چهار كليد حل و فصل اختلاف با كودك

مشاوره در زمينه قبل از ادواج و درمان مشكلات فردي نامزدان

شنبه ۰۲ اسفند ۰۴

چهار كليد حل و فصل اختلاف با كودك

براي كودكان تمام سنين

هر پدر و مادري آداب و رسوم خواب شبانه را مي داند:

شما براي كودك خود داستان موقع خواب مي خوانيد ومي گوييد ديگه وقت خوابه و سپس در مقابل سپر فرياد من نميخوام بخوابم!!!! كودك قرار مي گيريد.

ما والدين هر شب از اين مسئله رنج مي بريم تا زماني كه سرانجام كاسه صبرمان لبريز مي شود و كودك را آماج حرف هاي ناپسند خود قرار مي دهيم. در نهايت،كودك ما بي خواب مي شود، اما ما شب را با نگراني بيدار مي مانيم ودر حيرتيم كه آيا فقط ما بدترين والدين دنيا هستيم.

بيشتر بخوانيد:

۵ تمرين ضروري فرزندپروري

نه شما بدترين والدين نيستيد. هر پدر و مادر و فرزندي با يكديگر دعوا مي كنند و مجموعه ي كامل جديدي از روش ها  وجود دارد كه روش هاي مفيدي رابراي حل كردن اختلاف ارائه مي دهند؛ خواه شما با خواباندن كودك چهار ساله خود مشكل داريد خواه با نوجوان خود به واسطه تماس زياد با صفحات نمايشي.

در اينجا چهار دستورالعمل مهم ذكر مي شود:

  • در دايره اختلاف نيفتيد. شايد هيچ رابطه اي در زندگي به اندازه رابطه والد و فرزند قوي نباشد. به همين دليل، با افزايش اختلافات شما از خود هيجان هاي منفي خطرناكي نشان مي دهيد به اندازه اي كه فكر مي كنيد كه هيچ چيز ديگري در زندگي شما وجود ندارد و احساس پوچي مي كنيد. ما اين تجربه را بي تعادلي مي ناميم به اين خاطر كه شما حس مي كنيد كه دنيا به شكل غيرقابل كنترلي دور سرتان مي چرخد. هر بار كه سعي مي كنيد تمركزخود را بازيابيد، كودك شما يك درخواست جديدي از شما مي كند يا او خواهر يا بردار خود را كتك مي زند، اين كار شما را يك گام جلوتر در اين گرداب هيجاني پيش مي برد. بهترين روش براي شكستن اين چرخه اجتناب از سقوط در آن است. همانطور كه تنش ها زياد مي شود يك سؤال مهم از خود بپرسيد: آيا من واقعا قصد دامن زدن به اين اختلاف را دارم؟ به احتمال فراوان پاسخي براي آن وجود نخواهد داشت. پس لحظاتي به بازنگري اين ديدگاه بينديشيد: نفس عميقي بكشيد و خود از زماني كه در آن هستيد لذت ببريد، و خود را در زير دوش حمام يا در حال استراحت در تختخواب يا مشغول خواندن كتاب تجسم كنيد. يا خود را مانند ما تصور كنيد كه از بالا به عملكرد خود نگاه مي كنيد. آيا واقعاً ارزش دارد كه براي خوابيدن كودك خود تا اين حد تلاش كنيد؟ حتما همين طور است!
  • براي نگراني هاي كودك خود احترام قائل شويد. ما والدين همواره مي خواهيم فكر كنيم كه همه جواب هاي درست را مي دانيم به ويژه هنگام جر و بحث با كودك خود. اما فقط به دليل آنكه ما از كودك خود برتر و بزرگتر هستيم به معناي بي ارزش بودن ديدگاه هاي آنها نيست. كودكان اغلب انگيزه منطقي خوبي براي رفتارهاي خود دارند و آن ايجاب مي كند كه زمان، توجه و درك بيشتري به آنها اختصاص دهيم. وقتي كه كودك ده ساله شما شروع به فرياد زدن مي كند كه رفتار شما با او منصفانه نيست، شما نيز دقيقاً از رفتار خود دفاع نكنيد. از او بپرسيد چرا چنين فكري مي كند. او ممكن است به رفتار ملايمت آميز شما با برادرهاي كوچكترش حسادت كند يا ممكن است نياز به توجه بيشتري داشته باشد.
  • به كودك خود كمي احساس خودمختاري بدهيد. تصور كنيد كه عدم اعتماد به نفس چگونه مي تواند در كودك شكل گيرد: والدين شما به شما بگويند كي از خواب بيدار شويد،كي بخوريد،كي بخوابيد و حتي چطور صحبت كنيد.. بنابراين كودكان به طور ناباورانه اي نيازمند اندكي آزادي براي تعيين سرنوشت خود هستند.
  • پسر چهار ساله شما  اگر  برايش دسر انتخاب كنيد يك قشقرق آتشيني راه مي اندازد و مي گويد: “من خودم ميخوام انتخاب كنم!!!”

    پس دفعه بعد كه كودك شما درخواست نيم ساعت بيشتر بيدار ماندن كرد شما فقط نگوييد نه. از او بپرسيد چرا، به دلايلش گوش دهيد و به او حق انتخاب بدهيد:

    “اگر شما امشب ديرتر بخوابي، فردا شب بايد زودتر بخوابي. حالا كدام يك را انتخاب مي كني؟”

  • بر درخواست خود پافشاري كنيد. به الگوهاي اختلافي كه شما به تكرارش هنگام دعوا تمايل داريد توجه داشته باشيد. به اين مثال توجه كنيد:
  • “من در خانواده ام متوجه رشد الگوي مشتركي با پسر ده ساله ام”سعيد” شدم. زماني كه او شروع به اذيت برادر كوچكترش كرد من با كلمات محكم “سعيد، كافيه!” سريع وارد عمل مي شدم. او مي خواست اين حرف ها را ناديده بگيرد و بر رفتار خود با برادرش اصرار كند كه اين كار اقتدار مرا از بين مي برد اما اين حالت من را از ديد برادرش بزرگ جلوه مي داد. البته، سپس من اقتدارم را اثبات مي كردم و دوباره درخواست متوقف كردن اين كار را مي كردم. بنا به ضرورت، گفتگوي ما با دعواي كلامي  پايان مي يافت. اما باز هم رابطه ما ادامه مي يافت.

    بيشتر بخوانيد:

    معرفي شيوه هاي فرزندپروري

    رمز اين كار توجه كردن به الگوهاي بدكاركرد اختلاف و پذيرفتن اصلاح يك يا چندرفتار در آن جريان است. من در رابطه ام با سعيد كم كم الگوهاي عادي خود از مقابله متقابل را درك كردم و در پي تغيير رفتارم بودم. وقتي كه بعداً سعيد برادرش را اذيت كرد من اقدام مي كردم و از او مي خواستم اين كارش را متوقف كند. او سر پيچي كرد. اما من به جاي تكرار تقاضايم از او نظرش را در مورد نحوه اي كه ممكن است ما با اين موقعيت مواجهه شويم جويا مي شدم. به نظر مي رسيد او قصد شگفت زده كردن مرا داشت و به من گفت كه برادرهاي كوچكترش جاي او را بر روي تخت تنگ كرده اند. سعيد در حالي كه داشت صحبت مي كرد گوش مي داد و ارتباط مؤثري برقرار مي كرد. با درخواست  سعيد از من براي نصحيت، هر دوي ما با اين كار به واسطه اين الگوي نرمال تناقض جاخورديم كه موجب ايجاد فضايي براي ما مي شد تا يك گفتگوي سودبخش تري داشته باشيم.

    پس زودتر دست به كار شويد.

    الگوهاي اختلاف به سختي قابل تغيير هستند. اما با تلاش هاي آگاهانه شما مي توانيد با پافشاري بر درخواست و با يك نبرد معمولي از طعمه اين چرخه شدن اجتناب كنيد. همانطور كه شما در حال تلاش هستيد، مبارزه هاي شما به تدريج به سوي يك احساس كنترل پذيرتر پيش مي رود و رابطه شما بهتر و سازنده تر خواهد شد. بعلاوه، با تلاش كافي،گذر زمان و بزرگتر شدن كودك، شما ممكن است بهتر بتوانيد بر مهارت هاي ظريف رفع اختلاف بين خود و كودك مسلط شويد.


    تا كنون نظري ثبت نشده است
    امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد