با سلام
دوست عزيز
در نظر داشته باشيد كه به هر حال با اين شرايطي كه مي فرماييد اصلا نمي
شود يك طرفه در نظر گرفت چرا كه با اين شرايطي كه مي فرماييد شما ايشون
بدون هي0 وليلي با مادر شما مشكل دارن در حد تنفر به هر حال اين شرايط
سخاي است كه بايد در نظر داشته باشيد كه نمي شود كه بگوييم در حد تنفر
در قبال قردي كه محبت مي كند اگر واقعا اين طور باشد خب طبيعتا همسر شما
مشكل دارند كه بايد بررسي شود و درنظر بگيريد اين شرايط را كه ايشون مشكل
دارند .در نظر داشته باشيد كه بهتره با ايشون صحبت كنيد در مورد دلايل
رفتار و خب ايا هميشه در تعامل اين ها شما حضور داريد و متوجه رفتارها شديد
يا خير
ضمن اينكه در نظر داشته باشيد كه وقتي شرايطي وجود دازد كه مي فرماييد
ايشون روابط خوبي ندارند ابتدا از ايشون بپرسيد و بعد از اينكه سوال كرديد
خب خودتون هم شرايط را بررسي كنيد
چرا كه كلا مشكل وجود دارد اين طور كه شما مي فرماييد كمي عجيب است بي
دليل تنفر ايجاد شدن مگر اينكه شخصيت همسر شما فرد بسيار متوقعي باشد و
حساس كه كوچكترين رفتار را دال بر مشكل بداند .به هر 8ال اينها نكات مهمي
هستند كه بايد توجه داشته باشيد
به هرحال موفق باشيد
و بهتره حتما اگر بدون هيچ دليل يچنين چيزي وجود دارد اجازه بدهيد همسرشما
با يك روانشناس در مورد مساله گفت و گو داشته باشد كه اگر مساله خاصي است
كه شما مطلع نيستيد مشخص شود و چنانچه مساله اي هم وجود ندارد كه خب ايشون
ممكنه به دلايل ي در رفتارها مشكل داشته باشند كه براي كمك و حتي درمان
اقدام شود .به هر صورت تا ايشون مراجعه نداشته باشند نمي شود حدس زد
در اين مورد ميتونيد با متخصصين كانون مشاوران ايران، مشاوره تلفني/تخصصي داشته باشيد
شايد بعضي از مادران متوجه اختلال پيش از قاعدگي شده باشند.
زمان مشخصي از ماه بيشتر سر فرزندشان داد ميزند.
سريع عصباني ميشوند،
بيشتر از روي عصبانيت تنبيه ميكنند
كم طاقتتر ميشوند
اختلال ناخوشي پيش قاعدگي (PMDD)حالتي بسيار شديدتر از سندرم پيش قاعدگي (PMS)است كه به عنوان يك اختلال رواني-تناني در نظر گرفته ميشود.
بين ۲ تا ۱۰ درصد از زنان، بين دوران بلوغ تا يائسگي، دچار اين اختلال ميشوند:
حالت افسردگي جدي، احساس نااميدي، يا افكار نكوهش خود
اضطراب جدي، تنش و احساس تحت فشار بودن و عصبيت
احساس عدم ثبات (مثلاً احساس غم ناگهاني، گريهٔ ناگهاني، و حساسيت افزايشيافته نسبت به طرد شدن)
احساس خشم مداوم يا جدي، بيقراري، يا افزايش مشاجره با ديگران
كاهش علاقه به انجام فعاليتهاي روزمره (مثلاً شغل، مدرسه، دوستان و علايق)
احساس اينكه تمركزكردن دشوارتر از ساير اوقات شده است
بيحالي، و خستگي زودرس، يا كمبود شديد انرژي
احساس ذهني آشفتگي و خارج از كنترل بودن
بروز علائم جسمي نظير سردرد، دردهاي ماهيچهاي يا مفصلي،
درمان اختلال پيش از قاعدگي
داروهاي ضد افسردگي، درمان موثري است.
اين داروها PMDD را سريع تر از افسردگي تخفيف مي دهد و بدان معناست كه لزومي ندارد خانم اين داروها را هر روز مصرف كند.
درمان هاي هورموني گزينه ديگري است اما عموما در خط دوم درمان قرار دارد.
تغيير در رژيم غذايي و سبك زندگي مي تواند به تخفيف علائم كمك كند.
ارثي بودن سندم پيش از قاعدگي
دانشمندان در پژوهش هاي اخير رابطه اي ميان ژنتيك و اين اختلال يافتند.
البته اين موضوع هنوز اثبات نشده و در مرحله اوليه و نظريه مي باشد.
فراگيري سندرم پيش از قاعدگي
گذشته از اينكه اختلالات پيش از قاعدگي۲۵۵ علامت مختلف دارد كه برخي از آن بيان شد.
بارها شده است كه دختران و پسران با مراجعه به مراكز مشاوره
از وضع بد روحي خود گفته و ادامه مي دهند كه فردي كه خيلي دوستش داشتند و
قول و قرار گذاشته و براي ازدواج تلاش مي كردند اكنون ديگر ميل گذشته و
براي ازدواج را نداشته و اين را كاملاً از رفتار و سخنان وي درك مي كنند و
به دنبال راه چاره هستند. اين عزيزان بايد بدنبال علت اين اتفاق بوده و با
خود بيانديشند كه چه كرده اند كه فردي كه آن همه شوق براي ازدواج داشته اكنون به اين روز افتاده است.
عامل اين رفتار دو مبحث اصلي مي تواند باشد اول آنكه با رفتار
و اعمالي كه در ادامه رابطه از ما ديده است، سرد شده و ديگر آن فرد مشتاق
براي زندگي با ما نيست و دوم آنكه پاي نفر ديگري در ميان است. راه هاي
شناخت اين دو عامل بسيار است اما خود ما مي توانيم از نحوه برخورد و رفتار
او پي به اين مسئله ببريم. اصولاً كسي كه قصد خيانت دارد در رفتار خود اين
مسئله را نشان مي دهد در اين مواقع ما مي توانيم بسيار خوشحال باشيم كه قبل از ازدواج پي
به شخصيت آن انسان برده و زندگي خود را تباه نكرده ايم اما كساني كه عامل
اول را دليل بر سرد شدن رابطه مي دانند بايد اين نكته را درك كنند كه هر
فردي ويژگي هاي اخلاقي و رفتاري منحصر به فردي دارد و خب به طبع بعد از
برقراري ارتباط با يك نفر، هم او و هم ما سعي داريم تا ويژگي هاي بد اخلاقي
خويش را برطرف كرده و درصدد خشنودي طرف مقابلمان تلاش كنيم. در ابتداي
رابطه اي كه قصد ازدواج در آن است، همواره برخي ملاحظات مي شود زيرا دو نفر
بايد همديگر را شناخته و سپس از همديگر انتظار داشته باشند تا درك متقابل
داشته و از انجام عملي كه ديگري را ناراحت مي سازد دوري كنند اين شناخت
بايد پيش بيايد تا بدانيم كه چه كاري را انجام داده و از انجام چه كاري
دوري كنيم. بنابراين هرچه كه از رابطه مي گذرد انتظارات از درك متقابل بالا
رفته تاجايي كه ديگر انتظار ديدن رفتاري كه بدمان مي ايد را از طرفمان
نداريم. اين حس دوطرفه بوده و قطعاً شما آن را كم كرده ايد. بنابراين
هنگامي كه رفتاري از ما سر مي زند كه طرف مقابلمان از آن آزرده مي شود و مي
دانيم كه چنين است، وي انتظار شنيدن يك معذرت خواهي ساده را از شما دارد
البته اگر به اين موضوع واقف باشد كه گذشتدر زندگي كليد طلايي موفقيت و
خوشبختي است اما هرچه كه رفتار هاي ما در جهت آزردگي خاطر وي پيش رود ، او
سرد تر و سرد تر شده تا جايي كه ديگر طاقت نداشته، با وجود سختي دل مي كند و
قيد ازدواج با شما را مي زند. بنابراين سعي كنيم رفتار خويش را مديريت
كرده و شخصيت طرف مقابلمان را حفظ كنيم تا ديگر با ندامت زياد و پشيماني
دير هنگام مواجه نشويم.
بر
اساس جديدترين مطالعات منتشر شده در روانپزشكي بيولوژيكي، نشانه هاي
افسردگي در زنان در حين و پس از بارداري با كاهش ضخامت كرتكس (لايه بيروني
مغز و مسئول تفكر و رفتار پيچيده) در كودكان سنين پيش دبستاني ارتباط دارد.
يافته ها نشان مي دهند كه خلق مادران ممكن است بر رشد مغز كودكان در مراحل
مهم زندگي تأثيرگذار باشد.
بر اساس نظر جان كريستال، سردبير ژورنال روانپزشكي بيولوژيكي: “مادران
عموماً حاضرند هر كاري انجام دهند تا شانس زاد و ولد را به عنوان بهترين
فرصت براي موفقيت در زندگي داشته باشند.”.اين مطالعه جديد اكنون نشان مي
دهد كار ديگري كه ممكن است قادر به انجام دادن آن باشند، اطمينان يافتن از
بهبودي افسردگي شان مي باشد. هجده درصد از زناني كه داراي افسردگي حين
بارداري و هم تحت مراقبت هاي پزشكي در اندكي قبل و پس از زايمان و هم
افسردگي پس از زايمان مي باشند، پيامدهايي منفي در كودكانشان خواهند داشت.
اين مطالعه انجام شده جديد توسط كاترين لبيبل از دانشگاه گالگراي
آلبرتا، اولين گزارش در زمينۀ ارتباط افسردگي مادران و نابهنجاري ساختار
مغزفرزندان در دوران كودكي است. محققان 52 زن مشكوك به علايم افسردگي در هر
سه دوره ازبارداري و چند ماه پس از تولد كودك را غربال كردند. از ميان
زنان قرار گرفته در طيف و مشكوك به علايم، برخي يا بدون هيچ گونه علايمي و
يا داراي علائم ناچيزي و برخي ديگر تمام معيارهاي غربال گري را داشتند.
محققان در 5/2ماهگي كودكان براي سنجش ساختار مغزي آنها، از MRI استفاده
كردند.
زنان داراي علايم افسردگي بيشتر امكان داشت كه كودكاني داراي نواحي
گيجگاهي و قدامي نازك تر به عنوان مناطق قشري مسئول در فعاليت هاي بازداري و
كنترل توجه داشته باشند. همچنين، محققان دريافتند كه بين علائم استرس زا و
مادۀ سفيد غيرطبيعي در ناحيه قدامي و مجراهاي فيبري متصل كننده مناطق
مذكور با ديگر نواحي مغز ارتباط وجود دارد. اما، اين همبستگي تنها هنگامي
يافت شدند كه نشانه هاي افسردگي در سه ماهه دوم و پس از زايمان داده بودند
كه نشان مي دهد اين دوره ها، مواقع بسيار حياتي براي رشد مغز كودك مي
باشند.
يكي از جنبه هاي نرمال رشد مغز طي سال هاي كودكي اوليه، ضخامت قشري است؛
همانطور كه ليبل اذعان دارد؛ يافته ها نشان مي دهند مغز كودكاني كه
مادرانشان داراي علائم افسردگي بيشتري هستند ممكن است زودتر از موعد مقرر
رشد كند.
نابهنجاري هاي موجود ساختار مغز در طي دوره هاي مهم رشد اغلب با
پيامدهايي منفي مانند اختلالات يادگيري و اختلالات رفتاري ارتباط داشته
است. همچنين، نابهنجاري هاي ساختار مغز مشخص شده در اين مطالعه منعكس كننده
نابهنجاري هاي يافت شده در كودكان مبتلا به افسردگي يا مستعد ابتلاء مي
باشد ؛ ضمن اينكه نشان مي دهد اين تغييرات ممكن است به دليل آن باشد كه
فرزندان مادران مبتلا به افسردگي قبل و پس از زايمان در مراحل بعدي زندگي
شان در ابتلاء به افسردگي آسيب پذيرتر هستند.
اگرچه، مكانيسم زيربنايي اين ارتباط مشخص نيست اما، يافته هاي آن ممكن
است حاوي كاربردهايي براي كاهش خطرهاي رشد غيرعادي مغز در كودكان داشته
باشد. براساس نظر ليبل، يافته هاي اين مطالعه براي برجسته كردن اهميت نظارت
و حمايت سلامت رواني مادران نه تنها در دوران پس از زايمان بلكه در دوران
بارداري مهم مي باشد.
«ونك، ونك دو نفر. ونك آقا؟»، «نه خانم!»
چند قدم جلوتر اما خم ميشود تا به آن يكي راننده تاكسي كه برايش بوق زده،
مقصدش را بگويد: «ونك؟» رانندهاي كه با عينك طبي بزرگش، وقتي هنوز راننده
تاكسيهاي زن تعدادشان چندان زياد نبود، در همين خيابانها مشغول كار بود و
هنوز هم در حال فعاليت است و لقمه ناني براي تامين معاشزندگياش در ميآورد.
تصوير يك راننده تاكسي زن انگار هنوز هم
براي آدمها، تصوير غريبي است با اين تفاوت كه شايد حالا تعداد مردان يا
حتي زناني كه با ديدن يك راننده تاكسي زن راهشان را كج ميكنند تا با ماشين
يك «مرد» به مقصدشان برسند، كمتر شده باشد. اين را ميتواني از زبان
بسياري از راننده تاكسيهاي زن بشنوي. رانندههايي كه حداقل يك بار در طول
دوران رانندگيشان و جابهجاكردن مسافر، شنونده متلكهايي از طرف مسافرها
بودهاند. اين روزها شغل رانندگي تاكسي و اتوبوس ديگر براي يك زن، در آن
سوي آبها غير عادي نيست، اما در سرزمين قديمي خودمان، زناني را ميبينيم
كه با همه سختيها و ناامنيهاي اين شغل، كنار ميآيند يا سعي ميكنند كنار
بيايند. زناني كه اگر پاي حرفهايشان بنشيني، متفاوت با جملههاي هميشگي،
متفاوت از عشق به كار برايت حرف ميزنند.
***
وقتي سوار ماشينش ميشوي، اولين چيزي كه
توجهت را جلب ميكند، چهره شكسته و در عين حال مهربانش است. از آن
رانندههايي است كه با لهجه دوست داشتني شمالياش، جوري با مسافرها گرم
صحبت ميشود كه آنها گذر زمان را احساس نميكنند. هرچند داستان زندگي سختش
در نيم ساعت فاصله بين مبدأ و مقصد خلاصه نميشود، اما دوست هم ندارد از
سختيهاي زندگي خصوصياش آن طوري كه مشتاق حرفزدن نشان ميدهد، صحبت كند.
اين زن كه نامش بنفشه است، چهار سالي است در آژانس كار ميكند. با ماشين
تقريبا قديمياش كه ميگويد: «شوهرم سه، چهار بار باهاش تصادف كرده.» و
مانتو و مقنعه مشكي كه همراه هميشگي اين چهار سال او بودهاند.
به او ميگوييم كه ميخواهيم يك مقاله تهيه
كنيم و از او ميخواهيم تا جايي كه ميتواند از سختيهاي زندگياش برايم
بگويد و از زحماتي كه در طول اين چند ساله كشيده، تا ما هم در اين مقاله
يادداشت كنيم تا كساني كه ميخوانند، تجربهاي كسب كنند و قدر لحظات خودشان
را بيشتر بدانند. او به ما ميگويد اگر بخواهم تمام سختيها و رنجهايي را
كه كشيدهام را برايتان تعريف كنم، بايد چند روز وقت بگذاريد و در يك
مقاله جا نميشود.
بعد از كمي صحبت، از او ميخواهيم تا جايي
كه ميتواند برايمان صحبت كند و بگويد كه چه زحماتي كشيده است. كمي بعد از
حركتمان و پرسيدن همراه با لبخند اين سوال كه: «خب! كجا بريم؟» شروع به حرف
زدن ميكند: «راستش را بخواهيد كار توي اين آژانس را به واسطه شوهرم پيدا
كردم. چهار سال پيش اينجا كار ميكرد، اما معتاد شد و عذرش را خواستند.
همان موقعها كه معتاد شده بود، چهار بار با اين ماشين تصادف كرد.»
ماشينش قديمي به نظر ميآيد، صداهاي عجيب و
غريبي هم ميدهد كه لابد به خاطر تصادفهايي است كه بنفشه خانم تعريف
ميكند. ميگويد از چند سال پيش كه گواهينامه گرفته تا امروز يك بار هم
تصادف نكرده است. بعد از تصادفهاي همسرش و بيشترشدن اعتياد او بوده كه
ماشين را ميگيرد و خودش به استخدام اين آژانس در ميآيد.
بالاي شهر، پايين شهر
بنفشه خانم ۴۴ سال دارد، اما ظاهرش شكستهتر
نشان ميدهد. سوم راهنمايي در شهرشان ازدواج كرده و با همسرش به تهران
آمدهاند. بعد از ازدواج هم ديگر درسش را ادامه نداده. وقتي از همسرش كه
حالا گرفتار اعتياد شده حرف ميزند، لحنش به كلي تغيير ميكند و انگار دوست
ندارد خيلي روي اين مسئله متمركز شود. ميپرسم در اين چهار سال رابطهتان
با هم تغييري كرده؟ اصلا رابطهتان چطور است؟ لبخند تلخي ميزند و نگاهش را
از روبهرو ميگيرد و به من ميدهد: «ما كه رابطهاي نداريم. توي يك خانه
هستيم، اما رابطهاي نداريم. او كاملا بيكار است و وقتش را با دوستانش
ميگذارند.» رسيدهايم نزديكيهاي دركه كه ميگويد: «دو تا دختر دارم. دختر
بزرگم ازدواج كرده و دختر كوچكم ۱۳ ساله است و درس ميخواند. من تا ساعت
سه و چهار كار ميكنم، اما وقتي دخترم به خانه ميآيد، خانه نيستم. كل اين
چهار سال را وقتي به خانه ميآيد، تنهاست. اعتراض هم ميكند طفلك! اما خب
چارهاي ندارم. خرج خانه ما هم از همين ماشين و رانندگي من در ميآيد.»
اعتياد؛
كه همه آن را بلايي خانمانسوز ميدانند، اما روز به روز تعداد مبتلايان
به آن بيشتر ميشود، همسر بنفشه خانم هم گرفتارش شده و به خاطر آن شغلش را
از دست داده و انگار دارد رابطه با فرزندش را هم از دست ميدهد. «اين طوري
نيست كه چون همسرم بيكار است، در خانه بماند و از دخترمان مراقبت كند.
دخترم ميگويد من دوست دارم در خانه با بابا تنها باشم. يك وقتهايي كه دست
دوستهايش را ميگيرد و به خانه ميآورد، به من ميگويد اين طور وقتها
بابا خانه نباشد. براي همين وقتي ظهرها به خانه ميآيد، شوهرم هم نيست و با
دوستهايش ميروند دنبال همين كارهايشان!»
فكر ميكنم نكند كنار مشكلات زندگي خصوصي
بنفشه خانم، وقتي كارش را شروع كرده، عكسالعمل مسافراني كه به ديدن راننده
زن عادت ندارند، عذاب دو برابري برايش شده باشد. «نه. عكسالعملها از اول
هم خوب بودند. ميدانيد من اينجا را انتخاب كردم به اين دليل كه بالاي شهر
است و آدمهايش بهتر از آدمهاي محلههاي پايين شهر به من نگاه ميكنند.
توي اين چهار سال عكسالعملي كه خيلي بد باشد از مسافرانم نديدهام. حالا
هم كه ساكنان اينجا من را ميشناسند و خدا را شكر اصلا مشكلي به آن صورت
ندارم.» اما بعد از گفتن اين جملهها مكثي ميكند و خاطرهاي يادش ميآيد:
«البته يادم ميآيد يك سال زمستان برف خيلي سنگيني ميباريد و من در راه
برگشتن به خانه بودم. آقايي را ديدم كه با دستهاي پرونده زير بغلش و بدون
چتر كنار خيابان منتظر تاكسي است. دلم سوخت و سوارش كردم. كمي بعد ازم
پرسيد شما از من خوشتان آمده كه سوارم كردهايد؟ خيلي عصباني شدم. زدم كنار
و گفتم كرايه را بگذار روي صندلي و پياده شو. اگر با اين متلكها روبهرو
شوم، سريع كنار ميزنم و پيادهشان ميكنم. انگار دوره و زمانهاي شده كه
بايد به دلت بگويي براي كسي نسوزد.»
دلسوزي و مهرباني بنفشه خانم فقط مختص آن
آقاي ايستاده زير برف نبود و نيست. او سرويس خصوصي و مخصوص يك كودك معلول
بتدايي هم هست. وقتي از او حرف ميزند، لبخند از لبهايش كنار نميرود:
«خانواده اين بچه از طريق كسي من را پيدا كردند و تماس گرفتند. من هم قبول
كردم كه سرويس خصوصي او باشم. مامانش ميگويد چون تو زني خيالم از بابت
امنيت او كه معلول هم هست راحت است. گاهي براي كمك خرج، سرويس مدرسه هم
ميشوم. اما از خانواده اين بچه با اينكه وضع مالي خوبي هم دارند پول
كمتري ميگيرم. دلم برايش ميسوزد. كلي هم رفيق شدهايم و در مسير با هم
حرف ميزنيم. من را بغل ميكند و دوستم دارد.» اين كمتر دستمزد گرفتن در
حالي است كه بنفشه خانم بايد وقت سوار شدن و پياده شدن آن كودك، كمكش كند و
دستش را بگيرد و به ناظم مدرسه تحويل دهد. اما انگار بيشتر اين كار را
براي علاقهاش به اين كودك انجام ميدهد. او در اين آژانس بيمه نيست و بيمه
ماشين هم با خودش است. ۸۰ درصد دستمزد به خودش تعلق ميگيرد و ۲۰ درصد
باقي مانده به آژانس ميرسد. ميگويد تا امروز به خاطر زن بودنش مورد تبعيض
همكاران و رئيس آژانس قرار نگرفته است: «خدا رو شكر پولي كه در ميآورم و
كمكهايي كه مسافرهاي آشنايم ميكنند، خرج زندگي را در ميآورد. نه شوهرم و
نه خانوادهاش به كار كردن من ايراد نميگيرند. تو بگو چه ايرادي وقتي يك
قران هم خرج خانه نميكند؟»
رانندگي از روي اجبار
علاقه به كار بخش مهمي از زندگي آدمهاست.
خيليها خوشبختي را در اين ميدانند كه آدم به كارش علاقهمند باشد و آن را
با عشق انجام دهد. اما اين روزها با وضعيت اقتصادي بيشتر خانوادهها،
انگار علاقه به كار جايگاهش را از دست داده و اگر كار درستي نيازهاي مادي
خانواده را برطرف كند، قابل انجام است؛ چه دوستش داشته باشي چه نه. اين است
كه وقتي بحث «علاقه به كار» پيش ميآيد، بنفشه خانم شانه بالا مياندازد
كه: «نه، در كار كردن من علاقه و انتخاب معني نداشت. چشم باز كردم، ديدم
رانندهام و در حال بالا و پايين كردن خيابانها. من دلم ميخواست شغلي
داشته باشم كه ساعت كاري مشخص و معيني داشته باشد و بدانم چه وقت ميروم و
برميگردم. رانندگي به من احساس امنيت نميدهد. ممكن است سرويسي طول بكشد و
من ساعت پنج و شش به خانه برسم. اينجوري هميشه بايد نگران دخترم كه در
خانه تنهاست باشم و خب او هم اذيت ميشود.» بنفشه خانم مرتب با دختر كوچكش
تلفني حرف ميزند و از وضعيت درسي او هم راضي است. ميگويد: «خدا را شكر
بچهاي نيست كه براي درس خواندن كسي را بالاي سرش بخواهد. درسش خيلي خيلي
خوب است.»
بنفشه خانم نميگذارد اين اجبار در رانندگي
خيلي هم اذيتش كند. با مسافرهايش دوست است و خيليهايشان فقط با او به اين
طرف و آن طرف ميروند. موبايل مشكي كوچولويش كه جلوي صفحه كيلومتر شمار
ماشينش است، دائم زنگ ميخورد و عدهاي پشت خط از او ميپرسند ميتواند
فلان ساعت به دنبالشان برود يا نه. تلفن آخر را كه قطع ميكند، با لبخند
ميگويد: «با مسافرهاي ثابتم چند باري هم مسافرت رفتهايم. خارج از شهر هم
ميبرمشان.» فكر ميكنم چقدر مسافرت رفتن با يك زن مهربان شمالي كه خودش
ميگويد دستپخت خوبي هم دارد، خوب است، مخصوصا اگر يك ميرزاقاسمي مهمانمان
كند.
وقت پياده شدن با كلي اصرار هم حاضر نميشود
كرايه بگيرد و با لبخندي مهربان خداحافظي ميكند. بعد از خداحافظي
ميپرسد: «راستي توي اين مقاله اسم منو مينويسيد؟» ميپرسم: «خودتان چه
جوري دوست داريد؟» ميخندد و ميگويد: «اسم اصلي من بنفشه است، اما مرضيه
صدايم ميكنند. از بچگي اينجوري بوده. دليلش را هم نميدانم.»
مكان شما:خانه/مشاوره خانواده/از دست همسر شكاكم، ديوانه شده ام – ۷ راهكار اساسي مشاور خانواده...
بسياري
از افراد به مركز مشاوره خانواده مراجعه كرده و از شكاك بودن همسرشان به
شدت گلايه مي كنند و به دنبال راهكاري براي بهبود شريط خويش هستند.
شك و شكاكيت از ويژگي هاي ادم هاي ضعيف النفس بوده كه مي تواند مشكلات زيادي را براي ان ها و اطرافيان ان ها به وجود اورد.
البته گاهي سبب مي شود كه زندگي فرد از خيانت و مشكلات نجات پيدا كند.
از نظر روانشناسي شكاكيت مثبت و منفي وجود دارد.
تاثير شكاكيت منفي در زندگي زناشويي
يكي از مواردي كه شك و شكاك بودن مي تواند بيشترين اسيب ها را به افراد وارد كند در موضوع زندگي مشترك و زناشويي افراد است.
اگر همسر ما يك همسر شكاك باشد مي تواند زندگي را به كام ما و خودش تلخ نموده و بدترين شرايط را براي ما رقم بزند.
متاسفانه امروزه بسياري از افراد از داشتن همسر شكاك گله مند بوده و
برخي از زندگي هاي مشترك به خاطر همين شك و شبهه ها و شكاكيت هاي ميان دو
طرف نابود شده است.
اين زندگي ها به طلاق و جدايي كشيده شده است و با وجود اينكه بسياري از
شك و شكاكيت هايي كه افراد به هم دارند نه به وقوع مي پيوندد و نه انجام
شده است اين موضوع مي توان بسيار پيچيده و خطرناك باشد.
افراد شكاك معمولا به دليل شك هاي خود مدام خود و ديگران را ازار داده و
هميشه در اينده زندگي مي كنند و از بروز حوادث و اتفاقات ناگوار بسيار
نگران اند.
در صورتي كه بسياري از اين اتفاقات هرگز براي ان ها به وجود نخواهد امد و
اين تنها ناشي از ديدگاه انان است و از شك و شبهه انان نشات مي گيرد.
از دست همسر شكاكم، ديوانه شده ام – ۷ راهكار اساسي مشاور خانواده
نمي شود گفت كه زن ها يا مردها در زمينه ازدواج مشترك شكاك تر هستند.
اين مشكل را بايد در بين هر دوي جنس ها و با شرايط مختلف دانست.
چرا كه هر كدام از ان ها ممكن است در موردي به همسر خود شك كنند.
اما در نهايت تماما شك و شكاكيت ها در زمينه ترس از خيانت است كه يك طرف
ديگري را متهم مي كند و يا به او شك دارد كه مبادا به او خيانت كند و
مشكلاتي را براي او به وجود بياورد.
مي توان از ترس به عنوان مهم ترين دليل بروز شكاكيت و شك در زنان سخن گفت.
چرا كه ممكن است به همسرخود شك كنند كه مبادا او خيانت كرده و با كس ديگري رابطه داشته باشد.
همه
ما در مورد رابطه هاي افراد (ميان فردي) از ارتباط با همسر يا مراقب اصلي
خود چيزهايي ياد مي گيريم. درك سبك دلبستگي خود مي تواند به شما در يافتن
پايه و اساس نگراني هاي موجود دررابطه كمك كننده باشد. فرضاً والدين امنيت و
آرامش را فراهم مي كنند و كودكان ياد مي گيرند كه به والدين خود اعتماد
كنند كه آنها نيازهاي ما را برطرف خواهند كرد. والدين زمينه آسايش كودك را
فراهم مي كنند كه اين به ساكت بودن فرزند آنها در مواقع ناراحتي يا ترس كمك
مي كند. در نتيجه، كودكان پيوند با والدين خود را شكل مي دهند كه شالوده
هيجاني امني را بنا مي كنند. بنابراين، كودكان مي توانند با اطمينان دنيا
را با دانستن آنكه توسط والدين امن است، كشف كنند. همانطور كه مي دانيم كه
انسان ها به رابطه معنا مي بخشند و به يكديگر وابسته اند، بقاي ما به آن
وابسته است! وابستگي به ديگران حتي در رابطه هاي بزرگسالان مفيد است. ما
زماني بيشتر شاد و موفق هستيم كه بتوانيم دلبستگي هاي مناسب و قابل اعتمادي
با ديگر افراد شكل دهيم.
سه سبك دلبستگي اوليه وجود دارد: ايمن، اجتنابي و اضطرابي. در ادامه هر يك از سبك هاي دلبستگي را توصيف كرده ايم.
دلبستگي ايمن
·
همواره نيازهاي شما به عنوان يك كودك برآورده شده اند. مراقبان شما ملتفت و
مسئول نيازهاي شما بودند تا به شما براي داشتن احساس امنيت و دوست داشته
شدن كمك كنند.
· شما با نزديك شدن به ديگران و به طور هيجاني و مشتاقانه احساس صميميت و آرامش مي كنيد.
· شما در جستجو و حفظ رابطه هاي نزديك و باثبات هستيد.
· شما با ابزاز كردن نيازها و احساسات خود حال بهتري داريد.
دلبستگي اجتنابي
·
مراقبان شما احتمالاً سرد، بي احساس يا بي توجه بودند. در نتيجه، شما
مستقل تر و متكي به نفس مي باشيد و قادر به وابستگي به افراد جور واجور
نيستيد.
· رابطه هاي نزديك گرايش به احساس سركوب كردن دارند و انگار آنها مانع از استقلال طلبي شما مي شوند.
· شما هنگام احساس نزديكي شديد و هيجاني كناره گيري مي كنيد.
· نياز به زمان بيشتري براي با خلوت با خود داريد.
· ممكن است در مقابل تعهد و سرسپردگي مخالفت كنيد.
دلبستگي اضطرابي
·
مراقبان در توجه به نيازهاي شما متناقض و بي ثبات بودند. در نتيجه، شما به
چسبيدن به ديگران ادامه داده ايد بلكه بتوانند نيازهاي شما را برآورده
كنند.
· طالب صميميت هستيد و هرگز نمي توانيد به اندازه كافي به ديگران نزديك شويد.
· سؤال مي پرسيد كه يا والدين شما را واقعاً دوست دارند يا اينكه شما دوست داشتني هستيد و همواره در پي اطمينان خاطر هستيد.
· سبك دلبستگي اضطرابي مي تواند به عنوان محتاج يا وابسته توصيف شود.
· از روي نواميدي امنيت و توجه را از والدين خود جستجو مي كنيد اما اين مي تواند به خشونت و بدرفتاري با شما منجر شود.
چرا سبك دلبستگي اهميت دارند؟
نظريه
دلبستگي از كار جان بولبي نشأت گرفته است كسي كه رابطه مادران و نوزادان
را مطالعه و بررسي كرد اما امروزه، ما تشخيص مي دهيم كه سبك دلبستگي هنوز
هم در ارتباطات رومانتيك بزرگسالي نقش دارد. دلبستگي والد كودك مراحلي براي
توانايي ما وضع مي كند كه ايمان داشته باشيم به آنكه والدين بزرگسال
نيازهاي هيجاني ما را برآورده مي كنند. سبك دلبستگي ما يك پيش طرح براي حفظ
سكون و آرامش در رابطه هاي صميمي موجود در زندگي ما مي باشد. سبك دلبستگي
ما بر انتخاب همسران رومانتيك و نحوه ي ارتباط برقرار كردن ما با آنها
تأثير گذار است. ما بارها و بارها در مواجهه با افراد جديد به اين الگوهاي
دلبستگي به عنوان روشي براي يافتن مدرك و شاهدي براي باورهاي ما در مورد
خود پاسخ مي دهيم. براي مثال، بسياري از افراد داراي سبك دلبسته اضطرابي با
اجتنابي هايي ارتباط برقرار مي كنند و يا ازدواج مي كنند كه به نظر مي رسد
هرگز به اندازه كافي با آنها حس صميميت و اطمينان خاطر را ندهند. اين كار
ترس هاي فرد داراي سبك دلبسته اضطرابي از رهايي و باور آنكه او نامحبوب و
داراي نقص است را تثبيت مي كند. درك سبك دلبستگي ما نه تنها به دليل ايجاد
بينشي به رابطه مادر كنار والدين و اينكه چگون كودك را حس كنيم مي شود بلكه
آن مي تواند به شما در درك مشكلاتي كه شما در ارتباطات بزرگسالي خود ممكن
است داشته باشيد نيز كمك مي كند. عاقبت، درك سبك دلبستگي مي تواند به شما
در كشف روشي كه امكان تغيير براي داشتن ارتباطات رضايت بخش تري در آن هست،
كمك ي كند. به عبارتي ديگر، داشتن يك رابطه سالم به معناي انتخاب همسر
مناسب و ايجاد يك سبك ايمن و سالم است.
چطور من مي توانم فردي داراي سبك دلبسته ايمن تري باشم؟
اگرچه،
الگوهاي دلبستگي به خوبي محقق مي شوند اما شما مي توانيد با يادگيري مهارت
هاي جديد و تمرين زياد آنها به سمت يك سبك دلسته ايمن تري متمايل شويد.
