عاشقانه: هر آنچه كه عاشقان پيش از ازدواج بايد بدانند

مشاوره در زمينه قبل از ادواج و درمان مشكلات فردي نامزدان

شنبه ۰۲ اسفند ۰۴

مطالعات عواقب سوء استفاده جنسي را بررسي مي كند


طبق يك مطالعه مشترك از Université de Montré، Université du Qu-bec-Montr-al و Université de Sherbrooke در "The مجله روانپزشكي كانادايي .

مولير سير، استاد روانشناسي دانشگاه مونترو، مي گويد: "تعداد قربانياني كه هر ساله راز خود را نشان مي دهند يا چند سال است كه براي انجام اين كار صبر مي كنند بسيار زياد است. "اين پشيماني است زيرا بيشتر آنها منتظر هستند تا آزار و اذيت را نشان دهند، و عواقب سخت تر و پايدارتر خواهد بود."

تيم تحقيقاتي 800 نفر از مردان و زنان كبك را مورد بررسي قرار داد و 25 درصد از پاسخ دهندگان هرگز به عنوان فرزند مورد سوء استفاده جنسي قرار نگرفتند. دانشمندان همچنين كنتراست بين جنس ها را كشف كردند: 16 درصد زنان در مورد سوءاستفاده ها سكوت مي كنند، در حالي كه 34 درصد مردان هرگز رمز خود را به اشتراك نمي گذارند.

داستان هاي مربوطه

تحقيقات نشان مي دهد كه 22 درصد از زنان و 10 درصد مردان گزارش دادند كه افراد بازمانده از سوء استفاده، كه از خشونت تا تجاوز جنسي محسوب مي شود، قابل مقايسه با يافته هاي مطالعات قبلي در اين زمينه است.

اضطراب رواني قربانيان شامل اضطراب، افسردگي، تمركز و تحريك پذيري مشكلات است. برخي از قربانيان از اختلال استرس پس از ضربه رنج مي برند، برخي از آنها روان شناختي را تحمل مي كنند، در حالي كه برخي ديگر احساسات را خسته مي كنند و يا بيش از حد هوشيار هستند.

داده ها نشان مي دهد كه قربانيان احتمال بيشتري دارند كه او را غافلگير كنند. متاسفانه، در اغلب موارد سوء استفاده جدي مانند تجاوز به عهده دوستان يا اعضاي خانواده است. اين درست در 85 درصد موارد براي قربانيان زن و 89 درصد براي قربانيان مرد است.

پروفسور ايزابل دوايننو، از دانشكده روانشناسي دانشگاه مونتر، يك مطالعه جداگانه را با همكاري احتمال قربانيان جوان براي تبديل شدن به قربانيان بالغين از سوء استفاده جنسي و جسمي انجام داد.

منتشر شده در مجله بين المللي سوء استفاده از كودكان و ناديده گرفتن ، نمونه او مورد بررسي 9،170 زن و 7،823 مرد در سراسر كانادا. نتيجه گيري هاي او حيرت انگيز است: بازماندگان زن از سوء استفاده جنسي از دوران كودكي سه تا چهار بار احتمالا به عنوان بزرگسالان قرباني سوء استفاده از جسمي و جنسي مي شوند.

"Daigneault مي گويد:" اين اولين بار است كه ما اطلاعات را در مورد سوء استفاده جنسي در دوران كودكي و مشكلات مربوط به رابطه احتمالي تركيب مي كنيم.  مركز مشاوره دانشگاه

بازماندگان مرد از سوء استفاده جنسي از كودكي، سه برابر بيشتر از قربانيان سوء استفاده فيزيكي به عنوان مردان هستند. با اين حال، تعداد كمي از مردان سوء استفاده جنسي را به عنوان بزرگسالان براي ايجاد يك همبستگي آماري قابل توجه نشان دادند.


مراقبت درازمدت از عزيزان بيمار و يا افراد معلول به عنوان يك تهديد براي سلامت و كيفيت زندگي مراقبين

 


اگر چه مراقبت درازمدت از عزيزان بيمار و يا افراد معلول به عنوان يك تهديد براي سلامت و كيفيت زندگي مراقبين به عنوان يك تهديد شناخته شده است، يك مطالعه جديد كه توسط دانشگاه Roy Buffalo روانشناس بوفالو، مايكل پوولين، PhD، دريافت كه در برخي موارد، كمك به عزيزان عزيز ممكن است سلامت كمك كنندگان را ترويج كند.مراقبت درازمدت از عزيزان بيمار و يا افراد معلول به عنوان يك تهديد براي سلامت و كيفيت زندگي مراقبين

"آيا دست كمك به معني قلب شديد است؟"، منتشر شده در مجله روانشناسي و پيري (2010، شماره 25، شماره 1)، گزارش شده در يك مطالعه توسط Poulin و پنج همكار نويسندگان از دانشگاه ميشيگان وزارت امور خارجه طب داخلي، كه به شدت از رفتار و رفاه در ميان 73 مراقب ازدواج اجباري كمك مي كند، بسياري از آنها سالمند هستند.

پوولين، استاديار روانشناسي، مي گويد، گروه تحقيق مي خواهند بدانند كه آيا برخي از جنبه هاي مثبت مراقبت، جنبه هايي وجود دارد كه فرسودگي، استرس زياد و سلامت ضعيف ناشي از مراقبت را ايجاد نمي كنند. اگر چنين بود، آنها مي خواستند بدانند كه چرا اين جنبه ها تاثير مثبتي داشتند.

آنها متوجه شدند كه عليرغم ماهيت سنگيني نقش خود، مراقبين احساسات مثبت و احساساتي كمتري در هنگام "مراقبت فعال" مانند تغذيه، حمام كردن، حمام كردن و در غير اين صورت مراقبت از همسر از نظر جسمي تجربه مي كنند.

او مي گويد: "داده هاي ما دقيقا به ما نمي گويند كه فرآيندهاي روانشناختي مسئول هستند، اما ما فرض مي كنيم كه مردم ممكن است سخت گير باشند تا به طور فعال به نيازهاي بنيادي و احساسات ديگران، اضطراب شخصي ما را كاهش دهد." مركز مشاوره دانشگاه مركز مشاوره روانشناسي

اين مطالعه نشان مي دهد كه مراقبت هاي غير فعال، از سوي ديگر، نيازمند همسر بودن به سادگي در مجاورت است، در صورتي كه هر چيزي بايد اشتباه باشد، احساسات منفي را در ارباب تحريك مي كند و منجر به احساسات مثبت كمتري مي شود.

در اين مطالعه 73 نفر (متوسط ​​سن 71.5 سال، سن آنها 38-35 سال) بودند كه مراقبت هاي خانه تمام وقت را به همسر بيمار ارائه مي دادند. شركت كنندگان خلبانان پالم را به صورت تصادفي بيهوش كردند تا به آنها سيگنال بدهند تا زماني كه از زمان آخرين بوق، فعاليت هايي كه در واقع درگير شده اند و وضعيت احساسي آنها در آن لحظه فعالانه كمك كرده و /

داستان هاي مربوطه

محققان اثرات متفاوتي از سن را در ارتباط بين كمك و رفاه مشاهده نكردند. به عبارت ديگر، كمك به پيش بيني اثرات مثبت و منفي به طور مشابه براي بزرگسالان در تمام سنين. يك متغير كه نتيجه را تحت تأثير قرار داد، سطح وابستگي درك شده با همسر تجربه شده توسط مراقب بود - به اين معني كه مراقبين خود را به عنوان به اشتراك گذاشتن يك رابطه دو طرف سودمند با همسر خود.

پولوين مي گويد: "براي زوج هاي وابسته به يكديگر، تأثيرات مثبت مراقبت هاي ويژه بسيار قوي بود"، اضافه مي كند كه اين نتيجه پيش بيني مي كند كه "افراد بايد بيشترين رضايت را از كمك به كساني كه با آنها سرنوشت جسمي يا عاطفي مشترك را درك مي كنند، به ارمغان بياورد."

پولوين مي گويد: يافته هاي تحقيق، پيامدهاي گسترده اي براي تحقيقات در مورد مراقبت و تحقيق در مورد كمك به رفتار به طور كلي، به ويژه در زمينه پيري دارد.

"به طور كلي،" او مي گويد: "ما نمي گويند كه مراقبت از بيمار يكي از دوست داشتني است براي رفتن به براي شما خوب يا سالم براي شما، اما فعاليت هاي خاص ممكن است مفيد باشد، به خصوص در روابط با كيفيت بالا."

محققان و دانشمندان علوم اجتماعي مي خواهيد دولت و يا سازمان به ارائه مهلت براي مراقبان، خواهد بود كه چيز خوبي است، پولين گويد، "اما اين مطالعه نشان مي دهد، بسيار مهم است كه مراقبان نوع درست امداد در زمان مناسب دريافت است - شايد زمان كمتري از وظايف مراقبت هاي فعال داشته باشد و زمان بيشتري را صرف كار وظيفه شديد از نظارت بر يك فرد متواضع بيمار كند.


درمان براي بيماري هاي رواني مبتني بر دارو و درمان است


درمان براي بيماري هاي رواني مبتني بر دارو و درمان است. با اين وجود براي ايجاد سيستم هاي موثر براي جلوگيري از ظهور چنين بيماري ها، به اندازه كافي انجام نشده است. در ماه ژانويه، ابتكار اروپايي OPTIMI را براي تشخيص زود هنگام افسردگي آغاز مي كند. گروه تحقيقاتي Labpsitec گروه روانشناسي باليني و روان شناسي دانشگاه Jaume I كاستلون در اين پروژه با طراحي استراتژي هاي ارزيابي براي افراد مبتلا به ريسك مشاركت مي كند. هدف اين است كه يك سيستم قادر به جلوگيري از افسردگي، يكي از شايع ترين بيماري هاي رواني در اتحاديه اروپا باشد، جايي كه مراقبت از سلامت روان به معناي بيش از يك سوم هزينه هاي كل مراقبت از سلامتي است. بر اساس آنچه مدير گروه، كريستينا بوتلا مي گويد، "مركز مشاوره برتر مركز تهران

"اگر ما قادر به پيش بيني زماني كه يك فرد در معرض افسردگي است، ما مي توانيم به موقع واكنش نشان دهيم و از انحطاط از طريق يك درمان پيشگيرانه شخصي جلوگيري كنيم." "به اين ترتيب، ما سعي خواهيم كرد كه شخصي و خانوادگي كه رنج مي برند، بيماري را از بين ببرند، در حالي كه باعث كاهش تراكم سيستم بهداشتي و از دست دادن اقتصادي به دليل كم بهره وري مي شود."

تيم روزانه سطح استرس و اثرات آن را در رفتار و حالت ذهن فرد ثبت مي كند. ثبت نام با استفاده از مطالعه تغييرات رخ داده در سطح شناختي، حركتي و كلامي ممكن خواهد بود. به طور خاص، تيم به بررسي الكتروكارديوگرام، سطوح كورتيزول، تجزيه و تحليل صدا، فعاليت بدني و يك دفترچه خاطرات الكترونيكي كه بيمار نوشتن مي دهد را در نظر مي گيرد. به اين ترتيب، آنها انتظار دارند تا تكامل خود را نشان دهند و مكانيزم هايي را كه براي استرس استفاده مي كنند شناسايي كنند.

داستان هاي مربوطه

دو مرحله آزمون با داوطلبان كه از موقعيت هاي خطرناكي مي آيند، وجود دارد. مرحله اول در چين، سوئيس و اسپانيا، با شش ماه طول خواهد كشيد. دومين مورد در انگلستان و اسپانيا توسعه خواهد يافت كه در آن ابزاري طراحي شده و سيستم درمان پيشگيرانه مورد توجه قرار مي گيرد.

اين كنسرسيوم از مؤسسات پژوهشي تخصصي در زمينه هاي مختلف روانشناسي و شركاي تكنولوژيكي تشكيل شده است كه سنسورها و دستگاه هايي را براي رديابي حالت هاي رواني ايجاد خواهند كرد. انتظار مي رود كه پس از سه سال كار، تحقيقات به يك نمونه اوليه از ابزارهاي رايانه اي تبديل شوند كه موقعيت هاي خطر را شناسايي مي كنند.

OPTIMI (ابزار پيش بيني آنلاين براي مداخله در بيماري هاي رواني) توسط شركت اسپانيايي Everis هماهنگ شده است. در پروژه همكاري مي كند، بخشي از موسسه از كاستيلون، Laboratory LabHuman از دانشگاه كالج والنسيا با ماريانو آلكانيز به عنوان رئيس آزمايشگاه و هشت مؤسسه ديگر از انگليس، سوئيس، ايتاليا، آلمان و چين است.

در گروه UJI پژوهشگران متخصص در زمينه روانپزشكي، مسائل ارگونومي و ابزارهاي كار و ارزيابي شركت مي كنند. همه آنها پس از شركت در پروژه هايي مانند ETIOBE كه يك ابزار رايانه اي را براي مبارزه با چاقي كودكان طراحي كرده اند، با تجربه اي فوق العاده اي تجربه كرده اند.


تكنولوژي جديد MRI ممكن است تشخيص بيماري هاي پزشكي را تغيير دهد


توسعه ي يك تكنولوژي جديد تصويربرداري رزونانس مغناطيسي كه بتواند شرايط پزشكي را تشخيص داده و درمان كند انقلابي است، گامي مهم در جهت پيشروي يك مركز پژوهشي 7 ميليون دلاري در دانشگاه يورك است.

Hyperpolarisation با parahydrogen يك روش توسعه يافته در دانشگاه است كه مي تواند به طور چشمگيري افزايش حساسيت تصويربرداري رزونانس مغناطيسي (MRI)، تكنولوژي اسكن به طور گسترده اي در بيمارستان ها استفاده مي شود.

اميدوار است كه هيپرپولاريزاسيون در نهايت براي كمك به پزشكان در عرض چند دقيقه تشخيص داده شود كه در حال حاضر روزها را در بر مي گيرد و درمان مناسب را به نيازهاي بيماران اختصاص داده است.

تيم تحقيقاتي تحت رهبري پروفسور سايمون داكت و گري گرين از بخش هاي شيمي و روانشناسي، مبلغ 4،36 ميليون پوند از بنياد Wellcome Trust و Wolfson و همچنين حمايت مالي از طرف شركاي صنعتي و دانشگاه، براي تأمين مالي كمك هاي مالي مركز York براي Hyperpolarisation در تصويربرداري رزونانس مغناطيسي ايجاد كنيد.

پروفسور داكت مي گويد: "اگر چه MRI در حال حاضر يك تكنيك فوق العاده مفيد است، حساسيت آن در واقع بسيار پايين است، و نه مانند يافتن يك سوزن در ستون حصار، كه دشوار تشخيص مراحل اوليه بيماري است، همچنين مي تواند بسيار كند است، محدود كردن روش MRI در تنظيمات باليني استفاده مي شود. "

پروفسور گرين افزود: "موفقيت مراحل اوليه توسعه هيپرپوليسازي براي بهبود حساسيت و سرعت تصويربرداري نشان مي دهد كه اين تكنيك داراي پتانسيل بزرگي براي بهبود درمان بيماران با طيف وسيعي از شرايط پزشكي است."

مركز يورو براي Hyperpolarisation با همكاري محققان از سراسر دانشكده هاي شيمي، روانشناسي، دانشكده پزشكي هول يورو و زيست شناسي براي توسعه اين فناوري گرد هم مي آورد. اين تيم همچنين با پروفسور يورگن هنيگ از بيمارستان دانشگاه فرايبورگ، يكي از متخصصان پيشرو در استفاده پزشكي از تكنولوژي MRI، كار خواهد كرد.

داستان هاي مربوطه

پروفسور براون كانتور، معاون دانشگاه يورك، گفت: "اين جايزه از بنياد Wellcome Trust و Wolfson، طبيعت هيجان انگيز اين تحقيق در دنيا را برجسته و ظرفيت دانشگاه در طيف وسيعي از رشته ها را براي توسعه كاربرد باليني آن به رسميت مي شناسد. .تلفني

اين مركز با جمع آوري محققان با تخصص و درگير شدن با صنعت در مراحل اوليه، اين كشف مهم علمي را به يك ابزار ارزشمند پزشكي تبديل مي كند. "كانال تلگرام كانون مشاوره تلفني

Hyperpolarisation شامل انتقال مغناطيس پارا هيدروژن به مولكول ها، ساختن آنها براي رزونانس مغناطيسي هسته اي، يك ابزار تحقيق مهم در شيمي و تصويربرداري رزونانس مغناطيسي است. برنامه تحقيقاتي اوليه مركز جديد پايه شيميايي اين روش را براي ساختن آن براي برنامه هاي پزشكي آماده مي كند.

پروفسور يان وات، دبير موقت دانشكده پزشكي هول يورك، گفت: "MRI در حال حاضر يك ابزار تشخيصي مهم براي شرايطي از جمله اختلالات مغزي، مشكلات قلب و گردش خون و سرطانها است. اين برنامه تحقيقاتي مي تواند قدم مهمي در تكامل اين تكنولوژي باشد. "تلفني

دكتر مارك مورتيمر، مدير دفتر تحقيق و سرمايه گذاري دانشگاه، گفت: «بودجه اين مركز، يك پلت فرم فوق العاده براي شركاي صنعتي براي همكاري در اين برنامه تحقيقاتي است، و كمك مي كند تا كشف علمي علمي را در محصولات موجود به ارمغان بياورد كه منافع عمده اي را براي بيماران به ارمغان مي آورد "


مزاياي كوسه در كودكان تانزانيا


8.3 ميليون كودك 5 ساله و جوانتر در تانزانيا زندگي مي كنند. با دسترسي محدود به آموزش رسمي، آيا مداخله رسانه ها تأثير مثبت و قابل توجهي بر آنچه كودكان ياد مي گيرند، تاثير مي گذارد؟ كارگاه آموزشي سسما كه كيملي سسام توليد مي كند، نسخه تانزياني خيابان سسام، اخيرا از محققان دانشكده بهداشت عمومي جان هاپكينز بلومبرگ، با همكاري يك تيم پژوهشي مستقر در دارالسلام، براي بررسي اثرات يك مداخله شش هفته اي تحويل محتواي كنسروي كيليماني به 223 كودك در منطقه روستايي كيارساره و شهر دارالسلام. انتظار مي رود مقاله در ژوئيه در مجله روانشناسي توسعه كاربردي منتشر شود ، و خلاصه اي را مي توان در اينجا بخوانيد: http://dx.doi.org/10.1016/j.appdev/2010.05.002

Kilimani Sesame كه داراي شخصيت هاي Muppets of Sesame Street مي باشد، اهداف آموزشي را شامل بهبود سواد پايه و مهارت هاي رايانه اي كودكان و نيز ارائه دانش و كاهش نشانه هاي مربوط به HIV / AIDS مي كند. اين تحقيق نشان داد كه كودكان مبتال به كيملي سزام بيشتر در نتايج شناختي، اجتماعي و سلامت بيشتري نسبت به افرادي كه در معرض قرار گرفتن در معرض قرار دارند، بيشتر است. به طور خاص، كودكاني كه محتواي كنسانتره Kilimani بيشتر را مشاهده كردند، نمرات بالاتري در آزمون مهارت هاي سواد آموزي و مهارت هاي رياضي اوليه، توانايي بيشتر در توصيف رفتار و احساسات اجتماعي مناسب داشتند و بيشتر درباره مالاريا و اچ آي وي / ايدز مي دانستند. كودكان با قرار گرفتن در معرض بيشتر در معرض Kilimani Sesame بيشتر احتمال دارد كه يك كودك HIV مثبت بتواند با ديگران بازي كند و آنها يك فرد مبتلا به HIV را به خانه خود دعوت كنند تا غذا بخورند. اين يافته ها بيش از سهم فاكتورهايي كه در پيش بيني اين نتايج مهم هستند عبارتند از: سن كودك، جنسيت فرزند، محل سكونت، قرار گرفتن در معرض رسانه هاي عمومي و عملكرد كودك در اين نتايج قبل از مداخله.

داستان هاي مربوطه

"ما بسيار خوشحاليم كه محققان يك موسسه آموزشي محترم شواهدي از تأثير اين مداخله رسانه اي پيدا كرده اند." دكتر شارلوت كول، معاون رئيس آموزش، تحقيق و توسعه بين المللي در كارگاه آموزشي، گفت: "كودكان بهترين ياد مي گيرند زماني كه فرصت هاي يادگيري با تجارب زندگي روزمره خود بهترين ها را ياد بگيرند. كيلماني سزام كه توسط يك تيم از مربيان و توليدكنندگان تانزانيا توسعه داده شده، تصاوير و محتوياتي را فراهم مي كند كه داراي محيطي آشنا براي بينندگان است و پيام هاي متناسب با سن را ارائه مي دهد. اطلاعات پيشگيري از مالاريا - كه براي كودكان ساكن در كشور حياتي است. "

دكتر دينا ال جور Borzekowski، استاد دانشكده بهداشت، رفتار و جامعه دانشكده بهداشت عمومي جان هاپكينز بلومبرگ، اين يك فرصت هيجان انگيز بود تا ببيند كه چگونه رسانه ها مي توانند تاثير زيادي داشته باشند. وي ادامه داد: "با وجود فقدان منابع اساسي مانند آب خانگي و برق، كودكان در اين مطالعه از كتاب ها، راديو و ويدئو هاي مربوط به فرهنگ و مربوط به آن بهره مند شدند. كارگاه كنسانس نشان مي دهد كه چگونه مي توان بهترين رسانه ها را درگير كرد و باعث ايجاد انگيزه كودكان شد. اين مداخله يك مبحث قدرتمند و آموزشي براي كمك به كودكان تانزانيا به بالاترين توانايي خود ارائه مي دهد. "

تست هاي روانشناسي اندرويد مركز مشاوره برتر غرب تهران  مركز مشاوره دانشگاه

يافته هاي كامل در مجله روانشناسي توسعه كاربردي ، منتشر شده توسط Elsevier، در ماه آينده در دسترس خواهد بود .


دو زبانه در موثر در عملكرد هاي اجرايي خاص


گروه تحقيقاتي Neuropsychology و Neuroimaging Functional در دانشگاه Jaume I كاستلون، به رهبري پروفسور روانشناسي پايه، César ávila Rivera، گزارش داده است كه دو زبانه در سريع ترين و كارآمد تر در برخي از وظايف كه در آن توابع اجرايي به دليل شكل هاي مختلف استفاده مي شود كنترل مغز.

مطالعه انجام شده توسط گروه تحقيقاتي دانشگاه عمومي كاستلون، كه در آن نيز دو نفر از استادان دانشگاه پمپيو فابرا را در بر گرفت، نشان داده است كه دو زبانه زبان از لوب فرونتال سمت چپ، منطقه Broca، براي پاسخ دادن به محرك ها استفاده مي كنند. توابع اجرايي انجام مي شود (مثل سفارش دادن فرم ها به رنگ يا شكل)، در حاليكه monolinguals از قسمت راست براي پاسخ به محرك هاي مشابه استفاده مي كنند.

منطقه بروكا چپ، كه در واقع پاسخ به تغيير زبان است، در نيمكره راست چپ مغز واقع شده و مسئول انجام كارهاي پردازش زبان مانند توليد گفتار و، در مورد دو زبانه، كنترل زبان استفاده مي شود . چندين تحقيق رفتاري قبلا اين اختلاف را در توابع اجرايي بين دوزبانه ها و يكساله ها پيدا كرده بود اما تاكنون هيچ توضيحي عصبي ايجاد نشده است.

"يافته ها بسيار مهم هستند، زيرا آنها جنبه ناشناخته دو زبانه را نشان مي دهند كه فراتر از مزاياي زباني است و همچنين نشان مي دهد كه دو زبانه در پاسخ به محرك هاي خاصي موثر هستند"، سزار آويلا، پژوهشگر نشان مي دهد كه دوزبانگي نه تنها تأثيري بر مغز در سطح زبانشناختي دارد، اما آن را نيز متفاوت عمل مي كند، با تاكيد بر اهميت معرفي زبان ها در سنين اوليه، زيرا باعث ايجاد مزاياي شناختي مي شود.

داستان هاي مربوطه

دانش پژوهان براي انجام تحقيق، مشاركت دانش آموزان داوطلبانه از دانشگاه Jaume I و همكاري از كلينيك عمومي Castellón، كه در آن انجام تصورات رزونانس مغناطيسي عملكرد انجام شده است. نمونه از دو گروه افراطي تشكيل شده است. از سوي ديگر، جواناني كه دوزبانگي (كاتالان و اسپانيايي) را در سن كودكي توسعه داده بودند و از سوي ديگر، جوانان اسپانيايي اسپانيايي از مناطق ديگر يا كشورهاي اسپانيايي ديگر.

اين تحقيق به اختصار در مجله معتبر NeuroImage منتشر خواهد شد كه مقالات مربوط به عملكرد مغز را در زير عنوان " Bridge of Language and Attention: Brain Based of the impact of دوزبانگي در كنترل شناختي" جمع آوري مي كند.

اين تحقيق بخشي از يك پروژه بزرگتر از برنامه Consolider-Ingenio 2010 با نام "دو زبانه و علم اعصاب شناختي"، يك كنسرسيوم از چهار دانشگاه اسپانيايي (Universitat Jaume I، دانشگاه پومپو فابرا، دانشگاه بارسلونا و دانشگاه كشور Basque) است كه هدف مطالعه دو زبانه، و به ويژه بنياد عصبي آن است.تست هاي روانشناسي آنلاين

در حال حاضر گروه با تحقيق ادامه مي دهد تا نمونه هاي اين الگو را با وظايف پيچيده تر مانند استفاده از اصطلاحات زبان شناختي ادامه دهد، زيرا اگر ما فكر مي كنيم فرآيند در حال تكامل است و ما آن را در وظايف مشابه ثابت مي كنيم، مي توانيم نتايج را قويا تاييد كنيم. روانشناسي عمومي.


محققان دريافتند كه اضطراب مي تواند باعث ايجاد اعتماد به نفس در باورهاي مذهبي شود


براساس يافته هاي جديدي كه توسط محققان دانشگاه York منتشر شده در مجله ي شخصيت و روانشناسي اجتماعي اين ماه منتشر شده است، اضطراب و عدم اطمينان مي تواند ما را در اعتقادات ديني ما بيشتر آرماني و راديكال تبديل كند .

در يك سري مطالعات، بيش از 600 نفر از شركت كنندگان در وضعيت اضطراب يا خنثي قرار داده شده و پس از آن خواسته شده است تا اهداف شخصي خود را توصيف و درجه اعتبار خود را براي آرمان هاي مذهبي خود را ارزيابي كنند. اين شامل شركت كنندگان مي شود كه آيا آنها براي ايمان خود زندگي مي كنند يا از جنگ در دفاع حمايت مي كنند.

در سراسر تمام مطالعات، شرايط اضطراب باعث شد تا شركت كنندگان در آرمان ها و افراط در باورهاي مذهبي خود مشتاقانه تر درگير شوند. در يك مطالعه، برطرف كردن يك معضل شخصي سبب افزايش كلي به اهداف شخصي ايده آل تر شد. در يكي ديگر، مبارزه با يك تصادف رياضي گيج كننده موجب افزايش شديد افكار ديني شد. در يك ديگر، بازتاب در عدم قطعيت هاي ارتباطي، همان واكنش غرور مذهبي را ايجاد كرد.

محققان دريافتند كه واكنشهاي مشتاقانه مذهبي در ميان شركت كنندگان با شخصيت هاي جسور (كه به عنوان داشتن عزت نفس بالا و عمل گرا، مشتاق و پايدار) تعريف شده است، كه در حال حاضر آسيب پذير به اضطراب بوده است و احساس نا اميدي در مورد اهداف روزانه خود را در زندگي دارند .

براساس محقق ارشد ايان مك گرگور، دانشيار دانشكده بهداشت روانشناسي يورك، يك فرايند انگيزشي ابتدايي به نام انگيزش رويكرد واكنش پذير (RAM) مسئول است. انگيزه رويكردي يك كشور مستحكم است كه در آن مردم به هر هدف يا ايده اي كه در حال ارتقاي آن هستند، قفل شده و بارگذاري مي شوند. آنها احساس قدرتمندي مي كنند و افكار و احساسات مربوط به مسائل ديگر از بين مي روند.

داستان هاي مربوطه

"رم است كه معمولا يك فرايند تنظيم هدف تطبيقي ​​است كه مي تواند مردم را به سمت راه هاي جايگزين براي پيگيري هدف موثر زماني كه آنها ضربه گير جهت دوباره. تحقيقات ما نشان مي دهد كه انسان ها مي توانند گاهي اوقات بهمكاري رم براي تسكين كوتاه مدت از اضطراب، با اين حال. به سادگي مك گريگور مي گويد: "ايده ها و اعتقادات را در ذهن خود تقويت مي كنند، مردم مي توانند انگيزه رويكرد را فعال كنند، تمركز انگيزشي خود را از مشكلات مضر دور كنند، و در نتيجه احساس آرام كنند".

محققان همچنين اعتقادات و خرافات مشاركتكنندگان را نسبت به يك كنترل كننده خداوند را محاسبه كردند تا تماشاي مذهب را از اشكال مودبانه خودداري كند. او مي گويد: "تهديد هاي ناشي از اضطراب گاهي اوقات موجب مي شود مردم به پارينه زني تبديل شوند و بيشتر تحت فشار نيروهاي كنترل خارجي قرار گيرند، بنابراين ما مي خواستيم اين تفسير را براي نتايج ما كنار بگذاريم." عدم اطمينان اضطراب بر خرافات يا اعمال مذهبي اثر نگذاشت.ازدواج

يافته هاي سال گذشته در مجله Psychological Science منتشر شده توسط نويسندگان و همكاران دانشگاه تورنتو نشان مي دهد كه اعتقادات مذهبي قوي با فعاليت پايين در قشر قشر سينهولت، بخشي از مغز كه در معرض اضطراب فعال مي شود، مرتبط است.

مك گرگور مي گويد: "با هم، نتايج حاصل از اين برنامه تحقيقاتي نشان مي دهد كه افرادي كه جسورانه و آسيب پذير هستند، به شدت آرماني و مذهبي براي تسكين اضطراب مي كشند."


اختلال دوري از جمع

Zahra79 اختلال دوري از جمع سلام.راستش من خيلي آدم درونگرا و خجالتي هستم،اعتماد به نفس هم ندارم،به شدت كم حرفم،اكثرا توي جمع احساس اضافي بودن ميكنم،شايد خنده دار باشه ولي تو دوره راهنماييم مدام ميگفتم نكنه من بچه سر راهي باشم؟؟راستش يكم احمقانه هم بود چون من چندمين دختر خانوادم توي خانواده و فاميل ما مثل عهد دقيانوس هنوزم پسر به دختر برتري داره توي رفتار و گفتار و همه چيشون يه حس تحقير هست (يجورايي احساس گناه ميكردم كه چرا پسر نشدم)،علاوه بر اين من يه بيماري ژنتيكي دارم كه از دوره راهنمايي به اوج رسيد و خيلي خودشو نشون داد اون دوره احساس ميكردم هيشكي دركم نميكنه با خانوادم نميتونستم درموردش صحبت كنم چون غير قابل درمانه و فقط باعث ناراحتيشون ميشدم،به دوست هم نميشه گفت چون بعدا دردسر ساز ميشه.توي اين سالا هميشه يه بغض تو گلوم بوده و بيماريم رو از همه مخفي كردم ،كم كم از بقيه فاصله ي بيشتري گرفتم و به دليل خجالتي و درونگرا بودنم بيشتر از خيليا ي ديگه تنها و تنها تر شدم ،به دليل عقايد فاميلامون كلا ارتباطمو با اونا قطع كردم ،اون موقع ها اقدام به خودكشي هم كردم اما نتونستم و فقط دستمو با كاتر خط خطي ميكردم،چند بار قرص هم خوردم ولي نميدونم چرا اثر نميكرد????????
الان توي هر جمعي كه وارد ميشم آروم سلام ميكنم و يه گوشه ميشينم وقتي بخوام يه كنفرانس بدم دماي بدنم ميره بالا ،بدنم ميلزه،تپش قلب ميگيرم و صدام خيلي خيلي آروم ميشه،به هيچ وجه هم نميتونم شروع كننده يه صحبت باشم ،ميتونم ساعت ها بدون گفتن يه كلمه تو يه جمع بشينم.با غريبه ها هم اصلا نميتونم ارتباط برقرار كنم.از عكس گرفتن هم يجورايي ميترسم چون چهرم با اوني كه تو آينه ميبينم فرق داره.فكر كنم بيشتر از اينكه با ديگران صحبت كنم در موردشون فكر ميكنم.گاهيي وقتا تو فكرم با خودم صحبت ميكنم????????
الان دقيقا نميدونم مشكلم چيه البته يه مدته همش به فكر كنكورم ولي وقتي جايي ميرم يا مجبور ميشم تو جمع صحبت كنم به فكرش ميوفتم.فكر اينكه توي دانشگاه برام مسيله بزرگي شه اڌيتم ميكنه؟؟
الان دقيقا اعتماد به نفس ندارم؟؟
درونگرام؟؟
خجالتيم؟؟
يا فقط احساس ميكنم خيلي با بقيه فرق دارم؟؟
خيلي زياد شد ولي تقريبا هر چي ميخواستم گفتم... براي كسب اطلاعات بيشتر و راهنمايي مي توانيد با متخصصان ما تماس بگيريد. پاسخ با نقل قول Top | #2 farokh پاسخ : اختلال دوري از جمع

معمولا ترس از اجتماع در اواسط نوجواني شروع مي شود، البته امكان بروز آن در كودكي هم وجود دارد.
بندرت ممكن است شروع اين اختلال در بزرگسالي باشد.
اين مشكل هم مثل بسياري مشكلات ديگر در اثر تلفيقي از علل محيطي و ژنتيكي بوجود مي آيد.

بعضي ژن ها ممكن است در بروز اضطراب و ترس نقش داشته باشند كه البته ژن دقيق مسئول ايجاد اين اختلال هنوز مشخص نشده است.
ضمنا ترس از اجتماع ريشه وراثتي هم دارد يعني معمولا در خانواده و يا فاميل چندين نفر به اين مشكل مبتلا هستند.

محققان بر اين باورند كه مواد شيميايي طبيعي موجود در بدن ممكن است در ترس از اجتماع نقش داشته باشند.
مثلا عدم تعادل ماده اي در مغز بنام سروتونين ، يك عامل محسوب مي شود چون در تنظيم خلق و عواطف نقش دارد.

پاسخ به ترس:
بعضي دانشمندان معتقدند كه ساختاري در مغز كه آميگدال نام دارد در كنترل پاسخ به ترس نقش ايفا مي كند.
در افرادي كه اين قسمت مغز فعاليت بيش از حد دارد پاسخ به ترس بسيار شديدتر است و باعث اضطراب آنها در شرايط اجتماعي مي شود.

 

  • شرم و يا حالت نگراني مختصر در موقعيت هاي جديد اجتماعي طبيعي است و ترس از اجتماع محسوب نمي شود.
  • اما اگر حس كرديد اين اضطراب زندگي شما را سياه كرده، بايد درمان شويد.
  • به هر حال اين هم مشكلي است كه بوجود آمده و بايد برطرف شود.
  • در غير اين صورت بسياري از موقعيت هاي اجتماعي را از دست مي دهيد و روزبه روز منزوي تر خواهيد شد.
  • حالاتي متداول در زندگي روزمره وجود دارد كه اگر تحمل آن برايتان سخت است و در اين شرايط دچار اضطراب مي شويد.
  • حتما بايد به روانپزشك مراجعه كنيد، نمي توانيد از اتاق استراحت عمومي در محل كار و يا تلفن عمومي استفاده كنيد.
  • نمي توانيد كالايي را كه مشكل دارد به مغازه پس بدهيد، اصلا با غريبه ها ارتباط برقرار نمي كنيد.
  • نمي توانيد در حضور ديگران چيزي بنويسيد، به هيچ وجه تماس چشمي برقرار نمي كنيد.
  • نمي توانيد در اتاقي وارد شويد كه قبل از شما افرادي در آن نشسته اند، قادر نيستند در رستوران غذا سفارش دهيد.
  • دوست نداريد شما را به افراد غريبه معرفي كنند، هيچ وقت شروع كننده صحبت و مكالمه نيستيد.

 

خوشبختانه اين مشكل را مي توان درمان كرد.
البته هر چه زودتر براي درمان اقدام شود بهتر است.
معمولا دو روش درماني وجود دارد كه بسيار موثر است، يكي دارودرماني است كه معمولا از ضدافسردگي ها استفاده مي شود.
اما ممكن است از داروهاي ضداضطراب و داروهايي موسوم به بتابلوكرها هم استفاده شود تا علائم فيزيكي مثل تپش قلب، فشارخون بالا و لرزش برطرف شود.
ديگري روان درماني است كه از روش رفتار درماني شناختي استفاده مي شود كه بسيار هم موثر عمل مي كند.
در اين روش اساس كار تفكرات خود شماست، بدون اينكه به ساير افراد يا موقعيت ها توجه شود.
در اصل تفكرات اصلي و ريشه اي شما محور قرار داده مي شود و بعد از شما مي خواهند خود را در شرايط ناخواسته اي كه قابل تغيير نيست فرض كنيد.
و حال با همان تفكرات اصلي، رفتاري صحيح و مثبت تعريف كنيد.
در مواردي هم در مراحل خاصي از درمان، فرد را بتدريج در شرايط اجتماعي اضطراب ساز قرار مي دهند.
تا بتواند در اين شرايط با مهارت كافي و اعتمادبه نفس لازم برخورد داشته باشد.
درمانگر معمولا مهارت هاي اجتماعي فرد را بالا مي برد و با او تمرين هاي مختلفي انجام مي دهد.
تا فرد بتواند اعتماد به نفس لازم در برخورد با شرايط مختلف را بدست بياورد.

علاوه بر ادامه روش هاي درماني خودتان هم بايد روش هايي را بكار ببنديد تا بتوانيد از پس اين مشكل برآييد.
۱) افكار منفي در مورد خودتان نداشته باشيد و اين جور تفكرات را دور بريزيد.
۲) از تمرين هاي شل كننده يا ريلاكسيشن استفاده كنيد.
۳) ياد بگيريد چطور با استرس مقابله كنيد.
۴) با افرادي كه حس مي كنيد با آنها راحت تريد رابطه برقرار كنيد.
۵) وقتي اضطراب داريد در فعاليت هاي لذت بخش و سرگرمي هاي مورد علاقه شركت كنيد.
۶) خواب كافي داشته باشيد.
۷) رژيم غذايي متعادل را فراموش نكنيد.
۸) اهداف واقعي داشته باشيد و آرزو هاي دست نيافتني را كنار بگذاريد .
۹) هيچ گاه از موقعيت هايي كه شما را ناراحت مي كنند فرار نكنيد بلكه سعي كنيد بتدريج با اين موقعيت ها روبرو شويد تا مهارت كافي پيدا كنيد.
۱۰) با دوستان يا بستگان قرار بگذاريد كه بعضي اوقات ناهار را در مكان عمومي صرف كنيد.
۱۱) تماس چشمي داشته باشيد و اولين كسي باشيد كه به ديگران سلام مي كنيد و يا موفقيتي را تبريك مي گوييد.
۱۲) مكالمه را شما آغاز كنيد اما اطلاعات خود را با مطالعه روزنامه و يا ساير مطبوعات افزايش دهيد تا حرفي براي گفتن داشته باشيد.
۱۳) از ديگران تقدير و تشكر كنيد.
۱۴) بر روي خصوصيات شخصيتي خودتان كه به آنها علاقه داريد بيشتر متمركز شويد.
۱۵) نسبت به ديگران علاقه نشان دهيد و در مورد منزل، فرزندان، نوه ها ، سرگرمي ها يا مسافرت هايشان با آنها صحبت كنيد.
۱۶) از افراد غريبه و ناآشنا آدرس بپرسيد تا تمرين بيشتري كرده باشيد.

فراموش نكنيد افكار ناراحت كننده منشا اضطراب هستند، مثل:
يكي از مهم ترين اقدامات در اين زمينه آن است كه به آخرين حد مسئله فكر كنيد.
اگر پاسخ شما به يك سوال اشتباه باشد چه مي شود؟ آسمان به زمين مي آيد؟!
از صفحه روزگار محو مي شويد؟!مسلما خير. پاسخ صحيح را ياد مي گيريد و اطلاعات تان بيشتر مي شود.
بهتر است در مواقعي كه تنها هستيد در مورد افكار منفي به حد نهايي آن فكر كنيد و بعد تمرين كنيد كه مثبت انديش باشيد.

در اين مورد ميتونيد با متخصصين كانون مشاوران ايران، مشاوره تلفني/تخصصي داشته باشيد 021-88472864

انحرف جنسي

saman.gals انحرف جنسي حدود 7 سال است كه ازدواج كردم و خانم من خوب است. ولي من متاسفانه با همسرم تحريك نمي شم و از او لذت نمي برم.
بلكه از خانم هاي غريبه بيشتر تحريك ميشم. مثلا خانم هاي در جامعه و يا اقوام و حتي خواهر خانم خودم خيلي من رو تحريك مي كنند.
ولي نسبت به همسرم سرد هستم.
لطفا راهنمايي كنيد
  •   براي كسب اطلاعات بيشتر و راهنمايي مي توانيد با متخصصان ما تماس بگيريد. پاسخ با نقل قول
  • Top | #2 farokh پاسخ : انحرف جنسي بي‌علاقگي جنسي مي‌تواند اشكال مختلفي بهخود بگيرد و ممكن است زماني رخ دهد كه فرد با همسر خود احساس صميميت يا نزديكي نمي‌كند.
    بي‌علاقگي جنسي ( همچنين شناخته‌شده به عنوان نفرت جنسي، غير فعالي تمايلات جنسييا تمايلات جنسي ممنوع شده) .
    يكي از اختلالات جنسي رايج است كه بر اساس تحقيقاتموسسه بين‌المللي سلامت، با پايين بودن علاقه به رابطه جنسي، مشخص مي‌شود.

    فردي كه به بي‌علاقگي جنسي درجه يك، مبتلااست، هرگز علاقه‌اي به رابطه جنسي نداشته است.
    در صورتيكه فردي با بي‌علاقگي جنسيدرجه دو ممكن است در گذشته به رابطه جنسي، علاقه و تمايل داشته ، اما در حال حاضراينطور نيست.
    برخي افراد تمايلي به داشتن رابطه با همسر فعلي خود ندارند، درحاليكه ممكن است دسته‌اي ديگر تمايلي به هيچ گونه رابطه جنسي نداشته باشند.
    دربرخي موارد، ممكن است فرد حس كند كه همسرش به رابطه جنسي علاقه ندارد، اما درحقيقت شهوت و شور جنسي آنها متفاوت باشد.

    عليرغم اين، محدوده تمايلات، علايق و تجربيات جنسي در انسان‌هاي مختلف بسيارمتفاوت است.
    برخي افراد كه داراي محرك‌هاي جنسي كم يا پايين هستند را مي‌توان غيرجنسي دانست و نبايد اين قضيه را مشكل دانست.
    با وجود اينكه، ممكن است محرك‌هايجنسي كم يا عدم وجود آن در برخي افراد، توسط مراكز بهداشتي و سلامتي.
    و يا همسراناين افراد، اختلال محسوب شود، ممكن است در خود اين افراد حس خوبي ايجاد ‌كند.
    بااينكه ممكن است برخي افراد به دنبال درماني براي پايين بودن محرك‌هاي جنسي خودبگردند.
    برخي ديگر با اين قضيه كاملاً احساس راحتي كرده و نمي‌خواهند كمك بگيرند.

    لغت "بي‌علاقگي" به معناي دلسردي و خستگي است، اما "بي‌علاقگي"جنسي لزوماً به معنايي دلسردي يا خستگي فرد از رابطه جنسي نيست.
    بر اساس گفته‌هايمركز بهداشت دانشگاه مريلند،
    فاكتورهاي فيزيكي و/يا رواني متعددي ازجمله موارد زير در بي‌علاقگي جنسي نقش دارند:



    • - تربيت سخت گيرانه
    • - بي‌خوابي
    • - افسردگي
    • - استرس
    • - تغييرات هورموني
    • - برخي بيماري‌ها
    • - برخي داروها


    اگر احساس مي‌كنيد ممكن است شما و همسرتان از نظر جنسي دچار بي‌علاقگي باشيد .
    كهمنجر به اضطراب شخصي شده و يا برروي رابطه شما تاثير مي‌گذارد، شايد صحبت كردن باهمسرتان و جستجو .
    براي اقداماتي كه مي‌توانيد به همراه يكديگر يا به تنهايي برايفهم اتفاق در حال وقوع، انجام دهيد، مفيد باشد.

    بسته به اوضاع شخصي، انتخاب روشي برايدرمان بي‌علاقگي جنسي مي‌تواند يكي از انتخاب‌هاي شما باشد.
    روش‌هاي درماني متعدديهمانند ورزش، روش هايي براي مقابله با استرس ، تقويت ماهيچه‌هاي لگني.
    و يا درمانعلل پزشكي پنهان ، مي‌تواند براي كمك به افراد دچار بي‌علاقگي جنسي مفيدباشد.
    نكاتي براي افزايش صميميت جنسي بين همسران در زير آورده شده است:


    • - برقراري ارتباط با همسرتان به روشي صادقانه و روشن بينانه
    • - مشاوره خواستن
    • - صرف وقت براي ايجاد صميميت
    • - افزودن اندكي چاشني به زندگي جنسي خود، به زبان ديگر، انتخاب يك وضعيت جديد.
    • يكوقت متفاوت در روز و يا يك مكان تازه براي برقراري رابطه جنسي.


    ممكن است شما و يا همسرتان تمايل داشتهباشيد به مراكز بهداشتي درماني مراجعه كرده، با آنها مشورت كنيد.
    مراكز مشاوره‌ايوجود دارد كه شما و همسرتان مي‌توانيد به صورت انفرادي يا با هم مراجعه كنيد.
    برقراري ارتباط، حمايت و درمان (بسته به اوضاع و شرايط هر فرد) مي‌تواند مشخص كند .
    كه آيا بايد نگران بي‌علاقگي جنسي بوده و يا اينكه پيگير مراقبت و درمان باشيد.
    فهميدن تفاوت‌ علايق و سلايق جنسي فردي ، مي‌تواند به احساس راحتي بيشتر فرد بامحرك‌هاي جنسي خود (و همسرش) كمك كند.

    در اين مورد ميتونيد با متخصصين كانون مشاوران ايران، مشاوره تلفني/تخصصي داشته باشيد 021-88422495

  • حساسيت ب حشرات !

    Sadlove حساسيت ب حشرات ! سلام
    واقعن نميدونم چيكار كنم لدفن كمكم كنين..
    من دو ساله بخاطر دانشگاهم اومدم تو ي شهر منطقه گرمسير زندگي ميكنم .
    چند ماه پيش سرم ب شدت خارش گرفت اينا رفتم دكتر پوست بهم گفت شپش گرفتي از خوابگاه ! منم ك موهام بلند مرتب هم ميرم حمام ميشورمشون و خيلي حساسم رو نظافتم خيلي گريه كردم و اينا ولي پزشكم خوب بود و بعد ي هفته برطرف شد . ي مدت بعد واحد خوابگاهمون ساس زد . كلي سم پاشي كردن برطرف نميشد و من 5 ماه كامل با ساس ها زندگي ميكردم يني شب ك ميخواستم بخوابم حس ميكردم دارم خودمو در اختيار ساس هاي تختم ميذارم ك از خونم تغذيه كنن و من دچار گزيدگي و سوزش و خارش شم حالا بماند ك كل بدنمم زخم و لكه زخم داشت .
    حالا بعد دو سه ماه حس ميكنم دچار توهم و وسواس شدم . خيلي شبها تختمو چك ميكردم ي مدت ك دوباره ساس نگرفته باشه تختم هر زخمي داشتم و شبيه زخم ساس بود ميترسيدم هول ميكردم . گاهي سرم خارش ميفتاد فوري چك ميكردم ريز ريز ك تخم شپش نبينم .
    الان كل روز حس ميكنم ي چيزي رو پوستم راه ميره همش جاهاي مختلف . نميدونم حتي واقعيه يا اينكه توهمه و روانيه كلافم كرده اين خارش پوست و حس راه رفتن موجودات مزخرف رو پوست تنمو سرم..
    حتي الان توهم اينو دارم ك نكنه گال گرفته باشم ك تنم ميخاره و رو پوستم راه ميرن . تنمم جوش زده رو ساعدم .
    لدفن بگين چيكار كنم ( كلافه شدم كل روز.. و حتي قبل خواب شبها و استرسش..