پيوند بين درگيري هاي ناخود آگاه و علائم اختلال اضطراب آگاهانه

مشاوره در زمينه قبل از ادواج و درمان مشكلات فردي نامزدان

شنبه ۰۲ اسفند ۰۴

پيوند بين درگيري هاي ناخود آگاه و علائم اختلال اضطراب آگاهانه

آزمايشي كه سيگموند فرويد هرگز 100 سال پيش تصور نمي كرد، ممكن است به حمايت علمي از يكي از نظريه هاي كليدي آن كمك كند و به آن در ارتباط با علوم اعصاب فعلي كمك كند.

امروز در نشست ساليانه انجمن روانكاوي آمريكا، يك استاد دانشگاه ميشيگان، كه چندين دهه از روش هاي علمي براي مطالعه روانكاوي صرف كرده است، اطلاعات جديدي را ارائه مي دهد كه از يك رابطه علي بين مفهوم روانكاوي شناخته شده به عنوان درگيري ناخودآگاه و علائم آگاه افراد مبتلا به اختلالات اضطرابي مثل ترس و وحشت تجربه مي كنند.

هاوارد ش ورين، استاد روانشناسي ارشد روانشناسي در بخش روانپزشكي دانشكده پزشكي UM، اطلاعاتي را از آزمايشات انجام شده در آزمايشگاه اورمند و هيزل هارمونيك UM ارائه خواهد كرد.

اين تحقيق شامل 11 نفر با اختلالات اضطرابي بود كه هر يك از آنها يك سري از جلسات تشخيصي روانكاوي را كه توسط يك روانكاوي انجام مي شد، دريافت كردند.

از اين مصاحبه ها، روانكاويان متوجه شدند كه اختلاف ناخودآگاه دروني باعث ايجاد اختلال اضطراب فرد مي شود. سپس واژه هايي كه طبيعت درگيري هاي ناخودآگاه را بدست آورده بودند، از مصاحبه ها انتخاب شدند و به عنوان محرك در آزمايشگاه مورد استفاده قرار گرفتند. آنها همچنين كلمات مرتبط با تجربه بيمار از علائم اختلال اضطراب را انتخاب كردند. اگر چه اين كلمات از بيمار به بيمار متفاوت بود، نتايج نشان داد كه آنها به همان شيوه عمل مي كنند.

اين محرك هاي كلامي به صورت زيرمجموعه در يك هزارم ثانيه و به طور متوسط ​​در 30 ميلي ثانيه ارائه شده است. يك دسته كنترل از محرك ها اضافه شد كه هيچ ارتباطي با ناسازگاري ناخودآگاه يا عالقه اضطراب نداشت. در حالي كه محرك ها به بيماران ارائه مي شد، الكترودهاي پوستي پاسخ هاي مغز را به آنها مي دادند.

در يك آزمايش قبلي Shevrin نشان داد كه ويژگي هاي فركانس زماني، نوعي از فعاليت مغز، نشان مي دهد كه بيماران تحركات ناخودآگاه را با هم تنها هنگامي كه به صورت زير محرمانه قرار مي گيرند، دسته بندي مي كنند. اما محرك هاي مربوط به علائم آگاهانه الگوي معكوس نشان داد: فعاليت مغز بهتر با هم گروه شدند، زماني كه بيماران اين واژه ها را به صورت فوق العاده ديدند.

شروين خاطرنشان مي كند: "تنها زماني كه كلمات ناسازگار ناخودآگاه به طور ناخودآگاه ارائه مي شد، مغز مي تواند آنها را به عنوان متصل به يكديگر ببيند." "آنچه كه تحليل گران از مصاحبه مصاحبه انجام داده اند، تنها به ناخودآگاه مغز معنا مي يابند."

با اين حال، طراحي تجربي در اين آزمايش اول اجازه نمي دهد كه به طور مستقيم مقايسه اثر محرك هاي ناخودآگاه در مورد محرك هاي علائم آگاهانه مقايسه شود.

براي به دست آوردن شواهد براي اين سطح بعدي، محرك هاي ناخودآگاه ناخواسته قبل از محرك هاي علائم آگاهانه ارائه شد و اندازه گيري جديدي از فركانس موج آلفاي مغز خود، در 8 تا 13 سيكل در ثانيه ساخته شد كه نشان داده شده است كه مهار توابع شناختي مختلف.

همبستگي بسيار مهم، پيشنهاد مي كند كه يك اثر مهاري، زماني كه مقدار آلفا توليد شده توسط محرك هاي درگيري ناخودآگاه با مقدار آلفا مرتبط با علائم آگاه آگاهي -، اما تنها زماني كه محرك هاي ناخودآگاه منجر به ارائه زيرمجموعه شدند، به دست آمد. هيچ نتيجه اي حاصل نشد كه محرك هاي كنترل جايگزين كلمات علائم شوند. واقعيت اين است كه اين يافته ها يك تابع مهار است كه نشان مي دهد كه از نظر روانكاوي، سركوب ممكن است درگير باشد.

داستان هاي مربوطه

شورين مي گويد: "اين نتايج يك مورد قانع كننده ايجاد مي كند كه درگيري هاي ناخودآگاه باعث ايجاد يا ناديده گرفتن علائم اضطرابي مي شود كه بيمار در معرض آن قرار مي گيرد." همچنين شيورين، كه همچنين در رشته روانشناسي در كالج ادبيات، علوم و هنرهاي معاصر ايالات متحده، جايگاه اميريت را دارد. "اين يافته ها و روش هاي بين رشته اي - كه بر روانكاوي، روانشناسي شناختي و علوم اعصاب پيروي مي كنند - نشان مي دهد كه ممكن است يك علم بين رشته اي بر اساس نظريه روانكاوي ايجاد شود".

او اشاره مي كند كه منتقد برجسته اي از روانكاوي و نظريه فرويد، آدولف گرنباوم، استاد فلسفه علم در دانشگاه پيتزبورگ، رضايت خود را ابراز كرده است كه نتايج جديد، زماني كه به شواهد قبلي اضافه شده، نشان مي دهد كه روانكاوي اساسي مفاهيم در واقع مي تواند به روش تجربي مورد آزمايش قرار گيرد.

براي بيش از 40 سال، ش ورين تيمي را هدايت كرده است كه در مرز بين رشته هاي علوم اعصاب، روانشناسي شناختي و روانكاوي قرار گرفته است، به دنبال شواهدي مبني بر اينكه مفاهيم فرويد از جمله ناخودآگاه و سركوب مي تواند از طريق اندازه گيري هاي فيزيكي فعاليت مغز . كار او به كشف قلمروي كه در آن نوروبيولوژي، افكار، احساسات و رفتار ملاقات مي كند، كشف شده است.

در سال 1968 او اولين گزارش پاسخ مغز به محرك هاي بصري ناخودآگاه در علم را منتشر كرد ، در نتيجه يك شواهد قاطع عيني براي وجود ناخودآگاه در زمانيكه اكثر دانشمندان در مورد ايده هاي فرويد بدبين بودند، ارائه دادند. در همان مطالعه، او نشان داد كه ادراكات ناخودآگاه از طرق مختلف از ادراكات آگاهانه پردازش مي شود، يافته هايي كه با ديدگاه فرويد درباره نحوه كار ناخودآگاه همخواني دارد.كانال تلگرام كانون مشاوره تلفني ازدواج

در سال هاي اخير، مبادلات بين Grunbaum و Shevrin ماهيت شواهدي را براي وجود و تاثيرات ناآرامي هاي ناخودآگاه مورد بررسي قرار داد. در يك انتشار 1992، اولين مطالعه كه به آن اشاره شد، Grunbaum موافقت كرد كه ش ورين به شواهد مبتني بر مغز مبتني بر وجود اختلاف ناخودآگاه دست يافته است، اما Grunbaum اشاره كرد كه او نشان نداد كه اين اختلافات باعث نشانه هاي روانپزشكي شده اند. پاسخ او به مطلع شدن از يافته هاي جديد، ايميل است كه بيان داشت: "من راضي هستم".


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد