عاشقانه: هر آنچه كه عاشقان پيش از ازدواج بايد بدانند

مشاوره در زمينه قبل از ادواج و درمان مشكلات فردي نامزدان

شنبه ۰۲ اسفند ۰۴

سوالات آيين نامه رانندگي سال ۹۷

و يا جزوه اي براي شركت در آزمون آيين نامه مقدماتي و اصلي نداريد. اين مجموعه از منابع بسيار معتبر جمع آوري شده كه در آزمون هاي سال ۹۷ برگزار شده است، لازم به ذكر است پاسخنامه تمامي سوالات به رنگ سبز (تيك خورده) مشخص شده است. با خواند نمونه سوالات آيين نامه رانندگي قبولي شما را در آزمون آيين نامه راهنمايي و رانندگي تضمين ميكنيم.
همان طور كه ميدانيد در هر آزموني مطالعه نمونه سوالات دوره هاي قبل آزمون و مطالعه ي جزوات آموزشي و خلاصه مطالب يكي از بهترين و مهمترين عوامل تسلط به موضوعات ياد گرفته شده و مرور سريع مطالب است. همانطور كه مستحضر هستيد بيشتر جرايم راهنمايي و رانندگي به علت اطلاع نداشتن از قوانين است بنابراين امروزه آزمون راهنمايي و رانندگي اهميت بسيار زيادي يافته است. اين سوالات به صورت يك يكي تايپ شده و تابلوها جمع آوري شده بنابراين مانند ديگر نمونه سوالات موجود در اينترنت اسكن شده و بدون كيفيت نيست.
سخت ترين سوالات آيين نامه رانندگي
هنرجوي گرامي شما با خريد بسته طلايي آيين نامه رانندگي با سخت ترين سوالات آيين نامه آشنا مي شويد، ما براي شما سخت ترين سوالات آيين نامه، مهم ترين سوالات آيين نامه رانندگي را جمع آوري كرديم، با مطالعه بسته طلايي آيين نامه رانندگي ديگر نيازي به كتاب آيين نامه نخواهيد داشت، چراكه شما با سخت ترين سوالات آيين نامه رانندگي آشنا شده ايد و با خيال راحت در جلسه آزمون آيين نامه حاضر خواهيد شد و براي بار اول با نمره عالي آزمون آيين نامه را پشت سر خواهيد گذاشت.

 

Last edited by a moderator: امروز ساعت 14:21

ava96, ديروز ساعت 14:06


تعويض موتور يخچال سامسونگ

تعويض موتور يخچال سامسونگ زماني در دستور كار تعميركاران قرار مي‌گيرد كه اشكالات مكانيكي و فشار مثبت در سيستم مشاهده گردد. در اين شرايط با تهيه يك كمپرسور جديد، عمليات تعويض موتور يخچال آغاز ميگردد. تعويض كمپرسور يا موتور يخچال مراحلي دارد كه در اين بخش به آنها اشاره خواهيم كرد. بعلاوه فيلم آموزش تعمير و تعويض موتور يخچال نيز در ذيل همين پاراگراف براي شما كاربران گرامي بارگذاري خواهد شد.


براي تعويض موتور يا همان كمپرسور يخچال، پس از تهيه يك موتور نو، لوله پروسس و شير پروسس بر روي آن نصب مي‌گردد (در صورت نياز) و در انتهاي لوله، درپوش گذاشته مي‌شود.


پس از اين كار عمليات تخليه مبرد انجام مي‌شود و كمپرسور يخچال كه دچار خرابي شده است، توسط كارشناسان تعمير يخچال سامسونگ برداشته مي‌شود (به وسيله لوله‌بر، لوله هاي متصل به كمپرسور در فاصله 25 ميليمتري از لوله هاي اصلي كمپرسور بريده مي‌شود. درپوش بر روي لوله‌هاي كمپرسور گذاشته مي‌شود).


پس از اين كار، از طريق لوله ساكشن و لوله ورودي كندانسور، نيتروژن خشك به داخل سيستم دميده مي‌شود و دراير يا فيلتر كثيف، از خروجي كندانسور جدا مي‌شود. در حين جداسازي (كه توسط شعله انجام مي‌شود)، نيتروژن خشك به داخل سيستم دميده مي‌شود تا از طريق دراير خارج گردد. نمايندگي تعمير يخچال دوو


در اين مرحله از تعويض موتور يخچال، محل اتصال با دقت تميز مي‌شود به صورتي‌كه مواد زائد وارد سيستم نشود. در نهايت كمپرسور جديد يخچال و دراير جديد نصب شده، سيستم وكيوم مي‌گردد و در ادامه شارژ مي‌‌شود.

 

موضوعات مشابه

Last edited by a moderator: امروز ساعت 14:21

ava96, ديروز ساعت 14:26


رمان #دلبرانه قسمت پنجاه و يكم

رمان #دلبرانه
قسمت پنجاه و يكم

با اشاره ي دستش بلند شدم و همراش سمت اتاقي كه ميترا رفته بود حركت كردم، در رو برام باز كرد و رو به رايان و رويا گفت:
-شما هم بريد بخوابيد مادر، صبح مسافريد.
وارد اتاق شدم ميترا روي تشكي دراز كشيده بود و پا روي پا انداخته بود و كتابي رو ورق ميزد تشك ديگه ايي كنارش تا خورده قرار داشت مادر بزرگ براي پهن كردنش جلو رفت كه دستش رو گرفتم و گفتم:
-ممنون مادر جان، خودم پهن مي كنم.
لبخندي زد و دستش رو كنار كشيد، گيره ي روسريش رو باز كرد و لبه ي تخت قهوه ايي رنگ گوشه ي اتاق نشست و از روي پاتختي شونه ايي برداشت و شروع به شونه زدن موهاش كرد و گفت:
-امان از پيري و كمردرد و هزار درد بي درمون.
لبخندي زدم و كنارش پايين تخت نشستم ، اتاقش مثل اتاق هيراد بود ولي حالت معكوس چيده شده بود پنجره ي بزرگ و سرتاسري اتاق با پرده ي آبي رنگ حريري پوشونده شده بود و چندتا گلدون شمعدوني و گل يخ و پايين پرده روي زمين خودنمايي مي كرد با ذوق گفتم:
-مادرجان شما هم گل دوست داريا!
نگاش رو سمت گلدونا دوخت و لبخندي زد و گفت:
-آره مادر ، تو آپارتمان دلم به همينا خوشه، چندتا هم تو بالكن دارم.
پرحسرت گفتم:
-من يه عالمه گلدون داشتم، همه سوخت.
ميترا سمت ما چرخيد و گفت:
-آره دلوين خيلي گل داشت، اونقدر كه بهشون ميرسيد ما حسوديمون ميشد!
از لحن حسادت بارش خنده ام گرفت. موهاش رو به هم ريختم و گفتم:
-نه كه خيلي كم گذاشتم براتون!
خنديد و چهره اش رو درهم كشيد و گفت:
-بهتره يه دوش بگيري! خيلي داغوني.
با سر به چمدونايي كه گوشه ي اتاق بود اشاره كرد و گفت:
-لباس سالم هم داريم مي توني برداري.
مادربزرگ روي تخت دراز كشيد و گفت:
-بعد حموم خودتو بپوشون مادر، هوا سرده.
از اين كه به فكرم بود لبخندي زدم و سمت يكي از چمدونا رفتم، لباساي ترلان بود ولي تو اين شرايط فرقي نمي كرد، يك زيرسارافني ساده ي خاكستري روشن با شلواري به همون رنگ برداشتم، داخل يكي از ساكها هم حوله رو پيدا كردم و از اتاق بيرون زدم.
هيچ * تو پذيرايي نبود، رويا و رايان هم براي خواب به اتاق مهمان كه چسبيده به اتاق مادربزرگ بود رفته بودن و احتمالا هيراد هم تنها تو اتاق خودش بود. وارد حمام شدم و بالباس زير دوش رفتم، چهار روزي ميشد كه حمام نكرده بودم، چهار روز پر ماجرا و تللللخ، حسابي به اين حمام نياز داشتم تا سبك بشم، آب كه سرد شد دل از حمام كندم و به اتاق برگشتم، ميترا و مادربزرگ خوابيده بودن، موقعيت سشوار كشيدن نبود براي همين با حوله شروع به ماساژ موها كردم. رو به روي آينه نشستم و با زحمت بعد از چند روز موهام رو شونه كردم، حسابي بهم ريخته بودم ديدن گلدوناي مادربزرگ قلقلكم مي داد، پتوي نازكي روي دوشم انداختم و در ايوون رو باز كردم، با اين كه نور كم بود ولي بوي طراوتي كه به خاطر گلها تو ايوون پيچيده بود حسابي روح بخش بود، دنباله ي ايوون از دو طرف به اتاق هيراد و اتاق مهمان وصل مي شد.

لامپ اتاق هيراد هنوز روشن بود و پرده ي پنجره كامل جمع شده بود، از روي كنجكاوي كمي جلوتر رفتم پشت ميز تحريرش نشسته بود ونيم رخش به راحتي ديده مي شد. سرش داخل كتابي خم بود و با خودكارش روي ميز ضرب گرفته بود. به به بچه مثبت درس خون!
روبروي اتاق مادربزرگ برگشتم و روي برگ گلا دستي كشيدم و با چند نفس عميق به هواي تازه خودم رو دعوت كردم، خونه شون تو طبقه ي سوم بود و از اين قسمت از ايوان بخشي از حياط ما ديده مي شد، دلم براي طراوت باغچه هاي گوشه و كنار حياط تنگ شد... براي اتاق سه نفره مون... براي همه ي خوشي هايي كه الان تو تاريكي و سكوت خونه گم شده بود، خم شدم و فاصله ي پشت بوم خونمون رو تا كناره ي ايوان اتاق هيراد چك كردم، واقعا فاصله ي زيادي بود، پس هيراد چطوري مي خواست از پشت بوم ما به اين ايوون برسه؟
هيراد:مي خواي خودتو بندازي؟
با هول از حفاظ فاصله گرفتم و از ترس دستم رو روي قلبم گذاشتم و گفتم:
-نه... هنوز تو دنيا كار دارم.
دست به * به در بالكن كه به اتاقش باز مي شد تكيه زده بود، لبخندي زد و گفت:
-هوا سرده... بيرون نمون.
با سر تاييد كردم و بي حرفي سمت در بالكن اتاق مادر بزرگ رفتم كه گفت:
-هميشه يه نردبون اون گوشه از حياطتون بود، بعضي روزا كه مي اومدم رو بالكن مي ديدمش.

برگشتم و نگاهش كردم به حياط ما خيره شده بود، منم به جايي كه قبل انردبون رو مي ذاشتيم چشم دوختم.

ادامه دارد...

 

موضوعات مشابه

ريرا, امروز ساعت 14:37


داستان ولنتاين

روز ولنتاين يا روز عشق هر سال در روز ۱۴ فوريه جشن گرفته مي شود و روزي است كه در آن افراد، محبت و علاقه ي خود را به يكديگر با فرستادن كارت، گل، شكلات، كادو و پيام هاي عاشقانه نشان مي دهند. اما اين سنتي است كه امروزه مرسوم است؛ جالب است بدانيد كه ولنتاين از اول هم به اين گونه برگزار نمي شد! براي اينكه بدانيد تاريخچه ولنتاين چه بوده است به ادامه اين مقاله مراجعه كنيد.

ولنتاين چه كسي بوده است؟
اعتقاد عام بر اين است كه ولنتاين، نام كشيشي رومي در قرن سوم ميلادي بوده است. در آن زمان امپراطور وقت روم، كلاديوس دوم، ازدواج را منع كرده بود؛ چون اعتقاد داشت سربازان متاهل جنگجويان بدي هستند. اما كشيشي به نام سينت ولنتاين كه اين كار كلاديوس را درست نمي دانست و مراسم ازدواج را به صورت مخفيانه انجام مي داد.

كلاديوس بعد از مدتي اين موضوع را فهميد و به دستور او ولنتاين زنداني و سپس به مرگ محكوم شد. ولنتاين به زندان افتاد و در آنجا عاشق دختر كور زندانبان شد. روز ۱۴ فوريه كه روز اعدام ولنتاين بود و او را براي اعدام مي بردند نامه اي براي دختر زندانبان نوشت و در آخر نامه نوشت “از طرف ولنتاين تو”.

خاستگاه خونين ولنتاين
همانطور كه گفته شد، روز ولنتاين، زمان جشن عشق و علاقه و بوسه است. اما خاستگاه اين جشن شكلاتي و شيرين، در واقع تيره و تار و خونين است. اين روز، روزي است كه علاوه بر كشته شدن سينت ولنتاين در آن توسط رومي ها، در دو سال متفاوت از قرن ۳ ميلادي نيز دو مرد ديگر به همين نام اعدام شدند.
روز ولنتاين از كي شروع شد؟
اولين بار ولنتاين، در سال ۴۹۶ ميلادي اتفاق افتاد. اين جشن، يك رسم قديمي به شمار مي رود كه ريشه در يك فستيوال رومي دارد. رومي ها در اواسط فوريه كه براي آن ها آغاز بهار بود، جشني به نام لوپركاليا برگزار مي كردند.

ويليام شكسپير هم در شعرهايش به روز ولنتاين توجه ويژه اي كرد و باعث محبوبيت اين روز در سراسر بريتانيا و اروپا شد.

با گذشت سال ها، اين جشن شيرين تر شد. شوسر و شكسپير در اشعار خود به آن پرداختند و اين روز در بريتانيا و اروپا محبوب تر شد. كارت هاي دست ساز كاغذي در قرون وسطي تبديل به يادگاري هاي محبوب كوتاه مدت آن دوران شد. سرانجام اين سنت راه خود را به آمريكا باز كرد؛ انقلاب صنعتي باعث توليد كارت هاي چاپي در قرن ۱۹ شد و در ۱۹۱۳ هالمارك كاردز كه شركتي در كانزاس بود اقدام به توليد انبوه كارت هاي ولنتاين كرد. فوريه ديگر از آن به بعد مثل قبل نبود.

امروزه اين روز بريز و بپاشي حسابي دارد! طبق تحقيقات بازاري كه انجام گرفته فروش در سال هاي گذشته در اين روز به ۱۷٫۶ ميليارد دلار رسيده و هر سال انتظار مي رود اين رقم بيشتر و بيشتر شود.

اين بهره گيري اقتصادي از ولنتاين آن را براي خيلي ها خراب كرده است. جامعه شناسان مي گويند مثلا اگر مردم كارت هاي ولنتاين را نخرند، آن كارت ها به فروش نمي رسد و سوء استفاده كنندگان از اين مراسم، ورشكست مي شوند.

اين جشن همچنان به انواع مختلف ادامه دارد. خيلي ها پول هاي آنچناني خرج مي كنند و براي عشق خود جواهرات و اكسسوري هاي گران قيمت و گل مي خرند. بقيه نيز خودشان را مهمان مي كنند و تنهايي غذا مي خورند و به خودشان شكلات هديه مي دهند.

 

موضوعات مشابه

آينام, ديروز ساعت 16:54


ايده اي جذاب براي كادوي ولنتاين

ايده جذاب براي كادو ولنتاين
اين ايده جالب انگيز رو ميتونين براي كادوهاي ولنتاين خودتون به عشقتون در نظر داشته باشين و كسي كه دوسش دارين رو خوشحال كنيد اونم به صورت غير منتظره. تا هديه ولنتاين كه بهش ميدين براي هميشه توي ذهنش بمونه.
مطمئنا دادن يه هديه دست ساز ميتونه تاثير گذار تر باشه تا يه كادو كه هميشه همه جا ديده شده
ويدوي زير رو ببينيد...
 

 

موضوعات مشابه

hami07, امروز ساعت 15:04


رمان #دلبرانه قسمت پنجاه و دوم

رمان #دلبرانه
قسمت پنجاه و دوم

هيراد:اونروز هم كه مامان بزرگ درو باز نمي كرد با خودم گفتم با استفاده ازون نردبون خودمو به ايوون برسونم ولي شما اجازه ندادي!
چپ چپ نگام كرد با شرمندگي گفتم:
-معذر...
هيراد:هيس، نبايد عذر خواهي كني! اگه اون روز اجازه مي دادي از حياطتون استفاده كنم هيچ وقت برام مهم نمي شدي!
با چشمايي متحير به شب چشماش خيره شدم از اقرارش به مهم بودنم تعجب كردم ولي بدون شرمندگي و خجالت گفت:
-حياط شما تنها حياط طبيعي اين اطراف بود و هميشه از ديدن باغچه هاي منظمش كه چند باري هم ديدم يه خانم بهشون رسيدگي مي كنه لذت مي بردم، هيچ وقت فكر نمي كردم تو اون خونه سه تا دختر تنها زندگي مي كنن! من چهارساله تو اين خونه زندگي مي كنم ولي هيچ وقت چيزي از شماها نشنيدم، با اين كه محله قديميه و اكثرا همديگه رو مي شناسن ولي اينكه دختر باشي و حرفت سر زبونا نباشه خيلي شاهكاره!
قدمي بهش نزديك شدم و از زاويه ي ديدش حياطمون رو برانداز كردم وسعت ديد بيشتري داشت، بيني ام رو بالا كشيدم و گفتم:
-هميشه از اين ساختمون بدم مي اومد، چون آفتاب صبح رو از باغچه هام مي گرفت...
پوزخندي زد و دوباره به در شيشه ايي بالكن تكيه زد و گفت:
-هنوزم بدت مياد؟ يادت باشه ارتفاع همين ساختمون جونتون رو نجات داد!
حق با هيراد بود ولي دلم نمي خواست باب ميلش حرفي بزنم تا پر روتر و وابسته تر بشه، همين كه احساس مي كنم بهم نظر سو پيدا كرده وعذاب مي كشم برام كافيه! نبايد اجازه بدم بخاطر من زندگي و روياهاي شخص ديگه ايي خراب بشه! اخم كردم و با لحن جدي و خصمانه گفتم:
-ببخشيد من سردمه... شب بخير
منتظر نموندم حرفي بزنه، فقط دلخوري و تعجب تو چهره اش مشخص بود، دل از گلاي ايوون كندم و وارد اتاق شدم. تشكو پهن كردم و دراز كشيدم، موهام هنوز خيس بود.
-اه لعنت به من، با اين موها رفتم تو ايوون؟
عادت شال و روسري پوشيدن تو خونه رو نداشتم. بايد از اين به بعد روي ترك اين عادت كار كنم، تا زماني كه تو خونه ي اونا هستم مواظب حجابم باشم، با احساس لرز خودم رو تو پتو مچاله كردم و سعي كردم بدون فكر به چيزي بخوابم.
ادامه به روايت ميترا
با صداي ذكر گفتن مادربزرگ از خواب بيدار شدم، كمي پهلو به پهلو چرخيدم ولي فايده نداشت ديگه نمي شد بخوابم، به خوابيدن روي زمين عادت نداشتم، بلند شدم و كش و قوسي به بدنم دادم مادربزرگ هم سلام نمازش رو داد و لبخندي به صورتم زد و گفت:
-بيدارت كردم مادر؟
لبخندي زدم و كليپسم رو از كنار بالشم برداشتم و موهام رو بالا سرم محكم كردم و گفتم:
-نه مادر جان، خيلي وقته اين موقع بيدار نشدم... برم نماز بخونم.
سجاده اش رو تا زد و چادر سفيد گلدارش رو از سرش برداشت و كنار سجاده گذاشت و گفت:
-قبول باشه مادر.
دست به زانو زد و با گفتن يا علي بلند شد، پيرهن بلندِ قهوه اي رنگ با گلاي ريز آبي و قرمز پوشيده بود و صورت ريزش رو با روسري آبي با ريشه هاي بلند قاب گرفته بود، عينك ته استكاني قاب مشكي اش جذابش ميكرد و از همه مهم تر مهربونيش بود كه باعث ميشد با اين كه غريبه ايم و تا به حال برخوردي نداشتيم بازهم احساس صميميت كنيم و معذب نباشيم. پتوي روي دلوين رومرتب كرد و زمزمه وار با خودش حرف زد و گفت:
-بچه ام كلي روش فشاره، خدايا نگذر از باعث و باني اين آشفتگي...
نگاهي به چهره ي خسته و غرق خواب دلوين كردم، جنين وار بدنش رو جمع كرده بود و پتو رو تو بغلش گرفته بود، موهاش رو از صورتش كنار زدم صورتش سرخ بود و لپهاش گل انداخته بود، دستي به صورتش كشيدم كمي تب داشت. حتمن ديشب بعد حمام رعايت نكرده و سرما خورده! اين چند روز به اندازه يك سال گذشت، معلوم نيست هر دفعه تو كلانتري چه حرفايي مي شنيده كه هر بار با حالي نزارتر از قبل برمي گشت و چقدر تلاش مي كرد ما نفهميم كه چقدر حالش بده!
مادر بزرگ از روي پاتختي قرصي رو با يه ليوان آب سر كشيد و دوباره روي تخت دراز كشيد و با دست راستش هم شروع به چرخوندن تسبيح كرد، با بي ميلي پتو رو كنار زدم و دل از رخت خواب كندم. بلوزم رو مرتب كردم و از اتاق خارج شدم چشمام رو ماليدم و سمت سرويس بهداشتي رفتم كه از آشپزخونه صداي آب شنيدم، حتمن مادر بزرگ يادش رفته شيرآبو ببنده،سمت آشپزخونه رفتم تا شير رو ببندم كه هيراد رو ديدم داخل سينك وضو مي گرفت با تعجب گفتم:
-تو سينك؟
مسح سرش رو كشيد و انگار ترسيد چون غيرمنتظره سمتم چرخيد و گفت:
-هيسسس مادربزرگ بفهمه پوستمو ميكنه...

ادامه دارد...

 

موضوعات مشابه

ريرا, امروز ساعت 14:39


چگونه جدا شود…..

طلاق

باسلام وخسته نباشي.دختريكي ازاقوام 2سال پيش براي فرارازازدواج اجباري با برادردامادشان نقش نامزدهم بازي ميكنند وقرارميگذارندكه بعد ازتمام شدن ماجرا انها هم نامزدي الكي خود را برهم بزنند.ولي مرد زيربار نميرود وبه اجبار عقد مي شوند.بعدازباخبرشدن اصل داستان پدرومادر دختر تن به ازدواج ميدهند وكسي ازدخترشان حمايت نميكند براي طلاق گرفتن.اين درحاليست كه دختر21 ساله و ودر عقد وپيش پدرمادر خود وهنوز مراسم عروسي نگرفته..مرد هم 36 سالست و15 سال از هم تفاوت سن دارند.ودخترنيزيكبار درخواست طلاق داد و كتك خورد.دختر نيز پيشنهاد بخشش مهريه براي جدا شدن داد و مرد نپذيرفت.دخترتحصيل كرده و مرد نه.دخترفاميلمان خواهان طلاق است وكسي پشتيبان ندارد.اكنون درمانده وگيج است.لطفا راهي براي جدا شدن پيشنهاد دهيد.كه مرد مجبور به جداشدن شود
بنده خود تاحدودي از راههاي طلاق باخبرم ومطالعه كردم كه امكانش سخت است براي زوجه طلاق بگيرد.
پيشنهاد شما چيست؟
وكيل ميتواند طلاق بگيرد كه وكيل بگيرند
با تشكر از زحماتتان

پاسخ (2)
  • 0 votes

    با سلام.در قدم اول بهترين كار جويا شدن علت جدايي است اگر با مشاوره و گفتگو اين مورد حل نشد ميتوانند با آقا صحبت كنند و علت اين درخواست را عنوان كنند شايد علت اين درخواست وجود مشكلي در آقا باشد و پس از صحبت ايشان اقدام به تصحيح كنند در غير اين صورت اگر همچنان پا فشاري بر جدايي داشتند ميتوانند با وكيل صحبت كنند وجوياي مسايل حقوقي شوند كه در حيطه روانشناسي نيست.


  • راه هاي كنترل خشم

    راه هاي كنترل خشم

    خشم وضعيتي رواني‌است كه درگسترهٔ آزردگي اندك تا غضب شديد مي‌گنجد. معلول‌هاي فيزيكي خشم شامل، تندشدن ضربان قلب، افزايش فشار خون و ميزان آدرنالين در خون است.خشم ميزان قابل توجهي انرژي ذهني و جسمي  را مصروف خود ميكند. خشم تهديدي جدي براي روابط  شخصي و شغلي پديد مي آورد. خشم فرصت لذت بـردن از  زندگي  را از انسان سلب ميكند.

    براي كنترل خشم چند پيشنهاد ارائه مي شود:

    1- به دنبال توضيح ديگري بگرديد.

    وقتي كه كسي از ما انتقاد مي كند يا به گونه اي عمل مي كند كه به هنجارها يا انتظارات ما بي حرمتي مي شود ، اين امكان وجود دارد كه حواسش پرت باشد يا دچار فشار عصبي روحي باشد. يك روز كه رانندگي مي كردم، ماشيني از چراغ قرمز عبور كرد و مرا مجبور ساخت كه با كوبيدن پايم روي پدال فوري ترمز كنم. در اين تصادف جلو ماشين من آسيب ديد. مايه تعجب نيست كه من خشمگين شوم. اما وقتي راننده عذرخواهي كرد و توضيح داد كه تازه از بيماري سرطان همسرش اطلاع پيدا كرده ، خشم من سريعا فروكش كرد.

    2- حواس خود را به چيز ديگر معطوف كنيد.

    يكي از بهترين راه ها براي كاهش خشم اشتغال به برخي فعاليت ها ي جذاب است. برخي از افراد كارهاي ورزشي انجام مي دهند ، برخي ديگر مطالعه مي كنند يا تلويزيون تماشا مي كنند و برخي به سرگرمي هاي مورد علاقه ي خود مي پردازند.

    3- شوخي و مزاح كنيد.

    شوخي طريقي است براي بازسازي موقعيتي براي يافتن ناهمخواني يا امر محال در آن.

    شوخي كردن خشم را كاهش مي دهد ، زيرا شوخي با خشم مغايرت دارد. ياد گرفتن اينكه به واكنش هاي مان بخنديم نه تنها به ما كمك مي كند كه خشم خود را كاهش دهيم. بلكه به ما كمك مي كند با ديگران ارتباط بر قرار كنيم و نشان دهيم كه نسبت به نامناسب بودن واكنش هاي مان آگاهيم

    4- ببينيد چه چيز خشم شما را برمي انگيزاند.

    خاطرات مربوط به خشم خود را ياد داشت كنيد ، به اين وسيله مي توانيد بفهميد كه چه موقعيت هايي شما را خشمگين مي كند. براي مثال، انتقاد موجب خشمگين شدن برخي از افراد مي شود.

    و رفتار هاي خاصي عده ديگري از افراد را خشمگين مي كند. هرگاه به آنچه موجب خشم شما مي شود پي ببريد، مي توانيد براي كنار آمدن با چنين موقعيت هايي برنامه ريزي كنيد.

    5- با خودتان گفت وگو كنيد.

    بسياري از مردم با خودشان گفت وگو مي كنند. گفت وگو با خود موجب كاهش خشم در بعضي از افراد مي شود ، ولي در برخي ديگر از افراد موجب افزايش يا پايداري خشم مي شود. بعداز طلاق، زوجين ممكن است سال ها نسبت به يكديگر خشمگين باشند. آنها ممكن است بر سر هر چيزي دعوا داشته باشند ، مثلاً يكي از طرفين رفتاري داشته و طرف ديگر هنوز به دنبال اين است كه از او عذرخواهي شود زيرا استحقاق آن را دارد.

    6- بپذيرد كه زندگي هميشه منصفانه نيست.

    تا وقتي كه نپذيريم جهان بي عيب و نقص نيست ، نسبت به همه چيز و همه كس خشمگين مي شويم. با برخورد بي ادبانه اي روبه رو شده ايم، به يك ميهماني دعوت نشده ايم يا لاستيك ماشين مان صاف است. اينكه خشمگين بشويم يا نشويم مي تواند يك تصميم باشد كه مي توانيم آن را آگاهانه يا ناآگاهانه ياد بگيريم، ما مي توانيم به اينكه گاهي جهان غيرمنصفانه است ، خو بگيريم.

    سلام
    علائم ويزيولوژيك خشم چيست؟

    با سلام خدمت شما دوست عزيز.
    نشانه هاي معمول خشم شامل نشانه هاي كلامي و غير كلامي اند. نشانه هاي غيركلامي عبارتند از:

    – حالت صورت ( اخم، چين دادن پيشاني، انقباض عضلات صورت و …)

    – حالت نگاه ( چشم غره رفتن، نگاه نكردن به صورت فرد مقابل و …)

    – حركات بدني ( پرتاب كردن اشيا، مشت كردن دست ها، هل دادن و …)

    نشانه هاي كلامي عبارتند از:

    – استفاده از كلمات غير مودبانه

    – تمسخر كردن

    – توهين و بي احترامي

    – با صداي بلند صحبت كردن

    – سكوت كردن

    – داد زدن

    و …

    بدن ما به روش هاي مختلفي احساس خشم و هيجان را تجربه مي كند. علايمي مثل تپش قلب، لرزش دست ها، چانه و بدن، برافروختگي صورت، پريدگي رنگ، انقباض عضلات بدن، درد معده، لرزش صدا و تنفس تند ممكن است در طي يك حمله خشم بروز كنند.


    سردمزاجي

    سردمزاجي

    سلام دختري هستم 21ساله از15 سالگي با نامزدم اشناشدم.27 سالشه.خيلي همديگه رو دوست داريم و رابطه عالي داريم.ازهمههه لحاظ هم نانمزدمو ميشناسم و خيلي وفاداره.دوساله كه نامزديم و برام نشون اوردن(عقد نكرديم).ما هنوز نميتونيم توي يه خونه باشيم يا حتي توي يه اتاق زيادبمونيم. چون هنوز نامزديم و بخاطر عرف جامعه و خانواده…ايشون ووقتي خونه اي خالي ميشه چه خونه خودشون چه دوستشون ميگن بيا بريم خلوت كنيم.معاشقه هاي معمولي.كه منهم اينكارو ميكنم و خودمم دوست دارم.ولي وقتي چنين مكان هايي نيست ايشون ميگن بيا توي اونيكي خونمون كه نوساز و خاكي و سرده.اصلا امكانات نداره.تا لااقل بشه با ارامش خوابيد و خلوت كرد.خب بنده هم نميتونم اينكاروبكنم .دلم ميخاد جايي باشم كه ارامش باشه صدانباشه و مطمين باشم كسي نمياد.و مار تواون حالت ببينه.بعدشم باخودم ميگم مگه مجبورم توي اين وضعيت برم اونجا. حالا ايشون حس ميكنم منو با بقيه مقايسه ميكنه.با دخترهايي كه خوب نبودن و توهرشرايطي رابطه كامل برقرار ميكردن.بمن مبگه پس مردم چجوري ازاين كاراميكنن.مشكلم اينه ايشون ميگه توسردي.ميگه چرا همش بايد پيشنهاد ازطرف من باشه و تو دايم ميگي ن. ميگه تو پايه نيستي تو بايد ابتكار عمل داشته باشي.ميگه ديگه خسته شدم بسكه همش پيشنهاد ازطرف من بوده.ميگه تو پايه نيستي.پايه اين ديوونه بازيا نيستي..لي من سرد نيستم. موقعيت مناسب اينكار رو نداريم ازنظر من.وقتي كه من ارامش ندارم چجوري وارد معاشقه بشم. الان ميترسم نامزدم سرد بشه و خطايي ازش سربزنه و…. .نميدونم چكاربكنم من جايي رو ميخام ك ارامش باشه.بهش ميكم بزار ازدواج بكنيم با خيال راحت توخونمونيم.ميگه نه اينا شيطنت هاي يواشكي دوران نامزدي هست لي تو پايه نيستي و سردي.بهم ميگه اگر دوستم داشتي ميومدي بخاطر من اون شرايط رو تحمل ميكردي.من دانشجوام امتحان دارم فكرم مشغوله.ميگه چرا پيشنهاد نميدي.ميگه پس ازدواج كنيم هم همينجوري هستي.(يه چيز اضافه كنم اينكه ايشون اصلا قصد سو استفاده يا چيز ديگه نداره.فقط ميگه بريم جايي خلوت كنيم تا بتونم راحت تو اغوش بگيرمت. چندين مرتبه هم رفتيم ولي ديگه چند وقتي هست مكان مناسبي پيدانميشه منم امتحان دارم سرم شلوغه .ايشون ميگه سردي.وقتي برنامه اي ميريزيم و لغو ميشه ميگه از خدات بود.درك نميكنه منم ارامش ميخوام و راحتي. حالا جدي جدي ب خودم شك كردم كه اينجوريم واقعا)

     
  • 0 votes

    با سلام خدمت شما دوست عزيز
    احساسات شما قابل درك است و عموما مخصوصا خانم ها مكان بودن استرس و ارام مي تواند در روند رابطه آنها تاثير داشته باشد . بهتر است در آرامش و بدن توهين و مقصر جلوه دادن يكديگر باهم صحبت كنيد و شما احساساتتان و نظرتان را در مورد رابطه جنسي و مشكلات درسيتان را با ايشان در ميان بگذاريد و سعي كنيد با توجه به ايشان نشان بدهيد كه از نظر رابطه جنسي سرد نيستيد و تنها به يك محيط آرام و بدون استرس نياز داريد بهتر است اگر شناخت كافي از يكديگر به دست آورده ايد وارد پروسه عقد شويد تا بتوانيد آرامش بيشتري در رابطه جنسي داشته باشيد و به نيازهاي يكديگر پاسخ بدهيد .بهتر است ديدگاه ايشان را در مورد رابطه جنسي مورد بررسي قرار بدهيد تا بتوانيد شناخت بيشتري از نامزدتان كسب كنيد تا بتوانيد بهتر واكنش نشان بدهيد . در اين مسير مي توانيد براي يك سري آموزش ها به صورت حضوري با روانشناس صحبت كنيد .
    درمسير مي توانيد با متخصصين كانون مشاوران ايران، مشاوره تلفني/تخصصي داشته باشيد
    02122354783
    شاد باشيد


  • ريختن آب مني در واژن و جلوگيري با قرص اورژانس

    jelogiri ba orjans-sex e mohafezat nashodeh

    سلام سوالي داشتم
    بنده با همسر خود نزديكي خفاظت نشده و بدون هيچ روش پيشگيري داشتم و البته قرار نبود كه آب مني درون واژن من بريزن ولي بصورت ناگهاني در لحظه آخر آب مني كاملا در واژنم خالي شد و بعد از بلند شدن سريع ذره اي هم بيرون نيامد.بنده بلافاصله 2 عدد قرص 75% اورژانس (اووسيز) با هم خوردم .ميخواستم 12ساعت بعد هم 2عدد ديگه تكرار كنم كه فراموش كردم و 24 ساعت بعد 2 عدد ديگه خوردم…بنده نامزد هستم و قصد حاملگي ندارم و كاملا نگرانم چون هيچ آبي هم بعد ار بلند شدن از واژنم بيرون نريخت .ميخوام بدونم كه كارم درست يا اشتباه بوده و يا براي جلوگيري چه كار ديگه اي بايد انجام بدم .لطفا زودتر كمكم كنيد
    ممنون

    پاسخ (2)
  • 0 votes

    با سلام در اين مقاله روشهاي مصرف قرصهاي ضدبارداري كاملا توضيح داده شده است اما با توجه به اينكه شما قرص را با كمي تاخير مصرف كرده ايد احتمالش خيلي كم است بارداري صورت بگيرد .باز با اين وجود بهتر است با پزشك متخصص زنان مشورت نماييد.

    گاهي در اثر پاره شدن كاندوم و يا تماس منقطع ناموفق مقداري مايع مني به داخل واژن ريخته شده و موجبات هراس و سر درگمي طرفين را براي جلوگيري از بارداري فراهم آورده است. روش زير تا حد زيادي به شما ياري خواهد رساند :

    قرصهايي ساخته شده اند كه درصورتي كه درعرض 72 ساعت (سه روز) پس از مقاربت خورده شوند مي توانند از بارداري جلوگيري كنند. اين قرصها اصطلاحا به نام قرص صبح روز بعد (Morning after pill) معروف مي باشند . اين قرصها بعلت داشتن مقادير زياد هورمون ، اثر ضد بارداري خود را نشان مي دهند . در صورتي كه اين قرصها بعد از مقاربت ، هر چه سريعتر خورده شوند(مخصوصا در 24 ساعت اول) اثر بيشتري خواهند داشت.

    امكان استفاده از قرصهاي ضد بارداري ديگر در صورت عدم دسترسي به قرصهاي “صبح روز بعد”

    مي توان بعد از انجام مقاربت ، دو قرص اچ دي HD را باهم خورد و سپس 12 ساعت بعد ، دوقرص. اين چهار قرص حتما بايد در عرض 72 ساعت بعد از مقاربت خورده شوند . هرچه زودتر اين قرصها خورده شوند، تاثير آنها بيشتر خواهد بود . عوارض جانبي اين قرصها عبارتنداز: تهوع ، استفراغ ، سردرد ، حساس شدن پستانها ، سرگيجه ، احتباس مايعات در بدن و خونريزي هاي نامنظم . اين عوارض جانبي معمولا بعداز يكي دو روز از بين خواهند رفت . با خوردن اين قرصها همراه با غذا و يا مصرف داروهاي ضد تهوع ، مي توان از احساس تهوعي كه خوردن اين قرصها ايجاد ميكند كم نمود . در صورتي كه در عرض يكساعت كه قرصها را مصرف نموديد ، استفراغ كرديد ، بايد دوباره قرصها را بخوريد.* مي توان از قرصهاي ال دي LD هم استفاده نمود – اما بايد در هر بار 4 عدد قرص خورده شود (مجموعا هشت قرص خورده مي شود).

    قرصهاي ال دي LD ,مصرف قرصهاي ال دي LD ,روش جلوگيري از بارداري

    مزاياي استفاده از روش فوري جلوگيري ازبارداري كدامند؟

    1- مي توان بعد از مقاربت از آن استفاده نمود

    2- استفاده از آنها آسان است

    3- از قرصهاي معمولي جلوگيري از بارداري مي توان استفاده كرد

    4- اشكالي در بارداري هاي آينده ايجاد نمي كند.

    معايب استفاده از روش فوري جلوگيري ازبارداري كدامند؟

    1- داراي عوارض جانبي مثل تهوع مي باشد

    2- بايد حتما در طي 72 ساعت بعد از مقاربت استفاده شود

    3- از بيماريهاي عفوني مقاربتي مثل ايدز جلوگيري نمي كند

    4- از اين روش فقط در موارد اورژانسي و اضطراري بايد استفاده شود و نبايد به طور دائمي از آن استفاده كرد

    مصرف اولين دوز قرص ها در اين روش حتما بايد حداكثر در فاصله زماني 72 ساعت از تماس جنسي مشكوك صورت گيرد. اگر بيش از 72 ساعت از زمان نزديكي مشكوك نگذشته باشد، داوطلب مي‌تواند با به كار بستن يكي از روش‌هاي زير از حاملگي ناخواسته جلوگيري نمايد:‌

    1- قرصHD ، دو عدد در اولين فرصت و دو عدد 12 ساعت بعد‌ ‌

    2- قرصLD، چهار عدد در اولين فرصت و چهار عدد 12 ساعت بعد‌ ‌

    3- قرص تري‌فازيك، 4 عدد قرص سفيد در اولين فرصت و چهار عدد قرص سفيد 12 ساعت بعد (قرص‌هاي مرحله سوم)‌

    قرصهاي ال دي LD ,مصرف قرصهاي ال دي LD ,روش جلوگيري از بارداري

    هشدارها در زمان مصرف :‌

    1- بهتر است كه قرص‌ها با شكم خالي خورده نشود.‌

    2- در صورت استفراغ كردن تا دو ساعت پس از استفاده از روش، خوردن مجدد قرص‌ها ضروري است.‌

    3- حداكثر دفعات مجاز استفاده از اين روش در هر سيكل قاعدگي يك بار است. اين روش بايد در حداقل دفعات ممكن در طول دوران باروري استفاده گردد. مجاز بودن يك بار استفاده از اين روش در هر دوره قاعدگي دليلي بر تاييد مصرف آن در هر دوره قاعدگي به عنوان روش پيشگيري از بارداري نيست.‌

    4- در صورت قاعده نشدن فرد در عرض 3 هفته پس از مصرف روش اورژانسي پيشگيري از بارداري، بايد، تست بارداري (ترجيحاً بتا اچ.سي.جي) در مورد وي انجام شود.‌

    با توجه به اينكه اين روش براي جنين خطرناك نيست، در صورت وقوع حاملگي، نيازي به سقط جنين نخواهد بود.