عاشقانه: هر آنچه كه عاشقان پيش از ازدواج بايد بدانند

مشاوره در زمينه قبل از ادواج و درمان مشكلات فردي نامزدان

شنبه ۰۲ اسفند ۰۴

فرم جديد صحبت درماني وعده غذايي را براي افراد مبتلا به كمردرد مزمن نشان مي دهد


تحقيقات جديد سلطنتي هالووي، دانشگاه لندن، دريافتند كه يك روش جديد صحبت كردن درماني يك درمان معتبر و اميدوار كننده براي افراد مبتلا به كمردرد مزمن است كه از استرس رواني مرتبط نيز رنج مي برند.

پروفسور تامار پينكوس از گروه روانشناسي همچنين دريافت كه ترجيح مي دهد تركيبي از درمان سخنراني و فيزيوتراپي را براي رفع هر دو جنبه روحي و جسمي درد پشت خود ترجيح دهيم.

كمردرد يكي از شايع ترين و پر هزينه ترين مشكلات بهداشتي در انگلستان است و تحقيقات شروع به نشان دادن نقش مهمي كه عوامل روانشناختي در مديريت آن دارند، را نشان مي دهد.

يك درمان جديد، درمان شناختي رفتاري متقابل (CCBT)، به ويژه اميدوار كننده است؛ زيرا تمركز بر پذيرش درد كه نمي تواند درمان شود، و يادگيري زندگي به طور كامل در ميان درد است.

محققان يك مطالعه امكان سنجي را براي تست اعتبار و پذيرش يك نوع درمان صحبت با درمان رفتاري شناختي متقابل در مقايسه با فيزيوتراپي در 89 بيمار مبتلا به كمردرد انجام دادند.

بيماران به مدت هشت هفته براي دريافت CCBT يا فيزيوتراپي به مدت 18 ماه به طور تصادفي انتخاب شدند. CCBT توسط روانشناسان آموزش ديده بر اساس يك به يك تحويل داده شد و شامل هشت جلسه شد. فيزيوتراپي به تمرينات ورزشي گروهي مربوط مي شود.

بيماران شركت كننده داراي كمردرد حداقل براي سه ماه و سطح بالايي پريشاني رواني بودند، از فعاليت هاي روزمره اجتناب مي كردند و به عنوان "ترس اجتناب" شناخته مي شدند.

پروفسور تامار پينكوس گفت: "مطالعه ما نشان داد كه CCBT براي بيماران قابل قبول است، اما جالب توجه است كه بسياري از بيماران كه درگير آن بودند و همچنين چندين متخصص باليني كه هر دو روانشناس و فيزيوتراپيست بودند فكر كردند بهترين درمان تركيبي از فيزيوتراپي و CCBT

داستان هاي مربوطه

بيماران و پزشكان احساس كردند بهترين راه حل براي مقابله با مشكلات و مشكلات روحي و رواني است. "

يكي ديگر از يافته هاي مهم اين مطالعه اين بود كه بيماران گزارش دادند كه آنها مي خواهند درمان صحبت كردن خود را با يك روانشناس به صورت يك به يك، كه در مقايسه با رويه هاي جاري معرفي گروه روانشناسي به عنوان فعاليت گروهي به رهبري فيزيوتراپيست ها، متضاد باشد.

اين تحقيق در نشريه اختلالات اسكلتي عضلاني BMC منتشر شده است و توسط Arthritis Research UK تأمين مالي شده است.

دكتر استفن سيمپسون، پژوهشگر و برنامه ريزي كارگردان در موسسه خيريه آرتروز انگلستان گفت: "ما ميدانيم كه براي برخي از افراد مبتلا به كمردرد مزمن، استرس رواني يكي از عوامل مهم است و بنابراين چالش قابل توجهي براي يافتن درمان هاي موثر وجود دارد. اين مطالعه آزمايشي نشان داده است كه تركيبي از رويكردهاي فيزيكي و روانشناختي مي تواند راهي براي جلوگيري از اين حالت مشترك و غالبا ناتوان كننده باشد. "مركز خلاقيت و بازي

پروفسور پينكوس و تيم او در حال برنامه ريزي يك آزمايش باليني بزرگ براي بررسي اينكه آيا تركيبي از فيزيوتراپي و روانشناسي نتايج بيماران را بهبود مي بخشد و در طولاني مدت هزينه هاي درمان را بهبود مي بخشد.


اسپانيايي ها كمتر از گروه هاي قومي ديگر بستري شده اند

 


در حدود سه دهه، محققان متوجه Paradox مرگ و مير اسپانيايي شده اند - به همين دليل اسپانيايي ها در ايالات متحده تمايل به چند سال از سفيد پوستان غير غير اسپانيايي دارند، عليرغم داشتن درآمد پايين و ميزان پيشرفت تحصيلي كه با زندگي كوتاه تر همراه است.

تحقيقات جديد نشان مي دهد كه Paradox مرگ و مير اسپانيايي ممكن است به مزاياي بقاء و بهبود بيماري مربوط باشدمطالعه اي كه توسط محققان دانشگاه تگزاس شمالي و مركز پزشكي جنوب غربي تگزاس انجام شد، دريافتند كه اسپانيايي ها در طول يك دوره 12 ماهه، به طور قابل توجهي كمتري در روزهاي بستري در بيمارستان بستري شده بودند، نسبت به سفيد پوستان غير غير اسپانيايي و غير سياه پوستان، بيشتر احتمال داشتند بدون در نظر گرفتن شرايطي كه آنها را به بيمارستان بستري مي كنند، اقامت در بيمارستان زنده ماندند.

اين مطالعه كه توسط پروفسور جان رائيس، استاد روانشناسي دانشگاه دانشگاه شمال تگزاس برگزار شد و اخيرا در نشريه لاتينا / روانشناسي منتشر شد ، بر روي بيش از 23،000 بيمار 18 ساله و بالاتر كه در 1 تا 1 ژانويه به بيمارستان پارك لندن در دالاس بستري شدند، تمركز داشت. 31 دسامبر 2008. بيماران اسپانيايي تبار 31.7 درصد نمونه را تشكيل دادندسياه پوستان غير اسپانيايي 7/34 درصد و سفيدپوستان غير اسپانيايي 6/33 درصد بود. Parkland براي مطالعه به دليل تنوع نژادي و قومي بيماران انتخاب شداين بيمارستان همچنين از لحاظ تاريخي، ساكنين شهرستان دالاس، وضعيت اجتماعي پايين اقتصادي دارد و كمتر از 30 درصد از بيماران پارك لندن داراي بيمه بهداشتي فردي هستند.

كودك سالم روانشناسي كودك

 

رويز با محققان مركز بيمارستان UT Southwestern Medical Center روانشناسي و بيمارستان پارك لندن و سه دانشجوي فارغ التحصيل UNT همكاري كرداين تيم سوابق ورود پذيري نامناسب را براي بيماران با تمام شرايط مورد بررسي قرار داد، به جز مراجعه به زايمان، مگر اينكه زايمان عوارض ايجاد كند.

پس از آنكه محققان سن، جنس و تشخيص را پذيرفتند، آنها كشف كردند كه اسپانيايي ها در طول اولين دوره پذيرش آنها براي مدت 12 ماه بستري شده بودند. Hispanicans در بيمارستان به طور متوسط ​​6.24 روز در مقايسه با ميانگين 6.61 روز براي سياه پوستان غير اسپانيايي و 7.24 روز براي سفيد پوستان غير اسپانيايي.در طول 12 ماه گذشته، كه شامل اقامت اضافي بيمارستان بود، اسپانيايي ها به طور متوسط ​​8.28 روز در بيمارستان بستري شدند - بيش از يك روز كامل كمتر از سياه پوستان غير اسپانيايي، در 9.76 روز، و سفيد پوستان غير غير اسپانيايي، در 95.5 روز.

هيسپانيك ها جمعيت قومي سريع ترين رشد در تگزاس هستند و كمتر احتمال دارد كه بيمه درماني از ساير گروه هاي قومي داشته باشندداده هاي سرشماري ايالات متحده از سال 2012 نشان مي دهد 39 درصد از جمعيت لاتين تگزاس بيمه نشده است، در مقايسه با 17 درصد سفيد پوستان و 22 درصد سياه پوستان.

داستان هاي مربوطه

·         دانشمندان در دستيابي به پيشرفت در تشخيص شتابنده پاتوژن هاي مقاوم به چندين بيمار موفق هستند

·         مطالعه موردي جديد به بررسي اينكه چه كسي از كاركنان مراقبت هاي بهداشتي از افزايش نگراني جلوگيري مي كند، نگاه مي كند

·         مطالعه از داده هاي بيمارستان كاليفرنيا براي بررسي روند صدمات ناشي از اجراي قانون استفاده مي كند

روئيس يادآور مي شود كه نتايج مطالعات نشان مي دهد كه اسپانيايي ها ممكن است از بار اقتصادي اقتصادي كمتري نسبت به اعتقادات بسياري برخوردار باشند.

وي مي گويد: "با توجه به اينكه هزينه هاي پيش بيني شده در بيمارستان بستري در ايالات متحده در سال 2010 در آمريكا 9،700 دلار بود، هزينه ميانگين بيماران اسپانيايي در اين مطالعه 14،754.96 دلار بود كه در مقايسه با 17،018 دلار براي سفيدپوستان غير اسپانيايي".

و اگر چه بيماران اسپانيايي در اين مطالعه بيشتر از سفيدپوستان غير غير اسپانيايي بود كه در طول سال پس از اقامت در بيمارستان اوليه مجددا پذيرفته شدند، اما آنها در بيمارستان كمتر از سفيدپوستان غير غير اسپانيايي بودندروئيس مي گويد، به جاي اينكه به مراكز توانبخشي يا خانه هاي سالمندان منتقل شود، بيماران اسپانيايي تبار بيشتر احتمال دارد پس از خروج از بيمارستان، به خانواده هايشان منتقل شوند.

او مي گويد: "اين ممكن است به اين نكته اشاره كند كه بهبودي بيماران اسپانيايي، كامل تر شده است، اگر چه اطلاعات بيشتري براي روشن شدن اين احتمال لازم است."

در يك مطالعه قبلي، رويز و محققان دانشگاه بريگهام جوان، ميزان مرگ و مير اسپانيايي ها و ساير گروه هاي قومي را از سرطان، بيماري هاي قلبي و ساير بيماري ها بررسي كردند، كه در 58 مطالعه انجام شده توسط ديگر محققان بيش از 20 سال ارائه شده است.

محققان Ruiz و محققان BYU دريافتند كه شركت كنندگان اسپانيايي تبار در تمام مطالعات ميزان مرگ و مير كمتر از 17.5 درصد را نسبت به همتايان غير سياه سفيد و غير اسپانيايي خود، صرف نظر از سن، مقايسه كردنددر مطالعاتي كه بيماران مبتلا به بيماري قلبي را رديابي مي كنند، اسپانيايي ها 25 درصد بيشتر در معاينه مطالعاتي زندگي مي كنند نسبت به شركت كنندگان در گروه هاي ديگر.

رويز و تيم تحقيقاتي در حال حاضر يك مطالعه پيگيري در مورد اقامت در بيمارستان براي اسپانيايي ها و ديگر گروه هاي قومي است كه از مدارك پذيرش از 2008-2013 استفاده مي كندمطالعه شش ساله به محققان امكان مي دهد تا تعداد بيماران بستري در بيمارستان هاي اسپانيايي را با سرطان و ساير بيماري هاي طولاني مدت پيگيري كند.


بررسي كيفيت زندگي پاسخ به آنچه كه واقعا به مشتريان شادي مي دهد


پيگيري شادي واقعي مي تواند مردم را به شيوه هاي زندگي منجر كند كه نه تنها رضايت بخش است، بلكه براي محيط زيست بهتر خواهد بود، بر اساس يك نظرسنجي از تحقيقات روانشناختي ارائه شده در كنوانسيون 122 ساله انجمن روانشناسي آمريكا.

"براي چندين دهه، مصرف گرايي با محيط زيست همراه بوده است و اشتهاي مصرف كنندگان از بين بردن سياره منابع طبيعي و تسريع گرم شدن كره زمين است. يك ديدگاه اين است كه ما نياز به تغيير مصرف براي نجات اين سياره هستيم"، ميريام تتزل گفت: دكتراي كالج ايالتي امپريال "اما اگر ما از راه دور به آن نزديك شويم چه مي شود اگر چه براي مصرف كننده مناسب است، چه چيزي براي محيط زيست مناسب است؟"

تاتزل گفت: روانشناسي مثبت يا مطالعه خوشبختي، رفاه و كيفيت زندگي، پاسخ هايي را براي آنچه كه واقعا براي مشتريان شادي مي دهد، فراهم مي كند. مطالعات متعددي مشخص كرده اند كه نيازهاي اوليه روان شناختي افراد شامل شايستگي، استقلال، روابط مثبت، خودپسندي و رشد شخصي است. تحقيقات نشان داده است كه به جاي پرداختن به اين نيازها، پيگيري پول و اموال، زمان بيشتري را صرف فعاليت هاي شخصيتي و روابط اجتماعي مي كند.

ارائه Tatzel نشان داد كه چگونه بسياري از صفات مصرف كننده داراي لينك مستقيم به محيط زيست براي هر دو خوب و بد است. 
ماترياليسم نه تنها براي محيط زيست بد است، بلكه براي سلامتي مصرف كنندگان نيز بد است. او گفت: "مردم مي خواهند به دليل آنكه از آنچه كه دارند، تشديد مي كنند و آنها چيز ديگري را مي خواهند، كه به نوبه خود منجر به مصرف بيشتر و زباله هاي بيشتر در محل هاي دفن زباله مي شود، انرژي بيشتري مصرف مي كند و بيشتر كربن در جو منتشر مي شود." "هرچه فاصله بين آنچه كه مي خواهيد و چه چيزي بزرگتر باشد، بيشتر نارضايتي است. كمتر ماترياليسم شادي بيشتر است".

تاتزل خاطر نشان كرد كه راه ديگري براي رفاه، صرفه جويي است، كه به معناي حفظ منابع و همچنين پول است. با توجه به يك مطالعه 2014، افراد بيچاره با زندگي عميق تر خوشحال هستند. اين ممكن است به اين دليل است كه اجتناب از پيامدهاي منفي صرف هزينه زياد و رفتن به بدهي يكي از راه هاي اجتناب از ناراحتي است.

مردم با انجام كارها بيشتر از انجام كارها لذت مي برند و مطالعات ديگر نشان مي دهد كه مردم با تغيير فعاليت هاي خود، از شادي ماندگارتري نسبت به تغيير شرايط مادي شان لذت مي برند. Tatzel گفت: "تجارب در حافظه زندگي مي كنند، غير قابل تقسيم هستند، اغلب با ديگران به اشتراك گذاشته مي شود و لازم نيست منابع فزاينده باشند."

او تحقيقات ديگري را توصيف كرد كه متوجه شده است افرادي كه با استعداد و روابط شخصي بيشتر از پول و شهرت برخورد مي كنند خوشحال تر هستند و با داشتن يك حس مستقل از خود، كه بيشتر به آنچه كه ديگران از اموالشان فكر مي كنند مراقبت نمي كنند.

داستان هاي مربوطه

تاتزل گفت، هنگامي كه به پول نياز دارد مطالعات نشان داده اند كه درآمد بالا مي تواند رضايت زندگي را به دست آورد، اما خوشبختانه نيست. پژوهش هاي موجود نشان مي دهد كه رضايت عاطفي افراد، كه تجارب روزانه شادي، استرس، غم و اندوه، خشم و مهرباني است كه زندگي را خوشايند يا ناخوشايند نشان مي دهد، با داشتن پول نسبت به ارزيابي زندگي مردم، كه به انديشه هاي زندگي آنها اشاره دارد، متفاوت است. ارزيابي زندگي به طور پيوسته با درآمد افزايش مي يابد. رفاه عاطفي نيز با درآمد افزايش مي يابد، اما پيشرفت بيشتري از درآمد سالانه اي كه در حدود 75،000 دالر است، وجود ندارد.

تتذل گفت: "جامعه اي كه بعضي از مردم براي غرور افسانه اي غرق در آن مي شوند، مجموعه اي از موفقيت هايي است كه غير قابل دستيابي است و ما را مجبور مي كند با كار بيشتر و هزينه بيشتر به آن نزديك شويم". "خنك كردن اقتصاد مبتني بر مصرف، كار كمتر و مصرف كمتر براي محيط زيست بهتر است و براي انسان نيز بهتر است."

جلسه 3182: يك بركت و نفرين - مصرف كننده با سلام و احترام، ارائه: " سلامت مصرف كننده و سلامتمحيط زيست: سازگاري شگفت انگيز" ، دكتر ميريام تاتزل، دانشكده امور خارجه امپريال، دانشگاه ايالتي نيويورك، روز شنبه 11 ساعت 11:50 صبح، East Salon D، مركز هماهنگي Walter E. Washington، 801 Mount Vernon Pl.، NW، واشنگتن دي سي

سخنراني ها در دفتر امور عمومي APA در دسترس هستند.

تماس: مريام تتزل در [email protected] ، 845-323-1254 (سلول) يا 845-517-1294، x3419 (دفتر)

انجمن روانشناسي آمريكا، در واشنگتن دي سي، بزرگترين سازمان علمي و حرفه اي است كه روانشناسي را در ايالات متحده نمايندگي مي كند. عضويت APA شامل حدود 130،000 محقق، مربي، پزشكان، مشاوران و دانشجويان است. از طريق بخش هاي آن در 54 زير شاخه هاي روانشناسي و وابستگي با 60 دولت، ارضي و انجمن استاني كانادا، APA كار مي كند براي پيشبرد ايجاد، ارتباطات و استفاده از دانش روانشناختي به نفع جامعه و بهبود زندگي مردم است.تربيت كودك


فحش دادن زوجين

فحش،حرف بد

سلام،من پنج ساله كه ازدواج كردم و دوساله داراي زندگي مستقل هستم.تقريبا از همون ابتدا در عصبانيت به هم فحش داديم و هر دفعه هم بدتر از قبل شده و من اصلا اين قضيه رو دوست ندارم.ممنون

راهنما گفته:

علل فحش دادن

گاهي فرد در مواجهه با ديگران يا دستيابي به موضوع يا هدفي خاص، از ناسزا گفتن براي پوشاندن حس شكست و ناكامي ذهني و رواني خود استفاده مي‌كند.
و پرخاشگري‌اي كه در ساختار ذهني و وجودش ريشه دارد، با دشنام‌دادن تسكين مي‌دهد.
گاهي هم ناسزاگويي به دليل ضعف و نقص در الگوهاي تربيتي فرد از ابتداي كودكي، شكل مي‌گيرد.
مي‌توان گفت افرادي كه در دوران رشد خود الگوهاي تربيتي مناسب و اخلاق‌مدار ندارند و در تربيت آنها از روش‌هاي درست استفاده نمي‌شود.
به دشنام‌گويي روي مي‌آورند و از نهاد (ايد) خود دستور مي‌گيرند.
در اين مورد هم دشنام، تسكين روح متلاطم و ساختار وجودي پرخاشگر و ناكام فرد تلقي مي‌شود.
در شرايط پرتنش رواني و ذهني و گرفتاري و به هم ريختگي بيش از حد رواني نيز ممكن است.
فرد به‌طور آني به جاي استفاده از كلمات مناسب و مودبانه، از كلمات نامناسب و دشنام استفاده كند.

پرسش بسياري از مردم اين است كه فرد دشنام‌گو از بيان كلمات زشت و توهين به ديگران چه نفعي مي‌برد؟
در پاسخ مي‌توان به اين موارد اشاره كرد:

▪ حس رهايي از حقارت:
در مواقع خاص، فرد احساس رذالت و كوچكي مي‌كند و براي رهايي از اين حس حقارت، به ناسزاگويي روي مي‌آورد.
او با اين كار قصد دارد احساس ناتواني و ضعف و حقارتش را متوجه فرد مقابل كند.
و اين تصور را به وجود بياورد كه اين حقارت و كوچكي حق او نيست و در اصل متعلق به فرد مقابل است.

▪ احساس برتري:
گاهي فرد در ذهن خود تصور حقارت ندارد، بلكه خود را برتر از ديگران مي‌داند و از دشنام ‌دادن به‌عنوان وسيله‌اي براي خرد‌ و تحقير‌كردن ديگران استفاده مي‌كند.
دشنام‌دهنده در اين حالت شنيدن كلمات زشت را حق طرف مقابل مي‌داند.
تفاوت عمده‌اي كه بين اين افراد و گروه قبلي وجود دارد، اين است كه افراد گروه اول ابتدا در خود احساس حقارت مي‌كنند .
و سپس براي رهايي، اين حس را با استفاده از ابزار دشنام، به طرف مقابل انتقال مي‌دهند اما در گروه دوم، فرد نه تنها احساس حقارت نمي‌كند.
بلكه در ذهن خود خط قرمزي نيز بين شخصيت خود و ديگران قائل است كه باعث ايجاد اين تصور مي‌شود كه ديگران حقير و كوچك‌اند و ناسزا شنيدن حق آنهاست اما من نه!

▪ تنها واكنش ممكن:
گروهي ديگر از افراد، به دليل اينكه مهارت‌هاي كلامي و رفتاري كافي ندارند، ناسزا مي‌گويند.
آنها هرگز چگونه خوب رفتار‌كردن و خوب حرف‌زدن را نياموخته‌اند بنابراين اولين واكنش آنها در برابر ناكامي‌ها، فحش‌دادن است.

▪ استفاده به‌عنوان راه‌حل:
برخي افراد از دوران كودكي اين‌طور آموخته‌اند كه مي‌توانند از دشنام‌دادن به‌عنوان يك راه‌حل استفاده كنند و به مقصود خود برسند.

▪ راهي براي فرار:
گاهي افراد از ناسزاگويي براي جلوگيري از ايجاد شرايطي كه راضي به قرارگرفتن در آن نيستند، استفاده مي‌كنند.
مثلا وقتي مي‌خواهند از ادامه صحبت در مورد يك مساله خاص جلوگيري كنند، شروع به ناسزاگويي مي‌كنند.

در اين مورد ميتونيد با متخصصين كانون مشاوران ايران، مشاوره تلفني/تخصصي داشته باشيد
021-22354282


سرد شدن رابطه عاطفي نامزد

با سلام ،
بنده آقايي 36 ساله هستم و با خانمي 32 ساله كه يكي از آشنايان معرفي كرده بودنجهت ازدواج آشنا شدم. به اصرار ايشون مراسم خواستگاري و معارفه انجام نشد و منوط به تست روانشناسي شد كه خوشبختانه مشخص شد ما 70 درصد باهم جور هستيم وطبق گقفته روانشناس شانس خوبي براي ازدواج داريم.
ولي باز ايشون حتي با اصرار من و خانواده خودش قبول نكردن كه مراسم خواستگاري و معارفه انجام بشه و مي گفتن الان زوده !!!
اخيراً هم از اينكه روابطمون خيلي نزديك نيست شاكي بوده ومن به همين دليل من خيلي تلاش كردم تا خيلي بيشتر براش وقت بذارم و بيشتر با هم باشيم. ولي مجددا ميگه احساس عشق و علاقه كمي نسبت به من داره و تلاشهاي من رو براي صميمي كردن رابطه كافي نمي دونه. مثلا انتظار داره در مورد هر چيز كوچكي من بهش زنگ بزنم يا از طريق اس ام اس نظرش رو جويا بشم. البته من روزي چندين بار يا از طريق تماس تلفني و به خصوص اس ام اس حالش رو مي پرسم و هميشه ابراز عشق و علاقم رو بهش نشون ميدم.
ولي متاسفانه همچنان نتونستم خواسته ايشون رو برآورده كنم.
مي خواستم در اين مورد ببفرمايين اشكال كار من كجاست و راهنماييم كنين.
با تشكر فراوان

راهنما گفته:

عدم علاقه دختر به ازدواج

دوست عزيز بهتره خودتون رو گول نزنيد.
قدم اول در ازدواج به دل نشستنه .
وقتي چنين اتفاقي بين شما نيفتاده دليلي براي ادامه دادن نيست .
و كسي رو نميتونيد با زور و اجبار وارد يك رابطه عاطفي كنيد .
به همين خاطر بهتره در مورد انتخابتون دقت كنيد .
مشاوره روانشناسي تلگرامي:
http://t.me/kanonmoshaveran_bot

در اين مورد ميتونيد با متخصصين كانون مشاوران ايران، مشاوره تلفني/تخصصي داشته باشيد

021-22689558


پدر و مادر بي تفاوت

سلام من يه زن ۳۰ ساله هستم كه شش ساله ازدواج كردم، از همون موقع كه من ازدواج كردم خانواده ام يعني پدر و مادرم نسبت به من بي تفاوت شدند، مثلا من يك سال عقد بودم ولي به من حتي پول تو جيبي نمي دادند و من هم از خانواده همسرم خجالت مي كشيدم كه پول بگيرم. بعد از اينكه ازدواج كردم براي زندگي به شهر ديگري رفتم كه فاصله زيادي نسبت به شهر خودم داشت، دو سال از ازدواجم گذشت اما خانواده ام حتي يك بار هم به خونه ي من نيومدند ، تا جايي كه خانواده شوهرم همش بهم سركوفت ميزدند كه چرا خانواده ات نميان خونه ات. من به خانواده ام كلي اصرار كردم كه خواهش مي كنم به خاطر آبروم جلوي خانواده شوهرم بياين خونه ام، خانواده ام همش مي گفتن راه دوره، ولي بعد از اصرار هاي من يك بار اومدن خونه ام، بعد از چهار سال كه از زندگي مشتركم گذشت ،ما به شهري ديگه براي زندگي اومديم كه مسافت ۲ ساعت نسبت به شهر پدر و مادرم داره. فكر كردم كه ديگه چون نزديك شديم ديگه ميان خونه ام و بهونه اي ندارن، ولي الان كه دو ساله اينجا زندگي مي كنم هم اونا به خونه ام نميان مگر اينكه ديگه مجبور باشن مثلا براي زايمانم و تولد بچه ام …
حالا مشكل من تنها اين نيست ، مشكل ديگه اي هم كه وجود داره اينه كه مادرم دوست نداره بريم خونشون، اينو از رفتارهاش فهميدم ، از اونجايي كه اگه دو ماه بگذره نرم خونه اش ، حتي ازم نمي پرسه چرا نمياي، ولي من كه واقعا دلم تنگ ميشه و براي اينكه خانواده شوهرم نگن چرا نميري خونه مادرت، ميرم خونشون . وقتي هم كه ميريم خونه ي پدر و مادرم ، رفتار مناسبي باهامون ندارن ، و مادرم بعضي وقتها به شوهرم بي احترامي مي كنه ، شوهرم هم با من دعوا مي كنه كه مامانت بهم بي احترامي مي كنه.
بعضي وقتها تصميم مي گيرم كه ديگه نرم ولي پيش خودم ميگم جلوي خانواده شوهرم زشته كه باهاشون قطع رابطه كنم
حالا من از شما سوال دارم، به نظر شما من چيكار كنم؟

راهنما گفته:

عدم علاقه خانواده به معاشرت
دوست عزيز كار خاصي نميتونيد انجام بديد .
همين روال رو بايد ادامه بديد .
انچه كه وظيفه شماست بايد در برابر خانواده و پدر و مادرتون انجام بديد .
و در كنار اين موضوع با همسرتون در اين خصوص صحبت كنيد .
مسلما همديگرو درك كرديد تا به اين مرحله از زندگي رسيديد .
پس قراري بگذاريد كه چنين رفتارهايي خللي در رابطه زناشويي شما به وجود نياره .
و گرنه رعايت حد اعتدال در رفتارهاي خودتون بهترين توصيه است .
در اين مورد ميتونيد با متخصصين كانون مشاوران ايران، مشاوره تلفني/تخصصي داشته باشيد
021-22354282


چطور اعتماد رو برگردونم

سلام خسته نباشين
ممنون كه وقت گذاشتين
۳۵ سالمه و ۳ ساله از آقايي كه ۶ سال ازش بزرگتر بودم بعد از ۴ سال زندگي مشترك جدا شدم
دليل جدايي تفاوت سني بود و مهمتر از اون احساس و محبتي به من نداشت. چون هنوز محبت خانمي تو دلش بود كه قبل از من قصد ازدواج باهاش رو داشته كه اون خانم تو مدتي كه قهر بودن نامزد كرده بوده و بخاطر انتقام از اون خانم ۲ ماه نشده اومده بود سراغم و كمتر از ۶ ماه نامزدي ، زود رفتيم سر زندگي.

خلاصه در كمتر از ۲ هفته مجبورم كرد به طلاق توافقي با تهديد به خودكشي. البته اخرين روزا پيامهاشو و دلتنگياشو با اون خانم اتفاقي ديدم.
طي اين ۳ سال . چندين بار پيام داد و تماس گرفت كه دوباره زندگي كنيم و آدمي مثل تو پيدا نميكنم و كنار تو ارامش داشتم و… ولي بعد از يكي دو روز پشيمون ميشد و مشكل مالي دارم يا اخلاقتو عوض كن و… ميرفت سراغ زندگي عاديش.
تا اينكه چند ماه پيش تصميم گرفتم فكري برا زندگيم بكنم و با ادم جديدي ارتباط برقرار كنم.با اقايي همسن خودم اشنا شدم و از همون اول ميگه عاشقمه و هم از ظاهر و هم از اخلاق و رفتار هيچكس رو غير از من نميخواد.
حدود يكماه پيش متوجه شد كه هنوز نتونستم چيزي از مهريه م رو بگيرم و گفت ضعف داري در برابرش و بايد هر چه زودتر حل كني و اون آدم از زندگيت پاك بشه
رفتم تماس گرفتم به قصد اجرا گذاشتن و تهديد كردم و..
خلاصه بين حرفام متوجه شد كه ادم جديدي تو زندگيم هست و شروع كرد به التماس كه اشتباه كردم بچه بودم و… حاضر شد قسطي مهريه رو پرداخت كنه . ترسوند از ادم جديد و رابطه جديد و….
تو اين مدت از هر دو طرف تحت فشار بودم . هم آقاييكه آشنا شدم تحت فشارم ميزاشت كه همه تماس و پيامها رو نكته به نكته بهش خبر بدم و اگه چيزي كم و كاست ميشد يا حتي هر جور پيام و تماس عصبيش ميكرد و ناراحتي و بحث پيش ميومد و هم همسر سابقم ميترسوند و پشت هم زنگ ميزد و التماس و بغض و…
خلاصه از خير اجرا گذاشتن ، گذشتم و به قسطي دادنش راصي شدم و باهاش حرف زدم كه به درد هم نميخوريم و هيچوقت نميتونه حسي بهم داشته باشه و منم ادم قبلي نيستم كه تحملش كنم و شماره مو عوض كردم.
حالا آقاييكه اشنا شدم. ميگه من ازت محبتي نميبينم تو غرور و مردونگي منو از بين بردي. در طول اونروزا اهميتي برات نداشتم و خودت و همسر سابقت مهم بودي. تو رفتي به قصد پول ولي چرا اجرا نذاشتي؟ خيلي چيزا بينتون پيش اومده به من نگفتي و..
ميگه تو تبديل شدي به ترسها و خشمهات و درست مثل اون ادم كه بهت خيانت كرد تو هم به من خيانت كردي.
ميگه بايد اعتمادمو جلب كني بايد محبتتو باور كنم .بعضي وقتا از بحث ها و داد و هوارش خسته شدم و گفتم نميخوام ادامه بدم و بايد تمومش كنيم.۱ روز نگذشته بر ميگرده و التماس ميكنه كه عاشقتم و تو اشتباه ميكني بايد يجوري حل كنيم و…

هر كاري ميكنم و هر جايي ميرم بايد عكس بفرستم يا تو تماس تصويري خيالشو راحت كنم. كارش خارج از ايرانه.
خيلي شكاكه و ميگه حرف زدنم با اون ادم و بعد اجرا نذاشتنم نشونه محبتم بهش بوده و خائن و دروغگوئم و خيلي چيزارو نگفتم. ميگم اگه شك داري خب چرا هردومون زجر بكشيم؟ ميگه عاشقتم برو دوره روانكاوي. تو بخاطر ترس و خشم هات تبديل شدي به ادمي كه باهات بدرفتاري كرده
اصلا هيچ حقي ندارم در برابرش و قطعا دروعگو و خائنم و هيچ راهي هم نيست.

راهنما گفته:

ارتباط عاطفي بي هدف
دوست عزيز بهترين توصيه اين هست كه اول تكليف خودتون رو با زندگي اول مشخص كنيد .
دوم اينكه پرونده رابطه دوم با چنين شخص شكاكي رو براي هميشه ببنديد .
اميدوارم از افرادي نباشيد كه براي فرار از يك زندگي به هر قيمتي تن به زندگي دوم ميدن!!!
در ضمن شما هم در برابر يك مرد انتخابگر باشيد.
قرار نيست در برابرش دست و پا بسته باشيد .
تجربه زندگي گذشته شما بسيار ميتونه در آينده شما موثر باشه .
پس وقتي شخصي شمارو كنترل ميكنه .
و به جاي همراهي شمارو زير ذره بين گذاشته شخص مناسبي براي همراهي در زندگي مشترك نيست .

در اين مورد ميتونيد با متخصصين كانون مشاوران ايران، مشاوره تلفني/تخصصي داشته باشيد
دفتر سعادت آباد:
۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲ خط ويژه


دوراهي طلاق و عذاب وجدان در اين مورد

طلاق، مهاجرت

سلام. من 28 سالمه و حدود 11 ساله كه مادر ندارم. پدرم يه مقدار محدودم مي كرد و با اينكه رتبه خوبي تو كنكور ارشد آوردم اجازه نداد براي تحصيل به شهرستان برم چون تهران قبول نشدم و بعد از اينكه يه مقدار گذشت تصميم گرفتم مهاجرت كنم. برادرم آلمانه. پدرم همش دلسردم مي كرد و اجازه نمي داد مجرد برم. ساپورت مالي هم نمي كرد و من با دلسردي راهم رو ادامه مي دادم. همسر فعليم يك باز از من خواستگاري كرد و من به دليل مذهبي بودن خانوادش و عدم تمايلش به مهاجرت همراه من بهش جواب نه قطعي دادم. حدود دو سال بعدش دوباره خواستگاري كرد و گفت كه شركت زده و حالا امكان اين رو داره كه با من مهاجرت كنه و هر چي من سوال مي كردم كه جزئياتش چيه گفت به من اعتماد كن. من ديدم آدم خوبيه و رو پاي خودش وايستاده با قول اينكه دو ماه بعدش يعني با شروع ترم با من بياد آلمان بهش بله گفتم. پدرم رو در جريان گذاشتم و اون هم هيچ تحقيق و سوالي در زمينه زندگي و پول و شروط من با ايشون نگفت . خيلي سريع خانواده ها وارد عمل شدن و صيغه خوندن.شوهرم ابتدا يه وقت 6 ماهه خواست كه مهاجرتمون رو عقب بندازيم بعد گفتش كه شرايط كار به اون خوبي كه انتظار داشت پيش نرفت و 6 ماه ديگه عقب انداخت و تو اين مدت من هم كار خودم رو ترك كردم و تو شركت ايشون مشغول شدم. بعد از يك حدود يك سال شركت به خاطر بي تدبيري شوهرم و شريكش ورشكست شد و حدود 600 ميليون تومن بدهي بالا آورد كه مقدار زياديش مال پدر و بستگان من بود كه روي يك پروژه سرمايه گذاري كرده بودند و در اين مدتي كه مشكل به وجود اومد تا زماني كه هيچ چاره اي نداشت به من هيچي نگفت و فقط دروغ تحويلم داد. ما زندگيمون رو بدون هيچ مراسم عقد يا ازدواجي شروع كرديم. وضع ماليمون انقدر بد بود كه من همه طلاهام حتي حلقه ازدواجم رو فروختم و همه پس اندازم رو هم به ايشون دادم كه بتونه بدهياش رو سبك كنه. تو اين نقطه با اين همه دروغي كه به من گفته بود و آرزو ها و اهداف زندگي منو خورد كرده بود نمي تونستم باهاش ادامه بدم. ولي چاره اي نداشتم. من كسي رو تو بدبختياش ول نمي كنم و از طرفي به هيچ وجه نمي خواستم برگردم پيش بابام. بابام هم هيچ حمايتي از طلاقم نمي كنه مطمئنا. با كمك پدر همسرم يه مقدار از بدهي ها رو داديم و وام گرفتيم و … براي اينكه يكم فشار رواني رومون كم شه . زندگيمون رو تو دفتر شركت شروع كرديم با حداقل امكانات. من اصلا آدم مادي اي نيستم و واقعا برام مهم نيست اين كمبود ها . تو اين مدت شريكش رفت و كمكي نكرد تو پرداخت بدهي ها. من تا روزي 16 ساعت كار مي كردم تا تونستيم دوباره كسب و كار رو راه بياندازيم و الان اوضاع كمي بهتر شده. ابتداي مشكلاتمون به شوهرم گفتم من باهات تا ته مشكلات هستم ولي آخرش تصميم مي گيرم ادامه بدم باهات يا نه. اونم قبول كرد. الان براي جبران آسيبي كه به من زده داره كمكم مي كنه برم فرانسه. تنها. معلوم نيست خودش كي و چطور بتونه بياد يا اينكه در رفت و آمد باشه. (البته هنوز بدهي بابامو نداده و پولهاي خودم رو. منظورم اينه كه كمكي كه براي مهاجرتم مي كنه از نظر خودم پولهاي خودمه كه داره پس مي ده) مشكل اينجاست كه من بهترين سالهاي يك ازدواج كه اوايلشه رو به سختي و بدبختي و دعوا گذروندم. نه جشني نه سفري….و متاسفانه الان از نظر جنسي به همسرم ديگه حسي ندارم. يعني خيلي تلاش كردم ولي هيچي. آدم خوبيه. دلم براش مي سوزه ولي اصلا احساس خوشبختي نمي كنم. من هيچ كس رو ندارم باهاش حرف بزنم كه راهنماييم كنه. من حتي نمي دونم چطور بايد طلاق بگيرم. از كجا شروع كنم. عذاب وجدان دارم. نكنه نامردي باشه. احساس مي كنم تو قفسم. با يكي از دوستام حرف مي زدم مي گفت وقتي مهاجرت كردي جدا شو كه مجبور نباشم دوباره برم خونه بابام. ولي مي گم اين نامردي نيست كه كمك كنه برم بعد ولش كنم. اگه بمونم . با اينكه احساس خوشبختي ندارم چه كنم؟ من به اندازه كافي از نوجوونيم تا حالا سختي كشيدم ديگه طاقت ندارم . من مي خوام يه چند سالي هم به خاطر خودم زندگي كنم. دارم براي همه آرزو هام پير مي شم.
ممنون مي شم راهنماييم كنيد. ببخشيد خيلي طولاني شد.

راهنما گفته:

طلاق با ادامه زندگي
دوست عزيز شما بهتر از هر كسي در اين مورد آگاهي داريد .
در اين كه بمونيد يا جدا بشيد به ايشون قبلا تذكر داديد .
اينكه فعلا چنين تصميمي بگيريد نياز به فكر داره .
بهتره شما مسير مهاجرت و ادامه تحصيل و هر آنچه كه در ذهنتون هست رو در پيش بگيريد .
بعد از اينكه شرايط شما بهبود پيدا كنه راحت تر ميتونيد در اين مورد تصميم گيري كنيد .
فعلا ذهن شما خسته است و مملو از اتفاقات بد و خوبي كه شمارو خسته كرده .
پس بهتره كمي به خودتون فرصت بديد .
در اين مورد ميتونيد با متخصصين كانون مشاوران ايران، مشاوره تلفني/تخصصي داشته باشيد
دفتر سعادت آباد:
۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲ خط ويژه


مراسم عروسي

. من و همسرم ارديبهشت ماه عقد كرديم قرار بود ابان ماه مراسم عروسي بگيريم .ولي متاسفانه تير ماه برادر شوهرم فوت كرد. خانواده همسرم زود تر از يكسال اجازه مراسم عروسي به ما نميدن .انا يكسال زمان زيادي هست به ما پيشنهاد دادن كه بريم تو خونمون و زندگيمونو شروع كنيم و بعد از يكسال مراسم بگيريم ميخاستم ببينم اين كار درستي هست .و اينكه در اينده به مشكل نميخوريم ؟؟

راهنما گفته:

عقب افتادن مراسم عروسي
دوست عزيز اينكه درست يا غلطه مهم نيست .
مهم اينجاست كه خانواده همسر شماست .
و نوع رفتارهاي امروزتون ميتونه در آينده تاثيرگذار باشه .
پس به خانواده همسرتون اعلام كنيد بخاطر احترام به خانواده ايشون
مراسم عروسي رو عقب ميندازيم .
با اين رفتارتون ميتونيد در جلب اعتماد خانواده و همسرتون نقش بزرگي بازي كنيد .
چون شما در كنار هم هستيد و مراسم عروسي فقط يك مراسمه تشريفاتيست.
پس از همين امروز ياد بگيريد كه با نوع رفتارهاي معقول خودتون رابطه و اعتماد با همسرتون رو تقويت كنيد تا اينكه دنبال مراسمات نمادين و بيهوده باشيد .
پس به احترام اين خانواده شما هم صبر كنيد .
در اين مورد ميتونيد با متخصصين كانون مشاوران ايران، مشاوره تلفني/تخصصي داشته باشيد
دفتر شريعتي:
۰۲۱-۸۸۴۲۲۴۹۵ خط ويژه


با خبر شدن خانواده از رابطه

سلام وخسته نباشيد.
بنده متاسفانه به مشكل جدي برخوردم.
با دختر خانومي حدود 8 ماهه رابطه دارم و واقعا همو دوست دارم.
بنده چهار ماه پيش به ايشون گفتم ك به خانوادشون اطلاع بدن اما مخالفت كردن و حقم داشتن چون كار ثابت نداشتم و درسمم مونده بود.
اما به هر حال من كار ثابت پيدا كردم تو ارتش اما در حال حاظر نميتونستم برم وارد اون كار بشم و از خرداد سال بعد شروع به كار ميكنم.
با توجه به اين قضايا ما رابطمون رو ادامه داديم و مطمئن بوديم كه همه چي درست ميشه و واقعانم ميشد چون كارم و درسم قضيش ي جا حل ميشد و به طور غير مستقيم متوجه شديم ك پدر مادر ايشون هم حتي موافق هستن ك برم ارتش.

اما متاسفانه پدر و مادر اون دختر خانوم از رابطه ما با خبر شدن و تماسي ك مادر ايشون با من داشت واقعا عصبي بودن خانواده ايشون و گفتن وقتي ما جواب منفي داديم ولي هنوز زنگ ميزنيد پس شما قصد اغفال دختر منو دارين و بنده هم چيزي نگفتم فقط عذرخواهي كردم و حرفي نميزدم.

باور كنيد ما هيچ رابطه انچناني نداشتيم و واقعا هم همو ميخوايم و از موقعي ك اين ماجرا پيش اومده بي نهايت داريم اذيت ميشيم.
بنده تا خرداد سال اينده شرايطي ندارم برم خاستگاري و اين اوضاع رو خيلي سخت كرده.

در ضمن بنده و اون دختر خانوم هم هم دانشگاهي هم هستيم و پدر مادرش گفتن ادامه دار بشه هم دانشگاه دخترمو عوض ميكنم هم شكايت ميكنم از شما و گفتن كه از فكر هم بيرون بياين.

نميدونم چيكار كنم…موندم واقعا…موندم چي بگم كه اون دختر خانوم به خانوادش بگه كه نظرشون در مورد من عوض بشه…نميدونم در اينده اصن قبول ميكنن كه ما همچنان ادامه بديم و بمونيم پاي هم…يا چيكار كنم كه سر اين قضيه همو از دست نديم…نميدونم چي بگم كه اون دختر خانوم به خانوادش بگه ك ايشون هم اذيت نشه نظر خانواده ايشون در مورد دخترشون و رابطه ما عوض بشه
ممنون ميشم كمكم كنيد

راهنما گفته:

مخالفت خانواده دختر
دوست عزيز اگر واقعا قصدتون ازدواج هست .
ميتونيد از طريق خانواده قراري براي صحبت كردن بگذاريد .
از اين طريق رابطه خودتون رو وارد فاز رسمي كرديد .
و خانواده ها هم خيالشون راحت خواهد شد كه قصدتون ازدواج كردنه.
به هر حال در جامعه سنتي ايران چنين برخوردهايي دور از انتظار نيست .
به همين خاطر در اين مورد يك قرار صحبت و گفتگو براي مادرهاي خانواده در خانه يا در محيط عمومي قرار بديد .
در اين مورد ميتونيد با متخصصين كانون مشاوران ايران، مشاوره تلفني/تخصصي داشته باشيد

021-22689558