عاشقانه: هر آنچه كه عاشقان پيش از ازدواج بايد بدانند

مشاوره در زمينه قبل از ادواج و درمان مشكلات فردي نامزدان

شنبه ۰۲ اسفند ۰۴

دوستي با خاله

تگ1

سلام.پسري هستم 20 ساله كه يه مدتي هست عاشق خاله ي27تا28 سالم شدم و ميل جنسيه شدي بهش دارم و ميخوام هرجور شده باهاش دوست بشم.تورو خدا كمكم كنيد باهاش باشم يا هر كمكي.دوتا بچه داره يكي 6ساله و يكي هم 2 ماه ميشه به دنيا اومده

با سلام
دوست عزيز احتمالا انتظار نداريد كه فردي به شما پاسخ دهد و بگويد به چه شيوه اي با ايشون رابطه برقرا كنيد به هر حال تمايل جنسي به محارم حرام است و حني فكر ان گناه است ايشون دو فرزند دارند و فكر نمي كنيد اگر از شرايط و خواشته شما مطلع شوند چه اتفاقي خواهد افتاد و اينكه در خانواده چه شرايطي ايجاد مي شود ببينيد مي تواند اين تمايل جنسي دلايلي داشته باشد بهتره حتما زودتر مراجعه داشته باشيد و بدانيد اين تمايلات بعدا هم در زندگ زناشويي در اينده شما را دچار مشكل مي كند و اينكه درگيري ذهني رابطه با فردي را داشته باشيد در صورتي كه مي دانيد به او دسترسي پيدا نخواهيد كرد و اينكه اين ذهنيت كم كم شما را به مسائلي خواهد كشاند در هر صورت اميدوارم مشكلتون برطرف بشه چون اصلا شرايط نورمالي نيست .

در اين مورد ميتونيد با متخصصين كانون مشاوران ايران، مشاوره تلفني/تخصصي داشته باشيد
۰۲۱۸۸۴۱۹۸۳۲
موفق باشيد


با سلام حدود 3 ساله ازدواج كردم

ازدواجروراست بودن

با سلام حدود 3 ساله ازدواج كردم همسرم و خودم آدمهاي مذهبي بوديم و هستيم به دليل حجاب خانمم قبل از ازدواج اندامش را نديدم بعد از ازدواج فهميدم كه قبلا خيلي چاق بوده وحدود 20 تا 30 كيلو وزن كم كرده و اندامش خيلي پير و افتاده شده هميشه حس ميكنم خانواده همسرم سرم كلاه گذاشتن هيچوقت دلم باهاشون صاف نميشه همون شب اول مثل آدمهايي شدم كه انگار كل زندگيشون را باختن از زندگيم به جز در موارد جنسي راضيم و لي گاهي اوغات به زور بايد ارضا بشم خانمم23 سالشه ولي اندامش مثل پيرزن 50 ساله ميمونه خيلي وقته به خاطر خودم و آبروم تحمل ميكنم راجع به اين موضوع به هيچكس هيچي نگفتم ولي خيلي حالم بده همش بايد نقش بازي كنم لطفا راهنماييم كنيد گاهي اوغات به ازدواج مجدد با يكي ديگه فكر ميكنم

0 votes

با سلام
دوست گرامي ايشون با توجه به مذهبي بودن كه مي فرماييد كه نمي تونستند همه چيز رو توضيح بدن ضمن اينكه طبيعتا با حجاب چادر شما نيم تونستيد متوجه بشيد كه مساله چيه ؟؟دقت داشته باشيد كه ايشون كه نبايد به جرم چاق بودن و عوارض لاغري محكوم شوند به هر حال بهتره خب ورزش داشته باشند و تغذيه مناسب باعث ميشه شرايط بهتري پيدا كنند
البته اگر واقعا فكر مي كنيد در رابطه نسي اذيت مي شويد بهتره به ايشون بگيد به ظاهر و اندامشون توجه داشته باشند بنابراين اينكه اصلا تمايلي نباشند و حتي به فكر رابطه باشيد بهتره اول تكليفتون با ايشون رو مشخص كنيد چون طبيعتا براي ايشون سخت ميشه كه احساس كنه كه شما كاملا نسبت به رابطه بي ميل هستيد .و كم كم خب شرايط باعث بيشتر و ايجاد مشكلات بيشتر خواهد شد .پس بهتره در اين رابطه ابتدا دنبال حل مساله با هسمرتون باشيد و بعد هم اگر فايده اي نداشت و پيگيري كردند و اتفاقي نيفتاد و مشكل حل نشد تصميم ديگري بگيريد به هر حال ايشون به شما تمايل داشتند كه پاسخ مثبت دادند و درست نيست راحت بگذريد .

در اين مورد ميتونيد با متخصصين كانون مشاوران ايران، مشاوره تلفني/تخصصي داشته باشيد
02188422495
موفق باشيد


پيشنهاد آشنايي از طرف دختر به پسر

آشناييپيشنهاد

باسلام
من دختري 22 ساله و دانشجوي دندان پزشكي هستم.
مدتيه از يكي از دوستان سال بالاييم خوشم مياد و اصلا مدل دختر هايي كه با كلي پسر بودن و … نيستم!
حس كردم شايد ايشون هم به من علاقه داشته باشه.
چندين جا اين مطلب رو خوندم كه حرف رو توي دلمون نگه نداريم و من ميخوام با گفتن اينكه : ميخواستم باشما بيشتر آشنا بشم ، فكر خودم رو دسته بندي و آزاد كنم.
به نظرم خيلي منطقي تر و حتي با شخصيت تر از حالتيه كه بخواي هي پيام الكي به طرف بدي… زوركي باش حرف بزني…
خيلي شيك با مطرح كردن اين موضوع ، موضع خودم رو مشخص ميكنم.
شايد براي شما قابل لمس نباشه ولي من استخاره كردم و خوب اومد و خب يه حس بهتري نسبت به تصميمم گرفتم.
پسري كه ازش صحيت ميكنم سال بالايي منه. سر به زيره و با هم سلان عليك داريم. كاري باشه به اون مربوط باشه يا من براي هم مطرح ميكنيم و …
از طرفي تفكراتش و حتي شكل ظاهريش خيلي شبيه به منه…
حالا نظر شما رو در اين ارتباط ميخواستم

0 votes

با سلام
دوست عزيز اينجا چند تا مساله مطرح مي شود ا- بحث فرهنگي و پذيرش مطرح كردن شما و قابل قبول بودن براي اين فرد كه واقعا از اين رفتار حس خوشايندي داشته باشد يا خير 2- بحث اعتقادات مذهبي چون اگر فردي باشد كه عقايد مذهبي داشته باشد مطمئن باشيد شايد جلو امدن شما برايش جالب نباشد چون اصولا مردها از افراد مغرور بيشتر خوششون مياد و به سمت اونها كشيده مي شوند و اگر واقعا احساس كنند به درد ازدواج مي خورند و ملاك هاي اونها رو دارند تعللي نخواهند داشت .و شما هم كه با هم سلام عليك داريد و خوب موقعيت تحصيلي خوبي هم داريد يعني فكر مي كنيد ايشون اگر بخواهند با توجه به اينكه شما فردي نيستيد كه اهل ارتباط باشيد با پسر ها و ..پيش قدم نخواهند شد يعني شجاعت مطرح كردن را ندارند ولي قرار است همراه زندگي شم ا باشند ؟؟بهتره به اين مساله كمي معقولانه تر نگاه كنيد و خوب حالا كه علاقه وجود دارد چرا از طريق واسطه اي مطمئ اقدام نمي كنيد كه مطرح كنند و شاما رو به ايشون معرفي كنند اگر ايشون در پاسخ شما مطرح كنند شرايط ندارند و يا هر چيز ديگر واقعا در روحيه شما تاثير منفي نخواهد گذاشت .بهتره بيشتر فكر كنيد درسته راحت مطرح كنيد و موضع رو مشخص كنيد بهتره و از بلاتكليفي خارج مي شويد ولي اين در ذهن شماست براي شما يي كه نسبت به ايشون حس داريد شنيدن جمله منفي اصلا خوشايند نخواهد بود و تاثير منفي در زندكي اينده شما خواهد داشت و بدتر اينكه شما هم دانشگاهي هستيد و باز هم را مي بينيد پس بهتره نسنجيده اقدام نكنيد پاسخي كه واسطه بگيرند ضمن حفظ شان شما در هر صورت پذيرفتني تر است .اگر مثبت باشد كه هيچ اگر منفي باشد شما لااقل از برخورد با ايشون معذب نخواهيد شد مگر اينكه انقدر ظرفيت در خودتون مي بنيد ك ه اصلا ناراحت نشويد
در هر حال اميدوارم خوشبخت باشيد
در اين مورد ميتونيد با متخصصين كانون مشاوران ايران، مشاوره تلفني/تخصصي داشته باشيد
۰۲۱۸۸۴۱۹۸۳۲
موفق باشيد


رابطه من عشقم در خطره

maryam: سلام من 14 سالمه
maryam: مريم از كرمانشاه
maryam: حقيقتش به اشتباه يا به كم سني من توي سن 14 سالگي عاشق شخصي به اسم سعيد شدم
maryam: الان 15 سالمه
maryam: يك ساله كه با هم دوستيم اون ميگ دوستم داره منم دوستش دارم ولي اين پسر 16 سالشه
maryam: نميدونم چرا دوست داره من اذيت كنه با رفتاراش با سرد بودنش ميدونه من حساسم به دختر مياد ميگه فلا فميلمون مثلا اينجوري ابرو بردشاته چ خوشگل شده بود دختره
maryam: از لج حرص من در بياره
maryam: نميتونم ازش جدا بشم بدجوري عاشقشم بد جوري ميخواش كات كردم نتونستم تحمل بيارم
maryam: قبلا ميگفتم كات كنيم ميگفت نه نميتونم
maryam: الان من ب
maryam: م
maryam: كات كنيم ميگ باشه باي
maryam: ميدونم به خاطر غرورشه
maryam: راهنماييم كنيد محتاجم

با سلام
دوست گرامي شما در سني هستيد كه طبيعتا اين عشق فقط احساسات است نه براي شما نه براي ايشون .فكر مي كنيد در سن 15 سالگي ارتباط داشتن و عاشق شدن معني داره درسته قديم در اين سن حتي فرزند داشتند ولي نوع فرهنگ متفاوت بوده و اكثرا همسرانشون افرادي بودند كه چند سال بزرگتر بودند .اصلا بلوغ فكري افراد در اين سن كامل نيست وقتي در اين سن وابستگي عاطفي پيدا كنيد مطمئن باشيد براي زندگي اينده شما و رسيدن به اهدافتون مشكلاتي پيش مي ايد .بهتره با روانشناس مشاوره كنيد د رمورد رها كردن اين مساله كه بايد اين ارتباط قطع شود كه شكي نيست .ولي به اين خاطر كه اين مساله تاثير سويي بر شما و زندگي اينده شما نداشته باش بايد جتما از روانشناس كمك بگيريد و مهم است كه در اين رابطه بتونيد مساله رو حل كنيد اكنون شايد متوجه نباشيد كه خب اين رابطه تداومش مي تونه چه عواقبي داشته باشه و حتي ازدواج در اين سن ولي بعدا خود شما معيارها و شرايطتتون قطعا متفاوت خواهد شد .و اصلا با امروز تفاوت هاي زيادي خواهيد كرد .در هر حال اميدوار م در اينده خوشبخت باشيد

در اين مورد ميتونيد با متخصصين كانون مشاوران ايران، مشاوره تلفني/تخصصي داشته باشيد
۴۴۰۳۴۴۹۰
موفق باشيد


حمايت از كودكان و تقويت استقلال آنها

حمايت از كودكان در طول تغييرات دوره هاي آموزشي مي تواند به سلامتي و عزت نفس آنها كمك كند.

طبق مطالعات جديد محققان در دانشگاه فنلاند، وقتي پدر و مادر ها از استقلال فرزندانشان در گذارهاي آموزشي حمايت مي كنند، باعث ايجاد سلامت و عزت نفس بيشتري مي شوند و احتمال افسردگي را كاهش مي دهند.

اين يافته ها به همه ي گذار هاي آموزشي بالاترِ دانش آموزان مربوط مي شود: از دبستان تا دوره ي راهنمايي، از راهنمايي تا دبيرستان و از دبيرستان تا دانشگاه. تاثيرات مثبت آن با افزايش سن كودك افزايش مي يابد.

پدر و مادر ها مي توانند با دادن انتخاب هاي بيشتر مطابق اهداف آموزشي آنها، فراهم كردن انعطاف پذيري در محيط ساختار يافته و با مهيا كردن محيط آنها  براي موفقيت، استقلال كودك را برانگيزانند. همچون تشويق كردن كودكان براي خوانا، آراسته و مرتب نوشتن تكاليفشان.

مطالب مرتبط را در همين سايت بخوانيد:

راهنماي مادران در افزايش استقلال كودك

استقلال طلبي در نوجوانان

محققان تاكييد كردند كه حمايت از استقلال، كه پدر و مادر ها آن را فراهم مي كنند، در طول هر سه ي اين گذار ها از افسردگي جلوگيري مي كند و عزت نفس نوجوانان را در دو مرحله ي گذارِ آخر (دبيرستان) افزايش مي دهد.

يافته ي مهم اين است كه تاثيرات مثبتِ حمايت از استقلال، همچنان كه كودك بزرگتر مي شود افزايش خواهند يافت.دكتر كاتارينا سالملا آرو گفت: «در گذشته تصور مي شد كه پدر و مادر ها فقط در دوران كودكي نقش مهمي دارند، اما اين تحقيق اهميت آنها را در طول نوجواني و حتي بزرگسالي بيان مي كند.»

براي مدت زيادي، اهميت خود تنظيمي فقط در ارتباط با سلامت و موفقيت در زندگي مورد تاكييد قرار مي گرفت. با اين وجود، يافته هاي جديد حاكي از اين است كه پدر و مادر ها و كودكان همچنان تاثير قوي، متقابل و منظمي بر سلامت يكديگر دارند.

براي مثال فرزند پروري بر سلامت فرزندان تاثير مي گذارد، و سلامت فرزندان همچنين بر پدر و مادر تاثير مي گذارد. در حقيقت نسبت به نگرش قبل، فرزندان نقش موثرتري در تاثير حمايت والدين براي استقلالشان ايفا مي كنند: زماني كه فرزندان كمتر خوب عمل مي كنند، پدر و مادر ها مايلند مداخله بيجا كنند و كنترل را بدست گيرند، درواقع از استقلال فرزندانشان كمتر حمايت مي كنند.

سالملا آرو گفت: «با اين وجود، از ديدگاه سلامت جوانان، براي پدر و مادر ها مهم خواهد بود كه در اين مواقع بيشتر از آنها حمايت كنند، چرا كه ثابت شده حمايت از استقلال فرد افسردگي را كاهش مي دهد.»

اين تحقيق شامل ۲۰۰۰ فارغ التحصيل جوان مي شود كه محققان مسير تحصيلي و سلامتشان را در طول همه ي گذار هاي تحصيلي پيگيري كرده اند.

اين پژوهش با كمك  پروژه ي LEAD و تحت نظارت برنامه هاي زير انجام شده است:

Future of Learning, Knowledge and SkillsAcademy

مطالعه ي ميان رشته اي Mind the Gap تحت نظارت برنامه ي Human Mind Academy

منبع: آكادمي فنلاند


چرا كودكان نوپا هميشه مي گويند نه

هومن سه ساله دوست ندارد لباس زير يا پيراهن آستين كوتاه بپوشد. مادرش مريم، مي خواهد بداند چرا، اما هومن نمي تواند مخالفتش را توضيح دهد. «تنها كاري كه او انجام مي دهد اين است كه لباسش را چنگ مي زند و فرياد مي زند نه، نه، نه،» مادرش مي گويد «نمي دانم چطور اين را مهار كنم.»

اگر فكر مي كنيد شما و كودك نوپاي سرسختتان هميشه اين چنين بحث مي كنيد، درست فكر مي كنيد: مطالعه ي اخير در مورد رشد كودك نشان مي دهد كه ۲ و۳ ساله ها  ۲۰ تا ۲۵ بار در ساعت با پدر و مادرشان بحث مي كنند! ممكن است فقط با نگاه كردن به اين ارقام درمانده شويد، اما جاي نگراني نيست.

براي مطالعه بيشتر:

لجبازي در كودكان

دو تا سه سالگي: رشد كودكان نوپا

جان سرجنت روانشناس كودك و استاد روانشناسي و علوم رفتاري در دانشكده پزشكي بايلور، در شهر هيوستن مي گويد:«كودكان در اين سن متوجه مي شوند كه مي توانند خودشان را بروز دهند وجر و بحث كردن با شما راهي است كه مي توانند اعتماد به نفس بدست آورند.» به خاطر داشته باشيد: كه دنيا هنوز براي كودك نوپايتان جايي بزرگ و اسرار آميز است و او اندكي احساس بي قدرتي در آن مي كند. نه گفتن روشي طبيعي  و سالم براي اوست كه احساس كند اندكي اختيار دارد.

با اين وجود، كشمكش دائم جالب نيست و حل كردن آن معمولا دشوار است. نشان دادن سابقه ي بد، وقتي بيش از حد سخت گير مي شويد يا كودكتان را مجبور مي كنيد كاري كه شما مي خواهيد را انجام دهد، مي تواند باعث شود كه احساس درماندگي، ترس، خشم و حتي ستيزه جويي بيشتر كند. از اين شيوه ها براي تغيير كودك نوپاي حرف گوش نكن خود به كودكي كه «بله» مي گويد، استفاده كنيد.

روي مثبت ها تمركز كنيد

كودك نوپايتان همانند اغلب ما دوست ندارد هميشه «نه» بشنود، اما در مورد اينكه چند بار در روز اين را به او مي گوييد فكر كنيد (نه، دم سگ را نكش! نه، روي صندلي نايست!) اين براي اينكه كسي را بدخلق كنيم كافي است. آنجي تي. كرانور، دانشياررشد انسان و مطالعات خانواده در دانشگاه نورت كارولينا در شهر گرين برو مي گويد: «بجاي اينكه به كودكتان بگوييد نمي خواهيد چه كاري انجام دهد به او بگوييد مي خواهيد چه كاري انجام دهد». براي مثال، گفتن اين جمله كه «با لباس جديدت روي زمين غلط نزن» بيشتر احتمال دارد كه بحث و جدال شروع كند درمقايسه با گفتن اين جمله: «لطفا با لباس قشنگت روي مبل بنشين كه تميز بماند». لحن نيز مهم است. مطمئنا اگر كودكتان به سمت خيابان بدود داد خواهيد زد، اما اگر از صدايي آرام و محكم استفاده كنيد، بيشتر احتمال دارد كه او آنچه خواسته ايد را انجام دهد.

براي خواسته هايتان دليل بياوريد

كودكان نوپا زماني كه به آنها مي گوييد چرا نمي توانند كار خودشان را انجام دهند كمتراحتمال دارد سرپيچي كنند. پسر سه ساله ي شبنم، مهرداد، عاشق بالا رفتن از آويزگاه جنگلي در حياط پشتي شان است، اما او معمولا آن بالا وسط راه مي ايستد و تكان نمي خورد. و شبنم كه ۷ ماهه باردار است، هيچ راهي ندارد جز اينكه با او صحبت كند تا پايين بيايد. او مي گويد: «زماني كه توضيح مي دهم نمي توانم بالا بيايم يا او را بگيرم، زيرا يك ني ني كوچولو در شكمم دارم، او معمولا دست از متقاعد كردن من بر مي دارد». دبورا ليبل، دانشيارروانشناسي در دانشگاه ليهاي، پنسيلوانيا مي گويد: اكثر كودكان نوپا مي توانند توضيحات ساده مانند اين را بفهمند.  نياز نيست كه وارد همه ي جزئيات شويد؛ اگر به جزئيات بپردازيد، كودكتان به شما بي توجهي مي كند يا دستپاچه مي شود.

هميشه تصميم گيرنده نباشيد

دكتر كرانور مي‌گويد: «حق انتخاب دادن به كودك نوپايتان كمك مي كند تا نيازش مبني بر احساس كنترل را بر طرف كند».

اگر وقت شام، كودك از كنار گذاشتن بلوك هاي خانه سازي اش خودداري كرد، با پرسيدن اينكه با غذايش شير مي خواهد يا آب سيب حواسش را پرت كنيد. اگر لباس پوشيدن ماجرايي هميشگي است، بگذاريد خودش لباسش را انتخاب كند، حتي اگر مثل برنامه تلوزيوني پروژه ي مد همه ي لباس ها را رد كند.

دكتر كرانور: «وقتي به كودكتان اجازه مي دهيد تصميم هاي كوچكي بگيرد، احساس غرور خواهد كرد و بيشتر احتمال دارد به خواسته هايتان در آينده بله بگويد.»

تقليد را تشويق كنيد

دكتر ليبل مي گويد، ممكن است شما بدانيد كه كودكان نوپا عاشق تقليد ازشما هستند و اداي بزرگسالان را در مي آورند، بدين ترتيب از اين مزيت براي دفعه ي بعد كه با شما همكاري نكرد استفاده كنيد. اگر جوراب هايش را نپوشيد، براي مثال به او بگوييد: «پاهايم يخ كرد، مي خواهم جوراب گرمتري بپوشم. پا ي تو هم ممكن است يخ كرده باشد، مي خواهي باهم جوراب هايمان را بپوشيم؟»

او را بخندانيد

لحظات خاصي وجود دارد كه كودكان نوپايتان مدام مي گويد نه. اگر مهماني چاي عروسك هايش را بخاط اينكه وقت حمام كردن است بهم بزنيد، احتمالش هست كه او از نزديك شدن به حمام خود داري كند. اما اگر بتوانيد درخواستتان را به بازي تغيير دهيد، هر دو شما به جاي بحث كردن از خنديدن لذت خواهيد برد. پيشنهاد دهيد تا حمام لي لي كند، بشماريد با چند گام بزرگ يا (يا كوچك) مي تواند به حمام برسد يا ترانه هاي حمامِ خودش را بسازد.

به رفتار خوب جايزه دهيد

احتمالا شما بخاطر اينكه به كودكتان بيسكوييت مي دهيد تا سوپر ماركت را روي سرش خراب نكند مقصر هستيد. دكتر كرانور مي گويد: اما با وجود اينكه اين روش جواب مي دهد، روش بلند مدت خوبي نيست. «وقتي بخاطر بد رفتاري به كودكتان جايزه مي دهيد، احتمالا دفعه ي بعد بدتر رفتار خواهد كرد». جايزه ي بهتر: وقتي رفتار مي كند او را ستايش و بغل و بوسه باران كنيد. او مي گويد: «اندك توجه مثبتي كفايت مي كند»

دكتر سارگينت: اين به اين معنا نيست كه جايزه دادن هميشه ممنوع است. اما پول و غذا بايد محدود باشد. درعوض وقتي كه كودك نوپي شما خوب رفتار مي‌كند برچسب، مداد شمعي، پنج دقيقه زمان بازي بيشتر يا يك كتاب بيشتر موقع خواب به او بدهيد. فقط مطمئن شويد كه بخاطر رفتار خوبش سريع به او جايزه مي دهيد، درك زمان هنوز براي كودكان نوپا بيش از حد انتزاعي است، وعده ي آينده زياد معني نمي دهد.

براي موقعيت هايي كه «نه» مي شنويد، خود را آماده كنيد

موقعيت هايي وجود دارد كه به راحتي مي توانيد حدس بزنيد كه فستيوال «نه» در راه است. زماني كه با اين موقعيت هاي بغرنج مواجه مي شويد آماده باشيد تا با نافرماني كودك نوپايتان روبرو شويد.

زمان استراحت نيمروز يا خواب

اين يكي از بزرگ ترين “نه ها” است، زيراكودكان زماني كه خسته هستند بيشتر احتمال دارد كه با شما نزاع كنند.

زمان غذا

كودكانتان اغلب اوقات مي خواهند زماني كه وقت غذاخوردن است به فعاليتي شاد روي آورند.

ديدن هم بازي هاي جديد يا آغاز مهد كودك

هر نوع فعاليت ناشناخته اي مي تواند بعضي از كودكان را از خود بيخود كند.

در فروشگاه يا زمين بازي شلوغ

وقتي آنها غرق در افراد جاهاي ديدني و صدا ها مي شوند، به ندرت سازگار هستند.

رفتن به مطب دكتر

كودكتان تزريق يا داروي چسبناك قبل را از ملاقات قبلي فراموش نكرده است!

 

منبع: كودك و نوجوان


تعارض در كودك و نوجوان و حل آن

در تجربه ي تعارض، نكته ي مهم آن مي باشد كه؛ تعارض بايد در هر صورت به گونه اي رفع و حل شود. بهترين انتخاب از بين انتخاب هاي نامناسب گزينش مي شود، و شخص مسئوليت انتخاب  و همچنين زيستن با آن را مي پذيرد. اگر شخص در حل تعارض، دچار شكست بشود، به طور معمول به تنش هاي عاطفي شديد و عدم بروز رفتار سازگارانه مبتلا مي شود.

تجربه ي تعارض در زندگي هركسي، امري عادي و معمولي به نظر مي رسد. به همين دليل؛ داشتن توانايي در حل تعارض، از اهميتي ويژه برخوردار مي باشد.

مقالات مرتبط:

رفتارهاي نابهنجار در نوجوانان

مديريت رفتارهاي پرخطر نوجوانان

بديهي است شخص، خصوصا كودك و يا نوجوان، به طور معمول در مورد ماهيت تعارض و حتي وجود آن در خودش، كاملا آگاه و روشن نيست، ولي انواع مختلفي از رفتار ها بيانگر وجود تعارض در شخص مي باشند و مطالعه درباره ي كود ك و نوجوان و همچنين موقعيت او، احتمالا سبب آشكار شدن ماهيت يك تعارض خاص در او مي شود.

علائم رفتاري در تعارض:

۱) نسبت به انجام دادن تصميميات شخصي، بي ميلي نشان مي دهد.

۲) به ديگران براي راهنمايي و تصميم گيري اتكاء مي كند.

۳) در موقعيت هاي مدرسه اي، واكنش هاي تعارضي كه در رفتار كلامي و عاطفي شخص نمايان مي شود.

۴) همانند موج، هرلحظه به سويي رفتن، از جمله علائم وجود تعارض در شخص مي باشند. در روشن و آشكار ساختن ماهيت تعارض در نوجوانان، مشاوره مي تواند كمك به سزايي داشته باشد.

درمان تعارض:

مشاوران و مربي ها مي توانند از راه روشن و آشكار ساختن نتيجه هاي انتخاب ها و راه چاره هاي متفاوت، به نوجوانان را تصميم گيري كمك كنند. و همچنين در مواردي احتمالا ضروري باشد كه شخص را متوجه سازند كه هر انتخابي كه مي كند، به صورتي نتايجي نامناسب در پي خواهد داشت، و كسي كه بايد زندگي كردن با نتايج تصميمات خود و نيز مسئوليت آن ها را يادبگيرد و قبول كند، كسي جز خودِ او نمي باشد. مانند آن كودكي مي باشد كه كمترين ميل و رغبتي به مطالعه ندارد، و درعين حال هم مي خواهد نمره ي خوبي در امتحان بگيرد، اما مطالعه را بسيار سخت و نامناسب مي داند. چنين كودكي احتمالا، از انواع مختلفي از مكانيسم هاي دفاعي درجهت كاهش دادن فشارهاي روحي و تنش هاي عاطفي خود استفاده مي كند.

معلم بايد كودك را نسبت به عواقب درس نخواندن هوشيار كند و نيز او را به درس خواندن تشويق كند، هر زمان اين روش مؤثر واقع نشد، بايد اين اجازه را به كودك داد كه با نتايج تصميمي كه براي درس نخواند گرفته است، مواجهه شود. معلماني كه به اجبار كودكان را وادار به درس خواندن مي كنند ، در واقع او را از فرصت تصميم گيري براي خود و زيستن با آن منع كرده اند. همچنين سبب افزايش تنش هاي عاطفي در كودك مي شود، و سبب ايجاد تهديد و ترس در كودك مي شود. علاوه بر اين؛ مربيان و مشاوران مي توانند از طريق بررسي و شناخت انگيزه هاي كودكان و نوجوانان و همچنين گاهي از طريق طرح تعارض هاي اخلاقي در آنان، در مورد وجود تعارض در اين افراد، سبب از بين بردن تعارض در آنان بشوند. در هر صورت نبايد اين مسئله را فراموش كرد كه؛ برطرف كردن تعارض هاي شديد و جدي به كمك و مشاوره ي متخصصان رواني نياز دارد.

منبع: كودك و نوجوان


تاثير محيط هاي نامساعد خانوادگي بر كودكان

بررسي مشكلات خانواده و سلامت روان فرزندان

براي اين كه در كودك اين توانايي وجود داشته باشد كه به سبكي سالم و بهنجار رشد و تكامل يابد، بايد نياز هاي فيزيكي، شخصيتي و اجتماعي او در حد معقول ارضا شوند. اگر مشكلاتي همچون؛ مشكلات رفتاري، بزهكاري و ناشادي كودك و نوجوان در آنان وجود دارند اساسا مربوط به ناكامي در رفع اين نياز ها مي باشد. در كودكان و نوجوانان عواملي مانند: شرايط نامساعد خانوادگي سبب بروز ناكامي و در نهايت ناسازگاري در آنان مي شود. از جمله ي اين شرايط ، خانواده هايي از هم پاشيده، سخت گيري و محدوديت شديد، طرد شدگي، فقر و كمبود هاي شخصي، نبودن معيار هاي صحيح اعتقادي و اخلاقي در خانواده و غيره را مي توان نام برد.

بيشتر بخوانيد:

خانواده و سلامت روان فرزندان

الگوهاي خانواده و پرخاشگري كودكان

خانواده هاي از هم پاشيده

امكان دارد خانواده ها به دلايل مختلف از هم بپاشند. مرگ يكي از والدين يا هر دوي آنها، غيبت يكي از والدين به علت طلاق و جدايي، و نيز تعهدات نظامي و شغلي كه يكي از والدين در مأموريت طولاني مدت باشند ، بيماري طولاني و يا …، همگي از عواملي هستند كه مي توانند خانواده هايي از هم گسسته به وجود بياورند. كودكي كه يكي از والدينش را از دست بدهد، به خصوص در سال هاي اوليه ي دبستان، در بخشي از موارد دچار بحران هاي عاطفي و احتمالا ناامني خواهد شد.

تحقيقاتي در مورد كودكان متعلق به خانواده هاي از هم پاشيده وجود دارند كه نشان مي دهند كه اين گونه كودكان از عقب ماندگي تحصيلي و يا برعكس برخوردار از پيشرفت خوب تحصيلي هستند. در مقايسه با كودكاني كه متعلق به خانواده هايي گرم و صميمي هستند ، اين كودكان احتمالا داراي مشكلاتي جسمي، عاطفي، اجتماعي و رفتاري بيشتري مي باشند و كلا به نسبت ناسازگار تر مي باشند. كودكاني كه والدين شان به علت طلاق يا هر علت ديگري جدا ازهم زندگي مي كنند، نسبت به كودكاني كه والدين آن ها فوت شده اند مشكلات بيشتري خواهند داشت. از جمله ي اين مسائل شامل: حساسيت زياد و زود عصباني شدن، كم توجه كردن به تاييد و توجه اجتماعي، خود داري، افسردگي، و بيش از همه احتمالا دروغ گويي، دزدي و اشكال مختلفي از نافرماني را مي توان ذكر كرد. به نظر مي رسد كه تعارض و هيجانات عاطفي كه منجر به طلاق مي شود، در ايجاد چنين واكنش هايي بيش از صرف طلاق مؤثر است. والديني كه اختلافات خود را مي توانند با مسالمت حل كنند متاسفانه اغلب فرزندان خود را وجه المصالحه قرار مي دهند ، بدون آن كه از اين حقيقت تلخ آگاهي داشته باشند كه بر اثر سهل انگاري و يا خود خواهي آنان، چه عواقب بدي در انتظار فرزندانشان خواهد بود.

طرد شدن زياد در خانواده

بسياري از كودكان به خانواده هايي تعلق دارند كه از عشق و محبت و علاقه و احترام كافي والدينشان برخوردار نبوده اند، به همين دليل نياز كودك به محبت و امنيت مورد تهديد واقع شده، و در او احساس تنهايي و بي پناهي باقب مانده است. رفتار والدين مي تواند در شكل هاي مختلف در كودك تجلي گردد؛ از جمله بي اعتنايي و بي توجهي به كودك ، جدايي از او ، تنبيه و تهديد كودك، نق زدن به او، تحقير او در حضور ديگران و مقايسه ي ناعادلانه ي او با كودكان ديگر خانواده ها.

كودكاني كه از سمت خانواده هاي خود طرد شده اند؛ اين افراد در مدرسه، خانه و همچنين موقعيت هاي ديگر، علائمي نا سالم از خود بروز مي دهند. يكي از اين موارد آن است كه؛ به دليل جلب توجه ديگران به سمت خود، رفتاري خاص از خود بروز مي دهند كه اين نوع رفتار در كودكاني بي نهايت شيطان و بيش فعال و ناآرام و بي قرار ديده مي شود. مطالعات نشان مي دهند كه والدين اين كودكان با آنان با خشونت برخورد مي كنند و يا آنان از سمت خانواده طرد شده اند، دچار بي ثباتي عاطفي هستند و اگر مرتكب به اشتباه يا گناهي شوند، خود را مقصر نخواهند دانست. كودكاني كه با پاسخ هاي عاطفي والدين خود كمتر مواجهه بوده اند، در ايجاد رابطه ي نزديك با ديگران ، بيشترين مشكل را خواهند داشت، و نيز تا هنگامي كه مطمئن نشوند كه با محبت به آنان پاسخ داده خواهد شد، محبت كردن را بسيار سخت مي يابند.

پذيرفتن كودك توسط هر بزرگسالي كه مورد احترام كودك و هم سن و سالان او باشد، مانند معلم، حداقل تا حدودي مي تواند تجربه ي طرد شدگي در خانواده را جبران نمايد.

محدوديت زياد از سوي خانواده

والديني كه خودشان احساس ناامني و اضطراب دارند، اكثرا نسبت به فرزند خود بسيار سخت گير خواهند بود. اين گونه خانواده ها ، تمام نياز هاي مادي كودكشان را مهيا مي كنند ولي از اينكه او با هم سالان خود بازي كند و يا بدون والدين از خانه خارج شود بسيار محدوديت ايجاد مي كنند و حساسيت بسياري دارند. اين گونه كودكان خصوصيات رفتاري خاصي دارند و از جله آن ها شامل؛ پرخاشگري، خود خواهي، عدم مسئولين و به طور كل ، گرايش به رفتار همچون عادات عصبيريال مانند مكيدن انگشت، زود عصبي شدن و از كوره در رفتن وشب ادراري، اغلب در ميان اين گونه كودكان مشاهده مي شود. مشكل عمده اي كه اين گونه كودكان دارند، ناسسازگاري اجتماعي مي باشد. به اين صورت كه در برقرار كردن رابطه با كودكان ديگر، گاهي خود خواه تر، پر توقع تر، و نسبتا متظاهر تر مي باشند و در رابطه با بزرگترها، گاهي خشن و بي ادب و نافرمان هستند.

به طور كلي اين گونه كودكان نياز فراوان به اجتماعي شدن دارند، با اين حال به همدردي و درمان واقع بينانه و قاطع نيازمندند. پس از گذشت مدتي به نسبت طولاني، اين نوع كودكان از طريق معاشرت و محالست با افرادي خارج از خانواده مي توانند رفتار اجتماع پسند را ياد بگيرند. بدون شك با ورود اين كودكان به مدرسه، مي تواند با مسئوليت دادن و غلبه بر رفتار كودكانه و خود خواهانه ي اين نوع كودكان، كمك بسياري به آن ها بكند.

عيب ها و نقص هاي شخصي

 اگرچه وظيفه اي را به كودكي محول كنيم و او از لحظ جسمي و يا ذهني توانايي انجام آن را نداشته باشد، به طور حتم احساس ناكامي مي كند. كودك معلول در مقايسه با كودك بهنجارو نرمال، براي سازگار شدن، با مشكلات بيشتري مواجهه است.

تحقيقات و مطالعات تجربي اين موضوع را اين گونه نشان مي دهند كه ناسازگاري بين افراد معلول جسمي و يا داراي نقص عضو ، به احتمال زياد به مراتب بيشتر از افراد بهنجار و سالم از لحاظ جسمي مي باشد. اين گونه سازگاري هاي رفتاري شامل: كم روئي، گوشه گيري، ترس، احساس حقارت، ناپختگي عاطفي، جنسي و رواني، تنهايي و نداشتن دوست، واكنش هاي پارانوئيد، حساسيت زياد، كمبود محبت، رفتار براي جلب توجه، هدف هايي دور از دسترس، پرخاشگري شديد، عصبانيت، تنش و… مي باشد.

بايد به اين امر توجه كامل داشت كه تنها شرايط، علت ناسازگاري نيست، بلكه برداشت و نگرش كودك نسبت به وضع خود است كه سبب تعيين واكنش هاي او مي شود. بايد والدين و مربيان نكونه هايي از افرادي را به كودك نشان بدهند كه با عيب ها و نواقص و نارسائي هاي زيادي كه در زندگي آنان وجود دارد، موفقيت هايي را كسب كرده اند.و به اين شكل به كودك كمك مي كنند تا بتواند محدوديت هاي شخصي خود را فراموش كند، و حداكثر استفاده را از خصوصيات مثبت خود مي كند.

فقر  در خانواده

همه ي كودكاني كه متعلق به خانواده هايي غيرمرفه  هستند، كودكاني دشوار نمي باشند، ولي موقعيت و شرايط غيرمرفه، فقر اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي، بدون شك براي سازگاري مطلوب فرد، زمينه هايي نامساعد و شرايطي نامطلوب هستند.

به طور خلاصه موقعيت كودك در خانواده، روابط بين آنان با والدين، تعداد و جنسيت فرزندان و ترتيب تولد آنان، وجود ارزش ها و معيار هاي صحيح اخلاقي و اعتقادي در خانواده، حضور ديگر افراد فاميل در خانه، روابط با همسالان و بچه هاي محله و ديگر عوامل مربوطه، همانند عوامل فرهنگي و اقتصادي، همگي با تعامل و در هم ورزي خود ، سبب شكل گيري شخصيت كودك مي شوند. خوشبختانه بعضي مواقع تغيير در بخشي از عوامل امكان پذير مي باشد. مواردي وجود دارند كه سبب مي شود به والدين در درك و شناخت فرزندان و همچنين به يادگيري اصول تربيت كودك كمك مي كنند ، اين موارد شامل؛ برنامه هاي تربيتي از طريق رسانه هاي همگاني و آموزش هاي غير رسمي، كتاب هايي ساده حاوي دستورالعمل هاي تربيتي و اخلاقي و اعتقادي مي باشند. علاوه بر اينها، جلسات مشاوره ي فردي مشاور يا معلم با والدين، در مشخص ساختن مشكلات و كمبود ها و نارسايي هايي كه در خانه و يا مدرسه وجود دارند و همچنين اقداماتي سازنده در جهت جبران آن ها، مي توانند بسيار ارزشمند و موثر و مفيد واقع شوند.

منبع:مشاوركو


با مخالفت خانواده براي ازدواج بايد چه كرد؟

ازدواج

با سلام
من دختري 31 ساله هستم كه با پسري 29 ساله به قصد ازدواج 10 ساله در رابطه هستيم و از 6 سال پيش تصميم گرفتيم به رابطه شكل رسمي بديم ولي هنوز به نتيجه نرسيديم.
خانواده پسر با اين ازدواج مخالف هستند و به هيچ وجه اجازه ي ازدواج به ما نمي دهند. از آنجا كه پسرشان سر به راه است و متاسفانه شخصيت مستقلي ندارد از اينكه من به واسطه ي بزرگ تر بودن و مستقل بودنم براي پسرشان حاكميت داشته باشم واهمه دارند. اين در حالي است كه پدر خانواده فوت شده و مسئوليت زندگي شان بر عهده ي پسر 31 ساله ي خانواده است كه شخصيتي كاملا مستبد و زور گو دارد كه البته مادر خانواده هم كاملا مستبد هستند و هر دو مثل يك ديوار محكم جلوي ما ايستاده اند.
از 6 ماه پيش ما فشار روي خانواده را بيشتر كرديم، صحبت ها پياپي شده، حتي پسر 1 ماه خانه را ترك كرد و منتظر عكس العمل مادرش موند ولي كاملا بي نتيجه بود. در آخرين اقدام از يك مشاور كمك گرفتيم كه در منزل ايشون با مادر و برادرشون صحبت كردند و با مقاومتشون روبرو شدند. به ايشون اعلام كرده بودن كه پسرشون مظلوم و آروم هستش و اون دختر كاملا روي پسر ما تسلط و حاكميت داره و ما اين اجازه را نمي ديم…
البته اين نكته را هم بگم كه من هيچ ارتباطي با خانواده ايشون ندارم و فقط 2 سال پيش مادرشون با من يك ملاقات حضوري كوتاه جهت آشنايي داشتن و بس…
اين بلا تكليفي و سر در گمي رابطه ي ما را هم تحت شعاع قرار داده و ما مدام در بحث و جدال هستيم. من از لحاظ روحي به هم ريخته ام و از نظر مشاور نياز به روانپزشك دارم، از سمت خانواده خودم كه همه در جريان هستن تو فشار هستم و هيچ كاري از دستم بر نمي ياد
جدايي هم واسمون غير ممكن شده هم به لحاظ احساسي و هم به لحاظ منطقي چون خانواده وبعضي از فاميل از قصد ما براي ازدواج خبر دارن!
متاسفانه ما در مقابل اين خانواده ضعيف هستيم ضمن اينكه مادر خانواده گاهي به خاطر بحث راجع به اين موضوع راهي بيمارستان مي شوند و افراد خانواده، مقصر را خواسته ي غير معقول پسر مي دانند و ايشون را سرزنش مي كنند. اين در حالي است كه پدر خانواده به دليل ازدواج ناگهاني پسرشون از همسر قبلي به يك هفته نكشيده فوت كردن و حالا اقدام به ازدواج بدون اجازه ي مادر، پسر را دچار ترس و ترديد مي كنه و ما هيچ راهي نداريم…

از شما مشاور عزيزي كه مشكل من را بررسي مي كنيد خواهشمندم به ما “را حل” بديد، ما هر دو به عواقب اين ازدواج آگاه هستيم و پذيرفتيم و الان فقط نيازمند اين هستيم كه با كمترين مشكل بتونيم ازدواج كنيم و بعد از 10 سال مشكل، آرامش را تجربه كنيم.
عاجزانه نيازمند كمك از سمت شما هستم،
با تشكر فراوان….

0 votes

با سلام
دوست گرامي توجه داشته باشيد قطعا ده سال رابطه به اميد ازدواج عمر كمي نيست و اصلا جدايي سخت است ول خوب اگر صرفا منطق خانواده بحث مظلوم بودن فرزندشون است و به همين خاطر اجازه ازدواج نمي دهند و شما از ابتدا با اين مساله مواجه بوديد ادامه دادن اشتباه بوده و حال كه حتي حرف مشاور به صورت حضوري هم كاري نكرده بايد دو نفري دنبال واسطه اي مطئن از نظر خانوادشون باشيد به هر حال مادر ايشون از فردي حرف شنوي خواهد داشت ضمن اينكه اگر واقعا هر دو فكر مي كنيد در كنار هم خوشبخت خواهيد بود خوب مي توانيد اقدام كنيد در غير اين صورت اقدام كردن درست نيست وقتي هنور با هم بحث داريد و شك داريد كه ايا مي توانيد كنار هم قرار بگيريد يا خير ؟دوست عزيز بهتره واقع بين باشيد اگر همه راه ها را امتحان كرديد و درنهايت حرف حرف خانواده ايشون بود ديگر ادامه دادن دليلي نخواهد داشت و صرفا گذر زنان و از دست دادن اينده براي هر دو شما و البته شما بيشتر خواهد بود خوب اگر اين جريان منتفي شود شرايط سخت است ولي بايد بپذيريد نمي شود در سردرگمي و بلاتكليفي زندگي كرد .موفق و خوشبخت باشيد
در اين موردميتونيد با متخصصين كانون مشاوران ايران، مشاوره تلفني/تخصصي داشته باشيد
۰۲۱۲۲۶۸۹۵۳۴
موفق باشيد


آيا استفاده از تنبيه اقتدار مي آورد؟

استفاده از تنبيه، راه طبيعي  والدين براي حفظ اقتدار خود

اين طبيعي است كه به عنوان پدر و مادر زماني كه كودكانتان بد رفتاري مي كنند يا قوانين را مي شكنند، احساس كنيد كه اقتدارتان از بين مي رود. اگر شما نيز مانند اغلب پدر و مادر ها باشيد، تا كنون هر كاري را امتحان كرده ايد: استفاده از ماشين را ممنوع مي كنند، بازي ويدئويي را در كمد قفل كنيد و جشن نوروز يا تولد را كنسل كنيد.

همچنين حتما ديده ايد كه اين چيز ها جواب نمي دهد.

خيلي وسوسه انگيز است زماني كه كودكتان قانوني را شكسته، او را تنبيه سختي كنيد. شما اين كار را مي كنيد كه اين پيام را برسانيد: «من پدر/مادرت هستم. تو بايد به حرفم گوش بدهي.» متاسفانه تنبيه ها نه راه موثري براي تغيير رفتار هستند، نه روش سازنده اي براي اعلام اقتدار پدر و مادرانه تان.

«موثر ترين راه براي تغيير رفتار يك كودك و اعلام اقتدار، از طريق پيامدي شفاف و محكم است كه با همان رفتار پيوند خورده باشد.»

براي مطالعه بيشتر:

ده روش براي تربيت كودكان بدون تنبيه

نكات تربيتي براي والدين نوجوانان

فرزند پروري مقتدرانه

پدر و مادر هايي كه روش مقتدرانه دارند، قوانين مشخصي وضع مي كنند و انتظار واقع بينانه اي براي پيروي از اين قوانين دارند. اين كه به طور تصادفي براي هر سرپيچي اي تنبيه هاي  سختي درنظر مي گيرند، به اين معنا نيست كه آنها مانند ديكتاتورها رفتارميكنند! برعكس، هدف پدر و مادر هاي مقتدر آموزش و تربيت فرزندشان به سمت رفتار بهتر است. آنها مي دانند تاثير گذار ترين راه براي تغيير رفتار فرزند و اعلام اقتدار، از طريق  پيامد هايي شفاف و محكم است كه با همان رفتار پيوند خورده است.

واقعيت اين است كه به دو ليل اصلي نمي توانيد فرزندتان را به منظور رفتار بهتر تنبيه كنيد: انگيزه اي براي بهتر شدن در فرزندتان وجود نخواهد داشت؛ و ياد نخواهند گرفت كه چگونه متفاوت رفتار كنند. (به اين دليل است كه حس مي شود چيزي تغيير نمي كند، فارغ از اينكه كه چه مجازاتي انجام مي دهيد). در مقابل، عواقب موثر نيازمند اين است كه فرزندتان آنچه لازم است را ياد بگيرد، آنها نياز دارند رفتارشان را بهتر كنند.

سه ويژگي پيامد هاي موثر

منحصر به تكليف: به اين معني كه فرزندتان نياز دارد كاري كه به مسئله ي اصلي مربوط مي شود را انجام دهد يا تمرين كند. اين رفتاري قابل لمس است، همچون ساعتي كه بايد در خانه باشند و يا حرف بد نزنند. در غير اين صورت، فرزندتان فقط تنبيه مي شود مانند كسي كه در زندان است- او اين مدت زمان را تا وقتي كه مورد بخشش قرار بگيرد منتظر مي ماند، به جاي اينكه در اين مدت مشغول نوعي رفتار شود كه شما مي خواهيد ببينيد.

منحصر به زمان: به اين معني است كه فرزندتان مدت زمان خاصي دارد تا درآن، اين وظايف را به پايان برساند. مدت زمان بايد به اندازه ي كافي طولاني باشد كه فرزندتان مجبور شود تلاش كند، اما نه آنقدر طولاني كه رغبتش را از دست بدهد يا خسته شود. براي مثال، حرف بد نزدن به مدت يك هفته آنقدر طولاني هست كه مجبور شوند روي آن كار كنند اما آنقدر طولاني نيست كه غير ممكن باشد. و اگر جايزه اش براي هفته اي موفق، استفاده ي دوباره از بازي هاي ويديئويي اش باشد، شما با قرار دادن «يك امتياز» كه او دوست دارد توجهش را جلب كرده ايد.

اين كه فقط امتيازاتش را براي مدت زماني مبهم يا طولاني حذف كنيد، موثر نيست. اگر چيزي را براي شش ماه منع كنيد، شبيه يك امر هميشگي در زندگي كودكتان مي شود؛ احساس خواهد كرد همه چيز بيهوده است. به علاوه، به عنوان پدر و مادر، اين بسيار سخت است كه به پيامدي خاص پايبند باشيد. اراده تان را ازدست مي دهيد، حواستان پرت مي شود يا به راحتي فراموش مي كنيد.

مرتبط با رفتار اصلي: به اين معني كه پيامد بايد مرتبط با رفتاري باشد كه مي خواهيد ببينيد كه فرزندتان تغيير دهد يا بهترش كند. براي مثال، اگر زماني كه بايد در خانه باشند را نقض كنند، بايد به مدت ۷ روز متوالي در زمان زود تري در خانه حاضر باشند قبل از اينكه شما مدت زمانش را افزايش دهيد.

خطر استفاده از رويدادي خاص به عنوان پيامد

لغو جشن تعطيلات مهم يا مهماني، تا به فرزندتان درس دهيد منجر به رفتار مناسب نمي شود. پيامد هاي موثر، كودك را ملزم مي كند براي به دست آوردن مزايا، بهبود و پيشرفت را در رفتارش نشان دهد. زماني كه رويداد خاصي بگذرد، هيچ راهي براي كودكتان وجود ندارد كه به آن برگر دد.

اگر پيامدي را به روز ويژه ي خاص يا جشني، همچون نوروز، جشن فارغ التحصيلي، يا جشن تولد گره مي زنيد، از شما مي خواهيم كه تجديد نظر كنيد. اين لحظات خاص در زندگي فرزندتان دوباره بدست نمي آيند. آنها هرگز تولد ۱۶ سالگي  يا جشن فارغ التحصيلي ديگري نخواهند داشت. به علاوه فرزندتان تنها كسي نيست كه اين رويداد ها را از دست مي دهد؛ اين ها رويداد هاي ويژه اي هستند كه خودتان هم مي خواهيد از آن لذت ببريد.

اما من قبلا او را تنبيه كرده ام،  چگونه مي توانم آن را بدون از دست دادن اقتدارم تغيير دهم

اكنون، اما اگر قبلا تصميم گرفته ايد كه نوروز را لغو كنيد يا اگر قبلا پسرتان را از استفاده از ماشين تا سال ديگر منع كرده ايد چه؟ چگونه مي توانيد بدون از دست دادن اقتدارتان تغيير موضع دهيد؟

در نظر داشته باشيد، اقتدارتان به عنوان پدر و مادر در چسبيدن به تفكري غلط ريشه ندارد. اقتدارتان به عنوان پدر و مادر سرمايه گذاري اي بلند مدت است، شما با آرام، شفاف و استوار ماندن اقتدار خود را مي سازيد و حفظ مي كنيد. اگر مي خواهيد منصرف شويد و پيامدي را تغيير دهيد، اين روش ها را امتحان كنيد:

مي دانم به تو گفته بودم كه بخاطررفتارت تا ۶ ماه نمي تواني از ماشين استفاده كني. اين كاري است كه مي خواهم بجاي آن انجام دهم. مي خواهم اجازه دهم كه از ماشين استفاده كني، اگر تا ۷ روز پياپي در زمان مقرر خانه باشي، آخر هفته ها ۳ ساعت ماشين را به تو خواهم داد. زماني كه نشان دهي به اندازه ي كافي قابل اعتماد هستي كه سر همان ۳ ساعت ماشين را برگرداني، بعد از آن مي توانيم در مورد تمديد زمانش صحبت كنيم.

در اين مثال، والد از هر سه بخش پيامد موثر استفاده كرده اند: به رفتار اصلي مرتبط است (عدم رعايت زمان حضور در خانه)، و همينطور وظيفه و زمان خاص دارد. توجه به اين مهم است كه پدر و مادر مقتدر درمورد خواسته ها و پيامد ها مشاجره يا جر و بحث نمي كند.

ايجاد اهداف كوتاه مدت در جهت تغيير رفتار بلند مدت

براي مثال بگوييد، فررزندم درگير رفتار هاي پرخطر شده است، مانند رانندگي در حال مستي يا مصرف مواد مخدر. نه تنها اين بايد حل شود، بلكه لازم است براي طولاني مدت دسترسي اش به ماشين محدود شود.

تا زماني كه نبينم به طور مداوم از قوانين خانه به مدت ۶ ماه پيروي مي كني، حق رانندگي به تو نمي دهم. يعني هيچ مخدر يا نوشيدني الكلي مصرف نمي كني و طبق ساعت مقرر به خانه مي آيي. پس از ۶ ماه موفقيت آميز، راجع به اينكه چه كاري بايد انجام دهي تا بتواني دوباره رانندگي كني صحبت خواهيم كرد.

اما در اين مدت زمان طولاني، مي توانيد اهداف وظيفه محور كوتاه مدت ايجاد كنيد (به گام هاي كوتاه در مسير درست فكر كنيد) بنابر اين فرزندتان شانس پايداري براي نشان دادن بهبود خواهد داشت.

اما او متوجه نمي شود

اگر به نظر نرسيد كه فرزندتان متوجه پيام شده باشد چه؟ نياز نيست براي اينكه آنها پيامد را جدي بگيرند، خشونت آميز باشد؟ نه!

به خاطر داشته باشيد، اين براي تنبيه فرزندتان نيست. اين براي تشويق رفتار بهتر است. پيامد هاي «خشونت آميز»مشخصا موثر نيستند اما تكاليف و پيامد هاي زمانبندي شده موثر هستند. به علاوه تنبيه سخت به منظور متوجه كردن فرزند معمولا منجر به كشمكش قدرت، دلخوري و سردرد هاي بيشتر مي شود، قطعا منجر به نتايجي كه شما به دنبالش هستيد نمي شود.

هدفتان اين است كه فرزندي پرورش دهيد كه بتواند از پس محدوديت ها برآيد، مسئوليت پذير باشد و رفتار هاي درخور سن خود نشان دهد. شما مي خواهيد به فرزندتان كمك كنيد تا مهارت هاي لازم را ياد بگيرد تا بزرگسالي موفق شود. استفاده از اقتدار پدر و مادريتان و ايجاد پيامد هايي موثر كمك خواهد كرد تا آنها به آنجا برسند.

منبع:مشاوركو