عاشقانه: هر آنچه كه عاشقان پيش از ازدواج بايد بدانند

مشاوره در زمينه قبل از ادواج و درمان مشكلات فردي نامزدان

شنبه ۰۲ اسفند ۰۴

اضافه وزن در كودك و چگونگي برخورد با آن

يك مطالعه ي جديد نشان داده صحبت كردن زياد در مورد اضافه وزن و چاقي كودك تاثيرات منفي دارد.

به عنوان والدين، ما براي كودكانمان بهترين ها را مي خواهيم. ما مي خواهيم كه كودكانمان بهتر از ما زندگي كنند و زندگي بهتري نسبت به ما داشته باشند؛ كه شاد، موفق و بيشتر از هر چيزي سالم باشند. براي بسياري از افراد، اين كلمات به اين معني است كه ما مي خواهيم كه كودكانمان لاغر باشند. و اگر حتي نخواهيم لاغر باشند قطعا نمي خواهيم كه آنها چاق هم باشند. در اخبار ظهر، در رابطه با خطر چاقي كودكان چيزهايي مي شنويم. ما تصاويري از كودكان بيچاره اي را مشاهده مي كنيم  با چربي هاي بسيار و شلوار تنگ و لباس هايي كه بالاي شكمشان است و تصور مي كنيم كه اين مسئله چه حقيقت دردناكي است كه آنها مي خواهند از ديگران مخفي باشند.

كارشناسان پزشكي در رابطه با عوارض وخيم اضافه وزن و چاقي اين هشدارها را مي دهند: ديابت، فشار خون بالا، سرطان، و هر چيزي كه شما مي توانيد تصورش را داشته باشيد. ما مي گوييم كه اين كودكان زندگي كوتاه تري نسبت به والدينشان. در مدرسه، كودكان تنها بر اساس پيشرفت هاي تحصيلي شان درجه بندي نمي شوند، بلكه با توجه به شاخص توده ي بندي شان BMI نيز رتبه بندي مي شوند. چاقي كودك به عنوان مهارت فرزند پروري والدين مشخص مي شود و كودكاني كه چاق هستند به عنوان كودكاني با والدين بد تلقي مي شوند. اين والدين همچنين در معرض خطر هستند كه از كودكان خود به قدر كافي مراقبت نمي كنند و از آن غفلت مي كنند. جاي تعجب نيست كه بسياري از والدين نسبت به وزن فرزندانشان احساس نگراني كنند!

متأسفانه بسيار از والدين سهوا زماني كه با كودكانشان در رابطه با مسائل وزن، اندازه  و غذا خوردن مداخله مي كنند دچار اشتباه مي شوند و به كودكشان آسيب مي زنند. يك مطالعه ي تحقيقاتي منتشر شده در ژوئن ۲۰۱۶ در رابطه با مسائل خوردن و وزن (ونسينك، لاتايمر و پاپ ۲۰۱۶) برخي از مشكلات هنگامي كه والدين در رابطه با اضافه وزن كودكشان با او صحبت مي كنند بيان مي كند. محققين از ۵۰۱ نفر از زنان بين سنين ۲۰ تا ۳۵ سال در رابطه با وزنشان و عادات غذايي كه به وسيله ي پدر و مادرشان براي ان ها در دوره ي رشدشان مشخص كرده بودند پرسيدند. آنها دريافتند كساني كه پدر و مادرشان بيشتر در رابطه با وزنشان بر آن ها خرده مي گرفتند بيشتر در معرض BMI بالاتري بودند. در حقيقت زماني كه پدر و مادر بيشتر در مورد وزن نظر مي دهند، دخترشان احساس نارضايتي بيشتري نسبت به بدنش دارد و احساس مي كند كه بدنش مانند يك بزرگسال است.

محدوديتي كه در اين مطالعه وجود دارد اين است كه «ارتباط علي و معلولي برابر نيست» و اين مسئله روشن نيست كه اگر والدين در مورد وزن كودكان نظر مي دهند فرزندان وزن بيشتري پيدا مي كنند و در بزرگسالي BMI بالاتري دارند يا اين شركت كنندگان در دوران كودكي شان اضافه وزن داشته اند و اين اضافه وزن انگيزه اي براي والدين بود تا در مورد وزن، و خوردن نظر دهند (اين رفتارها در رابطه با نارضايتي از بدن تاثير گذارند يا نه). با وجود اين محدوديت ها، اين مطالعه تاثيرات منفي بالقوه اي را كه نظر والدين در رابطه با وزن و غذا خوردن را در BMI و نارضايتي از بدن را بيان مي دارد. مسئله وزن گاهي انقدر معضل مي شود كه پدر و مادري كه زماني دنبال اين بودند كه چگونه وزن كودك رو افزايش دهند اكنون به دنبال كاهش آن مي روند.

بنابراين، بايد چگونه در مورد وزن با كودكان صحبت كرد؟ پيشنهاد ما اين است كه: اين كار را انجام ندهيد.

وزن يكي از مهم ترين شاخص هاي سلامتي محسوب نمي شود- در حقيقت BMI شاخص خوبي براي سلامتي نيست- و عواملي مانند تغذيه، فعاليت بدني، و استرس نقش مهمي در آن بازي مي كنند. بنابراين به جاي صحبت كردن در مورد وزن با كودكتان، عادت هاي سالم غذايي، فعاليت هاي بدني، و تصويري مثبت از بدن به كودكتان ارائه دهيد كه مي تواند در هر وزني به دست آيد. اين روش ها بهتر از حتي درمان چاقي كودكان جواب مي دهند.

كودكانتان را تشويق كنيد كه مطابق با احساس گرسنگي و سيريشان غذا بخورند، و غذاهايي بخورند كه از آن لذت مي برند و در رابطه با بدنشان احساس خوبي داشته باشند، كودكانتان را ترغيب كنيد كه يك روند آماده سازي براي لذت بردن از غذاهايشان داشته باشند، و يك فعاليت لذت بخش براي كودكانتان ترتيب دهيد. اگر فرزندتان نسبت به تصوير بدنش ناراضي است، به آنها كمك كنيد تا  با خودشان بيشتر مهربان باشند و بدنشان را بپذيرند- و كمك گرفتن از يك متخصص ضروري است. مهمتر از هر چيزي: هرگز اين احساس را در فرزندتان به وجود نياوريد كه ارزش خود را بر اساس اعداد و مقياس ها بسنجد.

منابع:

Reference: Wansink B, Latimer L, & Pope L (2016). “Don’t Eat So Much:” How Parent Comments Relate toFemale Weight Satisfaction. Eating and Weight Disorders, Online Published June 6, 2016.


شناخت رشد جنسي اوليه در كودكان

به نظر مي رسد كه رشد جنسي بچه ها، از نظر والدين نوزادان و كودكان دوره اي باشد كه در مراحل بعدي زندگي آنها به وجود مي آيد. ولي در حقيقت، رشد جنسي كودكان در سالهاي اوليه زندگي شروع مي شود. نوزادان، كودكان، پيش دبستاني ها و كودكان جوان در سن مدرسه، شالوده رشد هيجاني و فيزيكي را همزمان با رشد به صورت هاي نامحسوس ايجاد مي كنند.

همزمان با دست يابي به نقاط عطف مهم فيزيكي و هيجاني، مانند آموختن راه رفتن و يا شناخت پدر و مادر، كودكان به نقاط عطف مهم مي رسند مانند چگونگي بازشناسي، تجربه و احساس كردن بدن خود و چگونگي شكل دهي دلبستگي به ديگران. دلبستگي در سال هاي اوليه زندگي شكل مي گيرد و به مراحل صميميت و پيوستگي با ديگران در آينده كمك مي كند.

با شناخت نحوه رشد و يادگيري كودكتان، شما مي توانيد نقش مهمي را درپرورش سالم هيجاني و فيزيكي ايفا كنيد.

نوزادان و كودكان

وابستگي هاي عاطفي و اوليه بدن در كنار والدين و از طريق ارتباط فيزيكي شكل گرفته كه عشق آنها را بيان مي كند. نگهداري و لمس شدن، بوسيده شدن و در آغوش قرار گرفتن به كودكان كمك مي كند تا احساس راحتي كنند و همراه با دوست داشته شدن، احساس فيزيكي مثبتي را تجربه مي كنند.

نوع منحصر بفرد صميميت فيزيكي و دلبستگي هيجاني ما بين كودكان و والدين، مي تواند اولين عامل براي شكل گيري زمينه هاي عاطفي و صميمي فيزيكي پخته در اينده باشد كه در مراحل بعدي، به عنوان بخشي از بلوغ جنسي پخته در اينده مي باشد.

بدن من. بيشتر والدين نگراني هاي مربوط به كودكان خود را با دكتر خودشان در ميان مي گذارند با موضوعاتي نظير اينكه نوزادان آلت تناسلي خود را در طول عوض كردن پوشاك لمس مي كنند يا داراي حالت نعوظ زيادي هستند. به انها اطمينان داده يمشود كه اين رفتارهاي كاملا عادي مي باشد و گفته مي شود كه اكتشاف كردن بدن، حتي در ميان بچه هاي جوان تر هم يك امر عادي مي باشد و بيشر كودكان، به خصوص نوجوانان، از برهنه شدن خوششان مي آيد.

واكنشي كه شما نشان مي دهيد – صداي شما، كلماتي كه استفاده مي كنيد و حالت صورت شما – يكي از اولين درس هاي بچه شما در زمينه مسائل جنسي مي باشد. با عدم واكنش عصبي و غافل گير كننده، يا عدم استفاده از كلمات ناپسند، به كودك خود آموزش مي دهيد كه اين كنجكاوي در مورد بدن ، يك بخش نرمالي از زندگي مي باشد.

آگاهي جنسي. در سنين ۲ يا ۳ سالگي، حس مونث يا مذكر بودن كودك شروع به رشد مي كند. اين آگاهي، هويت جنسي ناميده مي شود. كودكان در اين سن، شروع به شناختن تفاوت ما بين پسر ها و دختر ها مي كنند و مي توانند خودشان را به عنوان يك پسر يا يك دختر، شناسايي كنند. برخي از افراد معتقدند كه هويت جنسي به صورت زيست شناختي تعيين مي شود و برخي بر اين باورند كه اين امر در نتيجه محيطي كه كودك در آن قرار گرفته است، تشكيل مي شود. به احتمال زياد، اين امر در نتيجه تركيب دو مورد ياد شده حاصل مي شود. كودكان در اين سن، خودشان را با رفتار هاي خاصي سازگار مي كنند كه  نقش هاي جنسيتي ناميده مي شوند، كه مربوط به مونث يا مذكر بودن آنهاست. مردانه بودن چه چيزي است؟ زنانه بودن چه چيزي است؟ چگونه پسر ها و مردها رفتار مي كنند؟ دختر ها و زن ها چگونه رفتار مي كنند؟  همزمان با اينكه تصميم مي گيريد كه نقش هاي جنسي را به كودك خودتان ياد دهيد، نسبت به واكنش هايي كه آنها در داخل و خارج از خانه نشان مي دهند، مطلع باشيد.

دوره پيش دبستاني (سن ۳ تا ۵ سالگي)

در سن پيش دبستاني، حس دختر يا پسر بودن در بيشتر كودكان رشد مي يابد، و تا جايي ادامه پيدا مي كند كه حتي شروع به اكتشاف بدن خود به صورت هدفمند مي كنند. زماني كه آنها بدن خود را لمس مي كنند، بد حرف زدن با آنها روش مناسبي نمي باشد – اين كار ، فقط حس گناه يا خجالت را در كودك شما رشد مي دهد.

با اين حال، ممكن است كه حتي در صورتي كه كودكان اين حس را داشته باشند كه اين كار خوب است، والدين بخواهند تا توضيح دهند كه لمس كردن بدن بايد در تنهايي صورت گيرد –  كودكان در دوره پيش دبستاني آنقدر درك دارند كه بدانند همه چيز نبايد عمومي شود. همچنين آنها به اندازه كافي بزرگ شده اند كه بدانند هيچ كسي – حتي اعضاي خانواده يا افرادي كه به آنها اعتماد دارند – نبايد آنها را به گونه اي لمس كند كه احساس ناراحتي داشته باشند.

در دوره پيش دبستاني كودك گرايش هاي جنسي را از شما مي اموزد– از نحوه پاسخ شما به جنس مخالف و احساس شما در مورد عريان بودن.

سوالات پايان ناپذير. همزمان با اينكه كودكان نسبت به هر چيزي كنجكاو مي شوند، اين امر يك  حالت عادي است كه كودكان از والدين خود سوالاتي از قبيل ” بچه ها چگونه به وجود مي آيند؟ يا ” چرا خواهر من آلت تناسلي مردانه ندارد؟” ، را بپرسند.

وقتي كه با سوالاتي از اين قبيل برخورد مي كنيد، سعي كنيد كه با صداقت جواب دهيد،  و پاسخ شما تا حد ممكن به واقعيت نزديك باشد. پاسخ هايي از قبيل اينكه ” لك لك تو را اورده” نه تنها حس كنجكاوي بچه را از بين نمي برد، بلكه زماني كه كودكان حقيقت را مي فهمند، اعتمادشان به والدين از بين مي رود. صادق بودن در اين وضعيت، همچنين باعث مي شود كه كودك شما در مورد سوالات خودشان ، در زمان آينده هم به شما رجوع كنند.

دقيقا بفهميد كه بچه شما چه چيزي را مي خواهد بفهمد، و سپس به سوالات خاصي جواب دهيد – در زماني كه لازم نباشد، بيان كردن جزئيات هيچ ضرورتي ندارد. براي مثال، شما مي توانيد بگوييد كه يك مرد و زن مي توانند يك بچه درست كنند و اينكه كودك در داخل شكم زن رشد پيدا مي كند. اگر اين پاسخ، كودك شما را قانع كند، احتمالا شما تا زمان بعدي ، نياز به ارائه اطلاعات اضافي در مورد اينكه بچه دقيقا چگونه ايجاد مي شود، نداشته باشيد.

دكتر بازي. در اين مرحله، كودكان نه تنها در مورد بدن خودشان كنجكاو هستند، بلكه در مورد بدن بقيه افراد هم كنجكاو هستند. اگر ديديد كه كودك شما همراه با يك بچه ديگر، كه هم سن هستند، دكتر بازي مي كند، نداشتن يك واكنش عصبي ، عامل مهمي مي باشد – از نظر آنها، اين فقط يك بازي غير ضرري مي باشد. البته، اگر شامل يك بچه بزرگتر يا بالغ شود، نگراني شما درست خواهد بود.

به آرامي از كودك خود بخواهيد كه لباس خود را بپوشد و حواس وي را از طريق اسباب بازي يا يك بازي، پرت كنيد. ممكن است كه شما اين را نشانه اي بدانيد كه كودك شما در مورد بدن كنجكاو مي باشد، و سعي كنيد كه با استفاده از روشهايي، همانند استفاده كردن از كتاب هايي كه در مورد كودكان پيش دبستاني مي باشد، اين كار را تسهيل كنيد.

دوست دختر و دوست پسر در دوره پيش دبستاني. برخي از والدين ، زماني كه كودكشان در مورد دوست دختر يا دوست پسر ، صحبت مي كنند، نگران مي شوند. اگر پسر بچه شما اين حرف را بزند،  به ياد داشته باشيد كه منظور كودكان از اين كلمات، دقيقا آن معني نيست كه افراد بالغ در نظر دارند. بيشتر كارشناسان بر اين عقيده اند كه بهترين واكنش در چنين مواقعي ، داشتن يك حالت بي طرف و خنثي مي باشد. – آنها را براي چنين رفتاري تشويق نكنيد، ولي نگراني خودتان را هم نبايد بيان كنيد.

مدرسه ابتدائي ( سن ۶ تا ۱۰ سالگي)

كودكان در اين سن، به حاملگي، تولد و نقش هاي جنسي علاقمندند– پسر ها با پسر ها بازي مي كنند و دخترها با دخترها. همچنين اين دوره، سني است كه هم سن و سالان آنها و رسانه، تاثير بيشتري بر ويژگي هاي جنسي آنها دارند. اگر شما منابع قابل اطمينان نباشيد، ممكن است كه كودك شما به سمت هم سن و سالان  و يا شايد بچه هاي بزرگتر، گرايش پيدا كند تا اطلاعاتي را در زمينه مربوط به مسائل جنسي، اندام هاي جنسي و توليد مثل بدست بياورد – و احتمال اينكه اين موارد گفته شده ، حقيقي و مورد تاييد شما باشد، خيلي كمتر است!

اگر كودك شما كه در سن ابتدائي است، از شما در مورد مسائل جنسي سوالي نداشته باشد، برخي از بحث ها را كه متناسب با سن وي مي باشد، با وي در ميان بگذاريد. اگر قبلا گفته باشيد كه يك مرد و زن، بچه را درست مي كنند، ممكن است كه كودك شما، در زمان فعلي بخواهد بداند كه چگونه اين كار صورت مي گيرد. مثل هميشه، صادق باشيد – كودكان در اين سن، زماني كه اطلاعات كافي در دسترسشان نباشد، خودشان براي تفكري كه دارند، نتيجه گيري مي كنند. بيشتر بچه هاي در سن ابتدائي اين فرض را دارند كه بچه در نتيجه دراز كشيدن مرد و زن در كنار يكديگر، خوابيدن آنها در يك رخت خواب، گرفتن دستان هم، بوسه يا شنا كردن باهم، به وجود مي آيد.

مسائلي كه ممكن است والدين بچه ها در سن ابتدائي، با آن ها مواجه باشند، عبارتند از:

بد حرف زدن. بچه ها، حرف هاي بد و اصطلاحات نامناسب را از مكان ها و منابع مختلفي ياد مي گيرند – تلويزيون، فيلم ها، دوستان، و مخصوصا خود شما، در صورتي كه از حرف ها استفاده كرده باشيد. در موارد زياد، آنها بدون اينكه نسبت به معاني اين حرف ها آگاه باشند، از آنها استفاده مي كنند. ايده مناسبي كه وجود دارد، اين مي باشد كه به آرامي، دليل نامناسب بودن كلمه استفاده شده را به وي توضيح دهيد و كلمات مناسب را به وي ياد دهيد كه در زمان آينده استفاده كند.

جوك هاي نا مناسب. شما در اغلب موارد مشاهده خواهيد كرد كه كودكان در اين سن، با شنيدن جوك هاي كثيف، در مورد مسائل جنسي، عضو هاي بدن، تمايل جنسي و … ، مي خندند، ولي، آيا واقعا آنها معاني اين آن را مي فهمند؟ و آيا واقعا آنها آگاه هستند كه برخي از اين جوك ها، مي تواند به برخي افراد زيان برساند؟ در اغلب مواقع، بچه ها با داشتن يك زبان بد و بدون اينكه معناي واقعي آن را بفهمند، اين جوك ها را مي گويند.

با آرامش توضيح دهيد كه چرا اين جوك ها نامناسب هستند، و سپس يك مثال از جوك هايي كودكان دوست داشته باشند و باعث خنده آنها هم مي شود را بگوييد. و اينكه اين جوك متناسب و مفيد براي كودك شما باشد، يك نكته مهمي مي باشد – جوك هاي نامناسب نگوييد، به خصوص مواردي كه باعث مي شود به يك گروه از مردم بخندند. صبوري و احترام، مسائلي هستند كه بايد ياد گرفته شوند.

كبوتر ها اين كار را مي كنند، زنبور ها اين كار را مي كنند…. ولي چرا؟

برخي مواقع، كودكان مشاهده مي كنند كه حيوانات خانگي آنها، يا حيوانات درگير روابط جنسي هستند. برخي كودكان با حالت تعجب، محزون يا خجالت آور واكنش نشان مي دهند، ولي حتي در صورتي كه يك مقداري خنده دار باشد، بيشتر كودكان كنجكاو مي شوند. بعد از يك گردش كلاسي به باغ وحش، داغ ترين موضوع مور بحث براي گروه بچه هاي ۹ ساله، اغلب مسائل خنده دار جنسي است كه آنها در بين يك جفت از حيوانات ، در باغ وحش مشاهده كرده اند. وقتي كه كودكان مي پرسند، چرا آنها اين كار را انجام مي دهند، يك فرصت مناسبي براي شما ايجاد مي شود تا توضيح دهيد كه مسائل جنسي و روابط جنسي يك بخش طبيعي از زندگي مي باشند. كنجكاوي هاي طبيعي را تشويق كنيد، اطلاعات دقيق را فراهم كنيد، و يك الگويي را در مورد مسائل توليد مثل به فرزند خود بگوييد.

همزمان با اينكه كودك شما رشد مي كند

همزمان با اينكه كودك شما به شناختن و تجربه كردن بدن خود ادامه مي دهد، و تغييرات فيزيكي مربوط به دوره بلوغ بروز پيدا مي كند، شما نقش مهمي را در رشد انها خواهيد داشت.

همزمان با بلوغ جنسي كودك، اغلب آنها در مورد رشدي كه دارند ، احساس هيجان و هم چنين ترس دارند. به خصوص زماني كه آنها رشد مو را در جاهاي جديد متوجه مي شوند، عادت ماهيانه را تجربه مي كنند، يا در خواب خودشان را خيس مي كنند.  آنها نگراني زيادي دارند كه بدانند آيا واقعا در وضعيت نرمالي قرار دارند، و خودشان را با دوستان خود، مقايسه خواهند كرد. بچه ها – به خصوص آنهايي كه در مراحل اوليه و نهايي بلوغ قرار دارند- همزمان با اينكه وارد يك دوره نامعلوم مي شوند، نياز به اطمينان زيادي دارند.

دوره بلوغ مي تواند دوره اي باشد كه فرد با اغتشاش زيادي مواجه است، كه همراه با تغييرات فيزيكي و هيجاني بوده و كودكان نياز دارند كه آگاه باشند كه در ماه‌ها و سال هاي آينده، منتظر چه چيزي باشند، حتي در صورتي كه آنها براي سوال پرسيدن خجالت بكشند.

با راحت بودن با فرندان خود در مورد سوالات مربوط به بدن، نوزاد، عشق و روابط جنسي،  شما باعث ادامه داشتن مراحل بعدي اين موضوعات خواهيد شد و در زمان شروع بلوغ، كودك شما با آزادي بيشتر و به صورت راحت تر از شما مشورت خواهد گرفت. داشتن برخورد مناسب با سوالات مربوط به مسائل جنسي و تغييرات بدني – و نداشتن برخورد بد هنگام مشاهده كردن موضوعات كثيف يا خجالت آور در آنها – منجر به تقويت حس سلامتي و خويشتن پذيري در كودك شما خواهد شد. همچنين اين امر، احتمال اينكه فرزند شما از شما به عنوان يك منبع اطلاعاتي و راهنما استفاده كند را افزايش مي دهد.


پنج روش براي مديريت وسايل و اسباب بازي هاي كودك شما

كودكان مي توانند بيش از حد بي نظم بوده و محيط شلوغي را براي خودشان درست كنند. ممكن است نسبت به اين موضوع آگاه باشيد كه كودكان كمي هستند كه دوست دارند منظم باشند و واقعا ذات تميز و مرتبي داشته باشند، ولي بيشتر كودكاني كه ما با آنها آشنا هستيم، كودكاني هستند كه كمتر منظم هستند.

شما به عنوان يك مادر، ممكن است با مشكلاتي مواجه شده باشيد در رابطه با اسباب بازي هايي كه به طور نا منظم در اتاق پخش مي شوند، وسايل مربوط به شهر بازي كه در كف اتاق پخش مي شوند، موارد و لوازم عادي كه در سرتاسر خانه پخش شده است و ساير موارد شلوغ كاري كه از طريق بچه ها ايجاد مي شود، و نسبت به آنها اعتراض داشته باشيد.

موارد محدودي وجود دارد كه مي تواند به مديريت اين مشكلاتي كه والدين با آنها مواجه هستند، كمك كند. برخي از اين روش ها را كه بهترين مي باشند ، را در ادامه ليست شده اند. سعي كنيد آنها را امتحان كنيد و ببينيد كه چقدر براي شما مناسب مي باشند.

۱٫ جمع و جور كن! اين يك كلمه اي است كه در سال هاي گذشته زياد مورد استفاده قرار گرفته است، ولي داشتن يك خانه آرام و منظم، يك نكته بسيار مهمي مي باشد.  به طور اصولي، در حوزه و ناحيه مربوط به كودك ، كه كودك در آنجا فعاليت دارد، پيشنهاد مي كنيم كه همه چيز (بله، همه چيز) مرتب باشد و اسباب بازي هاي شكسته ، وسايل غير ضروري، دور انداخته شود و تعداد موارد موجود كاهش يابد ( براي مثال اگر ۵۰ تا اسباب بازي مربوط به حيوانات باشد، آنها را به ۱۰ اسباب بازي حيوانات كاهش دهيد). بلي،  اين روش مدت زمان زيادي طول خواهد كشيد و ولي به صورت كلي خوب است و زمان كمي را در روز به آن اختصاص دهيد ( براي مثال ۱۵ دقيقه در هر روز يا مواردي شبيه آن، و اگر فرصت مناسبي داشتيد ، مي توانيد چند ساعتي را صرف اين كار كنيد).

۲٫ جاي هر چيزي! هر چيزي بايد يك جاي خاصي داشته باشد و در جايگاه مختص به خودش قرار بگيرد. شما مجبور نيستيد كه سبدها يا سطل هاي اسباب بازي گران قيمتي را بخريد ( اگر چه داشتن سبدهاي مناسب اسباب بازي ها جمع و جورتر نشان مي دهد). مطمئن شويد كه در هر سبد يك نوع خاصي از وسايل يا اسباب بازي ها را انبار كرده ايد، و هر سبد را برچسب بزنيد.

۳٫ ” نظارت مادر”. كودك يك عادت بد دارد و سايل را جايي قرار مي دهد كه نمي توان به صورت سريع خانه را تميز كرد. گاهي مجبور هستيد كه همه جاهايي كه وسايل جمع شده است را نگاه كنيد و همه چيز را در جايگاه مناسب خودشان قرار دهيد، تا مطمئن شويد كه همه وسايل در جايگاهي قرار گرفته اند كه به راحتي مي توان آنها را پيدا كرد.

۴٫ اين كار را به صورت يك بازي و سرگرمي انجام دهيد. حتي در صورتي كه شما اين احساس را نداشته باشيد كه براي هر كاري كه بايد بچه هايتان انجام دهند، از آنها قدر داني كنيد، ايجاد كردن يك بازي يا سيستم قدرداني، كه شامل تميز كردن و فرآيند نگه داري مي باشد، مي تواند مفيد باشد. براي مثال، اگر برخي وسايل بر روي كف زمين قرار داشته باشد، به بچه هاي خود بگوييد كه ۲۰ تا از وسايل را برداريد و آنها را در جايگاه مناسب خوشان قرار دهيد، و در عوض آن به اندازه يك چهارم وسايل يا بخشي از آن، به آنها شكلات دهيد يا ده دقيقه به آنها زمان دهيد كه بازي الكترونيكي انجام دهيد، يا هر كار ديگري كه فكر مي كنيد براي بچه هاي شما منطقي باشد.

۵٫ كار خود را به صورت مستمر انجام دهيد! قواعدي براي نگهداري و تميز كردن مناطق مربوط به اسباب بازي ها تعيين كنيد. اگر از بچه خود انتظار داريد كه وسايل را از روي زمين بردارد، هر روز زماني را تعيين كنيد كه آنها وسايل خود را از روي زمين بردارند. سعي كنيد كه انتظاراتتان از فرزند خود منطقي باشد، ولي كار خود را به صورت مستمر انجام دهيد. هر چيزي را كه مد نظرتان هست به آنها بگوييد و به گفته هاي خودتان عمل كنيد. اگر والدين بچه ها داراي انتظارات ثابت باشند و پيامد هاي مربوط به اجراي آن ( پيامد هاي خوب و بد)  نيز به صورت مستمر اجرا شوند ، كه در نتيجه رفتار بچه ها صورت مي گيرد، بچه ها به صورت بهتري اين انتظارات را قبول خواهند كرد.

اگر يك پيشنهاد مفيد ديگري داشته باشيد، كه ابزار مفيد ديگري را براي والدين ايجاد مي كند تا مادران در مديريت اسباب بازي ها و ديگر وسايل متعلق به فرزندان، از آنها استفاده كنند، آن را براي ما بفرستيد.

با تشكر از مطالعه و توجه شما.


دستورالعمل هايي براي ارتباط والدين-كودك

داشتن يك رابطه خوب، يك مهارت مهم فرزندپروري است. زماني كه ارتباط مثبتي بين والدين و فرزند برقرار باشد فرزندپروري لذت‌بخش تر هم خواهد بود. چه كودك نوپايي را پرورش دهيد و چه يك نوجوان را، برقراري يك رابطه خوب، كليد ايجاد عزت نفس و همين‌طور احترام متقابل است.

اصول اساسي ارتباط خوب والد-كودك
  • بگذاريد كودكتان بداند شما علاقه داريد هروقت كه كودك نياز داشت درگيرش شويد و كمكش خواهيد كرد.
  • زماني كه كودكتان مي خواهد با شما صحبت كند تلويزيون را خاموش كنيد يا روزنامه را كنار بگذاريد.
  • زمانيكه فرزندتان دارد چيز مهمي مي گويد از حرف زدن پشت تلفن خودداري كنيد.
  • گفتگويتان بين خودتان بماند مگر اينكه افراد ديگري بطورمشخص درگير در موضوع باشند. بهترين ارتباط بين شما و فرزندتان زماني صورت مي گيرد كه كسي دوروبرتان نباشد.
  • شرمنده كردن يا مورد خطاب قرار دادن كودكتان در جلوي جمع، فقط موجب بروز خشم و خصومت در او مي شود، نه ارتباط خوب.
  • مثل برجي بالاي سر كودك تان نايستيد. طوري قرار بگيريد كه هم-قد كودك شويد و آنگاه گفتگو كنيد.
  • اگر از رفتار يا حادثه اي خيلي عصباني هستيد، تا زمانيكه آرامش خود را بدست نياورده ايد وارد مكالمه نشويد زيراتا قبل از آن نمي توانيد حالت بي طرف داشته باشيد. بهتر است مكث كنيد، آرام بگيريد و بعدا با فرزندتان حرف بزنيد.
  • چنانچه خيلي خسته باشيد، زور زيادي مي برد تا شنونده ي فعال باشيد. شنونده ي واقعا فعال بودن كار دشواري است و زمانيكه ذهن و بدنتان خسته است بيشتر سخت مي شود.
  • بادقت و همراه با ادب گوش دهيد. وقتي كودك سعي دارد ماجرايش را بگويد حواسش را پرت نكنيد. با كودكتان همچون بهترين دوست خود خوشرفتار باشيد.
  • مشكل را زيادي بزرگ نكنيد، همچون كسي كه درحال كشف موضوعات جزئي از يك داستان است و هرگز به خود بچه اجازه نمي دهد كه ادامه دهد. اينها والديني اند كه به حاشيه يك رويداد، بيشتر واكنش نشان مي دهند در حاليكه صورت مسئله را فراموش مي كنند، مثلا كودك شروع به گفتن آنچه رخ داده مي كند و پدر يا مادر مي گويد «برام مهم نيست كه اونها دارن چيكارمي كنن، بهتربود تو خودت رو درگير اين چيزها نمي كردي.»
  • نپرسيد چرا، بلكه بپرسيد كه چي شده.
  • اگر چيزي درباره وضعيت پيش آمده مي دانيد، با اطلاعاتي كه داريد خيال كودكتان را راحت كنيد.
  • از چشم يك بزرگسال حرف زدن (“وقتي حرفم تمام شد حرف مي زني”، “من ميدونم چي برات بهتره”، “فقط چيزي كه من ميگم رو انجام بده تا مشكل حل شه”)، موعظه و نتيجه اخلاقي گرفتن را به حداقل برسانيد چونكه اين روشها براي ايجاد ارتباط مفيد نيستند و دريچه ي ارتباطي را مي بندند.
  • از كلمات يا عبارات سخيف ازقبيل “خفه شو”، “احمق”، “تنبل” استفاده نكنيد: «احمق! اون اصلا معني نميده» يا «تو چي مي فهمي، تو فقط يه الف بچه اي».
  • در برنامه ريزي بعضي مراحل خاص، كودك رابراي رسيدن به راه حل ياري كنيد.
  • نشان بدهيد كه خود كودك موردقبول شماست، جداي از كرده و نكرده هايش.
  • كودك را براي برقراري ارتباط با ديگران تقويت كنيد. با پذيرش او، و تمجيد از تلاشش در برقراري ارتباط، اين كار را انجام دهيد.
كلمات تشويق و تمجيد

كودكان در سايه ي توجهات مثبت رشد مي كنند. آنها نياز دارند كه بفهمند دوست داشته مي شوند و قدرشان دانسته مي شود. اكثر والدين بازخورد منفي دادن را ساده تر از بازخورد مثبت مي دانند. با گزينش و كاربرد روزانه ي برخي از عبارات زير با فرزندتان، درخواهيد يافت كه او توجه بيشتري به شما نشان خواهد داد و تلاش خواهد كرد تا قدردان شما باشد.

