عاشقانه: هر آنچه كه عاشقان پيش از ازدواج بايد بدانند

مشاوره در زمينه قبل از ادواج و درمان مشكلات فردي نامزدان

شنبه ۰۲ اسفند ۰۴

مديريت رفتار كودكان در تعطيلات

در اين زمان از سال، بسياري از خانواده ها در حال آماده سازي خود براي رفتن به يك مسافرت هستند و كودكان آن ها نيز براي مدتي مدرسه ندارند. تعطيلات، اغلب براي اداره كردن كودكان چالش برانگيز مي شوند (حتي براي بهترين كودكان از نظر رفتار). در زير پيشنهاداتي  براي مديريت مسائل مربوط به رفتار كودكان در تعطيلات آورده شده است:

بيشتر بخوانيد:

دلائل علمي در ضرورت تفريح براي كودكان

۱.در تعطيلات به بچه هاي خود يك مسئوليت بدهيد

به پيشنهادات كودكان خود در مورد فعاليت هايي كه مايل هستند خانواده در تعطيلات با يكديگر انجام دهند، گوش كنيد.  براي اين كه كودكان بخواهند در رويدادهاي خانوادگي مشاركت داشته باشند، اطمينان حاصل كنيد كه آن ها بخشي از فعاليت هاي فصل تعطيلات را انجام دهند.

  • كودكان را تشويق كرده و به آن ها بياموزيد كه چگونه از تعطيلات لذت ببرند
  • شما به عنوان والدين بايد بيش از يك راننده تاكسي و يا كارگردان  براي تعطيلات خانواده خود باشيد. هنگامي كه پدر و مادر براي  لذت بردن از فصل تعطيلات وقت مي گذارند، الگويي براي  كودكان خود مي شوند كه اهميت باهم بودن را نشان مي دهند. آن ها كودكان را به انجام فعاليت ها تشويق مي كنند، به جاي آن كه صرفا  تماشاگر باشند.

  • تحسين يك هديه قدرتمند است!
  • توانايي هر عضو خانواده را براي همكاري در فعاليت ها تحسين كنيد. به جاي اين كه همه را در يك زمان تحسين كنيد، هر وقت كه هر عضو فعاليتي انجام مي دهد، در همان زمان او را تشويق كنيد!

  • سعي نكنيد در تعطيلات به يك پدر و مادر فوق العاده تبديل شويد
  • اجازه دهيد كودكان بايد بدانند در تعطيلات بايد مسئوليت هاي خاصي را به عهده بگيرند و از آن ها انتظار مي رود كه مثلا در رفتن به ديد و بازديد، مكان هاي اجتماعي و يا تميزكاري كمك كنند.

  • تجديد قوا كنيد و ريلكس شويد.
  • به دليل اين كه  استرس در فصل تعطيلات به وجود مي آيد، هر روز كمي ريلكسيشن انجام دهيد و خود را آرام كنيد – به ويژه پس از فعاليت هايي كه انرژي زيادي صرف آن ها مي كنيد.


    دلائل علمي در ضرورت تفريح براي كودكان

    علم نشان مي دهد كه چرا بايد كودك خود را در تعطيلا ت به تفريح ببريد

    بزرگسالان براي شارژ شدن مجدد جسمي و رواني و بازيابي انرژي براي تعطيلات لحظه‌ شماري مي‌كنند. اين تعطيلات براي كودكان نيز به طور قابل توجهي مي تواند مفيد باشد.  در تعطيلات تمركز والدين بر كار نيست و مي‌توانند در اين زمان با كودكان خود بازي كنند.

    ماسه بازي،  بدمينتون و پريدن روي موج هاي ساحل از جمله بازي هايي است كه پدر و مادر مي‌توانند با كودك خود انجام دهند. به نظر مي رسد كه جالب باشد، ولي در كنار تفريح،  اين كارها مي‌تواند زمينه‌ي حياتي براي پيوند با كودك باشند.

    نكات بيشتر براي تعطيلات و نوروز:

    پيام نوروزي سايت كودك و نوجوان

    اين نوع  بازي با بچه ها، با فرستادن پيام هايي نظير:  من به تو كاملا  توجه مي كنم – من با تو شاد هستم- بودن تو مرا خوشحال مي كند- عزت نفس آنان را نيز افزايش مي‌دهد.

    رفتن به تفريح خانوادگي در تعطيلات در مقايسه با بودن در خانه اهميت بسيار بيشتري دارد.  بسياري از خانواده ها زندگي پر استرسي دارند.  در اينجا آمارهاي تامل برانگيزي آورده شده است:

    دو سوم از صحبت هايي كه بين والدين و كودك مي‌شوند،  در مورد مسائل روزمره هستند.

    ۶۵ درصد از والدين مي‌گويند كه فقط در بعضي موقعيت هاي خاص با كودك خود بازي مي كنند.

    يك ششم از پدرها مي‌گويند كه نمي‌دانند چطور بايد با كودك خود بازي كنند  و سه ششم از آن ها مي‌گويند كه اصلاً وقتي براي بازي با آن ها ندارند.

    فقط يك چهارم از كودكان به اين موضوع اذعان داشتند كه بيش از يك بار در هفته در مورد مسائل مهم با والدين خود صحبت مي كنند.

    ما در مورد سلامت فيزيكي خود نگران مي‌شويم و به آن توجه مي كنيم،  در صورتي كه ما به همان توجه براي سلامت روابط خانوادگي خود نياز داريم و البته تحقيقات نشان داده است كه اين سلامت روابط  براي سلامت فيزيكي نيز ضروري و مهم مي باشد.

    بيشتر بخوانيد: بازي درماني در كودكان: تكنيك ها، سرگرمي ها و فعاليت ها

    رشد مغز

    آنچه كه ممكن است افراد كمي آن را بدانند اين است كه تفريح در تعطيلات مي تواند رشد مغز را  نيز در كودكان پيشرفت دهد. دليل آن اين است كه تفريحات خانوادگي كه در تعطيلات انجام مي‌دهيد، باعث مي‌شوند كه دو سيستم نهادينه شده در ناحيه ليمبيك مغز شما به طور عميقي به كار گرفته شوند كه در محيط خانه هيچ گاه به كار گرفته نمي شوند.

    اين دو سيستم عبارتند از سيستم بازي و سيستم جستجو.

    سيستم بازي مغز هر وقت كه شما پاهاي كودك خود را در ماسه ها فرو مي بريد و يا  او را در كناره هاي ساحل مي غلطانيد و يا وقتي آن ها را بر پشت خود سوار مي كنيد،  ورزيده تر مي شود.

    سيستم جستجوي مغز  هر وقت  با كودك خود به كاوش جنگل،  ساحل و يا جستجو براي گنج پنهان در يك روستا مي‌رويد، ورزيده مي شود.

    اين سيستم هاي مغز توسط پروفسور جك پنكسپ، كه عصب شناس برجسته ي جهان در دانشگاه ايالتي واشنگتن مي باشد، كشف شدند. هنگامي كه تفريح در تعطيلات با خانواده خود را تجربه كنيد، اين سيستم ها در مغز شما و مغز كودكان شما فعال مي شوند و مواد شيميايي مرتبط به اعصاب از جمله افيون ها، اكسي توسين و دوپامين كه حس خوشبختي را در خود دارند، ترشح مي شوند.

    پنكسپ آن ها را “هديه طبيعت به ما” مي نامد. آن ها استرس را كاهش مي دهند و احساسات سخاوتمندانه و صميمي نسبت به يكديگر و احساس دوست داشتن را فعال مي كنند كه همه اين ها در جهان ما خوب هستند. در كنار تمامي جنبه هاي ضد استرس اين سيستم ها، آن ها باعث مي شود كه اعضاي خانواده احساس تجديد قوا نيز بكنند.

    پنكسپ توضيح مي دهد: ما مي توانيم فعاليت هايي را كه  اكسي توسين ذخيره شده در جعبه داروي دروني ما را رها مي سازد، انتخاب كنيم… اين ماده شفابخش فوق العاده در درون ما وجود دارد و ما فقط نياز داريم كه راه هاي بسياري كه با آن بشود از آن بهره جويي كرد را ياد بگيريم.

    نكته شگفت انگيز اين است كه اين سيستم ها مانند عضلات هستند، هرچه از آن ها بيشتر استفاده كنيد، بيشتر مي توانند جزيي از وجود شما شوند. و يا همان طور كه عصب شناس برجسته، بروس پري مي گويد:

    “حالات هيجاني تبديل به ويژگي هاي شخصيتي مي شوند”.

    بنابراين، هنگامي كه فرزند خود را در يك روز تعطيل به تفريح مي بريد، شما در حال حمايت از سيستم جستجو كودك كه يك منبع حياتي براي زندگي خوب مي باشد، و ظرفيت بازي (سيستم بازي) او هستيد. در دوران بلوغ، اين موضوع در مورد توانايي بازي با ايده ها مطرح است كه  به عنوان مثال براي تبديل شدن به يك كارآفرين موفق ضروري است.

    با استفاده از سيستم بازي و سيستم جستجوي مغز به طور مناسب كه اغلب در تفريحات خانوادگي روزهاي تعطيل اتفاق مي افتد، رشد مغز و بلوغ در قسمت پيشاني مغز را به همراه خواهد داشت. اين بخش از مغز مربوط به عملكرد شناختي، هوش اجتماعي و توانايي تمركز و رفتارهاي معطوف به هدف است كه ممكن است در كل عمر پايدار شود (پنكسپ ۲۰۱۵، بورگدورف و همكاران، ۲۰۱۰).

    ايجاد مهارت هاي تمركز

    اما آنچه هنگام تفريح در تعطيلات در ظاهر مشهود مي شود چيست؟ پژوهش ها نشان دادند كه  سطح توجه و تمركز كودك پس از ۲۰ دقيقه در طبيعت بودن، بهبود پيدا مي كند.  مشخص شده است كه بازي هايي كه در طبيعت انجام مي شوند، به خوبي و يا بهتر از دارو براي كودكان مبتلا به بيماري كم توجهي-بيش فعالي عمل مي كنند. همچنين شواهدي وجود دارد كه  پياده روي با همديگر در فضاي سبز  بدن را آرام كرده و فشار خون و سطح هورمون استرس و حتي كلسترول را نيز كاهش مي دهد-  بنابراين پدر و مادر و پدربزرگ و مادربزرگ نيز مي توانند از قدم زدن در طبيعت فايده ببرند ( رويي و همكاران، ۲۰۱۳).

    آيا رابطه اي بين تفريح در تعطيلات و هوش وجود دارد؟

    يك  محيط زيست “غني” ، تجربه هاي جديدي كه از نظر اجتماعي، فيزيكي، شناختي و تعامل حسي موثر هستند را ارائه مي دهد (حنان ۲۰۱۴).

    به اين موارد فكر كنيد: رفتن به استخر در كنار خانواده، راه رفتن در جنگل با هم، لمس كردن علف هاي  بلندي كه  باد آن ها را تكان مي دهد، سيب زميني آتيشي، وقت گذراندن با يكديگر در زير آفتاب گرم، احساس شن و ماسه بين انگشتان پا و….

    نيچه مي گويد:”همه چيزهاي  خوب در خود مقداري تنبلي دارند، مانند گاوها در علف زار.”

    محيط غني شده  “كودهاي مغز” كليدي را در قسمت پيشاني مغز فعال مي كند كه باعث  بهبود عملكرد هاي اجرايي از قبيل تنظيم استرس، توجه، تمركز، برنامه ريزي خوب و توانايي يادگيري و همچنين بهبود سلامت جسمي و رواني مي شوند. كود هاي مغز كه در محيط هاي غني وجود دارند  نيز با هوش بالاتر در كودكان در ارتباط هستند (گونل ۲۰۰۵). بنابراين، وقت خود را صرف كاوش با كودك خود در يك فضاي جديد كنيد تا باهوش تر شود.

    سرمايه گذاري براي مغز كودكتان

    بنابراين، اگر بين انتخاب براي خريد يك تبلت براي كودكان خود و يا بردن آن ها به يك گردش خانوادگي در تعطيلات مردد هستيد، با در نظر گرفتن اثرات عميقي كه تفريح خانوادگي بر پيوند شما با آن ها و رشد مغز آن ها دارد؛هيچ ترديدي باقي نمي ماند!


    علت خودكشي سربازان

    علت خودكشي سربازان:صحبت كردن درباره مسئله هاي دوره خدمت احتياج به تحقيق دقيق دارد

    تا بشود از ارزش انسانيجوانان و از صدمه هايي كه در اين زمان امكان وقوع آن مي باشد جلوگيري كرد.

    مسئله سربازي موارد بسيار متفاوت و متعددي را در بر مي گيرد ، از مسئله تغذيه و سالم بودن تا

    گفتگوهاي حق و جامعه شناختي.

    خودكشي سربازان درپادگان ها 

    در پادگان ها معمولا به سربازان فرمان بردن را ياد مي دهند يعني از آنها انتظاراتي دارند

    كه از دستورهاي درجات بالاتر از خود و همه قانون هاي پادگان اطاعت كنند. امكان دارد اين

    جوان تا قبل از سربازي با چنين محيطي روبرو نشده باشد. اين تغيير محيط با توجه به اثر

    مثبت كه اين راه طرز رفتار دارد ، چه تاثير رواني به همراه دارد؟ به چه صورت مي شود به اين

    اثرات برخورد پر خطر خاتمه داد؟

    سربازان در ايران 

    هنگامي كه درباره موضوع سربازي در ايران گفتگو مي كنيم اولين موضوعي كه با آن روبرو مي شويم كه با

    يك پديده برابر روبرو نيستيم . يعني به اين صورت نيست كه به طور مثال در يك پادگان در جنوب كشور

    همان طور برخورد مي شود كه در جنوب كشور رفتار مي كنند بلكه بر اثر تجربه اي كه همه افرادي كه به

    خدمت سربازي رفتند دارند، تجربه ها متفاوت مي باشد و بيشتر به سليقه هاي اين اشخاص بستگي دارد.

    ولي آن چيزي كه ما درباره مسئوليت افراد كه يكي از آنها سربازي مي باشد از نظر روانشناسي بايد ترجيح

    دهيم كه اين مسئوليت انساني و اشخاص را به طوري كه عادت ندهد كه آنها شيوه مطلوبي براي زندگي پس

    از آن دوره مسئوليت نداشته باشند . يعني چي؟ يعني اينكه هنگامي كه دو سال از عمر يك شخصي را در

    دوران جواني به دوران سربازي مختص مي دهيم ، اين دوران ، دوراني مي باشد كه شخص سرمشق

    مي پذيرد خيلي زياد مي باشد و شخصيت شخص به طور كامل صورت نگرفته است.

    الگو ها در دوران سربازي

    پس بر اساس اين اگر روشي از تربيت را در آنجا ايجاد كنيم ، به طور مثال خودسرانه ، مسلط گرايانه ،

    نا اميد يعني به طور مثال اشخاص احساس مي كنند از پس كار خود بر نمي آيد و خود كارآمدي آنها

    كم مي شود. اين مسئله چه موقعي پديد مي آيد ؟هنگامي كه آن بازخورد را كه اين شخص در دوران

    سربازي مي گيرد به طور دائم تصور مي كند هيچ فعاليت صحيحي انجام نمي دهد. وقت كمي نمي باشد

    يك سال و نيم يا دوس سال .

    پس هر چيزي كه در دوران سربازي به دست مي آيد در جوامع ما اين اشخاص آن چيزي كه به دست

    آورده اند را استفاده مي كنند. به طور مثال اين اشخاص اگر با فرمانده خود روبرو شوند كه طبق سرمشقي

    كه با آنها برخورد مي شود اين اشخاص هم آموزش مي بينند و به آن عادت دارند با اشخاص ديگر كه مواجه

    مي شوند طبق آن سرمشق برخورد مي كنند.

    اين سرمشق همان مسئله اي مي باشد كه سرباز مي تواند به اشخاص بدهند . يا برعكس هم مي باشد ،

    اينكه اشخاصي در اين زمان حس مي كنند خودكفا شده اند و مسئوليتي كه به آنها واگذار شده را به طور

    صحيح انجام دهند.

    مسئوليت هم به قدر كافي احتياج به مهارت دارد ، مانند مسئوليتي مثل پر كردن يك برگه يا دفتر

    نمي باشد . قطعا در هنگام بعد از سربازي احساس خودكفايي آنها افزايش يافته و هنگامي كه داخل جامعه

    مي شوند نيروهاي خودكفايي مي باشند.

    استرس و افسردگي در سربازان

    اگر خودكفايي آنها كاهش يابد ، استرس و افسردگي آنها كم مي شود . يعني اشخاصي مضطرب ميشوند

    اشخاصي هستند كه حس مي كنند در برابر وضعيتي كه در پيش رو دارند از پس آنها بر نمي آيند.

    شما در گفتگوهايتان دو گروه را نام ببريد . برخي با اين موقعيت كنار مي آيند و برخي نه . دليل

    اين تفاوت چه مي باشد؟ آيا روشي موجود مي باشد كه هر دو گروه با شرايط سازگاري پيدا كنند

    تا به برخورد هاي خشونت آميز كشيده نشود؟

    اولين نكته اي اين مي باشد كه خود وضعيت بايد مشاهده شود كه اين مسئوليتي كه به سرباز واگذار

    مي شود بايد مسئوليت مثبت از نظر روانشناختي باشد.

    اين مقياس f هر چقدر افزايش يابد انسان ها در موقعيت هاي خشن بيشتر دوام دارند و مسلط شدن را

    مي پذيرند و بر همه چيز مسلط مي شوند يعني درجات بالاتر سلطه را قبول مي كنند و نسبت به

    درجات پايين تر هم سلطه گر مي شوند.

    اين مقايسه در ميان انسان ها در زمان تربيت صورت مي گيرد . انسان هايي مي باشند كه هنگامي

    كه داخل پادگان مي شوند كلا سلطه را به خوبي قبول مي كنند ، و به راحتي با شرايط وفق پيدا

    مي كنند و بابت اين مسئله پاداش دريافت مي كنند.

    در هر حال انسان هايي مي باشند كه سر موقع مي خوابند و سر موقع بيدار مي شوند و به فرمان ها

    عمل مي كنند. ولي انسان هايي مي باشند كه اين طور نيستند يعني در روش تربيت آنها به اين صورت

    ياد نگرفته اند و به اين طريق زندگي نكرده اند.

    براي اين اشخاص سربازي در زندگي آنها مانند يك درز مي باشد . نسبت به موقعيتي كه در آن هستند

    يك درز بزرگ مي باشد و توانايي وفق دادن ندارند. اين اشخاص هم مي باشند كه در زمان سربازي دست

    به برخوردهاي آزار دهنده مثل خودكشي مي زنند.

    متاسفانه مانند نظام ياد گيري مان ، مانند مدرسه همه را از هر راه و تيپ شخصيتي داخل نظام برابر

    مي كنيم و يك معلم به طور مثال در مدرسه ۳۰ دانش آموز با ۳۰ خصوصيات متفاوت از آنها انتظار

    برابر مي خواهيم و اين قاعده غلط است.

    تيپ شخصيتي سربازان

    در خدمت سربازي هم همين برخورد برابر رخ مي دهد ، يك فرمانده بي اهميت و بي توجه به اين

    مسئله مثل اين مي ماند كه به او ربات داده اند. از همه آنها به يك نوع انتظار دارند. شايد وظيفه

    فرمانده اين نمي باشد اين امر كه يك فرد و خصوصيات شخصيتي او پي ببرد و بر طبق تيپ شخصيتي

    آن شخص انتظار خود را معين كند.

    شما از كرمانشاه يا هر شهر ديگر آمده باشيد براي يك فرمانده تفاوتي ندارد. حتي برخي قوميت ها

    يك سري خصوصيات تربيتي را در فرزند خود شكل مي دهند كه در پادگان اگر هزاران قوميت هم

    باشند با همه به طور برابر برخورد مي شود اتفاقي كه رخ مي دهد اين مي باشد كه بعضي صدمه

    مي بينند و در برخي اينگونه نمي باشد كه باز هم به تيپ شخصيتي بستگي دارد.

    علت خودكشي سربازان

    زنگ خطر معين يعني يا به خودكشي تهديد كرده اند يا اظهاراتي مانند :

    براي زنده ماندن هيچ گونه انگيزه اي ندارم ، زيرا بايد زنده باشم و از اين گونه صحبت ها ونظرات.

    يا اينكه يك سابقه ناكام ماندن نسبت به خودكشي در گذشته با آن روبرو شده اند.

    پس من نمي توانم قبول كنم كه با يك شخصي روبرو شوم كه خودكشي آن به فوت بي انجامد

    و از او به هيچ عنوان زنگ خطر در پادگان ديده نشده است . اينگونه نمي باشد ، ديده شده اما

    به آن بي تفاوتي شده است.

    به همين علت در سربازي ما براي حماقت رواني از اشخاص جايي نداريم. حتي اگر شخص اظهاراتي

    داشته باشد كه كارش به روانشناس يا پزشك منجر شود يك جور امتياز منفي براي او مي باشد.

    پس بنابراين شخص تلاش مي كند كه اين زنگ خطر را خيلي آشكار نكند.

    سيستم  حمايتي سربازان در خارج از پادگان قرار دارند. يعني به طور مثال ارتش براي خود

    يك بيمارستان هايي تهيه كرده است كه در بيرون از پادگان كه در آن بيمارستان روانشناس و روانپزشك

    موجود مي باشد . سپاه هم به همين صورت و سازمان هايي مانند نيروي انتظامي به همين شكل.

    اما ما به يك سيستم حمايتي كه قدرتمند و با تجربه كه فرمايشي نباشند در درون پادگان تهيه كرديم.

    امكان دارد يك سازماني بگويد كه ما در پادگان مان يك روز در هفته روانشناس و روانپزشك حضور يابند

    ولي اين فعاليت كار فرمايشي مي باشد و وضع خوبي ندارد.

    نكته ديگر كه بايد رخ دهد برخي دخالت هاي پيشگيري شده مي باشد . يعني اينكه ما بايد راه حل ها

    و تكنيك هايي را بررسي كنيم كه اين تكنيك بتواند از اشخاصي كه موقعيت خطرناكي دارند جلوگيري

    كنند.

    همان طور كه گفته شد بايد خصوصيات شخصيتي كه بعد ها مي تواند براي اشخاصي كه در سربازي

    صدمه ديدند پر اهميت باشد ، بسنجيم . اتفاقا سنجيدن آن مشخصات شخصيتي راحت مي باشد كه

    توسط يك سيستم داراي سنجش رواني همان هنگام كه شخص به پادگان داخل مي شود يا پيش از آن

    كنترل شود كه اين شخص آيا ممكن است كه در دوران سربازي صدمه ببيند يا خير.

    مشاهده اي كه به عقيده من موجب مي شود اين مسئله (سنجش رواني و اهميت به زنگ خطر از طرف

    سرباز ها داده شود كه امكان دارد به برخورد داراي خطر منجر شود )اين ديدن مي باشد كه اشخاصي كه

    از آشفتگي روانشناسي خود صحبت مي كنند در دوران سربازي مي خواهند به فرار دست بزنند.

    اين ديدن مي باشد كه موجب مي شود توجهي نكنيم و بي خبر بمانيم و يك باره مشاده كنيم

    كه مثلا يك سربازي به خودش و يا حتي ديگران آن طوري كه به او خبر داده شده است صدمه بزند.


    خلاقيت در بازي

    در هنگام بازي خلاقيت كودك افزايش مي يابد .

    ” خلاقيت ؛ يعني امكان بهره برداري نامتعارف از ابزار ، بدون تأثير پذيري از عقايد ديگران ” .

    نكات اصلي را به كودك خود بياموزيد ، و موقعيتي را براي او فراهم نماييد تا كودك از ايده هايش استفاده كند . زيرا خلاقيت ، عامل كسب تجربه ي بيشتر است و تجربه عامل پيشرفت در زندگي آينده ي كودكان مي باشد . تجربياتي مانند؛ سفر، گذراندن وقت در مزرعه ، رفتن به تعطيلات ، كتاب خواندن ، بازديد از نقاط  ديدني و اشخاص مهم زندگي كودك نقش بسزايي را دارد . زيرا تجربه سبب مي شود تا كودك شناخت بيشتري را نسبت به واقعيات بدست آورد و پيرامون هر موضوع ، واكنش مناسبي را از خود نشان دهد.

    براي مطالعه بيشتر:

    ده روش براي پرورش خلاقيت كودكان و نوجوانان

    خلاقيت چگونه رشد مي كند

    تأثير بازي در پرورش خلاقيت كودكان

    خلاقيت زيباترين و شگفت انگيز ترين خصيصه انسان است . غنا و پويايي و بقاي هر فرهنگ و تمدني به خلاقيت مردمان آن بستگي دارد و اين واقعيت را تاريخ بارها به اثبات رسانده است.

    از سويي ديگر همان طور كه مي دانيم ، دوران كودكي از نقشي حساس و تعيين كننده اي برخوردار مي باشد . توجه به اين دوران تا آن جا است كه دوران كودكي ، به ويژه دوران سنين آغازي آن، از سوي روان شناسان و صاحب نظران تعليم و تربيت ، به عنوان مهم ترين مرحله ي تكوين شخصيت انسان شناخته شده است.

    روان شناسان بر اين باورند كه، وجود تعارضات، اختلالات، و نابساماني هاي رواني اين سنين ، در سراسر زندگي انسان، تأثير مي گذارد.

    پژوهش هاي روان شناسي و تعليم و تربيت ، بيانگر آن است كه ، آغاز خلاقيت كودكان در سنين آمادگي و پيش از دبستان مي باشد . در اين سنين ارتباط تازه اي ميان تفكر و عمل كودكان پديدار مي گردد و كودك براي شناخت عجايب و شگفتي هاي محيط پيرامونش تلاش بسياري را مي نمايد . اين فرا گيري وشناخت بيشتر، از طريق تجربه ي عملي صورت مي پذيرد . اين تجربه ي عملي _ يا بازي _ يكي از اعمال روزمره ي زندگي هر كودك است و كوششي است كه به تمام وجود او بستگي دارد .

    بدون ترديد مي توان گفت كه ؛ بازي بهترين شكل فعاليت طبيعي هر كودك محسوب مي گردد  و مناسب ترين راه براي رشد استعداد او بشمار مي رود.

    در هنگام بازي ، نيرو هاي جسمي و ذهني كودك ( نظم ، حافظه ، تخيل ، توانايي جسماني ، و… ) رشد مي يابند و بازي براي كودك، محرك و انگيزه اي مي شود در جهت كسب تجارب اجتماعي.

    بازي در معناي دقيق كلمه ، شامل فعاليت هايي است كه واجد مؤلفه هاي ذيل باشد:

    • اختياري
    • دلپذير
    • فاقد سازمان است

    بازي متأثر از عوامل بسيار زيادي است كه هر كدام از اين عوامل به سهم خود چگونگي بازي كودكان و نوع ابزاري را كه آن ها براي بازي انتخاب مي كنند _ يا براي آنان در نظر گرفته مي شود _ را تعيين مي كنند . تعدادي از اين عوامل عبارتند از :

    • سن و رشد كودك : امروزه ما ، با مقالات و گزارش هاي بي شماري مواجه مي گرديم كه توضيح مي دهند كدام اسباب بازي براي كدام دوره از رشد و تكامل كودك متناسب است .
    • محيط زندگي : شرايط آب و هوايي ، محيط روستايي و شهري و … هر كدام بازي هاي خاص خود را ايجاب مي كنند .
    • ظرفيت كودك : توانايي هاي كودكان ، نيز از جمله عوامل تعيين كننده در بازي ها مي باشند .
    • وضعيت اقتصادي : بازي و وسايل بازي كه ، در جوامع محروم و ثروتمند ، بكار گرفته مي شود . تفاوت چشم گيري را با يكديگر دارند .
    • فرهنگ : در بسياري از موارد فرهنگ ، تعيين كننده ي بازي هاي خاص مي باشد . در اغلب موارد اين فرهنگ است كه تعيين مي كند كه دختران و پسران بايد به چه بازي هايي بپردازند .
    • جنسيت : در بسياري از موارد جنسيت ، عامل تعيين كننده ي بازي به شمار مي رود .

    بازي ، نقش حايز اهميتي را در رشد كودك ايفا مي نمايد . علاوه بر آن ، انسان به عنوان مخلوقي اجتماعي ، نيازمند ان است كه ، به گروهي تعلق داشته باشد . در اين راستا بازي ، وظايف متعددي را ، در سطوح مختلف رشد برعهده مي گيرد . بازي زمينه ي آن را فراهم مي آورد تا انسان در مواجه با روابط اجتماعي به رشد و تكامل دست يابد . اين موضوع براي انسان ، خشنودي فزاينده اي را فراهم مي آورد . بازي موجب مي گردد تا ، مهارت در برنامه ريزي ، توانايي حل مشكلات ، بهبود وضعيت تحصيلي ، دورانديشي و … در انسان افزايش يابد .

    كودك از راه بازي مي تواند به استعداد ها ، نياز ها ، ضعف ها و … خود پي ببرد . و با شناخت ويژگي هاي خويش ، ساختار شخصيت خود را استحكام ببخشد .

    با توجه به اهميت و موضوع بحث _ در رابطه با تأثير بازي در پرورش خلاقيت كودكان _ ما در صدد هستيم تا به تأثير يكي از انواع بازي در پرورش خلاقيت كودكان بپردازيم .

    در اين ميان ، بازي هايي كه آفريده ي ذهن خلاق كودكان است _ ما آن ها را ” بازي هاي ابتكاري ” ، ” موضوع دار ” و ” نقش دار ” مي ناميم _ اهميت ويژه اي دارند . در اين بازي ها خردسالان بخشي از فعاليت بزرگسالان را _ كه در محيط زندگي خود مي بينند _ تقليد مي كنند . ” بازي هاي ابتكاري ” به شخصيت كودك شكل مي بخشد و ابزار حايز اهميتي در تربيت كودكان محسوب مي شود .

    رفتار و حركات كودكان در بازي هميشه حقيقي است ، احساسات و تأثراشان حقيقي و صادقانه است . به عنوان مثال : كودك مي داند كه عروسك يك نوع اسباب بازي است اما با اين وجود عروسك خود را مانند يك موجود جاندار دوست دارد .

    هنگامي كه كودكان در بازي نقش بزرگسالان را ايفا مي كنند ، اين تنها يك تقليد ساده نيست ، زيرا ابتكار و خلاقيت كودكان در هنگام آفرينش ، ” موضوع بازي ” و در زمان جست و جوي ” ابزار بازي” در جهت ” تحقق بازي ” پديدار مي گردد .

    با كمك بازي هاي ابتكاري مي توان ، مسائل مهم تربيتي را حل كرد . نقشي را كه كودك در بازي هاي ابتكاري براي خود انتخاب مي كند انعكاسي از خواسته ها و آرزو هاي اوست . در هنگام بازي ابتكاري ، همه ي جوانب شخصيت كودك در اتحاد و هم كاري با هم بازي او شكل مي گيرد . بازي هاي جمعي در صورتي كه به شيوه ي مناسبي سازمان بندي شوند ، خلاقيت و فعاليت فردي كودكان را انسجام مي بخشد . بدين ترتيب بازي هاي ابتكاري _ مانند ابرازي حايز اهميت ، در رشد همه جانبه ي كودكان _ با ساير فعاليت هاي آنان در ارتباط است و اين نكته ، ارزش والاي بازي هاي ابتكاري را در روند تربيتي كودك نشان مي دهد .

    كودك در هنگام ايفاي نقش ، خصوصيت شخصي خويش را ظاهر مي سازد . بنابراين بازي هاي ابتكاري ، نقش مهمي را در فعاليت خلاقانه ي كودك ايفا مي كند .

    مهم ترين نكته اي كه بايد به آن توجه داشت اين است كه ، مربي نبايد موضوع بازي را به كودكان تحميل نمايد زيرا در اين صورت ، حس ابتكار و نيروي تخيل و استقلال را از آن ها سلب مي كند .

    مربيان تعليم و تربيت متذكر شده اند كه ؛ بازي فعاليت مستقل كودكان و آفريده ي خود آنان است و بسيار مهم است كه بازي ها قالبي نباشند ، و راه را براي ابتكار كودكان بگشايند . مهم آن است كه بازي ساخته و پرداخته ي فكر كودكان باشد . فضاي بازي هم بايد به گونه اي باشد كه انگيزه ، تخيل و تفكر را براي كودك فراهم آورد . در حقيقت كودك بايد به سمت بازي هاي برانگيزنده سوق داده شود . در روند بازي نيروهاي ذهني و جسمي كودك – يعني دقت ، حافظه ، تخيل ، نظم و ترتيب ، توانايي جسماني و … – رشد مي يابند .

    ارزش بازي در رشد خردسالان

                                          مديران ، والدين و مشاورين بايد ، بازي را درك كنند .

    در كتاب ” وضعيت كلي كودك ” تاليف ” جونا هندريكس ” آمده است كه : علي رغم شواهدي كه نشان مي دهد ، بازي يك حرفه براي خردسالان محسوب مي شود .

    مربيان كودك اذعان دارند كه ، مسئولين و والدين چنان كه بايد به اين امر توجه نمي نمايند . بسياري از آن ها بازي را در حكم يك فعاليت بي ارزش – براي گذراندن وقت – مي پندارند اما نتايج به دست آمده از تحقيقات ، با اين تصورات نا بخردانه تفاوت بسياري را دارد . بنابراين مربيان كودك – به ويژه مربيان خردسال – بايد براهميت بازي كودكان تاكيد نمايند و تاثيات سازنده ي بازي را – به عنوان زمينه ساز تحصيل – به ديگران ياد آور شوند .

    ” فرويل ” پيرامون اهميت بازي كودكان به نكات ارزشمندي اشاره مي نمايد . او معتقد است كه : ” بازي پاك ترين و روحاني ترين ساخته ي دست بشر ، در دوران كودكي ، انسان است  و به گونه اي يك تصوير پيشين و يا تقليدي ، از زندگي آينده انسان ، به شمار مي آيد ، همانا راز زندگي طبيعي انسان و همه ي موجودات است . بازي ، براي كودك لذت ، آزادي ، رضايت دروني و بيروني و احساس آرامش از محيط را به ارمغان مي آورد ” .

    نقش مربيان در بازي

    مربيان بايد در ارتباط با بازي كودك به نكات ذيل توجه نمايند :

    • افزايش ابزار بازي
    • دادن وقت كافي به كودك
    • دقت در زمان كمك به كودك
    • واگذاري حق تصميم گيري و انتخاب بر عهده ي كودك
    • تهيه ي وسايل جديد براي كودك ، تا او بتواند بازي را ابداع نمايد .
    • وسايل صحنه ي نمايش ، بهتر است به صورت واقعي باشند .

    مربي با تحقيق و به كار گيري ايده هاي نو كودك را آماده مي كند و او را به سوي پيشرفت سوق مي دهد . بازي دامنه ي مهارت هاي كودك را در زمينه هاي روحي ، جسمي ، زيبايي شناسي ، اجتماعي و عاطفي گسترش مي دهد . مربي بايد فضاي فرح بخشي را ايجاد نمايد تا خلاقيت كودك شكوفا شود و براي آموزش محيط مناسبي را در نظر بگيرد و براي كودك اين امكان را فراهم آورد كه يك شركت كننده ي فعال باشد نه يك آموزنده ي غير فعال .

    خصوصيات بازي

    ” كار فعاليتي هدفمند است كه يك انسان ، در جهت تبديل عوامل محيطي ، به صورت دلخواه يا به اجبار، انجام مي دهد . ” مي توان گفت : كار، پذيرش قواعد و قوانين اجباري است كه انسان را ملزم به اجراي آن مي كند و انسان در مقابل انجام دادن آن پاداش يا اجرتي را دريافت مي كند .

    اما بازي چيست ؟ بازي داراي چه خصوصياتي است ؟ در اينجا مي توان گفت كه : كودك به بازي احتيج دارد و براي او بازي يك حرفه ي جديدي محسوب مي شود . بازي وسيله اي براي بيان خصوصيات و شخصيت كودك است .بازي به كودك كمك مي كند كه ، خود را بهتر بشناسد ، تصوراتش را گسترش بدهد ، در فعاليت هايي مهارت پيدا كند و انديشه اش را توسعه دهد . كودك در هنگام بازي ياد مي گيرد كه چگونه خود را كنترل نمايد و ميان اعضاي بدن و مغز خود هماهنگي ايجاد كند .بازي زمينه ي رشد و تكامل كودك را فراهم مي آورد . بازي براي كودك امري حايز اهميت به حساب مي آيد . بازي كودك هميشه متوجه به يك هدف و موضوع به خصوص نمي باشد – كه ما بتوانيم آن را مانند يك نوار متوقف نماييم و يا آن را ادامه دهيم – زيرا بازي يكي از فعاليت هاي ذهني كودك به شمار مي آيد .

    بازي كودكان داراي ويژگي هاي ذيل مي باشد :

    • بازي اختياري است .
    • بازي براي كودك ، فاقد هر گونه سازمان مي باشد.
    • بازي براي كودك خوشايند است .
    • بازي از قيد كشاكش و پرخاش آزاد است .
    • بازي وسيله ي مناسبي است تا كودك را از پرخاشگري باز دارد .
    • بازي فرصتي است كه كودك انديشه هاي دروني خود را بيان مي كند . بازي اين امكان را براي كودك فراهم مي آورد تا بر اضطراب خود غلبه كند .
    • بازي اين امكان را براي كودك فراهم مي نمايد تا به كسب تجربه بپردازد و افكار خود را بيان كند .
    • بازي فرصت مناسبي براي پرورش خلاقيت كودك است .
    • بازي وسيله اي براي برقراري ارتباطات اجتماعي با ديگران است . كودكان در هر سني كه باشند ، غالبا به جاي اينكه ، صحبت كنند ؛ بوسيله ي اسباب بازي با بزرگسالان و يا كودكان ارتباط برقرار مي كنند .

     

    و سرانجام اين كه بازي ؛ وسيله اي براي ايجاد ارتباط با دنياي دروني كودك و دنياي عيني  – محيط خارج – است .

    هر كودكي مي خواهد، بازي مي كند ، كودك از طريق بازي ياد مي گيرد چگونه بياموزد .

    بنابراين مي توان استنباط نمود كه بازي امري اختياري است و كودك به دل خواه خود مي ت


    افكار غير منطقي محدود كننده موفقيت

      4  

    همچنين تحريفات شناختي نيز خوانده مي شود كه اولين بار توسط روانشناس، آرون بك و دكتر ديويد  برنز تشخيص داده شد.

    كنترل افكار غيرمنطقي

    داشتن اين افكار غير منطقي هر از گاهي عاديست. طرز فكر اشتباه حتي در ميان نخبه ها و اغلبِ افراد باهوش عادي است. همه ما ممكن است در مسيرزندگيمان همچين حسي را داشته باشيم. اين فقط بخشي از انسان بودن است، عكس العملي تكاملي كه براي محافظت و مصون نگه داشتن ما طراحي شده است.

    با اين وجود، افكار غير منطقي مي توانند سد راه موفقيتتان شوند و منجر به احساس خطر هايي سالم و ضروري شوند. براي مثال، منتقد درون شما ممكن است بگويد به اندازه ي كافي خوب نيستيد و اينكه شما قطعا شكست خواهيد خورد. بدانديشي و اغتشاش ذهني همچنين مي تواند روابطمان را پيچيده كند. پيش بيني مي كنيد وقتي كه از شما اشتباهي سربزند رئيستان ناراحت مي شود يا اينكه خانواده و دوستان شما را چگونه ارزيابي مي كنند.

    خبر خوب اين است كه مي توانيد خودآگاهي لازم را براي توقف وتغيير افكار غير منطقي ايجاد كنيد. با اندكي خودداري، شما مي توانيد فكرتان را از نو بسازيد. به تدريج مي توانيد خودگويي تان را تعديل كنيد كه متناسب تر، انعطاف پذير تر شود و مشوقي باشد تا كمكتان كند به اهدافتان دست يابيد و از عهده ي سخت ترين موقعيت ها نيز برآييد. شناختن افكار مضر مانند افكار غيرمنطقي و موقت قدم اوليه ي مهمي براي رها شدن از استرسي است كه اين افكار به بار مي آورند:

    نگاهي مي اندازيم به رايج ترين بدانديشي هاي ذهني كه برنز معرفي كرده است، به همراه مثال هايي از رفتاري كه ممكن است در كار و زندگيتان ظاهر شوند.

    فيلتر ذهني

    شما تك جزئيات منفي اي را انتخاب مي كنيد و روي آن انگشت مي گذاريد. ممكن است نظرات مثبت زيادي درمورد ارائه ي خود در محل كار دريافت كنيد، اما اگر يكي از همكاران چيزي بگويد كه اندكي منتقدانه باشد، ذهنتان براي چند روز درگير آن مي شود.

    برچسب زدن، همه چيز يا هيچ چيز

    همه چيز را سياه و سفيد مي بينيد. اگر رئيس تان بگويد تنها در قسمتي از بررسي عملكردتان انتظارات را برآورده نكرديد، به خودتان برچسب «شكست كامل» در كارتان مي زنيد. با اين طرز تفكر، هيچ جايي براي كوچك ترين اشتباهي وجود ندارد- هيچ قسمتي از كارتان وجود نخواهد داشت كه در آن عالي باشيد، تا زماني كه همچنان روي جنبه هايي  كه نياز به تلاش دارد تمركز مي كنيد.

    تعميم دادن بيش از حد

    اعتقاد به اين كه چيزي هميشه به آساني اتفاق خواهد افتاد به اين دليل كه قبلا يك بار اتفاق افتاده. اگر ماموريت پردرآمدي يكباربه كس ديگري محول شود، به هيچ چيز نمي توانيد فكر كنيد جز، «بخشكي اي شانس! من در هر كاري شكست مي خورم.»

    به حساب نياوردن كار هاي مثبت

    اين يك فكر رايج براي شما است كه تجربه هايمثبت را با گفتن اين به خودتان كه آنها ارزش نداشتند كم اهميت جلوه دهيد. اگر كار مفيدي انجام داده ايد، دليل بياوريد كه هركس ديگري در گروهتان مي توانست آن را به همان خوبي انجام دهد، پس چه ارزشي دارد؟

    زود سراغ نتيجه گيري رفتن

    تعبير منفي اتفاقات بدون حقايقي كه نتيجه گيري تان را اثبات كند، نشاني است براي اين طرز نگرش. فرق نمي كند چه باشد، شما پيش بيني مي كنيد كه كارها بد از كار در مي آيند. قبل از ملاقاتي مهم، براي مثال، ممكن است به خودتان بگوييد، «من گند ميزنم.»

    استدلال احساسي

    شما مي پذيريد كه احساسات منفي مصداقي است بر آنچه چيز ها واقعا هستند.ممكن است شما به خودتان بگوييد: « من درمورد رويداد هاي مربوط به طراحي شبكه احساس ترس مي كنم،» «شركت كردن در آنها فكر بدي است.»

    عبارت هاي «بايد» به جاي تمركز روي اينكه چگونه  موقعيت ها را همانطور كه هستند مديريت كنيد، مي خواهيد آنها همانطور كه تصور كرده ايد تغيير كنند. اين «عبارت هاي بايدي» وقتي درمقابل خودتان قرار مي گيرند، منجر به احساس گناه و درماندگي مي شوند، عباراتي همچون، «من بزرگسال هستم. من بايد تا الان احساسم را مي سنجيدم.» كه وقتي در مقابل ديگران قرار مي گيرند، باعث عصبانيت و دلخوري مي شوند. اين مثال خوبي است: «تيم من بايد بتواند اين مشكل را بدون زحمت دادن به من مديريت كند.»

    شخصي كردن و سرزنش

    اين بدانديشي ذهني زماني كه خودتان را شخصا براي اتفاقي مسئول مي دانيد باعث استرس مي شود كه كاملا تحت كنترل شما نيست. براي مثال، زماني كه در مسير با همكاري برخورد مي كنيد به جاي تلاش براي پيدا كردن دليل مشكل، فكرهايي مي كنيد مثل «همه اش تقصير من است،» بنابر اين شما و همكارتان مانند هم فكر خواهيد كرد. در ضمن اين نيز عادي است كه به خاطر شرايطتان ديگران را سرزنش كنيد و راه هايي كه خودتان احتمالا در ايجاد مشكل نقش داشته ايد را به حساب نياوريد.

    آيا هيچكدام از اين الگو هاي فكري در مورد شما صادق است؟ زمان آن رسيده كه طرز تفكرتان را از نو بسازيد بدين نحو مي توانيد بر اين افكار غير منطقي غلبه كنيد.

    دفعه ي بعد كه متوجه شديد دچار الگو هاي اين افكار مضر شده ايد، روش تحقيق اخير را كه از روانشناسي شناختي مورد تاييد،  برگرفته شده را امتحان كنيد، كه به شما كمك مي كند افكار منفي اي را كه بر اضطراب، عدم اعتماد به نفس و سندرم فريب تاثير مي گذارند تغيير دهيد.


    تشخيص بيماري اعتياد

    تشخيص بيماري اعتياد :اعتياد و مواد مخدر به عقل و سيستم عصبي انسان صدمه وارد مي كند

    و عملكرد آن را دچار اختلال مي كند.

    مشاوره درمان بيماري اعتياد

    شخص معتاد دچار وضعيتي به نام وسواس مي شود كه با داشتن همه صدمه ها و عاقبت جسمي و روحي ،

    فقط به استفاده دوباره آن مي انديشد، اينكه زندگي او فقط استفاده از مواد مي باشد.

    پس از اينكه اين بيماري پيشرفت و ريشه دار شدن اين بيماري گمراهي زيادي در شيوه تفكر شخص به

    وجود مي آيد. او ديگر نمي تواند درست و غلط را از هم تشخيص دهد.

    مشاوره جلوگيري از گمراهي و كم شدن اثر اعتياد را به شما پيشنهاد مي كنيم.

    رويكرد هاي تحريك آميز در اعتياد و معالجه آن

    شخص بيمار از داخل دچار وسوسه شدن مي شود كه در حاليكه مواد مصرف مي كند اتفاق به خصوصي براي

    او رخ نمي دهد و باز هم در برابر مخالفت و معترض شدن مبارزه ميكند كه اگر به مصرف مواد مخدر نپردازد

    زندگي او مختل مي شود.

    بنابراين براي مواجهه شدن با اين وسواس بايد رويكرد اين نوع وسواس شناخت داشته باشيد.

    اولين مشاوره براي معالجه اعتياد

    گام اول براي آغاز برطرف كردن اين پديده و وسواس فكري اعتياد ، قبول اعتياد و اعتراف شخص

    مصرف كننده مي باشد.

    هنگامي شخص قبول كند و بفهمد كه بيمار مي باشد و از لحاظ هاي متفاوت تفكر وسوسه كننده

    و سقوط كننده خود به استفاده از مواد ، اطلاع داشته باشد قسمت مهمي از روند كمك به ترك اعتياد را

    مي پيماييم.

    متاسفانه والدين در بيشتر موارد به علت علاقه و شخص معتاد و محافظت از آبرو ، خود نيز مشغول

    عدم پذيرفتن اين مسئله مي باشد.

    در بيشتر موارد هم با پشتيباني هاي غير سالم و حتي داراي خطر ، موجب مي شود. شخص بيمار

    به هيچ عنوان با آخرت وحشتناك استفاده از مواد مخدر آشنا نشود.


    دور شدن از اعتياد

    دور شدن از اعتياد:افرادي كه داراي اعتياد هستند معمولا از لحاظ روحي وضعيت خوبي ندارند.

    مشاوره ترك اعتياد

    وقتي كه خود آنها و تحسين و اصرار شما براي ترك اعتياد آمادگي پيدا مي كنند احتياج به مشاوره ترك اعتياد مي باشد.

    زيرا بدون مشاوره ترك اعتياد اگر وابسته بودن خود را كنار بگذارند ممكن است در اين را با شكست مواجهه

    شوند و به طرف به سمت آنها باز مي گردند.

    پس مشاوره ترك اعتياد را در قدم اول بگذاريد زيرا راهنمايي خواستن از متخصصان اين راه سخت را

    آسان تر مي كند.مشاوره اعتياد راه حل مناسبي براي شما مي باشد.

    اعتياد يكي از مشكلات ويژه جامع متفاوت بشر مي باشد ، مخصوصا با داخل شدن مواد مخدر صنعتي

    پر از ريسك به چرخه استفاده معتادان.

    پر اهميت ترين موردي كه درمورد اعتياد بايد به آن توجه كرد اين مي باشد كه:

    اعتياد يك بيماري زمين گير مي باشد. بايد قبول كنيم كه اعتياد روند دشوار و صدمه زننده به شخص

    بيمار و والدين او مي باشد.

    عامل تحريك كننده و اوليه اعتياد

    اولين و پر اهميت ترين موضوع ما درباره سقوط هاي اعتياد مي باشد، بايد عامل سقوط دهنده به طرف

    اين بيماري را تشخيص داد و قدم اول براي جلوگيري از آن اقدام كرد.

    از پر اهميت ترين عامل سقوط ، سقوط احساسي ، ذهني مي باشد.

    سقوط توسط همه اين عامل ها يا يكي از آنها متاسفانه همه سنين و طبقات جامعه را در بر مي گيرد.

    ولي در حقيقت غير قابل انكار و تفكر برانگيز است كه:

    در سن نوجواني و عامل عدم متناسب بودن در موقعيت اقتصادي و اجتماعي در اين زمينه ريسك وجود

    دارد.

    به طور مثال : فقر در رفاه بيش از اندازه از عامل تحريك كننده  به مواد مخدر مي باشد.

    پس تشخيص شرايط زندگي اشخاص از هر نظر كمك بسياري به جلوگيري در اين مسئله مي كند.

    مشاوره دوري از اعتياد

    استفاده از مشاوره ترك اعتياد گاه بعدي پس از گرايش به اعتياد مي باشد.

    ما به شما در همه امور مشاوره تخصصي اعتياد و درمان آن از طريق آنلاين يا حضوري در خدمت هستيم.

    حقيقت غير منكر شدن درباره اعتياد اين مي باشد كه خود شخص معتاد از بيماري اعتياد آسيب مي بيند.

    اين بيماري موجب مي شود كه شيوه تفكر و برخورد شخص معتاد عوض شود.

    شخص به تدريج به دليل صدمه هاي ناشي از بيماري اعتياد ، هوش و منطق خود را از بين مي برد.

    با اينكه هر آسيب و صدمه اي به خاطر مصرف مواد ، بر سر او خانواده خود وارد مي كند باز هم كار خود

    را پيش مي برد.


    مشاوره شيوه هاي موفق شدن در آزمون هاي استخدامي

      4  

    مشاوره شيوه هاي موفق شدن در آزمون هاي استخدامي:

    براي موفق شدن در مصاحبه استخدامي و آموزن هاي كاريابي چه كارهايي بايد انجام داد؟

    كودكان از زمان تولد به دنيا برخي از خصوصيات شخصيتي مانند تمركز ، تطبيق دادن و…. دارا مي باشند.

    بدون شناخت شخصيت خود ، اشخاص بسياري وقت خود را در فعاليت هايي كه از توان آنها خارج مي باشد

    به بطالت مي گذرانند.

    امكان دارد بگوييد در مواقعي كه بازار كار مطلوب نيست نمي توان بر اين موارد تكيه كرد. ولي اگرشخصي

    بتوانيد با راه خود آشنا شود شرايط براي او عوض مي شود و هم انگيزه دروني پيدا خواهد كرد.

    مشاوره شيوه هاي موفق انگيزش كاريابي

    انگيزش شغلي به علاقه دروني شخص و اثرات سازمان محل فعاليت او بستگي دارد. اشخاصي كه انتخاب

    شغل را به سرنوشت مي سپارند در محل كار به علت نداشتن علاقه و انگيزه به طور دائم خسته مي شوند

    و روز به روز دچار افسردگي مي شوند.

    مشاوره افزايش رضايت شغلي

    اگر شغلي كه انتخاب مي كنيد شما رضايت نداريد حتما يك جاي كار ايراد دارد. اگر روحيه شما هر روز

    بدتر از قبل شود و بيدار شدن و به سركار رفتن دشوار مي شود كه در اين صورت حتما مشكل شديدي

    موجود مي باشد كه با توجه نگرفتن آن ، روش هاي موفق شدن شما را كمتر مي كند.

    مشاوره تلفني استخدام ، كاريابي عوض كردن شغل

    اگر در شغل خود به هر علتي نتوانستيد موفق شويد از خطر آن نترسيد. حتما از اشخاصي كه تجربه دارند

    كمك بگيريد ولي اجازه ندهيد قضاوت ديگران آينده شما را تعيين كند. به درون خو مراجعه كنيد و

    شجاعت داشته باشيد.

    شغل خود را عوض كنيد آنچه بيشتر اهميت دارد زندگي شخصي شماست.

    *به چه صورت شغل مطلوب خود را انتخاب كنيم؟

    *انتخاب شغل مطلوب در روحيه اشخاص چگونه موثر مي باشد؟

    *چه اشخاصي براي كار جمعي مطلوب نيستند؟

    *آيا اشخاص كار آموز احتياج به ياد گرفتن روش هاي كار جمعي دارند؟

    *نقش مشاوره شغلي در راهنمايي استعدادهاي اشخاص چه مي باشد؟

    *از كجا بفهميم وقت عوض شدن شغل رسيده است؟

    *آيا خطر كردن احتياج به تمرين دارد؟

    *آيا هميشه عوض شدن شغل آرامش ما را دچار خطر مي كند؟

     

    ارتباط ذهن آگاهانه (هوشمندانه) در روابط

      4  

    ارتباط ذهن آگاهانه (هوشمندانه) در روابط:آگاهانه ماندن در تعاملات ما با ديگران با تمايل و نيت بر انجام اين چنين كاري آغاز مي شود. همه ما يكسري روابطي داريم كه خواهان اصلاح آن هستيم. يك روش براي بهبود اين گونه روابط داشتن ارتباط آگاهانه و عامدانه است.

     

     درگيرشدن در ارتباطي ذهن آگاهانه

    تحقيقات نشان داده است كه ذهن آگاهي مي تواند  به افراد در جهت حل يا اجتناب از تعارض، بهبود روابط و كاهش استرس آنها كمك كند. سال هاست كه محققان مداخلات ذهن آگاهي را در زوج ها به بوته آزمايش مي گذارند. دكتر جيمز كارسون و همكارانش دريافتند زوج هايي كه در آموزش ذهن آگاهي به مدت ۸ هفته شركت كرده بودند رضايت بيشتر از روابط نزديك و پذيرش بالاتري براي طرف مقابل داشتند نسبت  به افرادي كه در آموزش شركت نكرده بودند.

    ذهن آگاهي را به عنوان توجه كردن به روشي خاص؛ هدفمند، در حال و بدون قضاوت گرايانه اي توصيف كرده اند. ذهن آگاهي به پردازش آنچه همسر شما به روشي فعال و منعطف مي گويد اشاره دارد كه  گوياي حساسيت به بافت (آنها روز بدي داشتند شرايطي رسمي است يا با آرامش)، پذيرفتن نقطه نظرات متعدد و توانايي درك امور به روش هاي جديد است.

    به طور خلاصه، ذهن آگاهي تماماً از فعال بودن و حضور در حال، گفتگو مي كند؛ خواه در حال برقراري ارتباط باشيد يا خير.

    درگيرشدن در ارتباطي ذهن آگاهانه نياز به تلاش ناچيزي دارد. اينجاست كه عامدانه بودن يا قصدمندي به ميان مي آيد. اين مسئله با تمركز بر رفتارهاي خاص در روابط خاص به ما در راستاي  ارتباط آگاهانه تر كمك مي كند. شما هم اگر مي خواهيد در يكي از روابط خود بر ارتباط آگاهانه تمركز كنيد، بجنبيد. قصد داريم شما را با فعاليت “تنظيم هدف ارتباط” آشنا كنيم، براي بهبود ارتباط در روابط متقابل خود. با فراغي آسوده مداد و كاغذ را جلوي دست خود بگذاريد و جواب هاي خود را يكي يكي بنويسيد.

