عاشقانه: هر آنچه كه عاشقان پيش از ازدواج بايد بدانند

مشاوره در زمينه قبل از ادواج و درمان مشكلات فردي نامزدان

شنبه ۰۲ اسفند ۰۴

تست روانشناسي

تست روانشناسي امروزه با توجه به پيشرفت هايي كه در زمينه علم و علوم رواشناسي انجام شده است و با توجه به تجربياتي كه از گذشته تا كنون به دست آمده است، مي توان نتيجه گيري هاي بسيار خوبي را در زمينه هاي مشكلات رواشناسي و روانپزشكي با معاينه مراجعه كننده به دست آورد اما همواره اين علم روان شناسي در حال پيشرفت بوده و بسترهاي مختلفي را براي حل مشكلات بيماران باز كرده است.

يكي از روش هايي كه در جوامع پيشرفته از آن براي تشخيص و حل مشكلات مراجعه كنندگان استفاده مي كنند، تست روانشناسي بوده است. اين تست ها با توجه به دست آورد هاي مهم علم روانشناسي و همچنين تجربيات به دست آمده در ادوار مختلف در اين علم طرح ريزي و برنامه ريزي شده است و نتيجه اي قابل اعتماد و اطمينان را به همراه دارد.

از اين رو مركز مشاوره با در نظر گرفتن مشكلات موجود بين مردم عزيز اقدام به برگزاري اين تست بر طبق متد بين الملي كرده و با استفاده از برترين مشاوران ايراني گامي بزرگ در جهت رفع مشكلات روانشناسي كرده است.

تست هاي روانشناسي موجود در مركز مشاوره از جمله تست جديد موجود در دنيا بوده و علاوه بر شناسايي مشكلات مراجعين، راه حل هاي خوبي را به آنها ارائه مي دهد.

 

برترين تست هاي روانشناسي جديد
  • اگر نياز به شناخت بيشتر خود داريد؟
  • در برخي موضوعات نمي توانيد خود را درك كنيد؟
  • مي خواهيد بيشتر در مورد خود بدانيد؟
  • مشاور مي خواهد شما بهتر بشناسد.

روانشناسان ما در اين مركز آماده اند تا شما را در خصوص تست هاي روانشناسي راهنمايي كنند و بهترين خدمات را ارائه كنند.

شما مي توانيد با مراجعه به اين مركز  تست روانشناسي جديد و مورد نظرتان را انجام داده و در صورت وجود مشكل با مشاوران حاضر در اين مركز مشورت به عمل آوريد.

تمامي مطالب متعلف به سابت “مركز مشاوره” مي باشد


تست عشق

تست عشق و يا همان علاقه شديد قلبي كه حاصل يك احساس قوي است كه بين دختر و پسر اتفاق مي افتد.

اين علاقه و دوست داشتن مي تواند سرآغاز يك زندگي مشترك خوب و موفق بوده و دو نفر را به قدري به هم نزديك كند كه با كمك هم بتوانند تمامي مشكلات را پشت سر بگذارند.

  • اما واقعاً عشق چه زماني اتفاق مي افتد؟
  • و فرق عشق واقعي با هوس و احساس زودگذر چيست؟

به گفته بسياري از روانشناسان و مشاوران عاشق و معشوق براي داشتن يك زندگي خوب و آرام ، همه تلاش خود را ميكنند ،

نسبت به يكديگر متعهد هستند ، در شادي و غم يكديگر شريك اند و در كنار هم با مشكلات ميجنگند و ميخواهند بهترين لحظات عمرشان را با هم تجربه كنند.

مشاوران و روانشناسان ما در مركز مشاوره ،شناخت هرچه بيشتر خود و همسر آينده شما ، نگرش و ديدگاه ها نسبت به عشق ، سطح انتظارات و خواسته ها ، وفاداري و همچنين خيانت را با انجام عشق و روانشناسي عشق ميسر ساخته اند.

شما ميتوانيد با مراجعه به اين مركز و انجام تست عشق و تست جديد عشق ميتوانيد نسبت به آنچه كه ميخواهيد شناخت و آگاهي پيدا كنيد.

تست روانشناسي عشق يكي از معتبر ترين تست روانشناسي ميباشد و به صورت كاملا دقيق همراه با جزئيات انجام ميگيرد.

آغاز تست شناخت عشق اوليه
  • آيا وقتي او را مي بينيد آب دهان خود را قورت مي دهيد؟ بلي/خير
  • آيا هنگام  ديدن او تپش قلب ميگريد؟ بلي/خير
  • حاضر هستيد برايش همه كاري كنيد؟ بلي/خير
  • زماني كه با او روبرو مي شويد، نميتوانيد به راحتي سخن بگوييد؟ بلي/خير
  • دوست داريد او را ببوسيد؟ بلي/خير
  • دوست داريد او را در آغوش بگيريد؟ بلي/خير
  • هنگامي كه جنس مخالف با او حرف مي زند، بر انگيخته مي شويد؟ بلي/خير
  • پاسخ

    به بلي هاي خود عدد ۱ و خير عدد  دهيد اگر بالا  امتياز داريد عاشق شده ايد.

    البته اگر اين عشق با شناخت همراه نباشد موقتي است و ممكن است فقط يك تحريك جنسي و موقتي باشد

    اما اگر شناخت حاصل شود و توهم در مورد او نداشته باشيد عشق هميشگي پيدا مي كنيد


    تست شخصيت

    شما يك تست شخصيت شناسي رايگان به عنوان هديه دريافت كردين

    ابتدا حتماً متن را مطالعه كرده و سپس آن را در انتهاي متن دانلود كنيد. 

     

    باكمك تست هاي روانشناسي  شخصيت و يكي از مهمترين آنها ،يعني تست شخصيت ، مي توان به ابعاد مختلف اشخاص پي برده و روحيات و خلق و خو و شخصيت آنان را تحليل كرد. روانشناسان و محققان باانجام همين تست ها به اين نتيجه رسيده اند كه ابعاد شخصيتي وخصوصيات و ويژگي هاي آن فرد را مي توان پنج دسته مهم تقسيم كرده وطبقه بندي كرد.

    گروه اول كساني هستند كه اجتماعي بوده وميل به برقراري ارتباط دارند اين افراد اعتماد بنفس بالايي دارند.

    گروه دوم را افرادي احساساتي ومهربان تشكيل مي دهند. در گروه سوم كه آن را سنجش وجدان آدمي مينامند، احساس مسئوليت وانجام وظيفه درقبال كارها دراولويت قرار داشته و رفتارها و اخلاق افراد مورد سنجش قرار ميگيرد. پروه چهارم افرادي هستند كه رفتار آنان بسرعت عوض شده وزندگي توأم بااسترس و اضطراب دارند. پروه آخر نيز افراد تنوع طلب و آزاد انديش است كه سليقه هاي متفاوت آنان مورد بررسي قرار مي گيرد.ب

    اين ابعاد ولايه هاي شخصيتي با انجام تست شخصيت شناسي مشخص شده ونقاط ضعف و قدرت هر فردي به آنها نشان داده ميشود. نتايج اين تست ها است كه باعث تغيير در زندگي و پيداش نگرش جديد به آن مي شود. بنابراين شما مي توانيد بامراجعه به مركز مشاوره و انجام تست شخصيت اطلاعات و شناخت كافي نسبت به خود پيدا كرده و بااستفاده از نتايج آن زندگي فردي و روابط اجتماعي خود را بهبود ببخشيد.


    تست استرس

    هديه ما به شما. ابتدا براي انجام تست متن را مطالعه كنيد و سپس روي لينك انتهاي متن كليك كنيد

    استرس و اضطراب درجامعه امروزي باتوجه به سختيها مشكلات و نگراني هايي كه درزندگي وجود دارد اجتناب ناپذير است.اما دربرابر اين همه استرس و مشكلاتي كه روزانه درزندگي بوجود مي آيد بايد مقاومت كرده و راه هاي مقابله با استرس را ياد گرفت. بنا به تحقيقات انجام شده توسط محققان ،استرس عامل بسياري از بيماري ها بوده و مي تواند از شكوفايي استعداد و همچنين داشتن يك زندگي خوب و موفق جلوگيري كند. اما چگونه بفهميم كه استرس و اضطراب دارديم و ميزان آن چقدر است ؟ آيا هميشه دچار اين مشكل هستيم يا باقرار گرفتن درشرايط خاص دچار نگراني و استرس ميشويم ؟

    دانلود رايگان تست روانشناسي استرس و اضطراب

    انجام تست استرس يكي از راههايي است كه ميتوانيد با انجام آن به اين موضوع پي ببريد، در تست اضطراب كه آن رابا عنوان تست ورزش نيز نام ميبرند، عملكرد سيستم قلب ، فشار خون ، تنفس و ميزان خستگي شما كنترل ميشود و بااستفاده از نتايج به دست آمده ميزان استرس موجود در شما تخمين زده ميشود.

    بهترين دكتران روانشناس در اين مركز با انجام تست استرس ، ميزان استرس شما را ميسنجند و درصورت بالا بودن آن بهترين و جديد ترين راهكارها را براي غلبه بر استرس و اضطراب را دراختيار شما قرار ميدهد تا مسير شما را براي رسيدن به يك زندگي آرام هموارتر سازد.


    تست خانواده

    سنجش ميزان رابطه بين اعضاي خانواده

    يكي از راه هاي شناخت چگونگي برقراري رابطه بين اعضاي خانواده و همچنين برطرف كردن مشكلات موجود درخانواده برگزاري تست ها و آزمون هايي است كه مي تواند منجر بشناخت مشكلات خانواده و همچنين شناخت بيشتر اعضا شود. اين آزمون ها كه توسط روانشناسان انجام مي گيرد، تست خانواده نام دارد و نتايجي كه از آن بدست مي آيد حاوي نكات و اطلاعاتي است كه بپيشرفت خانواده و بهبود روابط اعضا كمك كرده و اهداف خانواده ها را محقق مي نمايد.

    مشكلات خانواده ها را مي توان بصورت تفصيلي به سه دسته تقسيم كرد. دسته اول مشكلات اقتصادي بوده كه شايد بتوان به جرأت گفت اكثر مشكلات از اين مسئله سرچشمه مي گيرد. دسته دوم مشكلات عاطفي و نحوه برخورد اعضاي خانواده و مسائل مربوط به آنان است. دسته سوم مسائل تربيتي فرزندان ،مسائل اخلاقي و مشكلات مربوط به آن است. در هر صورت باانجام تست خانواده شما مي توانيد مشكلات خود را شناسايي كرده و بدنبال راه حل آن باشيد.

    . مركز مشاوره با به خدمت گرفتن مشاوران و متخصصان و انجام اين امر سعي دارد تا بانوين ترين روش هاي موجود در دنيا مشكلات خانواده ها را شناسايي و سعي در برطرف كردن آنان نمايد بنابراين اگر خواهان يك زندگي بدون دغدغه هستيد حتماً باما تماس گرفته تا مشاوران ما شما را به بهترين نحو راهنمايي كنند.


    ايجاد مسئوليت پذيري در كودكان

    كودكان با افزايش سن؛ مسئوليت هاي خود را زماني به درستي انجام مي دهند كه از قبل در خانواده شان؛ هريك از اعضاي خانواده براي مسئوليت خاصي تحت شرايط عادلانه مشخص شده باشند. نه اينگونه كه پدر و مادر يا ديگر اعضاي خانواده به صورت لحظه اي براي هر فرد وظيفه اي معين كنند.

    چگونه و در چه زماني مسئوليت بر عهده كودك قرار بدهيم :

    يكي از مسائل مهمي كه در بخش تربيت كودك بيان مي شود؛ اين است كه از چه دوره اي ميتوانيم انتظار انجام مسئوليت از كودكان را داشته باشيم . به عبارت ديگر ؛ چه موقع مي توانيم مسئوليت انجام كاري را به عهده كودكانمان قرار بدهيم و انتظار انجام آن كار را از كودك داشته باشيم . عنوان اين موضوع به ويژه در هنگامي كه والدين بيش از حد نياز به فراهم كردن نياز هاي كودك مي پردازند  و سبب به عقب انداختن انجام كار توسط كودكان مي شوند ؛ بسيار حائز اهميت مي باشد. زيرا اگر فرزند شما در طول سال هاي متوالي رشد و تحول خود ؛ هيچ گاه متوجه وظايف و مسئوليت هايي كه در چارچوب خانواده دارد نشود ؛ كاملا روشن است كه در دوران بزرگسالي به وظايف و مسئوليت هاي خود اهميت چنداني نمي دهد.

    مطالب مرتبط:

    دخترم، پسرم، به من گوش بده

    مسئوليت پذيري نقش بسزايي در موفقيت انسان دارد و مشخص كردن احساس مسئوليت امري ذاتي نيست، بلكه اين خصوصيت در بافت خانواده و رابطه هاي اجتماعي و تعاملاتي كه فرد با ديگر افراد دارد ، امكان رشد پيدا مي كند و و پدر و مادر در اين زمينه نقش محوري را  درمنتقل كردن روحيه اي مسئولانه به فرزندان خود دارند.

     

    ۱-به فرزندان خود نشان دهيد كه آن ها زندگي مستقلي از شما دارند

    زمان هايي را براي انجام اين كار به خودتان اختصاص بدهيد . والديني كه يك زندگي مجزا از فرزندانشان ندارند به فرزندانشان مي آموزند كه دنيا تنها در اطراف آن ها مي چرخد . مهم است كه همان ابتدا به كودك آموخته شود كه بعضي مواقع پدرش ميل به مطالعه دارد و نمي تواند با او بازي كند . نياز هاي فرزندانتان را مهيا كنيد و سپس در حالي كه به نياز هاي خودتان رسيدگي مي كنيد ، كودك را ملزم كنيد كه بعضي از نياز هايش را خودش برآورده كند . در حالي كه مجزا بودن خود را حفظ مي كنيد با ناكامي بودن او همدلي كنيد.

     

    ۲-شرايط را براي عبور از بازي به مسئوليت مهيا كنيد .

    اگرچه فعاليت هاي ساده فرزند نوپا شما ، اكثرأ پايه هاي مسئوليت پذيري مي باشند، اما اين طور نيست كه كودك هر گاه كه راه رفتن را آغاز كرد ؛ شروع به انجام كارهم بكند. در زندگي ابتدايي كودك ؛ معمولا پذيرفتن مسئوليت، با بازي توأم مي باشد .

    عامل مهمي كه سبب ايجاد احساس مسئوليت در كودكان مي شود ” بازي كردن ” مي باشد . پدر و مادر بعدأ ناچار خواهند شد تا بين بازي كردن كودكان و كار آن ها تعادلي برقرار كنند با اين وجود كه فرايند ها و مهارت هايي در بازي كردن وجود دارد كه به كودك آموخته مي شود ، ولي بايد به مرور زمان كودكان را به فعاليت هايي به جز بازي كردن ملزم كنيد .

    لازمه ي ايجاد مسئوليت ؛ ايجاد مرحله ي عبوراز بازي به مسئوليت مي باشد . كودك ابتدا اسباب بازي هايش را به عنوان سرگرمي ، جمع مي كند سپس براي آنكه به مادر كمك كند آن ها را مرتب مي كند ، كمي بعد از اين زمان ؛ به علت آن كه از بزرگتر ها حرف شنويي داشته ؛ اين عمل را انجام مي دهد و در نهايت چون كودك خودش را براي جمع كردن اسباب بازي هايش مسئول مي داند ، شروع به كار مي كند. مهارت پدر و مادر و مربي ها در اين است كه مرحله ي عبور از بازي به مسئوليت را به گونه اي انجام دهند كه ، كودكان بتوانند به راحتي حس احساس مسئوليت نسبت به خود و اطرافيانشان داشته باشند و بتوانند آن را تكامل بخشند . در اين صورت ، ابتدا ؛ براي فرزند خود در راستاي مسئوليت هاي بعدي او ، بازي هايي را طراحي كنيد . ثانيأ ، بين بازي و مسئوليت فرزند خود تعادلي را با افزايش سنش ايجاد كنيد . در اوايل كودكي ، اكثرا كودك وقت خود را به بازي كردن صرف مي كند ، اما بايد بتدريج شرايطي فراهم شود كه فرزند شما زماني را براي انجام اموري كه چندان هم برايش جالب نيستند بگذارد . البته بايد تعادل حفظ شود و در سنين كمتر از دبستان ؛ كودك بايد بيشتر زمان خود را صرف بازي كند .

     

    ۳-تفاوت بين دشوار است و من نمي توانم

    حالت ديگري از يادگيري قبول مسئوليت در قبال وظيفه هاي خود ، اين است كه ؛ فرزند شما بر قادر نبودن يا راحت نبودن درك داشته باشد .

    كودك معمولا اين دو را يكي مي داند در نهايت كاري كه برايش خوشايند نيست ، فكر مي كند كه توانايي انجام آن را ندارد . پس از آنجا كه كار دشوار را نمي تواند انجام دهد ، به فرد ديگري نياز دارد كه آن را انجام دهد و معمولا آن فرد مورد نظر يا پدر مي باشد يا مادر . اين نوع تفكر مانع از يادگيري موضوع مي باشد ، كه زندگي و مشكلات كودك ؛ مسئوليت و وظيفه خودش است نه فرد ديگري ست . كودك چون خيلي برايش مشكل است يا از كار دشوار شانه خالي مي كند يا به دنبال راه هايي ديگر براي فرار از آن كار يا انجام ناقص آن مي گردد . بايد كودك از سنين پايين عادت كند كه بعضي از كار ها خوشايند و لذت بخش نيستند و سختي هايي دارند . كودكان بايد تفاوت ميان اينكه ؛ كاري كه برايشان مشكل است و سختي دارد با كاري كه توانايي انجام آن را ندارند متوجه بشوند ، و نبايد كار را رها كنند تنها به صرف اينكه لذت بخش نيست . مي توان يكي از ضعف هاي تربيتي بيشتر والدين امروزي را اينگونه بيان كرد كه ؛ اجازه كشيدن سختي به كودكان خود را نمي دهند و مرتب سعي دارند كه ؛ آنچه را كه مورد علاقه فرزند است را بدون هيچ گونه سختي و رنجي در اختيار كودك گذاشته و او را از اينكه سختي هاي زندگي را تجربه كند غافل مي كنند ، در حالي كه كودك بايد با سختي ها و رنج هاي طبيعي زندگي آشنا شود و در اكثر اوقات اين مشكلات و سختي ها تجربه ساز براي كودكان شوند و سبب افزايش حس با كفايت بودن و ارزشمندي در آن ها مي شوند .

     

     

    ۴-مسئوليت اعضاي خانواده را مشخص كنيد

    كودكان ؛ با افزايش سنشان ، زماني مسئوليت هاي خود را به درستي انجام مي دهند كه از قبل در خانواده شان ؛ هريك از اعضاي خانواده براي مسئوليت خاصي تحت شرايط عادلانه مشخص شده باشند . و مورد تأييد اعضا واقع شده باشد ، نه اينكه پدر و مادر يا ديگر اعضاي خانواده به صورت لحظه اي براي هر فرد وظيفه اي مشخص كنند . ضروري است كه قبل از آن كه به فرزندان خود مسئوليتي واگذار كنيد ، آن ها در مورد موضوع توجيه شده باشند . يكي از مناسب ترين روش ها براي اين امر ؛ داشتن جلسات خانوادگي است ، در اينگونه جلسات ؛ مسئوليت هايي كه براي خانواده نياز است مورد بحث قرار مي گيرند و براي هر فرد مسئولتي مشخص مي شود . در ابتداي جلسه مي توانيد با بيان مثالي از كندوي عسل و يا لانه ي مورچه ها ، براي كودك توضيح دهيم كه دليل تقسيم كار چيست و علت مشاركت همه ي اعضاي خانواده در كار ها چيست . جلسات خانوادگي باعث مي شود كه حس متحد بودن را به اعضاي خانواده بدهد و اينكه با يكديگر به سمت هدف هايي مشترك در حركت هستند و هركس ، بخشي از كار را در اين حركت پيش مي برد .

    در اين جلسه ها مي توان با توجه به توان هر عضو از خانواده ، مسئوليت هايي را كه مرتبط با خانواده و اهداف آن است تقسيم كرد . هر يك از كودكان ، مسئوليت هاي خود را داوطلبانه انتخاب كنند يا اينكه مسئوليت هر كسي با قرعه كشي مشخص شود يا همچنين مي توان به صورت هفتگي مسئوليت هاي هر فرد را تغيير داد . در نظر داشته باشيد كه مدت زمان مسئوليت هر فرد حداقل يك هفته باشد . زيرا در اين صورت ميان كودكان تنش هايي ايجاد خواهد شد . و همچنين در اين جلسه ها در مورد اينكه اگر افراد به مسئوليت هاي خود عمل نكنند و چه چيزي پيش خواهد آمد را مورد بحث قرار دهيد .

     

    ۵- در زمان تصميم گرفتن ، بر مسئوليت فردي تأكيد داشته باشيد

    كودكان شما وقتي كه فرصت تصميم گيري را دراختياردارند بايد درك كنند ، نتايج تصميم خود را قبول داشته باشند و مقصر دانستن بقيه معنا ندارد . البته هر كسي خودش مي تواند براي تصميم گيري خودش منابع را توسعه دهد و از روش هايي مانند مشورت كردن استفاده كند تا با خطاي كمتري مواجه شود و امام علي (ع) فرموده اند :  « با صاحبان عقل ها مشورت كن تا از پشيماني و لغزش ها ايمن گردي » . ( غررالحكم و در الكلم ص ۴۴۲ )

     

    ۶- از پيامد هاي طبيعي و عقلاني استفاده كنيد

    يكي از مورد هاي ضروري و مهم  در آموزش مسئوليت پذيري به كودكان ، استفاده از عواقب منطقي و طبيعي رفتار ها مي باشد . در اين نوع آموزش ، بايد به كودك آموخته شود كه گزينش كند و از گزينش خود تجربه كسب كند و براي آموزش اين امر عامل مهمي كه مي تواند به آن كمك كند ، استفاده از نتايج طبيعي و منطقي ست . به گونه اي كار كنيد كه عواقب تبديل به جريان طبيعي تقصير يا كم كاري شوند .

