تعارض در كودك و نوجوان و حل آن

مشاوره در زمينه قبل از ادواج و درمان مشكلات فردي نامزدان

شنبه ۰۲ اسفند ۰۴

تعارض در كودك و نوجوان و حل آن

در تجربه ي تعارض، نكته ي مهم آن مي باشد كه؛ تعارض بايد در هر صورت به گونه اي رفع و حل شود. بهترين انتخاب از بين انتخاب هاي نامناسب گزينش مي شود، و شخص مسئوليت انتخاب  و همچنين زيستن با آن را مي پذيرد. اگر شخص در حل تعارض، دچار شكست بشود، به طور معمول به تنش هاي عاطفي شديد و عدم بروز رفتار سازگارانه مبتلا مي شود.

تجربه ي تعارض در زندگي هركسي، امري عادي و معمولي به نظر مي رسد. به همين دليل؛ داشتن توانايي در حل تعارض، از اهميتي ويژه برخوردار مي باشد.

مقالات مرتبط:

رفتارهاي نابهنجار در نوجوانان

مديريت رفتارهاي پرخطر نوجوانان

بديهي است شخص، خصوصا كودك و يا نوجوان، به طور معمول در مورد ماهيت تعارض و حتي وجود آن در خودش، كاملا آگاه و روشن نيست، ولي انواع مختلفي از رفتار ها بيانگر وجود تعارض در شخص مي باشند و مطالعه درباره ي كود ك و نوجوان و همچنين موقعيت او، احتمالا سبب آشكار شدن ماهيت يك تعارض خاص در او مي شود.

علائم رفتاري در تعارض:

۱) نسبت به انجام دادن تصميميات شخصي، بي ميلي نشان مي دهد.

۲) به ديگران براي راهنمايي و تصميم گيري اتكاء مي كند.

۳) در موقعيت هاي مدرسه اي، واكنش هاي تعارضي كه در رفتار كلامي و عاطفي شخص نمايان مي شود.

۴) همانند موج، هرلحظه به سويي رفتن، از جمله علائم وجود تعارض در شخص مي باشند. در روشن و آشكار ساختن ماهيت تعارض در نوجوانان، مشاوره مي تواند كمك به سزايي داشته باشد.

درمان تعارض:

مشاوران و مربي ها مي توانند از راه روشن و آشكار ساختن نتيجه هاي انتخاب ها و راه چاره هاي متفاوت، به نوجوانان را تصميم گيري كمك كنند. و همچنين در مواردي احتمالا ضروري باشد كه شخص را متوجه سازند كه هر انتخابي كه مي كند، به صورتي نتايجي نامناسب در پي خواهد داشت، و كسي كه بايد زندگي كردن با نتايج تصميمات خود و نيز مسئوليت آن ها را يادبگيرد و قبول كند، كسي جز خودِ او نمي باشد. مانند آن كودكي مي باشد كه كمترين ميل و رغبتي به مطالعه ندارد، و درعين حال هم مي خواهد نمره ي خوبي در امتحان بگيرد، اما مطالعه را بسيار سخت و نامناسب مي داند. چنين كودكي احتمالا، از انواع مختلفي از مكانيسم هاي دفاعي درجهت كاهش دادن فشارهاي روحي و تنش هاي عاطفي خود استفاده مي كند.

معلم بايد كودك را نسبت به عواقب درس نخواندن هوشيار كند و نيز او را به درس خواندن تشويق كند، هر زمان اين روش مؤثر واقع نشد، بايد اين اجازه را به كودك داد كه با نتايج تصميمي كه براي درس نخواند گرفته است، مواجهه شود. معلماني كه به اجبار كودكان را وادار به درس خواندن مي كنند ، در واقع او را از فرصت تصميم گيري براي خود و زيستن با آن منع كرده اند. همچنين سبب افزايش تنش هاي عاطفي در كودك مي شود، و سبب ايجاد تهديد و ترس در كودك مي شود. علاوه بر اين؛ مربيان و مشاوران مي توانند از طريق بررسي و شناخت انگيزه هاي كودكان و نوجوانان و همچنين گاهي از طريق طرح تعارض هاي اخلاقي در آنان، در مورد وجود تعارض در اين افراد، سبب از بين بردن تعارض در آنان بشوند. در هر صورت نبايد اين مسئله را فراموش كرد كه؛ برطرف كردن تعارض هاي شديد و جدي به كمك و مشاوره ي متخصصان رواني نياز دارد.

منبع: كودك و نوجوان


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد