با مخالفت خانواده براي ازدواج بايد چه كرد؟

مشاوره در زمينه قبل از ادواج و درمان مشكلات فردي نامزدان

شنبه ۰۲ اسفند ۰۴

با مخالفت خانواده براي ازدواج بايد چه كرد؟

ازدواج

با سلام
من دختري 31 ساله هستم كه با پسري 29 ساله به قصد ازدواج 10 ساله در رابطه هستيم و از 6 سال پيش تصميم گرفتيم به رابطه شكل رسمي بديم ولي هنوز به نتيجه نرسيديم.
خانواده پسر با اين ازدواج مخالف هستند و به هيچ وجه اجازه ي ازدواج به ما نمي دهند. از آنجا كه پسرشان سر به راه است و متاسفانه شخصيت مستقلي ندارد از اينكه من به واسطه ي بزرگ تر بودن و مستقل بودنم براي پسرشان حاكميت داشته باشم واهمه دارند. اين در حالي است كه پدر خانواده فوت شده و مسئوليت زندگي شان بر عهده ي پسر 31 ساله ي خانواده است كه شخصيتي كاملا مستبد و زور گو دارد كه البته مادر خانواده هم كاملا مستبد هستند و هر دو مثل يك ديوار محكم جلوي ما ايستاده اند.
از 6 ماه پيش ما فشار روي خانواده را بيشتر كرديم، صحبت ها پياپي شده، حتي پسر 1 ماه خانه را ترك كرد و منتظر عكس العمل مادرش موند ولي كاملا بي نتيجه بود. در آخرين اقدام از يك مشاور كمك گرفتيم كه در منزل ايشون با مادر و برادرشون صحبت كردند و با مقاومتشون روبرو شدند. به ايشون اعلام كرده بودن كه پسرشون مظلوم و آروم هستش و اون دختر كاملا روي پسر ما تسلط و حاكميت داره و ما اين اجازه را نمي ديم…
البته اين نكته را هم بگم كه من هيچ ارتباطي با خانواده ايشون ندارم و فقط 2 سال پيش مادرشون با من يك ملاقات حضوري كوتاه جهت آشنايي داشتن و بس…
اين بلا تكليفي و سر در گمي رابطه ي ما را هم تحت شعاع قرار داده و ما مدام در بحث و جدال هستيم. من از لحاظ روحي به هم ريخته ام و از نظر مشاور نياز به روانپزشك دارم، از سمت خانواده خودم كه همه در جريان هستن تو فشار هستم و هيچ كاري از دستم بر نمي ياد
جدايي هم واسمون غير ممكن شده هم به لحاظ احساسي و هم به لحاظ منطقي چون خانواده وبعضي از فاميل از قصد ما براي ازدواج خبر دارن!
متاسفانه ما در مقابل اين خانواده ضعيف هستيم ضمن اينكه مادر خانواده گاهي به خاطر بحث راجع به اين موضوع راهي بيمارستان مي شوند و افراد خانواده، مقصر را خواسته ي غير معقول پسر مي دانند و ايشون را سرزنش مي كنند. اين در حالي است كه پدر خانواده به دليل ازدواج ناگهاني پسرشون از همسر قبلي به يك هفته نكشيده فوت كردن و حالا اقدام به ازدواج بدون اجازه ي مادر، پسر را دچار ترس و ترديد مي كنه و ما هيچ راهي نداريم…

از شما مشاور عزيزي كه مشكل من را بررسي مي كنيد خواهشمندم به ما “را حل” بديد، ما هر دو به عواقب اين ازدواج آگاه هستيم و پذيرفتيم و الان فقط نيازمند اين هستيم كه با كمترين مشكل بتونيم ازدواج كنيم و بعد از 10 سال مشكل، آرامش را تجربه كنيم.
عاجزانه نيازمند كمك از سمت شما هستم،
با تشكر فراوان….

0 votes

با سلام
دوست گرامي توجه داشته باشيد قطعا ده سال رابطه به اميد ازدواج عمر كمي نيست و اصلا جدايي سخت است ول خوب اگر صرفا منطق خانواده بحث مظلوم بودن فرزندشون است و به همين خاطر اجازه ازدواج نمي دهند و شما از ابتدا با اين مساله مواجه بوديد ادامه دادن اشتباه بوده و حال كه حتي حرف مشاور به صورت حضوري هم كاري نكرده بايد دو نفري دنبال واسطه اي مطئن از نظر خانوادشون باشيد به هر حال مادر ايشون از فردي حرف شنوي خواهد داشت ضمن اينكه اگر واقعا هر دو فكر مي كنيد در كنار هم خوشبخت خواهيد بود خوب مي توانيد اقدام كنيد در غير اين صورت اقدام كردن درست نيست وقتي هنور با هم بحث داريد و شك داريد كه ايا مي توانيد كنار هم قرار بگيريد يا خير ؟دوست عزيز بهتره واقع بين باشيد اگر همه راه ها را امتحان كرديد و درنهايت حرف حرف خانواده ايشون بود ديگر ادامه دادن دليلي نخواهد داشت و صرفا گذر زنان و از دست دادن اينده براي هر دو شما و البته شما بيشتر خواهد بود خوب اگر اين جريان منتفي شود شرايط سخت است ولي بايد بپذيريد نمي شود در سردرگمي و بلاتكليفي زندگي كرد .موفق و خوشبخت باشيد
در اين موردميتونيد با متخصصين كانون مشاوران ايران، مشاوره تلفني/تخصصي داشته باشيد
۰۲۱۲۲۶۸۹۵۳۴
موفق باشيد


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد