عاشقانه: هر آنچه كه عاشقان پيش از ازدواج بايد بدانند

مشاوره در زمينه قبل از ادواج و درمان مشكلات فردي نامزدان

شنبه ۰۲ اسفند ۰۴

هورمون درماني چيست

ترنس

هورمون درماني چيست؟مراحلش چيست؟در ان چ اتفاقي ميوفتد؟

پاسخ (2) 0 votes

تا پيش از اين تصور مي شد كه وظيفه رحم نگهداري محتويات بارداري است و پس از اتمام دوران زايمان ديگر نيازي به بودنش نيست، اما تحقيقات و مطالعات جديد ثابت كرده كه زناني كه به هر دليلي رحم خود را خارج كرده اند در مقايسه با كساني كه هنوز رحم داشته اند، درصد بيماري هاي قلبي آن ها بسيار شايع بوده است. براساس اين تحقيقات رحم قادر است هورمون هايي را ترشح كند كه براي سلامت عمويم زن لازم است. اين امر در مورد تخمدان ها نيز صدق مي كند. بسياري از هورمون هايي كه تنظيم كننده ميزان چاقي و لاغري و ميزان قند و چربي بدن هستند در رحم و تخمدان ها ترشح مي شود.

سونوگرافي از رحم و تخمدان ها از جمله اقدامات اوليه است تا مشخص شود كه مشكل پايه اي در رحم و تخمدان ها وجود ندارد. هورمون ها نيز بررسي مي شوند تا وضعيت تيروييد و پرولاكتين و حتي چربي هاي بدن تري گليسيريد و كلسترول و آنزيم هاي كبدي مشخص شود. در اين مرحله از آزمايش ها وضعيت كليه ها و فشار خون نيز بايد مورد توجه قرار گيرند.

در ادامه اين آزمايش ها يك تست پاپ اسمير يا تست سرطان از دهانه رحم نيز الزامي است. ماموگرافي و دانسيتومتري (تراكم استخوان) در گروه تست هاي سلامتي هستند كه به طور معمول در سن يائسگي بايد انجام شوند، چه مريض قصد داشته باشد هورمون درماني كند چه نخواهد، اين غربال گري سلامت در اين سن بهتر است كه انجام شود.

ممكن است ميزان حساسيت پستان ها افزايش يابد. وقتي خون رساني به رحم و تخمدان ها تغيير مي كند، هورمون هم روي خون رساني اثر گذاشته و ميزان حس زن نسبت به اندام خودش تغيير مي كند. دقيقا مثل وقتي كه مي خواهد تخمك گذاري كند يا مثل وقتي كه وسط سيكل قرار گرفته است، در سنين باروري، هورمون ها بالا و پايين مي شوند و در نتيجه علايم يك زن تغيير مي كند، اگر خانمي يائسه شده باشد و هورمون درماني كند شبيه همان شرايط برايش تكرار مي شود.

شروع سن يائسگي در زنان نامعلوم است و گاهي حتي در سنين سي سالگي اتفاق مي افتد. اين امر متاثر از ژن، شرايط خانوادگي و سابقه بيماري ها دارد. وزن، تعداد زايمان ها و نوع رژيم هاي دارويي در شروع سن يائسگي نيز بي تاثير نيست.

به عبارتي محيط زندگي و سبك زندگي با شروع يائسگي ارتباط مستقيم دارد كه با توجه به اين شرايط، به طور معمول از حدود 48 تا 52 سالگي يائسگي اتفاق مي افتد.

دو نكته خيلي مهم در سنين يائسگي و تاكيد بر هورمون درماني وجود دارد و اينكه شانس افزايش بيماري هاي قلبي و عروقي را كاهش مي دهد. ديده شده زناني كه بعد از يائسگي استروژن استفاده كرده اند، پاكسازي لخته از داخل عروق كروناري اتفاق افتاده است.

در صورت عدم استفاده از هورمون در زنان، تا 60 سالگي شانس بروز بيماري عروق كروناري قلب تا دو برابر آقايان افزايش مي يابد. مسئله ديگر گرگرفتگي در خانم هاي يائسه است.

گرگرفتگي به علت حملات تخليه اي سيستم عصبي خودكار بدن اتفاق مي افتد كه باعث مي شود پوست سر و صورت و قفسه سينه به صورت ناگهاني قرمز شود، افزايش ضربان قلب و احساس گرماي شديد از ديگر موضوعاتي است كه خانم هاي يائسه را آزار مي دهد. يكي از دلايلي كه خانم ها در سنين يائسگي تصميم به استفاده از هورمون مي گيرند همين حملات شديد گرگرفتگي است كه زندگي را برايشان سخت مي كند.

موضوع ديگر براي استفاده از هورمون درماني، تحليل رفتن سيستم پوشاننده اوروژنيتال يا ادراري تناسلي است كه منجر مي شود خانم يائسه در مورد مقاربت دچار مشكل شوند. از آنجا كه محيط واژن خشك شده و ترشحي ايجاد نمي شود، مشكلاتي را در امر مقاربت براي آنها به وجود مي آورد. يك فايده ديگر هورمون درماني، درمان و پيشگيري از سوزش و تكرر ادرار و عفونت ادراري است.

آيا هورمون درماني در مقابله با بيماري آلزايمر هم تاثيري دارد؟
اثر مفيد استروژن روي حافظه به خصوص حافظه كلامي تاييد شده است. اگر خانمي در سنين يائسگي با يك آقاي هم سن مقايسه شود، خانمي كه هورمون درماني نكرده است شانس ابتلا به آلزايمر در او 3 برابر افزايش دارد و اين باز از محاسن هورمون درماني در اين سن محسوب مي شود.

موضوع مهم ديگر در هورمون درماني جلوگيري از پوكي استخوان است. بسياري از خانم ها در شرايطي يائسه مي شوند كه از ميزان پوكي استخوان خود اطلاعات دقيقي ندارند. پوكي استخوان يك بيماري خاموش است و حتي در زناني كه لاغر هستند اما الكل و سيگار زياد مصرف مي كنند و سابقه روماتيسم مفصلي در آنها وجود داشته، در اين حد افراد شانس بروز استئوپروز افزايش پيدا مي كند.

هرچند استفاده از يك سري داروها مثل كورتون به مدت طولاني، استفاده از هورمون هاي تيروييدي يا داروهاي ضدتشنج و داروهايي كه براي رقيق شدن خون در برخي از موارد خاص استفاده مي شود، شانس بروز به استئوپروز يا پوكي استخوان را افزايش مي دهد.


رابطه عاطفي بي سرانجام

سوال

سلام و خسته نباشيد
يك سال پيش در مقطعي كه به علت بهم خوردن يك جريان عاطفي ازدواج وضعيت روحي خوبي نداشتم با يكي از همكاران خانم محل كارم كه متاهل بودن و با شوهرشون شديدا به مشكل برخورد كرده بودن ارتباط دوستي برقرار كردم و متاسفانه در اين شش ماه خيلي بهم وابسته شديم و چندباري هم رابطه عشقي برقرار كرديم (منهاي سكس ) بعد شش ماه ارتباط ما از طرف ايشان به بهانه عذاب وجدان كمرنگ شد تا كات شد وليكن به صورت اتفاقي متوجه شدم با مدير قسمتي كه مشغولند و ايشون هم متاهلند رابطه جديد برقرار كردند كه در محيط كار هم قضيه شون برملا شد وليكن ظاهرا اين رابطه همچنان برقراره ، اين مسئله بسيار تو روحيه من تاثير گذار شده و همچنين باعث شده از مقوله ازدواج بيزار بشم ونميتونم فراموشش كنم ويه حس انتقام وكينه عجيبي در من بوجود اومده چون با من برخورد خوبي هم تو محيط كار نميكنه و به شدت به فكر ضربه زدن به دونفرشون به خصوص اين خانم هستم حتي درجريان گذاشتن همسران جفتشون ، از طرفي پيامهاي عاشقونه تلگرامي و عكسهايي كه پيشم مونده نيز به شدت ازارم ميده و نميتونم پاكشون كنم از ذهنم
خلاصه وضعيت روحي بدي دارم وتوي تموم زندگي كاري وشخصيم تاثير گذاشته فكر ميكنم تموم اين كارهايي باهم انجام داديم با اين اقا هم داره انجام ميده كه داغون كرده اعصاب منو اين تفكرات ، ل
طفا منو راهنمايي كنيد چه كار كنم

با سلام
دوست گرامي ببيند شما دچار شكست عاطفي شديد درست ولي ارتباط با زن متاهل به نظر خودتون كار درستي بوده ؟اينكه ايشون فرد متعهدي به زندگيش نبوده و نيست دليل نميشه ما هم همان رفتار را داشته باشيم .بايد اين حدس را مي زديد كه فردي با شما راتباط عاشقانه برقرار مي كند در صورت تاهل هر چقدر هم با همسرشون مشكل داشته باشند .و روزي شما را رها مي كند و با فردديگري اينكه شما بخواهيد ابروي دو نفر را ببريد و به همسرانشان اطلاع دهيد چه اتفاقي مي افتد ؟شما روند رسيدن دو نفر رو تسهيل كرديد وقتي افرادي در محيط كارمندي كه بايد استرس داشته باشند به راحتي وار ارتباط هايي مي شوند ان هم در صورتي كه هر دو متاهل هستند نهايتا طلاق از همسرانشان است و يا هر چيز ديگري شما به خواسته خودتون نخواهيد رسيد ضمن اينكه بايد به خاطر داشته باشيد وقتي وارد حريم شخصي فردي شويد فردي هم اين كا ر را با شما انجام مي دهد ..اين مساله كاملا طبيعي اتفاق مي افتد و به هر حال اگر ايشون همسر شما بودند چه ؟؟به اين مساله فكر كرديد خوب بهتر كه متوجه نوع رفتار ايشون شديد به هر حال بايد بپذيريد كه شما هم اشتباه كرديد گرچه حال روحي شما قابل درك است ولي خوب اين تلنگري براي اينده و انتخاب شماست به هر حال هميشه نمي توانيد مجرد بمانيد .اميدوارم خوشبختب باشيد و حتما قبل از اشنايي با هر فرد جديدي اول اين مساله را حل كنيد

در اين مورد ميتونيد با متخصصين كانون مشاوران ايران، مشاوره تلفني/تخصصي داشته باشيد
۰۲۱۸۸۴۱۹۸۳۲
موفق باشيد


ذخيره تخمدان كم

تگ،

      با سلام

من 38 سال دارم و مجردم .طي ازمايشي كه دادم fsh 12.58 , و amh 0.08 بود .قاعدگي ام معمولا 2-3 روز زودتر از موعد هست .

سونو دادم و مشكلي نداشتم . حالا چد سوال داشتم :

1. با اين ذخيره تخمداني امكان بارداري طبيعي دارم ؟

2. با توجه به نتيجه ازمايشم ميزان موفقت روش ivf براي من چقدر است ؟

3. دارويي هست كه ذخيره تخمداني افزايش بده ؟

4. از كسي شنيدم براي درمان بايد طبع رحمم را سرد كنم . اين واقعيت داره ؟ چطور ميشه فهميد رحممان سر هست يا گرم؟

ممنونم

پاسخ (2) 0 votes

دوست عزيز تفسير اين مورد با پزشك معالج شماست و شما بايد با ايشون مشورت كنيد

AMHدر سندرم تخمدان پلي‌كيستيك افزايش مي يابد.
AMHدر برخي از انواع سرطانهاي تخمدان افزايش مي‌يابد.
كاهش AMH در دوره‌ي درمان تومورهاي تخمدان كه اين هورمون را توليد ميكنند نشان دهنده‌ي اثربخشي درمان است.
تست AMH در فرآيند لقاح خارج رحمي (IVF) كاربرد دارد. ميزان AMH با احتمال موفقيت IVF ارتباط دارد.
كاهش قابل ملاحظه در سطح AMH نشان دهنده ي شروع يائسگي است.
سطح هورمون AMH در دختربچه‌ها و پس از يائسگي پائين است.
فقدان يا پائين بودن سطح اين هورمون در پسربچه‌ها ممكن است در اثر اختلال در ژن AMH باشد و معمولا در صورت عدم رشد بيضه ها يا در اختلال در عملكرد بيضه‌ها ديده مي شود. فقدان آندروژنها منجر به ناهنجاري دستگاه تناسلي و اندام هاي جنسي مي شود.
طبيعي بودن سطح AMH و آندروژن ها در پسربچه‌هائي كه بيضه‌ي آنها پائين نيامده به اين معني است كه بيضه‌ها وجود دارند و فعاليت آنها هم طبيعي است ولي از نظر فيزيكي در جايگاه طبيعي خود قرار نگرفته‌اند.
AMH توسط فوليكول در حال رشد در تخمدان با سرعت ثابتي توليد مي شود و مقدار آن تحت تاثير قرصهاي ضدبارداري يا حاملگي قرار نمي‌گيرد.


راهنمايي براي بارداري

تنبلي تخمدانٰ ناباروري

من 5 ساله ازدواج كردم.در سال اول ازدواج مشكل پارگي كيست تخمدان پيدا كردم و مجبور به عمل جراحي شدم.از اون زمان به تنبلي تخمدان مبتلا هستم و فقط با دارو تخمك تشكيل ميشه.چندين بار داروهاي ناباروري زير نظر بهترين دكترها مصرف كردم و علي رغم تشكيل 7 تخمك بالغ و اماده باروري و اقدام به موقع حامله نشدم.يكبار هم آي يو آي كردم ولي موفق نبود.شوهرم كمي تحرك اسپرمش كمه.دكترا همشون ميگن هيچ مشكل حادي براي بارداري ما وجود نداره ولي هر بار موفق به بارداري نميشم.هم خسته و نااميدم و هم ميترسم دوباره براي درمان اقدام كنم.واقعا از شما كمك ميخوام.توروخدا منو راهنمايي كنين كه چكار كنم كه باردار بشم؟و همچنين پريدهام مرتب بشه و به طور طبيعي تخمك تشكيل بشه؟ممنونتون ميشم اگه راهنماييم كنين

پاسخ (2) 0 votes

دوست عزيز براي بارداري بايد از استرس دور باشيد و حتما در كنارتون متخصي حضور داشته باشد تا با كنترل شرايط شما درصد موفقيت رو افزايش بديد

براي باردارشدن و تعيين روز تخمك گذاري و زمان بارداري بهتر است طبق برنامه متخصص و توصيه هاي او پيش برويد تا بارداري موفقي برايتان رخ دهد!
زماني كه يك تخمك (و گاهاً بيش از يك تخمك ) در زمان باروري از سيكل ماهانه از تخمدان رها شود به آن تخمك گذاري مي گويند. ماهانه يك تخمك درون تخمدان به بلوغ مي رسد. زمانيكه تخمك بالغ به اندازه مشخصي رسيد، از تخمدان، از طريق لوله فالوپ (لوله رحمي) به سمت رحم رها مي شود. اينكه تخمك از كدام تخمدان رها مي شود نسبتاٌ اتفاقي بوده و الزاماٌ به طور متناوب در هر دوره بين دو تخمدان جا به جا نمي شود. در مطلب قبل درباره تشخيص زمان تخمك گذاري و كيت تخمك گذاري مطالبي گفته شد، در ادامه به چگونگي محاسبه زمان تخمك گذاري مي پردازيم:
سيكل تخمك گذاري از اولين روز پريود آغاز مي شود . اگر شما داراي سيكل ۲۸ روزه هستيد، بايد تست تخمك گذاري را در روز يازدهم و به مدت ۶ روز(يا هر تعداد روزي كه توسط شركت توليد كننده آن در دستورات مشخص شده ) انجام دهيد. اگر سيكل ماهانه شما بين ۲۷ تا ۳۴ روز مي باشد زمان تخمك گذاري شما بين روزهاي ۱۳ و ۲۰ خواهد بود. بنابراين بهتر است تست را در روز ۱۱ شروع كرده و تا روز ۲۰ ادامه دهيد .اگر سيكل ماهانه شما نامرتب مي باشد بهتر است بدانيد اين روش، روش مناسبي براي تعيين زمان تخمك گذاري شما نخواهد بود و بهتر است ابتدا با مراجعه به پزشك، سيكل ماهانه خود را منظم كنيد.
محاسبه زمان تخمك گذاري
زمان تخمك گذاري خود را بدست آوريد و شانس باردار شدن خود را افزايش دهيد . در زير چند روش براي محاسبه زمان تخمك گذاري آمده است :
روش محاسبه اول : تغييرات در ترشحات دهانه رحم : زمانيكه تخمك گذاري آغاز مي شود حجم ترشحات دهانه رحم افزايش يافته و تغيير شكل مي دهد. اين تغييرات بازتاب تغييرات ميزان استروژن در بدن مي باشد .زمانيكه اين ترشحات شفاف ،لغزنده و چسبناك مي شود بدن در اوج باروري خود به سر مي برد.بسياري از خانم ها اين ترشحات را مانند سفيده تخم مرغ خام مي دانند.به طور معمول اين ترشحات نقش سد حفاظتي را بازي مي كنند، ولي در طول دوره تخمك گذاري به اسپرم ها اجازه ورود به دهانه رحم و سپس لوله هاي رحمي براي ملاقا ت با تخمك را مي دهند.
روش محاسبه دوم : افزايش دماي بدن (BBT): در طول تخمك گذاري دماي بدن ۰.۴ تا ۱ درجه افزايش ميابد .اين تغييرات محسوس نيست ولي توسط دماسنج قابل تشخيص مي باشد . اين دما حاكي از آن است كه زمان تخمك گذاري فرا رسيده .چرا كه عمليات رها سازي تخمك با توليد هورمون پروژسترون همراه است و اين توليد دماي بدن را افزايش مي دهد.دو الي سه روز قبل از اينكه بدن به بالاترين درجه حرارت خود برسد بالاترين زمان باروري مي باشد . برخي از متخصصان معتقدند با فهميدن اولين افزايش دما ۱۲ الي ۲۴ ساعت براي بارور شدن فرصت مي باشد، ولي بيشتر آنها معتقدند اين زمان براي باردار شدن خيلي دير است .خانم تريسي تلس از كاليفرنيا مي گويد : ” توليد پروژسترون كافي به منظور بالا بردن دماي بدن بعد از زمان تخمك گذاري يك الي دو روز زمان مي برد.ولي از آنجاييكه تخمك تنها ۲۴ ساعت زنده مي ماند ، ديگر براي بارور شدن دير است. “به همين دليل است كه متخصصان توصيه مي كنند تا جدولي از دماي بدن ايجاد كرده و به مدت چندماه ، هر روز صبح دماي بدن را يادداشت نموده تا الگويي از زمان تخمك گذاري بدست آيد و از اين طريق مي توان دو الي سه روز از زمانيكه دماي بدن به صورت نرمال افزايش پيدا مي كند آميزش جنسي داشت.
روش سوم : ناراحتي در ناحيه زير شكم : حدود يك پنجم از خانم ها فعاليت هاي تخمك گذاري را به صورت دردهاي خفيف تا دردهاي ناگهاني احساس مي كنند .اين شرايط كه به آن ميتلاشمرز مي گويند از چند دقيقه تا چند ساعت به طول مي انجامد.


زود انزالي همسرم

تگ ،1

سلام.من 2 سال ميشه كه ازدواج كردم ولي بدليل زود انزالي همسرم تا حالا نتونستم به ارگاسم برسم لطفا بگيد چه دارويي مصرف كنه چون روش نميشه به پزشك مراجعه كنه چندتا قرص بنامهاي وياگرا.سياليس و لويترا از اينترنت واسش سرج كردم ولي جرات نميكنه بخره و استفاده كنه لطفا منو راهنمايي كنيد چون دار رو زندگيم تاثير منفي ميزاره طوريكه تا حالا يه رابطه 2 دقيقه اي هم نداشتيم.با تشكر

پاسخ (4) 0 votes

سلام چند داروي گياهي براي رفع زودانزالي موثره كه توي دارو گياهي ها و همچنين داروخانه ها هست
قرص لاوينگ توليد سبز دارو
يك ليوان شير + يك قاشق چاي خوري زنجبيل + يك عدد زرده تخم مرغ + دو قاشق عسل هر روز به مدت 40 روز
صبح به ناشتا يك قاشق عسل و سياه دانه
هفته اي دو بار يك عدد پياز سفيد را با روغن زيتون سرخ و يك تخم مرغ بهش اضافه كنيد


سبك هاي دلبستگي ۱

سبك هاي دلبستگي ۱

  • يكي از مهم ترين الگوهايي كه در كودكي شكل مي گيرد

 

دوران كودكي ، دوران پايه گذاري شخصيت انسان است و سلامت جسماني، عاطفي، اجتماعي و رواني انسان بستگي شديد به چگونگي گذراندن اين دوران دارد. آنچه مسلم است آن است كه كودك در اين دوران نيازمند و محتاج مراقبت هاي مادر است و كيفيت رابطه اي كه بين كودك و مادرش ( مراقب اصلي او) به وجود مي آيد بر فرآيند رشد و تحول همه جانبه كودك اثر مي گذارد. اين مقاله با اين هدف نگارش يافته است تا اهميت رابطه كودك و مادر را روشن سازد.

از جمله مهم ترين عوامل تعيين كننده شخصيت فرد در بزرگسالي رابطه او با مادر (مراقب اصلي ) است. به عبارتي ديگر كنش متقابل و رابطه عاطفي بين مادر و نوزاد به روابط اجتماعي كودك در آينده شكل داده و نحوه برخورد مادر با كودك و بر چگونگي ارتباط فرد با جامعه و مهارتهاي اجتماعي فرد اثر گذار است.

از جمله روانشناساني كه كيفيت رابطه كودك با مادر را مورد توجه و بررسي قرار داده اند مي توان به فرويد، ملاني كلاين، ساليوان و بالبي اشاره كرد. در بين اين افراد جان بالبي بيش از بقيه رابطه كودك و مادر( مراقب اصلي) را مورد مطالعه منسجم و بررسي قرار داده است. در طي تحقيقات نظام دار معين شده است كه رابطه كودك با مادر( مراقب اصلي) در شكل گيري شخصيت عملكرد اجتماعي و شناختي و بهداشت روان كودك در آينده نقش تعيين كننده اي دارد و همچنين اثر طولاني مدت او بر رشد كودك به اثبات رسيده است.

بالبي نظريه دلبستگي را بيان مي كند، او مي گويد وقتي والدين به ويژه مادران از كودكانشان به گرمي و محبت مراقبت مي كنند. نيازهاي اصلي رشد يعني نياز به امنيت و اعتماد را براي كودك ارضا مي كنند. كودك از اين رفتارهاي مادر (خود ادراكي هاي شكل مي دهد ) در نتيجه الگوي دلبستگي ايمن يا نا ايمن (بسته يه رفتارهاي مادر) در درون خود شكل مي دهد و اين الگوي دلبستگي ( كه مي تواند ايمن يا نا ايمن باشد) مبناي روابط بعدي خود با ديگران قرار مي دهد. اين الگوها بر موقعيتهاي اجتماعي و تصميم گيري اثر مي گذارد.

بالبي در تعريف دلبستگي مي گويد:« ارتباط و پيوند رواني پايدار بين دو انسان» در واقع دلبستگي اشاره دارد به روابط اجتماعي عاطفي محكم . كودكان تمايل دارند به برخي افراد كه در اغلب موارد مارشان است بچسبند و در حضور او احساس امنيت كنند. روانشناسان ابتداي پژوهش در باره دلبستگي بر اين اعتقاد بودند كه دليل دلبستگي كودك به مادرش منبع غذا بوده است اما بعدها آزمايش ها نشان داد كه احساس راحتي از حضور مادر نمي تواند به دليل نقش وي در تغذيه بچه ها باشد و كيفيت اين رابطه بيش از همه مهم است.

جان بالبي معتقد است كه كودك براي تشكيل دلبستگي ۴ مرحله را سپري مي كند، او مي گويد : كه كودك اين ۴ مرحله را تا پايان ۳ سال اول زندگي اش سپري مي كند يعني تا پايان ۳ سالگي حداقل به يك شخص ديگر دلبستگي پيدا كرده است او در طي گذر از اين ۴ مرحله به يك شخص كه معمولا مادر(مراقب اصلي) است تمركز مي كند و به او دلبسته مي شود اگر اين فرايند صورت نگيرد، يعني قبل از اينكه اين فرايند دلبستگي شكل بگيرد، كودك از مادر يا از مراقبش جدا شود شخص ممكن است مشكلات شخصيتي آشكاري را در ارتباط با ديگران براي تشكيل روابط عاطفي و اجتماعي پيدا كند يعني چگونگي دلبسته شدن كودك به مادر بر چگونگي دلبسته شدن او (كودك) در آينده به يك فرد ديگر تاثير مي گذارد.

اكنون قصد داريم چهار مرحله دلبستگي را شرح دهيم هر چند اين بحث اختصاصي روانشناسي رشد است اما آگاهي والدين از اين مراحل بسيار مهم و آموزنده است.

  • مرحله پيش از د‌لبستگي (واكنش نامتمايز نسبت به د‌يگران، تولد‌ تا ۳ ماهگي): كود‌كان د‌ر آغاز واكنش‌هاي غير انتخابي به انسان‌ها د‌ارند‌، تا قبل از سه هفتگي نوزاد‌ان خند‌ه‌هاي بازتابي د‌ارند‌، آن‌ها صد‌ا و بوي ماد‌ر را تشخيص مي‌د‌هند‌ ولي كاملاً به وي د‌لبسته نيستند‌، زيرا به سر بردن با افرد ناآشنا واكنشي به دنبال ندارد.
  • د‌لبستگي د‌ر حال شكل گيري (تمركز بر روي افراد‌ آشنا، ۳ تا ۶ ماهگي ):كود‌كان د‌ر اين مرحله به تد‌ريج لبخند‌ خود‌ را به افراد‌ آشنا محد‌ود‌ مي‌كنند‌ ولي هنوز در مقابل جدايي از مراقب يا والدين واكنش اعتراض آميز نشان نمي دهند.
  • د‌لبستگي واضح (تقرب جويي فعال، ۶ ماهگي تا ۳ سالگي): بالبي معتقد‌ است كه كود‌كان د‌ر اين مرحله به يك سيستم تصحيح شوند‌ه به وسيله هد‌ف مجهز مي‌شوند‌ و از اين طريق حضور و غياب موضوع د‌لبستگي را كنترل مي‌كنند‌. د‌ر حد‌ود‌ ۸ ماهگي اضطراب جد‌ايي تجلي مي‌يابد‌، تا پيش از اين رابطه كود‌ك و مراقب از طرف كود‌ك وابستگي و از طرف ماد‌ر د‌لبستگي است اما بعد‌ از اين مقطع اين رابطه از هر د‌و طرف به صورت د‌لبستگي در مي آيد و اين حالت ناشي از شكل گيري پيوند عاطفي است.
  • تشكيل رابطه متقابل (رفتار مشاركتي، بعد‌ از۳ سالگي): د‌ر پايان سال د‌وم زند‌گي، رشد‌ سريع بازنمايي‌هاي ذهني و زبان به كود‌ك امكان پيش بيني رفت و آمد‌ مراقب را مي‌د‌هد‌، د‌ر اين مرحله كود‌ك به جاي تعقيب از مذاكره و مشاركت استفاد‌ه مي‌كند‌.

بنابراين اگر والدين فرزندي دارند كه در سنين عنوان شده در مراحل  يك تا سه  است و ، واكنش هاي بي قراري و گريه در زماني كه مراقبين اصلي اقدام به ترك كودك مي كنند  از خود نشان مي دهند اين مسئله عادي است و كودك در حال سپري كردن مراحل دلبستگي خود است و نيازي نمي باشد كه والدين نگران شده و فكر كنند كه كودك دچار مشكل است اما اگر كودك در حال سپري كردن مرحله چهار است و همچنان واكنش هاي آشفتگي و بي قراري دارند مي توانند كمي به كودك فرصت دهند اما اگر مراحل پايان يافته باشد و همچنان كودك وابسته به مادر (مراقب) اصلي باشد نياز به مداخله از طرف روانشناس كوك الزامي است . زيرا اين اضطراب و وابستگي ناشي از آن مي تواند عملكردهاي اجتماعي ، هيجاني، شناختي كودك را تحت تاثير قرار دهد  به نوعي متوقف يا كند يا مانعي براي آنها محسوب شود و كودك را از رشد صحيح منحرف كند.

منبع:تريبون آزاد


مشكل خودارضايي

خودارضايي

سلام.خسته نباشيد.ببخشيد من خيلي زياد حشريم نميدونم چيكار كنم.ديگه كلافه شدم.22 سالمه و دانشجو هستم و اين هوس زياد منو هميشه از زندگيم عقب انداخته بخاطر خود ارضايي.خودمو كه يك ماه كنترل ميكنم يهو تو ي شب دوبار جنب ميشم.عرقيات خنك هم مصرف ميكنم ولي بازم تاثيري نداشته.لطفن دارويي به من معرفي كنيد كه اين تمايلات جنسي من رو پايين بياره.ممنون

با سلام وقتي تمايلات جنسي در اين حد وجود دارد و ازار دهنده شده با توجه به اينكه ظاهرا شرايط ازدواح نداريد بايد به روانپزشك مراجعه كنيد و دارو مصرف كنيد به هر حال دوري از محرك ها و …يك راهكار است ولي چون مي فرماييد تقريبا يك ماه كنترل كرديد و بعد در خواب دوباره دچار مشكل مي شويد خوب مساله فرق مي كند.و ممكنه بيش فعالي جنسي داشته باشيد كه خوب در مردان يك اختلال محسوب مي شود و وقتي در شرايطي كه حتي دور از شرايط استرس زا هستيد اين عارضه ايجاد شود احتمال داشتن مشكل بيشتر است .پس دقت داشته باشيد تحت چه شرايطي اين رفتارايجاد مي شود در هر حال اميدوارم به مراجعه مساله شما حل شود در اين مورد ميتونيد با متخصصين كانون مشاوران ايران، مشاوره تلفني/تخصصي داشته باشيد
۰۲۱۲۲۶۸۹۵۳۴
موفق باشيد


اختلال اوتيسم در كودكان

۲۳ ارديبهشت.۱۳۹۵ 2 نظر

اختلال اوتيسم در كودكان

اوتيسم يكي از اختلالات شايع در دوران كودكي است كه در بسياري از كودكان جهان وجود داشته و در اصطلاح به آن در خود ماندگي نيز گفته مي شود. كودكان مبتلا به اختلال اوتيسم همانطوري كه از اصطلاح آن پيدا است نمي توانند به خوبي با محيط اطراف ارتباط برقرار كنند و در خود هستند. اين اختلال معمولا از قبل از سنين سه سالگي بروز پيدا مي كند. و گرچه در سنين و دوران مختلف ميزان اثر آن بر بدن و ذهن كودك متفاوت مي باشد اما به هر حال تاثيرات بد آن باعث اختلال در برقراري ارتباط كودك اوتيسمي با ديگران مي شود. تعداد كودكاني كه به بيماري اوتيسم گرفتار هستند روز به روز در جهان در حال افزايش است و ايران نيز از اين قاعده مستثني نمي باشد.

گرچه روشي پيش گيري كامل و جامعي براي اين اختلال وجود ندارد اما شناخت و فهم به موقع اين بيماري در كودك مي تواند سبب درمان بهتر او در سنين پايين تر باشد. به نظر مي رسد كه وجود اختلال در سيستم عصبي باعث عدم عملكرد درست مغز مي شود. كودكان و بزرگسالان مبتلا به اختلال اوتيستيك در انجام بازي و ارتباط با ديگران و رفتارها و مهارت هاي اجتماعي دچار مشكل و اختلال هستند به دليل آنكه مغز آنها در برقراري مهارت ها و روابط اجتماعي و ارتباط با ديگران درست عمل نمي كند. كودكان مبتلا به اوتيسم ممكن است كه در برخي از علوم مانند رياضيات يا هنر نابغه باشند اما برخي ديگر از كودكان مبتلا به اوتيسم ممكن است هوش كمي داشته و دوران تحصيل مشكلات متعددي با يادگيري داشته باشند و به نوعي يادگيري در آنان با اختلال و كندي صورت گيرد. كودكان اوتيسمي در برقراري ارتباط با ديگر افراد و هم سن و سالان خود دچار مشكل هستند و برخي از آن ها در دوران نوجواني و جواني بدتر نيز شده و به كلي در برقراري ارتباط و هم كلام شدن با ديگران به مشكل بر مي خورند. هر كودكي در هر نقطه اي از جهان كه باشد احتمال ابتلا به اوتيسم را دارد اما در ارتباط با اين بيماري و اختلال بايد مواردي مطرح شود. اول اينكه از نظر جنسيت پسران بسيار بيشتر از دختران در خطر ابتلا به اختلال اوتيسم قرار دارند به صورتي كه آمار پسران مبتلا به اين بيماري سه تا چهار برابر دختران مي باشد. سابقه خانوادگي و يا ژنتيك فرد نيز در اين زمينه تاثير گذار است مثلا احتمال اينكه كودك مبتلا به اوتيسم از خانواده اي باشد كه يكي از نزديكان و يا اعضاي خانواده داراي اين اختلال باشد زياد است و يا اگر كودكي مبتلا به اوتيسم در خانواده اي باشد احتمال اينكه يك كودك ديگر با اين اختلال مواجه شود زيادتر مي شود.

از نظر بيماري ها بايد گفت كساني كه بيماري هاي خاص ديگري دارند احتمال ابتلا به اوتيسم بيشتري نيز دارند و نكته ديگر اين است كه سن والدين و پدر و مادر كودك در هنگام تولد او مي تواند يكي ديگر از دلايل افزايش دهنده احتمال ابتلا به اوتيسم در كودك باشد و در اين باره احتمال داده مي شود كه فرزند يك والدين بزرگسال و پيرتر احتمال بيشتري در ابتلا به اوتيسم دارد. هنوز راهي براي جلوگيري و پيش گيري از ابتلاي كودكان به اختلال اوتيسم وجود ندارد اما فهم به موقع اين بيماري مي تواند باعث كاهش خطرات و اثرات آن در كودك گرديده و آينده اي بهتر را براي او رقم بزند. والدين بايد به اين نكته دقت كند كه اگر اين بيماري به موقع تشخيص داده شود و براي درمان آن به موقع اقدام گردد كودك مي تواند بسياري از مهارت هاي لازم را طي دوره درمان آموخته و در آينده نيز مي تواند همانند يك فرد عادي و بدون هيچ مشكلي زندگي كند اما اين مستلزم سختي كشيدن هاي والدين و كودكان مبتلا به اوتيسم در فرايند درمان است. در نحوه برقراري ارتباط كلامي در كودكان مبتلا به اوتيسم بايد گفت كه اين كودكان در برقراري هاي كلامي مشكل داشته مثلا اگر فردي در رابطه با موضوعي با آن ها صحبت كند او آن صحبت ها را ناديده گرفته و در مورد موضوع مورد علاقه خود صحبت را ادامه مي دهد و به قول معروف انگار نه انگار كه موضوع بحث اصلا چيز ديگري بوده است. تحقيقات پژوهشگران بر روي مغز افراد اوتيسمي نشان مي دهد كه اين نوع كودكان از نظر اندازه، مغزي به مراتب كوچك تر از ساير هم سن و سالان خود دارند و به همين دليل شايد مشكلاتي در سيستم و عملكرد مغزي در آنان به وجود ايد. به هر حال براي درمان بيماري اوتيسم فرايندي وجود دارد كه به تشخيص پزشك و آزمايشات بر روي كودك در نظر گرفته مي شود.

منبع:ساينس ديلي


عوامل موثر بر شخصيت كودك

۱۴ ارديبهشت.۱۳۹۵ 6 نظر

عوامل موثر بر شخصيت كودك

 

محيط خانواده اولين و مهم ترين محيطي است كه كودك شاهد روابط انساني در آن است. تحقيقات زيادي توسط روانشناسان و جامعه شناسان در مورد تجارب سالهاي اول كودكي انجام شده است. اين تحقيقات نشان ميدهند تجربه هاي كودك در سال هاي اول زندگي كه بيشتر در خانواده اتفاق مي افتد نقش سازنده و زير بنايي در شخصيت كودك و رفتارهاي بعدي او دارد.

لذا پژوهش هاي دامنه داري درباره اثر عوامل خانوادگي بر شخصيت و رفتار كودك صورت گرفته و عوامل چندي مشخص شده است در اينجا قصد داريم به اختصار اثر عواملي از خانواده مانند: شيوه تربيتي والدين، جايگاه سني كودك در خانواده، تعداد اعضاي خانواده، روابط فرزندان خانواده،  را بر شخصيت و رفتار كودك بررسي كنيم.

 

شيوه تربيتي والدين:

هدف والدين از تربيت كودك، آماده سازي او براي زندگي در آينده  پذيرفتن مسئوليتها و نقش هاي متعدد در جامعه است. شيوه هاي تربيتي كودكان در طي چند دهه گذشته دگرگون شده است. در گذشته انضباط سختي براي كودكان در نظر گرفته مي شد، اما اكنون محور اصلي تربيت فرزندان توجه به نيازهاي آنها ست و باور بزرگسالان تغيير يافته است كه نياز كودك بايد برآورده شود.

در هر حال، چه والد امروزي و چه والد ديروزي، زماني كه پاي تربيت فرزندش به ميان مي آيد ، از همان شيوه تربيتي استفاده مي كند كه در مورد خودش اعمال شده است. چنانچه پدر و مادر به يك شيوه تربيتي، پرورش يافته باشند در انتخاب سبك تربيتي فرزند خود دچار مشكل نخواهند شد اما اگر هريك از آنها با سبك هاي تربيتي متفاوتي پرورش يافته باشند، در انتخاب شيوه تربيتي فرزند خود دچار اختلاف مي شوند و ناچار خواهند شد كه نظرات خود را در مورد تربيت فرزندشان تعديل كنند. علم روانشناسي نيز در اين ميان بر شيوه تربيتي كه والدين انتخاب مي كنند اثر مي گذارد و خود باعث دگرگوني در تربيت فرزندان شده است.

به طور كلي شيوه هاي پرورشي كودكان به دو گروه كلي تقسيم مي شود: شيوه هاي مسبتدانه و شيوه هاي آزادمنشانه. زماني كه صحبت از شيوه تربيتي مستبدانه براي كودكان است، منظور وجود انظباط سخت از طرف والدين، پيروي بي چون و چرا از مقررات و دستورات سخت و خشك استاد و تنبيه هاي قهر آميز در برابر اشتباهات كودك مي شود. اما بر شيوه هاي تربيتي آزاد منشانه اصول برگفتگوي دوستانه، توضيح علت ها و آوردن استدلال براي رفتارها و گفتارهاي كودك و همچنين تنبيهات ملايم در برابر اشتباهات كودك است. هر يك از دو گروه امكان تقسيمات فرعي بر اساس شدت و ضعف پايندي والدين به شيوه تربيتي را مي توان مشاهده كرد. ممكن است والدين مستبدانه سخت گير باشند تا اعمال محدوديت منطقي پيش روند و در والدين آزادمنشانه از يك برنامه دقيق و منسجم تا سهل انگاري به پيش روند. گروه ديگري از روانشناسان سه سبك تربيتي مستبدانه، سهل انگارانه، مقتدرانه را معرفي مي كنند كه با توجه به شدت و ضعف در هر سبك قبلا عنوان شده تضادي بين دو تقسيم بندي وجود ندارد.

پس شما والدين عزيز با انتخاب سبك تربيتي مناسب براي فرزندتان در شكل گيري صحيح شخصيت او در ساله اي اوليه زندگي گام موثري برداشته ايد. انتظاري مي رود شما جهت كنترل رفتارها و گفتارهاي فرزندان نه بسيار سخت گير، نه سهل گير باشيد بلكه با شيوه اي مقتدرانه و قاطعانه او را متوجه كنيد قوانيني وجود دارد كه براي شما حائز اهميت است و او بايد آنها را رعايت كند و چنانچه رعايت نكند عواقبي در انتظار اوست و در مورد بعضي فعاليت ها او مي تواند خود به تنهايي تصميم بگيرد.

 

جايگاه سني كودك در خانواده :

اگر يك خانواده را مانند زنجيره به هم پيوسته در نظر بگيريم، هر يك از اين زنجيره ها، متناسب با جايي كه قرار گرفته است مسائل و مشكلات خاص خود را دارد،از فرزند اول تا آخر و حتي تك فرزند بودن. پژوهش ها ي نسبي در مورد جايگاه هر فرزند صورت گرفته است. در توضيح جايگاه سني كودك در خانواده ، جايگاه فرزند اول، دوم ، ميانه و فرزند آخر بررسي مي شود و در آخر تك فرزندي نيز مورد بررسي اجمالي قرار مي گيرد.

