آيا تا به حال فرزند خود را به تئاتر بردهايم و به اين موضوع فكر كردهايم كه چقدر تئاتر ميتواند در رشد فكري و اعتماد به نفس به كودكان كمك كند؟ يكي از مشكلاتي كه امروزه بچهها در حين ورود به مدرسه به آن مواجه هستند و نميتوانند با آن به راحتي كنار بيايند، ورود يكدفعه به مدرسه و محيط آن است. آيا ميدانيد با رفته به تئاتر و حضور در اين مكانها ميتوانيد اين حس بد را از فرزندانتان دور كنيد؟
هنر تئاتر و نمايش دروازهاي است براي ورود به جهان كتاب، انديشه، موسيقي، شعر و قصه. هنري كه در قالبي مستقل براي كودكان نيز به روي صحنه ميرود و به اين رتيب اين گروه سني علاوه بر سينما و داستان صاحب تئاتر مخصوص خودشان نيز هستند.
اين هنر به مخاطب كودك خود در تقويت حس اعتماد به نفس، پرورش قدرت بيان و حافظ و پرورش حس زيباييشناسي و شخصيت اجتماعي كمك ميكند.
بر اين باوريم كه تئاتر كودكان از بزرگترين ابداعات قرن بيستم بوده است. اين نوع تئاتر، قويترين معلم اخلاق و بهترين انگيزه به سوي بهزيستي است كه نبوغ آدمي را آفريده است.
بسياري ديگر از بزرگان حوزه هنر و ادبيات و روانشناسي كودك نيز بر تاثير اين هنر در رشد شخصيت اجتماعي كودك و شناسايي آن به عنوان عرصهاي براي بروز و رشد استعدادها و خلاقيتهاي كودكان و فرصتي براي نقشآفريني و كسب آمادگي به منظور ورود به اجتماع و زندگي و در عين حال مجالي براي تغيير رفتارهاي ناهنجار توجه و تاكيد كردهاند.
اين توجه تا حدي است كه امروزه از تئاتر درماني در حوزههاي روانشناسي، هنر و آموزش كودك صحبت ميشود و از آن به مثابه يكي از روشهاي رايج و موثر در درمان بيماريهاي روحي و رواني ناهنجاريهاي اخلاقي كودكان و نوجوانان استفاده ميشود.
به وسيله هنر ميتوان مفاهيم و آموزههاي درسي را نيز در ذهن و حافظه عميق كودك ماندگار كرد. از اين رو ميتوان از اين هنر در آموزش و انتقال مفاهيم درسي و علمي در مهدهاي كودك و مدارس نيز كمك گرفت.
يكي از وظايف آموزش و پرورش كشف استعدادهاي هنري كودكان است و مربيان مهدهاي كودك و آموزگاران ميتوانند با استفاده از نمايش و تئاتر فرايند آموزش را تسهيل كرده و مفاهيم را در حافظه بلندمدت كودكان ثبت كند. ضمن اينكه اين هنر ميتواند به آنها در شناخت مشكلات و ناهنجاريهاي اخلاقي و رفتاري كمك كند.
تعريف تئاتر كودك و نوجوان
وقتي از تئاتر كودك و نوجوان صحبت ميكنيم، منظورمان تئاتر براي مخاطب كودك يا نوجوان است. يعني تئاتري كه براي اين گروه سني توليد شود و آنها از ديدنش لذت ببرند. البته تئاتر درباره كودكان و نوجوانان هم وجود دارد كه متفاوت از تئاتر براي كودك و نوجوان است. مثلا ممكن است تئاتري با موضوع مشكلات بچهها توليد شود، اما مخاطبش خود بچهها نباشند، بلكه مخاطب آموزگاران، روانشناسان و مربيان و والدين باشند.
در واقع از اينگونه نمايش و تئاتر ميتوان براي آشنايي آموزگاران يا مربيان با بچههايي كه مشكلات رفتاري و اخلاقي يا مشكلاتي مانند بيشفعالي دارند، استفاده كنيم و چگونه رفتار كردن با اين دست بچهها را به آنها بياموزيم؛ در اينجاست كه بحث تئاتر درماني نيز مطرح ميشود. به خصوص آموزگاران كلاس اول ابتدايي بايد با تئاتر درماني آشنا باشند، چرا كه با استفاده از تئاتر و موسيقي ميتوان اين بچهها را درمان كرد.
امروزه از تئاتر به عنوان يك وسيله آموزشي هم استفاده ميشود. مانند وقتي كه كودكان براي نخستين بار حضور در اجتماع و مدرسه را تجربه ميكنند. بچههاي كلاس اول معمولا در روزهاي نخست مدرسه دلهره و اضطراب دارند، چرا كه مدرسه براي آنها مكاني ناشناخته است. ما بايد اين مكان ناشناخته و غريب را براي بچهها ملموس، آشنا و شاد تبديل كنيم و براي اين كار ميتوان از تئاتر كمك گرفت.
براي اين موضوع پيشنهاد ميشود كه آموزش و پرورش در روز نخست مدرسه در ورودي، خيابان و كوچهاي كه مدرسه وجود دارد، از گروههاي تئاتر كمك بگيرد تا اين گروهها با تدبير خاصي مانند نمايش و عروسك بچهها را وارد مدرسه كنند. در تجربهاي ديديم كودكي كه دست مادرش را محكم گرفته بود، با ديدن اين گروهها و بقيه بچهها دست مادرش را رها كرد و همراه گروه تئاتر و بدون هيچ ترسي وارد مدرسه شد.
حتي عدهاي پيشنهاد ميكنند كه تا چند روز نخست با استفاده از نمايش، موسيقي و بازي، بچهها را با محيط جديد مأنوس كنيم و بعد درس دادن را آغاز كنيم. به اين ترتيب ترس بچهها از مدرسه و دوري از خانواده در همان لحظات ابتدايي از بين ميرود.
خوب است كه درس دادن هم با تئاتر، موسيقي، داستان و به طور غير مستقيم باشد. كار هنر غير مستقيم، زير پوستي و عاطفي كردن پيام است. بنابراين وقتي تئاتر به كودك آموزش بيايد، كار آموزگار و مربي هم آسان ميشود. حتي ژان پياژه هم در تحقيقاتش به اين موضوع اشاره كرده و نتيجه گرفته مفاهيمي كه بچهها از طريق هنر ياد ميگيرند، پايداري بيشتري در ذهنشان دارند. او معتقد است پيامهاي مستقيم به حافظه كوتاه مدت ميروند، اما پيامهايي كه از طريق هنر منتقل ميشوند، در حافظه بلندمدت ثبت ميشوند و به اين ترتيب ماندگاري بيشتري دارند.
پياژه همچنين ميگويد وقتي كودك قصه ميشنود يا نمايش ميبيند و بهخصوص وقتي كه نمايشهاي راديويي ميشنود، شخصيتهاي نمايش را تجسم و تصور ميكند.
بر اثر تصور بازيگرها و محيط و شخصيتها، تخيل و ذهنش گسترش پيدا ميكند و در نتيجه پذيرش براي درك درسها ديگر بيشتر ميشود. اگر معلمان و مسئولان آموزش و پرورش از كاركردهاي تئاتر اطلاع داشته باشند، شك نكنيد كه از تئاتر بيشتر از حال براي پيشرفت كارشان استفاده ميكردند، اما با وجود همه اينها متاسفانه هنوز در آموزش و پرورش ما اين اتفاق نيفتاده است.
ما سينما درباره كودك، براي كودك و با كودك داريم. منظور از سينما يا تئاتر كودك اين است كه در اثر كودك حضور دارد، اما براي كدك يا درباره كودك نيست. يعني صرف حضور كودك در يك اثر سينمايي يا نمايشي به معني مناسب بودن آن براي گروه سني كودك نيست.
مثلا در تئاتر بينوايان گرچه كودكان حضور دارند، اما چندان براي كودك مناسب نيست. البته كودك با ديدن اين نمايش ضرر نميكند، اما ممكن است برايش خستهكننده باشد. بنابراين نمايش با كودك نيز نوع ديگري از نمايش و تئاتر است كه هم ميتواند براي كودك باشد و هم ميتواند نباشد.
در دانشگاههاي كشورهاي ديگر تئاترهايي براي دانشجويان روانشناسي اجرا ميشود كه آنها با ناهنجاريهاي رفتاري كودكان آشنا شوند. يعني دانشگاه به يك گروه تئاتر، نمايشي را با موضوع مشخص سفارش ميدهد و آنها هم بنا بر موضوع، نمايشي را آماده و اجرا ميكنند. مخاطب اين نمايش علاوه بر دانشجويان روانشناسي، معلمان و اوليا هم ميتواند باشد. با استفاده از نمايش ميتوان به والدين آموزش داد كه اگر فرزندشان مشكل خاصي دارد، با او چگونه برخورد كنند. يا حتي اگر پدري در خانواده دچار نوعي رفتار خاص است، بچههايش بايد با او چگونه رفتار كنند.
در اين مواقع تئاتر به كمك روانشناسي ميآيد و تئاتر درماني به عنوان يكي از روشهاي درماني مورد استفاده قرار ميگيرد.
كارشناسان معتقدند كه هيچ چيز جاي تئاتر زنده را نميگيرد. چرا با وجود همه رسانههاي مختلف و شبكههاي ماهوارهاي باز هم تئاتر پابرجاست؟ در تالار هنر كه ويژه تئاتر كودك و نوجوان است، گروههاي بسياري در نوبت اجراي نمايش خود هستند. اين بدان معني است كه مردم هنوز هم از تئاتر استقبال ميكنند، چرا كه تاثير ارتباط مستقيم و زنده با اثر نمايشي بسيار بيشتر از ديدن تئاتر تلويزيون است. تئاتر هنر زنده و بيواسطه است كه در آن هنرمند و مخاطب رو در رو هستند و با هم بده بستان دارند.
بنابراين اگر تئاتري خوب باشد، خانوادهها و بچهها استقبال ميكنند. البته بايد اين موضوع را نيز در نظر داشت كه اگر كودكي براي نخستين بار نمايشي ضعيف ببيند، ديگر براي هميشه از تئاتر زده ميشود و ما براي هميشه يك بيننده تئاتر را از دست ميدهيم.
تئاتر خوب چه ويژگيهايي دارد؟
هر كاري كه به لحاظ زيباييشناسي، تكنيك و موضوع حرفي براي گفتن داشته باشد، با مخاطبش رابطه برقرار ميكند. اين موضوع درباره سينما و كتاب هم صادق است. براي حاصل شدن چنين نتيجهاي ابتدا نمايشنامهنويس بايد ذائقه مخاطب خود را بشناسد.
كارگردان هم متني را كه با ويژگي بهادادن به ذائقه مخاطب امروز نوشته شده را بايد با استفاده از تكنيكهاي جديد و خوب به صحنه ببرد. در واقع بايد متن و نمايش حرف تازهاي براي گفتن به مخاطب داشته باشد و گروههاي مختلف رشد پيدا كنند و يكديگر را تكرار نكنند.
گرچه بر اساس مصوبه شوراي عالي انقلاب فرهنگي، آموزش و پرورش و صدا و سيما موظفاند تئاتر را در مدارس و تلويزيون ترويج و تبليغ كنند، اما اين دو نهاد تاكنون كمكي به تئاتر كودك و نوجوان نكردهاند. طبق اين مصوبه وزارت آموزش و پرورش موظف است برنامه مشخصي براي آموزش و ترويج هنر نمايش در مدارس تهيه و با هماهنگي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي ارائه نمايد. ضمن اينكه با همكاري اين دو وزارتخانه بايد زمينههاي تاسيس و گسترش هنرستانهاي نمايش فراهم گردد. در بخش ديگري از اين مصوبه آمده است كه فرهنگستان هنر موظف به تهيه طرحهاي بنيادي و كاربردي پژوهشي است و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي و سازمان صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران موظف به حمايت كامل از اجراي اين طرحها هستند. با وجود اينها هنوز تئاتر و نمايش در مدارس جا نيفتادهاند. البته گروههايي هستند كه فقط به تئاتر كودك و نوجوان ميپردازند، اما هنوز تا حرفهاي شدن راه زيادي را بايد طي كنند.
به پدر و مادرها توصيه ميكنيم كه اگر تا به حال با فرزندانشان به تئاتر نرفتهاند، آن را تجربه كنند. چرا كه با هم به تئاتر رفتن تجربه نوعي از با هم بودن در جامعه است. ضمن اينكه والدين با اين كار كودكشان را با محيطي فرهنگي آشنا ميكنند كه ممكن است او را به تئاتر علاقهمند كند. كساني كه از مشكلاتي مانند اعتياد بچههاي خود ميترسند و نگرانند، ميتوانند از تئاتر براي پر كردن اوقات فراغتشان استفاده كنند. همچنين تئاتر كودك را در صحنه مشاركت ميدهد و كودك وقتي از سالن بيرون ميآيد، به همه آنچه در تئاتر ديده فكر ميكند، حس زيباييشناسياش را پرورش ميدهد و دقت و تمركزش را زياد ميكند.
تئاتر كودك را در صحنه مشاركت ميدهد و كودك وقتي از سالن بيرون ميآيد، به همه آنچه در تئاتر ديده فكر ميكند، حس زيباييشناسياش را پرورش ميدهد و دقت و تمركزش را زياد ميكند. ضمن اينكه يك حس جمعي را تجربه ميكند و همه اينها قدمهايي است براي اجتماعي كردن كودكان. در برخي تئاترها بچهها روي صحنه ميروند و همين موضوع به آنها اعتماد به نفس ميدهد.
معلمان و مربيان هم حتي اگر در مهد يا مدرسه سالن تئاتر هم ندارند، باز هم ميتوانند درسها را با تئاتر آموزش دهند. حتي معلمان با استفاده از خلاقيت خود ميتوانند بعضي از درسها را كه قابليت دارند، با استفاده از شعر و نمايش آموزش دهند، به طوري كه خود بچهها هم در آن مشاركت داشته باشند. به اين ترتيب ديگر بچهها سايه سنگين معلم را در كلاس حس نميكنند و مفاهيم را هرگز از ياد نميبرند، به خصوص در مقطع ابتدايي. به اين ترتيب تئاتر ميتواند به كمك آموزش و پرورش بيايد.
۱۷:۵۶
- ۳۹ بازديد
- ۱ نظر
تئاتر؛ بازتابی از زندگی در صحنه نمایش
تئاتر هنری است که با روایتهای زنده، زندگی و احساسات انسانی را بازتاب میدهد. این مقاله به اهمیت آن میپردازد.
https://istheater.blogsaz.net/