عاشقانه: هر آنچه كه عاشقان پيش از ازدواج بايد بدانند

مشاوره در زمينه قبل از ادواج و درمان مشكلات فردي نامزدان

شنبه ۰۲ اسفند ۰۴

هيجان‌زدگي زباني :جوزدگي

هيجان‌زدگي زباني :جوزدگي

يكي از فرآيندهاي رفتاري كه باعث تغييرات در حركات، افعال و حتي ظاهر افراد مي‌شود، حالتي است به نام «جوزدگي». از نگاه رفتارشناسي «جوزدگي» يعني اوج يك حالت هيجاني در برخورد با موضوعي. امروزه اين كلمه در ميان جوانان براي خنده يا شوخي در مورد افرادي به كار برده مي‌شود كه خارج از عادات معمول خود و حركات عادي دست به كارهاي عجيبي مي‌زنند. البته بايد گفت كه اين اصطلاح از نظر روان‌شناسي اصطلاح درستي نيست و بهتر است از منظر علمي به‌جاي آن از واژه «هيجان‌زدگي» استفاده كرد. اما از طرف ديگر با توجه به اين‌كه نوجوانان و جوانان ما علاقه دارند در گفت‌وگوهاي روزمره خود از كلمات و عبارت‌هاي نسلي خودشان استفاده كنند كه البته تازه، خوش‌آهنگ و برايشان قابل فهم هم هست. خب ما هم به آن با همين نام اشاره مي‌كنيم. مي‌خواهم بگويم هر دو طرف اين ماجرا و استفاده از چنين واژه‌هايي «هيجان‌زده» هستند، چون شايد نسل‌هاي به قول شما اول و دوم مفهوم واقعي اين دست از كلمات را به خوبي متوجه نمي‌شوند و از طرف ديگر جوانان نسل سوم و چهارم و بعد از آن به راحتي در محاوره‌هايشان از آنها استفاده مي‌كنند و وقتي در مقابل هم قرار مي‌گيرند مي‌خواهند با رفتاري «جوگيرانه» با هم نسبت به اين ماجرا برخورد كنند. به هر ترتيب براي اين‌كه از مسئله شما دور نشويم، «جوزدگي» يعني كسي در شرايط عادي ممكن است كارهايي را انجام دهد كه ديگران انجام نمي‌دهند و معمولا چنين اتفاقي براي نشان دادن خود مخصوصا به جنس مخالف پيش مي‌آيد.

از بين نوجوانان كسي كه كمتر مورد توجه بوده و يا قصد دارد توجه ديگران را به خود جلب كند تا با ساير دوستانش فرق داشته باشد معمولا به «جوزدگي» محكوم مي‌شود. هرچند كه مي‌بينيم در اصطلاح عامه مانند خيلي از كلمه‌هاي ديگر در جاها و معاني ديگر هم به كار مي‌رود. بگذاريد در پايان اين نوشتار كوتاه يك اعتراف كوچك هم داشته باشم. امروز خيلي از جوانان و حتي بزرگ‌ترها خيلي «جوزده» به معناي واقعي‌اش از كلماتي نظير «جوزدگي» استفاده مي‌كنند. كلماتي مثل «خالي‌بندي» يا چيزهاي ديگر كه خودش پرونده‌اي ديگر را در باب زبان گفتاري امروز مي‌طلبد. بهتر است بگوييم «جوزدگي» در زبان و استفاده از واژه‌هايي كه فكر مي‌كنيم ما را «خفن‌تر» از بقيه نشان مي‌دهد! چيزي كه ما در حوزه كاري خودمان از آن به «هيسترويونيك» يعني خودنمايشي نام مي‌بريم.

مقالات ويژه نتيجه‌اي يافت نشد

چهار جوگير بزرگ تاريخ

تا اينجاي كار خيلي درباره «جوگير» شدن حرف زديم. حسي كه مي‌توان هم برخوردي مثبت با آن داشت و هم برخوردي منفي. اما همين حس در تاريخ بشر منشأ تحولات زيادي بوده. از وقايع دراماتيك بگير تا اتفاقات ميمون و مبارك. در ادامه اين مطلب مي‌خواهيم به تعدادي از انسان‌هاي معروف «جوزده» تاريخ اشاره كنيم.

نمي‌دانم چرا اصولا در انتخاب‌ها هميشه از اعداد و ارقام خاصي استفاده مي‌كنند مثلا ۱۰ يا ۲۰ يا ۱۰۰ و… اما از آنجا كه همه چيز در اين پرونده «جوزده» شده ما هم مي‌خواهيم همين‌طور «جوگيرانه» يك عدد جديد از خودمان در اين مورد وارد ميدان كنيم و به چهار تا آدم جوزده تاريخ اشاره‌ كنيم. قطعا تعداد اين آدم‌ها خيلي بيشتر از اينهاست و مي‌توان فقط براي ذكر نامشان چند كتاب قطور را پشت سر هم رديف كرد!

۱ – آدولف هيتلر

چيزهاي زيادي درباره او شنيده يا خوانده‌ايد و خيلي‌هايتان او را يكي از بزرگ‌ترين جنايتكارهاي تاريخ مي‌دانيد، اما مي‌توان تمام رفتار او را به يك جوگيري بزرگ ربط داد. چيزي كه مي‌توان از آن به‌عنوان جوگيري تاريخي هم نام برد. آدولف هيتلر در ۲۰ آوريل ۱۸۸۹ در مسافرخانه‌اي در شهري مرزي و كوچك به نام براونا –‌ام – اين، بين مرز اتريش و امپراتوري آلمان زاده شد. پدر او آلويس يك كارمند پايين رتبه گمرك بود. مادر هيتلر، كلارا دومين دختر عموي آلويس بود. او شش بچه به دنيا آورد. تنها آدولف، كه دومين فرزندش بود و خواهر كوچكش پاولا در كودكي زنده ماندند. هنگامي كه هيتلر سه ساله بود، خانواده او به ايالت باواريا در جنوب آلمان مهاجرت كردند و تا زمان بازنشستگي پدر هيتلر در آنجا ماندند، در اين دوره برادر او ادموند بر اثر بيماري سرخك در دوم فوريه ۱۹۰۰ درگذشت و اين اتفاق تاثيري دائمي در هيتلر ايجاد كرد و اعتماد به نفس او را تا حدود بسياري تضعيف كرد و باعث شد آدولف كج‌خلق شود و همواره با پدر خود بحث‌هاي طولاني داشته باشد. روابط هيتلر با مادرش بسيار خوب و صميمانه بود و اين كاملا برعكس روابط او با پدرش بود كه معمولا او را كتك مي‌زد. با اين‌كه هيتلر علاقه‌مند بود براي تحصيل به رشته هنر بپردازد، ولي پدرش او را به مدرسه فني فرستاد. هيتلر بعدها در كتاب «نبرد من» اعتراف كرد كه «اميدوارم بتوانم چند سال عقب افتادگي را كه پدرم به من تحميل كرد جبران كنم.» هيتلر حتي در زمينه سياسي هم با پدر خود اختلاف داشت. پدر هيتلر فردي معتقد به امپراتوري اتريش بود، اما هيتلر خود و اتريش را جزو آلمان و امپراتوري روم باستان مي‌دانست. پس از مرگ پدر در سوم ژانويه ۱۹۰۳ او مدرسه فني را ترك كرد و… آدولف هيتلر در كتاب «نبرد من» اظهار ‌كرده كه در نوجواني تصميم جدي براي نقاش‌شدن داشته و همين مخالفت پدرش راه زندگي او را عوض كرده. او با همين اتفاق كه شايد بتوان آن را «جوزدگي» نام گذاشت رشد مي‌كند و به قدرت مي‌رسد و ماجراهايي را به وجود مي‌آورد كه خودتان به خوبي مي‌دانيد.

۲ – آلبرت انيشتين

چه كسي مي‌تواند ادعا كند كه توليد بمب اتمي از روي «جوگيري» او صورت نگرفته. اين‌كه آدم چيزي بسازد كه مي‌داند چه مي‌كند و اثرش چيست و بعد هم از آن اظهار پشيماني كند، از آن دست «جوگيري»هاي علمي است كه نمي‌توان نام ديگري روي آن گذاشت. اما زندگي او نكات جالب ديگري هم داشته. انيشتين از داستان‌هاي تخيلي بيزار بوده، زيرا احساس مي‌كرده آنها باعث تغيير درك عامه مردم از علم مي‌شوند و در عوض به آنها توهم باطلي از چيزهايي كه حقيقتا نمي‌توانند اتفاق بيفتند مي‌دهد. او در اين باره مي‌گفت: «من هرگز در مورد آينده فكر نمي‌كنم، زيرا به زودي مي‌آيد.» او اصولا در زندگي جزو آن دسته از آدم‌هايي بوده كه با «جوگيري» زاده مي‌شوند و با همان «جوگيري» به زندگي خودشان ادامه مي‌دهند. مثلا او در آزمون ورودي دانشگاه رد شده، علاقه‌اي به پوشيدن جوراب نداشته، چون شستش جوراب را سوراخ مي‌كرده. او عاشق كارهاي عجيب و غريب بوده. انيشتين براي رفتن به سخنراني‌ها و تدريس در دانشگاه از راننده مورد اطمينان خود كمك مي‌گرفت. راننده او نه تنها ماشينش را هدايت مي‌كرد، بلكه هميشه در طول سخنراني‌ها در ميان شنوندگان حضور داشت. يك روز انيشتين در حالي كه در راه دانشگاه بود، با صداي بلند در ماشين پرسيد: «چه كسي احساس خستگي مي‌كند؟» راننده‌اش پيشنهاد داد كه آنها جايشان را عوض كنند و او جاي انيشتين سخنراني كند، چرا كه انيشتين تنها در يك دانشگاه استاد بود و در دانشگاهي كه سخنراني داشت، كسي او را نمي‌شناخت و طبعا نمي‌توانستند او را از راننده اصلي تشخيص دهند. او اين پيشنهاد را قبول كرد، اما كمي ترديد در مورد اين‌كه اگر پس از سخنراني سؤالات سختي از راننده بپرسند او چه مي‌كند در درونش داشت. به هر حال سخنراني به نحوي عالي انجام شد، ولي تصور انيشتين درست از آب درآمد. دانشجويان در پايان سخنراني شروع به مطرح‌كردن سؤالات خود كردند. در اين حين راننده باهوش گفت: «سؤالات به قدري ساده هستند كه حتي راننده من نيز مي‌تواند به آنها پاسخ دهد.» سپس انيشتين از ميان حضار برخاست و به راحتي به سؤالات پاسخ داد، به حدي كه باعث شگفتي آنها شد.

هيجان‌زدگي زباني :جوزدگي

۳ – آشيل

روايت جنگ تروآ هم يكي از آن جوگيري‌‌هاي تاريخي انسان است. جايي كه دو مرد دو سپاه بزرگ را براي تصاحب زني به ميدان مي‌برند چه مي‌تواند باشد جز «جوزدگي» عشقي انسان‌هايي كه نمي‌دانند براي احساس خود دارند چه بهاي سنگيني را مي‌پردازند.

اما بد نيست در اين ميان روايت منظومه ايلياد هومر را درباره نبرد تروآ مرور كنيم. آشيل پسر پلئوس و درياپري‌اي به نام تتيس بود. زئوس قصد داشت خود با تتيس وصلت كند، اما با پيش‌گويي تايتان پرومتوس مبني بر اين‌كه «پسر تتيس از پدر به‌نيروتر شود» او را به پليوس پهلوان كه مورد لطفش بود واگذاشت. تتيس آشيل نوزاد را به جهان زيرين برد و او را از پاشنه گرفته، در رود سياه جهان مردگان (استيكس) فرو كرد. تمام تن او جز پاشنه كه در دست مادر بود، به آن آب آغشته شد و تنها آن نقطه آسيب‌پذير باقي ماند. روايت منظومه ايلياد در ميانه جنگ تروآ و از نزاع آشيل و آگاممنون (سركرده يونانيان، پادشان مسيني) آغاز مي‌شود. آشيل آگاممنون را مجبور كرد دست از معشوقه‌اش خروسئيس بكشد. آگاممنون نيز او را مجبور كرد دست از معشوقه‌اش بريسئيس بكشد. در نتيجه آكيليس قهر كرد و از جنگ كناره‌گيري كرد. هكتور فرمانده سپاه تروا پسر عموي آشيل، پتروكلوس را مي‌كشد و به دليل شباهت زيادي كه بين آشيل و پتروكلوس بود، هكتور گمان كرد با آشيل مبارزه كرده و او را كشته است. اما آشيل به انتقام‌جويي برمي‌خيزد و هكتور را مي‌كشد و سپاه تروا را شكست مي‌دهد. قبل از پايان جنگ، پاريس فرزند كهتر پريام، شاه تروآ، آشيل را با تيري زهرآلود هدف قرار داد. آپولون، خداي خورشيد، تير را به پاشنه آسيب‌پذير آشيل هدايت كرد و به زندگي كوتاه اين پهلوان مشهور پايان داد.

۴ – داوينچي

در مورد او مي‌توان گفت كه ذهني «جوگير» در مورد مسائل علمي داشته. هرچند كه خودش در زندگي هم آدم «جوگيري» بوده. او خيلي به چيزهاي اطرافش حساس بوده و كوچك‌ترين اتفاقي در ذهن خلاقش به موضوعي بزرگ تبديل مي‌شده. مثلا در مورد سالاي يكي از شاگردانش كه البته با او زندگي مي‌كرده خيلي حساس بوده. داوينچي بارها او را دزد، دروغگو، كله شق و دله ناميده و حتي او را كتك مي‌زده كه مثلا پول‌هايش را برداشته و براي خودش لباس خريده. اما او در بحث علم و هنر هم آدم عجيب و غريبي بوده. شاگردانش گفته‌اند بعد از اين‌كه مطالعه روي آناتومي بدن حيواناتي همچون اسب‌، سگ‌ و خرس را به پايان برده تصميم مي‌گيرد روي آدم‌ها هم تحقيق كند و به همين خاطر به كالبدشكافي جسد آدمي مي‌پردازد. داوينچي يك دانشمند تمام‌عيار و هنرمندي بي‌پروا بوده. كافي است نگاهي كوتاه به فعاليت‌هاي علمي‌اي كه علاوه بر نقاشي و طراحي داشته در زمينه‌هاي مختلف بيندازيد.

شناخت حالات چهره انسان، چگونگي پرواز پرندگان، آب و هوا و پديده‌هاي آب و هوايي، چگونگي جاري شدن آب، مطالعه روي گياهان و ساختارهاي آنان، نور، سايه، آينه و عدسي‌ها، فن پرسپكتيو، هندسه و اجسام جامد، طراحي برخي از لباس‌هاي مربوط به كارناوال‌ها و فستيوال‌ها و برخي از لباس‌هاي زرهي، ماشين‌آلات جنگي همچون سراحي يك تانك زره‌پوش يك تيرانداز غول‌پيكر و دستگاه خوف‌انگيز كه با حركت خود پاهاي سربازان را قطع مي‌كند. البته هيچ يك از وسايل بالا در زمان لئوناردو ساخته نشد.

سدها و كانال‌هاي آب، يك پل چوبي كه قابليت حمل داشت و مي‌توانست آن را از هم باز و دوباره سرهم كرد، وسايلي كه با بال‌هايي كه داشتند، قابليت پرواز داشتند هلي‌كوپتر، چتر نجات و گلايدر. چتر نجات ابداعي داوينچي در قرن بيستم ساخته شد و كار كرد. خط معكوس يكي ديگر از اختراعات داوينچي است. او براي اين كه كسي نتواند نوشته‌هايش را بخواند، نوعي خط را اختراع كرد كه برعكس نوشته مي‌شد و بايد براي خواندن آن از آينه استفاده مي‌شد. ديگر اختراعات او شامل مسلسل، بادسنج، ساعت، تلمبه و… بوده‌اند. اينها چه مي‌تواند باشد جز تراوشات يك ذهن «جوگير»!

منبع: مركزمشاوره ستاره ايرانيان


مشاوره كودكان:حمام‌كردن كودكان

همانطور كه از زماني كه از منزل خارج مي‌شويد و با وسايل و اشياي مختلفي در ارتباط هستيد و دائما به آن‌ها دست مي‌زنيد و دستان شما به ميكروب آغشته مي‌شود، كودكان نيز همانند شما در طي روز به وسايلي مثل اسباب‌بازي‌ها، وسايل تزئيني منزل، گاهي وسايل آشپزخانه و… دست مي‌زنند كه دستانشان كثيف مي‌شود.

كودكاني كه دچار جنب و جوبش بيشتري هستند و دائما بالا و پايين مي‌پرسند و يا زياد تحرك دارند، بيشتر مورد آلودگي قرار مي‌گيرند و بايد بيشتر به نظافت شخصي‌شان پرداخت. يعني كودكي كه تحركش زياد و خود را دائما به وسايل مي‌مالد و يا سرش را به ديوار و يا وسايل مي‌كشد و يا به اصطلاح شيطنتش زياد است، خيلي بيشتر مورد آلودگي قرار مي‌گيرد تا كودكي كه تحرك كمتري دارد.مشاوره كودكان

مادران تازه‌كار يا زناني كه قصد مادرشدن دارند، هميشه اين نگراني را دارند كه چگونه نوزاد تازه به دنيا آمده خود را حمام كنند. معمولا يك مادربزرگ مهربان و دلسوز هست كه با استفاده از تجربه بزرگ كردن چندين فرزند، با عشق و علاقه نوه كوچك خود را حمام مي‌كند. با اين حال مادران تازه‌كار هم بايد حمام كردن نوزادشان را ياد بگيرند و بي‌ترس از ليز خوردن بچه يا آسيب رساندن به او، فرزند دلبندشان را حمام كنند و از اين كار لذت ببرند.

مقالات ويژه نتيجه‌اي يافت نشد

پس به جاي نگراني و ترسيدن، طرز حمام كردن نوزاتان را ياد بگيريد. اگر هميشه تفكرات منفي را در ذهن خود پرورش دهيد و به اين فكر كنيد كه اگر فرزندم را به تنهايي حمام ببرم حتما از دستم ليز مي‌خورد و دچار آسيب مي‌شود و يا تصور كنيد كه هميشه يك چيزي كم است و ممكن است شما را با مشكلات زيادي مواجه كند و يا تفكراتي در اين زمينه‌ها، مطمئنا هيچ‌گاه در اين كار موفق نخواهيد شد. سعي كنيد حمام كردن كودكتان را با آرامش شروع كنيد.

اگر شما اضطراب داريد و يا نگران هستيد، علاوه بر اين‌كه روي كار مسلط نيستيد، كودكتان هم متوجه وخامت اوضاع مي‌شود و اين ممكن است او را هم نگران كند و خاطره ناخوشايندي از حمام كردن در ذهن او باقي بگذارد. اين كار و طرز فكر شما باعث مي‌شود كار شما براي حمام‌هاي بعدي سخت شود و يا در مواقعي غيرممكن شود.

يكي از موارد مهمي كه در مراقبت از پوست كودك بايد در نظر گرفت، شست‌وشوي منظم پوست اوست. حمام كردن به صورت روزمره و در صورت امكان در زمان مشخصي از روز مي‌تواند به كودك احساس آرامش و طراوت دهد و به كودك كمك كند تا از آلودگي‌ها در امان بماند. همانطور كه مي‌دانيد بسياري از كودكان با بردن دست خود به داخل دهان، باعث مي‌شوند تا ميكروب‌هاي زيادي از طريق دهانشان به داخل بدنشان وارد شود،

پس سعي كنيد با حمام كردن كودكتان و يا شستن مداوم دستشان، آن‌ها را از اين بيماري‌ها دور كنيد. هنگامي كه كودك را در آب شناور مي‌كنيد و همزمان دست‌هاي گرم و محبت‌آميز مادر به سمتش مي‌آيد، كودك به ياد زندگي كردن در رحم مادر مي‌افتد.

يكي از دلايلي كه كودك از حمام رفتن لذت زيادي مي‌برد، همين نكته است. يعني يكي از دلايلش اين است حس خوب و شيرين رحم مادر را به ياد مي‌آورد و دوست دارد بيشتر در آب بماند؛ و دقت كرده‌ايد كه وقتي مي‌خواهيد كودك را از حمام بيرون بياوريد، اعتراض مي‌كند و يا در بسياري از موارد گريه مي‌كند و مي‌خواهد بيشتر در فضاي حمام بماند. توصيه مي‌شود كه به يكباره و يكدفعه كودك را از آب جدا نكنيد و سعي كنيد آرام آرام و كم‌كم او را از محيط حمام بيرون بياوريد، زيرا با اين كار هم مي‌توانيد از گريه او جلوگيري كنيد و هم فضاي سرد بيرون از حمام باعث نشود تا كودك شما سرما بخورد.

به مرور زمان كه فرزند شما بزرگتر مي‌شود، بازي كردن در آب و ماندن در آب براي او نوعي بازي به حساب مي‌آيد و به مرور زمان تجربه حمام كردن كودك با اطرافيان، مخصوصا مادر براي او بسيار لذت‌بخش‌تر مي‌شود. روش حمام كردن كودكان در سنين مختلف با هم تفاوت دارد. به ياد داشته باشيد قبل از حمام بردن كودكتان، تمايل وسايل مورد نياز مانند ليف، شامپو بچه، شامپو بدن ملايم يا صابون مخصوص كودك، حوله و البسته، پنبه، حوله كلاه‌دار نخي و مورد نياز بعد از حمام را فراهم كرده و زودتر در دسترس قرار دهيد. اگر با تصور اين‌كه در حمام همه چيز آماده است،

كودكتان را به حمام ببريد و بعد از استحمام نياز به حوله داشته باشيد و كسي در منزل نباشد تا به شما كمك كند، نه مي‌توانيد كودك را در حمام تنها بگذاريد و نه مي‌توانيد او را برهنه بيرون بياوريد و به دنبال حوله بگرديد، چون كودك سرما مي‌خورد، پس بهتر است قبل از حمام بردن كودك،تمامي وسايل نامبرده‌شده را آماده كنيد.

حمام‌كردن كودكان

قبل از اين‌كه كودك را به حمام ببريد، از دماي مناسب آب اطمينان حاصل كنيد. تبديل كردن زمان حمام كردن به زماني شاد و خاطره‌انگيز براي كودك، مي‌توانيد به ايجاد جذابيت براي كودكان كمك كند. همچنين استفاده از وسايل بازي مانند انواع عروسك‌ها و وسايل كمك آموزشي در حمام براي سنين مختلف جذاب است. يعني با بردن وسايل بازي‌اي كه آب وارد آن‌ها نمي‌شود و خراب نمي‌شوند، مي‌توان فضاي خوب را ايجاد كرد تا كمك با بازي‌كردن استحمام كند و به حمام بيشتر ابراز علاقه كند.

به ياد داشته باشيد كودكاني كه از پوشك استفاده مي‌كنند، براي اين‌كه از قرمزشدن پايشان جلوگيري كنيد و در اصطلاح عاميانه سوختگي پوست كودك، بايد بدن نوزاد را به صورت روزانه و موضعي شست‌وشو دهيد. در كل شست‌وشوي چندباره دست‌ها و صورت كودك كه در معرض رطوبت غذا و يا كثف شدن قرار دارند، توصيه مي‌شود. در اين صورت شستن گردن كودك و نيز قسمت‌هاي خم‌شونده مفاصل بدن مثل گودي آرنج و زانو نيز لازم است.

براي جلوگيري از خشكي پوست كودك، پس از حمام كردن، استفاده از روغن كودك به شما توصيه مي‌شود. صابون بچه نيز پاك‌كننده‌اي ملايم براي پوست لطيف كودك است، سعي كنيد حتما از صابون بچه براي شستن پوست بدنش استفاده كنيد، نه از صابوني كه براي خودتان استفاده مي‌كنيد، زيرا با اين كار كمك مي‌كنيد تا پوست فرزندتان دچار حساسيت نشود.

مطمئنا حمام نيز مثل آشپزخانه مي‌تواند يك جاي خطرناك براي فرزند شما باشد. خيلي از اتفاقات ناگوار و خطرساز در حمام براي فرزندان اتفاق مي‌افتد و متاسفانه بعضي از مادران فرزندان خود را به تنهايي در حمام رها مي‌كنند و بعد از مدتي برمي‌گردند و مشاهده مي‌كنند كه فرزندشان با آسيب‌هايي در سر يا صورت مواجه شده‌اند و گاهي فرزندان دچار خفگي در آب شده‌اند. تنهاگذاشتن كودك در حمام، مخصوصا در  واني كه پر از آب است، خيلي خطرناك است.

توجه داشته باشيد كه بودن پريز برق در حمام و توالت فرنگي، خطر برق‌گرفتگي و افتادن در توالت، فرزند شما را تهديد مي‌كند و بايد به خاطر داشته باشيد كه تحت هيچ شرايطي نبايد آن‌ها را در حمام تنها بگذاريد تا از بروز چنين حوادثي جلوگيري كنيد.مشاوره كودكان

اگر در حال حمام كردن كودك خود هستيد و زنگ در به صدا در مي‌آيد، هيچ‌گاه فرزند خود را براي باز كردن در تنها نگذاريد. در صورتي كه زنگ خانه زده شد و مي‌خواهيد كه در را باز كنيد، يك حوله دور كودكتان بپيچيد و او را حتما با خود ببريد. و يا اگر فكر مي‌كنيد كه حتما بايد به تماس‌هاي تلفني خود پاسخ دهيد، سعي كنيد يك تلفن سيار تهيه كنيد و آن را به داخل حمام ببريد تا در مواقع لزوم به تماستان پاسخ دهيد.

هميشه سعي كنيد هنگام حمام كردن فرزندتان اول آب سرد را باز كنيد تا احتمال بروز سوختگي كاهش يابد. اگر آب سرد را باز كنيد و اتفاقا روي كودكتان بريزد، او زياد دچار مشكلي نخواهد شد، ولي اگر خداي ناخواسته مقداري آب جوش روي كودك بريزد، آنگاه دچار مشكلات عديده‌اي خواهيد شد و تنها كودك دچار سوختگي مي‌شود، بلكه خودتان نيز از لحاظ روحي و رواني دچار مشكلات زيادي مي‌شويد.

حتما و حتما ابزار و دستگاه‌هاي تيز را از حمام خارج كنيد و يا كاملا دور از دسترس كودك قرار دهيد و مطمئن شويد كه دست فرزندتان به  آن‌ها نمي‌رسد. بهتر است تيغ‌ها، قيچي‌ها، سشوار و ساير لوازم از اين قبيل را در اتاق خواب والدين و يا در يك قفسه دور از دسترس كودك  قرار دهيد و اطمينان حاصل كنيد كه قطعا دست كودك به آن‌ها نرسد.

اگر در هر يك از موارد بالا سهل‌انگاري كنيد و يا موارد فوق را پيش‌پاافتاده و ساده تلقي كنيد، حتما با مشكل مواجه مي‌شويد و ناراحتي‌هاي زيادي را براي خود و خانواده‌تان به وجود خواهيد آورد. سعي كنيد  در صورت امكان يك قفل محكم را در ارتفاع بالا بر در حمام نصب كنيد و در مواقعي كه از حمام استفاده نمي‌كنيد، در آن را قفل كنيد تا كودك نتواند خود به خود وارد حمام شود و شما با اين كارتان با خيال راحت‌تري به كارهايتان برسيد.

منبع: كودك و نوجوان


داستان‌هاي واقعي اجتماع : اعتياد

داستان‌هاي واقعي اجتماع : اعتياد

راننده اورژانس اجتماعي ما را مستقيم به كوچه‌اي مي‌برد كه منزل موردنظر در آن قرار دارد و ما بايد جايي پياده شويم كه نزديك محل اعلام شده نباشد، بچه‌هاي اورژانس فكر آبروي ساكنان خانه را مي‌كنند مبادا ميان همسايه‌ها برايشان حرف در بيايد كه فلاني‌ها…
پيرمردي با چهره مهربان در آپارتمان را باز مي‌كند. به قيافه‌اش نمي‌آيد اهل آزار و اذيت كودكان باشد. سماوات اسم اميرسام را مي‌برد و پيرمرد تاييد مي‌كند كه كودك در خانه است و اجازه ورود مي‌دهد. پدر و مادر كودك هم در خانه هستند. اعتياد در چهره هر دوشان پيداست و معلوم مي‌شود دليل تماس چه بوده. پدر رفت لباس مرتب‌تري بپوشد، اما فريده مادر پسرك همان‌طور با لباس خانه، جلوي ما نشست و به سوالات مددكار و روان‌شناس تيم جواب داد.
سن و سالش حدود ۳۰ است و سه سال پيش در خيابان با همسرش آشنا شده. از همان اول مي‌دانسته شوهرش معتاد است و تصميم مي‌گيرد انگيزه‌اي شود تا شوهرش اعتياد را ترك كند كه پدرش را از دست مي‌دهد و در همين ناراحتي‌ها، براي رسيدن به آرامش، به مصرف مواد گرايش پيدا مي‌كند. چند باري تفريحي استفاده مي‌كند تا اين‌كه گرفتار مي‌شود. يك سال و نيم هم شيشه مصرف كرده و بعد ترك مي‌كند، تا دو هفته پيش كه به قول خودش «مثل سگ» متادون را هم ترك كرده. سه ماه و نيم از بارداري‌اش گذشته بوده و او تازه متوجه بچه مي‌شود، اما پزشكش به او اجازه نمي‌دهد كه متادون را كنار بگذارد.
پسرش حدود دو ماه پيش، معتاد متولد شد و دو هفته براي ترك در بيمارستان مفيد بستري بوده. بعد از مرخصي، عمه‌اش او را مي‌برد كه پيش خودش از او نگه‌داري كند و خيالش راحت باشد كه نوزاد سالم مي‌ماند. پدر هم تحت نظر پزشك ترك كرده و متادون مصرف مي‌كند.
خواهرهاي آقا با ازدواج او و فريده مخالف بودند، بعد از ازدواج آنها و معتاد شدن فريده ديگر نور علي نور مي‌شود و بهانه حسابي دست خواهرها مي‌افتد و آنها هم چندين بار به خانه آنها مي‌آيند تا او را از خانه برادرشان بيرون كنند، اما برادر با اين‌كه معتاد است، هنوز هوش و حواسش را از دست نداده و همسرش را دوست دارد و مي‌گويد به هيچ قيمتي از او جدا نمي‌شود. حالا كه بچه آمده هر دو انگيزه بيشتري براي ساختن زندگي سالم پيدا كرده‌اند، اين را فريده مي‌گويد و پسرش را با قربان صدقه بغل مي‌گيرد و اضافه مي‌كند كه اگر اميرسام نباشد، باز برمي‌گردد به مواد.

پشت در پشت، ميراث شيشه
پرونده ديگري كه تيم سيار اورژانس اجتماعي براي بررسي آن رفت، در منطقه‌اي در جنوب پايتخت بود. طبق معمول تيم در خيابان اصلي و دور از منزل مورد نظر پياده شد و در كوچه‌ها به دنبال پلاك موردنظر گشت.
وارد منزل شديم، آپارتماني تقريبا ۴۰ متري در طبقه سوم ساختمان. تماس گيرنده، مادربزرگ مهسا بود كه ۱۲ سال دارد و طبق قانون هنوز كودك به حساب مي‌آيد. بدون اين‌كه كسي سوال كند، مادربزرگ كه دل پُري داشت شروع به گفتن جريان كرد. مادر، پدر و عموي مهسا هر سه به شيشه اعتياد دارند و در خانه‌اي در كرج زندگي مي‌كنند. پدرش تعادل رواني ندارد، آن‌قدر كه همان سال‌ها هم كه معتاد نبوده از خدمت سربازي معافش كرده‌اند. او مهسا و مادرش را هميشه به شدت كتك مي‌زند و گاهي هم از خانه بيرون مي‌كند. خرج تحصيل و خريد مايحتاج مهسا را مادربزرگ كه پرستار ۲۴ ساعته است مي‌دهد و مهسا هر وقت تعطيل باشد به خانه آنها مي‌آيد. شاگرد زرنگ كلاس اول راهنمايي مدرسه است. او كه با چشم‌هاي روشن و نگران حواسش به حرف‌هاي مادربزرگ است كه چيزي را از قلم نيندازد، مي‌گويد: «بيشتر وقت‌ها با صورت و تن كبود به مدرسه مي‌روم و بعضي وقت‌ها هم پدرم مدت‌ها نمي‌گذارد درس بخوانم، اما مدرسه هيچ وقت به من كمك نكرد كه از اين وضع راحت شوم.»
مادربزرگ مهسا مي‌خواهد حضانت او را بر عهده بگيرد، پسرش هم مخالفتي ندارد، اما مادر نمي‌گذارد. مهسا مي‌گويد از طريق او بعضي از خيرين به خانواده‌اش كمك مي‌كنند، اما يك قران از اين پول خرج او نمي‌شود و پدر و مادر و عمويش با اين پول‌ها شيشه مي‌خرند و با هم دود مي‌كنند.
مادربزرگ مي‌گويد بارها پسرهايش را بستري كرده كه ترك كنند، اما آنها باز هم به اعتياد برگشته‌اند. مادر مهسا هم هر بار مادرشوهرش خواسته كمكش كند، يا رگش را زده يا هرچه را دم دستش بوده شكسته. گويا اعتياد در اين خانواده ماندگارترين ميراث به حساب مي‌آيد. پدربزرگ مهسا هم زماني كه زنده بود به هروئين و ترياك اعتياد داشت تا هشت سال پيش كه اُوردوز مي‌كند و بر اثر سكته قلبي و مغزي فوت مي‌كند.
شخصي براي آنها توضيح مي‌دهد كه با وجود اين‌كه عدم صلاحيت پدر و مادر براي نگه‌داري مهسا معلوم است، اما مادربزرگ بايد به اداره سرپرستي مراجعه كند، اعتياد پدر و مادر را ثابت كند و بخواهد كه سرپرستي نوه‌اش را برعهده بگيرد. و بعد از مدتي مي‌تواند نامه‌اي بگيرد كه حتي اين اختيار را به او مي‌دهد كه ديگر مهسا را به والدينش تحويل ندهد. براي كمك به اثبات اعتياد والدين هم به او اطمينان دادند كه اورژانس اجتماعي كرج به خانه مهسا مراجعه مي‌كند و گزارش اعتياد آنها را به اداره سرپرستي مي‌دهد.

مقالات ويژه نتيجه‌اي يافت نشد

بي‌قراري‌هاي ساعت ۹
توي مطب دندان‌پزشكي نشسته‌ام. دكتر آمپول بي‌حس‌كننده‌اي توي لپم زده و منتظرم تا اثر كند. روبه‌رويم سه تا خانم نشسته‌اند. يكي‌شان يك خانم تقريبا ۷۰ ساله است كه با دختر حدودا ۴۵ ساله‌اش آمده‌اند اينجا. كارشان تمام شده و منتظر هستند تا آژانس بيايد دنبالشان. خانم سومي يك خانم ۵۰ ساله است كه او هم لپش را گرفته. شبكه سوم دارد تصاوير مردم سيل‌زده پاكستان را نشان مي‌دهد. خانم منشي كانال را عوض مي‌كند. هر سه خانم روبه‌رويي بي‌قرار به نظر مي‌رسند. گاهي به تلويزيون نگاه مي‌كنند، گاهي به ساعتشان، گاهي به من، گاهي به منشي دكتر.
خانم ۵۰ ساله رو به من مي‌پرسد: «شما هم بي‌حسي زده‌ايد؟» سرم را تكان مي‌دهم كه يعني بله. بعد او هم سري تكان مي‌دهد و افسوس‌خورانه مي‌گويد: «پس نوبت شما قبل از منه.» مي‌گويم: «اگر شما عجله داريد، اول شما بفرماييد.»
لبخندي از سر رضايت مي‌زند و تشكر مي‌كند. نمي‌دانستم تعارفم را اين‌قدر زود مي‌پذيرد. با خودم مي‌گويم: «عيبي ندارد، حتما عجله دارد!» خانم مُسن همچنان بي‌قرار است. به دخترش مي‌گويد: «يه زنگ بزن ببين چرا آژانس نيومد؟» دخترش هم حال و روز بهتري ندارد.
خانم مُسن رو به خانم ۵۰ ساله مي‌گويد: «الان فلان فيلم شروع مي‌شه، ما هنوز اينجاييم!» خانم ۵۰ ساله انگار كه يك آشناي قديمي را يافته باشد، بلافاصله مي‌گويد: «شما هم نگران هستين فيلم سينمايي شروع نشه؟» و خانم مُسن تاييد مي‌كند.
هر سه‌تايي با اشتياق كامل شروع مي‌كنند به صحبت‌كردن درباره قصه ديشب و اين‌كه بالاخره سرنوشت اين آقاي نقش اول فيلم به كجا مي‌رسد. خانم منشي هم به بحث آنها مي‌پيوندد و حسابي شلوغ مي‌شود. به نظر مي‌رسد همه دارند چيزهايي را براي يكديگر تعريف مي‌كنند كه همه‌شان از آن اطلاع دارند.
زنگ در به صدا درمي‌آيد. خانم مُسن و دخترش مثل فاتحان جنگ واترلو، سر پا مي‌ايستند و با خانم ۵۰ ساله خداحافظي مي‌كنند. لابد دارند توي دلشان فكر مي‌كنند كه اين زن بيچاره چقدر شوربخت است كه نمي‌تواند به موقع به خانه برسد. دكتر از در اتاقش بيرون مي‌آيد و به من اشاره مي‌كند كه بروم داخل، اما خانم ۵۰ ساله پيش‌دستي مي‌كند و از جا بلند مي‌شود. چيزي نمي‌گويم. به دكتر كه رفيقم است، اشاره مي‌كنم كه بهتر است او برود داخل.مشاوره ترك اعتياد

خانم منشي هم آرام آرام دفتر و دستكش را جمع مي‌كند و مي‌رود. اتاق انتظار خلوت شده. من مانده‌ام و تلويزيون كه دارد مدام از پيشرفت‌هاي اقتصادي گزارش مي‌دهد.

شايدهايي كه فاجعه را توجيه مي‌كنند
هنوز حرف‌هايش را تمام نكرده بود كه حالم بد شد. چشمانم سياهي رفتند و دنيا دور سرم چرخيد. با آن نگاه مطمئن و چهره‌اي كه سعي مي‌كرد متاثر نشانش بدهد، روبه‌روي من نشسته بود. چشمانش با آن خط چشم كلفت مشكي و سايه‌هاي رنگ و وارنگ، زمين تا آسمان با حالت كودكي‌شان فرق مي‌كرد. با هر جمله‌اي كه مي‌گفت، سعي مي‌كرد دندان‌هاي سفيد و لامينيت‌شده‌اش را به نمايش بگذارد. دست‌هايش را با حالتي دلبرانه در هوا تكان مي‌داد و به طور اغراق شده، با آنها بازي مي‌كرد. بعد از گفتن هر جمله، مكث كوتاهي مي‌كرد و لب‌هايش را روي هم مي‌ماليد تا رژ لب ماسيده شده روي آنها، در تمام نقاط پخش شود. گوشواره‌هاي طلايي رنگ در ميان تار‌هاي تاب‌دار موهايش، خودنمايي مي‌كردند. يعني با اين دك و پز، فقط براي ديدن من آمده بود؟
گاهي اوقات از وضعيت خودم خنده‌ام مي‌گيرد. شما هم اگر به من با آن عينك قاب سرمه‌اي و موهاي بلند و كوتاه پشت لبم نگاهي مي‌انداختيد و يك نفر، به شما مي‌گفت كه من با اين خانم شيك و خوش‌تيپي كه در حال نوشيدن قهوه اسپرسويش بود، خواهر هستم؛ دلتان را مي‌گرفتيد و قاه قاه مي‌خنديديد. يا شايد هم خدا و عظمتش را شكر مي‌كرديد كه ما را با اين همه تفاوت، از مادر و پدري مشترك آفريده است. ولي اگر راستش را بخواهيد، من با روسري سرمه‌اي و مشكي، دستاني كه از جوهر خودكار سياه شده بودند و مانتوي بلندي كه شباهت زيادي به روپوش‌هاي مدرسه داشت؛ با آن مانكن خوش‌چهره كه انگار ساعتي پيش از آرايشگاه آمده بود و مارك از سر و روي لباس‌هايش بالا مي‌رفت، خواهر بودم. آن هم خواهر تني!

داستان‌هاي واقعي اجتماع : اعتياد
به هر حال او حرف مي‌زد و من گوش مي‌دادم. باد كولر رستوران، مستقيم به صورتم مي‌خورد و موهاي لخت و مشكي‌ام را روي پيشاني‌ام مي‌ريخت. مو به تنم سيخ شده بود. شنيدن اين حرف‌ها، از زبان خواهر كوچك‌ترم، چهار ستون بدنم را مي‌لرزاند. حتي به من مهلت نمي‌داد كه خودم را جمع و جور كنم. يك بند حرف مي‌زد. انگار با هر كلمه، سيلي محكمي به صورتم مي‌نواخت.
بحث سر و وضع او يا من نبود. من و او هر كدام مسير متفاوتي را براي زندگي انتخاب كرده بوديم. حقيقتش را بخواهيد، من هيچ وقت از قيافه و لباس پوشيدن خودم خجالت نمي‌كشيدم. من انتخاب خودم را كرده بودم. در مورد او هم در يك كلام بگويم كه از زيبايي و جذابيتش ذوق مي‌كردم. اما هيچ گاه فكر نمي‌كردم ظاهر و قيافه، در مقابل تفكر و عقيده، كوچك‌ترين ارزشي داشته باشد. من و او به هر حال خواهر بوديم و من عاشقش بودم. چه با آن مانتوي صورتي كم‌رنگ و چه با آن يكي كه كوتاه و زنگاري رنگ بود! اما امروز با حرف‌هايي كه به من زد، فهميدم خيلي چيزها عوض شده. ديگر نه من آن خواهر بزرگ‌تر و حامي مهربان او بودم، و نه او خواهر لوس و دل‌نازك من بود. ما به اندازه بزرگي دنياي اطرافمان با هم تفاوت داشتيم. و من تا امروز نمي‌دانستم. فكر نمي‌كردم لباس و كيف و كفش، او را از من جدا كند.
شايد به قول او، تا الان بزرگ نشده بودم. خودم را لابه‌لاي كتاب‌ها و جزوه‌هاي دانشگاه گم كرده بودم. سرم را انداخته بودم پايين و يك‌راست، مسير خانه تا دانشگاه را گز كرده بودم. تا امروز با اين ديد به او نگاه نكرده بودم. شايد هدفش از چيدن اين همه جمله پشت سر هم، اين بود كه من خواهرم را با عقايد جديد و متفاوتش بشناسم و به خودم بگويم كه اي دل غافل! خواهرم اين مدلي بود و من نفهميدم؟! كه بدانم چقدر با او غريبه‌ام.
با آن سر و وضع، اين همه راه مرا كشانده بود تا با پتك بكوبد به فرق سرم. يا شايد هم آمده بود تا خواهر بزرگ‌ترش را بزرگ كند. تا مرا از پشت كتاب‌هايم بيرون بكشد و با سيلي به صورتم بزند كه زهي خيال باطل! تو از اين زندگي با اين همه بالا و پايينش، چه انتظارهايي داري.

 

منبع: مشاوركو


تغذيه كودك و مشاور خوب

مشاوره كودك : بررسي نكات شيردهي كودك چگونه است؟ تغذيه صحيح و مناسب علاوه بر اين‌كه سبب رشد جسمي كودك مي‌شود، در سلامت و رشد روح و روان او نيز تاثير مستقيم دارد.

تغذيه نامناسب مي‌تواند موجب كاهش رشد جسمي كودك و حتي كاهش هوش او شود.

ممكن است كودك به انواع بيماري‌ها به‌خصوص زخم معده، كم‌خوني، پوكي استخوان و غيره مبتلا شود.

مقالات ويژه نتيجه‌اي يافت نشد

كودك در اثر بيماري علاوه بر اين‌كه رشد جسمي خود را از دست مي‌دهد، گاهي ممكن است از لحاظ و روحي نيز ضربه ببيند.

كودكان بايد به موقع صبحانه و ناهار و شامل ميل كنند.

آنها به انواع غذاها كه ويتامين‌هاي گوناگون بدن آنها را تامين نمايد و به تنوع غذايي نياز دارند.

بنابراين پدر مادر بايد با اصول و روش تغذيه صحيح فرزندان آشنا شوند

نسبت به تغذيه فرزندان خود حساس بوده و طوري برنامه‌ريزي كنند كه احتياجات بدن كودكانشان تامين گردد.

برخي از صاحب‌نظران معتقدند تغذيه كودك، قبل از آبستن شدن مادر شروع مي‌شود.

اگر مادر از مواد غذايي و ويتامين‌هاي كافي برخوردار گردد و بدني سالم داشته باشد،

هنگام بارداري مي‌تواند احتياجات جنين را پاسخگو باشد.

مادراني كه دچار كمبود آهن، كلسيم و يا كم‌خوني و… هستند، ممكن است فرزندانشان با مشكل مواجه شوند.

بنابراين تغذيه مادر در دوران بارداري و شيردهي بسيار مهم و حياتي خواهد بود.

تغذيه كودك و مشاور خوب

توجه داشته باشيد كه منظور از تغذيه فقط دادن غذا به كودك نيست، بلكه نحوه تغذيه و مواد غذايي مصرف شده توسط كودك نيز مدنظر است.

كودكي كه به جاي شير مادر، شير خشك خورده و به جاي آجيل‌هاي سرشار از قند طبيعي و ويتامين‌ها و مواد لازم ديگر، پفك و امثال آن را مصرف كرده صددرصد سوءتغذيه خواهد داشت.

زيرا پفك و شيريني و شكلات‌هاي رنگارنگ فاقد ارزش غذايي هستند.

در گذشته مردم كشمش، نخودچي، برگه زردآلو و هلو، خرما، پسته، بادام، گردو، فندق، توت خشك و… مي‌خوردند و همين امر نيز رمز سلامت و طول عمرشان بود.

ديدگاه ديني در مورد شيرخوارگي

رسول اكرم(ص) مي‌فرمايند: «براي كودك، شيري مناسب‌تر از شير مادرش وجود ندارد.» پس از دوران جنيني، نوزاد كه اكنون چشم به اين جهان گشوده است،

مهم‌ترين مرحله زندگي خود يعني دوران شيرخوارگي را در پيش دارد كه تاثير بسزايي در سلامت جسمي و روحي او خواهد داشت.

شير مادر يك منبع تغذيه‌اي مفيد و قابل دسترس است كه هدر نمي‌رود و به ميزان نياز كودك توليد مي‌شود و هرچه ميزان مكيدن كودك بيشتر شود،

توليد و ترشح شير نيز بنا بر درخواست كودك بيشتر مي‌شود.

يكي از مشكلات شايع كه در هنگام شيردهي به وجود مي‌آيد، اسهال كودك است.

متاسفانه بسياري از مادران بر اين باورند كه در هنگام اسهال كودك، شيردهي بايد قطع شود،

در حالي كه نه تنها در هنگام اسهال شير مادر نبايد قطع شود، بلكه براي جبران مايعات از دست رفته، تعداد دفعات تغذيه با شير مادر را بايد افزايش داد.

باور نادرست ديگري كه وجود دارد، آن است كه شير مادر براي نوزاد مبتلا به زردي (يرقان) اصلا مناسب نيست،

در حالي كه شير مادر در هنگام زردي نوزاد بايد كاملا ادامه پيدا كند.

مزاياي شير مادر

شير مادر حاوي موادي است كه به كودك كمك مي‌كند تا زماني كه دستگاه ايمني‌اش به بلوغ برسد، در مقابل بيماري‌ها مقاوم‌تر باشد، حال آن‌كه شير خشك هيچ يك از اين ويژگي‌ها را نخواهد داشت.

مثلا: گلبول‌هاي سفيد زنده شير مادر به بدن شيرخوار كمك مي‌كند تا در مقابل عفونت دفاع كند، بيفيدوس هم ماده‌اي است كه در شير مادر وجود دارد و كمك مي‌كند باكتري‌هايي مخصوص كه «لاكتوباسيل بيفيدوس» ناميده مي‌شوند، در روده كودك رشد كنند.

اين باكتري‌ها از رشد باكتري‌هاي مضري كه ممكن است در روده شيرخوار رشد كنند .

باعث اسهال شوند جلوگيري مي‌كنند.

علاوه بر موارد ذكر شده پروتئين، چربي، لاكتوز، آهن، آب، نمك، كلسيم و فسفات و… مواد مغذي ديگري هستند كه در شير مادر وجود دارند.

بررسي نكات شيردهي كودك

با توجه به اين‌كه نيازهاي غذايي كودكان در سنين مختلف متفاوت است، تركيب شير مادر نيز منطبق با نيازهاي شيرخوار است و تا ۶ ماهگي نيازهاي كودك را تامين كرده و بدين لحاظ مناسب‌ترين رشد را در كودك تامين مي‌كند.

بنابراين هرگز نبايد شير مادر را از تغذيه كودك حذف كرد، حتي هنگامي كه فرزند را به استفاده از غذاهاي ديگر تشويق مي‌نماييم، شير مادر بايد حداقل تا ۲ سالگي به بچه خورانده شود.

رشد جسمي كودك و شير مادر

شير مادر علاوه بر تامين رشد مطلوب جسمي، ضريب هوشي را نيز افزايش مي‌دهد و مراحل رشد و تكامل، مانند

  • نشستن
  • راه رفتن
  • تكلم
  • دندان درآوردن
  • را تسريع مي‌كند.

    ميزان پوسيدگي دندان و نياز به ارتودنسي در كودكاني كه با شير مادر تغذيه مي‌شوند، بسيار كمتر است.

    نكته بسيار جالب اين است كه زناني كه از شير خود نوزادشان را تغذيه مي‌كنند، خيلي كمتر به پوكي استخوان و سرطان تخمدان مبتلا مي‌شوند.

    بنابراين شيردهي توسط مادر علاوه بر اين‌كه براي نوزاد مفيد و حياتي است، براي خود مادر هم تاثير فوق‌العاده مثبتي خواهد داشت.

    مادراني كه از شير خود كودكانشان را تغذيه مي‌كنند، توجه داشته باشند كه بايد براي شيردادن نوزاد خود از هر دو پستان خود استفاده كند.

    زيرا شير دو پستان مكمل يكديگر هستند، به اين صورت كه در پستان راست آب وجود دارد.

    در پستان چپ غذاي كودك. هر مادري بايد در شير دادن كودك خود، نهايت دقت را بنمايد و اجازه ندهد كه هر كسي به نوزاد شير دهد، مگر در صورت ضرورت.

    بررسي نكات شيردهي كودك = به دليل خاصيت فراوان اولين شير پس از زايمان، در اسلام نيز به خوراندن آن شير به نوزاد سفارش فراوان شده است.

    اين شير پادتن‌هايي ارزشمند را به بدن كودك مي‌رساند كه به او در مبارزه با عفونت‌ها در ماه‌هاي نخست زندگي كمك مي‌كند

    در مورد پايان شيردهي نيز قرآن كريم پايان شيردهي را دو سال معرفي مي‌فرمايد: «مادراني كه مي‌خواهند دوران شيردادن را كامل كنند، دو سال تمام فرزندانشان را شير دهند و خوراك و پوشاك مادران به طور معمول و متعارف بر عهده پدران است.»

    از طرفي بدون عذر، بيشتر از دو سال شير دادن جايز نيست و در حديث نيز آمده است: «مقدار واجب شير بيست و يك ماه است، هرچه كمتر شد از بچه كم گذاشته‌اند و دوره كامل شيرخوارگي دو سال تمام است.»

    آرامش رواني كودك و سينه مادر

    تغذيه كودك از سينه مادر بهترين روش آرام كردن در زمان گريه اوست.

    بايد بدانيم كه نياز كودك به سينه مادر هميشه براي تغذيه نيست، بلكه گاهي فقط براي رسيدن به آرامش حاصل از مك زدن پستان مادر است.

    نه‌تنها كودك هنگام شيرخوردن به آرامش مي‌رسد، بلكه مادر نيز كه فرزندش را در آغوش گرفته و از شير خود او را تغذيه مي‌كند.

    احساس آرامش مي‌كند كه چنين آرامشي هرگز با تغذيه به روش‌هاي ديگر ميسر نخواهد بود.

    همچنين مادراني كه كودكشان را با شير خودشان تغذيه مي‌كنند، سريع‌تر به شكل قبل از بارداري خود باز مي‌گردند.

    زيرا هورمون‌هاي آزادشده هنگام شيردادن كمك مي‌كنند كه رحم به سرعت منقبض شود و به شكل طبيعي خود بازگردد.

    بر اساس آمار موجود نيز سرطان پستان در مادراني كه به فرزندان خود شير داده‌اند، بسيار كمتر از مادراني است كه اين كار را نكرده‌اند.

    پيشوايان دين درباره آثار و فوايد شير مادر بسيار سخن گفته‌اند.

    امام علي(ع) مي‌فرمايد: «هيچ شيري پربركت‌تر از شير مادر نيست.»

    شيردادن به فرزندان آنقدر داراي اهميت است كه احكام شرعي درباره مادر تخفيف مي‌يابد

    مثلا اگر شير مادر كم باشد، به گونه‌اي كه اگر روزه بگيرد، به خودش يا فرزندش ضرر و زيان وارد مي‌شود، روزه گرفتن بر چنين مادري واجب نيست.

    اسلام درباره شيردهي احكامي را نيز بيان مي‌كند.

    به عنوان مثال

  • براي شيردادن بچه بهتر است خود مادر به نوزاد خود شير دهد. مستحب است،
  • زن‌ها از شير دادن به هر بچه‌اي خودداري كنند،
  • زيرا ممكن است فراموش كنند كه به كدام نوزاد شير داده‌اند
  • در آينده كه دو نوزاد رشد كرده و به سن بلوغ مي‌رسند، ممكن است با يكديگر ازدواج نمايند
  • در حالي كه به واسطه شيرخوردن از يك مادر، محرم بوده‌اند.
  • بر اساس دستورات اسلام يكي از وظايف اساسي زن شيرده آن است كه در دوران شيردهي جز غذايي پاك و حلال نخورد و هميشه در ذكر و ياد حق باشد، با وضو باشد و از هرگونه ناهنجاري‌هاي عملي و اخلاقي اجتناب ورزد.

    زن شيرده بايد از همان اول مراقب تغذيه خود باشد. پيامبر اكرم(ص) مي‌فرمايد: هيچ زن زائو در روز ميلاد كودكش رطب نمي‌خورد، جز آن‌كه كودك او اعم از پسر يا دختر داراي خود بردباري و خويشتن‌داري خواهد شد.

    نظر پزشكان در مورد شيرمادر

    پزشكان نيز در مورد تغذيه مادران توصيه مي‌كنند، مادران با توجه به زايماني كه داشته‌اند و فشارهايي كه متحمل شده‌اند، آب و مايعات بدن كاهش مي‌يابد، بنابراين بايد به اندازه كافي از آب و آب ميوه و مايعات استفاده نمايند يا روزانه ۴-۳ ليوان شير مصرف كنند.

    بعضي از غذاها مانند ماهي، باقالا، آبگوشت، ماكاروني و انواع مايعات محرك توليد شير مي‌باشد كه بايد مورد مصرف مادر شيرده قرار بگيرد.

    اميرالمومنين علي(ع) مي‌فرمايند: «همچنان كه براي انتخاب همسر دقت مي‌كنيد و وسواس به خرج مي‌دهيد، براي انتخاب شير كودك خود نيز دقت كرده و وسواس لازم را به خرج دهيد و بينديشيد كه چه كسي به فرزند شما شير مي‌دهد.»مشاوره كودك

    رعايت مسائل تغذيه در آينده فرزند تاثير اعجاب‌انگيز دارد.

    اين تاثيرگذاري، هم در اخلاق و رفتار و هم در صورت كودك در آينده ظاهر مي‌شود. در اين زمينه روايات زيادي از بزرگان دين بيان شده است.

    در زمينه تاثيرگذاري شير مادر در اخلاق و رفتار كودك حضرت علي(ع) مي‌فرمايند: «بنگريد كدام زن نونهالتان را شير مي‌دهد، زيرا كودك با اخلاق اوا رشد مي‌كند.» و امام باقر نيز مي‌فرمايد: «زنان احمق و بيهوش را به عنوان دايه براي فرزند نگيريد، زيرا شير سجايا و اخلاقيات زن را به فرزند منتقل مي‌كند.»

    مشاوره كودك : بررسي نكات شيردهي كودك مورد بررسي قرار گرفته است.

    اسلام ، نوزاد و شير دهي

    در اين باره اسلام نكاتي را براي والدين نوزاد توصيه مي‌كند كه ما هم به اختصار به آنها اشاره مي‌كنيم:

  • شير مادري كه ديوانه، سبك مغز و احمق است را به نوزاد ندهيد
  • شير مادري كه از راه نامشروع باردار شده است را به نوزاد ندهيد
  • شير مادري كه بيماري مُسري و واگيردار دارد، به نوزاد ندهيد
  • شير مادري كه در حال خشم و غضب به سر مي‌برد را به نوزاد ندهيد
  • شير مادري كه داراي جهان‌بيني الهي نيست و به خدا ايمان ندارد را به نوزاد ندهيد
  • شير مادر بدزبان را به نوزاد ندهيد
  • شير مادري كه از غذاي حرام ارتزاق مي‌كند، به نوزاد ندهيد
  • منبع: كودك و نوجوان


    پديده زورگويي

    پديده زورگويي

    آن قصه قديمي كودكانه را شنيده‌ايد كه هر كسي فكر مي‌كرد از همه قوي‌تر است تا وقتي كه به از خودش قوي‌تر برمي‌خورد؟ همان كه اسمش «كي از همه پرزورتره؟» است؟ حالا حكايت زندگي در تهران يك جورهايي شبيه آن قصه شده. هر كسي فكر مي‌كند زورش به بقيه مي‌رسد مگر خلافش ثابت شود! اين زورگويي يك جورهايي اپيدمي شده و كار به آنجا رسيده كه قانون هم براي «پرزورها» سد و مانعي محسوب نمي‌شود. مخصوصا قوانين راهنمايي و رانندگي كه انتظار رعايت‌كردنشان از طرف مردم، بدون آن‌كه ترس از جريمه مجبورشان كند، كم‌كم تبديل به يك آرزوي دست نيافتني مي‌شود. چند سال پيش در خيابان وليعصر سر يك كوچه يك‌طرفه از سوپرماركتي خريد مي‌كردم كه سروصداي يك مرد توجه‌ام را جلب كرد. وقتي از مغازه بيرون آمدم، صحنه جالبي را ديدم؛ يك پيكان سفيد داشت برخلاف جهت تابلو وارد كوچه مي‌شد، يعني داشت خلاف قانون عمل مي‌كرد! روبه‌رويش هم يك ماشين ديگر كه در جهت درست و قانوني حركت كرده بود، با ايشان شاخ به شاخ شده بود. راننده خلافكار سرش را از پنجره ماشين بيرون آورده بود و با ركيك‌ترين الفاظ راننده روبه‌رويي را كه مرد جا افتاده و محترمي به نظر مي‌آمد، تهديد مي‌كرد: «مگه خيابون ارث پدرته؟ به تو چه ربطي داره كه من ورود ممنوع مي‌آم؟ [بيب] و [بيب] و [بيب]……»
    آن مرد محترم هم انگار گوشه رينگ بوكس گير افتاده باشد، مظلومانه ماشينش را كنار كشيد تا آقاي پرزور بددهن بتواند به خلافش ادامه دهد. حرصم در آمده بود، چقدر وقيح بود اين مرد! با پررويي تمام بر خلافكاري‌اش اصرار مي‌كرد و هيچ كس هم حق اعتراض نداشت.
    اما بعد اتفاق جالبي افتاد. قلدرخان كمي كه جلوتر رفت، با ماشين بعدي روبه‌رو شد و دقيقا همان سناريو را اجرا كرد. باز هم سرش را از پنجره بيرون آورد و شروع كرد به راننده ماشين جلويي كه يك بنز سفيد رنگ بود بد و بيراه گفتن. اما اين بار راننده روبه‌رويي كنار نكشيد، از ماشين پياده شد و با اطمينان و آرامش رفت به سمت قلدرخان. هيبتي داشت براي خودش، اما چيزي كه توجه من را جلب كرد پوتين‌هايش بود. او يك مامور نيروي انتظامي بود! راننده خلافكار هم كه پوتين‌ها را ديده بود، متوجه شد اين بار سنبه پرزور است. كمي خودش را جمع و جور كرد و آماده شد تا اين بار از موضع ضعف با طرفش روبه‌رو شود: «جناب سروان به خدا بچه‌ام تو بيمارستانه، منم بايد برم براش دارو بخرم، به خدا مجبور شدم يه طرفه بيام، به خدا…»
    مامور قوي هيكل هيچ اعتنايي به مزخرفات قلدر خان نداشت. فقط اشاره كرد كه «از ماشين پياده شو» و بعد اشاره‌اي به مسافر بنز سفيد رنگ كرد. قيافه‌اش ديدني بود. مثل موش آب كشيده جمع شد و به پته پته افتاد: «جناب سروان غلط كردم،… تو رو خدا ببخشيد…» جناب سروان هم بدون توجه به اين حرف‌ها مدارك قلدرخان را ضبط كرد و ماشينش را به پاركينگ منتقل كرد.
    دلم خنك شد! اما راستش متاسف هم شدم، چرا بايد براي رعايت يك قانون ساده، سردار طلايي وارد عمل شود؟ چرا خودمان به قانون احترام نمي‌گذاريم؟ چرا حق ديگران برايمان هيچ اهميتي ندارد؟ چرا فكر مي‌كنيم ما از همه پرزورتريم؟ چرا؟

    چيزهايي كه نبايد فراموش كنيم
    فراموشي شايد مهم‌ترين ضعف و گاهي بزرگ‌ترين نياز اين آدم خاكي باشد، اما بسيار گريزپا و لجباز است. معمولا آن‌چه را بايد فراموش كنيم با تمام جزئيات به ياد مي‌سپاريم و آن‌چه را بايد به ياد بياوريم در ميان گرد و غبار زمان تصويرش را از ياد مي‌بريم. بهانه اين هفته چيز ديگري بود. پاييز بود و مهر و بوي مدرسه، ولي تا سه ماه ديگر مي‌شود از پاييز گفت و من دلم ريخت پايين وقتي در اولين روز مدرسه موقعي كه با پريا داخل ماشين بوديم تا به مدرسه‌اش برسيم، راديو گفت كه هفته دفاع مقدس است و من يادم رفته بود. يادم رفته بود كه درست وقتي هم‌سن اين روز‌هاي پريا بودم، مجبور بودم براي آشنايي با جنگ و آرام‌شدن ترس‌هايم «زندگي، جنگ و ديگر هيچ» فالاچي را بخوانم و موقع آژير قرمز دعا مي‌كردم كه بمب روي خانه ما نيفتد و سال‌ها بعد يك روز با ترس ديدم من هم در مرگ مردمم با ترسم سهيم شده بودم.پديده زورگويي
    راديو دارد از جنگ و خاطرات جبهه مي‌گويد و صداي رزمندگاني كه ديگر نيستند، سال‌هاي دهه عجيب و رعب‌آور ۶۰ را در ذهنم تداعي مي‌كند. منع‌كردن هيچ به من نيامده. همين ديشب بود كه پدرم را سرزنش مي‌كردم كه چرا آن‌قدر اشكش سريع سرريز مي‌شود از ديدن هر صحنه‌اي و صدايش لرزان و به او گوشزد مي‌كنم كه پدرِ من بايد كمي خوددار باشيد، زندگي همين است ديگر و الان خدا تلافي شماتتم را سرم درآورده. در اتوبان دارم با سرعت مي‌رانم و عينك بر چشمم هست كه شكمم به قول محمود كلاري عزيز عين آب‌پاش برف‌پاك‌كن مي‌ريزد به سر و رويم. حالا نوبت شماتت پرياست، مامان همين مونده بود كه با گوش كردن به راديو هم گريه‌ات بگيرد. اين را مي‌گويد و دستمالي به من مي‌دهد، چشم‌هايم با پرده اشك تار شده و آرام‌تر مي‌رانم و مي‌گويم: آخه مامان تو كه نبودي ببيني چطور همه پسرهايي كه تو آشنايي و همسايه و فاميل مي‌شناختيم هر هفته عكس و اسمشون مي‌رفت بالاي كوچه و شهيد مي‌شدند. ديگر از مجيد برايش نمي‌گويم كه هنوز جواب عشقش فريرا را ندانسته با ماشين مهمات در جبهه‌هاي غرب پودر شد و به هوا رفت يا حميد كه وقتي خبر شهادتش را شنيدم، دلم ريخت پايين كه مدت‌ها بود قبل جبهه رفتنش با او قهر بودم.

    مقالات ويژه نتيجه‌اي يافت نشد

    پديده زورگويي
    هر موقع با خانواده‌اش مي‌آمدند منزل ما خودم را قايم مي‌كردم تا نبينمش يا از امير تازه داماد يا از حسين يا… اشك امان من و پريا را بريده. پريا مي‌پرسد: مامان به جاش بعضي‌هاشونم زنده موندن. خودش مكث مي‌كند و ادامه مي‌دهد: البته انگار بيشتر اونا هم الان تو آسايشگاهن. زير لب ادامه مي‌دهم يا راننده تاكسي و آژانس يا بي‌كار يا كارمند گرفتار… همين‌طور كه مي‌رانم، تابلويي با همين مناسبت هفته دفاع مقدس مي‌بينم كه تصوير رزمنده‌اي است كه دارد از پشت مي‌رود و بالايش نوشته: ما رفتيم تا شما راحت باشيد. به پريا مي‌گويم: مامان يادت باشه آدم‌هايي كه تو اين جنگ شركت داشتن، نجيب‌ترين و باارزش‌ترين مردهاي اين سرزمين بودند.
    دختركم با غصه به روبه‌رو نگاه مي‌كند و زير لب مي‌گويد: خودم مي‌دانم. من مي‌رانم و هر دو تا آخر مسير سكوت مي‌كنيم. بهانه اين هفته‌مان همين باشد. خاطرات جنگ را از ياد نبريم. اين هفته اگر سنمان مي‌رسد در ذهن آن روزها را مروري كنيم، اگر سنمان نمي‌رسد از كساني كه بوده‌اند و ديده‌اند، بپرسيم. ميلان كوندراي محبوبم در مقدمه ديباچه نوين رمان‌نويسي مي‌گويد: كشورهايي كه سال‌هاي جنگ را از سر گذرانده‌اند، بهترين گنجينه دراماتيك را براي نسل بعدي به جاي مي‌گذارند. با همه آرزوي ته دلم و تمام وجودم براي صلحي دائمي در كشورم و دنيا شك ندارم كه سال‌هاي جنگ از آن خاطراتي است كه نبايد يادمان برود.

    منبع: كانون مشاوران ايران


    غلبه بر احساسات منفي

    غلبه بر احساسات منفي

    تصوير ذهني شما تنها در صورتي به زندگي سعادتمند منتهي مي شود كه بر احساسات منفي خود اعدام جنگ دهيد و در نبردگاه ذهن بر آن پيروز شويد.
    ذهن شما آوردگاهي است كه اگر از آن پيروز بدر رويد به آرامش هميشگي مي رسيد.
    نيروي زميني شما در استتار بوته زارها براي ارزيابي موقعيت دشمن مي رود. آگاهي شما نقش تعيين كننده تفكر و تصوير ذهني شما ست.
    نيروي هوايي شما كه مجهز به پيشرفته ترين جت هاي جنگنده و شيوه هاي رزم هوايي است، برخوردار از فلسفه ي پويا هدف گذاري و استفاده از مكانيزم موفقيت است. قدرت آتش جنگنده هايتان به توانايي شما در تقوتيت تصوير ذهني تات بستگي دارد. بستگي به اين دارد كه براي خود چه ارزشي قائل دشده ايد.
    و هنوز نيروي دريايي شما تا دشمن بزرگ يعني مكانيزم شكست و ناكمي را موضع يابي نكرده، نمي تواند سربازان را به آوردگاه پيروزي برساند. براي پيروزي در اين نبرد بايد مكانيزم شكست و ناكامي خود را از ذهن خود بشوييد.
    آيا از مقايسه جنگي من خنده تان گرفته ؟ جان خنده نيست. به هيچ وجه، در دنياي پرزحمت ما كه افكار بسياري از مردم را فلاكت و بدبختي فرا گرفته، تنها راه نجات اين است كه غدد سرطاني احساسات منفي را با تصاوير و مفاهيم شاد تعويض كنيد و اين هم مستلزم در گير شدن در نبردي حياتي است.
    سالها پيش ادوارد بولور ليتون قدرت قلم را بيش از شمشير توصيف كرد. برداشت كاملا درستي بود كه حالا آن را همه قبول كرده اند.
    امروزه در پي پيشرفت هاي شگرف يك صد سال گذشته مي توان به جرات گفت كه افكار انسان و تصوير ذهني او از توپ و تانك قدرتمند تر است.
    با اين حساب بايد به احساسات منفي و به مكانيزم شكست اعلام جنگ دهيم. رسيدن به صلح و آرامش و خوشبختي، مستلزم غلبه بر منفي گرايي است.

    مقالات ويژه نتيجه‌اي يافت نشد

    غلبه بر مكانيزم ناكامي
    لازم است به مصاف تمامي جنبه هاي مكانيزم شكست برويم تا آنچه را من «سيستم تقويت علائم منفي وجود» ناميده ام و استعدادهاي مثبت را از بين مي برد نابود سازيم.
    درست همان طور كه برخي از استعدادهاي مثبت بر عملكرد شادي آفرين مكانيزم موفقيت اثر مي گذارد. نيروهاي منفي ، چونان بهمني گردان و نابود كننده، با ايجاد بازخورد هاي منفي، شكست و ناكامي را به دنبال مي آورد.
    همان طور كه مكانيزم موفقيت را بررسي دقيق كرديم، لازم است اجزا متشكله مكانيزم شكست را تحليل كنيم تا با علم و آگاهي بيشتر با اين معضل وجود برخورد نماييم. نا اميدي و روحيه ي تهاجمي، احساس تنهايي، نا امني، اظهار دلخوري و احساس پوچي، عناصر مكانيزم شكست هستند.
    بدانيم كه اينها دشمنان سعادت ما هستند كه به سلاح هاي مخرب و هولناك مجهزند. اگر موافقيد، به بررسي اجزا متشكله مكانيزم شكست بپردازيم، باشد كه با نفوذ به سنگرهاشان، اثرات تخريبي آنها روي انسان ها را بهتر درك نماييم.
    ۱- نااميدي. احساس نا اميدي زماني دست مي دهند كه از رسيدن به هدف هاي مهم و يا ارضاء اميال خود باز مي مانيم. همه ي ما گاه و بيگاه تحت تاثير سرشت كامل نشده و ماهيت پيچيده جهان نا اميد و دلتنگ مي شويم. اما اين نا اميدي موقتي است. وقتي در احاطه ي انگاره هاي نا اميدي مستاصل مي شويم، بايد علت يابي كنيم ، چرا نا اميد هستيم؟ آيا بيش از حد كامل گرايي مي كنيم؟ آيا با انتقاد از خود و با خود خوري را ه را بر هدف هاي خويش مي بنديم؟ آيا حكم آن طفل شير خواره اي را داريم كه نااميدي و گريه و زاري ها، در يك چشم به هم زدن به خنده و رضايت مبدل مي شود؟ اظهار دلتنگي و گريه و زاري ممكن است طفل شيرخواره را به جايي برساند، اما براي بزرگ تر هاي كاري صورت نيم دهند. توجه بيش از حد و ناسالم به غم و غصه ها تنها بر شدت گرفتاري مي افزايد، چه بهتر كه به جاي شكست ها به موفقيت ها توجه كنيم تا با رسيدن به اعتماد به نفس، در راه پيروزي و شادماني قدم برداريم.

    ۲- روحيه تهاجمي: گاه كار نوميدي به تهاجم مي كشد. البته روحيه تهاجمي اگر درست هدايت شود نه تنها بد نيست، بلكه گاهي اوقات براي رسيدن به هدف لازم هم هست. اما روحيه ي تهاجمي با مفهوم تندخويي نيست. مي تواند به شكست و ناكامي بينجامد. روحيه ي تهاجمي اگر بر پاشنه نا اميدي بگردد، دايره ي بسته شكست و ناكامي را تكرار مي كند. تندخويي اغلب ناشي از هدف گذاري غير منطقي است. با هدف هاي دور از دسترس تندخو و پرخاشگر مي شويم. دور ماندن از هدف اسباب دلسردي و در عين حال عصبيت را فراهم مي كند. انسان نوميد اغلب لجام گسيخته است و بي هدف به هر سمت يورش مي برد. اسير دايره بسته ي نوميدي – تند خويي، بدون دليل ديگران را آماج حملات خود قرار مي دهد، بر صورت زنش سيلي مي زند، كودكانش را مورد ضرب و شتم قرار داده ، به دوستانش توهين مي كند و با همكارانش برخوردي خصمانه دارد. از همه اينها مهم تر، تندخويي تحت تاثير خراب شدن ارتباط با ديگران شدت مي گيرد. در نتيجه نوميدي و دلتنگي بيشتر دشه كه اين تند خويي بيشتر را دنبال مي آورد. اما اين دايره بسته ي هولناك كجا ختم مي شود. مسئله خلاص شدن از روحيه ي تهاجمي نيست. مهم اين است كه روحيه تهاجمي را در جهت تحقق هدف هايي كه اسباب رضايت مي شوند هدايت كرده، از پا گرفتن نوميدي و دلسردي بكاهيم. انسان افسرده- تندخو، بايد بداند براي او راه خلاصي هست.غلبه بر احساسات منفي

     

    ۳- احساس عدم امنيت. احساس ناخوشايند ديگري است كه الب از احساس بي كفايتي دروني نشات مي گيرد. انساني كه احساس مي كند از هدف خود دور مانده است احساس عدم امنيت مي كند. اما اغلب، گرفتاري اصلي كمبود منافع دروني نيست. مشكل اصلي كامل گرايي ذي طلاحي هستند كه با انتظارات غير ممكن زندگي مي كنند. به طو ردائم در مقام سرزنش خويش هستند، با احساس عدم امنيت به سطحي بالاتر از آنچه هستند مي رسند و در نتيجه از امكانات بالقوه خود فاصله مي گيرند.

    ۴- احساس تنهايي. همه ي آدم ها گاه و بيگاه احساس تنهايي مي كنند و اين هر گز عجيب نيست. اشكالي هم ندارد. آنچه مسئله ساز است احساس تنهايي به مفهوم عزلت گيري و آن احساس است كه شما را از ديگران و از زندگي جدا مي كند و يكي از نشانه هاي حتمي شكست و ناكامي است. راستش را بخواهيد يكي از عوامل مهم احساس ناكامي شرايط زندگي امروزي است كه قلب انسان را غمي جان گداز فرا مي گيرد. شناختن مخلوقات پروردگار كار دشواري است و اين حزن انگيز است.

    ۵- احساس عدم اطمنيان. احساس عدم اطمينان ناشي از كمبود قاطعيت و صراحت است. انسان نامطمئن با تصميم نگرفتن احساس امنيت مي كند، به زغم او، با كاري صورت ندادن، احتمال بروز اشتباه منتفي گرديده، از انتقاد ديگران معاف مي شود. خصوصيت آدم هاي كامل گرا است كه از توجيه اشتباهات خود عاجزند. تصميم گرفتن براي انسان نامطمئن كامل گرا، در حكم مرگ و زندگي است زيرا از آن بيم دارد كه با انتخاب اشتباه ، تصوير ايده آلي را كه از خود ساخته نابود كند. در نتيجه ، در ترديد آن قدر دفع الوقت مي كند كه فرصت گران بهاي عمر به نگراني هدر مي رود و چون بعد از همه ي تعلل ها تصميم مي گيرد، تصميمي بي قاطعيت است كه امكان اشتباه بودنش زياد است. انسان مردد، از بيم شماتت، زندگي را بر خود حرام مي كند.

    ۶- اظهار دلخوري. واكنشي است كه شخصيت شكست طلب براي توجيه موقعيت خود از آن استفاده يم كند. او كه توان تحمل ناكامي را ندارد، مي خواهد با انواع توجيهات گناه ناكامي ها را به گردن ديگران انداخته، سرزنش هاي احتمالي را متوجه آنها سازد. در برخورد با مشكلات و هر آينه با مسئله اي روبه رو شود، بي آن كه سهم خود را در معضل پيش آمده مشخص كند، گناه به گردن ديگران مي اندازد. اما اظهار دلخوري توجيه قابل قبول نيست. اين جا هم دايره بسته اي ايجاد مي شود كه حاصل آن نا اميدي و تندخويي بيشتر است. گله گزار و او كه با آه و ناله تقصيرها را متوجه ديگران مي كند، زنجير تسلسلي از دلخوري و عداون ديگران را به وجود مي آوردصميمي نبودنش ديگران را رنج مي دهد، در برابر رفتارش واكنش متقابل نشان مي دهند و او را به خاطر اين رفتار ناپخته سرزنش مي كنند. انسان گله مند آزرده، خود را قرباني بي عدالتي مي داند و در اندوه مي شود. آيا مقصد ديگران نيستند كه او را از رسين به اهدف هايش محروم كرده اند؟ آيا همه اش تقصير ين بخت و اقبال نامساعد نيست كه او را از پيشرفت و ترقي محروم ساخته؟ هر چه بيشتر خودش را يم خورد، احساس حقارت بيشتري مي كند، به تدريج از خود متنفر و از ديگارن و سرانجام از همه ي دنيا رنجيده خاطر مي شود و متوجه نيست كه رنجش دروني اوست كه زمينه شكست و ناكامي اش را فراهم ساخته است. مادام كه برايخود نقش اولي در نظر نگيرد و درك نكند مسئول هدف گذاري و هدايت روحيه ي تهاجمي برايرسيدن به هدف ها خود اوست. نمي تواند دايره بسته ناكامي را پاره كند. تنها با احترام گذاشتن به خويش و با ايجاد تصوير واقع بينانه مي توان عادت دلخوري، اين عنصر موجد مكانيزم ناكامي را پاره نمود.

     

    منبع: مشاوركو


    رفتارهايي كه سبب دلزدگي همسر تان مي شود – چه كاري نبايد كرد

    شما روابط خوبي با همسرتان داريد و هرگز دوست نداريد ناراحت نشويد.

    اما اين واقعيت كه ما بايد قبول كنيم اين است كه فرد در معرض خطر طرد شدن است.

    چند رفتار كه ناخودآگاه آزار و اذيت همسر را به دنبال دارد بخوانيد.

    رفتارهايي كه سبب دلزدگي همسر تان مي شود – چه كاري نبايد كرد

    بعد از تميز كردن او دوباره تميزكاري مي كنيد.

    هنگامي كه همسر شما ظروف را شسته است و به همان اندازه پاك كرده است، دوباره آن ها را مي شوييد.

    با اين رفتار، او احساس ارزشمندي براي كمك به شما را از دست مي دهد.

    گاهي اوقات شما بايد مراقب باشيد.

    هنگامي كه ظروف در جاي خود قرار ندارند نيز مي توانيد بخوابيد.

    شما دائما خود را مورد انتقاد قرار مي دهيد

    خواه روز بدي داشته ايد و يا به دنبال همسر تان باشيد كه صادقانه دلداري تان بدهد اين به يك رفتار آزار دهنده در شما تبديل خواهد شد.

    سعي كنيد مانند او باشيد.

    هر روز خود را با گفتن چيزي كه افتخار مي كنيد جشن بگيريد.

    به گفته روانشناسان، اگر خودتان را همان گونه كه هستيد قبول كنيد، روابط بهتري خواهيد داشت.


    بررسي زنان را در واكسيناسيون واكسن پاپيلوماي انساني مورد توجه قرار مي دهد


    به گفته نويسندگان يك مقاله اخير در مجله "بهداشت جنسي"، هزينه، اما عدم راحتي، نقش مهمي در نگرش نسبت به واكسيناسيون براي پاپيلوماي ويروس هاي رايج انساني براي زنان بالاي 26 سال دارد .

    در حال حاضر دو واكسن براي ويروس پاپيلوماي انساني (HPV) كه علت اصلي سرطان دهانه رحم است، اداره غذا و داروي ايالات متحده براي زنان 9 تا 26 ساله است. واكسن، Gardasil (Merck و شركت) و Cervarix (GlaxoSmithKline) تحت بررسي FDA براي يك زن مسن تر از زنان است.

    محققان از دانشكده پزشكي دانشگاه اينديانا و مركز پزشكي دانشگاه كلمبيا 1323 زن بين 27 تا 55 ساله را بررسي كردند كه بخش جدايي نژادي و جمعيت شناسي ايالات متحده را براي تعيين تمايل زنان بالغ كه واكسينه مي شوند، مورد بررسي قرار دادند.

    وي گفت: "ما طي چندين سال در تحقيق به دنبال نگرش نسبت به واكسيناسيون HPV و پذيرش واكسن بوده ايم." گرگوري د. زيمت، استاد پزشكي كودكان و روانشناسي باليني در بخش از طب سوزني در دانشكده پزشكي IU. "اين پروژه به يك زن مسنتر از زنان به منظور تعيين نگرش آنها نسبت به واكسيناسيون HPV نگاه كرد و عوامل موثر بر نگرش آنها".

    محققان نخستين نوشتۀ ناتان وستپوانيسكي، Ph.D.، يكي از همكلاسي هاي وزارت علوم، تحقيقات و فناوري، بخش بخش پزشكي نوجوانان، گفت كه محققان معتقد به شدت علاقه مند به دريافت واكسن در صورت رايگان در دسترس هستند. به دليل افزايش هزينه هاي خارج از جيب، علاقه به واكسن كاهش مي يابد، كه معمولا هزينه 120 دلار در هر دوز و به سه دوز نياز دارد.

    داستان هاي مربوطه

    اين نظرسنجي همچنين زنان را در مورد اين كه آيا واكسن را در يك دفتر دكتر يا يك داروخانه محلي ترجيح مي دهند تا در صورت پذيرش راحت بودن، مورد پرسش قرار گيرند. انتخاب ترجيح داده شده توسط لبه هاي كمي يك دفتر دكتر بود.

    عواملي كه موجب افزايش علاقه به واكسن نشدند شامل داشتن يك دوست يا نسباي كه سرطان دهانه رحم داشتند يا شخصا عفونت پيش از طريق جنسي داشتند.

    افزايش پذيري در زنان مبتلا به زگيل تناسلي ديده شد، حداقل يك آزمايش پاپ غير طبيعي داشت، قبلا در مورد واكسن HPV شنيده بود و يا در طي دو سال گذشته شپش ويروس آنفولانزا داشت.

    دكتر Stupiansky گفت: "با شواهد تجربي جمعآوري شده كه واكسيناسيون زنان بالاي 26 ساله مي تواند مفيد باشد، مهم است كه عوامل خاص مرتبط با پذيرش واكسن HPV را درك كنيم." "اين مطالعه برخي از مسائل مربوط به پذيرش شامل هزينه و دانش قبلي واكسن را روشن مي كند.روانپزشك روانشناس مشاوره كودك و نوجوان قبل ازدواج

    يافته هاي اين تحقيق همچنين نشان مي دهد كه علاقه به واكسن در ميان زنان بالغ قابل ملاحظه اي كاهش مي يابد، در صورتي كه پوشش بيمه هزينه هاي خارج از جيب واكسيناسيون HPV را كاهش نمي دهد. بيمه بهداشتي و / يا تامين مالي عمومي (برنامه واكسن براي كودكان) هزينه هاي واكسيناسيون HPV را براي تقريبا تمام زنان 9 تا 17 ساله پوشش مي دهد.


    انجمن آنلاين MWellA آگاهي در اختلالات رواني را افزايش مي دهد



    سلامت روان يك موضوع داغ در جامعه امروز است. مردم نگران هزينه هاي ايمني، هزينه و اثرات جانبي داروهاي ضد افسردگي و ساير داروهاي روانگردان هستند. هر كس مي خواهد آرامش ذهن، رضايت و شادي را پيدا كند، اما براي بسياري از اين مبارزات مي تواند غلبه كند. پيشگام جنبش مولد مواد غذايي و مواد غذايي جهان، پل هوليچ، اين موضوع را در يك جامعه نينگ كه براي سازمان او MWellA (Mind Wellness Awareness) http://mwella.ning.com ايجاد كرده است، مورد بحث قرار مي دهد .

    هدف از جامعه آنلاين MWellA است كه آگاهي را به شرايط ذهني و فراهم آوردن انجمن براي كساني كه به دنبال منابع لازم براي مبارزه و دوباره كشف حس خود و هدف در زندگي است.

    نام MWellA يك روز به پاول آمد، در حالي كه در كنار شنهاي سفيد با شكوه Avalon Beach در سيدني استراليا راه مي رفت. با بيان كلمه "خوب" بين "M" براي ذهن و "A" براي آگاهي، ماموريت MWellA است كه هر كس بايد صلح از ذهن، رضايت و شادي در زندگي داشته باشد. پولس مي گويد: "ميليون ها نفر از اختلالات روحي رنج مي برند." "احساس كردم اين خواست من بود كه جامعه اي ايجاد كند كه مردم بتوانند از آن حمايت كنند و در مورد مبارزات خود صحبت كنند".

    پولس يك روانۀ روزمره را براي كمك به يافتن يك احساس رفاه در زندگي روزمره به وجود مي آورد كه آيا فرد از استرس، اضطراب، افسردگي يا اختلال دوقطبي رنج مي برد. در پست هاي وبلاگ و بحث هاي انجمن، پل نگاه دقيق به آنچه كه در جستجوي او براي وضوح ذهني كمك كرده است. موضوعاتي مانند رژيم غذايي، ورزش، مديتيشن، عادات خواب، هيدراتاسيون، كاهش استرس و حركت از گذشته، با گام هاي مشخصي كه هر كس مي تواند در جهت دستيابي و حفظ رفاه ذهني، مورد بحث قرار گيرد، مورد بحث قرار مي گيرد. اعضاي انجمن MWellA مي توانند اين راهكارها را با پولس بحث و بررسي كنند و با درج خواندن نوشته هاي وبلاگ خود، به مبارزه خود بپردازند.

    داستان هاي مربوطه

    اميدوار است كه اقيانوس هاي صلح را براي كساني كه نيازمند هستند، بخواهد داستان خود را به اشتراك بگذارد تا به الهام بخشيدن ديگران به نه تنها مبارزه كند، بلكه جلوگيري از خود و عزيزانشان را از سقوط صدمه به بيماري روحي. پولس چندين سال قبل در طي يك شركتي كه او تاسيس كرده بود دچار اختلال ذهني شد و بيش از 100 ميليون دلار ارزش داشت. او با تشخيص اختلال دوقطبي، چندين سال از ديدن پزشكان، از جمله دو نفر در بيمارستان رواني و مصرف داروها گذراند تا اينكه او در نهايت توانست دوباره آزادانه زندگي كند. براي بيش از يك دهه، علائم بيماري را تجربه كرده است كه پزشكان ادعا مي كنند هيچ درمان وجود ندارد. پل معتقد است كه بيماري را مي توان فتح كرد.

    همانطور كه در تبليغات در نيويورك تايمز نقد كتاب ، روانشناسي امروز، روستاي صداي، Forbes.com،اخبار مواد غذايي غذايي امروز و در CNN، و همچنين در مصاحبه ها در بيش از 80 راديو نشان مي دهد در سراسر كشور، پيام پل در حال تغيير است راه را در نظر مي گيريم كه بيماري رواني را نيز در بر مي گيريم.  روانشناسي كودك زير 6 سال 

    در چاپ و نشر خيانت از عشق و آزادي، هر دو يك تريلر رواني و تجربه آگاهي مبتني بر مبارزه خود را با اختلال دو قطبي، پل مي گويد: "من اميدوارم كه، بيشتر از همه كه مردم براي يك لحظه مكث و تأمل در جايي كه آنها در هستند زندگي آنها - و جايي كه آنها به سر مي برند و من براي داستان من آرزو مي كنم براي آنها اميدوار باشم. "


    مطالعه جديد هيچ ارتباطي بين قرار گرفتن در معرض رسانه هاي جنسيتي و شروع زودهنگام فعاليت جنسي ندارد

    محقق معبد نتيجه هاي مختلفي در بازنگري مطالعه در مورد قرار گرفتن در معرض نوجوانان در رسانه هاي جنسيتي پيدا مي كند

    شيوع جنس در رسانه هاي اصلي باعث شده است بسياري از محققان مطالعه تاثير آن بر نوجوانان سالم داشته باشند. چندين مطالعه منتشر شده، بررسي شده توسط همكاران نشان داده اند كه ارتباطي بين مواجهه با جنسيت در رسانه ها و آغاز زودرس فعاليت جنسي در ميان نوجوانان وجود دارد. با اين حال، مطالعه اي كه توسط معاون روانشناسي معبد معروف لورنس استينبرگ رهبري مي شود، اين يافته ها را مورد بررسي قرار مي دهد.

    مطالعه Steinberg منتشر شده در ماه ژوئن در نسخه آنلاين روانشناسي توسعه ، داده هاي يك تحقيق گسترده منتشر شده در سال 2006 منتشر شده در Pediatrics منتشر كرد كه ادعا مي كند كه نوجوانان بين 12 تا 14 ساله كه مقدار زيادي از رسانه هاي جنسي را از جمله فيلم، تلويزيون، موسيقي و مجلات مصرف مي كنند، به احتمال زياد 16 سال سن داشتند.

    اما استينبرگ مي گويد كه تحقيق اصلي به طور كامل به اين واقعيت توجه نمي كند كه نوجواناني كه قبلا علاقه مند به رابطه جنسي هستند، تصميم مي گيرند كه رسانه هاي جنسيتي بيشتري مصرف كنند؛ به جاي اينكه مصرف رسانه اي براي علاقه به فعاليت جنسي انجام شود، در حقيقت راه ديگري است.

    استينبرگ در ارزيابي مجدد خود، داده هاي موجود را با استفاده از رويكرد آماري محافظه كارانه تر، كه تحت كنترل تماشاي نوجوانان در معرض رسانه هاي جنسي قرار گرفته است، تحليل كرد. اين تمايل با توجه به داده هاي جمع آوري شده در ساير جنبه هاي زندگي نوجوانان، از جمله عملكرد مدرسه، مذهبي بودن، روابط والدين و درك نگرش هاي دوستان درباره جنس، تعيين مي شود. هنگام كنترل اين متغيرهاي اضافي، ارتباط بين قرار گرفتن در معرض رسانه هاي جنسي و شروع زودرس فعاليت جنسي ناپديد مي شود.

    داستان هاي مربوطه

    استينبرگ گفت: "يك مشكل مشترك در تحقيقات علوم اجتماعي به نام مشكل سوم متغير وجود دارد. "هنگامي كه به رابطه بين يك رفتار داده شده و تجربيات داده شده نگاه مي كنيد، مي تواند به نظر برسد كه همبستگي وجود دارد، در حالي كه در واقع رابطه به طور كامل به چيزي وابسته است."

    او از مثال يك دينداري كودك استفاده مي كند: "اگر يك كودك مذهبي بسيار مذهبي را گزارش كند، او احتمالا در سن كمتر از يك سالگي رابطه جنسي برقرار خواهد كرد، اما كمتر احتمال دارد كه رسانه هاي جنسي را مصرف كند. منجر به فعاليت جنسي مي شود، اما رابطه بين دو مصنوعي است.

    نوجوانان يكي از بزرگترين مصرف كنندگان رسانه هاي جمعي هستند. تحقيقات موجود نشان مي دهد كه آنها در معرض رسانه هاي جمعي در حدود هشت ساعت در روز هستند. علاوه بر اين، بخش بزرگي از اين گروه همچنين احتمال استفاده از كاندوم را از همتايان قديمي خود كم مي كند و آنها را در معرض خطر بسياري از مشكلات سلامتي قرار مي دهد.مركز مشاوره روانشناسي

    استينبرگ گفت: "اين عوامل مطمئنا دغدغه افراد بزرگسال است." "اما به جاي اشاره انگشت جمعي در صنعت سرگرمي، مهمترين تاثيرات در رفتار جنسي نوجوانان، احتمالا به خانه نزديك است.

    وي افزود: "دلايل زيادي براي پيدا كردن تصوير جنسي در رسانه هاي جمعي ناخوشايند وجود دارد." "اما بياييد مسائل مربوط به طعم را با مسائل علمي ناديده بگيريم."