عاشقانه: هر آنچه كه عاشقان پيش از ازدواج بايد بدانند

مشاوره در زمينه قبل از ادواج و درمان مشكلات فردي نامزدان

دوشنبه ۲۷ بهمن ۰۴

وقتي جنس مخالف بهم دست‌ميزنه

سوال شده 14 ساعت قبل در مشاوره تلگرامي توسط ترس
سلام،من يه دختر ۲۱ ساله هستم،جديدا با يه آقايي وارد رابطه شدم،ايشون بعد از ۶ ماه آشنايي دوست دارن وقتي بيرون ميريم دست من و بگيرن،ولي من با اين قضيه مشكل دارم،نميدونم دليلش چيه!احساس ميكنم اگر بهم دست بزنه ازش متنفر ميشم،و اين حس و نسبت به همه ي مردا دارم،الان مدتي هس كه استرس دارم،و اين موضوع آزارم‌ ميده،فكر ميكنم لمس شدن توسط يه مرد به معناي سواستفاده از من هس،حتي به خاطر اين قضيه فكر ميكنم در ازدواج هم به مشكل ميخورم!لطفا در حل اين مشكل كمكم كنيد
پاسخ داده شده 9 ساعت قبل توسط دكتر روانشناس حرفه اي (75,520 امتياز)
با سلام
دوست عزيز ببينيد اينجا دو مساله وجود داره يكي اينكه به هر حال در دوران اشنايي هر فردي حريم خصوصي دارد كه دوست ندارد كسي وارد ان شود و اصلا مشكل از سپت شما هم نيست كه نگران شويد و فكر كنيد شما مشكل داريد كه مايل نيستيد جنس مخالف شما را لمس كند چرا كه ممكنه همين روابط سراغاز مسائل خاصي شود كه در نظر نگرفته ايد و خب بايد جتنب احتياط را داشت
منتهي يك نكته ديگر اينكه  اگر شما ازدواج كنيد و بعد از ازدواج هم چنين حسي داشته باشيد خب طبيعتا بايد براي درمان مراجعه داشته لشبد چرا كه هيچ مردي نمي تواند چنين شرايطي را پويرا باشد و قطعا از اين رفتارها ازار مي بيند كه بايد در نظر داشته باشيد منتهي نكته ديگر اينكه  گاهي گذشته افراد و يك اتفاق باعث به وجودوامدن چنين حسي مي شود كه خب احتباج به مراجعه دارد ولي اگر از تصور اينكه د اينده با همسر ايندتون رابطه اي داشته باشيد حس بدي در حد تصور نداريد مساله صرفا محوود مي شود به حال حاضر و خب يك فضاي شايد بي اعتمادي له افرادي كه صرفا اشنايي ا ليه است و شما نمي پذيريد اين حدود باشد
اينها نكات مهمي هستند كه شما بايد به انها بپردازيد و انها را ور نظر داشته باشيد به هر صورت اميدوادم همه شرايط و جوانب در نظر گرفته  شود و حتما مراجعه داشته باسيد در اين موارد به هر صورت احتمالات مختلف است  كه خب زببعي است كه بايد احتمالات مختلف را در نظر داشته باشيد
موفق باشيد و خوشبخت


ازدواج پر كننده تنهايي شما

جوانان پس از اينكه سنين نوجواني و پس از آن ابتداي جواني را مي گذرانند، احساس تنهايي و خلاء كرده كه نمي توانند آن را همان گونه كه قبلاً پر مي كردند ، الان برطرف كنند. برنامه ها و فعاليت هاي تفريحي خود را بيشتر كرده اما باز آن حس پوچي بودن و كمبود را داشته و نمي توانند براي برطرف كردن آن چاره اي بينديشند. آنان حس ميكنند كه نياز به فردي دارند كه تنهايي آنان را پر كرده و با وي سخن بگويند. در ناراحتي ها و شادي هايشان در كنارشان بوده و در واقع آنان كسي را مي خواهند كه او را دوست داشته و آنان نيز وي را دوست داشته باشند. دوست داشتني خالصانه و به دور از هيچ غرض ورزي.

line-separator

در اين موارد تمايل به جنس مخالف بيشتر شده و پسران و دختران اين حس را در جنس مخالف مي جويند در اين هنگام است كه جوانان به بلوغ  رسيده و در واقع مقدمات ازدواج در ذهن آنان فراهم شده است. اما اين به منزله آمادگي كامل آنان براي ازدواج نيست زيرا ازدواج امري مهم است كه نياز به بلوغ كامل جسمي و ذهني داشته و ميبايست جوان از لحاظ طرز فكر به آن درجه از فهم برسد كه بتواند در بابر مشكلات ايستادگي كرده و شانه خالي نكند.

line-separator

در هر حال در اين دوره نياز به يك همدم حس شده است همدمي كه ديگر والدين نمي توانند آن را برطرف كرده و بايد براي سلامت اجتماعي فرزندشان كار ديگر انجام دهند. در اين سن نياز به يك مشاوره خوب براي انتخاب راه درست حس مي شود.سپس با آگاهي كه جوانان از ازدواج پيدا مي كنند ديگر زمان آن رسيده است كه مقدمات ازدواج را فراهم نمايند به به هدف اصلي ازدواج دست يابند بنابراين اين هدف كه ازدواج كه همان احساس آرامش دروني است به همين دليل و نياز جوانان است كه به عنوان هدف اصلي برگزيده شده است. در اين زمان جوانان براي يافتن دوست از جنس مخالف دست به هركاري مي زنند كه اين بسيار خطرناك بوده و عواقب بدي دارد پس بايد با يك روش اصولي و سپس ازدواج اين تنهايي و حس پوچي را از بين برد.

براي كسب اطلاعات بيشتر به سايت مشاوره ازدواج رجوع كنيد

منبع:مركزمشاوره ستاره ايرانيان



رفتارهايي كه سبب دلزدگي همسر تان مي شود – چه كاري نبايد كرد

رفتارهايي كه سبب دلزدگي همسر تان مي شود – چه كاري نبايد كرد

شما روابط خوبي با همسرتان داريد و هرگز دوست نداريد ناراحت نشويد.

اما اين واقعيت كه ما بايد قبول كنيم اين است كه فرد در معرض خطر طرد شدن است.

چند رفتار كه ناخودآگاه آزار و اذيت همسر را به دنبال دارد بخوانيد.

رفتارهايي كه سبب دلزدگي همسر تان مي شود - چه كاري نبايد كرد

رفتارهايي كه سبب دلزدگي همسر تان مي شود – چه كاري نبايد كرد

بعد از تميز كردن او دوباره تميزكاري مي كنيد.

هنگامي كه همسر شما ظروف را شسته است و به همان اندازه پاك كرده است، دوباره آن ها را مي شوييد.

با اين رفتار، او احساس ارزشمندي براي كمك به شما را از دست مي دهد.

گاهي اوقات شما بايد مراقب باشيد.

هنگامي كه ظروف در جاي خود قرار ندارند نيز مي توانيد بخوابيد.

شما دائما خود را مورد انتقاد قرار مي دهيد

خواه روز بدي داشته ايد و يا به دنبال همسر تان باشيد كه صادقانه دلداري تان بدهد اين به يك رفتار آزار دهنده در شما تبديل خواهد شد.

سعي كنيد مانند او باشيد.

هر روز خود را با گفتن چيزي كه افتخار مي كنيد جشن بگيريد.

به گفته روانشناسان، اگر خودتان را همان گونه كه هستيد قبول كنيد، روابط بهتري خواهيد داشت.



خلاقيت و بهزيستي هيجاني: تحقيقات جديد

دو مطالعه جديد تنها به طور ويژه نحوه اثرات خلاقيت بر سلامت هيجاني را، براي خوانندگان علاقه مند به نحوه ي تأثير فعاليت خلاقانه بر بهزيستي كلي را توضيح مي دهند. يك مطالعه رابطه بين فعاليت هاي خلاق و مثبت انديشي را بررسي كرده است. مطالعه دوم احتمال آنكه تلاش هاي خلاق ممكن است عملاً حائل اضطراب مرتبط با انكارناپذيري مرگ شود را تشريح مي كند.
خلاقيت و مثبت انديشي:
بدخويي تا چه حدي؟ تحقيقات اخير در مجله روانشناسي مثبت گرا (تاملين،كرنر، دي يانگ و پاول،2016) نشان مي دهند كه درگيري در فعاليت خلاق تنها يك بار در روز مي تواند با حالت مثبت تر ذهن مرتبط باشد. محققان دانشگاه اوتاگو مطالعه درك اثرات خلاقيت بر بهزيستي هيجاني شخص را طرح ريزي كردند، بر اساس اين باور رايج كه بين خلاقيت و كاركرد هيجاني رابطه وجود دارد. براي آزمودن اين فرضيه آنها واكنش 658 فرد بزرگسال را ارزيابي كردند؛ هر روز شركت كنندگان ميزان زماني را كه صرف انجام تلاش هاي خلاقانه و نيز تغييرات هيجاني مثبت و منفي كرده بودند را مستند ساختند.
افزايش خلاقيت كودكان
پس از حدود دو هفته محققان عكس العمل هاي شركت كنندگان را بازبيني كردند و روحيه بالايي در جهت بهزيستي و خلاقيت افراد درگير در سرگرمي هاي خلاق روزانه كشف كردند. به طور خلاصه، فعاليت هاي خلاق و مبتكرانه موجب پيشرفت قابل ملاحظه اي با تأثيري مثبت در طي روز شد. محققان همچنين داده هاي شركت كنندگان را با استفاده از مقياس پيشرفت بررسي كردند كه در آن از شركت كنندگان درخواست شد تا پاسخ هاي خود را به سؤال هاي گوناگوني مانند “امروز ارتباطات اجتماعي ام مطبوع و درخور پاداش بود ” را درجه بندي كنند. اين رتبه بندي با درگيري خلاق مرتبط بود، در واقع بر اين امر دلالت مي كند كه خلاقيت ممكن است بر هر دو شادكامي در رابطه هاي اجتماعي و مثبت انديشي در محل كار اثرگذار باشد.
چگونه اين فرآيند از حالت نظري به كاربرد عملي انتقال مي يابد؟ فعاليت خلاق مي تواند ساده باشد همچون نوشتن يك ژورنال خودساخته ، بافندگي، نواختن موسيقي يا احداث يك باغچه براي كاشت گل و گياه. به عبارتي ديگر، فعاليت هايي را در بر دارد كه تقريباً هركسي قادر به انجام آنها مي باشند. پس خودتان را به روشي كه از آن لذت مي بريد براساس يك قاعده منظم تنها يك بار در روز سازماندهي كنيد و از فوايد داشتن حالت مثبت تر ذهن بهره مند شويد. به عبارتي ديگر، خلاق بودن به ما كمك مي كند تا احساس بهتري داشته باشيم و مرتباً بر ديگر جوانب زندگي مان تأثيرگذار است.
خلاقيت و مسئله مرگ و ميرا بودن.
مطالعه دوم (پرچ و وايزمن، 2016) سؤال جالبي را بيان مي كند: آيا كوشش هاي خلاق فرد را از اضطراب از مرگ مصون نگه مي دارد؟ در حالي كه مطالعات ديگر در تلاش بوده اند تا خلاقيت را با طول عمر زياد مرتبط كنند؛ روانشناسان دانشگاه كنت سطوح پيشرفت خلاق و بلندپروازي را در گروهي شامل 108 نفر از دانش آموزان به منظور توضيح نقش موهبت خلاق در تعديل ترس و وحشت از انتقال به دنيايي ديگر مورد بررسي قرار دادند. شركت كنندگان دو پرسشنامه را براي سنجش سطوح درگيري خلاق و ادراكات خلاق بلندپروارانه شخصي را تكميل كردند. افراد داراي ثبت پيشرفت خلاق و افراد داراي سطوح بالاي بلندپرازي خلاق،” تداعي مرگ” كمتري را پس از تفكر درمورد مرگ شان ايجاد كردند.
براساس پيامدهاي اين مطالعه، تحقيقات پرچ و وايزمن نشان مي دهند افرادي كه تلاش هاي خلاقانه را پيگيري مي كنند و آنچه درك مي كنند را براي معنا بخشيدن به موهبت خلاق به عمل در مي آورند، ممكن است در مواجهه با مرگ نسبت به افراد بدون اتخاذ اين رويه؛ آرامش خاطر دروني تري را تجربه كنند. يك روش براي تفسير اين كاربردها از مطالعات در زمينه افراد خلاق معروف نشأت مي گيرد؛ به عنوان مثال، براساس تحقيقات هنرمندان ترانه سرا و آهنگسازي مانند باب ديلون برنده جايزه نوبل و لئونارد كوهن متوفي، تصور مي شود كه آنها با هدف باقي گذاشتن يك موروث ماندگار از كارهاي خود برانگيخته مي شوند. اما، به دليل آنكه ما همانند ديلون و كوهن داراي استعداد يا موهبتي نمي باشيم نتايج اين مطالعه ممكن است نويدبخش انشعاب و پيامد جهاني تر ديگري از درگيري خلاق باشد. برن براونِ جامعه شناس بر اين همگاني بودن و جهاني بودن تاكيد دارد و ذكر مي كند”تنها كاري كه بدون شك انجام خواهيم داد اينست كه روزي جهان از خلاقيت ما متولد خواهد شد” يا همانطور كه من گمان مي كنم، استفاده از قوه تخيل و خلاقيت مان حتي به روش هايي ساده راه و روش اصلي زندگي كردن است.

منبع:مشاورانه

برچسب ها: آرامش خاطر ,اضطراب و مرگ ,بلندپروازي خلاق ,خلاقيت ,روانشناسي مثبت گرا ,سلامت هيجاني ,شادكامي در روابط اجتماعي ,قوه تخيل ,مثبت انديشي ,هيجان مثبت ,هيجان منفي ,



استرس براي مقابله با تصميم گيري در موش صحرايي است



اندكي استرس مي تواند راه طولاني داشته باشد و مي تواند اثرات گسترده اي داشته باشد.

دانشمندان علوم اعصاب دانشگاه واشنگتن دريافته اند كه تنها قرار گرفتن در معرض استرس هاي غير قابل كنترل، تصميم گيري را در موش هاي صحرايي چندين روز كاهش مي دهد و باعث مي شود كه آنها به طور قابل اعتمادي از دو پاداش بزرگتر به دنبال نباشند.

اين پژوهش در روز سه شنبه (18 نوامبر) در يك كنفرانس مطبوعاتي در مورد "مغز استرسزاي ما" در طول نشست سالانه انجمن علوم اعصاب توسط لورن جونز، دانشجوي دكتراي روانشناسي UW ارائه شده است.

جونز، كار با جينسوك كيم، استاد روانشناسي UW، دريافت كه موشهاي تحريري به طور قابل توجهي طولاني تر براي پاسخ دادن به تغيير در پاداش هايي كه به آنها داده شده است در يك پيچ و خم ارائه شده است و عملكرد آنها هرگز با ساير موش هايي كه در معرض استرس نيستند مطابقت ندارد.

سلامت خانواده

گروه ديگري از موش ها يك دوز كوچكي از مشسيومول دارويي به دست آوردند كه به طور موقت آميگدال را در مغز آنها، قبل از اينكه تحت همان استرس قرار مي گرفت، غيرفعال كردنداين موش ها تحت تاثير استرس قرار گرفتند و همچنين حيواناتي كه تحت فشار قرار نگرفتند انجام شدآميگدال در پيشاني قرار دارد و اطلاعاتي در مورد چيزهايي مانند ترس (واكنش به اصطلاح مبارزه يا پرواز)، استرس و پاداش ها را پردازش مي كند.

"استرس مي تواند طولاني مدت باشد، بسته به آنچه كه آن است. موش هايي كه دارو دريافت كردند در روز بعد از استرس تحت آزمايش قرار گرفتند و به نظر مي رسيد كه اين تجربه هرگز براي آنها رخ نداده بود. غير فعال شدن آميگدال استرس دور، گفت: جونز.

كيم گفت: "هر گونه استرس كه اين موش ها تجربه مي كردند، پردازش نمي شد." "به نظر مي رسيد كه آنها از تجربيات استرس زا مصون هستند."

استرس شناخته شده است كه به تعدادي از آسيب هاي روان شناختي در انسان كمك مي كند از جمله اضطراب، افسردگي، اسكيزوفرني و عود مصرف مواد مخدر.

دانشمندان علوم اعصاب نيز مي دانند كه استرس بر شناخت تاثير مي گذارد و معتقد است تحقيقات در مورد چگونگي ارتباط آن با يادگيري، حافظه و تصميم گيري به آنها كمك مي كند تا مشكلات بالقوه اي كه افراد تحت تأثير آن در زندگي روزمره تجربه مي كنند را درك كنند.

محققان UW با سه گروه موش صحرايي - گروه كنترل، گروه استرس و يك گروه غيرفعال استرس و آميگدال كار مي كردندتمام موش ها به يك پيچ و خم خودكار هشت شكل شكل داده شده بودند كه شامل يك مسير مركزي بود كه به دو حلقه متصل مي شد كه به سمت چپ و راست و به مركز مي رفتحيوانات براي چند روز آموزش ديده اند تا بتوانند به مدت 40 دنده يا آزمايش در كمتر از 30 دقيقه كامل شوندبراي هر محاكمه، يك موش در مركز شروع مي شود، سپس به طور آزادانه به حلقه راست يا چپ اجازه داده مي شود، يك پاداش آب مصرف كند و براي محاكمه بعدي به مركز برگرددهر دو حلقه ها هميشه داراي احتمال 80 درصد حاوي 0.04 ميلي ليتر آب بودند و حيوانات تعداد قابل توجهي بازديد از هر حلقه را به خود اختصاص دادند.

پس از اين، موش ها در گروه استرس و كساني كه دارو مصرف مي كردند، به مدت يك ساعت با يك سري پيش بيني نشده از شوك هاي دم قرار مي گرفتنددر روز بعد، تمام موش ها به يك پيچ و خم جديد براي آزمايشات بازگشته بودنديك بار ديگر حيوانات مي توانند هر يك از حلقه هاي پيچ و خم را اجرا كنند، اما اين بار ميزان پاداش در يك طرف به 12/0 ميلي ليتر افزايش يافت.

در طي سه روز گروه كنترل و استرس + گروه غيرفعال آميگدال به راحتي قادر به حركت در پيچ و خم بودند و پاداش بزرگتري را در 35 مورد از 40 آزمايش دادنددر عين حال، گروه استرس در حدود 23 مورد از 40 آزمايش موفق بوده و بعد از چند روز، عملكردشان فقط به 26 مورد از 40 آزمايش رسيد.

جونز گفت: "حيوانات استرس طول كشيد تا ياد بگيرند و رفتار خود را در پيچ و خم نداشته باشند." "از اين تحقيق مي توان اثرات استرس بر روي موش ها را مشاهده كرد و اينكه چگونه يك قسمت از استرس تصميم گيري را براي چند روز كاهش مي دهد.

"ما مي دانيم كه انسان ها بايد تصميمات سطح بالاتري را اتخاذ كنند، كه برخي از آنها پيچيده و مورد نياز است. موش ها با بقاء هدايت مي شوند، و بايد از دو پاداش بيشتر براي تلاش هاي مشابه استفاده كرد. چنين تاثيري بر روي يك كار ساده اما حياتي دارد شگفت انگيز است. "

كيم افزود: "تصميم گيري، هر دو بزرگ و كوچك، بخشي از زندگي ما است. افراد مستعد اشتباهات در معرض استرس هستند. نگاهي به آنچه كه در بازار سهام رخ داده است، مردم تحت فشار زيادي قرار دارند و ما بايد برخي از تصميمات را كه در حال ساخت هستند، بخوانيد. "



مغز پيري به راحتي پريشان مي شود

محققان كانادايي شواهدي بيشتر دريافت كرده اند كه افراد مسن قادر به فيلتر كردن اطلاعات منحرف و همچنين بزرگسالان جوان نيستند.

در يك پيچ و تاب جالب، اين آخرين كشف به علت - به جاي اينكه محيط پر سر و صدا كه شركت كنندگان در تحقيق بايد مغز آنها را درون يك مغناطيس شكل دندانه شناخته شده به عنوان يك اسكنر رزونانس مغناطيسي كاربردي (fMRI) اسكن كند، تحمل مي كننددر حالي كه تكنولوژي قدرتمند مي تواند تصاوير كامپيوتري قابل توجه مغز را براي شكل دادن به حافظه جديد توليد كند، دانشمندان را قادر مي سازد با دقيق دقيق كه مناطق مغز فعال مي شوند و تا چه حد فعال مي شوند، مغناطيسي با قدرت بالا، مزاحم ناخوشايند است - پر سر و صدا ، به خصوص اگر درون آن هستيد.

در حال حاضر دانشمندان با موسسه تحقيقاتي Rotman در Baycrest مي گويند كه سر و صداي مزاحم پشت سر گذاشتن آخرين فعاليت هاي مغز منحصر به فرد خود را تحت تأثير شكست رمزگذاري رمزگذاري - كه به نظر مي رسد فقط در مغز بزرگتر رخ مي دهد.

تا به امروز، مطالعات اندكي به آنچه اتفاق مي افتد در مغز افرادي كه با ايجاد حافظه جديد و سازوكارهاي عصبي پايدار براي اين شكسته مشكل دارند، نگاه كرده اند.

مركزمشاوره 

در مطالعه Baycrest 12 بزرگسالان جوان (26 ساله) و 12 بزرگسال سالمند (به طور متوسط ​​70 ساله) در يك كار تشخيص چهره شركت كردند كه مغز آنها را با fMRI اسكن كرد در حالي كه آنها تصاويري از چهره ها را نشان مي دادند و بعدها دوباره سعي كردند به ياد بياوريد كه آيا قبل از هر چهره ديده ايدمحققان دريافتند هنگامي كه افراد جوان و سالخوردگي مشكل رمزگذاري يك حافظه جديد (چهره خاص) را داشتند، اين امر با كاهش فعاليت در مناطق مغزي كه براي رمزگذاري مهم بود، مانند هيپوكامپ بودمحققان بر اين اساس با فراواني شواهد علمي مبني بر اهميت هيپوكامپ براي ايجاد خاطرات از اين شگفت زده نشدند.

اما مغزهاي بزرگتر در برخي از مناطق در زمان شكستن رمزگذاري حافظه نشان داد كه فعال شدن بيشتري در مغز جوان وجود ندارد.

ديل استيونز، كه اين مطالعه را به عنوان فارغ التحصيل رشته روانشناسي در موسسه تحقيقات روتين Baycrest انجام داد، گفت: "مغز هاي بزرگتر افزايش فعال سازي در مناطق خاصي را كه معمولا بايد ساكت تر و تنظيم شود، با دانشمندان ارشد دكترايشريل گرادي و لين هاشر، هر دو آنها محققان برجسته در پيري، حافظه، توجه و حواس پرتي هستند.

داستان هاي مربوطه

·         جانبازاني كه دچار آسيب هاي مغزي متعدد شده اند، بيشتر به خودكشي ريسك مي كنند

·         دانشمند منطقه پنهاني مغز انسان را كشف مي كند

·         دانشمندان شناسايي سرنخ هاي تغييرات مغزي در افسردگي

دكتر Stevens گفت: "قشر شنوايي و قشر پيشواني، كه با نظارت بر محيط زيست خارجي مرتبط هستند، بيش از حد خاموش بوده است. مغز هاي بزرگتر از اطلاعات محيط بيرون از محيط خارجي خود، اطلاعات بسيار نامناسب را پردازش كردند - اساسا صداي اسكنر." پس از دكترا در گروه روانشناسي و علوم اعصاب شناختي در دانشگاه هارواردمغز جوانتر اين حالت غير معمول را در طول رمزگذاري حافظه شكست خورده خود نشان نداد.

در حالي كه بزرگسالان سالخورده و همسايگان جوانتر خود را در تعداد چهره هايي كه به درستي شناخته شده انجام مي شود، بزرگسالان سالخورده بيشتر چهره هاي بيشتري را نسبت به بزرگسالان جوان فراتر گذاشته اندبزرگسالان سالخورده بيشتر "اشتباهات" داشتند، اساسا گفتند: "نه، من اين صورت را قبلا نمي بينم" براي چهره هايي كه قبلا ارائه شده بوددكتر استيونس گفت: اين به احتمال زياد ناشي از عدم توانايي آنها در تنظيم صداي حيرت انگيز بود كه در تلاش براي ايجاد خاطرات جديد از چهره بودند.

چگونه پر سر و صدا يك اسكنر fMRI است؟

سر و صدا به نظر مي رسد شبيه به "جك چكش" - با صداي بلند كوبيدن، ضربه زدن و وزوزشركت كنندگان در تحقيقات، حفاظت شنوايي (گوش و حلقه هاي گوش و حلقهاي اطراف گوش و گوش ها) را براي جلوگيري از آن فراهم مي كنند، اما افراد مسن تر از جواني كه صداي آنها تحريك كننده است، بيشتر شكايت دارند.

اسكنر fMRI به طور گسترده اي براي مطالعات پيرامون مغز استفاده مي شود، اما بزرگسالان سالم در معرض تست حافظه به دليل سر و صدا هستند؟ اين باعث ايجاد آسيب يا منبع آلودگي در نتايج داده ها مي شود كه همه محققان شناختي بايد از آنها آگاهي داشته باشند، Drs. استيونز و گرادي اشاره مي كنند.

"ما نه تنها شواهد جديد مغز از مشكل شناخته شده حواس پرتي را در پيري گزارش مي كنيم بلكه نشان مي دهيم كه fMRI ممكن است ذاتا عملكرد شناختي افراد مسن تر را بدتر از آنچه در دنياي واقعي است، خارج از اسكنر قرار دهد." گرادي



داروهاي جديد براي سندرم ضعيف X تست شده است


يك آزمايش آزمايشي از داروهاي خوراكي به نام fenobam نتايج اوليه اميدوار كننده اي را نشان داده است و مي تواند يك گزينه بالقوه جديد براي بيماران بزرگسال مبتلا به سندرم ضعيف X (FXS) باشد.

يافته هاي اين برچسب باز، مطالعات تك دوز توسط محققان در مركز پزشكي دانشگاه راش و دانشگاه كاليفرنيا، ديويس، مركز پزشكي، در نشريه ژانويه مجله ژنتيك پزشكي منتشر مي شود .

نتايج ارزيابي اوليه ايمني fenobam كه يك آنتاگونيست mGluR5 است، در مردان و زنان بالغ با سندرم Fragile X نشان داد كه عوارض جانبي جانبي ناشي از اين دارو وجود ندارد.

دكتر اليزابت 
بري كراويس، متخصص مغز و اعصاب كودك در راش و پژوهشگر اصلي اين تحقيق ، گفت: "اين اولين مطالعه اي است كه متابوليسم ايمني و متابوليسم دارويي آنتي بادي mGluR5 در افراد مبتلا به سندرم ضعيف X را ارزيابي مي كند."

مهريه زن

"همچنين برخي از بيماران رفتار آرام و كاهش سريع بيش فعالي و اضطراب، مشابه اثرات دارو در مدل هاي موش نشان دادند."

سندرم X ضعيف شايع ترين علت بروز اختلالات رواني و شايع ترين علت شناخته شده اوتيسم استضعيف X در 1/4000 مرد و 1 در 6000 زن در همه نژادها و گروه هاي قومي (منبع مركز كنترل بيماري) تاثير مي گذاردحدود 1 در 259 زن X شكننده و مي تواند آن را به فرزندان خود منتقل كندحدود 1 در 800 مرد حمل X شكننده؛ دخترانشان نيز حامل هستند.

علائم سندرم ضعيف X عبارتند از اختلالات ذهني مانند ناتواني هاي يادگيري، كمبود توجه، بيش فعالي، رفتارهاي اوتيستيك، و اضطراب و حالت ناپايدار.

سندرم X ضعيف ناشي از عدم فعاليت ژن FMR1 است كه مسئول پروتئين ناميده مي شود FMRP. بدون FMRP، فعال سازي مسيرهاي سلولي توسط پروتئين گيرنده مغز به نام mGluR5 بي نظير مي شود و نظريه اين است كه اين نقش مهمي در سندرم Fragile X دارد.

براي آزمايش اين نظريه، محققان گذشته از موش آزمايشگاهي بدون ژن فعال FMR1 مثل سندرم Fragile X استفاده كرده اند، اما با كاهش مقدار پروتئين mGluR5. موش ها در ساختار مغز و عملكردشان، توانايي مغزشان در ساخت پروتئين هاي كليدي، و در حافظه و رشد بدن، بهبود يافته انداين نشان مي دهد كه بيش از حد فعال شدن mGluR5 در سندرم Fragile X بسيار مهم است و راه را براي توسعه دارو براي درمان سندرم نشان مي دهد.

داستان هاي مربوطه

·         كودكان مبتلا به استرس مي توانند از تعامل با سگ هاي درمان استفاده كنند

·         انجمن ژن مغزي در كودكان نوپاي مبتلا به اوتيسم و ​​توسعه زبان ضعيف متفاوت است

·         پيشين بريتانيا برآورد كودكان مبتلا به رحم با مصرف الكل در دوران بارداري

در مطالعه حاضر، دوازده شركت كننده كه توسط راش و دانشگاه كاليفرنيا استخدام شده بودند، يك دوز خوراكي 50 تا 150 ميليگرم بنبرام دريافت كردند.

قبل و بعد از تزريق، براي جلوگيري از بروز عوارض قلبي، توجه و مهار، به منظور بررسي اثرات فنوبام در بيماران مبتلا به سرطان پروستات (PPI) و آزمون عملكرد مداوم (CPT) بدست آمددر شش نفر از 12 نفر بهبودي 20 درصد بود.



بيان صورت خودنمائي احساسات افراد كوركورانه و غير كوركورانه


يك لبخند شاد و يا غم انگيز كه پس از يك رقابت بيان مي شود براي ورزشكاران نابينا و بينظير يكسان است، يك مطالعه جديد نشان مي دهد كه برخي از عبارات صورت ذاتي هستند و بسته به وضعيت اجتماعي متفاوت است.

"خودبخشي بيان احساسات احساسات افراد مبتلا و نابالغ از همان ابتدا و انتهاي يكسان همانند افرادي كه در شرايطي مشابه احساس عاطفي قرار دارند، مشابه است." دكتر David Matsumoto، PhD، از دانشگاه ايالتي سن فرانسيسكو، گفت: "ما همچنين مي بينيم كه ورزشكاران نابينا بيانات خود را در شرايط اجتماعي به همان شيوه اي كه ورزشكاران ديدند، مديريت مي كنند."

عبارات احساسي ما احتمالا از ژن هاي ما به دست مي آيند، و همه ما بدون توجه به جنسيت يا فرهنگ، قادر به اين رفتار هستند، Matsumoto مي گويد. "ورزشكاران كور، و به ويژه آنهايي كه متولد كور بودند، نمي توانستند به درستي ياد بگيرند كه اين تنظيمات دقيق صورت را از مدل سازي عبارات ديگران توليد كنند."

اين يافته ها در شماره ژانويه مجله روانشناسي فردي و اجتماعي منتشر شده توسط انجمن روانشناسي آمريكا گزارش شده است.

سامانه پرسش و پاسخ مشاور

در اين مطالعه، عبارات 76 ورزشكار نابيناي جودو، كه بعضي از آنها كور به دنيا آمده بودند، با بيان 84 ورزشكار ديدار جودو مقايسه شدندورزشكاران كور در مسابقات پارالمپيك 2004 شركت كردندورزشكاران آشكار در مسابقات المپيك 2004 شركت كردندمسابقات مورد تجزيه و تحليل شامل مسابقات طلا و برنز مدال بود. (برندگان مسابقات طلايي مدال طلا و بازنده هاي نقره به دست آوردند و برندگان مسابقات مدال برنز برنز و مدافعان هيچ مدال دريافت نكردند و دو مدال برنز در جودو اعطا مي شوند بنابراين بازنده هاي اين مسابقات پنجمين جايزه دريافت مي كنند.) هر دو ورزشكاران المپيك و پارا المپيك در بيش از 23 كشور حضور داشتند.

براي رديابي واكنش هاي ورزشكاران در بعضي نقاط پس از مسابقه در بازي هاي پارالمپيك، محققان عبارات صورت خود را بلافاصله پس از بازي خود، در مراسم مدال و در تظاهرات با مدال هاي ديگر، عكاسي كردندهر عبارت بر اساس احساسات نمايش داده شده كدگذاري شده استبيانات از ورزشكاران چشمگير المپيك از مطالعه ديگري گرفته شده توسط همان نويسندگان مشابه انجام شده است.

از عكسها، محققان دريافتند كه ورزشكاران كور، همانند مردانگي، عصبي، تحقير، انزجار، غم و اندوه، تعجب و انواع مختلف لبخند را همانند مردان ورزشكار ديده اند.

ماتسوموتو گفت: "يك لبخند واقعي درگير عضلات است كه گوشه اي از دهان را به سمت بالا و باريك برمي دارد و چشم ها (عضلات درون شكم) را شامل مي شود. يكي از علائم هشدار دهنده اين است كه چشم كلاغ توسط چشم است. يك لبخند اجتماعي يا دروغگو از اين عضلات صورت فوقاني استفاده نمي كند بلكه از عضلات در قسمت پايين چهره استفاده مي كند. "

داستان هاي مربوطه

·         ژن ها نقرس را نه رژيم غذايي

·         دانشمندان علامت مهم پيري در سلول هاي عصبي را كشف مي كنند

·         چرا پشه ها برخي افراد را بيش از ديگران ترجيح مي دهند: كشف ژنتيك

علامت هاي صورت براي ورزشكاران بسته به اينكه چه مدال هايي را به دست آوردند و وضعيت اجتماعي آنها چه بود، متفاوت بود. بيشتر برندگان طلا و برنز نابينا بلافاصله بعد از مسابقه (74 درصد) لبخند زدند، در حالي كه مدال (97 درصد) و پديده (76 درصد)، گفت: نويسندگانهرچند بسياري از برندگان نقرهاي نابينا و كساني كه پنجمين بار پس از اتمام مسابقه لبخند زدند لبخند زدند، در حالي كه مدالها را دريافت كردند يا در جايگاه ايستاده بودند، لبخند اجتماعي و واقعي را مديريت كردندماتسوموتو گفت: اين نشان مي دهد كه چطور تعبيه شده است كه چهره خوبي داشته باشيد حتي زماني كه از دست دادن و مخاطبان خود را نمي بينيد.

اختلافات بين كولي هاي متولد شده و كساني كه بعدا كور شدند، تفاوت نداشتند و اين نشان مي دهد كه علت يا بروز نابينايي بر بيان عاطفي خود تأثيري نداشته است. ماتسوموتو

اين يافته ها مي تواند روش هاي جديدي را براي درك مكانيسم هايي كه افراد به منظور تنظيم نمايش هاي عاطفي خود مي آموزند، پيشنهاد مي كنند كه ممكن است براي مشاهده چنين يادگيري ضروري نباشد، براي ماتسوموتو پيشنهاد مي شوداو گفت: "اين موضوع سوالاتي را پيرامون چگونگي كنترل افراد، نابينا يا ناديده مي گيرد تا ياد بگيرند كه عبارات احساسي خود را مديريت كنند."

مقاله: "خودبخودي بيان صورت از احساسات افراد كوركورانه و غير كوركورانه"، ديويد ماتسوموتو، دكتراي دانشگاه سان فرانسيسكو و باب ويلينگام، دكتراي مركز مطالعات روانشناسي، مجله شخصيت و روانشناسي اجتماعي ، جلد. 96، شماره 1

متن كامل مقاله در دفتر امور عمومي APA و در http://www.apa.org/journals/releases/psp9611.pdf موجود است .

عكس از يك ورزشكار نابينا و بينا در صورت درخواست.



استرس زودرس دوران كودكي دارد


تجربيات استرس زا در اوايل دوران كودكي مي تواند تأثيرات طولاني مدت بر سلامت كودكان داشته باشد كه به مراتب فراتر از حل و فصل وضعيت است.

نتيجه گيري از يك مطالعه نشان مي دهد كه اختلال عملكرد سيستم ايمني در نوجواناني كه به عنوان نوجوانان در معرض سوء استفاده فيزيكي يا زمان در يك يتيم خانه هستند، در مقايسه با همسالان كه هرگز چنين شرايط دشواري را تجربه نكرده اندگزارش از دانشگاه ويسكانسين-مديسون به صورت آنلاين در هفته 26 ژانويه در مجموعه مقالات آكادمي ملي علوم ظاهر مي شود .

"اگر چه اين محيط كودكان تغيير كرده است، از لحاظ فيزيكي هنوز به استرس پاسخ مي دهند كه مي تواند بر يادگيري و رفتار آنها تأثير بگذارد و سيستم ايمني بدن در معرض خطر سلامتي كودكان قرار مي گيرد"، استيو پولاك، استاد روانشناسي و اطفال در UW-Madison.

 رابطه با همسر قبل ازدواج

پلكك به عنوان مدير آزمايشگاه ايمان كودك در مركز وايزون UW-Madison تمركز دارد كه چگونه تجربيات در اوايل زندگي بر رشد بعدي كودكان تأثير مي گذارددر كار فعلي، او و همكاران استاد روانشناسي ويسكانسين، كريس كو، متخصص ارتباطات بين استرس و ايمني، تبديل به سيستم ايمني بدن به عنوان راهي براي انزواي عواقب وقايع اوليه شد.

Coe مي گويد: "سيستم ايمني در هنگام تولد پيش فرض نيست. "سلول ها وجود دارد، اما چگونگي توسعه و چگونگي تنظيم آنها بسيار تحت تاثير محيط زيست و نوع پرورش شما قرار دارد."

نويسندگان اليزابت پيركليف از دانشگاه نيواورلئان، زماني كه او يك مددكار دانشكده در UW-Madison بود هدايت شد، قدرت سيستم ايمني را در ميان نوجواناني كه داراي فرزندي شديد يا غير معمول استرس بودند مورد ارزيابي قرار دادندمحققان سطح بالايي از آنتيبادي ها را در برابر ويروس هرپس سمپلكس نوع 1 (HSV-1) مورد استفاده قرار دادند.

در حالي كه تقريبا دو سوم آمريكايي ها اين ويروس را حمل مي كنند كه سبب زخم هاي سرخ شده و تب برف مي شود، افراد مبتلا به سيستم ايمني سالم قادر به نگه داشتن ويروس در محدوده چك هستند و به ندرت اگر علائم دارند - معمولا تنها زماني كه استرس يا بيماري ماليات بر سيستم ايمني بدنبا اين حال، افراد مبتلا به سيستم ايمني ضعيف ممكن است مشكل سركوب HSV-1 و توليد آنتي بادي عليه ويروس فعال داشته باشند.

داستان هاي مربوطه

·         كودكان مبتلا به استرس مي توانند از تعامل با سگ هاي درمان استفاده كنند

·         اختلالات رواني ناشي از استرس به طور مستقيم با متابوليسم غلط گلوكز ارتباط دارد

·         استرس زودهنگام در موش ها مانع رشد نورون ها مي شود و باعث مشكلات توجه مي شود

Coe توضيح مي دهد: "ما مي توانيم كنترل ويروس هاي پنهان شده را به عنوان يك روش ارزيابي صلاحيت سيستم ايمني مورد استفاده قرار دهيم." "در طول زمان استرس يا اگر سيستم ايمني مناسب تنظيم نشده باشد، ويروس هرپس بيشتر احتمال دارد دوباره فعال شود."

گروهي از نوجوانان با حوادث ناشي از آزار و اذيت فيزيكي گذشته و محيط خانه تنش زا سطح بالاتري از آنتيبادي هاي HSV-1 داشتند كه نشان مي داد سيستم ايمني آنها به خطر افتاده است.

پولاك مي گويد: "اين بسيار مايه تاسف است، اما تعجبي ندارد، زيرا استرس به طور گسترده اي شناخته شده است كه تأثير منفي بر عملكرد سيستم ايمني دارد. "اين نشان مي دهد كه محيط هاي عاطفي كودكان تاثيرات گسترده اي بر سلامت آنها دارند."

با اين حال، شگفت آور بود كه گروه ديگري از نوجوانان اين مطالعه كه در روستا، روسيه يا چين در زمان يتيم خانه نگهداري مي شدند تا اينكه توسط خانواده هاي ايالات متحده پذيرفته شدند، اختلالي در نظم ايمني نشان مي داد.

"اين كودكان زندگي خود را در يك محيط استرس زا آغاز كردند، اما اكنون آنها نوجوان هستند و طي يك دهه، آنها در محيط هاي با ثبات، ثروتمند و دوست داشتني زندگي مي كنند و با اين حال، سيستم ايمني آنها نيز به خطر مي افتد. پولاك مي گويد: آنها مانند بچه هاي جسمي مورد آزار قرار گرفته اند.

در حالي كه آنتي بادي ها به طور معمول در خون اندازه گيري مي شوند، محققان به جاي آن براي از بين بردن استرس هاي شديد مرتبط با جمع آوري نمونه، از بزاق استفاده مي كردنددر ميان احتمال ابتلا به HSV-1 در گروه تفاوت وجود ندارد، بنابراين نتايج نشان دهنده تفاوت تنها در توانايي مبارزه با آن فعال شدن است.

پولاك مي گويد: "خط پايين اين است كه اين عوامل استرس زودهنگام واقعا مي تواند پيامدهاي دراز مدت داشته باشد."

او به ويژه در مورد نتايج يافته هاي او با توجه به ركود اقتصادي كنوني نگران استپذيرش هاي بين المللي گران هستند و احتمالا براي بسياري از خانواده هاي آمريكايي سخت تر مي شوند و تعداد بيشتري از كودكان در محيط هاي سازماني براي مدت بيشتري طول مي كشد.



پنج سفسطه در مورد اضطراب كودكان

افراد مفروضات زيادي را در مورد اضطراب كودك مي سازند. متأسفانه، بسياري از مفروضات كذب محض هستند. ما روانشناسان مفروضاتي از والدين خيرخواه و برآشفته از اضطراب كودك را مي شنويم. همچنين اين مفروضات را از دوستان و خانواده هايي كه مضطرب نيستند نيز مي شنويم و شما شايد تا به حال آنها را شنيده باشيد.

زمان آن رسيده است تا پنج سفسطه متداول در مورد اضطراب كودك را يكي پس از ديگري تجزيه و تحليل كنيم.

براي مقابله با اضطراب كودك بيشتر بخوانيد:

صحبت با كودك و نوجوان در مورد اضطراب

سفسطه ۱: كودكان نبايد دليلي براي اضطراب داشته باشند.

ما مي توانيم تقريباً به طور تحت الفظي آنچه را به كرات در اتاق درمان مي شنويم بيان كنيم:

“معناي اضطراب كودك چيست؟”

والدين به سادگي از كنار مزيت هايي كه كودكانشان توفيقش را دارند، مي گذرند، مزيت هايي كه آنها هرگز در كودكي نداشته اند. اين سفسطه فرض مي كند كه اضطراب به دليل عوامل بيروني است و براساس مفروضات نادرستي مانند بايد چيزي براي مضطرب شدن وجود داشته باشد، است. اين اعتقاد نمي تواند به درستي و از روي واقعيت پيش رود. ما از اينكه چرا يك كودك مبتلا به ديابت نوع ۱ نمي تواند انسولين راتزريق كند، تعجب نمي كنيم. هيچ يك از ما سؤال نمي كنيم كه چرا يك كودك ممكن است از اضطراب رنج ببرد. اضطراب يك مؤلفه ژنتيكي قوي دارد. اين مسئله مي تواند كاملاً روانشناختي باشد بدان معنا كه يك كودك نيازي به رويدادهاي بيروني براي مضطرب شدن ندارد. اضطراب ذهن را با سناريوي”اگرچنين شود”، درگير مي كند كه مي تواند با واقعي جلوه دادن آن افكار تروما را موجب شود. كودكان ترس از رويدادها و موقعيت ها را زماني نشان خواهند داد كه  آن ها هرگز در زندگي واقعي رخ نداده اند و احتمالاً هرگز رخ نخواهند داد.

سفسطه ۲: اضطراب كودك ناشي از سبك فرزندپروري ضعيف است.

اين مورد ناراحت كننده است. داشتن يك كودك مضطرب به اندازه كافي سخت است اما  محكوم شدن و حتي سرزنش به خاطر آن به نظر مي رسد خيلي غيرمنصفانه باشد. ما اين مورد را در سطح تخصصي درك مي كنيم و همچنين آن را در سطح فردي بسيار بد مي دانيم. والدين راجع به اظهارات ظالمانه دوستان و خانواده صحبت مي كنند. اظهاراتي مانند “او نياز به تأديب خوبي دارد”و “او مانند يك بچه لوس است” اين اظهارات براي خالي شدن يك والدين با خستگي كهنه كفايت مي كنند. اضطراب نمي تواند خارج از كودك ياد گرفته مي شود.  آن بازتابي از سبك فرزندپروري ضعيف يا آسان گير نيست. در جهان بيروني ممكن است كودكي را ببينيد كه گرفتار اضمحلال دروني شده است اما آنچه آنها نمي بينند رويدادهايي هستند كه منجر به اين امر شده است و كودكي كه آشكارا آن را تماماً در خود جذب كرده است، نمي بينند و اينكه او همواره در حال جنگيدن با اضطراب بوده است. جنگي كه آنها را شكست داده است. سبك فرزندپروري دليل اضطراب نمي باشد. تربيت نمي تواند اضطراب را اصلاح كند. و اصلاح تربيت به اين سادگي ها نيست.

سفسطه ۳: اضطراب كودك نادر است

كودكان طوري رفتار مي كنند كه گاه به نظر نمي رسد كودكي مضطرب باشند. آنها دانش آموزان ماهر، دوستاني خوب و افرادي محتاط مي باشند و معمولاً دردسري ايجاد نمي كنند. به اين دليل اكثر افراد درك نمي كنند كه اين كودكان از اضطراب رنج مي برند. كودكان مضطرب به تدريج مبتلا مي شوند. اغلب معلمانشان، وابستگان دور و نزديك ترين دوستانشان متوجه اين حالت آنها نمي شوند. اين از سفسطه نادر بودن كودكان مضطرب نشأت مي گيرند و دور از واقعيت نيست. اضطراب كودكان فراگير است و اين تشويش بر بسياري از كودكانمان تأثير مي گذارد.

سفسطه ۴: كودكان اضطراب كودكي را گسترش مي دهند.

بدترين نصيحتي كه والدين دريافت مي كنند آن است كه اضطراب كودكانشان بيشتر مي شود و اين مي تواند توسط پزشك متخصص كودكانشان، معلم كودك و وابستگان و دوستان خيرخواه گفته شود. عامل بنيادي آن شامل مواردي اضطراب از بين نمي رود، مي باشد؛ همزمان و متناسب با افزايش سن نيز ظاهر جديدي به خود مي گيرد و تغيير مي كند، اما ناپديد نمي شود. بهترين كار محضي كه هر والدين مي تواند براي اضطراب كودكش انجام دهد آموزش مهارت ها براي مبارزه به موقع با اضطراب است. كودك از نظر رشد عقلاني به حدي رسيده است كه بتواند فنون غلبه بر اضطراب را ياد بگيرد و براي درك اين موضوع آنقدر كوچك نيست.

اضطراب كودك چيست؟ بيشتر بخوانيد: كودك من اضطراب دارد يا عاديست؟

سفسطه ۵: اضطراب در كودكان ضعيف رخ مي دهد

اين سفسطه دور از واقعيت انتظار نمي رود و هنوز بسياري از پدران آن را باور دارند. اغلب من با پدراني مواجهه مي شوم كه از ترس كودكانشان دست پاچه مي شوند. آنها با نگراني هاي كودكانشان دست و پاي خود را گم مي كنند و اضطراب كودك را به عنوان يك نقص تفسير مي كنند. بديهي است كه پدران شگرفي نيز وجود دارد كه كاملا نگران مي شوند و اين اعتقادات را نمي پذيرند. برخي از پدران با اين ايده كه كودكشان مضطراب است به ويژه اگر در مورد پسر آنها باشد در كشمكش هستند و قادر به پذيرفتن نيستند. اضطراب نيازي به شجاعت ندارد. در واقع، همانطور كه من مي دانم كودكان مضطرب برخي از شجاع ترين بچه ها مي باشند. آن ها دائماً با تفكرات مرسوم و ويران گر در تنازع مي باشند. يك جنگ روزانه و دروني شديدي كه اكثر ما هيچ وقت آن را درك نمي كنيم. والدين داراي كودكان مضطرب نياز به حمايت دارند. آنها نيازي به قضاوت و سرزنش ندارند. بلكه نياز به محبت و درك شدن از سوي ديگران دارند. با اميدواري، ما مي توانيم اين سفسطه را بشكنيم و دانش مان را گسترش دهيم.

آيا تا به حال با افراد معتقد به هر يك از اين سفسطه ها روبرو شده ايد؟ چگونه آن را بررسي كرديد؟ در زير نظر خود را بنويسيد و با ما به اشترك بگذاريد. آيا شخصي معتقد به اين سفسطه ها يا نيازمند كمك براي گسترش واقعيت در مورد اضطراب كودكش را مي شناسيد؟ اين مقاله را با آنها به اشتراك بگذاريد.

منبع:مشاوره-آنلاين.com