۱۷:۱۷
- ۳۸ بازديد
- ۰ نظر
زندگي چيزي بيش از ازدواج و بزرگ كردن بچههاست. ما در همان سنين پايين، ميآموزيم كه بزرگترين هدف در زندگي، يك همسر ايدهآل بودن است. يكي از بزرگترين آرزوي پدر و مادرها تشكيل خانواده دادن فرزندانشان است. البته اين امر بسيار خوشايند بوده، اما، زندگي مسيرهاي فراوان ديگري نيز دارد و ما با گزينههاي بسياري روبرو هستيم.
در اينجا به ۶ راه براي تقويت سلامتي و بهبود زندگي، غير از ازدواج، نگاهي مياندازيم.
۱ ) فعاليت فيزيكي
ورزش، يك اندورفين طبيعي است و با فوايد بلند مدت بسياري همراه است مانند، تقويت قدرت و عضله، افزايش استقامت، افزايش اعتماد به نفس، شكوفا شدن عزت نفس در فرد. احتمالات بي نهايت هستند و بهترين قسمت ورزش كردن اينست كه مجبور نيستيد آن را به تنهايي انجام دهيد. بسياري از ورزشها را ميتوان بصورت گروهي يا همراه با معلمي كه به شما آموزش ميدهد، دنبال كرد.
يك پيادهروي ملايمدوچرخه سواريتمرين يوگا يا پيلاتسبوكسوزنه برداريايروبيك آبي يا شنا
۲ ) گذران وقت در طبيعت
گاهي يك نفس هواي تازه دقيقاً همان چيزيست كه براي روشن كردن ذهن و پيدا كردن يك نگاه تازه به آن نياز داريد. راههاي بي شماري براي پناه بردن به دامن طبيعت وجود دارد. ميتوانيد به ديدن مناظر ديدني برويد. دنيا پيش روي شماست تا آن را كشف و تجربه كنيد. از بناهاي يادبود ملي گرفته تا مناظر زيباي كوهستان. راههايي ديگر براي لذت بردن از طبيعت عبارتند از : باغبانيكوهنوردي، پيادهروي، و دوچرخه سواري در محيط بيرونخواندن كتاب زير يك درخت
۳ ) تحصيل
مغز شما نيز به ورزش نياز دارد. هيچ وقت براي برگشتن به مدرسه دير نيست. اگر برنامه زندگي شما پر و بودجه شما محدود است، به خاطر داشته باشيد كه : جايي كه اراده هست، هميشه راهي وجود دارد. مدارس آنلاين امروزه بسيار پرطرفدار، و بي نهايت ارزان هستند. تمام آنچه به آن نياز داريد، يك كامپيوتر يا تبلت، و يك ساعت مطالعه در روز است. اكنون شما قدم در راهي گذاشته ايد كه هميشه آرزويش را داشتهايد.
۴ ) موفقيت شغلي
هيچ چيز به اندازه موفقيت در شغلي كه دوستش داريد، تقويت كننده اعتماد به نفس در شما نيست. شغلي را پيدا كنيد كه شما را خوشحال كند و درآمدزا باشد؛ چه كار كردن در يك رستوران باشد و چه مديريت يك واحد تجاري، كسب موفقيت مالي از شغل مورد علاقه، براي شما آرامش خاطر به همراه دارد. از امتحان عرصههاي جديد كاري نترسيد. هرگز نميدانيد كه چه شغلي قلب شما را شاد خواهد كرد.
۵ ) داوطلب شدن
هر زماني ميتوانيد داوطلب شويد، نه فقط روزهاي تعطيل! هميشه كسي هست كه به كمك شما نياز داشته باشد. داوطلب شدن براي كمك به ديگران، يك موقعيت برنده/برنده است. شما به ديگران كمك ميكنيد، و كمك به ديگران به شما كمك ميكند.
ميتوانيد در كارهاي زير داوطلب شويد :
خانه هاي نگهداري از بچه هاي بي سرپرستبيمارستانهاپناهگاهه اي حيواناتخانههاي سالمندانپاركهاي ملي و بسياري مراكز ديگر…
۶ ) خود مراقبتي
مراقبت شايسته از بدن هيچ ضرري ندارد. يك روز را در چشمه آب گرم سپري كنيد و يا از يك حمام داغ همراه نور شمع لذت ببريد. براي آرام كردن ذهن و روان كردن تنفس، در يك مكان دنج و آرام مديتيشن كنيد. يك روز مرخصي بگيريد و به يك تعطيلات كوتاه مدت در مكان مورد علاقه تان برويد. به بدن استراحتي را كه شايسته آن است، بدهيد.
گاهي اوقات زندگي رنگ كهنه گي به خود ميگيرد. يك راه ساده براي رفع اين حالت، امتحان كردن چيزهاي جديد و يافتن سرگرميهاي جديد است. وقتي نوبت به كشف چيزهاي جديد ميرسد، جهان تبديل به صدفي براي شما ميشود. زندگي وسيع و زيبا و پر از احتمالات بينهايت است. الزاما براي احساس كامل شدن، به همسر و بچه نيازي نداريد. شما ميتوانيد به خودتان احساس تكامل بدهيد. از امتحان كردن چيزهاي جديد و تجربه كردن نهراسيد و كام خود را از زندگي بستانيد.
سلام وقتتون بخير بنده مردي 47 ساله و داراي دو پسر هستم 23 و 20 ساله دو بار ازدواج نا موفق داشتم پسرام از همسر اولم هست دليل جدايي با همسر اولم اعتيادم بود سواي اينكه اختلافات اخلاقي زيادي داشتيم ولي حقيقت اينه اعتياد عامل اصلي بود بعدش با بچه هام خونه پدرم چن سالي زندگي ميكرديم و اعتيادم رو به طور كامل ترك نكرده بودم و پدر مادرم هم خسته شده بودند و از سر ناچاري و اينكه تحت فشار بودم ازدواج كردم تو اون مقطع موقتي ترك كرده بودم و سر اينكه از سر ناچاري بود ازدواج هيچ وقت همسرم رو عميقا دوس نداشتم البته بعد از چن سال اعتيادم رو به طور كامل ترك كردم الان نزديك 12 سال پاكم خدا رو شكر اين زندگيم ادامه داشت تا اينكه تقريبا 9 ماه پيش جدا شديم از هم بعد از 11-12 سال زندگي زودتر طلاقش ميدادم ولي هميشه مهريه مانع بود كه ديگه كوتاه اومدن كمتر خواستن.الان 9 ماهه طلاق گرفتم گزينه هاي زيادي رو واسه ازدواج اشنا شدم ولي هيچكدوم به دلم ننشستن تا اينكه با خانومي اشنا شدم كه مطلقه هستن و يه پسر ده ساله دارن خود ايشون كاملا مورد تاييدم هستن ولي هر جور فك ميكنم نميتونم يه پسر قبول كنم درسته خيلي ثواب داره و يه كار معنويه ولي واقعا اينو تو خودم نميبينم از طرفي هم با خودم ميگم با اين شرايط من كسي نمياد با دو تا بچه بزرگ واقعا تو دو راهيه بدي هستم نميخام دوباره اشتباه كنم ببخشيد طولاني توضيح دادم براي اينكه پاسخ دقيقي از شما بگيرم بايد دقيق توضيح ميدادم .ممنون ميشم راهنماييم كنين
اقاي احسان : بهتره قبل از هر تصميمي موارد زيرو مطالعه بفرماييد
اول از همه بايد با اين موضوع كنار بيايي. پذيرش خانواده ات، همسر اينده و
فرزندش يك طرف قضيه است و پذيرش خودت طرف ديگر قضيه. بايد خيلي منطقي در
مورد تصميمت فكر كني. هر دختر و پسري اگر از روي هيجان و احساس به تنهايي
تصميم بگيرند، كار اشتباهي كرده اند اما در مورد تو اين اشتباه بيشتر و
پررنگ تر است.
قدم دوم براي ازدواج با خانمي كه بچه دار است :
اگر شخصيت، تجربيات و ويژگي هاي اين خانم و مهم تر از همه علاقه تو به او
به گونه اي است كه شرايط متفاوت زندگي با او را برايت امكان پذير مي كند،
بايد ببيني كه آيا مدتي بعد از شروع زندگي مشترك هم همين حس را خواهي داشت
يا نه. چون چند وقت بعد، زماني كه وارد يك خانه شديد، بايد فرزند او را هم
همان قدر بپذيري كه اگر خودت فرزندي داشتي.
قدم سوم براي ازدواج با خانمي كه بچه دار است :
اوايل آشنايي و زندگي مشترك، اكثر زوج ها با مشكلاتي روبه رو هستند. سال
هاي اول ازدواج، روزهاي شناخت از هم و كنار آمدن با تفاوت هاست. در اين سال
ها همه زوج ها بيشترين تنش ها را با هم دارند و در واقع يك سال اول زندگي،
پرتلاطم ترين سال است. اول بايد درك كني كه اين تلاطم ها براي شما در هر
صورت وجود دارد و نبايد آن را به شرايط خاص همسرت و وجود فرزند او ربط دهي.
اما در كنار آن بايد بپذيري كه شرايط تو قدري با ديگران متفاوت است. تو مي
خواهي در زندگي بروي كه به يكباره پرت مي شود در سال چندم آن و حضور يك
فرزند كه رابطه شما را تحت تاثير قرار مي دهد.
قدم چهارم براي ازدواج با خانمي كه بچه دار است :
بايد ببيني ارتباطت با بچه ها چطور است؟ آيا بچه دوست هستي؟ آيا مي تواني
سر و صدا و لجبازي بچه ها را تحمل كني؟ همه ما آدم ها فرزندان خود را دوست
داريم اما همه ما تحمل سرو صدا و آزار بچه هاي ديگر را نداريم. اگر كسي
هستي كه نسبت به بچه ها احساس خوبي نداري بهتر است به اين موضوع فكر نكني.
قدم پنجم براي ازدواج با خانمي كه بچه دار است :
بايد بسنجي كه آيا مي تواني آنقدر صبوري كني تا از مرحله پذيرش فرزند همسرت
عبور كني. شايد مثل فيلم ها او خيلي زود تو را قبول نكند و مدت هاي زيادي
به چشم يك رقيب كه مادرش را از او گرفته به تو نگاه كند. طلاق كابوس بچه
هاست و ازدواج دوباره والدين در سنين كودكي باتوجه به اينكه اميد به برگشت
به زندگي گذشته را در آنها از بين مي برد، در بيشتر موارد مورد تنفر است.
مي تواني با رفتار معقول و منطقي خود كمك كني تا فرزند همسرت، تو را كنار
مادرش بپذيرد؟ بايد به اين سوالات كاملا منطقي جواب دهي.
اگر بخواهي خودت گرفتار حس حسادت بشوي و نتواني همسري كه تازه به زندگيت
آمده را با فرزندش تقسيم كني، خيلي زود او را خسته مي كني.قرار گرفتن بين
تو و فرزندش باعث مي شود مدام احساس گناه كند كه براي يكي از شما كم مي
گذارد و اين احساس روحيه او را تخريب خواهد كرد.
قدم ششم براي ازدواج با خانمي كه بچه دار است :
حالا كه درباره همه اين موارد فكر كردي، وقتي تصميم به چنين ازدواجي گرفتي،
بايد نسبت به نحوه نگهداري از فرزند همسرت اطلاع كامل پيدا كني. همسرت،
همسر سابقش را مي بيند؟ با او حرف مي زند؟ بايد بداني كه ارتباط آنها به
طور كامل از بين نمي رود چون فرزند مشتركي دارند كه براي هميشه آنها را به
هم مربوط مي كند. همه زوج هاي جوان دوست دارند باهم تنها باشند، شما ممكن
است ماه عسل را به تنهايي برويد اما در بقيه موارد تنها نخواهيد بود و حتي
شايد در تمام سفرهاي بعدي فرزند همسرتان با شما باشد. مي توانيد با اين
موضوع كنار بياييد؟
قدم هفتم براي ازدواج با خانمي كه بچه دار است :
بايد سعي كني فرزند همسرت را هم مانند فرزند خودت بپذيري و زماني كه پا به
خانه تو گذاشت به چشم فرزند كس ديگري به او نگاه نكني. برخورد تو مشخص مي
كند كه خانواده ات چه رفتاري داشته باشند. مخالفت والدين تو با اين ازدواج
زماني واقعا بر طرف مي شود كه شاهد خوشبختي شما باشند.
هر ازدواجي با خود مشكلاتي را در پي دارد، اينكه شخص مورد علاقه تو صاحب فرزند است در مقابل برخي ازدواج هاي ديگر، مشكل به حساب نمي آيد. فقط بايد در تصميمت استوار باشي و مسائلي كه گفتم را رعايت كني. مهم ترين آنها اين است كه بداني كار ارزشمند اخلاقي مي كني و اگر فرزند او را از صميم قلب دوست داشته باشي، او نيز با تو ارتباط خوبي برقرار مي كند.
وقتي مردا سرشون شلوغ ميشه ازنظركارو فشار مشكلا و ابراز احساسي ندارن
تو يه بازه چه رفتاري داشته باشيم؟
نامزدم پيام هاي منو حتي جواب هم نميده…و اينكه ماتازه ابتداي نامزدي هستيم
و خيلي دورشديم احساس ميكنم حتي تصميم گرفتم تموم كنم باهاش
سردي دوره نامزدي
دوست عزيز دوره نامزدي دوره شناخته .
اين دوره قرار داده شد تا دو طرف همديگرو خوب بشناسن.
هر رفتاري كه امروز شما مشاهده ميكنيد در آينده هم تكرار خواهد شد .
به همين خاطر بايد در اين مورد خوب فكر كنيد .
در اين مورد ميتونيد با متخصصين كانون مشاوران ايران، مشاوره تلفني/تخصصي داشته باشيد
021-88472864
جذاب ترين احساس زن:تحقيقات در مورد هيجان مي تواند زنان را واداركندبا دلايل ديگري لبخند بزنند.اين تحقيقات نشان دادندغرور جذاب ترين ابراز احساسات مردانه و شادي كمترين آنهاست.
به عنوان بخشي از همان تحقيق، همچنين از مرد ها خواسته شد كه جذاب ترين احساس زن نشان مي دهند اعم از غرور، شرم، شادي يا بي احساسي را رتبه بندي كنند.در اين تحقيق به بعضي از تفاوت هاي وابسته به جنسيت در آنچه زنان و مردان جذاب مي پندارند توجه شد. جذاب ترين احساسي كه زن ها نشان مي دهند چيست:
شادي زن
در ابتدا طبق جامعه ي آماري و مطالعات، به اين نتيجه رسيديم كه شادي جذاب ترين ابراز احساسات زنانه است: يافته ها اثبات مي كند كه جذابيت شادي زنان، در مطالعه ي مشابه قبل نيز اشاره شده است. تحقيقي كه به وسيله موسر و همكاران منتشر شد.
اين يافته ي معتبر هم با تعاريف هنجار جنسيتي و هم با تعاريف تكاملي براي جذب جنس مخالف همگام است.
مطالعه روانشناسي تكاملي اخير نشان داد كه معمولا مرد ها جذب شاخص هاي زنانگي مثل جواني ظاهري و پذيرش جنسي مي شوند (مثل تحقيق باس، ۲۰۰۸) كه هر دوي آنها مي تواند از طريق خنده منتقل شوند.
توضيحات فرهنگي-اجتماعي درمورد اين يافته ها نشان مي دهند؛ افرادي كه رفتار و ظاهرشان با هنجار هاي جنسيتي محلي سازگار است جذاب تر به نظر خواهند رسيد (براون و همكاران، ۱۹۸۶، اودوهرتي و همكاران، ۲۰۰۳)، از اين منظر شادي خصوصا در زن ها جذاب به نظر مي رسد زيرا خنديدن احساس زنانگي ايجاد مي كند. درواقع تحقيق گذشته مي گويد كه خنده ي زنان اغلب بيش از مردان است و اين ابراز شادي با زنانگي همراه است. براي مثال، زماني كه از شركت كنندگان در يكي از تحقيقات خواسته شده بود ذهن هايشان را خالي كنند و چهره اي شاد تصور كنند، ۷۶% از مرد ها جنسيت چهره متصور را زن تجسم كرده بودند (بكر و همكاران، ۲۰۰۷).
غرور زن
در تحقيق تريسي و بيل، يافتند كه همواره غرور نسبت به ديگر احساسات زنانه، كمتر جذابيت دارد.
نشان دادن غرور نشانه اي از جايگاه بالا است (مثل شاريف و تريسي، ۲۰۰۹) اما تحقيق اخير تاكيد مي كند كه اين ويژگي براي مردان نسبت به زنان جذابيت جنسي بيشتر بهمراه دارد (مثل باس، ۲۰۰۸).
همچنين، مطالعات انجام شده در پيشينه رفتارهاي قالبي و كليشه ها و پيش داوري تاكيد مي كنند كه زناني كه با كفايت به نظر مي رسند (زنان باهوش، قدرتمند، مستقل) بيشتر احتمال دارد كه به صورت غير ارادي سرد و نجوش به نظر برسند (فيسكه، ۲۰۱۲).احتمالا اين ادراك هاي ناخودآگاه است كه برخي مرد ها را هدايت مي كند تا زناني كه غرور نشان مي دهند را نسبت به زناني كه ديگر حالت ها را نشان مي دهند كمتر جذاب و دست يافتني ببينند.
خجالت جذاب زن
در حالت كلي، طبق مطالعات و جامعه آماري در تحقيقات بروز خجالت زن در رده بندي جذابيت بين شادي و غرور آنها قرار مي گيرد (و با لاتر از بي احساسي).
تاثير كلي مثبت نشان دادن خجالت در جذابيت زنان ممكن است به اين دليل باشد كه شرم و خجالت اين پيام را مي رساند كه فرد ابراز كننده ي خجالت براي هنجار هاي اجتماعي احترام قائل است و از اينكه آنها را شكسته آگاه است (گيلبرت، ۲۰۰۷). اين پيام كه نشان از فرونشاني احساس دارد ممكن است قابليت اعتماد را نشان دهد، ويژگي اي كه اخيرا پي برده اند، زماني كه با حالت چهره منتقل شود، جذابيت را زياد مي كند (تودوروف و همكاران، ۲۰۰۸).
مطالعه اي كه نوشته شد صرفا بيان نتايج تحقيقات انجام شده بود و در نظر داشته باشيد كه اين نتايج ممكن است از فرهنگي به فرهنگ ديگر متفاوت باشد و ما اجازه تعميم دادن به تمام فرهنگ ها را نداريم.
از نظر شما جذاب ترين حالت بيان احساس در زن ها چيست؟
آيا با نتايج موافق/مخالف هستيد؟
آيا نتايج مهمي را از قلم انداخته ايم؟
درمان فردي كه آن را با نام روان درماني يا مشاوره مي شناسيم، يك فرآيند است كه به واسطه آن، مراجعه كننده ها با يك درمانگر آموزش ديده، در يك محيط امن و مطمئن به بررسي احساسات، باورها و يا رفتارهايشان مي پردازند. آنها روي رويدادهاي مهم زندگي شان كه تأثير بسزايي در اهدافشان را در زندگي آنها داشته است، كار مي كنند، سعي مي كنند خودشان و ديگران را بهتر بشناسند، اهدافشان را در زندگي تعيين كنند و در جهت تغييرات مورد خواسته شان كار كنند.
افراد به دلايل مختلفي به دنبال درمان هستند؛ مديريت كردن چالش هاس مهم زندگي، آسيب هاي دوران كودكي، درمان بيماري هاي رواني چون اضطراب و افسردگي، رشد و بالندگي شخصي و خودشناسي از جمله اين دلايل است.
مراجعه كنندگان در طول هفته و ماه چندين بار درمانگر خود را ملاقات مي كنند، بايد توجه داشت كه طول مدت درمان شما بستگي مستقيم به نيازها، كمبودها و اختلالات و خواسته هاي شما دارد و اين فرآيند توسط درمانگرتان تنظيم مي شود.
با ما تماس بگيريد؛ در اولين تماس تان از شما مي خواهيم تا اطلاعات اوليه اي به صورت تلفني در اختيار ما قرار دهيد تا بتوانيم بهترين متخصص گروه خود را در زمينه ي خواسته شما در اختيارتان قرار دهيم.
در قرار ملاقات اولتان، درمانگر شما، پيشينه و اطلاعات شخصي و دلايل حضورتان در مركز را بررسي كرده، به سؤالات شما در ارتباط با خدمات مركز، تعرفه ها و هزينه ها و انتظاراتتان از درمان پاسخ خواهد داد.
در صورتي كه جلسه اول درمان شما رضايت بخش بود و علاقه داشتيد كه جلسات را با درمانگرتان ادامه دهيد مي توانيد جلسات بعدي خود را با مركز تنظيم كنيد.
روانشناسان و روانپزشكان با افرادي كه از سوگ، آسيب يا اختلال رواني رنج مي برند، كار مي كنند. هر دو حرفه اگر چه خيلي به هم نزديك هستند اما اختلافاتي در زمينه شيوه درمان و سطح تحصيلاتشان با هم دارند.
يك روانشناس، شخصي است كه در رشته روانشناسي تحصيل كرده است (مقطع دكتري يا فوق ليسانس). روانشناسان شيوه هاي درماني زيادي براي درمان اختلالات شما آموزش ديده اند، اما بايد بدانيد كه آنها دارو تجويز نمي كنند. در مقابل روانپزشكان، دكتراي پزشكي عمومي دارند يا به عبارتي طبيب هستند و يك دوره تخصص در زمينه روانشناسي گذرانده اند، آنها براي درمان شما از شيوه هاي دارويي سود مي جويند.
در هر حال توجه به اين نكته الزاميست كه هر دوي آنها همانند يك تيم فعاليت مي كنند و براي بهبود وضعيت شما با يكديگر تبادل نظر و همكاري دارند.
منبع : tcscenters.org
فوبياي سرطان
اگرچه در يك نگاه كلي ترس داشتن از بيماري را فوبيا مي گويند.
اما در حقيقت داشتن ترس از بيماري سرطان فوبيا به حساب نميآيد.
پس ترس داشتن از آنها يك واكنش غير معمولي به حساب ميآيد .
كه در اشخاص عادي موجود نمي باشد.
اما اين موضوع در رابطه با بيماري سرطان داراي فرق مي باشد .
به دليل اينكه در سرطان مقدار مرگ و مير به صورت معمولي بالاتر مي باشد.
كه شخص در ديگران و آشناهاي خود كه مبتلا شدن به اينگونه بيماري را شاهده كرده اند.
در حقيقت هنگامي كه پزشك از وجود داشتن سلولهاي سرطاني در بدن او اين خبر را مي دهد .
بيمار به علت به ياد آوردن تجربه هايي كه در ديگران مشاهده كرده است.
كه آنها روبه فوت رفته اند خود را جزو آن دسته از افراد مي دانند.
يعني اين اشخاص خود را درمانده تصور خواهند كرد .
و به عبارتي ديگر به وسيله طرز فكر منفي دارند .
موجب پيشرفت كردن بيماري و قوي شدن سلول هاي سرطاني كمك خواهند كرد.
اولين گام در راه مقابله كردن و درمان بيماري مانند: