ارسالي توسط bidel در دسته بندي مشاوره خانواده | 1 پاسخ
فحش،حرف بدسلام،من پنج ساله كه ازدواج كردم و دوساله داراي زندگي مستقل هستم.تقريبا از همون ابتدا در عصبانيت به هم فحش داديم و هر دفعه هم بدتر از قبل شده و من اصلا اين قضيه رو دوست ندارم.ممنون
راهنما گفته:علل فحش دادن
گاهي فرد در مواجهه با ديگران يا دستيابي به موضوع يا هدفي خاص، از ناسزا گفتن براي پوشاندن حس شكست و ناكامي ذهني و رواني خود استفاده ميكند.
و پرخاشگرياي كه در ساختار ذهني و وجودش ريشه دارد، با دشنامدادن تسكين ميدهد.
گاهي هم ناسزاگويي به دليل ضعف و نقص در الگوهاي تربيتي فرد از ابتداي كودكي، شكل ميگيرد.
ميتوان گفت افرادي كه در دوران رشد خود الگوهاي تربيتي مناسب و اخلاقمدار ندارند و در تربيت آنها از روشهاي درست استفاده نميشود.
به دشنامگويي روي ميآورند و از نهاد (ايد) خود دستور ميگيرند.
در اين مورد هم دشنام، تسكين روح متلاطم و ساختار وجودي پرخاشگر و ناكام فرد تلقي ميشود.
در شرايط پرتنش رواني و ذهني و گرفتاري و به هم ريختگي بيش از حد رواني نيز ممكن است.
فرد بهطور آني به جاي استفاده از كلمات مناسب و مودبانه، از كلمات نامناسب و دشنام استفاده كند.
پرسش بسياري از مردم اين است كه فرد دشنامگو از بيان كلمات زشت و توهين به ديگران چه نفعي ميبرد؟
در پاسخ ميتوان به اين موارد اشاره كرد:
▪ حس رهايي از حقارت:
در مواقع خاص، فرد احساس رذالت و كوچكي ميكند و براي رهايي از اين حس حقارت، به ناسزاگويي روي ميآورد.
او با اين كار قصد دارد احساس ناتواني و ضعف و حقارتش را متوجه فرد مقابل كند.
و اين تصور را به وجود بياورد كه اين حقارت و كوچكي حق او نيست و در اصل متعلق به فرد مقابل است.
▪ احساس برتري:
گاهي فرد در ذهن خود تصور حقارت ندارد، بلكه خود را برتر از ديگران ميداند و از دشنام دادن بهعنوان وسيلهاي براي خرد و تحقيركردن ديگران استفاده ميكند.
دشنامدهنده در اين حالت شنيدن كلمات زشت را حق طرف مقابل ميداند.
تفاوت عمدهاي كه بين اين افراد و گروه قبلي وجود دارد، اين است كه افراد گروه اول ابتدا در خود احساس حقارت ميكنند .
و سپس براي رهايي، اين حس را با استفاده از ابزار دشنام، به طرف مقابل انتقال ميدهند اما در گروه دوم، فرد نه تنها احساس حقارت نميكند.
بلكه در ذهن خود خط قرمزي نيز بين شخصيت خود و ديگران قائل است كه باعث ايجاد اين تصور ميشود كه ديگران حقير و كوچكاند و ناسزا شنيدن حق آنهاست اما من نه!
▪ تنها واكنش ممكن:
گروهي ديگر از افراد، به دليل اينكه مهارتهاي كلامي و رفتاري كافي ندارند، ناسزا ميگويند.
آنها هرگز چگونه خوب رفتاركردن و خوب حرفزدن را نياموختهاند بنابراين اولين واكنش آنها در برابر ناكاميها، فحشدادن است.
▪ استفاده بهعنوان راهحل:
برخي افراد از دوران كودكي اينطور آموختهاند كه ميتوانند از دشنامدادن بهعنوان يك راهحل استفاده كنند و به مقصود خود برسند.
▪ راهي براي فرار:
گاهي افراد از ناسزاگويي براي جلوگيري از ايجاد شرايطي كه راضي به قرارگرفتن در آن نيستند، استفاده ميكنند.
مثلا وقتي ميخواهند از ادامه صحبت در مورد يك مساله خاص جلوگيري كنند، شروع به ناسزاگويي ميكنند.
در اين مورد ميتونيد با متخصصين كانون مشاوران ايران، مشاوره تلفني/تخصصي داشته باشيد
021-22354282
۱۷:۵۰
- ۳۶ بازديد
- ۰ نظر