عاشقانه: هر آنچه كه عاشقان پيش از ازدواج بايد بدانند

مشاوره در زمينه قبل از ادواج و درمان مشكلات فردي نامزدان

شنبه ۰۲ اسفند ۰۴

آماده سازي كودكان براي ورود به دبستان۳

آماده سازي كودكان براي ورود به دبستان۳

در مقاله  « آماده سازي كودكان براي ورود به دبستان ۱» عنوان شد كه هفت توانايي به عنوان توانايي هاي پايه هستند كه بر موفقيت و پيشرفت تحصيلي كودكان در دوره تحصيلي آنها به خصوص موفقيت در دبستان موثر مي باشد، سومين توانايي كه مي بايستي در سال هاي پيش از دبستان تا قبل از ۷ سالگي بر آن كار و تمرين شود تا كودك ورزيد شود  مهارت گوش دادن نام دارد.

در مدارس دنيا از جمله كشور ما، روش تدريس همچنان سخنراني است يعني قسمت بيشتر مطالب درسي توسط معلم؛ گفته شود و دانش آمزان بايد گوش دهند و درس را ياد بگيرند.

پس زماني كه فرزند شما وارد محيط مدرسه و كلاس مي شود. معلم و مسئولين مدرسه از كودك انتظار دارند تا هر آنچه معلم مي گويد گوش دهد، به سوالات معلم پاسخ دهد و از دستورها و آموزش هاي معلم پيروي كند.

اما اينكه فرزند شما ياد بگيرد به حرفهاي معلم گوش دهد به سوالات او پاسخ دهد، از دستورات او پيروي كند از كي و از كجا شروع مي شود؟

از سالها پيش و از خانه شروع مي شود. شما از فرزندتان مي خواهيد اسباب بازي هايش را جمع كند، يا دندانهايش را مسواك بزند.

كليدي ترين توانايي د رموفقيت تحصيلي فرزندتان آن است كه گوش دادن و ارائه پاسخي مناسب را بياموزد. اين مهارت حتي بر روابط والد – كودك شما اثر  بسيار مهمي دارد.

گاه شما حرف زده و او بايد عمل كند؟ گاهي مواقع شما سوالي مي پرسيد و او بيد پايخ مناسب دهد؟ « اسباب بازي هايت را جمع كن» « چرا لباست لك شده؟ يا كجا اين طور شده؟»

هر اندازه براي شما والد عزيز سخت است به يك كودك ۳ يا ۴ ساله اين مهارت را بياموزيد لازم است آگاه باشيد تعليم اين توانايي به يك كودك ۱۳ يا ۱۴ ساله بسيار سخت تر خواهد بود.

آماده سازي كودكان براي ورود به دبستان۳

والد عزيز توجه داشته باشيد كه گوش دادن با شنيدن خيلي فرق مي كند. شما مي توانيد نسبت به تمام اصواتي كه به مغزتان مي رسد را مي شنويد و حس كنيد بي آنكه زحمتي به خودتان بدهيد. اما گوش دادن عملي فعالانه است نياز به صرف انرژي دارد بايستي پردازش زبان كند تا مطلب را درك كند به علاوه بايستي اطلاعات و روابط بيان شده را بفهمد تا به درك مطلب برسد و همچنين مطالب را به خافظه بسپارد تا بتواند از آن استفاده كند يا بتنواند تفسير و تفكر در مورد مطالب داشته باشد . بنابراين گوش كردن بسيار پيچيد تر از شنيدن است و نياز به تمرين و تكرار دارد

در فعاليتهاي روزانه اصرار داشته باشيد كه فرزندتان گوش كند و پاسخ دهد. مادر:« اسباب بازي ها تو جمع كن» مادر:« شروع كردي ؟ اول كدوم رو سرجاش گذاشتي؟» ومنتظر پاسخ باشيد.

هرگز به جاي كودكان صحبت نكنيد مثلا خاله مي پرسد:« جمعه كجا رفتي؟» كودك سرش را پايين انداخته و جواب نمي دهد مادر مي گويد: « خاله جون رفتيم پارك» اين كار باعث مي شود كودك نياز به پاسخ دادن را متوجه نشود در مدرسه مادر نيست كه سوالات معلم را جواب دهد. پس از امروز به فكر تقويت اين توانايي در فرزندتان باشيد.

منبع:تريبون آزاد


خودارضايي

بيژن خودارضايي سلام خسته نباشيد من مدت زياديه كه خود ارضايي ميكنم متاهل هستم در رابطه جنسي با همسرم مشكلي ندارم خيلي خوب و لذت بخشه ولي از اين خود ارضايي بسيار رنج ميبرم 38سالمه خيلي سعي كردم ترك كنم اما نشد مشكل بدتر اينه كه بعضي وقتا از پشت هم به خودم تجاوز ميكنم و بعد از تمام شدن ماجرا در حد وحشتناكي ناراحتم اما در حين اين موضوع نميتونم جلوي خودم را بگيرم و خودم را كنترل كنم لطفا بنده را جهت ترك اين موضوع ياري كنيد متشكر

پيوند زناشويي و كنترل حركت را مطالعه كنيد


يك عمل مودب نشان دهنده احترام است. اما مطالعه جديدي از آداب معمولي - نگه داشتن درب براي كسي - نشان مي دهد كه حسن نيت ارائه دهندگان ممكن است عملي تر، هر چند ناخودآگاه، انگيزه مشترك داشته باشند: براي كاهش كار براي كساني كه درگير هستند. اين تحقيق توسط جوزف پاپ سانتاناريا و ديويد اي. رزنبوم از دانشگاه ايالتي پنسيلوانيا اولين بار است كه دو زمينه مطالعاتي را كه معمولا به صورت غيررسمي در نظر گرفته مي شوند تركيب مي كند: آلتراسونيك و كنترل موتور. اين بايد در يك موضوع آينده علوم روانشناسي ، مجله انجمن علوم روانشناسي منتشر شود.

پروفسور روسنبوم، روانشناسي گفت: "نحوه اخطار توسط اميلي پست، كه شما با پيروي از قوانين اجتماعي مناسب هستيد، بدون شك بخشي از آن است." رزنبام ادامه داد: "بينش ما اين است كه يكي ديگر از مشاركت كنندگان اين است: نمايش ذهني تلاش هاي فيزيكي افراد ديگر. تحقيقات قابل توجه در زمينه كنترل موتور نشان مي دهد كه مردم در برآورد ميزان تلاش خود و ديگران براي رسيدن به اهداف خوب هستند. "ما متوجه شديم كه اين مفهوم را مي توان به يك مدل مشترك از مشاركت و تمايل به تمايلات جنسي گسترش داد."

محققان تصويري از افراد در حال نزديك شدن و عبور از درون يك ساختمان دانشگاهي گرفتند. نوارها براي روابط ميان چندين رفتار تحليل شد: آيا فرد اول براي پيروان و پيروان درب و براي چه مدت نگه داشته است؟ چگونه امكان نگه داشتن درب بستگي به فاصله بين اول شخص در درب و هر كس به دنبال؟

رزنبوم گفت: "مهمترين نتيجه،" روزنبام گفت "، زماني كه كسي به درب رسيد و دو نفر به دنبال آن بودند، اولين فرد در درب، درب را بيشتر از آنچه كه تنها يك نفر دنبال مي كرد، محاسبه مي كرد. محاسبه داخلي در قسمت اول بود، "منقلب من بيشتر مردم را به نفع خود خواهد گرفت، بنابراين من ديگر درب را نگه خواهم داشت."

داستان هاي مربوطه

يكي ديگر از يافته ها: پيروان كه متوجه شدند كه نگهبان درب مراحل خود را تسريع كرده اند، كمك به "تحقق قرارداد ضمني" بين خود و درب بازكن "براي حفظ تلاش مشترك خود را در برابر مجموع تلاش هاي خود را براي باز كردن درب"، نويسندگان مي نويسد.

يك توضيح شايع در مورد اينكه چرا ما يك ژست فيزيكي حسن نيت ارائه مي دهيم، محرك مدل «فاصله بحراني» است: ما براي كسي كاري انجام مي دهيم اگر او به اندازه كافي نزديك باشد. اما محققان دريافتند كه اين مدل كافي نيست. رزنبوم گفت: "ما نياز به يك روش براي توصيف اينكه چرا تغيير احتمالي وجود دارد" هر دو انجام كار و صرف زمان بيشتري در آن است. آيا فاصله بحراني 10 فوت است؟ چرا نه 50 فوت؟ "نزديك به اندازه كافي؟" و چرا بيشتر مردم انتظار پيروزي دارند؟ "شما هنوز هم به سوال از آنچه كه افراد در تلاش براي رسيدن به آن هستند، بازگشته است."

مركز خلاقيت و بازي

او مي گويد، "رزنبام مدل تقسيم كار را به عنوان تقويت، و نه از بين بردن، قدرداني ما از رفتارهاي خوب، مي بيند:" در اينجا افرادي هستند كه احتمالا هرگز ديگر يكديگر را نمي بينند "، اما او مي گويد" در اين تعامل كوتاه مدت، آنها تلاش يكديگر را كاهش مي دهند اين حركت كوچك براي جامعه استقبال مي كند. "


كمپرس STAR براي ارائه درمان مبتني بر شواهد براي كودكان مبتلا به ADHD

كمپ استار، كمپاي تابستانه در شيكاگو، ارائه درمان مبتني بر شواهد براي كودكان مبتلا به اختلال نقص توجه / بيش فعالي و ساير مشكلات رفتاري، عاطفي و اجتماعي، فصل چهارم خود را در ماه ژوئن آغاز مي كند.

اردوگاه كه نام آن درمان تابستاني براي ADHD و مسائل مربوط به آن است، مشاركتي از دانشگاه ايلينوي در شيكاگو و شوراي يهوديان خدمات جوانان است.

مدير كمپرس STAR، دكتر مارك استين، استاد روانپزشكي موسسه تحقيقات نوجوانان UIC مي گويد كه اين برنامه نه تنها در كاهش علائم ADHD موثر است، بلكه در آموزش مهارت ها به كودكان و والدين آنها مي تواند عملكرد اجتماعي را بهبود بخشد. استين گفت كه كودكان مبتلا به ADHD و مشكلات مرتبط با آن معمولا در اردوگاه هاي معمولي كه نيازهاي خاص خود را برآورده نمي كنند، در تلاشند.

استين گفت: "در كمپ استار، ما فرصتي براي ارائه يك درمان بسيار شديد با استفاده از اصلاح رفتار، مدل سازي، دارو و با نگاهي به فعاليت هاي مختلف - چگونگي دخالت كودك در ورزش و نحوه ايجاد خانواده در خانه مي توانيم داشته باشيم. "ما توانايي تغيير رفتارمان را به نحو چشمگيري داريم. واقعا هيجانانگيز است كه بسياري از كودكان تا پايان تابستان تجربه موفقيت آميزي داشته و به خودشان احساس خوبي دارند."

هر كودك برنامه آموزشي فردي را براي تدريس و پاداش مهارت هاي اجتماعي، بهبود توجه و كنترل رفتارهاي تكان دهنده مي گيرد. يك تا دو نسبت كاركنان به كمپين تضمين مي كند كه هر كودك توجه خاصي را به خود جلب مي كند. دانشجويان مقطع كارشناسي ارشد و فارغ التحصيلان در رشته روانشناسي، تحصيلات و يا كاركنان مربوط به سلامت كمپرس STAR.

كمپرس STAR مبتني بر اصول رفتاري درمان است كه در مطالعه چندجمله اي ADHD مورد استفاده قرار گرفته است، كه نشان مي دهد كه كودكان كه در يك برنامه درمان تابستاني شركت كردند، سطح بالاي موفقيت را با دوزهاي پايين تر از دارو دريافت كردند، نسبت به كودكان كه درمان رفتاري را دريافت نكردند.

داستان هاي مربوطه

كمپرس STAR تركيبي از فعاليت هاي معمولي اردو با درمان هاي رفتاري براي بهبود مهارت هاي اجتماعي و مديريت خشم، كاهش رفتارهاي مخالف و افزايش عزت نفس است.

كمپرسان خلاقيت خود را از طريق هنر و صنايع دستي بيان مي كنند و در كلاس درس در مركز آموزش علمي كار مي كنند. جلسات آموزش والدين هفتگي در مورد تكنيكهاي بهبود رفتار كودك در روابط خانوادگي و خانوادگي بحث خواهد شد.

كمپرس STAR نيز شامل يك مولفه تحقيق براي كمك به محققان در مورد ADHD بيشتر مي شود.

سال گذشته استين و همكارانش از دانشگاه شيكاگو رابطه بين بهبود رفتاري علائم ADHD، خواب و مصرف غذا را در طول برنامه مورد بررسي قرار دادند. آنها متوجه شدند حتي وقتي كه اعضاي كمپين داروهاي تحريك كننده ADHD خود را تجويز كردند - كه اغلب بر روي خواب تاثير مي گذارد - خواب كودكان در روزهايي كه در اردوگاه بود، عادي مي شد، اما در آخر هفته ها زماني كه در اردوگاه نبودند، متفاوت بود.

اين سال، استين قصد دارد به مداخلات با هدف بهبود الگوهاي خواب كودكان نگاه كند.

استين گفت: "الگوهاي خواب متغير باعث افزايش خطر ابتلا به برخي از مشكلات سلامتي منفي مانند چاقي مي شوند." "ما قصد داريم رابطه بين آنچه كه شب در شب، رفتار آنها در طول روز و تغذيه آنها شباهت دارد، ببينيم. ما مي دانيم كه رفتار آنها باعث بهبود خواب آنها مي شود، اما اكنون مي خواهيم ببينيم كه آيا معكوس مي شود "

روانشناسي نوجوان


افسردگي: نظر دوم، 69٪ تشخيص هاي اوليه نادرست است


همانطور كه او براي دهه ها با افسردگي مبارزه كرد و اغلب او را نابود كرد، اريك ويلسون هرگز فكر نميكرد نظر دوم را بدست آورد.

او گفت: "اين ممكن است براي بسياري از ما صادق باشد." "ما احساس مي كنيم دارايي بيشتري نسبت به چيزي كه ما به عنوان بدن و سلامت جسماني مي بينيم بيشتر است، اگر يك دكتر به من تشخيص بدهد من دوست ندارم، من احتمال دارد نظر دوم را دريافت كنم. سلامت روان."

ويلسون، نويسنده پرفروش كتاب جديد "رحمت ابد: خاطره افسردگي و گريس"، بايد همه چيز را در او جمع آوري كند تا به دنبال عقايد دوم براي بيماري روحي او باشد.

پس از چند دهه از روابط شكسته، چندين وحشت زده با خودكشي، و بالا و پايين مانيك، او تشخيص نهايي و دقيق خود را از دو قطبي II مخلوط دريافت كرد. اين شكل اختلال دوقطبي دشوار است كه تشخيص داده شود، زيرا افراد مبتلا به آن اغلب بسيار كارا و بسيار توليدي هستند. اوج مي تواند به عنوان خوشبختي عمومي پنهان شود. دشواري زماني است كه نوسانات خلق و خو به شدت و غير قابل كنترل است.

داستان هاي مربوطه

محققان دريافتند كه 69 درصد از تشخيص هاي اوليه افراد مبتلا به اختلال دوقطبي نادرست است، كه اهميت جستجوي عقيده دوم را مشخص مي كند. با دو قطبي، داروهاي اشتباه مي توانند اثرات ويران كننده اي داشته باشند، بيمار را به يك افسردگي عميق تر يا به چرخه هاي سريع بالا و پايين مي اندازند.

ويلسون سفر خود را از يك نوجوان خطرناك خجالتي به پدر با خوشحالي ازدواج مي كند "رحمت ابديت". وي اعتماد به نفس همسرش و تعجب دخترش را به خاطر فشار دادن او به فراتر از اولين تشخيص نادرست بيماري او، اعتبار مي دهد.

او مطمئن است كه او هرگز به دنبال كمك اضافي در خود نيست.

او گفت: "اين ايده كه من بيماري روحي داشتم از من ترسيد." "بنابراين احساس كردم كه هر درمانگر كه در حال مشاهده بود، تسلطي از اين جهان عجيب و غريب و مرموز سلامت روان داشت، و من مي توانستم هر چه كه اين شخص به من گفته، انجام دهد. مدتها بود كه با داروها مبارزه مي كردم كه به سادگي كار نمي كردند.

"اين يك فرايند بسيار طولاني بود كه نياز زيادي به صبر و انعطاف پذيري داشت، اما زيبايي آن را پرداخت كرد."

روانشناسي و مشاوره نوجوان پسر

ويلسون توماس H. Pritchard استاد انگليسي در دانشگاه ويك جنگل فارغ التحصيل شده است، جايي كه او رمانتيسم انگليس و آمريكايي را با تمركز بر روابط بين ادبيات و روانشناسي تدريس مي كند. كتاب پيشين او "عليه شادي: در ستايش ملانچولي" در نيويورك تايمز و وال استريت ژورنال برجسته شد و در نمايش The Today Show و NPR در مورد همه چيز مورد توجه قرار گرفت.


تستوسترون مرتبط با رفتار غالب و موفقيت رقابتي در جذب زنان


تئوري ها مدت ها پيش پيشنهاد كردند كه تستوسترون بر رقابت بين مردان در تلاش براي جذب زنان تاثير مي گذارد. يافته هاي يك مطالعه اخير در دانشگاه ايالتي وين درك دقيق تر نسبت به ارتباط بين تستوسترون و رفتار جسماني انسان و نحوه تستوسترون با تسلط و موفقيت رقابتي در زماني كه مردان براي توجه به يك زن جذاب نبردند ارتباط دارد.

اين مطالعه جفت هاي مردان را در يك رقابت ويديويي هفت دقيقه اي براي توجه دانشجويان دختر جذاب جلب كرد. سطوح تستوسترون قبل از رقابت به طور مثبت با رفتارهاي غلبه مردان در مسابقه همجنسگرايانه ارتباط داشتند، از جمله چگونگي اعتقاد آنها و اينكه چقدر "كنترل" مكالمه را كنترل كردند - و با چه ميزان زن نشان داد كه با هر كدام از آنها مردان.

طبق گفته ريچارد اسلاچر، Ph.D.، استاد روانشناسي كالج علوم و فنون ليبرال WSU و ساكن بيرمنگام، ميشي، اثرات تستوسترون بر رفتارهاي غالب، به ويژه در ميان مردان گزارش شده است كه نياز به بالا دارند سلطه اجتماعي در مطالعه خود، "تستوسترون و Dominance خود گزارش شده تعامل به نفوذ رفتار جفتگيري انساني"، آنلاين منتشر شده در 28 فوريه در مجله، علوم اجتماعي روانشناختي و شخصيتاين مردان ارتباط مثبت قوي بين تستوسترون خود و رفتارهاي سلطه خودشان و به طور شگفت انگيزي ارتباط منفي قوي بين تستوسترون خود و رفتارهاي غلط مخالفان خود نشان دادند. به عبارت ديگر، مرداني كه هر دو تستوسترون بالايي دارند و نياز زيادي به سلطه اجتماعي داشته اند، به نظر مي رسد كه توانايي رقبا را براي جذب همسران بالقوه خود را سركوب كنند. با اين حال، زماني كه مردان نياز كم به سلطه داشتند، هيچ ارتباطي بين تستوسترون و رفتار غالب وجود نداشت - خود يا رقباشان ".

داستان هاي مربوطه

Slatcher گفت: "ما دريافتيم كه سطح تستوسترون در طي مسابقات رفتارهاي غلبه بر مردان را تحت تاثير قرار داد، و اين كه آنها بعد از آن از رقباي خود محروم شدند (و يا اينكه آنها با آنها تماس گرفتند)". "كتاب ها، فيلم ها و تلويزيون ها اغلب مردان را نشان مي دهند كه با زنان به اندازه تستوسترون بالا هستند. نتايج ما نشان مي دهد كه هسته اي از حقيقت به اين استراتژي وجود دارد كه به طور طبيعي تستوسترون در حال گردش است كه با رفتارهاي مردانه همراه است سعي كنيد زنان را ببخشيد. "

اگر چه بسياري از مطالعات حيواني نشان داده اند كه تستوسترون با سلطه در ارتباط است كه مردان براي همسران رقابت مي كنند، تا كنون تا كنون اين ارتباط را در انسان نشان نداده است.

فرزندپروري

Slatcher گفت: "اين يافته ها يك تفاوت مهم بين انسان و حيوانات را برجسته مي كند. "در انسان، بر خلاف حيوانات، انگيزه هاي آگاهانه و آگاهانه مي تواند بر رفتار هورمون نظير تستوسترون تأثير بگذارد. يافته هاي ما نشان مي دهد كه تستوسترون با رفتارهاي غلط و موفقيت در رابطه با توجه به يك زن جذاب، مخصوصا وقتي كه مردان نيز تمايل آگاهانه قوي براي سلطه اجتماعي. "


چگونه خود كنترلي مي تواند زندگي بهتري براي ما به ارمغان بياورد

هشت فايده ي خود كنترلي

خودكنترلي ظرفيت ناديده گرفتن تمايلات و انگيزه هاي فرد براي دست يابي به هدفي ديگر است (ميشل، ۲۰۱۴).

خودكنترلي عملي است كه فرد براي دست يابي به اهداف  بلند مدت در مقابل لذت هاي كوتاه مدت لحظه اي خودش را كنترل مي كند. خود كنترلي قدرتي كليدي و حياتي براي موفقيت در زندگي روزمره است. در زير خلاصه اي از نتايج  مطلوب ناشي از خود كنترلي بيان شده است:

۱٫ توانايي دست يابي به اهداف بلند مدت

دست يابي به هر هدف بلند مدتي، نياز به مقاومت در برابر وسوسه هاي لحظه اي، اولويت هاي پايين، و مواردي كه با هدف هاي مهم تر در تضاد هستند دارد (داك ورث، ۲۰۱۶). نكته مهم در اينجا، كاهش قدرت احساسات زود گذر است. براي مثال، ممكن است يك فرد احساس ترس كند، ولي برخلاف ترسش عكس العمل نشان مي دهد.  فردي ممكن است به خوردن شيريني تمايل داشته باشد، ولي قادر است كه ميل خود را سركوب كند. اگر شما در يك مجلس بيشتر از اينكه شنواي سخن ديگران باشيد، حرف مي زنيد، شما ممكن است با اين كار يادگيري و مصاحبتتان را تحت الشعاع قرار دهيد.

۲٫ اضطراب

زماني كه افراد احساسات منفي را تجربه مي كنند، آنها ممكن است با تمركز كردن بر روي يك چيز ديگر ذهن خود را از احساسات منفي منحرف كنند. كنترل توجه شكل مهمي از خود كنترلي است كه فرد مي تواند با پرت كردن حواس خود بر چيزي كه مهم تر و مناسب تر است توجه داشته باشد. براي مثال، يك مطالعه نشان داد كه كودكاني كه خودكنترلي دارند بيشتر قادرند كه با اضطرابشان كنار بيايند (برترامز، ۲۰۱۶). آنها قادرند كه اضطرابشان براي دستيابي به نتيجه ي خوب در امتحان كنترل كنند.

۳٫ اعتياد

تفاوت هاي فردي در تكانشگري (كمي خود كنترلي) همواره به عنوان عوامل كليدي در شناسايي شروع و استفاده هاي بعدي از مواد مخدر است (بيكال و همكاران، ۲۰۱۲). معتادان نسبت به عواقب آينده غير حساس بوه و به وسيله ي لذت هاي فوري هدايت مي شوند. براي مثال، كساني كه نوشيدني هاي الكلي بيشتري مصرف مي كنند در برابر كساني كه مصرف كمتري دارند تكانشگري بيشتري دارند، در نتيجه استفاده ي الكل در آنها بيشتر مي شود. همچنين تكانشگري نشان داده است كه بر روي نتايج درمان اعتياد به مواد مخدر اثر گذار است. در ميان كساني كه به الكل و مواد مخدر اعتياد دارند، كساني كه از خود كنترلي بالاتري برخوردار هستند احتمال اينكه درمان را به پايان برسانند بيشتر است. (چيو، ۲۰۱۳).

۴٫ چاقي

توانايي تمرين خود كنترلي با چاقي در ارتباط است. كاهش خود كنترلي به ويژه با انتخاب غذاهايي كه براي خوردن انتخاب مي كنيم به صورت خاصي در ارتباط است (غذاهايي مانند، دسر و غذاهاي سرخ شده). توضيحي كه براي اين ارتباط وجود دارد اين است كه افرادي كه چاق و به شدت افسرده هستند خود كنترلي پاييني براي انتخاب غذاهاي حاضري دارند. مصرف غذاهاي حاضري با نرخ رو به افزايش چاقي در ارتباط است (پريويترا و همكاران، ۲۰۱۵).

۵٫ سلامت جسمي

خودكنترلي به به سلامت جسمي بهتر كمك مي كند (آدلر، ۲۰۱۵). براي مثال، سليگمن (۲۰۱۵) گزارش مي دهد كه خود كنترلي يك دارايي مهم براي سلامتي است: مرداني كه خود كنترلي بالايي دارند ۵۶% خطر ابتلا به بيماري هاي قلبي و عروقي در آنها كاهش مي يابد. خود كنترلي باعث مي شود كه افراد در برابر رفتارهاي مضر براي سلامتي مقاومت بيشتري از خود نشان دهند، از جمله مصرف تنباكو، الكل و ديگر مواد مضر (ميلر و همكاران، ۲۰۱۵).

۶٫ دوستي و ارتباط

توانايي خود كنترلي باعث بهبود روابط بين فردي و ارتباط با ديگران به خصوص در شرايط ناخوشايند مي شود (باميستر و استيلمن، ۲۰۰۷). به يك معنا، ميزان خود كنترلي ديدي را به وجود مي آورد كه باعث به وجود آمدن همدلي مي شود (توانايي داشتن ديد و درك از افراد فراتر از چيزي كه مشاهده مي كنيم). پذيرش ديدگاه ديگران در يك بحث نشانه ضعف نيست بلكه قدرت است. با انجام اين كار، افراد قادرند واكنش هاي دفاعي خودكار از خود نشان نداده و رفتارهاي متفكرانه تر و سازنده تر از خود نشان دهند.

۷٫ انعطاف پذيري

اصطلاح «انعطاف پذيري» به معني بازگشت به شرايط احساسي گذشته پس از تجربه ي سختي است (ساتويك و چارني، ۲۰۱۲). خودكنترلي يك پيش بيني مهم از انعطاف پذيري است. افراد منعطف كنترل خوبي بر به تاخير انداختن تمايلاتي را دارند كه اقدام به انجام آنها عواقب بالقوه اي را در بر خواهد داشت. فرد منعطف قادرند كه به طور موثر چالش و شرايط زندگي را مديريت كنند. به عنوان مثال، آموزش موارد اورژانسي و يا خدمات نظامي همه اش در رابطه با رشد كنترل احساسات است كه به ماهيت دوم يك سرباز و يا يك تكنسين اورژانس پزشكي تبديل شده است.

۸٫ زندگي خوب

خودكنترلي ويژگي شخصيتي است كه باعث سعادت و خوشبختي انسان مي شود. تحقيقات نشان داده است كه افرادي كه احساس مي كنند كه خود منشأ رفتار خودشان هستند شادتر، سازنده تر و خلاق تر هستند. خود كنترلي (اراده) در بين فيلسوفان يونان به عنوان يك فضيلت عمده شناخته شده، و عدم كنترل خود در برابر وسوسه ها به عنوان يك ضعف اسفناك نگريسته شده است (سليگمن، ۲۰۱۱). دست يابي به هدف ارزشمندي كه مد نظر فرد است باعث خودسازي فرد مي شود. همان گونه كه جان ميلتون گفته است: «كسي كه در درون خود حاكم و قانون گذار احساسات، ترس، و خواسته هايش است، فراتر از يك پادشاه است.»

در مجموع

خودكنترلي يك منبع رواني (عامل محافظت كننده) است كه مي تواند باعث بهبود سلامت شود. اثرات سودمند خود كنترلي نشان مي دهد مداخلات هدفمند در كنترل خود ممكن است سلامت كلي جامعه را بهبود بخشد.

منابع:

Adler NE (2015). Disadvantage, selfcontrol, and health. Proceedings of the National Academy of Sciences of the United States of America, 18;۱۱۲(۳۳):۱۰۰۷۸۹٫

Baumeister, Roy and Tyler Stillman (2007). “SelfRegulation and Close Relationships” In Joanna Wood, Abraham Tesser, and John Holmes (Eds.), The Self and Social Relationships, Philadelphia, PA: Psychology Press.

Bertrams, A., et al (2016). Higher SelfControl Capacity Predicts Lower AnxietyImpaired Cognition during Math Examinations. Frontier in Psychology 7: 485.

Bickel W. K., Jarmolowicz D. P., Mueller E. T., Koffarnus M. N., Gatchalian K. M. (2012). Excessive discounting of delayed reinforcers as a transdisease process contributing to addiction and other diseaserelated vulnerabilities: emerging evidence. Pharmacol. Ther. 134, 287–۲۹۷٫

Chiou WB, Wu WH, Chang MH (2013). Think abstractly, smoke less: a brief construal‐level intervention can promote self‐control, leading to reducedcigarette consumption among current smokers. Addiction 108(5):985992.

Duckworth A. (2016) Grit: The power of passion and perseverance. Scribner

Hofmann, W., Fisher, R. R., Luhmann, M., Vohs, K. D., & Baumeister, R. F. (2014). Yes, but are they happy?

Effects of trait self‐control on affective well‐being and life satisfaction. Journal of Personality, 82, 265277.

Miller GE, Yu T, Chen E, Brody GH (2015) Selfcontrol

forecasts better psychosocial outcomes but faster epigenetic aging in lowSES youth. Proc Natl Acad Sci USA 112:10325–۱۰۳۳۰٫

Mischel W. The Marshmallow Test: Mastering selfcontrol. New York, NY: Little, Brown, and Company; ۲۰۱۴٫

Privitera GJ, McGrath HK, Windus BA, Doraiswamy PM. (2015) Eat Now or Later: SelfControl

as an

Overlapping Cognitive Mechanism of Depression and Obesity PLoS One. 26;۱۰(۳)

Advertisement

Seligman, Martin E. P. (2011). Flourish: A Visionary New Understanding of Happiness and Wellbeing.

New York:

Free Press.

Southwick SM, Charney, DS (2012), Resilience: the science of mastering life’s greatest

university press  

مترجم: نسرين بني عباسي زاده


تحقيقات پيوسته به تدريج در معرض تستوسترون قرار دارد

يك بحث طولاني مدت در مورد اينكه آيا نابغه يك محصول جانبي از ژن هاي خوب يا محيط خوب است، يك رقيب پيشرو است كه ممكن است بحث را در يك جهت كاملا جديد به وجود آورد. محقق دانشگاه آلبرتا مارتا ميازيك مي گويد ممكن است به دليل افزايش سطح هورمون طبيعي ممكن است روشن باشد.

مرزيك، استاد بخش روانشناسي آموزش و پرورش دانشكده آموزش و پرورش و يك همكار از دانشگاه Rider در ايالات متحده، مقاله اي را در رابطه با ارزيابي پيوندهاي گوارشي (با داشتن نمره IQ 130 يا بالاتر) را در معرض قرار گرفتن در معرض سطح بالاي تستوسترون قرار داده است . موزيك فرض ميكند كه همانطور كه ​​كمبود فيزيكي و شناختي در داخل رحم رشد ميكند، ممكن است در معرض اين شيوه طبيعي كه در بدن اتفاق ميافتد، موجب تحريك جويي شود.

داستان هاي مربوطه

"به نظر مي رسد شواهدي وجود دارد كه قرار گرفتن در معرض تستوسترون بيش از حد قبل از زايمان سبب افزايش ارتباطات مغز، به ويژه در قشر پيشاني جلو راست مي شود،" Mrazik گفت. "به همين دليل است كه ما برخي از افراد با هوش مصنوعي را با ويژگي هاي مشخص شخصيتي مي بينيم كه در جمعيت عادي ديده نمي شود."

مريض مفهوم از مشاهدات حاصل شده در ارزيابي هاي باليني افراد با استعداد است. او و همكارانش، برخي از صفات خاصي را در ميان افراد مشاهده كردند. اين يافته مكالمه اي را در مورد نقش توسعه زودهنگام در ايجاد پايه اي براي جويندگي تحريك كرد.

"اين به ما برخي از ايده هاي جالبي را داد كه مي توانست بيشتر به اين مفهوم نابغه كه از يك ديدگاه بيولوژيك پيشي گرفته است تا شايد مردم اعتبار آن را داشته باشند، گفت:" مرزيك. به نظر مي رسيد كه بخش عمده اي از شواهد از فن آوري هاي جديد (مانند اسكن عملكردي MRI) به ما مي گويد كه به نظر مي رسد كمي بيشتر از تعامل ژنتيكي و محيط زيست وجود دارد. "

بر اساس مشاهدات خود، محققان اين فرضيه را مطرح كردند كه اين «غلظت» هورموني در توسعه روانشناختي در داخل رحم، به اين معني است كه كودكان با استعداد در زمينه هاي خاص مانند هنر، رياضي يا علم متولد مي شوند. موزيك هشدار مي دهد كه تحقيقات بيشتري لازم است تا تعيين كند كه چه پروسه هاي دقيق ممكن است باعث توسعه مغز باطني شود.

او يادآور مي شود كه بيشتر در مورد آنچه كه از پيشرفت عادي مغز برطرف مي شود بيشتر شناخته شده است، بدين ترتيب آنچه كه افراد باتجربه را مي سازد، چيدمان بسيار مرزي جديد است. مرزيك اميدوار است كه دستگاه هايي مانند اسكنر عملكردي مغناطيسي بتوانند درك عميقتري از نقش نوروبيولوژي در توسعه مغز باكيفيت داشته باشند.


روانشناسي و مشاوره نوجوان دختر

او گفت: "واقعا سخت است كه بگويم كه مغز را در مسيري قرار مي دهد كه در آن خيلي پيش پا افتاده است." "گام هاي بعدي در اين تحقيق در يافتن چيزهايي است كه محرك هاي دقيق باعث ايجاد اين مغز غيرمعمول مي شوند."


تنظيم هيجاني چيست: يك راهنماي ساده

فيلم و فايل صوتي آموزشي روانشناسي رايگان و مشاوره


تنظيم هيجاني، بيانگر فرآيند هاي رواني و رفتاري اي مي باشد كه به موجب آن افراد روي احساسات خود و ديگران تاثير مي گذارند.

برخي از مثال هاي كنترل هيجانات و عواطف شما در طول روز عبارتند از:

  • خوشحال كردن و تشويق خودتان در هنگام انجام كارهايي كه از آن لذت مي بريد؛
  • ايجاد اضطراب در خود از طريق نگران شدن در مورد مسائل مختلف.

مثال هايي از كنترل هيجانات ديگر افراد در طول روز عبارتند از :

  • عصباني كردن همكار خود از طريق انتقاد از وي؛
  • آرام كردن كودكي كه بيش از حد هيجاني شده است.
چه نوعي از هيجانات تنظيم شده اند؟

واژه ديگري كه روانشاسان استفاده مي كنند عبارت از كلمه تاثير است و تاثير شامل هر دو مورد زير مي باشد:

  • هيجان ( براي مثال عصبي، متنفر و ترس داشتن)
  • خلق ( براي مثال ، آرام ، افسرده ).

هيجانات معمولا خلاصه تر از خلق هستند و بر يك مورد خاص متمركز مي باشند. برخي از محققين، هيجانات را در يك دسته بندي مجزايي قرار مي دهند، برخي ديگر آن را بر اساس ابعاد لذت و فعال سازي دسته بندي مي كنند. براي مثال، اضطراب شامل لذت بردن كم همراه با فعاليت بالاست.

افراد چگونه احساسات خود را تنظيم مي كنند؟
  • ما به اين نتيجه رسيديم كه افراد از صد ها استراتژي مختلف براي تاثير گذاري بر احساسات خود و ديگران استفاده مي كنند. اين استراتژي ها مي تواند با اهدافي از قبيل خوشحال كردن خودشان يا ديگران بوده يا به منظور ايجاد احساس بد صورت گيرد. براي مثال، يك پرستار و مراقبي كه احساس خوبي دارد، ممكن است تلاش كند تا احساس عادي تر و طبيعي تري به منظور مقابله با اخبار و شرايط سخت داشته باشد.
  • استراتژي هاي تنظيمي تاثير گذار مي تواند شامل تفكرات هم باشد (به عنوان مثال، تفكر كردن در مورد يك وضعيت متفاوت) يا مي‌تواند در مورد رفتار ها باشد (به عنوان مثال انجام دادن يك چيز مطلوب همانند حواس پرتي و ديوانگي)
  • برخي مواقع افراد به جاي ابراز احساسات خود، ابراز احساسات خود را كنترل مي كنند ( چهره، تن صدا يا طرز ايستادن). براي مثال، آنها يك خنده مصنوعي مي زنند يا عصبانيت خود را متوقف مي كنند.
بهترين راه براي كنترل احساسات چيست؟
  • اين موضوع اغلب به بافت بستگي دارد. با اين حال، اين نتيجه حاصل شده است كه ارزيابي مجدد ( به معناي تفكر در مورد مواردي از جنبه هاي مختلف) و حواس پرتي ( به معناي تفكر و اجراي چيزهاي متفاوت )، در تهيه يك تغيير مطلوب در احساسات، بيشترين تاثير را دارد.
  • تخليه احساسات ( به عنوان مثال ، فرياد و جيغ زدن) و اجتناب از تفكر در مورد مواردي كه اغلب بي تاثير بوده و مي تواند تاثيرات و نتايج منفي حاصل كند. علاوه بر اين، تنظيم ابراز احساسات (كه به صورت كنش سطحي شناخته مي شود)، مي تواند تاثير كمتري نسبت به تنظيم خود احساسات ( كه به صورت كنش عميق شناخته مي شود) داشته باشد، و علت آن نامعتبر بودن براي افراد ديگر مي باشد.
آيا تنظيم هيجاني همان مقابله است؟

خير. مقابله همواره در پاسخ به حوادث منفي صورت گرفته و شامل مواردي بيش از تاثير مي باشد، در حاليكه تنظيم هيجاني، به طور اختصاصي از طريق تغييرات تاثيرات به طرق مثبت و منفي صورت مي گيرد. با اين حال، مقابله شامل كنترل هيجانات مي باشد.

آيا بعضي از افراد در كنترل هيجانات نسبت به بقيه برتري دارند؟

  • به نظر مي رسد كه يك تفاوت فردي در توانايي افرادي در تنظيم هيجانات خود و ديگران وجود دارد. اين توانايي ها مربوط به هوش هيجاني مي باشد. آنها مي توانند از طريق آموزش كسب شوند – ولي ساده نمي باشند، به دليل اينكه رفتار ها و عادات قديمي مي توانند فقط با تمرين و تكرار زياد از بين رود. و اقدامي كه مي تواند در يك زمينه تاثير گذار باشد، ممكن است در زمينه ها و حوزه هاي ديگر كاربردي نداشته باشد.
  • اين نتيجه يافته شده است كه افرادي كه توانايي خود در مقابله با احساسات منفي را قبول دارند، قابليت و توانايي غلبه بر حوادث منفي را به سرعت دارند. افرادي كه ابراز هيجاني بيشتري دارند يا كاريزماتر هستند تاثير بيشتري روي چگونگي احساس هيجاني ديگران دارند.

چرا نمي توانم احساسات خود را كنترل كنم؟

  • كنترل احساسات يك كار آسان و راحتي نمي باشد. اگر به راحتي بتوانيم احساسات خود را در موق برداشتن كلاه تغيير دهيم، متعاقبا احساسات به هيچ هدفي نخواهد رسيد. بنابراين كاهش احساسات براي يك دوره بعد از يك واقعه ناراحت كننده يا احساس اضطراب قبل از انجام يك كار سخت، يك كار عادي و سالم مي باشد.
  • با اين حال، برخي مواقع مشكالات ناتوانايي در مقابل احساساتشان را تجربه مي كنند ( به عنوان مثال حسادت مزمن و شديد، مشكلات عصبي ، حملات هراس انگيز)، و اين افراد برخي مواقع داراي نوسانات مداوم و بزرگ در حالت هاي خودشان هستند ( به عنوان مثال اختلالات دو قطبي). براي اين امر چندين دليل مي تواند وجود داشته باشد. براي مثال، داشتن عقايد مخالف نا درست در مورد احساسات شخصي يك فرد كه مي تواند منجر به كنترل بيش از حد شود. درمان روانش شناسي ممكن است منجر به كمك و تسهيل چنين مواردي شده و به عقايد پزشكان بايد توجه شود.
آيا احساسات من بدون داشتن هيچ دانشي ، قابليت كنترل دارد.

بلي، از دو طريق اين امر ممكن است.

  • اول، ما بدون اينكه متوجه شويم احساسات خود را كنترل مي كنيم . به اين معنا كه اين كار به صورت اتوماتيك و خود به خودي صورت مي گيرد.
  • دوم، تحقيقات بيانگر اين مي باشد كه احساسات مسري و فراگير مي باشند. تنها با افرادي برخورد و معاشرت داشته باشيد كه مي توانند منجر به تغيير حالت هاي ما شود و باعث شود كه حالت ما شبيه ديگر افراد باشد. اين امر بدين دليل اتفاق مي افتد كه ما به صورت غير آگاهانه از ديگران تقليد مي كنيم و بازخورد چهره و بدن ما ، در حالت ما تاثير گذار خواهد بود. به نظر مي رسد كه ما حتي از طريق احساسات ديگر افراد در شبكه اجتماعي ما، كه فقط داراي ارتباط غير مستقيم هستيم، بر روي ما تاثير گذار هستند. ولي اين تاثير مي تواند كم و محدود باشد. مردم همچنين روشهايي براي خودشان دارند كه به صورت تعمدي در مقابل احساس بقيه افراد مقاومت و مخالفت مي كنند يا با آن سازگار مي شوند (براي مثال از طريق شوخي و مزاح).

چگونه كنترل احساس ، در قابل فرم هاي ديگري از كنترل خويشتن، بازگو مي شود.

شواهد خوبي موجود مي باشد و بيانگر اين هستند كه كنترل احساسات بر منابع رواني مشابهي همانند ديگر فرم هاي خود كنترلي ، متكي هستند ( همانند كنترل توپ يا مقاومت در برابر غذا). بنابراين، انجام اين كار توسط يك فرد، مي تواند منجر به از بين رفتن امكان اين كار توسط بقيه افراد شود. همانند ديگر شكل هاي كنترل، انجام بيش از حد و افراطي اين كار مي تواند خسته كننده باشد. به همين دليل است كه انجام دادن كار هاي عاطفي زياد ( به عنوان مثال خدمات مشتري)، مي تواند بسيار خسته كننده باشد. همچنين الزاماتي وجود دارد كه بايد در مواقعي كه كنترل سخت تر باشد، صورت گيرد. براي مثال، مقاومت در برابر اخلاق و برخورد غذا كه برخي از افراد دارند ، براي افزايش سريع آن در آخر يك روز، مي توان سخت تر باشد.

چرا كنترل احساسات مهم مي باشد؟
  • كنترل احساسات بر روي زندگي روزمره ما تاثير گذار مي باشد. اگر اين كار را بخوبي انجام دهيم، اين امر مي تواند منجر به بهبود بهزيستي رواني، عملكرد و روابط ما شود. براي مثال، توانايي كنترل احساسات شخصي افراد، مي تواند بر عملكرد ورزشي افراد تاثير گذار باشد، و توانايي كنترل احساس ديگران يك امر حياتي، براي ايجاد رابطه خوب با همكاران و مشتريان مي باشد.
  • اگر اين كار را بخوبي انجام ندهيم، اين امر براي موارد مشابه مي تواند زيان آور و مضر باشد براي مثال، ريسكي كه انجام مي دهيم (مثل قمار بازي) و رفتار هايي كه ما در انجام آن افراط مي كنيم ( به عنوان مثال، سيگار كشيدن) نوعي از تنظيم هيجاني مي باشند.
  • كنترل احساسات مي تواند بر پرورش فرزند ما، رابطه ما، كار ما، سلامت ما و فرصت ها و فراغت ها ما تاثير گذار باشد.

منبع: ساينس ديلي

 


پنج عادت رواني كه توانايي تفكر شما را محدود مي كنند

فيلم و فايل صوتي آموزشي روانشناسي رايگان و مشاوره


مغز ما شبيه يك پردازشگر كامپيوتر است: مغز توانايي پردازش و منابع ذهني محدودي دارد. هر فعاليت ذهني (و يا وضعيت احساسي) فشرده كه ميزان زيادي از توانايي ها و فضاي ذهني ما را به خود مشغول مي كند، برروي توانايي ما براي تمركز، حل مسئله، خلاقيت، يا استفاده از ديگر توانايي هاي شناختي تاثير گذاشته و در نتيجه عمكرد IQ مانيز موقتا كاهش مي يابد.

براي نمايش اين اصل مهم، سعي كنيد در حالت راه رفتن از عدد ۱۰۰۰، ۷شماره ۷شماره به پايين بشماريد، (۱۰۰۰، ۹۹۳، ۹۸۶، …). پس از اينكه اندكي به شمارش ادامه دهيد، از راه رفتن باز خواهيد ايستاد. اما چرا؟ مغز شما مجبور است آنقدر براي انجام اين محاسبات رياضي سخت كار كند كه منابع و ظرفيت كافي براي دستور دادن به پاهاي شما براي گام برداشتن باقي نمي ماند.

بيشتر فعاليت هاي معمول، تاثير زيادي برروي توانايي ما براي كار كردن يا مطالعه ندارند. بيشتر ما مي توانيم تكاليف خانه را هم زمان با گوش دادن به موسيقي انجام دهيم يا ممكن است هنگام غذا خوردن كاملا غرق در مطالعه شويم.

با اين حال، برخي از عادت هاي روان شناختي، آنقدر منابع ذهني ما را صرف خود مي كنند كه مي توانند موجب كاهش ظرفيت هاي شناختي مغز ما شوند. تعداد اندكي از مردم از تاثيرات بسيار قابل توجه اين عادت هاي رواني آگاه هستند، بنابراين شانس كمي براي خلاصي از آنها دارند، و اين موضوع مي تواند به شكلي جدي توانايي فرد را در به كار گيري تمام ظرفيت هاي ذهني خود براي انجام كارها تحت تاثير قرار مي دهد.

 

۵ عادت رواني شايع كه موجب اختلال در عملكردهاي ذهني مي شوند ۱- فكر كردن بيش از حد به مسايل منفي

اينكه در ذهن خود اتفاقات ناراحت كننده و نا اميد كننده يا اضطراب آور را بارها و بارها مرور كنيم، بخصوص زماني كه به صورت عادت وار و مكرر اين كار را انجام مي دهيم، مي تواند ذهن ما را مملو از افكار يا احساسات كند، و اين افكار و احساسات ميزان زيادي از منابع ذهني ما را اشغال خواهند كرد. به علاوه ماندن برروي افكار منفي (كه به عنوان نشخوار فكري نيز شناخته مي شود) مي تواند كاركردهاي شناختي ما را نيز تحت تاثير قرار داده و سلامت عاطفي و حتي جسمي ما را تهديد كند.

۲- احساس گناه

همه ي ما گاهي اوقات احساس گناه را تجربه مي كنيم. زماني كه مرتكب كار اشتباهي مي شويم عذر خواهي مي كنيم و براي رفع مشكل احساس گناه خود كاري انجام مي دهيم. اما زماني كه براي احساس گناه كاري صورت نگيرد و اين احساس گناه مداوما در ذهن تداعي مي شود، مي تواند به عاملي بسيار بزرگ براي حواس پرتي شناختي تبديل شود كه كاركرد هاي شناختي را با مشكل جدي روبرو مي سازد. راه حل اين مشكل دور كردن و فراموشي احساس گناه تا جاي ممكن است.

۳- شكايت وگلايه هاي بيهوده

بيشتر افراد بجاي مطرح كردن مشكلات و ناراحتي هاي خود با كساني كه ممكن است بتوانند به آنها كمك كنند ترجيح مي دهند ناراحتي هاي خود را با دوستان خود درميان بگذارند. مشكل اينجاست كه، هر بار كه اقدام به گفتن اين مشكلات مي كنيم، بيشتر احساس ناراحتي و آزردگي و خشم مي كنيم. خشم و نااميدي ميزان زيادي از توان پردازش مغز ما را به خود اختصاص مي دهند و شكايت هاي بيهوده را تبديل به عادت براي اتلاف توان مغز ما مي كند.

۴- پرداختن زياد به احساس عدم پذيرش

طردشدگي و يا عدم پذيرش رنجي عاطفي را موجب مي شود كه تاثير قابل توجهي بر روي  روحيه ما و همچنين كاركردهاي شناختي ما دارد. بعلاوه مي تواند موجب شود تا به انتقاد از خود بپردازيم، عادتي كه موجب مي شود به ميزان بيشتر به عزت نفس خود صدمه وارد كرده، و باعث شويم تا ناراحتي هاي عاطفي ما براي مدت بيشتري ادامه پيدا كنند و در نتيجه توانايي هاي شناختي ما نيز بيشتر آسيب ببينند.

۵- نگراني

بسياري از افراد نگراني را مضر نمي دانند. ممكن است با لبخندي مصنوعي بگوييم”چيزي خاصي نيست، فقط كمي نگرانم”. اما نگراني يك وضعيت روحي ناراحت كننده و ناخوش آيند را به وجود مي آورد، و مي تواند به شدت موجب حواس پرتي شود. زماني كه در باره ي موضوعي نگران هستيم، عامل نگراني بر ديگر جريان هاي فكري ذهن ارجحيت پيدا مي كند و آنها را از اولويت و كانون توجه ما خارج مي سازد. خوشبجتانه، حل مشكل نگراني (با فكر كردن و يافتن راه حل هاي احتمالي) در مقايسه با اضطراب ساده تر است.

منبع: كانون مشاوران ايران