روش هاي معدودي براي شروع تغيير سبك دلبستگي وجود دارد:
· به الگوهاي ارتباطي خود توجه كنيد. از رفتارهاي اجتنابي يا اضطرابي كه مرحله نخست تغيير مي باشند آگاهتر باشيد.
· به آنچه شما در درون خود حس نياز مي كنيد، توجه كنيد.
· احساسات خود را با همسرتان به اشتراك بگذاريد.
· اختلالات شناختي و چالش ها يا موانع موجود را بشناسيد.
· نيازهاي ارتباط خود و نيز انتظارات را به طور واضح با همسر خود درميان بگذاريد.
· به خودتان اهميت بدهيد.
· كارهايي را انجام دهيد كه موجب ايجاد حس خوبي درمورد خود مي شود؛ نقاط قوت و موفقيت هاي خود را ارج گذاري كنيد.
· با يك درمانگر مشورت كنيد و براساس دستورالعمل هاي او پيش رويد(تغيير سبك دلبستگي كار دشواري است).
· زمان بيشتري را با افرادي كه براي شما نمونه شخص داراي ارتباط سالم است، بگذرانيد.
اميدوارم
اين متن يك روزنه يا نور اميدي براي درك سبك دلبستگي خود و روش هاي
تأثيرگذار بر ارتباطات بزرگسالي خود ايجاد كرده باشد. من براي اطلاعات
بيشتر كتاب دلبستگي از آمير لوين و راشل هيلر را توصيه مي كنم، هميشه صبور و
با خود مهربان باشيد، همانطور كه شما خود را با تغيير به چالش مي كشانيد.
سلام. متاهلم و يك فرزند 2 ساله دارم. خانه دار هستم.
ميخواستم بدونم با توجه به اينكه شوهرم ماهي يك ميليون و هفتصد حقوق ميگيره
و با توجه به اينكه ميگن تك فرزندي خوب نيست آيا آوردن بچه دوم كار درستي
هست؟
با توجه به شرايط اقتصادي جامعه و وضعيت مالي خودمون.
آيا در حق خودم و فرزند اولم ظلم نميكنم.
چون حس ميكنم تحت فشار قرار ميگيريم. از طرفي به خاطر تنهايي پسرم نگرانم . لطفا كمكم كنيد.
داوينچي همزمان با يك دست مي نوشت و با يك دست نقاشي مي كرد !
هيتلر از مكان هاي بسته وحشت داشت !
مار مي تواند تا نيم ساعت بعد از قطع شدن سرش نيش بزند !
هر انسان تا 8 دقيقه بعد از قطع گردنش هنوز به هوش است !
اغلب مارها 6 رديف دندان دارند !
وقتي به خورشيد نگاه مي كنيد ? دقيقه قبل از آن را مشاهده مي كنيد !
قلب ميگو در سر آن واقع است !
ظروف پلاستيكي تقريبا 50 هزار سال در برابر تجزيه مقاومند !
حدود 250 نفر از محققان ناسا ايراني هستند و رئيس كامپيوتر ناسا يك ايراني است !
دانشمندان دريافته اند مورچه ها هم مانند انسان ها صبح ها خميازه مي كشند !
حس بويايي مورچه با سگ برابري مي كند !
آيا مي دانستيد تصميم بر اين بود كه كوكا كولا به عنوان دارو استفاده شود !
با 30 گرم طلا مي توان نخي به طول 81 كيلومتر درست كرد !
فنلاند از 170 هزار و 585 جزيره تشكيل شده است !
زمين در آغاز پيدايش 2000 بار بزرگتر از حجم كنوني اش بود !
در زبان عربي براي كلمه شمشير 850 واژه مختلف وجود دارد !
گرانترين كفش دنيا 1 ميليارد و 700 ميليون تومان است !
براي تخمين زدن حشره هاي روي زمين كافيست به ازاي هر انسان 200 ميليون حشره ريز و درشت در نظر بگيريم !
كوسه با شنيدن ضربان قلب طعمه خود آن را پيدا مي كند !
فيل تنها حيواني است كه نمي تواند بپرد !
قلب وال در هر دقيقه فقط ? بار مي زند !
ايرانيان در انگليس ثروتمندترين قشر هستند حتي ثروتمندتر از ملكه اليزابت !
در سال 1380 تعداد گوسفندان زلاندنو 44 ميليون راس اعلام شد در حالي كه جمعيت اين كشور4 ميليون نفر بود !
قوه چشايي پروانه در پاهاي آن تعبيه شده است !
جوانان هندي شادترين و ژاپني ها افسرده ترين هاي جهان هستند !
مغز در هنگام خواب فعالتر از وقتي است كه تلويزيون مي بينيد !
90% سم مار از پروتئين تشكيل شده است !
چشم انسان معادل يك دوربين 135 مگا پيكسل عمل مي كند !
آب دريا بهترين ماسك صورت است !
سرعت عطسه يك انسان برابر است با 160 كيلومتر در ساعت !