عاشقانه: هر آنچه كه عاشقان پيش از ازدواج بايد بدانند

مشاوره در زمينه قبل از ادواج و درمان مشكلات فردي نامزدان

شنبه ۰۲ اسفند ۰۴

روش هاي تقويت حافظه

بهبودي حافظه: ۹ نكته براي تقويت توان مغز در همه سنين

گفته مي شود كه نمي توان به سگ هاي پير تكنيك هاي جديدي را آموزش داد اما، دانشمندان كشف كرده اند كه اين باور قديمي صرفاً نادرست است و اين مسئله در مورد انسان نيز صادق است. مغز انسان توانايي فوق العاده اي براي تغيير دادن و سازگاري با شرايط حتي هنگام پيري دارد. اين توانايي را انعطاف پذيري عصبي مي گويند. در راستاي تحريك مناسب، مغزتان مي تواند مسيرهاي عصبي جديدي به وجود آورد، ارتباطات موجود را اصلاح كند و با سبك هاي متغير سازگار شده و به آنها واكنش نشان دهد. توانايي باورنكردني مغز در تغيير شكل ورودي هاي حسي زماني واقعيت دارد كه موجب يادگيري و به يادسپاري شود. شما مي توانيد توان طبيعي انعطاف پذيري عصبي را كنترل كنيد تا بدين طريق موجب افزايش توانايي هاي شناختي، تسهيل توانايي يادگيري اطلاعات جديد و بهبود حافظه تان در هر سني شود. ۹ نكته زير مي تواند به شما كمك كند كه چگونه:

۱٫ مغزتان را فعال كنيد.

۲٫ ورزش هاي جسماني را ناديده نگيريد.

۳٫ خواب كافي داشته باشيد.

۴٫ زماني را براي باهم بودن با دوستان اختصاص دهيد.

۵٫ استرس را مهار كنيد.

۶٫ همواره شاد باشيد.

۷٫ از غذاهاي مقوي و فعال كننده مغز استفاده كنيد.

۸٫ مشكلات ممكن در داشتن سلامت جسماني و رواني را بازشناسي و درمان كنيد.

۹٫ به منظور كمك به پيشبرد روند يادگيري و حافظه سعي كنيد يكسري اقدامات كاربردي را به كار ببنديد.

نكته ۱: مغزتان را تمرين بدهيد.

با ورود به دوره بزرگسالي، مغزتان ميليون ها مسير عصبي را برقرار مي كند كه به شما در پردازش و يادآوري سريع اطلاعات، حل مسائل آشنا و اجراي تكاليف مشابه با كمترين تلاش ذهني كمك كند. اما، اگر هميشه به اين مسيرهاي پيش پا افتاده اتكا كنيد، به مغزتان تحريك لازم براي رشد و برقراري مسيرهاي جديد را نمي دهيد. شما بايد همواره موجب غافلگيري مغزتان شويد!

حافظه مانند نيروي عضلاني نياز به ورزيدگي و منفعل شدن دارد. بيش از آنكه شما قادر به به كارانداختن مغزتان باشيد بايد بتوانيد اطلاعات را پردازش و يادآوري كنيد. اما، نبايد همه فعاليت ها مشابه باشند. بهترين تمرينات مغزي، جريانات تكراري را نسخ مي كند و شما را براي استفاده و كاربرد مسيرهاي جديد مغز به چالش مي كشد.

چهار عنصر كليدي در تقويت مغزي مناسب

۱٫تمرين بايد حاوي يادگيري بحثي جديد باشد. مسئله اين نيست كه يك فعاليت نيازمند چه مقدار كار ذهني است، اگر از همان تمريني استفاده مي كنيد كه قبلاً در آن خوب عمل كرده ايد، بايد گفت اين يك تمرين مغزي مناسب نبست. بايد يك فعاليت ناآشنا باشد و سختي خاص خودش را بطلبد. به منظور تقويت مغز، شما نياز داريد به اينكه ياد بگيريد و مهارت هاي جديد را ايجاد كنيد.

۲٫تمرينات ذهني بايد چالش برانگيز باشند. بهترين فعاليت هاي تقويت كننده مغزي نياز به توجه كامل و متمركز شما دارند. به دنبال فعاليت هاي چالش برانگيز يك سويه نباشيد. هميشه، بايد فعاليتي باشد كه نياز به تلاش ذهني شما داشته باشد. مانند يادگيري نواختن يك قطعه چالش برانگيز جديد از نت هاي موسيقي، البته، نواختن يك قطعه سخت كه كه از قبل نحوه نواختن آن را به خاطر داريد نيز درست نيست.

۳٫ تمرين ذهني مهارتي است كه شما مي توانيد آن را گسترش دهيد. فعاليت هايي را جستجو كنيد كه از سطح ساده شروع شوند و نيازمند كاربست روش هايتان در راستاي بهبود مهارت هايتان باشد؛ همواره كيسه اي پر يا جامي را هل دهيد، طوري كه امكان گسترش نيرويتان در آن باشد. زماني كه سطوح از قبل مشكل براي شما شروع به آسان تر شدن مي كنند به اين معناست كه زمان درگيري با سطح بعدي عملكرد فرا رسيده است.

۴٫ هر تمرين بايد دربردارنده پاداشي باشد. پاداش ها موجب حمايت فرآيند يادگيري مي شوند. با رغبت و درگيري بيشتر شما در يك فعاليت، احتمال ادامه آن بيشتر است و فوايد بيشتري را تجربه مي كنيد. پس فعاليت هايي را انتخاب كنيد كه ضمن چالش انگيز بودن باز هم لذت بخش و رضايت بخش باشند.

به چيز جديدي فكر كنيد كه شما هميشه قصد انجام آن را داشته ايد، مانند يادگيري چگونگي نواختن گيتار، سرودن شعر، تردستي، بازي شطرنج، مكالمه به زبان فرانسه، تانگو قصيدن يا بازي ماهرانه گلف. هر يك از فعاليت هاي فوق مي توانند به شما در بهبود حافظه تان كمك كنند، به شرطي كه زمينه چالش برانگيزي و درگيري شما را موجب شوند.

نكته ۲: ورزش جسماني را ناديده نگيريد. اينكه تمرين ذهني براي سلامت مغز مهم است بدين معني نيست كه از ورزش جسمي دست برداريد. تمرين جسمي موجب مي شود مغزتان هوشيار بماند. با اين كار اكسيژن بيشتري به مغز مي رسد و خطر ابتلا به عوامل زمينه ساز اختلالات حافظه همچون ديابت و بيماري قلبي ـ عروقي را كاهش مي دهد. همچنين، ورزش اثرات فعل و انفعالات شيميايي مفيد مغز را افزايش مي دهد و هورمون هاي استرس را كاهش مي دهد. شايد به طور ويژه، ورزش ايفاگر نقش مهمي در انعطاف پذيري عصبي از طريق تقويت جنبه هاي رشدي و برانگيتخن ارتباطات عصبي جديد باشد.

مراحل تمرينات تقويت مغز

· ورزش ايروبيك ارزش ويژه اي در تقويت مغز دارد، پس فعاليت هايي را انتخاب كنيد كه موجب برقراري جريان خون تان شود. در كل، هر چيزي كه براي قلب تان مفيد است براي مغز نيز عالي است.

· آيا نرمش كردن صبحگاهي مدت زمان زيادي طول مي كشد؟ اگر اين طور است، ممكن است درك كنيد كه ورزش صبحگاهي قبل از اينكه روزتان را شروع كنيد تفاوت زيادي را موجب مي شود. اين كار علاوه بر شادابي، همچنين شما را آماده يادگيري در تمام روز مي كند.

· فعاليت هاي فيزيكي مستلزم هماهنگي چشم و دست يا مهارت هاي حركتي پيچيده، مزاياي بسيار زيادي براي ساختار مغز دارد.

· با ورزش نكردن ذهنتان ممكن است به دوره خستگي قبلي بازگردد و هنگام عصر دچار كسالت و بي حالي شويد. حتي يك پياده روي كوتاه يا كمي شنا رفتن نيز مي تواند براي فعاليت مجدد مغز مفيد باشد.

نكته ۳: به انداره كافي بخوابيد

بين ميزاني خوابي كه شما توانسته ايد داشته باشيد و ميزان موردنياز بدن براي كاردكرد بهتر مغزتان تفاوت زيادي وجود دارد. واقعيت اين است كه بيش از ۹۵ درصد از بزرگسالان نياز به ۵/ ۷ تا ۹ ساعت خواب شبانه دارند تا دچار محروميت از خواب نشوند. حتي با كم كردن چند ساعت از ميزان خواب نيز توانايي هاي حافظه، خلاقيت، حل مسئله و مهارت هاي تفكر انتقادي همه در معرض خطر قرار مي گيرند. اما، خواب براي يادگيري و حافظه به روشي بسيار اصولي حائز اهميت است. تحقيقات نشان مي دهند كه خواب براي تثبيت حافظه در راستاي فعاليت مهم تقويت حافظه ضروري است كه اين عمل حين عميق ترين مراحل خواب رخ مي دهد.

برنامۀ خواب منظمي تهيه كنيد. هر شب سر زمان معيني بخوابيد وصبح ها نيز زمان مشخصي بيدار شويد. سعي كنيد اين روند را حتي در آخرهفته ها و تعطيلات حفظ كنيد.

سعي كنيد تا حداقل يك ساعت قبل از خواب از قرار گرفتن در معرض نور تمام مانتيتورها و امثال آن خودداري كنيد. انتشار نور صفحات تلويزيون، تبلت ها، تلفن و رايانه ها در افراد موجب شب زنده داري شده و ترشح هورمون هاي خواب آوري همچون ملاتونين را سركوب مي كنند.

مصرف قهوه را قطع كنيد. اثرات كافئين بر افراد مختلف است. برخي از افراد حساسيت بيشتري دارند به طوري كه حتي خوردن قهوه هنگام صبح ممكن است در آنها موجب بي خوابي در شب شود. سعي كنيد مقدار مصرف را كاهش دهيد يا اگر نمي توانيد و اثرات آن برايتان غيرقابل تحمل است، كلاً ترك كنيد.

نكته ۴: زماني را براي بودن با دوستان اختصاص دهيد.

آيا زماني كه به روش هاي بهبود حافظه فكر مي كنيد، فعاليت هاي مهمي مانند درگيري در حل جدول معمايي زمان هاي نيوريورك يا تسط بر فوت و فن شطرنج يا سرگرمي هاي شادتري از قبيل ديدن دوستان يا لذت بردن از تماشاي فيلمي كمدي به ذهنتان خطور مي كند؟ اگر كار يا سرگرمي مورد نظر در ذهنتان بسيار شبيه ماست، احتمالاَ اينها يك اولويت هستند. اما، مطالعات بي شماري نشان مي دهند كه زندگي پر از وجود دوستاني صميمي و سرگرمي موجب بهبود توانايي هاي شناختي مي شود.

ارتباطات سالم: آخرين تقويت كننده مغز

افراد بشر حيواناتي بسيار اجتماعي هستند. منظورمان فقط حيات و زنده ماندن نيست بلكه در رابطه هاي مجزا و رو در رو نيز جاي پيشرفت است. ارتباطات مغزمان را تحريك مي كنند؛ در واقع، تعامل با ديگران ممكن است بهترين نوع ممكن از ورزش مغز باشد. تحقيقات نشان مي دهند كه داشتن دوستاني صميمي و نظام حمايتي نيرومند نه تنها براي سلامت هيجاني مفيد است بلكه براي سلامت مغز نيز كآرايي دارد. براي مثال، در مطالعه اي جديد از دانشگاه هاروارد در مورد سلامت عمومي محققان دريافتند كه افرادي كه پوياترين زندگي اجتماعي را دارند به ميزان بسيار كمتري دچار نقصان حافظه مي شوند. روش هاي زيادي براي فرصت برخورداري از منفعت مزاياي تقويت حافظه و مغز با اجتماعي شدن وجود دارد. خواستار تشكيل گروه با دوستانتان باشيد؛ اين كار موجب ديدن دوستان در فواصل كمتري مي شود و يا با هم زياد در تماس باشيد. همچنين درصورت در دسترس نبودن افراد، با حيوانات اهلي به ويژه سگ هاي معاشرتي تعامل داشته باشيد.

نكته ۵: استرس را مهار كنيد.

استرس يكي از بدترين رقيب هاي مغز است. با گذشت زمان، استرس مزمن موجب تخريب سلول هاي مغز و آسيب به هيپوكامپ به عنوان ناحيه اي از مغز كه درگير ايجاد خاطرات جديد و بازيابي خاطرات قبلي است مي شود. همچنين مطالعات استرس را با نقصان حافظه مرتبط ساخته اند.

پيشنهاداتي براي كنترل استرس

· داشتن انتظارات واقع گرايانه را جا بيندازيد (به نه گفتن بگراييد!)

· در طول روز براي خود وقت استراحت بگذاريد.

· احساسات خود را به جاي كتمان كردن بيان كنيد.

· بين كار و فراغت يك تعادل درستي برقرار سازيد.

· همزمان بر يك كار تمركز كنيد به جاي انجام دادن چند كار باهم

فوايد از بين بردن استرس و تقويت حافظه از طريق مراقبه

شواهد علمي از مزاياي سلامت روان با استفاده از مراقبه به نقطه اوج رسيده اند. مطالعات نشان مي دهند كه مراقبه براي بهبود در همه شرايطي از قبيل افسردگي، اضطراب، درد مزمن و فشار خون بالا مفيد مي باشد. همچنين مراقبه موجب بهبود توجه، تمركز، خلاقيت، حافظه و مهارت هاي يادگيري و استدلال مي شود. مراقبه، جادوي تغيير بار فعلي مغز را عملي مي كند. تصاوير مغزي نشان مي دهند كه در متفكران منظم قشر پيش پيشاني چپ، نواحي مغزي مرتبط با احساس لذت و اعتدال داراي فعاليت بيشتري است. همچنين مراقبه ضخامت قشرمخ را افزايش مي دهد و موجب ارتباط بيشتري بين سلول هاي مغز مي شود، طوري كه هوشياري ذهني و توانايي حافظه تقويت مي شوند.

۷٫ بخنيديد

احتمالاً شنيده ايد كه خنده بهترين دواست و واقعيتي ماندگار در مغز و حافظه و نيز بدن برجاي مي گذارد. برخلاف واكنش هاي شيميايي كه محدود به نواحي خاصي از مغز است، خنده نواحي مختلفي را در كل مغز درگير مي كند.

بعلاوه، شنيدن جوك ها نيز نواحي حياتي مغز درگير در يادگيري و خلاقيت را فعال مي كند. دنيل گولمن يكي از روانشناسان به نام در كتاب هوش هيجاني خود ذكر مي كند” قهقهه زدن.. به نظر مي رسد به افراد براي داشتن فكر بازتر و تداعي آزادتر كمك كند”.

به دنبال چه روش هايي براي خنديدن بيشتر در زندگي تان هستيد؟ با اصول زير شروع كنيد:

به روي خودتان بخنديد. براي خودتان لحظات بشاشي را رقم بزنيد. بهترين روش براي كمتر جدي بودن خودمان گفتگو درمورد مواقعي است كه ما حالتي خيلي جدي به خود مي گيريم.

با شنيدن صداي خنده به سمت آن برويد. اكثر اوقات، افراد براي اشتراك مطلبي جالب خيلي شاد هستند به دليل آنكه خنده به آنها فرصتي دوباره براي خنديدن مي دهد و سرشار از شوخ طبعي كه دنبال آن بوديد مي شويد. هنگامي كه صداي خنده اي را مي شنويد به دنبال آن برويد و سعي كنيد در آن شريك شويد.

زماني را براي سرگرمي با افراد شوخ طبع صرف كنيد. اين دسته از افراد به راحتي مي خندند هم به خودشان و هم به چرنديات زندگي شان و همواره در هر كاري به دنبال مزاح و شوخ طبعي هستند. شوخ طبعي شان و بشاش بودن آنها نيز مسري است.

محيط اطرافتان را تا حد امكان پر از اشياي نوراني و پرزرق و برق كنيد. يك اسباب بازي را روي ميز يا جلوي ماشين خود بگذاريد. يك پوستر جالب را بر روي اتاق محل كارتان بچسبانيد. براي رايانه از محافظ صفحه نمايش نوراني استفاده كنيد كه با راه اندازي رايانه نور به صورتتان بتابد. عكس هاي خود و عكس هاي مورد علاقه و جالب تان را تنظيم كنيد.

به كودكان توجه كنيد و از آنها تقليد كنيد. كودكان نابغه هاي بازي، شلوغ كردن زندگي و خنديدن هستند.

نكته ۷: رژيم غذايي تقويت كننده مغز داشته باشيد.

بدن و همينطور مغز همه جوره نياز به سوخت و منابع انرژي زا دارند. احتمالاً از قبل مي دانيد كه رژيم هاي غذايي حاوي ميوه ها، سبزيجات، همه حبوبات، چربي هاي سالم (مانند روغن زيتون، آجيل، ماهي) و كم پروتئين داراي مزاياي سلامتي زيادي مي باشند؛ اما، اين نوع رژيم غذايي موجب بهبود عملكرد حافظه نيز مي شود. اگرچه، نه تنها سلامت مغز به آنچه مي خوريد، بستگي ندارد بلكه آن شامل چيزهايي است كه نمي خوريد. نكات تغذيه اي زير به شما در تقويت توان مغزتان و كاهش ريسك زوال عقلي كمك خواهند كرد:

امگا۳ بخوريد. تحقيقات نشان مي دهند كه اسيدهاي چرب امگا۳ مزاياي خاصي براي سلامت مغز دارند. مخصوصاً، ماهي منبعي غني از امگا۳ و به ويژه ماهي هاي چرب خون سرد، از قبيل قزل آلا، توناياتون، اسقومري، ساردين، شاه ماهي.

اگر به غذاهاي دريايي علاقه نداريد منابعي غيرماهي داراي امگا۳ مانند جلبك دريايي، گردو، بذركتان، روغن تخم كتان، نارنج قشلاقي، لوبياهاي چيتي و قلوه اي، اسفناج، بروكلي، تخم كدو تنبل و گياه سويا استفاده كنيد.

مصرف چربي هاي پركالري و اشباع شده را محدود كنيد. تحقيقات نشان مي دهند كه مواد خوراكي اشباع شده از چربي (گوشت قرمز، شير پرچرب، كره، پنير، سرشير و بستني) ريسك ابتلا به زوال عقلي و اختلال تمركز و حافظه را افزايش مي دهد.

ميوه و سبزيجات بيشتري بخوريد. محصولات با آنتي اكسيدان ها بسته بندي مي شوند، موادي كه سلول هاي مغزتان را از آسيب حفظ مي كنند. ميوه هاي رنگي و سبزيجات به طور ويژه منابع آنتي اكسيداني مغذي مطلوبي مي باشند.

چاي سبز بنوشيد.چاي سبز حاوي پلي فنول،؛ از آنتي اكسيدان هاي قوي است كه سلول هاي مغز را از آسيب ناشي از راديكال هاي آزاد محافظت مي كنند. در بين مزاياي بيشمار ديگر، مصرف چاي سبز ممكن است عملكرد حافظه، هوشياري ذهني را افزايش دهد و سرعت زوال مغز را كم مي كند.

در مصرف شراب ميانه روي كنيد. مدوامت بر كنترل مصرف الكل مهم است، زيرا الكل سلول هاي مغز را از بين مي برد. به نظر مي رسد شراب قرمز بهترين گزينه باشد همانطور كه آن سرشار از نوعي فلاونويد است كه جريان خون در مغز را بالا مي برد و ريسك بيماري آلزايمر را كاهش مي دهد. ديگر گزينه هاي نوع فلاونويدي شامل عصاره انگور، تخم ماهي و انگورهاي تازه و بادام زميني ها مي باشد.

منبع: فارس پاتوق


دستورالعملي ساده براي برقراري ارتباط چشمي مناسب

دستورالعملي ساده براي برقراري ارتباط چشمي مناسب

تماس چشمي يكي از مهم ترين ابعاد برقراري ارتباط اجتماعي مي باشد. در بحث زبان بدن بيش از هر بحث ديگري از تماس چشمي شنيده ايد و اكنون در مطالعات مختلف نيز اهميت اين مسئله ذكر شده است. در اين مقاله نيز سعي شده به بررسي اين مهارت اجتماعي و زبان بدن مهم بپردازيم.

چندين دستورالعمل در اينترنت وجود دارند كه مرتبط به اصول تماس چشمي است. لورا بينيك متخصص زبان بدن در فنلاند جزيي ترين و در عين حال آموزشي ساده در اين باره را ترتيب مي دهد. بينيك يك نوع طبقه بندي را توصيف مي كند كه متشكل از ۳ تكنيك تماس چشمي است: خيره شدن اجتماعي، خيره شدن شغلي و خيره شدن صميمي.

خيره شدن يا زل زدن شغلي

براساس اين طبقه بندي، هنگام نگاه كردن به يك شخص هرگز نبايد فراتر از بيني وي به او خيره شويد يا زل بزنيد. چشمانتان را در مثلث تصوري در پيشاني شخص روبرويتان متمركز كنيد. هرچند وقت يكبار مي توانيد زاويه ديدتان را در راستاي دومين مثلث تغيير دهيد؛ مثلثي كه چشم ها و بيني شكل مي‌دهند. اين نوع از نگاه كردن موجب خلق يك جو رسمي مي شود. اگر كمي احساس ناامني مي كنيد و يا فكر ميكنيد افراد شما را جدي نمي گيرند، سعي كنيد بيشتر اوقات زل زدن شغلي را تمرين كنيد با اين كار خيلي زود متوجه تغييرات مثبت دراماتيك در نگرش تان خواهيد شد.

زل زدن شغلي به صورت طبيعي ايجاد نمي شود. به همين دليل، مهم است كه اين نوع از خيره شدن را در موقعيت هاي اجتماعي راحت تر تمرين كنيم. بدون تمرين كردن مستقيم به جلسات تخصصي نرويد و آن را براي اولين بار آنجا به كار نگيريد. شما بايد زل زدن شغلي را در يك موقعيت عادي امتحان كنيد براي مثال، وقتي دوستانتان را مي بينيد آن را تمرين كنيد، بدين ترتيب وقتي كه در جلسات سطح بالا حضور يابيد؛ رفتار و زل زدنتان يك جريان طبيعي و سليس خواهد داشت.

اما اگر زياد بر حفظ چشمانتان بر بيني شخص مداومت كنيد ممكن است نتوانيد بر چيز ديگري مانند گفتگوي دو نفره حقيقي متمركز شويد. ممكن است شما به سادگي آنچه قصد گفتنش را داشتيد فراموش كنيد. قبل از آنكه تمرين زل زدن شغلي را در زندگي شغلي و حرفه اي خود به كار بگيريد مطمئن شويد كه ان را بخوبي تمرين كرده ايد.

زل زدن اجتماعي

زماني است كه ما مثلثي شامل چشمان و دهان را ترسيم مي كنيم، در واقع اين نوع تكنيك را به كار برديم. زل زدن اجتماعي يكي از متداول ترين و گسترده ترين نوع تماس چشمي است معمولاً زل زدن اجتماعي يك جو تا حدي غيررسمي را خلق مي كند. زماني كه شما به لب هاي شخصي نگاه مي كنيد شما اعلام مي كنيد كه علاقه مند به گفتگو با او و مشتاق شنيدن آنچه او مي گويد، هستيد. اين نوع نگاه كردن ممكن است حاكي از آن باشد كه شما به جاي يك مكالمه دو نفره از نظر هيجاني جذب شخص مي شويد. آن را زمان تمايل به داشتن دوستان جديد، ملاقات با افراد جديد يا در حين گفتگو با اعضاي خانواده به كار ببريد. اين نوع نگاه كردن براي اقتباس آسانتر است ما هر روز از آن بهره مند مي شويم بدون اينكه به آن فكر كنيم.

زل زدن صميمانه

مثلث در اين نوع زل زدن گسترش مي يابد و فراتر از چشمان، تا دهان و حتي تمام بدن را در بر مي گيرد. ما طبيعتاً اين نوع تماس چشمي را وقتي استفاده مي كنيم كه مي خواهيم ببينيم (براي مثال زماني كه لباس يا طرز لباس پوشيدن شخصي را مورد تمجيد قرار مي دهيم ) يا برعكس رد كردن آنچه كه مي بينيم. اين نوع زل زدن اغلب وقتي رخ مي دهد كه زني به زن ديگر نگاه مي كند و به طور ناخودآگاه او را ارزيابي مي كند. شما مي توانيد به آساني چنين زل زدن انتقادي را تشخيص دهيد. زنان دوست دارند از سر تا پاي شما را ببينند و بنابراين به طور خلاصه از روي غرور رويش را برمي گرداند. در زل زدن صميمي جانب احتياط را رعايت كنيد همانطور كه اين نگاه در وجود ما بسيار طبيعي است. اگر شما قصد فاش كردن علاقه شديدتان به كسي را نداريد، پس سعي كنيد حركات چشمتان را كنترل كنيد و مطابق با زل زدن اجتماعي يا شغلي عمل كنيد.

در بحث مهارت هاي اجتماعي، زبان بدن و تماس چشمي در اين سايت ما مطالب بيشتري نيز گذاشته ايم. با مطالعه انها راهبردهاي بيشتري را مي آموزيد.

منبع: ساينس ديلي


مطالعه به سلامت رواني و جسمي مراقبت كننده نگاه مي كند

داشتن باورهاي مثبت فرهنگي در مورد مراقبت از بزرگان و اعتقادات مذهبي قوي مي تواند افسردگي و ساير مشكلات سلامت روان را براي مراقبت كنندگان زن و شوهر همسر و والدين مبتلا به زوال عقل، داشته باشد، اما افزايش سطح هورمون استرس، كورتيزول، اين زنان را در معرض خطر سلامت جسمي قرار مي دهد مشكلات، بر اساس يك مطالعه منتشر شده در مجله آمريكايي روانشناسي سالمندان .

TJ McCallum، استاديار روانشناسي دانشگاه University of West Virginia مي گويد: "مراقبت از مراقبت براي كسي كه مبتلا به زوال عقل است تقريبا هر كس استرس زا است و مي تواند سلامت روحي و جسمي را منفي منفي ."

از آنجايي كه استرس در مراقبت هاي معمول رايج است، McCallum همراه با كريستن H. Sorocco از مركز علوم بهداشتي دانشگاه اوكلاهاما و توماس فريچ، كه قبلا مركز حافظه و پيري دانشگاه Case (كه اكنون در دانشگاه ويسكانسين در ميلواكي است)، مجموعه به بررسي اينكه چگونه باورهاي فرهنگي و مذهبي مختلف در گروه هاي مختلف قومي به سلامت كلي مراقبت كنندگان تأثير مي گذارند.

در يك مطالعه آزمايشي، محققان 54 مراقب (30 آفريقايي آمريكايي و 24 آمريكايي آمريكايي) را مطالعه كردند و سلامت روان و كورتيزول خود را با 64 مراقب غير مراقب (48 آفريقايي آمريكايي و 15 آمريكايي آمريكايي) مقايسه كردند. شركت كنندگان از سطوح درآمدشان، تحصيلات دانشگاهي و مدت زمان مراقبت از اعضاي خانواده (كمتر از 5 سال) نزديك بودند. هر گروه مراقبت كننده، مدت زمان مشابه حمام كردن، پانسمان، تهيه غذا و فعاليت هاي ديگر را براي مراقبت از عزيزان خود صرف كرد.

زنان آفريقايي تبار در اين مطالعه ميانگين سن 58 سالگي داشتند و بيشتر به والدين احتياج داشتند. زنان اروپايي آمريكايي (ميانگين سن 67 سالگي) در ابتدا كمك به شوهران خود كردند.

براي ارزيابي نتايج سلامت روان، شركت كنندگان در مطالعه تعدادي از آزمون هاي كتبي را كه اطلاعات مربوط به باورهاي مذهبي، سطح استرس كلي و باورهاي فرهنگي را جمع آوري كرده بودند، جمع آوري كرد.

داستان هاي مربوطه

محققان به دنبال عوامل مرتبط با "رشد استرس"، اين مفهوم است كه برخي افراد در جستجوي معنا و رشد رواني و احساسي ناشي از وضعيت استرس زا هستند. به عنوان مثال، زماني كه يك عضو خانواده يا دوست نزديك مي ميرد، افرادي كه در رشد مرتبط با استرس بالاتر هستند، قادر به يافتن معني در مرگ هستند و شرايط را در يك چشم مثبت تر نشان مي دهند.

واكنش فيزيولوژيكي به استرس مراقبت كننده در طي دو روز (پنج بار در روز) از طريق نمونه هاي بزاق كه براي كورتيزول مورد تجزيه و تحليل قرار گرفته بودند اندازه گيري شد. سطوح كورتيزول معمولا صبح بالاتر است و شب تا صبح كم مي شود.

با اين حال، هنگامي كه سطح كورتيزول از بزاق مراقبت كننده بررسي شد، مشخص شد كه زنان اروپايي آمريكايي و زنان آفريقايي آمريكايي در سنين مختلف، در طول روز تغييرات كمي در سطح كورتيزول داشته اند كه ممكن است نشانه اي از افزايش سطح استرس، مك كلم گفت:

اين مي تواند براي سلامت جسمي مخاطره آميز باشد، افزود: مك كالوم.بازي|سرگرمي نوجوان | اسباب بازي كودك

در حالي كه شناخته شده است كه در جامعه آفريقايي آمريكايي يك نگرش فرهنگي براي مراقبت از اعضاي خانواده بيمار وجود دارد و اعتقادات مذهبي قوي از اين مراقبت حمايت مي كنند. اين مطالعه اين نتيجه را تاييد كرد. مراقبان آفريقايي آمريكايي سطح بالاتري از رشد و شايستگي استرس در نقش مراقبت را گزارش كرده اند و همچنين اعتقادات مثبت فرهنگي مثبت در مورد مراقبت از بزرگان و اعتقادات ديني قوي تر نسبت به آمريكايي هاي اروپايي گزارش شده است.


سوءاستفاده عرفاني دوران كودكي موجب اضطراب بالغ و افسردگي مي شود


مطالعه جديدي توسط محققان دانشگاه ايالتي فلوريدا نشان داده است افرادي كه به طور صحيح مورد آزار و شكنجه قرار گرفته اند، به عنوان بزرگسالان خودخواه و مستعد ابتلا به افسردگي و اضطراب رشد مي كنند.

طبق روانشناسي پروفسور ناتالي ساچس-اريكسون، افرادي كه به طور صحيح مورد آزار قرار گرفته 1.6 برابر بيشتر علائم افسردگي و اضطراب را به عنوان افرادي كه به طور شايع مورد سوء استفاده قرار نگرفته بودند و در طول عمرشان دو برابر احتمال ابتلا به اختلالات خلقي يا اضطراب داشتند. نويسنده سرشناسي مطالعه

سكس اريكسون گفت: "ما بايد سعي كنيم پدر و مادر را در مورد تاثيرات طولاني مدت آزار و شوي ماهوي در مورد فرزندانشان آموزش دهيم." "گفته هاي قديمي در مورد چوب ها و سنگ ها اشتباه بود. نام ها براي شما صدمه خواهند زد."

Sachs-Ericsson با همكاري اين مطالعه در مجله اختلالات عاطفي منتشر شده است، با استاد روانشناسي FSU Thomas Joiner و محققان دانشگاه ايلينوي در Urbana-Champaign و دانشگاه كاروليناي شمالي در Chapel Hill. محققان داده هاي مربوط به 5،614 نفر در سن 15 تا 54 سالگي را مطالعه كردند كه يك زيرمجموعه از نظرسنجي ملي هماهنگي است. متوسط ​​سن نمونه چند مليتي 33 سال بود.

يافته ها به دليل پيامدهاي روشن براي درمان باليني قابل توجه است. Sachs-Ericsson گفت كه تحقيقات نشان داده است افراد مبتلا به خودخواه مي توانند از درمان شناختي-رفتاري استفاده كنند، روشي كه به مردم كمك مي كند الگوهاي ذهني غير منطقي خود را شناسايي و افكار متعادل تر را جايگزين آنها كنند. علاوه بر اين، آنها رفتار جديدي را براي مقابله با موقعيت هاي ناراحت كننده تدريس مي كنند.

Sachs-Ericsson گفت: درصد بالاي شركت كنندگان در تحقيق كه گزارش دادند كه بعضي از آنها اغلب توسط والدين مورد آزار و اذيت قرار مي گيرند (نزديك به 30 درصد)، محققان شگفت زده شدند.سوءمصرفي كلامي شامل توهين، سوگند، تهديد به سوء استفاده فيزيكي و نظرات و رفتارهاي دروغين است.

Sachs-Ericsson گفت كه والدين ممكن است اين سبك والدين خود را از والدين خود آموخته باشند يا ممكن است از راه هاي مثبت براي ايجاد انگيزه و يا نظارت بر فرزندان خود بي اطلاع باشند. آنها همچنين ممكن است اختلال رواني يا شخصيتي داشته باشند كه با توانايي هاي والدين خود مواجه مي شوند.

داستان هاي مربوطه

با گذشت زمان كودكان اطمينان مي دهند كه چيزهاي منفي آنها را مي شنوند و شروع به استفاده از آن اظهارات منفي به عنوان توضيحي براي هر چيزي كه اشتباه مي كند. به عنوان مثال، يك كودك كه به يك مهماني دعوت نمي شود و يا در مورد آزمون ناكارآمد است، دليل آن اين است كه دليل آن اين است كه پيامي كه توسط والدين منتقل مي شود، خوب نيست. اين الگوي خود انتقاد به بزرگسالي ادامه مي يابد و نشان داده شده است كه يك فرد بيشتر مستعد افسردگي و اضطراب است.

محققان از شركتكنندگان براي ارزيابي خود انتقاد از شركت كنندگان خواسته اند تا به اظهارات «اظهار نظر درباره اشتباهات من بيشتر از آنچه كه بايد بپردازند» پاسخ دهند و «تفاوت هاي قابل توجهي بين اين كه من در حال حاضر هستم و چگونه مي خواهم وجود داشته باشد وجود دارد.» كساني كه به طور صريح مورد آزار قرار گرفته بودند احتمال بيشتري داشتند كه خودشان از خودشان انتقاد كنند.

افرادي كه سوءاستفاده فيزيكي والدين (6.6 درصد) يا سوءاستفاده جنسي را با يك والدين يا والدين (4.5 درصد) رنج مي برند، بيشتر خودخواه بودند، اما محققان تصور مي كردند كه خود انتقاد ممكن است عامل مهمي در توسعه افسردگي نباشد و اضطراب براي شركت كنندگان مورد آزار و شكنجه جسمي و جنسي به عنوان آن را براي كساني كه تجربه سوء قمي.روانپزشك روانشناس مشاوره كودك و نوجوان قبل ازدواج

او گفت: "سوءاستفاده از دوران كودكي هر نوع نوعي است كه توانايي خود را بر گرايشهاي خودخواهانه تأثير مي گذارد." "اگر چه سوء استفاده جنسي و جسمي به طور مستقيم كلمات بحراني مانند" شما بي ارزش "نيست، پيام كلي كه توسط اين نوع سوء استفاده انجام مي شود، به وضوح انجام مي شود."


ADHD يك عامل خطر براي مشكلات الكل است


محققان بر اين باورند كه كودكان مبتلا به اختلال بيش فعالي كمبود توجه (ADHD) در معرض خطر ابتلا به الكل و ديگر مشكلات مربوط به مواد در هنگام رشد آنها هستند.

با اين حال، تحقيق هميشه سازگار نيست. دو مطالعه جديد كمك براي تاييد است كه ADHD است يك عامل خطر براي مشكلات الكل؛ افزون بر اين كه الكل زني والدين و تجربيات استرس زا در خانواده نقش مهمي در اين ريسك دارند.

نتايج در شماره آوريل مربوط به مشروبات الكلي: تحقيقات باليني و تجربي منتشر شده است .

بروك مولينا، پروفسور روانپزشكي و روانشناسي دانشگاه مي گويد: "كودكان مبتلا به ADHD، به علت تكانشي و ناتواني خود و نيز مشكلات ديگري كه اغلب همراه با ADHD همراه با نارسايي مداوم و مشكلات رفتاري هستند، در معرض ابتلا به الكل قرار دارند." از پيتسبورگ و نويسنده متناظر براي هر دو مطالعه.

در اولين مطالعه، در مورد "سن خاصي"، Molina و همكارانش با شركت كنندگان در مطالعات طولاني تر ADHD پيتسبورگ مصاحبه كردند. كودكان مبتلا به ADHD (364 نفر) با نوجوانان (11 تا 17 ساله) يا بزرگسالان جوان (18 تا 28 ساله) مصاحبه شدند. افراد مبتلا به دموكراسي و سنين مختلف بدون ADHD نيز به عنوان نوجوانان (120 نفر) يا بزرگسالان (120 نفر) به عنوان يك مقايسه مقايسه شدند. استفاده از الكل توسط پرسشنامه ها و مصاحبه ها تعيين گرديد.

مولينا گفت: "ما دريافتيم كه كودكان مبتلا به ADHD احتمال بيشتري نسبت به گروه مقايسه داشته اند تا به شدت نوشيدني و مشكالت مربوط به نوشيدن آنها، كه با سوء مصرف يا وابستگي به الكل تشخيص داده شده اند، مشكل داشته باشند." "اين به اين معني است كه نوشيدن آنها باعث مشكلات مانند مبارزه با والدين يا دوستان خود، افت تحصيلي آنها در مدرسه و يا مشكل كنترل ميزان الكل كه آنها نوشيدند."

مولينا گفت: مشكلات نوشيدن در حدود 15 سالگي آغاز شد. "افراد 15 تا 17 ساله مبتلا به ADHD در دوران كودكي گزارش دادند كه در سال گذشته به طور متوسط ​​14 بار افزايش يافته است، در حالي كه فقط 1.8 برابر براي افراد 15 تا 17 ساله كه از ADHD دوران كودكي نداشتند، 14 درصد از 15 تا 17 ساله مبتلا به ADHD در دوران كودكي با سوء مصرف يا وابستگي به الكل تشخيص داده شد، هيچ كدام از 15 تا 17 ساله بدون ADHD دوران كودكي وجود نداشت. "

"به نظر مي رسد يكي از دلايل ناسازگاري هاي گذشته در تحقيق اين است كه رابطه ADHD-alcohol تا زماني كه حداقل اواسط نوجواني ارتباط نداشته باشد، سخت نگيرد." استفان هاينشو، استاد و رئيس بخش روانشناسي در دانشگاه بركلي ، اظهار داشت . "بعدا ممكن است تنها يك زيرمجموعه از كودكان مبتلا به ADHD، يعني افرادي كه الگوهاي رفتاري تهاجمي يا ضد اجتماعي دارند، در معرض خطر بزرگ شدن جوانان باشند."

داستان هاي مربوطه

مولينا مي گويد يافته هاي او اين نظريه را پشتيباني مي كند. "به عنوان مثال، 42 درصد از كودكان مبتلا به ADHD كه همچنين مشكلات رفتاري جدي و مداوم داشتند [بعدا] از سن 18 تا 25 سالگي در معرض ابتلا به الكل قرار داشتند." مولينا همچنين مي گويد، محققان در مورد خطر ابتلا به الكل در كودكان مبتلا به اختلال ADHD كمتر از اين محدوده سني مي دانند. او گفت: "اكثر جوانان جوان بعد از اينكه مشغول به كار و زندگي خانوادگي مي شوند، كمتر مي نوشند." "ما به دنبال بزرگسالان جوان در مطالعه پيتزبورگ خواهيم بود تا ببينيم اين اتفاق مي افتد يا خير".

در مطالعه دوم، در "استرس زندگي"، Molina و همكارانش با 142 نوجوان (133 مرد و 9 زن) كه با ADHD در دوران كودكي تشخيص داده شده بودند مصاحبه كردند و همچنين 100 نوجوان مبتلا به ADHD كه از نظر جمعيت شناختي همسان بودند، مصاحبه كردند. همه شركت كنندگان در مورد رفتار نوشيدني و رويدادهاي زندگي منفي خواسته شدند. علاوه بر اين والدين گزارش هاي نوشيدني خود را گزارش كردند.

مولينا گفت: "يكي از دلايلي كه كودكان مبتلا به ADHD ممكن است در معرض خطر مشكالت الكل قرار گيرند اين است كه مشروبات الكلي و ADHD در خانواده ها با يكديگر همدست مي شوند." "ما دريافتيم كه مشروبات الكلي والدين پيش بيني مشكل نوشيدن مشروبات سنگين را در ميان نوجوانان نشان مي دهد، اين ارتباط تا حدي با افزايش ميزان استرس در اين خانواده ها توضيح داده شده است و اين ارتباطات هنگامي كه نوجوانان ADHD در دوران كودكي داشتند قوي تر بود. كودك مبتلا به ADHD و والدين از ابتلا به الكل، يا در حال حاضر يا در گذشته رنج مي برد، كودك خود را به خود مشغول خواهد داشت. "

به عبارت ديگر، Hinshaw افزود: "هنگامي كه يك كودك مبتلا به ADHD است، او احتمال بيشتري دارد كه ميزان بالاي نوشيدن والدين را افزايش دهد، و باعث افزايش سطح كلي استرس شود، يا از مصرف نوشيدن والدين بيشتر گيج و ناراحت شود، و يا بازگشت به اين الگوي خودش يا خودش. "تربيت كودك فرزندپروري

با اين حال، مولينا خاطر نشان كرد: "ما بايد اين يافته ها را در نظر بگيريم؛ مهم اين است كه همه كودكان مبتلا به ADHD با الكل مشكلي نداشته باشند."


اختلالات در حركات چشم و توجه، خطر ابتلا به اسكيزوفرن را تعيين مي كند


دانشگاه بينگهامتون
 محقق يك چارچوب جديد براي كمك به تعيين اينكه آيا افراد ممكن است در معرض خطر اسكيزوفرني مي شود ايجاد كرده است.

در يك مطالعه منتشر شده در مجله روانشناسي غيرعادي اين ماه، مارك F. Lenzenweger، استاد علوم باليني، علوم اعصاب و روانشناسي شناختي در دانشگاه Binghamton، دانشگاه ايالتي نيويورك (SUNY)، اولين كسي است كه متوجه شد كه اختلالات در چشم حركات و توجه را مي توان براي تقسيم افراد به دو گروه در ارتباط با خطر ابتلا به اسكيزوفرني مورد استفاده قرار داد.

لنزوجر گفت: "اسكيزوفرنيا يكي از هر 100 نفر را تحت تاثير قرار مي دهد، كه آن را هزينه گران ترين نوع بيماري روحي شناخته شده براي بشريت مي داند. اين يك مولفه ژنتيكي قوي دارد؛ حدود 80 درصد از آنچه كه اسكيزوفرني را تعيين مي كند مربوط به تأثيرات ژنتيكي است.

او گفت، "نه تنها باعث ايجاد اختلال در عملكرد شناختي، عاطفي، اجتماعي و شغلي افراد مي شود، در حالي كه در شكل كامل علائمي قرار دارد." اشوزوفنيا در اوايل عمر باقي مي ماند و در هر زمان از 15 تا 30 شروع مي شود و همچنان ادامه دارد. آنچه را كه داريد، فردي است كه دچار اختلال است، از نيروي كار حذف شده است، همچنين نياز به مراقبت مادام العمر دارد و هزينهاي بسيار زيادي براي بيماري آنها وجود دارد. "

با توجه به Lezenweger، مطالعات قبلي با افرادي كه بيماري را تجربه كرده بودند شروع شد و سپس براي رفع نقايص، مانند رديابي چشم و مشكلات توجه دائمي، كنار گذاشته شد.

Lezenweger گفت: "آنچه كه من گفتم ما بايد انجام دهيم اين بود كه به جمعيت عمومي برويم و اين صفات را - اين فرآيندهاي شناختي عصبي - اندازه گيري كنيم و ببينيم كه اختلال در اين فرايندها ويژگي هاي اسكيزوتايپيك را پيش بيني مي كند. بنابراين من واقعا تمام سوال را روي سرش گذاشتم."

اين مطالعه كه توسط 100،000 دلاري متقاضي محقق از اتحاديه ملي تحقيقات اسكيزوفرني و افسردگي يا NARSAD تأمين مالي شده بود، 300 كودك بالغ را كه از جمعيت عمومي جمع شده بودند، درگير كرد. يافته هاي اين تحقيق نشان مي دهد كه شيوه اي كه چشم ها مي توانند از يك هدف پيروي كنند و چگونگي توجه به يك كار را با يكديگر مقايسه كنند، مي توانند به تعيين عوامل خطر مرتبط با اسكيزوفرنيا كمك كنند.

وي گفت: "من قادر به ادغام چندين موضوع از كارهايي بودم كه طي 15 يا 20 سال گذشته توسعه يافته بودم." "من اين مطالعه را به گونه اي پيشنهاد دادم كه چند موضوع روش شناختي و نظري را با هم تركيب كرده و آن را به صورت ايده آل انجام مي دادم و آنها از آن حمايت كردند. اين تصميم بودجه اي بود كه در معرض خطر بود و من از ناصاد براي گرفتن عقب سپاسگزارم مطالعه."

داستان هاي مربوطه

لنزوجر با جف مك لخلان در دانشگاه كوئينزلند استراليا و دونالد بوبين از دانشگاه هاروارد همكاري كردند، هر دو رهبر در استفاده از روش هاي آماري جديد براي مشكلات مربوط به سلامت. آنها تكنيك به نام مدل سازي مخلوط محدود را براي جدا كردن موضوعات پژوهشي به دو گروه اعمال كردند.

سالها بحث در زمينه اين است كه آيا خطر ابتلا به اسكيزوفرني درجه بندي مي شود و يا بيشتر از نوع باينري است. Lenzenweger و همكارانش نشان دادند كه مردم را مي توان به دو گروه تقسيم كرد: كساني كه در معرض خطر هستند و كساني كه در معرض خطر نيستند.

در مطالعه جديد، كوچكتر از دو گروه شامل افرادي بودند كه اشكال رقيق علائم شبيه به اسكيزوفرني را نشان دادند، هرچند هرگز بيماري نداشتند. مطالعه اين افراد اسكيزوفرني واقعي را در اعضاي خانواده بيولوژيكي خود نشان داد، اما ساير بيماري هاي روانپزشكي نيز وجود نداشت.

لنزوگر گفت: "آنچه براي ما بسيار هيجان انگيز بود اين است كه اين روش به شما امكان مي دهد احتمال هر فرد در نمونه را با توجه به احتمال خطر ابتلا به اسكيزوفرني مورد ارزيابي قرار دهيد. "با انجام اين كار، مي توان برآورد بسيار دقيقي از جايي كه افراد در معرض خطر قرار مي گيرند، توليد كنند."

Lenzenweger اشاره كرد كه دوم، مدل مستقل رياضي مستقل به نام تجزيه و تحليل مالياتي، همان تقسيم تميز دو گروه را به وجود آورد.

اگر چه پيش بيني هاي خطر را مي توان در حال حاضر انجام مي شود، آنها با تمرين درمانگران هنوز براي برنامه هاي باليني آماده نيستند. Lenzenweger در نظر دارد با استفاده از مدل جديد به عنوان راهي براي انتخاب افراد اسكيزوتايپيك - افرادي كه در معرض خطر بيماري هستند اما آن را ندارند - براي مطالعه شديد ژنومي. اين نوع تحقيق ممكن است به دانشمندان كمك كند تا ژن يا ژن هايي را كه باعث اسكيزوفرني مي شوند شناسايي كنند.مركز خلاقيت و بازي روانشناسي نوجوان

لنزوجر توضيح داد: "مطالعه افراد مبتلا به اسكيزوتايپيك چشم انداز منحصر به فردي را براي آنچه ممكن است باعث بيماري شود، ارائه مي دهد. "اين يك پنجره واضح تر را در زمينه هاي احتمالي بيماري قبل از تاثير ويران كننده بيماري باليني فراهم مي كند.


اختلالات بويايي را كه ممكن است هشدار اوليه در مورد بيماري آلزايمر، بيماري پاركينسون


يك دستگاه پزشكي جديد در حال توسعه توسط محققان دانشگاه سينسيناتي مي تواند اختلالات بويايي را كه ممكن است هشدار اوليه در مورد بيماري آلزايمر، بيماري پاركينسون و ديگر مشكلات خارج از حادثه حسي ناشي از پيري باشد، از بين ببرد.مركز مشاوره خارج از ايران

تست انحراف معيار (SMT)، اختراع UC روانشناسي پروفسور رابرت فرانك و استاد جانباز Robert Gesteland از گروه زيست شناسي سلولي UC، در حال حاضر با شركت WR Medical Electronics در Stillwater مين توسعه يافته است. بازار تست

پروژه تست انبساط عظيم، كه ايجاد آن هفت سال در ساخت بود، در مجموع 1،340،098 دلار از موسسه ملي سلامت در بودجه انكشافي اهدا شد. پروفسور UC روانشناسي رابرت فرانك مي گويد كه در آينده نزديك محققان UC شروع به آزمايش پنج نمونه هاي مختلف SMT ساخته شده توسط WR Medical Electronics خواهند كرد. در حال حاضر، فرانك مي گويد مدل پيشين SMT در يك كلينيك پيشرفته در آلمان و همچنين در دانشگاه پنسيلوانيا مورد آزمايش قرار گرفته است. فرانك مي گويد مركز مشتري SMT عمدتا متخصصان متخصص گوش و حلق و مغز و اعصاب است.

فرانك توضيح مي دهد: "كل آزمايش بر اساس مشاهدات بسيار ساده است كه زماني كه شما خرج مي كنيد و بوي شما را شناسايي مي كنيد، شما كمي شگفت زده خواهيد شد، در صورتي كه در اثر استنشاق و بويايي تشخيص دهيد." "براي كسي كه داراي بوي عادي است، اندازه تشنگي هنگام تشخيص بوي نيمه بريده شده است. براي كسي كه قادر به تشخيص بوي نيست، اندازه خربزه فقط براي هوا و اندازه خرناس براي بوي يكسان است "

در انسان، فرانك مي گويد حس بويايي يكي از حواس هاي كوچك ماست. او مي گويد اين بيشتر حساس است به آسيب رساندن، زيرا ماشين مغز و اعصاب كمتر در پردازش حس بويايي وجود دارد. بنابراين، به همين دليل است كه ممكن است كمي شبيه قناري در مين هاي شفت باشد. از آنجايي كه آن شكننده تر است، زماني كه شما به مغز توهين مي كنيد، ممكن است به زودي در فرايند بيماري حساس باشد. "

فرانك اضافه مي كند كه چون بوي لازم نيست به عنوان بخشي از آزمون انفجار بزرگ شناخته شود، آزمون را مي توان در بزرگسالان و همچنين كودكان (كه ممكن است براي اتصال بوي با نام) خيلي جوان باشد و افرادي كه از فرهنگ هاي بين المللي (كه با برخي از بوي هاي رايج در ايالات متحده آشنا نيستند). فرانك مي گويد: "آنچه در مورد اين آزمون منحصر به فرد است اين است كه حافظه خوبي ندارد، كه در آزمايش افراد مبتلا به آلزايمر يا برخي بيماري هاي مرتبط با بيماري هاي مختلف دچار اختلال مي شود." "به عنوان مثال، آزمايش هاي ديگر مي پرسند:" آيا اين بوي سير را دارد؟ "يا" آيا اين بوي تار، رز "يا" گل رز "است؟ هنگامي كه يك مشكل با حافظه وجود دارد، اين نوع آزمايش مشكل خواهد بود."

داستان هاي مربوطه

بنابراين، اگر يك كودك يا كسي كه بعيد به نظر مي رسد يك بيماري مرتبط با سن داشته باشد، اين تست خراب مي شود: "اگر آنها آزمون ما را شكست كنند، اين نشان مي دهد كه بوي بد دهان چيزي اشتباه است. شايد يك فرانك مي گويد، انسداد، اختلال بينايي يا پوليپ ها است. "شايد عصب بويايي به علت آسيب سر و يا عفونت ويروسي آسيب ديده است."

براي كساني كه افتخار بوي خود را افتخار مي كنند، اين آزمايش نيست كه حواس خود را تكان دهد. از آنجايي كه بوي واقعا تند و زننده براي آزمايش تكرار اسفنجي كار مي كرد، فرانك مي گويد كه افراد آزمايشي داراي سه نوع بو هستند: تركيبي از پنير رسيده و گوشت خوار، عطر كه تركيبي از بوي سوختني با بوي اسكن مانند و آميل استات، كه مانند موز بوي مي دهد. فرانك توضيح مي دهد: "شما بايد مردم را واقعا قاپ زدن را متوقف كنيد و به همين دليل است كه بوي هاي بد كار مي كنند." "تا حدودي، ما بوي موز را در آن قرار داده ايم تا به آنها كمي صبر بدهيم".

فرانك مي افزايد كه تحقيقات فعلي او نمونه هايي از بويايي است كه مي تواند شاخصي براي آلزايمر باشد. او مي گويد آزمايش تست انبساط نيز توسط محققان مركز پزشكي دانشگاه راش در شيكاگو به عنوان بخشي از يك مطالعه مهم اپيدميولوژيك پيري، بيماري آلزايمر و بوي شناخته شده است.


نوزادان در جوامع عاطفي ديگر افراد در سن بسيار جوان احساس مي كنند


بچه هاي كوچك هرگز متوقف نمي شوند. محققان دانشگاه واشنگتنمتوجه شده اند كه كودكان نوپا 18 ماهه با گوش دادن و تماشاي واكنش هاي احساسي كه توسط يك بزرگسال به سمت ديگري هدايت مي شوند و با استفاده از اين اطلاعات عاطفي رفتار خود را شكل مي دهند، به آنچه آنها را "گوش سپردن احساسي" مي نامند، تعامل دارند.

بتي Repacholi و اندرو Meltzoff از موسسه UW براي يادگيري و علوم مغز مي گويند نوشتن در ماه مارس آوريل شماره مجله توسعه كودك است كه امروز منتشر شده است، اين تحقيق نشان مي دهد كه نوزادان در سن هاي بسيار جوان از افراد ديگر احساسات عاطفي را درك مي كنند.

Repacholi، استاديار روانشناسي گفت: "اين ممكن است پيشگام در" خواندن ذهنهاي ديگران با درك شرايط عاطفي و رواني آنها باشد ".

"شناخت احساسات ديگران يك مهارت مادام العمر است و براي آمادگي مدرسه بسيار مهم است. نتيجه جذاب اين مطالعه اين است كه چگونه كودكان نو پا حساس به ديناميكي عاطفي در اطراف آنها هستند. آنها لازم نيست كه رفتار خودشان را امتحان كنند ميتوذوف كه مدير كل موسسه است و كارگر و گرتود Tamaki را در رشته روانشناسي تأمين مي كند، مي توانند تماشا كنند كه چه برادر يا خواهر بزرگتر انجام مي دهند و از چه اتفاقي براي آنها ياد مي گيرند.

"اين مطالعه كمك مي كند تا يك قطعه گمشده را پر كند، زيرا نشان مي دهد كه كودكان در" استراق سمع عاطفي "شركت مي كنند. كودكان هميشه از آنتن احساسي خود استفاده مي كنند و از سوءاستفاده از رفتارهاي ديگران ياد مي گيرند."

محققان دو آزمايش را انجام دادند تا آزمايش كنند كه آيا نوزادان در معرض بزرگسالان قرار مي گيرند تا سرنخ هاي احساسي را انتخاب كنند. اولين بار، 96 كودك نوپا، دوم 72 ساله بودند. در هر دو آزمايش، تعداد پسران و دختران برابر بود.

جوانان تماشا مي كردند يك بالغ دستكاري يك اسباب بازي در هر دو آزمايش. سپس آنها را تماشا مي كنند در حالي كه يك بالغ دوم ابراز خشم و يا واكنش بي طرف در پاسخ به اولين بزرگسال با اسباب بازي. سپس نوزادان مجبور شدند با اسباب بازي بازي كنند و اقدامات اولين فرد بزرگسال را تقليد كنند. در اين مرحله در اولين آزمايش، بالغ دوم يا اتاق را ترك كرد يا بي سر و صدا با صورت صورت خنثي نشست. در آزمايش دوم، بزرگسال دوم يا او را به عقب بر روي كودك چرخانده و يا به آرامي با بيان بي طرفي به سمت كودك نگاه كرد.كودك سالم روانشناسي كودك

Repacholi گفت همه نوزادان علاقه مند به آنچه كه اولين بزرگسال انجام مي دهند، به جلو به جلو، ساخت سر و صدا و خواستار اسباب بازي. اما اين تغيير زماني رخ داد كه بزرگسالان دوم خشمگين و در اتاق به سمت كودك نگاه داشتند. هنگامي كه ثانويه دوم واكنش خنثي يا خشم بيان كرد و سپس يا اتاق را ترك كرد يا او را عقب براند، جوانان اسباب بازي را در عرض يك ثانيه برداشتند. آنها همچنين اقدام نخستين بزرگسال را با دوبار اسباب بازي 2.5 از سه زمان مجازي تقليد كردند. با اين حال، هنگامي كه بالغ عصباني باقي ماند و صورت خنثي او قابل مشاهده بود، نوزادان ترديد داشتند، به طور متوسط ​​پنج ثانيه براي گرفتن اسباب بازي گرفتند. آنها تنها موفق به تقليد از عمل اولين فرد بزرگسال نيمي از زمان بود.

محققان هيچ تفاوت جنسيتي در نحوه واكنش نوزادان نشان ندادند.

Repacholi گفت: "اين شگفتي واقعي بود." "والدين معمولا پسر و دختر را به طور متمادي متفاوت مي كنند و دختران معمولا سازگاري بيشتري دارند. ممكن است تفاوت ها در اين منطقه بعدا ظاهر شود."

آزمايشات اولين تظاهراتي است كه نوزادان مي توانند رفتار خود را در پاسخ به ارتباطات عاطفي كه آنها را شامل نمي شود، تغيير دهند. Repacholi گفت: "مطالعات بسياري در مورد اين كه چگونه والدين احساسات به طور مستقيم به نوزادان خود ارتباط برقرار مي كنند، تاثيري بر رفتار آنها دارند، هيچ كس پيش از آن فكر نمي كند كه آيا نوزادان مي توانند اطلاعات عاطفي خود را در زماني كه به سوي فرد ديگري هدايت مي شوند، اعمال كنند." "با مشاهده و تحليل رفتارهاي عاطفي ديگران، نوزادان قادر به يادگيري برخي درس هاي مهم هستند. اين نه تنها يك روش بسيار كارآمد براي نگاه كردن به جهان است، بلكه بسيار سازگار است. نوزادان مي توانند از استعفاي احساسي براي جلوگيري از برخي از منفي ها استفاده كنند عواقب آن ممكن است باعث شود كه خودشان اقدام كنند.


نه نشانه شخصيت درون گرا

پذيرفتن اينكه شايد شما يك فرد درونگرا باشيد مي‌تواند سخت باشد. وقتي به فردي بعنوان فرد درونگرا فكر مي كنيم ما اغلب به اشتباه حدس مي‌زنيم كه آنها كساني هستند كه مردم را دوست ندارن. با اين حال چنانچه سوزان چين به صورت موثري به جهانيان در كتابش به نام قدرت درونگرا ها در جهاني كه نميتواند از صحبت باز ايستد نشان داد درونگراها مي‌توانند گرم خو، علاقه مند به ديگران، و قدرتمند در حد

خودشان باشند. هنوز بسياري از اين برچسب هاي اطلاق شده به درونگراها شايد منجر به تمايل افراد به داشتن اين چنين گرايشات براي مقاومت شود اگر آنها را درون خود انكار نكنند.
در مورد شخصيت خود بيشتر بخوانيد:
آزمون شخصيت
اين نه نشانه هاي رفتاري درونگرايي ميتواند براي شما شروعي براي يادگيري در مورد درمانها و نگرشهايي باشد كه نشان مي دهند شخصيت شما ممكن است برو گراتر از آن چيزي باشد كه خودتان فكر مي كنيد. ببينيد كه اين نشانه ها چقدر به طور صادقانه با ويژگي هاي شما مطابقت دارند:
1- شما از وقت گذاشتن براي خودتان لذت مي بريد. زماني كه شما شانس استراحت پيدا مي كنيد ممكن است وقت بيشتري براي مطالعه، بازي كردن بازي هاي كامپيوتري، يا گوش دادن موسيقي بگذاريد. اين زمان آرام براي احساس بهزيستي شما مهم است حتي زمانهايي كه امكان لذت بردن از قرارهاي اجتماعي را داريد.
2- بهترين تفكر شما زماني اتفاق مي افتد كه شما با خودتان تنها هستيد. شما مخالف ملاقات گروه ها و بحث ها نيستيد ولي اگر شما مي‌خواهيد تا به يك راه حل خلاقانه برسيد به كمي زمان براي كار كردن بر روي مشكل در خود نياز داريد. داشتن فرصت براي بازتاب كامل بر روي يك مشكل به شما اجازه ميدهد تا از حداكثر توان خويش براي اشتغال در تفكر اصلي و توليد نتايجي كه به شما احساس غرور مي‌دهد استفاده كنيد.
3- شما بهترين رهبر خواهيد بود زماني كه ديگران خود شروع كننده هستند. باوجود اين باور كه درونگراها بسيار ساكت هستند و نميتوانند هيچ كاري بكنند ولي تحت شرايط درست آنها مي توانند بهترين رهبر براي همه باشند. اگر گروه خودش امادگي رهبر داشتن را دارد،انگاه رهبران درونگرا مي توانند از آنها بيشترين پتاسيل را بيرون بكشند. تنها زماني كه گروه نيازمند يك جرقه براي شروع به انجام كاري باشد درونگراها نمي توانند رهبران خوبي باشند.
4- زماني كه كسي چيزي از جمه بخواهد شما اخرين نفري هستيد كه دست خود را بالا مي بريد. چنانچه شما به خاطر داريد از روزهاي مدرسه ابتدايي، برخي دانش آموزان بودند كه دستانشان مثل گلوله مستقيم به هوا پرتاب ميشد وقتيكه معلم سوالي مي پرسيد يا داوطلب مي‌خواست. برونگراها متمايل به آماده بودن هستند و مشتاق به ايستادگي كردن در هر موقعيت اجتماعي يا آكادميك. شما شايد بيشتر از يك برونگرا درونگرا هستيد اگر شما راضي به نشستن در عقب و اجازه دادن بقيه براي بودن در مركز صحنه هستيد. اين به اين معني نيست كه درونگراها كمتر از بقيه ميدانند. آنها تنها نياز خاصي براي بودن در معرض عموم نمي بينند.
5- ديگر افراد از شما راجع به نظرتان ميپرسند. به عنوان درونگرا كمتر متمايل به داوطلب شدن در موقعيت هاي عمومي هستيد. درونگراها همچنين كمتر متمايل به داوطلبي براي نظرات يا توصيه در موقعيت هاي كمتر عمومي هستند.خواه آن يك بحث خانوادگي در مورد ميز آشپزخانه باشد يا يك جلسه كاركنان براي تصميم گيري براي چگونگي فروش محصولات جديد. افراد بسيار درونگرا نگرش هاي خود را براي خودشان نگه خواهند داشت و به برونگرا هاي پر سر و صدا اجازه خواهند داد تا جلسه را كنترل كنند. بهمين خاطر و به خاطر اينكه شايد توصيه هاي شما در واقع بسيار با ارزش باشد محتمل است كه اگر از شما به طور مداوم و ناخواسته پرسيده ميشود كه نظر شما چيست؟ شايد اين رفتار نشان ميدهد كه رفتار شما اشاراتي را براي ديگران بهمراه دارد حاكي از تمركز توجه و افكار دروني تان/
6- شما هنگاميكه در يك مكان عمومي هستيد اغلب از هدفون استفاده مي كنيد. اگر راه شما از يك ايستگاه اتوبوس شلوغ است يا مجبور به عبور از خيابان شلوغي هستيد و اگر شما فرد درون گرايي باشيد دنبال دليلي براي ارتباط با ديگران نخواهيد بود. در موقعيت هاي گذشته، اگر ميخواستيد از ارتباط با غريبه ها اجتناب كنيد شما ميبايستي سرتان را پايين نگاه ميداشتيد و مستقيم جلويتان را بايد نگاه ميكرديد. درحال حاضر شما ابراز محافظي را اضافه كرده ايد كه شما را توانمند ميكند كه در پشت حفاظ هدفون پنهان شويد ( هرچند هيچ كسي نميداند كه آيا واقعا موسيقي در هدفون پخش مي‌شود يا نه)
7- با افرادي كه عصباني يا ناراحت به نظر ميرسند ترجيح ميدهيد تعامل نكنيد. شما متمايل به اجتناب از افرادي هستيد كه در خلق بدي هستند. اگر عصبانيت خود را بيرون نميريزيد. طبق تحقيق روانشناس كالج دانشگاه لندن مارتا پوناري و همكارانش افراد بسيار درونگرا در نشان دادن چيزي كه اثر نگاه دنباله دار ناميده مي‌شود ناموفق عمل مي كنند. به طور معمول اگر شما به عكس صورت كسي با يك زاويه مستقيم در صفحه نمايش كامپيوتر نگاه كنيد محتملا خيره شدن ان فرد را دنبال ميكرديد و بنابراين بسيار سريعيتر به يك هدف بصري روي صفحه نمايش پاسخ مي دهيد تا زماني هدف و خيرگي فرد در يك زاويه متضاد قرار دارد. درونگراها اين اثر را چنانكه برونگراها انجام ميدهند نشان ميدهند ولي اگر قيافه فرد عصباني به نظر برسد آنها اثر نگاه دنباله دار را نشان نخواهند داد. اين نشان ميدهد كه افراد بسيار درونگرا نمي خواهند به كسي عصباني به نظر مي‌رسد نگاه كنند. پوناري و تيم او باور دارند كه اين بخاطر ان است كه آنها براي ارزيابي هاي منفي بالقوه بيشتر حساس هستند. اگر شما فكر ميكنيد فردي بخاطر انجام چيزي براي شما عصباني است، نگاه يك تهديد مي‌شود.
8- شما تماس، پيام، و ايميلهاي بيشتر از آنچه كه مي خواهيد دريافت ميكنيد جز اين انتخابي نداريد. در شرايط يكسان، افراد بسيار درونگرا به صورت داوطلبانه به حلقه هاي اجتماعي شان نمي پيوندند. اگر آنها را به حال خودشان بگذاريد تماسي را براي گذراندن وقت بواسطه اجتماعي شدن ايجاد نخواهند كرد. به طور مشابه آنها ايميل و ديگر مكاتبات نوشتاري را توليد نميكنند ولي به جاي ان براي ارتباطات دريافتي از ديگران عكس العمل نشان مي‌دهند.
كاملا احتمال دارد كه اگر شما درونگراي واقعي از كارهايي درانها لازم است با ديگران مدام در تماس باشيد اجتناب كنيد مانند پاسخگوي تلفن در يك سوپر ماركت. اگر شما انتخابي نداريد ولي ارتباطي را آغاز ميكنيد مانند زماني كه شما افراد را براي يك رخداد اجتماعي دعوت مي‌كنيد كمتر احتمال دارد تلفن را برداشته و تماس بگيريد و بيشتر احتمال دارد كه درخواست خود را از طريق فضاي مجازي يا اداره پست ارسال كنيد. اين مسئله شايد بيان مي‌كند كه مطلوب غير قابل ارزيابي است. با تماس گرفتن با مردم در خطر نه شنيدن قرار ميگيريد كه شايد روحيه تان تضعيف شود. زماني كه درخواست به صورت ناهمگام صورت ميپذيرد ( نه در زمان درست) شايد شما هم جبران كنيد ولي به شيوه اي كه به شما اجازه مي دهد كه چهره خود را حفظ كنيد.
9- شما آغازگر مكالمه كوتاه با فروشنده، راننده تاكسي يا ديگر كساني كه با انها ارتباط معمولي داريد نيستيد. تقريبا براي شما تصور اينكه شبيه افراد پر حرف باشيد در صف سوپرماركت، كه با هركس در مورد آب و هوا صحبت مي‌كند غير ممكن است. اگر شما ديرتان شده است و يا مضطرب هستيد شما اين اطلاعات را به بيرون به افراد اطرافتان درز نخواهيد داد ولي بجاي آن بدون صدا با خود در مورد موضوع و تعهداتتان فكر خواهيد كرد. شما ممكن است احساس كنيد كه به كسي ربطي ندارد و مال خودتان است يا ممكن است ترجيح بدهيد كه از خلق بدتان از طريق استراتژهاي از بين برنده استرس شخصي خودتان بيرون بياييد. به هر حال، افراد به طور واقعي نميدانند كه چه احساسي داريد يا چه فكر مي كنيد در هر لحظه مگر اينكه به صورت كافي احساس نزديكي به انها براي به اشتراك گذاري اين احساس هاي خصوصي بكنيد.
با خدمات مركز ما شخصيت خود را بيشتر بشناسيد:
بسته سنجش شخصيت و هوش
درونگرا بودن قطعا مزاياي خود را دارد. شما به احتمال كم يك اشتباه اجتماعي مي‌كنيد، مانند بواسطه توهين سهوي به كسي كه با نظر او موافق نيستيد. از انجايي كه از بازتاب دادن افكارتان به خود لذت مي بريد هنگامي كه تنها هستيد كمتر از كسي كه به تحريك اجتماعي ثابت نياز دارد خسته مي شويد.
تنها خطري كه با آن مواجه هستيد اين است كه افرادي كه شما را نمي شناسند شايد فكر كنند شما گوشه گير هستيد و يا اينكه خودتان را برتر از ديگران احساس مي‌كنيد. اجازه دادن به خود جهت آشكار كردن احساسات و افكار شايد براي شما مزاياي بسياري را به همراه داشته باشد، صادق بودن با خود و رفتار كردن به صورتي كه ضد اجتماعي به نظر نرسيد.
در طرف ديگر، اگر شما كاملا برونگرا هستيد شما شايد از تمرين كمي درونگرايي در زندگي روزمره بهره ببريد. ببينيد اولين فرد براي صحبت كردن، مسئوليت پذيري و يا ارائه نظر، نبودن چگونه است. امكان اينكهكه به خودتان اجازه بدهيد با تلنگري به درونگراي سري خود بزنيد شايد به شما فرصت دهد براي تجربه جهاني جديد به حالت بازتابي بيشتر.

منبع:تريبون آزاد

   

برچسب ها: افراد درونگرا ,روانشناسي ,شخصيت برونگرا ,شخصيت شناسي ,مشاوره فردي ,ويژگي افراد درون گرا ,ويژگي هاي برونگراها ,


اختلال شخصيت اسكيزوتايپال… نشانه ها و درمان

 

اختلال شخصيت اسكيزوتايپال به وضعيتي اطلاق مي شود كه در آن فرد مشكلات بسياري در ايجاد و حفظ ارتباط نزديك با ديگران دارد. فردي كه اختلال شخصيت اسكيزوتايپال دارد ممكن است از اين قبيل ارتباطات رنج بكشد، و بنابراين ظرفيت كمي در اينباره داراست. فردي با اين اختلال معمولا داراي تحريف شناختي و ادراكي و هم چنين بي قاعدگي در رفتار روزمره مي باشد.

افراد با اختلال شخصيت اسكيزوتايپال عقايد عجيبي در مورد مرجع رويدادها دارند ( براي مثال انها تفسيرهاي نادرستي از رويدادهاي علي و وقايع خارجي دارند و به انها معناي شخصي مي دهند). انها معمولا خرافي هستند و دل مشغولي با پديده هاي فراتر از معمول دارند كه خارج از خرده فرهنگ خود مي باشند.

افراد با اختلال اسكيزوتايپال معمولا بيشتر دنبال درمان براي مشكلات اضطراب، افسردگي يا ديگر وضعيت هاي خلقي ملال آور مي روند تا درمان ويژگي هاي اختلال شخصيت اسكيزوتايپال.

يك اختلال شخصيت الگوي پايدار از تجارب و رفتارهايي است كه از هنجارهاي فرهنگي فرد انحراف دارد. اين الگو در دو يا چند حيطه كه در ادامه ذكر مي شوند ديده مي شود: شناخت، عاطفه، كاركرد بين فردي و موقعيت هاي اجتماعي. اين الگو معمولا منجر به تنش يا نقص در كاركرد اجتماعي و شغلي مي گردد. اين الگو اغلب پايدار و طولاني مدت است و شروع ان به اوايل بزرگسالي يا نوجواني برمي گردد.

نشانه هاي اختلال شخصيت اسكيزوتايپال

اختلال شخصيت اسكيزوتايپال يك الگويي از نقص هاي اجتماعي و بين فردي مي باشد و با نارامي مزمن و كاهش ظرفيت در روابط نزديك، هم چنين اختلال ادراكي و شناختي و رفتارهاي گريز از مركز مشخص مي شود. شروع ان معمولا در اوايل بزرگسالي است و در بافت هاي مختلف به شكل هاي زير ظاهر مي شود:

  • عقايد در مورد مرجع رويدادها (نه به صورت هذيان)
  • باورهاي عجيب و غريب و افكار جادويي كه بر رفتار انها تاثيير مي گذارد و با هنجارهاي خرده فرهنگ ها تناقض دارد (مانند خرافه ها، عقايد در مورد بصيرت ذهني، تله پاتي، يا حس ششم، در كودكان و نوجوانان به صورت فانتزي هاي عجيب و غريب و مشغوليت هاي ذهني عجيب)
  • تجارب ادراكي غير معمول شامل توهمات بدني.
  • تفكر و سخن عجيب و غريب (مبهم، ضمني، استعاري، يا كليشه اي)
  • عقايد حرافي و يا پارانوئيدي
  • عاطفه نامناسب يا محدود
  • ظاهر و رفتار عجيب و غريب و يا دور از معمول
  • فقدان دوستي هاي نزديك و اعتماد به ديگران غير از خويشاوندان درجه يك
  • اضطراب اجتماعي بالا كه با اشناييت كاهش نمي يابد، و بيشتر با ترس هاي پارانوئيدي همراه است تا قضاوت هاي منفي در مورد خود.
  • از انجايي كه اختلالات شخصيت در برگيرنده الگوها و رفتارهاي پايدار و طولاني مدت هستند، اغلب در بزرگسالي تشخيص مي گيرند. تشخيص اين اختلالات در دوران كودكي متداول نيست زيرا كودكان و نوجوانان تحت تاثير تغييرات مداوم رشدي و شخصيتي و بلوغ هستند. اگر اين اختلال براي كودك و نوجوان تشخيص داده شود علائم ان بايد حداقل يك سال حضور داشته باشند.

    براساس تحقيق NESARC شيوع اختلال شخصيت اسكيزوتايپال حدود 3.9 درصد جمعيت بزرگسالان مي باشد.

    مانند اغلب اختلالات شخصيت، شدت اختلال شخصيت اسكيزوتايپال با افزايش سن كاهش مي يابد، مانند اغلب افراد اندكي از نشانه ها يا بيشترين نشانه ها را در حدود دهه 40 يا 50 زندگي تجربه مي كنند.

    اختلال شخصيت اسكيزوتايپال چگونه تشخيص داده مي شود؟

    اختلال شخصيت اسكيزوتايپال مانند ديگر اختلالات شخصيت توسط يك روان شناس يا روانپزشك حرفه اي تشخيص داده مي شود. پزشكان عمومي و يا بهياران معمولا اموزش لازم را براي يك هم چين تشخيصي نديده اند. بنابراين زماني كه براي اولين بار به يك پزشك خانواده مراحعه كرده و علائم را توضيحي مي دهيد بايد شما را به يك درمانگر مناسب جهت تشخيص و درمان ارجاع دهد. هيچ ازمايش و يا تست ژنتيكي براي تشخيص اختلال شخصيت اسكيزوتايپال وجود ندارد.

    بسياري از افراد با اختلال شخصيت اسكيزوتايپال به دنبال درمان نمي روند. افراد با اين اختلال شخصيت اغلب زماني به دنبال درمان مي ايند كه مشكلات همراه با اين اختلال زياد شده و زندگي شخصي وي را تحت تاثير قرار مي دهد. اغلب اين حالت زماني اتفاق مي افتد كه توانمندي هاي مقابله اي فرد براي مقابله با استرس و رويدادهاي زندگي بسيار پايين امده است.

    تشخيص اختلال شخصيت اسكيزوتايپال توسط يك متخصص با مقايسه علائم شما و علائمي كه ذكر شد هم چنين تاريخچه شخصي زندگي شما صورت مي گيرد. انها تعيين مي كنند كه ايا نشانه هاي شما معيار لازم براي اختلال شخصيت اسكيزوتايپال را دربرمي گيرد يا نه.

    علل اختلال شخصيت اسكيزوتايپال

    امروزه محققين نمي دانند چه عاملي منجر به اختلال شخصيت اسكيزوتايپال مي شود. با اين وجود نظريه هاي زيادي در مورد علل اختلال شخضيت اسكيزوتايپال وجود دارند. اكثر محققين بر يك مدل علي زيستي-رواني-اجتماعي توافق دارند. بر اساس اين مدل، علل اين اختلال ممكن است فاكتورهاي ژنتيكي و زيستي ، فاكتورهاي اجتماعي (مانند چگونگي تعامل فرد در كودكي با خانواده، اطرافيان و ديگر كودكان) و فاكتورهاي رواني (شخصيت و مزاج فردي شكل گرفته توسط محيط و مهارت هاي مقابله اموخته شده براي مواجهه با استرس). اين مدل بيان مي كند كه هيچ عامل واحدي منجر به اين اختلال نمي شود و مجموعه اي از عوامل به صورت پيچيده و در كنار هم منجر به اين اختلال مي شوند. مطالعات نشان داده اند اگر فردي داراي اين اختلال است با احتمال زيادي ان را به كودكان خود منتقل خواهد كرد.

    درمان اختلال شخصيت اسكيزوتايپال

    درمان اختلال شخصيت اسكيزوتايپال نيازمند روان درماني طولاني مدت با درمانگري است كه در درمان اين اختلال اموزش ديده است و متخصص است. در برخي موارد ممكن است دارودرماني نيز براي تقليل برخي نشانه ها انجام گيرد.

    در درمان رواني درمانگر باليني نبايد مستقيما باورها و هذيان هاي فرد را زير سوال ببرد. در ارتباط اوليه يك فضاي گرمو مراجع محور بايد فراهم شود. مانند اختلال شخصيت دوري گزين فرد از هرگونه ارتباط نزديك دوري مي كند و اضطراب زيادي را در روابط اجتماعي تجربه مي كند. در اين شرايط اموزش مهارت هاي اجتماعي و ديگر مهارت هاي لازمه روابط و تعاملات بسيار مهم هستند. در هنگام پيشرفت مراجع درمان هاي گروهي نيز مي توانند مفيد باشند.

    دارودرماني نيز گزينه ديگر اين بيماري مي باشد. اغلب دارودرماني در مراحل حاد سايكوتيك مورد استفاده قرار مي گيرد. اين مراحل اغلب هنگام استرس هاي شديد و يا زماني كه فرد توانايي مقاومت ندارد ظاهر مي شود. معمولا در اين موارد از داروهاي انتي سايكوز استفاده مي شود.

    به صورت كلي، از انجايي كه در زمينه علل نيز ذكر شد، اين اختلال چند وجهي به دليل عومل چندگانه اي مي باشد كه به همان صورت درمان نيز نيازمند يك دديگاه چند وجهي مي باشد.

     

     

       

    برچسب ها: اختلال شخصيت اسكيزوتايپال... نشانه ها و درمان ,