23 سالمه و ان شالله به زودي ازدواج ميكنم اما از بچگي مشكل اعتماد به نفس داشتم كه اگر نياز باشه علتشو بعدا ميگم اما الان سعي ميكنم خلاصه كنم
توي بچگيم دير حرف زدم و از بچگي كم حرف بودم ومشكل دوست پيدا كردن داشتم به مادرو خواهرمم ميگگفتم اما اونا ميگفتن كه كاري نداره ميري و باهاش شروع ميكني به حرف زدن غافل ازاينكه من نميدونستم اصلا چجوري شروع به صحبت كردن كنم. تا مدت ها تو هر مهموني هرجا مادرم بود دنبالش ميرفتم توي مدرسه و دانشگاه هم بجز يكي از دوستام كه اونم خجالتي بود بقيه خودشون ميومدن باهام دوست ميشدن اونم نه هميشه …گاهي بخاطر اينكه درسم خوب بود و گاهي چون دلشون ميسوخت ازتنهاييم ولي وقتي دوست ميشدم رابطم بهتر بود و كمي راحت بودم تا قبل دانشگاهم هرجاي جديد كه ميخواستم برم بنا به عادت با پدر يا مادرم ميرفتم از جاهاي جديدي كه بايد كاري انجام ميدادم ميترسيدم دانشگاه بهترم كرد اما خوبم نكرد بهترين شجاعت دوره راهنماييم اين بود كه يبار تاكسي ميخواستيم بگيريم كه طرف تصادف كرد پدرم منتظر بود طرف دعواش تموم شه من رفتم پشت سر و با تتاكسي ديگه صحبت كردمو كرايه رو پرسيدمو سوار اون تاكسي شديم..اين مثلا كار خيلي بزرگ منه حالا چند روز پيش تنهايي رفتم دندان پزشكي كه فقط اولش سخت بود تا اينكه دندان پزشك يكي از دندوناي منو كه پارسال درست شده بود بدون اينكه بپرسه و بدون اينكه من هم بهش مثل يه ادم عادي بگم كدومو درست كنه ،دوباره باز كرد اخركارش كه متوجه شدم پرسيدمو گفت كه زير عصب كشيت پوسيده بوده و منم خيلي راحت قانع شدم تا پيش يكي ديگه برحسب اتفاق رفتمو گفت كه يه ساله نمي پوسه .حالا دو هفتس كه از ترس روبرو شدن با قضيه و اينكه چي بايد بگم تا حقمو بگيرم نميرم دنبالش .نميدونم چي بايد بگم .ميترسم صدامو ببرم بالا .توي ايرانم كه تقريبا حقو بايد اينجوري پس گرفت من حتي ميترسم به اونا برهم بخوره يجورايي خيلي ترسوام و بزدل……. از دست خودم كلافم كه مثل بدبختا تو خونه نشستموخودخوري ميكنم كه بابت كار دراصل نكردش پول رو هم پرداخت كردم با اين وضعيتم نميدونم چطور ميخوام زن يه زندگي شم تورو خدا كمكم كنيد از بي دست و پا بودن وبچه بودن درآم مشكل توي جمع تنها بودن و كم حرفيم رو عادت كردم تقريبا هر چندكه دوستش ندارم اما اينكه حقمو نتونم تنهايي و بدون پدرم بگيرم داره از اون روزتا حالا عذابم ميده
0 votes
با سلام
خجالتي بودن با عدم اعتماد به نفس تفاوتهايي دارد كه البته هر كدام ميتواند به نوعي زمينه ساز ديگري باشد .در اينجا براي هركدام از آنها راهكارهايي خدمتتان عرض ميشود :
خجالتي بودن يكي از رفتار هاي اجتماعي است كه هميشه فرد از آن ضربه مي بيند و در برخي موارد فرد نمي تواند حق خود را احقاق كند و تضييع حق مي شود اما هر مشكلي راهكاري دارد براي همين از راهكارهاي اين رفتار را بر مي شماريم:
1 – قبل از وارد شدن به يك جمع، اطلاعاتي در مورد آن جمع به دست آوريد و درباره چيزهايي كه ميخواهيد يا ميشود در آنجا مطرح كرد، فكر كنيد.
2- معاشرت خود را با ديگران بيشتر كنيد؛ از جمعهاي دوستانه كوچك شروع كنيد، به سؤالاتشان جواب دهيد و از آنها درباره خودشان، آرزوهايشان، اهدافشان يا موضوعات ديگر سؤال كنيد.
3- اگر خجالتي بودن، خيلي شما را آزار ميدهد، به يك مشاور يا روانشناس مراجعه كنيد.
4- تا حد ممكن از انزوا و گوشهگيري دوري كنيد. اگر چند نفري دوروبرتان هستند، كتاب خواندن را كنار بگذاريد و سر صحبت را با آنها باز كنيد.
5- اگر به خاطر لهجه، صدا، بوي دهان يا نوع دندانهايتان از جمع گريزان هستيد، چرا فكري به حال اصلاح اينها نميكنيد؟
6- در جمعها كاري كنيد كه كسل، خسته و بيحوصله به نظر نياييد.
به ياد داشته باشيد راه مقابله با خجالت اين است كه به چيزهاي ديگري تمركز كنيد؛ مانند فكر كردن و تصور اينكه چطور ميشود از اتفاقات اجتماعي لذت برد.
7- از طرد شدن يا شكست خوردن، نترسيد. قهرمانان ورزشي نيز با وجود احتمال شكست، باز هم به مبارزه و رقابت ميپردازند؛ اما تقريبا همه آنها براي برد به ميدان ميروند و هيچگاه از شكست حرف نميزنند.
8- كمرويي، تـرديد و دودلي هنگامي رخ ميدهد كه شما به عيوب و نقايص خود فكر ميكنيد. افكـارتـان را متوجه شخصي كنيد كه در حال گفتوگو با او هستيد. در اين حالت، هم شما اضطراب خود را از خاطر خواهيد برد و هم طرف مقابل از توجه شما خوشحال خواهد شد.
9- همهچيز را به خودتان نگيريد. نبايد هر چيزي مانند شوخي و طعنه را به عنوان توهين تلقي كنيد. مردم اغلب چيزهايي را ميگويند كه هيچ مقصود و منظوري از آن ندارند؛ هر چند گاهي اوقات مردم نـظـرات نابجا و بيموردي ميدهند؛ در اين صورت، قاطعانه از خودتان دفاع كنيد.
10- توقعتان را كم كنيد. بنا نيست در پايان يك گفتوگو، شما افراد را كاملا مجذوب خود كرده باشيد. همين كه همه از همصحبتي يكديگر لذت برده باشيد، كافي است. باور كنيد!
11- هول نكنيد. آدمهاي روبهروي شما هر چقدر هم كه مهم باشند، آدم هستند؛ آنها هم معايب و مشكلات و ضعفهاي خودشان را دارند؛ عين شما! شايد هم مثل خود شما دارند سعي ميكنند كسي متوجه نشود چقدر خجالتي هستند.
و در اينجا چند نكته درباره ي اعتماد به نفس و روشهاي تقويت آن :
هر فردي از شخصيت خودش، ديدگاهش و نقاط ضعف و قوتش يك تصوير ذهني دارد. اين تصوير از دوران كودكي شكل مي گيرد. به اين تصوير «خودانگاره» مي گويند يعني تصوري كه شخص از خويشتن در ذهن خود دارد.
«خودانگاره» در شكل گيري اعتمادبه نفس شخص نقش بسيار مهمي ايفا مي كند. بسياري از اين تصورات براساس تعامل ما با ديگران و تجربيات زندگي مان شكل مي گيرد. اعتماد به نفس به اين موضوع بستگي دارد كه شخص احساس مي كند از نظر ديگران تا چه حد مورد قبول و علاقه است و همچنين خودش چقدر احساس ارزشمند بودن دارد.
يك انسان با اعتماد به نفس سالم و طبيعي مي تواند احساس خوبي نسبت به خود داشته باشد. ارزش خود را بداند و به خاطر قابليت ها و مهارت ها و موفقيت هايش احساس غرور و رضايت كند. اما كسي كه اعتماد به نفس ضعيفي دارد، احساس مي كند كه مورد قبول و علاقه هيچ كس نيست و نمي تواند هيچ كاري را درست انجام دهد.
همه ما در شرايط و موقعيت هايي از زندگي مشكلات عدم اعتماد به نفس را تجربه كرده ايم، خصوصاً در دوران نوجواني كه شخص خود و جهان اطراف را مي شناسد، بسيار دچار مشكل مي شود.
اما از آنجايي كه خودانگاره هركس با گذشت زمان تغيير مي كند، پس اعتماد به نفس فرد هم ثابت نمي ماند و در طول زندگي تغيير مي كند و بنابراين مي توان اعتماد به نفس را بهبود بخشيد. براي دستيابي به يك اعتماد به نفس سالم دو مساله را بايد در نظر گرفت۱ـ نظر و رفتار ديگران نسبت به شخص چگونه است؟۲ـ خود او، خويش را چگونه مي بيند؟
افزايش اعتماد به نفس
اين دو مساله روي اعتماد به نفس افراد بسيار تاثير مي گذارد.
والدين، معلمان، مربيان و… به ويژه در دوران كودكي در شكل گيري ديدگاه هر فرد نسبت به خودش، نقش مهمي را ايفا مي كنند. اگر والدين يا معلمان بيشتر از آنچه كه از كودك تمجيد و تحسين مي كنند، از او انتقاد و عيب جويي كنند، مسلماً اين كودك نمي تواند اعتماد به نفس خوبي داشته باشد.
در دوره نوجواني كه ارزش ها و عقايد نوجوان در حال شكل گيري است، نظرات مربي، پدر و مادر، معلم يا ديگر افراد در به وجود آوردن خودانگاره نوجوان بسيار موثر است. قطعاً فردي كه نوجوان قبول دارد، مانند والدين يا معلمان دائماً از او عيب جويي كند، سبب تخريب اعتماد به نفس او مي شود. گاهي هم انگار از درون به نوجوان القا مي شود كه توانايي انجام درست كارها را ندارد. (بحران دروني) كه اين مساله هم به اندازه انتقاد و سرزنش ديگران مخرب است.
انتظارات نابجا و غيرواقعي هم مي تواند اثر منفي بر روي اعتماد به نفس بگذارد. افرادي كه توانايي هاي خود را مي شناسند و تحسين مي كنند، از اعتماد به نفس بالايي برخوردارند، ولي اگر احساس كنند كه فاقد توانايي هاي درخور تحسين هستند حتماً از اعتماد به نفس ضعيفي برخوردار مي شوند.
نكته حائز اهميت اين است كه بيشتر مردم داراي توانايي ها و قابليت هاي درخور تحسين و شايسته يي هستند، اما به دليل خودانگاره يي كه از خود دارند، نمي توانند توانايي هاي خود را ببينند. اعتماد به نفس هر فرد بر روي كيفيت زندگي او تاثير بسزايي دارد و چگونگي احساس هر فرد نسبت به خودش بر روي نحوه زندگي اش اثر مي گذارد. ا
افردي كه احساس مي كنند از نظر ديگران دوست داشتني و دل نشين هستند، قطعاً روابط اجتماعي بهتري دارند، همچنين دوستان و خانواده آنها در مواقع نياز از كمك و حمايت آنها بهره مند مي شوند. آنهايي كه معتقدند مي توانند مشكلات را از سر راه بردارند و اهداف شان را تحقق بخشند، مسلماً در زندگي موفق تر هستند. اكنون رهنمودهايي براي بهبود اعتماد به نفس ارائه مي شود.
افزايش اعتماد به نفس
▪ از تفكرات منفي درباره خود بپرهيزيد؛ اگر عادت داريد دائم بر روي كمبودها و نقاط ضعف خود تاكيد كنيد، اين عادت را كنار بگذاريد و به جنبه هاي مثبت خود (كه بسيار زياد هم هست) فكر كنيد. هنگامي كه بيش از حد از خود انتقاد مي كنيد، درباره يك نكته يا حركت يا رفتار مثبتي هم كه داشته ايد فكر و براي خود بازگو كنيد. هر روز ۳ كار يا رفتاري كه انجام داده ايد و موجب رضايت و شادي تان شده است را بر روي كاغذ بنويسيد.
▪ هدف تان انجام كار باشد نه انجام كامل و بي نقص آن؛ همچنين گاهي بعضي از افراد به حد كمال رسيدن را مانعي براي زندگي خود مي كنند و در نتيجه تا به آن حد مطلوب نرسند كاري انجام نمي دهند و در واقع زندگي خود را متوقف مي كنند (مانند كسي كه مي گويد تا ۵ كيلو از وزنم كم نكنم از خانه بيرون نمي روم) در صورتي كه بايد نقاط مثبت را ديد و كار را انجام داد و از آن لذت برد.
▪ اشتباهات را فرصتي براي يادگيري در نظر بگيريد؛ هميشه به خود بگوييد كه هركسي ممكن است اشتباه كند و از اشتباه كردن نهراسيد، اشتباه بخشي از يادگيري است.
▪ كارها و تجربيات جديد را امتحان كنيد؛ انجام كارها و فعاليت هاي متفاوت در شناخت استعدادها و توانايي هاي تان كمك بزرگي به شما مي كند همچنين در نتيجه كسب مهارت هاي جديد احساس غرور و رضايت به شما دست مي دهد.
▪ آنچه را كه مي توانيد، تغيير دهيد و آنچه را كه نمي توانيد، مشخص كنيد؛ درباره عادات و خصلت هاي خود فكر كنيد. اگر دريافتيد كه برخي از آنها شما را ناراحت مي كند، براي تغيير آن اقدام كنيد، اما اگر چيزي است كه نمي توان آن را تغيير داد (مانند قد) سعي كنيد از آنچه كه هستيد لذت ببريد و سازگاري كنيد.
▪ اهداف تان را مشخص كنيد؛ فكر كنيد چه كاري دوست داريد انجام دهيد و سپس براي انجام آن برنامه ريزي كنيد و طبق برنامه جلو برويد.
▪ از نظرات و عقايد خود احساس رضايت كنيد؛ از بيان افكار خود ابايي نداشته باشيد.
▪ به ديگران كمك كنيد؛ با اين كار احساس مي كنيد مفيد هستيد كه خود در اعتماد به نفس نقش مهمي دارد.
▪ ورزش كنيد؛ با ورزش از استرس رهايي مي يابيد و سالم تر و شادتر خواهيد بود.
▪ تفريح كنيد؛ از وقت خود لذت ببريد، با دوستانتان معاشرت كنيد و زندگي خود را با افكار منفي متوقف نكنيد.
افرادي كه اعتماد به نفس بالايي دارند به راحتي با ديگران دوست مي شوند، شادترند و روابط بهتري با همكاران، همسالان و … دارند و ب آرامش و راحتي با اشتباهات شان كنار مي آيند. هيچ وقت براي به دست آوردن اعتماد به نفس سالم و مثبت دير نيست. اعتماد به نفس از جمله مهارت هاي زندگي است.