عاشقانه: هر آنچه كه عاشقان پيش از ازدواج بايد بدانند

مشاوره در زمينه قبل از ادواج و درمان مشكلات فردي نامزدان

شنبه ۰۲ اسفند ۰۴

رمان #دلبرانه قسمت پنجاه و پنجم

رمان #دلبرانه
قسمت پنجاه و پنجم

با ترس بلند شدم و دنبال هيراد سمت اتاقش رفتم، دلوين رو روي تخت گذاشت و پتوي روش رو مرتب كرد و با آرامش موهاش رو از صورتش كنار زد و بالاي سرش چند بار نوازش گونه دست كشيد لبه ي تخت نشسته بود و پشتش به در ورودي بود. همون طور با حسرت به دلوين خيره شده بود كه رادارم روشن شد كه چرا اين قدر نگاهش به دلوين متفاوت و عچيبه؟ با ترديد پرسيدم:
-دوستش داري؟
با هول سمتم چرخيد و انگشت اشاره اش رو روي بيني اش گذاشت و گفت:
-هيس، يه خواهر خوب هميشه راز دار برادرشه... باشه؟
بي توجه به حرفش با بغض گفتم:
-پس حالش خيلي بده كه دلت براش مي سوزه و اين طوري رفتار مي كني باهاش؟
بلند شد و سمت كمدش رفت و كمي با لباساي داخل كمد ور رفت و گفت:
-حالش خوبه، فقط خسته است، ديشبم با موهاي خيس رو ايووون رفته بود، حتمن سرما خورده!
با دوسه تكه لباس سمت در اتاق اومد و گفت:
-با يه پارچه نمدار تبش رو بيار پايين، تا من از داروخونه يه مقدار دارو تهيه كنم، زود ميام.
سمت تخت دلوين رفتم، صورتش داغ تر بود و مدام ناله مي كرد و كلماتي رو زمزمه مي كرد. هيراد هم براي تعويض لباس بيرون رفت. روي تخت كنارش نشستم و دستش رو تو دستم گرفتم و آروم نوازش دادم، بيش از حد داغ بود شايد هم دست من زيادي يخ كرده بود!
-آخه تو كه اين قدر بد سرما مي خوري، رو ايوون رفتنت چي بود ؟ تو هم بعضي وقتا كله شق ميشيا! مث بزرگترا رفتار مي كني، ولي كارات بچه گانه ست، اگه ببيني وقتي از غذاهاي ترلا ذوق مي كني چه شكلي ميشي! مث بچه ها چشمات برق ميزنه... يا وقتي از دست استادا و دانشجو ها عصباني مي شي خيلي قيافه ات با نمك ميشه، من هميشه دوست داشتم چشمام هم رنگ تو باشه، چشماي من روشنه و تو ذوق ميزنه ولي مال تو قشنگه... بابا كه چشماش قهوه ايه. پس حتمن چشماي ما شبيه مامانه! فقط تو مامانو خوب يادته، بايد وقتي خوب شدي كلي ازش برامون تعريف كني، لابد خيلي خوشگل بوده كه عمه بهاره هميشه مي گفت تو شبيهش هستي...عمه بهاره هم شيش ميزداا... ما سه تا كه هر سه شبيه هميم، كجاي تو شبيه تره آخه؟
رويا:چشم خودكاري من حالش چطوره؟
با صداي رويا اشكم رو پاك كردم و و برگشتم نگاش كردم، مانتوي صورتي جيغي با شالي آزاد و شلواري سفيد پوشيده بود با اون صورت گردش شبيه عروسك شده بود! لبخندي زدم و گفتم:
-چشم خودكاري؟!
كوله پشتي اش رو روي دوشش جابه جا كرد و وارد اتاق شد. كمي اطاف اتاق رو ديد زد و گفت:
-تشبيه من براي چشماي دلوين است ديگه، رنگِ خودكار آبي!
از تشبيهش خنده ام گرفت ولي از سرو وضعش كه آماده ي رفتن بود دلم گرفت:
-ميخواين بريد؟
خم شد و صورت دلوين رو بوسيد و گفت:
-شماها هم زود بياين ديگه، آقا هيراد قول داده كاراتون رو روبه راه كنه.
با سر تاييد كردم و براي بدرقه همراهش از اتاق خارج شدم، رايان هم كوله بر دوش كنار جاكفشي ايستاده بود و با گوشيش ور مي رفت، با ديدنم گوشيش رو قلاف كرد و گفت:
-حالش چطوره؟
بيني ام رو بالا كشيدم و شونه اي بالا انداختم و گفتم:
-آقا هيراد رفت دارو بگيره، ميگه سرما خوردگي و فشار عصبيه!
سري تكون داد و دستش رو براي خداحافظي دراز كرد و گفت:
-پس ما مي ريم...ترلان خانم هم امروز مرخص ميشه، به هيراد گفتم بيارتش خونه، هواي خواهرات رو داشته باش!
دستم رو داخل دستش گذاشتم. محكم فشرد و گفت:
-اگه آبجي منم به خوبي شما مي بود من الان پله هاي ترقي رو چارتا يكي بالا رفته بودم!
از طعنه اش به رويا خنده ام گرفت، رويا هم با حرص با كوله اش به پهلوش كوبيد و گفت:
-همين يالغوزي كه الان هستي هم به يمن داشتن خواهري مثل منه!
رايان:عه رويا من كجام يالغوزه؟ هيكل به اين رو فرمي، كلي روش كار كردم!
رويا دوباره با كوله روي شكم رايان كوبيد و گفت:
-دو روز ديگه كه مثل رفيقت شكم دراوردي بهت ميگم هيكل كي رو فرمه؟!
واقعا هم هيكل رايان روفرم بود فقط به خاطر استخون بندي كمي توپر ديده ميشد ولي در كل خوش هيكل و خوشتيپ و البته خوشگل بود!
رايان:نخيرم من شكم در نميارم... تو مواظب باش از ريخت نيفتي! يك كيلو وزنت اضافه بشه با كامران ست ميشي!
رويا:ايششش من عمرا با اون شكم گنده قابل مقايسه باشم!
سرم رو خاروندم و با خنده گفتم:
-ميشه باقي بحثتون رو بذاريد تو ماشيتون ادامه بديد؟ الان دلي و مادربزرگ رو بيدار مي كنين

هردو باخنده ساكت شدن، رايان بازوي رويا رو گرفت و سمت بيرون خونه كشيد و گفت:
-بيا بريم دختر، مامان ميكشتمون!
رويا با عجله صورتم رو بوسيد و با صداي بلند گفت:
-دلي... مادربزرگ... خداحافظ.

ادامه دارد...

 

موضوعات مشابه

ريرا, امروز ساعت 18:22


بيشتر از برابر

به گمانم زن بيشتر از برابر است!

به يك زن احترام بگذاريد، چون:

مي توانيد معصوميتش را در شكل يك دختر حس كنيد

مي توانيد علاقه اش را در شكل يك خواهر حس كنيد

مي توانيد گرمايش را در شكل يك دوست حس كنيد

مي توانيد اشتياقش را در شكل يك معشوقه حس كنيد

مي توانيد فداكاريش را در شكل يك همسر حس كنيد

مي توانيد روحانيت اش را در شكل يك مادر حس كنيد

مي توانيد بركتش را در شكل يك مادر بزرگ حس كنيد

با اين حال او محكم و استوار نيز هست

قلبش بسيار لطيف، فريبنده، مليح، بخشنده و سركش است

او يك زن است و زندگي

به راستي زن با مرد برابر نيست؟!

نمي دانم! شايد شما راست مي گوئيد كه برابر نيست!!!

اما... به گمانم زن بيشتر از برابر است!

 

موضوعات مشابه

آينام, امروز ساعت 17:46


زن است ديگر

زن ....جنس عجيبي است

چشم هايش را كه مي بندي، ديدِ دلش بيشتر مي شود

و دلش را كه مي شكني، باران لطافت از چشم هايش سرازير مي شود

انگار درست شده تا روي عشق را كم كند!
.
.
.
.
دستش را بگير...

با عشق نوازشش كن

دعوتش كن به يك رقص

بگذار با قدم‌هايي‌ كه به سويِ تو مي‌‌آيد

از خودش دور شود.

شايد نمي‌‌داني‌

آغوش يك مرد

گاهي‌

دنيايِ زني‌ را خراب مي‌‌كند!

گاهي، آباد

...دستش را بگير

نوازشش كن

دعوتش كن به يك رقص

حواست باشد

دنياي يك زن هيچ وقت خبرت نمي‌‌كند!
.
.
.
.
زن

گـاهـي سـعــي مـي كـنـد،

مـردانـه بـازي كـنـد!!!

مـردانه كـار كـنـد...

مـردانـه قـدم بـردارد

مـردانـه فـكـر كـنـد

مـردانـه قـول دهــد

امـا هـر كـاري هـم كـه بـكـنـد

زن اســت!!!

احـسـاس دارد

لـطـيف اسـت

يـك جـا عـقـب مـي نـشـيـنـد و مـحـبـت تـو را مـي خـواهـد

زن اسـت ديـگــر...

 

موضوعات مشابه

آينام, امروز ساعت 17:44


ملاك هاي جذابيت جسماني

همه ما از بچگي ياد گرفته ايم ” كه در مورد كتابها از روي جلدشان قضاوت نكنيم” و اينكه “زيبايي در سيرت است نه در صورت” و يا “زيبا آنست كه زيبا عمل كند”، با وجود اين به كرات ديده شده افراد به جذاب ترين افراد با بيشترين احتمال پاسخ مثبت مي دهند و به غير جذاب ترين بيش از همه پاسخ منفي مي دهند. هم در پژوهشهاي انجام شده در جهان واقعي و هم در تحقيقات آزمايشگاهي، ظاهر جسماني بسياري از انواع ارزشيابي هاي ميان فردي را تعيين مي كند.

 

چه چيزهايي دقيقا جذابيت را تشكيل مي دهند؟

داوري درباره جذابيت كسي ممكن است با داوري هاي ديگران به خوبي انطباق نداشته باشد، ام زماني كه از دو نفر خواسته مي شود كه شخص سومي را ارزيابي كنند، به شكل شگفت آوري توافق خوبي بين آنها ديده مي شود. بيشترين توافق هنگامي است كه مردان جذابيت زنان را ارزيابي مي كنند.

كانينگهام(۱۹۸۶) از دانشجويان كارشناسي مرد خواست تا عكسهايي از زنان جوان را درجه بندي كنند. زناني كه جذاب تر شناخته مي شدند در يكي از اين دو گروه قرار مي گرفتند: بعضي از آنها “خصوصيات بچه گانه” داشتند، شامل چشم هاي درشت و دور از هم با بيني و چانه كوچك. زناني مانند مگ رايان در اين مقوله جاي مي گيرند و بامزه تلقي مي شوند. در مقوله دوم زنان جذاب داراي خصوصيات پخته تر هستند. با استخوانهاي گونه برجسته، ابروهاي بالا، مردمك بزرگ و لبخند گشاده- جوليا رابرتز يك نمونه از اين دسته است.

رويكرد ديگري توسط لنگويس و راگمن(۱۹۹۰) از چهره هاي تركيبي استفاده شد. آنها در ابتدا عكس چند چهره را از طريق رايانه با يكديگر تركيب كرده و يك چهره جديد ايجاد كردند و مشاهده كردند چهره تركيبي نسبت به چهره هاي اوليه جذاب تر ارزيابي شد. به علاوه مشاهده كردند هر چه تعداد چهره هاي مورد استفاده براي ميانگين بيشتر بود، چهره ميانگين يا تركيبي حاصله زيباتر درجه بندي مي شد. در واقع در اينجا نتيجه گرفته شد چون چهره تركيبي به طرحواره هاي هر شخص از مردان و زنان نزديك تر است تا هر چهره به تنهايي پس جذاب تر ارزيابي مي شود.

هم چنين تصور از جذابيت تحت تاثير بافت نيز قرار مي گيرد. زماني كه به آزمودني ها تصاويري از افراد بسيار جذاب نشان داده مي شود انها بعدا يك فرد غريبه را داراي جذابيت كمتر ارزيابي مي كنند تا آزمودني هايي كه قبلا به تصاوير جذاب نگاه نكردند.

جذابيت هم چنين تحت تاثير اندام قرار مي گيرد كه بيشتر  با تصورات قالبي همراه است. هنوز هم مردم معتقدند يك بدن چاق و گرد و قلنبه نشان دهنده شخصي غمكين و شلخته است، بدن عضلاني و محكم نشان دهنده سلامت و فقدان هوش است و بدن ظريف و زاويه دار نشان دهنده هوش و ترسان بودن است.

عوامل ظاهري موثر ديگر:

نوع لباس پوشيدن، معلوليت هاي قابل مشاهده، سن ادراك شده، داشتن عينك و موي صورت مردان

عوامل رفتاري موثر بر جذابيت:

به سبك جوانان راه رفتن، محكم دست دادن، رفتار جاندار و پر تحرك، عادات غذا خوردن

در مواجه اوليه مرداني كه تسلط جويانه، اقتدار طلبانه و رقابت جويانه رفتار مي كنند، به كساني كه به نظر منفعل، غير رقابت جو و حالت مردانه كمتري دارند ترجيح داده مي شوند، اما در تعاملات بعدي معمولا ترجيح در مرداني تغيير مي كند كه موافق اجتماع و حساس هستند.

در واقع مي توان گفت با شناخت افراد “آدمهاي خوب” برنده مسابقه هستند.

ترجمه دكتر يوسف كريمي

منبع: com.مشاوره-آنلاين


رمان #دلبرانه قسمت پنجاه و ششم

رمان #دلبرانه
قسمت پنجاه و ششم

هر چي هيس هيس مي كردم توجهي نكرد و در آخر هم گفت:
-ميتي جون اينجا توپ هم بتركه اون دوتا بيدار نميشن... زودي بياين هاااا... دلم براتون تنگ ميشه!
-باشه عزيزم... اومدن ما دست اقا هيراد و رايان خان هست.
تنه ايي به رايان زد و گفت:
-رايان بجنب ديگه بايد بريم تدارك اومدن سه خواهر افسانه ايي رو بچينيم!
از لحن بانمك و شوخش خنده ام گرفته بود، بالاخره خداحافظي كردن و سمت آسانسور رفتن، در رو بستم و به پذيرايي برگشتم و روي مبلي ولو شدم كتاب شيميم كه از ديروز روي عسلي مونده بود رو برداشتم و ورق زدم ولي حس درس خوندن نداشتم. با صداي چرخيدن كليد داخل قفل در سمت در خيره شدم، هيراد با چند مشما پراز دارو و ميوه وارد شد و بدون توجه و حرفي به من نايلون شير و ميوه رو روي اپن گذاشت و سمت اتاقش برگشت و پرسيد:
-حالش تغييري كرده؟
بلند شدم و دنبالش به سمت اتاق رفتم در چارچوب در ايستادم و گفتم:
-نه همونطوريه، نمي خواد بيدار بشه؟
هيراد :بيدار ميشه.
خيلي سريع كنار تخت ايستاد و محتويات نايلون رو روي پاتختي چپه كرد و شروع به وصل سرم كرد و بالاي چوب لباسي آويز كرد. چندتا آمپول هم داخل سرم خالي كرد، نگاهي به ساعتش كرد و سمت ميز تحريرش رفت و گفت:
-مثل ديروزه حالش، ممكنه چند ساعتي بخوابه، براش يه سوپ آماده كن بيدار شد بخوره، بعدش هم كامل بايد استراحت كنه، من كلاسم دير شده ممكنه دير بيام، دنبال ترلان خانوم هم ميرم... مواظب حالش باش و به هوش اومد نذاري از خونه بيرون بره. خودتم بيرون نرو و به هيچ كدوم از دوستات هم نگو كجا هستي!
چند جزوه و كتاب رو به همراه لپتابش داخل كيفش جا داد و روي كاغذ چيزي نوشت و سمتم گرفت و گفت:
-اين شماره ي منه، حالش هر تغييري كرد به من خبر يده.
شماره رو كه گرفتم دوباره سمت كتابخونه اش برگشت و چند تا كتاب ديگه جدا كرد و داخل كيف گذاشت، با دقت حركات عجولانه اش رو زير نظر داشتم و گفتم:
-پزشكي خوندن سخته؟
هيراد:آره... خيلي!
من:پس حتمن دوست داشتي كه سختي شو تحمل كردي؟
با لبخند سمتم نگاهي انداخت و گفت:نه... من مجبور بودم بخونم به خاطر خواسته ي بابام، تو هم مي خواي دكتر بشي؟
-اگه سخته... نه!
به حرفم خنديد و براي خروج از اتاق از كنارم رد شد و گفت:
-اگه علاقه داشته باشي سختي نداره!
عينكش رو زد و كفشاش رو از جا كفشي برداشت و سريع پوشيد و براي خداحافظي دستي تكون داد و با عجله رفت.
ساعت۷:۳۰بود بي هدف چرخي تو خونه زدم و روي مبل دراز كشيدم و چون زود بيدار شده بودم چشمام سنگين شد و خوابم برد.
با صداي هيراد كه با مادربزرگش حرف ميزد از خواب بيدار شدم، مگه دانشگاه نرفته بود؟خودش گفت كلاسش دير شده!
هيراد:به به... خانم پرستار! قرار بود از مريضمون مراقبت كني!
روي مبل نيم خيز شدم، بسته ايي كتاب كه با نخ زرد رنگ بسته شده بود روي عسلي گذاشت و روي مبل روبروم ولو شد، مادربزرگ با سيني چايي از آشپزخونه بيرون اومد و گفت:
-خسته ان مادر، اون يكي هم حواسم بود هنوز خوابه!
بلند شدم و كامل روي مبل نشستم، چشمام رو كمي مالش دادم و دنبال ساعت روي ديوار سر چرخوندم كمي از ۱۱گذشته بود. نفس عميقي كشيدم و گفتم:
-اوووف چقدر خوابيدم!
مادر بزرگ هم كنارم نشست و گفت:
-ماشالا خوابت سنگينه مادر، اينقدر كه من تو آشپزخونه سرو صدا كردم جم نخوردي!
سرم رو خاروندم و شرمنده سرم رو پايين انداختم. هيراد كتش رو درآورد و روي دسته ي مبل گذاشت و فنجوني چايي برداشت و گفت:
-اين كتابا رو هم براي خواهرت گرفتم، از هم ترمي هاش پرسيدم، دقيقا همون كتابايي كه لازم بوده رو گرفتم.
لبخندي زدم و كليپسم رو باز كردم، دوباره موهام رو محكم كردم. كيفش رو از پايين مبل رو پاهاش گذاشت و مقداري برگه خارج كرد و روي كتابا گذاشت و گفت:
-به جاي خجالت اين جزوه ها رو براش رو نويسي كن بايد زود ببرم و پس بدم.
با تعجب نگاش كردم و گفتم:
-آقا هيراد من كلي درس عقب افتاده دارم، با اين اوضاع هايدايي كه بلد بودم هم از سرم پريده، -خب فتو بگيريد براش!
سري تكون داد و با خنده ي بي صدايي گفت:
-چشششم كپي مي گيرم، خواستم ببينم چقدر به خواهرت ارادت داري!
با اخم نگاش كردم و با دلخوري گفتم:
-ارادت كه دارم. وقت ندارم!
هردو به حرفم خنديدن خودم هم خنده ام گرفت.
هيراد:درساي خودت هم هرجا به گير خوردي بدون خجالت از خودم بپرس.
با ذوق گفتم :واقعا؟
هيراد:آره خب، هم رشته ايم... مي تونم كمكت كنم.
از ذوق دلم مي خواست بپرم بغلش و ماچش كنم ولي خودم رو كنترل كردم و مظلومانه پرسيدم:
-دلوين رو ديدي؟ حالش چطوره؟

ادامه دارد...

 

موضوعات مشابه

ريرا, امروز ساعت 18:24


سه شركت گرجستان پروژه هايي را براي دريافت كمك هاي EFRI NSF دريافت مي كنند


بنياد ملي علوم (NSF) 6 ميليون دلار براي تأمين مالي سه پروژه شامل محققان از موسسه فناوري گرجستان اعطا كرده است. هر چهار سال كمك 2 ميليون دلاري از طريق بخش NSF از مرزهاي تازه در تحقيقات و نوآوري (EFRI) اهدا شد.

Sohi Rastegar، مدير EFRI گفت: "تيم تحقيقاتي EFRI برخي از جنبه هاي عميق رابط بين زيست شناسي و مهندسي را بررسي خواهد كرد. "اگر آنها موفق شوند، اصول و نظريه هايي كه در تحقيقاتشان كشف شده است، مي توانند بسياري از فرصت هاي تكنولوژيكي را باز كنند."

در سال جاري، 14 پروژه تحقيقاتي تحول يافته، EFRI در دو حوزه در حال ظهور اعطا شد: فن آوري هايي كه بر روي درك سيگنال هاي بيولوژيكي و ماشين هايي كه مي توانند با انسان ارتباط برقرار كنند و همكاري كنند.

سه پروژه فني گرجستان عبارتند از:

  • ايجاد يك "ربات درماني" براي كمك به بازسازي و بهبود مهارت هاي حركتي در افراد مبتلا به مشكلات تحرك؛
  • ايجاد سنسورهاي پوشيدني كه اجازه مي دهد افراد نابينا با دست ها، بدن ها و چهره هايشان "ديدن" كنند؛
  • توليد و دقيق آزمايش مدل هاي كمي كه تنظيم كننده هاي مكان و زمان بندي تمايز سلولي در بافت ها را توصيف مي كند.

ربات هاي درماني مي توانند مهارت هاي حركتي انسان را با توانايي هاي مختلف و نقص در حركت، كمك و بهبود بخشند. هدف از اين پروژه برنامه ريزي يك ربات توانبخشي انساني براي انجام يك "مرحله همكاري جعبه" است كه يك الگوي تعريف شده از تغييرات وزن و تغييرات جهت است، صرفا بر مبناي تفسير نشانه هاي جنبش از تغييرات ظريف نيروها بين دست و سلاح ربات و شخص.

براي انجام اين كار، محققان دانشگاه گرجستان و دانشگاه اموري مطالعه خواهند كرد كه چگونه انسانها از عضلات خود براي پياده روي، تعادل و ايجاد سيگنال هاي نيروي خود با دست براي راهنمايي در هنگام همكاري با فرد ديگري استفاده مي كنند. آنها همچنين "رقص همكاري بازسازي كننده" را مطالعه خواهند كرد كه به طور خاص براي كمك به بهبود قدم زدن و تعادل در افراد مبتلا به اختلالات حركتي سازگار است.