 

فرزند اول:

پژوهش ها در باره فرزند اول نتايجي به شرح زير ارائه مي كند، بزرگترين كودك خانواده در برآورده شدن خواسته هاي خود پافشاري و اصرار كمتري دارند. بررسي ها نشان داده است كه بهره هوشي فرزندان بعد از فرزند اول بيش تر است. فرزند اول در سازگاري، به دليل جايگاه خاص خود در خانواده مشكلاتي دارد. فرزند اول با مادر خود رابطه بسيار گرم و صميمي دارد، اما پس از تولد دومين فرزند، از گرمي و صميميت اين رابطه كاسته مي شود. در كل مي توان گفت نخستين فرزند خانواده وضع نامطلوب و دشواري دارد زيرا در سال نخست به دليل مهر و محبت فراوان والدين معمولا فرمانراواي مطلق خانواده  است و تمام وسايل و امكانات در خدمت رفع نيازهاي اوست. اما با تولد دومين فرزند، دوران فرمانروايي مطلق او يكباره به اتمام مي رسد. به همين دليل امكان اينكه فرزند اول براي پدر و مادر مشكلات فراواني به وجود آورد زياد است. فرزند اول مجبور است بار بي تجربگي و ناپختگي والدين را در شيوه نگهداريش تحمل كند و محكوم به نظارت و سرپرستي شديد والدين است. علاوه بر اين مسئوليت نگهداري از برادران و خواهران كوچكتر نيز بر دوش فرزند اول است. زماني كه والدين فرزند اول را تحت نظارت و سرپرستي شديد قرار مي دهند، به طور كلي از او شخصيتي محتاط و محافظه كار مي سازند و همچنين با چنين كاري كودك فاقد اعتماد به نفس لازم براي خصوصيات رهبري است و به آساني تحت تاثير ديگران قرار مي گيرد.از آنجايي كه وقتي فرزند اول به دنيا مي آيد، والدين مي خواهد تمام توانايي و هنر خود را در پرورش و پرستاري از كودك به كار ببرند، با نظارت و سرپرستي شديد خود ، وي را به شخصيتي وابسته تبديل مي كنند و بيش از ساير فرزندان احساس ناتواني مي كند و از طرف ديگر تجربه تلخ او از تولد فرزند دوم و از دست رفتن موقعيت فرمانروايي اش به او مي آموزد كه موقعيت هاي او در زندگي به آساني از دست مي رود و كس ديگري مي تواند جاي او را بگيرد به همين دليل عموما فرزند اول پيوسته نگران است و از يك بدبيني كلي رنج مي برد.

اما فرند دوم از بسياري نگراني ها و نابساماني ها پدر و مادر ، بي تجربگي و نا پختگي پدر و مادر در امان است. تجربه اندوزي والدين در نگهداري فرزند اول به آنها كمك مي كند تا پختگي لازم را در تربيت فرزند دوم به كار بسته و در نظارت و سرپرستي فرزند دوم زياده روي نكنند و علاوه بر اين افزايش تجربه مادر باعث مي شود ارتباط او با فرزند دوم از ثبات بيشتري برخوردار باشد. در آغاز دومين سال زندگي ، فرزند دوم تلاش مي كند خود را به فرزند اول برساند اما چون معمولا قادر به رقابت با فرزند اول نيست دچار احساس شكست و ناتواني مي شود. هر چند والدين براي تعليم و تربيت كودك دوم كم تر تلاش مي كنند، فرزند دوم در آزمونهاي هوشي بهتر عمل مي كند و معمولا فرزند دوم گشاده رو تر و شادمان تر از فرزند نخست است.

 

كودك ميانه:

از سومين فرزند به بعد اما به استثناي فرزند آخر را كودك ميانه مي گويند. پدر و مادر اغلب به دليل توجه خاصي كه به نخستين و آخرين كودك دارند در پرورش فرزند ميانه كمي غفلت مي كنند. كودك ميانه بر خلاف فرزند اول درگير اثبات برتري خود بر ساير خواهران و برادران نيست، كودكان ميانه به آساني تلقين پذير و به راحتي تحت تاثير ديگران قرار مي گيرند و توانايي چندان در تمركز و دقت بر يك مطلب خاص ندارند.

 

آخرين فرزند:

باقي ماندن حالت هاي كودكانه در آخرين فرزند، آشكار است. افراد خانواده معمولا داوطلبانه، كارهاي آخرين فرزند را انجام مي دهند ( كه خودش توانايي انجام دادن آن كارها را دارد) و اين مسئله باعث لوس شدن او مي شود. علاوه بر اين به دليل اينكه سنش از بقيه كمتر است احتمال اينكه وظيفه اي را به دوش او بگذارند كمتر است و همين مسئله  لوس شدن فرزند آخر را تشديد مي كند و اين شيوه برخورد كه مسئوليت كارها را خانواده به دوش مي گيرد اثر بسيار منفي در رفتار و شيوه برخورد وي با زندگي دارد. در روابط بين فرزند آخر و ديگر فرزندان، خواهران و برادران بزرگتر با ايفاي نقش پدر و مادر در اطلاح رفتار وي تنبيه و تشويق مي كنند و اغلب ساير خواهر و برادرها از بي ادبي و مسئوليت ناپذيري كوچكترين خواهر يا برادر خود گله مندند و كوچكترين فرزند خانواده در چنين شرايطي گاه زود رنج و جسور بار مي آيد و متوقع از اينكه اعضاي خانواده او را كمك كنند در نتيجه چنين حالتي فرزند آخر فكر مي كند كارها به خودي خود به وفق مراد وي انجام مي شود و در اين رابطه ديگران زحمتي نمي كشند.

 

تك فرزندي:

پژوهش ها نشان داده است كه افرادي كه تك فرزند خانواده هستند اغلب يكي از دو تيپ شخصيتي را شامل مي شوند: ۱- تيپ بي ادب، از خود راضي، خود پسند و نامحبوب ۲- تيپ حساس و گوشه گير كه از تماس هاي اجتماعي گريزانند و پيوسته به دامان والدين پناه مي برند. پژوهش ها تا حدودي مشخص نموده است كه كودكان شيوه سازگاري با ديگران و ايجاد رابطه صميمانه با گروه هاي اجتماعي را در محيط خانواده و به خصوص در روابطي كه بين خود و خواهران و برادران دارند فرا مي گيرند و كودك كه يگانه فررند خانواده است به دليل محدوديت از اين امكان ، در فراگيري سازگاري اجتماعي با سختي روبه رو است. كودكاني كه تك فرزند هستند چنانچه قبل از ورود به مدرسه هم از موقعيت ها ي مناسب براي يادگيري سازگاري اجتماعي محروم باشد به هنگام ورود به مدرسه با ساير همسالان تفاوت هاي بارزي دارند و دچار مشكلاتي مي شوند اما اكثر تك فرزندها در طي گذر از سالهاي اوليه دبستان سازگاري اجتماعي مطلوب را در ارتباط با همسالان خود فرا مي گيرند.

 

تعداد اعضاي خانواده:

هر خانواده اي را كه در نظر بگيريم مجموعه اي از افراد است كه مي توانند در سنين متفاوتي از يكديگر باشند، عده اي از آنان مذكر و عده اي مونث هستند و مهم است كه برتري اعضاي خانواده با جنس مذكر است يا مونث و يا دو جنس برابر هستند. هر يك از اين عوامل اثر قابل توجهي بر رفتار تك تك اعضاي خانواده مي گذارد، علاوه بر اين تعداد اعضاي خانواده هم مهم مي باشد، در خانواده هاي پر فرزند تقريبا از تمامي جهات با خانواده كم فرزند متفاوت است و اين تفاوت تاثير خود را بر تكامل شخصيتي هر يك از فرزندان به جا مي گذارد. در خانواده هايي كه بيشتر از ۶ فرزند دارند، والدين عموما كوشش چنداني براي تنظيم زندگي فرزندان به خرج نمي دهند و در اين راه نمي توانند موفق باشند. در چنين خانواده هايي اغلب خواهر و برادرهاي بزرگ جانشين پدر و مادر و نقش آنها مي شوند، علاوه بر اين فرزندان چنين خانواده هايي با واقع بيني و سازگاري با واقعيت هاي زندگي آشنا مي شوند ، آنها به آساني با تغيير نقش ، مقام و موقعيت و مسئوليت خو مي گيرند.

اما در خانواده هاي كم فرزند اثري متفاوت بر تكامل شخصيتي كودك دارند يك خانواده كم فرزند موجب برتري هاي اقتصادي – اجتماعي مي شود. در چنين موقعيتي توجه والدين به كودكان بيشتر شده ممكن است موجب زياده روي كودكان در ارزشيابي و تخمين اهميت خود شود. از جمله نكات مثبت در خانواده هاي كم فرزند آن است كه بيشتر و بهتر مي توانند به فكر آموزش و پرورش فرزندان خود باشند و هر فردي داراي فعاليت و نفش معيني مي باشد.

 

روابط فرزندان خانواده:

روابطي كه بين فرزندان خانواده حاكم است از جمله عوامل مهم و تاثير گذار بر شخصيت كودك است،  از جمله عواملي كه اين روابط را تحت تاثير قرار مي دهد مي توان به تفاوت سني ، جنسيت و روابط ميان فرزندان اشاره كرد، براي مثال واكنش پسران در برار برادرانشان عموما با واكنش آنها در برابر خواهرانشان بسيار متفاوت است. رفتار برادر بزرگتر در برابر برادر يا خواهر كوچكتر خود حالتي حمايت گرايانه و حاكي از سرپرستي دارد . اما اگر تفاوت سني با خواهر و برادر زياد نباشد اين رفتار حمايتگرايانه مشاهده نمي شود. علاقه و محبت فراوان والدين يه يكي از فرزندان، در روابط فرزندان ديگر با وي تاثير بسزايي دارد حتي توهم چنين حالتي( يعني واقعا والدين فرزندي را مورد توجه قرار ندهد اما فرزندان چنين چيزي را باور داشته باشند) روابط فرزندان با او را تحت تاثير شديد قرار ميدهد. رقابت و حسادت در ميان كودكان خردسال متداول است اما اگر مادر يا پدري در دوران كودكي نتوانسته باشد مشكل حسادت و رقابت ميان خود با برادران و خواهران را حل كند در بزرگسالي ممكن است خودش به وجود آورنده زمينه مناسب براي دامن زدن به رقابت زيان آور بين فرزندانش باشد. تاكيد بر رقابت بين فرزندان چندان درست نيست زيرا بين آنها روابط عاطفي برقرار است. پژوهش ها نشان داده است كه خواهران بزرگتر به هيچ وجه حاضر نيستند راهنمايي هاي خواهر كوچكتر را بپذيرند و به شدت در مقابل آن مقاومت مي كنند. اما همين خواهر بزرگتر،  اگر خواهر يا برادر كوچكترش دچار نگراني يا ناراحتي شود، تمام تلاش خود را مي كند تا وي را از خطرات احتمالي و نگراني برطرف كند.

منبع:مقالات كانون مشاوران ايران


آماده سازي كودكان براي ورود به دبستان۷

آماده سازي كودكان براي ورود به دبستان۷

 

در مقاله  « آماده ساز كودكان براي ورود به دبستان ۱» عنوان شد كه هفت توانايي به عنوان توانايي هاي پايه هستند كه بر موفقيت و پيشرفت تحصيلي كودكان در دوره تحصيلي آنها به خصوص موفقيت در دبستان موثر مي باشد، هفتمين توانايي كه مي بايستي در سال هاي پيش از دبستان تا قبل از ۷ سالگي بر آن كار و تمرين شود تا كودك ورزيد شود  استدلال ديداري فضايي نام دارد.

هوش ديداري فضايي يعني اينكه فرد توانايي داشته باشد اطلاعات فضايي را دريافت و پردازش كند منظور از اطلاعات فضايي يعني هر آنچه كه فرد مي تواند ببيند افراد، مكانها ، اشياء ، نشانه ها و … هر آنچه بر فضاي دو بعدي و سه بعدي قابل بررسي است.

اين توانايي به بينايي وابسته است اما بيشتر از بينايي به اين مربوط است كه مغز اطلاعات رسيده را چطور سازماندهي مي كند، تعبير و تفسير و درك مي كند. مثل تشخيص اطلاعات نقشه ها، جداول و نمودارهاو… درست است فرد اطاعات نقشه را مي بيند اما اينكه مغز اين اطلاعات را چطور با دنياز واقعي مربوط و علائم نقشه اطلاعاتي را دريفات مي كند وابسته است.

كودكان خردسالي كه از نارسايي هاي ديداري – فضايي رنج مي برند اغلب در رنگ آميزي، نقاشي كردن، كپي كردن اشكال، تكميل پازل و بازي با مكعبها و يا ساير اسباب بازي هايي كه مربوط به ساخت و ساز است دچار مشكل مي باشد اين كودكان مهارتهاي سازماندهي ضعيفي دارند اتاقشان اغلب مواقع بهم ريخته و نامرتب است و در جهت يابي دچار مشكل مي باشند.

مشاوره كودكان براي ورود به دبستان

نبابراني مهم است شما والدين در فعاليتهايي كه در طي روز با فرزندتان برنامه ريزي مي كنيد به تمريناتي در اين راستا توجه داشته باشيد مانند اينكه نسبيت را در مكالمات روزانه خود وارد كنيد مثلا چه كسي در خانواده ما قد بلند تر است؟ در خانواده ما و خانواده عمو علي چه كسي بلند تر است؟ وقتي با فرزند خود وارد ميوه فروشي مي شويد از كودك بپرسيد در اين دسته موزها كدام موز از همه بلند تر است؟ در آن يكي چطور؟

منبع:مشاوركو