بي ميلي جنسي به عنوان يكي از شايع ترين مشكلات زنان در باب زندگي جنسي آنان قلمداد ميشود
شكايت مندي اكثر مردان عدم توازن در ميل به انجام رابطه جنسي بين آنان و همسران گزارش شده است. و چنانچه قابل پيش بينيست اين هميشه مردان هستند كه در بخش كفه سنگين تر ترازوي هماهنگي تمايلات جنسي قرار گرفته نسبت به سكس اشتياق بيشتري در مقايسه با زنان از خود نشان ميدهند.بررسي هاي علمي بسياري به بررسي عوامل دخيل در كم بودن ميل جنسي زنان پرداخته اند ليكن در باب بي ميلي جنسي ذكر اين نكته قابل تاكيد است كه اصولاً مفهومي به نام ” بي ميلي جنسي ” خالي از اعتبار است !!!
چرا كه تنها زماني اين كلمه ميتواند باري معنا داربه خود اختصاص دهد كه در ” مقايسه ” و ” نسب ” توانسته باشد مورد بررسي قرار گيرد . لذا هميشه بايد شريك جنسي در كار باشد كه مشخصاً داراي تمايلات جنسي بالاتري بوده باشد كه در مقايسه آندو، به شريك ديگر بتوان لقب كم ميل اطلاق گردد . به عبارت ديگر همواره اين درجه تمايلات شريك جنسي به انجام رابطه جنسي است كه چنانچه فراتر از ميزان خواهندگي جنسي شريك جنسي باشد ، بر چسب ” بي ميلي جنسي ” همسر را برجسته مينماياند . چنانچه بي ميلي جنسي را منفرداً و مشخصاً تحت طبقه بندي بيماري يا مشكلات جنسي قراردهيم به عنوان متغيري مستقل بايد در كليه شرايط اعم از تمايلات بالا و يا پايين شريك جنسي قابليت تعميم پيدا نمايد ليكن آنچه امروزه متخصصين در روابط جنسي زوجين مشاهده گر آن ميباشند اين است كه فاكتور” تعداد دفعات برقراري رابطه جنسي ” به خودي خود معرف بي ميلي جنسي زوجين نميباشد. به عنوان مثال در يك رابطه زناشويي كه درآن مرد خواهان برقراري نوعي از رابطه زناشويي ميباشد كه در آن ماهي يك باررابطه جنسي كفايت مند به نظر ميرسد ، زني كه در اين نوع از سيستم زندگي جنسي ، موافقت و همراهي از خود نشان ميدهد ” سرد مزاج ” قلمداد نگشته خطر بي ميلي جنسي اين رابطه زناشويي را مورد تهديد خود قرار نميدهند ليكن چنانچه همين زن در شبكه زندگي زناشويي قرار گيرد كه در آن همسر خواهان انجام رابطه جنسي با تناوب هفته اي ۲ مرتبه باشد اينجاست كه مفعوم سردمزاجي زن معنادارگشته مشكل ” بي ميلي جنسي ” اين نوع از رابطه زناشويي را مورد تهديد قرار ميدهد.
حد نرمال رابطه جنسي
بايد خاطر نشان كرد كه از آنجايي كه حد نرمال انجام رابطه جنسي را ” هماهنگي ميزان اشتياق زوجين به انجام رابطه جنسي ” تعيين مينمايد لذا ” عدد خاص ” نماينده يا معرف نرمال بودن تعداد دفعات رابطه جنسي در يك رابطه زناشويي نميتواند منظور گردد.
به باور برخي ، بي ميلي جنسي با شاخص ” پيشنهاد انجام رابطه جنسي ” قابل شناسايي ميگردد در اين صورت زوجي كه في البداهه ابتكار عمل به خرج نداده به جاي” ارائه درخواست ” انجام رابطه جنسي همواره منتظر ” دريافت درخواست ” انجام رابطه جنسي ميباشد احتمالاً نسبت به سكس بي تمايل ميبايسته باشد. در روشنگري اين باور لازم است خاطر نشان گردد كه پاپيش ننهادگي زن براي برقراري رابطه جنسي به دلايل بسيار بدني ، رواني ، جنسي اتفاق ميافتد كه هر يك به نوبه خود قابل موشكافي دقيق ميباشند ليكن چنانچه در تعريف زنانگي به مفعوم ” قابليت تغيير پذيري ” زن ايمان داشته بپذيريم كه ” زن عموماً موجودي قابل تغيير است ” شايد اين انفعال تا اندازه اي قابل توجيه باشد .
” اروتيك پلستيسيتي ” يا ” برانگيختگي جنسي تغيير پذير” ، اصطلاحي است كه ” روي باميستر ” براي اولين بار در شرح ويژگي رفتار جنسي در زنان از آن سخن به ميان آورده است . بنا بر اين انديشه ميل جنسي زنان بيش از مردان تحت تاثيرعوامل بيروني ، اجتماع و فرهنگ قرار گرفته و متعاقب آن دچار تغيير و نوسان ميگردند در حاليكه تمايلات جنسي مردان در طول زمان اغلب از الگوي يكسان پيروي كرده و اساساً بر پايه هاي فيزيولوژيكي بيش از فاكتورهاي فرهنگي استوار ميباشد. به عبارتي ، در سكس ، ” زن وابسته فرهنگ ” و ” مرد وابسته طبيعت ” است . لذا ميل جنسي يك زن علاوه بر باورهاي مذهبي ، ميزان تحصيل و مطالعه ، موقعيت شغلي ، منزلت اجتماعي و … بشدت تحت تاثير الگوهاي فرهنگي قرار دارد ليكن اين ويژگي قابليت تغيير در زنان فرايندي هميشه همراه است و زن هميشه ميتواند از باوري به باور ديگر يا از تمايلي به تمايل ديگر در سفر باشد. بنابر اين اصل ، بي ميلي جنسي در زن بواسطه قدرت قابليت تغيير در هر مرحله اي از زندگي به زن امكان گذر و برون شد از وضعيت موجود را ميدهد .
(دراين راستا مردان هوشمندي وجود دارند كه به ابزار موثر بر تمايلات جنسي زنان آگاه بوده زن را در اين انتقال ياري رسانند ودر بسياري موارد توانسته اند ” نه ” همسر به انجام رابطه جنسي را به ” آري ” مبدل سازند ) .
قدرت جنسي زنان
امروزه شواهد پژوهشي بسياري نشانداده اند كه زنان در مقايسه با مردان از كيفيت جنسي بيشتري برخوردارند . شواهد اين ادعا اينكه معمولاً در هنگام انجام رابطه جنسي شدت ارگاسم در زن بيش از مرد تجربه ميكردد از سويي طول دوره ارگاسم بيش از مردان گزارش گرديده است و اين درحاليست كه طبيعت قابليت تجربه چندين ارگاسم پياپي را براي زن مهياساخته ليكن مرد تنها از يك ارگاسم بهره مند ميگردد. پس از انجام رابطه جنسي ،معمولاً امكان برانگيختگي فوري و مجدد براي مرد موجود نبوده امادگي بعدي فرايندي زمان مند ميباشد ولي در زن دوره خاموشي معنا دار نبوده در صورت تمايل امكان برانگيختگي مجدد وجود دارد .نيل به خشنودي جنسي براي مرد مستلزم تدابير نظافتي شامل جمع اوري مايع انزال ، دور انداختن كاندوم و .. مواردي از اين دست ممكن است باشد ليكن اين مرحله براي زن معمولاً خالي اززحمت تجربه ميگردد
نظر به اين سرمايه هاي موجود در خزانه جنسي انتظار ميرود كه اين زنان باشند كه همواره طالب ، مشتاق و حتي درخواستگر سكس باشند اما اگر امروزه چنين نيست دليل آنرا بايد بر بندهايي دانست كه فكر و انديشه اين زنان را آنچنان در خود پيچيده كه توانسته است ميل جنسي را درآنان سركوب و از تجربه لذتي زيبا بنام لذت جنسي محروم ساخته مردان را در نگاه آنان شكم وزير شكم پرست لقب دهد . به نظر ميرسد در باب مقوله بي ميلي جنسي در زنان در كنار توجه بر نقش فاكتورهاي فيزيولوژيكي و اختلالات هورموني بايستي بيشتر با امر فرهنگ سازي جنسي پرداخت و براي تغيير ذهنيت هاي مسموم نسبت به مقوله سكس به زنان كمك كرد تا با بهره گيري از توانمندي ” قابليت انعطافي ” خود ،بازنگري نسبت به مقوله سكس داشته آنرا پذيرفته و استحقاق لذت بردن از آنرا از آن خود دانند
۱۷:۴۳
- ۴۱ بازديد
- ۰ نظر