عاشقانه: هر آنچه كه عاشقان پيش از ازدواج بايد بدانند

مشاوره در زمينه قبل از ادواج و درمان مشكلات فردي نامزدان

شنبه ۰۲ اسفند ۰۴

مشاوره ازدواج مجدد

 

مشاوره ازدواج مجدد و امور مربوط به آن بهترين سايت مشاورخانواده سال 1391. 4.5

>سايت مركز مشاوره با كمك كانون مشاوران ايران و به پشتوانه مشاوران و كارشناسان كارآزموده اقدام به ايجاد بخشي با نام مشاوره ازدواج مجدد كرده اند. اين بخش با ارائه خدماتي چون مشاوره ازدواج مجدد، شيوه هاي درست رفتاري پس از يك ازدواج ناموفق و همسرداري صحيح سعي در فراهم كردن زمينه اي براي ازدواج مجدد براي مردان و زناني كرده است تا آنان نيز طعم زندگي خوب را بچشند.
بسياري از اين خانم ها و آقايان درست يا غلط يك ازدواج نا موفق داشته و حال سعي در باز سازي زندگي خود دارند. ازدواج حق آنان و زندگي اي خوب نياز مسلم آنان است پس با اين منظور و به كمك كانون مشاوران ايران اين بخش از سايت را به صورت مشاوره تلفني، مشاوره حضوري و مشاوره آنلاين در اختيار شما قرار داده است.


رفتار بد خواستگار

مشاوره ازدواج

با سلام.در رابطه اي عاشقانه با پسري هستم كه يك ماه از من كوچكتر است.هر دو به هم علاقمند و در شرف معرفي خانواده ها و ازدواج هستيم.مردي مودب با شخصيت و مهربانه ولي مشكلي كه من دارم اينه كه طرف مقابلم اصلا گذشت نداره.اكثر مواقع كه دعوامون ميشه من انتظار دارم بعنوان يك مرد جلو بياد و نازم رو بكشه و بخواد آشتي كنيم و در مورد مشكلمون باهم صحبت كرده و حلش كنيم.ولي اينطوري نيست.اصلا نه پيام ميده و نه تماسي ميگيره.در اون حد كه هميشه خودم براي آشتي پيشقدم ميشم.و تازه به همين راحتي هم قبول نميكنه!و جواب تلفن هام رو نميده!اين خيلي ناراحتم ميكنه حس ميكنم تحقير شدم.درسته بعضي موارد خودم قهر ميكنم ولي اون اعتقاد داره چون من بودم كه اول قهر كردم پس خودم بايد برگردم و آشتي كنم!و بعد از يه عالمه منت كشي كه ميكنم ازش بهم ميگه رفتارتو اصلاح كن ولي رفتار زشت خودش رو نميبينه..هميشه بهش گفتم ازين خصلتش ناراحتم و دلم ميخواد حتي اگه شروع كننده دعوا خودم بودم اون گذشت كنه و بياد جلو و نذاره خراب شه رابطه. هميشه قول داده درستش كنه ولي راستش اصلا گذشت نداره.من خيلي دوسش دارم و نميخوام رابطم خراب بشه.جز اين مورد مشكلي با هم نداريم و وقتي با هم قهر نيستيم همه چيز بين ما خيلي عالي و فوق الادست.لطفا منو راهنماييكنيد تا بتونم انتخاب درستي كنم چون به شدت عاشقش هستم ونميخوام از دستش بدم. اعتقاد دارم كه حل مشكل خيلي بهتر از خراب شدن يه رابطه قشنگه

راهنما گفته:

رفتار بد خواستگار
دوست عزيز خود شما بهتر از هر كسي ميدونيد .
ادمها كامل نبوده و جمع تمام رفتارهاي خوب و بد هستند.
خواستگار شما از قاعده مستثني نيست .
و شما بايد از همين امروز با اين اخلاقش كنار بيايت .
و تصور نكنيد بعد ازدواج تغيير ميكنه .
چون تا كسي تمايلي براي تغيير نداشته باشه كاري از كسي ساخته نيست.
بهتره حدود حساسيت هاي ايشون رو بشناسيد .
و از ورود به اين محدوده ها خودداري كنيد .


تست اضطراب

 

تست اضطراب و امور مربوط به آن بهترين سايت مشاورخانواده سال 1391. 4.8

حتماً در زندگي خود با اين مشكل مواجه شده ايد كه با توجه به استرس و اضطراب بالاي خودتان در انجام كاري نتوانسته ايد به نتيجه دلخواه رسيده و يا اصلاً در نتيجه گيري ناموفق عمل كرده ايد. همواره اين استرس جلوي پيشرفت شما را گرفته و نتوانسته ايد توانايي هاي خود را آنگونه كه است نشان بدهيد. بسياري هستند كه به دليل همين استرس و اضطراب نمي توانند وارد دانشگاه دلخواه شده و يا با همه توانايي كه دارند نمي توانند وارد بازار كار شوند همه اينها به دليل عدم اعتماد به نفس و استرس و اضطراب بالايي است كه دارند.

متخصصان ما در امر استرس با كمك برترين مشاوران و دكتران روانشناس و با راه اندازي بخشي در مشاوره خانواده با نام تست اضطراب ، اقدام به بررسي علل استرس بالا در افراد كرده و به نتايج بسيار خوبي دست يافته اند. اين مركز با ارائه خدمات مشاوره اي و همچنين برگزاري آزمون اضطراب  و تست استرس  از متقاضيان اين تست اضطراب ، ميزان استرس شما را سنجيده و بهترين راه كار را براي جلوگيري از آن ارائه مي كنند. شما مي توانيد با اطمينان و اعتماد به متخصصين ما براي هميشه از اين مشكل خود يعني استرس و اضطراب در زندگي رهايي يابيد

 

 

دانلود تست اضطراب

 

 

 

 

 

 

 

 

 

دانلود تست روانشناسي اضطراب


 

 

انجام تست اضطراب

 

در بهترين مراكز مورد تاييد

 

كانون مشاوران ايران

عشق يك طرفه دختر

عشق يك طرفه دختر

عشق يك طرفه عشقي محسوب مي شود كه:

ميل داشتن به  معشوق يك امر ذهني مي باشد.

فرآيند عشق يك طرفه
  • يعني فرد عاشق در تفكرات و پيش فرض هاي خود عقيده دارد .
  • كه معشوقش به او علاقه مند مي باشد.
  • و او از احساس معشوق خود بدون اطلاع مي باشد. 

روانشناسان اين گونه حالت ها را بيش از آنكه يك نوع عشق تلقي كنند.

آن را نوعي بيماري رواني به اسم «پارانويا» مي دانند. عشق يك طرفه دختر

عشق هاي يكطرفه به نوعي بيماري رواني به حساب مي‌آيند.

پارانويد و عشق يك طرفه
  • در بعضي از موارد افرادي مي باشند.
  • كه به صورت ديوانه وار به شخصي علاقه مند مي‌شوند.
  • و فكر مي‌كنند كه آن فرد هم آنها را دوست دارد.
  • ولي اينها تنها در تخيلات ايجاد شده است.
  • به دليل اين كه  گاهي اوقات امكان دارد فرد ديگري يا به او علاقه‌مند نباشد.
  • و يا گاهي اوقات حتي نداند او چه شخصي مي باشد.
  • برخي از روان شناسان اين حالت را به نوعي «پارانويد» مي‌دانند.
  • يعني يك نوع جنون عاشقي به حساب مي آيد. 

اين حالت يك حالت عادي نمي باشد.

به دليل اينكه در حالت معمولي اگر فردي به فرد ديگري علاقه مند باشد.

اما بدانند كه علاقه او يك طرفه به حساب مي آيد.عشق يك طرفه دختر

بدون ترديد  آن عشق را فراموش خواهد كرد.

عشق بي وصال

اگر هنگامي كه فرد به پارانوييد مبتلا باشد.

از اين عشق يك طرفه دست بر نخواهد داشت .

كه واژه ي علمي آن بيماريهاي «عشق بي وصال» ناميده شده است.

اگر فرد عاشق بعد از اجابت نشدن خواسته خود دوباره آن را مطرح كند.

امكان دارد در آخر به سرخوردگي منجر شود. عشق دختر

موفقيت در عشق يك طرفه

بيشتر روانكاوها اعتقاد دارند كه عشق و تنفر دو روي يك سكه محسوب مي شود.

هنگامي كه فرد عاشق به معشوق خود برسد تمام مسائل مي‌تواند به خير ختم شود.

ولي امكان دارد با ايجاد شدن بي وفايي و همينطور خشم كار به تنفر كشيده شود .

و در اينگونه موقعيت  عشق ديگر به خودنمايي كردند نمي پردازد .عشق يك طرفه دختر

و امكان دارد كه به خاطر رسيدن به معشوق پس از وصال .

به خاطر اختلافات عشق فراموش شود و به نفرت تبديل شود.

ديگر مطالب :

عشق به همكار

 

عشق دختر بزرگتر از خود

كسب رضايت والدين

من ميخواهم با دختر مورد علاقه خودم ازدواج كنم اما بابام مخالف اين موضوع است و من كاملا به اين دختر وابسته شده ام و او هم همينطور چه كاري ميتوانم انجام بدهم كه رضايت والدينم را جلب كنم.
با تشكر از سايت

راهنما گفته:

كسب رضايت خانواده

قدم اول
اولين قدم در دفاع ما از فرد مورد نظر، اين است كه انتخاب ما قابليت دفاع عقلاني داشته باشد.
و اين دفاع حمل بر درستي ملاك ها و بارم بندي ملاك ها و اولويت بندي آن هاست.

اگر از نظر عقلاني ما توانسته باشيم بدون هندي بازي و عاشق شدن قبل از تطبيق ملاك ها فرد مورد نظر را انتخاب كنيم.
و هم شاني مذهبي، اقتصادي، فرهنگي، سنتي، تحصيلات، قيافه و … رعايت شده باشد .
مي توان گفت فرد مورد نظر گزينه مناسبي براي ازدواج مي باشد.
در چنين صورتي مي توان از انتخاب خود دفاع كرد.

اما معمولا مخالفت والدين با فرد انتخابي فرزند به دليل عدم تطابق ملاك ها و هم شاني فرد با فرزند يا خانواده است.
و معمولا زماني كه فرزند قبل از تعيين ملاك ها عاشق شده باشد چنين مشكلي خواهند داشت.
البته درصد بسيار كمي از والدين هم از روي تعصب و بدون دليل با انتخاب فرزند خود مخالفت مي كنند اما مطمئنا در درصد بسيار پاييني قرار دارند.

قدم دوم
شما نيم نگاهي به ملاك هاي خودتان بيندازيد.
آيا فرد مورد نظر را بر اساس ملاك هاي خود انتخاب كرده ايد؟
آيا اول انتخاب كرده و بعد عاشق شده ايد يا اول عاشق شده ايد .
و بعد ملاك ها را بر اساس فرد مورد نظر تعديل كرده ايد؟
آيا صفت خاصي در محبوب نيست كه به خاطر همان ويژگي خاص، شما حاضر شده ايد.
با او ازدواج كنيد و ساير داشته ها و نداشته ها را غافل نشده ايد؟
اگر مطمئن شديد انتخاب شما كاملا معقول و منطقي و بر اساس ملاك بوده طبعا مخالفت والدين، غير منطقي خواهد بود.

قدم سوم
شما بايد در جو صميمي و فرصت مناسب با والدين خود صحبت كنيد. ملاك هايتان را براي او بازگو كنيد.
چرا و بر چه اساسي او را انتخاب كرده ايد و محاسن او و ايده آل هاي شخصي تان كه ممكن است با والدينتان داشته باشد با او صحبت كنيد.
البته اگر شخص اميني كه هم والدينتان او را قبول كنند و هم با شما صميمي باشد.
قبلا با شما هماهنگ شده و در جلسه حاضر باشد تاثير مثبتي در جلسه شما خواهد داشت.
البته ممكن است پدر يا مادر شما هم دلايلي داشته باشند كه از نظر شما بدون دليل باشد.
اما از نظر ناظر بي طرف و امين شما حرف درستي باشد و شما بايد ملاك هاي خود را تعديل كنيد.

همه ما چه قبل و چه بعد از ازدواج به نظر لطف والدينمان نيازداريم.
حتي اگر والدين هيچ كمكي هم به شما نكنند سعي كنيد خودو خانمتان رضايت آنان را به دست آوريد.
هم رضايت والدين شما و هم دختر خانم.
اصلا به اين گزينه فكر نكنيد كه بخواهيد رابطه خود را با والدين تان قطع كنيد.

مطمئنا هيچ پدر و مادري مانع خوشبختي فرزندش نمي شود.
حتي اگر با ازدواج او صد در صد مخالف باشد.
والدين زيادي ديده ايم كه با وجود مخالفت صد در صد با فرزندي كه تا آخرين فرصت فكر مي كرد.
انتخاب درستي داشته و حتي پدر او را تهديد به عدم حمايت و محروميت از ارث كرده بود.
اما بعداز ازدواج باز هم نظر حمايت خود را از فرزندش دريغ نكرده است.

همه ما چه قبل و چه بعد از ازدواج به نظر لطف والدينمان نيازداريم.
حتي اگر والدين هيچ كمكي هم به شما نكنند سعي كنيد خودو خانمتان رضايت آنان را به دست آوريد.
هم رضايت والدين شما و هم دختر خانم.
اصلا به اين گزينه فكر نكنيد كه بخواهيد رابطه خود را با والدين تان قطع كنيد.
اين مساله هم اكثرا اوقات امكان وقوعي ندارد و ماه هاي بعدي ازدواج.
و سردي عطش تصميم عجولانه باز هم محبت والدين در وجود انسان روشن مي شود.
و هم اين كه والدين انسان به مانند ريشه او هستند و قطع رابطه با والدين انسان را تبديل به موجودي بي ريشه مي كند .
كه مشكلات فراواني فراروي خود و خانواده خود خواهد داشت.
ضمن اين كه خداوند در قرآن شديدا از قطع رابطه با والدين نهي مي كند.

شما به جاي اين كه از برخورد والدينتان با عروس خانم نگران باشيد.
بعد از اطمينان از انتخابتان بر اساس ملاك ها و اولويت هاي ذكر شده، از همسر آينده تان بخواهيد.
با هم دنبال راه هايي باشيد كه نظر لطف والدين دو طرف هميشه بر زندگي مشترك شما سايه بيندازد.


مخالفت خانواده با ازدواج

با سلام.دختري هستم تقريبا 26 ساله.با پسري كه 3 سال از خودم كوچكتر است اشنا شده ام.قبل از او با پسرهاي زيادي اشنا بودم اما هيچ كدام به دلم نمي نشستند اما او تنها كسي است كه بعده اين همه سال قلب من را باز كرد و توانستم عاشقش شوم.او يك بار به تنهايي براي اشنايي با خانواده ام به منزلمان امد و بعد مي خواست با خانواده اش بيايد اما دامادشان نظرش را عوض كرد و گفت بايد وضعيت مالي ات بهتر شود و بعد بروي.من قبول كردم و گفتم 1 سال ديگر صبر ميكنم.اما خانواده ام خيلي متعصب هستند و به هيچ عنوان قبول نمي كنند كه ما باهم حتي جهت اشنايي ارتباط داشته باشيم من هم به دروغ به انها گفتم با او به توافق نرسيدم و از هم جدا شديم تا فقط دست از سرم بردارند.حالا پدرم رفته در مورد او تحقيق كرده و فهميده وضع مالي شان تعريف انچناني ندارد متاسفانه پدره من همه چيز را به پول مي داند.دلم مي خواهد بميرم تا از اين فشارهاي رواني راحت شوم من وسواس شديد هستم قرص و دارو هم ميخورم اما فايده اي برايم ندارد از طرفي دوري معشوقم اذيتم ميكند از طرفي مي دانم پدرم اصلا مثل بچه ها و كودك هاست چرا بايد زندگي ام را دستش بدهم اخر او كيست كه براي من تصميم بگيرد خلاصه از بس فشار رواني روي من است گاهي به خودكشي فكر ميكنم اما متاسفانه ته اعتقادي به ان دنيا دارم كه مانع من ميشود.نمي دانم چكار كنم وضع مالي من هم طوري نيست كه بخواهم پيش مشاور بروم.من حاضرم 1 سال صبر كنم خودم هم ميخواهم سره كار بروم تا موقع ازدواج دستم توي جيب خودم باشد دانشگاه هم ميخواهم بروم.با صبر كردن مشكلي ندارم فقط دوري معشوقم و از طرفي هم فشار رواني از نگراني اين كه خانواده ام در اينده مخالفت كنند ازارم مي دهد.نمي دانم چكار كنم.فكرهايم را كرده ام.يا با معشوقم ازدواج ميكنم يا هيچ كس.تو رو خدا كمكم كنيد.امكان دسترسي به ايميل هم ندارم.لطفا همين جا جوابم را بدهيد
ممنون

راهنما گفته:

مخالفت خانواده با ازدواج
دوست عزيز اتفاقا رفتار پدرتون در اين مورد درست بوده .
امروز شما چنين تصوراتي رو داريد و فكر ميكنيد.
با عشق خالي ميتونيد زندگي آرامي داشته باشيد .
ولي تا وقتي كه ايشون شرايط ازدواج رو نداشته باشه .
ازدواج شما اشتباهه و مشكلات شما بدتر از هر روز خواهد شد .
در اين موارد بستگي داره تا پسر بتونه شرايطي رو مهيا كنه.
تا از اين طريق خانواده شما مطمئن بشوند .
كه شما مشكلي در زندگي مشترك نخواهد داشت .
و اين رفتار خانواده شما رفتار درستي بوده .
ولي ميتونيد از طريق وساطت با افراد قابل اعتماد براي رضايت خانواده خودتون تلاش كنيد.
ولي اين موارد نياز به صبر و گذشت زمان داره .


رابطه با پسر

.

سلام.من يك دختر ۱۸ساله ام حدوديك ساله پيش بايك پسر هم سن خودم توي گروه تلگرام اشنا شدم و بهم ابراز علاقه كرد ولي من توجه نميكردم و همش جواب رد ميدادم اون به همه دوستاش ميگفت كه به من بگن ك عاشقته بيا و قبول كن باهاش اشنا شو ولي بازم قبول نميكرد اخه تا حالا با هيچ پسري حتي حرف هم نزده بودم و از خانواده تقريبا مذهبي و متعصبي ام…تا اينكه حدود يه هفته گذشت و با اين همه جواب رد بازهم ولكن نبود و دوستم گفت قبول كن جوابشو بده اخرش خسته شدي بلاكش كن منم قبول كردم (دوستم با دوست همين پسره دوست شده بود ولي در حد همين پيام و مجازي) خلاصه دو هفته گذشت ومن كم كم داشتم نرم ميشدم ميدونستم اون واقعا دوستم نداره بخاطر اينكه پسرا توي مجازي عاشق نميشن وازدواج نميكنن ولي اون از اولش ميگفت من قصدم ازدواجه.خلاصه از همون شب اول بهم گفت قبلا با يه دختر بودم خيلي دوسش داشتم واسه ازدواج هم بود ولي اون خيانت كرد و الان ازدواج كرده و بچه داره(خيلي بعد ترش فهميدم همين دختره از فاميلامون بوده)…
نميدونم چرا بازم ازش خوشم نميومد و دلم ميخواست يه اتفاق بيفته ك ديگه تمو شه رابطمون.بعد از اين دوهفته از چند طرف پسراي مختلف خودشون رو دوستش معرفي ميكردن و بهم ميگفتن پسر خوبي نيستو ادم زن بگير نيستوتورو واسه هوس ميخواد و از گذشتش برام ميگفتن منم همش دعوا ميكردم و باهاش قهر بودم ولي اون ميگفت خيلي ها هستن ميخوان رابطمون تموم بشه و من دشمن زياد دارم و از اينجور حرفا… خب منم اشتي ميكردم ولي بازم اين حرفا و حديث ها پشت سرش ادامه داشت هر روز يچيزه جديد دربارش ميشنيدم و بازم جنگ و دعوا ( رابطتمون بيشترش دعوا بود)تا اينكه منم گفتم باشه حرفاشو قبول ميكردم و كم كم علاقه بهش داشتم و كارايي ميكردم ك اونم بهم علاقه مندشه نميدونم چرا ولي متوجه ميشدم داره يواش يواش دوستم داره اولاش اين حسو نداشتم ولي بعد يكي دوماه فكر ميكردم واسه يخورده هم شده واقعا دوستم داره. خلاصه بعد از دوماه ازم خواست واسه اولين بار از نزديك ببينمش منم خب خيلي دوست نداشتم و شرايطم طوري نبود ك ببينمش(حتي خودم تنهايي بيرون نرفته بودم تا حالا) چنددفعه اصرار كرد و خيلي پا پيچ شد تا اينكه يك شب با دوستام و دختراي فاميل رفتيم پارك و بهش گفتم بياد و همو گذري ببينيم اونم با دوستاش اومد وقتي ديدمش يچيزي تو دلم تكون خورد خيلي خوشحال بودم اون لحظه بهم زنگ زد ولي جواب ندادم جلو دوستام چون هيچكس خبر نداشت از اين ماجرا بجز يكيشون.ولي اينقد پيام ميداد ك بيا يك لحظه پيشم بعدش برو ديگه ديوونم كرده بود اخر سر ديگه دلو زدم به دريا و گفتن باشه ميام اون رفت تو يه كوچه خيلي تاريك وايساد منم به بهونه رفتن رسوندن دوستم تا خونشون رفتم پيشش چندثانيه با هم حرف زدين خيلي هيجان داشتم از طرف ديگم ميترسيدم(ساعت ۱۱شب بود) ميخواستم زود تر برم (روم نميشد توي چشماش نگاه كنم اونم همش زل زده بود تو چشام و من خجالت ميكشيدم) وقتي ك ميخواست بره گفت دستامو بگير چندبار گفتم نه نميشه ولي اينقد اصرار كرد ك دستشو گرفتم بعدش فوري ولش كردم و گفتم ميخوام برم و چند قدم ازش فاصله گرفتم اومد زير گوشم گفت دوست دارم و منم قند تو دلم آب شد… خودمو دوستم رفتيم و ديگه گذشت منم تو اين مدت واقعا دوسش داشتم و عاشقش شده بودم.از اون شب به بعد چند بار تنهايي شبا تو همون كوچه نزديك پارك خونمون ديدمش و رابطمون جدي تر شد و در حد بغل شد(اينم بگم بازم اون اصرار ميكرد ك بغلت كنم و پيشونيمو گونمو بوس ميكرد). يك شب ك رفتم پيشش كوچه شلوغ بود و نتونستيم اونجا بمونيم مجبور شدم تو ماشينش كنارش بشينم خيلي هم راضي نبودم اون شب بغلم كردم و غرق بوس كردنم بود و گفت دوست دارم لباتو بوس كنم اجازه ميدي منم گفتم نه ولي اون بزور لبامو بوس كرد اولين تجربه بود خيلي عصبي شدم و قلبم تند تند ميزد داغ كرده بودم زدم تو گوشش از طرف ديگم شوكه شوده بودم و رفتم خونمون.تاصب به اتفاقات فكر ميكردم و كم كم تو دلم قند اب شد خيلي هيجان داشتم واسه اولين تجربه خيلي جالب بود برام لذت بخش بود…چندبار ديگه بازم همو ديديم تو ماشين همو بوسيديم…

يه مدت‌بعدازاينكه‌اسباب‌كشي‌ميكرديم ‌داشتيم ازاون شهر ميرفتيم تو اون مدت باهاش سرد شدم و احساس گناه تمام وجودمو گرفته بودولي فكر ميكردم خيلي دوسش دارم ولي بخاطرگناهش باهاش جنگ دعواراه انداختم تا اينكه يه بارتظاهربه خيانت كردم ك با يه دختر ديگست منم ميدونستم ك اينطور نيست واسه اذيتايي ك كردمش بود ولي خلاصه ك جداشديم..بعد اون چندبار التماس كرد ك برگردم دوباره شروع كنيم ولي اينكارو نكردم.كل رابطمون سه ماه شد و الان پشيمونم از اينكه باهاش بودم احساس گناه دارم و اينكه فكر ميكنم اصلا دوسش نداشتم و هوس بوده ولي از يه طرف باز دلم واسش خيلي تنگ ميشه واقعا بين اين دو حس موندم يه سال گذشته ولي بازم يادش ميفتم دلمم واسه تنگ ميشه.لطفا بگيد ك چطوري خلاص شم از اين حس؟؟اون هنوزم ميگه برگرد دباره ازنو شروع كنيم بنظرتون دوسم داره يا الكي ميگه؟؟

راهنما گفته:

دوست عزيز اول از هر كاري تكليفتون رو با خودتون روشن كنيد.
اگر واقعا فردي معتقد هستيد.
و چنين تصوراتي داريد بايد بدونيد ادامه چنين رابطه جز همين نتيجه امروز چيزي در برنخواهد داشت.
پس اول با خودتون بايد به توافق برسيد .
شما يا دنبال چنين روابطي براي گذران و رهايي از تنهايي هستيد .
كه مسير شما كاملا مشخصه و نيازي هم به مشاوره نداريد .
ولي اگر باعث اذيت شدن شما شده .
بايد براي تغيير و رهايي از اين رابطه پوچ از خودتون اراده نشون بديد .
و گرنه منتظر معجزه نباشيد باشيد .
پس اول به سوال بالا پاسخ بديد .


مشاوره ي ازدواج

سلام وقتتون بخير
دختري ۱۹ ساله هستم.فرزند دوم و اخر خانواده هستم كه محل سكونت هم اذربايجان شرقي -مراغه است كه حدود ۱سال و نيم با يه اقايي كه ۴سال از من بزرگتر هستن در ارتباط هستم
باهم تفاهم داريم و همديگه رو دوست داريم و خانواده ها هم درجريان هستن
ميخواستن براي خواستگاري اقدام كنن ،كه از سربازي نداشتنشون ايراد گرفتن!
نظر ايشون و خانواده اشون اينه كه توو دوران عقد برن سربازي،ولي خانواده ي من قبول نميكنن
اگرهم الان برن سربازي چون شغلشون ازاده خب چون ۲ سال نيستن ، مشترياشون ميپره و درامدشون خيلي كم ميشه
الان چه كاري درسته؟؟اصرار كنم؟؟ به طرف مقابل چي بگم؟!

راهنما گفته:

دوست عزيز بهترين كار اين هست كه اين خانواده به جاي بازي با احساسات شما و خانوادتون اول مشكل سربازي و كارشو درست ميكرد بعد وارد خواستگاري ميشد.
چنين بي فكريهايي درآينده شديدا مشكل زا خواهد بود .


دخترها و پسرها قبل از ازدواج مهارت هاي زير را حتما بدانند

مشاوره خانواده : دختر ها و پسرها بايد مهارتهايي را آموزش ببيند تابوسيله انها روابط اسان تر و عاشقانه تري راداشته باشند.دكتر طاهري روانشناس تربيتي نكات زير را در زمينه فراگيري اين مهارتها ذكر كرده اند.

دختر خانم ها و پسرها بايد بدانند كه آموزش مهارتهاي ارتباطي ،خودشناسي و… را قبل از ازدواج حتما بايد اموزش ببينند.

درست است كه ازدواج بعداز بلوغ اجتماعي و فكري انجام مي شود اما براي داشتن يك ازدواج با سرانجام داشتن مهارتهاي فوق ضروري است .هر چند كه افراد در تمام مراحل به اين مهارتها احتياج دارند اما در مقوله ي ازدواج داراي اهميت بيشتري است و جوانان بايد ارزش بيشتري براي ان قائل شوند.

خودشناسي
مهمترين مهارتي كه جوانان قبل از ازدواج بايد ياد بگيرند ،مهارت خودشناسي است هر دو طرف قبل از ازدواج بايد اخلاقيات،نوع شخصيت و انتظارات خود را در هر زمينه مشخص كنند. خودشناسي به معناي شناخت احساسات، اهداف و برنامه ريزي هاي زندگي، تفريحات و سرگرمي ها، توانايي ها، ناتوانايي ها، ارزش ها، مسئوليت پذيري ها، فرهنگ و مذهب، ارمان ها، آرزوها و استعدادهاست. به اين دليل اهميت دارد كه هر فرد قبل از ازدواج بايد بداند چه هدفي را دنبال ميكند و طبق همان هدف زندگي را بهبود بخشد. اگر دختر يا پسري خودش را درست نشناسد، در انتخاب طرف مقابل نمي تواند موفق باشد. براي مثال، اگر پسر يا دختري براي خود مسائل مالي را در زندگي درجه بندي نكرده باشد، نمي داند براي ايده ال همسرش مسائل مالي در درجه اول است يا مسائل ديگر ؛ بنابراين با داشتن خود شناسي فرد مي تواند همسر خود را متناسب با نقاط مشترك خود انتخاب كند.

تصميم گيري
مهارت تصميم گيري هم از مهارت هاي مهم قبل از ازدواج است ؛چون انتخاب همسر، از مهم ترين انتخابات هر فردي است. تصميم گيري و داشتن اراده اي مصمم، يك مهارت است. اگر كسي مهارت تصميم گيري داشته باشد، تصميم هاي متفكرانه اي خواهد گرفت و طبيعتا موفق تر خواهد بود. فرد براي تصميم گيري متفكرانه بايد ۳ حركت انجام دهد. درحركت اول، فرد بايد براي نظر خود اهميت قائل شود و به يك برنامه اصولي برسد. به اين حركت ، گام خودخواهانه هم مي گويند. درحركت دوم، فرد بايد با عزت نفس قوي، از نظرافراد ديگر به خصوص پدر و مادرش را راجع به تصميمش بداند. در حركت سوم هم، فرد بايد با تحقيق از نظر ديگران و نظر خود به يك تصميم درست وعاقلانه برسد و با اراده مصمم،به تصميم هايش جامه غمل بپوشاند.

ابراز صميميت
مهارت ابراز محبت و صميمييت كه از نشانه هاي بلوغ عاطفي جوان است، بايد قبل از ازدواج نشان داده شده باشد و جوان آماده ازدواج، بايد اهميت بالاي اين موضوع را بداند كه از مهم ترين عوامل او براي زندگي عالي ، رسيدن به رشد و عواطف در زندگي است. هستند دخترها و پسرهايي كه امكانات مالي و مادي خوبي دارند اما مهارت محبت و عشق ورزي را بلد نيستند،و بعد از مدت زمان كوتاهي قادر به تحمل همسرشان نيستند و نمي توانند نيازهاي عاطفي اورا جواب گو باشند، در اين صورت زندگي مشترك با طلاق عاطفي روبرو ميشود و شكست در اين موارد زياد به چشم ميخورد.

ارتباط موثر
يادگيري مهارت هاي ارتباطي و رسيدن به هماهنگي، رضايت مندي و آرامش بسيار مهم است. قسمتي ازمهارت هاي ارتباطي در خوب گوش كردن، درست حرف زدن و تجزيه و تحليل به جااست. دختر و پسر بايد با ويژگي رفتارهاي جنس مخالف آشنا باشند تا عكس العمل هاي درست داشته باشند؛ به طور مثال، پسري كه مي داند، خانم ها بايد به صحبت هايشان توجه شود از اين موضوع كسل نمي شوند و به بهترين نحو اين مساله را هدايت به سوي درست مي كنند.

حل اختلاف
بروز اختلاف و تفاوت در افراد، اتفاقي عادي و امري طبيعي است، اما مهم تر از آن، افراد بايد توانايي حل اين اختلاف نظرها را داشته باشند و توانايي آن را داشته باشند كه اين اختلافات يا سوءتفاهمات خود با ديگران را به صورت منطقي و دوستانه حل كنند. گوش دادن به صحبت هاي همسر، سعي در درك وقبول احساسات او و راه حل هايي براي كم كردن ناراحتي مثل شوخي هاي درست ،جابجايي به موقع موضوع صحبت،سرگرمي،… مي تواند در حل اختلاف موثر باشد و دختر و پسر بايد در اين موارد تواناي هاي خود را نشان دهند.

همدلي و همراهي

همدلي به اين معناست كه همسر خود و شرايط خاص او را درك مي كنيم و بايد بدانيم كه همدلي به مناي تاييد رفتارهاي او نيست. ضعف در همدلي يعني شما نصيحت ،ارائه راه كار ،سركوب، فن مقايسه،بي اهميت جلوه دادن مسائل و يا بالعكس بزرگ نشان دادن مسائل داشته باشيد.شيوه ي درست همدلي يعني احساسات و هيجانات همسر خود را ديده و به آن توجه كنيد. از زاويه ديد او به حرف هايش توجه كنيد،واحساسات خود را به او منتقل كنيد تا با همراه و همدل شويد.


خواستگار بدبين

خواستگار بدبين

سلام من ي خواستگار دارم كه ميگه اگه من نبودم چادر سرت كن.

وقتي من بودم مانتويي باش اين دليل بر بد دليش ني ؟

خودش ميگه بد دل نيستم اما من يكم سر اين حرفش ترديد .

دارم نظر شما رو هم ميخواستم بدونم

Sorena گفته:

سلام دوست عزيز
هم ميتونه نشونه بد دلي باشه هم ميتونه نباشه.
در هر صورت هر كسي اعتقادات و اخلاق خاص خودش رو داره…وقتي ميگيم قبل از ازدواج بايد ب شناخت و تفاهم كافي برسيد ب همين دليل هست.
وقتي خواستگارتون بهتون ميگه با چادر يا بدون چادر،شما بايد تجزيه و تحليل كنيد و ببينيد افكار ايشون با شما جور در مياد يا نه؟
اگه هم عقيده بوديد ك چ بهتر ولي اگه هم عقيده نبوديد بايد بگيد شما رو ب خير و ما رو ب سلامت.

ولي در مورد خواستگارتون ب طور قطع نميشه گفت ك ايشون حتما بدل هست يا حتما بد دل نيست.