اينستاگرام براي افراد افسرده خو مأمني تسكين دهنده است

مشاوره در زمينه قبل از ادواج و درمان مشكلات فردي نامزدان

شنبه ۰۲ اسفند ۰۴

اينستاگرام براي افراد افسرده خو مأمني تسكين دهنده است

فيلم و فايل صوتي آموزشي روانشناسي رايگان و مشاوره


مطالعه اي جديد نشان مي دهد كه يك روش براي آرام كردن افرادي كه از افسردگي رنج مي برند به اشتراك گذاشتن احساسات و تجارب در سايت هاي رسانه اجتماعي به ويژه اينستاگرام مي باشد. مطالعه اي جديد توسط محققان دانشگاه دريكسول بيانگر آن است كه برخي از كاربران، اينستاگرام را به عنوان رسانه و فضايي امن براي به اشتراك گذاشتن اطلاعات مهم خصوصي در مورد خود و نيز كمك خواهي از مخاطبان مي دانند.محققان بيان مي كنند “هنگام در ميان گذاشتن اطلاعات با ديگران،از ارزش دغدغه هاي مربوط به تصور از بدن و سلامت رواني يا فيزيكي كاسته مي شود، به ندرت فاش شده و به طور مكرر از آن ها واكنش ها و بازخوردهاي منفي ديگران استنتاج مي شود.” ما دريافتيم كه اين گونه افشاگري ها علاوه بر داستان هاي عميق و جزئي از تجارب مشكل شخصي حمايت اجتماعي مثبتي را از سوي مخاطبان اينستاگرام جلب مي كند.

محققاني همچون دكتر آندريا فورتي، استاد دانشگاه و نازنين عندليبي دانشجوي دكتري دانشكده كامپيوتر و انفورماتيك دانشگاه دريكسول بيان كردند كه آنها همچنين اين ميزان خودافشاگري و رفتارهاي حمايت طلبانه را در بين كاربران Redditنيز مشاهده كردند. محققان ذكر كردند يك دليل ممكن است بينامي هاي نسبي ايجاد شده از طريق اكانت هاي ناشناس در رسانه عمومي باشدكه به كاربران اجازه مي دهد تا افشاگري هاي حساسي داشته باشند و از آنها كمك درخواست و دريافت كنند. مطالعات قبلي نشان دادند افرادي كه از به اشتراك گذاشتن مشكلات خود با افسردگي، اختلالات خوردن، بهره كشي، چالش هاي سر راه سلامت روان و ديگر مباحث حساس در شبكه هاي اجتماعي مانند فيسبوك خودداري مي كنند به همان ميزان دلايليكه دارند آنها به شخصه تمايلي به صحبت از اين قبيل موارد ندارند: به دليل آن برچسب هايي كه به آن ها زده مي شود.

محققان بيان مي كنند مطالعه آنها در Redditزمينه درك جديد استفاده از رسانه اجتماعي در محيط هاي حساس و متقبه را از بين برده است. همچنين آن باعث شده است كه آنها مجبور به يافتن افرادي شوند كه از ديگر رسانه هاي اجتماعي براي درخواست كمك بهره مند مي شوند. عندليبي مي گويد در همان زمان ما تعاملات در رابيت و همچنين نگرش به اينستاگرام را بررسي مي كرديم زيرا آن يكي از پردردسرترين سايت هاي رسانه اجتماعي است كه مورد استفاده قرار مي گيرد و نيز اينكه به كاربران اجازه ذكر استم مستعار را مي دهد برخلاف فيسبوك كه كاربران اجباراً بايد نام واقعي خود را مندرج كنند. علاوه بر اين، ما قصد داشتيم تا نحوه ي واكنش مختلف افراد به پست هاي تصويري نسبت به پست هاي گرفته شده منحصراً متني يا اظهارنظرات را مشاهده و بررسي كنيم.

براي بررسي اين نظريه، فورتي و عندليبي واكنش به ۸۰۰نمونه از پست هاي اينستاگراميرا در بوته آزمايش گذاشتند كه از بيش از ۹۵۰۰۰ عكس نشان داربا عنوان”#افسردگي” كه توسط ۲۴۹۲۰كاربر خاص طي يكدوره ي يك ماهه ثبت شده بودند.اين يافته ها نشان مي دهد كه نه تنها افراد از اينستاگرام براي خودافشاگري هاي مهم استفاده مي كنند بلكه آنها مورد حمايت مثبت تر وبدين ترتيب اظهارت تاحدي مثبت و كمتر تهاجمي از سوي مخاطبان خود قرار مي گيرد. محققان شروع به پي بردن به روش هايي كردند كه كاربران اينستاگرام تصاوير، زيرنويس ها و اظهاراتي با سيگنال هاي مورد نياز براي برقراري ارتباط را به كار مي برند. پست هاي گردآوردي شده با علامت “#افسردگي” طيفي از پست ها را در قالب هر دو عكس و عبارات در اختيار محققان قرار داد كه در آن افراد احساسات خود را بيان كرده بودند، از مشكلات خود گفته بودند و نيز درخواست كمك كرده بودند.

براي كشف رابطه بين پست ها و واكنش مخاطبان از قبيل اظهارات و رضايت هايي كه دريافت كرده بودند فورتي و عندليبي آنها را در قالب طبقه هايي براساس نوع افشاگري ها در متن و مندرجات سازماندهي كردند كه داراي بازه اي از افشاگري هاي كاوشگرانه حدي تعاملات اجتماعي تا افشاگري هاي جستجوگربيان هيجان بود. آنها همچنين روشي براي كدگذاري محتواي تصاوير تدوين كردند و انواع پيام هايي همچون نگراني ظاهري، مشكلات ارتباطي، بيماري، تفكرات خودكشيو تصاويري از غذا و نوشيدني هايي كه آنها اغلب هنگام صحبت از اختلالات خوردن داشتند را سازماندهي كردند.

پس از درك طبقه هاي كلي از پست هايي كه زير عنوان “#افسردگي” درج شده بود فورتي و عندليبي يك روندي مشابه براي طبقه بندي كردن اظهارات موجود در مورد پست ها اتخاذ كردند. سپس، با استفاده از روش تحليل آماري آنها توانستند ميزان واكنش هايي كه اكثراوقات از انواع خاص پست ها استنتاج شده بود را كشف كنند. براساس اين مطالعه ۴۱درصد از پست هايي كه محققان بررسي كردند دربردارنده اظهاراتي حاكي از حمايت مثبت اجتماعي بود. آنها دريافتند كه كساني كه براي بازخورد ارزش قائل مي شوند يا درگير حمايت طلبي مي شوند يا دغدغه هاي خاصي را فاش مي كنند؛ بازخوردهاي دلگرم كننده تري را دريافت مي كنند. براي مثال، آنها ذكر كردند كهپست هاي حمايت طلبانه و مشغوليت در بحث اختلالات خوردن، خودافشاگري و ارتباطات به احتمال زياد اظهارات حمايت كننده اي علاوه بر اظهار پسنديدن دريافت مي كنند،درمقايسه با انواع پست هاي بي ربطي كه در پاسخ به حمايت طلبي يا دغدغه هاي اجتماعي به كار برده نمي شوند. محققان بيان كردند همچنين احتمال بيشتري وجود دارد كه پاسخ اين پست ها اظهاراتي پيشنهاد كننده حمايت اجتماعي مانند چگونه و كجا حمايت شوند،باشد.

محققان در مطالعه خود به صورت مكتوب آورده اند كه افراد آشفته يا داراي هويت معلق اغلب نياز به بيان خود و گفتن داستان زندگي خود دارند نه فقط براي دريافت بالقوه حمايت يا يافتن افراد مشابه ديگر بلكه براي آنكه بفهمانند آنها خود را صادقانه ابراز مي كنند تا تجارب آنها درك شودو هويتيمنسجم و يكپارچهشكل دهند. آنها برشمردند به نظر مي رسد كه افرادي كه تمايلي به گفتن داستان زندگي و مصائب خود دارد نسبت به فقط قرار دادن عكس يا اشاره كردن به مشكلات موجود خود دارند اظهارات حمايتي تري از پيام هايي مانند من مي دانم چگونه احساسي است، من هم چنين وضعي داشته ام، يا تو نيرومند و زيبا هستي را در پست هاي خود دريافت كنند.براساس اين مطالعه افرادي كه در رابطه با بيماري هاي خود پست و مطلب مي گذارند بيش از دوبرابر اكثرپيام هايي كه به طور خاص بيانگر بيماري نيستند، پيام هاي حمايتي دريافت مي كنند.

فورتي و عندليبياظهار دارند كه روانشناسان گاهي اوقات از تكنيك تجسم ديداري براي كمك به بيماران خود استفاده مي كنند تا احساسات و تجاربي كه براي بر زبان آوردن مشكل هستند را ابراز كنند. آنها افزودند: تأييدشدن آن تصاوير در اينستاگرام مي تواند به كاركردحائز اهميت مشابهي در تعاملات اجتماعي مجازي كمك كند. اين بدان معناست كه زواياي خاصي از رسانه اجتماعي وجود دارد كه در آن افراد به درخواست كمك تغيير جهت مي دهند و اين اطلاعات باارزشي براي متخصصان سلامت فراهم مي آورد كه در پي كمك به كاهش اين بيماري مي باشند. آنها بيان كردند خطرات اجتماعي مرتبط با افشاگري هاي منفي امريطبيعي است و در صورتي كه افراد خود را در معرض چنين خطري به ويژه در لحظات آسيب زا قرار دهند احتمالاً آنها از انجام دادن چنين كاري سود ببرند.به دنبال حمايت اجتماعي بودن و به اشتراك گذاشتن تجارب و هيجان هاي سخت مهم است، افراد اين نيازها را به ديگران مخابره مي كنند.

مشاهدات صورت گرفته ديگرياز محققاننشان مي دهد كاربراني كه در مورد رفتارهايي ماند آسيب رساندن به خود يا كشمكش با اختلالات خوردن پست مي گذارند تمايل به دريافت اظهاراتي از حمايت همدلانه و برانگيختن رفتارهاي نامناسب مي باشند. براي مثال افرادي كه در مورد رفتارهاي خودآزارانه پست مي گذارند به احتمال برابري با اظهاراتي مانند من مي دانم آن چگونه است، آن خيلي موجب آسيب رساندن به خود مي شود، يا لطفاً به خودت صدمه نزن مورد استقبال قرار مي گيرند. شما قوي هستي و مي تواني به آن برسي. مطابق با نظر محققان اين مشاهدات تعجب برانگيز اين واقعيت را ايجاب مي كند كه افشاگري ها مي تواند كاربران را به انجام رفتارهاي قلدر مآبانه در بين ديگر يادداشت هاي منفي تحريك كند. محققان بيان كردند خودآزاري يك روش براي سازگاري با احساسات به شدت منفي و كنترل كردن است كه اكثراً به عنوان يك راز سرپوشيده آن را حفظ مي كنند. امكان دارد ديگران را ببينند كه خود را درگير يا عادت به درگير شدن در رفتارهاي مشابه مي كنند كه ممكن است مايه آرامش برخي باشد. يافته ها نشان مي دهد كه هر دو نوع واكنش به افشاگري هاي خودآزارانه مهم است و نكات ظريف موجود در اين بيانات را برجسته مي كند. به طور مشابه كاربراني كه اختلال خوردن خود را فاش كردند اظهارات ترغيب كننده اين رفتار را دريافت كردند كه حمايت سازنده گرا و تصور از خود مثبتي مانند لطفاً سريع غذا نخور يا به هريك از پيشنهادات نگاه كن، يا شما همانطور كه هستي، زيبا به نظر مي رسيرا نشان مي داد،.

محققان برشمردند، لازم به ذكر است كه افشاگري هاي مرتبط با اختلال خوردن شمار زيادي از اظهارات حمايت كننده رفتارهاي مضر در پي ندارد. عندليبي بيان كرد يافته هاي ما دغدغه ها و روايت هاي مشهور را با هم به طوري درهم مي آميزندو اين چنين افشاگري هايي ممكن است اختلال خوردن يا اختلالات به طور ذاتي مشكل زا را ترغيب كند. از نظر آماري يافته هاي ما نشان مي دهد افرادي كه مضمون هايي حاكي از اختلالات خوردن را به اشتراك مي گذارند آنها اظهارات زيادي از رفتارهاي حمايت كننده يبيماري افزا را دريافت نمي كنند. آيا اينستاگرام به عنوان يك اختلال پرخوري يا اجتماع خودآزاري زياد مورد استفاده قرار مي گيرد؟ ما هنوز هم در اين باره چيزي نمي دانيم. در اين مطالعه ما ابتدا تفاوت هاي ظريف تعاملات پيرامون اين افشاگري هاي حساس را به تفصيل بيان مي كنيم.

اين نخستين گام لازم براي درك تأثير اين تعاملات بر كاربران اينستاگرام است. چگونهكاربران اين اظهارات را دريافت مي كنند و چگونگي تأثير اين اظهارات و تعاملات بر سلامت و رفتار آنها حيطهتحقيقاتي مهمي براي مطالعات آينده است. به تازگي اينستاگرام يك ابزار جلوگيري از خودكشي را در اختيار افراد نهاده است كه به كاربران فرصت مي دهد تا اپراتورها را با فكر كردن به اينكه ممكن است كسي در آن لحظه دچار دردسر شده باشددر حالت آماده باش قرار دهند. اين اپراتورها مي توانند به كاربران روي خط در حالي كه عندليبي اظهار داشت اين يك گام از راهنمايي صحيح است اما آن فقط بسيارياز نيازهايي و نه همه را مي گويد كه بايد رعايت و منظور شوند تا افراد واقعاً بتوانند عضو جامعه كاربران باشند. عندليبي در ادامهبيان كرد خط مشي رسانه هاي اجتماعي همچون اينستاگرام كه افراد براي ارتباط با افراد مشابه ديگري براي به اشتراك گذاشتن تجارب مشكل آنها اتخاذ كرده اند و به دنبال حمايت هستند بايد زمينه ساز روش هاي تسهيل ارتباطات امن و حمايت گرايانه باشد. نسبت به جذب شدن به اين افراد بدون توجه به اين خط مشي ها يا طرح تصميماتي كه بيشتر افشاگري هاي حساس را لكه دار مي كند در عوض آنها بايد براي پيشرفت اين ارتباطات حمايت جو كه اساساً ريشه در خط مشي هاي آنها دارد كار كنند. تحقيق فورتي و عندليبي گام ديگري در راستاي درك كامل تر اينكه چگونه رسانه اجتماعي به روشي كه افراد خود را بيان مي كنند و ارتباط برقرار مي كند به ويژه هنگام بدنام شدن از نظر اجتماعي و يا ديگر بافت هاي حساس درهم پيچيده مي شود. آنها بيان كردند: ضمن آنكه در برخي ازسبك ها، آن بدان معناست كه افراد زير بار بيانات خارجي و برقراري ارتباط با ديگران با اشراف بر درك اينكه افراد از سايت هاي سازمان يافته اجتماعي چگونه استفاده مي كنند، نمي روند؛ كه در واقع اشكال ظريف زيادي از ارتباطاتي كه در نقاط ديگر رخ نمي دهد را آشكار مي سازد.

عندليبي بيان كرد مهم است نوع نيازهاي جوامع خاص وداراي سابقه اخلاقي بد همچون مبتلايان به ايدز كشف شود و نحوه اي كه هنگام ورود به رسانه اجتماعي ما مي توانيم پذيراتر و در عين حال محتاط عمل كنيم را بسنجيم دوره خط مشي هاي تفكر مجازي كه خاص زندگي واقع نيستند گذشته است و اين فضاها ممكن است به طرق مختلفي اثر معناداري بر زندگي افراد داشته باشد، پس نياز است تا هنگام برنامه ريزي كردن در اين رسانه ها براي پيشبرد حمايت و در عين حال كاهش سوءاستفاده تمركز كنيم. آنها نشان مي دهند كه تحقيقات بايد بر درنظر گرفتن اثرات تعاملات منتج به افشاگري هاي حساس به منظور كشف آنكه آيا كمك و حمايت پيشنهاد شده در زندگي افراد اثرگذار است يا خير، مداومت كنند.

منبع:مركز مشاوره ستاره ايرانيان



تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد