هنگامي كه شما به طور ناگهاني قادر به درك كسي با وجود لهجه ضخيم خود هستيد، يا در نهايت شعرهاي يك ترانه را تشريح مي كنيد، مغز شما به نظر مي رسد كه مجددا تشخيص دهد كه قبلا غير قابل درك است.
دانشگاه كاليفرنيا، بركلي، دانشمندان علوم اعصاب در حال حاضر اين تنظيم مجدد را در عمل با ضبط مستقيم از سطح مغز يك فرد مشاهده مي كنند؛ به طوري كه به طور ناگهاني پس از اينكه موضوع به معناي سخن گمشده، گفته مي شود، يك جمله پيش از آن نامعلوم است. تنظيم مجدد در عرض يك ثانيه يا كمتر انجام مي شود.
مشاهدات، گمانه زني ها را تأييد مي كنند كه نورون ها در قشر شنوايي كه جنبه هاي صداي مرتبط با زبان را انتخاب مي كنند - اجزاي زمين، دامنه و زمان بندي كه كلمات و بيت هاي كوچكتر را به نام فونم ها تشخيص مي دهند، به طور مداوم خود را به معناي بيرون آمدن از يك محيط پر سر و صدا متمركز مي كنند.
اولين نويسنده و دانشجوي كارشناسي UC Berkeley، كريس هولگراف، گفت: "تنظيماتي كه ما اندازه گيري كرديم، وقتي كه ما سخنراني وحشيانه را پخش كرديم تا ويژگي هايي را كه در سخنراني وجود دارد، تأكيد كنيم." "ما معتقديم كه اين تغيير تنظيم چيزي است كه به شما كمك مي كند تا" شنيدن "سخنراني در آن سيگنال پر سر و صدا. اين سخن به نظر مي رسد در واقع از سيگنال خارج مي شود."
چنين پاپ آپ ها هميشه در زمان اتفاق مي افتند: زماني كه ياد مي گيريد به عنوان مثال كلمات يك زبان خارجي را بشنويد يا به يك گفتگوي دوستانه در يك نوار پر سر و صدا بچرخيد. يا به صورت بصري، هنگامي كه كسي عددي را نشان مي دهد كه به نظر مي رسد يك توده اي از نقاط رنگي است و بعضي اوقات شما نمي توانيد آن عدد را مشاهده كنيد.
Fédéric Theunissen، يكي از استادان UC Berkeley، گفت: "چيزي در قشر شنوايي در حال تغيير است تا تأكيد بر چيزي كه ممكن است به زبان گفتاري باشد و افزايش سود براي اين ويژگي ها، به طوري كه من واقعا صداي آن را در سر و صدا شنيدم." روانشناسي و عضو موسسه علوم عصب شناسي هلن. "اين مانند من نيست كه من اين كلمات را در سر من توليد مي كنم. من واقعا احساس شنيدن كلمات را در سر و صدا با اين پديده پاپ آپ، اين است كه يك راز است."
رابرت نايت، استاد روانشناسي UC Berkeley و پژوهشگر موسسه هلن واش، افزود: "باور نكردني است كه مغز سريع و پلاستيكي باشد." "در ثانيه يا كمتر، فعاليت الكتريكي در مغز خصوصيات واكنش خود را تغيير مي دهد تا اطلاعات زبانشناختي را بيرون ببرد. رفتار، اين يك پديده كلاسيك است، اما اين اولين بار است كه ما شواهدي در مورد چگونگي كاركرد آن در انسانها داريم".
يافته هاي اين مقاله به نايت و همكارانش كمك مي كنند تا يك رمزگشاي گفتاري را توسعه دهند: دستگاهي كه در مغز به كار گرفته شده است كه مي تواند گفتار تصور شده افراد را تفسير كند و به بيماران بدون گفتار، مانند كساني كه بيماري لو Gehig را فلج كرده، ارتباط برقرار كنند.
Holdgraf، Knight، Theunissen و همكارانشان يافته هاي خود را 20 دسامبر در مجله Nature Communications گزارش خواهند داد .
آغاز كردن مغز
كار با بيماران مبتلا به صرع كه قطعه جمجمه خود را برداشته اند و الكترودها بر روي سطح مغز براي تشخيص ضايعات قرار گرفته اند - چيزي كه به عنوان الكتروكورتيكوگرافي شناخته مي شود - Holdgraf 7 سوال را با آزمون شنوايي ساده ارائه داد. او براي اولين بار حكم بسيار نادرست ايفا كرد كه تقريبا هيچ كس در ابتدا متوجه آن نشد. سپس او يك نسخه معمولي از جمله را به راحتي درك كرد و سپس بلافاصله نسخه منحرف را تكرار كرد.
داستان هاي مربوطه- تحقيقات Cedars-Sinai نشان مي دهد كه نورون ها نقش مهمي در تشخيص خطاهاي افراد دارند
- محققان هدف جديد موثر براي تحريك مغز را افزايش مي دهند
- مطالعه نشان مي دهد كه ممكن است ارتباط بين هيستركتومي و عملكرد مغز
تقريبا هر كس اين جمله را بار دوم را درك مي كرد، حتي اگر در ابتدا آن را غير قابل درك دانست.
الكترودهاي روي سطح مغز تغييرات عمده اي در فعاليت هاي عصبي قبل و بعد از عمل داشتند. هنگامي كه اولين حكم حباب پخش شد، فعاليت در قشر شنوايي كه توسط 468 الكترود اندازه گيري شد، كوچك بود. نايت گفت: مغز صدا را مي شنود، اما نمي تواند با آن كار كند.
هنگامي كه اين جمله روشن شد، الكترود ها، همانطور كه انتظار مي رفت، يك الگوي فعاليت عصبي را كه مطابق با تنظيم مغز به زبان بود، ثبت كردند. هنگامي كه حكم گمشده بار دوم شد، الكترود ها تقريبا همان فعاليت عصبي زبان را ثبت كردند، به طوري كه نورون هاي پايه براي تنظيم كلمات يا بخشي از كلمات دوباره تنظيم شده بودند.
هولگرف گفت: "آنها واكنش نشان مي دهند كه در صورت شنيدن سخنراني عادي ناديده گرفته مي شوند." "اين الگوي فعاليت در مغز را تغيير مي دهد به طوري كه اطلاعاتي وجود دارد كه پيش از آن وجود ندارد. اين اطلاعات اين سخن ناتواني است."
نايت گفت: "زبان عادي، خواص تنظيماتي را كه مربوط به استخراج معني و صوت در زبان است، فعال مي كند." "در اينجا، پس از آنكه مغز را با حكم ناپديد شده وارد كرديد، تنظيم به سخنراني تقريبا مشابه تنظيم زبان بود، كه به مغز امكان مي دهد تا معني را از سر و صدا بيرون بياورد."
اين ترفند نشان مي دهد توانايي مغز به طور خودكار انتخاب و انتخاب اطلاعات از يك محيط پر سر و صدا و غرقابي است، تمركز تنها بر آنچه كه مربوط به يك وضعيت و دور انداختن استراحت است.
هولگرف گفت: "مغز شما تلاش مي كند تا با مشكلي بيش از حد اطلاعات را با ايجاد پيش فرض ها در مورد جهان در ميان بگذارد." "مي گويد:" من قصد دارم همه چيزهايي را كه مي توانم از يك محرك شنيداري بيرون بكشم، محدود سازم، به طوري كه من مجبور نيستم پردازش زيادي انجام دهم ". با انجام اين كار سريعتر و صرف انرژي كمتري مي شود. "
اين بدان معني است كه صداي پر سر و صدا و يا زنگ زدگي ممكن است دشوار باشد. هولگرف و همكارانش نشان دادند كه چگونه مغز مي تواند به نوازندگي در زبان برسد.
Theunissen گفت، نورونهايي كه از آنها فعاليت را ثبت كرده بودند، به يك فركانس واحد مانند يك راديو تنظيم نشدند. در عوض، نورونهاي سطح بالاي قشر شنوايي به جنبه هاي پيچيده تر صدا، مانند تغييرات فركانس و دامنه - مدولاسيون اسپكترومتر، پاسخ مي دهند كه ما به عنوان زمين، تاري و ريتم درك مي كنيم. در حالي كه مطالعات مشابهي در حيوانات مانند فريتون نشان داده اند كه نورون ها تغيير مي كنند كه چگونه آنها را به نوع خاصي از مدولاسيون اسپكترومتري تبديل مي كنند، نتايج جديدي در انسان ها هستند و نشان مي دهد كه تغيير سريع تر به پردازش زبان انساني نسبت به او گفت كه در حيوانات مشاهده شده است.حاملگي بارداري تولد نوزاد
محققان از تكنيك آناليتي كه براي اولين بار توسط Theunissen استفاده مي شود براي تعيين ويژگي هاي پيچيده صداي طبيعي، مانند گفتار، نورون ها در سطوح بالاتر قشر شنوايي استفاده مي كنند، با تمركز ويژه اي بر زبان آواز خواندن، مورد استفاده قرار مي گيرند. اين اولين بار است كه اين تكنيك براي انسان ها مورد استفاده قرار گرفته است تا مطالعه كنند كه چگونه ميدان هاي جذب در نورون ها در قشر شنوايي تغيير مي كنند.
۱۷:۵۶
- ۳۸ بازديد
- ۰ نظر