عاشقانه: هر آنچه كه عاشقان پيش از ازدواج بايد بدانند

مشاوره در زمينه قبل از ادواج و درمان مشكلات فردي نامزدان

شنبه ۰۲ اسفند ۰۴

احتمال بارداري

با سلام خدمت شما دوست عزيز

بهتر است براي جلوگيري در كنار روش طبيعي از كاندوم و قرص نيز استفاده كنيد تا احتمال بارداري كاهش يابد. به طور كلي بهترين زمان مصرف اين قرص در بازه‌ زماني ۱۲ ساعت بعد از رابطه جنسي حفاظت نشده مي‌باشد.استفاده از اين روش مي‌تواند باعث تغيير در زمان قاعدگي شود؛ لذا اگر تأخير قاعدگي بيش از ۷ روز شود احتمال بارداري وجود دارد و براي انجام مشاوره و تست بارداري بايد به پزشك مراجعه كرد.

شاد باشيد


ميزان رابطه جنسي

با سلام خدمت شما

. آيا از اول ازدواج ميزان رابطه شما به همين اندازه بوده است؟

. آيا در اربطه جنسيتان دچار مشكل خاصي بايكديگر مي باشيد؟

دوست عزيز ديدن يلم و عكسهاي جنسي مي تواند تاثيرات مخرب زيادي در فرد ايجاد كند و با ناديده گرفتن شما اين مشكلات برطرف نمي شود بهتر است در يك محيط آرام و بدون توهين و قضاوت در اين مرود به صورت مستقيم با ايشان صحبت كنيد و دليل اين رفتار را شناسايي كنيد و بهتر است در اين مسير از يك سكس تراپ نيز كمك بگيريد چون به مرور زمان رابطه جنسي مي تواند بر ابعاد دگر زنديتان نيز تاثير بگذارد.

 

درمسير مي توانيد با متخصصين كانون مشاوران ايران، مشاوره تلفني/تخصصي داشته باشيد

02122354783

شاد باشيد


چرا افسرده شده‌ايم؟

چرا افسرده شده‌ايم؟

چرا افسرده شده‌ايم؟

مقاله پيش روي شما درباره افسردگي است، چيزي كه بهش مي‌گويند بيماري قرن و خيلي از ما نشانه‌هايش را داريم. حالا يا نمي‌دانيم يا انكارش مي‌كنيم. شايد هم جو مي‌گيرتمان و بزرگش مي‌كنيم. دوست داشته باشيم يا نه، قبول كنيم يا نه، آمار افسردگي در ايران بالاتر رفته و اين را خودمان هم مي‌توانيم با يك نگاه كردن به دور و برمان بفهميم. آمار هم تاييدش مي‌كند. آخرين روزهاي سال 89 خبري منتشر شد و يكي از مقامات اجتماعي تهران، اعلام مي‌كرد كه براساس يك نظرسنجي 34 درصد مردم علائم اختلالات رواني به خصوص اضطراب و افسردگي دارند كه نسبت به سال 87، 12 درصد هم رشد داشته. آماري كه مي‌تواند نگران‌كننده باشد. مي‌تواند ثابت كند كه ما ديگر آن آدم‌هاي شاد و شنگول نيستيم و عبوس و عصبي شده‌ايم.

راه‌هاي مقابله با افسردگي

افسردگي هميشه آن قدر حاد نيست كه كارمان را به دوا و دكتر بكشاند. گاهي وقت‌ها كارهايي ساده مي‌تواند حالمان را عوض كند. اين چند پيشنهاد حاصل عمري تجربه و ممارست ما در امر افسردگي غيرحاد است.

قدم بزنيد: پا شويد برويد بيرون يك قدمي بزنيد، نه كه خوب شويدها! ولي لااقل كسي نيست به پر و پايتان بپيچد. البته اگر شانس ماست توي خيابان هم يكي پيدا مي‌شود بپيچد به پرو پايمان. حالا برويد شايد شانس شما خوب بود. اگر حال بيرون رفتن نداريد، فقط دوست داريد يك گوشه‌اي بنشينيد تا بميريد (دور از جان!) و فكر خودكشي به سرتان زده، بايد بستري شويدها! پس ولش كنيد. همان بيرون رفتن كه بهتر است. يك قدمي بزنيد تمام شود برود. تحقيقات نشان داده حدود نيم ساعت قدم‌زدن در طول روز مي‌تواند تا حدود زيادي در روحيه افراد تاثير مثبت بگذارد. همين قدم‌زدن ساده كه خيلي از ما به آن دقت نمي‌كنيم، باعث مي‌شود تا روحيه‌مان به كلي عوض شده و به مرور زمان بسياري از دردهايي كه در مفاصل پا و حتي دستمان هست، از بين برود. به ياد داشته باشيد كه هنگام قدم‌زدن يك مقدار از حالت طبيعي تندتر برويد، به صورتي كه كمي عرق بدنتان بيرون بيايد و تاثير خوبي در روند حركتي شما داشته باشد.

آهنگ گوش كنيد: يك هندزفري بگذاريد توي گوشتان، مسخره‌ترين آهنگي را كه سراغ داريد پلي كنيد. در عرض چند ثانيه اگر از اين رو به آن رو نشديد، يك كمي بهتر كه مي‌شويد. در كل سعي كنيد با انتخاب موسيقي مورد علاقه‌تان، خودتان را سرگرم كرده و به همين راحتي به خودتان آرامش دهيد.

در جمع باشيد: همه‌اش اين نيست كه يك گوشه غمبرك بزنيد و توي خودتان باشيد. بعضي افسرده‌ها دوره‌هايي از سرخوشي بي‌خودي دارند. يعني مي‌توانيد يك موقع‌هايي هم الكي خوش باشيد. تازه اگر افسرده خوبي باشيد، خانواده براي اين‌كه حالتان را بهتر كنند، كلي اين طرف و آن طرف مي‌برندتان. حالش را ببريد و در كنار هم خوش باشيد و روزگار را با شادي سپري كنيد.

حرف بزنيد: بالاخره يكي پيدا مي‌شود به غرهايتان گوش كند و يك راه حلي جلوي پايتان بگذارد. حالا برنداريد براي هر كس و ناكسي درددل كنيد كه راه را از چاه تشخيص ندهد، بعد بگوييد ما گفتيم! يك آدم درست و حسابي پيدا كنيد. پس حرف بزنيد و حدالامكان سعي كنيد كسي را پيدا كنيد كه كاملا به حرفتان گوش دهد.

بنويسيد: هي نمي‌گيد نمي‌گيد جمع مي‌شود توي دلتان قلمبه مي‌زند بيرون. خب حالا كه گفتنش سخت است و رودربايستي داريد با همه لااقل يك دفتري چيزي دست و پا كنيد حرف‌هايتان را بنويسيد. كلي سبك مي‌شويد. اين نيز يكي از كارهايي است كه ثابت شده تا حدود زيادي از درون آدم را سبك مي‌كند.

مثبت‌ فكر كنيد: يك كوچه‌اي هست به نام علي چپ، گاهي هم سري به آنجا بزنيد آب و هوايتان عوض مي‌شود به خدا. اين‌قدر به فكرهاي بدتان پا ندهيد و نگذاريد فلجتان كنند. مثبت‌گرا باشيد و مثبت بينديشيد و خود را از فكرهاي بيهوده رها كنيد.

خوراكي‌هاي آرامبخش بخوريد: يك چاي زعفراني دم كنيد و برسانيد به بدن. ما شنيده‌ايم دم كرده گل گاوزبان و اسطوخدوس هم جواب مي‌دهد. به بو و مزه‌اش چه كار داريد، سر بكشيد يك دفعه!

بزنيد به دل طبيعت: آنجا كه هنوز آدم‌ها خرابش نكرده‌اند، كوه، دشت و از آنها بكرتر «كوير». حالتان جا مي‌آيد. برويد بعد كه كلي خوش گذشت به جان ما دعا كنيد.

كارهايي كه دوست داريد بكنيد: بلند شويد و طي يك اقدام دليرانه كارهايي كه ته ذهنتان هميشه دوست داشتيد، اما جرئت و حوصله‌اش را نداشتيد انجام دهيد. به اين فكر نكنيد كه نظر ديگران چيست يا در اين‌باره چه فكر مي‌كنند. توجه به خواسته دلتان كمي از كرختي درتان مي‌آورد و بهتان انرژي مي‌دهد.

تنوع بدهيد: افسرده‌ها ناخواسته به پوشيدن رنگ‌هاي تيره و لباس‌هاي يكنواخت روي مي‌آورند. يك تنوعي به سر و شكلتان بدهيد. لباس نو خيلي حال آدم را جا مي‌آورد. رنگ‌هاي گرم را انتخاب كنيد. اگر دستتان فقط به رنگ سياه مي‌رود، خودمان بياييم برايتان انتخاب كنيم!

منچ بزنيد: يك نفر را در خانه پيدا كنيد و بنشينيد يك دست منچ بزنيد. يكي از ساده‌ترين راه‌هايي كه مي‌توان از انزوا و تنهايي درآمد و روحيه را تا حدود زيادي با هيچ هزينه‌اي عوض كرد، بازي منچ است. هيچ مي‌دانيد اين بازي به ظاهر ساده مي‌تواند چقدر در افكار و روحيه شما تاثير بگذارد؟

گزارشي از يك بيمارستان اعصاب و روان

قبل‌تر‌ها مي‌گفتند بعضي از افسردگي‌ها براي بهار است. بهار و روزهاي بلندش مي‌تواند افسردگي بالقوه آدم‌ها را بالفعل كند… البته از اين حرف‌ها زياد مي‌زدند. از اين حرف‌هاي در گوشي كه شايد مبناي علمي هم نداشته باشد. اما به هر حال مي‌گفتند و آدم‌ها هم باور مي‌كردند كه كسالت روزهاي بهار به خاطر افسردگي نهفته در اين فصل است. بعدها كه هزار عامل اضافه شد به دلايل افسردگي، كسي به بهار و كسالت روزهاي آن فكر نكرد. آن‌قدر دليل‌هاي بي‌درمان ديگر اضافه شد به اين بيماري كه افسردگي‌هاي فصلي خنده‌دارترين دليل اين بيماري به حساب مي‌آمد. وقتي سر مي‌زني به يك بيمارستان اعصاب و روان فكر نمي‌كني آدم‌ها آن‌قدر ساده كارشان به اينجا بكشد. شكست عشقي، از دست دادن عزيز، فشار زندگي، فقر، جنگ، پوچي، وسواس، نبود شادي و دلخوشي، روزمرگي و خيلي از دلايل ديگر باعث شده تا آدم‌هاي اينجا با بي‌انگيزگي محض تعطيلات عيدشان را بگذرانند. تعطيلاتي كه بود و نبود آن توفير زيادي براي آنها ندارد…

پشت درهاي بسته بيمارستان

يك حياط بزرگ و سرسبز با بوته‌هاي زياد و گل‌هاي رنگي رنگي. ششم فروردين و سكوتي كه آدم‌هاي مسافرت رفته شهر به حوالي بيمارستان اضافه كردند. وقت عيادت هم مثل اكثر بيمارستان‌ها دو تا چهار است منتها با اين تفاوت كه نمي‌تواني خيلي عادي گل و شيريني بگيري دستت و از در بيمارستان وارد شوي. جلوي در بيمارستان از تو اسم بيمار را مي‌خواهند. بعد كه اسم بيمارت را چك كردند، تازه اجازه داخل‌شدن پيدا مي‌كني. به قول نگهبان، «اينجا بيمارستان اعصاب و روان است. كلي بيمار افسرده و ترك اعتياد اينجا بستري شده. هر كسي كه اجازه ورود ندارد. بيمارهاي اينجا به آرامش نياز دارند.»

از پشت ميله‌هاي بلند فقط مي‌تواني داخل حياط را نگاه كني. چشمت بيفتد به آدم‌هايي كه تك و توك توي حياط قدم مي‌زنند. چشمت بيفتد به زن جواني كه روي نيمكت نشسته، لباس زرد پوشيده و نگاه خيره‌اش به يك گوشه مات شده و مرد جواني را ببيني كه كنارش روي نيمكت نشسته و آرام با او حرف مي‌زند. من حرف‌هايشان را نمي‌شنوم، اما هيچ حالتي توي صورت زن ديده نمي‌شود. اصلا حرف‌هاي ملاقات كننده‌اش را مي‌شنود يا توي فكر و خيالات و ناراحتي‌هايش غرق شده است؟

جنگ، ويراني و ديگر هيچ

اينجا جانبازها لباس‌هاي قهوه‌اي مي‌پوشند، بيمارهاي اعصاب و روان آبي و لباس بيمارهاي زن هميشه زرد است. از پشت ميله‌ها كه حياط را نگاه مي‌كنم، يك مرد با لباس قهوه‌اي داخل اتاق نگهباني مي‌شود. اسمش ناصر است. مدام مي‌خندد. حدود 50 ساله است. شايد هم كمتر. حرف‌هاي نامفهومي مي‌زند. كارمند رده بالايي بوده. همان چند كلمه حرف نامفهوم هم انگار از همان روزها در ذهنش جا مانده. از وزارت مي‌گويد، از كار. اما سخت مي‌شود معناي جمله‌اش را فهميد. از رنگ لباسش مي‌شود حدس زد چرا اينجاست. جنگ و همه ويراني‌هايش كارش را به اينجا كشانده. نگهبان مي‌گويد مجتبي بيمار هميشگي اينجاست و هيچ وقت خوب نمي‌شود.. توي روزهاي جنگ به اين روز مي‌افتد. حالا سال‌هاست كه با يك مشت قرص سرپاست. اگر قرص نخورد، كسي جلودارش نيست. يك بار عصبي شده و همين‌طوري دست و پاي مادرش را شكسته. با اين حال مادرش هر روز مي‌آيد اينجا و به ناصر سر مي‌زند. ناصر نگاهمان مي‌كند، اما مي‌فهمم كه در دنياي ما نيست. بعد از كمي مكث و با زمزمه‌هاي زير لبش مي‌رود سمت حياط و صداي لخ لخ دمپايي‌هايش مي‌شود تنها صداي پرسكوت ظهر ششم فروردين ماه.

شوهر موجب افسردگي

بالا رفتنمان نياز به معرفي‌نامه دارد كه من ندارم. همان دم در ترجيح مي‌دهم با نگهبان حرف بزنم. بالاخره 15 سال مسئول نگهباني بيمارستان اعصاب و روان بودن شوخي نيست. وقتي مي‌پرسم توي روحيه خودت هم اثر داشته، مي‌گويد: «مگر مي‌شود بگويم تاثير نداشته. من آدم خيلي خونسردي بودم، اما اينجا تقريبا هر روز درگيري هست، هر روز هستند كساني كه بخواهند فرار كنند. خب همه اينها روي آدم اثر مي‌كند. اوايل اگر كسي توي گوش من هم مي‌زد، مي‌خنديدم، اما حالا خيلي عصبي‌تر شدم. مخصوصا موقع رانندگي، از رانندگي افتضاح آدم‌ها خيلي عصباني مي‌شوم.»

مردي آمده ملاقات خواهرزاده‌اش. مي‌پرسم كه چرا اينجا بستري شده؟ مي‌گويد: «شوهرش باعث شد. دست بزن داشت، شكاك بود.» بعد از من مي‌پرسد: «فكر مي‌كني بيشتر آدم‌هاي اينجا براي چي بستري شدند؟» همين چند ثانيه‌اي كه فكر كنم تا جوابي داده باشم، خودش مي‌گويد: «در يك كلام! بيشتر بيمارهاي اينجا از فشار زندگي افسرده شدند و كارشان به بستري شدن كشيده.» دلم مي‌خواهد خواهرزاده‌اش را ببينم، اما اجازه نمي‌دهند وارد بيمارستان شويم.


روان پزشك:بيماري وسواس

بيماري وسواس

بيماري وسواس

– «برم صورتمو بشورم. سطل آشغال رو كه گذاشتم دم در دستم رو نَشستم. حالا صورتم رو خاروندم، صورتم رو هم كثيف كردم»… دستم رو شستم؟ يادم نمياد شسته باشم. پس يعني نشُستم… مامان من دستم رو شستم؟»

– «آره شُستي من ديدم. باز وسواس به خرج نده.»

– «اين مامانم هم الكي يك چيزي مي‌گه… اَه… ديگه نمي‌خوام صورتمو بشورم. اصلا صورتم كثيف بشه چي مي‌شه؟ نمي‌ميرم كه… ولي… برو يك بار صورتت رو بشور و خيال خودتو راحت كن.»

– « باز داري صورتتو مي‌شوري؟ از سر شب تا حالا 10 بار شستي. خدا شفات بده!»

«يه دقيقه صورتتو بشور.» «يه بار ديگه قفل درو چك كن.» «نماز ظهرتو يك بار ديگه بخون.» «يه دقيقه برو زير دوش خودتو سريع بشور»… يك دقيقه‌اي كه يواش يواش مي‌شود 14 ساعت زير دوش ماندن يك وسواسي كه حالا ديگر نمي‌داند چي شد كه اين‌طور شد. چطور شد كه ديگر از آن صداي خبيث درونش كه مدام به او امر مي‌كند، رهايي ندارد.

وسواس يك ايده، فكر، تصور، احساس يا حركت مكرر يا مضر است كه با نوعى احساس اجبار و ناچارى ذهنى و علاقه به مقاومت در برابر آن همراه است. بيمار متوجه بيگانه بودن حادثه نسبت ‏به شخصيت‏ خود بوده از غيرعادى و نابهنجار بودن رفتار خود آگاه است. روانشناسان وسواس را نوعى بيمارى مى‌‏دانند كه تعادل روانى و رفتارى را از بيمار سلب مي‌كند و او را در سازگارى با محيط دچار اشكال مى‌‏سازد و اين عدم تعادل و اختلال داراى صورتى آشكار است.روانپزشك خوب در تهران

روانكاوان نيز وسواس را نوعى غريزه واخورده و ناخودآگاه معرفى مى‌‏كنند و آن را حالتى مى‌‏دانند كه در آن، فكر، ميل، يا عقيده‌اى خاص، كه اغلب وهم‏ آميز و اشتباه است آدمى را در بند خود مى‌‏گيرد، آنچنان كه اختيار و اراده را از او سلب مي‌كند و بيمار را وامى ‏دارد كه حتى رفتارى را برخلاف ميل و خواسته‏اش انجام دهد و بيمار هرچند به بيهودگى كار يا افكار خود آگاه است، اما نمى ‏تواند از قيد آن رهايى يابد.

پاره‏اى از تحقيقات نشان داده‏اند كه شخصيت والدين و حتى صفات ژنتيكى، روابط همگن خويى و محيطى در اين امور موثرند؛ به همين نظر وسواس در بين دوقلوهاى يكسان بيشتر ديده مى‌شود تا در ديگران، اگرچه ريشه ‏هاى اساسى و كلى اين امر كاملا مشهود نيست.

مسئله شخصيت را اگر با دامنه‏اى وسيع‌تر مورد توجه قرار دهيم خواهيم ديد كه اين امر حتى در برگيرنده افراد و اشخاص از نظر جوامع هم خواهد بود. وسواس برخلاف بيمارى هيسترى است (كه اغلب در جوامع عقب نگهداشته شده ديده مى‏شود)، و در جوامع به ظاهر متمدن و پيشرفته و حتى در بين افراد هوشمند هم به ميزانى قابل توجه ديده مى‏شود.

هيچ كس تا وسواسي نشده باشد، نمي‌تواند حال يك وسواسي را بفهمد. يك وسواسي تحقير مي‌شود، سرزنش مي‌شود، ولي كاري نمي‌تواند بكند. مي‌داند آن‌چه مي‌كند اشتباه است، بارها سعي مي‌كند جلوي شستن و وارسي كردن و افكار و شك‌هاي وسواسي خود را بگيرد، ولي نمي‌تواند. وسواس مثل يك باتلاق او را پايين مي‌كشد، ولي اطرافيانش باتلاق را نمي‌بينند و دائم به او مي‌گويند: «چرا تمامش نمي‌كني؟ با كمي اراده مي‌تواني همه اين اعمال را بگذاري كنار. فقط اگر بخواهي.» تو مي‌خواهي ولي نمي‌تواني. كسي نمي‌فهمد چقدر دلت مي‌خواهد مثل بقيه حمام بروي، مثل آن‌ها نماز بخواني، ظرف بشويي، حتي مثل آن‌ها دست‌شويي بروي… مثل آن‌ها زندگي كني.

شفاي وسواس

وسواس يك معلوليت رواني به حساب مي‌آيد و گاهي هم وسواسي از معلول جسمي ناتوان‌تر مي‌شود. اگرچه تصور شفاي يك معلول محال به نظر مي‌رسد، اما شفاي وسواس محال نيست.

دكتر اسلامي ساليان زيادي است كه تمام تلاش خود را براي اثبات اين موضوع گذاشته است: «سال 69 روي مسائل جنسي كار مي‌كردم. متوجه شدم هركس كه براي مشكلات جنسي مراجعه مي‌كند، وسواس دارد. تمام وسواسي‌ها در ميل به زندگي و ميل جنسي مشكل دارند. وسواسي‌ها از هر طبقه‌اي هستند. خيلي از مديران، وكلا، استادان و حتي پزشكان و روان‌پزشكان ما دچار وسواس‌اند.»

وسواس، فكر سمج خودكاري است كه سراغ آدم وسواسي مي‌آيد، موجب اضطرابش مي‌شود و باعث مي‌شود عملي انجام دهد تا اضطرابش خنثي شود. اين عمل تبديل به پاسخ شرطي مي‌شود، باقي مي‌ماند و هر بار آن شخص عمل را انجام مي‌دهد تا اضطرابش را آرام كند.

اما اين را كه چرا اضطراب يك وسواسي مثلا با شست‌وشو از بين مي‌رود، نظريه «ترس جابه‌جا شده» توضيح مي‌دهد: «هر ترس واقعي كه با آن مواجه نشويد، در درون تبديل مي‌شود به يك ترس واهي، فرد وسواسي ناخودآگاه در ترس واهي مي‌ماند تا ترس واقعي را تجربه نكند. يعني ترس‌ها در درون انسان جابه‌جا مي‌شوند.»

دكتر اسلامي از چهار عامل توارث، تربيت، تحقير و ترس به عنوان عوامل ايجاد وسواس نام مي‌برد و مي‌گويد: «اعمال وسواسي تنها لايه بيروني وسواس است. وسواس مانند درخت محكم ريشه‌داري است كه افكار مزاحم و اعمال اجباري تنها شاخ و برگ اين درخت است. براي از بين بردن ريشه وسواس بايد عوامل زمينه‌ساز و تدوام‌بخش وسواس را در وجودتان شناسايي و مهار كنيد. و اين امر با قرص و دوا هرگز محقق نمي‌شود. هر كس شخصي را مي‌شناسد كه توانسته با دوا وسواس را كنار بگذارد، بيايد خودش را معرفي كند. از نظر من روش‌هايي مانند شوك الكتريكي، هيپنوتيزم، دارو درماني و كليه روش‌هاي هوشياري‌زدا مردودند.»

او درباره روش‌هاي عملي درمان و مدت زمان آن مي‌گويد: «روش‌هاي ما شامل مواجهه، مرگ آگاهي، آموزش، مشاوره و توان‌بخشي، ملاقات در منزل، درمان جمعي و ماراتن چهار روزه و… است، اما مهم‌ترين عامل درمان، انگيزه و اراده مُراجع است. همين انگيزه و تلاش اوست كه مدت زمان درمان را تعيين مي‌كند. بهترين بيماران من كه اكنون دستياران من هستند، در چهار هفته درمان شدند.»

تنها راه نجات؛ مواجهه با خود

خانم ن.ح. يكي از ده‌ها مُراجعي است كه توانست با كمك دكتر ثابت كند رهايي از وسواس محال نيست. «وقتي يك دختربچه بودم، از پاي خواهرم چندشم مي‌شد. فكر مي‌كردم اشعه‌اي از سمت پاهاي او ساطع مي‌شود كه تمام خوبي‌ها را گرفته و بدي‌ها را به من منتقل مي‌كند. براي همين او مجبور مي‌شد جلوي من جوراب بپوشد. كمي كه بزرگ‌تر شدم، وسواس‌هاي جديدتري پيدا كردم؛ مثل وسواس به درس خواندن، حمام رفتن و… اگر بعد از دو ساعت حمام كردن، موقع بيرون آمدنم كسي صحبتي مي‌كرد، دومرتبه به زيردوش برمي گشتم. خانواده تنها يك راه به ذهنشان مي‌رسيد؛ دكتر پشت دكتر. انواع و اقسام داروها را امتحان كردم، ولي تنها اثر آن‌ها چاقي بود.

بعد از ازدواج وسواسم اوج پيدا كرد. هر پنج دقيقه يك بار فكري درونم مي‌گفت برو دست و صورتت را بشوي، حتي در اوج خواب هم بلند مي‌شدم دست و صورتم را مي‌شستم و دوباره مي‌خوابيدم. وقتي لباس‌ها را از ماشين لباس‌شويي خارج مي‌كردم، اگر لباسي يا سبد لباس‌ها به جايي برخورد مي‌كرد، از ديد من همه لباس‌ها كثيف شده بود و از نو مي‌شستم. هر بار حمام مي‌رفتم، يك قالب صابون را تمام مي‌كردم. دست‌هايم به خاطر شست‌وشوي زياد زخم شده بود. ديگر زندگي برايم عذاب بود.»

ن. ح. مي‌گويد: «بهمن 83 بود كه با دكتري آشنا شدم و براي نخستين بار كسي بود كه به حرف‌هايم گوش داد. عاجز از اين همه وسواس واقعا به دنبال درمان بودم. دكتر اول از من خواست كه پابرهنه وارد دست‌شويي مطب بشوم، دستم را خيس كنم و به كف ركاب دست‌شويي بزنم. هدف از اين كار فن «مواجهه» بود تا اضطرابم بالا برود و با ترس‌هايم مواجه شوم. من در آن حالت حق نداشتم دست و پايم را بشويم. گام بعد، مواجهه با پاي خواهرم بود كه 15 سال از آن اجتناب كرده بودم. دكتر از خواهرم خواست تا جورابش را در آورد و پايش را نزديك صورتم كند. حالم خيلي بد شد و به گريه افتادم و چيزهايي كه در حين مواجهه مي‌گفتم، توسط بيمار ديگري كه آن‌جا بود، نوشته مي‌شد. با روش‌هايي مانند تنفس عميق و… كمي آرامم كردند و بعد از من خواستند كه وقتي رفتم خانه همه آن‌چه را به ذهنم مي‌آيد، روي ورق بياورم. اين كار كه «استفراغ رواني» نام داشت، كمك زيادي به من كرد.

چند روز پس از آن قرار ملاقات در منزل را گذاشتند. گروهِ درماني به خانه من آمدند و من را با تمام وسايل و كارهايي كه سال‌ها از آن اجتناب كرده بودم، مواجه كردند. دكتر تشخيص داد كه مرحله بعدي درمان، «مرگ آگاهي» است. روشي كه بسيار در درمان من تاثير گذاشت. وقتي مرگ را در غسالخانه ديدم، ترس‌هاي واهي خودم مانند ترس از آلودگي و چيزهاي غيرواقعي در مقابل واقعيت مرگ به نظرم بسيار ناچيز شد. بايد وسواسم را براي هميشه ترك مي‌كردم. آخرين قدم را براي درمان برداشتم و تعهدي دادم كه ظرف چهار روز تمام اعمال وسواسي را براي هميشه كنار بگذارم. در اين چهار روز هر چيزي را كه تا به حال از آن اجتناب كرده و تمام تشريفات وسواسي‌ام را با مواجهه و استفراغ رواني قطع كردم و سپس توسط كار با فكر به مدت دو ماه كم‌كم فكرهاي مزاحم كم‌رنگ شد و روز به روز با قدرت گرفتن من دفتر وسواس هم بسته مي‌شد. و حالا بعد از هشت سال كه سراغ وسواس نرفته‌ام، اگر فكر مزاحمي سراغم بيايد، مي‌دانم چگونه آن را مديريت كنم. ديگر حاضر نيستم به هيچ قيمتي به دوران قبل از درمان وسواسم برگردم.»

اعجاب‌انگيز

اعمال و تشريفات وسواسي عجيب بسيارند. اعمالي كه از ديد يك آدم عادي ممكن است خنده‌دار باشد، ولي براي خانواده يك فرد وسواسي و خود او زجرآور است. شايد شما در اطراف خود كساني از اين دست داشته باشيد يا چه‌بسا خودتان به نوعي از اين انواع يا مواردي خفيف‌تر از آن‌ها دچار باشيد. همه اين افراد از مراجعان براي درمان بوده‌اند:

– خانم الف. هميشه فكر مي‌كرد نجس است و براي شست‌وشو مي‌رفت داخل ماشين لباس‌شويي دوقلو!

– آقاي ك. وقتي مي‌خواست غذا بخورد، شهادتين مي‌گفت تا غذا برايش پاك بشود، كفرش از بين برود، مسلمان بشود تا بتواند غذا بخورد.

– آقاي ر. كه در يك سال 40 بار آزمايش ايدز داده بود و هر بار جواب آزمايش منفي بود، اما براي او كافي و قابل قبول نبود.

– خانم ن. وقتي مي‌خواست از پله بالا برود، هر بار تصاوير جنسي ناراحت‌كننده به ذهنش مي‌آمد و مجبور مي‌شد پله‌هايي را كه آمده بازگردد و از نو بالا برود.

– خانم م. پس از هربار دست‌شويي رفتن مي‌نشست و لحظه به لحظه كارهايي را كه در دست‌شويي انجام داده بود، مرور مي‌كرد تا مطمئن شود بدنش را بعد از دست‌شويي شسته و پاك است.

– خانم ع. چون فكر مي‌كرد كف آشپزخانه‌اش نجس شده، موقع ظرف شستن چكمه مي‌پوشيد تا مبادا آبي كه موقع ظرف شستن روي زمين مي‌ريزد، پايش را نجس كند.

– آقاي ش. دائم نگران اين بود كه درِ گاو صندوق محل كار خود را قفل نكرده و براي اين‌كه مطمئن شود كه اين كار را كرده هر بار براي خودش نشانه مي‌گذاشت. مثلا با خود مي‌گفت: «در را قفل كردم، نشان به آن نشان كه موقع قفل كردن همكارم داشت با تلفن صحبت مي‌كرد». بعد از مدتي اين نيز خيالش را راحت نمي‌كرد، بنابراين هنگام قفل كردن درِ گاوصندوق از خودش با موبايل فيلم مي‌گرفت تا بعدا آن را نگاه كند.

– خانم ف. هر روز خانه را با همه وسايل آب مي‌كشيد. تلويزيون و كنترل‌هايش، مبل و ميز و…

– آقاي دكتر ج. از نجاست و بيماري مي‌ترسيد، چون در آزمايشگاه كار مي‌كرد و با بيماران سروكار داشت، هر وقت وارد خانه مي‌شد، زنگ را با چوب كبريت مي‌فشرد، دمپايي مخصوص مي‌پوشيد و با دقت بدون اين‌كه با جايي تماس پيدا كند، وارد حمام مي‌شد.

– پسري شش ساله موقع حرف زدن به هر كلمه‌اي كه استفاده مي‌كرد شك داشت و آن‌قدر آن را تكرار مي‌كرد تا حالش بد مي‌شد و به گريه مي‌افتاد. موقع غذا خوردن دستش نبايد با چيزي تماس پيدا مي‌كرد و همه چيز حتي پفك را با چنگال مي‌خورد.


من يك ترنسم خواهش ميكنم كمكم كنيد

ترنس

من يك ترنسم . متولد 1379 هستم و يك دخترم . خانوادم درمورد بيماري من چيزي نميدونن چون نزاشتم بفهمن .تصميم دارم وقتي ب 25 سالگي رسيدم عمل كنم اما نميدونم چجوري اجازشو از خانوادم بگيرم چون ميدونم ب شدت مخالفت ميكنن .لطفا راهنماييم كنيد.ممنون

با سلام
دوست عزيز چقدر از اين مساله اطمينان داريد ببينيد تغييرات ظاهري و اناتوميك مهم است مسائل روحي و رواني هم همين طور گاهي برخي افراد در تشخيص اين مساله دچار اشتباه مي شوند و خوب نمي دانند دقيق مساله چيست ابتدا پزشك بررسي كند و البته روانشناس هم در بعد مسائل رواني همين طور و بعد اصلا قضيه عمل و ..را مطرح كنيد .به هر حال تشخيص مساله بسيار مهمي است كه گاها مغفول مي ماند اميدوارم اين طور كه مي فرماييد نباشد چون پذيرش جامعه و خانواده و سختي هاي جراحي و هزينه ها خود باعث عوارض روحي براي افراد بعد از جراحي مي شود اميدوارم خوشبخت باشيد

در اين مورد ميتونيد با متخصصين كانون مشاوران ايران، مشاوره تلفني/تخصصي داشته باشيد
۰۲۱۸۸۴۱۹۸۳۲
موفق باشيد


واسه رابطم چيكار كنم؟

آشنايي

باسلام من دختر۲۵سالم كه دو سال تو يه رابطه بودم قصدمون ازدواج بود رابطمون نزديك بود كم كم خيانت هاي پسر شروع شدورابطه سرد شد من بازهم تحمل كردم نزديك به يك سال رابطه رو من تحمل كردم آخرين بار با يكي از دوستاي خودم دوست شدكه سرهمين قضيه كلا از زندگيم حذفش كردم بعد از يه مدت بايه پسر آشناشدم خيلي با طرف قبليم فرق داشت از اول قضيه من باپسرقبلي رو ميونست و ازم خاست درهر شرايطي روراست باشم منم ناگفته هارو بهش گفتم حالا بعد ازچندماه ميگه كه نميتونه با اون رابطه نزديكم باطرف قبليم كناربياد.من نميدونم چجور قانعش كنم و رابطه رو حفظ كنم؟ميشه همفكري كنين و اينكه چطور قانعش كنم

با سلام
دوست عزيز اينكه ايشون با همه اينكه خودشون خوا ستند صداقت داشته باشيد ولي خب از داشتن رابطه قبلي شما ناراحت شدند مساله بسيار مهمي است .چون وقتي فردي تمايل نشان مي دهد پيش مي رود و بعد نمي تواند با ارتباط قبلي طرف مقابل كنار بيايد گزينه مناسبي براي ازدواج نيست من درك مي كنم كه شما تماايل داريد ايشون كنارتون باشند و حتي به ازدواج ختم شود ولي بايد بدونيد شما تحت تاثير عواطف داريد تصمين مي گيريد ايشون نسبه به شما حسي ندارند نسبت به شما منظورم با دانشتن رابط ه قبلي است و وقتي ذهنش تا اين حد درگير شده كه حاضر است همه چيز را تما م كند
پس بهتره بدونيد در صورت اينكه اين ازدواج شكل بگيرد ايشون نمي تونه ارتباط قبلي شما روب راي خودش هضم كنه و همين مساله باعث ميشه مدام ذهنش درگير باشه و طبيعتا مشكلاتي در ارتباط جنسي و رضايت زناشويي پيش مي ايد علاوه بر اينكه اين فرد ممكنه هميشه ب شما شك داشته باشد و هر رفتاري رو مبني بر ارتباط با قردي قلمداد كند اين را براساس تجربه كلينيكي خدمتتون عرض مي كنم در حال اميدوارم تصميم درستي بگيريد

در اين مورد ميتونيد با متخصصين كانون مشاوران ايران، مشاوره تلفني/تخصصي داشته باشيد
02188422495
موفق باشيد


رفتار جنسي همسرم بعد 25 سال عوض شده

hamsar

با سلام
من خانمي 43 ساله هستم . 25 ساله ازدواج كردم يك فرزند دارم و شوهرم 48 سالشه من در روابط جنسي با شوهرم به مشكلي خيلي جدي برخوردم. شوهرم مرد بسيار اروم و با شخيصتي هستش هر چي از خوبيش تو اين 25 سال بگم كم گفتم رفتار خوبي هم با من هم دخترش داره.
كلا به زن زندگيش خيلي اهيمت ميده.يا در روابط چنسي خيلي مراعات ميكنه ما مثلا هفته اي 2 يا سه بار نزديكي داريم اونم با معاشقه و بسيار اروم و مورد دلخواه من .
ولي به تازگي به مشكل بسيار جدي بر خوردم خيلي دارم اذيت ميشم. شوهرم حدود 2 ماه پيش رفت پيش برادرش خارج كشور يك ماه پيش برادرش بود برگشت از روزي كه برگشت 180 درجه در رابطه جنسي تغيير كرد.درزم برادر همسرم دكتر زنان هستش.
بسيار تند خشن شده در رابطه. مثلا قبلا 10 الي 15 دقيقه به اصطلاح تلمبه زدن ارضا ميشد الان به 30 الي 40 دقيقه تبديل شده. از پوزيشن هاي استفاده ميكنه جديدا كه قبلا حتي يه بارم از اون پوزيشن استفاده نكرده بود. بعد اصلا نميذاره من ديگه نظري بدم فقط تو سك.. اون رابطه داره جلو ميبره و خيلي با خشونت .
نه ديگه خبري از نوازش كردن اينا نيست فقط فقط ميخواد رابطه انجام بشه. بعد من تا حرفي ميزنم در رابطه از حرف هاي ركيك و زشتي استفاده ميكنه. كلا عوض شده ، ي ادم ديگه شده. بعد نميدونم چيكار كرده هميشه الت تناسليش حالت نيمه نعوظ يا كاملا نعوظ هست حتي اگه رابطه نداشته باشيم.
مي ترسم زياد بهش گير بدم ازم زده بشه. و اين رفتارش خيلي منو اذيت ميكنه واقعا نميدونم چيكار كنم قبلا 2.3 بار در هفته بود
نميدونم چرا يه دفعه در روابط س… اينقدر تغيير كرده البته رفتارش غير از س.. خوبه مثل سابق. ولي در رابطه س.. ي ادم ديگه شده. بعد اصلا نمي تونم بهش بگم مثلا حوصله ندارم يا نميتونم امشب انجام بدم كلا عصبي ميشه .
دوستان لطفا راهنمايي كنيد

با سلام
دوست عزيز ممكنه رفتن به خارج از كشور باعث ايجاد ارتباطي شده كه خب توقع ايشون از رابطه جنسي تغيير كرده و اين رابطه جديد حس ارضاي بيشتري رو براي ايشون داره منتهي چون اصلا تجربه نكرده بوده بهش اهميت نمي داده و اين طبيعتا مساله مهمي است كه بايد دقت داشته باشيد .
به هر حال در روابط جنسي داشتن رابطه خشن و اينكه اكثر مواقع الت ايشون در حالت نعوظ است ممكنه اختلا بيش فعالي جنسي باشد كه اصلا تحت شرايط خاص ايجاد شده و ايشون هم اصلا توجهي به مساله ندارد و فكر مي كنيد كاملا طبيعي است بهتره به خاطر داشته باشيد كه اينكه شما چه برخوردي داريد هم مهم است بهتره در شرايط مناسب بگيد از اين رفتار ازار مي بيند و شايد سكس براتون مثل قبل لذت بخش نيست بهتره تاوضيح اينكه چرا به يك بار ايشون موضعشون عوض شده رو از ايشون بخواهيد .چون مساله بسيار مهمي است ..داشتن اين طور روابطي كه از شما نظر خواهي نشود و فقط به فكر ارضاي خودشون باشند اون هم خشن كم كم بر ساير روباط شما هم تاثير منفي مي گذارد بهتر است مراعه داشته باشيد و اميدوارم حل شود

در اين مورد ميتونيد با متخصصين كانون مشاوران ايران، مشاوره تلفني/تخصصي داشته باشيد
02188422495
موفق باشيد


سه راه براي داشتن خواب بهتر

سه راه براي داشتن خواب بهتر: هيچكس هدف دقيق رويا پردازي مرحله اي ازخواب كه طي آن به نظر مي رسد.

رؤياي شما نقش بسزايي درعملكرد روزانه دارد را نمي داند.

شما در طي رويا، خواب با حركات سريع چشم (REM) را تجربه مي كنيد زيرا مغز شما فعال است ولي بدن شما در خواب.

پس از خواب (REM) شما ممكن است به مدت كوتاهي كاملاً بيدار شويد بطوري كه مغز در سطحي افزايشي به فعاليت خود ادامه مي دهد.

و سپس شما مراحل عميق تر خواب را از سر مي گيريد كه ممكن است با دقايقي بيداري مختصر شما رويا يا ادامه رويا را به ياد آوريد.

اما شايد هم كلاً آن را فراموش كنيد. گرچه در خواب روشن شما مي دانيد كه در حال ديدن رؤيا هستيد.

شما نه تنها ممكن است روياي خود را به ياد آوريد بلكه فعالانه در فعاليت هايي كه در آن رخ مي دهند مشاركت كنيد.

حتي ممكن است شما مضمون آن را نيز تعيين كنيد.

روانشناسي خواب بهتر

موضوع خواب روشن تمايل دارد نسبتاً در حواشي روانشناسي خواب قرار گيرد، اما طرفداران معتقدند.

كه با بيشتر درگيرشدن در روياي هاي خود، شما هم بهتر مي خوابيد و هم در زندگي بيدار خود كاركرد خلاق تري داريد.

دينهولم آسپي و همكارانش، روانشناسان (استراليايي) دانشگاه آدلايد (۲۰۰۷) ذكر كردند كه گزارشات روايتي اين پديده به سال ۲۰۰۰ بر مي گردد.

در حالي كه آن تا سال ۱۹۷۵وجود نداشت، زماني كه ابتدا افراد در آزمايشگاه خواب مطابق دستور و در واكنش به آموزش از پيش تعيين شده

چشمان خود را در حين خواب دقيقا از راست به چپ حركت مي دادند.

در طي دهه ها پيگيري اين اكتشاف، روياي خواب به عنوان تكنيكي براي كاهش كابوس.

بهبود توانايي هاي فيزيكي از طريق يادآوري در ضمن روياپردازي، حل مسئله خلاق

و درك تغييرات اضافي در هوشياري كه در طي چرخه خواب رخ مي دهد استفاده مي شد.

تكنيك هاي القاي روياي مؤثر

اين تحقيق با فقدان تكنيك هاي القاي روياي مؤثر محدود شد.

تيمي استراليايي معتقدند كه آنها روش موثقي براي انجام چنين كاري را يافته اند و موفقيت روش خود را در طي گزارشي اعلام كردند.

با دانستن روند كاري آنها شما مي توانيد اين تكنيك ها را درقالب زندگي شخصي خود ادغام كنيد.

با استفاده از الگوي آنها از روياي روشن در اين مطالعه مي توان از آن براي تبيين موارد مشابه با آن استفاده كرد:

  • “در انگلستان بودم و با مادربزرگم صحبت مي كردم به يادم آمد (در زندگي واقع) كه چند سالي از مرگ مادربزرگم مي گذشت.
  • و من هرگز به انگلستان نرفته بودم. به اين نتيجه رسيدم كه من در حال رويا ديدن بوده ام .
  • و تصميم گرفتم تا با استفاده از منظر چشم پرندگان به حومه شهر پرواز كنم”.
  • اين نمونه نشان دهنده آن است كه چگونه شما بيداريد و در حال روياي روشن، روياپردازي مي كنيد.
  • اما در واقع آن رويدادهايي كه تجربه مي كنيد تنها رويا هستند.
آموزش به رويا وارد شدن

آسپي و همكارانش معتقدند كه به جاي آموزش افراد به مستقيم از حالت بيداري به حالت رويا وارد شدن ترجيحا آموزش رفتن به حالت روياي روشن فراهم شود.

كه در آن افراد پيش از اين روياپردازي به معناي روياهاي روشن القاگر رويا (DILD) را تجربه كرده اند.

افراد مي توانند از طريق تحريك بيروني مانند نور، صداها و حتي شوك الكتريكي خفيف به اين مرحله (DILD) بروند كه سپس با روياي آنها ادغام مي شود.

وقتي اين تحريك ها در قالب رويا در مي آيند، روياپرداز از روياي خود آگاه مي شود.

از اين نقطه نظر حالت روياي روشن مي تواند اتفاق بيفتد.

رويكرد كاربردي تر آن استفاده از تكنيك هاي شناختي است كه به هيچ گونه تجهيزاتي نياز ندارد و به سرعت آموزش داده مي شود.

تكنيك هاي روياي روشن

تيم تحقيقاتي استراليايي به ساخت پروتكل آموزشي روياي روشن شناختي به عنوان روشي براي فراهم كردن داده ها

در مورد بهترين روش اندازه گيري يادآوري رويا پرداختند.

با آموزش شركت كنندگان به رفتن به حالت روياي روشن آنها بهتر تضمين كردند.

كه شركت كنندگان توليد كننده رويا، سپس مي توانند با بيداري رويا را به ياد آورند.

نمونه اي متشكل از ۱۶۹ نفر شركت كننده به سه گروه تقسيم شده و آموزش هاي مختلف روياي روشن را دريافت كردند.

هفته نخست مطالعه شركت كنندگان وارد روياهاي خود مي شدند.

و در هفته دوم آنها مجموعه اي از آموزش هايي مطابق با گمارش گروه آزمايشي را دريافت كردند.

قبل از آزمايش، شركت كنندگان به مجموعه اي از سؤالات در مورد روياهاي آنها در كل و تجربه قبلي آنها در داشتن روياي روشن پرسيده شد.

همچنين از آنها خواسته شد تا اشاره كنند كه آيا آنها تا به حال براي القاي حالت روشن در خود تلاش كرده اند يا خير.

متغيرهاي نهايي اين مطالعه يادآوري روياها به طوركلي؛ يادآوري روياهاي روشن،  مدت زماني كه آنها صرف خوابيدن كرده اند.

كبفيت خواب آنها، ميزان تلاش آنها براي حس كردن آن پس از بيداري و ميزان محروميت از خواب آنها در روز قبل را در برگرفت.

تكنيك هاي روياي روشن

قبل از دريافت تكنيك هاي روياي روشن كه در اين مطالعه مورد ارزيابي قرار گرفت، اجازه بدهيد .

ببينيم آيا در واقع شركت كنندگان درگير در روياهاي روشن هيچ مزايايي در مقايسه با افراد گروه كنترل را احساس كردند يا خير.

اگرچه آنها در ميزان خواب با يكديگر تفاوتي نداشتند روياپردازان روشن احساس كردند، خواب بهتري داشته اند.

و تلاش كمتري براي بيداري كرده اند و كمتر از روز قبل محروميت از خواب را تجربه كرده اند.

شايد بيشترين تفاوت در اندازه گيري طول زمان برگشتن آنها به خواب پس از ديدن روياي روشن بود.

در شب هايي كه شركت كنندگان تجربه روياي روشن را گزارش كردند به طور متوسط ۱۰٫۶دقيقه طول كشيد.

اما زمان بيدار شدن آنها پس از روياي غير روشن حدود تقريباً ۲۷ دقيقه طول كشيد تا آنها به حالت خواب و بيداري بازگردند.

با توجه به اين كه اين سنجش از طريق خودگزارش دهي بود، يافته ها حاكي از فوايد زيادي در يادگيري نحوه روياپرداز روشن شدن دارد.

بنابراين به نظر مي رسد كه ممكن است فوايدي در يادگيري نحوه القاي روياي روشن  وجود داشته باشد.

به ويژه اگر شما خواب سبك داريد يا جزء آن دسته از افرادي هستيد .

كه پس از ساعت ها خواب باز هم پس از بيداري احساس خستگي مي كند.

روش هاي القاي روياي روشن

تمام روش هاي القاي روياي روشن اثربخشي يكساني نداشتند و به نظر مي رسد.

كه بهترين روش براي اطمينان از واردشدن به حالت روياي روشن شامل تركيبي از رويكردها باشد.

بعلاوه، استمرار يك هفته اي اين مطالعه ممكن است .

براي امكان پذير ساختن تحقق كامل القاي روياي روشن در شركت كنندگان ناكافي بوده است.

ترغيب كننده ترين خبرها آن است كه روياي روشن مي توند.

با آموزش هاي كتبي نيز به جاي استفاده از تمرين آزمايشگاهي گسترده آموزش داده شود.

افراد متمايل به تجربه اين تكنيك ها مي توانند حداقل اين را به عنوان تلاشي بدون انجام دادن آموزش هاي زمان بر يا گسترده  بپذيرند.

اكنون اجازه دهيد نگاهي به مداخلات آنها بيندازيم با نمونه هايي از نحوه اجراي هر كدام:

 آزمودن واقعيت.

در اين روش آموزشي شما واقعاً در جهت روياي روشن در حين بيداري تلاش مي كنيد.

اين تكنيك روياي روشن هنگام روز شامل حداقل ده دقيقه پرسيدن از خود در طي روز است.

خواه شما در حال روياپردازي باشيد خواه آنچه براي شما اتفاق مي افتد واقعي باشد.

سوال با حالتي جدي پرسيده مي شود و بررسي هر چيز واقعي يا پيش بيني شده معطوف به شما را در بر مي گيرد.

همانطور كه نويسندگان ذكر مي كنند، آزمون واقعيت به علت تمايل شديد ذهن روياپردازانه در تبيين بعد ديگر

آشكارترين شاخص ها از جمله روياپردازي حائز اهميت است.

بنابر استدلال آنها، توانايي در اشراف بر زماني كه شما رويايي نمي بينيد .

مي تواند در درك زمان آمادگي براي رفتن به حالت روشن مفيد واقع شود.

 القاي ياديار روياهاي روشن (MILD)

در اين روش شما از حافظه رويدادي بهره مند مي شويد؛زماني كه شما به خود ضرورت انجام كاري در آينده را مي دهيد.

در  روش القاي ياديار روياي روشن، شما به خود مي گوييد دفعه بعد كه در حال رويا ديدن بودم بايد روياي خود را به ياد بياورم.

در عين حال، شما خود، رويا را به حالتي شفاف تجسم مي كنيد.

۳- بيدار برگشتن به خواب(WBTB)

اين روش يادگيري نحوه ديدن روياهاي روشن ممكن است كمي آزارگرايانه باشد.

اما نويسندگان استراليايي ادعا مي كنند بسيار مؤثر است و مي تواند ديگر تكنيك هاي القاي روياي روشن را نيز تقويت كند.

براي اثربخشي اين روش شما بايد پس از ۶-۵ ساعت خواب از طريق يك هشدار اقدام به بيدارشدن كنيد.

سپس شما خود را مجبور به بيدار ماندن حين تمرين روش MILD مي كنيد.

با مشغوليت در اين روش شما بايد ذهن هوشيارتري داشته باشيد.

اما به احتمال  نيز براي آگاه شدن از روياهاي خود در ضمن ديدن آنها بتوانيدآموزش هاي خود را نيز دنبال كنيد.

تركيبي از هر سه روش اثربخشي بيشتري در ارتقاي حالات روياي روشن در شركت كنندگان اثبات شد.

كه اين مي تواند در همه به طور قابل توجهي رخ دهد.

از آنجايي كه نزديك نيمي از همه بزرگسالان هرگز ديدن روياي روشن در كل زندگي خود را گزارش نكردند.

(خطراتي در روياي روشن وجود دارد ولي برخي از افراد در جهت كنترل وضوح اين رويه بهتر مشاوره مي شوند).

اما شما اگراين روش را تجربه كرديد، بهتوانايي نزديك تركردن روياهاي خود به ذهن خودآگاه دست مي يابيد .

كه مي تواند همان نياز شما به بهبود كيفيت خواب خود، رشد تفكرات آزاد و نيز لذت از تجربه آگاه شدن از تصورات

و داستان هاي خارق العاده ي زيادي باشد كه در  ذهن ناخودآگاه خود خلق مي كنيد.

 

 

منبع: ساينس ديلي


تفاوت اضطراب و استرس و راههاي مقابله با آن

تفاوت اضطراب و استرس و راههاي مقابله با آن

 

در روانشناسي به هر وضعيتي كه به بروز تغييراتي در محيط بيروني يا دروني فرد منجر شده و او ناچار شود براي بازگشت به حالت تعادل پيشين خود انرژي صرف كند استرس گفته مي‌شود.

وقتي كه اين استرس حالت فراگير پيدا كند به طوري كه تمام حالت وجود فرد و فكر او را در بر گيرد در صورت داشتن منبع مشخص كه بر اساس آن فرد بداند علت دلشوره و تنش چيست ترس ناميده شده و در صورتي كه فرد علت تشويش، دلهره، دلشوره و استرس خود را نداند به آن اضطراب گفته مي‌شود.

اضطراب انواع گوناگوني دارد و در سنين مختلف خود را به شكل‌هاي متفاوتي نشان مي‌دهد به عنوان مثال در دوران شيرخوارگي و نوپايي كودكان با اضطراب جدايي مواجهند و در دوران مدرسه به ويژه در سالهاي آغازين اضطراب و هراس از مدرسه در آنها مشاهده مي‌شود.

در دوران نوجواني اضطراب‌ها ناشي از مسائل مربوط به بلوغ، استقلال رأي و در جامعه ما كنكور و ورود به دانشگاه هستند.

در دوران بزرگسالي علل بروز اضطراب متفاوت است كه از جمله آنها مي‌توان مسائل مربوط به امنيت فردي، اجتماعي، شغلي، ازدواج، فرزندآوري و آينده فرد خانواده‌اش را نام برد.

در سنين ميانسالي با توجه به تغيير نقش‌هاي افراد و ورود فرزندان آنها به سنين نوجواني و دانشگاه جنس اضطراب افراد متفاوت مي‌شود و اين دامنه افكار اضطراب‌آميز به ازدواج و آينده فرزندان نيز گسترش مي‌يابد.

حدود 60 سالگي افراد با مسائلي از قبيل مشكلات جسماني، نگراني در زمينه سلامت، بازنشستگي، تنهايي و سوگ ناشي از دست دادن همسر مواجه مي‌شوند كه اين مسائل تا پايان عمر بسته به وضعيت زندگي فرد، خانواده و همسرش مي‌تواند شدت كمتر يا بيشتري داشته باشد.

بهترين راه براي كاهش اضطراب در سطح فردي و اجتماعي آموزش‌هاي فراگير توسط نهادهاي عمومي و خصوصي در سطوح مدارس، محيط‌هاي شغلي و ادارات و آموزش‌هاي خانواده است كه به ويژه مي‌توان با استفاده از آموزش‌هاي مهارت‌هاي مقابله با اضطراب و استرس در محيط‌هاي شغلي و نيز شناخت عوامل ايجادكننده اضطراب و استرس در اين محيط‌ها شاهد كاهش چشمگيري در ميزان اضطراب بين افراد جامعه باشيم.

راههاي مقابله با اظطراب

يك ورزش تنفسي را امتحان كنيد

به جاي فكر كردن به صورت حسابها يا ثبت نرخ بيكاري، روي تنفس خود متمركز شويد. به طور كامل نفس بكشيد، مكث كرده و سپس آن را آزاد سازيد. بر اساس گفته دكتر مايكل، سرپرست Penn Program براي مديريت استرس در سازمان سلامت دانشگاه پنسيلوانيا،  بعد از 10 بار تكرار تنفس عميق بايد مقداري آرامش پيدا كنيد. مديتيشن با تمركز زياد

اين مديتيشن به جاي پرداختن به غم و غصه‌ها تمركز روي لحظه حال را تاكيد دارد. براي دريافت اطلاعات بيشتر در اين زمينه كتاب Full Catastrophe Living: استفاده از جسم و ذهن براي مقابله با استرس، درد و بيماري را مطالعه كنيد (نويسنده آن دكتر Jon Kabat-Zinn مي‌باشد). همچنين از ديگر كتابهاي مفيدي كه در اين خصوص توسط متخصصين امر نوشته شده نيز مي توانيد استفاده كنيد.(پيشنهاد مي كنيم تا با قرار دادن يك زمان مشخص در روز، بطور منظم هر چند كوتاه ، 10 الي 15 دقيقه مطالعه نماييد.)

مغز خود را درگير سازيد

مغز اضطراب را در دو ناحيه جداگانه پردازش مي‌كند. بادامه (نام ناحيه اي در مغز) پاسخ جنگ را ساطع مي‌كند، درحاليكه قشر پيشين جلويي مغز كارهايي اجرايي، مثل تصميم گرفتن را كنترل مي‌كند. يك مطالعه نشان داد كه افرادي كه مستعد اضطراب هستند اگر در يك فعاليت كه نيازمند انحراف توجه از بادامه به قشر پيشين جلويي مغز است درگير شوند، براي حل و فصل نگراني‌هاي خود دچار مشكل ميشوند. بعضي يافته‌ها حاكي از آن هستند كه استفاده از ديگر تكنيك‌هاي موفقيت آميز مانند انحراف توجه با كيفيت بالا، مثمرثمر مي‌باشند.(با مطالعه يا آموزش روشهاي فوق بوسيله متخصصين آنها را فرا بگيريد.)

معاشرت اگر وقت خود را صرف با دوستان و خانواده خود بكنيد، نه تنها ذهن خود را مشغول امور بيهوده نمي‌كنيد بلكه با تمركز روي خنده و غلبه بر ترس و نگراني‌ها، خلق و خوي خود را بهبود مي‌بخشيد. در زمان‌هاي سختي، معاشرت كردن به معني همدردي با همسالان و رفقا مي‌باشد. اما به جاي صحبت درباره مسائل منفي، راجع به پيشرفت‌هاي مثبت بحث كنيد.

فعاليت بدني

ورزش يكي ديگر از تاكتيك‌هاي تغيير توجه از اضطراب مي‌باشد. ورزش به خاطر آرامش زيادي كه در خود دارد، سبب افزايش ميزان دپامين مي‌شود كه اين به نوبه خود باعث بهبود خلق و خو مي‌گردد. درگير شدن با فعاليت بدني به فرد حس كنترل و موفقيت مي‌بخشد، كه مي‌تواند اضطراب و دودلي را تحت الشعاع قرار بدهد. يك مورد كه بايد مد نظر داشته باشيد اين است كه اجازه ندهيد ذهن در هر جايي كه خواست پرسه بزند.

مراقبت پيشگيرانه

اضطراب يك احساس قوي است كه فرد را از پاي در مي‌آورد. اما به جاي نوشيدن نوشابه‌هاي الكلي، خوردن غذاهاي چرب و تماشاي تلويزيون، اصول اساسي سلامتي و مراقبت پيشگيرانه را دنبال كنيد: به طور فيزيكي فعاليت داشته باشيد، خوب بخوريد و به اندازه كافي استراحت نماييد. همچنين از مواد شيميايي مثل كافئين و نيكوتين اجتناب بورزيد، چون كه اين مواد اضطراب را بدتر مي‌كنند.

تكنيك‌هاي رفتاري و شناختي

دكتر اسرائيل ايبرزن، استاد روان پزشك و روان شناس در دانشگاه ميشيگان، تكنيك‌هاي رفتاري و شناختي را براي كمك به بيماران به كار مي‌گيرد تا آنها بتوانند بر اضطراب غلبه كنند. اين تكنيك‌ها شامل تغيير حكايت مربوط به اضطراب مي‌باشند و فاصله احساسي را به وجود مي‌آورند و دلهوره را به گونه‌اي ديگر مورد بررسي قرار مي‌دهند. از آنجا كه اين واكنش‌ها به سختي درك مي‌شوند، اين دكتر توصيه مي‌كند كه بايد از متخصصين در اين زمينه كمك بگيريد.

روان درماني

درمان براي افرادي كه جوياي اطلاعات بيشتر در مورد تكنيك‌هاي رفتاري و شناختي غلبه بر اضطراب هستند، مفيد مي‌باشد، همچنين براي افرادي كه دچار آشوب‌هاي باليني هستند، كمك‌كننده است. بر اساس سازمان غيرانتفاعي اختلالات اضطرابي در آمريكا، اختلالات اضطرابي شايعترين بيماري در ايالات متحده مي‌باشند. يك روان درمان بيماري را به طور تخصصي تشخيص مي‌دهد و كمك و درمان خاص را ارائه مي‌دهد.

 


بزرگي

آلت، بزرگي

سلام، خيلي عذر ميخوام من ۲۷ سالمه و مشكل من بزرگي آلتم هست، چند ساله هميشه شورت تنگ ميپوشم كه از روي پيژامه يا حتي شلوار لي ديده نشه اما هميشه برجستگيش معلومه و باعث ناراحتي و خجالتم ميشه از طرفي شورت تنگ هم اذيتم ميكنه ديگه خسته شدم لطفا راهنماييم كنيد.

0 votes

با سلام
دوست عزيز به هر حال اگر اندازه الت شما طبيعي نباشد خوب ارولوژيست بايد تشريف ببريد ولي گاها در برخي افراد مدام حالت نعوظ را با كوچكترين مساله فرد تجربه مي كند و همين مساله با عث برامدگي الت مي شود .البته كه پوشش تنگ ضررهاي زيادي دارد و حتي شلوار لي براي اقايان مشكلاتي را بعدا به همراه دارد ولي به هر حال اگر مساله نعوظ گهگاهي نيست در حدي كه خود شما هم متوجه نمي شويد بهتره مشورتي داشته باشيد

در اين مورد ميتونيد با متخصصين كانون مشاوران ايران، مشاوره تلفني/تخصصي داشته باشيد
۰۲۱۸۸۴۱۹۸۳۲
موفق باشيد