    مثال هايي از برخي از عواقب طبيعي و منطقي رفتارها :

    • علي ۳ ساله ؛ ماشين خود را به دليل عصبانيت بيش از حد خراب مي كند ، ديگر ماشين جديدي برايش خريده نمي شود .
    • آرمان ۴ ساله ، ناهار نمي خورد ، بايد تا وعده ي غذايي بعدي گشنه بماند .
    • نسترن ۵ ساله ، ليوان چاي را مي ريزد ، دستمال براي تميز كردن به او داده نمي شود .
    • حسين ۵ ساله ، اسباب بازي هايش كه در سالن پذيرايي پخش شده اند را جمع نمي كند ، به مدت ۲ روز اسباب بازي هايش از دسترس او دور مي مانند و به او داده نمي شود .
    • مهيا ۸ ساله ، دست عروسك خواهرش را در حين دعوا مي شكند ، او بايد عروسك جديدي از پس انداز خودش براي خواهرش بخرد .
    • سعيد ۱۲ ساله ، سرويس مدرسه اش را به دليل اتلاف وقت از دست مي دهد ؛ او بايد پياده به مدرسه برود .
    • مهسا ۱۱ ساله ، در تكاليف مدرسه اش كم كاري مي كند ؛ نمره كم مي گيرد .

     

    ۷-استفاده ي مناسب از پاداش ها كنيد

    به دليل آن كه منابع پاداش در اختيار پدر و مادر قرار دارد ، آن ها بايد به گونه اي از اين عامل استفاده كنند كه سبب تقويت مسئوليت پذيري باشد . بعضي از افراد بر اين معتقدند كه براي رفتار مناسب ، “پاداش ” نوعي ” رشوه ” به حساب مي آيد و عده اي ديگر از افراد از پاداش به خصوص پاداش هاي مادي ، به عنوان تنها عامل تحريك كننده ي كودك استفاده مي كنند . در صورتي پاداش هاي مادي ممكن است رشوه محسوب شوند كه از آنها به عنوان اساسي ترين روش براي ايجاد انگيزه در كودك توسط والدين استفاده كنند . و يا اگر كودك ياد بگيرد كه اگر در برابر اوامر والدين مدتي مقاومت كند ، در نهايت در ازاي پذيرش از اوامر آن ها ، پاداش دريافت مي كنند .

     

    ۸- استفاده ي مناسب از پاداش ها كنيد

    پاداش ملموس ، سبب ياري كردن كودكان در ايجاد هدف هاي عيني مي شود . اينگونه پاداش ها دررشد و توانايي پذيرش مسئوليت ، اثري عميق دارند . در صورتي كه بايد مراقب بود كه استفاده كردن از پاداش هاي مادي به عنوان تنها روش تقويت حس مسئوليت پذيري تبديل نشود . امكان دارد با استفاده زياد از پاداش مادي ، به صورت موقت به هدف برسيد اما شما نتوانسته ايد حس دروني را براي انجام مسئوليت درون او به وجود بياوريد . به نحوي از پاداش مادي استفاده نكنيد كه كودك درون خود احساس كند با انجام مسئوليت هاي خودش از پدر و مادر مزد مي گيرد .

     

    ۹-از پاداش هاي غير مادي استفاده كنيد

    • زماني كه كودكي از عهده ي كاري بر مي آيد او را تحسين كنيد .
    • هر از چند گاهي همزمان با تكامل و پيشرفت كودك ، بدون مقدمه تشويقش كنيد . مثلا ؛ « براي تميز كردن آشپزخانه ، خيلي زحمت كشيدي ، نظرت چيست كه بروي براي خودت شكلات بخري ؟ » .
    • زماني كه فرزند شما به كمك نياز دارد به او ياري برسانيد : « چون ديروز در تميز كردن آشپزخانه به من كمك كردي بهتر است من هم در تميز كردن اتاقت به تو كمك كنم » .
    • نسبت به آن چه كودكان انجام مي دهند تمايل نشان دهيد و تشويقشان كنيد .

     

    در مورد اين موضوع ؛ با دكتر مهري شيرازي فوق تخصص روان پزشكي اطفال و عضويت هيوت علمي دانشگاه علوم بهزيستي و توان بخشي صحبت هايي داشتيم كه :

     

    توانايي ذهني ، قدرت بدني

     

    ايشان مي گويند : با توجه به اينكه ؛ هنگامي كه كودك داراي توان ذهني و قدرت بدني لازم براي انجام كاري است ، مي توان از او درخواست كرد كه وظيفه اي را به عهده بگيرد . به خراسان مي گويد : والدين كاملا متوجه مي شوند كه فرزندشان از چه زماني توانايي بدني و ذهني انجام عملي را دارد و نمي توان براي براي همه ي كودكان ، سن مشخصي را در نظر گرفت . اين مهم است كه به موقع به كودك فرصت بدهيم و اجازه بدهيم كه اشتباه كند يا اگر كاري را ناقص انجام داده تلاشش را بكند . هر وقتي كه پدر و مادر متوجه شدند كه فرزندشان قسمتي از اعمال شخصي اش را انجام دهد ، بايد بخاطر كارهايي كه انجام مي دهد ، كودك را تشويق كنند و به او اعتماد كنند و اشتباهاتش را قبول كنند تا به اندازه كافي مهارت پيدا كند . البته در هر مرحله از انجام كار بايد ، بر توانايي و مهارت كودك تأكيد كنيم و از كودك بخواهيم همن كار را ادامه دهد . همين طور بايد در انجام كارهاي مشترك خانه ، كودك را سهيم كنيم . مثلا از او بخواهيم لباس هاي خود را مرتب كند و در كمد لباسي اش قرار دهد . اگر در زمان مناسب مسئوليتي به كودك ندهيم ، به انجام كار عادت نمي كند و تصور مي كند در خانه وظيفه اي ندارد و والدين را مسئول انجام وظايفش مي داند و آن ها بايد وظايفش را انجام دهند .

    مطالب مرتبط:

    پرورش كودك مستقل

    مفهوم پذيرش مسئوليت براي كودك

     

    كودك بايد بداند كه در خانه ، روزانه كار هاي زيادي انجام مي شود و هركس براي انجام كاري مسئول است ، و كودك هم بايد خدماتي به عنوان يكي از اعضاي خانواده انجام دهد . يكي از مناسب ترين راه ها براي شناخت كودك ؛ از اين مفهوم ، آن است كه كار هايي را كه در منزل به صورت روزانه انجام مي شودرا به صورت فهرستي بنويسيم و براي او بخوانيم، اين موضوع كه چه كساني اين اعمال را انجام مي دهند و چه كساني از آن خدمات انجام شده بهره مي برند ، اين عمل سبب مي شود كه كودك كاملا متوجه شود خدماتي كه دريافت مي كند ، بدون سعي و تلاش و زمان و هزينه مهيا نشده است . و خود كودك هم بايد در اين زمينه نقش داشته باشد .

     

    نحوه ي ايجاد ارتباط صحيح

     

    دكتر شيرازي ادامه مي دهد : براي آموزش همه ي مسائل تربيتي در ابتدا بايد با كودك رابطه ي خوبي داشته باشيم تا نكات آموزشي را بتوايم به او منتقل كنيم . بهتر است براي تفريح و بازي و فعاليت هاي لذت بخش و مورد علاقه كودك زمان بيشتري بگذاريم و رابطه ي خوبي با كودك داشته باشيم . ابتدا كارها و اعمال خوب و مناسب كودك را تحسين كنيم و سپس قوانين و مقرراتي را مشخص كنيم . از توصيه هاي ديگر مي توان به پذيرفتن كودك نسبت به تقليد كردن كار ها ، حساسيت هاي نامناسب را كنار بگذاريد و خطا هاي كودك را بپذيريد ، در قبال كار هاي انجام شده توسط كودك صبور باشيد ، از مضطرب شدن كودك جلوگيري كنيد و عجله نكنيد ؛ اشاره كرد .

    همچنين دكتر شيرازي اظهار مي كند : براي آنكه والد خوبي باشيم ؛ بايد سعي بر پرورش ويژگي هاي مثبت كودك داشته باشيم ، زمان بيشتري را برايش صرف كنيم ، براي صحبت هاي كودك شنونده ي خوبي باشيم و شأن و اعتبار خود را حفظ كنيم .

     

    در ادامه مطلب چند نكته در زمينه فرزند پروري ارائه مي دهيم :

     

    مناسب ترين راه براي تربيت كودك هاي مسئوليت پذير اين است كه ، براي كودك ؛ خودتان الگوي خوبي باشيد . اگر از كودك مي خواهيد كه خودش وسايلش را مرتب كند ، لباس هايش را آويزان كند ، اسباب بازي هايش را جمع كند ، خودتان در منزل وسايلتان را در اطراف پرت نكنيد و منظم و مرتب باشيد . دقيقا كاري كه از كودك مي خواهيد را به او بگوييد و برايش توضيح دهيد . براي مثال بگوييد : الان وقت شام است بايد سفره را بچينيم و به او نشان دهيد كه چگونه اين كار را انجام دهد . اولويت ها را مشخص كنيد و در نظر داشته باشيد . زماني كه كودك از شما مي خواهد كه او را به شهر بازي ببريد ؛ بگوييد : هوا خوب است و حتما مي رويم ولي اول بايد كار هاي خانه را انجام دهيم . به كودك بگوييد كه شما هم به تفريح علاقه مند هستيد ولي بايد كار ها را تمام كنيد ، در نهايت متوجه مي شود كه شما قصد نداريد كه او را سرگرم كنيد ، در صورتي كه كار ها را بر اساس اولويت انجام مي دهيد . به جاي جملات منفي مانند ؛ ” اگر اين كار رو نكني … ” از جملا مثبت مانند ؛ ” اگر مي خواهي بازي كني اول بايد لباس هاي مدرسه ات را درآوري ” استفاده كنيد . با تكرار مرتب اين كلمات ؛ انجام اين امور برايش عادت مي شود و نيازي به يادآوري مرتب او نيست . به مقدار كار كودك توجه نكنيد بلكه به مقدار تلاشش توجه كنيد . اگر كار هايي مانند ؛ مرتب كردن اتاقش يا جمع كردن اسباب بازي هايش را به صورت ناقص انجام داده است ، خودتان بقيه كار را انجام دهيد . با سرزنش كردن كودك ، او تصور مي كند كه راضي كردن شما دشوار است يا غير ممكن مي باشد ، بنابراين تلاش خود را قطع مي كند . در نظر داشته باشيد كه با انجام بيشتر كار هايش توسط خودش ، بيشتر به آن ها مسلط خواهد شد . از جملات تحسين كننده استفاده كنيد . براي مثال ؛ بگوييد : ” متوجه هستم كه تلاش ميكردي همه غذايت را بخوري و بشقاب را در سينك قرار بدهي ، اما بايد اين كار را آهسته تر انجام دهي چون امكان دارد بشقاب از دستت سر بخورد و بشكند “. صبور باشيد . شلوغي و شيطنت قسمتي از دنياي كودكان مي باشد ، حتي سعي كنيد موقع انجام كار از كوره در نرويد و آرام باشيد و حتي اگر كودكانتان شيطنت كردند ، به آرامي بگوييد : اين قرارمان نبوده ، اما اين شلوغ كاري براي يك بار تحمل كننده است و براي بار بعدي تنبيه خواهد شد .

    با همسرتان به صورت هماهنگ عمل كنيد .اگرتصميمي كه گرفته ايد ، و از بچه هايتان خواستيد  انجامش دهند ، با قاطعيت برخورد كنيد. با همسرتان در مورد انتظاراتتان از كودك و قوانين خانه به صورت واضح و روشن صحبت كنيد .

    بر اين موضوع تأكيد داشته باشيد كه در قبال كارهايي كه انجام مي دهد ، پاداشي نمي گيرد . فرزند شما بايد اين موضوع را بداند كه مانند ديگر اعضاي خانواده داراي وظايفي ست كه بايد بدون انتظار دريافت پاداشي انجامشان دهد . كارهاي منزل ، اموري گروهي و جمعي ست كه بايد همگي در آن شراكت داشته باشند و كودك شما هم بايد قسمتي از آن را انجام دهد . از اول كودك را بخاطر انجام ندادن امور محوله ، تنبيه نكنيد بلكه با او به آرامي صحبت كنيد و از او بپرسيد به كدام  كار علاقه دارد ، و دليل آنكه كاري كه به او سپرده شده بود را انجام نداده و براي جبرانش چه كار بايد كرد.

     

    نكات پاياني

     

    با اعمال راه و روش هايي كه در اين متن آمد ، شما مي توانيد فرزندي مسئوليت پذير تربيت كنيد ولي بايد توجه كنيد كه تربيت چنين كودكي ، به گونه اي خاص ؛ نيازمند اطلاعاتي خاص و اعمال اين روش ها و صبوري بر آن ها نيز مي باشد . به عبارت بهتر؛ تنها با داشتن اين اطلاعات شما كودكي مسئوليت پذير پرورش نداده ايد ، و براي اين كار بايد زمان و دقت لازم به كار ببريد.

     


    پرورش كودكاني قوي از لحاظ رواني

    هفت دليل كه مي گويد پرورش كودكاني كه ازلحاظ رواني قوي باشند سخت است

    در ظاهر، ممكن است پرورش كودكان قوي، براي پدر و مادران امروزي راحت تر از گذشته باشد. با اين وجود، اين روزها به هيچ وجه مجبور نيستيد براي شستن لباس هاي كثيف كنار رودخانه برويد.

    به وضوح، جامعه ي مدرنيته مزيت هايي را همراه دارد كه بتوانيد كودكانتان را سلامت نگه داريد. اما در آن واحد، دنياي ديجيتال در واقع ممكن است پرورش كودكان مستعد كه آماده باشند از عهده ي چالش هاي بزرگسالي برآيند را سخت تر كند.

    مطالب مشابه:

    پرورش كودك مستقل

    ده روش براي پرورش كودكان خلاق

    پرورش كودكاني كه بزرگسالان مسئولي شوند نيازمند توانمندي رواني است. در اينجا هفت دليلي آمده كه چرادر دنياي امروز اين كه پدر و مادري توانمند از لحاظ رواني باشيد از هر زماني سخت تر است:

    • شادي حرف اول را مي زند.

    براي پيدا كردن كتاب ها يا مقالاتي كه راجع به گام هاي پرورش كودكاني شاد هستند، مجبور نيستيد زياد دور شويد. با وجود اينكه شادي پيامدي بزرگ است، اما نبايد هدف قرار گيرد.

    اين كه به كودكتان اجازه دهيد بستني خيلي بزرگي بخورد يا ۲۴ساعت شبانه روز بازي ويديويي انجام دهد، ممكن است اكنون او را شاد كند اما او در طول زمان بدبخت خواهد شد.

    مهم است كه مقدار قابل قبولي از تلاشتان را روي آموزش مهارت هايي به كودكان متمركز كنيد كه لزوما آنها را در لحظه شاد نمي كند. انضباط فردي، انگيزه، كنترل وسوسه، كنترل احساسي براي شادي طولاني مدت ضروري هستند.

    • شبكه هاي اجتماعي رقابت هاي پدر و مادر ها را تشديد مي كنند.

    اغلب پدر و مادر ها مي خواهند تصاوير كودكانشان را درحاليكه از تعطيلات خانوادگي لذت مي برند به اشتراك بگذارند، شركت در ورزش ها و هديه گرفتن ها در فيسبوك و اينستاگرام. اما بجاي آنكه از شادي خود لذت ببرند، نگاه كردن به خانواده هاي شاد ديگر مي تواند موجب رقابت ميان پدر ومادر هايي شود كه مي خواهند نشان دهند كودكان آنها چقدر تحسين برانگيز هستند.

    خيلي سخت است كه عكسي از كودكتان به اشتراك بگذاريد كه «در حال قدرداني است» يا «بر نگراني غلبه كرده». بنابر اين حتي اگر كودكتان مهربان و دلسوز باشد، ممكن است شما در اين دام بيفتيد كه بايد در مورد اين رفتار عيني اخير خودنمايي كنيد و ناگهان ممكن است فعاليت آنلاين شما تبديل به رقابتي براي اثبات اين شود كه چه كسي در حال پرورش دادن «بهترين» كودك است. اما پرورش كودكان توانمند از لحاظ رواني به معناي كمك كردن به آنهاست تا در نوع خود بهترين باشند، نه اينكه بهتر از ديگران باشند.

    • پدر و مادر ها مهارت هاي ايجاد توانمندي رواني را ياد نگرفته اند.

    اين كه شما كودكي با پدر و مادر شاغل در دهه ي ۸۰ ميلادي بوده ايد يا متولد ۱۹۸۲تا ۲۰۰۰ هستيد و كسي بزرگتان كرده كه اعتقاد داشته كودكان بايد ديده شوند و نه شنيده، (رفتار موقري داشته باشند و بي سر و صدا باشند.)خوب است كه پدر و مادرتان اين نزديكي ها نيستند تا درمورد احساساتتان سخن بگوييد.

    بعضي از خانواده ها بر حرف شنوي تاكيد مي كنند- و نظر كودكانشان اهميت ندارد و بعضي از خانواده هاي ديگر فقط دانش توانمندي از لحاظ رواني را ندارند كه بتوانند آن را منتقل كنند. اگر كسي به شما ياد نداده كه چگونه خودگويي سالم را ايجاد كنيد و چگونه احساساتتان را پرورش دهيد، دشوار است كه اين مهارت ها را به كودك آموزش دهيد.

    ۴- والدينِ بيش از حد هليكوپتري اجازه نمي دهند كه كودكانشان شكست بخورند.

    اگر ۲۵ سال پيش كودكي فراموش مي كرد كه تكاليفش را انجام دهد، مسئله مهمي نبود. همه ي بچه ها گاهي فراموش مي كردند تكاليفشان را انجام دهند. اما اولين بار كه پدر و مادر هليكوپتري (والدين كمال گرايي كه به موفق بودن هميشگي كودك بيش از حد تاكيد دارند) وارد صحنه شدند، كودكان ديگر اشتباه نكردند زيرا خانواده هايشان به آنها اجازه ندادند كه اشتباه كنند. بنابراين درحال حاضر تكليفي كه فراموش شده يا كتاني هاي بسكتبالي كه جاگذاشته شده اند به اين معناست كه كودكتان ممكن است عقب بيفتد.

    اما عواقب طبيعي مي توانند بهترين معلم زندگي باشند. مهم است كه به كودكان اجازه دهيم شكست و پس رفت را تجربه كنند بنابراين مي توانند ياد بگيرند كه چگونه از نو شروع كنند.

    ۴-سرزنش پدر و مادر ها باعث ترس مي شود.

    اين روز ها مردم انتخاب هاي پدر و مادرانه ي يك ديگر را سريع  قضاوت مي كنند. كسي دوست فيسبوكي اش را بخاطر ندادن ميوه ي ارگانيك به كودكش سرزنش مي كند. سرزنش پدر و مادران مسئله اي جدي است.

    هيچ كس نمي خواهد با اين نگاه موشكافانه مواجه شود، بنا براين خيلي از پدر و مادر ها در تلاشي براي پرهيز از اينكه پدر و مادر «بدي» به نظر برسند، عاداتشان را تغيير مي دهند.

    وقتي به كودك پيش دبستانيشان گفته اند نمي تواند شكلات بيشتري بخورد، به جاي اينكه بگذارند گريه و زاري كند، براي اينكه گريه را آرام كنند به آنها شكلات مي دهند. يا به جاي اينكه بگذارند كودكشان نمره ي بدي بگيرد، تكاليف فرزندانشان را صحيح مي كنند و اين دسته از تصميمات كوچك پدر و مادرانه تفاوت زيادي در توانايي هاي كودكان براي انعطاف پذيري ايجاد مي كند.

    ۶- شركت هاي بازاريابي احساس گناه پدر و مادرها را طعمه قرار مي دهند.

    تبليغات به شما مي گويند كه اگر براي كودكتان فلان اسباب بازي خاص را بخريد مادرخوبي هستيد. يا شما پدر فوق العاده اي هستيد اگر كودكانتان را به فلان تم پارك خاص ببريد. شركت ها مي دانند كه اگرپدرومادرها زمان كافي با كودكان صرف نكنند، هر امكانات درخور ممكني را در اختيار آنها قرار ندهند و همه ي آنچه كه براي شاد بودن به آن نياز دارند را به آنها ندهند احساس گناه مي كنند. شركت ها اين احساس گناه را طعمه قرار مي دهند تا خرت و پرت هايي را كه نيازنداريد به شما بفروشند.

    خيلي از پدر و مادر ها بيش از حد كودكان را لوس مي كنند چه با غذاي بيش از حد،اسباب بازي بيش از حد يا گذراندن زمان بيش از حد با وسايل الكترونيكي. رها كردن كودكان به طور موقت پدر و مادر ها را از احساس گناه نجات مي دهد، اما كودكان كساني اند كه در نهايت شكست مي خورند.

    ۷- تكنولوژي از فرصت هاي تقويت ماهيچه هاي رواني جلوگيري مي كند.

    كودكان قبلا با احساسات ناراحت كننده همچون ملالت و درماندگي كنار مي آمدند، اما اكنون اكثر آنها از دستگاه هاي ديجيتالشان براي رهايي از احساساتشان استفاده مي كنند.

    چسبيدن آنها به صفحه هاي لمسي شان به اين معناست كه نمي توانند خود را آرام كنند يا خودشان با اضطرابشان كنار بيايند. در عوض براي كنترل احساسشان آنها مي توانند بازي كنند يا از شبكه هاي اجتماعي استفاده كنند.

    پدر و مادر ها بايد بيش از هر زمان ديگر فعال باشند تا مطمئن شوند كودكانشان مهارت هاي اجتماعي، احساسي و رواني مورد نياز براي موفقيت در زندگي را ياد مي گيرند.

    ماهيچه هاي رواني تان را قوي كنيد

    چالش هاي دنياي امروز اين را براي پدر و مادر ها مهم تر از هر زماني كرده كه از لحاظ رواني قوي باشند. اين به معناي ايجاد عادت هاي سالم است كه مي تواند ماهيچه هاي رواني را قوي كند، درحاليكه عادت هاي بد همچنان مي توانند مانع شما شوند.

    از نظر رواني قوي تر شدن فوايد ديگري هم دارد، احتمال اينكه كودكانتان نيز از لحاظ رواني قوي شوند را افزايش مي دهد. از اين گذشته، آنها با نگاه كردن به شما ياد مي گيرند چگونه استرس را كنترل كنند، مسائل را حل كنند و از عهده ي چالش ها برآيند.


    ۹ راز كودكان معتمد به نفس

    در اينكه خردسالان در همه حال چه يادگيري خزيدن، پرتاب كردن توپ و چه كشيدن يك دايره نياز به تشويق زيادي دارند، شكي نيست. اما كودك شما عادت زيادي به شنيدن “آفرين” مي كند، از اين نظر كه او زمان هاي سختي را گذرانيده تا به اين نتيجه رسيده كه دستاوردهاي او ارزش تقدير و بزرگداشت را دارند. او همچنين متوجه اغراق آميز بودن (اين بهترين برج بلوكي است كه تا به حال ديده ام) سخنان شما مي شود و ممكن است ديگر به تمجيدهاي شما توجهي نكند. كودك را به دليل كاري كه ملزم به انجام دادن آن است تشويق نكنيد. مثلا وقتي كه مسواك مي زند يا پيراهن خود را درون سبد مي اندازد فقط يك متشكرم گفتن ساده كافي است. سعي كنيد بازخورد خاصي ارائه دهيد: به جاي گفتن اينكه نقاشي هاي كودك من فوق العاده است، مي توانيد به استفاده و انتخاب دلپسند انها از رنگ ارغواني اشاره كنيد.

    براي مطالعه بيشتر:

    بازي هاي تقويت اعتماد به نفس ۳

    ايجاد مسئوليت پذيري در كودكان

    كودك را به حال خود رها نكنيد

    طبيعي است كه بخواهيد ازآسيب ديدن، احساس دلسردي و اشتباه كردن كودك خود ممانعت كنيد، اما زماني كه مداخله مي كنيد سعي كنيد او را به يك مهماني جشن تولد دعوت كنيد يا اجباراً از مربي فوتبال بخواهيد تا زمان بيشتري براي زمان بازي كودك شما اختصاص دهد، نه اينكه به تمام خواسته هاي او جامه عمل بپوشانيد. دكتر رابرت بروكز نويسنده مسئول پرورش كودكان سركش مي گويد كودكان بايد بدانند شكست خوردن ايرادي ندارد و غمگيني، اضطراب و عصبانيت جزء حس هاي طبيعي انسان محسوب مي شوند. آنها بايد پيشروي را از طريق غلبه بر موانع بياموزند نه اينكه شما موانع را براي آنها برداريد. دكتر كتي هيريش –پاسيك استاد روانشناسي در دانشگاه تمپل فيلادلفيا مي گويد به ويژه براي كودكان مهم است تا فرصت بازي كردن و ريسك كردن داشته باشند بدون اينكه نگران مورد انتقاد قرار گرفتن توسط والدين خود يا تأديب آنها به خاطر كار نادرست باشند. او حتي والدين را تشويق مي كند كه عمدا مرتكب اشتباهات اندكي شوند.”زماني كه يك موقعيت آشفته اي را ببينيد و زياد به آن اهميت ندهيد، در بهتر شدن احساس كودك شما تأثيرگذار است”.

    به او اجازه تصميم گيري بدهيد

    وقتي كه كودك شما از همان سن كودكي اجازه انتخاب كردن مي يابد او به اين قوه داوري خويش اعتماد خواهد كرد. البته كه كودكان خود نمايي را دوست دارند اما كنترل گري خيلي زياد نيز اثري مخرب دارد. بهتر است به كودك خود بين دو تا سه گزينه انتخابي بدهيد. مثلاً از كودك سه ساله بپرسيد براي ناهار چه دوست دارد ليكن پاستا يا كره بادام زميني يا ژله را نيز پيشنهاد دهيد. ضمن آنكه بگذاريد كودك شما بداند كه انتخاب هاي خاص مربوط به شما است. نگار دختر هشت ساله سارا دوست دارد مانند يك پسر لباس بپوشد و موهاي خود را مانند پسران كوتاه كند. سارا مي گويد، تصميم گرفتم بگذارم او اين انتخاب هايش را محك بزند اما چيزهاي ديگري مانند تمرين پيانو ادعاهايي پذيرفتني نيست.

    نيمه پر ليوان را ببينيد

    اگر كودك شما مستعد احساس شكست ناشي از نااميدي ها است به او كمك كنيد تا حس خوشبينانه تري داشته باشد. دكتر كارن ريويچ نويسنده مسئول “كودك خوش بين” مي گويد به جاي اينكه به كودك دلگرمي هاي مصنوعي پيشنهاد دهيد او را ترغيب كنيد تا در مورد روش هاي خاص بهبود وضعيت و طرق نزديكترشدن او به اهدافش بينديشد، در واقع به زاويه روشن چيزها نگاه كند. اگر او نسبت به همكلاسي هايش در خواندن عقب است برايش توضيح دهيد كه بقيه نيزگام به گام با تو ياد مي گيرند و پيش مي روند و زمان بيشتري را صرف خواندن با او كنيد.

    اگر او دچار ناراحتي شد به اين دليل كه در يك بازي شكست خورده است  به او نگوييد خب به نظرم تو ستاره اي. در عوض، بگوييد مي بينم چقدر نااميد شده اي. بيا با هم برنامه اي طرح كنيم براي اينكه بتواني در آينده با فرصت هاي بيشتري به عنوان عضو دلخواهت در بازي ظاهر شوي.

    علائق خاص او را پرورش دهيد

    سعي كنيد كودك شما در معرض انواع گسترده اي از فعاليت ها قرار گيرد و وقتي كه او علاقه واقعي خود به چيزي را كشف مي كند تشويقش كنيد. كودكاني كه اشتياق زيادي به دايناسورها و يا آشپزي دارند به سررشته آنها بباليد آنها به احتمال بيشتري در ديگر حوزه هاي زندگي نيز موفق مي شوند.  سرگرمي هاي خارق العاد هبخصوص ممكن است براي كمك به كودكان ناسازگار مفيد باشد و همچنين شما مي توانيد به كودك خود كمك كنيد تا از علايق خود براي برقراري ارتباط با ديگر كودكان سود ببرد. براي مثال، اگر پسر شما دوست دارد نقاشي بكشد اما اكثر پسرهاي كلاسش عضو بازي هاي ورزشي هستند او را به طراحي تابلوهاي نقاشي ورزش هاي مختلف يا تركيب كردن كتاب هاي هنري اش و به نمايش گذاشتن آن در كلاس ترغيب كنيد.

    مهارت حل مسئله را افزايش دهيد

    دكتر ميرنا شور نويسنده پرورش كودكان متفكر مي گويد كودكان توانا در گفتگوكردن براي كسب خواسته دلخواه كودكاني مطمئن هستند. تحقيقات او نشان مي دهد كه شما مي توانيد حتي به كودك كوچك خود نحوه حل مسائل براي خود را آموزش دهيد. رمز آن نيش زبان شما است. اگر كودك شما نزد شما مي آيد و از كودكي شكايت مي كند كه كاميون او را در زمين بازي برداشته است از او بپرسيد به نظرت چه روشي براي پس گرفتن آن خوب است. اگر چه اولين فكر او قاپيدن كاميون است، از او بپرسيد به نظرت اگر خودت اين كار را مي كردي چه اتفاقي مي افتاد. سپس بپرسيد آيا مي تواني به روش هاي ديگري براي پس گرفتن آن فكر كني طوري كه اتفاقي نيفته؟ در يكي از مطالعات دكتر شور در باب اين چنين موقعيتي، يك كودك چهار ساله ايده به طرزاعجاب برانگيز پخته اي مانندگيربكس كاميون را مطرح مي كند” اگر با من بازي كني بيشتر سرگرم مي شوي تا بازي با خودت به تنهايي.”

    راه هاي كمك گرفتن از ديگران را پيدا كنيد

    دكتر بروكز مي گويد وقتي كه كودكان احساسي مانند متمايز بودن داشته باشند خواه آن گذشتن از فنجان هاي آب با دويدن در پيش دبستاني باشد خواه آشپزي كردن براي خانه سالمندان باشد آنها احساس مطمئن تري پيدا مي كنند. بهتر است كودكان مسئوليت هاي خانوادگي خود را ياد بگيرند اما ممكن است براي خردسالان حتي پذيرفتني تر است كه با شما در يك طرح كار كنند (مي توانم واقعاً روي كمكت حساب كنم!) دكتر هيريش –پيساك مي گويد: با اين كار، او مستقيماً مي بيند كه پيشرفت كارها نيازمند تلاش است و او براي كاركردن در آينده به مشكلي برنخواهد خورد.

    براي او فرصت هاي زماني بيشتري براي بودن با بزرگسالان را ايجاد كنيد

    كودكان دوست دارند با دوستان خود پيوسته درهم آميزند اما همچنين مهم است كه آنها با بزرگسالان گوناگوني معاشرت كنند. گذراندن زمان با افراد بزرگتر دنياي كودكان را گسترش مي دهد، او را مجبور به صحبت كردن با بزرگسالان هم جوار خود كنيد و به آنها روش هاي مختلف تفكر را ياد دهيد. تحقيقات همچنين نشان مي دهند كه داشتن رابطه نزديك با فرد بالغ خاصي مانند معلم، عمو، پرستار بچه، يا والدين دوستان موجب منعطف تر شدن كودكان مي شود.

    آينده اي روشن را براي آنها متصور شويد

    اگر هنگامي كه كودكان در حال بزرگ شدن هستند بتوانند با كارهاي مهم يا آرماني خيالبافي كنند، حال مي توان گفت كه آنها دارند به احساس اطمينان بيشتر نزديك مي شوند. با كودك خود در مورد اينكه چگونه شما، همسر شما يا ديگر بزرگسالان مي توانند به او در انتخاب مسيرهاي زندگي كمك كنند صحبت كنيد. كودك شما ممكن است آرزوي خواننده پاپ شدن يا فضانورد را داشته باشد، اما سعي نكنيد انتظاراتش را پايين بياوريد. ولو آنكه او فكرش را تغيير دهد، مهم اين است كه او به اهدافش فكر مي كند.

     


    گفتگو با نوجوان در هنگام وقوع فجايع

    روشي كه با نوجوانان راجع به رويدادهاي غم انگيز صحبت مي كنيد را تغيير دهيد.

    به عنوان پدر و مادر در دنياي غيرقابل اطمينان و معمولا غم آلود، آرزو داريم مي توانستيم فرزندانمان را در حبابي شيشه اي قرار دهيم و از آنها محافظت كنيم. اما نمي توانيم. حقيقيت اين است كه با رويداد هاي دلخراش همچون تيراندازي هاي دسته جمعي، تروريسم يا حملات غير منتظره مواجه خواهيم شد. وقتي اينها اتفاق بيافتد، معمولا واكنش هاي ما مسير مشخصي را پيش مي گيرند. به عنوان بزرگسال، شوكه مي شويم. غمگين مي شويم. ممكن است ندانيم كه آيا اين ماجرا تكرار مي شود يا نه و اگر مي شود، آيا ما آنجا خواهيم بود. بعضي از ما، ممكن است خيلي از اين رويداد ها را تجربه كرده باشيم و هاج و واج شده باشيم.

    فرزندانمان براي اينكه مطمئن شوند همه چيز خوب است به ما نگاه مي كنند. براي نوجوان ها اين اتفاق ها مي تواند چالش بر انگيز باشد. بنا براين گفت و گو هايي كه ما بايد با آنها داشته باشيم را انجام دهيد. بايد در نحوه ي صحبت كردنمان با فرزندانمان رويكرد هاي متفاوتي پيش بگيريم. نوجوانان ما نبايد احساس ناتواني كنند. ما بايد آماده شان كنيم نسلي باشند كه مشكل ها را حل مي كنند. نه نسلي كه فقط با مشكلات زندگي مي كنند. هرگز نبايد باور كنند كه ما هيچ تواني براي جلوگيري از اين سوانح نداريم.

    براي مطالعه بيشتر:

    گفتگو با نوجوان در مورد تمايلات جنسي

    صحبت با كودك و نوجوان در مورد اضطراب

    اول: احساسات خودتان را بسنجيد

    قبل از شروع هر مكالمه اي با نوجوان خود، لحظه اي صبر كنيد و خود را بسنجيد. چقدر اين رويداد بر شما تاثير گذاشته؟ احساساتتان را پردازش كنيد، بررسي احساساتتان گام مهمي قبل از درميان گذاشتن موضوع با نوجوانانتان است.اگر شما راجع به رويداد عصباني هستيد، به خودتان فرصت دهيد كه آرام شويد. اگر ترسيده ايد، به خود اجازه دهيد كه زمان بگذرد. اگر احساس اضطراب مي كنيد، خود را در معرض اخبار يا مكالماتي كه مي تواند اضطرابتان را افزايش دهد قرار ندهيد. اينكه ما بزرگساليم به اين معنا نيست كه آسيب پذير نيستيم. اما اين مهم است كه بدانيد چقدر واكنش هاي احساسي تان روي نوجوانان يا كودكانتان ممكن است تاثير بگذارد. به عبارت ديگر، اين حقيقت كه شما احساس تشويش مي كنيد مي تواند منتقل شود. هيچ وقت نبايد به نوجوانان اجازه دهيم باور كنند كه ما اين رويداد ها را به عنوان «رويداد قابل انتظار» پذيرفته ايم يا بي عكس العمل آنها را رها كرده ايم.

    نوجوانان ممكن است احساسات مشابهي را تجربه كنند. مهم است كه اجازه دهيم احساسات خود را بيان كنند. هرگز نبايد عصبانيت، درماندگي يا هراس ناگهاني آنها را دست كم بگيريم. اين حقيقت كه فرزندانتان ممكن است بشدت احساساتي باشند دقيقا همان است كه بايد باشند. رنج و احساس نوجوانانمان است كه اميد براي تغيير آينده به وجود مي آورد.

    فرزندتان را بشناسيد: صادق باشيد و گفت و گوهايي مناسب سن داشته باشيد

    شما همانطور كه با يك فرد ۸ ساله صحبت مي كنيد با ۱۵ ساله صحبت نمي كنيد. در كل كودكان زير ۷ سال كاملا قادر نخواهند بود رويدادهاي تكاندهنده و يپيچيده را بفهمند و پردازش كنند. همچنين مهم است بفهميد فرزندتان چقدر (بدن توجه به سن) احساسي به فاجه يا تلفات واكنش نشان مي دهد. مطمئن شويد در مكالماتي وارد مي شويد كه در سطح فرزندانتان است و بتوانند بفهمند و به راحتي از عهده ي آن برآيند.

    از انعطاف پذيري نوجوان خود حمايت كنيد

    در زمان بحران، گوش دادن راهي كليدي براي حمايت ا نوجوانان  و نشان دادن عشق و باورتان نسبت به آنان است. با گوش دادن به آنها قادر خواهيد بود تشخيص دهيد آنها چگونه موقعيت را كنترل مي كنند، رويداد ها را تفسير مي كنند وممكن است در زندگيشان از طرف شما يا بزرگسالان ديگر به چه چيز نياز داشته باشند.

    ممكن است براي بعضي نوجوانان راحت تر باشد كه خودشان را با صحبت كردن درمورد آنچه اطرافيان آنها فكر مي كنند ابراز مي كنند. به جاي صرف نظر كردن از اين قسمت  گفت و گو با پرسيدن اينكه آيا آنها هم همين عقيده را دارند، به آنها اجازه دهيد به اين روش ادامه دهند و عقيده ي توجيه شده ي ديگران را تصديق كنند.

    بر رسانه هاي نوجوانان نظارت كنيد

    ديدن گزارش هايي درمورد كشتار جمعي در كل براي كودكان مناسب نيست. اما براي نوجوانان و جوانان، اين توقع اصلا واقع بينانه نيست كه تصور كنيد آنها اصلا در معرض پوشش خبري گزارش قرار نخواهند گرفت. در رسانه هاي جمعي از دوستان از گوشي هاي هوشمند تا تلوزيون، آنها خواهند فهميد كه چه اتفاقي افتاده است. آنها ممكن است واقعيات را درست دريافت كنند يا نكنند. بنابر اين با آنها راجع به آنچه شنيده اند يا ديده اند گفت و گو كنيد.

    يك راه خوب براي شروع گفت و گو پرسيدن سوالات ساده است. «راجع به —– چه شنيده اي؟ دوستانت در مدرسه راجع به اين چه مي گفتند؟ چه جور چيزهايي در رسانه هاي جمعي به اشتراك گذاشته بودند؟» بگذاريد گفت و گو از همينجا به طور طبيعي پيش برود. در عصر گفتگوي رسانه اي ممكن است شما بخواهيد سعي كنيد اخبار را باهم ببينيد و همانطور كه بيشتر ياد مي گيريد وارد گفت و گو شويد. اجازه دهيد نوجوانان سوال بپرسند. خودتان نيز سوال كنيد. اما، همچنان پي گيري كنيد كه نوجوانانتان چقدر در معرض وقايع بعد از يك روداد هستند و درنظر داشته باشيد كه آن را كمتر كنيد.

    آنها را از انجام جستجو هاي اينترنتي باز داريد. اگر آنها روي اخبار وحشت برانگيز تمركز كرده اند تلوزيون را خاموش كنيد و از آنها بخواهيد گوشي را كنار بگذارند. به ياد داشته باشيد، ما از آنها مي خواهيم آگاه بمانند، و سپس براي تاييد به ديگران رجوع كنند نه اينكه خود را در معرض شوك تصاوير گرافيكي تكراري قرار دهند.

    نيرويي حمايتگر باشيد: بر امنيت و عشقتان تاكيد كنيد

    همچنان كه تلاش مي كنيم رويداد هاي دلخراش را درك كنيم يا توضيح دهيم، مهم است تاكيد كنيد كه شما و نوجوان/جوان در امان هستيد. اگر امكان دارد به فاصله اي كه بين شما و رويداد است اشاره كنيد. راجع به اين واقعيت كه قانون براي اطمينان از اينكه همه در امان هستند در حال اجراست گفت و گو كنيد. اگر مناسب سن است و حمله كننده تحت كنترل در آمده، دست گير شده يا حتي كشته شده، بگذاريد فرزندانتان بدانند. راجع به اينكه كارمندان دولت، آژانس هاي كمك يا ديگراني كه به موقعيت كمك كرده اند چه اقداماتي انجام داده اندبه طور مختصر توضيح بدهيد. سعي نكنيد با اطلاعات بيش از حد غلو كنيد. اين همچنين ممكن است فرصتي براي گفت و گو راجع به برنامه هاي امنيت خانواده خودتان در موقعيت هاي مختلف ايجاد كند. بگذاريد نوجوانانتان بفهمند چه كار هايي براي مصون نگه داشتن آنها انجام مي دهيد. براي اينكه به آنها بگوييد چقدر دوستشان داريد وقت بگذاريد. عشق شما هم در مواقع خوب و هم عميقا چالش برانگيز در زندگي آنها، نيروي حمايتگر بسيار مهمي باقي مي ماند.

    خوبي ديگران را به نوجوانانتان نشان دهيد

    همان قدر كه رويداد هاي غم انگيز بدترين ها را در افراد بخصوص نمايش مي دهد، آنها همچنين در خيلي هاي ديگر بهترين ها را برمي انگيزد. براي آنها داستان هايي از عشق، شجاعت و ازخودگذشتگي در دل هرج و مرج را مورد تاكيد قرار دهيد. در پايان حادثه ي دلخراش، معمولا افراد حاضر زندگي خود را به خطر مي اندازند تاپناه ديگران شوند و از آنها محافظت كنند. مي بينيمكه نجات يافتگان به انتقال زخمي ها به بيمارستان كمك مي كنند. مي بينيم افراد غريبه براي اهداي خون صف مي كشند. افراد عادي در لحظات مهمهمچون قهرمانان به نظر مي رسند. نوجوانانتان را تشويق كنيد كه همه ي خوبي هايي كه به چشم مي خورد را ببينند. ما فرزندانمان را پرورش مي دهيم تا بزرگسالاني شوند كه در ساختن دنيايي بهتر دخيل خواهند بود. آرزو مي كنيم كه هيچ حادثه ي دلخراشي براي ازخودگذشتگي آنها وجود نداشته باشد. اما زماني كه انجامش دهند، ما بايد دو هدف داشته باشيم. اول، آنها را از نظر احساسي حمايت كنيم و بر امنيت آنها در لحظه تاكيد كنيم. دوم، به آنها اطمينان دهيم كه در واقعياتي كه ما شاهد آن هستيم قرار نخواهند گرفت مگر اينكه هرگز اين وقايع را به عنوان روزمرگي نپذيرند يا نسبت به رنجش و درد بي احساس نشوند. تاكيد بر بهترين ويژگي هاي انساني در بدترين شرايط، شيوه اي است هم براي كمك به خودمان كه از پس رنج امروز برآييم و اطمينان داشته باشيم كه جوانان به پيدا كردن راه حل براي آينده ي بهتر ادامه خواهند داد.

    هرگز در گفت و گو اجبار نكنيد

    بعضي نوجوانان ممكن است به رويداد بي علاقه به نظر برسند. بعضي ممكن است حتي برعكس عمل كنند و اين رويداد بر آنها اثر نكند. اگر نوجوان شما اين چنين واكنش نشان داد، هرگز در قضيه پافشاري نكنيد. فقط بگذاريد بداند آماده ي صحبت هستيد و خوشحال مي شويد كه گوش كنيد. بعضي نوجوانان ممكن است به حالت عادي نياز داشته باشند و ممكن است به ظاهر احساسات واقعيشان را ابراز نكنند. در اين مدت شما مي توانيد اين را براي خود الگو كنيد، صحبت با ديگران به حس راحتي وامنيت شما كمك مي كند.

    در موقع لزوم كمك حرفه اي دريافت كنيد

    به ياد داشته باشيد كه شما تنها نيستيد. اگر نوجوانتان نزاع مي كند و شما براي آنها  كمك حرفه اي مي خواهيد، براي مراجعه به پزشكان متخصص، مشاور مدرسه، روحاني يا دبير انجمن قابل اعتماد براي مشورت ترديد نكنيد.

    براي اطلاعات و راهكار هاي بيشتر به مشاوره توجه كنيد:

    هر چقدر كه هميشه سعي داريم از فرزندانمان در برابر وقايع دلخراش محافظت كنيم، نمي توانيم. اما اينكه چطور عكس العمل نشان مي دهيم، اعمالي كه ما در آن الگو هستيم و روش حمايتمان به كاهش شوك نوجوانانمان كمك مي كند. همينطور به آنها مي آموزد كه در برابر رويداد هاي آينده انعطاف پذير تر باشند.


    راهنماي والدين براي كنترل خشم

    تربيت فرزند آرام: چگونه كنترل را بدست بگيريد زماني كه كودكتان شما را عصباني مي كند
    چرا از كوره در رفتن وقتي كه كودكان ما را عصباني مي كنند انقدر متداول است ؟ دلايل بسياري وجود دارد اما، به نظر مي رسد عمدتا به اين خاطر است كه ما به خودمان اجازه مي دهيم كه از كوره در رويم. در واقع، وقتي بيش از حد عصباني مي شويم، وقتي هيجاني برخورد مي كنيم، به جاي استفاده از راه هاي ديگر، به رفتار كودكانمان اجازه مي دهيم كه چگونگي رفتارمان را تعيين كند.
    ما خيلي كار ها را خودكار انجام مي دهيم، حتي بدون اينكه راجع به آن فكر كنيم. اين اغلب بدين خاطر است كه ما باور داريم كودكانمان بايد تحت كنترل ما باشند، به جاي اينكه لحظه اي درنگ و فكر كنيم و بگوييم: «صبر كن، اول بايد خودم را كنترل كنم قبل از اينكه چيزي بگويم.» بهترين راه براي اينكه خود را از عصباني شدن بازداريد اين است كه تشخيص دهيد عصباني خواهيد شد و چه چيز باعث مي شود عصباني شويد. در حقيقت، احتمالا اين يكي از مهم ترين كارهايي است كه مي توانيد به عنوان پدر و مادر انجام دهيد.

    براي مطالعه بيشتر:

    شيوه هاي فرزند پروري و تاثير آن در ابراز خشم

    پرخاشگري كودكان در سنين مختلف

    در اين ميان، رازي وجود دارد: زماني كه خودتان را كنترل مي كنيد، معمولا كودكتان نيز آرام مي شود. به ياد داشته باشيد، آرامش مسري است و همينطور اضطراب. وقتي ما در جايگاه پدر و مادر عصبي يا مضطرب مي شويم، مسلم است كه اين باعث ايجاد اضطراب در كودكانمان مي شود. همچنين مي توان گفت احتمالا بزرگترين نگراني شما به عنوان پدر و مادر،از نظر هيجاني واكنش پذير بودن است. از اين نظر به اين مسئله نگاه كنيد: اگر نمي توانيد آرام شويد، اگر نمي توانيد خونسردي خود را حفظ كنيد، آنچه واقعا انجام مي دهيد اين است كه سهوا همان جوي را به وجود مي آوريد كه داريد تلاش مي كنيد از بين ببريد.
    وقتي سعي مي كنيد به جاي اضطراب خودتان، رفتار كودكتان را مديريت كنيد، آنچه انتقال مي دهيد اين است كه «من كنترلم را از دست داده ام. من بايد رفتار تو را تغيير دهم تا حس بهتري داشته باشم!»
    به اين مثال توجه كنيد. فرض كنيد شما داريد به كودكتان ياد مي دهيد چگونه دوچرخه سواري كند. كودكتان ياد نمي گيرد و بد عنق شده و با شما بحث مي كند. شما درمانده، رنجيده خاطر، عصباني و نا اميد شديد، زيرا در درون حس مي كنيد شما مسئوليد به او ياد دهيد كه چگونه دوچرخه سواري كند و او گوش نمي دهد و شما شروع به مقابله با آن مي كنيد. سر كودكتان داد مي زنيد زيرا از كوره در رفته ايد. نتيجه ي نهايي اين است كه احتمالا كودكتان از دوچرخه خواهد افتاد. دليلش اين است كه: او مملو از اضطرابي شده كه اطرافش را گرفته و او نمي تواند تمركز كند. او احساس مي كند مجبور است كاري انجام دهد و با شكست خوردن به آن واكنش مي دهد. چه كاري مي توانيد انجام دهيد؟ به جاي پرخاشگري و واكنش به اين دليل كه احساس مي كنيد مجبوريد به كودكتان ياد دهيد دوچرخه سوار شود، سعي كنيد او را در اطراف بچرخانيد و از خود بپرسيد: «چگونه مي توانم كاملا آرامشم را حفظ كنم و چقدر اين رفتار من مي تواند در درست پيش رفتن كودكم كمك كند؟» به خود يادآوري كنيد كه شما مسئول آموزش دوچرخه سواري به او نيستيد، شما مسئول حفظ خونسردي خودتان هستيد. از اين رو، شما مي توانيد به موثرترين راهي فكركنيد كه، مي توانيد كمكش كنيد ياد بگيرد.
    به اين دليل است كه اگر نتوانيم خودمان را آرام كنيم احتمالا دقيقا همان چيزي را به وجود مي آوريم كه در تلاشيم از آن دوري كنيم- شكست. به كسي كه آرام و متين است و او را مي شناسيد فكر كنيد؛ شخصيتشان همه را در اتاق تحت تاثير قرار مي دهد. وقتي آرام هستيد، همين تاثير را روي فرزند و خانواده تان خواهيد گذاشت. اين به فرزندتان كمك خواهد كرد كه ياد بگيرد چگونه زماني كه عصبي يا آشفته است خود را تسكين دهد و او را بهتر قادر خواهد ساخت آنطور عمل كند كه در لحظات پُر تنش بايد انجام دهد. و در اين لحظات نبايد مجبور باشد با شما جنگ و دعوا كند، زيرا شما به صورت موثر از اين جنگ قدرت فاصله گرفته ايد – با حفظ آرامش در زماني كه او روي نقطه ضعفتان دست مي گذارد.
    اتفاقا، به نظر مي رسد هيچ كس نمي خواهد از كوره در رود- هيچ كس دوست ندارد ناراحت باشد. هدف اغلب خانواده ها اين است كه خونسردي خود را حفظ كنند، اما معمولا آنها نمي دانند چگونه اين كار را انجام دهند. حقيقت اين است كه، هركسي بايد بهترين روشي كه بتواند اين را انجام دهد را پيدا كند. (نظراتي درمورد چگونگي انجام اين وجود دارد كه مي شود در يك دقيقه توضيحشان داد). اما نهايتا، مهم اين است كه چگونه كنترلتان را از دست ندهيد و به خودتان اين اجازه را ندهيد و دليل خوبي براي اين وجود دارد. وقتي در مقابل فرزندانمان به شدت عصباني مي شويم، آنچه در واقع منتقل مي كنيم اين است كه: «من كنترلم را از دست داده ام. من مي خواهم تغيير كني تا احساس بهتري داشته باشم». بنابر اين هدف اين است كه بدانيم چه اتفاقي درحال وقوع است، و فهميدن اينكه كنترش چقدر مهم است، و در نهايت كنترل خود را بدست بگيريم. سوالي كه احتمالا خواهيد پرسيد اين است كه «گفتنش راحت است، چگونه مي توانم اين كار را انجام دهم؟» در اينجا راهكار هايي كه براي پدر و مادر ها مفيد است آمده:
    ۱- قول دهيد از كوره در نمي رويد.به خودتان ياد آوري كنيد كه داريد سعي مي كنيد كنترل خود را حفظ كنيد. توجه كنيد چه چيزي باعث عصبانيت شما مي شود- آيا اين است كه فرزندتان شما را ناديده مي گيرد؟ يا حاضر جوابي باعث آزار شما شده است؟ هميشه راحت نيست و به نظر ميرسد براي هر كسي سخت باشد كه عصبانيتش را صد در صد مواقع كنترل كند، اما هنوز، دادن اين قول به خودتان شروع آرامش براي همه ي اعضاي خانواده تان است.
    ۲- بپذيريد كه فرزندتان دست روي نقطه ضعفتان خواهد گذاشت. معمولا از اين ناراحت مي شويم كه فرزندانمان آنچه مي خواهيم انجام دهند را انجام ندهند. گوش ندهند يا اطاعت نكنند. در ذهنمان، شروع به نگران شدن درمورد اين مي كنيم كه به عنوان پدر و مادر كارمان را خوب انجام نمي دهيم. از اين نگرانيم كه نمي دانيم چه كاري انجام دهيم تا آنها را تحت كنترل خودمان در آوريم. گاهي به سرعت به آينده مي رويم و حيران مي شويم كه آيا بقيه ي زندگيشان را نيز اينگونه خواهند بود. در كوتاه مدت به سراغ هر فكر غلطي مي رويم. و با اين كار، اضطرابمان شديد مي شود. به نظر مي رسد بهترين راه اين است كه براي اين كه فرزندتان شما را عصباني خواهد كرد آماده باشيد و آن را شخصي نكنيد. به عبارت ديگر، فرزندتان دارد كار خودش را انجام مي دهد (كودكي كه نمي تواند مشكلاتش را حل كند) و كار شما اين است كه آرام بمانيد تا بتوانيد او را راهنمايي كنيد.
    ۳- آنچه در قبالش مسئول نيستيد را درك كنيد.براي خيلي از پدر مادر ها گيج كننده است كه بدانند مسئول چه هستند و مسئول چه نيستند، و اگر در برابر چيزهايي كه در واقع به شما مربوط نيستند احساس مسئوليت كرديد- چيز هايي مانند اينكه او به موقع از خواب بيدار شود يا تكاليفش را كامل كند- موجب درماندگي خواهد شد. آنها به شما مربوط نيستند- آنها به فرزندتان مربوط هستند. اگر مدام فكر مي كنيد كه سرانجام كارها چگونه است، در كار هاي فرزندتان مداخله مي كنيد طوري كه باعث استرس بيشتر و دوباره كاري مي شويد. بنابر اين مي توانيد بگوييد: «من مسئول اين هستم كه به تو كمك كنم تا بفهمي چگونه مشكل را حل كني. اما من مسئول حل كردن مشكل برايت نيستم.» اگر احساس كرديد شما مسئول حل مشكلات فرزندتان هستيد، سپس او حس نمي كند كه خودش مسئول حل آنها است. شما بيشتر و بيشتر پريشان خواهيد شد و بيشتر و بيشتر تلاش خواهيد كرد. شما مسئول اين نيستيد كه فرزندتان را مجبور كنيد به حرفتان گوش دهد، اما اينكه وقتي به حرفتان گوش نميدهد چگونه عكسالعمل نشان دهيد وظيفه ي شماست.
    بنابر اين هم اكنون بايد در برابر اين نوع افكار آرامشتان را بيشتر حفظ كنيد. اگر احساس كرديد مسئوليد فرزندتان را مجبور كنيد گوش دهد، به اين فكر كنيد- چگونه بايد اين را انجام دهيد؟ چگونه مي توان ديگري را به انجام كاري مجبور كرد؛ چگونه مي توانيم آنچه شخص ديگري انجام مي دهد را كنترل كنيم؟ در عوض تصميم بگيريد مسئول اين باشيد كه اگر فرزندتان به شما گوش نكرد چگونه با او برخورد كنيد. به عواقبي فكر كنيد كه مي خواهيد به او بدهيد، بر پايه ي آنچه مي توانيد يا نمي توانيد با آن زندگي كنيد، خط قرمز هاي خودتان. در بلند مدت، اينكه محكم بايستيد به شما كمك خواهد كرد راهنمايي باشيد كه فرزندانتان نياز دارند.
    ۴- از قبل آماده باشيد. توجه كنيد چه زماني اضطراب زياد است و سعي كنيد برايش آماده شويد. ممكن است مشاهده كنيد كه هر روز ساعت پنج، اعصاب خانواده تان بهم مي ريزد. همه از سر كار يا مدرسه برگشته اند، گرسنه اند و دارند استراحت مي كنند. براي خيلي از خانواده ها اين دقيقا افتضاح ترين زمان در طول روز است، اضطراب همه زياد است و تحمل كم است. از خودتان بپرسيد، «چگونه با اين كنار آيم وقتي مي دانم نوجوانم سرم فرياد خواهد زد؟ چه كار كنم وقتي درخواست مي كند از ماشين استفاده كند وقتي مي داند مي گويم نه؟» خودتان را آماده كنيد. بگوييد «اين بار با او جر و بحث نخواهم كرد. هيچ كس نمي تواند باعث شود چنين كاري كنم. اجازه نمي دهم عصبانيم كند.» طرز ايستادنتان بايد بگويد، «مهم نيست چقدر سخت تلاش مي كني كه با من وارد جر و بحث شوي، قرار نيست چنين اتفاقي بيافتد» به جاي اينكه تحت تاثير احساسي كه در لحظه داريد قرار بگيريد، بگذاريد روشي كه مي خواهيد به عنوان پدر و مادر داشته باشيد هدايتتان كند.
    ۵- از خود بپرسيد «در گذشته چه چيزي به من كمك كرده؟»به اين فكر كنيد كه در گذشته چه چيز كمكتان كرده اضطرابتان را كنترل كنيد. چه چيز در برابر آنچه ناراحتتان كرده باعث تسكين شما شده؟ معمولا اولين چيز اين است كه خود را متعهد كنيد زماني كه اين احساس در شما به وجود مي آيد، هيچ چيزي نگوييد. مي توانيد در ذهنتان چيزي شبيه اين را بگوييد: «هيچ چيز نخواهم گفت؛ صبر خواهم كرد؛ نفس عميقي خواهم كشيد.» به خودتان فرصت دهيد تا هر آنچه براي آرام شدن نياز داريد را انجام دهيد. مانند: قدم زدن در اتاق، رفتن به اتاق خواب يا دستشويي، ترك كردنسريع موقعيت. به ياد داشته باشيد هيچ اشكالي ندارد. مجبور نيستيد به فرزندتان واكنش نشان دهيد.
    ۶- نفس بكشيد. زماني كه حس مي كنيد از كنترل خارج شديد نفس عميق بكشيد و به اتفاقات فكر كنيد. تفاوت زيادي بين پاسخ دادن و واكنش نشان دادن وجود دارد. زماني كه پاسخ مي دهيد، درواقع لحظاتي راجع به اينكه مي خواهيد چه بگوييد فكر مي كنيد. زماني كه واكنش مي دهيد، به صورت خودكار عمل مي كنيد. تا حد امكان شما مي خواهيد با فكر به گفتار يا رفتار فرزندتان پاسخ دهيد. مطمئن شويد كه قبل از پاسخ به گفتار يا رفتار فرزندتان نفس عميق كشيده ايد زيرا اين لحظه به شما اين شانس را مي دهد كه درمورد چيزي كه مي خواهيد بگوييد فكر كنيد.
    اين طور فكر كنيد كه: وقتي ناراحت هستيم و سعي مي كنيم فرزندانمان را مجبور كنيم آنچه مي خواهيم را انجام دهند، بيشتر فشار خواهيم آورد. سعي مي كنيم آنها را بيشتر كنترل كنيم، اصلاحشان كنيم يا تشويقشان كنيم بيشتر معقول باشند، بنابر اين بيشتر فرياد مي زنيم، و كم كم عصباني مي شويم و عصبانيتمان تشديد مي شود. ممكن است اين همان زمان روز باشد. شايد فرزندتان روز سختي داشته است و ما به وضعيت روحي آنها واكنش نشان داده ايم و سپس آنها با خشم پاسخ داده اند و اين تشديد شده است. اضطراب به آرامي زياد مي شود.
    ۷- در ذهنتان تكيه كلام هايي داشته باشيد. هر بار كه احساس كرديد هيجان هايتان افزايش پيدا كرد چيزي به خودتان بگوييد. اين مي تواند هر چيزي باشد از «بس كن» گرفته تا «نفس بكش» «آرام باش» «اين واقعا اهميت دارد؟» يا «آيا اينقدر مهم است؟» كلمات مي توانند هرچيزي كه به شما كمك مي كند، باشد، از اين موقعيت استفاده كنيد و طبق اولويت هايتان پيش رويد. مي توانيد از تصوير ذهني اي سودمند براي آرام شدن استفاده كنيد، مانند مكان زيبايي كه هميشه آرامتان مي كند. سعي كنيد اين تصوير ذهني را براي خودتان ايجاد كنيد. كار كردن روي تصوير ذهني توانايي شما را براي فكر كردن خودكار به آن را فزايش خواهد داد.
    ۸- به اين فكر كنيد كه مي خواهيد رابطه شما چگونه باشد. مي خواهيد رابطه شما با فرزندتان چگونه باشد؟ اگر اينگونه كه در حال حاضر بعد از بيست و پنج سال رابطه تان پيش مي رود همان نيست كه مي خواهيد، به اين فكر كنيد كه چه مي خواهيد. از خودتان بپرسيد «اين روشي كه اكنون به فرزندانم پاسخ مي دهم مفيد خواهد بود؟ آيا اين به من كمك خواهد كرد كه به اهدافم برسم؟»البته به اين معنا نيست كه هميشه هر كاريفرزندانتان خواستند انجام دهيد. پاي قوانين خانه بايستيد و اينكه وقتي فرزندانتان بد رفتاري مي كنند عواقب رفتارشان را به آنها نشان دهيد، همه بخشي از پدر و مادر موثر و فداكار بودن است. اين بدين معنا است كه شما سعي مي كنيد با احترام با فرزندتان رفتار كنيد، همانطور كه مي خواهيد او با شما رفتار كند. اين هدف را به خاطر داشته باشيد. از خودتان بپرسيد، «پاسخم ارزشش را دارد؟» اگر هدفتان اين است كه رابطه ي دوستانه اي با فرزندتان داشته باشيد، آيا واكنشتان شما را به اين هدف نزديك تر خواهد كرد؟ وقتي فرزندتان شما را عصباني مي كند، روند فكر كردنتان در آن لحظه بسيار مهم است. هدف كلي اين است كه نسبت به آنچه بين ما و فرزندانمان اتفاق مي افتد تا جايي كه مي توانيم واقع بين باشيم. بپرسيد «فرزندم در حال حاضر دارد چه كار مي كند؟ دارد سعي مي كند چه كاري كند؟ آيا او دارد به تنش هاي خانه پاسخ مي دهد؟» مجبور نيستيد او را وادار به گوش كردن كنيد، اما بايد بفهميد كه چه اتفاقي دارد ميافتد و بسنجيد كه چگونه مي خواهيد به آنچه در حال وقوع است پاسخ دهيد. سپس مي توانيد در مسير بمانيد و به سمت هزار ها مسير متفاوت كشيده نشويد.
    روند فكر كردن به تنهايي به شما كمك مي كند كه آرام شويد. به عنوان پدر و مادر آنچه در واقع برايش تلاش مي كنيم اين است «مشكلم چيست كه نمي توانم خودم را آرام كنم؟» بنابر اين هرچه كمتر واكنش دهيم، بهتر است، و هرچه بيشتر در مورد اتفاقات فكر كنيم، نتيجه مثبت تر خواهد بود. فكر كردن به ما كمك مي كند آرام باشيم و نفس بكشيم، آرامش به ما كمك مي كند بهتر فكر كنيم. بررسي كردن خودمان به بخش منطقي مغز كمك مي كند و انواع «هيجاني» كه سد راه بهتر فكر كردن مي شوند را كاهش مي دهد.
    اين دقيقا همان چيزي است كه درموردش صحبت مي كنيم: به جاي فقط واكنش نشان دادن متفكرانه پاسخ دهيد. شخصي مي گفت: «پاسخ دادن از مسئوليت مي آيد» بدين ترتيب اينكه ميخواهيم وقتي عصبانيمان مي كنند، اينكه به جاي واكنش غيرارادي چگونه عمل كنيم، برايمان مسئوليت دارد، و اگر بتوانيم با فكرمان در برابر احساسمان بايستيم، به عنوان پدر و مادر بهتر عمل خواهيم كرد؛ و اين همان هدف است.

    درمورد دبي پينكوس: بيش از ۲۵ سال است كه همدردي و درمان موثرانجام مي دهد. آموز و كمك به اقراد و زوج ها و پدر مادر ها تا خود و رابطشان را بهتر كنند. دبي موسس برنامه ي Calm Parent AM & PM™ و همچنين نويسنده ي بيشمار كتاب درمورد نوجوانان و روابط بين فرديشان است.