عاشقانه: هر آنچه كه عاشقان پيش از ازدواج بايد بدانند

مشاوره در زمينه قبل از ادواج و درمان مشكلات فردي نامزدان

شنبه ۰۲ اسفند ۰۴

درمان استرس و لرزش دست

 لرزش پيدا كردن دستها يكي از مشكلات بسيار رايج مي باشد.

كه اشخاص بزرگسال را تحت تاثير خود قرار مي‌دهد.

  • رايج ترين علت دست هاي لرزان موقعيتي مي باشد.
  • كه به اسم لرزش اساسي شناخته مي شود.
  • به واسطه اختلال در رويكرد معمولي مختلف اتفاق مي‌افتد.
  • از ديگر علت‌هاي دست‌هاي لرزان مي توان به موقعيت پزشكي.
  • مانند پركاري تيروئيد، اختلالات در مخچه و بيماري  هانتينگتون  اشاره كرد.
دارودرماني استرس

عوارض جانبي دارو به صورت ويژه بعضي از داروهاي آسم.

بعضي از داروهاي ضد افسردگي،  ليتيم و بعضي از داروهاي آرامبخش.

كه در صورت توقف كردن ناگهاني مصرف آن مي‌تواند منجر به لرزش دست ها شود.

بيش از اندازه كافي كه مي‌تواند سيستم عصبي را تحت تاثير خود قرار دهد.

دارا بودن قند پايين كه مي‌توانند لرزش را ايجاد كند.

به دليل اينكه اعصاب و عضلات خالي از سوخت مي شود.

دارا بودن قند پايين مي تواند بعد از ورزش سنگين ايجاد شود.

ترك كردن ناگهاني الكل يا ديگر مواردي كه بدن به آنها وابستگي دارد.

دارا بودن استرس ، اضطراب كه موجب لرزش در دست خواهد شد.

درمان بيماري لرزش دست 

اگرچه لرزش دست ها مشكلي نمي باشد .

كه زندگي شخص را به تهديد كردن بپردازد .

ولي مي تواند انجام دادن وظيفه هاي روزانه را مشكل كند.

  • اگر مشكل حاد تر شود در حفظ كردن ليوان .
  • و بدون ريختن  نوشيدني موجود در آن ،  غذا خوردن به طور معمولي.
  • اصلاح كردن و نوشتن با دست خط خوانا  مشكل ساز مي شود.

مشكل لرزش دست ها بايد به آن اهميت داده شود .

به دليل اينكه مي‌تواند علائم هشدار دهنده اوليه در بعضي بيماري‌هاي عصبي .

و انحطاطي شود. بعضي از تحولات ساده در روش زندگي .

و معالجه هاي خانگي مي تواند به بهتر شدن علائم ها ياري دهد.

مديريت كردن سطح استرس
  • استرس يكي از عوامل اصلي دستهاي لرزان مي باشد.
  • در واقع وجود استرس و همينطور اضطراب  مي‌تواند زمينه‌ساز دست‌هاي لرزان شود.
  • از اين طرف شما بايد تا حد ممكن براي كسب كردن آرامش .
  • و كم شدن استرس و همينطور تنش در زندگي خود كوشش كنيد.

 

منبع: مركزمشاوره ستاره ايرانيان

درمان استرس و لرزش دست در مراكز مورد تاييد كانون مشاوران ايران

  ۰۲۱-۸۸۴۷۲۸۶۴


بهترين مركز مشاوره تهران

علتهاي رجوع كردن و وقت هايي كه احتياج به استفاده كردن از روانشناس مي باشيم.

شامل موارد زير مي شود:

 بهترين زندگي با مركز مشاوره 
  • در دنياي امروز اشخاص فراواني به سراغ مركز مشاوره مي‌روند .
  • تا بتوانند از مهارت‌هاي خود اطلاعات كسب كنند.
  • تا در راستاي شكوفايي آن به برنامه‌ريزي كردن بپردازند.
  • در روانشناسي اين مسئله ثابت شده است.

كه هر شخصي مهارت به خصوصي در خود دارا مي باشد.

كه با شناختن آن مي تواند زندگي خود و اطرافيان را تغيير و تحول ببخشد.

ما براي شناسايي چنين گنج هاي پنهاني در وجود خود احتياج به بهره‌مندي .

از دانش روانشناسي و ديگر علوم كمك كننده در استعداديابي .

و همينطور كسب كردن زواياي متفاوت شخصيت خودمان مي‌باشيم.

اگر در خود يابي احتياج به كمك كردن داريد .

زمان رجوع كردن به مشاوره رسيده است.

مشاوره براي مهارت آموختن

امكان دارد شما آگاهي هاي فراواني را دارا باشيد.

ولي و به اين معني نمي باشد.

كه مهارت هاي فراواني هم داريد.

  • فردي كه ساعت ها به مطالعه كردن خلباني مي‌پردازد .
  • نمي‌تواند مدعي باشد كه توانايي خلبان شدن را دارد .
  • و هواپيما را مي تواند به دست بگيرد.
  • در زندگي شخصي،  تحصيلي و خانوادگي .
  • و همين‌طور اجتماعي شايد ما اطلاعات فراواني را داشته باشيم.

اما براي اجرا ساخته شدن آن احتياج به  توانايي و مهارت هاي تازه داريم.

تا بتوانيم از دانش هاي خودمان بيشترين استفاده را داشته باشيم.

يكي از علتهاي رجوع كردن به مشاوره افزودن  مهارت ها در رابطه با مطالعه .

داشتن زندگي مسالمت آميز،  طرز ارتباط برقرار كردن با اطرافيان، كنترل كردن زمان و مانند آن مي‌باشد.

كه قسمت فراواني از فعاليتهاي مشاوره را به اختصاص دادن پرداخته است.

 پيشگيري كردن با بهترين مركز مشاوره 

بيشتر افراد اين را مي‌دانند كه پيشگيري كردن بهتر از معالجه مي‌باشد.

و معالجه واقعه را پيش از به وقوع پيوستن بايد انجام داد .

اما تعداد كمي از افراد به سراغ برنامه‌هاي پيشگيرانه مي روند .

  • به طور مثال امكان دارد علائم هايي از افت تحصيلي در ما ايجاد شود.
  • و دچار مشكلاتي در زندگي بشويم كه اجازه حركت كردن به سوي هدف ها به ما ندهد.
  • با اين وجود عده‌اي هم آنقدر تعلل مي ورزند كه با مشاهده كردن كارنامه.
  • و مشروط شدن خود تازه به فكر برطرف كردن موضوع مي افتند.
  • با آشكار شدن اولين علائم ها از پيشرفت آن پيشگيري كنيد.
  • و با قدم هاي استوار و براي اطمينان به آينده خود گام برداريد.
  • و حتي براي دچار نشدن به برخي از مشكلات الزامي مي باشد .
  • كه سطح آگاهي خود را بيشتر كرده و ارزيابي روانشناختي مطلوبي.
  • را از خود دارا باشيد تا زمينه‌هاي دردسرهاي بعدي ايجاد نشود.

مشاوره براي معالجه

معالجه واژه اي مي‌باشند كه هنگامي كه در رابطه با مشكلات روحي .

و همين‌طور عصبي به كار مي رود خيلي جالب به نظر نمي‌آيد.

و مقاومت كردن رواني  با ترس از برچسب خوردن رواني شدن همراه مي باشد.

به همين خاطر اقدام كردن به معالجه به ياري متخصصان به تاخير خواهد افتاد.

و عوارض ناشي از آن خود را آشكار خواهد كرد. بيماري‌هاي شايع روانشناختي.

مثل افسردگي و اضطراب و همينطور وسواس و مانند آنها داراي علائم هاي روشني مي باشند .

كه هنگامي كه افزايش پيدا مي‌كند و زمان طولاني شخص به آن مبتلا مي باشد .

رجوع كردن به درمانگر به‌صورت ضروري‌تر و جدي‌تر خواهد شد.

درمان افسردگي در مركز مشاوره 

شخصي كه درحال افسردگي مي باشد به صورت منفي فكر مي‌كند.

و اميد خود را از دست داده است و همين طور تمايلي به ارتباط با منبع هاي عاطفي.

خود را دارا نمي باشد و در تغذيه و خواب اختلالاتي ايجاد خواهد شد.

چنين شخصي تمايلات لذت بردن از زندگي را از دست خواهد داد.

اگر اين گونه نشانه ها و علائم ها در يك نفر آشكار شود.

حتماً بايد به مشاوره و روانشناسي رجوع كند.

و با ارزيابي هاي علمي شرايط خود را معين كند.

 

منبع: com.مركزمشاوره

 

بهترين مركز مشاوره تهران مورد تاييد كانون مشاوران ايران

۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸

 


مركز مشاور خوب در تهران

خيلي وقت‌ها به سهولت بدنمان را به به دست تيغ جراحان مي سپاريم .

ولي براي سپردن قسمت كوچكي از ذهن و روح مانده روانشناس .

و همينطور روانپزشك به مقاومت كردن مي‌پردازيم.

اهميت مشاوره خوب

به دليل اينكه تا هنگامي كه به هر علتي اندكي به عقب‌نشيني مي‌پردازيم .

و رودررويي روانشناسي و روانپزشكي مي‌نشينيم كوشش مي كنيم .

كه حقيقت را به صورت ديگري نشان دهيم.

برخي از ما هنگامي كه در اتاق روانشناس قرار مي‌گيريم .

و رو به روي آن مي‌نشينيم از اول در مقابل او به جبهه گرفتن مي‌پردازيم.

به چه علت ما تا اين اندازه از تاريكي هاي درون خود مي ترسيم .

علت آن شامل موارد زير مي شود:

  • يكي از علت‌هاي آن اين مي باشد كه پيش از پيدايش روانشناسي .
  • به صورت علمي و دانشگاهيان در طول تاريخ بعضي از اشخاص .
  • براي معالجه بيماران رواني به جادوگران  گرايش پيدا مي‌كردند.
  • اين عامل در قسمت ناخودآگاه ذهن و شهر موثر ميباشد.
  • در آن زمان يكي از تبعات بيماري رواني.
  • يا همينطور اصلي بهتر شدن از جامعه بود.
  • يكي از عواملي كه انسان همواره از آن و گريز مي باشد.
رجوع به مركز مشاوره 

يكي ديگر از دليل‌هاي رجوع كردن مردم به روانشناس .

از ايده‌هاي عجيبي مي باشدكه به موجود مي باشد.

عقيده هاي مانند اينكه روانشناسي با نگاه كردن به شهر مي‌تواند .

همه ي راز ها و همينطور مشكلات را متوجه شود و از اين قبيل اعتقاد ها.

هنگامي كه برخوردهاي شهر بازي و نرم عادي و آن چيزي كه در جامعه شايع مي باشد.

و تمام افراد از آن به تبعيت كردن مي‌پردازند داراي فرق باشد.

تقريباً همه متوجه اين فرقه‌ها خواهند شد.

درمان افسردگي با مشاوره خوب

به طور مثال شخصي كه افسردگي و پرخاشگري بيش از اندازه دارند .

ميتوانند برخورد خود را مديريت كنند.

براي هر شخصي كه در پيرامون آن قرار دارد برخوردهاي آن خطرناك مي شود.

كمك هايي كه يك متخصص به برطرف كردن مشكلات رواني خواهد كرد .

بسيار صحيح و اصولي مي باشد و مي تواند به درستي شخص بيمار را ياري دهد.

كه به چه فردي رجوع كنند و چه خدمت هايي را كسب كنند.

منبع: com.مركزمشاوره


درمان استرس معده

استرس و اضطراب فراوان فقط به عصبي كردن شما نمي‌پردازد.

بلكه اعصاب سيستم گوارش و در حقيقت معده و روده شما را به هم خواهد ريخت.

تعريف استرس
  • به بيان ديگر استرس ناراحتي‌هاي عصبي.
  • و اضطراب ، بر روي سيستم گوارش موثر مي باشد .
  • كه موجب تحريك شدن سيستم گوارش.
  • و اختلال ترشح يكسري از هورمونها .
  • يا ميانجي‌هاي عصبي بين سيستم مغز .
  • اعصاب و دستگاه گوارش بدن خواهد شد.
  • كه اين امر در آخر شدت بيماري هاي معده .
  • و همينطور روده را بيشتر كرده يا تظاهر مشكلات .
  • و بيماري هاي پنهان گوارشي را به همراه دارد.
  • بيماريهاي ناشي از استرس.

متخصصين گوارش اعتقاد دارند كه استرس زخم معده را به وجود نمي آورد.

اما اگر فردي بيماري معده مانند زخم معده دارا باشد استرس آن را تشديد خواهد كرد .

ولي به خودي خود عامل به وجود آورنده ي زخم معده يا التهاب روده نمي باشد.

تحقيقات نشان گر اين مي باشد كه هرگونه استرس و اضطراب مي‌تواند.

سيستم عصبي گوارش را مختل كند.

استرس و زخم معده 
  • كه اين موضوع باعث افزايش پيدا كردن زخم معده خواهد شد. 
  • در حقيقت هنگامي كه پزشكان بعد از انجام دادن آزمايش ها .
  • و ارزيابي هاي تشخيصي در پيدا كردن دليل آشكار شدن درد ها .
  • و اختلالات گوارشي به نتيجه اشكار شدن درد هاي عصبي در معده.
  • و روده راه بسيار محتملي مشاهده مي كنند.

محققان بر اين تاكيد دارند كه اختلالات عصبي تحت تاثير استرس گرفته است .

تا اضطراب ، ترشح يكسري ميانجي هاي عصبي و در حقيقت هورمونها .

كه رابطه ميان اعصاب مغزي و اعضاي بدن مي باشند دچار تحول خواهند شد .

و رويكرد آن عضو را مختل خواهند كرد.

اختلالات عصبي تحت تاثير استرس
  • حتي در مبحث سندروم روده تحريك پذير، روده  تحت تاثير اين ميانجي ها واقع مي‌شود .
  • و حركت هاي آن تند تر يا كمتر از حالت معمولي خواهد شد.
  • كه حاصل آن آشكار شدن اسهال يا يبوست هاي عصبي مي باشد.
  •  اختلالات رواني مانند اضطراب و استرس هاي محيطي .
  • در به وجود آمدن نفخ معده داراي تاثير مي باشند.

 

در حقيقت ،  بيشتر شدن گاز در معده .

و روده كه  منجر به وجود آمدن نفت مي شود.

و به فرد احساس سنگيني در پيرامون ناف را خواهد داد .

كه مي تواند تحت تاثير عوامل تنش هاي روحي به وجود آيد.

 

منبع: مشاوركو


احساس تنهايي

يكي از مشكلاتي كه بعضي از اشخاص جامعه با آنها روبرو مي باشند انزوا و گوشه گيري مي باشد .

مشكلات انزوا و تنهايي 

احساس تنهايي مي تواند براي شخص و هم براي خانواده مشكلاتي را ايجاد كند.

پس الزامي مي باشد در رابطه با ارزيابي كردن اين مسئله اول دليل و ريشه آن بررسي شود.

و پس از آن راه حل هاي معالجه آن تجويز شود.

دلايل تنهايي افراد

دليل هاي متفاوتي وجود دارد كه شخص به انزوا مبتلا مي شود كه شامل:

اگر انزوا دليل روانشناختي را دارا باشد.

دلايل روانشناختي تنهايي و انزوا
  • به علت خصوصيات شخصيتي شخص مي باشد.
  • كه باعث مي شود شخص جمع را دوست نداشته باشد .
  • و با گذر زمان شخص  به تنهايي گرايش پيدا كند .
  • و يا امكان دارد به علت نبود تمايل داشتن به توانايي هاي ارتباطي شخص باشد.
  • كه موجب شود شخص نداند به چه صورت بايد در جمع حاضر شود.

انزوا يكي از شاخه هاي افسردگي محسوب مي‌شود.

و اگر افسردگي رو به پيشرفت و ترقي رود شخص خود را از اطرافيان دور نگه مي‌دارد.

و در آخر امكان دارد به از دست رفتن شغل يا كار خود منجر شود.

اختلال شخصيتي تنهايي
  • اسكيزوتايپال  و اسكيزوئيد  كه از  شاخه هاي اختلالات شخصيتي محسوب مي شوند.
  • دليل ديگر انزوا مي باشد كه در  اسكنيزوئيد شخص به فرو رفتن در خود مي پردازد .
  • و با هيچ شخصي هيچگونه رابطه اي برقرار نمي كنند .
  • كه در اصطلاح به آن ها انسان هاي خود خور گفته مي شود.
  • كه تمام مسائل را در خودشان مي ريزند.
  • و اسكيزوتايپال ها  گوشه گير محسوب مي‌شود .
  • كه از تيپهاي به‌خصوص ظاهري و برخوردي  پيروي مي‌كنند.

 

  • داشتن انزوا يا نداشتن آن بستگي به دليل آن دارد.
  • اگر انزوا علت افسردگي و همينطور اختلال شخصيتي شخص باشد بيماري به حساب مي‌آيد.
  • اما اگر به دليل خصوصيات شخصيتي در شخص باشد بيماري محسوب نمي شود.

 

منبع: فارس پاتوق


اختلال دو قطبي و هوش

اين مسئله كه آشكار شدن مشكلات رواني در اشخاص باهوش‌تر.

به مراتب بيشتر مي باشد موضوع جديدي نمي‌باشد.

محققان در پژوهش هاي متفاوت تلاش كرده اند.

تا رابطه اي ميان مقدار هوش و بالاتر بودن احتمال افسردگي.

و ديگر اختلالات رواني را كشف ‌كنند.

شيوع اختلال دوقطبي

بيشتر هنرمندان خلاق از اختلال دوقطبي و ديگر مشكلات رواني در حال رنج بوده‌اند.

ولي تا چه حدي مقدار iq خلاقيت و حتي سطح تحصيلات .

با آشكار شدن بيماري هاي رواني داراي رابطه مي باشد ؟

  • اخيراً با پژوهش هاي محققان  سرنخ هاي جديدي .
  • در رابطه با اختلال دوقطبي و شيزوفرني كسب كرده اند.

آنها در اين پژوهش خود مقدار هوش و رويكرد تحصيلي را در بيماراني .

كه با اختلال دوقطبي و شيزوفرني مورد ارزيابي قرار دادند.

آن ها ۴۹۴ بيمار با اختلال دوقطبي نوع يك و ۹۵۲ بيمار با طيف شيزوفرني .

و ۲۲۳۱ بيمار با هر دو مشكل را مورد ارزيابي قرار داده‌اند.

اختلال دوقطبي نوع يك
  • از طرفي پژوهش‌هايي بر روي ۱۳۰۴ شخص تحت مديريت .
  • و ۱۰۰ نفر از خواهرها يا برادر هاي شان به انجام دادن پرداخته اند.
  • نتايج نشانگر اين بود كه بيماراني كه با اختلال دوقطبي نوع يك .
  • با درصد بالاتري توانسته بودند مقطع هاي تحصيلي را در مقايسه.
  • با ديگر گروه ها تكميل كنند برخلاف اين موضوع كه مقدار آي كيو آنها .
  • نسبت به اشخاص تحت  مديريت كمتر بود.

رابطه دو قطبي و هوش

بيماراني كه شيزوفرني دارا بودن هم آي كيو و مقدار سطح تحصيلي پايين تري.

نسبت به اشخاصي كه تحت مديريت بودن در آنها مشاهده شد.

بيماراني كه از اختلال دوقطبي نوع يك و شيزوفرني در حال رنج مي باشند .

مقدار آيكيو مشابهي دارا بودند ولي بيماراني كه اختلال دوقطبي نوع يك داشتند .

سطح تحصيلي آنها بالاتر بود.

مديريت اختلال دوقطبي
  • اگرچه بيماران با اختلال دوقطبي نوع يك.
  • نسبت به اشخاص تحت مديريتداراي آيكيو كمتري هستند.
  • ولي احتمال تكميل شدن مقطع هاي تحصيلي بالاتري در آنها بيشتر مشاهده شد.
  • اطلاعات نشانگر اين بود كه رويكرد تحصيلي بالاتر مي تواند.
  • يكي از خصوصيات بيماري دو قطبي باشد.

 

منبع: كانون مشاوران ايران


چگونه خودمان را دوست بداريم؟

honarehzendegi

 

چگونه خودمان را دوست بداريم؟خود را دوست داشتن نبايد با از خود راضي بودن اشتباه گرفته شود. خود را دوست داشتن يعني شما خودتان را بپذيريد و براي پيشرفت و بهتر شدن خودتان تلاش كنيد. فردي كه خود را دوست دارد ديگران را هم دوست دارد و اين روابط متقابل است. خود را دوست داشتن به معناي داشتن اعتماد به نفس، پذيرش خود، احترام به ذات وجودي خود و به معناي عام كلمه، تبديل شدن به يك انسان كامل است. كسي كه خود را دوست ندارد در روابط خود نيز ناموفق بوده و ناكام مي‌ماند. بايد گفت معناي خودشيفتگي و خود خواهي با دوست داشتن خود تفاوت داشته و نبايد اشتباه گرفته شود. در ادامه اين مقاله درباره دوست داشتن خود بيشتر صحبت كرده ايم.

دوست داشتن خود يعني چه؟

دوست داشتن خود يعني شما بتوانيد خود را باوجود تمام ضعف‌ها بپذيريد و نقاط قوت خود را بدون نياز به تواضع كشف كرده و تقويت كنيد. دوست داشتن خود رابطه متقابلي با اصيل بودن و خود واقعي بودن دارد. شما براي اينكه بتوانيد خود واقعي تان باشيد بايد خود را دوست بداريد، پس در وهله اول نياز است كه اصيل باشيد و فيلم بازي نكنيد. خودتان باشيد و خودتان را با تمام ضعف‌ها بپذيريد. اصيل بودن نيز نياز به تمرين دارد.
خودشناسي، شمشير دو لبه

خودشناسي براي هر فرد بالغ و اصيلي لازم است. هر كس بايد خود واقعي خود را بشناسد، اما اين شناخت بايد با تفكر عالي و منطقي همراه باشد. براي برخي‌ها، خود شناسي باعث مي‌شود تا ضعف‌هاي خود را بزرگ كرده و آن‌ها را دائما مقابل چشمان خود ببينند. در برخي خودشناسي باعث مي‌شود فقط نقاط قوت خود را ببينند، به سمت خودشيفتگي گرايش پيدا كنند و ديگران را از دست بدهند. بنابراين تعادل را بايد مدنظر قرار دهيد. نقاط قوت خود را بشناسيد و آنها را تقويت كنيد، نقاط ضعف را نيز پيدا كرده و در صدد اصلاح آنها بر بياييد. براي اين كار چند قدم لازم است:
1- خود را همانطور كه هستيد بپذيريد و براي آن چيزي كه مي‌خواهيد باشيد تلاش كنيد.
2- تيپ و سبك شخصيتي خود را بشناسيد. به كمك يك روانشناس، مي‌توانيد از شخصيت خود اطلاع پيدا كنيد و از رفتار خود آگاه شويد.
3- علايق خود را كشف كنيد و در مسير آنها قدم برداريد.
4- اهداف خود را مشخص كنيد.
5- ارزش‌هاي خود را تعيين كرده و براي آنها زندگي كنيد.
6- براي اطلاع بيشتر از راه‌هاي خود شناسي، مي‌توانيد كليك كنيد.

پيش شرط‌هاي دوست داشتن خود چيست؟

كسي كه بخواهد خود را دوست داشته باشد، بايد به تمام بخش‌هاي زندگي خود اهميت دهد. كسي كه خود را دوست دارد تلاش مي‌كند تا بهترين خود باشد، نه اينكه براي ديگران بهترين باشد. كسي كه خود را دوست دارد از خود مراقبت مي‌كند و براي كسب احساس بهتر، تلاش مي‌كند.
مراقبت از جسم:

براي دوست داشتن خود، بايد از بدن خود مراقبت كنيد. كساني كه سيگار مي‌كشند، از مشروبات الكلي و يا مواد مخدر استفاده مي‌كنند، در واقع خود را دوست ندارند. آنها اعتماد به نفس پايين خود را پشت اين مواد پنهان كرده و نمي‌توانند خود را دوست داشته باشند. تغذيه سالم، ورزش كردن، خواب صحيح و كافي و... مواردي است كه در مراقبت از جسم بايد رعايت شود.
مراقبت از ذهن:

ذهن نيز مانند جسم نياز به مراقبت و ورزش دارد. كسي كه خود را دوست داشته باشد، براي تقويت ذهن خود تلاش مي‌كند، دائم در حال مطالعه است، مطالب جديد را دنبال مي‌كند، حافظه خود را تقويت كرده و مغز خود را سالم نگاه مي‌دارد.
مراقبت از روان:

ذهن با روان متفاوت است. سلامت جسم و ذهن بدون سلامت روان امكان پذير نيست. بنابراين بايد كاري كنيد كه روح و روان شما در آرامش باشد. كمتر عصباني شويد، كمتر حرص بخوريد، استرس‌هاي زندگي را كنترل و بحران‌ها را با آرامش مديريت كنيد. اگر شما روان آسوده و سالم نداشته باشيد نمي‌توانيد خود را دوست بداريد. طبيعتا در اين مورد به تنهايي نمي‌توانيد عمل كنيد و به كمك يك فرد متخصص در زمينه سلامت و بيماري روان نياز داريد.

براي دوست داشتن خود چكار كنيم؟

1- افرادي كه خود را دوست دارند خود را با ديگران مقايسه نمي‌كنند. هر كس جايگاه خود را دارد و مسير براي پيشرفت همه باز است.
2- حد و مرز خود را مشخص كرده و خود را درگير قيد و بندهاي ديگران و جامعه نكنيد.
3- اگر از ديگران كمك مي‌خواهيد، اين كار را بكنيد ولي از ديگران نخواهيد مسئوليت زندگي شما را در دست بگيرند.
4- با خودتان شاد باشيد، لذت‌هاي خود را فراموش نكنيد و از تنهايي خود لذت ببريد.
5- ترديد نكنيد. اگر تصميمي گرفتيد، به خود اعتماد كنيد و آن را انجام دهيد. اگر بر سر دوراهي هستيد، تا مي‌توانيد خودتان تصميم بگيريد و نهايتا از ديگران كمك بگيريد، اما هيچ وقت از تصميم خود پشيمان نشويد.
6- براي خودتان وقت بگذاريد.
7- كارهايي را انجام دهيد كه دوست داريد و حال شما را خوب مي‌كند.
8- ايده آل گرايي را فراموش كنيد و واقع بين باشيد.
9- براي موفقيت هايتان به خودتان هديه بدهيد.
10- براي خود هدفي مشخص كرده و در راستاي آن تلاش كنيد.
11- به سراق علايق تان برويد و هنر يا حرفه اي كه هميشه دوست داشتيد را ياد بگيريد.
12- به ديگران كمك كنيد، ديگران را دوست داشته باشيد و منافع جمع را محترم بشماريد.
13- بابت اشتباهات، خودتان را سرزنش نكنيد. هيچ كس كامل نيست و هر اشتباه را به حساب تجربه بگذاريد.
در نهايت با يك درمانگر و روانشناس ملاقات كنيد. ممكن است بخاطر گذشته منفي و عللي كه نمي‌دانيد، احساسات منفي زيادي را تجربه كنيد، درمانگر به شما كمك كرده تا با اين عوامل مبهم روبرو شده و آنها را از ذهن خود پاك كنيد.

چه رابطه هايي را بايد تمام كرد؟

honarehzendegi

تاريخ عضويت

Nov 2018

عنوان كاربر

كاربر انجمن

ميانگين پست در روز

0.36

نوشته ها

36

تشكـر

0

تشكر شده 2 بار در 2 پست

سيستم عامل و مرورگر

چه رابطه هايي را بايد تمام كرد؟هميشه تمام كردن يك رابطه از سخت‌ترين كارهاست. حال اين رابطه چه يك رابطه زناشويي باشد، يا دوستي يا عاشقانه سختي خودش را دارد. بايد در شروع و پايان رابطه‌ها دقت كرد و زماني كه يك رابطه در حال آسيب زدن به شماست بهتر است آن را تمام كنيد. دقت كنيد، آسيب زدن به شما. چون هركس مسئول زندگي و سرنوشت خودش است و شما نمي‌توانيد بخاطر اينكه رابطه اي به شريكتان آسيب ميزند آن را تمام كنيد. به هرحال، در اين مقاله درباره اينكه اهداف رابطه چيست و چه زماني بايد رابطه را تمام كرد صحبت كرده ايم.

هدف رابطه چيست؟

رابطه‌هاي پيش از ازدواج مي‌تواند به چند منظور برقرار شود. اصلي‌ترين و مهم‌ترين آن، شناخت فرد مناسب براي ازدواج است. بنابراين در اين مواقع بايد بسيار در ادامه رابطه دقت شود. اهداف ديگر رابطه نيز به تناسب هر فرد متفاوت است، از روي سرگرمي، گذران وقت، رفع نيازهاي عاطفي يا جنسي و... . بنابراين لازم است كه بدانيد چه زماني تمام كردن يك رابطه براي پايان رابطه مناسب است.

چه زماني بايد يك رابطه را تمام كرد؟

تمام كردن يك رابطه، مخصوصا اگر بيش از يك سال از آن بگذرد، كار دشواري است. به دليل ايجاد دلبستگي و عادت كردن به يك فرد و خاطرات مشترك، معمولا دو طرف بحران‌هايي را تجربه مي‌كنند. اما بايد بدانيد زماني مي‌رسد كه ادامه رابطه اشتباه است، اگر هر يك از موارد زير را در هر زماني از رابطه پيش از ازدواج تجربه كرديد، در مورد آن تامل كرده يا با يك روانشناس در ارتباط باشيد:
زماني كه حرمت‌ها و خط قرمز هايتان شكسته شده است:

اگر شريك شما، با وجود اينكه درباره خط قرمزها و ارزش‌هايتان به او توضيح داده بوديد، آن‌ها را زير پا گذاشت، مي‌توانيد اين رابطه را تمام كنيد. شكستن حرمت‌ها هر رابطه اي را بيمار مي‌كند.
اگر در گذشته غرق هستيد:

اگر هنوز در با خاطره بازي و تكرار خوشي‌هاي گذشته سر مي‌كنيد و اصلا بخاطر آن لذت‌ها در رابطه مانده ايد، بهتر است اين كار را نكنيد. يك رابطه بايد رو به جلو و مولد باشد و درجا زدن، آينده را از شما مي‌گيرد. اگر به قبل از رابطه فكر مي‌كنيد، به افراد ديگري كه مي‌توانستند باشند، به دوراني كه زندگي بهتري داشتيد و... سريعا رابطه را تمام كنيد.
اگر رنج‌ها از لذت‌ها بيشتر است:

اگر لحظاتي كه با هم خوش و خوشحال هستيد، كمتر از دعواها و دلخوري هايتان است، اين رابطه نتيجه اي ندارد. پس به جاي آزار يكديگر از هم فاصله بگيريد.
ارزش‌ها و باورهاي متفاوت داريد:

در مورد اصول و قواعدي كه براي زندگي خود قائل هستيد با شريكتان صحبت كنيد. تفاوت در اصول شما را به سمت سقوط هدايت مي‌كند. ارزش‌هاي اخلاقي، باورهاي مذهبي، ارزش‌هاي جمعي و خانوادگي، سنگ بناي هر رابطه هستند و اگر از اين منظر با هم متفاوتيد، اين رابطه متزلزل خواهد بود.
آسيب‌هاي جسمي و رواني وجود دارد:

مهم نيست بعد از اينكه شريكتان شما را كتك زد از شما عذرخواهي كند يا نه، مسئله عدم تعادل اوست. خطرناك‌تر از آن زماني است كه شريك شما با رفتار و حرف هايش، باعث رنجش روحي شما مي‌شود. حرفهاي تلخ مي‌زند و مانند خنجر به قلب شما فرو مي‌رود. كنايه زدن، توهين كردن، تمسخر و تحقير، جايي در رابطه ندارد.
اگر بحث تغيير كردن وجود دارد:

اصولا رابطه ملزومات، بايد و نبايدهاي خود را دارد. اگر شما هنوز نمي‌توانيد دست از عادات دوران مجردي برداريد و شريكتان نيز نمي‌تواند خود را در راستاي رابطه تغيير دهد، بهتر است درباره جدايي باهم صحبت كنيد. نكته مهم اين است كه بايد خودتان متوجه شويد و خود را اصلاح كنيد. اگر شريك شما مصرانه از شما مي‌خواهد كه تغيير كنيد و يا از طرفتان مي‌خواهيد كه بخاطر شما تغيير كند، اين رابطه شايد ادامه دادني نباشد. اميد به تغيير همسر بعد از ازدواج دليل بسياري از طلاق‌ها مي‌باشد.
اگر نتوانستيد درباره اختلافات توافق كنيد:

اگر درباره اختلاف نظر‌ها و تفاوت هايتان، توافق صورت نگرفت و همچنان درباره مسائل تكراري در حال بحث و جدل هستيد، بيش از اين خود را خسته نكنيد.
اگر فرد مقابل بيكار و بي هدف است:

اگر شريك شما، نه شغل دارد، نه هدفي دارد، نه در حال تحصيل است و هيچ برنامه اي براي زندگي ندارد، طبيعتا اين آدم، فرد مناسبي براي رابطه نيست. مگر اينكه شما هم مثل او باشيد.
اگر مصرف مواد مخدر به حد اعتياد رسيده است:

فردي كه به مواد مخدر معتاد است و نمي‌تواند بدون آن زندگي كند، حتي براي داشتن يك رابطه عاطفي نيز مناسب نيست و بايد از او دوري شود. مگر اينكه قصد ترك داشته باشد و شما نيز بخواهيد به او كمك كنيد. اگر به فكر ازدواج با فردي معتاد هستيد، بهتر است درباره موفقيت آميز بودن ازدواج با معتاد بيشتر تامل كنيد.
سو استفاده مالي وجود دارد:

اگر شريك شما، سعي مي‌كند به هر نحوي از امكانات مالي شما بيش از اندازه معقول يك رابطه استفاده كند، طبيعتا در آينده نيز اين سوء استفاده‌ها بيشتر خواهد شد.
دروغگويي:

آفت هر رابطه، دروغگويي است. رابطه اي كه بر پايه دروغ بنا شده باشد، هرچند بعدا به اعتراف برسد، باز هم معيوب است. مخصوصا اگر در طول رابطه نيز مدام در حال شنيدن يا گفتن دروغ باشيد، رابطه اي سست بناگذاري كرده ايد.
اخلاق نامناسب و پرخاشگري:

اگر شريك شما بداخلاق و بد دهن است، سريع عصباني مي‌شود، با همه درگير است و فردِ بدبين و منفي بافي است، ديگران و يا شما را تحقير مي‌كند، خودخواه و خود محور است و به فكر ديگران نيست، شايد فرد مناسبي براي زندگي در آينده نباشد.
نپذيرفتن فرديت شما و محدود كردن:

اگر او درباره پوشش شما، رفت و آمدهاي شما، علايقتان و به طور كلي زندگي شخصي شما اظهار نظر مي‌كند و مي‌خواهد شما را محدود كند، فرد مناسبي نيست. دو طرف بايد به فرديت و زندگي شخصي همديگر احترام بگذارند.
خيانت:

نهايتا، اتفاقي كه هر رابطه اي را يكباره تخريب مي‌كند، مسئله خيانت است. البته خيانت به اندازه كافي بحث پيچيده اي هست و اينكه طلاق بخاطر خيانت يا بخشش خيانت، در چه زماني اتفاق مي‌افتد را در مقالات ديگر به طور مفصل بررسي كرده ايم.

سخن آخر

اگر مي‌گويي بدوت شريك عاطفي تان نمي‌توانيد زندگي كرده و كسي ديگري را پيدا كنيد، بهتر است درباره ايده آل‌ها و علاقه خود تجديد نظر كنيد. همه در كنار خود فردي را مي‌خواهند كه اگر نباشد، زندگي بدون او ناقص شود. معشوقه ايده آل مثل يك كلمه كليدي در يك شعر مي‌باشد كه اگر هر كلمه اي جاي آن بگذاريد، كل مفهوم شعر به هم مي‌ريزد. به طور كلي اگر همچنان درباره انتخاب تان مردد هستيد؛ قطعا بهترين انتخاب را نكرديد و نياز به مشورت با افراد با تجربه را داريد.

چطوري بد دهني را ترك كنيم؟

onarehzendegi

 

چطوري بد دهني را ترك كنيم؟همه مي‌دانند كه بد دهاني يك عادت بسيار ناپسند است، اما تعداد كساني كه براي ترك بد دهني اقدام مي‌كنند بسيار محدود هستند. شايد به اين دليل كه آن را بخشي از شخصيت خود دانسته و نيازي براي تغيير نمي‌بينند. بد دهني مي‌تواند موجبات دلخوري، درگيري و حتي پرخاش‌هاي نامناسب شود. افرادي كه از اين گونه صحبت‌ها براي انتقال پيام استفاده مي‌كنند معمولا ريشه‌هاي تخريب شده دروني دارند و بايد درمان شوند. در اين مقاله درباره علل بددهاني و عواملي كه باعث آن مي‌شود بحث شده است. همچنين شخصيت‌هايي كه بيشتر بد دهني مي‌كنند را خواهيد شناخت و در انتها راهكارهاي مختصري براي ترك بد دهني ارائه شده است.


علل بد دهاني چيست؟

ناسزاگويي يك راه سريع و شايد آسان براي انتقال خشم و يا منظور خود در يك محيط است. معمولا بد دهني، به دليل هويت‌هاي جمعي و گروهي شايع شده و در طول زمان باقي مي‌ماند. به طور كلي شايع‌ترين علل بد دهني مي‌تواند يك يا چند مورد از عوامل زير باشد:
1- درد و خوردن ضربه اي به بدن، مثلا خوردن انگشت پا به لبه ميز
2- احساس خطر، مثلا نسبت به يك راننده ناشي
3- براي ابراز خشم و كاهش استرس
4- نشانه اتحاد يا صميميت در جمع‌هايي كه اين عادت در آنها شايع شده است.
5- بد دهني از روي عادت
6- براي شوخ طبعي و خنديدن
7- تحقير و توهين به ديگران براي اعمال نظر يا امر خود
8- جلب توجه و خودنمايي
9- پنهان كردن ترس و ناامني

افراد بد دهان چه كساني هستند؟

معمولا كساني كه از اعتماد به نفس ضعيف، احساس حقارت، تربيت نادرست و محيط اجتماعي ناسالم برخوردار بوده‌اند، براي تمام علل بالا، معمولا از بد دهني و فحاشي استفاده كنند. علت بد دهني را نمي‌توان بلد نبودن مودبانه حرف زدن دانست، بلكه نگرش منفي افراد نسبت به مودبانه حرف زدن و روشي سريع براي رسيدن به خواسته‌ها در موقعيت‌هاي مختلف دانست. يكي از راه‌هاي ترك بد دهني، افزايش اعتماد به نفس با روش‌هاي موثر مي‌باشد.

پيامدهاي بد دهاني چيست؟

بد دهاني، پيامدهاي نامناسبي خواهد داشت و برخي از اين پيامدها ممكن است در بلند مدت در زندگي فرد باقي مي‌گذارد.
_ به خطر افتادن روابط دوستانه، خانوادگي، عاطفي و زناشويي (تاثير فحاشي بر روابط را بخوانيد)
_ افتادن از چشم ديگران و به خطر افتادن جايگاه اجتماعي
_ عدم پذيرش حرف شما، حتي اگر درست باشد.
_ موجب بروز خشونت و درگيري مي‌شود.
_ نشان دهنده ضعف شخصيتي و عدم خويشتنداري است.

ترك بد دهني امكان ندارد!

بد دهني يك عادت است، مثل تمام عادت‌هايي كه به مرور زمان فراگرفته شده و با تمرين نيز از بين خواهد رفت. براي ترك اين عادت، در وهله اول نياز است كه ريشه‌هاي اين مشكل بررسي شود. شايد در ظاهر فقط يك عادت باشد، اما اين عادت ممكن است از علل پيچيده شخصيتي و رواني ناشي شود كه به وسيله دشنام دادن، خود را نشان مي‌دهد. اين نشانه‌ها مي‌تواند به حل مشكلات روحي ديگر فرد نيز منجر شود. عدم توجه به اهميت ترك بد دهني مي‌تواند زندگي مشترك فرد را به خطر اندازد، چرا كه اغلب در زمان دعوا فحاشي مي‌كنند. حتي در دعوا با همسرتان بايد اصول برخورد صحيح در دعوا با همسر تان را بدانيد.

راه هاي ترك بد دهني

برخي از راه‌ها كه مي‌تواند به شما براي ترك بد دهني كمك كند را در ادامه شرح داده ايم:
1- اول از همه بايد تصميم محكم و قاطعي براي اصلاح رفتار خود داشته باشيد.
2- موقعيت‌هايي كه بيشتر شما را تحريك مي‌كنند شناسايي كرده و از آن‌ها دوري كنيد. به عنوان مثال اگر هنگام تماشاي فوتبال يا رانندگي فحاشي مي‌كنيد، بايد در اين مواقع در مكان‌ و كنار كساني باشيد كه نتوانيد بد دهني كنيد و هربار خواستيد اينكار را انجام دهيد مچ خود را بگيريد.
3- با افرادي كه شما را ترغيب به بد دهني مي‌كنند ارتباط خود را كم كنيد. شايد صميمي‌ترين دوستان شما باشند اما صميمي‌ترين دوستان هم ممكن است براي شما مضراتي به همراه داشته باشند.
4- براي هر بار اشتباه جريمه و هر بار موفقيت در خود كنترلي، پاداش تدارك ببينيد. به خودتان قول بدهيد و به قولتان عمل كنيد. حتي يك بار سستي نيز اثر درمان را از بين مي‌برد.
5- خشم خود را كنترل كرده و قبل از حرف زدن كمي فكر كنيد. حتي با يك بار امتحان كردن مي‌بينيد كه بعد از مدتي، اصلا عصبانيتي در شما وجود ندارد.
6- ايده آل گرايي شما باعث شكست‌هاي بيشتر، خشم بيشتر و بددهاني بيشتر مي‌شود. سعي كنيد انتظارات خود را متعادل كرده و نسبت به شرايط، سازگاري بيشتري نشان دهيد.
7- مي‌توانيد با يك نشانه مثل يك كش دور مچ دست، هنگامي كه مي‌خواهيد حرف بزنيد يا از كوره در برويد به خودتان با تحريك بدني هشدار دهيد.

قدرت افكار بر بدن را بيشتر بشناسيد!

honarehzendegi

 

قدرت افكار بر بدن را بيشتر بشناسيد!آيا از قدرت افكار بر بدن آگاهي داريد؟ قطعا تا به حال زياد شنيده ايد كه علت نيمي از بيماري‌هاي جسمي، استرس است. استرس و فشار رواني از پوست و مو تا قلب و معده فرد را تحت تاثير قرارداده و مي‌تواند عملكرد آنها را مختل يا به آنها آسيب برساند. بر عكس آن نيز صادق است كه شرايط نامساعد جسماني، مي‌تواند باعث ايجاد مشكلات رواني شود. ارتباط ذهن با بدن مسئله ايست كه خيلي از افراد روزانه با آن درگيرند اما يا متوجه آن نمي‌شوند يا به آن اهميت نمي‌دهند. در اين مقاله درباره چگونگي اثر و ارتباط افكار بر بدن به طور مختصر و برخي تمرين‌ها براي بهبود اين ارتباط صحبت شده است.



روايتي از سوم شخص

مهرنوش، دانشجوي دكترا در دانشگاه دولتي است. او قد بلند، خوش هيكل و جذاب است. شغل و دوستان خوبي دارد و همه چيز عالي به نظر مي‌رسد. اما كاملا اينطور نيست. مهرنوش مبتلا به ديابت است. در حالي كه او شغل خود را دوست دارد، باز هم براي شروع يك كسب و كار مضطرب است. او اغلب از خودش عصباني است و در مقابل اشتباهات كوچك ديگران سريعا پرخاش و واكنش منفي نشان مي‌دهد. اما نكته ترسناك اين است كه او عليرغم مراقبت كامل و دقيق از ميزان قند خون خود، باز هم يك يا دوبار در ماه به كماي ديابتي مي‌رود. اما چرا اين اتفاق مي‌افتد؟
مهرنوش با اينكه عادت‌هاي ناسالمي ندارد، اما اضطراب و استرس او مانع از توجه به نشانه‌هاي پايين آمدن قند خون در برخي از مواقع مي‌شود و او را به خطر مي‌اندازد. متخصص براي درمان او، برخي از تمرين‌هاي ذهن آگاهي براي كاهش و قدرت افكار بر بدن، مديريت استرس و شيوه‌هاي منظم مراقبت از ديابت به او پيشنهاد شده است.
مهرنوش پس از اين درمان، بلافاصله بعد از اينكه حس كند قند خون او پايين آمده، اقدامات لازم را انجام داده و از كما جلوگيري مي‌كند. در طول اين روند و با كاهش اضطراب، هورمون‌هاي استرس زا نيز كمتر ترشح مي‌شود و به دنبال آن، خشم و پرخاش ناشي از ترشح اين هورمون‌ها نيز از بين رفته، كنترل و آرامش او بيشتر شده و طبيعتا ديگر كماي ديابتي را تجربه نكرده است.

ارتباط افكار و بدن چگونه است؟

داستان مهرنوش، يك نمونه خوب از آن چيزي است كه ما به عنوان ارتباط ذهن و بدن مد نظر داريم. يعني افكار، احساسات، باورها و نگرش‌هاي شما مي‌تواند به طور مثبت يا منفي بر عملكرد بيولوژيكي تان اثر بگذارد. به عبارت ديگر، ذهن شما مي‌تواند بر سلامت بدن تان اثر بگذارد.
از سوي ديگر، آنچه با بدن و جسم خود انجام مي دهيد (اعمالي مثل تغذيه، ورزش و حتي ژست‌هاي بدني) نيز مي‌تواند بر وضعيت ذهني شما تاثير بگذارد. اين جريان، نتيجه يك رابطه پيچيده بين ذهن و بدن است. به عنوان نمونه مي‌توانيد مقاله تاثير ورزش و افسردگي را مطالعه كرده و ببينيد چگونه فعاليت‌هاي جسماني، روي روان و مغز اثر مي‌گذارد.
مغز و سيستم عصبي محيطي، سيستم غدد درون ريز، سيستم ايمني بدن و تمام اعضاي بدن و تمامي پاسخ‌هاي احساسي و هيجاني داراي يك زبان شيميايي مشترك هستند و مداوم با يكديگر در ارتباط بوده و از هم جدا نيستند. بنابراين، آگاهي از ارتباط متقابل و به شدت گسترده فكر و بدن در تمام ابعاد، مي‌تواند به شما براي بهبود سلامت جسماني و رواني تان كمك كند.

تفاوت ذهن و مغز چيست؟

مهم است كه در اين روند، متوجه تفاوت ذهن و مغز باشيد. تعريف ما از ذهن شامل تمام حالات ذهني يعني؛ افكار، تصورات، احساسات، باور‌ها، نگرش‌ها و... مي‌باشد. اما مغز يك سخت افزار است كه به فرد اجازه مي‌دهد تا اين حالت‌هاي ذهني را تجربه كند. به عبارت ديگر، مغز سخت افزار كامپيوتر است كه عملا تا محتوايي در آن قرار نگيرد، قابل استفاده نيست و آن محتوا و نرم افزارها، ذهن و فعاليت‌هاي ذهني است. هر چه سيستم مغز قوي‌تر و ورزيده‌تر باشد، نرم افزارها قدرتمندتر و كاراتر عمل مي‌كنند.
حالت‌هاي ذهني مي‌تواند به طور كامل آگاهانه يا ناخودآگاه باشد. فرد مي‌تواند به محيط واكنش نشان دهد بدون آنكه آگاه باشد كه چرا اينكار را كرده است. هر واكنش ذهني، داراي فيزيولوژي مرتبط با خود مي‌باشد كه اثر مثبت و منفي در بدن مي‌گذارد. مثلا اضطراب هورمون استرس و محبت هورمون عشق توليد مي‌كند.
بسياري از درمان‌هاي ذهني بدني، با تمركز روي آگاهي بيشتر از وضعيت ذهني و استفاده از اين افزايش آگاهي براي هدايت حالات هيجاني و ذهني در يك مسير بهتر با تخريب كمتر است.

درمان هاي ذهني _ بدني چيست؟

برخي از فعاليت‌ها وجود دارند كه از آنها با عنوان تمرين‌هاي ذهني بدن نيز نامبرده مي‌شود. يعني فعاليت‌هايي كه بدن براي تقويت و آرامش ذهن مي‌تواند انجام دهد و متقابلا ذهن براي بهبود عملكرد بدن مي‌تواند از آن بهره ببرد. برخي از اين روش‌ها عبارتند از:
_ درمان شناختي – رفتاري زير نظر يك روانشناس باليني
_ مراقبه و مديتيشن
_ نماز و عبادت
_ خلاقيت درماني و هنر درماني (رقص، موسيقي، نقاشي و...)
_ يوگا
_ بيوفيدبك
_ ورزش و استخر
_ تاي-چي
_ هيپنوتيزم
توجه: بسياري از فعاليت‌هايي كه گفته شد، تخصصي هستند و بايد زير نظر فرد متخصص آموزش و انجام شود تا با اطمينان بيشتري منتظر نتيجه مثبت و بهبودي باشيد.