بله    درسته   خوبه    خيلي خوبه    فوق العاده جالب    بحق كه يك مردي

درسته    صحيح    شگفت انگيز    از روشي كه بكار گرفتي خوشم اومد    ازت ممنونم (بهت افتخار ميكنم)

خوبه    به به (لحن حيرت و تحسين)    واي پسر    خيلي قشنگه    كار خوبيه    عالي داري پيش ميري

ارزوي موفقيت برات دارم  …..اين راهشه

خيلي بهتر شده      اوكيه    داري بهتر انجامش ميدي

ايده ي خيلي خوبيه    چه ايده ي هوشمندانه اي

خودشه  كار خوبيه    خوبه كه خودت كنترلش مي كني

از روشي كه در……… بكار گرفتي خوشم اومد

متوجه شدم كه در ……… پرچمت بالاست

………..لذتبخشي باهات داشتم

تو توي……… …. بيشتر و بيشتر داري پيشرفت مي كني

موقع انجام… ……………….مسئوليت پذيري زيادي از خودت نشون دادي

راهتوبرو

ارزش راهي كه ميري رو مي دونم

تو توش عالي هستي

تو بهتريني

ياداور خيلي خوبيه……    زيباست

از اين كار تو (كار را نام ببريد) خوشم اومد

از اينكه بدون اينكه ازت خواسته بشه (يا يادآوري بشه) فلان… …..كارو كردي خوشم اومد

مطمئنا خوشحالم كه تو پسر/دختر مني

به چيزي كه حقت بود رسيدي

دوستت دارم

 

مي توانيدبه آنها نشان دهيد چه احساسي داريد، همانطوري كه به زبان مي آورديد:

با لبخند

با تأييد سر

با بخشي از شانه، سر، زانو

چشمك زدن

علامت يا ژستي بمعناي تأييدكردن

بزن قدش

گونه را لمس كنيد

قلقلك بدهيد بخنديد (با كودك بخنديد، نه به او)    به پشتش دست بكشيد

در آغوش بگيريد

نكات نهايي:

اگر كودكي با انتقاد زندگي كند، مي آموزد كه محكوم كند.

اگر كودكي با خصومت زندگي كند، مي آموزد كه ستيزه جو باشد.

اگر كودكي با تحقير زندگي كند، مي آموزد كه شرمنده باشد.

اگر كودكي با ترس زندگي كند، مي آموزد كه مضطرب باشد.

اگر كودكي با احساس شرم زندگي كند، مي آموزد كه احساس گناهكار بودن كند.

اما

وقتي كودكي با سعه صدر زندگي كند، مي آموزد كه صبور باشد.

اگر كودكي با تشويق زندگي كند مي آموزد به خود اطمينان داشته باشد.

اگر كودكي با پذيرش زندگي كند مي آموزد كه عشق بورزد.

اگر كودكي در زندگي اش به رسميت شناخته شود خواهد آموخت كه هدف داشتن خوب است.

اگر كودكي با درستكاري زندگي كند، ياد مي گيرد كه حقيقت چيست.

اگر كودكي با انصاف زندگي كند عدالت را مي آموزد.

اگر كودكي در امنيت زندگي كند، مي آموزد به خود و اطرافيانش اعتماد ورزد.

اگر كودكي دوستانه زندگي كند مي آموزد كه جهان جاي خوبي براي زندگي كردن و دوست داشتن و دوست داشته شدن است. 


۹ نكته درباره “نه” گفتن به كودكتان

منضبط كردن يك كودك بسيار سخت است و چه بسا اين كار دلش را هم بشكند. لابد شما مي خواهيد لبخند درخشاني بر چهره فرزندتان ببينيد، نه اخم ناراحت كننده را، يا اشك چشم هايش را،  يا كج-خلقي از سر ترسش را. “نه” گفتن به طرز غلط مي‌تواند به آسيب‌هاي دراز-مدت منجرشود،حال آنكه اين كار به طرزي صحيح، موجب رضايت كودكتان شده و خيال شما را هم در دراز مدت راحت مي كند. در اينجا تعدادي از اين نكات موثر براي “نه” گفتن ذكر شده است:

يكبار كافيه!

بايد در اولين “نه” گفتنتان مصمم باشيد، طوريكه بي نياز از تكرار كردنش باشيد. حالت چهره اي جدي به خود بگيريد و علتش را به كودكتان بگوييد كه چرا نمي تواند آنچه را مي خواهد داشته باشد. اگر اولين “نه”ي شما جواب نداد، رويكرد متفاوتي در پيش بگيريد، مثلا شيوه هايي پيدا كنيد براي “بله” گفتن.

اشتباه بزرگي خواهيد كرد اگركه دلتان به رحم بيايد. اگر كودكتان ياد بگيرد كه مي تواند شما را براي “بله” گفتن به ستوه آورد، دائما حرفش را به كرسي خواهد نشاند.

توضيح:

“نه” گفتنِصرف كافي نيست. كودكان متوجه آن نمي شوند و احتمالا بدرفتاري خود را تكرار مي كنند مگر اينكه شما به او توضيح هم دهيد. موثرترين راهكار براي “نه” گفتن اين است كه دلايل منطقي كه كودكتان بتواند آنها را بفهمد به او ارائه دهيد.

“بله” مي تواند به معني “نه” باشد.

“نه” شنيدن زياد براي پيشرفت زباني بچه هاآسيب‌زننده است، و آنها را مستعد خشم مي كند. كاملا ممكن است كه درهمان حال كه شما “بله” مي گوييد، معني “نه” بدهد. براي مثال اگر كودك شمامقداري كيك بخواهد، مي توانيد در پاسخ بگوييد: « “بله”  بعد از شام مي توني كيكت را داشته باشي.» اگر بچه ها موقع خريد، اسباب بازي جديد بخواهند بگوييد: «بله مي تونه هديه شب كريسمست باشه.» بدين شيوه كودك شما اين شانس را دارد كه آنچه مي خواهد در روز خاصي صاحبش شود و توافق كردن را هم ياد مي گيرد.

داد نزنيد!

مجله ي رشد كودكمي نويسد: «[تاثيرات]داد زدن سر بچه درست به بدي تنبيه بدني است، و باعث مشكلات رفتاري و ايجاد مسئله در رشد عاطفي آنها مي شود.» داد كشيدن مدام سر بچه ها به-مراتب، عواقب سنگينتري نسبت به ساكت كردن موقتشان دارد. در مجله ي ازدواج و خانوادهيافته ها نشان داد كه داد كشيدن مي تواند موجب افسردگي و مشكلات عزت-نفس كودك شود. ازاينرو برقراري ارتباط در يك محيط آرام با رفتاري صميمانه امري حياتي است.

خواسته هاي مكرركودك غالباً كلافه كننده است. با سرگرم كردن بچه ها در گفتگويا شركت در بازي آنها مي توانيد توجهشان را جلب كنيد و اينگونه سريعا موضوع را عوض كنيد و بدين صورت حواسش را به سمت چيزي مثبت جلب كنيد.

به حريم خصوصي شان احترام بگزاريد!

كودكتان را در مقابل ديگران خجالت زده نكنيد. بلكه با اشاره، آنها را به محلي امن برده و صراحتا دليل “نه” گفتنتان را برايش توضيح دهيد. چنانچه در جمع به كودك خود بي-احترامي كنيد خشمگين خواهد شد؛ مخصوصا چنانچه مورد تمسخر ديگران هم واقع شوند. به ياد داشته باشيد اگر كودكتان را در جمع خجالت-زده كنيد، آنها ياد خواهند گرفت كه همان كار را با شما بكنند.

به وسيله ي يك جايگزين، نه بگوييد!

پيشنهاد دادن جايگزين، كودكتان را متقاعد خواهد كرد كه خواسته ي آنها را خوار نمي شماريد. براي مثال جمله ي«نه عزيزم تو نمي توني اون آبنبات رو داشته باشي؛ بجاش مي توني صاحب يه سيب بشي» يك جايگزين پيشنهاد مي دهد، و چه بسا براي توضيح دادن در مورد مزيت سلامتي در سيب نسبت به آبنبات، بابي بگشايد.

وعده ي دروغ ندهيد!

والدين معمولا مي گويند: «حالا نه، عزيزم.» اگر حالا نه پس كي؟

اگر خلف وعده كنيد، كودكتان احتمالا در امر اعتماد ورزيدچار مشكل شود. زمان مشخصي را براي برآورده كردن آرزوي فرزندتان تعيين كنيد. مثلا: «الان نه عزيزم، اون رو براي تولدت مي خريم.»

 

بگذاريد كودكتان انتخاب كند!

حق انتخاب به بچه ها حس قدرت مي دهد و مي فهمند نظراتشان باارزش است. اگر در تصميم‌گيري‌ها شركت داده شوند احساس نخواهند كرد كه ناديده گرفته شده اند.

مثلا مي توانيد خواست كودك را براي داشتن شكلات به سمتي ديگر ببريد و از او بپرسيد اگر بجايش ميوه فراهم باشد ترجيحش چيست؛ وفوايد سلامتي را هم بهش يادآوري كنيد.

در انتخاب اقلامي مثل غلات صبحانه، بجاي اينكه اجازه دهيد كودكتان از هرچيزي انتخاب كند، تعدادي گزينه ي اندك برايش فراهم كنيد و آنگاه تصميم نهايي را به عهده خودش بگذاريد. اجازه داشتن براي انتخاب هر چيز، مي‌تواند منجر به انتخاب‌هاي بدي شود كه مخالفت شما را در پي خواهد داشت. دراين صورت نظرات آنها داراي اهميت بنظر نخواهد رسيد.

با شريك زندگيتان، برخلاف هم عمل نكنيد

اغلب اوقات يكي از والدين فقط براي اينكه ببيند فرزندش براي “بله” گرفتن به سراغ والد ديگر خواهد رفت، به او “نه” مي گويد. اين امر باعث مشاجره بين والدين شده و عادت دستكاري كردن را در كودك ايجاد مي كند. شما و شريك زندگيتان بايستي در ارتباط باهم قرارداشته باشيد: در اين جور مواقع بسادگي مي توانيد از او بپرسيد ببينيد آيا در اين مورد قبلا تصميمي گرفته شده يا نه.

 

“نه” گفتن خيلي سخت است. مي خواهيد كودكتان خوشحال باشد؛ اين كار خيلي ساده است، لااقل در همان لحظه‌اي كه در گودال خواسته‌هاي آنها مي افتيد. ساده تر است كه حتي سرشان داد بزنيد!

به هرحال با نتايج منفي كه درازمدت به بار مي آورند، لازم است كه براي يادگيري تان وقت صرف كنيد تا بتوانيد ارتباط آرام و موثري داشته باشيد.


نياز به امنيت در كودكان

برآورده شدن اين نياز در درجه اول به وجود امنيت در روابط مستحكم خانوادگي كه در آن، نگرش ها و رفتارها، هم جهت و قابل اعتماد باشند؛ و امنيت حاصل از محيطي صميمي و آشنا؛ و امنيت حاصل از وجود نظمي همواره و معين، بستگي دارد. تمامي موارد فوق، باعث مي شود كه ئنيا در چشم كودك، محيطي برخوردار از پيوستگي و قابل پيش بيني به نظر رسد تا بتواند با جهاني سرشار از تغييرات و تجارب جديد روبرو شود و با آنها كنار بيايد.

كودك به علت جثه بسيار كوچك و ناآگاهي  بيش از حدش، بسياري از موارد بديهي زندگي، همچون سررفتن آب از وان حمام را تهديدآميز مي انگارد. هم چنين، ناتواني او را در پيش بيني وضعيت هاي مختلف اشياء، همچون شكستن ليوان به هنگام افتادن، مي تواند در او ايجاد وحشت كند. احتمالاً ماهيت و شدن احساسات كودك بيش از همه، احساس ايمني او را به مخاطره مي اندازد. اگر چارچوب زندگي كودك ايمن باشد، او جرأت پيدا مي كند تا با اطمينان از اينكه مي تواند بار ديگر به ايمني و آسايشي كه داشت رو بياورد، به جستجوي جهان بيرون برآيد.

مطالب مرتبط: نياز به عشق در كودكان

كيفيت روابط خانوادگي، مهم ترين اصل براي تحول رواني كودك محسوب مي شود. اين امر نه تنها روابط پدر و مادر با كودك، بلكه روابط بين خود والدين، همين طور روابط ميان فرزندان خانواده با هم، و با ديگر خويشاوندان نزديك را نيز شامل مي شود. همسو بودن انتظارات والدين با شيوه هاي تربيتي آنان ـ چه سخت و چه آسان گيرانه ـ حس ايمني كودك را افزايش مي بخشد و چارچوبي قابل پيش بيني و مطمئن را در اختيار او قرار مي دهد. محيط آشنا هم، چنين حالتي را ايجاد مي كند، و مقايسۀ بين رفتار معمولي كودك خردسال در خانۀ خود و در محيطي ناآشنا، اين وضعيت را كاملاً به روشني نشان مي دهد.چسبيدن به مادر يا فرد آشنا، امتناع از صحبت كردن يا خوردن، همگي نشانه هايي از ناامني است. شيئي آشنا، به او ايمني مي بخشد، زيرا به هنگام خواب يا در مواقع پرتنش اين شيئي مأنوس و دوست داشتني ـ همانند عروسك هاي پارچه اي كه بتوانند آنها را بغل كند يا پتوي نرمي كه آن را به خود بچسباند ـ را از خود دور نمي كند.

اصرار كودك بر اينكه امور روزانه، دقيقاً با همان نظم و ترتيب اجرا شوند، نقش روال روزانه را در تحول كودكانِ در حال رشد، نشان مي دهد. آداب خوابيدن و اين كه قصه ها بايد دقيقاً با همان كلمات بيان شوند، تنها دو نمونه از اهميت روال معمولند. تنها پدر و مادرند كه مي دانند چه آداب، اشياء، با موقعيت هايي مي توانند در كودك آنها ايمني ايجاد كنند. آنها با دادن امكان ابراز وجود(و در صورت لزوم، فرصت لازم)، نياز او را به فرديت و تصميم گيري به رسميت مي شناسند، كه اين دو به پايه ريزي احساس ارزشمند بودن در او، كمك مي كنند.

اينكه والدين به كودك حق بدهند تا در محدودۀ خانه، رفتارهاي خاص خود را پيش بگيرد، دو مزيت ديگر نيز دارد: نخست اين كه، اين واقعيت كه كودك مي تواند به اعنال ناپخته دست بزند، در رويارويي با خواسته هاي ثابت و فزاينده اي كه به او تحميل مي شود، در جهت بالندگي و كنترل بيشتر او، سوپاپ اطمينان ارزشمندي محسوب مي شود؛ و دوم اينكه، كودك به تدريج مي آموزد كه در محيط خانوادگي خاص او، رفتارهاي بخصوصي پذيرفتني قلمداد مي شوند، و اين امر، بعدها به او كمك خواهد كرد تا اين واقعيت را، در مدرسه و ديگر محيط هاي اجتماعي، بهتر درك كند و با آن كنار آيد.

بيشتر بخوانيد: نيازهاي كودكان و نحوه برآورده كردن آنها

نياز به امنيت، با معيارهاي رفتاري كه پدر و مادر تعيين مي كنند، ارتباط مستقيمي دارد. اينكه كودك بداند پدر و مادر چه انتظاراتي از او دارند، و بعدها كه بزرگتر شد، علت آنها را نيز دريابد.بتعث مي شود كه بزرگ شدن را امر دشواري تلقي نكند. كودك به طور حتم، با اشتباه و نافرماني دست خواهد زد ـ كه بخشي از آن به خاطر اين است كه او نياز دارد پيامدهاي چنين كاري را بيازمايد، و بخشي ديگر بدين خاطر است كه قوانين را فراموش مي كند. اما آگاه نبودن او به اينكه چه مواردي جايز است، تصور قابل اعتماد و قابل پيش بيني بودن امور را در او تقويت مي كند. برعكس، هرگاه همان رفتار كودك، در زمان هاي ديگر از سوي همان والد يا هريك از آن دو، با واكنش هاي كاملاً متفاوت روبه رو مي شود، كودك اخلاق و رفتار مورد قبول را با اميال فردي، و نه اصولي كلي، مرتبط مي سازد.

آخرين، و شايد مهم ترين نكته، اين است كه زندگي خانوادگي مستحكم نيز احساس پيوستگي فردي كودك را تأمين مي كند و او را صاحب گذشته، و نيز آينده اي خاص مي كند. كودك با مرتبط دانستن آنچه در اوايل عمر او گذشته از طريق تماشاي عمس ها و ديگر موارد، و با داشتن تصوري از آيندۀ احتمالي خود، به خودانگاره اي منسجم دست مي يابد كه براي بروز شخصيتي سازگار، ضروري است. كودكان از شنيدن داستان هايي دربارۀ كارهاي خود، لذت مي برند. اين موارد، به همراه اظهار نظرهايي كه گاه و بيگاه دربارۀ ديگر اعضاي خانواده انجام مي گيرند، ذخيرۀ خاطراتي را براي كودك فراهم مي كنند كه چشم اندازي طولاني مدت را براي او ايجاد مي كند. اگرچه در بعضي از مواقع، تكرار عباراتي همچون((وقتي كوچكتر بودي)) و ((زماني كه بزرگتر شدي)) ممكن است كودكان را به شدت بيازارد، با وجود اين، موارد فوق به باور كردن پيوستگي تصور ذهني كودك از خود، در درون بافت خانوادگي بزرگتر كمك مي كنند. هويت شخصي، از طريق پيوندهاي انساني استقرار مي يابد.


۱۲ توصيه جهت آموزش دستشويي رفتن به كودكان

نكات زير مي توانند در روند آموزش توالت رفتن به كودك شما موثر باشند:

۱. به كودكتان فرصت دهيد: براي آنكه كودك توالت‌رفتن را بياموزد ابتدا بايد مغز او تكامل يابد و سيستم عصبي مركزي بتواند مثانه او را كنترل كند. وقتي هنوز مغز كامل نيست، كودك بدون اختيار ادرار مي‌كند يعني مثانه يا روده‌ها به محض پرشدن، خالي مي‌شوند. تقريبا در تمام كودكان از ۲۸ ماهگي به بعد، مغز تكامل پيدا مي‌كند و مي‌توانند ادرارشان را كنترل كنند.
۲. از فصل تابستان استفاده كنيد: فصل تابستان، بهترين زمان براي گرفتن كودك از پوشك است. كودك را تشويق كنيد اگر ادرار يا مدفوع دارد، بگويد. چند ساعت در روز او را باز بگذاريد.
براي مطالعه بيشتر: درمان شب ادراري كودكان
۳. به او آموزش دهيد: براي كودكتان يك صندلي توالت كوچك بخريد و به او ياد دهيد كه هر زمان احساس نياز كرد، روي آن بنشيند. مي‌توانيد اين صندلي را در حمام، دستشويي يا اتاق خود كودك قرار دهيد.

۴.مثل بزرگ‌ترها با او رفتار كنيد: اگر فرزندتان به تكامل مغزي رسيده اما هنوز توالت رفتن را نياموخته، او را همراه با خواهر يا برادرزاده‌هايتان به مسافرت ببريد. بودن در كنار كودكان بزرگ‌تر و ديدن آنها باعث مي‌شود كودك شما نيز از رفتارهاي آنها تقليد كند. فقط مراقب باشيد رقابت ايجاد نشود يا اگر فرزندتان اختيار خود را از دست داد، مسخره‌اش نكنيد.

۵.اجازه ندهيد بيش از ۱۰دقيقه روي صندلي بنشيند: اگر از كودكتان خواستيد روي صندلي توالت بنشيند، اما ۱۰دقيقه گذشت و او كاري نكرد، مجبورش نكنيد تا همچنان روي صندلي بماند. صندلي توالت او را جمع كنيد و ساعتي بعد دوباره از او بخواهيد اين كار را انجام دهد.

۶.به او اطمينان دهيد: برخي كودكان از مدفوع يا ادراركردن مي‌ترسند چون هنوز نمي‌دانند بدن آنها مواد مضر را دفع مي‌كند و فكر مي‌كنند قسمتي از بدنشان را از دست مي‌دهند. ماجرا را براي آنها توضيح دهيد تا ترسشان از بين برود.

۷.لباس‌هاي راحت تن او كنيد: وقتي توالت رفتن را به كودك آموزش مي‌دهيد لباس‌هاي راحت تن او كنيد تا بتواند بلافاصله آنها را دربياورد. فاصله زماني بين حس كودك براي توالت رفتن و انجام اين كار گاهي بسيار كوتاه است. در تابستان فقط يك شورتك پاي او كنيد تا بلافاصله بتواند آن را دربياورد.

۸.تشويقش كنيد: براي آموختن پاكيزگي بايد كودك را تشويق كرد. تشويق‌هاي زباني مثل «تو بزرگ‌شده‌اي» «مايه افتخار هستي» در كنار تشويق‌هاي عملي! مثلا هر بار كه كودكتان ادرار يا مدفوعش را كنترل كرد، به او امتياز بدهيد و بعد از هر ۱۰-۵ امتياز برايش هديه بخريد.

۹.پوشك‌هاي شورتي بخريد: در طول زماني كه قرار است پاكيزگي را به فرزندتان آموزش دهيد، از پوشك‌هاي شورتي استفاده كنيد تا هم مطمئن باشيد همه‌جا را كثيف نمي‌كند هم بتواند در صورت تمايل فورا آن را درآورد.

۱۰.سرزنش نكنيد: شايد كودك براي چند روز اختيار مدفوع و ادرارش را به دست بياورد اما بعد از آن دوباره نتواند خود را كنترل كند. در اين صورت او را سرزنش نكنيد و فقط مرتب توالت‌رفتن را به او يادآور شويد.

۱۱.ترس‌هايش را از بين ببريد: اگر كودكتان از ريختن آب بعد از اجابت‌مزاج مي‌ترسد، به او آموزش دهيد آب براي شستن و پاك‌كردن است و وقتي روي توالت نشسته آسيبي به او نخواهد زد.

۱۲.عصرها او را كنترل كنيد: كودكان در ۳ سالگي تقريبا كنترل ادرار و مدفوع را مي‌آموزند اما باز هم كنترل اين مساله طي شب كار آساني نيست و بيشتر كودكان يا آنقدر هوشيار نيستند كه خود را كنترل كنند يا توانايي برخاستن از خواب را ندارند. شب‌ها كودكتان را پوشك كنيد و براي چند ماه عصرها كه او را مي‌خوابانيد، مراقب كنترل ادرارش باشيد. اگر لباس‌هاي او هنگام بيدارشدن خشك بودند، يعني شب‌ها هم مي?شود خيالتان راحت باشد.


بيماري دو قطبي و طلاق

بيماري دو قطبي و طلاق به معناي دوره هاي خلق بسيار شاد كه به شيدايي مي رسد.

و دوره‌هاي افسردگي. البته در موارد نادر امكان دارد.

مبتلايان به اختلال دوقطبي فقط دوره شيدايي.

و بدون افسردگي را به سپري كردن بپردازند.

اختلال دوقطبي
  • اين اختلال كه  داراي شيوع  ۵ درصدي در جامعه مي‌باشد .
  • در طول دوره شيدايي خود را با بالا بردن اعتماد به نفس، پرحرفي كردن.
  • كم شدن احتياج به خواب،  بيشتر شدن انرژي و ولخرجي كردن.
  • كه به اختلال واضح در رويكرد شخصي و اجتماعي منجر مي‌شود.
  • برعكس اين حالت در زمان افسردگي بيماران دچار غمگين بودن.
  • بي حوصله شدن و خستگي،  تحولات در خواب و اشتها و تفكرات مرگ .
  • و خودكشي خواهند شد. اين اختلال در ميان زن و مرد مساوي اتفاق مي افتد.
  • و حدود آن در دهه سوم زندگي آغاز خواهد شد. 
فاز شيدايي بيماري دوقطبي

خانواده بايد اين را بداند كه در زمان فاز شيدايي نشانه هاي بيماري كه به برخورد.

و تفكرات نامتعارف موجب خواهد شد مي‌تواند با صدمه هاي فراوان و ماندگار همراه شود.

به صورت مثال ولخرج كردن كه از نشانه‌هاي اين فاز مي باشد.

مي تواند به هدر رفتن همه پس اندازهاي چند ساله شخص شود .

و صدمه جبران‌ناپذيري را براي شخص به همراه داشته باشد.

معالجه بيماري دوقطبي
  • در صورت معالجه زود هنگام در حدود ۲ تا ۳ هفته معمولاً طول خواهد كشيد.
  • كه با معالجه دقيق و مطلوب داروي بيمار بهبودي مطلوبي را پيدا كند.
  • اگر در اين مدت ۶۰ درصد مديريت مطلوب نباشد امكان دارد .
  • قبل از بهتر شدن دچار همان عوارض ماندگار بشود.
  • به همين خاطر پيشنهاد مي‌شود كه اگر روان پزشك به بيمار .
  • و خانواده بستري شدن را توصيه مي‌دهد خانواده اين توصيه را قبول كند.
  • تا ضمن پيشگيري از عوارض اين فاز بعد از خاطر موقعيت نامتعارف دوره شيدايي .
  • در ذهن همكاران موجب تخريب جايگاه بيمار نشود.
بستري كردن بيماران دوقطبي

اتفاق‌هايي كه بعد از بستري و معالجه فاز شيدايي معمولاً رخ مي‌دهد .

اين مي‌باشد كه در عرض چند هفته فرد بهتر خواهد شد .

و حتي امكان دارد به خاطره هايي از تفكرات و اعمال فاز شيدايي را به همراه نداشته باشد.

در اين موقعيت خانواده كه معمولاً هنوز در شوك اين تحول ناخوشايند مي باشد .

امكان دارد وجود داشتن بيماري را منكر شوند.

و همه چيز را به مشكلات خانوادگي و شخصي ربط دهند.

خانواده‌ها در اين موقعيت بايد بدانند پر اهميت ترين نقش را در بهبودي.

و بهتر شدن بيمار با كمك كردن به او در مصرف كردن منظم داروها دارا مي باشند.

معالجه دوقطبي با ازدواج كردن
  • خانواده‌ها تصور مي‌كنند كه ازدواج كردن حلال تمام مشكل هاي بيماري رواني مي‌باشند.
  • و مخصوصاً در رابطه با اختلال دوقطبي بيشتر از خانواده‌ها اين را مي شنويم.
  • اين عقيده كاملاً نادرست مي باشد و نه تنها ازدواج كردن بيماري را بهبود نمي‌بخشد .
  • حتي امكان دارد به عنوان يك تغيير موقعيت استرس زا و موجب افزايش پيدا كردن بيماري شود.
  • البته بيماران روانپزشكي مثل همه اشخاص مي‌توانند به ازدواج كردن بپردازد.
  • ولي انساني و عاقلانه مي باشد كه قبل از ازدواج آموزش هاي ضروري .
  • و كافي به همسر آينده شخص توسط روانپزشك داده شود .

 

آموزش براي بيماران دوقطبي

تا شخص با نگاه مثبت و صحيحي به احتمال افزايش پيدا كردن نشانه ها .

و احتياج شخص مصرف كردن دارو درباره زندگي خود به تصميم گرفتن بپردازد.

پيشنهاد تأكيد شده اين مي باشد كه خانواده خودشان اقدام كردن.

به توضيح دادن در رابطه با اين مسئله نداشته باشد .

به دليل اينكه به صورت معمول خانواده‌ها شدت نشانه ها را كم جلوه خواهند داد.

و امكان دارد اطلاعات صحيحي را به ارائه دادن نپردازند.

  • از سمت ديگر در صورتي كه بعدها كار به مشكل هاي زناشويي برسد  .
  • دادگاه خانواده مي‌تواند با گرفتن استعلام از پزشك، از آگاه بودن  .
  • و با اطلاع بودن همسر و همينطور خانواده او اين اطمينان را به دست آورد.

پيام نوروزي سايت كودك و نوجوان

والدين گرامي و تمامي همراهان ما در اين سايت، فرا رسيدن نوروز ۱۳۹۶ را به همگي تبريك مي گوييم و اميدواريم سال جديد پر از تجربيات جديد و شيرين با كودكان و نوجوانان براي شما باشد.

در اين راستا، لازم مي دونيم كه نكات لازم در مورد رفتار با كودك رو براي شما بازگو كنيم، اميدواريم كه اوقات خوشي را در كنار فرزندانتان سپري كنيد.

اين چند نكته را در ايام تعطيلات فراموش نكنيد:

  • بگذاريد كودك خودش لباس هاي عيد خود را انتخاب كند، لباس قرار است به تن كودك برود نه تن شما، پس خودخواه نباشيد!
  • از آيين هاي نوروزي و سنت هاي زيباي ان براي كودك بگوييد. سفره هفت سين را با كمك كودك خود بچينيد و در مورد هر كدام به وي توضيح دهيد.
  • شعرهاي نوروزي را با كودك بخوانيد.
  • در خانه تكاني از كودكان همكاري بخواهيد اما حواستان باشد كه فشار كار باعث خشم در خانه و ايجاد استرس نشود.
  • كودكان عاشق تعطيلات و شادي و سرگرمي هستند پس در تعطيلات عيد به انها تا انجا كه مي توانيد اين فرصت را بدهيد.
  • به طبيعت برويد! طبيعت منبع الهام و يادگيري دركودكان است، پس بگذاريد كودك شما با شيوه خود با طبيعت ارتباط برقرار كند و پرورش يابد.
  • در ديد و بازديد عيد مدام به كودك خود نگوييد، كمتر بخور، سلام كن، بشين و ….. سعي كنيد بيشتر به كودك بياموزيد كه چگونه به مديريت خوراكي ها بپردازد، انها را جمع اوري كند، و در فرصت مناسب و با برنامه انها را بخورد. نترسيد، خوردن كاكائوها به ميزان دو تا سه عدد تخته كاكائوي كوچك در روز بلايي سر كودك شما نمي اورد.
  • اگر نوجوان شما گاها اصرار دارد كه تنها در خانه بماند نترسيد، براي يك يا دو ساعت تنها ماندن امادگي لازم را داراست.
  • مديريت پول و منابع مالي را به كودك و نوجوان خود بياموزيد. عيد فرصتي را فراهم مي اورد كه والدين بتوانند روش هاي ذخيره پول و دخل و خرج درست را به كودك بياموزند.
  • و در آخر، حواستان باشد كه در ميان تمام هياهوها و در تمام موقعيت ها به فرزند خود بگوييد كه چقدر دوستش داريد و از اينكه نوروز ديگري را با وي پشت سر مي گذاريد چقدر خوشحاليد.

هر روزتان نوروز

نوروزتان پيروز

گروه متخصصان سايت كودك و نوجوان


بررسي مشكلات دلبستگي در كودكان

در اين سايت طي مقالات بسياري از سبك دلبستگي ايمن و چگونگي ايجاد آن صحبت كرديم. در اين مقاله از دلبستگي ناايمن صحبت به ميان آورده ايم. پيگيري اين دسته از مقالات به شما والدين در فهم بهتر موضوع بسيار كمك خواهد كرد.

دلبستگي يك ارتباط عميق است كه بين كودك و مراقب تحقق مي يابد و عميقاً بر رشد و توانايي ابراز هيجان ها و گسترش ارتباط تأثيرگذار است. اگر شما والد يك كودك داراي اختلال دلبستگي هستيد ممكن است شما از تلاش براي برقراري ارتباط با كودك خود خسته شويد. كودكان داراي سبك دلبستگي ناايمن يا اختلال دلبستگي داراي مهارت هاي برقراري رابطه موفق نيستند. اما، با اين ابرازها، ميزان تلاش درست و به جا، صبر و عشق ممكن است بتوانيد چالش هاي دلبستگي را اصلاح كنيد.

بيشتر بخوانيد: چالش هاي ايجاد پيوند دلبستگي ايمن با كودك

درك مسائل و اختلالات دلبستگي

كودكان داراي اختلال يا ديگر مشكلات دلبستگي قادر به ارتباط با ديگران و نيز مديريت هيجان هاي خود نمي باشند. اين مسئله موجب فقدان حس اطمينان و اعتماد به نفس، ترس از نزديك شدن به همه، خشم يا پرخاشگري و نياز به كنترل شدن مي شود. كودك داراي اختلالات دلبستگي احساس تنهايي و ناامني مي كند.

با اين اوصاف چرا برخي از كودكان دچار اختلال دلبستگي مي شوند و برخي ديگر خير؟

پاسخ مي بايست در فرآيند دلبستگي نهفته باشد كه بر تعامل كودك و والد متكي است. اختلالات دلبستگي نتيجه تجارب منفي در اوايل اين رابطه است. اگر خردسالان مكرراً به هر دليلي احساس رهايي، انزوا، ناتواني يا بي توجهي كنند آنها ياد مي گيرند كه به ديگران وابسته نشوند و دنياي براي آنها جاي خطرناك و ترسناكي تلقي مي شود.

اختلال دلبستگي واكنشي و ديگر مشكلات دلبستگي به چه دلايلي رخ مي دهند؟

اختلال دلبستگي واكنشي و ديگر مشكلات دلبستگي زماني كه كودكان قادر به ارتباط مداوم با والدين يا مراقب اصلي نباشند رخ مي دهند. اين مسئله مي تواند به دلايل زيادي بستگي داشته باشد:

  • كودكي كه گريه مي كند و هيچ واكنشي يا حالتي حاكي از آرامش و تسلي يافتن را نشان نمي دهد
  • كودك يا گرسنه است يا جايش خيس است و تا چند ساعت به آنها رسيدگي نمي شود.
  • با كودك هيچ گونه ارتباطي از طريق تماس چشمي، صحبت و لبخند برقرار نمي شود بنابراين كودك احساس تنهايي مي كند.
  • كودك تنها از طريق انجام دادن يا به نمايش گذاشتن ديگر رفتارهاي افراطي توجه را دريافت مي كند.
  • كودك يا طفلي كه مورد بدرفتاري يا سوءاستفاده قرار مي گيرد.
  • گاهي اوقات نيازهاي كودك برآورده مي شوند و گاهي اوقات خير. كودك هرگز نمي داند كه چه چيزي انتظار مي رود.
  • طفل يا كودكي كه بستري مي شود و يا دور از والدين نگهداري مي شود.
  • كودك يا طفلي كه از مراقب به فرد ديگري سپرده مي شود (مي تواند ناشي از به فرزندي پذيرفتن، مراقبت در مواقع اورژانسي يا از دست دادن والدين باشد )
  • والد از لحاظ هيجاني و به دلايل افسردگي، بيماري يا مشكلات مرتبط با سوء مصرف مواد در دسترس نيست.
  • همانطور كه نمونه ها نشان مي دهند گاهي اوقات شرايطي كه موجب مشكلات دلبستگي مي شوند اجتناب ناپذير مي باشند اما كودك براي درك اينكه چه اتفاقي رخ داده است و دليل آن چيست، خيلي كوچك است. در خردسالان اين شرايط درست مانند عدم مراقب و عدم وجود سرپرست حس مي شود و آنها به ديگران اعتماد نمي كنند و بنابراين دنيا جاي ناامني محسوب مي شود.