عاشقانه: هر آنچه كه عاشقان پيش از ازدواج بايد بدانند

مشاوره در زمينه قبل از ادواج و درمان مشكلات فردي نامزدان

شنبه ۰۲ اسفند ۰۴

غذاهاي تقويت كننده ميل جنسي

غذاهايي براي تقويت ميل جنسي اگر مزاج  در ضعف نيروي جنسي آقايان  صحيح تشخيص داده نشود و  دارو و غذاي متناسب با آن انجام  نپذيرد، نه تنها فايده اي نخواهد داشت، بلكه نتيجه  متضادي نيز ديده خواهد شد.  توصيه بسيار  بر سلامت ساير اعضاء  توجه به سيستم گوارش به عنوان جايي براي هضم و جذب غذا كه در واقع ماده  تشكيل مني  است. توجه به كليه‌ها به عنوان يكي از علل ايجاد شهوت از اهميت زيادي برخوردار است. استفاده از غذا يكي از اركان درمان كاهش توليد مني است و تاكيد بيشتر بر استفاده از غذا نسبت به دارو در درمان شده است. در تقويت نيروي جنسي فايده غذا از دارو بيشتر است و بايد كه غذا بسيار دهند “.ابن سينا نيز در كتاب قانون بيان مي‌كند: ” و بدان در تقويت نيروي جنسي بيشترين اعتماد بر اغذيه است كه در آن ماده زياد و برانگيختن قوه وجود دارد

نخود، باقلا و پياز سفيد را با شير كاملاً بپزند، سپس آن را صاف كرده و بكوبند، سپس با زرده تخم مرغ و ادويه به شكل كوكو و با روغن زيتون سرخ كنند كه براي تقويت جنسي مفيد است.

شير گاو و ترنجبين را آرام بجوشانند تا به قوام عسل آيد، و هر صبح ناشتا بنوشند، همچنين، خوردن زرده تخم مرغ عسلي با بذر شاهي، خوردن شير با بذر گزنه، خوردن شير با عسل و دارچين نيز مفيد است.

 

اضافه كردن نمك، فلفل سياه و فلفل دراز به سه عدد تخم مرغ عسلي و خوردن روزانه آن، اقسام شير برنج بخصوص اگر با آرد نخود درست شود، خوردن گوشت گنجشك به جاي غذا و شير گاو تازه به جاي آب، مرباي زردك، مرباي بالنگ، مرباي شقاقل، مرباي هليله، مرباي سيب، مرباي گردو، مرباي زنجبيل، كوكوي تره، حليم گوشت گنجشك، نخودآب با گوشت بره، حليم از گوشت بره و مرغابي براي تقويت نيروي جنسي مفيد است.

حلوا از قند و نشاسته، خوردن غذاهاي غليظ نفاخ مثل نخود با پياز يا گوشت، شربت زردك، قليه با گوشت، نخود، باقلا، زنجبيل و زرده تخم مرغ، پياز سرخ شده با روغن گاو همراه زرده تخم مرغ، پُختن شلغم و نخود و شاهي به طور جداگانه و اضافه كردن آنها به پياز سرخ شده و خوردن همراه خرما نيز براي تقويت نيروي جنسي مردان مفيد است.


مشاوره ژنتيك

مشاوره ژنتيك

انجام مشاوره‌هاي ژنتيكي به زوجين كمك مي‌كند تا از تولد نوزاداني با مشكلات ژنتيكي و معلول پيشگيري شود.

زوجين پس از مراجعه به متخصص زنان، چنانچه مشكوك به بيماري‌هاي ژنتيكي باشند يا سابقه‌اي از وجود مشكلات ژنتيكي در آنها مشاهده شود، جهت انجام مشاوره ژنتيك و در صورت نياز به تشخيص و درمان‌هاي لازم، به متخصص ژنتيك ارجاع داده مي‌شوند.

مشاوره ژنتيك تنها با رسم شجره‌نامه و اخذ شرح حال بيمار (سوابق بيماري‌هاي فاميلي و آناليز شجره نامه) انجام مي‌شود و پيش از آن هيچ آزمايشي از زوجين گرفته نمي‌شود. پس از بررسي و آناليز شجره نامه و بر اساس نتايج حاصل از آن بيماران به دو گروه تقسيم مي‌شوند؛ گروه اول كه درصد بالايي از مراجعين را شامل مي‌شوند، مشكل ژنتيكي نداشته و مي‌توانند درمان خود را جهت باروري ادامه دهند. البته گروهي ديگر نيز وجود دارند كه با احتمال وجود مشكل ژنتيكي، آزمايشات مورد نياز براي آنها تجويز و به صورت مرحله‌اي انجام خواهد شد.

در اين رابطه دستور يكساني براي تمامي انسان‌ها وجود ندارد به همين دليل لازم است براي هر خانواده به صورت مستقل بررسي و متناسب با يافته‌هاي شجره‌نامه و شرح حال اقدامات بعدي برنامه‌ريزي شود.

بعد از اين مرحله زوج‌ها به دو دسته عمده تقسيم مي‌شوند. يك دسته زوجيني هستند كه ناباروري آنها علت ژنتيكي دارد و به بيان ديگر ناهنجارهاي كروموزومي موجب ناباروري آنها شده است. دسته ديگر، خانواده‌هايي هستند كه هر چند ژنتيك علت مستقيم ناباروري آن‌ها نيست، اما به دليل سابقه بيماري ژنتيكي در اعضاي خانواده خود در معرض داشتن اولاد مبتلا يا معلول هستند و به همين دليل براي پيشگيري از بروز بيماري‌هاي ژنتيكي و جهت جلوگيري از تكرار آنها بايد رويكرد مناسب و تخصصي ژنتيك براي آن‌ها صورت گيرد.

لازم به ذكر است؛ بعد از اين مرحله و ارائه مشاوره‌هاي ژنتيكي تست‌هاي تشخيصي قبل از لانه گزيني، تولد و… صورت مي‌گيرد كه به زوجين كمك مي‌كند از تولد نوزاداني با مشكلات ژنتيكي پيشگيري كنند.


انواع اختلالات رواني جنسي

انحرافات جنسي عبارتند از خيالات، تمايلات يا رفتارهاي ناراحت كننده و تكرار شونده جنسي.

اين مسائل بايد براي مدت طولاني ادامه داشته باشند و يا با روابط جنسي سالم يا عملكرد روزمره فرد تداخل پيدا بكنند كه بتوان از آنها به عنوان انحرافات جنسي نام برد. افرادي كه دچار انحراف جنسي هستند، ممكن است متوجه باشند كه كار درستي انجام نميدهند اما غالبا فكر ميكنند كه نميتوانند شرايط را تغيير دهند و يا اين عادت خود را ترك كنند.

موارد اصلي انحرافات جنسي عبارتند از: چشم چراني، عورت نمايي، بچه بازي، يادگارخواهي، دستمالي كردن. خودآزاري جنسي، ديگر آزاري جنسي.

چشم چراني: افرادي كه به اين انحراف دچار هستند از تصور يا ديدن افراد برهنه، درحال درآوردن لباسشان و يا مشاهده رابطه جنسي افراد ديگر(حتي در فيلم) با هم لذت ميبرند. اين در اكثر مواقع در صورتي است كه شخص و يا اشخاصي كه نظاره ميشوند از حضور شخص چشم چران مطلع نيستند.

براي اينكه بتوان تشخيص چشم چران را براي شخصي قائل شد اين تخيلات ، تمايلات و يا رفتارها بايد براي خود فرد بسيار ناگوار باشند و يا در زندگي روزمره اش اختلال ايجاد كنند. اين انحراف ممكن است ريشه در تجربيات فرد در دوران كودكي داشته باشد و روانكاوي ميتواند در شناخت اين ريشه ها به فرد كمك كند.

عورت نمايي: در اين انحراف فرد اندام و يا اندام هاي جنسي اش را به فرد يا افراد غريبه نشان داده و از اين موضوع لذت جنسي مي برد.

همانند مورد بالا تاكيد مي شود كه براي تشخيص قطعي اين اختلال فرد بايد از رفتار خود احساس خوبي نداشته باشد يا در زندگي روزمره اش اختلال ايجاد شده باشد. روانكاري براي اين افراد مفيد خواهد بود. اين كار به شناسايي ريشه واقعي مشكل كمك خواهد كرد. گاهي نيز درمانهاي دارويي براي اين اشخاص تجويز ميشود.

يادگارخواهي يا ف.ت.ي.شيزم: در اين انحراف فرد از يك شي غير زنده ( مانند كفش پاشنه بلند خانم ها يا جوراب زنانه و غيره) لذت جنسي ميبرد. بطور معمول فرد براي برانگيخته شدن جنسي به اين شي نياز دارد و بدون آن برانگيخته نميشود.

اين مسئله در صورتي انحراف تلقي مي شود كه فرد باطنا از اين مسئله ناراحت باشد و يا اين كار وي در زندگي روزمره اش يا روي شريك جنسي

اش اثر منفي داشته باشد. براي اين امر روان درماني با هدف شناسايي علت اوليه اين انحراف صورت مي گيرد و معمولادرصد زيادي از افراد به درمان جواب ميدهند.

دستمالي كردن يا فروتوريسم: اين انحراف عبارت است ازلذت بردن از تماس يا ماليدن دست يا بدن خود به بدن فرد ديگربدون آنكه آن فرد رضايت داشته باشد. معمولا اين كار در مكان هاي شلوغ مانند اتوبوس يا مترو اتفاق ميافتد. اين افراد غالبا درك درستي از حدود اجتماعي خود و ديگران ندارند بنابراين ممكن است اين عمل خود را به عنوان يك انحراف جنسي تلقي نكنند. درمان معمول براي اين افراد روان درماني مي باشد و پاسخ به درمان در اكثر مواقع موفق است.

بچه بازي: اين اختلال عبارت است از تخيلات، تمايلات يا رفتارهاي جنسي كه با يك كودك نابالغ (بطور معمول زير ۱۳ سال) انجام مي شود.

در صورتي كه اين تخيلات، تمايلات و رفتارهاي جنسي به كرات و براي مدت زماني معيني تكرار شود، فرد به انحراف بچه بازي دچار است. طبق تعريف اين فرد بايد خود بالغ بوده و حداقل پنج سال ازكودك مورد آزار بزرگ ترباشد.

براي درمان بايد اين افراد را مدتها تحت روان درماني قرار داد تا ريشه هاي عميق اين مسئله را كه شامل نگرششان نسبت به جنسيت، احساسشان نسبت به خودشان و اغلب تجربه آزار جنسي و يا جسمي در دوران كودكي ميشود، شناسايي كرده و تحت كنترل درآورد.

درمان دارويي قطعي براي اين مسئله وجود ندارد اما بعضا از داروهاي كاهنده تستوسترون استفاده مي شود. پيش آگهي (سير بيماري و پاسخ به درمان) اين انحراف متغيير است و در كساني كه اين انحراف را قبول دارند و باور بهتري نسبت به مشكلات دوران كودكي خود دارند، بهتر است.

كساني كه علاوه بر انحراف بچه بازي دچار شخصيت ضد اجتماعي هستند، به درمان معمولا پاسخ مثبتي نميدهند. خودآزاري جنسي (مازوخيسم): خودآزاري جنسي عبارت است از لذت بردن جنسي فرد از تحقير شدن، كتك خوردن، بسته شدن يا هر نوع زجركشيدن. لذت بردن جنسي از تنها تصور كردن موارد ذكر شده نيز خودآزاري جنسي به حساب ميآيد.

در برخي موارد تجارب اين چنيني ممكن است براي فرد خطر مرگ به همراه داشته باشد.

اين انحراف ريشه در دوران كودكي يا نوجواني دارد و درمان آن معمولا از طريق روان درماني است.

ديگر

آزاري جنسي (ساديسم جنسي): در اين انحراف فرد از تحقير كردن و يا آزار دادن فرد ديگر لذت جنسي ميبرد. حتي تصور كردن اين مسائل ميتواند براياو لذت جنسي داشته باشد. در اكثر موارد ريشهساديسم جنسي در تجربيات دردناك دوران كودكي (مانند تجاوز، و يا آزار جنسي) است . روان درماني مي تواند براي اين افراد مفيد باشد.

ممكن است پس از خواندن اين متن به فكرافتاده باشيد كه شايد شما هم به يكي از اين انحرافات جنسي دچار هستيد. بايد تاكيد كنم كه اگرپس از دانستن تعريف هريك از اين اختلالات نگرانافكار و يا اعمالي كه انجام مي دهيد هستيد، ممكن است به درجاتي از انحراف جنسي دچار باشيد.

اما اگر اين تخيلات، تمايلات ورفتارها در حدي نيستند كه شما را نگران كنند،در زندگي روزمره تان اختلال ايجاد كنند يا براي افراد ديگر خطرناك يا آزار دهنده باشند، تشخيص انحراف جنسي قطعي نيست.

اما در نهايت اين احساس شماست . چنانچه فكر ميكنيد دوست داريد بيشتر در مورد اينكه چرا اينگونه فكر و ياعمل ميكنيد بدانيد. مشاوره با روان درمانگران و روانكاوان خبره مي تواند كمك كننده باشد.

(( انواع انحرافات جنسي ))

خويشتن نمايي Exhibitionism ( اكسي هيبيتيونيسم )

در اين نوع انحراف شخص بيمار اقدام به نشان دادن آلت تناسلي خود به جنس مخالف بطور ناگهاني مي كند .و كوشش براي ايجاد تماس بدني به عمل نمي آيد.بلكه هدف اين است كه با نشان دادن آلت تناسلي در طرف مقابل ايجاد شرمندگي و سراسيمگي كند .در اين حالت فرد بيمار به هيجان و تحريك جنسي دست پيدا ميكند و به نوعي ارضاء جنسي دست ميابد. اين بيماري در زنان به شكل نشان دادن مستقيم آلت ديده نمي شود .بلكه زن بيمار اقدام به نشان دادن ساير قسمت هاي تحريك كننده بدن خود مي كند . شيوع اين بيماري در مردان بيشتر مي باشد.عريان سازي يا پوششهاي نيمه عريان به شكل افراطي از نشانه هاي خفيف اين بيماري مي باشد.

كودك دوستي Pedophilia ( پدوفيليا )

اين بيماري شايد افراطي ترين جلوه بيماري ساديسم باشد.در اين نوع از انحراف جنسي فرد بالغ ، به زور كودكان را مورد تجاوز قرار داده و در مواردي سپس اقدام به قتل كودك ميكند.اين بيماري بيشرمانه ترين و فجيع ترين عارضه ايست كه در جامعه بشري ديده شده است و در آن بي پناه ترين و ضعيفترين فرد جامعه قرباني ميشود.

رفتار چنين بيماري به كودكان جنس مخالف محدود نميشود بلكه اين رفتارها در مورد جنس موافق نيز ديده ميشود و اصولا نوع همجنسگرايي اين بيماري بيشتر شايع ميباشد. و اينان در آغاز كار از انواع اقسام حيله ها و شيوه ها براي فريب كودكان استفاده ميكند .

چشم چراني Voyevrism ( وايوريسم )

در اين بيماري فرد مبتلا با استفاده از موقعيت ها و وسايل يا باتهيه آن موقعيت و ابزار اقدام به تماشاي افراد جنس مخالف و يا مناظر آميزش جنسي ديگران ميكند.در اينجا تماس با افراد وجود ندارد .بلكه تماشا و ديدن است كه براي بيمار ايجاد هيجان و تحريك جنسي ميكند و فرد يا مستقيما بوسيله اين صحنه ها يا با تمسك به آنها و خود ارضايي به اوج لذت مي رسد.

اين بيماري در مراحل خفيف به دليل محروميت هاي جنسي ،اقتصادي ، فرهنگي مي باشد.و با بهبود شرايط اين علائم از بين ميروند.

اما در مراحل پيشرفته قابل توجيه نيست.

مبدل پوشي Transvetitism ( ترانسوتيتيسم )

اين انحراف در هر دو جنس ديده ميشود و فرد مبتلا به اين بيماري با پوشيدن لباس جنس مخالف و تقليد آرايش و رفتار و كردار جنس مخالف به ارضاي ميل جنسي خود ميپردازد.

در مورد علت اين انحراف بين روانشناسان اختلاف نظر وجود دارد .و دلائلي زيادي براي اين انحراف ذكر شده است.

شي دوستي #F.e.t.ish#ism (فتي شيسم )

اين بيماري در جنس مرد بيشتر شايع است و فرد مبتلا از اشياء زنانه و يا اعضاي غير تناسلي زنانه جهت ارضا يا تحريك يا انزال استفاده مي كند .اين اشيا يا اعضا براي فرد بيمار نشانه آلت تناسلي جنس مونث به حساب مي ايد.

اشتغال فكري ف.ت.ي.شيت بيشتر به اشيا زنانه مانند لباسهاي زير و رو ، مو و ناخن ، اعضا بدن مثل ساق پا ، ران، باسن ، سينه و …. مي باشد .

البته در اغلب موارد اين بيماري با انجام آميزش جنسي از بين مي رود.

دگر جنسي Genderidetity disorder

در بيماري فرد مبتلا خود را داراي هويت جنسي متفاوت با واقعيت مي داند. يعني اگر مرد است خود را زن و اگر زن است خود را مرد تصور مي كند .و در نتيجه در رفتار و كردار و پوشش و آميزش نقش مورد تصور خود را بازي مي كند .

علت اين بيماري را در كودكي فرد جستجو مي كنند .والديني كه به كودك پسر خو لباس دخترانه ميپوشانند و بالعكس .از اين بيماري غافل هستند.

حيوان دوستي zoophilia ( زوفيليا )

اين بيماريدر افرادي كه با حيوانات سر كار دارند بيشتر ديده مي شود .در اين بيماري فرد مبتلا از ملامسه و آميزش با حيوانات لذت ميبرد .و بيشتر از حيوانات اهلي براي رسيدن به اوج لذت استفاده ميكند اين بيماري بيشتر در زنان شايع است و زنان بيشتر از حيواناتي چون سگ ، اسب، الاغ، خوك، …. و در مردان مرغ ، اسب، گاو، گوسفند….

تحقيقات مشخص كرده است كه زناني معتاد به اين بوده اند كه سگ آلت آنها را بليسد و با آنها رابطه جنسي داشته باشد.

دگر آزاري Sadism ( ساديسم )

هر نوع ديگر آزاري و مردم آزاري را ساديسم مي گويند اما اين كلمه بيشتر در انحراف جنسي به كار ميرود .و به حالتي گفته ميشود كه شخص منحرف در موقع عمل جنسي و آميزش طرف مقابل را مورد آزار و اذيت بدني قرار مي دهد و اين عمل شخص را به نهايت لذت جنسي ميرساند.

تمايلات ساديستيك بسيار شايع هستند ولي ساديسم افراطي و شديد يك بيماري محسوب ميشود و خطرناك ميباشد و بايد فرد تحت درمان قرار گيرد.

يكي از انواع ساديسم تجاوز به عنف مبياشد.در اين حالت شخص متجاوز از حالت ها و حركات جسماني زن كه از روي درد و رنج ميباشد حالت انزال زنانه را تجسم كرده و به اوج لذت جنسي ميرسد.

مرداني كه زنان خود را كتك ميزنند نمونه اي از تيپ هاي ساديستيك مي باشند.

و در تاريخ نيز افراد زيادي وجود داشته اند كه داراي شخصيت ساديستيك بوده اند.

مانند : نرون زن كش ، ملكه ماركيز ، ريش آبي….

خود آزاري Mascochism ( مازوخيسم )

نام اين بيماري از نام نويسنده اتريشي : فون ساخر مازوخ گرفته شده است.

اين نويسنده در كتابهايش از زناني سخن ميگفت كه در هنگام آميزش جنسي طالب خشونت و آزار هستند .و كلا اين افراد در حين عمل جنسي با آزار خود ارضا مي شوند.

اقدام به خود زني يا خود مجرم بيني نيز از انواع اين بيماري هستند.

همجنس بازي ) Homos.#.e.#.xuality همورابطه جنسيواليتي )

در بعضي كشورها اين پديده را رسمي شناخته اند .اما در بيشتر دنيا هنوز اين پديده يك بيماري محسوب ميشود.

از خصائص اين بيماري ميل به همخوابگي و آميزش با جنس موافق مي باشد.

در زنان بدليل اينكه نميتوانند از نظر عملي هماغوشي و رابطه جنسي كامل را تجربه كنند ارضا ميل جنسي و رسيدن به اوج لذت با تحريك اعضاء بدن صورت ميگيرد و به مرور ميل به جنس مخالف به كلي در اين زنان از بين ميرود.

ساديسم ، مازوخيسم

ساديسم يا ديگر آزاري
ساديسم عبارت است از وارد كردن رنج و آزار جنسي يا رواني به شخصي ديگر به منظور حصول تحريك جنسي .ديگر آزاري با احساس لذت جنسي از راه ايجاد درد در ديگران و تماشاي صحنه ي ايجاد درد در ديگران همراه است . اهانت ، كتك زدن ، زخمي كردن و حتي كشتن از جمله اعمالي است كه د فرد ساديسم لذت جنسي ايجاد مي كند .
اولين كسي كه دو اصطلاح ساديسم و مازوخيسم را مطرح كرد ، كرافت ابينگ رفتار شناس جنسي آلماني ، در قرن ۱۹ بود . كتاب psychopathia s.#.e.#.xualis نوشته ي او اولين كتاب پزشكي در زمينه تمايلات جنسي محسوب مي شود .

ساديسم از نام شخصي به نام ماركي دو ساد گرفته شده است .
ماركي دوساد كه يكي از اعيان فرانسه بوده است در سال ۱۷۷۴ با دختري از ثروتمندان فرانسه ازدواج مي كند . او در سال اول ازدواجش به سبب آشوبي كه در فاحشه خانه ايجاد كرد ، دستگير و در همين سال از همسرش جدا شد . دوساد دوباره ازدواج كرد و به زودي به عنوان يك آدم عياش و شهوت طلب شهرت يافت . او بارها به خاطر خشونت و شكنجه و زنداني كردن و حتي كشتن زنان زيادي در خانه اش دستگير و زنداني شد ولي هر بار به خاطر موقعيت اجتماعي اش آزاد شد . اما ماركي به خاطر تكرار اعمال ساديسمي خود و قتل وحشتناك زني كه جسد تكه پاره اش را از خانه اش پيدا كردند دستگير شد و به زندان باستيل و از آنجا به تيمارستان شارنتون اعزام شد . او بعدها كيفيت ارتكاب اين جنايت را در كتابش كه زن و خواهر زنش قهرمانان داستان هايش بودند تشريح كرد . او در سال ۱۸۱۴ در سن ۷۴ سالگي در يكي از بيمارستانهاي رواني فرانسه بدرود حيات گفت .

سه نوع ساديسم وجود دارد كه هر سه نوع آن مي تواند در يك شخص وجود داشته باشد :
ساديسم ذهني : حالتي است كه شخص ساديك بجاي اينكه به ديگران آزار و اذيت وارد كند ، صحنه هاي اعمال ساديسمي را در ذهن و تصور خود مجسم مي كند و از آنها كسب لذت مي كند .

ساديسم سمبوليك : يك حالت انحرافي و غير عادي رواني است كه مبتلايان آن ، به جاي وارد كردن زجر و شكنجه بدني به ديگران ، كوشش مي كنند با تحميل حالات مخرب رواني مانند توهين و تحقير كردن و پايمال كردن شخصيت افرادي كه با آنها برخورد مي كنند ، براي خود يك حالت ارضاء رواني ايجاد كنند .

ساديسم بدني : انحراف ساديسم واقعي يا ساديسم بدني كه افراد مبتلا به اين نوع ساديسم ، كسب لذت و شعف جنسي را در تحميل آزار و اذيت بدني و ايجاد دردهاي جسمي براي ديگران مي بينند و اين اعمال را بعضي اوقات حتي تا مرحله ي قتل و كشتار مرتكب مي شوند . بعضي افراد با آزار و شكنجه و كشتن حيوانات به لذت جنسي مي رسند .

در رابطه ي ساديستي_ مازوخيستي ، غالبا از وسايلي چون زنجير ، شلاق ، وسايل لاستيكي و تجهيزات چرمي و تسمه اي و كفشهاي پاشنه بلند استفاده مي شود شلاق زدن و بانداژ شدن هم جزئي از اين روابط است . در برخي از مناطق آمريكا و اروپا كه چنين نيازهاييوجود دارد ، فروشگاهها ، ابزار مناسبي براي چنين تمايلاتي تدارك مي بينند و مطبوعاتي هستند كه آشكارا آگهي دعوت به همكاري از فعاليت هاي سادومازوخيستي را چاپ مي كنند .

ملاكهاي تشخيصي ديگرآزاري بر اساس DSM-IV :
وجود خيالپردازيهاي برانگيزنده ي جنسي ،اميال جنسي يا رفتارهاي برگشت كننده و شديد مربوط به اعمالي كه شخص با انجام آنها از رنج رواني يا جسمي قرباني ، برانگيختگي جنسي بدست مي آورد ، به مدت دست كم ۶ ماه .
خيالپردازيها ، اميال جنسي يا رفتارها موجب پريشاني يا اختلال عمده ي باليني در كاركرد اجتماعي ، شغلي يا ساير زمينه هاي مهم مي شوند .

مازوخيسم يا خود آزاري :
انحراف مازوخيسم يا شهوت خودآزاري نقطه ي مقابل انحراف جنسي ساديسم است . يك فرد ساديك از آزارو اذيت كردن به ديگران لذت جنسي مي برد ، اما يك انسان مبتلا به مازوخيسم از عذاب و شكنجه وارد شدن به خودش لذت جنسي كسب مي كند .

كانون اصلي اين نابهنجاري جنسي ، عمل تحقير شدن، كتك خوردن، به بند كشيده شدن يا رنج بردن به گونه اي ديگر است اعمال آزار خواهانه اي كه ممكن است از شريك جنسي خواسته شوند مشتمل بر مهار كردن ، بستن چشم، لگد مال كردن، سيلي زدن، تازيانه زدن، كتك زدن، دادن شوك الكتريكي، بريدن وتحقير كردن است .

فرويد معتقد است كه، آزارخواهي، ناشي از برگشت تخيلات تخريبي به طرف خود است . اينگونه افراد ممكن است در دوران كودكي تجاربي داشته اند كه آنهارا متقاعد كرده است كه درد كشيدن پيش شرط لذت جنسي است .

ماهيت تخصصي فعاليتهاي جنسي و تمايل برخي افراد سادومازوخيست به ملاقات كردن با كساني كه ترجيحات جنسي مشابهي دارند، آنها را به سمت پيوستن به سازمانهايي مي كشاند كه براي ارضا كردن نيازهاي آنها تدارك ديده شده اند مثل انجمن (( تيل يولنشپيگل )) در نيويورك سيتي يا انجمن (( يانوس)) در سانفرانسيسكو . فعاليتهايي مانند بريدن، سوراخ كردن، انقياد وشوك دهي مي توانند خطرناك باشند و اين خطر، احساس برانگيختگي سادومازوخيستها را بيشتر مي كند . در حالت افراطي تر، فرد ماسكي را به صورت مي زند يا كيسه ي پلاستيكي روي سر مي كشد ، حلقه ي طنابي را به گردن مي اندازد ، يا گازنيترات استنشاق مي كند كه موجب خفگي مي شود .

ملاكهاي تشخيصي خودآزاري بر اساس DSM-IV :
وجود خيالپردازيهاي برانگيزنده ي جنسي ،اميال جنسي يا رفتارهاي برگشت كننده و شديد مربوط به عمل تحقير شدن، به بند كشيده شدن يا رنج بردن به گونه اي ديگر به مدت دست كم يك دوره ۶ ماهه .

خيالپردازيها ، اميال جنسي يا رفتارها موجب پريشاني يا اختلال عمده ي باليني در كاركرد اجتماعي ، شغلي يا ساير زمينه هاي مهم مي شوند.

درزندگي هر فرد، زماني فرا مي رسد كه بدنش از حالت كودكي به بزرگسالي تغيير شكل مي يابد. در نظر اول شايد اين دگرگوني چندان قابل ملاحظه نباشد، اما اختلاف آشكار آن با دوره هاي كودكي از لحاظ وضع ظاهر، رفتار و حالت هاي دروني كاملاً محسوس است.

احساس نوجوان اين است كه او ديگر آن كودك ديروز نيست. اينك چيزهايي را احساس مي كند كه در گذشته هيچ احساس از آن ها نداشت، يا قادر به انجام دادن اموري است كه قبلاً از انجام آن ها ناتوان بود. خلاصه در تن و روان خود دگرگوني هايي را مي بيند كه برايش تازگي دارند و اين دگرگوني ها آنقدر ادامه پيدا مي كنند تا براي نوجوان رفتاري همانند بزرگسالان به وجود آورند.

رشد جنسي در پسران :
نزديك به دوره بلوغ و اوائل اين دوره در زمينه جنسي تغييرات عمده اي كه اغلب باعث ناراحتي مي شود در پسرها بوجود مي آيد. اعضاء جنسي بطور سريع رشد مي كند و فرد به اشكال مختلف مي تواند تمايلات جنسي خود را در شرايط تحريك كننده كنترل كند. چون تمايلات جنسي در افراد شديد است، عدم ارضاء اين تمايل سبب ناراحتي فرد مي شود. در پاره اي از اجتماعات افراد بالغ به جلق زدن مبادرت مي كنند. رشد افراد در دوره بلوغ و بروز حالات مردانگي در آن ها توجه ايشان را به خود جلب مي كند. رشد جنسي سبب تغيير احساس ها و تمايلات فرد مي شود.اختلالات رواني جنسي

رشد جنسي در دختران:
علامت رشد جنسي در دختران شروع اولين عادت ماهانگي است. رشد جنسي در دخترها با رشد قد، وزن و رشد استخوان ها ارتباط دارد. دخترهايي كه وزن آن ها بيشتر، قد آن ها بلندتر و رشد استخوان ها زياد باشد رشد جنسي در آنها زودتر ظاهر مي گردد.

ناراحتي شديد و غيرعادي در دوران پريودي مي تواند معلول عوامل رواني باشد. اين عوامل در قسمت ناآگاه ذهني قرار دارند و فرد را دچار اضطراب و پريشاني مي كنند. در موقع عادت ماهانه دختر ممكن است در اثر اين احساس دچار ناراحتي شديد و غيرعادي شود. گاهي احساس حقارت در دختر ها سبب مي شود كه آن ها مونث بودن خود را مورد انكار قرار دهند.
در دوره ي بلوغ افراد متوجه روابط اجتماعي و آثار آن هستند و ميل دارند موافق ذوق و تمايلات گروه رفتار نمايند و از اين راه حيثيت اجتماعي خود راحفظ كنند. روابط افراد بالغ با هم عادي و نسبتاً معقول است، در صورتيكه اواخر دوره بچگي افراد بيشتر به منظور ايجاد حوادث هيجان انگيز با يكديگر ارتباط پيدا مي كند.

فيزيولوژي و روان شناسي مرحله جنسي:
ايجاد ميل جنسي همانند گرسنگي، تشنگي يكي از خواسته هاي بيولوژيك بدن است. نياز به غذا اين احساس را در بدن به حركت در مي آورد، اگر اين مراكز فعال نباشد، يعني در آن ها به علت اشباع بودن يا تعارض يا دار و بازداري انجام گيرد بي اشتهايي حاصل مي شود. مراكز جنسي مردان و زنان بر اثر محرك جنسي خاص تحريك مي شوند. هنگامي كه چنين تحريكات نوروني رخ مي دهد. به فرد احساس جنسي كه همان ميل يا اشتهاي جنسي است، دست مي دهد. اگر از فعاليت مراكز جنسي در سلسله اعصاب به دليل جسمي و رواني بازداري شود، ميل جنسي فعالي نخواهيم داشت. در اين صورت اشتهاي جنسي خود را از دست مي دهيم و بي اشتهايي جنسي دچار مي شويم.

ميل جنسي نه تنها ممكن است به علت عوامل جسماني بازداري يا تحريك شوند بلكه عوامل رواني مانند ترس، خشم، افسردگي، تعارضات رواني، استرس و بعضي از بيماريها و داروها نيز مدارهاي جنسي تاثير مي گذارند.
انحرافات جنسي را مي توان از جهتي به سركوبي شديد و غيرعادي ميل جنسي دانست. بيماران مبتلا به انحرافات جنسي از ابزار تمايلات سالم به جنس مخالف احساس خطر مي كنند و رفتار انحرافي به آنها امنيت بيشتري مي دهد. بدين جهت ميل جنسي آن ها فقط در ارتباط با جنس مخالف بازداري مي شود.

عوامل رواني بوجود آورنده انحرافات جنسي:
مهمترين آن ها عبارتند از محروميت از روابط جنسي طبيعي، انزواي كودكي، وقايع خاص كه سبب يادگيري انحرافات در كودكي و نوجواني مي شود، اضطراب اخته شدن، تثبيت يا بازگشت به دوران كودكي، جهالت در امور جنسي، همانند سازي جنسي، بازداري كلي شخصيت، ترس از مسئوليت و بالاخره ترس از جنس مخالف .

محروميت از روابطه جنسي طبيعي: تحت شرايط محروم كننده شديد كه در آن زن و مرد فرصت رابطه جنسي طبيعي ندارند، انحرافات جنسي افزايش مي يابد.
انزواي كودكي: كودكاني كه در دوران طفوليت و كودكي مدت طولاني از ديگران جدا بوده اند در روند تكامل رواني- جنسي خود اختلال پيدا كرده اند. انحرافات مربوط به انزواي كودكي شامل بچه بازي و همجنس گرايي و زنا مي باشد كه در واقع جبراني است براي محروميت هاي عاطفي دوران كودكي

همجنس گرايي: اغلب هنگامي شروع مي شود كه در دوران كودكي به فرد تجاوز شود و يا فرد بدآموزيهايي داشته باشد.
شي ء پرستي (جايگزين كردن شي ء بجاي دستگاه جنسي طرف مقابل): ممكن است به علت شرطي شدن هيجان جنسي با شيء در دوران كودكي يا نوجواني به وقوع بپيوندد. مثلا در يك زمان يك شي ء را ببيند و توام با آن خاطره اي كه باعث تحريك مي شود، بعد از آن با ديدن آن شي ء خاص باعث تحريك او مي شود.
ضربه زدن به نشيمنگاه كودك دردي توام با لذت در او ايجاد مي كند و در نتيجه در بعضي از كودكان ممكن است سبب بيماري ماسوخيسم (خودآزاري) گردد.

روانكاوان معتقدند: ترس از جنس مخالف، استمناء، شي پرستي جنسي و همجنس گرايي ممكن است به دليل ترسي باشد كه فرد در دوران كودكي، در رابطه با مسائل جنسي و در رابطه با جنس مخالف بخصوص با مادر و محارم پيدا مي كند. طبق اين نظريه فرد به علت ترس از رابطه با جنس مخالف، با همجنس خود كه از آن كمتر مي ترسد و بيشتر با آن آشناست رابطه مي گيرد.

نقش سازي يا نقش بازي: عبارت است از الگو پذيري، تقليد نمودن و اداي نقش فردي و اجتماعي از طرف دختر با قراردادن زن در آن فرهنگ به عنوان الگو و ازطرف پسر با پذيرفتن آن فرهنگ خاص به عنوان سرمشق و الگو.
اين الگوپذيري و نقش پذيري شامل نحوه تكلم، حركات، تفريح و بازي، پوشيدن لباس و آرايش و بسياري از رفتارهاي ديگر مي شود. ممكن است عدم موفقيت در گرفتن نقش صحيح جنسي سبب اختلال جنسي گردد.

عواملي كه سبب عدم موفقيت مي شوند:
۱- نداشتن خصوصيات جسماني كافي و لازم: مثلا پسري كه ساختمان بدني زنانه دارد نسبت به پسري كه داراي ساختمان جسمي قوي است نقش جنسي مردانه را دشوارتر به خود مي گيرد.
۲- فشار اجتماعي و خانوادگي فرد براي نقش پذيرفتن به او فشار مي آورد : مثلا اگر توقعات جامعه و بخصوص خانواده، شديد اً با امكانات جسمي و رواني كودك در نقش پذيري جنسي مغاير باشد، كودك دچار تعارض مي شود و درنتيجه زمينه انحراف را آماده مي سازد.
۳- فقدان الگوي صحيح مرد يا زن در خانواده : معمولا اين الگو شامل پدر و مادر مي باشد، كه آن ها همانند سازي جنسي كودك را شكل مي دهند. اگر در جريان رشد، پسر نتواند با پدر خود به درستي و به اندازه كافي همانند سازي سالم جنسي نمايد يعني از او الگوي نادرستي بياموزد يا امكان الگوسازي از پدر (در صورت نبود پدر) را نداشته باشد، امكان انحراف جنسي در او ايجاد مي شود.
۴- يكي از علل انحرافات جنسي : جهالت و عدم دانش صحيح در رابطه با مسائل جنسي است، تعداد زيادي از منحرفين جنسي از كساني بودند كه فهم روشن و درستي ازمسائل جنسي نداشته و نيز در دوران كودكي از فهميدن موضوعات به سختي بازداري، ترسانده و منع مي شدند.
۵- ترس را از عوامل ديگر انحراف جنسي مي توان نام برد، ترس از عهده دار شدن مسئوليت است، كساني كه شخصيت آن ها براي قبول مسئوليت ها و مسائل مربوط به آن رشد كافي نكرده است.

منابع:
· خلاصه ي روانپزشكي: علوم رفتاري-روانپزشكي باليني / تاليف بنيامين سادوك، هارولد كاپلان : ترجمه نصرت ا… پورافكاري .تهران. انتشارات شهرآب : آينده سازان . ۱۳۸۲
· تمايلات و رفتارهاي جنسي طبيعي و غير طبيعي انسان / تاليف بهنام اوحدي ؛ اصفهان انتشارات صادق هدايت . ۱۳۸۳ .
· آسيب شناسي رواني: ديدگاههاي باليني اختلالهاي رواني بر اساس DSM-IV-TR (جلد دوم ) / مولفان : ريچارد پي. هالجين و سوزان كراس ويتبورن ، مترجم : يحيي سيد محمدي . تهران نشر روان . ۱۳۸۴ .
· چكيده ي روانپزشكي باليني / تاليف بنيامين سادوك – ويرجينا سادوك . ترجمه ي دكتر نصرت ا… پورافكاري .
· روانشناسي جرائم و انحرافات جنسي / تاليف مسعود انصاري – تهران . انتشارات اشراقي . ۱۳۷۹ . دانستنيهاي جنسي
. هيات تحريريه كانون دفاع از حقوق كودكان و زنان تهران


تمايلات جنسي و افسردگي

تمايلات جنسي و افسردگي

آن‌چه مسلم است اين است كه افسردگي هم مثل خيلي از بيماري‌ها بر عملكرد اعضاي بدن تاثير منفي مي‌گذارد و هورمون‌هاي جنسي و اعضاي تناسلي خارج از اين قاعده نيستند. افسردگي بر تمايلات جنسي به طرق مختلف تاثير مي‌گذارد: اول اين كه در هنگام افسردگي، در عملكرد مغز و ميزان ترشح هورمون‌ها اختلال به وجود مي‌آيد كه بعضي از اين هورمون‌ها در ايجاد تمايلات جنسي نقش مهمي دارند، از طرف ديگر كاهش فعاليت‌هاي بدني و ذهني و خستگي و كسالت ناشي از افسردگي در مردان در نهايت منجر به كاهش شهوت و بروز مشكلاتي در زمينه نعوظ مي‌شود و در زن‌ها علاقه به برقراري ارتباط جنسي را كم كرده و رسيدن به ارگاسم، (رسيدن به اوج لذت جنسي) را دچار مشكل مي‌كند. افسردگي همچنين باعث كم شدن فعاليت‌هايي كه نياز به شوق و شوق و حرارت و همكاري دوجانبه دارد (مثل رابطه جنسي) مي‌شود و فرد افسرده معمولا حوصله انجام اينگونه فعاليت‌ها را ندارد و همين‌طور كم‌حوصلگي ناشي از افسردگي باعث مي‌شود فرد نسبت به ظاهر و سر و وضع و بهداشت فردي خود بي‌توجه شده كه اين امر هم باعث دوري و رانده شدن شريك جنسي مي‌شود. از مسائل ديگري كه شريك جنسي يك فرد افسرده را ممكن است برنجاند، عدم علاقه، بي‌محبتي، بي‌ميلي و غمگيني و انزواطلبي فرد افسرده است كه ممكن است اين سوءتفاهم را ايجاد كند كه او علاقه خود را از دست داده و يا به فرد ديگري علاقه‌مند شده است و در نهايت منجر به قطع رابطه، جدايي و يا كم شدن تمايلات زوج‌ها نسبت به هم شود كه اين حالت هم باعث ايجاد حس تنهايي و غم بيشتر در فرد افسرده شده و بيماري او را تشديد مي‌كند، در كنار همه اين تاثيراتي كه افسردگي دارد، بعضي از داروهاي ضد افسردگي هم مي‌تواند رسيدن به اوج لذت جنسي را به تاخير بيندازد و يا توانايي فرد را براي رسيدن به ارگاسم كم كرده يا از بين ببرد. اما اين مسئله را نبايد فراموش كرد كه يكي از راه‌هاي درمان افسردگي ايجاد رابطه جنسي خوب و رضايت‌بخش همراه با عشق و محبت است. ثابت شده كه چنين رابطه‌اي فرد افسرده را از دلتنگي درآورده و به او آرامش خاطر مي‌دهد.

چاقي و افسردگي

چاقي و افسردگي مكمل يكديگرند، يعني هم چاقي و اضافه وزن مي‌تواند منجر به افسردگي شود و هم افراد افسرده مي‌توانند دچار اضافه وزن و چاقي شوند. شايد شنيده باشيد كه بسياري از افراد چاق مي‌گويند در مواقع احساس اضطراب و يا تنش، بيشتر غذا مي‌خورند (پراشتهايي عصبي)، آزمايش‌ها نيز اين نكته را تاييد مي‌كنند. بيشتر افراد چاق در موقعيت‌هاي پراضطراب بيشتر غذا مي‌خورند و هر نوع فعال‌شدگي هيجاني مثل ديدن يك فيلم غم‌انگيز مي‌تواند در افراد چاق انگيزه و ميل به خوردن را بيشتر كند و اين عمل در حيوانات نيز ديده شده كه تنش هيجاني مي‌تواند محرك خوردن شود و اين شايد بدين معني باشد كه تنش مي‌تواند دستگاه‌هاي بنيادي مغز را فعال سازد و اين فعال‌شدگي در برخي شرايط به پرخوري مي‌انجامد. گاهي هم پرخوري‌هاي دوره‌اي (در اين پرخوري مقدار غذايي كه شخص مبتلا در خلال اين مدت مي‌خورد، بيشتر از مقدار غذاي بسياري از افراد است كه در همين مدت و شرايط، توانايي خوردن آن را دارند) كه در آن دوره‌هاي متناوبي از پرخوري مفرط و در پي آن تلاش براي تخليه معده از راه استفراغ با استفاده از داروهاي مسهل روي مي‌دهد (تخليه معده توسط استفراغ يا مسهل شايد بتواند وزن بيمار را در حالت نسبتا طبيعي نگه دارد، اما مشكلات ديگري نظير عدم تعادل پتاسيم بدن، از دست رفتن آب بدن، بي‌نظمي ضربان قلب و عفونت‌هاي ادراري را به همراه دارد) نشانه‌اي از افسردگي است.

بررسي زنان مبتلا به پرخوري دوره‌اي نشان مي‌دهد كه بيشتر آنان دست كم يك بار (معمولا عصرها) پرخوري مي‌كنند و غذاهاي صرف شده در هر نوبت غالبا كربوهيدرات‌هاي نمك‌دار يا شيرينند كه كالري زيادي را به بدن مي‌رسانند. افرادي كه با اين مشكل سروكار دارند، معمولا از عزت نفس پايين برخوردارند و اين افراد عمل خوردن را به عنوان وسيله‌اي براي ارضاي آرزوها و پركردن خلأهاي دروني خويش به كار مي‌گيرند و آن دسته از عواملي كه علت برخي از افسردگي‌ها هستند، احتمالا در برخي از موارد در پرخوري دوره‌اي نقش اساسي دارند، براي مثال كمبود سروتونين هم عامل افسردگي است و هم عامل بيماري پرخوري دوره‌اي، علاوه بر اين از سوي ديگر، افرادي هم كه به دلايل ديگري مثل عوامل ژنتيكي چاق هستند و از اين وضعيت خود ناراحت و شرمگين‌اند، به مرور زمان (به‌خصوص نوجوانان و زنان) دچار احساسات ناخوشايند، غم، گوشه‌گيري و انزوا شده و رفته رفته به افسردگي مبتلا مي‌شوند.

توصيه‌هاي غذايي براي كاهش فشارهاي عصبي و افسردگي

مواد غذايي كه ايجاد نشاط و آرامش مي‌كنند: شايد بارها براي شما و يا اطرافيان پيش آمده باشد كه هنگام بيماري پزشك معالج معمولا توصيه‌هاي غذايي يا رژيم غذايي خاصي را براي بهبودي و رفع بيماري تجويز مي‌كند. در بيماري‌هاي روحي – رواني هم تغذيه نقش مهمي در رفع يا ايجاد و تشديد آن دارد. بررسي‌هاي مختلف حاكي از آن است كه موارد غذايي در كاهش يا افزايش حالت‌هاي رواني موثرند، بنابراين در اين مقاله سعي شده كه شما را با بعضي از اين مواد غذايي آشنا سازيم:

– متخصصان تغذيه، پزشكان و روانپزشكان معتقدند كه گيرنده‌هاي بو با سيستم ليمبيك مغز در ارتباط هستند كه مركز احساسات، هيجانات و خاطرات قديمي است. بوهاي دلنشين كه به خاطرات خوب مربوط مي‌شوند، احساسات مثبت را برمي‌انگيزند، البته دريافت برخي از بوها فقط به دليل يادآوري خاطرات گذشته باعث خوش‌اخلاقي نمي‌شوند، بلكه اين بوها روي تعادل مواد شيميايي مغز اثر گذاشته و خلق و خوي افراد را بهتر مي‌كنند. بنابراين يك فنجان دم كرده نعنا يا يك فنجان شكلات داغ كه روي آن پودر دارچين ريخته شده، مي‌تواند خستگي را كم كرده و نشاط را هديه دهد. اگر ناراحت، عصبي و بي‌حال هستيد، كمي وانيل را در شرب، چاي و يا هر نوشيدني ديگر بريزيد و بنوشيد، استفاده از مواد غذايي حاوي وانيل، كيك و شيريني و بيسكويت‌ها احساس نشاط و آرامش را به شما مي‌دهد. دارچين و نعناي فلفلي هم براي رفع خستگي و بالا بردن انگيزه زندگي بسيار مفيدند، زيرا سيستم عصبي مركزي بدن را تحريك مي‌كنند. چاي دارچين، بيسكويت‌هاي معطر، زنجبيل باعث افزايش دوپامين مي‌شود. (كاهش هورمن دوپامين در بدن باعث ايجاد افسردگي مي‌شود).

– در ضمن زنجبيل علاوه بر استفاده خوراكي مي‌تواند در استحمام هم بسيار مفيد باشد (كمي زنجبيل در وان حمامتان بريزيد و در آن دراز بكشيد)، عطر اسطوخودوس و گل رز هم روي خلق و خو تاثير مثبت مي‌گذارد. بوي دانه‌هاي قهوه بوداده استرس را كاهش داده و در ضمن خطر زوال حافظه و زوال قدرت درك در زنان را كاهش مي‌دهد (البته با توجه به كافئين موجود در قهوه بهتر است در مصرفان زياده‌روي نكنيد).

– كربوهيدرات‌ها فراموش نشود، شكر، شكلات، آب نبات، سوهان، ژلاتين ميوه‌اي، نشاسته، نان، ماكاروني، سيب زميني، حبوبات و غلات اثر خوبي بر رفع استرس و افسردگي دارند. اگر در معرض يك تنش سريع و ناگهاني قرار گرفتيد، دو قاشق و نيم شكر را در آب حل كرده و ميل نماييد؛ خواهيد ديد كه ظرف مدت كوتاهي استرس و تنش عصبي برطرف مي‌شود. اگر در هنگام استرس يك ليوان نوشيدني شيرين بدون كافئين را آرام بنوشيد، حس خوبي را تجربه خواهيد كرد. استفاده از شيريني‌ها باعث افزايش هورمون سروتونين كه هورمون شادي‌بخش است، مي‌شود (يكي از دلايلي كه افراد افسرده تمايل بيشتري به خوردن شيريني دارند، به همين علت است). در ضمن بعضي وقت‌ها علت ايجاد استرس، افت قند خون مي‌باشد كه با مصرف شيريني جبران مي‌شود. البته بهتر است به جاي مصرف شكلات و كيك و شيريني‌هاي پرچرب، از شيريني‌هاي طبيعي مثل عسل و خرما استفاده شود، خوردن كمي عسل قبل از خواب و يا يك ليوان شير ولرم با چند عدد خرما بسيار خواب‌آور است (به دليل تاثيرات بسيار زياد شيريني در رفع افسردگي و غم است كه در مراسم‌هاي عزاداري به افراد حلوا و خرما تعارف مي‌كنند). فقط يادتان باشد مواد پروتئيني و كربوهيدرات‌ها را با هم مخلوط نكنيد، مثلا خوردن غلات به همراه شير تاثير آرامش‌بخشي آنها را از بين مي‌برد.

– ميوه‌هاي تازه مثل موز و ميوه‌هاي خشك مثل توت و انجير و مواد غذايي حاوي امگا سه نظير گردو و ماهي هميشه براي رفع خستگي توصيه مي‌گردند، از مركبات نيز غافل نشويد، خوردن مركبات و استشمام بوي آنها نيز تاثير معجزه‌آسايي بر رفع افسردگي دارد، بوي مركبات مثل پرتغال، ليموترش و نارنگي روي مغز تاثير گذاشته و استرس را رفع كرده و خواص ضدافسردگي دارد.(مشاوره جنسي)

– برگ‌هاي كاهو هم باعث افزايش هورمون سروتونين مي‌شوند كه در نتيجه احساس شادي را به ارمغان مي‌آورند.

– در اين ميان نقش پياز را در ايجاد آرامش نمي‌توان ناديده گرفت؛ مصريان قديم هيچ چيز را به اندازه خوردن يك پياز بزرگ خواب‌آور نمي‌دانستند، در آزمايش‌هايي كه فرانسوي‌ها بر روي حيوانات انجام داده‌اند، اثرات خواب‌آور اين ماده غذايي ارزشمند ثابت شده است.

– بنابراين توصيه‌هاي غذايي را جدي بگيريد و در هنگام استرس و افسردگي از اين مواد غذايي استفاده نماييد و در كنار همه اين توصيه‌ها ۲۰ دقيقه پياده‌روي روزانه را هم در برنامه خود بگنجانيد و سعي كنيد هميشه از غذا خوردنتان لذت ببريد. فرانسوي‌ها ضرب‌المثلي دارند كه مي‌گويد (افسوس هيچ چيزي را به جز عشق و غذا نخوريد!) با وجود اين‌كه فرانسوي‌ها رژيم غذايي سنگيني دارند، اما آمار ابتلا به بيماري‌هاي قلبي در اين كشور كم است و وقتي دانشمندان تحقيق كردند، متوجه شدند كه فرانسوي‌ها غذاي خود را با شور و هيجان مي‌خورند و واقعا از آن لذت مي‌برند و به غذا به عنوان يك گناه نگاه نمي‌كنند، بلكه آن را چيزي مطبوع و لذت‌بخش مي‌دانند و غذا خوردن براي آنها چيزي است براي لذت بردن و هيچ‌گاه هم عادت ندارند غذاي خود را در هر مكان و هر موقعيتي بخورند، جاي غذا خوردن در فرانسه فقط در رستوران‌ها و يا سر ميز نهارخوري در منزل است، نه در خيابان، پشت فرمان و پشت ميز كار… آنها معتقدند غذاي خوب روح را تغذيه مي‌كند، نه بدن را و طعم و كيفيت غذا براي فرانسوي‌ها بسيار مهم است، نه كميت و اندازه و حجم غذا، زيرا وقتي انسان را خوردن غذا لذت مي‌برد، در خونش (اندروفين) ترشح مي‌شود كه به داشتن احساس بهتر و رها شدن از ترس كمك مي‌كند، بنابراين لذت بردن از غذا را فراموش نكنيد.

مواد غذايي كه فشارهاي عصبي را افزايش مي‌دهد: نوشيدني‌هاي حاوي كافئين، بسيار تحريك‌كننده هستند و هيجانات رواني را تشديد مي‌كنند، البته ممكن است بعضي از افراد با نوشيدن يك فنجان چاي يا قهوه آرام شوند، اما غالبا سلول‌هاي عصبي نسبت به كافئين حساسيت دارند. مصرف بيش از حد اين نوشيدني‌ها (بيش از ۴ تا ۵ فنجان در روز) ممكن است فرد را دچار مشكلات رواني كند. بي‌خوابي و افزايش ضربان قلب از مهمترين عواض مصرف بي‌رويه اين نوشيدني‌هاست، علاوه بر نوشيدني‌هاي كافئين‌دار، مصرف بيش از حد فرآورده‌هايي كه حاوي ادويه و مواد افزودني هستند، باعث افزايش استرس و افسردگي مي‌شوند.

آرامش‌يابي (ريلكسيشن):

يكي از موثرترين روش‌ها براي رفع تنش‌هاي رواني و درمان افسردگي، آرامش‌يابي يا آراميدگي است. در هنگام استرس، در ماهيچه‌ها و عضلات تنش ايجاد مي‌شود و اگر با اين شيوه به عضلات بدن آرامش دهيم، مي‌توانيم استرس را كنترل كرده و يا كاهش دهيم. اين روش به شيوه‌هاي مختلفي انجام مي‌شود. يكي از اين شيوه‌ها، آرميدگي جاكوبسون است و عبارت است از سفت و شل كردن عضلات، در اين روش بايد شانزده ماهيچه بدن را سفت و شل كنيم. اين شانزده ماهيچه عبارتند از:

۱- دست و ساعد راست ۲- بازوي راست ۳- دست و ساعد چپ ۴- بازوي چپ ۵- پيشاني ۶- بيني و چشم‌ها ۷- فك‌ها و لب‌ها ۸- گردن ۹- سينه و شانه‌ها ۱۰- شكم ۱۱- ران راست ۱۲- ساق پاي چپ ۱۳- پاي راست ۱۴- ران چپ ۱۵- ساق پاي چپ ۱۶- پاي چپ


جذابيت هاي بصري و افزايش اميد به زندگي شهروندان

نقاشي و تابلوهايي كه در سطح رفت و آمد مردم نصب مي شوند داراي موضوعات مختلفي هستند

كه باعث شادي و اميد پيدا كردن زندگي  در ميان مردم مي شود.

جذابيت هاي بصري

نقاشي هايي كه در شهر نصب هستند باعث زيبايي شهر مي شوند و پيام هايي را به شهروندان انتقال مي دهند

كه باعث يادآور شدن  و ادامه فرهنگ گذشتگان در ميان نسل جديد مي شوند.جذابيت هاي بصري

انتخاب كردن سبك قهوه خانه اي بر مبناي دقيقي صورت گرفته ، طرح و رنگ آميزي آن از الگوهاي قديمي تثبيت شده است

كه نقاشان به غير از نگارگري ، نقاشي هاي دوره هاي زنديه و قاجاريه را به حركت انداخته اند.

اين نقاشي ها براي انتقال پيام به مخاطبان مي باشد و به دور از هرگونه شعار است

كه باعث تاثيرگذاري بيشتري در بين مردم  شده و هنرهاي اصيل را ادامه داده اند.


اصول ارتباط غير كلامي

اصول ارتباط غير كلامي

ارتباطات خوب پايه و اساس هر رابطه موفق است چه رابطه شخصي باشد چه رابطه حرفه‌اي. بايد بدانيم كه ارتباطات غير كلامي، حالات چهره، ژست‌ها، ارتباط چشمي، وضعيت بدن و تُن صدا بيشترين تأثير را دارند. توانايي براي درك و استفاده از ارتباط غير كلامي يا زبان بدن ابزار قدرتمندي است كه مي‌تواند به برقراري ارتباط شما با ديگران كمك كند، منظور واقعي شما را منتقل كند و روابط بهتري بسازد.

زبان بدن و ارتباط غير گفتاري چيست؟

هنگاميكه با ديگران تعامل ميكنيم نشانه هايي كه ما ايجاد ميكنيم، طرز نشستن ما، سريع يا بلند حرف زدن ما، نزديك ايستادن، مقدار ايجاد ارتباط چشم در چشم پيام هاي قوي مي‌فرستند. اين پيامها هنگاميكه حتي شما صحبت را متوقف مي‌كنيد متوقف نمي‌شوند. حتي زمانيكه شما ساكت هستيد شما هنوز به صور غير گفتاري ارتباط برقرار مي‌ كنيد.

اغلب اوقات چيزي كه از دهان ما خارج مي شود و ارتباطي كه بوسيله زبان بدن ايجاد مي كنيم دو چيز كاملا متفاوت هستند. هنگامي كه با اين سيگنال هاي در هم مواجه مي‌شويم مخاطب مجبور به انتخاب است كه گفتار شما را باور كند يا پيام غير گفتاري شما را و در اغلب موارد انها غير گفتاري را برمي‌گزينند چون ان زبان طبيعي و ناخود اگاه ماست كه احساسات ما و نيت مان را در هر موقعيتي نشان مي دهد.

براي بهبود مهارت هاي اجتماعي خود بيشتر بخوانيد:

شش كليد براي مهارت هاي اجتماعي

چرا ارتباط غير كلامي مهم است

نحوه گوش دادن، نگاه كردن، حركت كردن و واكنش نشان دادن به افراد ديگر نشان مي‌دهد كه آيا شما به آن‌ها اهميت مي‌دهيد يا خير، آيا راستگو هستيد يا خير و چگونه به آن‌ها گوش مي‌دهيد. تطابق علامت‌هاي غير كلامي با واژه‌هايي كه استفاده مي‌كنيد منجر به افزايش اعتماد، شفافيت و تفاهم مي‌شود. عدم وجود اين تطابق منجر به ايجاد تنش، بي اعتمادي و سردگمي مي‌شود.

اگر مي‌خواهيد مخاطب بهتري باشيد و ارتباطات بيشتري داشته باشيد، بايد نه تنها نسبت به زبان بدن و نشانه‌هاي غير كلامي ديگران بلكه همچنين به زبان بدن و نشانه‌هاي غير كلامي خود حساس باشيد.

نشانه‌هاي غير كلامي در برقراري ارتباط مي‌توانند پنج نقش كليدي داشته باشند:

تكرار: آن‌ها مي‌توانند پيام كلامي شخص را تكرار كنند.

تناقض: آن‌ها مي‌توانند مخالفت با پيامي كه شخص سعي در انتقال آن دارد را نشان دهند.

جايگزيني: آن‌ها مي‌توانند جايگزيني براي پيام‌هاي كلامي باشند. براي مثال، چشمان يك نفر مي‌توانند اغلب پيام واضح‌تري از واژگان منتقل كنند.

مكمل: آن‌ها ممكن است مكمل پيام كلامي باشند. اگر رئيسي بخواهد يك نفر را تشويق كند علاوه بر تشويق مي‌تواند تأثير پيام را افزايش دهد.

تأكيد: آن‌ها ممكن است مؤكد پيام كلامي باشند. براي مثال، ضربه زدن به ميز مي‌تواند مؤكد يك پيام باشد.

 

انواع ارتباطات غير كلامي و زبان بدن

ارتباطات غير كلامي انواع مختلفي دارند. علامت‌ها و نشانه‌هاي غير كلامي زير علاقه و سرمايه گذاري شما در ديگران را منتقل مي‌كنند.

حالات چهره

چهره انسان بسيار رساست و مي‌تواند احساسات بي‌شماري را بدون گفتن يك واژه نشان دهد، و بر خلاف برخي اشكال ارتباطات غير كلامي، حالات چهره فراگير هستند. حالات چهره براي خوشحالي، غمگيني، عصبانيت، تعجب، ترس و نفرت در سرتاسر فرهنگ‌ها يكسان هستند.

حركات و وضعيت بدن

در نظر بگيريد كه ادراك شما از مردم چگونه تحت تأثير نحوه نشستن، راه رفتن، ايستادن يا نگه داشتن سر آن‌هاست. نحوه حركت شما اطلاعات زيادي را به دنيا منتقل مي‌كند. اين نوع ارتباط غير كلامي شامل وضعيت بدن، تكيه گاه، طرز ايستادن و حركات ظريف است.

ژست

ژست‌ها اساس زندگي روزمره ما را تشكيل مي‌دهند. ما دست تكان مي‌دهيم، اشاره مي‌كنيم، با اشاره صدا مي‌زنيم و از دست‌هاي خود هنگام استدلال كردن يا حرف زدن متحرك استفاده مي‌كنيم – ما اغلب با ژست‌ها خود را بدون تفكر نشان مي‌دهيم. ولي، معناي ژست مي‌تواند در فرهنگ‌ها و مناطق مختلف متفاوت باشد پس، بايد مراقبت باشيم دچار تفسير اشتباه نشويم.

ارتباط چشمي

چون حس بينايي در اكثر افراد غالب است، ارتباط چشمي مخصوصاً نوع مهمي از ارتباط غير كلامي است. نحوه نگاه كردن شما به يك نفر مي‌تواند چيز‌هاي زيادي را منتقل كند از جمله علاقه، عواطف، خصومت يا جاذبه. ارتباط چشمي همچنين در حفظ جريان گفتگو و براي استدلال از واكنش افراد ديگر مهم است.

لامسه

ما ارتباطات زيادي از طريق لامسه داريم. درباره پيام‌هايي كه به طريق زير منتقل مي‌شوند فكر كنيد: دست دادن بي‌حال، زدن به شانه، بغل كردن گرم و صميمي، زدن به پشت براي اطمينان دادن، نوازش كردن سر يا محكم گرفتن بازو.

فضا

آيا تا كنون هنگام گفتگو به خاطر اينكه شخص ديگر زياد نزديك شما بوده است احساس ناراحتي كرده‌ايد؟ اگرچه نياز به فضا در فرهنگ‌ها، وضعيت‌ها و نزديكي مختلف روابط متفاوت است ولي، ما همه به فضاي فيزيكي نياز داريم. شما مي‌توانيد از فضاي فيزيكي براي انتقال پيام‌هاي غير كلامي مختلف استفاده كنيد از جمله علامت‌هاي صميميت و محبت، تجاوز يا تسلط.

صدا

تنها آنچه مي‌گوييد مهم نيست، چگونه گفتن هم اهميت دارد. هنگامي كه حرف مي‌زنيم، افراد ديگر صداي ما را به اضافه گوش دادن به واژه‌هاي ما مي‌خوانند. چيزهايي كه به آن‌ها توجه مي‌شود عبارتند از زمان بندي و سرعت، بلندي صدا، تُن و عطف و صداهايي كه ادراك را منتقل مي‌كنند مانند اه و آهان. در نظر بگيريد كه تُن صداي يك نفر براي مثال چگونه مي‌تواند طعنه، عصبانيت، محبت يا اطمينان را نشان دهد.

ارتباطات غير كلامي را نمي‌توان وانمود كرد

شما ممكن است بدانيد چگونه بنشينيد، انگشتان خود را به حالت مخروطي دربياوريد يا دست دهيد تا مطمئن به نظر برسيد يا ادعاي تسلط كنيد. ولي، واقعيت آن است كه چنين حقه‌هايي احتمالاً مؤثر نخواهند بود چون، شما نمي‌توانيد همه علامت‌هايي كه درباره تفكرات و احساست واقعي خود ارسال مي‌كنيد را كنترل كنيد. و هرچه بيشتر تلاش كنيد، علامت‌هاي غير طبيعي‌تري ارسال خواهيد كرد.

ارتباط غير كلامي چگونه مي‌تواند نادرست عمل كند

آنچه كه از طريق زبان بدن و علامت‌هاي غير كلامي منتقل مي‌كنيد تصوير شما در ذهن ديگران، دوست داشتن و احترام گذاشتن آن‌ها به شما و اعتماد يا عدم اعتماد آن‌ها به شما را تحت تأثير قرار مي‌دهد.

متأسفانه، افراد زيادي پيام‌هاي غير كلامي گيج كننده يا منفي بدون آگاهي ارسال مي‌كنند. هنگامي كه اين اتفاق مي‌افتد، ارتباط و اعتماد هر دو صدمه مي‌بينند.

ارتباط غير كلامي و زبان بدن در روابط

فرهاد، سارا و عليرضا همگي كساني هستند كه هنگام برقراري ارتباط غير كلامي چيزي مي‌گويند كه نتايج فاجعه باري براي روابط آن‌ها در پي دارد:

فرهاد

بر اين باور است كه ارتباط عالي با همكاران خود دارد ولي، اگر از آن‌ها بپرسيد، خواهند گفت كه فرهاد ترسناك است. فرهاد به جاي نگاه كردن به شما، به نظر مي‌رسد مي‌خواهد شما را با چشمانش قورت دهد. و اگر دست شما را بگيرد، ناگهاني اين كار را مي‌كند و به شدت دست شما را فشار مي‌دهد. فرهاد آدم دلسوزي است كه در خفا آرزو دارد دوستان بيشتري داشت ولي، تداخل غير كلامي مردم را از او دور نگه مي‌دارد و توانايي براي پيشرفت در كار او را محدود مي‌كند.

سارا

سارا جذاب است و مشكلي با ملاقات با مرد‌هاي مناسب ندارد ولي، براي حفظ روابط براي بيشتر از چند ماه مشكل دارد. سارا بامزه و جالب است ولي، حتي با لبخند ثابت نيز تنش ايجاد مي‌كند. شانه‌ها و ابروهاي او به طرز قابل توجهي بالا كشيده شده‌اند، صداي تيزي دارد و بدن او سفت است. افراد زيادي كه در اطراف سارا قرار دارند احساس ناراحتي مي‌كنند. سارا كار زيادي براي از بين بردن ناراحتي كه در ديگران ايجاد مي‌كند در پيش دارد.

عليرضا

عليرضا وقتي با محبوبه ملاقات كرد فكر كرد نيمه گمشده خود را پيدا كرده است ولي، محبوبه در اين باره مطمئن نبود. عليرضا خوش قيافه است، به سختي كار مي‌كند و ارتباط كلامي خوبي دارد ولي، به نظر مي‌رسيد به افكار خود بيشتر از افكار محبوبه اهميت مي‌دهد. هنگامي كه محبوبه چيزي براي گفتن داشت، عليرضا هميشه قبل از آنكه چيزي بگويد آماده رد كردن خواسته او بود. اين باعث شد محبوبه احساس طرد شدن كند و طولي نكشيد كه با مرد‌هاي ديگري ملاقات كرد. عليرضا سر كار نيز با همين مشكل مواجه است. عدم توانايي او براي گوش دادن به ديگران باعث مي‌شود بين ديگران منفور باشد.

اين افراد باهوش و خوش نيت در تلاش براي برقراري ارتباط با ديگران با تضاد روبرو هستند. مسئله آن است كه آن‌ها از پيام‌هاي غير كلامي كه منتقل مي‌كنند آگاه نيستند.

اگر مي‌خواهيد ارتباط مؤثري برقرار كنيد، از سوء تفاهمات اجتناب كنيد و از روابط قوي و مورد اعتماد هم به طور اجتماعي و هم به طور حرفه‌اي لذت ببريد. چگونگي درك و استفاده از علامت‌هاي غير كلامي مهم است.

آماده كردن زمينه براي ارتباط غير كلامي مؤثر

ارتباط غير كلامي فرآيندي همراه با جريان سريع است كه به تمركز و توجه كامل شما نياز دارد. اگر به طرح ريزي درباره آنچه كه در مرحله بعد خواهيد گفتيد مي‌پردازيد يا به چيز ديگري فكر مي‌كنيد، تقريباً نشانه‌هاي غير كلامي و مهارت‌هاي ديگر را در گفتگو از دست خواهيد داد. شما بايد متمركز بر تجربه لحظه به لحظه باشيد تا بتوانيد آنچه را كه در جريان است به طور كامل درك كنيد.

براي بهبود ارتباط غير كلامي، به يادگيري مديريت استرس بپردازيد

يادگيري چگونگي مديريت استرس يكي از مهم‌ترين چيز‌هايي است كه مي‌توانيد براي بهبود ارتباط غير كلامي انجام دهيد. استرس توانايي شما براي برقراري ارتباط را مختل مي‌كند. هنگامي كه استرس داريد، احتمال تفسير نادرست افزايش پيدا مي‌كند، علامت‌هاي غير كلامي گيج كننده يا ناخوشايند ارسال مي‌كنيد و به الگوهاي رفتاري ناسالم ناگهاني و بدون تفكر روي مي‌آوريد. به علاوه، احساسات مسري هستند. ناراحت بودن شما به احتمال زياد ديگران را نيز تحريك مي‌كند و وضعيت بد را تشديد مي‌كند.

اگر احساس استرس زيادي مي‌كنيد، بهتر است استراحت كنيد. مقداري استراحت كنيد و سپس، به گفتگو بازگرديد. بعد از اينكه تعادل احساسي خود را دوباره به دست آورديد، بهتر خواهيد توانست با وضعيت به گونه‌اي مثبت كنار بياييد.

آگاهي عاطفي چگونه ارتباط غير كلامي را تقويت مي‌كند

به منظور ارسال نشانه‌هاي غير كلامي مناسب، بايد از عواطف خود و تأثيرات آن‌ها آگاه باشيد. شما همچنين بايد بتوانيد عواطف ديگران و احساسات واقعي پشت نشانه‌هايي كه ارسال مي‌كنند را شناسايي كنيد. اينجا آگاهي هيجاني وارد عمل مي‌شود.

آگاهي هيجاني شما را قادر مي‌كند تا:

  • به درستي افراد ديگر را تفسير كنيد از جمله عواطفي كه احساس مي‌كنند و پيام‌هاي غير كلامي كه ارسال مي‌كنند.
  • با ارسال علامت‌هاي غير كلامي كه با واژگان شما تطابق دارند در روابط اعتماد ايجاد كنيد
  • به گونه‌اي واكنش نشان دهيد كه ديگران بفهمند، توجه كنند و اهميت دهند.
  • بدانيد اگر رابطه نياز‌هاي عاطفي شما را برآورده مي‌كند، به شما اين اجازه را مي‌دهد تا رابطه را درست كنيد يا ادامه دهيد.

نكاتي براي خواندن زبان بدن و ارتباط غير كلامي

وقتي كه توانستيد استرس را مديريت و عواطف را شناسايي كنيد، به طور طبيعي بهتر خواهيد توانست علامت‌هاي غير كلامي ديگران را بخوانيد.

  • به تناقضات توجه كنيد. ارتباط غير كلامي بايد آنچه را كه مي‌گوييد تقويت كند. آيا شخص يك چيز مي‌گويد و زبان بدن او چيز ديگر؟ براي مثال، آيا آن‌ها به شما بله مي‌گويند ولي، با سر خود اشاره مي‌كنند خير؟
  • در نظر گرفتن علامت‌هاي غير كلامي به عنوان يك گروه. به يك علامت يا ژست غير كلامي بيش از حد توجه نكنيد. همه علامت‌هاي غير كلامي كه دريافت مي‌كنيد را در نظر بگيريد. آيا علامت‌هاي غير كلامي آن‌ها با آنچه كه واژگان آن‌ها مي‌گويند تناقض دارند يا خير؟
  • به غرايز خود اعتماد كنيد. از احساسات خود غافل نشويد. اگر احساس مي‌كنيد كسي راستگو نيست يا چيزي درست نيست، ممكن است در تطابق بين نشانه‌هاي كلامي و غير كلامي دچار اشتباه شويد.

ارزيابي علامت‌هاي غير كلامي

ارتباط چشمي آيا ارتباط چشمي انجام مي‌شود؟ اگر انجام مي‌شود، آيا بيش از حد شديد است يا درست انجام مي‌شود؟ حالت چهره چهره آن‌ها چه چيزي را نشان مي‌دهد؟ آيا چهره آن‌ها حالت ماسك مانند دارد و غير گوياست يا عواطف آن‌ها را نشان مي‌دهد و سرشار از علاقه است؟ تُن صدا آيا صداي آن‌ها گرمي، اطمينان و علاقه را نشان مي‌دهد يا خسته و گرفته است؟ وضعيت و ژست بدن آيا بدن آن‌ها آرام است يا سفت و بدون حركت؟ آيا شانه‌ها كشيده هستند يا برعكس؟ لامسه آيا تماس فيزيكي وجود دارد؟ آيا با وضعيت تناسب دارد؟ آيا باعث مي‌شود احساس ناراحتي كنيد زمانبندي و سرعت آيا جريان ملايمي از اطلاعات وجود دارد؟ آيا واكنش‌هاي غير كلامي سرعت خيلي كم يا خيلي زيادي دارند؟ صداها آيا صداهايي مي‌شنويد كه اهميت يا نگراني را نشان دهند؟

 

با ادامه توجه به نشانه‌ها و علامت‌هاي غير كلامي كه ارسال و دريافت مي‌كنيد، توانايي شما براي برقراري ارتباط بهبود پيدا خواهد كرد.


تاثير آلودگي صوتي بر دستگاه عصبي

 امروزه در دنياي پيرامون سروصدا و محيط شلوغ و آلودگي صوتي بيشتر شده است

و اكثر مردم از اين امر در امان نيستند.

يكي از عوارض بد آلودگي صوتي ايجاد اختلال در خواب است

كه با اين اختلال تاثير مخرب آن بيشتر مي شود.

تاثير آلودگي صوتي بر دستگاه عصبي

از تاثير منفي آلودگي صوتي ميتوان به حضور بيش از اندازه در محيطي كه داراي آلودگي صوتي مي باشد اشاره كرد

و همچنين بر دستگاه عصبي خود مختار كه سيستم بدن مثل قلب و عروق را تنظيم مي كند باشد.

كودكاني كه در محيط شلوغ و پر از صدا زندگي مي كنند

در اختلالات شناختي و يادگيري آنها تاثير منفي مي گذارد .

در نتيجه آلودگي صوتي موجب به وجود آمدن رفتارهاي غير معمولي و نگران بودن را در افراد به وجود مي آورد

كه در جامعه خطرات زيادي به همراه دارد.


راضي بودن از شغل

 

 

راضي بودن از شغل يكي از پر اهميت ترين مشغله هاي دولت و سازمان ها مختلف مي باشد. و از

پر اهميت ترين عامل بهره وري كاركنان و به وجود آمدن حس مسئول بودن و وفادار بودن به سازمان

مي باشد ، كه به عامل هاي مختلفي بستگي دارد.

 

عوامل راضي بودن از شغل

شركت ها و موسسه هاي مختلف هميشه سعي دارند كه در اين عامل قدم بردارند.

*چه عواملي در راضي بودن از شغل اهميت دارد و بايد توجه بيشتري به آن كرد؟

*آيا كتاب هايي در رابطه با اين موضوع موجود مي باشد كه مديران را راهنمايي كند از مسائل

متفاوت راضي بودن از شغل اطلاع يابند؟

*در شرايطي كه مديرها براي كنترل هيچ آموزشي نديده اند مي شود به رضايت شغلي اميدي

داشت؟

 

راضي بودن شغلي كاركنان

راضي بودن شغل به عامل هاي متفاوتي مثل:

مسئله اقتصادي و زيستن كاركنان، فردي ، روانشناختي ، فرهنگي اشخاص بستگي دارد.

در دنياي امروزي كشورهاي متفاوتي با جستجو هاي متفاوت در زمينه هايي مثل مواردي كه ذكر شد

تلاش مي كنند تا نيروي  كار راضي نگه دارند.

*براي راضي بودن شغل، كاركنان چه سهمي براي آن دارند؟

* آيا كاركنان بايد در فعاليت هايي كه موجب راضي بودن شغلي آنها مي شود بازگو كنند؟

*آيا بازگو كردن نيازها ، موجب تخريب محيط سازمان ها مي شود؟

 

راضي بودن شغلي

روانشناسان و مشاوران در بر اين باور هستند كه راضي بودن شغلي كاركنان و اثر راضي بودن در خلق و خو

آنها ، در روند كار اشخاص موثر است و خلاق بودن آنها آشكار مي شود.

در حاليكه رفتن در راه  مخالف موجب بي انگيزه شدن آنها مي شود.

*كدام  كشورها  توانايي الگو پذيري را براي راضي بودن از شغل مي توان مورد ارزيابي قرار داد؟

*به چه صورت مي شود مديراني كه براي جلب راضي نگه داشتن شغلي بي تفاوت هستند را نسبت

به اين مسئله آگاهي داد؟

*آيا قانوني در اين مسئله راضي بودن از شغل به وجود آمده كه در قوانين كار همه وظيفه دارند

به آن عمل كنند؟

 

پرسش نامه ارزيابي ميزان راضي بودن

براي مورد بررسي قرار دادن راضي بودن از شغل كاركنان و بيشتر شدن بهره وري :

يكي از روش ها ترتيب دادن پرسش نامه مي باشد كه همه جهات زيستي و رواني پرسنل را در نظر

بگيرد.

اين پرسش نامه توانايي در جهت فعاليت هاي مديران اشخاصي را ، براي بيشتر شدن راضي بودن از شغل

مشخص كنند و قدمي در سوي به كار گرفتن استعداد ها به سازمان ارائه دهند.

* پرسش نامه هاي راضي بودن از شغل چه چيزهايي را مورد بررسي قرار مي دهد؟

* آيا پرسش نامه هايي موجود مي باشد كه بشود آن را از اينترنت ذخيره كرد؟

*آيا پرسش نامه ها براي هر سازماني به صورت جداگانه بايد تدوين كرد يا پرسش نامه هايي براي همه

سازمان ها با عمل متنوع وجود دارد؟

 

راضي بودن از شغل يعني چي ؟

راضي بودن از شغل يكي از حق هاي اوليه اشخاص در سازمان مي باشد.

از آنجايي كه هر شخص براي سالم بودن روان احتياج به حس موثر بودن دارد يكي از مهم ترين خواسته ها

براي رسيدن به حس راضي بودن از خود ، راضي بودن از شغل مي باشد كه بعضي اوقات با كوشش كاركنان،

سازمان آنها را دل زده و افسرده مي كند.

*آيا در حاليكه از شغل راضي نباشيم بايد در هر شرايطي كار خود را عوض كنيم؟

*اگر براي جدا شدن از سازماني كه در آن از شغل خود راضي نيستيم توانايي نداشته باشيم به چه صورت

توانايي مقابله با افسردگي از اين مسئله را داشته باشيم؟

*نقش خصوصيات شخصي كاركنان در راضي بودن از شغل در چه حدي مي باشد؟

هر شخصي در عوض سعي كه براي انجام بهتر شدن مسئوليت خود انجام مي دهد ، بايد مقداري توجه و

موفقيت كسب كند.

اين مقدار از توجه ، ترقي و همچنين علت هاي رواني شخص متوجه مي شود كه سعي او به طور دقيق

مد نظر قرار گرفته است و در آخر موثر خواهد بود.

در حقيقت اين احساس ، راضي بودن شغلي مي باشد و سعي شخص را افزايش مي دهد.

*آرامش در شغل در راضي بودن از شغل چه تاثيري مي گذارد؟

*آيا سعي سازمان در جهت ترقي سطح يادگيري كاركنان به راضي بودن از شغل كمكي مي كند يا امكان

دارد برخي كاركنان خسته شوند؟

*براي بيشتر شدن بهره وري ، راضي بودن از شغل كفايت دارد يا به عوامل ديگر احتياج مي باشد؟


بهداشت رواني محيط كار

بهداشت رواني محيط كار

 

بهداشت رواني محيط كار :شامل قاعده هايي مي باشد كه به سلامت روان اشخاص كمك مي كنند.

قواعد مربوط به بهداشت رواني محيط كار 

كنترل كردن قواعدمربوط به بهداشت رواني در محيط كار باعث سلامتي محيط شخصي و اجتماعي مي‌شود

و سالم بودنشخص و جامعه را افزايش مي‌دهد. در اينجا به عوامل تاثيرگذار بر آن و چگونگي افزايش آن مي‌پردازيم.

مراعات كردن اصول بهداشت رواني به شخص در داشتن  سازگار بودن،  آرامش داشتن،  امن بودن و رضايت

داشتن ، به صورت كلي به افزايش سالم بودن رواني و پيشرفت كمك كرده و او را از ناراحتي هاي رواني

مثل استرس و افسردگي دو ر مي كنند.

تعريف بهداشت رواني

بهداشت رواني عبارتند از توانايي ارتباط مطلوب و مناسب با ديگران، تحول و اصلاح موقعيت فردي و اجتماعي

و برطرف شدن اختلافات و تمايلات فردي به صورت منطقي ، از روي عدالت و مطلوب. از نگاه ها و اعتقاد هاي

شخصي و همچنين خصوصيات محيط اطراف اشخاص در بهره مند شدن از بهداشت رواني مناسب موثر مي باشد.

بهداشت رواني موقعيت كار به معني استقامت در برابر ايجاد شدن مشغله هاي رواني و اختلال رفتاري

در كاركنان نهاد و سلامت محيط رواني كار مي باشد.

در حقيقت هدف بهداشت رواني در موقعيت كار به وجود آوردن شرايطي كه به اختلالات رواني در كاركنان

منجر نشود ،  كاركنان نهاد ها قادر به وجود آوردن رابطه مناسب با موقعيت كار و عامل موجود در آن باشند

كاركنان احساس رضايت مي كنند و با علاقه در آن سازمان مشغول كار ميشوند و هر يك از كاركنان نسبت

به خود رئيس ها همكاران و همچنين در جايگاه خود در نهادها احساس مثبتي دارند.

عوامل تاثير گذار در بهداشت رواني موقعيت كار

به طور كلي اين عوامل به دو گروه فيزيكي و انساني تقسيم مي‌شود:

  • عوامل فيزيكي مثل رنگ ، روشنايي، ابزار، صداهاي محيط ،  وسايل امنيت و… مي باشد. به طور مثال
  • موقعيت هاي كاري كه داراي صداي زياد مي باشد موجب به وجود آمدن اضطراب در شهر مي‌شود و اين

    است راه از راه سردرد ، دانلود مشكل در هضم ،  خستگي غير معمولي،  ضعيف شدن دستگاه ايمني و

    صدمه پذيري شديد در مقابل بيماري هاي قلبي عروقي به وجود مي‌آيد. يا به طور مثال وجود آلودگي صوتي

    در موقعيت كار امكان دارد كه گوش ها دچار سنگيني شود و اين سنگيني گوشت باعث مي‌شود كه شخص

    از ارتباط برقرار كردن با ديگران دوري كنند. همچنين كار در موقعيت هايي با حرارت نامطلوب، بسيار سرد

    يا گرم مي‌توانند مشكلات جسمي مثل:  درد مفصل ها،  كاهش سطح مقاومت بدن  و سرما خوردن را

    به وجود بياورد.

  • عوامل انساني شامل شخصيت، طرز فكر،  درك ها و كشمكش هاي ميان اشخاص يا جمعي باشد.
  • از جمله عوامل انساني موثر در بهداشت رواني در محيط كار عبارتند از:

    ۱٫رابطه تاثير گذار

    عكس هاي خواسته هاي انسان به ارتباطات جمعي وابسته مي‌باشد و سالم بودن رواني اشخاص تا حدي

    وابسته بودن زيادي به كيفيت رابطه با اطرافيان دارد.در موقعيت كار اشكالات ارتباطي موجب از دست رفتن

    شغل و انگيزه ، ياس ، ثبات نداشتن خلقيات و غير مي‌شود. در حقيقت روش ارتباطي و شخصيت و

    هدف هاي شهر در موقعيت كار نقشه تأثير گذاري در بهداشت رواني شخص و مقدار خشنودي از موقعيت

    كار را دارد.

    ۲٫استرس و افسرده شدن

    استرس ،  افسرده شدن و كسل بودن و خستگي از كار،  در مقدار توجه و دقت كارمندان اثر منفي دارد.

    استرس كاركنان مي توانند سبب كم شدن توجه و تمركز ذهني كاركنان شود،  حافظه آنها مختل مي شود

    و برگ ريزان حوادث در كار مي افزايد. به همين خاطر يك مدير مطلب در جهت افزايش بهداشت رواني

    موقعيت كار اجبارهايي را به وجود مي‌آورد تا موقعيت كار استرس زا نباشد ، در آنان امن بودن

    شغلي ايجاد كنند و از هر گونه بي فايده در موقعيت كار پيشگيري شود.

    ۳٫شناختن و قبول كردن  خود

    از ديگر عوامل بهداشت رواني اطلاع شخص از محدوديت هاي خود و ديگران و قبول كردن آنان مي باشد.

    ناسازگاري انسان با محدوديت هاي خود چه از نظر مادي،  جسمي و ذهني مي توانند زمينه‌اي مبتلا شدن

    به بيماري را به وجود بياورد. از شخصي كه به دنبال بهداشت درمان مي باشد بايد هدف هاي مناسب با

    مهارتهايش باشد. هدف هاي غير واقعي به شكست و ناكامي منجر مي‌شود و در نتيجه ناسازگاري و همراه

    دارد.

    ۴٫راضي بودن از شغل

    يكي از علامتهاي بهداشت رواني در موقعيت كار رضايت داشتن شغل شهر مي باشد. رضايت داشتن از شغل

    موجب بيشتر شدن فعاليت ،  كم شدن غيبت و  اشتباهات در كار و غيره شود. تحقيقات نشانگر آن مي‌باشد

    كه ميان رويكرد در كار و راضي نبودن از كار ارتباط مستقيم وجود دارد. كاركناني كه از كار خود راضي نمي

    باشند بيشتر در معرض سندروم هاي جسمي يا رواني قرار مي‌گيرند.

    ۵٫داراي عزت نفس

    اشخاصي كه عزت نفس ضعيفي دارند،  به توانايي هاي خود اعتماد ندارند و خيلي براي خود اهميت قائل

    مي شوند. شخصي كه عزت نفس بالايي داشته باشد در كار خود زياد با خطر روبرو مي شود و مرحله هاي

    كارها به دنبال كارهاي با سطح بالا مي گردد يا كارهاي را بررسي مي‌كنند كه به رقابت احتياج داشته باشد.

    داشتن عزت نفس بالا اين تاثير را دارد كه فرد به عقيده هاي ديگران حساسيت نشان نمي دهد، براي خود

    هدف هاي بالايي را در نظر دارد و براي تحقق آن هدف ها تلاش بسياري مي كند.

    فشار رواني در موقعيت كار

    به طور قطعي و عوامل فيزيكي و انساني بر بهداشت رواني در محيط كار تاثير مثبت يا منفي مي‌گذارد.

    پر اهميت ترين عوامل اضطراب آور شامل: فرق گذاشتن،  ناقص بودن حقوق ديگران،  برچسب زدن ، نوع

    كار، افراط در كار،  خطر هاي جسمي ،  چگونگي سازگار بودن شخص با محيط كار و  رو به رو شدن خانواده

    و كار،  مي باشد.  همچنين ترس از دست رفتن شغل ،  نداشتن پيشرفت شغلي ، شريك نبودن همكاران در

    كارهاي جمعي و مسخره كردن از طرف همكاران، مي تواند صدمه جدي را به بهداشت رواني شخص وارد

    كنند. فشار رواني زياد ناسازگار نبودن با موقعيت كار مي‌توانند سبب رويكرد نامناسب در جهت دسترسي به

    هدف ها و ايجاد علامت هاي استرس و افسردگي در شخص شود به طور مثال:

    ۱٫سطح پايين وظيفه هاي شغلي  در برابر مهارت هاي فردي ،  سبب  مي شود انتظارات برآورده نشودو براي

    دستيابي به هدف هاي ارزشمند شخص ناخشنود شود.

  • حجم كاري زياد مي توانند فرد را دچار اضطراب كنند و شخص دچار تحولات در برخوردش
  • بشود.  امكان دارد به جنبه هاي فرعي توجه نكند تا بتواند بر تكليف اصلي متمركز شود.


    دليل اصلي كم خوني

    دليل اصلي كم خوني:كم خوني دليل هاي متفاوتي دارد ولي بعضي دليل ها مانند

    احساس خستگي و…. از علت هاي شايع اين بيماري است.

     

    احساس خستگي و ضربان قلب نا مرتب،  دليل اصلي كم خوني مي باشد

     

    نمي دانيد چرا هميشه احساس خستگي داريد؟ ضربان قلب نامرتبي داريد؟ در سرتان احساس سبك بودن

    مي كنيد و به صورت مداوم سر درد داريد؟ دست ها و پا هايتان هم در زمستان و تابستان  دچار سردي

    مي شود.  اين نكات امكان دارد بعضي مواقع ناشي از كم خوني باشد.

    كم خوني (آنمي) يكي از فراوان ترين اختلالات خوني مي باشد كه بين خانم ها در سنين بارداري و اشخاص

    مسن رايج مي باشد و در منطقه هاي شمالي كشور به علت وجود نوعي انگل كه به انگل خونخوار مشهور

    مي باشد شايع مي باشد و گاهي علت آن فقر آهن است.

    تعريف كم خوني و انواع آن 

    اكنون بپردازيم كه كم خوني چه مي باشد؟ با درست نشدن  سلول هاي جديد قرمز خون، شخص مبتلا به

    كم خوني مي شود؟

    كم خوني مدل هاي مختلف دارد. از علت هاي به وجود آمدن كم خوني كمبود غذايي، خونريزي ،

    ناهنجاري هاي ژنتيك ، بيماري هاي مزمن ، يا مسموميت هاي دارويي است اما يكي از مهم ترين

    دليل هاي كم خوني در ايران،  انتخاب رژيم غذايي نا مناسب و تغذيه غير استاندارد است.

    موقعي كه مقداري از گلبول هاي قرمز سالم شما براي رساندن  اكسيژن از ريه ها به بافت هاي بدن  مقدار

    لازم نباشد ، شخص دچار كم خوني مي شود.

    كم خوني در تعقيب زنان و اشخاص دچار به بيماري هاي مضر گوارشي ، روماتيسمي ، عفوني ، كليوي و….

    است. بارداري و از بين رفتن خون به علت عادت هاي ماهانه مداوم موجب مي شود

    خانم ها بيشتر به كم خوني دچار شوند . همچنين مبتلايان به بيماري هاي مضر داخلي به علت سوء تغذيه و فقر آهن ،

    ويتامين ها اسيد فوليك و ۱۲B و همينطور كم شدن توانايي ساخت گلبول هاي قرمز سالم در مغز استخوان

    بيشتر به كم خوني مبتلا مي شوند.

     

    راه هاي تشخيص كم خوني

    با انجام آزمايش CBC و ديدن كم شدن هموگلوبين مي توان كم خوني را شناسايي كرد ، در صورت

    مطمئن شدن از وجود كم خوني ، براي  شناسايي دليل كم خوني آزمايش هاي كاملي صورت مي گيرد.

    محققان مي گويند ، احتمال مبتلا شدن به آنمي (اختلال كم خوني ) در اشخاص مسن ، اشخاصي كه در

    رژيم غذايي خود آهن استفاده نمي كنند ، اشخاصي كه تمرين هاي ورزشي سنگين انجام مي دهند ،

    خانم ها در هنگام عادت ماهانه و دوران حاملگي و اشخاصي كه دچار بيماري هاي شديد و مضر مانند :

    بيماري هاي خود ايمني ، كبد ، تيروئيد و التهاب روده بيشتر از اطرافيان مي باشد. در حاليكه كم خوني با

    آنمي ، علامت هايي را دارا مي باشد كه با  آشنا شدن با آن مي تواند اشخاص  را از مشكلات و عوارض كم

    خوني دور كند.

     منابع غذايي مفيد در معالجه كم خوني

    دليل كم خوني زياد و متفاوت بودن آن مي باشد و فقط با رجوع كردن به پزشك و انجام آزمايش هاي مورد

    احتياج ، علت و نوع معالجه كم خوني نشان داده مي شود. استفاده از غذا هاي سر شار از آهن مانند : گوشت

    قرمز ، جگر ، ماهي ، عدسي، سويا ،باقلا، ميوه هاي خشك و سبزيجاتي كه برگ سبز تيره دارند از كم خوني

    و فقر آهن جلوگيري مي كند.

    تخم مرغ، جگر ، لبنيات ، اسفناج و موز حاوي فولات و ويتامين ۱۲B زيادي مي باشند . مصرف خودسرانه

    قرص آهن يا اصرار بي اهميت براي تجويز آمپول هاي به اصطلاح خونساز شامل  ويتامين ، اغلب داراي ضرر

    مي باشد و در مواقعي باعث مسموم شدن شود.