وظيفه يا لطف؟

مشاوره در زمينه قبل از ادواج و درمان مشكلات فردي نامزدان

شنبه ۰۲ اسفند ۰۴

وظيفه يا لطف؟

رزمريم پاسخ : وظيفه يا لطف؟ نوشته اصلي توسط mah69 سلام. روزتون بخير
يه سوال دارم و نميدونم آيا پاسخ قطعي براي اين سوال وجود داره يا خير؟ و دوست دارم نظر شما رو در رابطه با اين مساله بدونم
به نظر شما وقتي آقا صبحا ميره سركار آيا خانم وظيفه داره بيدار بشه و صبحانه آماده كنه و با هم بخورن؟
يا اين كار لطف زن هست و اينكه گاهي اين كارو بكنه و گاهي نه، مشكلي پيش نمياد؟؟ سلام روزبخير
فك ميكنم اين متن بتونه بهتون كمك كنه
آيا از نظر اسلام زن وظيفه اي براي كار كردن در منزل دارد؟
ارسال شده توسط soalcity در ۱۳۹۳/۷/۴ - ۱۹:۴۳

على و فاطمه عليهما السّلام از رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم تقاضا كردند كه آن حضرت كارها را بين آنها تقسيم نمايد. پيامبر(ص) انجام كارهاى داخل خانه را به عهده فاطمه(س) نهاد و امور خارج از منزل را به عهده على(ع) عليه السّلام گذاشت. امام باقر عليه السّلام مى‏گويد: فاطمه عليها السّلام مى‏گفت: هيچ كس جز خداوند نمى‏داند كه من چقدر خوشحال شدم از اينكه رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم كارهاى بيرون از خانه را به عهده من قرار نداد و مرا از مراوده با مردان نجات داد. (قرب الإسناد، ص: ۵۲)

مساله ۲۴۱۴ : مسأله زن وظيفه ندارد خدمت خانه را انجام دهد و غذا تهيّه كند و نظافت و مانند آن را انجام دهد مگر به ميل خود و اگر مرد او را مجبور بر اين كارها نمايد زن مى‏تواند حقّ الزحمه خود را در برابر اين كارها از او بگيرد. (توضيح المسائل (المحشى للإمام الخميني)، ج‏۲، ص: ۴۷۸)

نكته اي كه از مقايسه دو پاراگراف فوق به دست مي آيد، اين است كه از منظر اسلامي رابطه زن و شوهر با يكديگر، رابطه اي فراتر از قواعد خشك حقوقي است. و اصل و اساس اين پيوند بر مبناي توافق و همدلي بين زن و شوهر است و تنها در جايي كه زن و شوهر از رسيدن به توافق و همدلي عاجز شده اند، به خاطر آنكه بناي ازدواج نابود نشود، در سطوح ديگري (مثل قواعد حقوقي) از اين رابطه صيانت مي شود.

به تعبيري اصل كانون خانواده، بنايي عاطفي است كه قواعدي حقوقي در اطراف اين بنا قرار داده شده، تا در صورت فرو ريختن ستون بناي عاطفي تا حد ممكن از فروپاشي كانون خانواده جلوگيري شود. و اين نوع نگاه در جاي جاي ديدگاه قرآني ديده مي شود.

مثلا اگر اختلافي بين زن و شوهر ايجاد شود، در قدم اول توصيه مي شود كه خود آنها به نوعي سعي در حل مشكل بنمايند. حتي اگر توافق آنها خلاف اصول اوليه تعيين شده در قاعده حقوقي ازدواج باشد:

فَلا جُناحَ عَلَيْهِما أَنْ يُصْلِحا بَيْنَهُما صُلْحاً وَ الصُّلْحُ خَيْرٌ (۱۲۸ نساء) مانعى ندارد با هم صلح كنند (و زن يا مرد، از پاره‏اى از حقوق خود، بخاطر صلح، صرف نظر نمايد.) و صلح، بهتر است.

و اگر آنها نيز نتوانند به گونه اي به سازش برسند؛ مساله را به نهادهاي قضائي احاله نمي كند و اين مساله را به تاخير مي اندازد، و پاي خويشاوندان را باز مي كنند تا شايد آنها بتوانند سازش را ايجاد كنند:

وَ إِنْ خِفْتُمْ شِقاقَ بَيْنِهِما فَابْعَثُوا حَكَماً مِنْ أَهْلِهِ وَ حَكَماً مِنْ أَهْلِها إِنْ يُريدا إِصْلاحاً يُوَفِّقِ اللَّهُ بَيْنَهُما إِنَّ اللَّهَ كانَ عَليماً خَبيراً (۳۵ نساء) و اگر از جدايى و شكاف ميان آن دو (همسر) بيم داشته باشيد، يك داور از خانواده شوهر، و يك داور از خانواده زن انتخاب كنيد (تا به كار آنان رسيدگى كنند). اگر اين دو داور، تصميم به اصلاح داشته باشند، خداوند به توافق آنها كمك مى‏كند زيرا خداوند، دانا و آگاه است.

ويژگي اين ديدگاه ها زماني برجسته تر مي شود كه آنها را با تمدن پر ادعاي امروز غربي مقايسه كنيم كه به محض اختلاف در همان گام اول، نزاع را به نهادهاي قضائي مي كشاند در حالي كه اين امر مي تواند به سرعت كانون خانواده را به فروپاشي برساند! چرا كه تلاش دو طرف در نزد يك غريبه براي محق نشان دادن خود و سخن گفتن عليه طرف مقابل، ثمره اش نابودي هر گونه مودت و دوستي بين آن دو است.

بنابراين بايد در نوع روابط زن و شوهر دقت نماييم كه زن و شوهر دو رقيب براي يكديگر نيستند. بلكه دو مكمل هم هستند كه بناست با دوستي و محبت در كنار يكديگر به هم آرامش ببخشند:
وَ مِنْ آياتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْواجاً لِتَسْكُنُوا إِلَيْها وَ جَعَلَ بَيْنَكُمْ مَوَدَّةً وَ رَحْمَةً إِنَّ في‏ ذلِكَ لَآياتٍ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ (۲۱ روم) و از نشانه ‏هاى او اينكه همسرانى از جنس خودتان براى شما آفريد تا در كنار آنان آرامش يابيد، و در ميانتان مودّت و رحمت قرار داد در اين نشانه ‏هايى است براى گروهى كه تفكّر مى‏ كنند.
تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد