عاشقانه: هر آنچه كه عاشقان پيش از ازدواج بايد بدانند

مشاوره در زمينه قبل از ادواج و درمان مشكلات فردي نامزدان

شنبه ۰۲ اسفند ۰۴

افسردگي

با سلام خدمت شما من يه چند وقتي هست كه خيلي استرس ميگيريم مثلا ميترسم كه يكي از عزيزانم و از دست بدم يا اينكه خيلي زود عصباني ميشم كه باعث ميشه خانوادم از دستم ناراحت بشن و بعد از اينكه اعصابم بهتر ميشه پشيمون ميشم از كارم ولي واقعا دست خودم نيست و خيلي زود عصباني ميشم يا اينكه من جديدا به صداي بالا كشيدعـ بيني خيلي حساس شدم و اعصابم خورد ميشه ولي واقعا دست خودم نيست و وقتي به اطرافيانم ميگم فكر ميكنن از قصد اينجوري ميكنم و اينكه شبا خيلي استرس ميگيرم كه اين باعث قلب دردم ميشه
١٤ سالمه
اگهـ ميشه لطف كنيد راهنماييم كنيد با تشكر ❤️

راهنما گفته:

درمان زودرنجي

خيلي ساده است؛ زماني كه حرف كسي شما را بشدت ناراحت كرد با خود بگوييد من چرا تا اين اندازه منعطف هستم.
كه هر موضوعي مي‌تواند مرا به شكلي درآورد؟ اصلا اين موضوع اين‌قدر مهم است كه مرا بيازارد؟
سپس به دنبال دليلي براي افكارتان باشيد:
آيا منظور او از اين حرفي كه زد، واقعا رنجاندن من بود؟
آيا او واقعا مي‌خواهد به من صدمه بزند؟ خوب اگر منظورش رنجاندن من نيست، پس در واقع چه چيزي مي‌خواسته بگويد؟

با خودتان بگوييد فردي كه معمولا حرف‌هايش ناراحت‌تان مي‌كند مثل هر انسان ديگر و همچنين مانند خود شما حق دارد عقايدي داشته باشد.
و در ضمن اين عقايد كه در قالب كلام ابراز مي‌شود، فقط چند واژه است كه مي‌توانيد هرگز آنها را جدي نگيريد.
مسلما چند واژه بي‌اهميت نمي‌تواند استخوان‌هايتان را بشكند.
در واقع وقتي در روابط‌تان با ديگران، خود را به گونه‌اي تعليم دهيد كه حرف‌هاي ديگران را بيش از حد جدي نگيريد، مي‌توانيد شادتر از هميشه زندگي كنيد.

اگر تحمل‌تان را چنان بالا ببريد كه از هر حرفي ناراحت نشويد، مي‌توانيد وقتي كنار ديگران هستيد احساس بهتري داشته باشيد.
اگر هر بار كه رنجيديد خودتان را يك دقيقه به جاي فرد آزاردهنده بگذاريد، مي‌توانيد از نگاه و ديد او به خودتان بنگريد .
و سپس ممكن است به اين نتيجه برسيد كه موضوع را بيش از حد جدي گرفته‌ايد و آن عقايد چندان هم ناراحت‌كننده نيست.
و حتي شايد به اين نتيجه برسيد كه فرد آزاردهنده اصلا قصد رنجاندن شما را نداشته است.

وقتي سخنان سختي از ديگران مي‌شنويد، فرض كنيد كه آن صحبت‌ها از روي خيرخواهي بوده است و طرف قصد كمك داشته است.
اما زبان خوبي براي بيان درست عقايدش به كار نبرده است و شايد با وجود خوش قلبي نمي‌داند به چه صورت نصيحت‌تان كند.
اين روش كمك مي‌كند از تلخي سخنان آن فرد كاسته شود و شما را غمگين نكند.
بنابراين زياد به واژه‌هايي كه ديگران براي بيان افكارشان استفاده مي‌كنند، اهميت ندهيد.
عقايدشان را بشنويد و به روش نامناسب بيان افكارشان اهميت ندهيد.
البته برخي افراد بدجنس حرف‌هايشان را واقعا از روي بدخواهي مي‌زنند.
مراقب اين اشخاص باشيد تا شما را ساده فرض نكنند.

بسياري از مردم خيلي زود از ديگران مي‌رنجند چون از نظر عاطفي و احساسي نمي‌توانند بين افكار و درك دروني از وجود خودشان تمايز قائل شوند.
وقتي درك از هويت شخصي و عقايد اشخاص تا اين اندازه با هم در ارتباط باشد، وقتي با عقايد مخالف عقايد خود روبه‌رو مي‌شوند، احساس مي‌كنند.
هويت و شخصيت‌شان مورد هدف قرار گرفته است. اين نوع تفكر بسيار آزاردهنده و البته نادرست است.
براي اين‌كه بتوانيد بر زودرنجي بيش از حد خود غلبه كنيد، بدانيد افكار و عقايدتان، هويت اصلي شما نيست .
و چند عقيده و تفكر نمي‌تواند نشان‌دهنده كل وجود شما باشد.
هراندازه بتوانيد عقايد و هويت‌تان را از هم تفكيك كنيد، كمتر آزرده‌خاطر شده و زندگي شادتري خواهيد داشت.

اگر انسان هميشه در خود احساس فروتني كند كمتر از حرف‌هاي ديگران مي‌رنجد.
فروتني دوست آرامش دروني و متانت است و به نوبه خود مي‌تواند
انسان را از نظر روحي در وضعي قرار دهد كه در برابر سخنان و اعمال ديگران مصون بماند.
شخص فروتن با هر گفته و سخن، زود نمي‌رنجد.

هميشه حقيقت و راستي از همه چيز مهم‌تر است و اصلا اهميتي ندارد كه چه كسي اين حقيقت را بيان مي‌كند.
بنابراين اگر براي اين موضوع ارزش قائل شويد هرگز از صحبت‌هاي ديگران حتي اگر مخالف با عقايد شما باشد.
ناراحت نمي‌شويد هميشه اين حقيقت است كه برايتان ارزش دارد.
شما با اين تفكر، افكار ديگران را فقط به چشم پيشنهاد مي‌بينيد و از آنها رنجيده‌خاطر نمي‌شويد.
در ضمن معمولا هم به دنبال حقيقت مي‌رويد و مهم نيست اين حقيقت از چه ناحيه‌اي باشد.

اين ذهنيت كه همه چيز درباره من است، زمينه‌اي عالي براي پي در پي رنجيدن است.
در واقع هر كلامي كه از دهان كسي خارج شود و هر عملي كه انجام شود همه را رفتارهاي عمدي
و مغرضانه عليه خودتان برداشت مي‌كنيد و باور كنيد تحمل چنين احساسي بسيار سخت خواهد بود.
اگر شما خود را در مركز همه چيز بپنداريد تعجبي ندارد كه دائم هم آزرده خاطر شويد.
از موضوعات مختلف خود را دور نگهداريد و خود را درگير هر چيزي نكنيد تا دچار رنجش‌هاي مكرر نشويد.
سعي كنيد نسبت به بسياري از چيزها بي‌تفاوت رفتار كنيد. به اين ترتيب شادي هم مدام از وجودتان نمي‌گريزد.

بيشتر مواقع ما مي‌خواهيم گفت‌وگوهايمان را بسرعت به نتيجه برسانيم و معمولا هم نمي‌توانيم منظورمان را درست بيان كنيم.
و سپس از سخنان ديگران كه آنها نيز در بيان صحيح افكارشان عاجز مانده‌اند قصد و غرض برداشت مي‌كنيم و مي‌رنجيم و آزرده‌خاطر مي‌شويم.
چه بسا خود ما نيز همين رنجش را در طرف مقابل موجب شده باشيم.
براي اين‌كه جلوي چنين وضعي را بگيريم بايد اجازه دهيم گفت‌وگوهايمان بدرستي پيش رود.
و اصرار نداشته باشيم بدون قضاوت صحيح به نتيجه برسيم.
در اين صورت است كه در انتها مي‌توانيم به نتيجه‌اي مناسب و بدون ناراحتي دست پيدا كنيم.

اگر شما انتظار داشته باشيد كه همه مردم يك طور رفتار و صحبت كنند يا تصور كنيد همه بايد مهربان و دلسوز باشند.
پس خودتان را در شرايطي قرار مي‌دهيد كه دائم از اين و آن برنجيد.
به جاي اين افكار بپذيريد كه ما انسان‌ها خطاها و نقاط ضعف و معايب شخصيتي داريم كه منحصر به فرد است و مسلما خود ما هم همين‌طور هستيم.
شخصيت شما از ديگران متفاوت است و بايد اين موضوع را بپذيريد.

اگر دائم به دليل ضعف شخصيتي ديگران از آنها رنجيده شويد اين خطر وجود دارد كه هرگز احساس آرامش نكنيد.
بخشي از پذيرفتن معايب ديگران، بخشيدن آنها به واسطه‌ خطاهاي گذشته‌شان است .
و تعليم دادن قلب‌تان به شكلي كه اين گذشت را هر بار كه با موضوع يا حرفي ناراحت‌كننده روبه‌رو مي‌شود به طور خودكار انجام دهد.
به اين ترتيب شما بي‌خود و بي‌دليل بر سر هر موضوعي آزرده خاطر نخواهيد شد.

شما بايد بياموزيد، رشد كنيد و هميشه در مسير خودسازي و ارتقاي روحي پيش رويد.
اما هميشه بدانيد كجاي مسير هستيد و براي تلاش و وجود خود احترام قائل شويد.
وقتي وضع خود را بدرستي بشناسيد و خود را باور داشته باشيد، ديگران نمي‌توانند شما را ناراحت كرده و برنجانند.
كساني كه خود را باور ندارند، چنان ضعيف و شكننده هستند كه با هر حركت و سخن ناراحت‌كننده ديگران از پا در مي‌آيند.
پس درون خود را پرورش دهيد و خود را باور داشته باشيد تا از نظرتان دنيا به مكاني پر از شادي و آسايش تبديل شود.
در اين مورد ميتونيد با متخصصين كانون مشاوران ايران، مشاوره تلفني/تخصصي داشته باشيد

021-22689558


تفاوت سي سانتي قد در سكس مشكل ساز است ؟

با سلام …من و نامزدم قبل از مراسم نامزدي در دوران دوستي به مشاوره هم ميرفتيم حتي مشاوره زناشويي هم انجام داديم و زير نظر بوديم در مشاوره هامون چيزي جز تفاهم مشخص نشد و حتي در مشاوره زناشويي هم كاملا تفاهم داشتيم مثلا مشخص شد من اسليو هستم و نامزدم ماستر و تمايلاتمون سلايقمون عين هم بود و تكميل كننده ي هم اما من خارج از جلساتي كه با مشاور خودمون داشتيم در يك سايتي مطلبي خوندم همين الان و متعجبم كرد كه مشاورمون در راهنمايي هايي كه بهمون داده بود و كتاب هايي كه بهمون براي مطالعه داده بود چنين چيزي اشاره نشده بود
من 53 كيلو وزن و 153 قدم هست اما نامزدم 72 كيلو وزن و 185 قدشون من سرم دقيقا روي سينه ي ايشون قرار ميگيره و حتي به شونه اش هم نميرسم
جالبيش اينه ايشون خيلي هم از قد كوتاهم خوششون مياد و سر اين موضوع حتي با مادرشون هم بحثشم شده بود كه من اينطوري دوست دارم و از قد كوتاهش خوشم مياد چون مادرشون روي قدم ايراد گذاشته بود
ميخواستم بدونم اين سايت درست گفته و تفاوت سي سانتي قد من و نامزدم در سكسمون مشكل ساز ميشه ؟؟؟؟ و اگر اينطور هست چرا مشاورمون اصلا به همچين مسئله اي اشاره نكرد هيچ وقت و در كتاب هايي هم كه براي مطالعه بهمون داد همچين موردي ذكر نشده بود ؟؟؟؟؟

راهنما گفته:

دوست عزيز وقتي در تمام مراحل تفاهم داريد .
پس نبايد نگران شرايط خاصي باشيد .
چون اين مسايل به درك دو طرف شما بستگي داره كه با گفته هاي شما مشكلي وجود نداره.


رابطه جنسي

سلام خسته نباشيد
من با نامزدم رابطه داشتيم رابطه ما بدون دخول هس و در حد مالش هس در حدي كه ارضا شيم و ماليدن التم روي واژن هستش در مجموع مخواستم بگم الت به صورت ناگهاني وارد واژن شده ولي خيلي كم حداكثر نيم سانت (فقط سر الت ) بعد لكه خون ابه مياد گاهـي پر رنگ گاهي كم رنگ بصورت خيلي كم خون مياد
در ضمن در اخرين روز عادت ماهانگي رابطه داشتيم ميخواستم بدونم دليلش چيه ؟؟

راهنما گفته:

خون در حين رابطه
دوست عزيز اگر بحث اسيب ديدن بكارت شما باشه نياز به معاينه است .
در غير اينصورت مربوط به انقباضات در اين ناحيه است كه موقع تحريك شدن داشتيد .
به هر حال در صورت تكرار لازمه به پزشك متخصص زنان مراجعه كنيد.
تا اين مورد بررسي بشه .
در اين مورد ميتونيد با متخصصين كانون مشاوران ايران، مشاوره تلفني/تخصصي داشته باشيد
021-88472864


پيوند بين درگيري هاي ناخود آگاه و علائم اختلال اضطراب آگاهانه

آزمايشي كه سيگموند فرويد هرگز 100 سال پيش تصور نمي كرد، ممكن است به حمايت علمي از يكي از نظريه هاي كليدي آن كمك كند و به آن در ارتباط با علوم اعصاب فعلي كمك كند.

امروز در نشست ساليانه انجمن روانكاوي آمريكا، يك استاد دانشگاه ميشيگان، كه چندين دهه از روش هاي علمي براي مطالعه روانكاوي صرف كرده است، اطلاعات جديدي را ارائه مي دهد كه از يك رابطه علي بين مفهوم روانكاوي شناخته شده به عنوان درگيري ناخودآگاه و علائم آگاه افراد مبتلا به اختلالات اضطرابي مثل ترس و وحشت تجربه مي كنند.

هاوارد ش ورين، استاد روانشناسي ارشد روانشناسي در بخش روانپزشكي دانشكده پزشكي UM، اطلاعاتي را از آزمايشات انجام شده در آزمايشگاه اورمند و هيزل هارمونيك UM ارائه خواهد كرد.

اين تحقيق شامل 11 نفر با اختلالات اضطرابي بود كه هر يك از آنها يك سري از جلسات تشخيصي روانكاوي را كه توسط يك روانكاوي انجام مي شد، دريافت كردند.

از اين مصاحبه ها، روانكاويان متوجه شدند كه اختلاف ناخودآگاه دروني باعث ايجاد اختلال اضطراب فرد مي شود. سپس واژه هايي كه طبيعت درگيري هاي ناخودآگاه را بدست آورده بودند، از مصاحبه ها انتخاب شدند و به عنوان محرك در آزمايشگاه مورد استفاده قرار گرفتند. آنها همچنين كلمات مرتبط با تجربه بيمار از علائم اختلال اضطراب را انتخاب كردند. اگر چه اين كلمات از بيمار به بيمار متفاوت بود، نتايج نشان داد كه آنها به همان شيوه عمل مي كنند.

اين محرك هاي كلامي به صورت زيرمجموعه در يك هزارم ثانيه و به طور متوسط ​​در 30 ميلي ثانيه ارائه شده است. يك دسته كنترل از محرك ها اضافه شد كه هيچ ارتباطي با ناسازگاري ناخودآگاه يا عالقه اضطراب نداشت. در حالي كه محرك ها به بيماران ارائه مي شد، الكترودهاي پوستي پاسخ هاي مغز را به آنها مي دادند.

در يك آزمايش قبلي Shevrin نشان داد كه ويژگي هاي فركانس زماني، نوعي از فعاليت مغز، نشان مي دهد كه بيماران تحركات ناخودآگاه را با هم تنها هنگامي كه به صورت زير محرمانه قرار مي گيرند، دسته بندي مي كنند. اما محرك هاي مربوط به علائم آگاهانه الگوي معكوس نشان داد: فعاليت مغز بهتر با هم گروه شدند، زماني كه بيماران اين واژه ها را به صورت فوق العاده ديدند.

شروين خاطرنشان مي كند: "تنها زماني كه كلمات ناسازگار ناخودآگاه به طور ناخودآگاه ارائه مي شد، مغز مي تواند آنها را به عنوان متصل به يكديگر ببيند." "آنچه كه تحليل گران از مصاحبه مصاحبه انجام داده اند، تنها به ناخودآگاه مغز معنا مي يابند."

با اين حال، طراحي تجربي در اين آزمايش اول اجازه نمي دهد كه به طور مستقيم مقايسه اثر محرك هاي ناخودآگاه در مورد محرك هاي علائم آگاهانه مقايسه شود.

براي به دست آوردن شواهد براي اين سطح بعدي، محرك هاي ناخودآگاه ناخواسته قبل از محرك هاي علائم آگاهانه ارائه شد و اندازه گيري جديدي از فركانس موج آلفاي مغز خود، در 8 تا 13 سيكل در ثانيه ساخته شد كه نشان داده شده است كه مهار توابع شناختي مختلف.

همبستگي بسيار مهم، پيشنهاد مي كند كه يك اثر مهاري، زماني كه مقدار آلفا توليد شده توسط محرك هاي درگيري ناخودآگاه با مقدار آلفا مرتبط با علائم آگاه آگاهي -، اما تنها زماني كه محرك هاي ناخودآگاه منجر به ارائه زيرمجموعه شدند، به دست آمد. هيچ نتيجه اي حاصل نشد كه محرك هاي كنترل جايگزين كلمات علائم شوند. واقعيت اين است كه اين يافته ها يك تابع مهار است كه نشان مي دهد كه از نظر روانكاوي، سركوب ممكن است درگير باشد.

داستان هاي مربوطه

شورين مي گويد: "اين نتايج يك مورد قانع كننده ايجاد مي كند كه درگيري هاي ناخودآگاه باعث ايجاد يا ناديده گرفتن علائم اضطرابي مي شود كه بيمار در معرض آن قرار مي گيرد." همچنين شيورين، كه همچنين در رشته روانشناسي در كالج ادبيات، علوم و هنرهاي معاصر ايالات متحده، جايگاه اميريت را دارد. "اين يافته ها و روش هاي بين رشته اي - كه بر روانكاوي، روانشناسي شناختي و علوم اعصاب پيروي مي كنند - نشان مي دهد كه ممكن است يك علم بين رشته اي بر اساس نظريه روانكاوي ايجاد شود".

او اشاره مي كند كه منتقد برجسته اي از روانكاوي و نظريه فرويد، آدولف گرنباوم، استاد فلسفه علم در دانشگاه پيتزبورگ، رضايت خود را ابراز كرده است كه نتايج جديد، زماني كه به شواهد قبلي اضافه شده، نشان مي دهد كه روانكاوي اساسي مفاهيم در واقع مي تواند به روش تجربي مورد آزمايش قرار گيرد.

براي بيش از 40 سال، ش ورين تيمي را هدايت كرده است كه در مرز بين رشته هاي علوم اعصاب، روانشناسي شناختي و روانكاوي قرار گرفته است، به دنبال شواهدي مبني بر اينكه مفاهيم فرويد از جمله ناخودآگاه و سركوب مي تواند از طريق اندازه گيري هاي فيزيكي فعاليت مغز . كار او به كشف قلمروي كه در آن نوروبيولوژي، افكار، احساسات و رفتار ملاقات مي كند، كشف شده است.

در سال 1968 او اولين گزارش پاسخ مغز به محرك هاي بصري ناخودآگاه در علم را منتشر كرد ، در نتيجه يك شواهد قاطع عيني براي وجود ناخودآگاه در زمانيكه اكثر دانشمندان در مورد ايده هاي فرويد بدبين بودند، ارائه دادند. در همان مطالعه، او نشان داد كه ادراكات ناخودآگاه از طرق مختلف از ادراكات آگاهانه پردازش مي شود، يافته هايي كه با ديدگاه فرويد درباره نحوه كار ناخودآگاه همخواني دارد.كانال تلگرام كانون مشاوره تلفني ازدواج

در سال هاي اخير، مبادلات بين Grunbaum و Shevrin ماهيت شواهدي را براي وجود و تاثيرات ناآرامي هاي ناخودآگاه مورد بررسي قرار داد. در يك انتشار 1992، اولين مطالعه كه به آن اشاره شد، Grunbaum موافقت كرد كه ش ورين به شواهد مبتني بر مغز مبتني بر وجود اختلاف ناخودآگاه دست يافته است، اما Grunbaum اشاره كرد كه او نشان نداد كه اين اختلافات باعث نشانه هاي روانپزشكي شده اند. پاسخ او به مطلع شدن از يافته هاي جديد، ايميل است كه بيان داشت: "من راضي هستم".


انزواي اجتماعي موجب سكته مغزي در موش مي شود

تحقيقات جديد در موش نشان مي دهد كه انزواي اجتماعي ممكن است باعث التهاب بيشتر مغز در طي سكته مغزي شود.

محققان دانشگاه ايالتي اوهايو متوجه شدند كه تمام موشهاي نر كه با شريك زن زندگي مي كردند، هفت روز پس از سكته مغزي جان خود را از دست دادند، اما تنها 40 درصد از حيوانات به طور انحصاري زندگي مي كردند.

علاوه بر اين، موش هاي زرد آسيب بيشتري نسبت به موشهاي انفرادي جان باختند.

كيت كارلينا، نويسنده اصلي اين مطالعه و دانشجوي دكترا در علوم اعصاب دانشگاه اوهايو گفت: "تقريبا در هر اندازه گيري، به نظر مي رسد كه در مورد زندگي با هم كه باعث كاهش پاسخ التهابي مضر مي شود، موش ها را محافظت كرد.

در يك سري آزمايشات، كارلينا و همكارانش باعث سكته هاي تجربي در موش هاي نر شدند. بعضي موش ها دو هفته قبل از سكته مغزي با همسر زن زندگي مي كردند و پس از آن ادامه مي دادند. موش هاي ديگر قبل و بعد از سكته مغزي به تنهايي زندگي مي كردند. يك گروه كنترل از موش ها عمل جراحي مشابهي در مغز انجام داد، اما سكته ناشي از آن را نداشت.

اين پژوهش قرار است اين هفته در نسخه اوليه مقالات آكادمي ملي علوم ارائه شود .

دلايل نرخ زنده ماندن بالاتر براي موش هاي مستهلك اجتماعي زماني آشكار شد كه محققان مغز موشهاي مغز پس از سكته مغزي را مقايسه كردند.

محققان نمونه هاي بافت را در گروه هاي مختلف موش ها 12 ساعت، يك روز، سه روز يا هفت روز پس از سكته، براي تعيين ميزان آسيب، مورد آزمايش قرار دادند.

كورتني ديورس، دانشيار روانشناسي و علوم اعصاب در ايالت اوهايو و عضو موسسه رفتاري دانشگاه مي گويد: "ما تاييد كرديم كه انزواي اجتماعي باعث افزايش آسيب هاي عصبي در مغز مي شود كه 24 ساعت پس از سكته مغزي است." تحقيقات پزشكي

ميزان آسيب بافتي در مغز حدود چهار برابر بزرگتر در موشهاي جدا شده از موش بود.

DeVries گفت: "تعداد مرگ سلول هاي عصبي در موش هاي جفت شده به طور قابل توجهي كاهش يافته است.

علاوه بر اين، موش هايي كه به صورت اجتماعي قرار دارند، در مقايسه با حيوانات جدا شده، داراي ادم قابل ملاحظه اي كمتر يا آب اضافي در مغز بودند.

كارلينا گفت: "در سكته مغزي، ادم يك نگراني عمده است، زيرا مي تواند منجر به آسيب هاي عصبي اضافي شود، بنابراين مهم است كه جفت سازي بدن باعث كاهش ادم شود."

داستان هاي مربوطه

اين مطالعه نشان داد كه دو ژن مرتبط با التهاب مضر در مغز - MAC-1 و پروتئين اسيدي فيبرياليري گليال يا GFAP - باعث كاهش فعاليت در موش هاي ذخيره شده اجتماعي شده است.

علاوه بر اين، يافته هاي نشان داد كه موش هايي كه با ديگران زندگي مي كردند، در مغزشان به ميزان قابل توجهي بالاتر از يك سيتوكين به نام اينترلويكين 6 (IL-6) ناميدند كه داراي پاسخ ضد التهابي در مغز بوده و باعث كاهش آسيب هاي ناشي از سكته مغزي شده است.

Karelina گفت كه يافته هاي مربوط به IL-6 بسيار جالب است، چرا كه IL-6 به نظر مي رسد اثرات متقابل در مغز را در مقايسه با ساير قسمت هاي بدن دارد.

كارلينا گفت: "IL-6 التهاب را در مغز كاهش مي دهد، بنابراين آن را در يك سكته محافظ مي كند، اما آن را يك طرفه التهابي در حاشيه بدن است."

DeVries گفت، يكي از نتايج عملي اين يافته، محرمانه بودن محققان است زيرا آنها به دنبال راهي براي محدود كردن آلودگي التهاب بدن هستند.

به عنوان مثال، اگر توسعه دهندگان دارو مي خواستند يك دارو براي كاهش سطح IL-6 در بدن براي كاهش پاسخ التهابي آن را كاهش دهند، بايد توجه داشته باشند كه IL-6 در حقيقت از كاهش التهاب در مغز جلوگيري مي كند .

به طور كلي، مطالعه برخي از نكات اوليه در مورد اينكه چگونه حمايت اجتماعي ممكن است از افرادي كه دچار سكته مغزي هستند محافظت كند.

كارلينا گفت: "ما بيشتر در مورد آنچه در مورد حمايت اجتماعي است كه قربانيان سكته مغزي قربانيان نتايج مثبت بيشتري دارند ياد مي گيريم."تست هاي روانشناسي آنلاين

گرگ نورمن، دانشجوي كارشناسي ارشد روانشناسي، همكاران ديگري در اين مطالعه، همه از ايالت اوهايو بودند. نينگ ژانگ، پژوهشگر روانشناسي؛ جان موريس، دانشجوي كارشناسي ارشد روانشناسي؛ و Haiyan پنگ، دانشجوي كارشناسي ارشد علوم اعصاب.

اين كار توسط كمك هاي انجمن قلب آمريكا، موسسه ملي اختلالات عصبي و سكته مغزي و موسسه ملي قلب، ريه و خون حمايت شد.


تفاوت جنسيتي در استفاده از تقاضا و از بين رفتن رفتار



مردان ممكن است هنوز در محل كار قدرت بيشتري داشته باشند، اما ظاهرا زنان واقعا "رئيس" در خانه هستند.

اين بر اساس يك مطالعه جديد توسط يك تيم از محققان دانشگاه ايالتي آيووا است.

مطالعه 72 زوج ازدواج كرده از آيووا دريافت كه زنان به طور متوسط ​​قدرت موقعيتي بالاتري دارند - در قالب رفتارهاي غالب و غالب - نسبت به همسرانشان در بحثهاي حل مسئله، صرفنظر از كساني كه اين موضوع را مطرح كرده اند. همه زوج ها در نمونه هايشان ازدواج هايشان نسبتا خوشحال بودند و هيچكدام در مشاوره در زمان مطالعه نبودند.

دانشمند دانشكده روانشناسي ديويد Vogel و استاديار مطالعات انساني و مطالعات خانواده مگان مورفي اين پژوهش را هدايت كرد. گروه تحقيقاتي ISU نيز شامل استاديار مطالعات انساني و مطالعات خانوادگي رونالد ورنر ويلسون، استاد روان شناسي كارولين كاترناي (مدير موسسه تحقيقات اجتماعي و رفتاري در ايالت آيووا) و يوهان سيمان، دانشجوي كارشناسي ارشد روانشناسي آنها مقاله اي با عنوان «تفاوت هاي جنسي در استفاده از تقاضا و از بين بردن رفتار در ازدواج: بررسي فرضيه ساختار اجتماعي»، كه در شماره اخير مجله روانشناسي مشاوره - يك مجله حرفه اي منتشر شده توسط انجمن روانشناسي آمريكا، منتشر شده است.

"اين مطالعه حداقل نشان مي دهد كه ازدواج جايي است كه در آن زنان مي توانند قدرت خود را اعمال كنند،" Vogel گفت. "ما اين را نمي دانيم كه آيا اين به خاطر تغيير نقش اجتماعي است يا خير، اما نمي دانيم، اما حداقل مسئوليت و قدرت را در اين روابط مي گيريم. بنابراين حداقل براي زوج هاي نسبتا راضي، زنان قادر به انجام برخي از مسئوليت ها هستند و مي توانند براي اعمال برخي از قدرت - اما براي ما سخت است كه بگوييم چرا اين چنين است. "

مورفي گفت: "زنان مسئول نظارت بر روابط هستند - اطمينان از اين كه رابطه برقرار شود، همه چيز به پايان مي رسد و همه خوشحال مي شوند،" مورفي گفت: "شايد، برخي از اين يافته ها در مورد زنان تحت سلطه و سلطه - آنها مسئوليت بيشتري نسبت به اين رابطه را در نظر گرفتند، بدون در نظر گرفتن موضوع مورد بحث. "

محققان خواستار مشاركت زوج هاي متاهل در محوطه ايالت آيووا شدند. به طور متوسط، همسران حدود 33 سال داشتند و براي هفت سال ازدواج كرده بودند. اكثر شركت كنندگان آمريكايي اروپايي بودند (66٪)، به دنبال آنها آسيايي (22٪)، اسپانيايي (5٪) و آفريقايي-آمريكايي (4٪) - با سه درصد نهايي ديگر از مليت هاي ديگر.

از هركدام از همسر خواسته شد كه مستقلانه پرسشنامه اي راجع به رضايت از رابطه و ارزيابي توانايي تصميم گيري كلي در رابطه داشته باشد. هركدام از همسران خواسته شده است كه در رابطه خود يك مشكل را شناسايي كنند - مسئله اي كه در آن اكثر تغييرات را مي خواست و بدون همكاري همسرش حل نشد. از همسران خواسته شد تا به برخي سوالات در مورد موضوعات انتخاب شده خود، از جمله نوع رفتارهاي حل مسئله كه معمولا در زماني كه اين موضوع بوجود مي آيد، و اهميت موضوع، پاسخ داده شود. سپس زوج ها با هم جمع شدند و از هر موضوعي كه در طول 10 دقيقه براي هر موضوع بحث مي كرد، بحث مي كردند كه فيلم برداري شده بود. محققان در اين بحث شركت نكردند.

داستان هاي مربوطه

Vogel گفت: "ما در واقع فقط از آنها خواسته بوديم در مورد اين موضوع صحبت كنيم و سپس اتاق را ترك كرديم." "و به اين ترتيب همه آنها در اتاق خود صحبت مي كردند، ما در حد امكان غيرقابل تحمل بوديم، ما فقط در پايان دوره برگشتيم و از آنها خواستيم كه در مورد موضوع ديگر صحبت كنند."

در پايان اين بحث ها، زوج ها مجددا از هم جدا شدند. سپس هركدام از همسران آنها را مورد بررسي قرار دادند و درباره احساسات و واكنشهاي آنها به مطالعه توضيح دادند.

محققان ويدئويي از تعاملات زوج ها را با استفاده از يك سيستم رتبه بندي تعاملي گسترده پذيرفته و كد گذاري كردند. سيستم شامل پنج بعد براي محاسبه تقاضا و برداشتن رفتارها - اجتناب، بحث، سرزنش، فشار براي تغيير و خروج است.

محققان در مقاله خود اظهار داشتند كه زنان به طور رفتاري بيشتر تلاش هاي غالب را نشان مي دهند و در طول بحث هاي مربوط به موضوع همسر، بيشتر شبيه به همسرشان هستند - يعني احتمال بيشتري دارند كه شريك زندگي شان را به آنها بدهند. اين فرض اوليه خود را كه تفاوت هاي جنسي در قدرت زناشويي شوهران را به نفع خود مي گذارند، رد كرد.

ووگل گفت كه همسران تنها در گفتگوها بيش از همسرشان صحبت نمي كنند، بلكه در واقع پاسخ هاي واضحي از شوهران خود را به آنچه كه گفتند، مي رسانند.

او گفت: "اين چيزي است كه من فكر مي كنم بسيار جالب بود." "فقط اين نبود كه زنان مسائلي را مطرح مي كردند كه به آن پاسخ نمي دادند، بلكه اين كه مردان در واقع با آنچه كه گفتند، همراهي مي كردند. آنها (زنان) پيام هاي قويتري را در اختيار داشتند و مردان به اين پيام ها پاسخ مي دادند با موافقت يا دادن در. "

تست هاي روانشناسي اندرويد

مورفي گفت: "تحقيقات انجام شده مبني بر اين است كه نشانگر يك ازدواج سالم است - كه مردان نفوذ از همسران خود را مي پذيرند."


مشكلات خواب پس از طلاق ممكن است فشار خون را افزايش دهد


كساني كه مشكلات خواب پايدار را پس از طلاق تجربه مي كنند از بيش از محافل تاريك رنج مي برند. يك مطالعه جديد نشان مي دهد كه آنها ممكن است در معرض خطر بالقوه افزايش خطر فشار خون باشند.

يك منبع رو به رشد از تحقيقات، طلاق مي دهد به اثرات منفي سلامتي منفي و حتي مرگ زودرس، با اين حال مطالعات چنداني به بررسي اينكه چرا ارتباط وجود دارد ممكن است وجود داشته باشد.

به نظر مي رسد اختلالات خواب مربوط به طلاق تا حدودي سرزنش مي شود، پيشنهاد مي شود نويسندگان يك مطالعه جديد در نشريه آينده نشريه روانشناسي بهداشت منتشر شود .

گفت: "در چند ماه اول پس از جدايي، مشكلات خواب احتمالا كاملا طبيعي است و اين يك روند سازگاري است كه مردم معمولا مي توانند به درستي با آن كنار بيايند" گفت: ديويد سبارا، استاد روانشناسي، است كه با دو مقاله دانش آموزان سابقش - نويسنده اصلي كاندرا كريتش و اشلي ميسون است.

"اما مشكلات خواب كه براي يك دوره طولاني ادامه مي يابند ممكن است به چيزي متفاوت باشد. ممكن است اين بدان معنا باشد كه افراد به طور بالقوه افسرده مي شوند، كه با ادامه زندگي خود دوباره تلاش مي كنند و اين افراد هستند كه به خصوص در معرض مشكلات سلامتي هستند، "سبارا گفت.

اين مطالعه به بررسي 138 نفر كه از 16 هفته قبل از شروع مطالعه به طور فيزيكي از شريك زندگي خود جدا شده بودند يا از آنها جدا شده بودند.

از شركت كنندگان خواسته شد كه در طول سه بازه آزمايشگاهي طي يك دوره هفت و نيم ماه، با استفاده از شاخص كيفيت خواب پيتزبورگ، كيفيت خوابشان را گزارش دهند، كه مسائل خواب را از لحاظ ريختن و تبديل شدن به خروپف تا سقوط مشكل و ماندن در خواب فشار خون شركت كننده در هر سه آزمايش آزمايشگاهي اندازه گيري شد.

اگرچه محققان ارتباط بين شكاف خواب و فشار خون را در مراجعه به آزمايشگاه هاي آزمايشي شركت كنندگان مشاهده نكردند، آنها يك اثر تاخيري را مشاهده كردند، و شركت كنندگان نشان داد فشار خون سيستوليك و دياستوليك را بعد از بازديد به عنوان عملكردي از مشكلات خواب قبلي نشان مي دهد.

Sbarra گفت: "ما تغييرات در فشار خون آرام را ديديم كه سه ماه پيش از آن با مشكلات خواب همراه بود. پيش از خواب مشكلات پيش بيني فشار خون در حالت استراحت را افزايش مي دادند."

علاوه بر اين، محققان دريافتند كه مشكلات خواب طولاني تر بعد از جداسازي آنها همچنان ادامه دارد، به احتمال زياد اين مشكلات به اثرات نامطلوب بر فشار خون مي انجامد.

داستان هاي مربوطه

Sbarra گفت: "آنچه كه ما متوجه شديم، اگر شما مشكلات مربوط به خواب را تا حدود 10 هفته پس از جدايي از خود داشته باشيد، به نظر نمي رسد كه آنها با افزايش آينده فشار خون شما ارتباط داشته باشند." "با اين حال، پس از 10 يا چند هفته - پس از يك دوره پايدار از زمان - به نظر مي رسد يك اثر بد تجمعي وجود دارد."

سبارا خاطرنشان كرد: براي افراد مبتلا به فشار خون بالا ابتدا بايد افزايش يابد.

سبرا گفت: "هر انحراف معيار افزايش شكايت در خواب به افزايش شش واحد افزايش فشار خون سيستوليك منجر شد." "اگر شما در محدوده بالا يا پايين پرفشاري خون شروع مي كنيد، اين يك تپش بي نظير است."

فشار خون بالاي فشار خون سيستوليك است و فشار در شريان ها زماني كه ضربان قلب مي شود اندازه گيري مي شود؛ دياستوليك عدد پايين است و فشار داخل شريان ها را بين ضربان قلب اندازه مي گيرد. فشار خون طبيعي حدود 120/80 است.روانپزشك روانشناس مشاوره كودك و نوجوان قبل ازدواج

نويسنده تحقيق سرب Krietsh - كه شروع به بررسي رابطه بين طلاق، خواب و فشار خون به عنوان بخشي از پايان نامه افتخار خود را به عنوان يك دوره كارشناسي UA - نشان مي دهد كه افرادي كه مشكلات مداوم پس از طلاق خواب پس از درمان درمان شناختي رفتاري، تنظيمات برنامه روزانه كه موجب خواب سالم و يا پيدا كردن راه هاي جديدي براي استراحت در هنگام خواب مي شوند.دانشگاه

كريتس كه مدرك كارشناسي خود را در رشته روانشناسي از UA در سال 2012 كسب كرده است و اكنون در حال تحصيل در رشته دكتراي خود است، گفت: "اگر كسي طلاق بگيرد و قادر به خواب نباشد، آنها واقعا نياز به كمك دارند يا مي توانند به مشكلات برسند. روانشناسي باليني در دانشگاه فلوريدا.

كريتس گفت: "ما همه چيز را در زندگي مان، از جمله طلاق و يا چيز ديگري، مي گذريم، و اين نشان مي دهد كه براي همه اهميت دارد كه همه ارزش هاي خواب و مراقبت از خودمان را داشته باشند."


حساسيت اضطراب باعث مي شود تلاش هاي سيگاري ها با آسم براي ترك سيگار متوقف شود


يك مطالعه جديد دانشگاه سينسيناتي بررسي ميكند كه چگونه حساسيت اضطراب ميتواند تلاشهاي سيگاريها را با آسم براي ترك سيگار متوقف كند. اين راهنماي جديد تحقيق از آليسون مكليش، استاديار روانشناسي UC، در روز 17 نوامبر در كنفرانس 46 ساله انجمن درمان هاي رفتاري و شناختي (ABCT) در Harbor National، MD ارائه خواهد شد.

حساسيت اضطراب، يا AS، به ترس مزمن فردي از علائم اضطراب مربوط مي شود - اعتقاد بر اين است كه تجربه هايي مانند كف دست نخورانه، تنفس كم عمق، سردرد يا ضربان قلب سريع مي تواند به چيزي بسيار بدتر از لحاظ جسمي، ذهني يا اجتماعي منجر شود.

مطالعه McLeish در مورد 125 سيگاري با آسم نشان داد كه حساسيت اضطراب عامل مهمي در جلوگيري از تلاش سيگاري ها براي ترك ترك سيگار است، حتي اگر شركت كنندگان با حساسيت اضطراب بالاتر احتمال بيشتري را گزارش دهند كه مي خواهند به دليل عوامل سلامت مرتبط با آسم و سيگار كشيدن. شركت كنندگان با حساسيت اضطراب بالا نيز بيشتر احتمال دارد كه خود كنترل را به عنوان انگيزه براي ترك آن گزارش دهند.

مك لئيش توضيح مي دهد: "اگر مردم براي جلوگيري از اضطراب، كه اغلب سيگاري است، ترك سيگار مي تواند به طور موقت اضطراب خود را افزايش دهد، كه مردم را در حساسيت اضطراب بالا مي برد علائم دقيق آنها كه مي ترسند. "از آنجائيكه اضطراب در افراد مبتلا به آسم شايعتر است، اين امر مي تواند توضيح دهد كه چرا افراد سيگاري با آسم بيشتر وقت خود را صرف ترك سيگار مي كنند.

"اين همچنين نشان مي دهد كه علاوه بر موانع توقف، افراد سيگاري با آسم و سطح بالايي از حساسيت اضطراب مي خواستند به رفاه خود رجوع كنند و نشان دهند كه مي توانند اين كار را انجام دهند" مك لاييش مي گويد.

داستان هاي مربوطه

McLeish مي گويد: مطالعه نشان مي دهد كه سيگاري هاي مبتلا به آسم كه داراي حساسيت اضطراب بالايي هستند ممكن است نياز به مداخلات تخصصي براي غلبه بر موانع درك شده خود براي ترك سيگار داشته باشند - مداخلات جهت نگراني هاي بهداشتي خود و ايجاد اعتماد به نفس خود.

شركت كنندگان در اين مطالعه 125 فرد سيگاري مبتلا به آسم بودند كه 46 درصد آنها زن بودند و سن آنها حدود 37 سال بود. آنها سيگاري هاي معمولي را به طور ميانگين سالانه 20.6 ساله گزارش مي دادند و روزانه سيگار مي كشيدند. از كساني كه در اين مطالعه شركت كردند، 54.5 درصد از آنها آفريقايي-آمريكايي بودند، 41.5 درصد قفقازي بودند؛ 1.6 درصد آسيايي و 2.4 درصد "ديگران" گزارش شده است.

بودجه براي مطالعه توسط گروه روانشناسي UC پشتيباني شد.

ABCT يك سازمان چند رشته اي است كه متعهد به پيشرفت رويكردهاي علمي براي درك و بهبود عملكرد انسان از طريق بررسي و كاربرد شناختي رفتاري، شناختي و ديگر اصول مبتني بر شواهد به ارزيابي، پيشگيري، درمان مشكلات انساني و بهبود سلامت است و رفاه

مشاور تحصيلي مهريه زن روانشناس آنلاين بازي آنلاين مشاوره روانشناسي رايگان

  مركز مشاوره دانشگاه مركز مشاوره روانشناسي

گروه روانشناسي UC به طور ملي براي كيفيت كارشناسي كارشناسي خود و برتري برنامه هاي تحصيلات تكميلي خود در روانشناسي باليني و تجربي شناخته شده است.


كتاب هاي درماني براي تسهيل روند بهبود در كودكان هائيتي


كارگاه آموزشي در دانشكده روانشناسي حرفه اي ماساچوست در 21 ژوئيه، متخصصان و والدين را براي كمك به بهبود روند آموزش آماده مي كند

دكتر جودي كليمان، روانشناس و استاد دانشكده روانشناسي حرفه اي ماساچوست (MSPP) در بوستون مي گويد: "هنگامي كه كودكان مي توانند داستان هاي خود را درمورد يك رويداد آسيب زا به كلمات يا تصاوير خود بگويند و با سرعت خودشان، درمان مي تواند آغاز شود." به همين دليل Kliman همكاري MSPP را با مركز بهداشت روان كودكان (CPHC) در سان فرانسيسكو و اكول آكاسيا (مدرسه آكاسيا) در هائيتي منجر به ايجاد يك كتاب درسي براي تسهيل روند بهبودي در كودكان در هائيتي و شناسايي كساني كه بيشترين خطر را براي مدت طولاني دارند، مشكلات عاطفي طولاني مدت.

در 21 ژوئيه، Kliman و همكارانش و همكارانش يك كارگاه آموزشي براي كمك به بزرگسالان بزرگسالان در اين كودكان را براي استفاده از اين ابزار درماني نگه خواهند داشت. مخاطبان شامل كاركنان مدرسه دولتي بوستون، متخصصان بهداشت روان، دانشجويان تحصيلات تكميلي، كاركنان اجتماعي و ديگر متخصصان خدمات انساني و والدين خواهند بود.

صدها هزار كودك در هائيتي كه به لحاظ فيزيكي از زمين لرزه جان سالم به در بردند، همچنان در معرض ناراحتي و نياز به حمايت هستند تا بتوانند با آنچه كه شاهد و از دست داده اند، مقابله كنند. شمار متخصصين بهداشت رواني قبل از زلزله پيش از اين ناكافي بود. Kliman مي گويد: "حتي با هجوم كارگران كمك هاي بين المللي، وظيفه رسيدن به همه كودكان در پريشاني هاي هيجان انگيز است، اگر نه غير ممكن است."

به همين دليل است كه كليمان و پدرش، دكتر گيلبرت كليمان، بنيانگذار CPHC و همتايانشان در هائيتي تصميم گرفتند به طور مشترك يك ابزار ايجاد كنند كه بتواند به راحتي براي هر كسي كه به فرزندان والدين، معلمان، كارگران اجتماعي، كارگران كمك و نگهبانان اين كتاب را مي توانيد از طريق اينترنت دانلود كنيد و هر جا كه در سراسر كشور مورد نياز است، توزيع شود. اگر نسخه چندگانه ساخته شده باشد، كاربران بايد با مجوز حق نسخه برداري در www.childrenspsychological.org با صاحب حق نسخه برداري تماس بگيرند .

اين كتاب به نام داستان من در مورد زلزله در هائيتي: كتاب راهنماي فعاليت براي مدارس، معلمان، كودكان، خانواده ها و مراقبانبا دقت ساخته شده است كه به آرامي كودكان را هدايت كند - با هدايت يك بزرگسال مراقب - از طيف وسيعي از فعاليت ها براي ترسيدن، ترس و اضطراب، نگه داشتن مردم و ارزش هايي كه عزيزان خود را نگه داشته اند و براي اميد به آينده، مي گويد Kliman. نسخه اوليه براي كودكان كه از زلزله جان سالم به در بردند، به صورت دو زبانه با كريول هائيتي و فرانسوي است و مي تواند با بچه هاي هنوز در هائيتي و با كودكان كه به آمريكا يا كانادا آمده اند، استفاده شود. دومين نسخه انگليسي براي قربانيان غير مستقيم كودكان فاجعه آميز در ايالات متحده و كانادا با خانواده در ناحيه زلزله تازه تكميل شده است و تمركز بيشتري در برنامه 21 ژوئيه خواهد بود. (بزرگترين جمعيت هائيتي در خارج از هائيتي در ميامي، مونترال، كانادا، نيويورك و بوستون هستند). آخرين نسخه به زبان انگليسي است.

در ابتدا، كتاب كار باعث مي شود كه كودكان يك كلمه يا عبارت پاسخ دهند - "اين است كه من با آن بودم"، "من نمي دانم چه اتفاقي براي اين افراد افتاد" يا "قبل از زمين لرزه اين كار را انجام دادم". اين فعاليت ها همچنان ادامه مي يابد كه شدت دارد - "اين چيز بدترين چيزي است كه من ديدم". هدف نهايي اين است كه به كودك كمك كنيم تا ببيند كه هنوز اميد وجود دارد. "اين كسي است كه به من كمك كرد." به عنوان مثال، آنها نيز تشويق به تمرين و انعطاف پذيري مي شوند، زيرا آنها خواسته شده است تا يك عكس از آنها را براي كمك به ديگران تهيه كنند. و، آنها خودشان آينده اي دارند- "اين است كه چگونه مي توانم اكنون كمك كنم."

داستان هاي مربوطه

چك ليست احساسات و نشانه هاي سندرم استرس پس از سانحه كه در ابتداي و پس از اتمام كارنامه استفاده مي شود مي تواند به تعيين تأثيري كه اين فرايند روي كودك داشته است اشاره كند و همچنين نشان مي دهد كه در آن مشكلات جدي وجود دارد و درمان لازم است.

نسخه هائيتي از اين كتاب در حال حاضر در هائيتي توسط چندين سازمان، از جمله بنياد آريستيد، بنياد عشق يك كودك و AmurtHaiti، در ميان ديگران استفاده مي شود. بنياد عشق يك كودك با "كودكان زير پروژه درخت" كار مي كند و يك كودك مدرسه اي در محل دانشگاه Quisqueya كه به واسطه يك درخت بزرگ كه تحت آن دانشجويان و كاركنان جمع مي شود، توسط زمين لرزه به طور كامل تخريب مي شود.  

كارولين هوديچورت، كارگردان اكول آكاسيا، كه همچنين به ترجمه و ويرايش كتاب كارنامه به كريول هائيتي و فرانسوي كمك كرد، مي نويسد: "من در حال حاضر دريافت بازخورد مثبت از سازمان ها، معلمان و ديگران از اين كتاب كار را دريافت مي كنم. به نظر مي رسد بچه ها به اين روند پاسخ دهند. " هاديچورت همچنين در مورد توزيع كتاب در پناهگاه هاي بي خانمان و اردوگاه ها تحقيق مي كند.

علاوه بر ويرايش و ترجمه هوديچورت، تيم متخصص تخصص متخصص Dorothie Ferdinand، MA، يك دانشجوي دكتراي MSPP متولد هائيتي بود كه نخستين ترجمه به كريول را همراه با مادرش، آنتونين فرديناند، و ارزيابي كرد مناسب بودن فرهنگ كل كتابچه. به گفته فرديناند، "به عنوان يك فرد از پس زمينه هائيتي، من مي خواستم به كم كردن برخي از درد هائيتي ها در معرض زلزله كمك كنم. اين پروژه به من فرصت داد تا از خدمات استفاده كند."

تحقيقات قبلا نشان داده است كه استفاده از كتاب هاي آموزشي مبتني بر CPHC مي تواند سلامت روان كودكان را بهبود بخشد. به عنوان مثال، يك تيم تحقيقاتي از دانشگاه تولان در بهبودي علائم اختلال استرس پس از سانحه در كودكان طوفان كاترينا، زماني كه از طريق كتاب مشابهي هدايت شدند، بهبود چشمگيري يافت. فرزندان آمريكايي فرزند خود را نشان مي دهد كاهش قابل توجه در انتقال بين خانه ها.  كودكان زير سيخوان، چين پس از زلزله، قربانيان ترور و محاصره در غزه و اسرائيل، كودكان سونامي اندونزي، قربانيان موش هاي آمريكاي مركزي و كودكان ايالات متحده در پناهگاه هاي بي خانمان نيز از اين كتاب ها كمك مي گيرند. نزديك به 60،000 كودك در سرتاسر جهان رسيده اند.

ارزش درماني اين كتاب به سادگي آن است و واقعيت اين است كه كودكان مي توانند فرايند را كنترل و زمان لازم براي تكميل آن را كنترل كنند "بر خلاف برخي از مداخلات مربوط به فاجعه است كه مي تواند بخيه ها را قبل از زخم شفا بخشد" مي گويد Kliman. "اين فرايند داستان كتابفروشي مي تواند روزها، حتي هفته ها طول بكشد، بسته به نوع فرزند، و فعاليت هاي لذت بخش مانند نقاشي و قصه گويي را شامل مي شود."تربيت كودك

براي ديدن هر دو نسخه كتاب كار و كسب اطلاعات بيشتر در مورد اين روند، به http://www.mspp.edu/community/events/haiti.asp مراجعه كنيد .  


خواب باعث افزايش توانايي يادآوري براي انجام كاري در آينده مي شود



آيا بايد انجام شود؟ يك خواب شبانه كمك خواهد كرد كه به ياد داشته باشيد، مطالعه مي يابد

روانشناسان در دانشگاه واشنگتن در سنت لوئيس مي گويند هنگامي كه به موارد اجرايي در ليست كارهاي فردا مي آيد، بهتر است كه آن را فكر كنيد و سپس روي آن بخوابيد.

افرادي كه پس از پردازش و ذخيره حافظه بخوابند، اهداف خود را بسيار بهتر از افرادي كه سعي در اجراي برنامه خود دارند قبل از اينكه به خواب بروند، بهتر مي كنند. محققان نشان داده اند كه خواب باعث تقويت توانايي ما براي به ياد آوردن چيزي در آينده مي شود، مهارت شناخته شده به عنوان حافظه آينده.

علاوه بر اين، محققان مطالعه رابطه بين حافظه و خواب مي گويند كه توانايي ما در انجام وظايف ما نه چندان كاركردي از اين است كه چقدر قصد در خاطرات ما تعبيه شده است. در عوض، ماشه اي كه به انجام وظايف ما كمك مي كند معمولا يك محل، وضعيت يا شرايط است - بعضي از زمينه هايي كه در روز بعد اتفاق مي افتد - باعث مي شود كه يادآوري يك اقدام در نظر گرفته شود.

اين يافته هاي كليدي يك مطالعه منتشر شده در اين ماه در علوم روانشناختي رابطه بين حافظه و خواب است. محققان مايكل اسكولين، كانديداي دكتراي روانشناسي، و مشاورش، مارك مك دانيل، استاد روانشناسي در هنر و علوم، با تمركز بر "حافظه آينده نگر" - چيزهايي كه ما قصد انجام آن را دارند - به جاي "خاطره گذشته" - چيزهايي كه در گذشته اتفاق افتاده است.

حافظه احتمالي شامل مواردي مانند يادآوري گرفتن دارو، خريد كارت روز مادر يا آوردن بستني براي جشن تولد است. در حالي كه اكثريت ادبيات خواب در روانشناسي به حافظه گذشته نگر مي پردازد، اين مطالعه اولين بار در رابطه بين خواب و حافظه آينده، نوع حافظه اي است كه هر روز براي آن كار مي كنيم. محققان مي گويند، يافته هاي اين يافته ها، كمك زيادي به درك نقش نقش خواب در شناخت و حافظه مي كند.

مك دانيل توضيح مي دهد كه بگذاريد بگوييم شما قصد داريد فردا پيام شخصي را به يك همكار بفرستيد. بعد از ديدن روز جمعه، يك همكار قوي به ياد مي آورد كه پيام را بفرستد. اما، در طول زمان مغز شما اين قاعده را رمزگذاري كرد، شما نيز مبهم به يك ديدار فكر مي كنم كه دو نفر از شما در ظهر بعد از ظهر حضور خواهند داشت. بستر اتاق كنفرانس با قصد خود براي ارائه پيام ضعيف است، حتي اگر واقعا به طور مستقيم درباره ارتباط اتاق با پيام صحبت نكرده ايد.

مطالعه Scullin / McDaniel نشان مي دهد كه خواب ارتباط ضعيف بين اتاق كنفرانس (زمينه) و تحويل پيام (قصد) را تقويت مي كند. اما خواب با هيچ ارتباطي قوي تر ميان شخص و پيام ارتباطي ندارد.

اسكولين مي گويد: "ما متوجه شديم كه حافظه احتمالي حافظه را با تقويت انجمن هاي ضعيف مغز، كه پيش از اين نشان داده نشده است، ياد مي شود."

McDaniel مي گويد: "يكي از يافته هاي تحريك آميز ما اين است كه خواب پيوند بين نشانه صريح، كه شخص و قصد است، نه تقويت ارتباط ضعيف و قصد، تقويت نمي كند."

در اينجا اين است كه آنها چگونه نشان دادند:

محققان چهار گروه مختلف از 24 دانشجوي دانشگاه واشنگتن را آزمايش كردند. دو گروه كنترل بودند - يكي در صبح و ديگري در شب - براي از بين بردن مفهوم كه ساعت بيولوژيكي مي تواند هر نقش در عملكرد حافظه را آزمايش كند. يك گروه ديگر براي آزمايش در صبح آماده شد و پس از آن دوازده ساعت بعد از ظهر قبل از خواب رفتن آزمايش شد. گروه چهارم شب عروسي را مطالعه كرد، به خانه رفت و خوابيد، سپس 12 ساعت بعد از ظهر صبح آزمايش شد.

داستان هاي مربوطه

شركت كنندگان دستورالعمل هايي براي اين سه تست در اين ترتيب داده شد و آزمايشات بعد از آن در بلوك هاي 150 مورد در همان ترتيب داده شد: آزمون زنده / غير زندگي، كه در آن آنها تصميم گرفتند كه يك كلمه (گربه، به عنوان مثال، اسكيت) يك موجود زنده يا غير زندگي را نشان داد؛ يك آزمون تصميم واژگاني، كه در آن شركت كنندگان تصميم گرفتند اگر يك رشته از حروف يك كلمه يا بي معني بود؛ و يك آزمون رده معنايي، كه در آن يك كلمه توسط شركت كنندگان به يك دسته بندي، بيس بال، به عنوان مثال در رده ورزشي طبقه بندي شده است.

پس از يادگيري آخرين آزمون، شركت كنندگان گفتند كه در ميان اين آزمايش هاي مداوم - كه براي نشان دادن فعاليت هاي روزمره به عنوان رانندگي، تماشاي تلويزيون، گوش دادن به يك معلم - جدول كلمات يا اسب روي يك صفحه ظاهر مي شود و زماني كه آنها آنها را ديدم، آنها دكمه Q را فشار دادند. اين نشان دهنده هدف نهايي حافظه است.

محققان دريافتند كه شركت كنندگان كه در صبح روز بعد از خواب تحت آزمايش قرار گرفتند، عمدتا حافظه احتمالي حافظه را در آزمون تست معنايي يا زمينه، بهتر از دو مورد ديگر انجام دادند، و در گروهي كه بيخوابي را مورد آزمايش قرار دادند، چنين ارتباطي پيدا نكردند.

محدوده ي اين يافته بر اين حقيقت است كه آموزش حافظه ي آينده پس از اعمال يك معناشناختي داده مي شود. در اين زمينه، كساني كه خواب خواندن حافظه آينده را بهتر از ساير مقوله ها به ياد مي آورند.

McDaniel مي گويد: "خواب، يادآوري براي انجام كار حافظه آينده را هنگامي كه يك زمينه در حال حاضر بود، اما نه زماني كه برخي از زمينه هاي ديگر حضور داشت، ترويج كرد." "اين به دليل همبستگي زماني است - اين واقعيت است كه شركت كنندگان گفته شد كه اين دكمه" Q "را درست پس از اينكه در معرض طبقه بندي معنايي قرار گرفتند، به آن ضربه بزنند.

مكدانيل مي گويد: "ايده اين است كه تست رده معناشناختي به وضوح با قصد حافظه آينده ارتباط دارد - آن را به طور ضعيفي در اطراف ذهن خود جابجا مي شود و به طور ضعيفي در آزمايش حافظه آينده قرار مي گيرد."

براي بازگشت به همكار و تقليد پيام، چون قبل از خواب خوابيديد يادتان رفته بود كه پيامي داشتيد كه به همكارتان ارائه كنيد و فردا فردا در اتاق كنفرانس او ​​را ببينم، خواب باعث افزايش احتمال اين كه او را در اتاق كنفرانس به او بگوييد، اما نه در بعضي موارد ديگر، دفتر، آسانسور، اتاق پست، به عنوان مثال.

محققان معتقدند كه روند حافظه احتمالي در طول خواب كم آهسته - يك الگوي اوليه در چرخه خواب - شامل ارتباط بين هيپوكامپ و مناطق قشر مي شود. هيپوكامپ در شكل گيري حافظه و فعال سازي مجدد بسيار مهم است و مناطق كرتيكي كليد ذخيره حافظه هستند.حاملگي بارداري تولد نوزاد

Scullin مي گويد: "ما فكر مي كنيم كه در طول موج آهسته خواب، هيپوكامپ اين خاطرات ياد گرفته ياد شده را دوباره فعال كرده و آنها را در مناطق ذخيره سازي درازمدت مغز قرار داده است." "فيزيولوژي موج آرام موجب تقويت حافظه مي شود."