عاشقانه: هر آنچه كه عاشقان پيش از ازدواج بايد بدانند

مشاوره در زمينه قبل از ادواج و درمان مشكلات فردي نامزدان

شنبه ۰۲ اسفند ۰۴

اهميت دخالت خانواده در درمان سوء مصرف مواد مخدر

اهميت دخالت خانواده در درمان سوء مصرف مواد مخدر:براي خانواده و دوستاني كه با يك فرد معتاد به مواد مخدر يا الكل در ارتباط هستند.

يكي از مشكل ترين جنبه هاي كمك به فرد معتادي كه در پي كمك گرفتن از ديگران براي درمان اعتيادش است.

اغلب، در طول زمان دخالت روزانه خانواده تنها به ادامه ي كار و اراده ي فرد معتاد كمك خواهد كرد.

اعضاي خانواده معمولا نمي دانند كه چگونه اعتياد فرد درمان مي شود.

و غالبا به دليل ترس از اينكه فرد از آنها فاصله بگيرد و يا اينكه آنها را طرد كند از اين مسئله چشم پوشي مي كنند.

اين نگراني هاي درستي هستند، در حالي كه خانواده بايد بدانند كه فرد به حمايت آنها نياز دارد.

و بايد محيطي آرام براي فرد مهيا شود، آنها بايد درك كنند كه بيشتر معتادان در پي درمان اعتياد خود هستند.

و از خانواده انتظار دارند كه مداخله ي مثبت در اين امر داشته باشند.

مداخله قبل از درمان سوء مصرف مواد مخدر

هر خانواده اي با ديگر خانواده ها متفاوت است، و بهترين راه براي دخالت خانواده در امر اعتياد نزديك شدن به فرد معتاد با توجه به تفاوت هاي فرد است.

در هر منطقه اي مشاوراني وجود دارند كه مي توانند به بيماران معتاد به مواد مخدر و خانواده هاشيان كمك كنند.

و اين مشاوران مي توانند با مداخله در امر درمان اعتياد مفيد باشند، خانواده ممكن است تصميم بگيرد .

كه به صورت خصوصي با يك مشاور وارد صحبت شود، و به صورت غير خصمانه و صادقانه در پي درمان فرد باشند.

  • هر رويكردي كه شما در پيش بگيريد، درك اين مسئله كه مداخله خانواده در درمان اعتياد به مواد مخدر و الكل مي تواند بسيار مفيد و قدرتمند باشد.
  • و اولين گام براي كمك كردن به فرد معتاد اين است كه با عشق و علاقه به فردي كه رفتار ناسالمي دارد كمك كنيد.
  • و در پي درمان او باشيد.
  • اين گونه دخالت هاي مثبت خانواده نسبت به ساير اعضاي خانواده نيز مي تواند تاثير گذار باشد .
  • و آنها به دنبال بازيابي و بازنگري و ارزيابي خود باشند و به خودشان كمك كنند.
تخلف فرد معتاد در طول برنامه درماني

پس از مداخله، بهترين حالت اين است كه فرد معتاد بايد در جايي بستري شود.

و يا به صورت سرپايي با يك برنامه ي مشخص تحت درمان قرار گيرد

نيازهاي و خواسته هاي هر بيماري متفاوت است.

و برنامه هاي درماني كه به صورت بستري شدن و يا درمان سرپايي است براي بيمار و خانواده اش بسيار موثر است.

  • مشاركت خانواده در روند درماني فرد معتاد به اين معني است كه بيمار از خانواده جدا نيست.
  • آنها مي توانند در يك كلاس درماني در نزديك خانه شان شركت كنند.
  • و بيماران مي تواند درمان سوء مصرف مواد را براي مدت طولاني و ادامه دار در پي بگيرند
  • در يك برنامه ي درماني كه به صورت بستري شدن فرد معتاد صورت مي گيرد.
  • بيماران در يك مركز به مدت ۲۸ تا ۳۰ روز تحت برنامه ي فشرده ي سم زدايي و برنامه ي بازيابي قرار مي گيرند.

آنها به اجبار در اين برنامه ي درماني قرار مي گيرند و قادر به خروج از اين مكان نيستند و مجبور به ادامه ي درمان مي شوند.

به هر حال، دخالت خانواده بسيار مهم است.

و برنامه ي درمان فرد بيمار بستري شده با ديدار مكرر دوستان و خانواده و تشويق آنها روند بهتر و مناسبتري خواهد داشت.

درمان سوء مصرف مواد

همانطور كه قبلا ذكر شد نياز هاي بيماران متفاوت است.

ولي درمان سوء مصرف مواد به صورت بستري شدن منافع آشكاري براي رفع اعتياد دارد.

به مواد مخدر يا الكل را دارد كه با سم زدايي بدن فرد را قادر مي سازد كه اعتيادش را درمان كند.

و بدون منحرف كردن حواس فرد به فرد معتاد كمك مي كنند.

اين منفعت براي دوستان و خانواده ي فرد بيمار نيز وجود دارد.

كه با آگاه سازي آن ديدگاه تازه اي نسبت به دوست يا عضوي از خانواده شان كه دچار اعتياد شده است را خواهد داد.خانواده و مواد مخدر

زماني كه فرد مبتلا به سوء مصرف مواد در خارج از مركز است دخالت خانواده مي تواند مانع رفتارهاي منفي فرد معتاد شود.

به عنوان مثال، خانواده و دوستان فرد در يك چرخه ي بازگشت فرد معتاد به سمت اعتياد گير مي كنند و امكان دارد.

فرد معتاد به دوران قبل از ترك اعتياد بازگشت كند.

انها وانمود مي كنند كه هيچ اشتباهي رخ نداده است .

و هيچ اتفاق ناخواسته اي رخ نداده است و اين مشكل فرد معتاد را ناديده مي گيرند.

در مقابل اعضاي خانواده ممكن است دچار گيجي، عصبانيت و رنجش شوند.

آنها ممكن است بر اين بارو باشند كه بدون عصبانيت نمي توانند مسائل را حل كنند.

زماني خانواده و دوستان مي توانند از اين كار فراغت يافته كه بيمارشان تحت درمان باشد.

آنها اغلب رفتارها و كارهايي را انجام مي دهند كه بتوانند اين چرخه را متوقف كنند.

به خاطر اين مسائل است كه زماني كه بيمار در يك جا بستري شده است.

و تحت درمان قرار مي گيرد نبايد با خانواده و دوستانش قطع رابطه كند.

اهميت برنامه ريزي مراكز ترك اعتياد

در برنامه هاي درماني مراكزي كه بيماران را بستري مي كنند همانگونه كه بر روي مسائل رواني بيمار تمركز  مي شود.

بر روي مسائل جسمي بيمار معتاد به سوء مصرف مواد مخدر و الكل نيز تمركز مي شود.

درمان بيماران معتاد با توجه به دخالت مكرر خانواده ي بيمار روند بهتري خواهد داشت.

حمايتي كه خانواده از فرد بيمار مي نمايد براي دوره ي نقاهت پس از بيماري بسيار مهم و ضروري است.

و اين مراكز برنامه هايي براي ملاقات با خانواده در آخر هفته و يا تعطيلات را براي بيمار فراهم مي نمايند.

همچنين برنامه هاي آموزشي براي اعضاي خانواده مانند كارگاه هاي اموزشي و جلسات آموزشي براي ذخالت مداوم خانواده ترتيب مي دهند.

خارج از مراكز درماني خانواده ها و دوستان بيماران تشويق مي شوند كه به جلسات آموزشي بروند.

اين جلسات رايگان بوده و در سراسر كشور برگزار مي شوند و براي پشتيباني خانواده و دوستان فرد معتاد ترتيب داده شده اند.

در اين جلسات به چيزهايي مانند موارد زير رسيدگي مي شود:

  • كمك به فرد معتاد براي رفع مشكلاتش
  • صرف زمان و پرداختن به دوست و يا عضو خانواده كه معتاد به الكل يا مواد مخدر شده است
  • بازسازي خانواده از طريق فرايند درمان اعتياد
  • حمايت از خود و بيمار براي بازيابي فرد پس از درمان

اين برنامه ها براي دوستان و اعضاي خانواده ي بيمار پس از بستري شدن بيمار در مراكز درماني ترتيب داده شده است .

و براي درگيري خانواده در فرايند درمان بيمار بسيار ضروري است.

پس از برنامه هاي درماني

براي فرايند درماني فرد معتاد پاياني وجود ندارد.

خانواده درگير پيامدهاي فردي كه به مواد مخدر و الكل اعتياد پيدا كرده است.

هستند و درمان بايد به صورت مداوم ادامه داشته باشد .

و هميشه بايد برنامه هاي درماني و جلسات اموزشي را دنبال كنند و پي گير مسائل بيمار باشند.

اعتياد به الكل و مواد مخدر هم خانواده و هم بيمار را درگير كرده است.

و هر دو بايد بايد در فرايند مداوم درمان دخالت داشته باشند و جلسات آموزشي را دنبال كنند.

علاوه بر اين، در حالي كه اين جلسات به درك بيماري از سوي خانواده و دوستان و چگونگي حمايت آنها از فرد بيمار كمك كرده است.

و به آنها آموزش مي دهند كه چگونه از فرد بيمار مراقبت كنند.

آنها مي توانند در طول زمان بسيار استرس زا و دشوار از بيمارشان حمايت رواني و عاطفي داشته باشند.

با ادامه درمان خانواده بيمار بايد در جلسات آموزشي شركت كرده و همچنان بايد به اين فرايند ادامه دهند.

تا بتوانند اين چرخه ي مخرب را متوقف سازند و به طور كامل فرايند درمان صورت بگيرد.

مترجم: نسرين بني عباسي زاده

منبع:مركز مشاوره ستاره ايرانيان


پيشگيري از بارداري هورموني به رابطه جنسي بيشتر در روابط متعهد مرتبط است


جنس بسيار شگفت انگيز است وقتي هدف كودكان است. اما جنس مي تواند به عنوان يك "چسب" در يك رابطه متعهد نيز خدمت كند.

اكثر حيوانات هنگامي كه به گرما مي آيند دوره اي هستند، و در خارج از اين دوره ها، جنس ها را در همه جا پيدا نمي كنند. با اين حال، انسان ها به طور مداوم در رابطه جنسي علاقه مند هستند. اين علاقه جنسي به نظر مي رسد مانند اتلاف انرژي است، اما يك ديدگاه تكاملي ممكن است توضيح دهد كه چرا ما اين كار را انجام مي دهيم.

SEX بيشتر با پروژسترون و تعهد

مطالعه جديدي از دانشگاه علوم و فناوري نروژي (NTNU) و دانشگاه نيومكزيكو تاييد كرده است كه رابطه جنسي براي برقراري ارتباط زوجين ميان زنان و مردان مهم است. محققان هم چنين ارتباطي ميان نوع استفاده از داروهاي ضد بارداري خوراكي و اينكه چگونه بسياري از زوج ها رابطه جنسي دارند، ارتباط پيدا مي كنند. يافته ها اخيرا در مجله علمي Evolution & Human Behavior منتشر شده است .

ليف ادوارد اتسن كنناير، استاد روانشناسي NTNU مي گويد: "عملكرد جنسي در انسان خارج از تخمك، يك رمز و راز تكاملي است، اما ما معتقديم كه اين موضوع در ارتباط با احزاب در رابطه با يكديگر است".

كننير با ترند ويگگو گروونتوث، نيك گرب و پروفسور استيو گانگستاد، از دانشگاه نيومكزيكو كار مي كرد تا از صدها زن نگرش نابالغ درباره روش هاي جلوگيري از بارداري، رابطه جنسي و رابطه جنسي استفاده كند.

نتايج آنها نشان مي دهد كه زنان در روابط بلندمدت و افرادي كه از روش پيشگيري از بارداري استفاده مي كنند، افرادي كه نسبت به روابطشان بيشتر متعهد هستند، رابطه جنسي بيشتري با همكاران خود دارند، همانطور كه انتظار مي رود.

گنجستاد گفت: "اما اين ارتباط به ويژه در زماني صورت گرفت كه مصرف پيشگيري از بارداري از زنان استفاده كرد و سطح هورمون هاي مصنوعي را كه اثرات پروژسترون طبيعي هورمون و سطوح پايين تر هورمون استروژن را تقليد مي كرد، تأييد كرد.

Gröntvedt مي گويد: "ما در حال صحبت كردن درباره مقاربت در اينجا هستيم، و نه ساير جنبه هاي جنسي مانند دهان و دندان، استمناء و غيره. اين باعث مي شود كه جنس خارج از مرحله تخمدان به جاي فقط لذت بردن از عمل باشد."

تفاوت هاي بزرگي ميان انواع مخالفان

پيشگيري از بارداري هاي هورموني مانند قرص هاي ضد بارداري، ميله ها و تكه هاي اپيلاسيون شامل دو نوع هورمون استروژن است كه به طور طبيعي مي تواند قبل از تخمك گذاري، زماني كه زنان به طور طبيعي دوچرخه سواري مي توانند فرزندان را درك كنند، و هورمون هايي كه اثر مشابه پروژسترون دارند، فاز جنسيت طولاني، زماني كه فرزندان نمي توانند تصور شوند. سطوح هر نوع هورمون در روشهاي مختلف پيشگيري از بارداري متفاوت است. از اين رو، برخي از داروهاي ضد بارداري، هورمون هايي را كه بيشتر از تخمك گذاري هستند شبيه سازي مي كنند، در حالي كه ديگران هورمون ها را تقليد مي كنند، زماني كه زنان نمي توانند بفهمند. زناني كه از استروژن بيشتري استفاده مي كردند، از فعاليت هاي جنسي فعال بودند، در حالي كه در روابط كمتري متعهد بودند. از سوي ديگر،روانشناسي كودك 6 تا 9 سالمركز مشاوره برتر شمال تهران

داستان هاي مربوطه

Grøntvedt مي گويد: "پيش از اين ما اين مطالعه را انجام داديم، نمي دانستيم تفاوت بين دو نوع هورمون ضد بارداري چيست."

تصوير كليدي قابل اعتماد

محققان دو گروه زنان را مورد بررسي قرار دادند. همه زنان از داروهاي ضد بارداري هورموني استفاده مي كردند و در روابط متقابل و همجنسگرا بودند. يك گروه شامل 112 زن بود كه محققان طي يك دوره 12 هفته به دنبال آن بودند.زنان از آنها خواسته مي شود كه چگونه اغلب و زماني كه در سيكل خود آنها رابطه جنسي داشته باشند.

گروه نمونه دوم شامل 275 زن در روابط بلندمدت بود كه از روش پيشگيري از بارداري استفاده مي كردند. اين گروه در طول زمان پيگيري نشد، اما محققان از آنها خواسته بودند چند بار در هفته گذشته جنس داشته باشند. اين نوع مطالعه - با استفاده از داده هاي جمع آوري شده در يك نقطه خاص در زمان - يك مطالعه مقطعي است. از هر دو گروه خواسته شد تا نوعي از روش هاي پيشگيري از بارداري مورد استفاده قرار گيرند و اگر يك قرص كه نام تجاري آن بود، مشخص شود.

دكتر Grøntvedt مي گويد: "از آنجايي كه ما اين دو گروه را با استفاده از روش هاي مختلف مورد بررسي قرار داديم - يك عكس فوري براي يك گروه و يك مطالعه طولي براي ديگران - ما مي توانيم اطمينان حاصل كنيم كه نتايج يك تصوير كليدي قابل اطمينان ارائه مي دهند."

هورمونهاي طبيعي يا سينتيكي به نظر ميرسد

مبناي مطالعه NTNU يك مطالعه آمريكايي سال 2013 بود كه در آن 50 زن و شركاي آنها به مجموعه اي از سوالات مربوط به روابط، چرخه هاي قاعدگي و فراواني جنسيت پاسخ دادند. هيچكدام از اين زنان از هر نوع ضد بارداري هورموني استفاده نكردند، بنابراين تنها هورمونهاي طبيعي آنها درگير بودند. اين مطالعه نشان داد زنان در مرحله جنسي پيشرفته بيشتر جنس را شروع كردند - زماني كه آنها تخمك نكردند و پروژسترون هورمون غالب بود - اگر در رابطه با آنها سرمايه گذاري شود.

محققان NTNU خواستار بررسي نتايج آمريكا در مطالعه خود بودند، اما با مشاركت كنندگان كه از روش پيشگيري از بارداري هورموني استفاده مي كردند كه چرخه ي طبيعي شبيه سازي مي كرد. نتايج آنها مشابه مطالعات ايالات متحده بود كه در آن زنان هيچ كنترل تولد هورموني را استفاده نكردند.

محققان به اين ترتيب توانستند نشان دهند كه چگونه زنان اغلب با جنسيت ارتباط دارند تا چه ميزان متعهد به شريك زندگي خود و نوع هورمون كه توسط طبيعي يا مصنوعي اداره مي شوند، مرتبط است.

"بسياري از مطالعات روانشناسي اجتماعي كه موجب كشف هاي خنثي در طول سال ها شده اند وضعيت خود را از دست داده اند، زيرا ممكن است آنها را كپي نكنيم و نتايج را تاييد نكنيم. ما بسيار خوشحاليم كه بتوانيم نتايج مطالعه را بررسي كنيم كنايار مي گويد: "ما از همكاري هاي گرب و همكارانش لذت برده ايم و همچنين اكتشافات جديدي را ايجاد كرديم."


"Nudges" مي تواند راه موثر براي تشويق بيماران براي تكميل برنامه هاي مراقبت هاي بهداشتي باشد


تحقيقاتي كه يك متخصص روانشناسي اجتماعي دانشگاه ايلينوي انجام داده است مي گويد كه نگه داشتن پيام هاي كوتاه و ساده مي تواند در تلاش براي تشويق بيماران براي تكميل برنامه مراقبت هاي بهداشتي باشد.

در يك مطالعه آينده اي كه شش سال داده ها را تجزيه و تحليل مي كند، گروهي از محققان، انگيزه هاي كوچكي را در مسير درست پيدا كردند، يك راه ساده، ارزان و موثر براي افزايش برنامه هاي مراقبت بهداشتي بود كه منجر به افزايش 16 درصدي در ميزان تكميل شد براي يك مخاطب جالب

Dolores Albarracin، استاد روانشناسي و مديريت كسب و كار در ايلينوي و يكي از شركت هاي بزرگ، گفت: "حفظ و تكميل نقش مهمي در تأثير مداخلات مراقبت هاي بهداشتي در شرايط واقعي است، بنابراين افزايش 16 درصد در تكميل قابل توجه است." - نويسندگان مطالعه. به عنوان مثال "اكثر برنامه هاي مداخله مراقبت هاي بهداشتي" - 10 جلسه با مشاور، براي مثال "براي اجراي و تحويل هزينه است. بيماران شروع مي كنند، اما اغلب آنها را ترك مي كنند، كه مفيد نيستند و از دست دادن وزن بسيار زياد براي همه افراد است.

به همين دليل است كه افزايش ميزان نگهداري براي سلامت عمومي حياتي است، چرا كه مداخلات رفتاري چند جانبه يا مجموعه اي از انتصابات با ارائه دهنده مراقبت هاي بهداشتي، زماني كه به پايان رسيد، بيشتر موثر هستند. "

يك كارآزمايي كنترل تصادفي با بيش از 700 بيمار واجد شرايط در فلوريدا براي شناسايي مداخلات ساده و موثر براي افزايش تكميل يك برنامه مشاوره پيشگيري از HIV كه در اداره بهداشت شهرستان Duval انجام شد، انجام شد.

اين مطالعه شامل دو عامل است: يكي از پيام هاي سازنده و ديگري پيام قدرتمند. اين پيامها ويديوهاي كوتاه بلافاصله بعد از برنامه مشاوره اي پخش مي شوند.

پيام ابزارگرا به شركت كنندگان يادآوري مي كند كه مي توانند با مشاور خود مسائل غير اچ آي وي را بحث كنند. پيام قدرتمند براي ايجاد احساس آزاد، مستقل و مسئول تصميم گيري در مورد بازگشت به آنها طراحي شده است. استراتژي كه ثبت نام در برنامه ها را در ساير كارهاي يك تيم مشابه دوبرابر مي كند، بر اساس اين مقاله. تكميل مشاوره سه جلسه با ثبت ثبت نام پذيرفته شد.

ايده اين بود كه از پيام هاي بازاريابي ساده و ساده براي محصول تجاري استفاده كند، اما براي "برنامه هاي بهداشتي كه افراد را براي انجام مداخلات كامل كه رفتارهاي مضر را تغيير مي دهند،" آل باراراسين گفت.

داستان هاي مربوطه

"اين پيام ها طراحي شده بودند تا مشتريان را به عنوان عاملان مسئول تغيير خود و يا نتايج مهمي از مداخله از لحاظ زندگي شركت كنندگان با توجه به نگراني هاي بهداشتي غير از اچ آي وي، مانند اشتغال يا آموزش، برجسته كنند."

نتايج نشان داد كه تنها پيام پيامي، تكميل بيشتري را نسبت به پيام هاي قدرتمند به تنهايي و يا همراه با پيام سازنده مي دهد.

بر اساس اين مقاله، دستاوردهاي كلي در تكميل به عنوان يك نتيجه از پيام ابزارگرا 16 درصد بود كه نشان دهنده موفقيت در تسهيل در نظر گرفتن تكميل مشاوره است.

آلبراسين گفت: كارآيي پيغام ساده، پس از جلسه، كه محققان آن را "متا مداخله" ناميده اند، به قدرت برانگيختن به عنوان "يادآوري ملايم براي انجام كاري" مي انجامد.

او گفت: "كلمه" nudge "به اين معني است كه به آن اشاره دارد، زيرا به ما يادآوري مي كند كه ما بايد راهكارهايي را كه ساده و مقرون به صرفه هستند پيدا كنيم. "در يك مركز مراقبت هاي بهداشتي، شما نياز به چيزي است كه عملي، قابل اجرا و ارزان است. اين نوع رويكرد است."

Albarracin گفت: براي افرادي كه آسيب پذير و يا محروم هستند، تماس مكرر با سيستم مراقبت هاي بهداشتي بسيار مهم است.

وي گفت: "تماس با سيستم بهداشت عمومي اغلب درهاي ورودي براي دسترسي به بسياري از خدمات عمومي ديگر مانند خدمات بهداشت رواني، خدمات حرفه اي و استخدامي و ساير اشكال كمك هاي اجتماعي است." "بنابراين سيستم بهداشت عمومي ممكن است يك برنامه با سلامت در ذهن طراحي كند، اما مخاطباني كه در برنامه خريداري مي كنند، اهداف چندگانه را در ذهن دارند، نه فقط سلامت".روانپزشك روانشناس مشاوره كودك و نوجوان قبل ازدواج

طبق گفته آلبراسين، داشتن يك كار خوب يا دسترسي به سرويس هاي ديگر نيز بسيار مهم است - به همين دليل است كه شما بايد مزاياي برنامه را از ديدگاه مخاطبان و نه ارائه كننده به فروش برسانيد.

او گفت: "بازاريابي اجتماعي يك ازدواج بين رويكردهاي روانشناختي و رويكردي است كه به مصرف كننده در ذهن دارد." "آن را دريافت كننده و بيمار محور، نه ارائه دهنده محور. پيام ابزارگر بر آن سرمايه."


تعريف و DSM-5: طبقه بندي: اختلالات تيك



Tics حركات سريع، تكراري، غير ريتميك يا آوازي هستند. تكه هاي موتور و آوازي به دو دسته تقسيم مي شوند: ساده و پيچيده. تكه هاي موتور ساده حركات كوتاه شامل يك گروه عضلاني است. صداهاي آوازي ساده با صداهاي ساده مشخص مي شوند.

  • عطرهاي ساده موتور شامل چشم هاي چشم، چشم هاي صورت، سر و گردن، و شانه هاي شانه است. به طور موقت (مثلا بلفارواسپاسم، حركات اپيلاژيكري و باز شدن دهان پايدار)، مي تواند به عنوان موتورهاي ساده موتور طبقه بندي شود.
  • صداهاي آوازي ساده عبارتند از سرفه، خرناس، پاكسازي گلو، خارش و سوزش.

تيكهاي پيچيده موتورها الگوهاي حركت هدفمندتر و يا اركستر هستند؛ آوازهاي پيچيده بلندتر هستند، الگوهاي تركيبي از گفتار بيشتر.

  • نمونه هايي از پيچ هاي موتور پيچيده در حال حركت، اكوپراكسازي (حركات تقليد) و كپروپراكسيا (حركات ناخوشايند) تبديل مي شوند.
  • آوازي پيچيده شامل كلمات يا عبارات تكراري، echolalia (تكرار كلمات يا عبارات ديگري) و coprolalia (uttering غضب). [1] گرچه كروالاليا ميتواند دچار آشفتگي اجتماعي شود، اين بيماري كم است و فقط در حدود 10٪ از بيماران رخ ميدهد. [5]

يكي از ويژگي هاي متمايز تيك ها، احساساتي است كه ممكن است قبل از جنبش يا صدا پيش برود يا احساسات پيش پا افتاده يا "آرزوها". گاهي اوقات بيماران مي توانند اين احساسات را به قسمت هاي خاصي از بدن تبديل كنند كه از طريق آن تيك ظاهر مي شود.

حتي اگر محلي نباشند، بيمار اغلب احساس ناراحتي دروني را توصيف مي كند، با استفاده از كلمات مانند "ايجاد تنش" يا توصيف يك تمايل غير قابل توضيح يا تحريك براي انجام تيك. بيشتر بيماران تجربه تشديد اين احساسات را افزايش مي دهند و يا وقتي كه آنها تيك هاي خود را سركوب مي كنند

بيماران اغلب توصيف كننده نياز قوي به تكرار تيك تا زماني كه احساس "فقط درست". پس از انجام تيك، احساس تسكين تجربه است، هر چند گاهي اوقات مختصر است.

توصيف اين احساسات ممكن است براي بيماران جوانتر براي بيان مشكل باشد، اما مقياس رتبه بندي كمي و تصويري اين خواست ها است كه مي تواند با كودكان مورد استفاده قرار گيرد. [ 6]

همهگيرشناسي

TS در سراسر جهان گزارش شده است، شيوع آن از 0.3٪ به 0.9٪ گزارش شده است. [ 7] [8] [9] پسرها 3 تا 4 برابر بيشتر از دختران است. [10] اكثريت قريب به اتفاق افراد مبتلا به TS، علائم يا اختلالات رفتاري و / يا عاطفي دارند؛ تنها 12٪ در تمام سنين گزارش شده است كه تنها tics بدون شرايط مرتبط ديگر. [11]

از يك مجموعه داده جهاني، ADHD شايع ترين اختلال روانپزشكي همراه است و حدود 55٪ يافته هاي رفتاري را تشكيل مي دهد. [12] اختلالات ديگر مانند اختلالات خلقي و اضطراب و اختلالات يادگيري نيز اغلب وجود دارد. [13]

اتيولوژي

علت TS هنوز معلوم نيست، اگر چه شواهد از مطالعات ژنتيكي نشان مي دهد كه TS به ارث برده مي شود. [14] به نظر مي رسد عوامل ژنتيكي مهم ترين علت، با توجه به تجمع خانوادگي و حمايت از مطالعات دوقلو است. [15] [16]

مطالعات مونوزيگوت دوقلو نشان مي دهد 53٪ موافقت براي TS و 77٪ براي تيك هاي مداوم (مزمن) موتور، در حالي كه دوقلوهاي ديزيوتيك به ترتيب 8٪ و 23٪ مطابقت دارند. [17] [18]

همچنين به نظر مي رسد عوامل محيطي، از جمله انحرافات پري ناتال، قرار گرفتن در معرض هورمون جنسي در طي رشد مغز و عوامل استرس زاي رواني و اجتماعي، به اين ترتيب بيان كلي TS به صورت چند فاكتوريل است. [18] [19]

تشخيص

تشخيص توسط يك تاريخچه كلينيكي جامع از منابع قابل اعتماد، اغلب والدين ساخته شده است. در حال حاضر هيچ ماركر قابل شناسايي براي تشخيص TS وجود ندارد. يك تاريخ دقيق و دقيق كه با تمركز بر شروع، دوره زماني، پديده شناسي مانند خواست و يا احساسات، عوامل تشديد كننده و تسكين دهنده، سابقه خانوادگي و علائم كمردرد ضروري است. يك آزمايش عمومي پزشكي و عصبي نشان داده شده است.

هنگام كشف تاريخ از والدين و بيمار، تحقيق در مورد شروع توله بسيار مهم است، زيرا معمولا از دوران كودكي شروع مي شود و پس از آن يك دوره ريزش مو و ناخوشايند شروع مي شود. [3] اغلب تيك در دوران كودكي قبل از بلوغ، بدتر مي شود. [4]

اگر چه tics تمايل به موم و كاهش، با يك تيك جايگزين ديگري، گاهي اوقات tics مي تواند به طور ناگهاني و يا در انفجار حاد. انفجار، شروع حاد از 24 تا 48 ساعت، به ويژه علائم OCD، ممكن است به علت عفونت يا اتوايمون علت باشد. [20] [21] [22]

فاكتورهاي تشديد كننده روز افزون، مانند داروها (محركهاي در برخي از بيماران، از جمله كافئين و ضد انعقاد بدون دارو يا داروهاي سرماخوردگي)، خستگي، خستگي و استرسورها بايد اشاره كرد. [23]

علائم عصبي ممكن است دچار اختلال در ساير علائم بيماري آلرژي يا نوع آسم سرخ شده باشد. تحقيق در مورد الگوهاي فصلي و حضور ساير علائم مرتبط با آلرژي مانند رينيت و قطره بيني بعد از بيني ممكن است در فرآيند تشخيص افتراقي مفيد باشد.

علاوه بر اين، در بعضي مواقع ممكن است دشوار باشد كه تيكهاي پيچيده موتور را از اجباري جدا كند، به عنوان نشانه هاي OCD، اغلب در كودكان مبتلا به TS وجود دارد. رفتارهاي تكراري كه پيش از آن با انگيزه يا احساسات پيش مي آيد، پيچيده تر هستند، در حالي كه رفتارهاي تكراري كه از طريق شناخت پيش مي آيند، اغلب نگران هستند، احتمال بيشتري به اجبار مي دهند.

گزينه هاي درمان

روانشناسي كودك زير 6 سال 

خواندن بيشتر

براي اطلاعات بيشتر درباره سندرم تورات، لطفا از Touette.org ديدن كنيد


يادگيري زبان در كودكان پيش دبستاني


تحقيقات نشان داده است كه naps نقش مهمي در حفظ يادگيري جديد در نوزادان دارند. يك مطالعه جديد از دانشگاه آريزونا نشان مي دهد naptime مي تواند تاثير مشابهي بر يادگيري زبان در كودكان پيش دبستاني داشته باشد.بلوغ دختر يا پسر |مسائل آموزشي جنسي تربيت كودك

محققان يادگيري فعل در 3 سالگي را مورد بررسي قرار دادند و دريافتند كه كساني كه پس از يادگيري افعال جديد، از درك بهتر كلمات پس از آزمون 24 ساعته استفاده كردند.

يافته هاي اين تحقيق كه در مجله Child Development منتشر مي شود ، نشان مي دهد كه والدين ممكن است بخواهند در مورد پيشگيري از بارداري منظم براي پيش دبستاني ها كه در سن نابينايي تمايل به كاهش پيدا كرده اند، فكر كنند. كه اين تحقيق را به عنوان يك دانشجوي دكترا در بخش روانشناسي دانشگاه آزاد انجام داد.

Sandoval و همكارانش آزمايش كردند كه معمولا 39 ساله 3 ساله را به دو گروه تقسيم مي كند: عادت هاي معمول (افرادي كه 4 يا بيشتر روز در هفته به خواب ميروند) و افرادي كه عادت ندارند (كساني كه سه يا كمتر روز در هفته بخورند). در هر گروه، بچه ها به صورت تصادفي به يك يا دو حالت شرعي اختصاص داده مي شدند، كه پس از يادگيري يك فعل جديد يا يك حالت بيداري كه حداقل پس از يادگيري آن را نپسنديد، حداقل 30 دقيقه به خواب مي رفت.

آزمايشكنندگان به دو فرزند اعطا شده - "blicking" و "rooping" - كودكان را به كودكان آموزش دادند و به آنها يك ويديو را نشان دادند كه در آن دو بازيگر مختلف اقدامات جداگانه اي را براي هماهنگي با هر فعل انجام دادند.

24 ساعت بعد كودكان به فيلم هايي از دو بازيگر جديد كه اقدامات مشابهي را كه در روز قبل ياد گرفتند، نشان مي دادند و از آنها خواسته شد تا اشاره كنند كه شخصي "بلاكي" بود و "روپيه" بود.

اطفالي كه حدود يك ساعت در حال آموختن افعال هستند، بهتر از افرادي كه حداقل پنج ساعت پس از يادگيري بيدار مي شوند، صرف نظر از اينكه آنها عادت هاي عادي هستند، بهتر عمل مي كنند.

بازيگران مختلف در آموزش و آزمايش فيلم ها به كار گرفته شدند تا محققان بتوانند به اندازه كافي فرزندان "افعال جديد" را "عمدي" بدانند، به اين معني كه آنها قادر به تشخيص آنها حتي زماني كه در زمينه هاي متفاوت توسط افراد مختلف اجرا مي شوند.

سندوال گفت: "ما به تعميم علاقه مند هستيم زيرا هدف يادگيري كلمه است. شما بايد قادر به تعميم كلمات باشيد تا بتوانيد آنها را به صورت مولد در زبان استفاده كنيد." "صرف نظر از رفتار معمول خوابيدن، بچه هايي كه در حالت خواب بودند - كه بعد از يادگيري خواسته شد كه آنها را ببوسند، آنهايي بودند كه تعميم دادند و كساني كه بيدار بودند 24 ساعت بعد قادر به تعميم نبودند."

محققان تصميم به مطالعه يادگيري فعل از آنجايي كه فعل ها معمولا يادگيري از اسم هاي ساده است كه اغلب اولين كلمات كودكان هستند، مانند "مامان"، "بابا" و "سگ كوچولو".

Sandoval گفت: "فعل ها جالب هستند، زيرا ما مي دانيم كه آنها براي بچه ها بسيار باهوش هستند تا ياد بگيرند و در طول زمان نگه داشته شوند." اشياء فردي داراي مرزهاي واضح است و كودكان در مورد آنهايي كه خيلي زود در حال پيشرفت هستند ياد مي گيرند - قبل از اينكه اولين روز تولد خود را تجربه كنند، آنها درباره اشياء زيادي مي دانند. فعل ها به صورت منظم بسته بندي نمي شوند. علاوه بر يك عمل فيزيكي قابل تشخيص، فعل حاوي اطلاعات در مورد تعداد افرادي كه درگير آن هستند و مي توانند اطلاعاتي در مورد زمان انجام اين اقدامات داشته باشند. "

داستان هاي مربوطه

پيش دبستاني ها نياز به 10 ساعت خواب دارند

محققان علاقه خاصي به تاثيرات خواب آلودگي در كودكان پيش دبستاني داشتند، زيرا اين تمايل به سن زماني است كه كودكان شروع به كم كردن خواب مي كنند. در حالي كه يك نوزاد بين تولد و 6 ماهه ممكن است تا شش روز در روز باردار شود، بسياري از كودكان در روز دبستان از يك شيرين يا يك روز ناپديد مي شوند.

محققان بر اين باورند كه مزاياي يادگيري چرت زدن مي تواند از آنچه به نام خواب آهسته شناخته مي شود، باشد.

"شواهد زيادي وجود دارد كه فاز هاي مختلف خواب به تقويت حافظه كمك مي كند و يكي از فازهاي مهم مهم، خواب آهسته است كه يكي از عميق ترين شكل هاي خواب است." ربكا گومز استاد روانشناسي، علوم شناختي و كسب و يادگيري زبان دوم.

"آنچه در اين مرحله مهم است مهم اين است كه اساسا آنچه كه مغز انجام مي دهد، حافظه ها را در طول خواب باز مي كند، به طوري كه ريتم مغزي كه در طول خواب آهسته و ديگر مراحل خواب غير REM اتفاق مي افتد، در واقع اين الگوهاي را دوباره فعال مي كند - گومز، كه همچنين به عنوان پژوهشگر اصلي آزمايشگاه شناسايي كودك UA عمل مي كند، گفت: "آنها را مجددا بازي و تقويت مي كنند."

در حالي كه به نظر مي رسد كه بارداري مي تواند براي يادگيري 3 ساله ادامه پيدا كند، والدين نبايد لزوما باعث ناراحتي شوند، زيرا ممكن است در روز دراز كشيدن كودك پيش دبستاني خود را نداشته باشند؛ زيرا تغييرات زيادي در رفتارهاي خواب كودكان وجود دارد سن گومز گفت.

مهمترين چيز اين است كه ميزان كل خواب باشد. گومز گفت: كودكان پيش دبستاني بايد 10 تا 12 ساعت خواب در يك دوره 24 ساعته داشته باشند، چه در شب و چه در تركيب شب و در خواب.

گومز گفت: "ما مي دانيم كه وقتي كودكان به اندازه كافي خواب نمي گيرند، مي توانند عواقب طولاني مدت داشته باشند"، از جمله نقص در آزمون هاي شناختي.

بنابراين براي بچه هايي كه در شب به خواب كافي نمي برند، ايجاد فرصت هايي براي چرت زدن مي تواند سودمند باشد.


دانشمندان علوم اعصاب كشف كردند كه چگونه مغز در حال جدا شدن از معني خارج از محيط پر سر و صدا است

هنگامي كه شما به طور ناگهاني قادر به درك كسي با وجود لهجه ضخيم خود هستيد، يا در نهايت شعرهاي يك ترانه را تشريح مي كنيد، مغز شما به نظر مي رسد كه مجددا تشخيص دهد كه قبلا غير قابل درك است.

دانشگاه كاليفرنيا، بركلي، دانشمندان علوم اعصاب در حال حاضر اين تنظيم مجدد را در عمل با ضبط مستقيم از سطح مغز يك فرد مشاهده مي كنند؛ به طوري كه به طور ناگهاني پس از اينكه موضوع به معناي سخن گمشده، گفته مي شود، يك جمله پيش از آن نامعلوم است. تنظيم مجدد در عرض يك ثانيه يا كمتر انجام مي شود.

مشاهدات، گمانه زني ها را تأييد مي كنند كه نورون ها در قشر شنوايي كه جنبه هاي صداي مرتبط با زبان را انتخاب مي كنند - اجزاي زمين، دامنه و زمان بندي كه كلمات و بيت هاي كوچكتر را به نام فونم ها تشخيص مي دهند، به طور مداوم خود را به معناي بيرون آمدن از يك محيط پر سر و صدا متمركز مي كنند.

اولين نويسنده و دانشجوي كارشناسي UC Berkeley، كريس هولگراف، گفت: "تنظيماتي كه ما اندازه گيري كرديم، وقتي كه ما سخنراني وحشيانه را پخش كرديم تا ويژگي هايي را كه در سخنراني وجود دارد، تأكيد كنيم." "ما معتقديم كه اين تغيير تنظيم چيزي است كه به شما كمك مي كند تا" شنيدن "سخنراني در آن سيگنال پر سر و صدا. اين سخن به نظر مي رسد در واقع از سيگنال خارج مي شود."

چنين پاپ آپ ها هميشه در زمان اتفاق مي افتند: زماني كه ياد مي گيريد به عنوان مثال كلمات يك زبان خارجي را بشنويد يا به يك گفتگوي دوستانه در يك نوار پر سر و صدا بچرخيد. يا به صورت بصري، هنگامي كه كسي عددي را نشان مي دهد كه به نظر مي رسد يك توده اي از نقاط رنگي است و بعضي اوقات شما نمي توانيد آن عدد را مشاهده كنيد.

Fédéric Theunissen، يكي از استادان UC Berkeley، گفت: "چيزي در قشر شنوايي در حال تغيير است تا تأكيد بر چيزي كه ممكن است به زبان گفتاري باشد و افزايش سود براي اين ويژگي ها، به طوري كه من واقعا صداي آن را در سر و صدا شنيدم." روانشناسي و عضو موسسه علوم عصب شناسي هلن. "اين مانند من نيست كه من اين كلمات را در سر من توليد مي كنم. من واقعا احساس شنيدن كلمات را در سر و صدا با اين پديده پاپ آپ، اين است كه يك راز است."

رابرت نايت، استاد روانشناسي UC Berkeley و پژوهشگر موسسه هلن واش، افزود: "باور نكردني است كه مغز سريع و پلاستيكي باشد." "در ثانيه يا كمتر، فعاليت الكتريكي در مغز خصوصيات واكنش خود را تغيير مي دهد تا اطلاعات زبانشناختي را بيرون ببرد. رفتار، اين يك پديده كلاسيك است، اما اين اولين بار است كه ما شواهدي در مورد چگونگي كاركرد آن در انسانها داريم".

يافته هاي اين مقاله به نايت و همكارانش كمك مي كنند تا يك رمزگشاي گفتاري را توسعه دهند: دستگاهي كه در مغز به كار گرفته شده است كه مي تواند گفتار تصور شده افراد را تفسير كند و به بيماران بدون گفتار، مانند كساني كه بيماري لو Gehig را فلج كرده، ارتباط برقرار كنند.

Holdgraf، Knight، Theunissen و همكارانشان يافته هاي خود را 20 دسامبر در مجله Nature Communications گزارش خواهند داد .

آغاز كردن مغز

كار با بيماران مبتلا به صرع كه قطعه جمجمه خود را برداشته اند و الكترودها بر روي سطح مغز براي تشخيص ضايعات قرار گرفته اند - چيزي كه به عنوان الكتروكورتيكوگرافي شناخته مي شود - Holdgraf 7 سوال را با آزمون شنوايي ساده ارائه داد. او براي اولين بار حكم بسيار نادرست ايفا كرد كه تقريبا هيچ كس در ابتدا متوجه آن نشد. سپس او يك نسخه معمولي از جمله را به راحتي درك كرد و سپس بلافاصله نسخه منحرف را تكرار كرد.

داستان هاي مربوطه

تقريبا هر كس اين جمله را بار دوم را درك مي كرد، حتي اگر در ابتدا آن را غير قابل درك دانست.

الكترودهاي روي سطح مغز تغييرات عمده اي در فعاليت هاي عصبي قبل و بعد از عمل داشتند. هنگامي كه اولين حكم حباب پخش شد، فعاليت در قشر شنوايي كه توسط 468 الكترود اندازه گيري شد، كوچك بود. نايت گفت: مغز صدا را مي شنود، اما نمي تواند با آن كار كند.

هنگامي كه اين جمله روشن شد، الكترود ها، همانطور كه انتظار مي رفت، يك الگوي فعاليت عصبي را كه مطابق با تنظيم مغز به زبان بود، ثبت كردند. هنگامي كه حكم گمشده بار دوم شد، الكترود ها تقريبا همان فعاليت عصبي زبان را ثبت كردند، به طوري كه نورون هاي پايه براي تنظيم كلمات يا بخشي از كلمات دوباره تنظيم شده بودند.

هولگرف گفت: "آنها واكنش نشان مي دهند كه در صورت شنيدن سخنراني عادي ناديده گرفته مي شوند." "اين الگوي فعاليت در مغز را تغيير مي دهد به طوري كه اطلاعاتي وجود دارد كه پيش از آن وجود ندارد. اين اطلاعات اين سخن ناتواني است."

نايت گفت: "زبان عادي، خواص تنظيماتي را كه مربوط به استخراج معني و صوت در زبان است، فعال مي كند." "در اينجا، پس از آنكه مغز را با حكم ناپديد شده وارد كرديد، تنظيم به سخنراني تقريبا مشابه تنظيم زبان بود، كه به مغز امكان مي دهد تا معني را از سر و صدا بيرون بياورد."

اين ترفند نشان مي دهد توانايي مغز به طور خودكار انتخاب و انتخاب اطلاعات از يك محيط پر سر و صدا و غرقابي است، تمركز تنها بر آنچه كه مربوط به يك وضعيت و دور انداختن استراحت است.

هولگرف گفت: "مغز شما تلاش مي كند تا با مشكلي بيش از حد اطلاعات را با ايجاد پيش فرض ها در مورد جهان در ميان بگذارد." "مي گويد:" من قصد دارم همه چيزهايي را كه مي توانم از يك محرك شنيداري بيرون بكشم، محدود سازم، به طوري كه من مجبور نيستم پردازش زيادي انجام دهم ". با انجام اين كار سريعتر و صرف انرژي كمتري مي شود. "

اين بدان معني است كه صداي پر سر و صدا و يا زنگ زدگي ممكن است دشوار باشد. هولگرف و همكارانش نشان دادند كه چگونه مغز مي تواند به نوازندگي در زبان برسد.

Theunissen گفت، نورونهايي كه از آنها فعاليت را ثبت كرده بودند، به يك فركانس واحد مانند يك راديو تنظيم نشدند. در عوض، نورونهاي سطح بالاي قشر شنوايي به جنبه هاي پيچيده تر صدا، مانند تغييرات فركانس و دامنه - مدولاسيون اسپكترومتر، پاسخ مي دهند كه ما به عنوان زمين، تاري و ريتم درك مي كنيم. در حالي كه مطالعات مشابهي در حيوانات مانند فريتون نشان داده اند كه نورون ها تغيير مي كنند كه چگونه آنها را به نوع خاصي از مدولاسيون اسپكترومتري تبديل مي كنند، نتايج جديدي در انسان ها هستند و نشان مي دهد كه تغيير سريع تر به پردازش زبان انساني نسبت به او گفت كه در حيوانات مشاهده شده است.حاملگي بارداري تولد نوزاد

محققان از تكنيك آناليتي كه براي اولين بار توسط Theunissen استفاده مي شود براي تعيين ويژگي هاي پيچيده صداي طبيعي، مانند گفتار، نورون ها در سطوح بالاتر قشر شنوايي استفاده مي كنند، با تمركز ويژه اي بر زبان آواز خواندن، مورد استفاده قرار مي گيرند. اين اولين بار است كه اين تكنيك براي انسان ها مورد استفاده قرار گرفته است تا مطالعه كنند كه چگونه ميدان هاي جذب در نورون ها در قشر شنوايي تغيير مي كنند.


كمك به كودك براي ايجاد احساس خوب و عزت نفس

۲۶ مهر.۱۳۹۵ 3 نظر

كودكان داراي عزت نفس بالا، نسبت به خودشان احساس خوبي دارند، و طبق گفته ي يكي از نويسندگان، «اشخاصي كه نسبت به خود احساس خوبي دارند، نتايج خوب ننيز به بار مي آورند». آنان در پيدا كردن دوست و حفظ آن، موفق ترند زيرا كمتر حالت دفاعي به خود مي گيرند، كمتر پرخاشگرند، احساس مي كنند دوست داشتني ترند، و از سازش كردن با سايرين و دادن فرصت و توجه به ديگران،، خوشحال مي شوند. آنها در بازي ها بهتر عمل مي كنند، چون مي دانند دوست دارند چه چيزي را انجام دهند و در زمينه ي كشف افكار، عقايد و مكان ها، احساس ايمني مي كنند. در كار كردن از آن رو شايسته ترند كه كنجكاو هستند، بهتر مي توانند تمركز كنند، قدرت خطر كردن دارند، و خرسند مي شوند كه موضوعات تازه را امتحان كنند. از انجام دادن كارهاي خوب احساس رضايت مي كنند. اطمينان دارند كه هر يك از اين شيوه ها، به تقويت عزت نفس در آنها كمك مي كند. كاميابي، مي آفرينند. هر چه بيشتر احساس اعتماد كنيم، جدي تر تلاش مي كنيم و بيشتر خطر مي كنيم، در نتيجه بهتر مي توانيم موفق شويم و مزاياي بيشتري به دست بياوريم. بدين ترتيب، كاركردن بسيار حائز اهميت است.

اگر كودك ما احساس نيرومندي مي كند و موفق است، معلوم مي شود كه صحيح عمل كرده ايم. مي توانيم احساس رضايت و خوشحالي كنيم، عقبتر بايستيم و از دور مراقب او باشيم وو بگذاريم او رد زندگي خودش پيش برود. براي تجديد نيروي دروني كودكاني كه اعتماد به نفسشان ضعيف است و در معرض نااميدي و دلسردي هستند و اوضاعي نابسامان دارند، چه مي توانيم بكنيم و چگونه مي توانيم به آنان ياري دهيم تا از نو شروع كنند؟ ما مي توانيم:

  • كاري كنيم كه آنها احساس كنند دوستشان داريم و خواستني هستند.
  • شرايط لازم به منظور ايجاد تجربه ي موفقيت را براي آنها فراهم كنيم.
  • از عيبجويي و سرزنش بيهوده آنها بپرهيزيم.
  • چارچوبي مناسب براي نظم و انضباطشان در نظر بگيريم.

كاري كنيد كه كودكان احساس كنند دوستشان داريد و خواستني هستند

همه ي كودكان، والدين خود را به حد پرستش دوست دارند. كودكان احتياج دارند به كساني كه آنان را به دنيا اورده اند، اعتماد كنند. در عوض، انتظار دارند كه دوستشان بدارند، احترامشان را حفظ كنند، و مورد اعتماد و خواستني باشند. اگر كودكان ايهن را احساس نكنند، زماني كه نياز دارند بدانند كه جزئي از چيزي هستند كه برايشان بسيار شايان اهميت است، – يعني خانواده- احساس خواهند كرد كه جدا و تنها هستند. كودكاني كه احساس كنند وجودشان براي والدينشان بي اهميت و بي ارزش است، از نظر عاطفي و اجتماعي تك و تنها خواهند ماند و مسلما قادر نخواهند بود توانايي هاي خودشان را كاملا به منصه ي ظهور برسانند.

ما مي توانيم با توجه به موارد زير، كودكان را ياري كنيم تا احساس كنند دوست داشتني و خواستني هستند:

  • مراقب تندرستي و ايمني شان باشيم و نسبت به اضطراب هايشان حساسيت داشته باشيم.
  • از همراه بودن و مصاحبت با انان لذت ببريم.
  • به انديشه ها، مهارت ها و عقايدشان ارج بگذاريم.
  • بخشي از زمان فراغت خود را با آنها بگذارنيم، با آنان صحبت كنيم، گردش و بازي كنيم، و به تفريح بپردازيم.
  • به چيزهايي كه براي انان اهميت دارد، علاقه نشان دهيم.
  • وقتي كاري را خوب انجام مي دهند، به آن توجه كنيم.
  • درباره ي چيزهايي كه آنان را تحت تاثير قرار مي دهد، همواره به آنها اگاهي بدهيم.
  • به خود آنها، روش آنان براي انجام دادن كارها، و توانايي شان در رسيدن به نتيجه ي مطلوب، اعتماد داشته باشيم.
  • به نيازها و حقوق آنان احترام بگذاريم.
  • به آنان فرصت دهيم تا بتوانند درباره ي سليقه ها و پسندهاي خود بيشتر بياموزند و دريابند كه چه چيزهايي برايشان اهميت دارد و در مورد آنچه برايشان پيش آمده است، حرف بزنند.

… و مهم تر از همه ي اين ها زمان است. بررسي و ارزيابي هاي مكرر نشان مي دهد كه كودكان دوست دارند پدر و مادرشان دور و برشان باشند، حتي اگر عملا هيچ كاري با كودكان انجام ندهند. آنان دوست دارند كه پدرشان را نيز به همان ميزاني كه مادر خود  را مي بينند، ببينند. در انگلستان، نسبت به ديگر كشورهاي اتحاديه ي اروپا، ساعت كار مردان بيشتر است. اين بدانن معنا است كه آنان زمان كمتري را در خانه و با خانواده ي خود مي گذرانند. اگر چه كودكان خردسال آشكارا نياز بيشتري به مراقبت جسماني مستقيم از سوي والدين خود يا ديگر مراقبان دارند، كودكان بزرگتر هم به وقت و محبت و توجه والدين نياز دارند. در پژووهشي كه به تازگي در يك همايش كميته ي اجرايي اتحاديه ي اروپا درباره ي نوجوانان و خانواده ي آنان مطرح شد، چنين به دست آمد كه حتي نوجوانان، اشتياق زيادي به ديدن والدين از خود نشان مي دهند. وقتي پدرها و مادرها نخواهند يا قادر نباشند زمانن بيشتري را در خانه خود بگذرانند، به نظر مي رسد اين وضعيت پيام هايي در برداشتبه باشد. مديران آموزشي گزارش داده اند كه در چنين شرايطي كودكان در رويارويي با موانع يادگيري يا مشكلات ديگر، انعطاف پذيري خود را از دست مي دهند. در پژوهشي ديگر كه مايكل راتر به عمل آورد، نشان داده شد كه انعطاف پذيري كودكان بر سه عامل گرايش مثبت (عزت نفس، خوددمختاري و اجتماعي بودن)، داشتن خانواده اي حامي، و ديگر نظام هاي حمايتگر اجتماعي، مبتني است. جامعه و خانواده – و بخصوص پدران – دااراي اهميت هستند. اگر كودكان احساس كنند كه مورد توجه اشخاص مهم زندگي خود هستند، درباره ي خودشان احساس خوبي خوااهند داشت. اگر ما در كنار فرزند خويش حضور نداشته باشيم، گاهي اوقات صرف نظر از علت حضور نداشن خود، مشكل مي توانيم كودك را متقاعد كنيم كه وجودش داراي اهميت است. به اين ترتيب، هم عزت نفس او و هم احساس توانايي او در هدايت و اداره خود، لطمه خواهد ديد.

منبع: ايجاد انگيزه در كودكان ترجمه احمد ناهيدي


علل دروغگويي در كودكان

۱۱ آبان.۱۳۹۵

دروغگويي نيز مثل ساير مسائل اخلاقي و عاطفي، خالي از علت نيست. علل و انگيزه‌ها هستند كه كودكان را در مسير انحرافات قرار مي‌دهند و يا براي سال‌هاي بعد و انحرافات عارضي در آنان، زمينه‌سازي مي‌كنند. بعضي از والدين با امتناع يكي دو تا از غرايز خيال مي‌كنند كه كار تمام شده و از ساير مسائل غريزي كودكان غافل مي‌مانند.

بچه ها به دلايل زيادي دروغ مي گويند كه بسته به شرايط و انگيزه شان متفاوت است. ان ها ممكن است براي پنهان كردن چيزي، پوشاندن اشتباهات و تقصيراتشان، اجتناب كردن از پيامد هاي عملي و يا پيشگيري از تنبيهي كه در انتظارشان است، دروغ بگويند. اغراق كردن در مورد موضوعي و يا تحت تأثير قرار دادن ديگران، مورد توجه قرار گرفتن، احساس فشار و ناراحتي و يا ضعف و ناتوانايي، حسادت و رقابت، خودنمايي و غرور، اميدها و آرزوهاي تحقق نيافته، انتقام گيري از ديگران، بازي و يا تخيلات كودكانه و آزمودن والدين ، از ديگر علّت هاي دروغ گويي است. پي بردن به دلايل رفتاري كه در پشت دروغ گويي پنهان است، در حل آن بسيار مؤثر خواهد بود.

يادگيري

به عقيده روان شناسان دروغ جنبه اجتماعي و يادگيري دارد، يعني اينكه كودك از خانواده، اجتماع و كساني كه در اطرافش هستند دروغ را مي آموزد، دروغگويي نياز به فراگيري و تحمل تجربه هاي مختلف دارد. كودك به آساني نمي تواند دروغ بگويد و به همين دليل در موقع دروغ گفتن با دشواريها و اشكالاتي مواجه مي شود كه مي توان به پريدگي رنگ چهره، ضربان شديد قلب، خشك شدن دهان، گرفتار شدن به به لكنت در حين سخن گفتن، بي سر و ته حرف زدن، پريشان گويي، عدم كنترل بر اعضا و … اشاره كرد. كساني كه جديداً شروع به دروغگويي كرده اند اين علائم واضح تر بوده و به تدريج كه عادت كرده اند اين علائم از بين مي روند تا جايي كه فرد در مواردي قادر است به مظلوم نمايي پرداخته و در حين دوغگويي گريه و زاري كند، خود را محقق بداند و چند سوگند دروغ هم بخورد.

ناتواني

در حال اسارت و به صورت زنداني نگه داشته ايد و آزادي هاي او را ندانسته از دستش مي‌گيريد و همراه خشونت هايي كه از خود بروز مي‌دهيد او را در احساس عجز و ناتواني غوطه‌ور مي‌سازيد ناچار است كه از دست شما و ستمكاريهايي كه مسبت به وي روا مي‌داريد بگريزد و اميال و غرايز خود را به نوعي و به هر نحو ممكن ارضا نمايد و براي اين كار ناگزير است كه در مقابل شما به دروغ متوسل شود.

مادر مي‌گويد با “الف” بازي نكن زيرا “الف” كودك بي‌تربيتي است. اما كودك وقتي از منزل خارج مي‌شود و در كوچه “الف” مي‌بيند. بنابه نيازهاي غريزي و عاطفي ، يا با او صحبت مي‌كند. به بازي مشغول مي‌شود و بعد كه زمان برگشتن به منزل فرا رسيد به محض ورود به خانه ، مادر مي‌پرسد: در كوچه با چه كسي بازي مي‌كردي؟ جواب مي دهد با “ج” زيرا اولا دلش مي‌خواهد مادر را راضي نگهدارد و خود را حرف شنو نشان دهد. ثانيا دلش نمي‌خواهد كه مادر با علم و اطلاع از اصل قضيه به ممانعت خشونت آميزي دست بزند لذا به حربه‌اي كه در نظر او راحت‌ترين و كارآترين حربه‌هاست يعني به دروغ متوسل مي‌شود.

ترس از والدين

بعضي از والدين رفتار خشونت بارتري با فرزندان خود دارند. به كوچكترين بهانه آنها را كتك مي‌زنند در مقابل ديگران پرخاش و تحقيرشان مي‌كنند به خيال اينكه با خشونت و پرخاش و تنبيه و نيش زبان خواهند توانست جلو انحرافات رواني كودك را بگيرند. اينگونه خانواده‌ها علاوه بر اينكه نمي‌توانند كار مثبتي به عنوان كامل بازدارنده از انحرافات در تربيت كودك خود انجام دهند بلكه يا باعث مي‌شوند كه ترس كودك به تدريج ريخته و كارهاي خلاف خود را با جرات و جسارت بيشتري انجام دهد.

يا اينكه والدين را مثل دژخيم چاق به دست بالاتر خود احساس كرده و از ترس آنان بنابه مختصات زماني و مكاني متوسل به دروغ گردد و كودكي كه از ترس و اجبار فرامين والدين را مي‌پذيرد و در اين فرمان‌پذيري هيچگونه علايق عاطفي از خود بروز نمي‌دهد پايه‌هاي اخلاقي سست و نااستواري خواهد داشت و در غياب والدين ، چون ديگر حضور ندارند برخلاف آنچه را كه ميل آنها بوده انجام خواهد داد و رفته رفته به طرف فساد اخلاقي كه دروغ نيز يكي از آنهاست كشيده شده و به درجات پايين‌تر انساني نزول پيدا خواهد كرد. بنابراين بهتر است والدين براي انجام كاري كه از فرزندشان مي‌خواهند قبل از آن كه متوسل به جبر و خشونت شوند ميل انجام كار را در دل كودك برانگيزانند تا در چنين صورتي لزوم خشونت نيز از بين رود.

كودك به خاطر ترس از كتك خوردن و خشونتهاي والدين، كم‌كم از آنان فاصله گرفته و خود را جدا احساس مي‌كند و گاه گاه در بعضي از موارد توسل به دروغ مي‌گردد زيرا احساس مي‌كند كه اگر راست بگويد والدين در اثر عصبانيت كتكش خواهند زد چوب اجبار و خشونت را كنار نهيد و بگذاريد كودكتان با داشتن كمي آزادي عمل و احساس استقلال خود را فرد محترمي در اجتماع خانوادگي به حساب آورد. ديگر در اين صورت لزومي ندارد كه او با دروغ گفتن به خانواده خود خيانت كرده باشد.

خودنمايي

بعضي از كودكان به خاطر خودنمايي متوسل به دروغ مي‌شوند اينان كودكاني هستند كه مورد توجه والدين و اطرافيان قرار نمي‌گيرند، هر كاري مي‌كنند كسي ، نيست كه مشوقشان باشد و به حسابشان بياورد و يا لااقل بفهمد كه آنان چه كاري مي‌كنند و چه مي‌گويند و چه مي‌خواهند. پدر يا مادر به علت گرفتاري‌هاي شغلي يا مشكلات خانوادگي كاري به كار آنان ندارند و گوششان به حزف آنان بدهكار نيست و اطرافيان نيز به خاطر اينكه در كار ديگران مداخله‌اي نكرده باشند و يه به خاطر ساير ملاحظات و محصولات ، كاري كودكان ديگر نداشند.

بالاخره خيال مي‌كند كه حرفها يا كارهايش مورد پسند والدين يا اطرافيان نيست و به ناچار براي خودنمايي هرچه بيشتر متوسل به دروغ و مغلطه و اغراق شود. گاه دروغگوهاي چنان شاخداري مي‌گويند كه موجب تحريكات منفي عصبي والدين مي‌شود و گاه ، كارهايي را به دروغ به خود نسبت مي‌دهد كه از خود قهرماني بسازد تا بدين وسيله بتواند توجه اطرافيان را به خود جلب نمايد و گاه واقعا دست به كارهاي خطرناكي مي‌زند كه با جثه و سن و سالش جور درنمي‌آيد.

حسادت و رقابت

منشاء ‌برخي از دروغهاي كودكان حسادت و يا رقابت است . او مي بيند كه برادر  يا خواهر كوچكش با شيرين زباني هاي خود نظر پدر و مادر را جلب كرده و محبت آنها را  به صورت انحصاري در گرو خود در آورده است. او از طريق رقابت كه  در حقيقت منشائي جز حسادت ندارد مي خواهد جاي پايي براي خود ايجاد كند و چون قدرت انجام عمل و رقابت را ندارد تن به دروغ مي دهد. زماني هم ديده مي شود كه طفل  خردسال  را اذيت كرده و به گريه اش مي اندازد و بعد منكر قضيه مي شود .

تخيل كودكانه

منشاء ‌برخي از دروغهاي كودكان حسادت و يا رقابت است. او مي بيند كه برادر  يا خواهر كوچكش با شيرين زباني هاي خود نظر پدر و مادر را جلب كرده و محبت آنها را  به صورت انحصاري در گرو خود در آورده است. او از طريق رقابت كه در حقيقت منشائي جز حسادت ندارد  مي خواهد جاي پايي براي خود ايجاد كند و چون قدرت انجام عمل و رقابت را ندارد تن به دروغ مي دهد. زماني هم ديده مي شود كه طفل  خردسال  را اذيت كرده و به گريه اش مي اندازد و بعد منكر قضيه مي شود.

منبع:كانون مشاوران ايران


خودباوري و تقويت آن در كودكان

۱۳ آبان.۱۳۹۵

كودكان خوباور، شناخت روشن و مثبتي ازهويت خويش دارند. آنان مي توانند به روش هايي متفاوت و با ديدي مطلوب، خود را بررسي كنند. كودكان، هرگاه كه شخص ديگري آنها را باور كند اين باور را به آنها نشان دهد، خوشان را باور خواهند كرد. كودكاني كه فاقد خودباوري باشند، مملو از شك وو ترديد نسبت به خودشان هستند.

عناصر اصلي

مردم ما را درك مي كنند و به ما اعتماد دارند

خودباوري كودكان زماني قوام پيدا مي كند كه آنها مورد اعتماد و احترام باشند، به حرف هايشان گوش داده شود، و ديگران به توانايي آنان درحل معضلات خود اعتقاد داشته باشند. خودباوري كودك در پي تجربه هاي فراوان مثبت و موفق، و عملي و عاطفي با افلرادي شكل مي گيرد كه كودك به عقايد و داوري ها و مصاحبت آنان ارج مي نهد. بدون داشتن مناسباتي خوب، كودكان ممكن است با بلاتكليفي و بي ثباتي شديد دست به گريبانن شوند و احساس كنند كه اشكالي در كارشان هست.

بايد بدانيم كه كيستيم

اگر كودكان هيچ گونه ذهنيتي نداشته باشند كه به چه فكر مي كنند، چه چيزي را دوست دارند يا از چه چيزي خوششان نمي آيد، يا نقاط ضعف و قوتشان چيست، نمي توانند خودشان را باور كنند. انان بايد درك روشني از ماهيت وجودي خويش داشته باشند.

بايد بدانيم كه مي توانيم كارهاي خود را به خوبي انجام دهيم

كودكان از دانستن اينكه مي توانند كاري را به خوبي انجام دهند، لذت مي برند ولي اگر هر پيشرفتي را تصادفي بدانند، خودباوريشان تقويت نمي شود. آنها بايد بتوانند معناي «خوب» را تشخيص دهند. آنها بدون آگاهي از اينكه چگونه از عهده ي كاري خاص برآده اند يا چه چيزي باعث شده است كه كارشان خوب از آب درآيد، نمي توانند آن كار خاص را تكرار كنند. در اين آگاهي، هدف هاي روشن و واكنش هاي دقيق، نقش دارند و به كودكان ياري مي دهند تا معيارهاي خودشان را به كار ببرند.

نگرش خوش بينانه به آينده

چهارمين موضوع در مورد خودباوري اين است كه باور كنيم عملكرد خوب ارزشمند است، زيرا از طريق آن مي توان به گونه اي خوشبينانه به آينده نگريست و بر آن تاثير گذاشت. ما قادريم اميدوار باشيم، اما اگر كسي به ما بگويد «هيچ اميدي به تو (شما) نيست»، «نمي توان به تو اميد داشت» يا بالاتر از اين، «تو به درد نخور و زائد هستي»، اميدهاي ما را برباد خواهد داد، بدون اميد به آينده،  جايي براي خودباوري باقي نمي ماند.

تقويت خودباوري در كودكان

در اينجا براي تقويت خودباوري كودكان، رهنمودهايي ارائه شده است. سعي كنيد:

  • در موارد بروز اشتباه از جانب كودك خود، زياد سخت گيري نكنيد.
  • او را ياري كنيد خودش را بشناسد و در مورد خودش احساس خوبي داشته باشد.
  • چيزي را بيابيد كه اودر آن، ماهر باشد و مهارتش را در آن زمينه تحسين كنيد.
  • از ديدگاه او به مسائل نگاه كنيد و به تمايلات و علايقش احترام بگذاريد.
  • دراره ي كاري كه ممكن است بتواند ياد بگيرد و انجام دهد، به او اميد بدهيد.
  • به او كمك كنيد تا نسبت به آينده ي خود، احساس امنيت و خوش بيني كند.
  • از انتقاد آزارنده و مخرب، پرهيز كنيد- اين عمل را به حداقل برسانيد.
  • با
  • گذراندن اوقات خود با او و نشان دادن علاقه به عقايد و انديشه هاي وي و كارهايي كه انجام مي دهد، بگذاريد احساس كند براي شما مهم و گرانقدر است.

 

منبع: ايجاد انگيزه در كودكان، نوشته اليزابت هارتلي بروئر. ترجمه: احمد ناهيدي


نيازهاي نوجوانان

>

۱۳ آبان.۱۳۹۵ 2 نظر

پژوهشي در سال ۱۳۸۲ درباره بررسي نيازهاي نوجوانان دانش آموزان كشوردر خرده فرهنگ هاي مختلف ايران انجام شده است. يكي از سوال هاي پژوهشي اين بودكه نيازهاي اموزشي و تربيتي دانش آموزان كدامند؟ پاسخ هاي دانش اموزان در جدول شماره ۱-۱ تنظيم شده است.

در اينن جدول مشاهده مي شود، كه دانش آموزان نوجوان روابط گرم و رعايت حقوق متقابل در خانواده، نياز به داشن احساس اعتماد و امنيت در محيط خانواده و احترم گذاشتن به قانون، ضرورت اننجام دادن فرايض ديني، داشتن اطلاعات مربوط به دوره ي بلوغ و تغييرات جسمي و جنسي، آگاهي از اصول بهداشتي، ضرورت رفتن به مدرسه، اهميت توجه والدين به امر تغذيه و بهداشت نوجوانان و نيزز به سبب ضرورت ارتباط با جنس مخالف ومسئله ازدواج، اهميت آشنايي پيش ازازدواج دختران و پسران با يكديگر را مورد تاكيد قرار داده اند. همچنين اهميت دادن نوجوانان دبيرستاني به ضرورت اعتقادات مذهبي والدين با ميزان عمل كردن آن ها به اين اعتقادات، نشان دهنده ي حساسيت انان به صداقت والدين در زمينه هماهنگي قول و عمل آن هاست. ضرورت انجام دادن فعاليت هاي ورزشي براي حفظ سلامت نوجوانان نيز مورد توجه اين دانش آموزان قرار گرفته است.

جدول شماره ۱-۱ جدول نيازهاي آموزشي و تربيتي

شماره اولويت نيازها درصد فراواني ۱ ارج نهادن به روابط گرم و صميمي، در ميانن اعضاي خانواده ۳۲/۹۵ ۲ ضررت رفتن به مدرسه ۵۸/۹۳ ۳ اعتماد والدين به نوجوان ۶۴/۹۲ ۴ اهميت آشنايي دختران و پسران با يكديگر پيش از ازدواج ۱۰/۹۰ ۵ ايجاد احساس امنيت و آرامش در نوجوان در كنار خانواده ۳۶/۸۹ ۶ توجه كردن والدين به تغذيه و بهداشت نوجوان ۱۰/۸۹ ۷ ضرورت انجام دادن فرائض مذهبي ۱۰/۸۹ ۸ آگاهي يافتن از اصول بهداشتي ۳۶/۸۸ ۹ لزوم هماهنگي اعتقادات مذهبي والدين با ميزان عمل كردن آن ها به اين اعتقادات ۱۰/۸۸ ۱۰ ضرورت انجام فعاليت هاي ورزشي براي حفظ سلامت نوجوان ۰۶/۸۸ ۱۱ ضرورت حمايت نوجوان از سوي والدين در مواقع بحراني و بروز مشكلات ۹۲/۸۷ ۱۲ اهميت احترام و رعايت حقوق متقابل در خانواده ۵۴/۸۷ ۱۳ نياز به تأييد و پذيرفته شدن در ميان اعضاي خانواده ۴۰/۸۷ ۱۴ داشتن اطلاعات لازم درباره بلوغ و تغييرات جسمي، جنسي و رواني ۷۴/۸۶ ۱۵ اهميت احترام گذاشتن به قوانين در بازي ها، ورزش ها و ديگر فعاليت هاي گروهي ۶۴/۸۶

 

نوجوانان دانش آموز همچنين نياز به حمايت شدن از سوي والدين در مواقع بحراني و بروز مشكلات را به عنوان نيازي جدي مورد تأكيد قرار داده اند.

همچنين بر اساس سؤالات باز پسرسشنامه، ۴ مورد از مهم ترين نيازهاي دانش آموزان نوجوان درباره والدين عبارت بودند از: درك كردن نوجوانان (۱۲ درصد)، اهميت دادن به خواسته هاي نوجوانان (۱۱ درصد)، ايجاد محيطي آرام براي تحصيل (۸درصد) و تبعيض قائل نشدن ميان فرزندان (۷ درصد).

شرفي نيز (۱۳۷۴) مجموعه نيازهايي كه نوجوانان مدارس راهنمايي دارند را شامل نيازهاي زير مطرح كرده است:

* همه ي نوجوانان راهنمايي نياز دارند تا استعدادهاي خود را كشف كنند و تجارب اساسي و بنيادين را براي كفايت شغلي و حرفه اي كسب نمايند.

* همه ي نوجوانان راهنمايي نياز دارند تا رشد كنند و از حيث فيزيكي و ذهني سلامت لازم را به دست اورند.

* همه ي نوجوانان راهنمايي نياز دارند در فعاليت هاي اجتماعي مدرسه و امور شهروندي جامعه ي خود مشاركت جويند و موقعيت خود را به وضعيتي كه بزرگسالان از حيث شهروندي دارندف نزديك گردانند.

* همه ي نوجوانان نيازمندند متناسب سن خود تجربه و بينش لازم را كسب نموده و آن را توسعه بخشند، به گونه اي كه پايه اي براي زندگي خانوادگي و اجتماعي آن ها محسوب شود.

* همه ي نوجوانان راهمايي نيازمندند تا احساس ارزش مربوط به شياي مادي و حقوق مالكيت را به طور صحيح درك نمووده و اين احسسا را در خود توسعه دهند.

* همه ي نوجوانان راهنمايي نيازمند فراگيري دانش در زمينه ي محيط فيزيكي و طبيعي خود بوده و علاوه بر آن بايد اثرات چنين محيط هايي را در زندگي خود بررسي نمايند و فرصت هايي براي كاربرد ديدگاه علمي در حل مسايل داشته باشند.

* همه ي نوجوانان راهنمايي نيازمند غني ساختن زندگي، قدرداني از هنرها و تجارب مربوط به زيبايي دنياي پيرامونشا مي باشند.

* همه ي نوچوانان راهنمايي نياز به تجارب متنوعي دارند كه آن ها را در اخذ تجارب زندگي اجتماعي مشاركت دهند.

* همه ي نوجوانان راهنمايي نياز به تجاربي در زمينه ي زندگي گروهي دارند؛ به نحوي كه بتوانند در توسعه ي شخصيت و منش خويش مشاركت داشته باشند. آنها نيازمند رشد احساس احترام به ديگران و حقوق آن ها مي باشند. علاوه بر آن بايد بينش هاي مذهبي و اخلاقي خويش را توسعه بخشند.

* همه ي نوجوانان راهنمايي به رشد توانايي خويش براي مشاهده، گوش كردن، خواندن، تفكر، گفتگو و نوشتن، به صورتي هدفدار و قدرشناسانه نياز دارند.

موانع بر آورده شدن نيازها

موانع سر راه ارضاء نيازها فراوانند، مي توان آن ها را در دو دسته كلي تقسيم نمود:

– موانع شخصي. شامل بيماري هاي مزمن، نواقص بدني و نارسايي هاي ژنتيكي كه در عملكردهاي مغزي فرد تاثير مي گذارند، نشناختن امكانات شخصي و نداشتن تفكر روشن درباره ي هدف هاي زندگي.

– عوامل محيطي. شامل مشكلات مادي، معنوي، خانوادگي، محيط نامناسب آموزشي و فقر فرهنگي، نبودن فرصت كافي براي فعاليت و نامناسب بودن شرايط و اوضاع محيط اجتماعي.

در زندگي روزانه نوجوانان و جوانان مشكلات گوناگوني را تجربه خواهند كرد كه بر اثر ارضا نشدن درست نيازهاي آنان به وجود آمده است. هر چه مشكلات محيطي بزرگ تر و دشوارتر باشد به همين اندازه مشكلات آنان نيز بيشتر خواهد بود. نيازهايي كه جامعه انساني دارد شامل:

وجود ارتباط ميان اعضاء. ارتباط ميان اعضاي جامعه ضرورتي اجتناب ناپذير است، چون اگر اعضاي جامعه قادر به برقراري ارتباط نباشند (يعني نتوانند اطلاعات لازم را با همديگر مبادله كنند) رفتار اجتماعي بي مفهوم خواهد شد. به همين علت در هر جامعه ي انساني زبان گفتاري حداقل وسيله ي ارتباط بين انسان ها است.

توليد كالا و خدمات. اين موضوع براي رفع نيازمندي هاي جسماني و رواني اعضاي يك جامعه ضروري است و مستلزم جمع آوري اطلاعات است. اطلاعات نه فقط درباره ي توليد كالاهاي مادي (يعني درباره ابزارها، تكنيك ها، منابع مواد خام و جز اين ها)] بلكه در زمينه مسئوليت هايي كه اعضاي جامعه بايد قبول كنند، و همچنين درباره ي مشاركت هايي كه بايد براي ارضاي نيازمندهاي متقابل به عمل آورند. چون در جوامع انساني توليد غذا يا عطوفت اطولا كوششي همگاني (تعاوني) است.

توزيع كالا و خدمات توليد شده. در بسياري از جوامع توليد كنندگان و مصرف كنندگان لزوما يكي نيستند. حداقل، نيازمندي هاي كودكان را بايد بزرگسالان تامين كنند. در جوامع انساني، حل مسايل مربوط به توزيع را لزوما بايد در عرصه هاي فرهنگي جست و جو كرد كه بر حسب جوامع مختلف از تنوع فراواني برخوردار است.

_ دفاع از اعضاي جامعه. خطرهاي محيط زيست، حوادث طبيعي (طوفان ها، گرماي شديد، سرماي شديد، سيل و …) و يا موجودات (ميكروب ها، جانواران وحشي، آفات گياهي) همواره وجود دارند. فرهنگ هر جامعه براي پايداري انفرادي يا گروهي اعضاي خود بايد تكنيك هاي بسيار متنوعي را در برداشته باشد. از تكنيك هاي مربوط به ايجاد سرپناه و پوشاك گرفته تا تكنيك هاي مربوط به درمان بيماري ها و دفاع در برابر دشمنان.

– جايگزيني. چون سرنوشت همه ي انسان ها با مرگ پايان مي پذيرد، جانشيني اعضاي بايد تضمين شده باشد. اين نياز تا حدودي به وسيله ي توليد مثل طبيعي كه ميراث ژنتيكي جامعه را تداوم مي بخشد برآورده مي شود، اما اين كفايت نمي كند، زيرا اگر جامعه اي خواهان بقاي خود باشد، ميزاث فرهنگي آن جامعه نيز بايد تداوم يابد اين امري است كه تنها از طريق فرايند اجتماعي شدن (جامعه پذيري) امكان پذير است «قنادان و همكاران ۱۳۷۹».

نوجوانان و جوانان روزانه در مواجهه با موقعيت هاي مختلف پاسخ ههاي بيشماري ارائه مي دهند كه ناشي از يادگيري هاي گذشته، سلامت جسم و روان، فشار كار و مسئوليت ها، زماني كه در اختيار دارند و … است. هنگامي كه آنان بي قرار، پرخاشگر،  گوشه گير و بزهكار هستند و براي سازگار شدن با زندگي دست به اقدام مي زنند، ممكن است نوع سازگاري كه آنان در نظر دارند از نظر اجتماعي سازگاري درستي نباشد و مانند ناسازگاري جلوه كند، در اين جا هدف آنان گروهي يافتن از نيازهاي جسماني و يا شخصيتي خود است. چنين آگاهي هايي در رفع نياز به سلامت جسماني و رواني موثرند.

منبع : نيازهاي نوجوانان و جوانان نوشته دكتر ابوالقاسم اكبري