محققاندانشگاه كلرادو در بولدردر مورد بيماران مبتلا به بيماري پاركينسون، شواهد محكمي
دريافت كردند كه دوپامين در مغز نقش كليدي ايفا مي كند كه مردم به طور ضمني مي
توانند انتخاب هايي را انجام دهند كه منجر به نتايج خوب مي شود، در حالي كه اجتناب
از آن ها بد است.
براساس دانشآموختۀ روانشناسي CU-Boulder،
مايكل فرانك، كه اين مطالعه را هدايت كرد، اين يافته مي تواند به محققان بيشتر در
مورد اينكه چگونه مغز كار مي كند و مي تواند به درك بهتر و درمان اختلالات مغزي
مانند اسكيزوفرني كمك كند، كمك مي كند.
مقاله اي در اين زمينه توسط فرانك، روانشناسي CU-Boulder،
استاد رندال اويرلي و لورن Seeberger از مركز
اختلالات حركتي موسسه عصبي كلرادو در شماره 5 Nov Express Science
Express منتشر شده است.
اغلب مردم يك احساس "روده" دريافت مي كنند كه به آنها
امكان مي دهد كه انتخاب كنند بسته به اينكه چقدر با نتايج مثبت گذشته ارتباط داشته
باشد. فرانك گفت، افرادي كه مبتلا به بيماري پاركينسون هستند، اغلب
مشكلاتي در انتخاب اين نوع انتخاب دارند.
براي درك اينكه چرا، آنها يك مدل كامپيوتري از اثرات بيماري
پاركينسون و داروهاي مورد استفاده براي درمان آن در مغز را توسعه دادند. از اين مدل، آنها پيش بيني كردند كه بيماران پاركينسون در
تصميم گيري خود با توجه به اينكه آيا آنها دارو مصرف مي كنند يا خير، در مطالعات
بعدي تأييد شده است، متفاوت است.
به گفته فرانك، آنها دريافتند كه بيماران بر روي داروهايشان تحت
تأثير نتايج مثبت قرار دارند. در حالي كه كساني كه از داروهايشان استفاده مي كردند
بيشتر تحت تأثير نتايج منفي بودند.
فرانك گفت: "از آنجا كه بيماري پاركينسون با سطوح پايين تر از
دوپامين شيميايي مغز ايجاد مي شود و داروها باعث افزايش غلظت اين ماده شيميايي مي
شوند، اين نتايج شواهد قوي نشان مي دهد كه سطح دوپامين نقش مهمي در توسعه و نگراني
ما دارد."
به گفته O'Reilly، بسياري از آنچه
كه در مورد مغز شناخته مي شود، از مطالعه بيماري هايي است كه بر آن تاثير مي گذارد. بنابراين براي درك اينكه چگونه افراد سالم از تصميماتشان ياد
مي گيرند، به تعيين شرايطي كه يادگيري تضعيف مي شود، كمك مي كند.
اوپليلي گفت: "مطالعه بيماران پاركينسون به ما كمك مي كند تا
درك كنيم كه چگونه افراد سالم با نشان دادن آنچه كه در زير كاپوت قرار مي گيرند،
ياد مي گيرند." "اين نوعي شبيه زماني
است كه ماشين شما يك سر و صدا خنده دار ايجاد مي كند و شما كشف كنيد كه كمربند فن
چگونه كار مي كند. در اين مورد ما يك بيماري را ديديم كه در مورد نقش دوپامين در
سيستم يادگيري مغز بيشتر نشان داده شده است."
به گفته فرانك، دوپامين همچنين نقش مهمي در بسياري از بيماري هاي
عصبي مانند اختلال كمبود توجه، اسكيزوفرني و اعتياد به مواد مخدر دارد. بنابراين،
اين يافته ها ممكن است پيامدهاي وسيعتري داشته باشد. به عنوان
مثال، با دقيق تر شدن درك اثرات مفصلي از دوپامين در مغز، داروها مي توانند به طور
مستقيم به فعاليت هاي مفيد و بدون عوارض جانبي ناخواسته منجر شوند.
فرانك گفت: "اين تحقيق به وضوح نشان داد كه داروهاي جاري در
پاركينسون عوارض جانبي نامطلوب بر يادگيري و تصميم گيري دارند." محققان ديگر يك پيام ناگهاني از قمار مربوط به بيماران مصرف
كننده اين دارو را تاييد كرده اند. او گفت كه
اين قسمت ها ممكن است ناشي از افزايش حساسيت به پيامدهاي مثبت ناشي از داروها، و
همچنين عدم حساسيت به تلفات باشد.
فرانك گفت: "هنگامي كه در حال از بين رفتن است، سطح دوپامين
در مغز معمولا كم است و دارو ممكن است مانع اين اتفاق شود."
با بررسي اثرات داروهاي بالقوه در زمينه هاي مغز و مدارهاي مختلف،
از مدل رايانه اي مي توان براي پيدا كردن داروهايي استفاده كرد كه بازده دوپامين
را بدون ايجاد اين يا ساير عوارض جانبي مي يابند. برنامه هاي
مشابه براي افزودن نيز ممكن است. در حال
حاضر، ADD با داروهايي مانند ريتالين درمان مي
شود كه باعث مي شود دوپامين بيشتر در مغز در دسترس باشد، اما اين داروها همچنين
ممكن است برخي از اشكال يادگيري را منعكس كنند و عوارض جانبي ناخواسته را از بين
ببرند.
فرانك گفت: "اين كار به ما كمك مي كند تا درك كنيم كه چگونه
مغز از تجربه مي آموزد و اين يادگيري را به تصميمات، انواع تصميماتي كه ما هر روزه
آنها را انجام مي دهيم، اغلب بدون تفكر آگاهانه، ترجمه مي كند. "درك اين كه چگونه اين فرايند به طور دقيق كار مي كند، ممكن است
در ايجاد استراتژي ها به طور كلي به بهبود توانايي هاي يادگيري و تصميم گيري ما
كمك كند."
دوربينهاي مداربسته همه جا هستند. لازم نيست براي ديدن آنها
ردشان را در مسابقات بگيريم. آنها حتي تا مراسم حج هم پيشروي كردهاند. ۹۰
دوربين در طبقه پنجم پل جمرات در منا در طول مراسم رمي جمرات حجاج را به
طور كامل كنترل ميكردند. دوربينهاي مداربسته آرام آرام در زندگي ما نفوذ
كردهاند و ديگر فقط كافي است در حين رانندگي يا وقتي در خيابان در حال
قدمزدن هستيم، كمي به اطرافمان نگاه كنيم. آنها همه جا هستند و در همه حال
ما را كنترل ميكنند. دوربينهاي مداربسته قرار است براي انسان معاصر
امنيت را در پي داشته باشند. آنها هم مسئوليت مراقبت از ما را برعهده دارند
و هم مواظب ما هستند تا اگر خلافي از ما سر بزند، آن را ثبت كنند.
۱
براي اينكه بدانيم دوربينهاي مداربسته از كي وارد
زندگي انسان معاصر شدند، بايد به حدود ۷۰ سال پيش برگرديم. دوربينهاي
مداربسته براي اولين بار در سال ۱۹۴۲ و در جريان فرايند توليد موشكهاي فاو
۲ آلمان توسط شركت زيمنس بهكار گرفته شد. تا اينكه بيشتر از دو دهه بعد
براي اولين بار در سال ۱۹۶۸ در ايالات متحده آمريكا و شهر نيويورك،
دوربينهاي مداربسته سروكلهشان پيدا ميشود و براي اولين بار به صورت
محدود در بعضي از مكانها آن هم با توجيه مبارزه با جرم و جنايت مورد
استفاده قرار ميگيرند. اين دوربينها امروزه براي حفاظت و نظارت بر اماكن
مهم، اماكن پرتردد و اماكن پرخطر استفاده ميشود. موزهها، فروشگاهها،
زندانها، فرودگاهها، ايستگاههاي مترو، راهآهن و حتي بيمارستانها و
مدارس از ديگر اماكني هستند كه به اين دوربينها مجهز شدهاند. ديگر با
وجود دوربينهاي مداربسته، امكان شناسايي و تعقيب بسيار راحت نه تنها
مجرمان، بلكه خيلي از افراد عادي هم مهياست.
۲
چندي پيش بود كه دانشجويان انگليسي در اعتراض به سه برابر شدن شهريه
دانشگاههاي اين كشور به خيابان ها ريختند و تظاهرات اعتراض آميزي شكل
دادند. در حدود ۱۸۰ نفر در جريان همان اعتراضات بازداشت شدند اما دستگيري
تعدادي از آنها، از خود اتفاقات پيش آمده و باقي بازداشت ها بحث برانگيز تر
شد. ماجرا از آنجا آغاز شد كه پليس تصاوير ۱۳ نفر را كه مدعي بود در
بينظميها و تظاهرات دانشجويان در اعتراض به افزايش شهريه دانشگاهها شركت
داشتهاند، منتشر كرد. آن موقع بود كه موجي از ترس در وجود معترضان پديدار
شد. تصاوير دستپخت همان دوربين هاي مدار بسته اي بودند كه در گوشه و كنار
خيابان هاي لندن مخفيانه نصب شده بودند. چشم هايي كه مخفيانه تمام اتفاقات
را كنترل مي كردند راحت تر از آنچه معترضان فكر كنند در بحبوحه آن روزها
كارشان را به خوبي انجام دادند. سوء استفاده از تكنولوژي كه قرار بود كمكي
براي نظارت باشد، به وسيلهاي براي سركوب تبديل شد.
شهريههاي دانشجويان از سه هزار پوند به ۹ هزار پوند افزايش يافت و
دانشجويان معترض زيادي هم با همكاري دوربين هاي مدار بسته با اتهاماتي نظير
تخريب ساختمانهاي عمومي و مغازهها به گوشه زندان رفتند. شايد دانشجويان
تا مدت ها ديگر جرئت هيچ گونه اعتراضي را نداشته باشند؛ چراكه دوربين هاي
مدار بسته ممكن است در هر گوشه و كناري در كمين نشسته باشند.
۳
در انگلستان دو ميليون دوربين مداربسته وجود دارد كه در تمام مدت
شبانهروز شهروندان اين كشور را زير نظر دارد. اين دوربينهاي بحث برانگيز
گاهي آنقدر پنهاني در مكاني نصب شدهاند كه به راحتي قابل ديدن نيستند و
بعضي اوقات هم به صورت كاملا آشكار حركات مردم را ثبت ميكنند. با جود
اينكه به ازاي هر ۳۱ نفر، يك دوربين مداربسته در اين كشور وجود دارد، اما
هنوز هم هيچ مدركي به دست نيامده كه نشان دهد دوربينها از جرم و جنايت
كاستهاند.
نظارت با دوربينهاي مداربسته بر كارها و رفتار مردم آن هم از موضعي
بالاتر هميشه موضوعي چالشبرانگيز براي آنها به حساب ميآيد. در اين مدل
نظارت، شهروندان مظنونان هميشگي هستند و رفتار آنها به طور مداوم ثبت
ميشود تا در مواقع مشكوك مورد بازبيني قرار بگيرد. در كمتر از دو دهه
جوامع مختلف تبديل به موزه بزرگي شدهاند كه هزاران دوربين مداربسته در
گوشه و كنار آن كار گذاشته شده است. شايد به نظر برسد دوربينها با اين كار
امنيت را تضمين ميكنند، اما در اين هم نبايد ترديد كرد كه بهاي اين تامين
امنيت محدودشدن حريم شخصي بسياري از انسانها بوده است. آنها خيلي آرام و
بيسروصدا كار خود را انجام ميدهند و ما حتي متوجه حضور دائمي آنها در
زندگيمان نميشويم. آنها همه جا هستند. كافي است يك بار ديگر به اطرافتان
نگاه كنيد.
۴
«ترومن شو» فيلمي است كه در حدود يك دهه پيش ساخته شد. فيلم داستان
ترومن ۲۹ ساله را روايت ميكند كه در يك شركت بيمه به عنوان كارمند دفتري
كار ميكند. زندگي او كاملا معمولي است، اما ترومن از اين وضعيت راضي نيست.
او دوست دارد دنيا را ببيند، اما تاكنون موفق نشده از شهر كوچكي كه در آن
زندگي ميكند، خارج شود. پدرش يك تهيهكننده تلويزيوني است كه زماني كه
ترومن به دنيا ميآيد، تصميم ميگيرد بزرگترين نمايش دنيا را بسازد.
نمايشي كه در آن زندگي ترومن بهطور زنده و ۲۴ ساعته بدون اطلاع او توسط
تعداد زيادي دوربين در سراسر شهر فيلمبرداري شود و در تلويزيون به نمايش
در آيد. در واقع شهر، يك استوديوي بسيار عظيم است و تمام مردم شهر حتي همسر
او، بازيگراني هستند كه با داشتن يك هدفون كوچك در گوششان در كنار ترومن
بازي ميكنند. يك روز ترومن بهطور تصادفي به اين امر پي ميبرد و تصميم
ميگيرد هر طور شده از اين دنيايي كه در آن محصور شده بگريزد. شايد اين
فيلم خبر از سرنوشتي محتوم براي بسياري از مردم دنيا را با خود دارد.
دنيايي كه دوربينهاي مداربسته تا آن حد رشد كرده باشند كه ما در واقع تنها
حكم بازيگران را براي آنها داشته باشيم. يكي از تلخترين و
تكاندهندهترين سكانسهاي فيلم، زماني است كه ترومن در پاركينگ زيرزمين
خانهاش جعبه مخفي و شخصي را براي خودش نگهداري ميكند. يكي از خصوصيترين
حريمهاي شخصي ترومن كه آن هم با دوربينهاي مداربستهاي كه او را زير نظر
دارند فاش ميشود. حريمي كه ديگر تنها در خيال ترومن كاملا شخصي به نظر
ميرسد، در حالي كه كساني در جايي ديگر نيز همه چيز را ديده و ميدانند.
۵
دوربينهاي مداربسته چنان با زندگي مردم عجين شدهاند كه ديگر
حتي ردپاي آنها را در سرگرميهاي روزانه شهروندان هم ميتوان ديد. به عنوان
مثال اين يك نمونه را داشته باشيد: اين روزها در انگلستان گروهي از
شهروندان دائما مشغول نگاهكردن تصاوير دوربينهاي امنيتي مداربسته از طريق
اينترنت هستند تا بخت خود را براي بردن جايزه يكهزار پوندي كشف جرم
بيازمايند.
صاحبان اين دوربينها برحسب زماني كه هر كدام از كاربران اينترنت تصاوير
دوربينهاي آنها را تماشا ميكنند، به آنان دستمزد ميپردازند. پروژه
چشمان اينترنتي كه در ابتدا به عنوان يك بازي رواج پيدا كرده بود، اكنون
حالتي جديتر پيدا كرده و قرار است پروژه محافظت از طريق كنترل دوربينهاي امنيتي
توسط شهروندان معمولي ماه آينده به صورت آزمايشي در استنفورد انجام شود و
علاقهمندان به صورت رايگان براي شركت در آن ثبتنام كنند و هر كدامشان
چهار دوربين مداربسته تحويل بگيرند. كاربران براي گزارش هر صحنه مشكوك يك
امتياز و براي گزارش هر جرم، سه امتياز دريافت ميكنند. اگر صاحب دوربين به
اين نتيجه برسد كه آنها در تشخيص صحنه مشكوك مرتكب اشتباه شدهاند، يك
امتياز از دست ميدهند. در حقيقت هدف اين پروژه متمركزكردن توجه كاربران
اينترنت در سراسر دنيا روي دو ميليون دوربين امنيتي در اين كشور است.
اين پروژه جنجالي مورد انتقاد گروههاي طرفدار آزادي مدني قرار گرفته كه
ادعا ميكنند اجراي اين پروژه ميتواند انگلستان را به «بهشت جاسوسها»
تبديل كند. آنها نگران اين مسئله هستند كه همسايهها بتوانند جاسوسي
همسايههايي را كه زبالههاي خود را در سطل قرار نميدهند يا سروصدا
ميكنند، انجام دهند و آنها را گناهكار جلوه دهند.
۶
نحوه اعتراض مخالفان دوربينهاي مداربسته هم در نوع خود جالب است. يكي
از حركتهاي اعتراضي به دوربينهاي مداربسته را گروهي از جوانان هنرمند
چيني پايهگذاري كردهاند. آنها با استفاده از تصاويري كه توسط هكرها از
دوربينهاي مداربسته به دست ميآورند، ويديو آرت و كارهاي پرفورمنس
ميسازند و در نمايشگاههاي زيرزميني و مخفيانه آنها را به نمايش
ميگذارند. اين عده كه گروهشان را «ويديو خرناس» نامگذاري كردهاند، بعد
از پنج سال فعاليت يكي از سرشناسترين مبارزان عليه دوربينهاي مداربسته در
دنيا محسوب ميشوند. پيش از اينكه اين جوانان هنري چيني درصدد اعتراض به
اين دوربينها بربيايند، حركتي فراگيرتر و بزرگ در آمريكا به نام «بازيگران
دوربينهاي مداربسته» چند سالي است كه اعلام موجوديت كرده. افرادي كه در
اين گروه عضو هستند، به هيچ خطمشي خاصي تعلق ندارند و تنها شهرونداني عادي
هستند. آنها خواستار حضور در انتخابات و كسب كرسيهاي پارلمان نيستند.
تنها خواسته آنها اين است كه دوربينهاي مداربسته، مردم را به حال خودشان
رها كنند. اعضاي اين گروه در خيابانها مقابل يك دوربين مخفي ميايستند و
به آن زل ميزنند. آنها در عين حال با نشان دادن دوربينها به مردمي كه از
كنار آنها رد ميشوند، از آنها ميپرسند كه تا به حال به اين دوربينها دقت
كرده بودند و آيا فكر نميكنند كار اين دوربينها، نوعي اهانت به شهروندان
محسوب ميشود؟
گروه «بازيگران دوربينهاي مداربسته» بيسروصداتر هم كارشان را انجام
ميدهند. اعضاي اين گروه به صورت انفرادي در پيادهروها ميايستند و با
انگشت به دوربينها اشاره ميكنند. آنها بعضي وقتها پلاكاردهاي بزرگي هم
در كنار خود قرار ميدهند كه روي آن مثلا نوشته شده است: «داري به چي نگاه
ميكني؟» و جلوي دوربينهاي مداربسته قرار ميگيرند. آنها سعي ميكنند با
اين كارشان اهانت نهفته در نظارتكردن با اين دوربينها را به آنها گوشزد
كنند.
سلام. من مطالب سايت رو خوندم و خوب بودن اما دليلي كه براي ايجاد سوال دارم اينه كه مورد من كمي با بقيه فرق داره:
من 20 سالمه و عاشق دختر عموم ( دختر خالم ) شدم اون 5 سالي حدودا از من كوچك تره.
در واقع ايشون هم دختر خالم هستن و هم دختر عموم ( عموم با خالم ازدواج كرده )
احتمال اين كه من بتونم با ايشون ازدواج كنم وجود داره ؟؟
روانشناس دهقان گفته:
با سلام خدمت شما دوست عزيز
اگر منظور شما مشكلات ژنتيكي مي باشد كه بايد با يك مشاور ژنتيك مشورت
كنيد. اما اگر از نظر انتخاب خانواده ها مي باشد به دليل اينكه فاميل مي
باشيد و از تمام جزييات همديگر تقريبا اطلاع داريد بستگي به ديدگاه خانواده
عمويتان و دختر عمويتان نسبت به شما دارد كه جواب مثبت دريافت كنيد.
شاد باشيد
مطالعه اي جديد نشان مي دهد كه يك روش براي آرام كردن افرادي كه از
افسردگي رنج مي برند به اشتراك گذاشتن احساسات و تجارب در سايت هاي رسانه
اجتماعي به ويژه اينستاگرام مي باشد. مطالعه اي جديد توسط محققان دانشگاه
دريكسول بيانگر آن است كه برخي از كاربران، اينستاگرام را به عنوان رسانه و
فضايي امن براي به اشتراك گذاشتن اطلاعات مهم خصوصي در مورد خود و نيز كمك
خواهي از مخاطبان مي دانند.محققان بيان مي كنند “هنگام در ميان گذاشتن
اطلاعات با ديگران،از ارزش دغدغه هاي مربوط به تصور از بدن و سلامت رواني
يا فيزيكي كاسته مي شود، به ندرت فاش شده و به طور مكرر از آن ها واكنش ها و
بازخوردهاي منفي ديگران استنتاج مي شود.” ما دريافتيم كه اين گونه افشاگري
ها علاوه بر داستان هاي عميق و جزئي از تجارب مشكل شخصي حمايت اجتماعي
مثبتي را از سوي مخاطبان اينستاگرام جلب مي كند.
محققاني همچون دكتر
آندريا فورتي، استاد دانشگاه و نازنين عندليبي دانشجوي دكتري دانشكده
كامپيوتر و انفورماتيك دانشگاه دريكسول بيان كردند كه آنها همچنين اين
ميزان خودافشاگري و رفتارهاي حمايت طلبانه را در بين كاربران Redditنيز
مشاهده كردند. محققان ذكر كردند يك دليل ممكن است بينامي هاي نسبي ايجاد
شده از طريق اكانت هاي ناشناس در رسانه عمومي باشدكه به كاربران اجازه مي
دهد تا افشاگري هاي حساسي داشته باشند و از آنها كمك درخواست و دريافت
كنند. مطالعات قبلي نشان دادند افرادي كه از به اشتراك گذاشتن مشكلات خود
با افسردگي، اختلالات خوردن، بهره كشي، چالش هاي سر راه سلامت روان و ديگر
مباحث حساس در شبكه هاي اجتماعي مانند فيسبوك خودداري مي كنند به همان
ميزان دلايليكه دارند آنها به شخصه تمايلي به صحبت از اين قبيل موارد
ندارند: به دليل آن برچسب هايي كه به آن ها زده مي شود.
محققان بيان
مي كنند مطالعه آنها در Redditزمينه درك جديد استفاده از رسانه اجتماعي در
محيط هاي حساس و متقبه را از بين برده است. همچنين آن باعث شده است كه آنها
مجبور به يافتن افرادي شوند كه از ديگر رسانه هاي اجتماعي براي درخواست
كمك بهره مند مي شوند. عندليبي مي گويد در همان زمان ما تعاملات در رابيت و
همچنين نگرش به اينستاگرام را بررسي مي كرديم زيرا آن يكي از پردردسرترين
سايت هاي رسانه اجتماعي است كه مورد استفاده قرار مي گيرد و نيز اينكه به
كاربران اجازه ذكر استم مستعار را مي دهد برخلاف فيسبوك كه كاربران اجباراً
بايد نام واقعي خود را مندرج كنند. علاوه بر اين، ما قصد داشتيم تا نحوه ي
واكنش مختلف افراد به پست هاي تصويري نسبت به پست هاي گرفته شده منحصراً
متني يا اظهارنظرات را مشاهده و بررسي كنيم.
براي بررسي اين نظريه،
فورتي و عندليبي واكنش به ۸۰۰نمونه از پست هاي اينستاگراميرا در بوته
آزمايش گذاشتند كه از بيش از ۹۵۰۰۰ عكس نشان داربا عنوان”#افسردگي” كه توسط
۲۴۹۲۰كاربر خاص طي يكدوره ي يك ماهه ثبت شده بودند.اين يافته ها نشان مي
دهد كه نه تنها افراد از اينستاگرام براي خودافشاگري هاي مهم استفاده مي
كنند بلكه آنها مورد حمايت مثبت تر وبدين ترتيب اظهارت تاحدي مثبت و كمتر
تهاجمي از سوي مخاطبان خود قرار مي گيرد. محققان شروع به پي بردن به روش
هايي كردند كه كاربران اينستاگرام تصاوير، زيرنويس ها و اظهاراتي با سيگنال
هاي مورد نياز براي برقراري ارتباط را به كار مي برند. پست هاي گردآوردي
شده با علامت “#افسردگي” طيفي از پست ها را در قالب هر دو عكس و عبارات در
اختيار محققان قرار داد كه در آن افراد احساسات خود را بيان كرده بودند، از
مشكلات خود گفته بودند و نيز درخواست كمك كرده بودند.
براي كشف
رابطه بين پست ها و واكنش مخاطبان از قبيل اظهارات و رضايت هايي كه دريافت
كرده بودند فورتي و عندليبي آنها را در قالب طبقه هايي براساس نوع افشاگري
ها در متن و مندرجات سازماندهي كردند كه داراي بازه اي از افشاگري هاي
كاوشگرانه حدي تعاملات اجتماعي تا افشاگري هاي جستجوگربيان هيجان بود. آنها
همچنين روشي براي كدگذاري محتواي تصاوير تدوين كردند و انواع پيام هايي
همچون نگراني ظاهري، مشكلات ارتباطي، بيماري، تفكرات خودكشيو تصاويري از
غذا و نوشيدني هايي كه آنها اغلب هنگام صحبت از اختلالات خوردن داشتند را
سازماندهي كردند.
پس از درك طبقه هاي كلي از پست هايي كه زير عنوان
“#افسردگي” درج شده بود فورتي و عندليبي يك روندي مشابه براي طبقه بندي
كردن اظهارات موجود در مورد پست ها اتخاذ كردند. سپس، با استفاده از روش
تحليل آماري آنها توانستند ميزان واكنش هايي كه اكثراوقات از انواع خاص پست
ها استنتاج شده بود را كشف كنند. براساس اين مطالعه ۴۱درصد از پست هايي كه
محققان بررسي كردند دربردارنده اظهاراتي حاكي از حمايت مثبت اجتماعي بود.
آنها دريافتند كه كساني كه براي بازخورد ارزش قائل مي شوند يا درگير حمايت
طلبي مي شوند يا دغدغه هاي خاصي را فاش مي كنند؛ بازخوردهاي دلگرم كننده
تري را دريافت مي كنند. براي مثال، آنها ذكر كردند كهپست هاي حمايت طلبانه و
مشغوليت در بحث اختلالات خوردن، خودافشاگري و ارتباطات به احتمال زياد
اظهارات حمايت كننده اي علاوه بر اظهار پسنديدن دريافت مي كنند،درمقايسه با
انواع پست هاي بي ربطي كه در پاسخ به حمايت طلبي يا دغدغه هاي اجتماعي به
كار برده نمي شوند. محققان بيان كردند همچنين احتمال بيشتري وجود دارد كه
پاسخ اين پست ها اظهاراتي پيشنهاد كننده حمايت اجتماعي مانند چگونه و كجا
حمايت شوند،باشد.
محققان در مطالعه خود به صورت مكتوب آورده اند كه
افراد آشفته يا داراي هويت معلق اغلب نياز به بيان خود و گفتن داستان زندگي
خود دارند نه فقط براي دريافت بالقوه حمايت يا يافتن افراد مشابه ديگر
بلكه براي آنكه بفهمانند آنها خود را صادقانه ابراز مي كنند تا تجارب آنها
درك شودو هويتيمنسجم و يكپارچهشكل دهند. آنها برشمردند به نظر مي رسد كه
افرادي كه تمايلي به گفتن داستان زندگي و مصائب خود دارد نسبت به فقط قرار
دادن عكس يا اشاره كردن به مشكلات موجود خود دارند اظهارات حمايتي تري از
پيام هايي مانند من مي دانم چگونه احساسي است، من هم چنين وضعي داشته ام،
يا تو نيرومند و زيبا هستي را در پست هاي خود دريافت كنند.براساس اين
مطالعه افرادي كه در رابطه با بيماري هاي خود پست و مطلب مي گذارند بيش از
دوبرابر اكثرپيام هايي كه به طور خاص بيانگر بيماري نيستند، پيام هاي
حمايتي دريافت مي كنند.
فورتي و عندليبياظهار دارند كه روانشناسان
گاهي اوقات از تكنيك تجسم ديداري براي كمك به بيماران خود استفاده مي كنند
تا احساسات و تجاربي كه براي بر زبان آوردن مشكل هستند را ابراز كنند. آنها
افزودند: تأييدشدن آن تصاوير در اينستاگرام مي تواند به كاركردحائز اهميت
مشابهي در تعاملات اجتماعي مجازي كمك كند. اين بدان معناست كه زواياي خاصي
از رسانه اجتماعي وجود دارد كه در آن افراد به درخواست كمك تغيير جهت مي
دهند و اين اطلاعات باارزشي براي متخصصان سلامت فراهم مي آورد كه در پي كمك
به كاهش اين بيماري مي باشند. آنها بيان كردند خطرات اجتماعي مرتبط با
افشاگري هاي منفي امريطبيعي است و در صورتي كه افراد خود را در معرض چنين
خطري به ويژه در لحظات آسيب زا قرار دهند احتمالاً آنها از انجام دادن چنين
كاري سود ببرند.به دنبال حمايت اجتماعي بودن و به اشتراك گذاشتن تجارب و
هيجان هاي سخت مهم است، افراد اين نيازها را به ديگران مخابره مي كنند.
مشاهدات
صورت گرفته ديگرياز محققاننشان مي دهد كاربراني كه در مورد رفتارهايي ماند
آسيب رساندن به خود يا كشمكش با اختلالات خوردن پست مي گذارند تمايل به
دريافت اظهاراتي از حمايت همدلانه و برانگيختن رفتارهاي نامناسب مي باشند.
براي مثال افرادي كه در مورد رفتارهاي خودآزارانه پست مي گذارند به احتمال
برابري با اظهاراتي مانند من مي دانم آن چگونه است، آن خيلي موجب آسيب
رساندن به خود مي شود، يا لطفاً به خودت صدمه نزن مورد استقبال قرار مي
گيرند. شما قوي هستي و مي تواني به آن برسي. مطابق با نظر محققان اين
مشاهدات تعجب برانگيز اين واقعيت را ايجاب مي كند كه افشاگري ها مي تواند
كاربران را به انجام رفتارهاي قلدر مآبانه در بين ديگر يادداشت هاي منفي
تحريك كند. محققان بيان كردند خودآزاري يك روش براي سازگاري با احساسات به
شدت منفي و كنترل كردن است كه اكثراً به عنوان يك راز سرپوشيده آن را حفظ
مي كنند. امكان دارد ديگران را ببينند كه خود را درگير يا عادت به درگير
شدن در رفتارهاي مشابه مي كنند كه ممكن است مايه آرامش برخي باشد. يافته ها
نشان مي دهد كه هر دو نوع واكنش به افشاگري هاي خودآزارانه مهم است و نكات
ظريف موجود در اين بيانات را برجسته مي كند. به طور مشابه كاربراني كه
اختلال خوردن خود را فاش كردند اظهارات ترغيب كننده اين رفتار را دريافت
كردند كه حمايت سازنده گرا و تصور از خود مثبتي مانند لطفاً سريع غذا نخور
يا به هريك از پيشنهادات نگاه كن، يا شما همانطور كه هستي، زيبا به نظر مي
رسيرا نشان مي داد،.
محققان برشمردند، لازم به ذكر است كه افشاگري
هاي مرتبط با اختلال خوردن شمار زيادي از اظهارات حمايت كننده رفتارهاي مضر
در پي ندارد. عندليبي بيان كرد يافته هاي ما دغدغه ها و روايت هاي مشهور
را با هم به طوري درهم مي آميزندو اين چنين افشاگري هايي ممكن است اختلال
خوردن يا اختلالات به طور ذاتي مشكل زا را ترغيب كند. از نظر آماري يافته
هاي ما نشان مي دهد افرادي كه مضمون هايي حاكي از اختلالات خوردن را به
اشتراك مي گذارند آنها اظهارات زيادي از رفتارهاي حمايت كننده يبيماري افزا
را دريافت نمي كنند. آيا اينستاگرام به عنوان يك اختلال پرخوري يا اجتماع
خودآزاري زياد مورد استفاده قرار مي گيرد؟ ما هنوز هم در اين باره چيزي نمي
دانيم. در اين مطالعه ما ابتدا تفاوت هاي ظريف تعاملات پيرامون اين
افشاگري هاي حساس را به تفصيل بيان مي كنيم.
اين نخستين گام لازم
براي درك تأثير اين تعاملات بر كاربران اينستاگرام است. چگونهكاربران اين
اظهارات را دريافت مي كنند و چگونگي تأثير اين اظهارات و تعاملات بر سلامت و
رفتار آنها حيطهتحقيقاتي مهمي براي مطالعات آينده است. به تازگي
اينستاگرام يك ابزار جلوگيري از خودكشي را در اختيار افراد نهاده است كه به
كاربران فرصت مي دهد تا اپراتورها را با فكر كردن به اينكه ممكن است كسي
در آن لحظه دچار دردسر شده باشددر حالت آماده باش قرار دهند. اين اپراتورها
مي توانند به كاربران روي خط در حالي كه عندليبي اظهار داشت اين يك گام از
راهنمايي صحيح است اما آن فقط بسيارياز نيازهايي و نه همه را مي گويد كه
بايد رعايت و منظور شوند تا افراد واقعاً بتوانند عضو جامعه كاربران باشند.
عندليبي در ادامهبيان كرد خط مشي رسانه هاي اجتماعي همچون اينستاگرام كه
افراد براي ارتباط با افراد مشابه ديگري براي به اشتراك گذاشتن تجارب مشكل
آنها اتخاذ كرده اند و به دنبال حمايت هستند بايد زمينه ساز روش هاي تسهيل
ارتباطات امن و حمايت گرايانه باشد. نسبت به جذب شدن به اين افراد بدون
توجه به اين خط مشي ها يا طرح تصميماتي كه بيشتر افشاگري هاي حساس را لكه
دار مي كند در عوض آنها بايد براي پيشرفت اين ارتباطات حمايت جو كه اساساً
ريشه در خط مشي هاي آنها دارد كار كنند. تحقيق فورتي و عندليبي گام ديگري
در راستاي درك كامل تر اينكه چگونه رسانه اجتماعي به روشي كه افراد خود را
بيان مي كنند و ارتباط برقرار مي كند به ويژه هنگام بدنام شدن از نظر
اجتماعي و يا ديگر بافت هاي حساس درهم پيچيده مي شود. آنها بيان كردند: ضمن
آنكه در برخي ازسبك ها، آن بدان معناست كه افراد زير بار بيانات خارجي و
برقراري ارتباط با ديگران با اشراف بر درك اينكه افراد از سايت هاي سازمان
يافته اجتماعي چگونه استفاده مي كنند، نمي روند؛ كه در واقع اشكال ظريف
زيادي از ارتباطاتي كه در نقاط ديگر رخ نمي دهد را آشكار مي سازد.
عندليبي
بيان كرد مهم است نوع نيازهاي جوامع خاص وداراي سابقه اخلاقي بد همچون
مبتلايان به ايدز كشف شود و نحوه اي كه هنگام ورود به رسانه اجتماعي ما مي
توانيم پذيراتر و در عين حال محتاط عمل كنيم را بسنجيم دوره خط مشي هاي
تفكر مجازي كه خاص زندگي واقع نيستند گذشته است و اين فضاها ممكن است به
طرق مختلفي اثر معناداري بر زندگي افراد داشته باشد، پس نياز است تا هنگام
برنامه ريزي كردن در اين رسانه ها براي پيشبرد حمايت و در عين حال كاهش
سوءاستفاده تمركز كنيم. آنها نشان مي دهند كه تحقيقات بايد بر درنظر گرفتن
اثرات تعاملات منتج به افشاگري هاي حساس به منظور كشف آنكه آيا كمك و حمايت
پيشنهاد شده در زندگي افراد اثرگذار است يا خير، مداومت كنند.
تكليفمو روشن نكردش آخرش دارن همه حرف ميزنن پشت سرش
ديگه چقدر بايد ازش دفاع كنم هرچي بگم هيشكي نميشه باورش
چقدر بگم دلت هنوزم پيشمه دروغ بگم هم به خودم هم به همه
بايد يكم ديگه بهش فرصت بدم دور بشم از فكرايي كه تو سرمه
نرو كه تلخه حال و روزم برام سخته هنوزم بدون تو
نرو كه تلخه حال و روزم برام سخته هنوزم بدون تو
كاشكي ميفهميدي دل من با توئه اين جاي خالي توي سينم جا توئه
گفتي كه تقصير منه باشه قبول گناه اين قلب شكستم با توئه
چقدر بهت گفتم نرو پيشم بمونه چي شد اصلا كشيد به اينجا كارمون
قلبمو تا كي بايد آرومش كنم چقدر بايد دروغ بگم به اين و اون
نرو كه تلخه حال و روزم برام سخته هنوزم بدون تو
نرو كه تلخه حال و روزم برام سخته هنوزم بدون تو
در رابطه جنسي داشتن برنامه بسيار مهم مي باشد. اشخاصي كه هدفشان جلوگيري از حاملگي
است تا با زمان بندي مشخص براي برقراري رابطه جنسي از اين كار پيشگيري
كنند ، همچنين اشخاصي كه هدفشان حامله شدن است آنها نيز بايد زمان دقيق
تخمك گذاري را مد نظر داشته باشند و طبق آن رابطه جنسي را انجام دهند.
اگر بخواهم حامله شوم، چه زماني براي آميزش بهتر از ساير اوقات است؟
براي افزايش احتمال حامله شدن، بايد در حوالي زمان تخمك گذاري، بيشتر از يكبار آميزشداشته
باشيد. همچنين نزديكي يك تا دو روز پيش از تخمك گذاري و سپس انجام آميزش
مجدد در روز تخمك گذاري نيز مناسب است. در اين حالت، احتمالا تعداد بيشتري
از اسپرمهاي سالم در لوله هاي فالوپ، آماده رها شدن تخمك خواهند بود.البته،
زمان دقيق رها شدن تخمك در خانمها، مشخص نيست و به طول دوره قاعدگي آنها
بستگي دارد. تخمك گذاري در خانمها معمولا ۱۴ روز پيش از آغاز پريود بعدي
انجام مي شود. دقت كنيد كه اين زمان، بر خلاف باور عموم، دقيقا در وسط دوره
ماهيانه آنها قرار ندارد. اگر دوره شما ۲۸ روزه باشد (كه متوسط سيكل
قاعدگي در خانمها همين مدت است)، آنگاه مي توان گفت كه تخمك گذاري تقريبا
در وسط دوره انجام مي شود. اما اگر مثلا دوره شما ۳۵ روزه باشد، تخمك گذاري
در روز بيست و يكم انجام خواهد شد، نه روز هفدهم كه وسط دوره است.
چگونه مي تواتم بفهمم كه در حال تخمك گذاري هستم؟
برخي از خانمها متوجه تخمك گذاري مي شوند و برخي ديگر، تغيير خاصي را
مشاهده نمي كنند. اگر به فكر بارداري هستيد، دوره ماهيانه خود را براي چند
ماه متوالي زير نظر بگيريد. برخي از نشانه هاي ظريف تخمك گذاري عبارتند از:حساس شدن پستان ها
درد خفيف در ناحيه پايين شكمافزايش ترشحات واژن و تبديل شدن اين ترشحات به
ماده اي شبيه به سفيده تخم مرغ.اندكي افزايش (در حدود ۰٫۴ تا ۱ درجه) در
دماي پايه بدن يا BBT: شما مي توانيد دماي بدن خود را هر روز صبح پيش از
آنكه از رختخواب خارج شويد اندازه گيري كنيد؛ اين افزايش دما، دو روز پس از
تخمك گذاري صورت مي گيرد. در صورتي كه نمودار دماي بدن خود را به مدت چند
ماه ترسيم كنيد، مي توانيد زمان تقريبي تخمك گذاري را پيش بيني كنيد.
اگر پريودهاي من منظم نباشند، حامله شدن برايم سخت تر خواهد بود؟
اكثر خانمها ۱۲ بار در سال پريود مي شوند، اما برخي از آنها ممكن است كمتر
پريود شده يا حتي اصلا پريود نشوند. استرس، تمرينهاي سنگين ورزشي، افزايش
يا كاهش شديد وزن و مواردي ديگر، از جمله عواملي هستند كه مي توانند بر
پريود شما اثر بگذارند. هر چقدر پريود شما نامنظم تر باشد، تشخيص زمان دقيق
تخمك گذاري مشكل تر مي شود. در صورتي كه زمان تخمك گذاري را در چند ماه
متوالي زير نظر بگيريد، مي توانيد چند روزي را كه بيشترين احتمال حامله شدن
وجود دارد، تشخيص دهيد.فرض كنيد سه دوره متوالي شما به
ترتيب ۲۸، ۲۱ و ۳۲ روزه باشد. سيكل قاعدگي خود را براي چند ماه متوالي در
نظر گرفته و يادداشت نماييد. سپس عدد ۱۷ را از كوتاهترين دوره ماهيانه، و
عدد ۱۱ را از طولاني ترين دوره ماهيانه كم كنيد. تعداد روزهاي مابين اين
دوعدد، روزهايي هستند كه احتمال باردار شدن شما در آنها بيشتر از ساير
روزها است. اگر دوره هاي شما نامنظم بوده و بيشتر از ۳۵ روز نيز طول مي
كشند، با يك متخصص مشورت نماييد تا علت اين بي نظمي را مشخص كند. علت آن مي
تواند يكي از موارد زير باشد: سندرم تخمدان پلي كيستيك يا PCOS يا به زبان
ساده تر كسيت تخمدان، اختلال عملكرد تخمدان، اختلال تيروئيد، كاهش وزن
شديد، يا افزايش ميزان پرولاكتين.
آيا ممكن است آميزش را امتحان كنيم تا ببينيم حاملگياتفاق مي افتد يا نه؟
مسلما لازم نيست كه هر روز دماي بدن خود را اندازه گيري كرده يا موارد
متعددي را يادداشت كنيد. حتي رسيدن به اوج لذت جنسي نيز براي حامله شدن
لازم نيست. حداقل دو بار در هفته آميزش داشته باشيد، شايد شانس به كمك شما
بيايد.
يكي از عادت هايي كه دارم بعضي وقتا از روي كنجكاوي يا سرو
سامان دادن به بخش پيام هاي شخصي همسرم سرك ميكشم هم ببينم كي پيام داده هم
بعضي هاش كه به درد نميخوره رو پاك ميكنم بعضي وقتا خودش هم ميفهمه…
چند وقت پيش برحسب اتفاق به يه شماره برخوردم رفتم خوندم ديدم كه خودشو
يه خانم معرفي كرده و يه چيزايي ميگه كه من اينم و خلاصه چرت و پرت كه
بخواد از راه به در كنه…دقيقا شبايي كه همسرم شب كار بود بعد از ساعت۱ونيم
بهش اس ميده و احتمالا زنگ هم ميزنه…
به همسرم بيشتر از چشمام اعتماد دارم از لحاظ پاكي و نجابت و اون طور كه تو پيام ها هم جوابش رو ميداد خيلي تند و بد جواب ميداد…
بعد كه رفتم يه پيامي كه به دوستش داده بود گفته بود فلان شماره تويي كه
منو اذيت ميكني من ميدونم اونم فكر ميكنم از سر شوخي همچين فكري كردي…
(ميدونم كارم خيلي بده كه فضولي ميكنم ولي خب…)
تا اينه كه شماره رو برداشتم تو گوشيم و بي خيال شده بودم…
تا امروز كه همون شماره كه ذخيره كرده بودم به من زنگ زد… جا خوردم…برداشتم كسي نبود جز جاريم…كه دعوت كرد
اين قدر اعصابم خرده كه حد و حساب نداره…
نميدونم هدفش چي بوده؟اصلا چرا؟
شايد يه شوخي ساده بوده ولي اشتباه كرده چرا با برادر شوهر…
سوال من اينه چه جوري به همسرم مطرح كنم دوست دارم بهش بگم جوابمو بده اصلا شايد قضيه يه چيزه ديگه است!!
ميخواستم برم روك و راست تمام حرفايي كه به شما زدم رو بهش بگم اما گفتم
شايد با خودش بگه زنم فضوله و پيام هام رو ميخونه و چه ميدونم از اين حرفا…
ميخوام بگيد چي كار كنم؟!
ميخوام يه جوري بگم اونم بدونه ديگه از اين كارا نكنه…كه ميدونم اگر برادر شوهرم بدونه زنده اش نميذاره…
0votes
با سلام
ببيند دوست عزيز وقتي ما كنجكاوي داريم بدون مبنا نيست يعني دنبال يه مساله
هستيم كه فرضيه ذهنيمون رو هر چند ناهشيار تاييد كنه شوهر شما شب كار
هستند و مي فرماييد بهشون اعتمادداريد درست ولي در ناهشيار چيز ديگري است
.مساله اين است كه شما اعتماد كامل نداريد .و اينكه خوب خودتون مي فرماييد
همسرتون پاسخ تندي به شماره دادند و حالا كه اشنا در امده مشخص است باعث
ازار شما و شك و ترديد مي شود .ولي بهتره چون ايشون اشنا هستند زندگي
خودتون و ايشون رو به اين واسطه نابود نكنيد چون به هر حال اشتباه قطعا از
طرف اون ادم بوده كه شروع كننده بود اون هم با برادر شوهر متاهل ولي هر چند
غير مستقيم هم مطرح كنيد مطمئن باشيد همسرتون متوجه مي شوند كه به گوشي
ايشون سرزديد و شايد مشكلاتي ايجاد شود بهتره در مهماني ها و ..روابط رو
ببنيد اگر چيزي بين اين دو نفر باشه مطمئن باشيد در فضاهاي مهماني و ..كه
فكر مي كنند ديگران مطلع نيستند راحت برخورد مي كنند و صميمتي را مكنه
مشاهد كنيد ولي سرسنگين بودن و بي توجهي معني ديگري دارد به هر حال بهتره
فعلا صرف يك پيام و …مساله مطرح نشود مگر اينكه شواهدي داشته باشيد كه خوب
بهتره مطرح بشه و همسرتون پاسخ گو باشند در هر حال اميدوارم هيچ مشكل خاصي
نباشد و خوشبخت باشيد
در اين مورد ميتونيد با متخصصين كانون مشاوران ايران، مشاوره تلفني/تخصصي داشته باشيد
۰۲۱۸۸۴۱۹۸۳۲
موفق باشيد
ا سلام، 4 ساله ازدواج كرديم، من 27 و شوهرم 29 سالشه، چند ماهي هست كه
همسرم هرشب به طور مخفيانه با يه نفر چت ميكنه، گوشيش هم رمز داره، خيلي
نگرانم ميترسم بهم خيانت كرده باشه، چند وقت پيش هم متوجه شدم ماده مخدر
ناس استفاده ميكنه، ديگه بهش اعتماد ندارم ؟ ممنون ميشم راهنماييم كنين
چيكار بايد بكنم؟ قصد دارم گوشيش رو هك كنم تا ببينم چه خبره و داره چيكار
ميكنه؟ كسي روش هك كردن آيفون رو ميدونه؟
با سلام خدمت شما دوست عزيز
هك كردن گوشي شوهرتان كمكي به زندگي مشترك شما نخواهد كرد. بهتر است با
آرامش با همسرتان صحبت كنيد و دليل رفتارشان را بپرسيد. البته نبايد به
سبكي صحبت كنيد كه همسرتان فكر كنند مچ گيري كرده ايد يا داريد به ايشان
توهين مي كنيد. بهتر است شما كاري كنيد كه در زندگيتان تنوع ايجاد شود و از
يكنواختي بيرون بيايد هميشه كاري براي متفاوت بودن داشته باشيد اينگونه
همسرتان وقتي براي فكر كردن كسي جز شما ندارد . از نظر جنسي و عاطفي براي
همسرتان چيزي كم نگذاريد. حتي اگر حدس شما براي خيانت نيز درست باشيد
نگذاريد زندگيتان را به راحتي كسي ديگر تصاحب كند . هميشه احترام خود را
نزد همسرتان حفظ كنيد اما مشكلات و نگراني هايتان را با ايشان در ميان
بگذاريد. از توهين ، داد زدن ، بي احترامي ، و برگشتن و مثال زدن از
اشتباهات گذشته در هنگام صحبت خوداري كنيد بلكه صحبتتان را در يك محيت
رمانتيك و ارام انجام دهيد.
شاد باشيد
سلام،من يه دختر
۲۱ ساله هستم،جديدا با يه آقايي وارد رابطه شدم،ايشون بعد از ۶ ماه آشنايي
دوست دارن وقتي بيرون ميريم دست من و بگيرن،ولي من با اين قضيه مشكل
دارم،نميدونم دليلش چيه!احساس ميكنم اگر بهم دست بزنه ازش متنفر ميشم،و اين
حس و نسبت به همه ي مردا دارم،الان مدتي هس كه استرس دارم،و اين موضوع
آزارم ميده،فكر ميكنم لمس شدن توسط يه مرد به معناي سواستفاده از من
هس،حتي به خاطر اين قضيه فكر ميكنم در ازدواج هم به مشكل ميخورم!لطفا در حل
اين مشكل كمكم كنيد
با سلام
دوست عزيز ببينيد اينجا دو مساله وجود داره يكي اينكه به هر حال در دوران
اشنايي هر فردي حريم خصوصي دارد كه دوست ندارد كسي وارد ان شود و اصلا مشكل
از سپت شما هم نيست كه نگران شويد و فكر كنيد شما مشكل داريد كه مايل
نيستيد جنس مخالف شما را لمس كند چرا كه ممكنه همين روابط سراغاز مسائل
خاصي شود كه در نظر نگرفته ايد و خب بايد جتنب احتياط را داشت
منتهي يك نكته ديگر اينكه اگر شما ازدواج كنيد و بعد از ازدواج هم چنين
حسي داشته باشيد خب طبيعتا بايد براي درمان مراجعه داشته لشبد چرا كه هيچ
مردي نمي تواند چنين شرايطي را پويرا باشد و قطعا از اين رفتارها ازار مي
بيند كه بايد در نظر داشته باشيد منتهي نكته ديگر اينكه گاهي گذشته افراد و
يك اتفاق باعث به وجودوامدن چنين حسي مي شود كه خب احتباج به مراجعه دارد
ولي اگر از تصور اينكه د اينده با همسر ايندتون رابطه اي داشته باشيد حس
بدي در حد تصور نداريد مساله صرفا محوود مي شود به حال حاضر و خب يك فضاي
شايد بي اعتمادي له افرادي كه صرفا اشنايي ا ليه است و شما نمي پذيريد اين
حدود باشد
اينها نكات مهمي هستند كه شما بايد به انها بپردازيد و انها را ور نظر
داشته باشيد به هر صورت اميدوادم همه شرايط و جوانب در نظر گرفته شود و
حتما مراجعه داشته باسيد در اين موارد به هر صورت احتمالات مختلف است كه
خب زببعي است كه بايد احتمالات مختلف را در نظر داشته باشيد
موفق باشيد و خوشبخت