علل دروغگويي در كودكان

مشاوره در زمينه قبل از ادواج و درمان مشكلات فردي نامزدان

شنبه ۰۲ اسفند ۰۴

علل دروغگويي در كودكان

۱۱ آبان.۱۳۹۵

دروغگويي نيز مثل ساير مسائل اخلاقي و عاطفي، خالي از علت نيست. علل و انگيزه‌ها هستند كه كودكان را در مسير انحرافات قرار مي‌دهند و يا براي سال‌هاي بعد و انحرافات عارضي در آنان، زمينه‌سازي مي‌كنند. بعضي از والدين با امتناع يكي دو تا از غرايز خيال مي‌كنند كه كار تمام شده و از ساير مسائل غريزي كودكان غافل مي‌مانند.

بچه ها به دلايل زيادي دروغ مي گويند كه بسته به شرايط و انگيزه شان متفاوت است. ان ها ممكن است براي پنهان كردن چيزي، پوشاندن اشتباهات و تقصيراتشان، اجتناب كردن از پيامد هاي عملي و يا پيشگيري از تنبيهي كه در انتظارشان است، دروغ بگويند. اغراق كردن در مورد موضوعي و يا تحت تأثير قرار دادن ديگران، مورد توجه قرار گرفتن، احساس فشار و ناراحتي و يا ضعف و ناتوانايي، حسادت و رقابت، خودنمايي و غرور، اميدها و آرزوهاي تحقق نيافته، انتقام گيري از ديگران، بازي و يا تخيلات كودكانه و آزمودن والدين ، از ديگر علّت هاي دروغ گويي است. پي بردن به دلايل رفتاري كه در پشت دروغ گويي پنهان است، در حل آن بسيار مؤثر خواهد بود.

يادگيري

به عقيده روان شناسان دروغ جنبه اجتماعي و يادگيري دارد، يعني اينكه كودك از خانواده، اجتماع و كساني كه در اطرافش هستند دروغ را مي آموزد، دروغگويي نياز به فراگيري و تحمل تجربه هاي مختلف دارد. كودك به آساني نمي تواند دروغ بگويد و به همين دليل در موقع دروغ گفتن با دشواريها و اشكالاتي مواجه مي شود كه مي توان به پريدگي رنگ چهره، ضربان شديد قلب، خشك شدن دهان، گرفتار شدن به به لكنت در حين سخن گفتن، بي سر و ته حرف زدن، پريشان گويي، عدم كنترل بر اعضا و … اشاره كرد. كساني كه جديداً شروع به دروغگويي كرده اند اين علائم واضح تر بوده و به تدريج كه عادت كرده اند اين علائم از بين مي روند تا جايي كه فرد در مواردي قادر است به مظلوم نمايي پرداخته و در حين دوغگويي گريه و زاري كند، خود را محقق بداند و چند سوگند دروغ هم بخورد.

ناتواني

در حال اسارت و به صورت زنداني نگه داشته ايد و آزادي هاي او را ندانسته از دستش مي‌گيريد و همراه خشونت هايي كه از خود بروز مي‌دهيد او را در احساس عجز و ناتواني غوطه‌ور مي‌سازيد ناچار است كه از دست شما و ستمكاريهايي كه مسبت به وي روا مي‌داريد بگريزد و اميال و غرايز خود را به نوعي و به هر نحو ممكن ارضا نمايد و براي اين كار ناگزير است كه در مقابل شما به دروغ متوسل شود.

مادر مي‌گويد با “الف” بازي نكن زيرا “الف” كودك بي‌تربيتي است. اما كودك وقتي از منزل خارج مي‌شود و در كوچه “الف” مي‌بيند. بنابه نيازهاي غريزي و عاطفي ، يا با او صحبت مي‌كند. به بازي مشغول مي‌شود و بعد كه زمان برگشتن به منزل فرا رسيد به محض ورود به خانه ، مادر مي‌پرسد: در كوچه با چه كسي بازي مي‌كردي؟ جواب مي دهد با “ج” زيرا اولا دلش مي‌خواهد مادر را راضي نگهدارد و خود را حرف شنو نشان دهد. ثانيا دلش نمي‌خواهد كه مادر با علم و اطلاع از اصل قضيه به ممانعت خشونت آميزي دست بزند لذا به حربه‌اي كه در نظر او راحت‌ترين و كارآترين حربه‌هاست يعني به دروغ متوسل مي‌شود.

ترس از والدين

بعضي از والدين رفتار خشونت بارتري با فرزندان خود دارند. به كوچكترين بهانه آنها را كتك مي‌زنند در مقابل ديگران پرخاش و تحقيرشان مي‌كنند به خيال اينكه با خشونت و پرخاش و تنبيه و نيش زبان خواهند توانست جلو انحرافات رواني كودك را بگيرند. اينگونه خانواده‌ها علاوه بر اينكه نمي‌توانند كار مثبتي به عنوان كامل بازدارنده از انحرافات در تربيت كودك خود انجام دهند بلكه يا باعث مي‌شوند كه ترس كودك به تدريج ريخته و كارهاي خلاف خود را با جرات و جسارت بيشتري انجام دهد.

يا اينكه والدين را مثل دژخيم چاق به دست بالاتر خود احساس كرده و از ترس آنان بنابه مختصات زماني و مكاني متوسل به دروغ گردد و كودكي كه از ترس و اجبار فرامين والدين را مي‌پذيرد و در اين فرمان‌پذيري هيچگونه علايق عاطفي از خود بروز نمي‌دهد پايه‌هاي اخلاقي سست و نااستواري خواهد داشت و در غياب والدين ، چون ديگر حضور ندارند برخلاف آنچه را كه ميل آنها بوده انجام خواهد داد و رفته رفته به طرف فساد اخلاقي كه دروغ نيز يكي از آنهاست كشيده شده و به درجات پايين‌تر انساني نزول پيدا خواهد كرد. بنابراين بهتر است والدين براي انجام كاري كه از فرزندشان مي‌خواهند قبل از آن كه متوسل به جبر و خشونت شوند ميل انجام كار را در دل كودك برانگيزانند تا در چنين صورتي لزوم خشونت نيز از بين رود.

كودك به خاطر ترس از كتك خوردن و خشونتهاي والدين، كم‌كم از آنان فاصله گرفته و خود را جدا احساس مي‌كند و گاه گاه در بعضي از موارد توسل به دروغ مي‌گردد زيرا احساس مي‌كند كه اگر راست بگويد والدين در اثر عصبانيت كتكش خواهند زد چوب اجبار و خشونت را كنار نهيد و بگذاريد كودكتان با داشتن كمي آزادي عمل و احساس استقلال خود را فرد محترمي در اجتماع خانوادگي به حساب آورد. ديگر در اين صورت لزومي ندارد كه او با دروغ گفتن به خانواده خود خيانت كرده باشد.

خودنمايي

بعضي از كودكان به خاطر خودنمايي متوسل به دروغ مي‌شوند اينان كودكاني هستند كه مورد توجه والدين و اطرافيان قرار نمي‌گيرند، هر كاري مي‌كنند كسي ، نيست كه مشوقشان باشد و به حسابشان بياورد و يا لااقل بفهمد كه آنان چه كاري مي‌كنند و چه مي‌گويند و چه مي‌خواهند. پدر يا مادر به علت گرفتاري‌هاي شغلي يا مشكلات خانوادگي كاري به كار آنان ندارند و گوششان به حزف آنان بدهكار نيست و اطرافيان نيز به خاطر اينكه در كار ديگران مداخله‌اي نكرده باشند و يه به خاطر ساير ملاحظات و محصولات ، كاري كودكان ديگر نداشند.

بالاخره خيال مي‌كند كه حرفها يا كارهايش مورد پسند والدين يا اطرافيان نيست و به ناچار براي خودنمايي هرچه بيشتر متوسل به دروغ و مغلطه و اغراق شود. گاه دروغگوهاي چنان شاخداري مي‌گويند كه موجب تحريكات منفي عصبي والدين مي‌شود و گاه ، كارهايي را به دروغ به خود نسبت مي‌دهد كه از خود قهرماني بسازد تا بدين وسيله بتواند توجه اطرافيان را به خود جلب نمايد و گاه واقعا دست به كارهاي خطرناكي مي‌زند كه با جثه و سن و سالش جور درنمي‌آيد.

حسادت و رقابت

منشاء ‌برخي از دروغهاي كودكان حسادت و يا رقابت است . او مي بيند كه برادر  يا خواهر كوچكش با شيرين زباني هاي خود نظر پدر و مادر را جلب كرده و محبت آنها را  به صورت انحصاري در گرو خود در آورده است. او از طريق رقابت كه  در حقيقت منشائي جز حسادت ندارد مي خواهد جاي پايي براي خود ايجاد كند و چون قدرت انجام عمل و رقابت را ندارد تن به دروغ مي دهد. زماني هم ديده مي شود كه طفل  خردسال  را اذيت كرده و به گريه اش مي اندازد و بعد منكر قضيه مي شود .

تخيل كودكانه

منشاء ‌برخي از دروغهاي كودكان حسادت و يا رقابت است. او مي بيند كه برادر  يا خواهر كوچكش با شيرين زباني هاي خود نظر پدر و مادر را جلب كرده و محبت آنها را  به صورت انحصاري در گرو خود در آورده است. او از طريق رقابت كه در حقيقت منشائي جز حسادت ندارد  مي خواهد جاي پايي براي خود ايجاد كند و چون قدرت انجام عمل و رقابت را ندارد تن به دروغ مي دهد. زماني هم ديده مي شود كه طفل  خردسال  را اذيت كرده و به گريه اش مي اندازد و بعد منكر قضيه مي شود.

منبع:كانون مشاوران ايران


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد