بهداشت رواني محيط كار

مشاوره در زمينه قبل از ادواج و درمان مشكلات فردي نامزدان

شنبه ۰۲ اسفند ۰۴

بهداشت رواني محيط كار

بهداشت رواني محيط كار

 

بهداشت رواني محيط كار :شامل قاعده هايي مي باشد كه به سلامت روان اشخاص كمك مي كنند.

قواعد مربوط به بهداشت رواني محيط كار 

كنترل كردن قواعدمربوط به بهداشت رواني در محيط كار باعث سلامتي محيط شخصي و اجتماعي مي‌شود

و سالم بودنشخص و جامعه را افزايش مي‌دهد. در اينجا به عوامل تاثيرگذار بر آن و چگونگي افزايش آن مي‌پردازيم.

مراعات كردن اصول بهداشت رواني به شخص در داشتن  سازگار بودن،  آرامش داشتن،  امن بودن و رضايت

داشتن ، به صورت كلي به افزايش سالم بودن رواني و پيشرفت كمك كرده و او را از ناراحتي هاي رواني

مثل استرس و افسردگي دو ر مي كنند.

تعريف بهداشت رواني

بهداشت رواني عبارتند از توانايي ارتباط مطلوب و مناسب با ديگران، تحول و اصلاح موقعيت فردي و اجتماعي

و برطرف شدن اختلافات و تمايلات فردي به صورت منطقي ، از روي عدالت و مطلوب. از نگاه ها و اعتقاد هاي

شخصي و همچنين خصوصيات محيط اطراف اشخاص در بهره مند شدن از بهداشت رواني مناسب موثر مي باشد.

بهداشت رواني موقعيت كار به معني استقامت در برابر ايجاد شدن مشغله هاي رواني و اختلال رفتاري

در كاركنان نهاد و سلامت محيط رواني كار مي باشد.

در حقيقت هدف بهداشت رواني در موقعيت كار به وجود آوردن شرايطي كه به اختلالات رواني در كاركنان

منجر نشود ،  كاركنان نهاد ها قادر به وجود آوردن رابطه مناسب با موقعيت كار و عامل موجود در آن باشند

كاركنان احساس رضايت مي كنند و با علاقه در آن سازمان مشغول كار ميشوند و هر يك از كاركنان نسبت

به خود رئيس ها همكاران و همچنين در جايگاه خود در نهادها احساس مثبتي دارند.

عوامل تاثير گذار در بهداشت رواني موقعيت كار

به طور كلي اين عوامل به دو گروه فيزيكي و انساني تقسيم مي‌شود:

  • عوامل فيزيكي مثل رنگ ، روشنايي، ابزار، صداهاي محيط ،  وسايل امنيت و… مي باشد. به طور مثال
  • موقعيت هاي كاري كه داراي صداي زياد مي باشد موجب به وجود آمدن اضطراب در شهر مي‌شود و اين

    است راه از راه سردرد ، دانلود مشكل در هضم ،  خستگي غير معمولي،  ضعيف شدن دستگاه ايمني و

    صدمه پذيري شديد در مقابل بيماري هاي قلبي عروقي به وجود مي‌آيد. يا به طور مثال وجود آلودگي صوتي

    در موقعيت كار امكان دارد كه گوش ها دچار سنگيني شود و اين سنگيني گوشت باعث مي‌شود كه شخص

    از ارتباط برقرار كردن با ديگران دوري كنند. همچنين كار در موقعيت هايي با حرارت نامطلوب، بسيار سرد

    يا گرم مي‌توانند مشكلات جسمي مثل:  درد مفصل ها،  كاهش سطح مقاومت بدن  و سرما خوردن را

    به وجود بياورد.

  • عوامل انساني شامل شخصيت، طرز فكر،  درك ها و كشمكش هاي ميان اشخاص يا جمعي باشد.
  • از جمله عوامل انساني موثر در بهداشت رواني در محيط كار عبارتند از:

    ۱٫رابطه تاثير گذار

    عكس هاي خواسته هاي انسان به ارتباطات جمعي وابسته مي‌باشد و سالم بودن رواني اشخاص تا حدي

    وابسته بودن زيادي به كيفيت رابطه با اطرافيان دارد.در موقعيت كار اشكالات ارتباطي موجب از دست رفتن

    شغل و انگيزه ، ياس ، ثبات نداشتن خلقيات و غير مي‌شود. در حقيقت روش ارتباطي و شخصيت و

    هدف هاي شهر در موقعيت كار نقشه تأثير گذاري در بهداشت رواني شخص و مقدار خشنودي از موقعيت

    كار را دارد.

    ۲٫استرس و افسرده شدن

    استرس ،  افسرده شدن و كسل بودن و خستگي از كار،  در مقدار توجه و دقت كارمندان اثر منفي دارد.

    استرس كاركنان مي توانند سبب كم شدن توجه و تمركز ذهني كاركنان شود،  حافظه آنها مختل مي شود

    و برگ ريزان حوادث در كار مي افزايد. به همين خاطر يك مدير مطلب در جهت افزايش بهداشت رواني

    موقعيت كار اجبارهايي را به وجود مي‌آورد تا موقعيت كار استرس زا نباشد ، در آنان امن بودن

    شغلي ايجاد كنند و از هر گونه بي فايده در موقعيت كار پيشگيري شود.

    ۳٫شناختن و قبول كردن  خود

    از ديگر عوامل بهداشت رواني اطلاع شخص از محدوديت هاي خود و ديگران و قبول كردن آنان مي باشد.

    ناسازگاري انسان با محدوديت هاي خود چه از نظر مادي،  جسمي و ذهني مي توانند زمينه‌اي مبتلا شدن

    به بيماري را به وجود بياورد. از شخصي كه به دنبال بهداشت درمان مي باشد بايد هدف هاي مناسب با

    مهارتهايش باشد. هدف هاي غير واقعي به شكست و ناكامي منجر مي‌شود و در نتيجه ناسازگاري و همراه

    دارد.

    ۴٫راضي بودن از شغل

    يكي از علامتهاي بهداشت رواني در موقعيت كار رضايت داشتن شغل شهر مي باشد. رضايت داشتن از شغل

    موجب بيشتر شدن فعاليت ،  كم شدن غيبت و  اشتباهات در كار و غيره شود. تحقيقات نشانگر آن مي‌باشد

    كه ميان رويكرد در كار و راضي نبودن از كار ارتباط مستقيم وجود دارد. كاركناني كه از كار خود راضي نمي

    باشند بيشتر در معرض سندروم هاي جسمي يا رواني قرار مي‌گيرند.

    ۵٫داراي عزت نفس

    اشخاصي كه عزت نفس ضعيفي دارند،  به توانايي هاي خود اعتماد ندارند و خيلي براي خود اهميت قائل

    مي شوند. شخصي كه عزت نفس بالايي داشته باشد در كار خود زياد با خطر روبرو مي شود و مرحله هاي

    كارها به دنبال كارهاي با سطح بالا مي گردد يا كارهاي را بررسي مي‌كنند كه به رقابت احتياج داشته باشد.

    داشتن عزت نفس بالا اين تاثير را دارد كه فرد به عقيده هاي ديگران حساسيت نشان نمي دهد، براي خود

    هدف هاي بالايي را در نظر دارد و براي تحقق آن هدف ها تلاش بسياري مي كند.

    فشار رواني در موقعيت كار

    به طور قطعي و عوامل فيزيكي و انساني بر بهداشت رواني در محيط كار تاثير مثبت يا منفي مي‌گذارد.

    پر اهميت ترين عوامل اضطراب آور شامل: فرق گذاشتن،  ناقص بودن حقوق ديگران،  برچسب زدن ، نوع

    كار، افراط در كار،  خطر هاي جسمي ،  چگونگي سازگار بودن شخص با محيط كار و  رو به رو شدن خانواده

    و كار،  مي باشد.  همچنين ترس از دست رفتن شغل ،  نداشتن پيشرفت شغلي ، شريك نبودن همكاران در

    كارهاي جمعي و مسخره كردن از طرف همكاران، مي تواند صدمه جدي را به بهداشت رواني شخص وارد

    كنند. فشار رواني زياد ناسازگار نبودن با موقعيت كار مي‌توانند سبب رويكرد نامناسب در جهت دسترسي به

    هدف ها و ايجاد علامت هاي استرس و افسردگي در شخص شود به طور مثال:

    ۱٫سطح پايين وظيفه هاي شغلي  در برابر مهارت هاي فردي ،  سبب  مي شود انتظارات برآورده نشودو براي

    دستيابي به هدف هاي ارزشمند شخص ناخشنود شود.

  • حجم كاري زياد مي توانند فرد را دچار اضطراب كنند و شخص دچار تحولات در برخوردش
  • بشود.  امكان دارد به جنبه هاي فرعي توجه نكند تا بتواند بر تكليف اصلي متمركز شود.


    تا كنون نظري ثبت نشده است
    امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد