تنظيم هيجاني چيست: يك راهنماي ساده

مشاوره در زمينه قبل از ادواج و درمان مشكلات فردي نامزدان

شنبه ۰۲ اسفند ۰۴

تنظيم هيجاني چيست: يك راهنماي ساده

فيلم و فايل صوتي آموزشي روانشناسي رايگان و مشاوره


تنظيم هيجاني، بيانگر فرآيند هاي رواني و رفتاري اي مي باشد كه به موجب آن افراد روي احساسات خود و ديگران تاثير مي گذارند.

برخي از مثال هاي كنترل هيجانات و عواطف شما در طول روز عبارتند از:

  • خوشحال كردن و تشويق خودتان در هنگام انجام كارهايي كه از آن لذت مي بريد؛
  • ايجاد اضطراب در خود از طريق نگران شدن در مورد مسائل مختلف.

مثال هايي از كنترل هيجانات ديگر افراد در طول روز عبارتند از :

  • عصباني كردن همكار خود از طريق انتقاد از وي؛
  • آرام كردن كودكي كه بيش از حد هيجاني شده است.
چه نوعي از هيجانات تنظيم شده اند؟

واژه ديگري كه روانشاسان استفاده مي كنند عبارت از كلمه تاثير است و تاثير شامل هر دو مورد زير مي باشد:

  • هيجان ( براي مثال عصبي، متنفر و ترس داشتن)
  • خلق ( براي مثال ، آرام ، افسرده ).

هيجانات معمولا خلاصه تر از خلق هستند و بر يك مورد خاص متمركز مي باشند. برخي از محققين، هيجانات را در يك دسته بندي مجزايي قرار مي دهند، برخي ديگر آن را بر اساس ابعاد لذت و فعال سازي دسته بندي مي كنند. براي مثال، اضطراب شامل لذت بردن كم همراه با فعاليت بالاست.

افراد چگونه احساسات خود را تنظيم مي كنند؟
  • ما به اين نتيجه رسيديم كه افراد از صد ها استراتژي مختلف براي تاثير گذاري بر احساسات خود و ديگران استفاده مي كنند. اين استراتژي ها مي تواند با اهدافي از قبيل خوشحال كردن خودشان يا ديگران بوده يا به منظور ايجاد احساس بد صورت گيرد. براي مثال، يك پرستار و مراقبي كه احساس خوبي دارد، ممكن است تلاش كند تا احساس عادي تر و طبيعي تري به منظور مقابله با اخبار و شرايط سخت داشته باشد.
  • استراتژي هاي تنظيمي تاثير گذار مي تواند شامل تفكرات هم باشد (به عنوان مثال، تفكر كردن در مورد يك وضعيت متفاوت) يا مي‌تواند در مورد رفتار ها باشد (به عنوان مثال انجام دادن يك چيز مطلوب همانند حواس پرتي و ديوانگي)
  • برخي مواقع افراد به جاي ابراز احساسات خود، ابراز احساسات خود را كنترل مي كنند ( چهره، تن صدا يا طرز ايستادن). براي مثال، آنها يك خنده مصنوعي مي زنند يا عصبانيت خود را متوقف مي كنند.
بهترين راه براي كنترل احساسات چيست؟
  • اين موضوع اغلب به بافت بستگي دارد. با اين حال، اين نتيجه حاصل شده است كه ارزيابي مجدد ( به معناي تفكر در مورد مواردي از جنبه هاي مختلف) و حواس پرتي ( به معناي تفكر و اجراي چيزهاي متفاوت )، در تهيه يك تغيير مطلوب در احساسات، بيشترين تاثير را دارد.
  • تخليه احساسات ( به عنوان مثال ، فرياد و جيغ زدن) و اجتناب از تفكر در مورد مواردي كه اغلب بي تاثير بوده و مي تواند تاثيرات و نتايج منفي حاصل كند. علاوه بر اين، تنظيم ابراز احساسات (كه به صورت كنش سطحي شناخته مي شود)، مي تواند تاثير كمتري نسبت به تنظيم خود احساسات ( كه به صورت كنش عميق شناخته مي شود) داشته باشد، و علت آن نامعتبر بودن براي افراد ديگر مي باشد.
آيا تنظيم هيجاني همان مقابله است؟

خير. مقابله همواره در پاسخ به حوادث منفي صورت گرفته و شامل مواردي بيش از تاثير مي باشد، در حاليكه تنظيم هيجاني، به طور اختصاصي از طريق تغييرات تاثيرات به طرق مثبت و منفي صورت مي گيرد. با اين حال، مقابله شامل كنترل هيجانات مي باشد.

آيا بعضي از افراد در كنترل هيجانات نسبت به بقيه برتري دارند؟

  • به نظر مي رسد كه يك تفاوت فردي در توانايي افرادي در تنظيم هيجانات خود و ديگران وجود دارد. اين توانايي ها مربوط به هوش هيجاني مي باشد. آنها مي توانند از طريق آموزش كسب شوند – ولي ساده نمي باشند، به دليل اينكه رفتار ها و عادات قديمي مي توانند فقط با تمرين و تكرار زياد از بين رود. و اقدامي كه مي تواند در يك زمينه تاثير گذار باشد، ممكن است در زمينه ها و حوزه هاي ديگر كاربردي نداشته باشد.
  • اين نتيجه يافته شده است كه افرادي كه توانايي خود در مقابله با احساسات منفي را قبول دارند، قابليت و توانايي غلبه بر حوادث منفي را به سرعت دارند. افرادي كه ابراز هيجاني بيشتري دارند يا كاريزماتر هستند تاثير بيشتري روي چگونگي احساس هيجاني ديگران دارند.

چرا نمي توانم احساسات خود را كنترل كنم؟

  • كنترل احساسات يك كار آسان و راحتي نمي باشد. اگر به راحتي بتوانيم احساسات خود را در موق برداشتن كلاه تغيير دهيم، متعاقبا احساسات به هيچ هدفي نخواهد رسيد. بنابراين كاهش احساسات براي يك دوره بعد از يك واقعه ناراحت كننده يا احساس اضطراب قبل از انجام يك كار سخت، يك كار عادي و سالم مي باشد.
  • با اين حال، برخي مواقع مشكالات ناتوانايي در مقابل احساساتشان را تجربه مي كنند ( به عنوان مثال حسادت مزمن و شديد، مشكلات عصبي ، حملات هراس انگيز)، و اين افراد برخي مواقع داراي نوسانات مداوم و بزرگ در حالت هاي خودشان هستند ( به عنوان مثال اختلالات دو قطبي). براي اين امر چندين دليل مي تواند وجود داشته باشد. براي مثال، داشتن عقايد مخالف نا درست در مورد احساسات شخصي يك فرد كه مي تواند منجر به كنترل بيش از حد شود. درمان روانش شناسي ممكن است منجر به كمك و تسهيل چنين مواردي شده و به عقايد پزشكان بايد توجه شود.
آيا احساسات من بدون داشتن هيچ دانشي ، قابليت كنترل دارد.

بلي، از دو طريق اين امر ممكن است.

  • اول، ما بدون اينكه متوجه شويم احساسات خود را كنترل مي كنيم . به اين معنا كه اين كار به صورت اتوماتيك و خود به خودي صورت مي گيرد.
  • دوم، تحقيقات بيانگر اين مي باشد كه احساسات مسري و فراگير مي باشند. تنها با افرادي برخورد و معاشرت داشته باشيد كه مي توانند منجر به تغيير حالت هاي ما شود و باعث شود كه حالت ما شبيه ديگر افراد باشد. اين امر بدين دليل اتفاق مي افتد كه ما به صورت غير آگاهانه از ديگران تقليد مي كنيم و بازخورد چهره و بدن ما ، در حالت ما تاثير گذار خواهد بود. به نظر مي رسد كه ما حتي از طريق احساسات ديگر افراد در شبكه اجتماعي ما، كه فقط داراي ارتباط غير مستقيم هستيم، بر روي ما تاثير گذار هستند. ولي اين تاثير مي تواند كم و محدود باشد. مردم همچنين روشهايي براي خودشان دارند كه به صورت تعمدي در مقابل احساس بقيه افراد مقاومت و مخالفت مي كنند يا با آن سازگار مي شوند (براي مثال از طريق شوخي و مزاح).

چگونه كنترل احساس ، در قابل فرم هاي ديگري از كنترل خويشتن، بازگو مي شود.

شواهد خوبي موجود مي باشد و بيانگر اين هستند كه كنترل احساسات بر منابع رواني مشابهي همانند ديگر فرم هاي خود كنترلي ، متكي هستند ( همانند كنترل توپ يا مقاومت در برابر غذا). بنابراين، انجام اين كار توسط يك فرد، مي تواند منجر به از بين رفتن امكان اين كار توسط بقيه افراد شود. همانند ديگر شكل هاي كنترل، انجام بيش از حد و افراطي اين كار مي تواند خسته كننده باشد. به همين دليل است كه انجام دادن كار هاي عاطفي زياد ( به عنوان مثال خدمات مشتري)، مي تواند بسيار خسته كننده باشد. همچنين الزاماتي وجود دارد كه بايد در مواقعي كه كنترل سخت تر باشد، صورت گيرد. براي مثال، مقاومت در برابر اخلاق و برخورد غذا كه برخي از افراد دارند ، براي افزايش سريع آن در آخر يك روز، مي توان سخت تر باشد.

چرا كنترل احساسات مهم مي باشد؟
  • كنترل احساسات بر روي زندگي روزمره ما تاثير گذار مي باشد. اگر اين كار را بخوبي انجام دهيم، اين امر مي تواند منجر به بهبود بهزيستي رواني، عملكرد و روابط ما شود. براي مثال، توانايي كنترل احساسات شخصي افراد، مي تواند بر عملكرد ورزشي افراد تاثير گذار باشد، و توانايي كنترل احساس ديگران يك امر حياتي، براي ايجاد رابطه خوب با همكاران و مشتريان مي باشد.
  • اگر اين كار را بخوبي انجام ندهيم، اين امر براي موارد مشابه مي تواند زيان آور و مضر باشد براي مثال، ريسكي كه انجام مي دهيم (مثل قمار بازي) و رفتار هايي كه ما در انجام آن افراط مي كنيم ( به عنوان مثال، سيگار كشيدن) نوعي از تنظيم هيجاني مي باشند.
  • كنترل احساسات مي تواند بر پرورش فرزند ما، رابطه ما، كار ما، سلامت ما و فرصت ها و فراغت ها ما تاثير گذار باشد.

منبع: ساينس ديلي

 


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد