عاشقانه: هر آنچه كه عاشقان پيش از ازدواج بايد بدانند

مشاوره در زمينه قبل از ادواج و درمان مشكلات فردي نامزدان

شنبه ۰۲ اسفند ۰۴

علل بي وفايي

علل بي وفايي





دليل بي وفايي افراد به گذشته برميگردد
مانند سابقه بي وفايي والدين يا طرز تفكري كه زن و مرد راجع به جنس موافق دارند.
مرداني كه فكر ميكنند زنان را بايد شكار كرد و زناني كه فكر ميكنند
بدون مردان هيچ اند،احتمال بي وفايي در آنها بالاست.شرلي گلاس و توماس رايت در تحقيقات خود دريافتند
زنان عشق را مقدم بر روابط جنسي ميدانند در حاليكه مردان از ابتدا به دنبال برقراري رابطه جنسي هستند.
اما اين مطلب در مورد همه زنان و مردان صادق نيست.
برخي از مردان اين گونه رابطه ها را براي ايجاد هيجان و فرار از مسووليتهاي روزمره ميخواهند
و برخي از زنان رابطه جنسي خارج از روابط زناشويي بدون درگيري عاطفي را يك نوع چالش زندگي محسوب ميكنند.

برخي علل ديگر كه بيشتر از بقيه در بي وفايي موثرند عبارتند از :

  • ندانستن مفهوم عشق
  • ناتواني از مبادله عواطف و نيازها
  • نداشتن مهارت حل مساله با يكديگر
  • نداشتن شناخت صحيح از فردي كه با او ازدواج كرده ايد
  • داشتن انتظارات غير واقعي از ازدواج
  • كنجكاوي جنسي
  • نياز عاطفي
  • اعتياد جنسي
  • ملال و خستگي
  • نداشتن هيجان و سرگرمي با همسر
  • غرق شدن در مشغله هاي روزمره و توجه نكردن به همسر

ارامش ندارم با فكر و خيال زياد

mahdi8080   ارامش ندارم با فكر و خيال زياد آرامش ندارم با فكر و خيال زياد
سلام من 20 سالمه.نميدونم چرا همش فكرو خيال ميكنم وارامش ندارم همش دلم ميگيره مخصوصا شبا و احساس تنهايي ميكنم وچون دانشگاهي هستم اصلا نميتونم به درسهام با ارامش نگاه كنم يهو ميبينم چند روز بيكار موندم ولي هيچي نكردم و همش كار هامو و درسهامو به چند ساعت ديگه و چند ساعت ديگه هم به فردا ميسپارم و وقتي كه به درس نگاه ميكنم يا كاري انجام ميدم همش خاطرات گذشته مياد به فكرم و نميتونم كار رو به درستي انجام بدم .خواهشا كمك كنيد????

سلام
دوست عزيز لطفا بيشتر توضيح بديد كه چه فكري ميكنيد و در گذشته چه مشكلي براتون پيش اومده. مي تونيد به يك مختصص مغز و اعصاب مراجعه كنيد و ازش بخواييد براتون قرص بنويسه. يك دوره مصرف قرص كوتاه مدت ميتونه خيلي توي جمع شدن حواس و بيشتر شدن تمركزتون كمك كنه. من خودم دوره كارشناسيم مشكل شما رو داشتم و واقعا اين دكتر بهم كمك كرد.
تمرين هاي جمع كردن تمركز حواس هم هست. كه خيلي زيادن.
مثلا وقتي ميخواد حواستون پرت بشه موضوعتونو روي يك كاغذ بنويسيد و بگيد بعدا بهش فكر ميكنيد.
در ضمن ميتونيد يك كلاس ورزشي اسم بنويسيد تا اين كمبود و تنهايي رو حس نكنيد. اين سن اوج غليان احساس نياز به يك همدم هستش. پس بدونيد كه طبيعيه.


اگرفرزند پسرداريد اين مطلبو از دست نديد!

hamideh banoo   اگرفرزند پسرداريد اين مطلبو از دست نديد! از آنجا كه پسرها شيطنت بيشتري دارند و كارهاي خطرناك بيشتري هم نسبت به دخترها انجام مي دهند، بايد برخي موارد را در روند تربيت آنها بدانيد تا در آينده، پسري موفق و با اعتمادبه‌نفس تحويل جامعه بدهيد. در اين ايميل روش هايي براي تربيت عالي پسربچه ها را مطالعه كنيد.

1. بگذاريد پسر باشد
پسرها شيطنت بسياري دارند. آنها وسايل خانه را خراب مي كنند، كارهاي خطرناك مي كنند، جوك هاي بي مزه مي گويند و … اين فرصت ها را از او نگيريد. اجازه دهيد پسرتان بچگي كند. بگذاريد دنياي اطراف خود را كشف كند و از آن لذت ببرد.

2. تواضع و فروتني را به او بياموزيد
هرگز پسر خود را خيلي مغرور و از خودراضي بار نياوريد. خيلي هم اعتمادبه‌نفس را از او نگيريد. سعي كنيد با مطالعه و كمك گرفتن از مشاوران پسري تربيت كنيد كه در عين ادب و تواضع، شخصيت و غرور خود را نيز حفظ مي كند.

3. هداياي او را دوست داشته باشيد
هر هديه اي كه پسرتان به شما مي دهد را با همه وجود قبول كنيد و عشق و خوشحالي خود را به او نشان دهيد. اين هديه مي تواند يك بيسكوئيت ساده يا كاردستي زيبايي باشد كه خودش براي شما ساخته است. با اين كار، خود را در دل او جا مي كنيد و هميشه دوستتان خواهد داشت.

4. به پدر او احترام بگذاريد
اگر با پدر پسرتان در يك خانه زندگي مي كنيد، با عشق و احترام با او رفتار كنيد. اگر به هر دليلي از هم جدا شده ايد، باز همچنان با احترام در مورد او صحبت كنيد. وقتي پسرتان اين محبت و احترام را از طرف شما مي بينند، آن را مي آموزند و در آينده روحيه و اخلاق بهتري خواهند داشت.

5. غذاخوردن پشت ميز را به او بياموزيد
از همان سن پايين درست غذا خوردن پشت ميز را به او بياموزيد. بايد آداب تشكر، درخواست، غذاخوردن و بلند شدن از پشت ميز را به او بياموزيد. اين كار بسيار دشوار است زيرا پسرها سرسخت هستند، اما با تكرار و گذشت زمان مي توانيد از عهده اين كار بر بياييد. اين براي آينده فرزندتان بسيار مهم است.

6. او را با زنان قوي احاطه كنيد
پسر خود را با حضور زنان قوي و باهوش همچون مادربزرگ، عمه، خاله، دوستان و حتي معلم ها احاطه كنيد. وقتي پسرتان در طول رشد خود شاهد اين باشد كه زنان مي توانند كارها بزرگي در زندگي انجام دهند و مهارت ها و استعدادهاي بيشماري دارند، به تدريج در ناخودآگاه خود براي زنان ارزش و احترام بسياري قايل خواهد شد و زن را موجودي ضعيف نخواهد دانست.

7. رفتار با زنان را به او بياموزيد
رفتار صحيح با زنان را از همان نوجواني به پسر خود بياموزيد. احترام به زنان و نحوه برخورد صحيح و درك درست از نيازهاي زن داشتن را از سن پايين و به طور مرتب و پيگير به پسر خود بياموزيد تا هنگام بزرگسالي بهترين رفتار را با همسر يا نامزد خود داشته باشد.

8. اجازه دهيد گريه كند
چه كسي گفته است، مرد گريه نمي كند؟ به پسر خود اجازه دهيد هر زمان احساس ناراحتي يا غمگيني داشت به راحتي گريه كند و از اين كار خجالت نكشد. پسرها هم انسان هستند و بايد بغض خود را اشك كنند.

9. كارهاي خانه را به او بياموزيد
پسرها هم بايد مراقبت از خود را بياموزند. بايد بدانند وقتي در خانه تنها هستند، چطور از عهده كارهايشان بر بيايند. بايد به او تميز كردن خانه، پختن غذا و انجام كارهاي شخصي و بهداشتي را بياموزيد.

10. به او اجازه دهيد شما را شيفته خود كند
پسرها برخي از كارها همچون شانه كردن موهاي مادر خود را دوست دارند. شايد پسر كوچك شما خيلي سفت موهايتان را شانه كند و سرتان درد بگيرد يا موهاي زيادي لاي شانه باقي بماند اما به او اجازه دهيد به اين ترتيب عشق زياد خود را به شما نشان دهد و ما را شيفته خود كند.

11. غذاي خوب به او بدهيد
پسرها رشد سريعي دارند و بايد تغذيه درستي داشته باشند تا بدن سالم و قوي پيدا كنند. تا حد امكان براي پسر خود غذاها مقوي و سرشار از ويتامين و پروتئين تهيه كنيد.

12. از او تعريف كنيد
با تعريف كردن از شخصيت پسرتان به او اعتمادبه‌نفس بدهيد. البته اين تعريف ها نبايد بيهوده باشند. هر زمان شجاعت، از خود گذشتگي، مهرباني، ادب، صداقت يا سخت‌كوشي از او مي بينيد، حتما از او تعريف كنيد تا اين صفات را بيش از پيش در خود تقويت و تكرار كند.

13. نقش پدر را در تربيت او پررنگ كنيد
براي اينكه پسرتان با همه موقعيت ها و مسايل مردانه آشنا بشود، بخشي از بار تربيت او را به پدرش بسپاريد. پدرها درس هاي مهمي مي توانند به پسران خود بياموزند.

14. با او صادق باشيد
گاهي در زندگي مشكلاتي وجود دارد كه نمي توان از ديگران مخفي كرد. پسر شما نيز از اين قاعده مستثني نيست. با فرزند خود صادق باشيد و اگر مشكلي هست او را نيز در اندازه دركش در جريان بگذاريد.

15. استفاده از بروشور را به او بياموزيد
به پسر خود روش ساخت وسايل گوناگون از روي بروشور را بياموزيد. لازم نيست او خود به تنهايي تخت‌خواب‌ ساختني خود را بسازد. به او كمك كنيد، اما نحوه استفاده از دفترچه راهنما را نيز به او بياموزيد تا در آينده كار خودتان راحت تر باشد.

16. از او تقدير كنيد
وقتي پسر شما كار خوب يا موفقيتي كسب مي كند از او تقدير كنيد. اين باعث مي شود تا اين كارها را بيشتر و بهتر انجام دهد.

17. به او آزادي بدهيد
به پسر خود آزادي هاي لازم را بدهيد. بگذاريد آزادانه بازي كند، بدود، سوال بپرسد، مشكلات را حل كند و براي خواسته هاي خود تلاش كند.

18. به او شهامت حرف زدن بدهيد
جامعه اصولا به پسرها اجازه نمي دهد تا احساسات خود را بيان كند. اما اگر مساله اي باعث آزار فرزند شما شد به او اين شهامت را بدهيد تا بتواند آزادانه حرف هايش را به شما بگويد. بيان احساسات به هيچ عنوان رفتاري زنانه نيست. اين موهبت را از پسر خود نگيريد.

19. براي نظرات او ارزش قايل شويد
در طول رشد فرزند خود، او نظرات بسياري بيان خواهد كرد. براي نظراتش ارزش قايل شويد. وقتي واقعا حرف هايش را بشنويد و او نيز اين مساله را درك كند، هر روز ايده هاي بهتر و ارزشمندتري ارايه خواهد كرد و به تدريج، ذهني خلاق و مبتكر پيدا خواهد كرد.

خسته ام كمكم كنيد

ezdevaj

با سلام
بنده مدت 5 سال هست با فردي آشنا شدم و بعد از دوسال بحث ازدواج به ميان آمد. بنده و ايشون با هم به توافق رسيده ايم ولي ايشون هيچ اقدام عملي نميكنن براي ازدواج و به دلايل مختلفي مساله رو اهمال ميكنن. بنده واقعا خسته شده ام و نمي دونم چه بايد بكنم.
ممنون ميشم راهنماييم كنم.

با سلام.بهتر است ابتدا دلايل كوتاهي ايشان را بدانيد و علت را جويا شويد شايد مشكلاتي نطير كار يا مسكن و … دليل اين تامل ايشان باشد .با ايشان صحبت كنيد و زمان اتلاف شدخ را متذكر شويد شايد ايشان دلايل منطقي اي براي اين كوتاهي داشته باشند.همچنين از ايشان بخواهيد كه اگر هدفشان ازدواج است به خانواده شان درباره ي شما صحبت كنند تا شكل رسمي بگيرد.


بيماري ديابت و ازدواج

سلام.ببخشيد مزاحم شدم.يه موضوع مهمي هست كه بايد كمكم كنيد.آينده دوتا جوون به جواب شما بستگي داره. خواهر من يه خواستگار داره و به احتمال زياد با هم ازدواج ميكنن. فقط يه مشكلي داره و اونم اينه كه آقاي داماد متاسافنه از كودكي مبتلا به ديابت نوع 1 هست و هر روز انسولين مصرف ميكنه البته ظاهرا با مصرف انسولين اين چندسال هيچ مشكلي نداشته. سوال من اينه كه آيا با اين شرايط براي ازدواجشون مشكلي پيش نمياد؟ هم براي خود بيمار و هم براي بچه هاشون. پيشاپيش ازراهنماييتون ممنونم

توسط ali222 درازدواج · پاسخ 475 روز 17 ساعت 45 دقيقه قبل

سوال: 1 پذيرفته شده: 0 ( 0% ) | امتياز: 0

    پاسخ (1) 0 votes

با سلام .ازدواج يكي از مهمترين انتخابهاي فرد در طول زنگي اس ميباشد كه بسياري از نكات را ميبايست در آن در نظر داشته باشد .كسي كه فرد ديابتي را براي ازدواج انتخاب مي‌كند بايد بداند كه در اصول و پايه‌هاي گزينش، هيچ تفاوتي با افراد غير ديابتي ديده نمي‌شود؛ اما يك نكته وجود دارد و آن حضور يك بيماري مزمن است كه تا پايان عمر هيچ پاك‌كني نمي‌تواند آن را پاك كند و هميشه وجود خواهد داشت. به‌طور خلاصه علاوه بر همه شرايط يك ازدواج عادي كه در ازدواج فرد ديابتي وجود دارد يك تبصره نيز در زير آن هست كه همان ديابتي بودن است.
اين فرد در بعضي از مواقع، نيازمند خدمات ويژه‌اي مثل تغذيه، فعاليت بدني، مصرف دارو است، بايد بيماري خود را تحت مهار داشته باشد و امكان بروز عوارض نيز وجود دارد. اگر فرد انتخاب‌شده، معيارها و اصول پايه‌اي همسر بودن را در فرد ديابتي مي‌بيند بايد در كنارش، نحوه مواجهه با بيماري و اداره آن را نيز بررسي نمايد.

ازجمله مواردي كه بايد موردتوجه قرار بگيرند عبارت‌اند از: توانايي مقابله با تنش‌هاي روحي، ضريب تحمل، مهم دانستن خود و آينده زندگي خود، انضباط و مديريت خوب كاستي‌هاي ناشي از بيماري، استفاده نكردن از روش‌هاي دفاعي رواني نابالغ مثل انكار بيماري يا فرار كردن از مشكل. پس اين مهم است كه فرد مورد گزينش، اطلاعاتي در مورد ديابت داشته باشد تا به روشني بداند كه اين بيماري چيست و اگر مهار نشود چه خطراتي در پي خواهد داشت بعد از حصول آگاهي و اشراف كامل به اين جنبه‌ها و داشتن شناخت نسبت به بيماري و فرد بيمار، اين‌كه آيا مجموعاً مي‌تواند با يك مبتلا به ديابت زندگي كند يا خير، در حوزه خصوصي و مكانيسم‌هاي مقابله‌اي فرد قرار خواهد گرفت. ولي اين را نيز بايد دانست كه يك فرد مبتلا به ديابت كه بيماريش به‌خوبي مهارشده و انضباط زندگي را به نحو احسن رعايت مي‌كند ممكن است ازنظر رواني قوي‌تر از فردي باشد كه به‌ ظاهر سالم است.
روابط زناشويي نامناسب مي‌تواند بزرگ‌ترين منبع تنش و تعارض براي بيمار باشد. درباره تأثير تنش‌ها و تعارضات شديد در زندگي زناشويي نامناسب بر روي وضعيت سلامتي فرد، نتايج مطالعات نشان مي‌دهند كه اين وضعيت مي‌تواند روي دستگاه ايمني، قلب و تنظيم قند خون تأثير نامطلوب داشته باشد. در يك رابطه زناشويي ناسالم، همسر فرد ديابتي نيز مي‌تواند همانند خود فرد ديابتي احساسات ناخوشايند و آزاردهنده‌اي را تجربه كند. نگراني از اين‌كه در آينده چه اتفاقاتي رخ خواهند داد. آيا همسر وي دچار عوارض ديابت خواهد شد. آيا بيماري او شدت پيدا خواهد كرد. آيا قادر به ادامه زندگي با او و انجام امور با همكاري يكديگر خواهد بود، آيا مي‌توانند در كنار يكديگر از زندگي لذت ببرند. اين‌ها همه موضوعاتي هستند كه به ذهن همسر بيمار ديابتي رسيده و موجب ترس او از آينده مي‌شوند، به‌ويژه اگر شروع ديابت در اثر چاقي و اضافه‌وزن و داشتن برنامه غذايي ناسالم بوده باشد باعث بروز خشم همسر و يا افسردگي و ناراحتي ناشي از تحميل هزينه‌هاي دارودرماني مي‌شود. به‌هرحال نحوه سازگاري بيمار و همسر او با بيماري مي‌تواند تعارضات را بيشتر كرده و يا موجبات نزديك‌تر شدن آن‌ها به يكديگر را فراهم آورد.اگرچه ديابت مشكلات و سختي‌هايي را در زندگي زناشويي براي افراد ايجاد مي‌كند اما اگر افراد ياد بگيرند كه در موقعيت‌هاي مختلف چگونه با يكديگر رفتار كنند مي‌تواند منجر به نزديك‌تر شدن همسران به يكديگر شود. در مورد بچه دار شدن هم شايد عامل زنتيك اثرگذار باشد اما چنانچه تحت نظر پزشك اقدام به بارداري شود با رعايت يك سري نكات بارداري به راحتي صورت ميگرد اما حتما با پزشك متخصص در اين زمينه در خصوص بارداري مشورت شود.


من در گذشته هستم چكار كنم ؟

با سلام من مردي 33 ساله هستم. حدود 18 ماه هست ازدواج كردم. قبل از ازدواج با دختري رابطه كاري داشتم و رفته رفته به اون علاقه مند شدم. بعد از مدتي موضوع رو با اون درميان گذاشتم و يك رابطه دوستانه بين ما برقرار شد . پيامك و تماس و … و به ديدار هم رسيد. روز به روز علاقه بيشتر شد و البته از همون ابتدا اين رابطه براي ازدواج شكل گرفت و نه چيز ديگري. هر دو اهل دين ايمان بوديم. پيشنهاد ازدواج از طرف خانواده من طي يك تماس انجام شد. در مرحله اول مادر خانم مخالفت كرد. بعد از اون هم خانواده من گفتن اينا مناسب ما نيستن دارن كلاس ميذارن و … ديگه حاضر نشدن براي خواستگاري رفتن زنگ بزنن. من و دختر هم رايزني و شروع كرديم تا دو طرف و راضي كنيم. خلاصه بعد از گذشت يك سال خانواده من (پسر) راضي به اين وصلت شدن ولي خانواده دختر همچنان نه. ارتباط ما همچمنان ادامه داشت ولي محل كار من تغيير كرد و هردو در جاهاي مختلف كار مي كرديم. من عاشق اون بودم و اون هم همين و نشون ميداد. يك روز تو يه پارك قرار گذاشتيم تا ببينم چرا مادرش مخالفه با اين ازدواج. البته دلايل خاصي نبود فقط بهانه و … در حين صحبت بوديم كه يهويي ماموران اماكن ريختن تو پارك و هرچي دختر و پسر باهم بودن رو گرفتن و بردن و ماهرچي اصرار كرديم كه ما فقط حرف ميزديم و … قبول نكردن و مارو باهم بردن اماكن. روز خيلي بدي بود. توهين و تحقير … براي صحبت كردن روي ازدواج كه تا اونجايي كه من ميدونم جرمي نيست و اين اكيپ نيروي انتظامي به طور سليقه اي اين كار كرده بودند. خلاصه سرتون رو درد نيارم. به ما گفتن كه بايد با خانواده هاتو.ن تماس بگيريد و من كه مقاومت كردم ولي اون دختر تماس گرفته بود به خانواده اش كه بيان اينجا. اونا هم اومدن ناراحت. چند تا حرف بدو بيراه به من گفتن و رفتن. بعد از اون ديگه من نتونستم ارتباط برقرا كنم با خانم. چون گوشي شو ضبط شده بود و تدابير امنيتي براي هيچ جرمي كه اتفاق نيوفتاده بود. من مادرم و براي مذاكره فرستادم خونه اونا. البته با هم رفتيم دم درب منزلشون. حرفايي زديم. خلاصه بعد از اون حرفها بالا گرفت. خود دختر هم نميدونم اون موقع توفشار بود يا نه به من گفت كه ديگ بين ماهرچي بوده تمام شده و .. بعد از اون منم ديگه پيگري بيشتري نكردم و گفتم شايد خواست خدا بوده كه اين وصلت اتفاق نيوفتاده. بعد از گذشت 6 ماه از اون موضوع به اصرار خانواده با دختر ديگه اي ازدواج كردم. الان 18 ماه از زندگي من ميگذره همسر خيلي خوبي هم دارم. ولي هنوز من عاشق اون خانم همكارم هستم. هميشه تو فكرشم و اين هم من و آزار ميده و هم باعث شده احساس خوشبختي نكنم. و هم روابط من رو تحت تاثير قرار داده. خيلي سعي كردم فراموش كنم ولي نشد. حتي گاهي پيش خودم گفتم برم دوباره باهاش ارتباط برقرار كنم و بيارمش تو زندگيم ولي بعدش پشيمون شدم و … دچار نشخوار ذهني شدم. تو تمام لحظاتم با اون زندگي ميكنم و هميشه تو ذهنم هست. نميدونم چكار كنم فراموش بشه. آخه نميخام اين زندگي الان و خراب كنم و دل همسرم و بشكنم.

توسط davidjon درازدواج · پاسخ 464 روز 1 ساعت 11 دقيقه قبل

سوال: 1 پذيرفته شده: 0 ( 0% ) | امتياز: 0

    پاسخ (1) 0 votes

سلام بنظر من از همسر تون بخواهين يه سري كارايي كه اون دختر خانم انجام ميداده رو انجام بده يا سعي كنين تموم جاهايي كه با اون دختر خانم رفتين رو با همسرتون بريد و به اين فكر كنيد كه لحظاتي كه الان داريد بايد زيبا ساخته بشه تا بعدا حسرتشو نخورديد و صد در صد اگه همسرتون يكم ذكاوت به خرج بده، شما اون دختر خانم رو فراموش مي كنيد ولي از طرفي اگه فكر ميكنيد واقعا نميتونيد فراموش كنيد بهتره بجاي فردا امروز رابطتون رو با همسرتون قطع كنيد چون مطمئنا زمان خيلي زود ميگذره و وابستگي همسرتون بيشتر از قبل ميشه.


ازدواج دو فرد مطلقه با يكديگر

با سلام و عرض ادب
بنده 6 سال زندگي مشترك داشته ام و سپس از همسرم جدا شده ام. به طور كلي و بر اساس تجربيات و منطق موجود، آيا بهتر است بنده با يك زن مطلقه ازدواج نمايم يا يك دختر مجرد؟ با كداميك به آرامش بيشتري خواهم رسيد؟
لطفاً راهنماييم كنيد.

توسط hamidrezanateqian درازدواج · پاسخ 473 روز 14 ساعت 35 دقيقه قبل

سوال: 1 پذيرفته شده: 0 ( 0% ) | امتياز: 0

    پاسخ (2) 0 votes

با سلام خدمت شما دوست عزيز.بدون شك ازدواج يك امر حساس در زندگي هر فرد است و افرادي كه براي بار دوم اين انتخاب را انجام ميدهند يقينا ريز بينانه تر و با احتياط تر اقدام به انتخاب خواهند كرد. جداي از اين مطلب كه شما براي چندمين بار ميخواهيد ازدواج كنيد ميبايست با دقت بيشتري به مقوله ي انتخاب فرد موردنظر توجه فرماييد .پر واضح است شخصي كه با ملاك‌ها و معيارهاي اساسي و اصلي ذهن شما كه هميشه در رابطه با انتخاب شريك زندگي‌تان داشته‌ايد، متفاوت است، نمي‌تواند فرد مورد نظر شما باشد.پس فارغ از هر آنچه كه در كذشته اتفاق افتاده دنبال آن شخصي برويد كه خصوصيات لازم از ديد شما را دارا باشد اين اولين اقدان شما خواهد بود .شاي اين فرد مجرد باشد يا حتي در گذشته چندين بار شكست داشته باشد. اما زنان مطلقه به واسطه تجربه‌هايي كه در زندگي اول خود كسب كرده‌اند، توانايي مديريت بهتري در روابط دارند. به همين دليل نظر آقايان براي ازدواج دوم را بيشتر جلب مي‌كنند. اين زنان مهارت‌هاي خانه‌داري، ارتباط با اقوام، برخورد با همسر را دارند و ديگر نيازي نيست با شروع زندگي مشترك، به آزمون و خطا بپردازند.
– زنان مطلقه زناني هستند كه در صورت داشتن يك زندگي آرام، قدر موقعيت را مي‌دانند و براي بهتر شدن زندگي تلاش مي‌كنند. آنها وضعيت بدتري را چشيده‌اند و حاضر نيستند زندگي خوب امروزي‌شان را به سادگي از دست بدهند.اين امر در مورد آقايان هم صدق خواهد كرد .مطلقه بودن دليلي براي انتخاب نشدن براي ازدواج نيست چرا كه امروزه زنان و مردان جوان زيادي را مي‌بينيم كه شايد در دهه دوم يا اوايل دهه سوم زندگي خود باشند و با قابليت‌هاي برجسته و شان خانوادگي و اجتماعي بالا سابقه شكست را داشته باشند بنابراين از نگاه سنتي و قضاوت نادرست درباره اين زنان و مردان فاصله بگيريد و بر اساس واقعيات موجود انتخاب كنيد.
اما در ازدواج يك طرف مجرد – يك طرف مطلقه
محاسن ازدواج زماني كه يك طرف ماجرا مجرد و طرف ديگر مطلقه است ( فارغ از جنسيت) مي‌تواند شامل موارد زير باشد:
– وجود كسب تجربه در زندگي مشترك (مثلا مرد به واسطه تجربه از زندگي مشترك قبلي مي‌تواند اكنون به ايفاي نقش بهتري بپردازد.)
– آشنايي بيشتر افراد با خواسته‌هاي عاطفي- رواني طرف مقابل و بهتر برطرف كردن نيازهاي رواني او.
– كسب تجربه و آشنايي بيشتر نسبت به انجام مراسم و مناسك‌هاي موجود در فرهنگ ايراني (كه در صورت بي‌اطلاعي خود مي‌تواند زمينه‌ساز اختلاف بين زوج‌هاي جوان و بي‌تجربه باشد.)
– تلاش بيشتر فرد براي جلوگيري از برخوردها و پيشگيري از تكرار تجربه تلخ گذشته
اين ازدواج‌ها مي‌تواند معايبي هم داشته باشد:
– احتمال وجود توقع بالاي خودآگاه ياناخوآگاه از همسر فعلي به دليل تجربيات گذشته
– احتمال قياس كردن همسر قبلي با همسر فعلي به شكل منفي
– احتمال عدم قطع ارتباط با همسر قبلي و ادامه آن. گاهي اين ارتباط مي‌تواند در قالب ارتباط ذهني و فكري باشد نه حتي به صورت واقعي اما گاهي هنوز هم ارتباط به صورت واقعي وجود دارد كه قطعا مورد پسند همسر فعلي نيست.
– امكان عدم تسويه حساب حسي و عاطفي با همسر قبلي ( اگر اين تسويه‌حساب اتفاق نيفتاده باشد ممكن است فرد با يادآوري خاطرات گذشته سبب آزار خود و طرف مقابل شود.)
– آسان شدن موضوع طلاق براي فرد و خارج شدن از ذهن فرد به عنوان يك تابو. در اين ازدواج‌ها معمولا فرد در صورت برخورد و بروز مشكلات جدي با فرد جديد، احتمالا راحت‌تر به جدايي فكر مي‌كند.
محاسن ازدواج زماني كه هر دو فرد مطلقه هستند:
– وجود تجربه زندگي مشترك و عدم ناپختگي در اين زمينه و درك بهتر از شرايط زندگي مشترك و همسر فعلي
– شناخت نسبي بيشتر از جنسيت رواني و نيازهاي جنس مخالف
– تلاش براي پيشگيري از تكرار اشتباه‌هاي گذشته
– تعهد و تلاش بيشتر براي حفظ و مراقبت از رابطه و پيشگيري از جدايي
– تمايل بيشتر خانواده‌ها براي آشنايي بيشتر اين دو فرد با يكديگر و ايجاد زمينه مناسب براي انتخابي دقيق‌تر (چون هر دو فرد يك تجربه ناموفق را پشت سر گذاشته‌اند بنابراين خانواده‌ها براي جلوگيري از تكرار آن، معمولا كمي راحت‌تر با موضوع آشنايي قبل از ازدواج برخورد مي‌كنند تا فرد با شخص مورد نظرش ارتباطي معقول و مناسب داشته باشد و بتواند به اين شناخت برسد كه آيا اين شخص فرد مناسب زندگي اوست يا خير!)
و اما معايب اين ازدواج‌ها
– وجود توقع بالا و شايد انتظارات زياد از همسر فعلي
– قياس با رابطه قبلي در ابعاد مختلف و رسيدن به يأس و نااميدي و بن بست در صورت برآورده نشدن خواسته‌هاي مهم
– ادامه ارتباط ذهني- فكري يا واقعي با همسر قبلي يا خانواده وي كه از جانب همسر فعلي قابل پذيرش نبوده و موجبات اختلاف را فراهم مي‌كند.
ابتدا بايد به اين موضوع اشاره كرد كه به واسطه وجود تفاوت‌هاي فردي ميان انسان‌ها و تفاوت در ديدگاه‌ها و باورهاي آنها محاسن و معايب مذكور در رابطه با همه ارتباطات مصداق ندارد و هر رابطه‌اي براي خودش مختصاتي دارد كه نياز به بررسي را حتمي مي‌كند. مجموعه آنچه كه در اين مطلب آورده شده، از موارد عمومي چنين ازدواج‌هايي است، اما آنچه در اين ميان حائز اهميت بوده و بايد اصلاح شود، وجود يك ديدگاه قالبي در جامعه است. بر اساس اين ديدگاه ،ازدواج فرد مطلقه با فرد مجرد درست نبوده و حتما همسر بعدي وي بايد يك مطلقه باشد. اين ديدگاه نادرست است چرا كه در مقوله ازدواج، فاكتورهاي متعددي دخيل هستند و صرفا نمي‌توان به دليل آنكه فرد، سابقه ازدواج قبلي دارد از تمام گزينه‌هاي مثبت او چشم‌پوشي كرد و وي را گزينه نامناسبي دانست. در اين زمينه نظر و ديدگاه شخص مجرد در انتخاب فرد مطلقه مهم است و وي بايد به دنبال كشف تفاوت‌ها و شباهت‌ها باشد.محمود هندي پور مراجعه به يك مشاور باتجربه و متبحر در زمينه ازدواج را براي تمامي اين افراد امري ضروري و مهم مي‌داند ،چرا كه با انجام مصاحبه تخصصي و گرفتن تست سازگاري و شخصيت از اين افراد، بسياري از نكات در زمينه كيفيت رابطه و شكل تداوم آن براي آنها روشن مي‌شود. همچنين وي معتقد است ازدواجي كه بر پايه انتخاب صحيح و آگاهانه باشد، فارغ از مجرد يا مطلقه بودن مي‌تواند سرانجام خوشايندي را براي هر دو نفر به ارمغان آورد.


فرار از ازدواج

ازدواج، فرار از ازدواج، تغيير نظر براي ازدواج

سلام پسري 26 ساله هستم كه با دختري 22 ساله آشنا شدم كه مشغول تحصيل است و هدف هاي كاري در آينده دارد و به خاطر تحصيل حاضر به ازدواج نيست و از نظر خودش مانع تحصيلش ميشه و به قول خودش قصد ازدواج زود را ندارد. به نظر شما ازدواج برايش زود است يا مثل افراد ديگر اين فقط بهونه اي براي فرار از ازدواجه؟ و چگونه ميشود نظرش رو عوض كرد؟ من هم عجله اي براي ازدواج سريع ندارم و ميتونم تا پايان تحصيلاتش صبر كنم.

با سلام دوست عزيز اگر شما فكر مي كنيد ايشون قصد ادامه تحصيل و .ددارند و هدف شما واقعا ازدواجه و علاقه مند شايد بهتر باشه مسيرتون رو عوض كنيد چون اصلا معلوم نيست كه ايشون بعد از اتمام تحصيلات بخواهند با شما باشند يا خير ممكنه تحصيل ايشون طول بكشد و يا در اين بين اتفاقات غير منتظره اي رخ دهد كه طبيعي نيست كه شما بخواهيد منتظر باشيد .اگر دلبستگي عاطفي شكل بگيرد كه طبيعتا اين اتفاق خواهد افتاد و بعد به هر دليل از طرف مقابل منتفي شود علاوه بر ايتكه به شما ضربه وارد مي شود
و هم شما فرصت هاي ديگري رو از دست مي دهيد و طبيعتا در انتخاب هاي بعدي شما اين مساله تاثير منفي خواهد گذاشت چون شما نفر بعد را با ايشون مقايسه مي كنيد و خب تصميم گيري براي شما سخت خواهد شد ولي اگر صرفا رابطه دوستي ساده است و ايشون هم مساله اي ندارند و شما هم مشكلي نداريد كه بخواهيد همراهي كنيد كاملا مساله جداست در اين نوع راتباطات هميشه منتظر تبعات هم باشيد .اميدوارم تصميم مناسبي بگيريد و خوشبختب باشيد

در اين مورد ميتونيد با متخصصين كانون مشاوران ايران، مشاوره تلفني/تخصصي داشته باشيد
02122689534
موفق باشيد


مشاوره ازدواج در مورد شاغل بودن دختر

سلام خسته نباشيد من دختري هستم 23 ساله خواستگاري دارم كه شاغل است و در يك شركت كار ميكنند و ما بعد چند بار صحبت كردن . اين اقا از من در خواست كردن كه چون هر دو شاغل هستيم يك حساب مشترك داشته باشيم و هر دو حقوقمان را در آن حساب بريزيم اما من از اين كار اصلا خوشم نمياد و مي گويم كه اصلا لزومي ندارد كه در مورد حقوق من حرفي بزند .و اين مخالفت من باعث شده كه خواستگاري بهم بخوره در صورتي كه من ابه اين اقا علاقه مند هستم .نميدونم چيكار كنم .من معلم هستم . لطفا من را راهنمايي كنيد.

توسط nafas22 درازدواج · پاسخ 460 روز 1 ساعت 32 دقيقه قبل

سوال: 1 پذيرفته شده: 0 ( 0% ) | امتياز: 0

    پاسخ (1) 0 votes

حقوق شما ربطي به زندگي مشترك نداره و پرداخت نفقه كامل زندگي برعهده ايشونه
بهتره اين خواستگاريو فراموش كنيد چون با اين ديدگاه در آينده دچار مشكل خواهيد شد


قهوه و افسردگي

قهوه و افسردگي:براي اكثر مردم عجيب نيست كه قهوه بر روي خلق و خو تاثير مي گذارد. خيلي از ما قبل از اين كه صبح ها بيرون برويم و در طول روز سر كار بر اين نوشيدني تكيه مي كنيم.

تاثير قهوه در كاهش افسردگي 

اما ممكن است قهوه خواص خلق و خويي ديگري داشته باشد كه به راحتي در زمان كوتاهي پس از مصرف قهوه خلق و خو را بهبود بخشد. مطالعات كوچك متعددي نشان دادند كه قهوه مي تواند اندكي به جلوگيري از افسردگي- اختلالي كه روي ۱۵% از مردم در كشور هاي با درآمد بالا تاثير مي گذارد- كمك كند.

اخيرا محققان در دانشكده ي پزشكي دانشگاه چينگ دائو در چين فرا تحليلي از نتايج ۱۵مورد از مطالعات اخير انجام داده اند، كه رابطه ي بين مصرف قهوه و افسردگي را بررسي مي كند.

نتايج فراتحليل، كه در مارس ۲۰۱۶ در مجله ي روانپزشكي استراليا و نيوزلند منتشر شده است، اظهارمي كند در هر فنجان متوسط قهوه ي داراي كافئين كه هر روز مصرف مي شود، ۸ درصد كاهش خطر ابتلا به افسردگي وجود دارد.

ما هنوز نمي دانيم قهوه چگونه به كاهش اختلال افسردگي كمك مي كند، اما محققان دو ساز و كار اصلي را پيشنهاد مي دهند.

با وجود اينكه افسردگي معمولا نتيجه ي كمبود مقدار سروتونين در مغز قلمداد مي شود، فرضيه ي جديدي نمايان مي شود. طبق اين فرضيه، افسردگي نتيجه ي واكنش ايمني ناقص است كه باعث تحريك در مغز مي شود.

تاثيرات مصرف قهوه

محققان چيني گمان مي كنند كه قهوه ممكن است به خاطرتركيب خاص آنتي اكسيدان هايش-كه شامل موادشيميايي همچون اسيدكلروژنيك، اسيدنيكوتين، تيريگونلين، اسيدكينولينيك، اسيدتانيك، اسيدپيروكوليك است- به كاهش اين نوع تحريك كمك كند.

فرضيه ي ديگر اين است كه تاثيرات ضد افسرد گي قهوه  كافئين دار نتيجه ي مستقيم كافئين است. كافئين محركي است كه مي تواند بيداري و انگيزه را افزايش دهد.

وقتي كه پس از يك خواب خوب شبانه بيدار و هشيار هستيم، مقدار  كمي ادنوسين در سيستم اعصاب مركزي وجود دارد. در طول ساعت ها بي خوابي، ادنوسين به آرامي انباشته مي شود. ادنوسين گيرنده هاي ادنوسين را فعال مي كند، كه باعث گيجي و كمبود تحرك و انگيزه مي شوند.

مكانيسم تاثير قهوه در افسردگي

مانند ادنوسين، كافئين نيز به گيرنده هاي ادنوسين در سيستم اعصاب مركزي مي چسبد، اما برخلاف ادنوسين، كافئين گيرنده ها را فعال نمي كند. درعوض آنها را مسدود مي كند، تا از پاسخ نرمال سلولي آنها كه باعث كمبود انرژي و انگيزه مي شود جلوگيري كند.

اين پاسخ توجيه مي كند كه چرا مصرف قهوه مي تواند به ما كمك كند تا در كوتاه مدت بيدار و هشيار بمانيم. هرچند كه به خودي خود اينكه قهوه چگونه مي تواند به كاهش افسردگي در بلند كمك كند را توجيه نمي كند.

يكي از ساز و كار هايي كه محققان چيني پيشنهاد دادند اين است كه قهوه به ساختن موثر تر دوپامين، ماده شيميايي محرك اصلي مغز كمك مي كند. كافئين با چسبيدن به گيرنده هاي ادنوسين، مقدار دوپاميني را افزايش مي دهد كه به گيرنده هاي دوپامين در جسم مخطط مي چسبد- قسمتي از قشر پيش پيشاني كه تصميم گرفتن، انگيزه و ادراكِ پاداش را در ميان بسياري چيز هاي ديگر هماهنگ مي كند.

دو ويژگي خاص افسردگي فقدان لذت (ناتواني در حس كردن شادي) و كمبود انگيره است. اگر قهوه به افزايش انگيزه و توانايي حس كردن شادي با مسدود كردن گيرنده هاي ادنوسين، كمك مي كند، اين ممكن است تاثير بلند مدت قهوه روي اختلال افسردگي را توجيه كند.