محقق اصلي Lena Ting، استاديار دانشكده مهندسي پزشكي دانشگاه والاس هول كولتر در دانشگاه گرجستان و اموري توضيح داد: "هدف ما توسعه روباتهايي است كه با انسانها به عنوان دستيار و جنب درمانگر ارتباط برقرار خواهد كرد." "ما انتظار داريم كه پروژه ما تأثيرات دراز مدت بر كيفيت زندگي افراد مبتلا به مشكلات حركتي مانند بيماري هاي ناشي از بيماري پاركينسون، سكته مغزي و آسيب از طريق بهبود آمادگي جسماني، مهارت هاي حركتي و مشاركت اجتماعي داشته باشد."

كار با تينگ در اين پروژه عبارتند از دانشيار دانشكده پزشكي اميري (مريلند)، مادلين هكنلي، دانشيار دانشكده زيستپزشكي كوئستر چارلي كمپ و استاد دانشكده پزشكي گرجستان كارن ليو.

براي دومين پروژه، محققان گرجستان و كالج شهر نيويورك ابزارهايي براي "درك جايگزين" و اصول مبادله تعامل انسان و ماشين را بررسي خواهند كرد. ادراك جايگزين الكترونيك و ساير حوزه ها را براي تقليد از بينايي تركيب مي كند. انتظار ميرود علاوه بر كمك به نقص ديدني، برنامههاي ديگري همچون توسعه روباتهاي هوشمند داشته باشند.

داستان هاي مربوطه

محققان قصد دارند با شناسايي چگونگي يادگيري مردم از هماهنگي ورودي از حواس خود، نظير ديد، تماس با حركات، مانند رسيدن به يك شيشه يا حركت از طريق يك اتاق شلوغ، تصميم بگيرند. سپس آنها را به چگونگي مدل سازي دستگاه هايي كه مي تواند به انسان كمك كند، تشريح مي كند كه چگونه ماشين ها، مانند روبات ها و رايانه ها، كارهاي مشابه را ياد مي گيرند.

اين تيم يك مجموعه چند منظوره از سنسورها را در بدن فراهم مي كند و در حال حاضر نمونه هايي از برخي از دستگاه ها را توسعه داده است. تكميل كامل سنسورهاي پوشيدني به وسيله انتقال اطلاعات در مورد محيط اطراف كمك مي كند تا يك فرد ناشناس را حركت دهد.

محققان اميدوارند يافته هاي خود را در مورد درك، و نمونه هاي اوليه آنها توسعه، يك كل از دستگاه هاي الكترونيكي پوشيدني را براي كمك به نابينايان "ديدن" محيط خود را در فاصله از طريق لمس، شنوايي و ديگر حواس. اين فناوري همچنين براي افراد ديدني كه بايد در مواجهه با بدرفتاري، مانند آتش نشانان و خلبانان حركت كنند، مفيد است.

محقق اصلي Zhigang Zhu، استاد علوم كامپيوتر و مهندسي كامپيوتر در دانشكده مهندسي Grove دانشكده شهر، با استاد روانشناسي دانشگاه و مدير برنامه در علوم اعصاب شناختي همكاري مي كند توني رو، استاد دانشكده ي مهندسي برق يينگ لي تيان، گرجستان پروفسور Kok-Meng لي، دانشكده مهندسي مكانيك Woodruff و دانشكده فيزيولوژي كاربردي گرجستان دانشيار Boris Prilutsky.

سومين پروژه به يك سوال اساسي در مورد زيست شناسي توسعه مي پردازد: چه چيزي الگوهاي مناسبي و فضايي تمايز سلولي را كنترل مي كند؟ پاسخ دادن به اين سوال منجر به درك بهتر اصول پايه جنين مي شود، ريشه هاي اختلالات رشد را توضيح مي دهد و رهنمودهاي مربوط به مهندسي بافت و پزشكي احيا كننده را ارائه مي دهد.

اين تحقيق توسط محقق اصلي و دانشيار دانشكده مهندسي شيمي و زيستشناسي دانشگاه پرينستون استانيسلاو شورسمن، دانشكده مهندسي شيمي و بيوموكلئك دانشكده گرجستان هوگ لو، پروفسور Christine Rushlow، استاد كارشناس ارشد زيست شناسي نيويورك و دانشگاه ايلينوي در دانشكده علوم كامپيوتري Urbana Champaign استاد سعراق سينها.كودك طلاق

دانشمندان مي دانند كه در ميان اولين تحولات مهم جنين، ايجاد محور dorsoventral آن است كه از پشت آن به شكم خود مي رسد. محققان قصد دارند به بررسي نحوه توسعه اين محور بپردازند - بويژه حضور و جايگزيني پروتئين در طي فرايند كه سبب افزايش عضله، عصب و بافت پوست مي شود.

براي فعال كردن مقياس هاي كمي از تجزيه و تحليل اطلاعات موضعي پروتئين در امتداد محور dorsoventral، Lu و Shvartsman بيشتر توسعه يك دستگاه ميكرو فلوئيديك كه قبلا براي چندين صد جنين در چند دقيقه به طور قابل اعتماد و قوي طراحي كرده اند.

لو مي گويد: "با درك اين سيستم در سطح عميق تر و كمي، ما اصول كلي را كه عامل استفاده از شبكه هاي ژنتيك و چند سلولي است كه در حال توسعه است، روشن مي كنيم."


نوشيدن مشكل نوجوانان مي تواند در فيس بوك شناسايي شود

 

يك مطالعه جديد نشان مي دهد كه صفحات فيس بوك دانش آموزان كالج ممكن است سرنخ هايي را كه در معرض خطر وابستگي و سوء مصرف الكل قرار دارند، نگه دارند.

نويسندگان اين مطالعه خاطر نشان كردند كه دانشجوياني كه تصاوير و يا پست هايي در مورد مست و يا سياه شدن دارند، بر اساس آزمون غربالگري احتمال بيشتري دارند كه در معرض خطر نوشيدن مشكلات باشند. اين لزوما براي دانش آموزاني كه الكل و يا نوشيدن در صفحات خود را ذكر كرده بودند لزوما نيست، اما به گونه اي نيست كه نشان دهد كه آنها بيش از حد نوشيدند يا در شرايط ناسالم مصرف كرده اند.

نويسندگان پيشنهاد كردند كه صفحات فيس بوك مي توانند به مدارس كمك كنند تا معلوم شود كه چه كسي بايد براي مشكلات مربوط به الكل مورد ارزيابي قرار گيرد. با اين وجود محققان توافق كردند كه حريم خصوصي و نگراني هاي اخلاقي آن را پيچيده كند.

دكتر جيمز نيلز روانسكيست، پژوهشگر رسانه هاي اجتماعي و روانپزشك از بيمارستان عمومي ماساچوست كه در اين مطالعه جديد شركت نكرد، گفت كه اين سوال اين است كه "آنچه كه در اين سايت ها پيدا مي شود ... در واقع شرايط بيماري را پيش بيني مي كند." به نظر مي رسد كه پيام ها در سايت هاي فيس بوك به آنچه در "دنياي واقعي" اتفاق مي افتد، مرتبط است.

دكتر مگان مورنو از دانشگاه ويسكانسين-مديسون يك گروه از محققان دانشگاه و دانشگاه واشنگتن در سياتل را رهبري كرد كه صفحات فيس بوك، از جمله عكس ها و پست ها را از 224 دوره پايه با پروفايل هاي عمومي در دسترس بررسي كردند.

آنها دريافتند كه تقريبا دو سوم (64 درصد) از اين دانش آموزان در مورد صفحات خود به الكل يا نوشيدن اشاره نكردند. بقيه صفحات ذكر شده يا تصاويري از نوشيدني اجتماعي، غير مشكوك و يا مصرف الكل بيشتر و خطرناكتري از جمله سواري در ماشين در حالي كه مست و يا مشكلي در رابطه با نوشيدن داشتند، داشتند. اين نظرات حاوي اطلاعاتي از قبيل: "من براي دو روز آويزان شدهام" يا بعد از اينكه مست بنام يادآوري نكردم.

دوازده و شانزده نفر از دانش آموزان آزمون را به عنوان AUDIT (آزمون تشخيص اختلالات مصرف الكل) شناختند. نمرات آنها صفر تا 26 بود. ميانگين 5.8 بود. نمره 8 يا بالاتر قطع براي مشكلي در معرض خطر است. در مجموع، 35.4 درصد از دانش آموزان در رتبه در معرض خطر قرار گرفتند.

نزديك به شش ده نفر از دانش آموزاني كه صفحات فيس بوك به مستي و ديگر نوشيدني هاي خطرناك اشاره كرده اند، در معرض خطر ابتلا به سوء مصرف الكل و وابستگي و همچنين ساير مشكلات مربوط به نوشيدني قرار دارند. طبق يافته هاي منتشر شده در بايگاني هاي كودكان و نوجوانان ، اين مقايسه با 38 درصد از دانش آموزاني بود كه اشاره هاي جزئيتري نسبت به الكل داشتند و 23 درصد از كساني كه الكل يا نوشيدن را ذكر نكرده بودند . همچنين نزديك به يك در پنج فرد مصرف كننده خطرناك فيس بوك گفته است كه در سال گذشته آسيب هاي مربوط به الكل را در بر داشت.

داستان هاي مربوطه

مورنو و همكارانش پيشنهاد كردند كه رهبران همكار مانند دستيارهاي مسكوني بتوانند از فيس بوك براي ديدن افرادي كه در معرض خطر نوشيدن مشروبات مشكلي هستند، آموزش ببينند و دانش آموزان را براي غربالگري رد كنند. يا والدين و مديران مي توانند با مشاوران مدرسه صحبت كنند اگر نگران محتواي مرتبط با الكل در صفحه دانش آموز باشند. رزنكيست گفت: "شما ممكن است كسي داشته باشيد كه اگر در پست فيس بوك در مورد مست بودن بنويسيد ... ممكن است يك پرچم قرمز باشد". اما وي افزود: با استفاده از رسانه هاي اجتماعي، "شما عكس هاي بسيار كوچك و كوچك را در زندگي مردم به دست مي آوريد"، بنابراين استفاده از صفحات فيس بوك به تنهايي ممكن است به اندازه كافي براي ديدن افرادي كه نيازمند بررسي مشكالت الكل هستند، نباشد. او گفت، همچنين نگراني هاي ديگر نيز وجود دارد، از جمله اينكه چگونه براي رسيدن به اطالعات خاص، از طريق مرور صفحات دانش آموزان مناسب است.

مورنو گفت كه يك كالج RA در حال حاضر با دانشجويان ارتباط دارد و براي آنها به دنبال آنهاست - و اين مطالعه نشان مي دهد كه "در برخورد با دانشجويان مشكلي وجود دارد كه شما در مورد آن نگران هستيد"، از جمله اگر اين نگراني از طرف شما بيفتد پست هاي فيس بوك اما، او افزود، "توجه به نگراني هاي خصوصي مردم بسيار بزرگ است."

مورنو پيشنهاد كرد كه دانشگاه ها مي توانند پيوندهايي به مركز بهداشت يا تست هاي غربالگري آنلاين نشان دهند تا به عنوان تبليغات فيس بوك براي دانش آموزاني كه از واژه هايي مانند "blacked out" استفاده مي كنند "در صفحات خود استفاده كنند." با پيام رساني هدفمند، اين (احساس) كسي كه نمي داند، بر روي نمايه شما خزنده است. "

اين يافته ها به W. Keith Campbell، استاد روانشناسي دانشگاه گرجستان معني دارد. او شبكه هاي اجتماعي و اعتياد را بررسي كرده است، خودخواهي با نياز به تحسين. در تحقيقاتش متوجه شده است كه افرادي كه نارسيسيسم را نشان مي دهند به احتمال زياد عكس هايي تحريك آميز را به نمايش مي گذارند. ناخن جويدن در كودكان

به همين ترتيب، او مي گويد، تحقيقات جديد نشان مي دهد كه استفاده از فيس بوك "يك راه معقول براي جمع آوري اطلاعات در مورد دقيق افراد است." اين كمپبل مي گويد كه اين يافته مي تواند به كساني كه نگران مشكالت احتمالي مشكوك شدن افراد هستند كمك كند. "اگر پدر يا دوستان كسي هستيد و نمونه هاي زيادي از نوشيدن را ببينيد [به صورت آنلاين]، ممكن است نشانه يا نشانه اي براي گفتگو با شخص باشد ... من از اين [اطلاعات] به عنوان يك تشخيص استفاده نمي كنم. او گفت، "با اين حال، مي تواند يك راه حل براي نوشيدن مشكالت ارائه دهد كه به نظر مي رسد تا حدودي دقيق است.


محققان كشف كردند كه چگونه داروهاي ضد پريشيوتيك علائم اسكيزوفرني را كنترل مي كنند


علائم كلاسيك اسكيزوفرني - پارانويا، توهم، عدم توانايي در عملكرد اجتماعي مي تواند با داروهاي ضد روانپزشكي مديريت شود. اما دقيقا چطور اين داروها مدتها رمز و راز است.

در حال حاضر محققان در پيت كشف كرده اند كه داروهاي ضد پريشيوتيك شبيه به يك ماشين روب گلدبرگ است، يعني چيزي را كه به نوبه خود باعث كاهش اثرات نامطلوب اسكيزوفرني مي شود، اما نه علت دقيق آن. در يك مقاله منتشر شده در مجله علوم اعصاب اين هفته ، آنها مي گويند دقيقا مشخص است كه در واقع باعث مشكل مي شود منجر به راه هاي بهتر درمان اسكيزوفرني كه به طور مستقيم و موثر هدف قرار دادن اين بيماري است.

"آنتوني گريس، استاد برجسته علوم اعصاب و استاد روانشناسي در دانشكده هنر و علوم پيت و استاد روانپزشكي مي گويد:" در پنج سال گذشته يا بيشتر، ما واقعا شروع به درك آنچه كه ممكن است در مغز اسكيزوفرنيكي اشتباه انجام شود اشتباه است. در دانشكده پزشكي پيت، كه نويسنده ارشد اين مقاله است.

اسكيزوفرني از سه نوع علائم مختلف تشكيل شده است. علائم مثبت كه به شخصيت "عادي" اضافه مي شوند شامل توهم و توهم هستند مانند صداي شنيدن، تفكر مردم پس از شما يا فكر كردن به شما توسط بيگانگان هدف قرار مي گيرد. اين علائم كلاسيك اسكيزوفرنيا است و داروهاي آنتي سايكوتيك در بهترين حالت كار مي كنند. گريس مي گويد اين علائم احتمالا مربوط به يك انتقال دهنده عصبي به نام دوپامين است.

دو دسته از علائم ديگر منفي هستند (چيزي كه از شخصيت طبيعي از دست رفته است - توانايي برقراري ارتباط اجتماعي و يا پايين آوردن شغل؛ برخي از مسائل عاطفي) و شناختي (توانايي تفكر خطي يا تمركز بر يك چيز در يك زمان). اين دو واقعا با داروهاي ضد روان شناختي به خوبي پيش نمي روند. گريس مي گويد: "مسدود كردن سيستم دوپامين به نظر مي رسد تصورات و توهمات كلاسيك را بسيار بهتر از ساير مشكلات حل كند."

گريس از سال 1978 نقش مغزي دوپامين در مغز اسكيزوفرن را مطالعه كرده است. مدتها شناخته شده است كه پس از چند هفته درمان با داروهاي ضد پريشيوتيك، نورونهاي توليد كننده دوپامين غيرفعال مي شوند. "اين به ما نشان مي دهد كه در اسكيزوفرني دوپامين خيلي زياد نيست، بلكه سيستم دوپامين خيلي واكنش نشان مي دهد،" گريس مي گويد.

بنابراين، با غيرفعال كردن نورون ها، اين واكنش بايد قادر به درمان باشد. گريس مي گويد: "اگر در مغز فقط دوپامين وجود داشته باشد، انتظار مي رود بزرگترين اثر درمان در ابتدا باشد و سپس آن را كاهش مي دهد."

اما اثر واقعي متفاوت است - بيش از چند روز طول مي كشد و پس از آن ثابت است؛ شما نمي توانيد تحمل شما را با ساير داروهاي درمان دريافت كنيد. اين با مشاهدات باليني مناسب نبود. گريس مي گويد: "بيماران در چند روز اول پاسخ مي دهند، اما ما هفته ها را براي ديدن نتايج در حيوانات عادي ما مي گذرانيم."

تيم گريس يك مدل موش را به وجود آورد كه تقريبا برخي از ويژگي هاي كليدي اسكيزوفرنيا را در بر مي گيرد. موش هاي داراي علائم مشابهي را كه از اسكيزوفرني انتظار مي رود، عبارتند از: پردازش حساس، شناختي و پاسخگويي به آمفتامين. وقتي اعضاي تيم به اين مدل حيوانات نگاه كردند و از اين داروهاي ضدويروسي استفاده كردند، آنها دريافتند كه چند هفته طول مي كشد كه در موش صحرايي اتفاق مي افتد، در چند روز در اين موش هاي مبتلا به اسكيزوفرني انجام مي شود. گريس مي گويد: "اين به خوبي با دوره زماني كه ما در بيماران انساني مي بينيم بسيار مناسب است."

داستان هاي مربوطه

اين چه چيزي باعث اين مي شود؟ گريس فرض مي كند كه اين سيستم دوپامين مغز اسكيزوفرنيك كار اضافه كاري است. گريس مي گويد: "ضبط هاي ما از نورون هاي دوپامين نشان مي دهد كه سيستم دوپامين بسيار بالا است." "اين متن با مطالعات تصويربرداري انسان در اسكيزوفرنيك كه نشان مي دهد سيستم دفاعي بدن بيش از حد واكنش نشان مي دهد."

داروهاي ضد پريشيوتيك در حال حاضر با مسدود كردن گيرنده هاي دوپامين و جلوگيري از نورون هاي دوپامين از شليك كار مي كنند. گريس مي گويد: "با استفاده از اين داروها، ما با رعايت نئون هاي غير فعال عمل مي كنيم. "بهتر است با تصحيح آنچه كه باعث آن مي شود، رفع بيش از حد فعال شود.

"اين مانند رفع يك ماشين است كه با برداشتن موتور به جاي بلند كردن پا از گاز، خيلي سريع مي شود."

نزديك شدن به منبع: هيپوكامپ؟

گريس مي گويد: "آنچه كه امروز انجام مي دهيم، با استفاده از داروهاي ضدويروسي كه در حال حاضر در دسترس هستند، قرار دادن نوعي پچ چندين مرحله پايين دست از جايي است كه ما فكر مي كنيم مشكل است." "با استفاده از اين مدل هاي حيواني، ما مي توانيم شروع به كار به عقب براي كشف كردن كه چرا مواد مخدر اثر آنها انجام مي شود. گام بعدي به عقب نگاه كردن و سعي كنيد مشكل را در منبع خود را حل كنيد"

در مغز اسكيزوفرن، اين تنها سيستم دوپامين است كه بيش از حد پاسخگو است. هيپوكامپ نيز بيش از حد فعال است. تحقيقات گريس نشان مي دهد كه اين بيش از حد هيپوكامپ احتمالا باعث مي شود سيستم دوپامين به overdrive برود.

گريس اخيرا يك مقاله در مجله Neuropsychopharmacology منتشر كرده است كه در آن به تركيب جديدي كه در انتقال دهنده عصبي ديگر به نام GABA كار مي كند، نگاه مي كند.

گريس مي گويد: "آنچه كه ما در مدل هاي حيواني يافتيم و ديگران متوجه مرگ بيماران اسكيزوفرني شده اند اين است كه هيپوكامپ هيچ نوع خاصي از نورون هاي GABA-ergic توليد مي كند كه ترمز را در سيستم قرار مي دهند." "آنچه ما تلاش مي كنيم اين است كه سيستم GABA را خراب كنيم و با اين كار، سيستم را ثبات مي دهيم تا پاسخ سيستم هاي دوپامين به حالت عادي برسد، بنابراين ما مي توانيم به درستي ثابت كنيم كه چه چيزي اشتباه است و نه تلاش براي پاكسازي چندين مرحله پايين دست

او اضافه مي كند: "سيستم دوپامينرژيك ساده تر است، زيرا ما در مورد آنچه اتفاق مي افتد، خوب عمل مي كنيم." علائم شناختي پيچيده تر است. ما در حال تلاش براي درك چگونگي برخورد با آن ها هستيم. اميدوارم بتوانيم از برخي از اين تركيب جديد استفاده كنيم كه فكر مي كنيم بيشتر علائم را آزمايش مي كنيم و در اين زمينه ها آزمايش مي كنيم. " روانشناسي كودك

پس از 30 سال مطالعه دپامين و مغز اسكيزوفرني، Grace خوشحال است كه بدانيم كه چطور داروهاي ضد پريشيوتيك در مورد آنچه ما فكر مي كنيم اشتباه با سيستم دوپامين است، درك مي كنيم. اين فقط محدود كردن گيرنده ها نيست، پيچيده تر است و غيرفعال مي كند كه نورون هايي كه واكنش چنداني دارند.

او مي گويد: "اين مطابق با فرضيه اي است كه هيپوكامپ سيستم را بيش از حد تحمل مي كند و آنتي سايكوتيك ها فقط آن را به لبه مي اندازند تا آن را خاموش كند." "اين به ما مي گويد كه كجا بايد داروهاي ضد سايكوتي بهتر بسازيم."


قهوه باعث كاهش افسردگي در زنان مسن تر مي شود. مطالعه

 

يك مطالعه جديد نشان مي دهد كه با افزايش مصرف قهوه، خطر افسردگي كاهش مي يابد. يافته ها با اين حال فقط به زنان بعد از يائسگي كه سيگار مي كشند اعمال مي شود.

اين تحقيق كه در آرشيو پزشكي داخلي منتشر شده است، 4739 خانم كه در مطالعه سلامت پرستاران شركت كرده اند، مطالعه اي در مورد هاروارد در مورد برخي از بزرگترين مسائل مربوط به سلامت زنان را در سال هاي اخير مورد مطالعه قرار داده است. هيچ كدام از زنان كه سن متوسط ​​63 سال داشتند، در ابتداي مطالعه در سال 1996 از افسردگي رنج مي بردند. تا ژوئن 2006، محققان به دنبال آن بودند و متوجه شدند كه براي زنان سيگاري بيشتر قهوه مصرف مي كنند، كمتر آنها در معرض خطر افسردگي بودند.

در مقايسه با زنان كه 100 ميلي گرم قهوه مصرف كرده يا كمتر در روز مصرف كرده اند، زنان كه چهار يا بيشتر فنجان در روز بخورند 20 درصد كمتر از افسردگي هستند. اين ارتباط در زنان غير سيگاري مشاهده نشد و محققان نميتوانستند زناني را كه قهوه بسيار قهوه مصرف ميكنند - بيش از 6 فنجان در روز - به دليل تعداد كمي از افرادي كه چنين مقاديري مصرف كرده بودند، تجزيه و تحليل كنند.

آلبرتو اسچريو، استاد اپيدميولوژي و تغذيه در دانشكده بهداشت عمومي هاروارد و همكارش در اين مطالعه گفت: "مصرف كنندگان قهوه منظم، خطر ابتلا به افسردگي را كمتر از افرادي كه مصرف نمي كنند،" اما هشدار داد: "اين نتايج اوليه است كه بايد تأييد شود. " 
در اين مطالعه، قهوه كافئين با كاهش خطر افسردگي در ميان سيگاريهاي زن مسن همراه بود، اما قهوه كافا چنين ارتباطي نداشت. عجيب و غريب، هنگامي كه به ديگر منابع كافئين (چاي، نوشابه، شكلات) نگاه كنيد، محققان هم ميزان كاهش افسردگي را مشاهده نكردند. نويسندگان مطالعه نوشتند كه اين امر مي تواند به اين دليل باشد كه پس از حذف افرادي كه يك يا چند فنجان قهوه در هر روز نوشيدند، بخش كوچكي از مردم اين گروه را تشكيل دادند.

محققان خاطرنشان كردند كه اين نوع افسردگي نيز نوع خاصي نيست كه ممكن است در سالهاي جوانتر ايجاد شود. زنان بعد از يائسگي در معرض خطر بالاي افسردگي به علت تغييرات هورمون و شيميايي در مغز هستند. از اين رو، ارتباط كاهش خطر افسردگي نمي تواند به طور مستقيم با زنان جوان ارتباط داشته باشد.

دكتر Sudeepta Varma، استاد روانپزشكي مركز پزشكي NYU Langone گفت: "ارتباطي كه در اين مطالعه يافت مي شود بايد با احتياط انجام شود." "كافئين، مانند ساير محرك ها، مي تواند اعتياد آور باشد [و] داراي پتانسيل توليد علائم ترك مانند خستگي پايين است. همچنين استفاده از كافئين مي تواند موجب اضطراب و گاهي اوقات بيش از حد زمان خواب، بيخوابي شود، كه هر دو علايم مرتبط با افسردگي هستند. "

طبق گفته انجمن ملي قهوه، بيش از نيمي از بزرگسالان آمريكايي هر روز قهوه اي قهوه اي را هر روز بخورند و كافئين اغلب مصرف كننده محرك در جهان است.

دكتر كن رابينز، استاد باليني روانپزشكي دانشگاه ويسكانسين هشدار داد: "بايد دقت داشته باشيد كه عموميت نداشته باشيم، اما به نظر مي رسد در جمعيت بزرگي، تعداد قابل توجهي از افرادي كه احتمال افسردگي كمتر دارند وجود دارد. براي كسي كه به داروهاي ضد افسردگي يا درمان صحبت نكرده است، اين چيزي است كه بايد در يك محاكمه در نظر گرفته شود، فرض بر اين است كه هيچ مشكلي در زمينه پزشكي وجود ندارد. "

داستان هاي مربوطه

هارولد كنيگ، استاد روانشناسي اجتماعي در دانشكده پزشكي دانشگاه Tulane، در حالي كه چندين دارو ضد افسردگي حاوي محرك ها است، گفت: "در مورد افرادي كه در مورد مطالعه مطالعه مي كنند و قهوه خود را به عنوان دارو مصرف مي كنند، نگران هستند. داروهاي ضد افسردگي احتمالا تركيبات شيميايي متفاوت نسبت به قهوه دارند و احتمالا اثر متفاوتي روي مغز دارند. "بدون شك، كافئين مي تواند به طور موقت انرژي و انرژي را افزايش دهد، اما مشكل اين است كه اثر تا آخر ادامه پيدا نكرد، و دوز بايد به طور مستمر براي حفظ همان اثر افزايش يابد ... بسياري از افراد وقتي كه كافئين را كاهش مي دهند، مصرف، و اين مي تواند باعث اختلال و خستگي شود. فكر كنيد كه بعد از نوشيدن يك نوشيدني با كافئين بالا فكر كنيد و بعد از حدود دو تا سه ساعت احساس چاقي بكنيد.

تحقيقات قبلي، از جمله يك تحقيق كه در سال گذشته منتشر شد كه در ميان مردان در فنلاند انجام شد، مصرف كافئين را به خطر پايين تر از افسردگي و خودكشي مرتبط كرده است. Daniel Evatt، يك پژوهشگر روانپزشكي در دانشكده پزشكي جان هاپكينز در بالتيمور، كه در تحقيق جديد دخيل نبود، گفت: "دو مطالعه گذشته از نتايج مشابهي صورت گرفته است." "اين مطالعه اعتبار اين ارتباط است."

Evatt، كه اثرات روانشناختي كافئين را مطالعه مي كند، "به شدت متقاعد نشده است" كه كافئين مي تواند از افسردگي جلوگيري كند. او گفت: "يك نشانه بسيار قوي وجود دارد كه رابطه اي واقعي وجود دارد، اما اين بدان معني نيست كه قهوه باعث توقف افسردگي خواهد شد." "ما بايد يك فرضيه براي مكانيزم در محل كار ارائه دهيم و سپس سعي كنيم آنچه را كه واقعا اتفاق مي افتد را ببينيم." از نظر او، تأكيد مي كند كه كافئين مي تواند پيامدهاي منفي زيادي براي بسياري از افراد داشته باشد، چه اينكه علائم افسردگي را تجربه مي كنند يا خير . او گفت: "ما نبايد كافئين را در نور بسيار مثبت قرار دهيم." "برخي از افراد ارتباطي با كافئين دارند كه مشابه داروهاي اعتياد آور است. من نمي خواهم آن را به عنوان يك مشكل بهداشت عمومي بنامم، اما مردم مي توانند وابسته به قهوه شوند و علائم برداشتن دچار مشكل شوند. "كانون مشاوران ايران

Ascherio گفت: "نيازي به شروع نوشيدن قهوه وجود ندارد. "پيام اين است كه قهوه براي نوشيدن بي خطر است، بدون عوارض جانبي. اين واقعا همه چيز است كه مي توان گفت. "

اما رابرتسون بلكمور، استاد روانپزشكي مركز پزشكي دانشگاه روچستر، اين يافته ها را "جالب" مي خواند، اما از احتياط در مورد پيوند خواست. او گفت: "زنان بايد براي تعادل سالم در رژيم غذايي، كاهش استرس و ورزش تلاش كنند و از نشانه هاي افسردگي كه نياز به كمك از متخصصان بهداشت را دارند، توجه داشته باشند."


روانشناسان نشان مي دهد كه مردم واقعا در مورد بازي هاي ويدئويي احساس مي كنند

دو سخنران در دانشگاه هادرسفيلد تحقيقات جديدي را كشف كرده اند كه با جريان گسترده اي از آگاهي در رسانه ها مخالف است.

دكتر سايمون سودون و سارا پيرسون، كه هر دو در روانشناسي سخنراني مي كنند، نشان داده اند كه چگونه بازي ويدئويي ورزشي عاطفي تر از يك خشونت آميز است.

در مقايسه با فعاليت هاي مغز از بازيكنان شركت كننده، تيم اطلاعاتي را براي ژانرهاي مختلف بازي هاي ويدئويي جمع آوري كرد تا ببينيد كه چگونه وقايع خاصي در اين بازي بازيكن را تحريك مي كنند.

همانطور كه سيمون توضيح مي دهد، ايده اين آزمايش، حاصل از برداشت هاي رسانه اي بسيار غول پيكر است كه نشان مي دهد خشونت توسط بازي هاي ويدئويي تهاجمي تحريك شده است:

"در ميان گزارش ها فرضيه اي وجود داشت كه به اين دليل كه يك بازي خشونتي را شامل نمي شد كه مردم را تهاجمي كند، اما فقط به افرادي كه تتريس را بازي مي كنند و عصباني شدن آنها نگاه مي كنند، نگاه مي كنند.

"ما به يك بازي خشونت آميز و يك بازي رانندگي نگاه كرديم. ما متوجه شديم كه رانندگي باعث ايجاد احساسات عاطفي بيشتر نسبت به خشونت شد، بنابراين ما فكر مي كرديم كه بايد آن را بررسي كنيم. ما اين كار را در مقياسي بزرگ تر انجام داديم و در واقع متوجه شديم كه رانندگي باعث مي شود شما بيشتر عاطفي از چيزي تيراندازي مي شود. "

با استفاده از اين بازيگر ماسك صورت - به نام شبكه EEG - كه در فضاي كوچك مانند الكترودها پوشانده شده است، سيمون و سارا قادر به ضبط و دنبال الگوهاي مغز هستند، همانطور كه توسط وقايع روي صفحه نمايش تحريك مي شوند. تجهيزات مورد استفاده دستگاه پزشكي دولتي از ايالات متحده است و نه تنها به ارزش پولي ارزشمند است، بلكه به تحقيقات جفت است:

سيمون اظهار داشت: "ما تجهيزاتي از امريكا دريافت كرديم كه در بيمارستان ها مورد استفاده قرار مي گرفت و بيماران مبتلا به صرع و مشكلات حافظه را مطالعه مي كردند." "ما تصميم گرفتيم يك بازي فوتبال بعدي را امتحان كنيم، چرا كه هيچ چيز باعث نگراني مردم از فوتبال نمي شود.

"يك بار ديگر، يك بازي ورزشي باعث شد تا مردم از لحاظ احساسي بيشتر از ساير ژانرها تحريك و پرخاشگرانه شوند. در واقع ما افرادي را كه به ما قسم مي خوريم، سوگند ياد مي كنند، قسم مي خوريم كه داور مي خوانند. واكنش آنها نسبت به رفتار بازيگر شبيه به آلمان است.

همانطور كه بازي ها بيشتر و واقعي تر مي شوند، بسته هاي گرافيكي پس از هر نسخه بهبود مي يابند و پس از هر نسخه، بازيكنان را به نقش واقعي تبديل مي كنند، بنابراين پيوست هاي احساسي به بازي ها افزايش مي يابد. با اين حال، برخي از بازي هاي خشونتآميز همچنان تا حدي سطحي هستند كه گيمر نسبت به عمل روي صفحه كمتر متصل است:

"از آنجا كه بازي هاي ويدئويي چيزهايي را در زندگي واقعي تقليد مي كنند، بنابراين شما احساسات بيشتري از" زندگي واقعي "را تجربه مي كنيد. به همين دليل رانندگي و فوتبال بسيار احساسي است. سبك بازي ويديويي خشونت چيزي است كه بسياري از مردم در زندگي واقعي با آن آشنا نيستند. براي كشتن سربازان يا بيگانگان، كه باعث مي شود آن را كمي بيش از حد سطح. برخي حتي گزارش مي كنند كه بازي بازي هاي خشونت آميز آنها را آرام مي كند، تقريبا آنها را آرام مي كند. "

داستان هاي مربوطه

اين تحقيق نيز در مورد دانش آموزان سيمون، كه مزاياي يادگيري چيزي را نه تنها در يك كتاب متني تعريف مي كنند:

"آنها آن را دوست دارند، زيرا تحقيق واقعي هستند، گاهي اوقات آنها بيش از حد جدا از هم هستند و يا بيش از حد با نظريه جذب شده و آن را بسيار انتزاعي است. اين چيزي است كه مردم واقعا مي تواند مربوط باشد. هر چه كه مردم در مورد بازي هاي ويدئويي مي گويند، اين يكي از بزرگترين سيستم عامل هاي رسانه اي است سياره در حال حاضر؛ آن را در ميان دانش آموزان محبوب است. "

همه چيز خوب است و به خوبي در مورد يافته هاي تحقيقاتي دكتر جديد نوشت، اما براي درك واقعي اين كه چگونه مطالعه سيمون كار مي كند، شما بايد خودتان آن را امتحان كنيد.

بنابراين، اين چيزي است كه اين خبرنگار انجام داد، احساس ناخوشايندي داشت، زيرا سارا قبل از اتصال هر الكترود به پوست، شبكه ي EEG بزرگ را در اطراف مغز من قرار داد.

به محض اينكه ماسك به يك مانيتور متصل شد، نتايج حيرت انگيز بود. خطوط روي صفحه نمايش شبيه به مانيتور ضربان قلب است كه در هر ضرب و شتم افزايش مي يابد. هر الكترود داراي خط خاصي است، بنابراين وقتي من لبخند مي زنم خطوط خاصي را مي بينم و به حركت مي انجامند.

جالب توجه است، وقتي اين خبرنگار قبل از بازي فوتبال بازي را انتخاب كرد، تقريبا انتخاب كرستر تيم FC Liverpool بود، خطوط مغز در مانيتور خشمگين شد: ظاهرا احساسات سخت تر از من پنهان است.

در واقع، مقايسه دو بازي - Pro Evo 2009 و Gears of War 2 - ثابت كرد كه تحقيق سيمون درست است. انگلستان در مقابل آلمان، و مغز من به شدت واكنش نشان داد، زماني كه اجازه دادم كه آلمان را به گل برسانم. چند ثانيه بعد، و محروميت پيش از مديتيتان در يك مهاجم آلماني، با لذت بردن از مغز بسيار ملاقات كرد، كه به زودي به ناگهاني فازي تبديل شد، زيرا داور جان تري را قرمز نشان داد.

با اين حال، بيش از Gears of War 2، مغز من به سختي فعال بود. شايد به اين دليل است كه من به بازي تيراندازي Scooby Doo به جيمز باند هستم؛ من كليدي را كه من انجام مي دادم نداشتم. اين مانيتور نشان داد كه هنگام شليك در من كمي خنديدم، اما جالب توجه بود كه در فعاليت هاي مغز، زماني كه من آن را بيرون از دشمن گرفتم، هيچ تغييري نداشت.

شايد شهوت گرايي چيزي است كه تنها مي تواند در زمين فوتبال واقع بينانه پيدا كند.مشاوره تلگرامي ازدواج

به هر حال، نتايج سيمون و سارا برخي از راه ها را براي غلبه بر فرضيه رسانه ها در مورد بازي هاي خشونت آميز مي دانند. سيمون سخت بود تا تأكيد كند كه يافته هاي آنها بيانيه اي نيست كه بازي هاي خشونت آميز بي ضرر هستند و همچنين بازي هاي ورزشي كه شما را به يك قاتل توده تبديل مي كند:

"اين به اين معنا نيست كه مردم به دليل بازي هاي ويدئويي بيرون مي روند و اعمال خشونت آميز را انجام مي دهند. ما به سادگي متوجه شديم كه مردم بيشتر عاطفي هستند و به بازي هاي ورزشي متصل مي شوند و نه" فضاي مجازي ".