كودك به علت جثه بسيار كوچك و ناآگاهي بيش از حدش، بسياري از موارد بديهي زندگي، همچون سررفتن آب از وان حمام را تهديدآميز مي انگارد. هم چنين، ناتواني او را در پيش بيني وضعيت هاي مختلف اشياء، همچون شكستن ليوان به هنگام افتادن، مي تواند در او ايجاد وحشت كند. احتمالاً ماهيت و شدن احساسات كودك بيش از همه، احساس ايمني او را به مخاطره مي اندازد. اگر چارچوب زندگي كودك ايمن باشد، او جرأت پيدا مي كند تا با اطمينان از اينكه مي تواند بار ديگر به ايمني و آسايشي كه داشت رو بياورد، به جستجوي جهان بيرون برآيد.
مطالب مرتبط: نياز به عشق در كودكان
كيفيت روابط خانوادگي، مهم ترين اصل براي تحول رواني كودك محسوب مي شود. اين امر نه تنها روابط پدر و مادر با كودك، بلكه روابط بين خود والدين، همين طور روابط ميان فرزندان خانواده با هم، و با ديگر خويشاوندان نزديك را نيز شامل مي شود. همسو بودن انتظارات والدين با شيوه هاي تربيتي آنان ـ چه سخت و چه آسان گيرانه ـ حس ايمني كودك را افزايش مي بخشد و چارچوبي قابل پيش بيني و مطمئن را در اختيار او قرار مي دهد. محيط آشنا هم، چنين حالتي را ايجاد مي كند، و مقايسۀ بين رفتار معمولي كودك خردسال در خانۀ خود و در محيطي ناآشنا، اين وضعيت را كاملاً به روشني نشان مي دهد.چسبيدن به مادر يا فرد آشنا، امتناع از صحبت كردن يا خوردن، همگي نشانه هايي از ناامني است. شيئي آشنا، به او ايمني مي بخشد، زيرا به هنگام خواب يا در مواقع پرتنش اين شيئي مأنوس و دوست داشتني ـ همانند عروسك هاي پارچه اي كه بتوانند آنها را بغل كند يا پتوي نرمي كه آن را به خود بچسباند ـ را از خود دور نمي كند.
اصرار كودك بر اينكه امور روزانه، دقيقاً با همان نظم و ترتيب اجرا شوند، نقش روال روزانه را در تحول كودكانِ در حال رشد، نشان مي دهد. آداب خوابيدن و اين كه قصه ها بايد دقيقاً با همان كلمات بيان شوند، تنها دو نمونه از اهميت روال معمولند. تنها پدر و مادرند كه مي دانند چه آداب، اشياء، با موقعيت هايي مي توانند در كودك آنها ايمني ايجاد كنند. آنها با دادن امكان ابراز وجود(و در صورت لزوم، فرصت لازم)، نياز او را به فرديت و تصميم گيري به رسميت مي شناسند، كه اين دو به پايه ريزي احساس ارزشمند بودن در او، كمك مي كنند.
اينكه والدين به كودك حق بدهند تا در محدودۀ خانه، رفتارهاي خاص خود را پيش بگيرد، دو مزيت ديگر نيز دارد: نخست اين كه، اين واقعيت كه كودك مي تواند به اعنال ناپخته دست بزند، در رويارويي با خواسته هاي ثابت و فزاينده اي كه به او تحميل مي شود، در جهت بالندگي و كنترل بيشتر او، سوپاپ اطمينان ارزشمندي محسوب مي شود؛ و دوم اينكه، كودك به تدريج مي آموزد كه در محيط خانوادگي خاص او، رفتارهاي بخصوصي پذيرفتني قلمداد مي شوند، و اين امر، بعدها به او كمك خواهد كرد تا اين واقعيت را، در مدرسه و ديگر محيط هاي اجتماعي، بهتر درك كند و با آن كنار آيد.
بيشتر بخوانيد: نيازهاي كودكان و نحوه برآورده كردن آنها
نياز به امنيت، با معيارهاي رفتاري كه پدر و مادر تعيين مي كنند، ارتباط مستقيمي دارد. اينكه كودك بداند پدر و مادر چه انتظاراتي از او دارند، و بعدها كه بزرگتر شد، علت آنها را نيز دريابد.بتعث مي شود كه بزرگ شدن را امر دشواري تلقي نكند. كودك به طور حتم، با اشتباه و نافرماني دست خواهد زد ـ كه بخشي از آن به خاطر اين است كه او نياز دارد پيامدهاي چنين كاري را بيازمايد، و بخشي ديگر بدين خاطر است كه قوانين را فراموش مي كند. اما آگاه نبودن او به اينكه چه مواردي جايز است، تصور قابل اعتماد و قابل پيش بيني بودن امور را در او تقويت مي كند. برعكس، هرگاه همان رفتار كودك، در زمان هاي ديگر از سوي همان والد يا هريك از آن دو، با واكنش هاي كاملاً متفاوت روبه رو مي شود، كودك اخلاق و رفتار مورد قبول را با اميال فردي، و نه اصولي كلي، مرتبط مي سازد.
آخرين، و شايد مهم ترين نكته، اين است كه زندگي خانوادگي مستحكم نيز احساس پيوستگي فردي كودك را تأمين مي كند و او را صاحب گذشته، و نيز آينده اي خاص مي كند. كودك با مرتبط دانستن آنچه در اوايل عمر او گذشته از طريق تماشاي عمس ها و ديگر موارد، و با داشتن تصوري از آيندۀ احتمالي خود، به خودانگاره اي منسجم دست مي يابد كه براي بروز شخصيتي سازگار، ضروري است. كودكان از شنيدن داستان هايي دربارۀ كارهاي خود، لذت مي برند. اين موارد، به همراه اظهار نظرهايي كه گاه و بيگاه دربارۀ ديگر اعضاي خانواده انجام مي گيرند، ذخيرۀ خاطراتي را براي كودك فراهم مي كنند كه چشم اندازي طولاني مدت را براي او ايجاد مي كند. اگرچه در بعضي از مواقع، تكرار عباراتي همچون((وقتي كوچكتر بودي)) و ((زماني كه بزرگتر شدي)) ممكن است كودكان را به شدت بيازارد، با وجود اين، موارد فوق به باور كردن پيوستگي تصور ذهني كودك از خود، در درون بافت خانوادگي بزرگتر كمك مي كنند. هويت شخصي، از طريق پيوندهاي انساني استقرار مي يابد.
۱۷:۴۳
- ۳۸ بازديد
- ۰ نظر