بررسي مشكلات دلبستگي در كودكان

مشاوره در زمينه قبل از ادواج و درمان مشكلات فردي نامزدان

شنبه ۰۲ اسفند ۰۴

بررسي مشكلات دلبستگي در كودكان

در اين سايت طي مقالات بسياري از سبك دلبستگي ايمن و چگونگي ايجاد آن صحبت كرديم. در اين مقاله از دلبستگي ناايمن صحبت به ميان آورده ايم. پيگيري اين دسته از مقالات به شما والدين در فهم بهتر موضوع بسيار كمك خواهد كرد.

دلبستگي يك ارتباط عميق است كه بين كودك و مراقب تحقق مي يابد و عميقاً بر رشد و توانايي ابراز هيجان ها و گسترش ارتباط تأثيرگذار است. اگر شما والد يك كودك داراي اختلال دلبستگي هستيد ممكن است شما از تلاش براي برقراري ارتباط با كودك خود خسته شويد. كودكان داراي سبك دلبستگي ناايمن يا اختلال دلبستگي داراي مهارت هاي برقراري رابطه موفق نيستند. اما، با اين ابرازها، ميزان تلاش درست و به جا، صبر و عشق ممكن است بتوانيد چالش هاي دلبستگي را اصلاح كنيد.

بيشتر بخوانيد: چالش هاي ايجاد پيوند دلبستگي ايمن با كودك

درك مسائل و اختلالات دلبستگي

كودكان داراي اختلال يا ديگر مشكلات دلبستگي قادر به ارتباط با ديگران و نيز مديريت هيجان هاي خود نمي باشند. اين مسئله موجب فقدان حس اطمينان و اعتماد به نفس، ترس از نزديك شدن به همه، خشم يا پرخاشگري و نياز به كنترل شدن مي شود. كودك داراي اختلالات دلبستگي احساس تنهايي و ناامني مي كند.

با اين اوصاف چرا برخي از كودكان دچار اختلال دلبستگي مي شوند و برخي ديگر خير؟

پاسخ مي بايست در فرآيند دلبستگي نهفته باشد كه بر تعامل كودك و والد متكي است. اختلالات دلبستگي نتيجه تجارب منفي در اوايل اين رابطه است. اگر خردسالان مكرراً به هر دليلي احساس رهايي، انزوا، ناتواني يا بي توجهي كنند آنها ياد مي گيرند كه به ديگران وابسته نشوند و دنياي براي آنها جاي خطرناك و ترسناكي تلقي مي شود.

اختلال دلبستگي واكنشي و ديگر مشكلات دلبستگي به چه دلايلي رخ مي دهند؟

اختلال دلبستگي واكنشي و ديگر مشكلات دلبستگي زماني كه كودكان قادر به ارتباط مداوم با والدين يا مراقب اصلي نباشند رخ مي دهند. اين مسئله مي تواند به دلايل زيادي بستگي داشته باشد:

  • كودكي كه گريه مي كند و هيچ واكنشي يا حالتي حاكي از آرامش و تسلي يافتن را نشان نمي دهد
  • كودك يا گرسنه است يا جايش خيس است و تا چند ساعت به آنها رسيدگي نمي شود.
  • با كودك هيچ گونه ارتباطي از طريق تماس چشمي، صحبت و لبخند برقرار نمي شود بنابراين كودك احساس تنهايي مي كند.
  • كودك تنها از طريق انجام دادن يا به نمايش گذاشتن ديگر رفتارهاي افراطي توجه را دريافت مي كند.
  • كودك يا طفلي كه مورد بدرفتاري يا سوءاستفاده قرار مي گيرد.
  • گاهي اوقات نيازهاي كودك برآورده مي شوند و گاهي اوقات خير. كودك هرگز نمي داند كه چه چيزي انتظار مي رود.
  • طفل يا كودكي كه بستري مي شود و يا دور از والدين نگهداري مي شود.
  • كودك يا طفلي كه از مراقب به فرد ديگري سپرده مي شود (مي تواند ناشي از به فرزندي پذيرفتن، مراقبت در مواقع اورژانسي يا از دست دادن والدين باشد )
  • والد از لحاظ هيجاني و به دلايل افسردگي، بيماري يا مشكلات مرتبط با سوء مصرف مواد در دسترس نيست.
  • همانطور كه نمونه ها نشان مي دهند گاهي اوقات شرايطي كه موجب مشكلات دلبستگي مي شوند اجتناب ناپذير مي باشند اما كودك براي درك اينكه چه اتفاقي رخ داده است و دليل آن چيست، خيلي كوچك است. در خردسالان اين شرايط درست مانند عدم مراقب و عدم وجود سرپرست حس مي شود و آنها به ديگران اعتماد نمي كنند و بنابراين دنيا جاي ناامني محسوب مي شود.


    تا كنون نظري ثبت نشده است
    امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد