عاشقانه: هر آنچه كه عاشقان پيش از ازدواج بايد بدانند

مشاوره در زمينه قبل از ادواج و درمان مشكلات فردي نامزدان

شنبه ۰۲ اسفند ۰۴

دخالت مادر شوهرم

سلام. من فك ميكنم مادر شوهرم بيش از حد داره توي زندگيم دخالت ميكنه و حتي توي جزيي ترين مساعل زندگيمم دخالت ميكنه. و از نظر خودش داره از باب نصيحت اينكارو ميكنه ولي همين موضوع منو خيلي اذيت ميكنه
مثلا همين امشب كه ميخواستيم بريم مهموني به من ميگه چي اوردي بپوشي يا مثلا مدام نصيحت ميكنه كه ولخرجي نكنين و رفتارايي مثل همين.. نميدونم شما چي فكر ميكنين ولي همينا منو خيلي اذيت ميكنه. چند بار سعي كردم غير مستقيم متوجهش كنم ولي فايده اي نداره.

وقتي با شوهرم درمورد اينا حرف ميزنم فقط ميگه نزار كسي حالتو بد كنه و برات مهم نباشه ولي من نميتونم مثلا تويه مهموني مشخص ميشه و همه ميفهمن كه حالم گرفتس.. با هيشكي حرف نميزنمو فقط توو خودمم.

ميخوام بدونم مشكل از منه يا مادر شوهرم

خواهش ميكنم كمكم كنيد خيلي حالم بده چيكار كنم؟

dehghan پاسخ : دخالت مادر شوهرم با سلام خدمت شما دوست عزيز
قابل درك است كه شما دوست نداريد كسي استقلالتان را زير سوال ببرد . اما بايد به اين نكته نيز توجه كنيد كه خيلي از اين رفتارها دخالت نمي باشد و در فرهنگ قديم كمك كردن محسوب مي شوند . شما مي توانيد براي احترام گذاشتن يه ايشان به حرفهايشان گوش دهيد و بعد تصميم خودتان را بگيريد در اين صورت هم به ديدگاه خودتان احترام گذاشته ايد و هم مادرشوهرتان. با توجه به اين موضوع كه همسرتان نيز اين مسايل را درك مي كنند و اجباري براي شما در قبول حرفهاي مادرشان ندارند بهتر است شما بخاطر حرفهايي كه ايشان مي زنند خود را درگير نكنيد و به بقيه مسايل زندگي خود بپردازيد .در صورت امكان سنتان را اعلام كنيد؟
شاد باشيد

محققان نقشه كامل بينايي در مغز بر اساس ساختار مغز


فن آوري جديد تاييد نمودار "بي انتها" را كه توسط متخصص مغز و اعصاب WW1 طراحي شده است

تقريبا 100 سال پس از آنكه يك متخصص مغز و اعصاب اولين لكه هاي ناب را ايجاد كرد كه باعث ايجاد زخم هاي موشكي به مغز سربازان شد، محققان دانشكده پزشكي Perelman در دانشگاه پنسيلوانيا نقشه خود را با استفاده از تكنولوژي مدرن به روز كرده اند. نتايج آنها يك نقشه ديد در مغز بر اساس ساختار مغز فرد ايجاد مي كند، حتي براي افرادي كه نمي توانند ببينند. نتيجه آن مي تواند، در ميان ساير موارد، هدايت تلاش هاي براي بازگرداندن بينايي با استفاده از يك پروتز عصبي است كه باعث تحريك سطح مغز مي شود. اين مطالعه در آخرين شماره زيست شناسي كنوني ، يك مجله Cell Press منتشر شده است.

دانشمندان اغلب از يك روش تصوير برداري مغز به نام MRI عملكردي (fMRI) براي اندازه گيري نقشه به ظاهر منحصر به فرد فعال شدن ديد در مغز فرد استفاده مي كنند. اين آزمون fMRI نياز به تماشاي روي صفحه نمايش فلش براي چند دقيقه در حالي كه فعاليت مغز اندازه گيري شده است، كه براي افراد كور شده توسط بيماري چشم غير ممكن است. تيم پان اين مسئله را با پيدا كردن يك توصيف رياضي رايج در سراسر مردم ارتباط بين عملكرد بينايي و آناتومي مغز حل كرده است.

داستان هاي مربوطه

گفت: "با اندازه گيري آناتومي مغز و استفاده از الگوريتم، اكنون مي توانيم به طور دقيق پيش بيني كنيم چگونه دنياي بصري براي يك فرد بر روي سطح مغز قرار مي گيرد." جورف يوگوري، دكتراي دكتر، استاديار نورولوژي. "ما در حال حاضر با استفاده از اين پيشرفت براي بررسي اينكه چگونه از بين رفتن بينايي سازمان مغز را تغيير مي دهد."

محققان با استفاده از اندازه گيري هاي سنتي fMRI از فعاليت مغز از 25 نفر با ديد نرمال جمع آوري شده است.آنها سپس يك رابطه آماري دقيق بين ساختار برابر مغز و نمايندگي دنياي بصري را شناسايي كردند.

نوح بنسون، دكتراي محقق، پس از دكترا در رشته روانشناسي و نورولوژي، گفت: "ابتدا به نظر مي رسد كه زمينه بصري مغز شكل و اندازه هاي مختلف در هر فرد است." "با تكيه بر مطالعات قبلي نظريه هاي تخيلي در آناتومي مغز، ما دريافتيم كه اين تفاوت هاي فردي هنگامي كه با الگو رياضي ما بررسي مي شود، از بين مي رود."مركز مشاوره ازدواج

متخصص مغز و اعصاب در جنگ جهاني اول، گوردون هولمز، به طور كلي به ايجاد طرح اوليه اين رابطه اعتقاد دارد. عامر بات، مددكار دكتر / دكتراي دانشكده پزشكي پروين در پن، گفت: "او يك نقشه دقيق دقيق را در سال 1918 با تنها كمترين تكنيك ها توليد كرد." "ما اكنون جزئيات را قفل كرده ايم، اما 100 سال به طول مي انجامد و بسياري از تكنولوژي ها براي به دست آوردن آن درست است."


وظيفه يا لطف؟

رزمريم پاسخ : وظيفه يا لطف؟ نوشته اصلي توسط mah69 سلام. روزتون بخير
يه سوال دارم و نميدونم آيا پاسخ قطعي براي اين سوال وجود داره يا خير؟ و دوست دارم نظر شما رو در رابطه با اين مساله بدونم
به نظر شما وقتي آقا صبحا ميره سركار آيا خانم وظيفه داره بيدار بشه و صبحانه آماده كنه و با هم بخورن؟
يا اين كار لطف زن هست و اينكه گاهي اين كارو بكنه و گاهي نه، مشكلي پيش نمياد؟؟ سلام روزبخير
فك ميكنم اين متن بتونه بهتون كمك كنه
آيا از نظر اسلام زن وظيفه اي براي كار كردن در منزل دارد؟
ارسال شده توسط soalcity در ۱۳۹۳/۷/۴ - ۱۹:۴۳

على و فاطمه عليهما السّلام از رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم تقاضا كردند كه آن حضرت كارها را بين آنها تقسيم نمايد. پيامبر(ص) انجام كارهاى داخل خانه را به عهده فاطمه(س) نهاد و امور خارج از منزل را به عهده على(ع) عليه السّلام گذاشت. امام باقر عليه السّلام مى‏گويد: فاطمه عليها السّلام مى‏گفت: هيچ كس جز خداوند نمى‏داند كه من چقدر خوشحال شدم از اينكه رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم كارهاى بيرون از خانه را به عهده من قرار نداد و مرا از مراوده با مردان نجات داد. (قرب الإسناد، ص: ۵۲)

مساله ۲۴۱۴ : مسأله زن وظيفه ندارد خدمت خانه را انجام دهد و غذا تهيّه كند و نظافت و مانند آن را انجام دهد مگر به ميل خود و اگر مرد او را مجبور بر اين كارها نمايد زن مى‏تواند حقّ الزحمه خود را در برابر اين كارها از او بگيرد. (توضيح المسائل (المحشى للإمام الخميني)، ج‏۲، ص: ۴۷۸)

نكته اي كه از مقايسه دو پاراگراف فوق به دست مي آيد، اين است كه از منظر اسلامي رابطه زن و شوهر با يكديگر، رابطه اي فراتر از قواعد خشك حقوقي است. و اصل و اساس اين پيوند بر مبناي توافق و همدلي بين زن و شوهر است و تنها در جايي كه زن و شوهر از رسيدن به توافق و همدلي عاجز شده اند، به خاطر آنكه بناي ازدواج نابود نشود، در سطوح ديگري (مثل قواعد حقوقي) از اين رابطه صيانت مي شود.

به تعبيري اصل كانون خانواده، بنايي عاطفي است كه قواعدي حقوقي در اطراف اين بنا قرار داده شده، تا در صورت فرو ريختن ستون بناي عاطفي تا حد ممكن از فروپاشي كانون خانواده جلوگيري شود. و اين نوع نگاه در جاي جاي ديدگاه قرآني ديده مي شود.

مثلا اگر اختلافي بين زن و شوهر ايجاد شود، در قدم اول توصيه مي شود كه خود آنها به نوعي سعي در حل مشكل بنمايند. حتي اگر توافق آنها خلاف اصول اوليه تعيين شده در قاعده حقوقي ازدواج باشد:

فَلا جُناحَ عَلَيْهِما أَنْ يُصْلِحا بَيْنَهُما صُلْحاً وَ الصُّلْحُ خَيْرٌ (۱۲۸ نساء) مانعى ندارد با هم صلح كنند (و زن يا مرد، از پاره‏اى از حقوق خود، بخاطر صلح، صرف نظر نمايد.) و صلح، بهتر است.

و اگر آنها نيز نتوانند به گونه اي به سازش برسند؛ مساله را به نهادهاي قضائي احاله نمي كند و اين مساله را به تاخير مي اندازد، و پاي خويشاوندان را باز مي كنند تا شايد آنها بتوانند سازش را ايجاد كنند:

وَ إِنْ خِفْتُمْ شِقاقَ بَيْنِهِما فَابْعَثُوا حَكَماً مِنْ أَهْلِهِ وَ حَكَماً مِنْ أَهْلِها إِنْ يُريدا إِصْلاحاً يُوَفِّقِ اللَّهُ بَيْنَهُما إِنَّ اللَّهَ كانَ عَليماً خَبيراً (۳۵ نساء) و اگر از جدايى و شكاف ميان آن دو (همسر) بيم داشته باشيد، يك داور از خانواده شوهر، و يك داور از خانواده زن انتخاب كنيد (تا به كار آنان رسيدگى كنند). اگر اين دو داور، تصميم به اصلاح داشته باشند، خداوند به توافق آنها كمك مى‏كند زيرا خداوند، دانا و آگاه است.

ويژگي اين ديدگاه ها زماني برجسته تر مي شود كه آنها را با تمدن پر ادعاي امروز غربي مقايسه كنيم كه به محض اختلاف در همان گام اول، نزاع را به نهادهاي قضائي مي كشاند در حالي كه اين امر مي تواند به سرعت كانون خانواده را به فروپاشي برساند! چرا كه تلاش دو طرف در نزد يك غريبه براي محق نشان دادن خود و سخن گفتن عليه طرف مقابل، ثمره اش نابودي هر گونه مودت و دوستي بين آن دو است.

بنابراين بايد در نوع روابط زن و شوهر دقت نماييم كه زن و شوهر دو رقيب براي يكديگر نيستند. بلكه دو مكمل هم هستند كه بناست با دوستي و محبت در كنار يكديگر به هم آرامش ببخشند:
وَ مِنْ آياتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْواجاً لِتَسْكُنُوا إِلَيْها وَ جَعَلَ بَيْنَكُمْ مَوَدَّةً وَ رَحْمَةً إِنَّ في‏ ذلِكَ لَآياتٍ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ (۲۱ روم) و از نشانه ‏هاى او اينكه همسرانى از جنس خودتان براى شما آفريد تا در كنار آنان آرامش يابيد، و در ميانتان مودّت و رحمت قرار داد در اين نشانه ‏هايى است براى گروهى كه تفكّر مى‏ كنند.

تاريخچه ي كيك تولد و شمع

كسي هنوز مطمئن نيست كه اين سنت از كجا آغاز شد. يونانيان باستان در گذشته كيكي را (دايره شكل تا نمايانگر ماه باشد) به معبد خداي ماه آرتميس ميبردند و روي آن شمع هايي روشن ميكردند تا مانند ماه روشن باشد.

روشن كردن شمع روي كيك تولد براي آن است كه برخي مردمان باور داشتند كه خدايان در آسمان ها زندگي ميكنند و روشن كردن شمع براي برآورده شدن دعاهاي آنها در درگاه خدايان بوده است. وبا فوت كردن شمع و آرزوكردن در هنگام فوت كردن آن آرزو و دعاي خود رابه آسمان مي فرستادند.

جشن تولد

اولين جشن تولد براي آن برگذار شد كه مردم معتقد بودند كه شياطين در روز تولد آنها به سمت آنها مي ايند. در ابتدا پادشاهان تنها كساني بودند كه به اندازه اي مهم بودند تا جشن تولد داشته باشند. دوستان و خانواده براي محافظت از آسيب با ارزو و فكرهاي خوب و هدايا كمك ميكردند تا تولد را جشن بگيرند. آنها براي آنكه شياطين را بترسانند با كلاه و وسايل پر سروصدا جشن تولد را برگذار ميكردند

بادكنكها تولد

اولين بادكنك ها يا بالون ها، اسباب بازي بچه ها بودند كه با پوست يا امعاي دروني حيوانات ساخته ميشدند و درون آن را با آب پر ميكردند.قوم هاي قديمي درون روده هاي حيوانات قرباني شده فوت ميكردند و ان را به شكل حيوانات در مي اوردند و آن را به خداي خود به عنوان قرباني تقديم مي كردند.

  موضوعات مشابه آينام, امروز ساعت 16:48

متخصصان بهداشت روان مي توانند از ابزار ساده براي ارزيابي ريسك ها استفاده كنند


طبق يك مطالعه اخير كه در دانشگاه كاليفرنيا سان فرانسيسكو انجام شده است، متخصصان بهداشت روان، كه اغلب به ارزيابي و مديريت خطر ابتلا به خشونت توسط بيماران خود اهميت ميدهند، ممكن است از يك ابزار ساده براي ارزيابي خطر بيشتر استفاده كنند.

تحقيقاتي كه تحت رهبري روانپزشك آلن تئو MD انجام شد، زماني كه او يك مامور پزشكي UCSF بود، بررسي كرد كه چگونه روان پزشكان دقيق در ارزيابي خطر خشونت توسط بيماران مبتلا به بيماراني كه به واحدهاي روانپزشكي مراجعه مي كنند، مورد ارزيابي قرار گرفته اند. 

بخش اول مطالعه نشان داد كه ساكنين روانپزشكي بي تجربه بهتر از آن چه كه شانس دارند، انجام نمي شود، در حالي كه روانپزشكان جانباز در ارزيابي خطر ابتلا به خشونت در بيماران خود موفق بوده اند.

با اين وجود، بخش دوم مطالعه نشان داد كه وقتي محققان اطلاعات را از مقياس "بررسي تاريخي، باليني، مديريت ريسك -20-باليني" (HRC-20-C) - يك ابزار ارزيابي ريسك مختصر و ساختاري - براي بيماران ارزيابي كردند، توسط ساكنان، دقت در شناسايي پتانسيل خود براي خشونت افزايش يافته به سطح تقريبا به عنوان روانپزشكان دانشكده، كه به طور متوسط ​​15 سال تجربه بيشتر.

Teo گفت: "همانند يك چك ليست كه يك خلبان ممكن است قبل از برداشت استفاده كند، HRC-20-C تنها پنج مورد دارد كه هر متخصص بهداشت روان آموزش ديده مي تواند براي ارزيابي بيماران خود استفاده كند." "براي بهبود ايمني براي كاركنان و بيماران در مراكز پر خطر، بسيار مهم است كه آموزش روانپزشكان جوان و ديگر متخصصان بهداشت روان را در مورد نحوه استفاده از يك ابزار عملي مانند اين، آموزش دهيم."

اين مطالعه در 31 اوت در مجله " خدمات روانپزشكي" منتشر شد .

داستان هاي مربوطه

HCR-20-C چند سال پيش توسط محققان در كانادا توسعه يافت، جايي كه در تعدادي از تنظيمات مانند زندان ها و بيمارستان ها استفاده مي شود. با اين حال، در ايالات متحده، ابزار ساختاري مانند HCR-20-C تنها در بيمارستان ها استفاده مي شود.

ديل مكنيل، استاد ارشد روانشناسي باليني UCSF، گفت: "اين اولين مطالعه براي مقايسه صحت ارزيابي هاي خطر توسط روانپزشكان ارشد به افرادي است كه توسط روانپزشكان تكميل شده است." "اين نشان مي دهد كه متخصصان باليني كه آموزش و تجربه محدود دارند، در ارزيابي ريسك هايشان نادرست هستند و روش هاي ساخت يافته مانند HCR-20-C وعده اي براي بهبود آموزش در ارزيابي ريسك براي خشونت مي كنند."

تئو افزود: "مطالعه UCSF غير معمول بود، در استفاده از نسخه كوتاهتر از ابزار كه مي تواند به راحتي در عمل باليني گنجانيده شود."

تئو و تيم او دقت صحت پزشكان را با مقايسه ارزيابي هاي خطر كه در آن زمان بيماران به بيمارستان بستري شدند، ارزيابي مي كردند تا اينكه بيماران بعد از اينكه به بيمارستان منتقل شدند، از طريق ضربه زدن، لگد زدن يا گاز گرفتن، به شدت آسيب پذير شدند. اين مطالعه شامل 151 بيمار خشونت آميز و 150 بيمار خشونت آميز بود.تست روانشناسي

بيماران در مطالعه داراي بيماري هاي شديد رواني، اغلب اسكيزوفرني بودند و به صورت غيرقانوني در بيمارستان بستري شده بودند.


خاطرات احساسي تازه ايجاد شده را مي توان از مغز انسان پاك كرد


خاطرات احساسي تازه ايجاد شده را مي توان از مغز انسان پاك كرد. اين تحقيقات توسط محققان دانشگاه اوپسالا در يك مطالعه جديد نشان داده شده است كه توسط مجله علمي Science منتشر شده است. يافته ها ممكن است يك پيشرفت در پژوهش در مورد حافظه و ترس باشد. 

توماس ارگن، كانديداي دكترا در گروه روانشناسي تحت نظارت پروفسور ماتس فردريككسون و توماس فورمنك، نشان داده است كه ممكن است خاطرات تازه از لحاظ احساسي را از مغز انسان پاك كند.

هنگامي كه يك فرد چيزي را ياد بگيرد، يك حافظه طولاني مدت دراز مدت با كمك يك فرآيند تحكيم ايجاد مي شود كه بر پايه تشكيل پروتئين ها است. هنگامي كه ما چيزي را به ياد مي آوريم، حافظه بعضي از زمان ها بي ثبات مي شود و سپس با فرآيند ادغام ديگري دوباره تثبيت مي شود. به عبارت ديگر، مي توان گفت كه ما به آنچه كه در ابتدا اتفاق افتاد، به ياد نمي آوريم، بلكه آنچه كه ما در آخرين بار به آنچه كه اتفاق افتاده اند فكر مي كنيم. با اختلال در روند بازسازي كه پس از به ياد آوردن پيروي مي كند، مي توانيم محتواي حافظه را تحت تاثير قرار دهيم.

در اين مطالعه محققان يك تصوير بي طرف و يك شوك الكتريكي را به طور همزمان تزريق كردند. به اين ترتيب، تصوير باعث شد ترس در موضوعاتي ايجاد شود كه به معناي حافظه ترس بود. براي فعال كردن اين حافظه ترس، تصوير بدون شوك همراهي نشان داده شد. براي يك گروه آزمايشي، با كمك نمايشهاي مكرر تصوير، فرايند بازسازي شديد متوقف شد. براي يك گروه كنترل، فرآيند بازسازي مجاز به تكميل شدن قبل از اينكه افراد نشان داده شده همان نمايش مكرر تصوير را داشته باشند.

در آن گروه آزمايشي مجاز به تسكين حافظه ترس نبود، ترس آنها كه قبلا با تصوير منحرف شده بود. به عبارت ديگر، با اختلال در روند بازسازي، حافظه خنثي شد و ديگر ترس را تحريك نكرد. در همان زمان، با استفاده از يك اسكنر MR، محققان توانستند نشان دهند كه اثرات آن حافظه نيز از بخشي از مغز كه به طور معمول خاطرات ترسناكي، گروه هسته اي amygdala در لوب زماني را نجات داد، ناپديد شد. 
مركز مشاوره
'اين يافته ها ممكن است پيشرفت در تحقيق در مورد حافظه و ترس است. در نهايت يافته هاي جديد ممكن است منجر به بهبود روش هاي درمان براي ميليون ها نفر از مردم جهان كه از مسائل اضطرابي مانند فتق، استرس پس از سانحه و حملات هراس رنج مي برند، مي گويد: توماس ارگن.


حامله شدن يك بار به عنوان يك دورۀ دوران كودكي در نظر گرفته شد


حامله شدن يك بار به عنوان يك دورۀ دوران كودكي در نظر گرفته شد. با اين حال امروز، قلدري به عنوان يك مشكل جدي شناخته شده است. طبق آكادمي آمريكايي روانپزشكي كودكان و نوجوانان، تا حدود نيمي از تمام كودكان در دوران تحصيل در برخي مواقع مورد آزار و اذيت قرار مي گيرند. و به لطف بچه هاي با تكنيك هاي هوشمندانه، تهديدات اينترنتي و ساير اشكال اخلال الكترونيكي اكنون شايع است.بلوغ دختر يا پسر |مسائل آموزشي جنسي

ALERT MULTIMEDIA: منابع صوتي و تصويري پخش براي دانلود در شبكه اخبار خبري كلينيك Mayo در دسترس هستند. سازمان ديده بان پزشكي لبه بسته به قلدري در ورزش و متوقف كردن قلدري در كلاس درس.

كارشناسان كلينيك Mayo در مورد انواع زواياي قلدري و مسائل اظهار نظر مي كنند. متخصصان پيشگيري از قلدري Mayo Clinic پيتر جنسن، MD، و بريجيت بيگز، Ph.D.، مي توانند در مورد سوء استفاده اينترنتي و قلدري فيزيكي و كلامي در ميان نوجوانان صحبت كنند.

داستان هاي مربوطه

بچه هايي كه مورد آزار و اذيت قرار مي گيرند مي ترسند به مدرسه بروند، Drs. جنسن و بيگز مي گويند آنها ممكن است از سردرد يا چاقي شكايت شكايت كنند و تمركز خود را روي مدرسه مشكل كنند. آنها مي گويند در دراز مدت، پيامدهاي قلدري ممكن است حتي شديد تر باشد.

دكتر جانسن مي گويد: "كودكان مبتلا به آسم داراي ميزان بالاتري از افسردگي، اضطراب، عزت نفس پايين و ساير شرايط روحي رواني هستند." "كودكان مبتلا به سرطان بيشتر به فكر خودكشي فكر مي كنند. بعضي از اين زخم ها ممكن است به بزرگسالي ادامه پيدا كنند."

اگر دچار سوء تفاهم شده ايد، اين وضعيت را جدي بگيريد. جنسن و بيگز. نكاتي كه بايد انجام دهيد شامل موارد زير است: 
* كودك خود را تشويق كنيد تا نگراني هاي خود را به اشتراك بگذارد. 
* ياد بگيريد تا آنجا كه مي توانيد در مورد وضعيت بدانيد. 
* كودك خود را چگونه پاسخ به قلدري بدهد. 
* تماس با مقامات مدرسه 
* پيگيري. با مقامات مدرسه تماس بگيريد 
* اعتماد به نفس فرزندتان را افزايش دهيد. 
* در صورت لزوم به كمك حرفه اي بپردازيد.

مي گويد: Maxs Trenerry، Ph.D.، يك روانشناس پزشكي ورزشي باليني Mayo مي گويد: جايي كه يك دستور پنهان وجود دارد، احتمال وجود قلدري وجود دارد. دكتر تنرري مي گويد: براي كودكان، ماهيت رقابتي ورزش مي تواند يك عنصر اضافي از تجاوز را اضافه كند، كه همچنين يك مشاور فوتبال و مشاور روانشناسي ورزشي است.

دكتر ترنري مي گويد: "كلايك ها و گروه هاي كوچك در تيم هاي ورزشي مي توانند از پيشرفت بازيكنان اميدوار كننده جلوگيري كنند و حتي بازيكنان را براي خروج از تيم خود در اختيار دارند." "راه هايي براي پرورش يك محيط سالم در زمينه وجود دارد و هر يك از هم تيمي ها احساس مي كنند كه درگير آن هستند."


كارمندان در محل كار بد رفتار مي كنند


طبق يافته هاي يك مطالعه جديد SACS Consulting به رفتارهاي ضد اجتماعي در محل كار (CWBs) امروز بيش از 86 درصد از كاركنان حرفه اي استراليا، حداقل يك بار به طور عمدي يك همكار را در كار خود ناديده مي گيرندحاملگي بارداري تولد نوزاد

مطالعه بيش از 2،000 متخصص استراليا نشان داد كه بيشتر افراد حداقل برخي از CWB هاي معمولي را شامل مي شوند، از جمله روزهاي بيمار غير ضروري، عدم توانايي همراه با همكاران، عدم توجه به مسائل مربوط به غير كار، ناديده گرفتن OHS يا ساير سياست هاي محل كار، و سرقت

"به نظر مي رسد كه رفتار بد در محل كار خيلي شايع تر از آنچه بعضي از كارفرمايان ممكن است فكر كنند. اندرو مارتي، روانشناس و مديرعامل SACS Consulting، گفت: حداقل دو سوم از ما با همكاران خود بي ادب بوده ايم و بيش از 90٪ از سازمان هايي كه حداقل يك بار آنها كار مي كنند، رنج مي برند.

يافته هاي كليدي مطالعه عبارتند از:

  • تقريبا 16٪ از كاركنان گاهي اوقات يا اغلب به طور هميشگي به همكاران خود دروغ مي گويند
  • 86.6 درصد از كاركنان دست كم يك بار ناديده گرفته و يا دستگير شده اند (41٪ بعضي اوقات يا اغلب آنها را انجام داده اند)
  • 55.3٪ از كاركنان حداقل يك بار از كار بوده اند (11٪ بعضي اوقات يا اغلب آنها را انجام داده اند)
  • 21.4 درصد از كاركنان خطوط و روش هاي OH & S را "بعضي اوقات" يا اغلب - تفكر خنك كننده در بخش هاي پر ريسك ناديده گرفته اند
  • در همه گروههاي سني، مردان بيشتر از زنان اعتراف مي كنند كه نسبت به همكاران خود به شدت رفتار مي كنند
  • در تمام گروههاي سني، زنان بيشتري نسبت به مردان اعتراف مي كنند كه رفتار بدي نسبت به سازمان خود دارند

SACS Consulting، شركت مشاوره اي براي منابع انساني و روانشناسي سازمان استراليا كه تحقيق را انجام داده است، بر اين باور است كه اين تحقيق اولين مطالعه جامع در مورد نوع آن در استراليا است.

آقاي مارتي مي گويد او از سطح نسبتا بالايي از رفتار منفي ناشي از مطالعه شگفت زده شده است و معتقد است كه اين يافته ها براي كارفرمايان استراليا قابل توجه است. او گفت كه بسياري از مشترياني كه اين يافته ها را مشاهده كرده بودند شگفت زده شده و نگراني در مورد اين كه چگونه برخي از اين رفتارها مشترك هستند.

داستان هاي مربوطه

آقاي مارتي مي گويد: "شناسايي CWB ها براي كارفرمايان مهم است، زيرا آنها مي توانند سطح انرژي كاركنان، رانندگي و تعهد به كار را كاهش دهند."

"آنها همچنين مي توانند يك مارپيچ رو به پايين به رفتارهاي منفي مانند ترس و وحشت گسترده اي ايجاد كنند. اين به نوبه خود بر بهره وري و سودآوري يك كسب و كار و كيفيت كلي فرهنگ محل كار تاثير مي گذارد. "

SACS Consulting از يافته هاي تحقيقاتي براي ايجاد يك ارزيابي آنلاين CWB منحصر به فرد استفاده كرده است و همچنين شاخص هاي شخصيتي را نشان مي دهد كه نشان دهنده خطر در كاركنان آينده نگر است.

يك سازمان مي تواند از اين تست ها براي ارزيابي احتمال حضور كاركنان بالقوه در اين رفتارها استفاده كند و به آنها اجازه مي دهد كساني را انتخاب كند كه داراي احتمال خطر منفي و احتمالا رفتار مثبت در محل كار باشند.

براي كسب اطلاعات بيشتر در مورد اقدام استراليا براي مطالعه ضد كارآيي در محل كار، مشاوره SACS و يا آزمون CWB آنلاين به وب سايت www.sacsconsult.com.au مراجعه كنيد.

يافته هاي ديگر مطالعات رفتار غير قابل استفاده در محل كار SACS عبارتند از:

  • 22.1٪ از كاركنان گاهي اوقات يا اغلب اوقات روز بيمار را زماني كه به اندازه كافي به اندازه كافي كار مي كردند، در نظر گرفتند
  • گروه سني 31-40 ساله براي زنان بالا است خطر ابتلا به CWB ها، احتمالا به اين دليل است كه بسياري از آنها تحت فشار عظيم براي تعادل تعهدات خانوادگي و كاري قرار دارند
  • كارمندان جوان (30 ساله يا جوانتر) احتمال بيشتري دارند كه در CWBs شركت كنند تا كارمندان بالاي 51 سال يا بالاتر

تا به حال به وصيت‌نامه فكر كرده‌ايد؟

در بين اين هياهو و زندگي شلوغ تا به حال به فكر رفته بوده‌ايم؟ آيا فكر كرده‌ايم كه چه پير و چه جوان بايد يك روز بار و بنديل را بست و به ديار باقي شتافت. پس اگر مبنا بر رفتن باشد، وصيت‌نامه چه مي‌شود؟ تكليف مال و اموال و بدهي و طلب‌ها و… كه بر دوشمان است، چه مي‌شود؟ چه كسي بايد تكليف اين موارد را روشن كند؟

همسر برت لنكستر، بازيگر مشهور ژانر وسترن، هميشه مخالف سيگاركشيدن او بود. لنكستر هم در وصيتنامه‌اش تمام دارايي‌هايش را به اين شرط به او مي‌داد كه همسرش حاضر باشد هر روز يك نخ سيگار مصرف كند. به اين مي‌گويند وصيتنامه انتقامي. اما در سطح عمومي وصيت دو مدل است. يكي مثل آن داستان معروف، كه در آن پيرمردي فرزندانش را صدا مي‌كند و از آنها مي‌خواهد هر كدام يك تكه چوب بياورند و…

خلاصه آخرش كلي پيام اخلاقي و انساني بود. نمي‌خواهد زياد فيلم بازي كنيد. همه مي‌دانيم كه اين مدل وصيت‌ها به كتمان نمي‌رود. يك مدل وصيت ديگر هم داريم كه حالش بيشتر است.

آن هم وصيتي است كه ته‌اش يك چيزكي به ما بماسد. مثلا يك ارث تپل نصيبمان شود. اما وصيتنامه‌ها هميشه از اين دو قاعده پيروي نمي‌كنند. يك مدل هچل‌هفتگي هم در اين بين وجود دارد كه به عقل كمتر كسي مي‌رسد.

 

۱

تا حالا به اين فكر كرده بوديد كه در مجلسي حاضر باشيد كه يك ملت در آن براي شما مشغول اشك ريختن باشند؟ در بين آنها حركت كنيد و قيافه‌ها را تك تك تماشا كنيد.

مثلا يكي از آشنايان را ببينيد كه زار زار براي شما اشك مي‌ريزد، در حالي كه تا همين ديروز در حال زدن پنبه شما بود. يا اين‌كه وقت غذاخوردن، گوشه‌اي بنشينيد و به چهره دوستان و آشنايان و اقوام هنگام بلعيدن ناهار مجلس ختمتان زل بزنيد. قطعا هيچ يك از كارهايي را كه گفته شد نمي‌توان در عالم واقعيت انجام داد، چون وقتي جان به جان آفرين تسليم مي‌كنيم بايد بيشتر به فكر شتابيدن به سراي باقي باشيم و به اين كارها كاري نداشته باشيم. اما آنجل پانتوجا در آمريكا يكي از كساني بود كه در مراسم ترحيمش حاضر بود، هرچند نقشش در آن مراسم بيشتر شبيه مجسمه بود.

اين آقا پسر ۲۴ ساله وقتي بيماري سرطانش به اوج خود مي‌رسد، از مادرش مي‌خواهد به عنوان وصيت، كاري براي او انجام دهد. احتمالا مادر هم وقتي اين را مي‌شنود، اشك در چشمانش جمع مي‌شود و به او مي‌گويد: «اين چه حرفيه پسرم. تو زنده مي‌موني. خوب مي‌شي. دوباره دور هم، سر يه سفره مي‌شينيم.» و يك دل سير برايش گريه مي‌كند.

اما وقتي تمام اين احوالات تمام مي‌شود، مادر مي‌پرسد: «خب حالا وصيتت چيست. اين دم آخري كه نمي‌خواي تو خرجمون بندازي؟» در اينجاست كه آنجل به مادر وصيت مي‌كند كه بعد از مرگش كاري كند كه بتواند در مراسم ترحيمش حاضر باشد. (احتمالا بعد از گفتن اين وصيت، در همان لحظه چشم از جهان فرو مي‌بندد.) بعد از مرگ آنجل نوبت عمل به وصيت او فرا مي‌رسد. مادر آنجل كه انگار از قبل تدارك همه چيز را ديده بوده از مسئولان غسالخانه مي‌خواهد او را مانند دوره فراعنه در مصر موميايي كنند تا بتواند در مراسم به‌صورت ايستاده در گوشه‌اي تكيه‌اش دهد تا به وصيت پسرش عمل كرده باشد. حالا ديگر شما خودتان را جاي كساني بگذاريد كه براي مراسم ترحيم آنجل وارد خانه مي‌شوند و ناگهان با آنجل كه در گوشه‌اي ايستاده روبه‌رو مي‌شوند…

 

۲

به نظر شما بدترين وصيتي كه يك شخص پولدار مي‌تواند براي اموالش بكند چه وصيتي است؟ جيرينگي همه را بدهد به بازماندگانش؟ اين كه خوب است. گفتم بدترين كار. بدهد لولو بخورد؟ احسنت. اين دقيقا بدترين كاري است كه خانم هلمسلي يكي از ميليونر‌هاي معروف آمريكا وقتي عمرش را به شما داد، انجام داد. وقتي كه وكيل اين خانم در مراسمي ويژه از وصيتنامه او رونمايي مي‌كند، در ابتدا كسي حتي فكرش را هم نمي‌كند قرار است لولويي در كار باشد، چه برسد به آن‌كه بخواهد (…) را ببرد.

تنها پسر او كه خودش چهار فرزند داشت، قبلا رخت آخرت پوشيده بوده. مانده بود اين چهار نوه كه آنها هم حسابي قند توي دلشان آب شده بود. حالا اين مادربزرگ مشتي براي ما چه‌كار كرده. وقتي وصيتنامه خوانده مي‌شود، در همان ابتداي امر مادربزرگ دو تا از نوه‌ها را از ارث محروم اعلام مي‌كند. نوبت مي‌رسد به دو نوه باقي مانده كه ديگر از خوشحالي در حال كف‌كردن بودند. خانم هلمسلي وصيت كرده كه با امضاكردن قراردادي با وكيل او، آنها بايد تعهد بدهند كه در سال حداقل يك مرتبه به قبر پدرشان سر بزنند.

در قبال اين شرط هم خانم هلمسلي نفري دو ميليون و نيم به هر كدام از آنها ارثيه خواهد داد. در آن لحظه بود كه هر چهار نوه اين خانم به لولو اعتقاد پيدا مي‌كنند. وقتي ادامه وصيتنامه خوانده مي‌شود و دست به خيري مادربزرگ در اموالش تمام مي‌شود و تمام نهاد‌هاي خيريه شهر بودجه سالانه‌شان تكميل مي‌شود، نوبت مي‌رسد به جناب ترابل.

فكر بد نكنيد. پاي كس ديگري در ميان نيست. ترابل سگ ايشان بود كه خانم هلمسلي وصيت كرده بود ۱۲ ميليون دلار از اموالش را به او اختصاص دهند تا بعد از مرگش، او بتواند به زندگي اشرافي‌اش ادامه دهد. مادربزرگ در انتهاي وصيتش از وكيلش مي‌خواهد در صورت مرگ ترابل، او را در كنار او دفن كنند. به همين خاطر لازم است از هم‌اكنون قبري در كنار او برايش در نظر بگيرند. نوه‌هاي ناكام، احتمالا از آن پس در انتظار مرگ لولو بودند، بلكه زودتر بميرد و از باقي مانده ارث او كمي نصيبشان شود.

 

۳

حتما تا به حال از فمينيست چيزهايي شنيده‌ايد. اما احتمالا از مرداني كه مي‌خواستند حالي اساسي از آنها بگيرند، چيزي نخوانده‌ايد يا كمتر خوانده‌ايد. تي.ام زينك يكي از معروف‌ترين پزشكان انگلستان بود كه همواره از مخالفان اين جنبش به شمار مي‌رفت.

او كه از قضا خيلي هم پولدار بود، هميشه به اين فكر مي‌كرد كه بعد از مرگش چه كاري مي‌تواند انجام دهد كه دلش خنك شود و با خيال راحت سر بر بالين بگذارد. در سال ۱۹۳۰ بود كه روزنامه‌هاي انگلستان خبري منتشر مي‌كنند كه در آن آمده، تي.ام زينك وصيت كرده است كتابخانه‌اي بزرگ و مجهز بسازند كه در آن كتاب‌هاي هيچ كدام از نويسندگان، ناشران و مترجمان زن نباشد. اما زينك تنها به همين‌ها بسنده نكرده بود و اعلام كرده بود تمام كاركنان اين كتابخانه مي‌بايست مرد باشند. زينك تير آخر را وقتي مي‌زند كه در انتهاي وصيتنامه جنجالي‌اش مي‌گويد تابلويي بزرگ سردر ورودي اين كتابخانه آويزان كنند كه روي آن نوشته شده باشد: «ورود زن‌ها ممنوع».

او براي شروع اين طرح قبل از مرگش ۳۵ هزار دلار هزينه مي‌كند كه در آن زمان براي خودش خيلي پول بود. احتمالا چيزي شبيه همين كلنگ افتتاح خودمان هم مي‌زند و خلاصه كلي جلوي جماعت نسوان انگليسي مانور مي‌دهد. او وصيت مي‌كند بعد از مرگش هم تمام دارو ندارش را به طور كامل صرف ساختن اين كتابخانه كنند. اما امان از اين جنس خانم‌ها. هنگامي كه زينك مي‌ميرد، يكي از دختران زينك به راحتي آب‌خوردن مانع اجراي اين وصيت مي‌شود و آرزوي ديرينه پدر را همراه خودش به گور مي‌فرستد.

 

۴

هرچقدر هم آدم يك چيز را دوست داشته باشد، نمي‌تواند وصيت كند بعد از مرگش باز در كنارش باشد و يا تبديل به آن شود. بگذاريد مثالي بزنم. مثلا شما كتلت دوست داريد. حتي اگر وصيت كنيد، بعد از مرگ به جاي خرما برايتان كتلت خيرات كنند و خودتان هم يك لقمه از آن بخوريد كه خب نمي‌شود. يا اين‌كه وصيت كنيد بعد از مرگتان با يك ماهي‌تابه پر از كتلت خاكتان كنند. همه اينها را گفتم تا مقدمه‌اي باشد براي ماجراي كلود رادنبري، نويسنده معروف داستان‌هاي علمي – تخيلي كه وصيت مي‌كند بعد از مرگش با مقدار پولي كه باقي مي‌گذارد، جسدش را بسوزانند و خاكستر آن را به فضا ببرند و در آنجا پراكنده كنند. تمام دردسرهاي خانواده رادنبري هم بعد مرگ او آغاز مي‌شود.

بنا به وصيت او جسدش را مي‌سوزانند و خاكسترش را در يك جعبه نگه مي‌دارند، اما مشكل اينجاست كه به سمت فضا به همين راحتي‌ها پروازي انجام نمي‌شود. چند سال مي‌گذرد تا اين‌كه يكي از دوستان رادنبري وصيت دوستش را عملي مي‌كند و خاكستر او را به همراه يك ماهواره فرانسوي به فضا مي‌فرستد. هرچند رادنبري موفق شد به وصيت عجيبش دست پيدا كند، اما نظر من در مورد وصيت كتلت همان است كه گفتم.

 

۵

فرض مي‌كنيم شما يك كلكسيون نفيس تمبر داريد كه سال‌ها با خون دل آن را جمع‌آوري كرده‌ايد. دور از جان قرار است بميريد. وصيت مي‌كنيد مجموعه‌هاي بي‌نظير تمبرتان را بعد از شما به يك علاقه‌مند بدهند. اما اگر همه آنها را يك جا به يك كفترباز بدهند و او هم همه تمبرهاي شما را براي زيبايي به در و ديوار قفس كفتر‌ها بچسباند، تنتان در قبر نمي‌لرزد؟

اينجا ديگر شما وصيت عجيبي نكرده‌ايد، بلكه اين هنرنمايي كساني است كه قصد داشته‌اند وصيت شما را انجام دهند. حالا شبيه همين داستان براي دروتي ادوارد ۱۴ ساله در آمريكا به وجود آمده بود. داستان به آن روزي برمي‌گردد كه دروتي به دليل بيماري سختي كه داشت، روزهاي آخر عمرش را سپري مي‌كرد. او كه قلبش نيز مشكل داشت، در داخل قفسه سينه‌اش دستگاه تنظيم‌كننده ضربان قلب كار گذاشته بودند.

دروتي وصيت مي‌كند در صورتي كه مرد، اين دستگاه گران قيمت را به شخص نيازمند ديگري اهدا كنند. وقتي در نهايت او از دنيا مي‌رود، چند نفر كه خود را از دانشكده پزشكي معرفي مي‌كنند، دستگاه را جهت استفاده براي مريضي ديگر از خانواده دروتي مي‌گيرند. چند هفته بعد وقتي خانواده دروتي تصميم مي‌گيرند شخصي را كه دستگاه تنظيم كننده ضربان قلب پسرشان را به او اهدا كرده‌اند ببينند، متوجه مي‌شوند كه دستگاه را به يك سگ كه از ناراحتي قلبي رنج مي‌برده، داده‌اند. اول كلي شاكي مي‌شوند كه اين چه كاري بوده و اين يك توهين است. اما وقتي متوجه مي‌شوند آن روز كه دستگاه را اهدا كرده‌اند، آن‌قدر ناراحت بوده‌اند كه متوجه نشده‌اند آن را به دانشكده دام‌پزشكي هديه داده‌اند، مجبور مي‌شوند واقعيت را بپذيرند.

آنها اكنون مجبورند به جاي فرزند دلبندشان سان شاين، سگ كوچولوي پشمالو را ببينند كه در حال ورجه وورجه به آنها واق واق مي‌كند.

 

۶

بعضي‌ها كلا عادت دارند ۲۴ ساعته از خودشان عاشقيت ساطع كنند. از اين مدل آدم‌ها كه ۱۰۰ سالشان شده، اما باز وقتي در يك جمع نشسته‌ايد، مي‌بينيد مانند رومئو و ژوليت براي هم غش و ضعف مي‌كنند. دارند مي‌ميرند، اما باز زير كرسي براي هم فال حافظ مي‌گيرند و اناردانه مي‌كنند و به صداي مرغ عشق گوش مي‌دهند و به هم مي‌گويند دوستت دارم عزيزم. يارو دارد مي‌ميرد، اما انگار نه انگار. هنوز كيسه عاشقيتشان جا دارد.

به نظرتان چنين آدم‌هايي چگونه وصيت مي‌كنند؟ جك بني يكي از مجريان معروف شبكه ان.بي.سي بود. او از آن دست آدم‌هايي بود كه اعتقاد داشت: عاشق شده، دلواپسه، گرفته راه نفسش. به همين خاطر دست زنش را گرفته بود و با خودش به محل كارش برده بود و به عنوان همكار از او استفاده مي‌كرد تا مبادا از دوري‌ش دق كند.

زد و مجنون دارفاني را وداع گفت. همسر آقاي جك بني عاشق‌پيشه از بس در حال بازي‌هاي پيچيده احساسي با شوي گرامي بودند، با خود فكر مي‌كند اي دل غافل آقامون مرد اما وصيت نكرد. فرداي مراسم كفن و دفن كه مي‌شود زنگ خانه به صدا در مي‌آيد. همسر جك وقتي در را باز مي‌كند، گل‌فروش محله را مي‌بيند كه يك شاخه گل رز قرمز برايش آورده. خانم با عصبانيت مي‌گويد: «بابا بذار دو روز بگذره، بعد واسم گل بيار.

من وفادارم. مي‌فهمي؟ وفادار!» اما قبل از اين‌كه با لنگه كفش بر فرق ملاج مرد بدبخت بزند، گل‌فروش مي‌گويد: «بابا آبجي يه لحظه دست نگه‌دار. زياد داري خودت رو تحويل مي‌گيري.»

وقتي زن يك مقدار آرام‌تر مي‌شود، گل‌فروش برايش توضيح مي‌دهد كه جك قبل از مرگش پول زيادي داده و وصيت كرده هر روز صبح يك شاخه گل رز قرمز براي همسرش ببرد.

اگر اسم گل‌فروش را مثلا آقا رابرت فرض كنيم، احتمالا همسر جك بني بعد از اين‌كه متوجه وصيت شوهر مي‌شود، مي‌گويد: «اوا! خاك عالم. تو رو خدا ببخشيد آقا رابرت. حالا چرا دم در؟ تشريف بياريد تو يه شربتي چيزي؟ آخه اين‌جور كه بد شد…»


تئاتر درماني، كمك به كودك و مربي

 آيا تا به حال فرزند خود را به تئاتر برده‌ايم و به اين موضوع فكر كرده‌ايم كه چقدر تئاتر مي‌تواند در  رشد فكري و اعتماد به نفس به كودكان كمك كند؟ يكي از مشكلاتي كه امروزه بچه‌ها در حين ورود به مدرسه به آن مواجه هستند و نمي‌توانند با آن به راحتي كنار بيايند، ورود يكدفعه به مدرسه و محيط آن است. آيا مي‌دانيد با رفته به تئاتر و حضور در اين مكان‌ها مي‌توانيد اين حس بد را از فرزندانتان دور كنيد؟

هنر تئاتر و نمايش دروازه‌اي است براي ورود به جهان كتاب، انديشه، موسيقي، شعر و قصه. هنري كه در قالبي مستقل براي كودكان نيز به روي صحنه مي‌رود و به اين رتيب اين گروه سني علاوه بر سينما و داستان صاحب تئاتر مخصوص خودشان نيز هستند.

اين هنر به مخاطب كودك خود در تقويت حس اعتماد به نفس، پرورش قدرت بيان و حافظ و پرورش حس زيبايي‌شناسي و شخصيت اجتماعي كمك مي‌كند.

بر اين باوريم كه تئاتر كودكان از بزرگ‌ترين ابداعات قرن بيستم بوده است. اين نوع تئاتر، قوي‌ترين معلم اخلاق و بهترين انگيزه به سوي بهزيستي است كه نبوغ آدمي را آفريده است.

بسياري ديگر از بزرگان حوزه هنر و ادبيات و روان‌شناسي كودك نيز بر تاثير اين هنر در رشد شخصيت اجتماعي كودك و شناسايي آن به عنوان عرصه‌اي براي بروز و رشد استعدادها و خلاقيت‌هاي كودكان و فرصتي براي نقش‌آفريني و كسب آمادگي به منظور ورود به اجتماع و زندگي و در عين حال مجالي براي تغيير رفتارهاي ناهنجار توجه و تاكيد كرده‌اند.

اين توجه تا حدي است كه امروزه از تئاتر درماني در حوزه‌هاي روان‌شناسي، هنر و آموزش كودك صحبت مي‌شود و از آن به مثابه يكي از روش‌هاي رايج و موثر در درمان بيماري‌هاي روحي و رواني ناهنجاري‌هاي اخلاقي كودكان و نوجوانان استفاده مي‌شود.

به وسيله هنر مي‌توان مفاهيم و آموزه‌هاي درسي را نيز در ذهن و حافظه عميق كودك ماندگار كرد. از اين رو مي‌توان از اين هنر در آموزش و انتقال مفاهيم درسي و علمي در مهدهاي كودك و مدارس نيز كمك گرفت.

يكي از وظايف آموزش و پرورش كشف استعدادهاي هنري كودكان است و مربيان مهدهاي كودك و آموزگاران مي‌توانند با استفاده از نمايش و تئاتر فرايند آموزش را تسهيل كرده و مفاهيم را در حافظه بلندمدت كودكان ثبت كند. ضمن اينكه اين هنر مي‌تواند به آنها در شناخت مشكلات و ناهنجاري‌هاي اخلاقي و رفتاري كمك كند.

 

تعريف تئاتر كودك و نوجوان

وقتي از تئاتر كودك و نوجوان صحبت مي‌كنيم، منظورمان تئاتر براي مخاطب كودك يا نوجوان است. يعني تئاتري كه براي اين گروه سني توليد شود و آنها از ديدنش لذت ببرند. البته تئاتر درباره كودكان و نوجوانان هم وجود دارد كه متفاوت از تئاتر براي كودك و نوجوان است. مثلا ممكن است تئاتري با موضوع مشكلات بچه‌ها توليد شود، اما مخاطبش خود بچه‌ها نباشند، بلكه مخاطب آموزگاران، روان‌شناسان و مربيان و والدين باشند.

در واقع از اينگونه نمايش و تئاتر مي‌توان براي آشنايي آموزگاران يا مربيان با بچه‌هايي كه مشكلات رفتاري و اخلاقي يا مشكلاتي مانند بيش‌فعالي دارند، استفاده كنيم و چگونه رفتار كردن با اين دست بچه‌ها را به آنها بياموزيم؛ در اينجاست كه بحث تئاتر درماني نيز مطرح مي‌شود. به خصوص آموزگاران كلاس اول ابتدايي بايد با تئاتر درماني آشنا باشند، چرا كه با استفاده از تئاتر و موسيقي مي‌توان اين بچه‌ها را درمان كرد.

امروزه از تئاتر به عنوان يك وسيله آموزشي هم استفاده مي‌شود. مانند وقتي كه كودكان براي نخستين بار حضور در اجتماع و مدرسه را تجربه مي‌كنند. بچه‌هاي كلاس اول معمولا در روزهاي نخست مدرسه دلهره و اضطراب دارند، چرا كه مدرسه براي آنها مكاني ناشناخته است. ما بايد اين مكان ناشناخته و غريب را براي بچه‌ها ملموس، آشنا و شاد تبديل كنيم و براي اين كار مي‌توان از تئاتر كمك گرفت.

براي اين موضوع پيشنهاد مي‌شود كه آموزش و پرورش در روز نخست مدرسه در ورودي، خيابان و كوچه‌اي كه مدرسه وجود دارد، از گروه‌هاي تئاتر كمك بگيرد تا اين گروه‌ها با تدبير خاصي مانند نمايش و عروسك بچه‌ها را وارد مدرسه كنند. در تجربه‌اي ديديم كودكي كه دست مادرش را محكم گرفته بود، با ديدن اين گروه‌ها و بقيه بچه‌ها دست مادرش را رها كرد و همراه گروه تئاتر و بدون هيچ ترسي وارد مدرسه شد.

حتي عده‌اي پيشنهاد مي‌كنند كه تا چند روز نخست با استفاده از نمايش، موسيقي و بازي، بچه‌ها را با محيط جديد مأنوس كنيم و بعد درس دادن را آغاز كنيم. به اين ترتيب ترس بچه‌ها از مدرسه و دوري از خانواده در همان لحظات ابتدايي از بين مي‌رود.

خوب است كه درس دادن هم با تئاتر، موسيقي، داستان و به طور غير مستقيم باشد. كار هنر غير مستقيم، زير پوستي و عاطفي كردن پيام است. بنابراين وقتي تئاتر به كودك آموزش بيايد، كار آموزگار و مربي هم آسان مي‌شود. حتي ژان پياژه هم در تحقيقاتش به اين موضوع اشاره كرده و نتيجه گرفته مفاهيمي كه بچه‌ها از طريق هنر ياد مي‌گيرند، پايداري بيشتري در ذهنشان دارند. او معتقد است پيام‌هاي مستقيم به حافظه كوتاه مدت مي‌روند، اما پيام‌هايي كه از طريق هنر منتقل مي‌شوند، در حافظه بلندمدت ثبت مي‌شوند و به اين ترتيب ماندگاري بيشتري دارند.

پياژه همچنين مي‌گويد وقتي كودك قصه مي‌شنود يا نمايش مي‌بيند و به‌خصوص وقتي كه نمايش‌هاي راديويي مي‌شنود، شخصيت‌هاي نمايش را تجسم و تصور مي‌كند.

بر اثر تصور بازيگرها و محيط و شخصيت‌ها، تخيل و ذهنش گسترش پيدا مي‌كند و در نتيجه پذيرش براي درك درس‌ها ديگر بيشتر مي‌شود. اگر معلمان و مسئولان آموزش و پرورش از كاركردهاي تئاتر اطلاع داشته باشند، شك نكنيد كه از تئاتر بيشتر از حال براي پيشرفت كارشان استفاده مي‌كردند، اما با وجود همه اينها متاسفانه هنوز در آموزش و پرورش ما اين اتفاق نيفتاده است.

ما سينما درباره كودك، براي كودك و با كودك داريم. منظور از سينما يا تئاتر كودك اين است كه در اثر كودك حضور دارد، اما براي كدك يا درباره كودك نيست. يعني صرف حضور كودك در يك اثر سينمايي يا نمايشي به معني مناسب بودن آن براي گروه سني كودك نيست.

مثلا در تئاتر بينوايان گرچه كودكان حضور دارند،‌ اما چندان براي كودك مناسب نيست. البته كودك با ديدن اين نمايش ضرر نمي‌كند، اما ممكن است برايش خسته‌كننده باشد. بنابراين نمايش با كودك نيز نوع ديگري از نمايش و تئاتر است كه هم مي‌تواند براي كودك باشد و هم مي‌تواند نباشد.

در دانشگاه‌هاي كشورهاي ديگر تئاترهايي براي دانشجويان روان‌شناسي اجرا مي‌شود كه آنها با ناهنجاري‌هاي رفتاري كودكان آشنا شوند. يعني دانشگاه به يك گروه تئاتر، نمايشي را با موضوع مشخص سفارش مي‌دهد و آنها هم بنا بر موضوع، نمايشي را آماده و اجرا مي‌كنند. مخاطب اين نمايش علاوه بر دانشجويان روان‌شناسي، معلمان و اوليا هم مي‌تواند باشد. با استفاده از نمايش مي‌توان به والدين آموزش داد كه اگر فرزندشان مشكل خاصي دارد، با او چگونه برخورد كنند. يا حتي اگر پدري در خانواده دچار نوعي رفتار خاص است، بچه‌هايش بايد با او چگونه رفتار كنند.

در اين مواقع تئاتر به كمك روان‌شناسي مي‌آيد و تئاتر درماني به عنوان يكي از روش‌هاي درماني مورد استفاده قرار مي‌گيرد.

كارشناسان معتقدند كه هيچ چيز جاي تئاتر زنده را نمي‌گيرد. چرا با وجود همه رسانه‌هاي مختلف و شبكه‌هاي ماهواره‌اي باز هم تئاتر پابرجاست؟ در تالار هنر كه ويژه تئاتر كودك و نوجوان است، گروه‌هاي بسياري در نوبت اجراي نمايش خود هستند. اين بدان معني است كه مردم هنوز هم از تئاتر استقبال مي‌كنند، چرا كه تاثير ارتباط مستقيم و زنده با اثر نمايشي بسيار بيشتر از ديدن تئاتر تلويزيون است. تئاتر هنر زنده و بي‌واسطه است كه در آن هنرمند و مخاطب رو در رو هستند و با هم بده بستان دارند.

بنابراين اگر تئاتري خوب باشد، خانواده‌ها و بچه‌ها استقبال مي‌كنند. البته بايد اين موضوع را نيز در نظر داشت كه اگر كودكي براي نخستين بار نمايشي ضعيف ببيند، ديگر براي هميشه از تئاتر زده مي‌شود و ما براي هميشه يك بيننده تئاتر را از دست مي‌دهيم.

 

تئاتر خوب چه ويژگي‌هايي دارد؟

هر كاري كه به لحاظ زيبايي‌شناسي، تكنيك و موضوع حرفي براي گفتن داشته باشد، با مخاطبش رابطه برقرار مي‌كند. اين موضوع درباره سينما و كتاب هم صادق است. براي حاصل شدن چنين نتيجه‌اي ابتدا نمايش‌نامه‌نويس بايد ذائقه مخاطب خود را بشناسد.

كارگردان هم متني را كه با ويژگي بهادادن به ذائقه مخاطب امروز نوشته شده را بايد با استفاده از تكنيك‌هاي جديد و خوب به صحنه ببرد. در واقع بايد متن و نمايش حرف تازه‌اي براي گفتن به مخاطب داشته باشد و گروه‌هاي مختلف رشد پيدا كنند و يكديگر را تكرار نكنند.

گرچه بر اساس مصوبه شوراي عالي انقلاب فرهنگي، آموزش و پرورش و صدا و سيما موظف‌اند تئاتر را در مدارس و تلويزيون ترويج و تبليغ كنند، اما اين دو نهاد تاكنون كمكي به تئاتر كودك و نوجوان نكرده‌اند. طبق اين مصوبه وزارت آموزش و پرورش موظف است برنامه مشخصي براي آموزش و ترويج هنر نمايش در مدارس تهيه و با هماهنگي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي ارائه نمايد. ضمن اينكه با همكاري اين دو وزارتخانه بايد زمينه‌هاي تاسيس و گسترش هنرستان‌هاي نمايش فراهم گردد. در بخش ديگري از اين مصوبه آمده است كه فرهنگستان هنر موظف به تهيه طرح‌هاي بنيادي و كاربردي پژوهشي است و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي و سازمان صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران موظف به حمايت كامل از اجراي اين طرح‌ها هستند. با وجود اينها هنوز تئاتر و نمايش در مدارس جا نيفتاده‌اند. البته گروه‌هايي هستند كه فقط به تئاتر كودك و نوجوان مي‌پردازند، اما هنوز تا حرفه‌اي شدن راه زيادي را بايد طي كنند.

به پدر و مادرها توصيه مي‌كنيم كه اگر تا به حال با فرزندانشان به تئاتر نرفته‌اند، آن را تجربه كنند. چرا كه با هم به تئاتر رفتن تجربه نوعي از با هم بودن در جامعه است. ضمن اينكه والدين با اين كار كودكشان را با محيطي فرهنگي آشنا مي‌كنند كه ممكن است او را به تئاتر علاقه‌مند كند. كساني كه از مشكلاتي مانند اعتياد بچه‌هاي خود مي‌ترسند و نگرانند، مي‌توانند از تئاتر براي پر كردن اوقات فراغتشان استفاده كنند. همچنين تئاتر كودك را در صحنه مشاركت مي‌دهد و كودك وقتي از سالن بيرون مي‌آيد، به همه آنچه در تئاتر ديده فكر مي‌كند، حس زيبايي‌شناسي‌اش را پرورش مي‌دهد و دقت و تمركزش را زياد مي‌كند.

تئاتر كودك را در صحنه مشاركت مي‌دهد و كودك وقتي از سالن بيرون مي‌آيد، به همه آنچه در تئاتر ديده فكر مي‌كند، حس زيبايي‌شناسي‌اش را پرورش مي‌دهد و دقت و تمركزش را زياد مي‌كند. ضمن اينكه يك حس جمعي را تجربه مي‌كند و همه اينها قدم‌هايي است براي اجتماعي كردن كودكان. در برخي تئاترها بچه‌ها روي صحنه مي‌روند و همين موضوع به آنها اعتماد به نفس مي‌دهد.

معلمان و مربيان هم حتي اگر در مهد يا مدرسه سالن تئاتر هم ندارند، باز هم مي‌توانند درس‌ها را با تئاتر آموزش دهند. حتي معلمان با استفاده از خلاقيت خود مي‌توانند بعضي از درس‌ها را كه قابليت دارند، با استفاده از شعر و نمايش آموزش دهند، به طوري كه خود بچه‌ها هم در آن مشاركت داشته باشند. به اين ترتيب ديگر بچه‌ها سايه سنگين معلم را در كلاس حس نمي‌كنند و مفاهيم را هرگز از ياد نمي‌برند، به خصوص در مقطع ابتدايي. به اين ترتيب تئاتر مي‌تواند به كمك آموزش و پرورش بيايد.