خود را در خصوص ضرورت توجه به سيستمهاي لمس و عملكردهاي بيولو‍ژيك ابراز مي دارد كه ما از همان آغاز زندگي دانش و خرد كسب كرده ايم و به انسان هاي دانائي تبديل شده ايم. اكنون آنقدر دانش نوين در اختيار داريم كه بتوانيم به ابعاد جديدمان ، در مقام انسان هاي بيولوژيك (homo bioloicus)، توجه كنيم. ارگانيسم بيولوژيك ما براي عمل كردن در حد اعلاي خود – حداكثر شادي و لذت – به چه چيزي احتياج دارد؟

شواهد علمي حاكي است كه “لمس كردن” يا “تماس انساني” يكي از قدرتمندترين و پايه اي ترين نيازهاي بشر است. موجود انسان – كه تركيبي از گونه هاي فهيم و انسان هاي بيولوژيك است – براي برقراري تماس با دنيا و كسب لذت و سلامت در آن از قدرت لمس استفاده مي كند و آن را در خدمت پرورش جامعه مي گيرد.

بغل كردن يك رفتار طبيعي 

در آغوش گرفتن پاسخي طبيعي و غريزي از روي عاطفه ، مهر و محبت، احتياج و شادي است.
لمس كردن و لمس شدن نه تنها خوشايند بلكه نوعي نياز است. تحقيقات علمي اين نظريه را ، كه تحريك با لمس براي سلامت عاطفي و جسمي ما كاملا لازم است ، تاييد مي كند.
لمس درماني و يا تقويت سيستم حس لمس يكي از ابزارهاي اصلي درمان محسوب مي شود. لمس كردن به تسكين درد و كاهش اضطراب و افسردگي كمك مي كند ، اراده بيمار را براي زندگي تقويت مي كند و همچنين به نوزادان نارسي كه در دستگاه هاي ويژه( انكوباتور) از لمس محروم مي مانند كمك ميكند كه رشد كنند

فوايد آغوش درماني

آزمايش هاي گوناگون نشان داده اند كه مهمترين فوائد و خاصيتهاي اثبات شده براي لمس عبارتند از :
۱٫ موجب مي شود كه ما به خودمان و محيطمان احساس بهتري پيدا كنيم.
۲٫ تاثير مثبتي بر رشد زبان و هوش كودكان مي گذارد.
۳٫ عزت نفسدر كودك به وجود مي آورد.
۴٫ تنش و فشار عصبي را كاهش مي دهد.
۵٫ حضور فيزيكي والد و فرزند را در كنار هم تاييد مي كند.
۶٫ موجب تغييرات فيزيولوژيكي چشمگير در لمس كننده(toucher) و لمس شونده(touched) مي شود.
لمس ، شكل هاي گوناگوني دارد ، در آغوش گرفتن ، كه نوع خاصي از لمس كردن است، نقش موثري در كسب سلامتي و بهبودي بازي مي كند.

 

ماهيت و مبناي فيزيولوژيكي بغل كردن

ريشه فعل “بغل كردن” (hugging) ظاهرا به فعل اسكانديناوي قديمي Hugga، به معني آرامش دادن و نوازش كردن، برمي گردد؛ مانند مادري كه فرزندش را بغل مي كند. محققان در دهه ۱۹۷۰ ، درباره مواد شيميايي به نام “اندورفين ها” كه در خون و سيستم اعصاب وجود دارد ، پژوهش هايي انجام دادند. اندورفين ها موادي شبه مورفيني هستند كه درد را تسكين مي دهند و موجب مي شوند احساس شادابي كنيم . بررسي ها حاكي است كه اين خواب آورهاي طبيعي ، كه مغز و دستگاه اعصاب آن را توليد مي كنند، هنگامي كه يكديگر را در آغوش مي گيريم افزايش مي يابند.(Melody Beattie,1987)

Ashley Montague(1971) در كتاب لمس كردن، در خصوص اهميت پوست انسان چنين اظهارنظر نموده است كه ظاهرا در مغز ناحيه اي وجود دارد كه در پاسخ به محرك هاي لمسي رشد مي كند. اگر كودكي به فدر كافي لمس نشود قسمتي از مغزش پژمرده مي شود و سيستم ايمني بدن او آسيب مي بيند.

بغل شدن در شروع زندگي سبب مي شود كه ما بتوانيم عشق بورزيم. بچه هايي كه بدون بغل شدن بزرگ مي شوند در بزرگسالي نمي توانند به ديگران عشق بورزند و ممكن است به افرادي روان دردمند(Psychopath) يا جامعه دردمند(Sociopath) تبديل شوند يا به شكل بيمارگونه اي رشد كنند.


شرم و كناره گيري اجتماعي

شرم و كناره گيري اجتماعي

شايد هيچ هيجاني سخت‌تر و دردناك‌تر از شرم نباشد. شرم به مثابه حمله عليه خود است و افراد شرمگين باور مي‌كنند كه از نظر اجتماع، كاملاً ناپذيرفتني و مردود هستند. در نتيجه، شرم باعث احساس بي‌آبرويي و بدنامي در فرد مي‌گردد. فردي كه احساس شرم مي‌كند مي‌خواهد از همه كس خود را مخفي و پنهان نگاه دارد. امّا گناه بر خلاف شرم باعث نمي‌شود كه فرد خود را محكوم كند.

بلكه باعث خودانتقادي به خاطر يك رفتار يا عمل اشتباه در فرد مي‌گردد. البته از نظر روان‌شناسي، همپوشاني‌هايي بين شرم و گناه وجود دارد. به عنوان مثال، فرد شرمگين ممكن است احساس گناه نيز داشته باشد.

 

شرم و گناه 

شرم عمومي‌تر از گناه است. فردي كه احساس شرم مي‌كند انتظار محكوم شدن از جانب همه كس را دارد. امّا فردي كه احساس گناه مي‌كند ممكن است تنها كسي باشد كه از خطاي پيش آمده آگاهي داشته باشد. فرد گناهكار نيز ممكن است احساس از دست دادن اعتماد به نفس پيدا كند ولي نه به اندازه‌اي كه اين احساس در فرد شرمگين پيش مي‌آيد.

به عنوان مثال، دانش‌آموزي كه در يك امتحان به طور موفقيت‌آميزي تقلّب مي‌كند ممكن است به خاطر نمره بالايي كه معلّم به او داده احساس گناه كند و آن را حق خود نداند. امّا هيچكس ديگر از انجام اين تقلّب آگاهي ندارد. از طرف ديگر، دانشجوئي كه به هنگام تقلّب كردن دستگير مي‌شود در جلوي همكلاسي‌هايش احساس شديد شرم و خجالت مي‌كند و اين احساس به خاطر اين است كه ديگران نيز از كار خلاف او آگاهي يافته‌اند.

 

كناره‌گيري اجتماعي

 

تعداد زيادي از مردم از نوعي اختلال شخصيتي به نام «كناره‌گيري اجتماعي» رنج مي‌برند. اين اختلال گاهي با اختلال اضطراب اجتماعي يا هراس از اجتماع اشتباه گرفته مي‌شود.

تفاوت بين كناره‌گيري اجتماعي با اختلال اضطراب يا هراس از اجتماع به طبيعت اختلالات شخصيتي باز مي‌گردد. يك اختلال شخصيتي، الگوي رفتاري ماندگاري است كه باعث مشكلات كاري و روابط شخصي مي‌شود. اين واقعيت كه اختلال شخصيتي، يك الگوي رفتاري ماندگار است، درمان آن را بسيار پيچيده و مشكل مي‌سازد.
نشانه‌هاي اختلال كناره‌گيري اجتماعي شامل الگوهاي رفتاري ماندگاري نظير موارد زير است:

هراس از اجتماع همراه با اضطراب شديد از ميان جمع بودن
خجالتي بودن بيش از حدّ
احساس بي‌لياقتي به هنگام پذيرفته‌ نشدن يا مورد انتقاد قرار گرفتن
انتخاب تنهايي و انزوا به جاي پذيرش ريسك ارتباط با ساير مردم
حساسيت زياد نسبت به انتقاد و احساس شرمندگي به هنگام مورد انتقاد قرار گرفتن
انتخاب انزواي اجتماعي به عنوان راهي براي دوري از مورد انتقاد واقع شدن
اجتناب از چشم در چشم شدن با ديگران در محل كار يا جاهاي ديگر
امساك در حرف‌زدن در محل كار يا جاهاي ديگر

 

شرم و ارتباط آن با كناره‌گيري اجتماعي

با وجودي كه شرم يك هيجان عمومي در انسان‌هاست و در تمام تمدن‌ها و فرهنگ‌ها يافت مي‌شود امّا ريشه‌هاي مختلفي براي آن وجود دارد. در تمدّن غرب، تأكيد بسياري بر شخصيت‌هاي كم‌عاطفه، مستقل و با جذبه مي‌شود.

فيلم‌هاي هاليوود با هنرپيشگاني نظير كلينت ايستوود، جان وين و گري كوپر، قهرماناني را به تصوير مي‌كشد كه قوي، شجاع و كم حرفند. اين نقش‌ها، اتكاء به نفس را تا حد نهايت به تصوير مي‌كشند.
ارزش زيادي كه به فردگرايي و خودكفايي در جوامع غربي داده مي‌شود، نقش مهمي در پيچيده كردن امور براي آن‌هايي كه با اختلال كناره‌گيري اجتماعي دست و پنجه نرم مي‌كنند، ايفاء مي‌نمايد. پيچيدگي از اين نظر كه ارزشي كه به فردگرايي داده مي‌شود، بهانه يا استدلالي براي اجتناب از تعاملات اجتماعي مي گردد. امّا در اغلب حرفه‌ها، رفتار اجتماعي قابل قبول، براي موفقيت ضرورت دارد.

اين افراد خيلي زود درخواهند يافت كه بايد بر روي همكاري با ديگران در محيط كار و جاهاي ديگر تكيه كنند. از سوي ديگر، نياز به همكاري با ديگران در محيط كار، به عنوان يك تهديد براي آنان جلوه‌گر خواهد شد زيرا آن‌ها را مجبور خواهد كرد كه با ترس‌هاي اجتماعي و الگوهاي ديرپاي خود مقابله كنند. در واقع، فردي كه كناره‌گيري اجتماعي جزئي از شخصيت او باشد ممكن است تكيه بر ديگران را به عنوان تحقير و سرافكندگي براي خود به حساب آورد.

بنابراين، تمايل به اجتناب از تماس‌هاي اجتماعي به خاطر اضطراب آفريني از يك سو، و لزوم پذيرش نياز به ديگران براي موفقيت در كاراز سوي ديگر، تعادل رواني فرد را دچار مخاطره جدي مي‌سازد.
در همين حال، طبيعت افرادي كه از اجتماع كناره‌گيري مي‌كنند به گونه‌اي است كه هر نوع انتقاد، حتي ملايمترين آن، براي آنان بسيار دردناك است. در واقع، مورد انتقاد قرار گرفتن باعث مي‌شود كه اين گونه افراد احساس سرافكندگي و در نتيجه، شرم كنند.

نياز به تعلّق

همه ما به عنوان اعضاي جامعه انساني، نياز به تعلّق داريم.هر چند اغلب ما گاهي نياز به تنها بودن داريم امّا تنها ماندن زياد نيز به افسردگي مي‌انجامد. حتي كساني كه اختلال كناره‌گيري اجتماعي دارند نيز در صورتي كه زياد تنها بمانند، افسرده مي‌شوند.
اغلب قريب به اتفاق بيماراني كه دچار اختلال كناره‌گيري اجتماعي هستند متأهل مي‌باشند. به علاوه، اغلب آن‌ها به دليل افسردگي شديد مجبور به استعفاء شده يا كار خود را از دست داده‌اند. همچنين اكثر آن‌ها آدم‌هاي تحصيل كرده و باهوشي مي‌باشند.

مشكل آن‌ها اكثراً موقعي شروع مي‌شود كه كاري را آغاز مي‌كنند و نياز به اجتماعي بودن و تعامل با ديگران براي موفقيت كار براي آنان مطرح مي‌شود.
افراد متأهلي كه دچار اختلال كناره‌گيري اجتماعي هستند با همسرشان هم دچار مشكل مي‌شوند زيرا عدم تمايل آن‌ها به بيرون رفتن و جوشيدن با مردمان حتي شامل سينما رفتن، رستوران رفتن و ملاقات با افراد خانواده و دوستان نيز مي‌شود.

۵) درمان

روش‌هاي درماني مختلفي براي اختلال كناره‌گيري اجتماعي وجود دارد. استفاده از دارو مي‌تواند براي كاهش اضطراب و افسردگي مفيد باشد كه داروهاي ضد افسردگي و ضد اضطراب از جمله آن هستند. هنگامي كه اين عوارض كاهش يافتند، روان‌درماني مي‌تواند راحت‌تر صورت گيرد.
درمان‌هاي رفتار شناختي، مفيدترين روش براي درمان هراس‌هاي اجتماعي و اختلالات كناره‌گيري هستند زيرا تأكيد آن‌ها بر تغيير الگوهاي تفكر در كنار اصلاح رفتار است. اين روش به بيمار كمك مي كند كه حساسيت خود را نسبت به عوامل محرّك (شرايط اجتماعي) كه باعث بروز مشكل براي او مي‌شوند كاهش دهد. اصلاح رفتار شامل يادگيري مهارت‌هاي اجتماعي لازم براي تعامل با جامعه است. از جمله مهارت‌هاي لازم كه بايد براي اين منظور توسعه داده شود مي‌توان به موارد زير اشاره كرد: چشم در چشم شدن با مردم، يادگيري استقبال كردن از ديگران با لبخند و رد و بدل كردن تعارفات كلامي متداول، يادگيري جرأت ورزي به شيوه مناسب، يادگيري چگونگي پاسخدهي يا نشان دادن عكس‌العمل در شرايط و وضعيت‌هاي مختلف اجتماعي، و يادگيري و تجديد نظر در انجام مكالمات عادي روزمره با مردم.

شركت در دوره‌هاي «آموزش جرأت‌ورزي» نيز مي‌تواند براي اينگونه افراد همانند گروه درماني و يادگيري مهارت‌هاي اجتماعي مفيد باشد.


با كودك يا نوجوان خود درباره اضطراب صحبت كنيد؟

با كودك يا نوجوان خود درباره اضطراب صحبت كنيد؟

چرا صحبت درباره اضطراب مهم است؟

كودكان و نوجوانان اغلب دليل اضطراب خود را تشخيص نميدهند. درعوض فكر ميكنند كه مشكلي دارند. كودكان ممكن است روي نشانه هاي فيزيكي اضطراب متمركز شوند.(مانند دردمعده). نوجوانان ممكن است فكر كنند كه عجيب و غريب، خارج از كنترل و حتي احمق شده اند! اين افكار ممكن است انها را مضطرب تر و خجالتي كند.

بنابراين اولين مرحله، اموزش به كودكان درباره اضطراب و چگونگي تشخيص ان است.  خود اگاهي مهم است.

نظر اشتباه : صحبت درباره اضطراب ممكن است كودكان را مضطرب تر كند.

حقيقت: تامين اطلاعات درست درباره اضطراب، ميتواند گيجي و يا شرمندگي انها را كم كند. توضيح دهيد كه اضطراب يك تجربه معمول و طبيعي است، و ميتواند به طور موفقيت اميزي هدايت شود!وقتيكه كودك شما اين را بفهمد ، انگيزه بهتري براي اينكه زندگي را راحتتر سازد دارد.

چطور اين كار را انجام دهيم:

سه مرحله براي معرفي بحث اضطراب به كودكان وجود دارد:

مرحله ۱: كودكان را به پذيرفتن ترس و نگراني تشويق كنيد.

مرحله ۲: درباره اضطراب به انها اموزش دهيد.

مرحله ۳: به انها درباره تشخيص اضطراب كمك كنيد.

مرحله ۱: كودكان را به پذيرفتن ترس و نگراني تشويق كنيد:

بوسيله توصيف يك موقعيت اخير كه شما نشانه هاي اضطراب را در كودكتان مشاهده كرديد شروع كنيد.

“ديروز وقتيكه سارا اينجا امد، تو خيلي ساكت به نظر ميرسيدي و كنار مامان نشستي. به نظر ميرسيد كه تو از امدن يك مهمان درخانه عصبي بودي.

به كودكتان درباره چيزهايي كه وقتيكه همسن انها بوديد از انها ميترسيديد بگوييد (مخصوصن اگر شما ترسهايي مشتركي داشتيد)، و از انها بپرسيد كه ايا نگرانيها و ترسهاي مشابه اي دارند.

از او بپرسيد كه چه چيزهايي بيشتر او را نگران ميكند. ممكن است مجبور باشيد تا او را با مثال زدن اماده كنيد مانند” من بچه هايي ميشناسم كه از ______ ميترسند، ايا تو هم از ان ميترسي؟”  مشخص كردن ميتواند به كودكان دربررسي ترسها و احساسات كمك كند.

وقتيكه كودك شما اضطراب يا نگراني را بيان ميكند، به او بگوييد كه او را باور داريد به او اطمينان دهيد، و اينكه اين احساسات طبيعي هستند. به ياد بياوريد كه كودك شما نشانه هارا از شما دريافت ميكند. پذيرش افكار نگران و اضطراب را به او نشان دهيد. اگر شما ارام بمانيد، اين به كودك شما براي ارام شدن كمك ميكند.

نكته:  ايا شنيدن ” نگران نباش و ارام باش!” به شما هنگام اضطراب كمك ميكند؟ احتمالن اين كودك شما را نيز زياد ارام نميكند. اين مهم است بپذيريد كه ترسهاي كودكتان واقعي است. احساس همدردي شما، شانس اينكه او راهنمايي شما را بپذيرد و درباره ترسهايش با شما دراينده صحبت كند را افزايش ميدهد.

مرحله۲ : به كودكتان درباره اضطراب اموزش دهيد.

چهار نكته مهم براي برقراي ارتباط با كودكتان:

  • اضطراب طبيعي است. هر كسي به دفعات اضطراب را تجربه ميكند. براي مثال احساس اضطراب روي چرخ و فلك يا قبل از امتحان طبيعي است. برخي نوجوانان ممكن است بعضي از حقايق درباره اينكه چقدر مسئله اضطراب طبيعي است را بفهمند.براي مثال” ايا ميدونستي كه از هر هفت كودك زير ۱۸ سال يك نفر مشكل اضطراب دارد؟”
  • اضطراب خطرناك نيست. اگرچه اضطراب ممكن است احساس ناراحتي ايجاد كند، ولي خيلي طول نميكشد، موقتي است و درنهايت كاهش مي يابد! همچنين بيشتر مردم نميتوانند بگويند كه چه موقع شما ناراحت هستيد( به جز افراد نزديك به شما مانند والدين).
  • اضطراب قابل تطبيق است. اضطراب به ما كمك ميكند تا براي يك خطر واقعي اماده شويم( مانند مواجه شدن با يك خرس درجنگل) يا براي اينكه تمام تلاش خود را دريك اجرا انجام دهيم. (براي مثال اضطراب به ما كمك ميكند تا براي يك بازي بزرگ يا يك سخنراني اماده شويم). وقتيكه ما اضطراب را تجربه ميكنيم ، اضطراب باعث تحريك واكنش جنگ و گريز در ما و اماداگي بدن ما براي دفاع از خودمان ميشود. براي نمونه ، قلب ما سريعتر ميتپد و خون را به ماهيچه ها پمپاژ ميكند بنابراين ما انرزي براي دويدن يا مبازره با خطر را داريم. وقتيكه ما بر جاي خود خشكمان ميزند، ممكن است ما مورد توجه قرار نگيريم كه اين اجازه گذر خطر را ميدهد. اين واكنش “برانگيختگي اضطراب ” ناميده ميشود. بدون اضطراب ما به عنوان يك موجود زنده نمي مانيم!
  • چطور ميتوانيد واكنش جنگ گريزو ثابت شدن را براي كودك توضيح دهيد: ” تصور كن كه در يك جنگل درحال پياده روي هستي كه با يك خرس مواجه ميشوي. اولين چيزي كه انجام ميدهيد چيست؟ ممكن است از خرس فرار كني يا اينكه درجا خشكت بزرند. واكنش ديگر اين است كه فرياد بزني و دستهايت را تكان دهيد تا به نظر بزرگ و ترسناك بيايي. سه روش كه انسانها درمقابل خطر دارند: مبارزه، فرار و درجا خشك زدن است. وقتيكه ما مضطرب هستيم با يكي از اين سه روش واكنش نشان ميدهيم. يا ما ممكن است خشكمان بزند، مثل وقتيكه ذهنمان خالي ميشود و نمي توانيم به طور واضح فكر كنيم. يا ممكن است ما مبارزه كنيم ، عصباني شويم وبه مردم حمله كنيم. ايا شما ميتوانيد درباره برخي روشهايي كه شما ممكن است به دليل اضطراب مبازره كنيد ، فرار كنيد يا خشكتان بزند فكر كنيد؟”.

چطور ميتوان “انگيختگي اضطراب” را به نوجوانان توضيح داد” گاهي اوقات وقتيكه ما حس ميكنيم كه چيزي خطرناك يا تهديد كننده است ، بطور اتوماتيك وارد وضعيت ” انگيختگي اضطراب” ميشويم.  اين ميتواند وقتي اتفاق بيفتد كه يك خطر واقعي وجود دارد  ، همچنين هنگاميكه چيزي خطرناك احساس ميشود ولي واقعن خطرناك نيست مانند يك ارائه شفاهي در كلاس يا …..(مثالهايي درارتباط با كودك خود بزنيد).انگيختگي اضطراب شما را وحشت زده ، عصبي و ناراحت ميكند. همچنين ممكن است باعث شود شما به سختي فكر كنيد. اين احساس ميتواند به اندازه اي خسته كننده باشد كه باعث شود افراد  انجام كارهايي را كه باعث اضطراب انها ميشود را متوقف كنند يا به جاهايي كه انها را نگران ميكنند نروند. ايا شما فكر ميكنيد اين براي شما اتفاق مي افتد؟

  • اضطراب ميتواند يك مشكل باشد وقتيكه موقع نبودن يك خطر واقعي مانند وجود يك خطر واقعي واكنش نشان ميدهد . يك مقايسه خوب اين است كه ان مثل هشدار دهنده دود دربدن است.

چطور ميتوانيد واكنش “هشدار دود” را توضيح دهيد:

” وقتيكه يك اتش واقعي وجود دارد يك هشدار ميتواند در محافظت به ما كمك كند ، اما گاهي اوقات يك هشدار دود بسيار حساس است و و قتيكه يك اتش واقعي وجود ندارد روشن ميشود(براي مثال سوختن نان تست در تستر)،مشابه با يك هشداردهنده دود، اضطراب نيز وقتيكه درست كار كند مفيد است. اما وقتيكه بدون وجود خطر واقعي روشن ميشود ممكن است ما بخواهيم انرا تعمير كنيم.”

توضيحات بيشتر در مورد چگونگي كار كردن اضطراب

به كودكان خود سه بخش اضطراب را توضيح دهيد: افكار(چيزهايي كه ما به خودمان ميگوييم)، احساسات فيزيكي (چطور بدن ما واكنش نشان ميدهد )و رفتار(واكنش ما ). يك روش خوب براي توصيف ارتباط داخلي بين اين بخشها اين است كه يك مثلث با پيكان بكشيم(شكل زير را ببينيد).

براي مثال :

افكار

اگر مامان تنواند به خانه بيايد چه ميشود؟

رفتار

براي مثال پيداكردن مامان ، در خانه ماندن

احساسات فيزيكي

مانند درد شكم ، سردرد و تپش قلب

مرحله ۳: كمك به كودكان براي تشخيص اضطراب

براي كودكان جوانتر، درباره اينكه چطور هردوي شما “كاراگاه”  خواهيد شدو  چطور شما به كودك خود در يك بررسي، براي فهميدن بيشتر درمورد اضطراب  كمك خواهيد كرد،صحبت كنيد. به عنوان يك كاراگاه مثالهايي در مورد اينكه چطور فرزند شما اضطراب را در هركدام از اين بخشها تجربه ميكند پيدا كنيد.: نشانه هاي فيزيكي،افكار مضطرب و رفتارهاي اجتنابي.

يك كاراگاه بودن: تشخيص نشانه هاي فيزيكي

براي كمك به كودك براي تشخيص نشانه هاي فيزيكي، طرحي از يك بدن بكشيد و از او بخواهيد مشخص كند كه كجا دربدن  احساس اضطراب ميكند.با يك مثال اورا ترغيب كنيد:” وقتيكه من مضطرب هستم ، دلشوره دارد و يك توده بزرگ در گلو دارم. تو چطور؟” از او بخواهيد تا روي يك كاغذ بزرگ دراز بكشد (مانند يك كاغذ قصابي ) و بدنش را دنبال كند . همچنين شما ميتوانيد نوشته Chester the Cat را براي كودكان كوچكتر و Where’s Anxiety in my Body? را براي كودكان بزرگتر چاپ و پر كنيد.

اگر سن كودك مناسب است، از او بخواهيد كه يك نام براي اضطراب بگذارد(باي مثال آقاي ناراحت، هيولاي ناراحت). به اضطراب كودك خود با اين نام اشاره كنيد. بويژه در شرايط تسلط اضطراب (براي مثال ” الان هيولاي نگراني درحال حرف زذن است و من مجبور نيست به او گوش بدهم!”).  كودكان بزرگتر يا نوجوانان ممكن است به مقايسه برسبك آهنگ، بهتر واكنش نشان دهندمثل اينكه صداي اضطرابشان كمي از بقيه كودكان “بلندتر” است.انها نياز دارند تا اين صدا را كم كنند.

اين استراتژيها به كودك شما كمك ميكند تا موقع مواجه شدن با اضطراب، نقش يك ناظر را داشته باشند، كه به انها يك حس بهتر كنترل را ميدهد.

كاراگاه بودن:تشخيص افكار مضطرب

كودكان شما گاهي اوقات ممكن است مشكلاتي در شناخت افكارشان ، مخصوصن افكار مضطربشان داشته باشند. براي اطلاعات بيشتر افكار سالم براي كودكان جوان را ملاحظه كنيد.

كودكان بزرگتر و نوجوانان به احتمال بالا، قادر به تشخيص برخي از افكار مضطربشان هستند وحتي افكار غير واقعي خود را به چالش ميكشند. براي اطلاعات بيشتر تفكر واقع گرايانه براي نوجوانان را ملاحظه كنيد.

عليرغم سن كودك شما، به كودكتان كمك كنيد تابفهمد كه اضطراب و نه خطر واقعي باعث ميشود او فرصتهاي مهم و اتفاقات جالب را از دست بدهد.

كاراگاه بودن: تشخيص اجتناب

از كودك خود بخواهيد تا هرتعداد جوابي كه ميتواند به سوالات زير بدهد:

اگر فردا صبح از خواب بيدار شدي و ديدي تمام اضطرابت به طور معجزه اسايي از بين رفته است، چه كار ميكني؟

خانواده ات چطور متوجه ميشوند كه تو مضطرب نيستي؟(معلمت چطور؟دوستانت چطور؟)

جمله زير را كامل كنيد:

اضطراب مرا از ………..باز ميدارد.

وقتيكه كودكتان اين مراحل را انجام دادو قادر به درك و تشخيص اضطراب شد، او براي حركت به سمت مرحله بعد اماده خواهدشد- يادگيري چگونگي مديريت اضطراب!


درمان موثر در افسردگي

درمان موثر در افسردگي

افسردگي يك اختلال ذهني است كه در آن بيمار تمايلي عمدي به فقدان علاقه به خود و زندگي دارد. احساس ناراحتي نيز همراه اين حس ناخوشايند مي‌شود. گاهي اوقات افسردگي،ناراحتي‌هاي جسمي را هم با خود همراه دارد.
افسردگي سالانه بر هزاران نفر حادث مي‌شود. اين مشكل آنقدر شايع است كه بعضي دكترها آن را «سرماخوردگي معمولي» اختلالات احساسي مي‌خوانند. عده‌ي زيادي از مبتلايان به افسردگي از داروهاي ضدافسردگي استفاده مي‌كنند. اگرچه ثابت شده كه داروهاي ضدافسردگي براي بيماراني كه از افسردگي متوسط تا شديد رنج مي‌برند مفيد است، اما كساني كه افسردگي ملايم دارند بايد سعي كنند با استفاده از درمان‌هاي خانگي مشكل‌شان را برطرف كنند. دكتر مايكل موراي، نويسنده كتاب «دايره المعارف درمان خانگي» درمان‌هاي خانگي زيادي براي افسردگي دارد كه در اين‌جا به چند نمونه از آن اشاره مي‌كنيم.

افسردگي مي تواند  باعث خسارت سنگين و جبران ناپذيري  به خانواده و يا  به جامعه  و محيط كار وارد نمايد . بستگي به اينكه چه حالتي از افسردگي بر فرد حاكم باشد  با نوع  آسيبي كه به خانواده و يا به جامعه و يا محيط كار وارد مي كند ، متفاوت است . مثلا” بدبيني و شكاكيت بيش از حد  نسبت به مسائل ناموسي  يكي از عوامل افسردگي است كه مي تواند باعث از هم پاشيده شدن خانواده شود ، اما در تعامل اجتماعي و يا محيط كار چندان اختلالي ايجاد نكند . بطور كلي بستگي به اين كه چه حالت هايي از افسردگي در كنار هم  در يك فرد وجود داشته باشد پيامد هاي متفاوتي را مي توان از آن فرد انتظار داشت . همچنين افراد افسرده  به محيط اطراف خود بدبين بوده و حس منفي و ناخوشايندي را از خود بروز مي دهند . گاهي اوقات افراد افسرده از حالت خمودي و بي حالي بيرون آمده  و عصبي و پرخاشگر مي شوند . معمولا”  در حالت افسردگي خشم به سمت درون بوده و در نتيجه ممكن است چنين  افرادي اقدام به خودكشي نمايند . و پرخاشگري حالت بيروني افسردگي است ، كه در اين حالت فرد افسرده خشم دروني خود را به صورت عصبانيت و پرخاشگري به سمت اطرافيان نشان مي دهد

ورزش
ورزش عموما وضع روحي را ارتقا مي‌بخشد و هر نوع افسردگي را كنترل مي‌كند. همچنين ورزش هورمون‌هاي تنظيم‌كننده‌ي  حال روحي يعني سروتونين و نورپينفرين را اصلاح مي‌كند.
اين هورمون‌ها خلق فرد را بهبود مي‌بخشد. هر نوع ورزشي از جمله پياده‌روي سريع، دويدن، دوچرخه‌سواري، وزنه‌برداري يا پريدن از روي طناب براي درمان افسردگي مفيد است.

خواب منظم
مشاهده شده كه بي‌خوابي براي چند شب پياپي به كاهش توليد سروتونين مي‌انجامد كه افسردگي را تشديد مي‌كند. هر فرد بايد سعي كند حداقل هشت ساعت در روز بخوابد. و از يك الگوي خواب پيروي كند، هر روز سر يك ساعت مشخص بخوابد و سر يك ساعت مشخص بيدار شود. هر روز خوابيدن سر عادت و سرساعت بيدارشدن به بدن كمك مي‌كند تا در درون توازن داشته باشد پس با خيال تخت بخوابيد.

فعاليت‌هاي گروهي
پيوستن به گروه‌هاي ذي‌نفع وهمين‌طور فعاليت‌هاي گروهي به شما در زمينه رهايي از افسردگي به شما كمك مي‌كند. وقتي فرد درگير فعاليت‌هاي گروهي مي‌شود وقت كافي براي فكركردن به چيزهاي منفي كه احتمالا منشا افسردگي اوست، ‌نخواهد داشت.
همه مي‌توانند به فعاليت‌هاي گروهي متنوع مثل باغباني، نقاشي، كتاب‌خواني وآشپزي در ميان ديگران بپردازند.وقتي فرد با ديگران كار مي‌كند، افسردگي در حاشيه قرار مي‌گيرد.

نوشتن در دفتر يادداشت روزانه
اين راه خوبي است تا اتفاقات مثبت زندگي‌تان را پي بگيريد و به خودتان يادآوري كنيد كه چيزهاي منفي نمي‌تواند، بر اتفاقات مثبت زندگي‌تان سايه بيفكند. به افرادي كه افسردگي دارند پيشنهاد مي‌شود، ‌روزانه بنويسيد.
در آن دفترچه خاطرات، بيمار بايد درباره‌ي اتفاقات منفي و مثبتي كه در زندگي‌اش اتفاق مي‌افتد بنويسد. اتفاقات منفي به بيمار يادآوري مي‌كند كه اتفاقات مثبت هم وجود دارد.

با توجه به علت افسردگي ، درمان افسردگي نيز متفاوت است . مثلا”  افسردگي با علت ژنتيكي به دارو درماني بهتر جواب مي دهد ، اگرچه روان درماني نيز براي اين گروه از افراد بسيار مهم مي باشد . اما افسردگي هايي با علل محيطي و شخصي را مي توان  با تاكيد بر روش هاي روان  درماني با رويكرد شناختي و رفتار درماني تحت درمان قرار داد . با اين حال گاهي اوقات بايد از دارو درماني نيز براي اين نوع از افسردگي ها  استفاده نمود . با اين حال بنظر مي رسد هيپنوتيزم درماني  به همراه روان درماني و گاهي اوقات به همراه دارو درماني يكي از موثر ترين روش هاي درمان افسردگي باشد .


حقايقي شگفت انگيز در مورد خواب

حقايقي شگفت انگيز در مورد خواب

تابحال خواب خود را فراموش كرده ايد؟ آيا دچار بختك شده ايد؟ خوابهاي رنگي چطور آيا تا بحال ديده ايد؟ در اين پست ۱۰ موضوع جالب در مورد خواب ديدن را عنوان نموده ام.

خواب ديدن افراد نابينا

كساني كه بعد از تولد نابينا مي‌شوند مي‌توانند تصاوير را در خواب ببينند. افرادي كه نابينا به دنيا مي‌آيند نمي‌توانند در خواب تصاوير را ببينند، اما نابينايان خوابهايي به شفافي افراد بينا دارند، كه البته شامل حواس پنج گانه ديگر مثل شنوايي، چشايي، بويايي، لامسه و حتي عواطف حسي است. تصور كردن اين امر براي انسانهاي بينا مشكل است اما احتياج بدن به خوابيدن به قدري زياد است كه  مي تواند به طور مجازي تمامي موقعيت هاي فيزيكي را تا مرحله به وقوع پيوستن آن به كار گيرد.

۹۰% خوابها فراموش مي‌شوند

نيمي از روياها در همان ۵ دقيقه اول پس از برخاستن از خواب و ۹۰% آنها پس از ۱۰ دقيقه فراموش مي‌شوند. يك روز صبح، شاعري معروف به نام ساموئل تيلور كلريج با يك روياي خيلي عجيب و غريب ( بر اثر استعمال مواد مخدر) بيدار شد. كاغذ و قلم را برداشت تا هرچه در خواب ديده بود را يادداشت كند. اين اثر “كوبلا خان” تبديل به يكي از اشعار معروف انگليسي شد. شعر او در بيت پنجاه و چهارم به وسيله ي فردي از شهر پارلاك قطع شد. كلريج قصد داشت شعرش را ادامه دهد ولي نتوانست بقيه خوابش را به ياد بياورد، اين اثر هيچ وقت كامل نشد.
يك مورد عجيب و غريب ديگر داستاني برخاسته از خواب به نام “دكتر جكيل و آقاي هايدويلست” اثر رودبرت لوييس استيونسون بود. داستان ماري شلي فرانكشتاين نيز زاييده ي خيالي يك روياست.

همه ي مردم خواب مي‌بينند

تمامي افراد (به جز مواردي از بيماري هاي شديد رواني) خواب مي بينند. اما زنها و مردها روياها و عكس العمل هاي  متفاوتي نسبت به يكديگر دارند. مردها تمايل دارند درباره ي ساير هم جنسان خود خواب ببينند در حالي كه زنان در خوابهايشان به طور مساوي ديگر زنان و مردان را مي‌بينند.

خواب ديدن از بروز جنون جلوگيري مي‌كند

در آزمايش جديدي كه درباره ي خواب بر روي تعدادي دانشجو انجام گرفت، مشاهده شد دانشجوياني را كه در لحظه شروع خواب ديدن بيدار كردند (بعد از بيدار كردن به آنها اجازه داده شد كه ۸ ساعت ديگر بخوابند) همگي داراي عدم تمركز حواس، زودرنجي و كج خلقي، توهم و حتي بعد از ۳ روزنشانگر علائمي از جنون بودند. در نهايت وقتي به آنها اجازه داده شد كه چرتي بزنند، ذهن آنها زمان از دست رفته را ترميم كرد و سطح كارايي خواب آنها را افزايش داد.حقايق خواب

 فقط شناخته شده‌ها  به خواب ما مي‌آيند

رويا ها مكرراً از نقش بازي كردن افراد غريبه پر مي‌شود. ذهن ما چهره ي افراد غريبه را در عالم رويا نمي‌سازد بلكه آن چهره هاي افراد حقيقي هستند كه ما در طول زندگي ديده ايم ولي آنها را به خاطر نمي‌آوريم يا نمي شناسيم . براي مثال شيطان خون آشامي كه در آخرين خوابتان ديده ايد ممكن است شخصي بوده باشد كه وقتي بچه بوديد شما را كتك زده و يا با پدر شما بحث و مشاجره كرده است!همه ي ما در طول زندگي چهرۀ صدها هزار نفر را ديده ايم، بنابرين ذهن ما منبع بي پايان شخصيت هايي است كه هنگام خواب ديده مي شوند.

همه افراد خوابهاي رنگي نمي‌بينند

۱۲٪ افراد بينا فقط خوابهاي سياه وسفيد و بقيه افراد تمامي رنگها را در خوابهايشان مي‌بينند. مردم موضوعات مشتركي را در روياهايشان مي‌بينند. مثل موقعيتهاي مربوط به مدرسه، تعقيب شدن، درجا دويدن، سقوط كردن، دير رسيدن، ديدن مرگ كسي كه زنده است، پرواز كردن، مردود شدن در امتحان و يا تصادف با اتومبيل. علت اينكه چرا به افرادي كه خوابهاي مربوط به درگيري و ناآرامي و مرگ را رنگي مي‌بينند، فشارها و ضربه هاي رواني بيشتري وارد مي‌شود، هنوز ناشناخته است.

خوابها آنچه كه مي‌بينيم نيستند

اگر شما درباره ي چيز خاصي خواب مي‌بينيد، الزاماً هميشه آن چيزي نيست كه در تصوير مي‌بينيد. خوابها با زباني بسيار سمبليك با آدمي سخن مي‌گويند. ذهن نيمه هوشيار شما مي‌كوشد تا روياهايتان را با اشياء مشابه آن مقايسه و تلفيق كند.
مثل سرودن يك شعر و استفاده از آرايه ي تشبيه :
– مورچه ها مثل ماشيني كه هيچ وقفه اي ندارد كار مي‌كردند.
ولي شما هيچ وقت چيزي را با خودش مقايسه نمي‌كنيد. به طور مثال هرگز نمي‌گوييم: آن غروب زيبا مثل غروبي زيبا بود. بنابرين ذهن شما ممكن است از هرسمبلي براي هر شيء استفاده كند ولي كمتر اتفاق افتاده كه خود شيء سمبل خودش باشد.

ترك كنندگان دخانيات روياهاي واضحتري مي‌بينند

كساني كه براي مدت طولاني سيگار مي‌‌كشيدند و اكنون آن را ترك كرده اند، روياهاي شفاف تر و پاك تري نسبت به گذشته مي‌بينند. طبق تحقيقات مجله روانشناسي ناهنجاري: در ميان ۲۹۳ ترك كننده كه ۱ تا ۴ هفته از دوره ترك  آنها گذشته، ۳۳% آنها حداقل ۱ بار خوابهايي مربوط به استعمال دخانيات را ديده اند.

در بيشتر اين خوابها، اين افراد خودشان را در حال مصرف مي‌ديدند و احساسات بسيار شديد منفي مثل، وحشت و اضطراب و گناه به آنها دست مي داد.همچنين ۹۷% ترك كنندگان تنباكو در مدت استعمال اين خوابها را نمي‌ديده اند و عمدتاً فقط در دوران ترك مواد اين خوابها ديده مي‌‌شده است.اين خوابها شفاف تر از خوابهاي معمول بوده و مهمترين علامت مشترك ترك تنباكو گزارش شده است.

محركات بيروني به روياها حمله مي‌كنند

خيلي از ما فرايندي به نام تداخل خواب را تجربه كرده ايم. مثلاً هنگامي كه صدايي را بيرون از عالم خواب شنيده ايم، به نحوي با خواب ما تداخل پيدا كرده است. مثالي مشابه اين است كه وقتي شما به صورت فيزيكي و در واقعيت تشنه هستيد  ذهن شما اين احساس را با خوابتان تلفيق مي‌كند. سپس به صورت مداوم پارچ هاي بزرگ آب را مي‌نوشيد و خود را سيراب مي‌كنيد، دقايقي بعد دوباره تشنه مي‌شويد و آب مي‌نوشيد، تشنه مي‌شويد … آب مي‌نوشيد … و اين چرخه تا وقتي بيدار مي‌شويد تكرار مي‌شود تا اينكه در عالم واقعيت آب بنوشيد.

 طي خواب بدن فلج مي‌شود

مي‌خواهيد باور كنيد يا نه، بدن شما در حقيقت هنگام خواب فلج مي شود. به نظر مي‌رسد اين اتفاق از حركت ناخواسته ي بدن و به نمايش گذاشتن روياها جلوگيري مي‌كند. بر اساس مقاله ي خواب در ويكي پديا : غدد شروع به ترشح كردن هورموني مي‌كنند كه به القاي خواب كمك مي‌كند،  نورونها سيگنالهايي را به نخاع مي‌فرستند كه  كه باعث آرامش بدن مي‌شود و كمي بعد بدن بي حس و فلج مي شود.

بيشتر بدانيد 

– وقتي خروپف مي‌كنيد، نمي‌توانيد خواب ببينيد.
– كودكان نوپا تا وقتي به سن ۳ سالگي برسند درباره ي خودشان خواب نمي‌بينند . آنها عموماً در همان سن تا ۷ يا ۸۸ سالگي شان كابوسهاي بيشتري نسبت به بزرگسالان مي‌بينند.
– اگر شما را به طور ناگهاني از خوابي كوتاه بيدار كنند، روياهاي واضح تري را نسبت به وقتي كه تمام شب را خوابيده ايد به ياد مي‌آوريد.


آموزش توالت رفتن به كودكان

آموزش توالت رفتن يك مرحله مهم براي كودكان و همينطور والدين است. راز گذر از از اين مرحله چيست؟ وقت گذاشتن و صبوري به خرج دادن.

موفقيت در آموزش توالت رفتن منوط به آمادگي جسمي و هيجاني مي باشد و وابسته به سن خاصي نيست. بسياري از كودكان از سن ۲سالگي علاقه مند به آموزش توالت رفتن مي باشند در حالي كه برخي ديگر تا سن دو و نيم سالگي يا حتي بيشتر آمادگي ندارند درحالي كه عجله اي هم در آن نيست. اگر شما خيلي زود آموزش توالت رفتن را شروع كنيد ممكن است آموزش و درك توالت رفتن بسيار زمان بر باشد.

آيا كودك شما آمادگي دارد؟ از خود سؤالات  زير را بپرسيد:

  • آيا كودك شما به توالت يا صندلي توالت يا پوشيدن لباس زير علاقه دارد؟
  • آيا كودك شما جهات اساسي را درك كرده و دنبال مي كند؟
  • آيا كودك شما نياز به دستشويي رفتن را از طريق عبارات، بيانات يا حركات چهره اي به شما مي گويد؟
  • آيا كودك شما قادر است دوساعت يا بيشتر در روز خودش را خيس نكند؟
  • آيا كودك شما درمورد پوشك خشك يا خيس شكايت مي كند؟
  • آيا كودك شما مي تواند به تنهايي شلوارش را پايين بكشد و دوباره بالا بكشد؟
  • آيا كودك شما مي تواند روي صندلي بنشيند و سپس از روي آن بلند شود؟

اگر پاسخ شما بيشتر بله است، كودك شما ممكن است آماده آموزش توالت رفتن باشد. اگر به بيشتر سوالات پاسخ نه مي دهيد ممكن است نياز باشد صبر كنيد به ويژه اگر كودك شما با يك تغيير بزرگ به تازگي مواجه شده يا به زودي مواجه خواهد شد مانند اسباب كشي و يا به دنيا امدن خواهر و برادر جديد. خردسالي كه امروز با آموزش توالت رفتن مخالفت مي كند ممكن است در عرض چند ماه ديگر پذيراي اين كار باشد.

وقتي كه شما تصميم مي گيريد كه زمان شروع آموزش توالت رفتن است زمينه را براي دست يابي به آن فراهم كنيد. با حفظ نگرش مثبت در خود و ديگر مراقبان كودك، شروع كنيد. سپس اين مراحل را انجام دهيد.

براي مطالعه بيشتر:

۱۲ توصيه جهت آموزش دستشويي رفتن به كودكان

وسايل لازم را در همه جا قرار دهيد

صندلي توالت را در حمام و توالت يا در ابتدا جايي قرار دهيد كه كودك شما بيشتر وقت خود را آنجا مي گذاراند و صندلي را  نيز تزيين كنيد و او را به نشستن برروي صندلي  با يا بدون پوشك ترغيب كنيد. اطمينان يابيد كه كودك شما مي تواند روي پاهاي خود بر روي زمين يا صندلي توالت فرنگي بايستد.

كمك كنيد كودك شما بداند چگونه در مورد توالت صحبت كند با استفاده از اصطلاحاتي صحيح و ساده. شما مي توانيد محتواهاي پوشك كثيف را در صندلي توالت بگذاريد بماند تا مفهوم يا مقاصد كاربرد آن را به كودك نشان دهيد يا اجازه دهيد تا كودك اعضاي خانواده را هنگام استفاده از صندلي توالت ببيند.

براي توالت رفتن زمان بندي داشته باشيد

اگر كودك شما مايل است اجازه دهيد بدون پوشك چندين بار طي روز دقايقي را روي صندلي توالت بنشيند. در پسران، اغلب بهتر است كه نشسته ادرار كنند و سپس پس از اتمام آموزش دفع مي توانيد ادرار كردن ايستاده را نيز ياد دهيد. كتاب آموزش توالت رفتن را بخوانيد يا به كودك خود يك اسباب بازي براي سرگرم شدن هنگام نشستن بر روي صندلي توالت بدهيد. وقتي او در حمام است در كنارش بنشينيد. حتي اگر كودك شما فقط آنجا نشسته است، او را به تلاش كردن تشويق كنيد و به او يادآوري كنيد كه بعداً اجازه تلاش دوباره براي دستشويي را دارد. براي حفظ ثبات سعي كنيد صندلي توالت يا توالت فرنگي را هنگام بيرون رفتن از منزل با خودتان ببريد.

براي مطالعه بيشتر:

آموزش ارزش هاي مهم به كودك پنج ساله

سريع برو اونجا!

وقتي كه شما متوجه علائمي حاكي از نياز به توالت رفتن مانند وول خوردن، چمپاته زدن در يك جا يا گرفتن ناحيه تناسلي شديد، سريع واكنش نشان دهيد. كودك خود را با اين علائم آشنا كنيد، هنگام دستشويي كردن او توقف كنيد و او را به دستشويي هدايت كنيد. كودك را تشويق كنيد تا موقعي كه دستشويي دارد به شما بگويد. دختران را آموزش دهيد تا از جلو به عقب خود را خشك كنند براي پيشگيري از حركت ميكروب ها از مقعد به واژن يا مثانه. هنگام كشيدن فلش تانك بگذاريد كودك آن را به عنوان يك وظيفه اجتماعي انجام دهد و مطمئن شويد كه كودك پس از آن دست هايش را مي شويد.

مشوق هاي انگيزيشي را درنظر بگيريد.

برخي از كودكان به استيكرها يا ستاره هاي روي چارت ها واكنش نشان مي دهند. برخي ديگر گردش در پارك و ديگر داستان هاي مكمل موقع خواب را دوست دارند. تلاش كودك را با تشويق كلامي تقويت كنيد مانند: “چقدر عالي، تو داري درست مثل بچه هاي بزرگ توالت رفتن رو ياد مي گيري”. مثبت انديش باشيد حتي اگر اين رفت و برگشت به توالت موفقيت آميز نباشد.

پوشك ها را مدفون كنيد.

پس از چند هفته آموزش توالت موفقيت آميز، كودك شما ممكن است آماده جابجايي پوشك با آموزش شلوار يا لباس زير باشد. اين انتقال يا گذر را با رفتن به بيرون جشن بگيريد. به كودك اجازه دهيد تا خود لباس زير را بيرون آورد. پس از آنكه كودك شما آماده پوشيدن با آموزش شلوار يا لباس زير مقرر مي شود از به تن كردن بالاپوش ها، كمربند يا تسمه، لباس هاي سرتاسري يا ديگر مواردي كه مي تواند مانع از لباس پوشيدن مستقل شود بپرهيزيد.

خواب سالم داشتن

اكثر كودكان اوايل اغلب حدود دو تا سه ماه آموزش مداوم توالت رفتن در كنترل مثانه در طي روز تسلط دارند. آموزش توالت در خواب نيمروز يا شبانه ممكن است ماه ها يا سالها طول بكشد. در اين اثناء از شلوارهاي يكبار مصرف يا از تشك هاي لايه دار در هنگام خواب كودك استفاده كنيد.

دريابيد كه چه زماني بايد آموزش دهيد و چه زماني دست بكشيد

اگر كودك شما در چند هفته بر استفاده از صندلي توالت يا توالت مقاومت مي كند يا نمي تواند بر روي آن بنشيند يك وقفه بيندازيد. اگر اين فرصت ها باز هم او را آماده نكرد طي چند ماه دوباره تلاش كنيد. شما ممكن است نفس راحت تري بكشيد اگر كودك شما نحوه استفاده از توالت را كشف مي كند و ياد مي گيرد. اما انتظار وقوع پيشامدهاي تصادفي و در رفتن هاي ناگهاني را داشته باشيد. اينجا مواردي براي پيشگيري و كنترل خيس كردن شلوار وجود دارد:

  • يادآورهايي را ارائه دهيد. خود را خيس كردن اغلب زماني روي مي دهند كه كودكان مجدوب فعاليت هايي مي شوند كه براي لحظاتي دلچسب تر از استفاده از توالت است. براي مبارزه با اين حالت، توالت رفتن منظم را ارائه دهيد مانند ابتداي صبح، بعد از هر وعده غذايي و اسنك، قبل از سوار ماشين شدن يا رفتن به رختخواب.
  • خونسردي خود را حفظ كنيد. كودكان عمداً خيس كردن شلوار را براي عصباني كردن والدين ايجاد نمي كنند. اگر كودك شما خود را خيس كرد او را سرزنش، تأديب يا خجالت زده نكنيد. شما ممكن است بگوييد”اين بار را فراموش كردي. بار بعد هر چه زودتر به توالت خواهي رفت”.
  • آمادگي داشته باشيد. اگر كودك شما چندين بار خود را خيس مي كند لباس زير جذبي ممكن است بهتر باشد. بر تعويض لباس زير و پوشاك دستي به صورت دستي تكيه كنيد، به ويژه براي مدرسه يا در حضور مراقب كودك.خيس كردن هاي تصادفي خطري ندارند اما آنها مي توانند منجر به مورد اذيت واقع شدن، خجالت و بيزاري از جانب همسالان شود. اگر كودك آموزش ديده در توالت رفتن دوباره برمي گردد يا زمين مي خورد، به ويژه در سن ۴ سالگي و بالاتر از آن يا اينكه نگران خيس كردن هاي تصادفي كودك خود هستيد با پزشك مشورت كنيد. گاهي اوقات مشكلات خيس كردن شلوار نشان دهنده شرايط اساسي جسماني مانند عفونت مجاري ادرار يا بيش كاري مثانه باشد. درمان فوري مي تواند كمك كند تا كودك شما بتواند عاري از اين مشكل باشد.

تست تشخيص افسردگي

تست تشخيص افسردگي

 اگر شما برنامه اي براي مراجعه به پزشك براي تشخيص افسردگي داريد، در اينجا انواع تست هايي كه پزشك براي تشخيص افسردگي از شما مي گيرد معرفي شده اند. نخست، در نظر داشته باشيد هر تستي، تست افسردگي نمي باشد. برخي از تست ها براي تشخيص افسردگي باليني به كار برده نمي شوند بلكه براي رد ساير مشكلات پزشكي است كه ممكن است با افسردگي علائم مشابهي را داشته باشند.

در بيشتر موارد، پزشك آزمايش فيزيكي انجام مي دهد و يك سري آزمايشهاي آزمايشگاهي براي اطمينان حاصل كردن از اين كه اين علائم مربوط به بيماري تيروئيد، كمبود ويتامين D، يا مشكل پزشكي ديگري نباشد، را انجام مي دهد. اگر علائم كه شما دارا مي باشيد مربوط به بيماري فيزيكي باشد با درمان اين بيماري ها علائم افسردگي كاهش خواهد يافت.

تشخيص افسردگي و معاينات جسمي

باز هم هدف از انجام معاينات جسمي براي رد علل فيزيكي افسردگي مي باشد. زماني كه معاينات فيزيكي صورت مي گيرد، تمركز پزشك بيشتر بر روي سيستم عصبي و غدد درون ريز خواهد بود. پزشك سعي خواهد كرد هرگونه مسئله اي را كه به بهداشت و سلامت جسمي مربوط مي شود را نسبت به علائم افسردگي باليني شناسايي كند.

به عنوان مثال، كم كاري تيروئيد- ناشي از غده ي تيروئيد- شايع ترين مشكل پزشكي است كه با علائم افسردگي در ارتباط مي باشد. ديگر علائم مربوط به اختلالات غدد درون ريز كه منجر به افسردگي مي شود شامل پركاري تيروئيد- ناشي از تيروئيد پركار- و بيماري كوشينگ- يك اختلال مرتبط با غده ي آدرنال است.

بسياري از بيماري هاي سيستم عصبي مركزي نيز مي تواند منجر به افسردگي شود. براي مثال، افسردگي امكان دارد با يكي از شرايط زير همراه باشد:

  • غده هاي سيستم عصبي مركزي
  • ضربه به سر
  • انسداد بافت ها
  • ضربه
  • سيفليس
  • سرطان هاي متعدد (مانند سرطان لوزالمعده، پرستات و سرطان پستان)

مصرف داروهاي كورتيكواستروئيدي مانند پردنيزون، كه افراد مبتلا به بيماري هايي مانند آرتريت روماتوئيد يا آسم از آن استفاده مي كنند نيز با ايجاد افسردگي در ارتباط است. داروهاي ديگري مانند مصرف خودسرانه استروئيدها و آمفتامين ها و داروهاي كاهش دهنده ي اشتها نيز ممكن است منجر به افسردگي شوند.

تشخيص افسردگي و تست هاي آزمايشگاهي

پزشك مي تواند با پرسيدن سوالات خاصي از شما و انجام تست هاي آزمايشگاهي افسردگي را تشخيص دهد. پزشك ممكن است به هر حال يك سري آزمايش ها را بر روي شما انجام دهد تا اين علائم مربوط به مشكلات ديگري نباشد. پزشك ممكن است براي شما آزمايش خون بنويسد و يك سري علائم كه مربوط به مشكلات جسمي مي شود را در برگه ي آزمايش شما تيك بزند.

پزشك آزمايش خون را براي اطمينان حاصل كردن از اينكه مشكل شما مربوط به كم خوني يا مشكل تيروئيد يا هورمون هاي ديگر، كمبود كلسيم و ويتامين D در بدن شما نباشد را انجام مي دهد.

آزمايش هاي تشخيص افسردگي

امكان دارد پزشك آزمايشهاي ديگري را بر روي شما انجام دهد كه بخشي از معاينات فيزيكي اوليه مي باشند. در ميان آنها پزشك براي بررسي الكتروليت ها، عملكرد كبد، غربالگري سم شناسي، و عملكرد كليه براي شما آزمايش خون تجويز كند. به دليل اينكه كبد و كليه مسئول دفع سمومي هستند كه به وسيله ي مصرف داروهاي ضد افسردگي وارد بدن مي شوند اگر هريك از اين ارگان هاي بدن دچار مشكل شوند سموم در بدن انباشته شده و براي شخص مشكلاتي را ايجاد خواهد كرد.

آزمايش هاي ديگر شامل:

  • سي تي اسكن يا ام آر آي براي اطمينان حاصل كردن از اين مسئله كه فرد مبتلا به بيماري هاي ديگري مانند تومور مغزي نباشد
  • نوار قلب (ECG) براي تشخيص بيماري هاي قلبي
  • الكتروانسفالوگرام (EEG) ثبت فعاليت هاي الكتريكي مغز
آزمايشهاي غربالگري افسردگي

پس صحبت كردن در مورد خلق و خوي شما و راه ها و روش هايي كه بر روي زندگي شما تاثير گذاشته اند، پزشك ممكن است از شما سوالاتي را بپرسد كه به طور خاص براي غربالگري افسردگي از آنها استفاده مي شود. به ياد داشته باشيد كه اين هر سوال و پرسشي كه پزشك از شما مي پرسد امكان دارد كه براي تشخيص بيماري افسردگي باشد. اين آزمايش ها، به هر حال، به پزشك شما بينش بهتري براي تشخيص خلق شما خواهد داد. و پزشك مي تواند با استفاده از آنها با اطمينان بيشتري بيماري شما را تشخيص دهد.

يك نمونه از ازمايشهاي غربالگري يك پرسشنامه ي دو بخشي است كه براي تشخيص ابتلا به افسردگي بسيار قابل اعتماد است. در اين آزمايش از شما خواسته مي شود كه به دو سوال پاسخ دهيد:

  • آيا در طي ماه گذشته شما احساس ناراحتي، افسردگي و يا نااميدي داشته ايد؟
  • در طي ماه گذشته آيا شما علاقه ي كمي به انجام كارها داشته ايد و يا اينكه از انجام كارهايتان لذت نمي برديد و احساس ناراحتي كرده ايد؟
  • پاسخ هايي كه شما به  اين دو سوال مي دهيد مشخص مي كند كه پزشك پس از پاسخ شما چه آزمايش ديگري را براي شما انجام دهد. امكان دارد پزشك براي تكميل تشخيصش سوالات اضافه اي از شما بپرسد. و اگر پاسخ هاي شما نشان دهد كه شما مبتلا به افسردگي نيستيد پزشك ممكن است علائم را براي تشخيص درست دوباره بررسي كند. مطالعات پزشكي نشان داده است كه اين دو پرسش، به خصوص زماني كه براي ارزيابي فرد مورد استفاده قرار مي گيرد، ابزاري بسيار موثر براي تشخيص بيماري افسردگي مي باشد.

    پزشك براي تشخيص وجود و شدت علائم افسردگي ممكن است آزمايش هاي ديگري را انجام دهد كه عبارتند از:

    • پرسشنامه سلامت (PHQ-9)9 آزمايش براي غربالگري و تشخيص شدت بيماري افسردگي
    • پرسشنامه ي افسردگي (BDI) 21 سوال چند گزينه اي كه شدت علائم افسردگي و احساسات فرد را اندازه گيري مي كند.
    • زونگ مقياست درجه افسردگي- يك بررسي كوتاه براي اندازه گيري ميزان افسردگي، اعم از افسردگي عادي و حاد است.
    • مركز مطالعات اپيدميولوژيك- ميزان افسردگي (CES-D)- ابزاري است كه به بيماران اجازه مي دهد كه براي ارزيابي احساسات، رفتار و ديدگاهاشان در طول يك هفته را مورد بررسي قرار دهد.
    • مقياس اندازه گيري افسردگي هميلتون (HRSD)، كه به عنوان مقياس اندازه گيري افسردگي هميتلون شناخته شده است و يا به صورت مختصر HAMD ناميده مي شود كه شامل پرسشنامه ي چند گزينه ايست كه پزشك براي تشخيص شدت افسردگي فرد از آن استفاده مي كند.

    زماني كه شما يك آزمايش را انجام مي دهيد ممكن است شما از اينكه به آن سوالات پاسخ صادقه بدهيد احساس ناراحتي كنيد، فردي كه اين آزمايشات و آزمون ها را بر روي شما انجام مي دهد سوالاتي در مورد افسردگي و خلق شما، افسردگي و شناخت شما، مشكلات جسمي افسردگي مانند كمبود انرژي، اختلال خواب، مشكلات جنسي از شما مي پرسد. سعي داشته باشيد كه براي تشخيص درست به پزشك صادقانه پاسخ دهيد. پرسشنامه هاي حرفه اي كه براي تشخيص سلامت روان تنظيم شده اند براي تشخيص باليني افسردگي به كار مي روند و نمي تواند جايگزين يك مصاحبه ي كامل شود. پس از اينكه پزشك نسبت به بيماري شما تشخيص دقيقي بدهد مي تواند براي درمان موثر اقدام كند.

    اگر پزشك افسردگي را در شما تشخيص دهد

    بيماري افسردگي قابل درمان است. در نتيجه، تشخيص افسردگي مي تواند مسيري را براي شما مشخص كند كه يك زندگي سالم بدون احساس درماندگي، نااميدي و بي ارزشي را دارا باشيد.

    زماني كه پزشك تشخيص داد كه شما افسرده هستيد، شما بايد برنامه هاي درماني او را دنبال كنيد. داروهايي كه براي شما تجويز مي شوند بسيار مهم است. همچنين اگر پزشك از شما خواست بايد در شيوه ي زندگي خود تغييراتي ايجاد كنيد و يا اينكه به يك روان درمانگر مراجعه كنيد. ميليون ها نفر از ابتلا به افسردگي رنج مي برند، زيرا آنها در پي كمك هاي حرفه اي كه در نتيجه ي مراجعه به پزشك ميسر مي شود نيستند.


    بررسي رفتار خودارضايي در كودكان

    اين مقاله با توجه به نياز شديد والدين براي كسب اگاهي در زمينه رفتار شبه خودارضايي در كودكان است. مسئله اي كه بسياري از والدين با نگراني به كلينيك مراجعه كرده و گاها با رفتارهاي نادرست و قضاوت هاي اشتباه كودك رو دچار مشكلات هيجاني مي كنند.

    استمناء چيست؟

    استمناء به معناي خود ارضايي براي كسب لذت و خودآرامي است. كودكان ممكن است به خود دست يا اشياي ديگري بمالند. خودارضايي  بيش ازيك بررسي ساده اندام هاي تناسلي است كه معمولا در ۲سالگي هنگام استحمام مشاهده مي شود. در حينخودارضايي يك كودك معمولاً داراي چهره اي خيره، گرگرفته و شيفته به نظر مي رسد. كودك ممكن است اغلب چندين بار در هر روز يا فقط يكبار در هفته تحريك شود. ولي آن به طور معمول تر هنگام خواب آلودگي، خستگي، تماشاي تلويزيون يا استرس رخ مي دهد.

    مطالب مرتبط:

    اختلالات عادتي مانند انگشت مكيدن كدامند؟

    چرا كودكم خود ارضايي مي كند؟

    خودارضايي ناگهاني يك رفتار نرمال در بسياري ازكودكان خردسالان و پيش دبستاني است. حدود يك سوم كودكان در اين گروه سني خودارضايي را هنگام كاوش اعضاي بدن خود كشف مي كنند. آنهاصرفاً به دليل آنكه آن حس خوبي به دست مي دهد به اين عمل ادامه مي دهند. برخي از كودكانمكرراً خود ارضايي مي كنند زيرا آنها از چيزهايي همچون گرفتن پستانك احساس ناخشنودي مي كنند. برخي ديگر هم اين كار را در واكنش به تنبيه يا فشارناشي از توقف كامل خودارضايي انجام مي دهند.براي آنهيچ گونه دلايل پزشكي وجود ندارد و تحريك ناحيه تناسلي كه موجب درد يا خارش مي شود نيز ناشي از خودارضايي نيست.

    اين رفتار چه مدت طول مي كشد؟

    با كشف خودارضايي كودكخيلي كم مي تواند آن را يكباره كنار بگذارد. كودك شما ممكن است آن را كنار نگذارد همانطور كه اغلب اگر چنين باشد با ناتواني يا بدبختي هايي علاج پذير مرتبط است. در سن ۵ يا ۶سالگي اكثر كودكان قوه تشخيص و احتياط را ياد مي گيرند و تنها به طور خصوصي مرتكب اين كار مي شوند.خودارضايي تقريباً در دوره بلوغ  و در واكنش به تغييرات هورموني نرمال و سائق هاي جنسي امري همگاني و جهان شمول تلقي مي شود.

    آيا خودارضايي باعث بروز مشكلات بعدي در زندگي مي شود؟

    خودارضايي موجب هيچ گونه صدمه فيزيكي يا آسيب به بدن نمي شود. آن مفرط يا غيرنرمال نيست مگر آنكه عمداً در مكان هاي عمومي و پس از سن ۵يا ۶سالگي ديده شود وبه معناي شهوتي، بي قاعده يا داراي انحراف جنسي بودن كودك شمانيست. فقط اگر بزرگسالان از خودارضايي كودك عصباني شوند و آن را عملي كثيف يا بد جلوه دهند موجب صدمات هيجاني از قبيل احساس گناه و فوبياي جنسي خواهد شد.

    چگونه مي توانم به كودكم كمك كنم؟

  • اهداف واقعي داشته باشيد.كنارگذاشتنكامل خودارضايي غيرممكن است. اين واقعيت را بپذيريد كه كودك شما آن و لذاتش را فهميده است. تنها چيزي كه شما مي توانيد آن را كنترل كند، مكان انجام اين كار است.چشم پوشي از آن فقط در حمام و اتاق خواب يك كار معقول است. ممكن است به كودك خود بگوييد؛ بهتر است آن را هنگامي كه خسته اي در اتاق خوابت انجام دهي؛ اگر خودارضايي براي شما اهميتي ندارد ديگر جايي كه در آن خودارضاييانجام شود مهم نيست، زيرا كودك شما مي فهمد كه مي تواند آن را آزادانه و در هر شرايطي انجام دهد.
  • از خودارضايي در موقع چرت زدن و موقع خواب چشم پوشي كنيد.
  • كودك خود را تنها در اين لحظات تنها بگذاريد وبه اودائماًنگاه نكنيد، نبايد اورا از خوابيدنبر روي شكم منع كنيدو يا اگرمشاهده كرديد كه دست هايش را در وسط پاهايش قرار دادهاو را مورد بازخواست قرار ندهيد.

  • حواس كودك را پرت كنيد يا او را به خاطر خودارضايي در زمان هاي ديگر تأديب كنيد.
  • نخست، سعي كنيد حواس كودك خود را به سمت اسباب بازي يا فعاليتي خارجي منحرف كنيد. اگر اين كار ميسر نشد، او را تفهيم كنيد: مي دانم كه اين حس خوبي است و انجام دادن آن در اتاق يا اتاق خواب بالامانع است اما، آن را در نشيمنگاه و وسطخانه يا در حضور افراد ديگري انجام نده. در زمان ۴يا ۵سالگي كودكان به احساسات افراد ديگر حساس هستند و اينكه بايد تنها در خلوت خودارضايي نمايند را درك مي كنند. كودكان خردسال ممكن است براي انجام اين كارمجبور به رفتن به اتاق خود شوند.

  • اين عمل را با پرستار كودك يا كاركنان مدرسه درميان بگذاريد.از مراقب يا معلم كودك بخواهيد تا به خودارضايي ابتدا با پرت كردن حواس كودك واكنش نشان دهد. اگر اين كار ميسر نشد آنها بايد توجه كودك را با عباراتي مانند بيا من و تو الان اينجا و از كنار هم بودن لذت ببريم و بازي كنيم. در مدرسه بايد عملخودارضايي تنها هنگام چرت زدن مورد بي توجهي واقع شود.
  • داشتن تماس جسمي با كودك را بيشتر كنيد.
  • برخي از كودكان درصورتي كه در آغوش كشيدن و نوازش بيشتري را در روز دريافت كنند كمتر دست به خودارضايي مي زنند. سعي كنيد اطمينان يابيد كه كودك شما روزانه دست كم روي هم رفتهيك ساعت خاصي محبت فيزيكي شما را اخذ مي كند.

  • اشتباهات متداول
  • رايج ترين اشتباهي كه والدين انجام مي دهند تلاش براي رفع كامل خودارضايي است. اين كار منجر به ناتواني مي شود كه والدين مجبورند از آن غفلت كنند. كودكان نبايد به خاطر خوارضايي مورد تنبيه فيزيكي شوند، نه بر سر آنها فرياد زده شود و نه صحبتي از آن گفته شود. خودارضايي را به عنوان كاري بد، كثيف، شريرانه يا غيرشرعي برچسب نزنيد و دستان كودك خود را نبنديد يا از هرگونه محدوديتي در اين مورد خودداري كنيد. همه اين شيوه ها تنها به مقاومت و احتمالا بعدا به بازداري هاي جنسي منجر مي شوند.

    چه زماني با پزشك تماس بگيرم؟

    در صورت مشاهده موارد زير فوراً تماس بگيريد:

    • كودك شما به طور مستمر در حضور افراد ديگر به اين كار ادامه مي دهد.
    • فكر مي كنيد كودك شما توسط شخصي براي اين كار تحريك شده است.
    • كودك شما در جهت ارضاشدن از طريق ديگران تلاش مي كند.
    • احساسمي كنيد كودك شما غمگين يا افسرده است.
    • شما انتظار هيچ گونه خودارضايي را از كودك خود را نداشتيد.
    • اين عمل در ظرف يك ماه بهبود نمي يابد.
    • سؤالات يا نگراني هاي ديگري داريد.

    فرزندپروري: هشت نكته مخصوص پدران

     پدران نقش مهمي در بزرگ كردن فرزندان خود دارند، گرچه همواره به عنوان مراقب اوليه كودك به حساب نمي ايند. در زير هشت نكته در براي كمك به فرزندپروري بهتر پدران امده است.

  • براي موفقيت جمعي تلاش كنيد
  • در فرهنگي كه به فكرخود بودن تحسين مي شود شما به عنوان پدر بايد خواهان از خودگذشتگي و در اولويت قرار دادن خانواده درجه يك خود باشيد. اين به معناي برآورده كردن نيازهاي همسر و كودكان و سپس خود مي باشد. اگر مجبوريد كه از بين چيزي كه براي شما و براي خانوده شما بهتر است يكي را انتخاب كنيد همواره ابتدا خانواده را در اولويت قرار دهيد. ممكن است شما ممكن است گاهاً كمي احساس دلخوري كنيد از اينكه هرگز نيازهاي شما مدنظر قرار نمي گيرد (مثلاً شما بايد جشن تولد بگيريد)، اما اينجا منظور تااندازه اي رضايت به فداكردن خود براي اعضاي خانواده است.

    براي مطالعه بيشتر: پدران هم مي توانند مراقب كودك باشند

    نقش پدر در تربيت كودك

  • از همسر خود تمجيد كنيد
  • تحسين همسر به خاطر تعهدپذيريدر قبال حضور به موقع سر كار و رسيدگي به شما و فرزندان كار سختي نيست (حتي اگر او تمام وقت كار مي كند). اما مادر بودن مشكل ترين، بشردوستانه ترين و اغلب قدرنشناس ترين كار دنيا است. شما بايد در همه حال از او به خاطر تمام كارهايي كه براي اعضاي خانواده انجام مي دهد تشكر كنيد. همچنين به او فرصت هاي مشخصي براي پرداختن به خود تعيين كنيد؛ خواه ورزش كردن، ملاقات با دوستان باشد خواه براي برخي فقط هنگام غمگيني خواندن كتاب يا گرفتن يك دوش طولاني باشد. علاوه براين؛ دوست من هميشه با كمي خودخواهي مي گويد كه من همسر شاد، زندگي شاد را دوست دارم(اميدوارم كه اين اظهارات دال بر تبعيض گرايي نباشد، كه منظور آن نيست).

  • مراوده كنيد
  • ارتباط برقرار كردن يكي از مهم ترين وسيله هاي موفقيت در زندگي زناشويي و خانوادگي است. بله آن يك وسيله است كه مردان به طور سنتي در آن خيلي خوب ظاهر نمي شوند. ارتباط مي تواند از طريق عبارات، زبان بدن، هيجان ها  و رفتار صورت گيرد. آن نشان دهنده احترام قائل شدن براي همه اعضاي خانواده  است و اطمينان مي دهد كه نيازها درحال برآورده شدن و تضادها نيز حل و فصل شدن هستند. با همسر و فرزندان خود صحبت كنيد اما از آن مهم تر به پيام هاي آن ها طور بارز و نافذ گوش دهيد و به آنها متقابلاً بازخوردي بدهيدكه شما آنچه آنها مي گويند را شنيده ايد.

  • احساساتي باشيد
  • ما در فرهنگي زندگي مي كنيم كه در آن بيان هيجان ها توسط مردان ضعيف اعمال مي شود. در عين حال بيان مناسب هيجان ها خواه هيجان هاي مثبتي مانند شادي، برانگيختگي يا هيجان هاي كمتر مثبتي همچون خشم، ناكامي يا غم براي خشنودي فردي، ارتباطات سالم و موفقيت در زندگي حائز اهميت مي باشند. توانايي ابراز همه هيجان ها بخش مهمي متعادل بودن و مهرباني است. زندگي احساساتي سالم يك موهبت ماندگاري است كه شما به فرزندان خودمي بخشيد. بعلاوه، برخلاف آنچه فرهنگ ما مي گويد،معمولاً نياز به استعداد است تا بتوانيد يك ابرازكننده عاطفي باشيد زيرا آن در مقابل تعريف معموليمردانگي قرار مي گيرد(ورفتن برخلاف جريان آب نيزدر باب مفهوم مردانگي است همانطور كه كاري نداردآن را داشته باشيد!).

  • محكم باشيد
  • بسياري از والدين اين روزها اين پيام را از فرهنگ هاي عامهمي گيرند كه آنها بايد به فرزندان خود آسان بگيرند. خوب، اجازه دهيد چيزهايي به شما بگويم: دنياي بيروني جاي آسان گرفتن به فرزندان نيست، پس شما بايد آنها را براي مواجهه با محيط به طور واقع بينانه مجهز كنيد. اما وقتي كه من مي گويم”محكم”؛ به اين معني نيست كه نامهربان يا عصباني باشيد. بلكه منظورم آن است كه شما بايد بدانيد چه چيزي و چه كاري براي فرزندان شما بهتر است؛ خواه آن را دوست داشته باشند خواه نداشته باشند. آنها ممكن است امروز خيلي قدرشناس اين كار نباشند اما در آينده از شما به خاطر تذكر اين موارد و نشان دادن خوب و بد تشكر مي كنند.

  • پيام هاي خوب بدهيد
  • بدانيد كه كودكان شما آماج پيام هاي نامناسب از هر جايي كه آنها به آن سر مي زنند به ويژه از فرهنگ هاي رايج قرار مي گيرند. اما مانند پدر خود؛ شما بايد بتوانيد بر آنها به طور مستقيم تر، مقتدرانه تر و  قاطعانه تر تأثيرگذار باشيد. براي اين كار شما بايد قدمي بيش از گفتگو كردن برداريد؛ بعلاوه بايستي براي گردش رفتن اقدام كنيد زيرا كودكان شما به آن نياز دارند همانطور كه شما قول مي دهيد و به آن عمل نمي كنيد.اطمينان يابيد پيام هايي كه شما به كودكان خود مخابره مي كنيد چه در قالب عبارات، هيجان ها چه اعمال همه در راستاي تسريع رشد سالم پيش مي روند.

     

  • ارزش هاي ممتاز و جامعه پسند را آموزش دهيد.
  • ارزش هايي كه كودكان شما هنگام كودكي ياد مي گيرند آنها را هنگام مواجهه با هرچيزي در زندگي ايشان هدايت خواهند كرد. متأسفانه، ما در يك فرهنگ رايج آلوده اي زندگي مي كنيم كه به كودكان مهيب ترين ارزش ها را آموزش مي دهد. مانند؛ بي احترامي، خودخواهي، طمع ورزيدن و بي تفاوتي.براي غلبه بر تأثيرات آن شما بايد اطمينان يابيد كه ارزش هاي شما معقول است و آنكه كودك شما پيام هاي ارزشي مثبت را از شما مي گيرد و به آنها عمل مي كند.

  • خود را از نظر جسمي و روحي پرورش دهيد
  • اگر شما مانند خيلي از پدران امروزي هستيد، استرس ناشي از سخت كوشيدن براي متكفل بودن خانواده و متعادل كردن همه جنبه هاي زندگي مي تواند اثرات مضر خودش را داشته باشد.عادات خوردن نادرست و ورزش نكردن و بيخوابي همه و همه منجر به چاقي و مشكلات جدي تهديد كننده سلامتي مي شود. با وجود اضافه وزن داشتن، بدقيافه شدن، مريضي، محدوديت هاي فيزيكي به هر طريق(يا حتي بدتر از آن، مرگ)؛ شما ۵۰درصد پدر خوبي نمي باشيد. مراقب گذر زمان باشيد(ممكن است اينكه شما چگونه كار مي كنيد اهميتي نداشته باشد)و ملزم به حفظ سلامتي خود به خاطر رفاه حال خانواده باشيد.


    چهار كليد حل و فصل اختلاف با كودك

    براي كودكان تمام سنين

    هر پدر و مادري آداب و رسوم خواب شبانه را مي داند:

    شما براي كودك خود داستان موقع خواب مي خوانيد ومي گوييد ديگه وقت خوابه و سپس در مقابل سپر فرياد من نميخوام بخوابم!!!! كودك قرار مي گيريد.

    ما والدين هر شب از اين مسئله رنج مي بريم تا زماني كه سرانجام كاسه صبرمان لبريز مي شود و كودك را آماج حرف هاي ناپسند خود قرار مي دهيم. در نهايت،كودك ما بي خواب مي شود، اما ما شب را با نگراني بيدار مي مانيم ودر حيرتيم كه آيا فقط ما بدترين والدين دنيا هستيم.

    بيشتر بخوانيد:

    ۵ تمرين ضروري فرزندپروري

    نه شما بدترين والدين نيستيد. هر پدر و مادر و فرزندي با يكديگر دعوا مي كنند و مجموعه ي كامل جديدي از روش ها  وجود دارد كه روش هاي مفيدي رابراي حل كردن اختلاف ارائه مي دهند؛ خواه شما با خواباندن كودك چهار ساله خود مشكل داريد خواه با نوجوان خود به واسطه تماس زياد با صفحات نمايشي.

    در اينجا چهار دستورالعمل مهم ذكر مي شود:

  • در دايره اختلاف نيفتيد. شايد هيچ رابطه اي در زندگي به اندازه رابطه والد و فرزند قوي نباشد. به همين دليل، با افزايش اختلافات شما از خود هيجان هاي منفي خطرناكي نشان مي دهيد به اندازه اي كه فكر مي كنيد كه هيچ چيز ديگري در زندگي شما وجود ندارد و احساس پوچي مي كنيد. ما اين تجربه را بي تعادلي مي ناميم به اين خاطر كه شما حس مي كنيد كه دنيا به شكل غيرقابل كنترلي دور سرتان مي چرخد. هر بار كه سعي مي كنيد تمركزخود را بازيابيد، كودك شما يك درخواست جديدي از شما مي كند يا او خواهر يا بردار خود را كتك مي زند، اين كار شما را يك گام جلوتر در اين گرداب هيجاني پيش مي برد. بهترين روش براي شكستن اين چرخه اجتناب از سقوط در آن است. همانطور كه تنش ها زياد مي شود يك سؤال مهم از خود بپرسيد: آيا من واقعا قصد دامن زدن به اين اختلاف را دارم؟ به احتمال فراوان پاسخي براي آن وجود نخواهد داشت. پس لحظاتي به بازنگري اين ديدگاه بينديشيد: نفس عميقي بكشيد و خود از زماني كه در آن هستيد لذت ببريد، و خود را در زير دوش حمام يا در حال استراحت در تختخواب يا مشغول خواندن كتاب تجسم كنيد. يا خود را مانند ما تصور كنيد كه از بالا به عملكرد خود نگاه مي كنيد. آيا واقعاً ارزش دارد كه براي خوابيدن كودك خود تا اين حد تلاش كنيد؟ حتما همين طور است!
  • براي نگراني هاي كودك خود احترام قائل شويد. ما والدين همواره مي خواهيم فكر كنيم كه همه جواب هاي درست را مي دانيم به ويژه هنگام جر و بحث با كودك خود. اما فقط به دليل آنكه ما از كودك خود برتر و بزرگتر هستيم به معناي بي ارزش بودن ديدگاه هاي آنها نيست. كودكان اغلب انگيزه منطقي خوبي براي رفتارهاي خود دارند و آن ايجاب مي كند كه زمان، توجه و درك بيشتري به آنها اختصاص دهيم. وقتي كه كودك ده ساله شما شروع به فرياد زدن مي كند كه رفتار شما با او منصفانه نيست، شما نيز دقيقاً از رفتار خود دفاع نكنيد. از او بپرسيد چرا چنين فكري مي كند. او ممكن است به رفتار ملايمت آميز شما با برادرهاي كوچكترش حسادت كند يا ممكن است نياز به توجه بيشتري داشته باشد.
  • به كودك خود كمي احساس خودمختاري بدهيد. تصور كنيد كه عدم اعتماد به نفس چگونه مي تواند در كودك شكل گيرد: والدين شما به شما بگويند كي از خواب بيدار شويد،كي بخوريد،كي بخوابيد و حتي چطور صحبت كنيد.. بنابراين كودكان به طور ناباورانه اي نيازمند اندكي آزادي براي تعيين سرنوشت خود هستند.
  • پسر چهار ساله شما  اگر  برايش دسر انتخاب كنيد يك قشقرق آتشيني راه مي اندازد و مي گويد: “من خودم ميخوام انتخاب كنم!!!”

    پس دفعه بعد كه كودك شما درخواست نيم ساعت بيشتر بيدار ماندن كرد شما فقط نگوييد نه. از او بپرسيد چرا، به دلايلش گوش دهيد و به او حق انتخاب بدهيد:

    “اگر شما امشب ديرتر بخوابي، فردا شب بايد زودتر بخوابي. حالا كدام يك را انتخاب مي كني؟”

  • بر درخواست خود پافشاري كنيد. به الگوهاي اختلافي كه شما به تكرارش هنگام دعوا تمايل داريد توجه داشته باشيد. به اين مثال توجه كنيد:
  • “من در خانواده ام متوجه رشد الگوي مشتركي با پسر ده ساله ام”سعيد” شدم. زماني كه او شروع به اذيت برادر كوچكترش كرد من با كلمات محكم “سعيد، كافيه!” سريع وارد عمل مي شدم. او مي خواست اين حرف ها را ناديده بگيرد و بر رفتار خود با برادرش اصرار كند كه اين كار اقتدار مرا از بين مي برد اما اين حالت من را از ديد برادرش بزرگ جلوه مي داد. البته، سپس من اقتدارم را اثبات مي كردم و دوباره درخواست متوقف كردن اين كار را مي كردم. بنا به ضرورت، گفتگوي ما با دعواي كلامي  پايان مي يافت. اما باز هم رابطه ما ادامه مي يافت.

    بيشتر بخوانيد:

    معرفي شيوه هاي فرزندپروري

    رمز اين كار توجه كردن به الگوهاي بدكاركرد اختلاف و پذيرفتن اصلاح يك يا چندرفتار در آن جريان است. من در رابطه ام با سعيد كم كم الگوهاي عادي خود از مقابله متقابل را درك كردم و در پي تغيير رفتارم بودم. وقتي كه بعداً سعيد برادرش را اذيت كرد من اقدام مي كردم و از او مي خواستم اين كارش را متوقف كند. او سر پيچي كرد. اما من به جاي تكرار تقاضايم از او نظرش را در مورد نحوه اي كه ممكن است ما با اين موقعيت مواجهه شويم جويا مي شدم. به نظر مي رسيد او قصد شگفت زده كردن مرا داشت و به من گفت كه برادرهاي كوچكترش جاي او را بر روي تخت تنگ كرده اند. سعيد در حالي كه داشت صحبت مي كرد گوش مي داد و ارتباط مؤثري برقرار مي كرد. با درخواست  سعيد از من براي نصحيت، هر دوي ما با اين كار به واسطه اين الگوي نرمال تناقض جاخورديم كه موجب ايجاد فضايي براي ما مي شد تا يك گفتگوي سودبخش تري داشته باشيم.

    پس زودتر دست به كار شويد.

    الگوهاي اختلاف به سختي قابل تغيير هستند. اما با تلاش هاي آگاهانه شما مي توانيد با پافشاري بر درخواست و با يك نبرد معمولي از طعمه اين چرخه شدن اجتناب كنيد. همانطور كه شما در حال تلاش هستيد، مبارزه هاي شما به تدريج به سوي يك احساس كنترل پذيرتر پيش مي رود و رابطه شما بهتر و سازنده تر خواهد شد. بعلاوه، با تلاش كافي،گذر زمان و بزرگتر شدن كودك، شما ممكن است بهتر بتوانيد بر مهارت هاي ظريف رفع اختلاف بين خود و كودك مسلط شويد.