  • روابطي را انتخاب كنيد كه قصد كار كردن روي آنها داريد. اين رابطه مي تواند برادر، خواهر، والدين، كارفرما، هم اتاقي، دوست دختر يا دوست پسر، بهترين دوست، نزديكتر شدن به يك دوست، همكار، عمه، عمو، پسرعمو يا دخترعمو، پدربزرگ يا مادربزرگ باشد.
  • فكر كنيد كه چرا مي خواهيد رابطه را بهبود بخشيد و اگر در مكان مناسبي قرار داشتيد آنچه رابطه مي‌تواند به نظر آيد را به طور خيالي در سر بپرورانيد. ما اغلب به فكر داشتن رابطه بهتر هستيم اما اهدافي واقعي يا ابزارهاي ارتباطي براي رسيدن به اين اهداف را نداريم.
  • وقتي ما در مورد رابطه ي مورد نظر خود فكر مي كنيم اغلب به آنچه طرف مقابل براي برهم زدن رابطه يا ممانعت از رسيدن به حالت بالفعل اش انجام داده يا گفته است مي انديشيم. به جاي آن، درمورد فرصت هاي ارتباطي خود و اينكه چگونه مي توانيم با تغيير و تعديل اين فرصت ها تأثير مثبتي بر رابطه خود وارد سازيم فكر كنيم. ما اغلب از طرف مقابل انتظار تغيير را داريم، در عين حال مي دانيم كه تنها شخصي كه توانايي تغييرش را داريم خود ما هستيم. ارتباط شما در حل تعارض هاي بين فردي با شخصي كه براي ارتباط برگزيده ايد چگونه نقشي داشته است؟ چگونه انتخاب هاي ارتباطي را داشته ايد كه توانسته بر اين رابطه اثرگذار باشد؟ با خود صادق باشيد و اكنون زماني را صرف تفكر و نوشتن كنيد.
  • رفتارهايي عمدي را انتخاب كنيد كه قصد بهبود آن را داريد در طي تعامل با اين شخص در طي شش ماه تا يكسال آينده. رفتارهاي عمدي قابل پيگيري، سازنده، فوري، مادام العمر (شما مي توانيد اكنون آنها را انجام دهيد و در آينده ادامه دهيد) و منعطف هستند. جدول زير برخي از اين رفتارها را به عنوان نمونه آورده است.
  • بخشندگي مهرباني گشاده رويي در اختيار بودن صبور بودن توجه كردن مراقبت كردن عشق اعتماد كردن احترام گذاشتن حامي بودن مديريت فهميدن كنجكاوي گوش كردن همدلي هم دردي تعالي بخشيدن قدرت دادن الهام بخشي چالش پذيرش وفاداري ثبات علاقه نشان دادن

     

  • سه تا پنج واژه رفتارهاي عمدي را بنويسيد به طوري كه حاكي از ميزان علاقه شما به پيشقدم شدن در رابطه با شخص مورد نظر خود باشد. مي توانيد از ليست بالا برداريد يا رفتارهاي عمدي مدنظر خود را انتخاب كنيد فقط اطمينان يابيد كه آنها نه تنها هدف (مانند ايراد سخنراني ) هستند بلكه در عوض مانا و سازنده مي باشند.
  • با استفاده از واژه هاي رفتارهاي عمدي موجود در جعبه بالا يك جمله را طرح كنيد. با نوشتن رفتارهاي عمدي در قالب جمله مي توانيد نيت از انجام رابطه را به خاطر داشته باشيد. نيت خود را بنويسيد و آن را اغلب بر روي تلفن خود يا بر روي برگه هاي چسبان و در هر جاي ممكن نصب كنيد بلكه بتوانيد آن را بارها در هفته ببينيد.
  • نيت(قصد) هاي نمونه

    – صبورانه عشق ورزيدن با قلبي فروگذارانه و پر از مهر.

    – تمرين درك ضمن ابراز  شفقت و ملاطفت.

    اعتمادسازي با اعتماد دادن به طرف مقابل و ابراز علاقه.

    – مشاركت فعلانه با ذهني كنجكاو، بيان علاقه و ابراز شفقت.

    – دوست داشتن از روي درك و فهم ضمن ابراز مهرباني و علاقه مندي.

    ارتباط آگاهانه و هوشيار در سرتاسر اين گونه تعاملات جريان دارد. دوست داشتن صبورانه مستلزم گوش دادن و برقراري ارتباطي باز و بي آلايش با همسر خود است. هنوز هم ابراز شفقت و مهرباني يك نيت ارتباطي محور ديگري محسوب مي شود. م اينها را از طريق تجربه ارتباط با ديگران نشان مي دهيد.

  • دلايل خود را براي اصلاح يك رابطه به تفصيل بنويسيد. آيا آن در برخورد با ديگران يا اعضاي خانواده يا در زندگي شما دردناك و صدمه زننده است؟ صرفاً به اين دليل است كه آنها خانواده شما هستند و شما نيز در ايجاد يك رابطه خوب احساس نياز مي كنيد؟ با داشتن آن احساس خوبي در مورد خود خواهيد داشت؟ يك برنامه با قدم هاي عملي طراحي كنيد. كليد اصلي موفقيت در ارتباط تمركز روي ارتباط با يك انگيزه واقعي براي بهبود آن است.
  •  

    بيشتر فكر كنيد

    در مورد چگونگي نزديك تر شدن ارتباط با هدف هاي شما در پيشرفت رابطه بينديشيد. شما چگونه رابطه قصدهاي ارتباط را در يك يا سه ماه آينده وضع خواهيد كرد؟ يك برنامه ي مرحله وار قابل پيگيري بنويسيد.

    “همه روابط لزوما بهبود نمي يابند. اگر شما رابطه اي ناشايست داريد از ديگران كمك بگيريد و بدانيد كه گاهي اوقات بهترين كار پايان دادن به يك رابطه مسموم است تا بهبود آن.

    رمز روابط سالم تر

    هر يك از ما براساس نظريه دلبستگي، يك سبك دلبستگي ياروش برقراري ارتباط با ديگران، بسته به نحوه ارتباط ما با مراقب اصلي خود، ايجاد مي كنيم. بدين ترتيب اين رابطه مقدمه تشكيل الگويي براي ما مي شود كه مي توانيم در بيشتر روابط بزرگسالي آينده نيز به آن متكي باشيم. وقتي كه نيازهاي اصلي ما توسط يك مراقب محبوب و مهربان پيوسته برآورده مي شوند، ما يك سبك دلبستگي ايمن با او و در نتيجه سبك دلبسته ايمن پايدار را شكل مي دهيم. روانشناسان به اين نوع مراقب به عنوان والدين به اندازه كافي خوب اشاره دارند. كودكاني كه اين نوع سبك دلبستگي را ايجاد مي كنند به احتمال بيشتري در بزرگسالي روابط ايمن و سالم تري را پشت سر خواهند گذاشت.

    از طرفي ديگر، با برآورده نشدن نيازهاي كودكان، آنها به رفتار كردن به سبك دلبسته ناايمن رو مي آورند. افراد داراي سبك دلبستگي اضطرابي/پريشان ممكن است وابسته، پرتوقع و ترسان از رهايي باشند. آنها رفتارهايي را انجام خواهند داد كه موجب جدايي از همسر خود مي شود و از اين رو بر اعمال نفوذ و اعتقادات خود پافشاري مي كنند.

    افراد داراي سبك اجتنابي/تحقيرآميز بسيار مغرور هستند به دليل آنكه آنها يادگرفته اند كه فقط متكي به خود باشند. آنها اغلب از نزديكي و تعهد اجتناب مي كنند. افراد داراي سبك دلبستگي اجتنابي/مضطرب در آرزوي برقراري ارتباط نزديك هستند اما همزمان از طردشدگي واهمه دارند. بنابراين ممكن است كارهايي انجام دهند كه موجب فاصله گرفتن آنها از همسران خود شود لذا پيشگويي خودكامبخش خاص خود را خلق مي كنند.

    لازم به ذكر است كه اين سبك هاي دلبستگي منحصر به هر دو طيف نيست، بلكه قابليت نوسان دارند يا با شريك هاي مختلف مي تواند به طور مختلفي كاربرد داشته باشد. براي مثال، شخص داراي سبك دلبسته اضطرابي ممكن است با وجود رابطه با يك شريك ايمن احساس ايمن تري داشته باشد. حدود ۵۰درصد از جامعه بزرگسالان را افراد داراي سبك دلبسته ناايمن تشكيل مي دهد و در اين جامعه هدايت جريانات متلاطم روابط رمانتيك گاها دشوار مي شود. اگر اين در مورد شما صدق مي كند، با انجام مراحل زير مي توانيد اطمينان يابيد كه گذشته شما تعيين كننده سرنوشت روابط بعدي شما در آينده نيست.

    به خود اطمينان داشته باشيد

    براساس نظر جف منزايس روانشناس باليني و متخصص روابط يكي از اولين مراحل براي سازگاري با سبك دلبسته ناايمن ايجاد تدريجي اعتماد به نفس است. بسياري از شكايت ها در روابط رمانتيك افراد داراي سبك دلبسته ناايمن از فقدان اعتماد به نفس به خود نشأت مي گيرد. جداي از نشأت گرفتن، اين بحث در باب برقراري اعتماد و تقويت توانايي شخص براي ابقاء و حفظ آن حتي بدون كمك شريك است. از آنجايي كه منزايس اشاره مي كند كه هر دو طرف در كارهايي مشاركت مي كنند كه در آنها يكي از همسران سعي مي كند يك سري فعاليت هاي در حد توان خود را طي مدتي كوتاه اما با زماني فشرده بر عهده گيرد. وي مي گويد نكته اينجاست كه بايد ياد گرفت به تنهايي ايستاد تا بتوان با ديگري نيز به خوبي وقت گذرانيد.

    سبك دلبستگي خود را كشف كنيد

    درك سبك دلبستگي شما با اولين گام خودآگاهي در ارتباط شباهت بسيار زيادي دارد. مگان ويكز متخصص روابط و آشنايي پيشنهاد مي دهد كه اين مي تواند به شما در بازشناسي هر گونه رفتارهاي خودتخريبي كه شما در روابط از خود نشان مي دهيد مفيد باشد. ويكز بيان مي كند كه اكثر غرايز كودكانه اساسي و تمايلات، با ايجاد صميميت فزاينده و  پيوندهاي فردي از نو نمايان مي شوند.

    مهم است تا متوجه روش هاي محافظت از خود در ضمير نا هوشيار باشيد كه ممكن است هنگام سعي درايجاد رابطه جديد با شخص ديگر به خوبي عمل نكند.

    جسيكا ميمن از مشاوران داراي پروانه نظام سلامت رواني نظري موافق است كه براي تغيير در سبك دلبستگيمان، ما بايد بدانيم چگونه تعاملات خود را محقق مي سازيم و در چه جايي شروع مي كنيم “. شناختن محرك هاي رفتاري ما كه منجر به رشد الگوهاي ناسالم و كهنه كار مي شود امري مهم است”. او مي گويد”يادگيري نحوه اي كه شما با ديگران رابطه برقرار مي كنيد همچون روشن كردن چراغي درباره چرايي وجود مباحث خاص در رابطه شما خواهد بود”. اگر ما از آنچه نياز به تغيير دارد آگاه نباشيم تغيير هر چيزي غيرممكن است. از اين نظر مي توان گفت در رابطه با هر گونه تغيير رفتار، خودآگاهي بسيار حائز اهميت است.

    آگاهانه تر عمل كنيد

    وقتي كه ما در جهت ايجاد رابطه تحريك مي شويم به ويژه در صورت داشتن سابقه آسيب رواني، بدن ما حالت جنگ يا گريز به خود مي گيرد. واكز از آنچه براي شخص داراي سبك دلبسته اضطرابي رخ مي دهد مثال مي زند: تصور كنيد همسر شما دير به خانه مي آيد و تلفنش نيز خاموش است و قادر به تماس با شما براي خبر دادن نيست. وقتي كه اين چنين چيزي اتفاق مي افتد ترس شما از رهايي ممكن است موجب ايجاد حالت شديد نابهنجار اضطراب شود.

    براي فكر كردن واضح تر و انتخاب كردن بهتر در مورد نحوه واكنش ما در اين مواقع ما بايد اين حالت جنگ يا گريز را به حالتي حاكي از آگاهي برگردانيم. واكز نفس كشيدن قبل از واكنش يا خود را به بهانه اي در حمام نگه داشتن براي دقايقي نفس كشيدن عميق را پيشنهاد مي دهد و نيز اينكه با خود خلوت كنيد و از خود بپرسيد آيا اين كاري كه مي خواهيد انجام دهيد در رابطه شما تأثير دارد يا خير. اگر قصد داريد دست از رفتارهاي خود تخريبي برداريد، اجازه دادن به ايجاد چنين فضايي بين رويدادهاي محرك و تكانه هاي موقت شما حائز اهميت است.

    درمان از طريق رابطه

    جوردن جانسون يك درمانگر روابط زناشويي تبيين مي كند كه ما تمايل به كشيده شدن به سمت افرادي داريم كه از نظر هيجاني ما را تحريك مي كنند بدون انكه متوجه شويم. او تشريح مي كند”مانند اين مي ماند كه ذهن نيمه آگاه ما در پي يافتن روشي است كه به ما كمك كند تا بتوانيم به تعارض هاي دروني خود توجه كنيم”. او بيان مي كند، در روابط، اين گونه تعارض ها مي تواند يا بهتر شود يا بدتر و يا اينكه آنها مي توانند شناسايي و درمان شوند. فقط به دليل آنكه رابطه براي ما عميق ترين ترس ها يا ناامني ها را در پي دارد به معناي بدبودن رابطه نيست.

    در واقع برقراري ارتباط مي تواند بهترين فرصت براي تغيير و بهبودي به واسطه آسيب هاي گذشته باشد كه با كمك آن مي توانيم واقعا به همسر خود نزديكتر و شايد بسيار صميمي شويم.

    نيازهاي خود را ابراز كنيد

    ميمن در باب بازشناسي نقطه نظرات شخصي تشريح مي كند كه ما مي توانيم گفته هاي خود را براساس تجارب خود تحميل كنيم كه در نتيجه راهن آگاهانه,رتباط ذهن هوشمندانه,ارتباط آگاهانه,ارتباط آگاهانه تمركز,بهبود روابط,فرصت هاي ارتباطي,انتخاب هاي ارتباطي,ارتباط تمركز,روش برقراري ط ذهن هوشمندانه,ارتباط آگاهانه,ارتباط آگاهانه تمركز,بهبود روابط,فرصت هاي ارتباطي,انتخاب هاي ارتباطي,ارتباط تمركز,روش برقراري ارتباط,سبكارتباط,سبك دلبسته اضطرابي,,حتتر مي توانيم با همسر خود پيرامون نيازها گفتگو كنيم. ارتباط پايه ايست كه در آن مي توانيم در جهت روش هاي سالم رابطه و در نهايت دلبستگي قدم برداريم. ميمن مي گويد”آزادي بيان عقيده در مورد اينكه ما چگونه بايد باشيم و چه كسي هستيم به ما امكان حمايت از يكديگر به روش هاي مورد نياز هر يك مي شود”. دانستن نيازهاي طرفين تغيير الگوهاي ناسالم رابطه را ميسر مي سازد.

    اگر شما بتوانيد با همسر خود در مورد الگوهايي كه براساس آن عمل مي كنيد، كه اين الگوها چگونه بايد باشند و چرا شما در زمان هاي خاصي نيازهاي خاصي داريد گفتگو كنيد بدينسان شما مي توانيد در جهت تغيير سبك دلبستگي پيش برويد.

    نيازهاي همسر خود را بشناسيد

    دكتر مارسدن تأييد مي كند كه افراد مي توانند به همسر يا شريك خود در تغيير سبك دلبستگي كمك كنند از طريق بيان احساسات در قالب كلمات و ايجاد ارتباط هاي معني دار. او پيشنهاد مي دهد كه اگر همسر شما داراي سبك دلبسته اجتنابي است در اين مواقع به او كمي فضاي بيشتري بدهيد يا اگر همسر شما داراي سبك دلبسته اضطرابي است به همسر خود اطمينان خاطر بيشتري بدهيد و از او نيز حمايت كنيد.

    او مي گويد اگر همسر شما هر وقتي كه درحال برگشتن به خانه هستيد مي خواهد به او پيغام بدهيد اين خواسته را انجام دهيد. اين كار به كاهش اضطراب كمك كرده  و نيز موجب مي شود او متقابلاً بتواند نيازهاي شما را برآورده كند. سبك هاي دلبستگي بايد زمينه رشد و تعالي را فراهم آورند نه آسيب زا شوند.

    خواه شما فرد داراي سبك دلبستگي ناايمن هستيد خواه در ارتباط با شخص داراي سبك دلبسته ناايمن، آگاه شدن به آن و گفتگو از نيازهاي هر يك از طرفين امري بسيار مهم است.

    با آگاهي (توجه)، تأمل و سخت كوشي، امكان تغيير الگوهاي ناسالم دلبستگي وجود دارد و مي تواند منجر به رضايت بيشتر شما از ارتباط و تأمين آن شود.

     


    خانواده همسر

    سلام خسته نباشيد داستان زندگي من طولانيه مشكلم خانواده همسرمه كلا نديدمشون تا حالا و حاظر نيستن منو ببينن من چكار كنم ديگه نميتونم خودمو كوچيك كنم

    گفته:

    سلام
    جالبه!
    خيليا ميان تو همين سايت پست ميذارن ك خانواده همسرشون چ بلايي ك سرشون نميارن اونوقت شما از اينكه نمتونيد ببينيدشون ناراحتيد!!!
    من داستان زندگي شما رو نميدونم ولي ظاهرا ب هر دليلي خانواده همسرتون شما رو نپذيرفتن و علاقه اي ب ديدن شما ندارن.
    اين ب معناي كوچيك شدن شما نيست.شما زماني كوچيك ميشيد ك كسي شما رو نپذيره و شما ب زور برين و خودتونو ب اون بچسبونيد.

    فرض كنيم شما با هم آشتي كنيد.پس فردا ممكنه دوباره بياي تو همين سايت پست بذاري ك خانواده همسرم خيلي تو زندگي من دخالت ميكنن،چيكار كنم؟
    ب نظر من بدون اينكه دنبال حاشيه باشيد و ب اين مسائل فكر كنيد ب زندگي تون بپردازيد و آرامشتون رو حفظ كنيد.