عاشقانه: هر آنچه كه عاشقان پيش از ازدواج بايد بدانند

مشاوره در زمينه قبل از ادواج و درمان مشكلات فردي نامزدان

شنبه ۰۲ اسفند ۰۴

طب فشاري عملكردهاي شناختي را در بيماران با آسيب مغزي ضعيف خفيف بهبود مي بخشد


درمان براي جانبازان آمريكايي كه از جنگ باز مي گشتند، پيگيري مي شود

مطالعه جديد دانشگاه كلوراد بولدر نشان مي دهد كه يك فرم باستاني پزشكي مكمل ممكن است در كمك به درمان افراد مبتلا به آسيب مغزي ضعيف خفيف موثر باشد، كه ممكن است پيامدهاي برخي از جانبازان جنگي آمريكا را كه به خانه بازگشته اند، موثر باشد.

CU-Boulder پروفسور ترزا هرناندز، نويسنده تحقيق مي گويد: اين مطالعه شامل يك درمان شناخته شده به عنوان طب فشاري است كه در آن انگشتان دست خود را براي تحريك نقاط خاص در بدن فرد مورد استفاده قرار مي دهد - نقاط شبيه به كساني كه تحريك شده با سوزن در درمان طب سوزني استاندارد. نتايج نشان مي دهد كه ارتباط بين درمان هاي طب فشاري و عملكرد شناختي افزايش يافته در افراد مورد مطالعه با آسيب مغزي ضعيف خفيف يا TBI.

"ما دريافتيم كه افراد مبتلا به آسيب مغزي ضعيف كه تحت درمان با طب فشاري قرار داشتند، عملكرد شناختي بهبود يافته را بهبود بخشيدند و در آزمايش هاي حافظه كاري به طور معني داري بهتر از گروه TBI در گروه كنترل بود." هرناندز، استاد CU بخش روانشناسي و علوم اعصاب بولدر. "اين به ما نشان مي دهد كه طب فشاري مي تواند يك درمان مؤثر براي كساني باشد كه مبتلا به TBI هستند."

نوع درمان طب سوزني مورد استفاده در اين مطالعه، جين شين ناميده مي شود. براي مطالعه، هرناندز و همكارانش 26 امتياز از بدن انسان مورد استفاده در تدريجي استاندارد جين شين از سر تا پا را هدف قرار داده بودند. همه افراد تحت مطالعه تحت درمان با تمرينكنندگان جين شين قرار گرفتند.

با توجه به پزشكان، نقاط طب فشاري جين شين همراه "كانالهاي انرژي" در حال اجرا را از طريق بدن است كه با مسير انرژي خاص در ارتباط يافت. هرناندز گفت، اعتقاد بر اين است كه هر نقطه به سلامت اندام خاصي از بدن، و همچنين تمام بدن و مغز گره خورده است.

او گفت: "از مريدين ها به عنوان بزرگراه ها و نقاط فشار به عنوان شهرهاي در طول مسير فكر كنيد." "هنگامي كه ترافيك در دنور است كه باعث اثرات نامطلوب عنوان دور به عنوان بولدر، پاكسازي بلوك انرژي، يا در اين مورد ترافيك وجود دارد، كمك مي كند تا به بهبود جريان و سلامت كلي."

در اين مطالعه 38 نفر از دانشجويان مورد مطالعه قرار گرفتند كه هر كدام به صورت تصادفي به دو گروه تقسيم شدند: يك گروه آزمايشي كه از طب مكمل و جايگزين فعال شده از كارشناسان آموزش ديده و يك گروه كنترل كه از همان متخصصان در مكان هاي بدن دريافت نمي شد در نظر گرفته شده به عنوان نقاط طب فشاري، عمل به عنوان يك پلاسبو. اين مطالعه "كور" بود، به اين معني كه محققان جمع آوري داده ها را انجام دادند و شركت كنندگان در مطالعه خود نمي دانستند كه چه كسي در گروه تجربي يا گروه دارونما قرار داشت تا پايان مطالعه.

اين تيم با استفاده از آزمايشات عصبي-روانشناختي استاندارد براي ارزيابي نتايج استفاده كرد. در يك تست معروف به تست سرعت ديجيتال، از افراد خواسته شد كه رشته اعداد را پس از شنيدن آنها، به ترتيب به جلو و عقب، تكرار كنند تا چند رقمي كه مي توانند به ياد بياورند. هرناندز گفت: كساني كه تحت درمان طب فشاري فعال قرار دارند عملكرد حافظه افزايش يافته است.

دومين آزمون استاندارد روانشناسي مورد استفاده براي مطالعه، Task Stroop ناميده مي شود، حافظه كاري و توجه را اندازه گيري مي كند. افراد آزمايشي نامهاي رنگي مانند آبي، سبز يا قرمز بر روي صفحه نمايش كامپيوتر نشان داده شدند. هنگامي كه نام رنگ هاي خاص بر روي صفحه نمايش در رنگ هاي مختلف جوهر مشاهده مي شود - مثل كلمه "سبز" كه در جوهر آبي نوشته شده است - افراد آزمايشي رنگ جوهر را نام گذاري مي كنند و نتايج بيشتر خطري دارند ، به گفته هرناندز. افراد آزمايشي Stroop Test در مطالعه CU-Boulder، داراي نقاط خاصي هستند كه با الكترود هاي سيمي به منظور اندازه گيري فعاليت مغز مرتبط با محرك هاي خاص استفاده مي شود. هرناندز گفت: كساني كه درمان هاي طب فشاري فعال را دريافت كرده اند نشان دادند كه سريع تر از افرادي كه درمان هاي دارونما را دريافت كرده اند به محرك ها پاسخ دادند.

داستان هاي مربوطه

او گفت: "ما به دنبال فعاليت هاي عصبي هماهنگ در پاسخ به يك محرك بوديم و اطلاعات ما نشان مي دهد كه مغز افرادي كه در گروه طب فشاري فعال فعاليت مي كنند، در مقايسه با افرادي كه در گروه طب فشاري پلاسبو هستند متفاوت است."

يك مقاله در مورد اين موضوع در شماره ژانويه مجله Neurotrauma منتشر شده است، منتشر شده در مورد آخرين پيشرفت هاي تحقيقات باليني و آزمايشگاهي آسيب مغزي و نخاعي آسيب ديده. همكاران در اين مطالعه شامل كريستينا مكفردن CU-Boulder، كايل هلي، ميراندا Dettman، جسي كاي و دانشيار تيفاني يوتو از روانشناسي و علوم اعصاب بود.

هرناندز گفت كه اين تحقيق به وسيله صندوق اعتبار آسيب هاي مغزي آسيب ديده كلرادو تأمين مي شود. اين مطالعه يكي از اولين مطالعات كنترل شده با پلاكت است كه در مجله پزشكي بررسي شده توسط مجله پزشكي نشان داده شده است كه نشان دهنده سود فوري براي درمان بيماران مبتلا به TBI است.

هرناندز گفت: "ما مي خواهيم ببينيم كه درمان جين شين براي جانبازان نظامي كه با آسيب هاي مغزي آسيب ديده و معجزه امضا در جنگ هاي عراق و افغانستان در حال بازگشت به خانه هستند مفيد است. او گفت كه درمان طب فشاري جين شين مي تواند به خانواده و دوستان كساني كه با TBI آموزش داده مي شود آموزش داده شود و حتي مي تواند به عنوان درمان خود استفاده شود كه مي تواند به استقلال بيشتر اجازه دهد.

محققان نتيجه گرفتند كه طب فشاري جين شين در طي يك مطالعه سكته مغزي 2010 كه به رهبري هرناندز انجام شد، پاسخ هاي آرامش بخش بزرگتر و سريع تر را در طي درمان هاي فعال و كاهش پاسخ استرس به دنبال درمان هاي فعال نسبت به آنچه در درمان هاي دارونما ديده شد، انجام داد. هرناندز و همكارانش در حال بررسي يك مطالعه جديد در زمينه استفاده از طب فشاري جين شين در ورزشكاران هستند تا ببينند آيا پاسخ آرامسازي و كاهش استرس در مطالعه سكته مغزي ميتواند احتمال آسيب ورزشكاري را كاهش دهد.

در سال 2002، هرناندز با نماينده سابق كلرادو تاد ساليمان براي ايجاد صندوق اعتماد آسيب به مغز تايلندي كلرادو، قانون را تصويب كرد كه سالانه از سال 2004 از سال 2000 به ميزان ساليانه 2 ميليون دلار به ازاي دريافت هزينه ها و تخلفات جاده اي مانند رانندگي در هنگام نقص و سرعت بخشيدن به اين كشور ايجاد شده است. تقريبا 65 درصد از پول به خدمات توانبخشي و مراقبت براي افراد مبتلا به TBI مي رسد، حدود 30 درصد براي تحقيق TBI و 5 درصد براي آموزش TBI است. با توجه به قانون، نزديك به 4،000 شهروند كلرادو با TBI خدمات مراقبت و توانبخشي را براي آسيب هاي مغزي دريافت مي كنند.

روانشناسي نوجوان

هرناندز در تاريخ 3 مارس در دنور توسط برنامه آسيب هاي مغزي آسيب ديده كلرادو با تأسيس سالانه جوايز صندوق صندوق اعتبار TEREB D.T. Hernandez TBI افتتاح خواهد شد و اولين گيرنده آن خواهد بود. ساليمان نيز در مراسم افتتاح خواهد شد.


خانواده هاي ناراضي در واقع دو روش متفاوت را ناراضي مي دانند



بر خلاف مشاهدات مشهور لئو تولستوي كه "خانواده هاي خوشحال همگي يكسان هستند؛ هر خانواده ناراضي به شيوه خود ناراضي است"، تحقيق جديد روانشناسي نشان مي دهد كه خانواده هاي ناراضي در واقع دو روش متفاوت را ناراضي مي دانند. و اين الگوهاي دوگانه روابط خانوادگي ناسالم در طول سال هاي اوليه تحصيل منجر به مشكلات زيادي براي كودكان مي شود.بازي|سرگرمي نوجوان | اسباب بازي كودك بلوغ دختر يا پسر |مسائل آموزشي جنسي

مليسا استورگ-اپل، پژوهشگر ارشد اين مقاله و استاديار روانشناسي در دانشگاه مي گويد: "خانواده ها مي توانند براي كودكان پس از ورود به مدرسه، حمايت و منابع براي كودكان باشند يا مي توانند منبع استرس، حواس پرتي و رفتار ناسازگار باشند." دانشگاه راچستر.

Sturge-Apple توضيح مي دهد: "اين مطالعه نشان مي دهد كه محيط هاي سرد و كنترل محيط خانواده به يك درگيري رو به رشد از مشكلات براي كودكان در سه سال اول تحصيل خود، از رفتار تهاجمي و مخرب به افسردگي و بيگانگي مرتبط است. "اين مطالعه همچنين مي گويد كه كودكان خانواده هايي كه با سطوح بالايي از درگيري ها و والدين مداخله گر روبرو هستند، به طور فزاينده اي با اضطراب و عقب ماندگي اجتماعي مبارزه مي كنند.

مطالعه سه ساله كه در 15 ژوئيه در توسعه كودك منتشر شده است ، الگوهاي ارتباطي را در 234 خانواده با كودكان شش ساله مورد بررسي قرار مي دهد. تيم تحقيقاتي سه پرونده متمايز خانوادگي را شناسايي كرد: يكي خوش تيپ، يكپارچه ناميده مي شود، و دو نفر ناراضي، ناميده مي شود unengaged و enmeshed.

خانواده هاي انساني داراي تعاملات هماهنگ، گرماي احساسي و نقش هاي انعطاف پذير اما انعطاف پذير براي والدين و كودكان مي باشند. Sturge-Apple مي گويد: "فكر مي كنم خانواده Cosby است، ارائه مثال از مجموعه تلويزيوني محبوب در مورد خانواده Huxtable قابل اعتماد است.

خانواده هاي Enmeshed، در مقابل، ممكن است درگير احساس عاطفي و نمايش مقادير متوسط ​​گرما باشند، اما آنها با سطح بالايي از خصومت، دخالت مخرب و احساس محدوديت خانواده به عنوان يك تيم مبارزه مي كنند. Sturge-Apple به خانواده خانوادگي Barone خشمگين در خانواده خانوادگي اشاره مي كند. همه ريموند را به عنوان مثال خوبي از يك خانواده غريبه اي دوست دارد.

سرانجام، خانواده هاي مجبور به عنوان نام، به واسطه سردي، كنترل و ريشه كن شدن، مشخص شده اند. به گفته نويسندگان، خانواده ظاهرا دلپذير ساحلي در فيلم "افراد عادي" يك تصوير كلاسيك از يك خانواده مجرد را نشان مي دهد. واكنش به مرگ قديمي ترين پسر، پدر و مادر در فيلم عقب نشيني عاطفي، ايجاد يك محيط خانه بي جا، كه در آن احساسات نمي تواند مورد بحث قرار گيرد.

اگر چه مطالعه نشان مي دهد شواهد جامعي از ارتباط خانواده و مدرسه، نويسندگان هشدار مي دهند كه روابط نامشخص خانواده براي همه يا حتي بيشتر از مشكلات رفتاري در مدرسه مسئول نيست. ساير عوامل خطرساز مانند محله هاي جنايتكار، مدارس فقيرنشين، حلقه هاي همسايه دچار مشكل و صفات ژنتيكي همچنين تاثير مي گذارد كه آيا يك كودك مشكلات بيشتري نسبت به يك كودك ديگر ايجاد مي كند، پاتريك ديويس، استاد روانشناسي دانشگاه راچستر .

داستان هاي مربوطه

مطالعه جديد بر پايه نظريه قديمي سيستم هاي خانواده است كه به طور پيوسته سه نوع خانواده را با استفاده از مشاهدات باليني شناسايي كرده است. با اين حال، اين مطالعه اولين بار است كه تجربي تأييد وجود خود را در روابط چندگانه در خانواده: در ازدواج، در تعاملات فرزند و والدين و در ميان همه سه با هم، ديويس مي گويد. او اضافه مي كند كه ما واقعا قادر به نگاهي به تصوير بزرگ خانواده بوديم و آنچه قابل توجه بود اين بود كه الگوهاي روابط خانوادگي نه تنها در روابط مختلف، بلكه در تمام طول زمان با ثبات است و خانواده هاي بسيار كمي تغيير مي كنند. "

اين تحقيق نشان مي دهد كه كودكان در خانه هاي جدا شده تحصيلات خود را با سطوح بالاتر رفتارهاي تهاجمي و مخرب آغاز كرده و با تمركز بيشتر بر يادگيري و همكاري با قوانين كلاس درس مشكل دارند. اين رفتارهاي مخرب به دليل پيشرفت كودك از طريق مدرسه بدتر شد.

در مقابل، كودكان از محيط خانه هاي غواصي وارد مدرسه با مشكلات انضباطي و افسردگي و عقب ماندگي بيشتر از همسالانشان از خانواده هاي همجوار شدند. اما همانطور كه بچه ها از هر دو خانه مجرد و مجبور به ادامه تحصيل در مدرسه مي شوند، شروع به رنج بيشتري از اضطراب و احساس تنهايي و بيگانگي از همسالان و معلمان مي كنند. نويسندگان نتيجه مي گيرند كه "كودكان در سال هاي اوليه تحصيل ممكن است به خصوص الگوهاي روان مخرب خانواده هاي غريبه آسيب پذير باشند."

در اين مطالعه، خانواده ها با استفاده از گزارش والدين و معلم و از طريق مشاهده مستقيمي در آزمايشگاه ارزيابي شدند. خانواده ها هر سال براي دو ديدار در فاصله يك هفته از هم جدا شدند. هر دو والدين و فرزند 15 دقيقه به بازي Jenga، يك بازي تعاملي، و در هفته هاي متناوب هر يك از والدين به تنهايي با 5 دقيقه بازي و پنج دقيقه تميزكاري، با كودك ارتباط برقرار كردند. از والدين نيز خواسته شد تا در مورد دو موضوع مورد بحث براي تشريح اختلاف نظر قرار گيرند. جلسات فيلم برداري شده و براي الگوهاي رفتاري ارزيابي شد.

اين مطالعه به بررسي اينكه والدين نسبت به يكديگر چگونه با هر گونه تجاوز، عقب ماندگي يا اجتناب و رعايت توانايي شان به عنوان يك تيم در حضور فرزند، بررسي شده است. محققان دسترسي عاطفي والدين به سوي فرزند را تشخيص دادند، آيا او ستايش و تصديق را ارائه مي داد يا به سادگي جوانان را در طول فعاليت هاي مشترك ناديده گرفت. ناظران نيز به دنبال چگونگي ارتباط فرزند با مادر و پدر خود، اشاره نمودند كه آيا تلاش براي برقراري ارتباط با والدين كوتاه و ناسالم و يا پايدار و مشتاق بود.


نوزادان 16 ماهه دانش را در موقعيت هاي جديد انتقال مي دهند

محققان هنگامي كه يك مرحله مهم در توسعه نوزادان رخ مي دهد شناسايي شده اند: توانايي انتقال دانش به موقعيت هاي جديد.

در يك سري مطالعات، محققان دريافتند كه افراد 8 ماهه با استفاده از دانش تازه به دست آمده در شرايط مختلف مشكل دارند، اما 16 ماهه مي تواند اين كار را انجام دهد.

جولي هوپ، نويسنده اصلي پژوهش و استاديار روانشناسي دانشگاه پرديس نيوآرك، ايالت ايالت اوهايو گفت: "برخي از دوره هاي بين 8 تا 16 ماه نوزادان ياد مي گيرند چگونه ياد بگيرند."

"آنها شروع به انتقال دانش جديد خود و استفاده از آن در وضعيت كاملا متفاوت، كه يك گام بسيار مهم در توسعه است."

در حاليكه بسياري از دانشمندان تصور مي كردند كه توانايي انتقال دانش به محصول توسعه ي نوزادان بود، هيچ تحقيقي در مورد اين كه ممكن است اتفاق بيفتد، به جز مورد يادگيري كلمه، هيچكدام تحقيق نكردند.

هوپ اين مطالعه را با ولاديمير اسلووتسكي، استاد روانشناسي و توسعه انساني و مدير مركز شناخت شناسي در ايالت اوهايو انجام داد.

كار آنها به صورت آنلاين در مجله روانشناسي كودك تجربي ظاهر مي شود و در نسخه چاپي آينده منتشر خواهد شد.

دانشمندان چگونه دانش آموزان توانايي يادگيري نوزادان را قبل از اينكه بچه ها بتوانند دستورالعمل ها را دنبال كنند يا در بعضي موارد حتي صحبت كنند، تست كنند؟ در اين آزمايشات، محققان مشاهده كردند كه آيا نوزادان ياد گرفتند هنگام توجه به تصاوير پيش بيني شده روي يك صفحه نمايش در مقابل آنها.

محققان نمادها مانند مربع، مثلث و يادداشتهاي موسيقي را در مجموعه اي تكراري روي يك صفحه نمايش بزرگ در مقابل كودكان كه روي يكي از دوران والدين خود نشسته بودند فلاش زدند.

به طور معمول، نوزادان در ابتدا توجه خود را به صفحه نمايش مي دهند، زماني كه اين تجربه جديد است، اما به سرعت در حال از دست دادن علاقه خود است، مگر اينكه آن چه كه روي صفحه نمايش تغيير مي كند تغيير كند. يك دوربين فيلمبرداري در زير صفحه، واكنش نوزادان را به ثبت رساند تا محققان بتوانند هنگامي كه نوزادان به دور نگاه مي كنند، ضبط كنند، و اگر توجهشان بر روي صفحه نمايش ظاهر شود، چيزي جديد به دست مي آيد.

در اولين آزمايش، محققان مي خواستند ببينند كه آيا نوزادان بيشتر در معرض تغييرات در توالي بصري، زماني كه تغييرات در ابتداي يا انتهاي دنباله رخ داد، احتمال بيشتري پيدا مي كنند.

محققان، همانند نمادهاي سبز، بارها و بارها به هم ريختند، تا زماني كه اكثر نوزادان بي حوصله و شروع به نگاه كردن به دور. سپس يك نماد نارنجي جديد در ابتداي يا انتهاي دنباله اضافه كرد.

آنها دريافتند كه نوزادان - هر دو 8 و 16 ماهه - ترجيح دادند شروع توالي، به اين معني كه آنها بيشتر احتمال دارد كه متوجه شوند - و به صفحه نمايش توجه كنند - زماني كه يك نماد به ابتداي آن اضافه شد پايان.

محققان پس از يادگيري اينكه كودكان ترجيح مي دهند شروع ترتيب را ترغيب كنند ببينند آيا مي توانند آنها را براي توجه به پايان ترتيب آموزش دهند.

داستان هاي مربوطه

بنابراين، در آزمايش هاي مختلف با كودكان جديد، محققان مجموعه اي از نمادهاي روي صفحه نمايش را نشان دادند اما آخرين نماد در دنباله اي، باعث هيجان زدگي آنها شد، مانند پريدن روي صفحه يا كشيدن به عقب و جلو.

پس از آموزش نوزادان براي متوجه شدن پايان دنباله، آنها يك ترتيب جديد شيء را بدون هيچ تغييري نشان دادند. سرانجام، آنها با اضافه كردن يك نماد به آغاز يا پايان دنباله، نوزادان را آزمايش كردند.

هپپ گفت: "ما دريافتيم كه هر دو 8 و 16 ماهه توجه خود را به انتهاي دنباله تغيير مي دهند."

"آنها توجه بيشتري به پايان و كمتر به ابتذال مي دادند، و پيشنهاد مي كردند كه آنها در زماني كه به دنبال آنها هستند، براي تغييرات آگاه باشند."

اما اگر اين نوزادان مجبور شوند اين دانش را به حالت كاملا متفاوت تغيير دهند، چه اتفاقي خواهد افتاد؟ محققان اين سوال را با تمرين كردن نوزادان براي توجه به پايان يك سري بصري مورد آزمايش قرار دادند و سپس ديدند آيا مي توانند اين دانش را به يك توالي صوتي منتقل كنند.

در اولين دو آزمايش، نوزادان ويديوئي را نشان دادند كه دايره قرمز را نشان دادند كه در حالي كه شصت و دو كلمه "شبه كلام" را شنيدند (در اين مورد "كيوتو"). اين توالي دوباره و دوباره تكرار شد. سپس آنها يك هجا را به انتهاي يا آغاز توالي اضافه كردند. اين آزمايش نشان داد كه نوزادان به نظر نمي رسد كه ترجيح دهند كه هجا هاي جديد در ابتداي يا انتهاي ترتيب ارائه شده باشند - آنها به طور مساوي به دو موضوع توجه كرده اند.

بنابراين در آزمايش نهايي، شبيه به جلسات قبلي، نوزادان آموزش ديده بودند تا توجه به پايان يك توالي بصري را جلب كنند.

اما پس از اين تمرين، آنها با يك دنباله شنوايي با هجا هاي اضافي به آغاز يا پايان اضافه شدند.

اگر نوزادان از توالي بصري آنها فقط نشان داده شده بودند، آنها بايد توجه بيشتري به پايان دنباله شنوايي داشته باشند، انتظار ميرفت كه وقتي تغييرات رخ مي دهد، اين اتفاق مي افتد.

و 16 ماهه دقيقا همين كار را انجام دادند - آنها به پايان يافتن دنباله هاي شنوايي بيشتر توجه مي كردند. با اين حال، 8 ماهه نيست.فرزندپروري

هپپ گفت: "افراد 16 ماهه آنچه را كه از ترتيب بصري ياد گرفتند و آن را به ترتيب شنوايي آموختند، تحويل دادند.

"اما 8 ماهه هنوز نمي توانستند اين كار را انجام دهند."


تحقيق در مورد "اثر نژاد ديگر" به خوبي مستند شده است


محققان دانشگاه نورث وسترنر شواهد بيولوژيكي جديدي را ارائه مي دهند كه نشان مي دهد مغز در هنگام حفظ يك چهره از يك نژاد خود، متفاوت عمل مي كند، تا زماني كه يك چهره از نژاد ديگر حفظ شود.

مطالعه آنها - كه از ضبط EEG براي اندازه گيري فعاليت مغز استفاده كرد - بر روي يك پديده كاملا مستند شناخته شده به عنوان "اثر نژاد ديگر" شناخته مي شود. يكي از موثرترين يافته هاي روانشناختي، اثر نژاد ديگر نشان مي دهد كه افراد كمتر از يك گروه نژادي متفاوت از خودشان به ياد مي آورند.

پروفسور كان پالر، استاد روانشناسي Northwestern مي گويد: "دانشمندان ايده هاي متعددي را درباره اينكه چرا مردم چهره هاي نژاد ديگر را تشخيص نمي دهند و همچنين چهره هاي مشابه را مطرح نكرده اند، با استاد روانشناسي جوآن چيائو و هدر لوكاس همكاري كرده اند" چرا بعضي از چهره ها برنده شد يادآوري مي شود: پتانسيل مغز، موفقيت در برابر رمزگذاري ناموفق براي مسابقات مشابه مسابقه و نژاد ديگر را روشن مي كند. "

بر طبق نظر پالر، كشف يك نشانگر عصبي رمزگذاري موفقيت آميز از چهره هاي نژاد ديگر، اين آزمايش را به آزمايشگاه هاي علوم عصبي شناختي در كالج هنر و علوم وينبرگ هدايت مي كند.

"توانايي به دقت به ياد داشته باشيد چهره يك مهارت اجتماعي مهم با عواقب بالقوه جدي است، مي گويد:" دانشجوي دكتراي لوكاس، نويسنده ارشد اين مطالعه كه اخيرا منتشر شده در مرز در علوم اعصاب بشر . او افزود: "تنها شرم آور است كه فرمانده همسر خود را فراموش كني، اما زماني كه يك شاهد عيني به چهره نادرست يادآوري مي شود، نتيجه مي تواند اعتقاد جنايي غير قانوني باشد."

تيم شمال غربي، متوجه شد كه فعاليت مغز در اولين 200 تا 250 ميلي ثانيه بعد از ديدن مسابقات مشابه مسابقه و ديگر مسابقات افزايش مي يابد. با اين حال، به تعجب آنها، متوجه شديم كه دامنه اين افزايش فعاليت مغز تنها پيش بيني مي كند كه آيا بعد از يك مسابقه نژاد ديگر (نه چهره يكسان نژاد) به ياد مي آيد.

لوكاس مي گويد: "به نظر مي رسد كه يك مرحله بحراني در مدت كوتاهي پس از ظهور چهره ديگر به نظر مي رسد كه تعيين مي كند كه چهره به ياد مي آيد يا فراموش مي شود يا نه." به عبارت ديگر، فرايند حافظه شروع مي شود تقريبا بلافاصله پس از اينكه فرد اولين چهره را ديد. "

تحقيقات قبلي اين مرحله بسيار زودگذر را - كه به عنوان توان بالقوه مغز N200 شناخته مي شود - با فرايند ادراكي فردي مرتبط مي كند. اين فرايند شامل شناسايي ويژگي هاي صورت شخصي منحصر به فرد مانند شكل چشم ها و بيني و تنظيم فضايي ويژگي هاي مختلف صورت است.

هنگامي كه محققان از 18 شركت كننده در مطالعه سفيد درخواست كردند كه چهره هاي مسابقه ي مشابه را نشان دهند و آنها را به حافظه بسپارند، روند فردي نشان داده شده توسط N200 به نظر مي رسد "تقريبا اتوماتيك - چنان قوي و قابل اعتماد است كه واقعا در مورد چگونگي يادآوري چهره يا نه، "لوكاس مي گويد.

چند دقيقه بعد، شركت كنندگان يك تست تشخيص داده شدند كه چهره هاي جديدي را همراه با برخي از آنها كه قبلا ديده مي شد، به دست آوردند. محققان، فعاليت مغزي را در طول مشاهده اوليه صورت، به عنوان عملكردي از اين كه آيا هر چهره در نهايت به ياد مي آيد يا فراموش شده در آزمون تشخيص، را بررسي كرد.

داستان هاي مربوطه

امواج N200 براي همه چهره هاي مشابه مسابقه بزرگ بود، صرف نظر از اين كه آيا بعدا با موفقيت به ياد مي آمد يا خير. در مقابل، امواج N200 براي چهره هاي نژاد ديگر كه بيشتر به خاطر چهره هاي ديگر نژاد كه فراموش شده بودند، به ياد مي آوردند.

البته محققان مي گويند كه همه چهره هاي مشابه با موفقيت به رسميت شناخته نشدند. بر همين اساس، مطالعه آنها همچنين فعاليت مغز را شناسايي كرد كه پيش بيني مي كرد كه آيا يك چهره مسابقه مشابهي به ياد مي آيد يا نه. يك موج مغزي خاص كه با حدود 300 ميلي ثانيه شروع مي شود و به مدت چند صد مگا هرتز ادامه دارد، با آنچه كه روانشناسان آن را "رمزگذاري مفصل" مي نامند، مرتبط بود.

در مقايسه با فردا (كه به سرعت شناسايي ويژگي هاي فيزيكي منحصر به فرد از چهره ها است)، رمزگذاري دقيق يك فرآيند عميق تر از شناسايي ويژگي ها است. به عنوان مثال، شما ممكن است توجه داشته باشيد كه چهره به شما از كسي كه مي شناسيد يادآوري مي كند، بيان آن به نظر مي رسد دوستانه يا خجالتي است، يا به نظر مي رسد چهره يك دانشمند يا افسر پليس.

ايجاد اين نوع استنتاج هاي اجتماعي باعث افزايش احتمال وجود چهره مي شود.

لوكاس مي گويد: "با اين حال، اين استراتژي تنها كار مي كند اگر روند تكثير نيز با موفقيت انجام شود - يعني اگر ويژگي هاي فيزيكي منحصر به فرد خاصي در حال حاضر به حافظه متعهد شده باشند." "و مطالعه ما دريافت كه فردا هميشه با چهره هاي نژاد ديگر درگير نيست."

چرا فردا براي چهره هاي نژادي ديگر شكننده است؟ محققان مي گويند يكي از احتمالات اين است كه بسياري از مردم به راحتي در حال ديدن و به ياد آوردن چهره هاي نژاد ديگر هستند.

لوكاس مي گويد: "مردم تمايل دارند تا تعاملات مكرر و گسترده اي با نژاد مشابه با افراد ديگر نژاد، به ويژه اعضاي اكثريت نژادي داشته باشند." در نتيجه، مغز آنها ممكن است در پيدا كردن اطلاعات چهره اي كه شخصيت نژادهاي ديگر را از يكديگر جدا مي كند نسبت به تمايز بين چهره هاي گروه نژادي خود كم اهميت باشد.

يكي ديگر از توضيحات احتمالي شامل «طبقه بندي اجتماعي» يا تمايل به دسته بندي ديگران به دسته هاي اجتماعي به وسيله نژاد است. تحقيقات پيشين نشان داده است كه وقتي ما بر اساس نژاد برچسب گذاري و گروه بندي كنيم، بيشتر به ويژگي هايي كه اعضاي گروه تمايل دارند مانند رنگ پوست - و كمتر در ويژگي هايي كه يك عضو گروه را از ديگران تشخيص مي دهند، بيشتر تمركز كنيم. "لوكاس مي گويد.

در نتيجه، پتانسيل مغناطيسي N200 كوچكتر براي مواجهه با ديگر نژادها - به ويژه مواردي كه بعدا ياد نگرفتند - نميتوانستند نشان دهند كه ويژگيهاي مشخص نژادي اين چهرهها بيشتر مورد توجه بوده است.مركز خلاقيت و بازي

محققان شمال غرب، تحقيقات آتي را بر روي يافته هاي خود در تلاش مستمر براي درك بهتر اثر نژاد ديگر، مورد تحقيق قرار مي دهند. لوكاس مي گويد: "اين تحقيق همچنين بايد بيشتر به تشخيص چهره در اقليت ها توجه كند، با توجه به اينكه بخش عمده اي از تحقيقات تا به امروز جمعيت هاي سفيد و سفيد را مورد بررسي قرار داده است."


مديريت رفتارهاي پرخطر نوجوانان

تصور كنيد:

همسايه شما تماس گرفته و مي گويد كه دختر ۱۶ ساله شما و دو دوستش در نزديكي دبيرستان قصد دارند سوار ماشين هاي گذري بشوند. مضطرب شده، سوار ماشين خود شده و خوشبختانه او را مي يابيد: زمانيكه از او مي خواهيد سوار ماشين شود، چشمانش را مي چرخاند و خيلي آرام سوار صندلي جلويي مي شود. در حاليكه دور مي شويد، از اينكه مقابل دوستانش خجالت كشيده، شكايت مي كند و اصرار مي كند كه تفريح با دوستانش امن است و هيچ خطري آنها را تهديد نمي كند.

منطقي است؟ خير

از لحاظ رشدي چطور؟ قطعا همه نوجوان ها اينگونه هستند.

براي مطالعه بيشتر:

نوجواني و ورود به سيزده سالگي

توانمدسازي والدين در مديريت رفتار نوجوانان

نوجوانان و والدين به خاطر بحث بر سر مسائل مربوط به لباس و رفتار هاي درست، معروف هستند. بحث ها چنان شديدتر مي شوند كه به رابطه والدين- كودك در سالهاي بعد آسيب مي رسانند.

اما متخصصين مي گويند كه والدين مي توانند با نوجوانان بطور سازنده بحث كنند و اين مهارت مهم يادگيري است. اولا والدين نيازمند درك اين هستند كه مغز نوجوانان نسبت به بدنشان رشد كمتري مي كند. در حقيقت، مطالعات MRI نشان داده اند كه لوب پيشاني مغز نوجوانان كه مسئول تعدادي از فرايندهاي تفكر بالغانه مي باشد، تا اوايل ۲۰ سالگي كاملا بالغ نمي شوند. با توجه به اينكه نوجوانان با تفكر كامل عمل نمي كند، پس رفتار نوجوانان تا حدودي قابل توجيح است.

انتظار هيجان:

از آنجاييكه لب پيشاني مغز منطق بلوغ كامل نيافته است، طغيان احساسات در دوران نوجواني عادي مي باشد حالا فرقي ندارد كه شما درباره يك مسئله عادي صحبت كنيد يا در مورد مضرات سكس دهاني.

آرام باشيد:

حتي اگر نوجوانان شما به هر كلمه اي كه از زبان شما خارج مي شود، اعتراض كنند، آرام باشيد و از روشهاي كامل كنترل هيجان پيروي كنيد. از عبارات “من” براي بيان ترس و تهديدهاي خود استفاده كنيد.

ارتباط:

تحقيق برروي ۱۲۰۰۰ نوجوان در سال ۱۹۹۷ نشان داد كه ارتباط هيجاني قوي با والدين بهترين محافظت كننده‌ي نوجوان در برابر رفتار پرخطر بود. با اينكه سرزنش كردن نوجوان وي را شرم زده مي كند و داد زدن باعث كنترل وي مي شود. به جاي اين رفتارها، اطلاعات لازم را استخراج كنيد با گفتن جملاتي مثل: “چه نتيجه اي از عملت خواهي گرفت؟ اين مسئله رو چه جوري حل خواهي كرد؟”

و سپس منتظر پاسخ فرزندتان باشيد.

به او مقداري فضا بدهيد:

نوجوانان نيازمند تنهايي و گذراندن  زمان با دوستان خود هستند بنابراين ممكنه كاملا از زندگي خانوادگي خود دور شوند. اين وضعيت براي والدين سخت است اما اينكه به نوجوان نوپا اجازه بررسي جهان را دهيم، به اندازه معلق شدن پاهاي كودك به هنگام تاتي كردن مهم است. آيا ضروري است؟ قطعا. محدوديت هايي تعيين كنيد و خود را عقب بكشيد.

اين را بارها و بارها بگوييد:

از ادامه دادن يك رفتار نترسيد و اگر لازم است ان را بارها تكرار كنيد. اگر دخترتان را از بيرون رفتن با دوستان و يا رفتارهاي پر خطر كنار خيابان دور كرده ايد ، به آرامي از خطرات ربودن، تجاوز و قتل او را آگاه سازيد. روز بعد مجددا به موضوع باز گرديد تا مطمئن شويد كه درك كرده است.  از راه حل بارش فكري براي حل پريشاني وي استفاده كنيد. بدين ترتيب او در خواهد يافت كه مراقب وي هستيد و به نظر او احترام مي گذاريد.

مترجم: نسيم احمدي فام، دانشجوي روانشناسي دانشگاه پيام نور تبريز

منبع: كودك و نوجوان


مراجعه به يك متخصص گفتاردرماني

برخي از كودكان در گفتن برخي كلمات و صداهاي خاص مشكل دارند. اين مسئله مي تواند اذيت كننده باشد چون ديگران شايد با درك آنچه آنها تلاش ميكنند بگويند مشكل دارند.

خبر خوب آنست كه بچه هايي كه در گفتن صداهاي خاص يا درك ديگران مشكل دارند ميتوانند به يك نوع خاص از پزشك براي كمك بروند – متخصصين گفتار درماني (همچنين آسيب شناسان زبان گفتاري ناميده مي‌شوند).

متخصصين گفتار درماني چه كمكي مي‌كنند؟

متخصصين گفتاردرماني به مردم در همه رده هاي سني با اختلالات متفاوت زباني و گفتاري كمك مي‌كنند. اينجا برخي از اين اختلالات اورده شده اند:

اختلالات مفصل بندي: اين اختلال زماني است كه يك كودك با گفتن صدايي خاص يا گفتن صحيح كلمه اي مشكل دارد. مثلا ممكن است “گربه” را “دربه” بگويد. يا بيسكوييت مانند گفتن بيچوئيت به نظر برسد. نوك زباني صحبت كردن به عنوان اختلالات مفصلي در نظر گرفته ميشوند.

اختلالات رواني يا سيالي كلام: اگر بچه اي صداهاي خاصي را تكرار ميكند و با گفتن كلمه كامل مشكل دارد، او شايد اختلال رواني (روانگويي) دارد (مانند لكنت). براي مثال ، بچه اي كه تلاش ميكند تا «خانه» را بگويد شايد روي «خ» گير كند و بگويد «خا-خا-خا-نه » . يا او صداهاي هاي خاصي را بيرون بكشد و بگويد «خخخخخخخ-اااا-نه». لكنت يك اختلال سيالي رواني كلام است.

در مورد لكنت بيشتر بخوانيد: لكنت زبان در كودكان

اختلالات تشديد: يك بچه شايد اختلال صدايي دارد اگر مردم با درك انچه او مي گويد  مشكل دارند. اين بچه ها شايد جمله را با صداي بلند و واضح شروع كنند، ولي در آخر من من كنان و آرام باشد. بعضا به نظر ميرسد اين بچه ها سرما خورده اند و يا تو دماغي صحبت مي كنند.

اختلالات زباني: بچه اي كه با درك مردم مشكل دارد يا در قرار دادن كلمات كنار هم براي بيان افكار مشكل دارد شايد اختلال زباني دارد.

چه كسي گفتار درماني نياز دارد؟

بسياري از بچه ها به متخصصين گفتار درماني مراجعه مي كنند و اين راه خوبي براي يادگيري صحبت كردن به صورت شفاف است. بعضا يك بچه يك شرايط طبي دارد كه صحبت كردن را بيشتر سخت ميكند. برخي از اين شرايط عبارتند از:

  • اختلال شنوايي
  • عضلات ضعيف در اطراف دهان
  • شكاف لب يا كام
  • برآمدگي صوتي/ خشونت صدا
  • اختلال اوتيسم
  • اختلال تنفسي
  • اختلال بلع

 

گفتار درماني شبيه چيست؟

وقتي يك بچه براي اولين بار متخصص گفتار درماني را ملاقات مي‌كند يك آزمون صحبت كردن( گفتاري) خواهد داد. نگران نباشيد، شبيه آزمونهاي مدرسه نيست. اين آزمن يك راه براي پيدا كردن نوع مشكلات گفتاري است كه بچه دارد. از بچه خواسته خواهد شد تا كلمات و صداهاي خاصي را بگويد. اين شايد qبط شود پزشك شايد چيزهايي را در پايين آزمون بنويسد. آزمون به پزشك كمك خواهد كرد تا نياز هاي بچه را شكل بدهد و تصميم بگيرد كه كدام درمانها نياز است.

در مان مشكلات گفتاري تمرين است. اگر بچه اي با بيان يا روانگويي مشكل دارد، پزشك براي نشان دادن چگونگي توليد صداي مناسب زمان صرف خواهد كرد. پزشك صدا ها را نشان ميدهد واز بچه ميخواهد براي كپي از آنها تلاش كند. كپي كردن راهي كه پزشك لبهايش، دهان و زبانش را براي ساخت صداي درست را حركت ميدهد.

اگر پزشك شما به شما با اختلال زباني كمك ميكند، جلسات شما كمي شبيه مدرسه به نظر ميرسد. او به شما با گرامر (دستور زبان) كمك خواهد كرد- كه چگونه كلمات را به طور مناسب با هم قرار بدهيد براي شكل دادن جملات شفاف و افكار. اگر شما با چيزي كه ميشنويد مشكل داريد، شايد شما بازي هايي را بازي كنيد كه روي اين مهارت ها كار ميكنند. براي اطلاعات بيشتر اين مقاله را بخوانيد: گفتار درماني و توانبخشي كلامي

 

درمان چقدر طول ميكشد؟

برخي از درمانها كوتاه برخي طولاني هستند. كه به مشكل كودكي كه روي ان كار مي شود وابسته است. يك بچه شايد پزشك را در هفته يك بار و يا چند بار در هفته ببيند. درمان ميتواند چند هفته، چند ماه يا چند سال طول بكشد.

اگر شما مشكل گفتاري داريد، بهترين توصيه تمرين است، تمرين است، تمرين است. ايجاد زمان براي كار روي مهارتهايي كه پزشك براي شما نشان ميدهد. شايد صرف كمي وقت قبل خواب براي تمرين جلوي آيينه. از والدين تان بخواهيد با شما كار كنند.

درست مثل حفظ كردن جدول ضرب كار سخت ميخواهد.

خدمات گفتار درماني مركز ما: گفتار درماني

مي‌خواهيد يك متخصص گفتار درماني بشويد؟

متخصصين گفتار درماني به دانشگاه ميروند تا كارهاي گفتار و چگونگي كمك به مردمي كه مشكلات گفتاري دارند ياد بگيرند. براي يك متخصص گفتار درماني بودن ، شما نياز به فارغ التحصيلي از دانشگاه و گرفتن درجه ليسانس يا بالاتر داريد. متخصصين گفتار درماني همچنين بايد يك آزموني را براي نشان دادن اينكه آنها كارشان را مي‌دانند بگذرانند.

منبع: كودك و نوجوان


راهنماي جامع نوجوانان براي افسردگي ۱

راهنمايي ها و ابزارهاي براي كمك به خود و يا يك دوست

سال هاي نوجواني مي تواند سخت باشد و احساس غم كردن و يا تحريك پذيري در آن زمان و حتي پس از آن كاملا عادي است. اما اگر اين احساسات از بين نروند و يا به حدي تشديد شوند كه نتوانيد آنها را مديريت كنيد، ممكن است از افسردگي رنج ببريد. خبر خوب اين است كه مجبور نيستيد اين احساسات افسرده را تجربه كنيد. كمك در دسترس شماست و شما قدرت بيشتري از چيزي كه فكر كنيد، نسبت به خلقتان داريد. چيزهاي زيادي وجود دارد كه شما مي توانيد براي تغيير احساسي كه داريد انجام دهيد و از امروز شروع كنيد تا احساسات خوبي داشته باشيد.

  • افسردگي دوران نوجواني چيست؟

افسردگي نوجواني خيلي بيش تر از احساس غم و يا احساس خلق پايين موقت است. اين يك اختلال خلق جدي و ناتوان كننده است كه مي تواند روشي كه شما فكر مي كنيد، احساس مي كنيد و عملكرد زندگي روزمره شما را تغيير دهد. زماني كه شما افسرده ايد، ممكن است احساس نا اميدي و بي كسي كنيد و فكر كنيد كه هيچ كسي نمي تواند شما را درك كند. اما افسردگي در نوجوانان بيش از چيزي كه فكرش را بكنيد شايع است. شما تنها نيستيد و افسردگي شما يك مورد نا اميد كننده نيست. حتي اگر اين احساس را بدست بدهد كه افسردگي هيچ وقت بهبود پيدا نخواهد كرد، با اين وجود چيزهاي بسياري وجود دارد كه شما مي توانيد براي كمك به خود انجام دهيد تا شروع به بازيابي تعادل خود كرده و احساس مثبت بيشتر، پر از انرژي و سرشار از اميدي داشته باشيد.

براي مطالعه بيشتر:

افسردگي در كودكان و نوجوانان

علائم افسردگي نوجواني

علائم و نشانه هاي افسردگي نوجواني

به سختي مي توان دقيقا گفت كه افسردگي چگونه احساس مي شود- و تمام نوجوانان هم به يك شيوه افسردگي را تجربه نمي كنند. با اين حال، برخي از مسائل و علائم مشترك وجود دارد كه ممكن است در صورت افسرده بودن تجربه كنيد:

– شما  دائما احساس ناراحتي، اذيت شدن و يا عصبانيت مي كنيد.

– هيچ چيزي ديگر سرگرم كننده نيست و شما علتي براي سرگرمي نمي بينيد.

– شما در مورد خودتان احساس بدي داريد- بي ارزشي، گناهكار بودن و يا به نوعي “اشتباه” بودن.

– شما بيش از حد مي خوابيد و يا اصلا به اندازه كافي نمي خوابيد.

– شما ممكن است سردردهاي مكررو غير قابل توضيح و يا ديگر مشكلات فيزيكي داشته باشيد.

– همه چيز و هر چيزي باعث گريه شما مي شود.

– بدون اين كه هيچ گونه تلاشي كرده باشيد وزن از دست مي دهيد و يا وزنتان زياد مي شود.

– نمي توانيد به هيچ وجه تمركز كنيد. نمراتتان ممكن است به اين علت افت كند.

– شما احساس بي كسي و نا اميدي مي كنيد.

– در مورد مرگ و يا خودكشي فكر مي كنيد (اگر اين مورد درست است، سريعا با يك نفر صحبت كنيد).

آيا دوست شما افسرده است؟

اگر شما يك نوجوان هستيد و دوستي داريد كه به نظر مي رسد ناراحت و يا مشكل دار باشد، ممكن است به افسردگي او شك كنيد. اما چگونه تشخيص مي دهيد كه اين يك مرحله گذرا و يا يك حالتي از بدخلقي نيست؟ نشانه هاي هشدار دهنده ي معمول از افسردگي نوجواني را در او جست و جو كنيد:

– دوست شما نمي خواهد كارهايي را انجام دهد كه شماها معمولا دوست داريد انجام دهيد.

– دوست شما شروع به مصرف الكل، مواد مخدر مي كند و يا با افراد ناباب مي گردد.

– دوستتان از رفتن به مدرسه و فعاليت هاي بعد از مدرسه امتناع مي كند.

– دوستتان در مورد بد بودن، زشت بودن، احمق بودن و يا بي ارزشي صحبت مي كند.

– دوستتان شروع به صحبت در مورد مرگ و يا خودكشي مي كند.

  • مقابله با افكار در مورد خودكشي

اگر احساسات منفي شما در نتيج ي افسردگي به حدي منقلب كننده است كه شما هيچ راه حلي جز آسيب رساندن به خود يا ديگران نمي بينيد، نياز داريد تا سريعا كمك بگيريد. و هنوز، درخواست كمك زماني كه در ميانه ي چنين احساسات قوي هستيد واقعا مي تواند سخت باشد. چنانچه صحبت با يك فرد غريبه براي شما آسان تر به نظر مي رسد، با مراكز مشاوره تماس بگيريد تا بتوانيد با اعتماد به نفس با يك نفر صحبت كنيد كه مي تواند شما را درك كند و به شما در برخورد با احساساتتان كمك كند:

هميشه يك راه حل ديگر وجود دارد، حتي اگر شما اين راه حل را در لحظه نتوانيد ببينيد. بسياري از افرادي كه اقدام به خودكشي كرده اند (و نجات پيدا كرده اند) مي گويند كه آنها اين كار را مرتكب شدند چون به اشتباه فكر مي كرده اند كه ديگر هيچ راه حل ديگري براي مشكلي كه تجربه مي كنند وجود ندارد. آن زمان، آنها نمي توانستند راه حل ديگر را ببينند اما در حقيقت، آنها واقعا نميخواستند بميرند. به ياد داشته باشيد كه مهم نيست تا چه حد احساس وحشتناكي داريد، تمامي اين احساسات خواهند گذشت.

داشتن احساساتي از آسيب رساندن به خود و ديگران، شما را يك فرد بد تبديل نمي كند. افسردگي ممكن است باعث شود شما چيزهايي به ذهن و احساستان بيايد كه دور از شخصيت است. اگر به حد كافي شجاع بوده باشيد تا در مورد اين احساسات صحبت كنيد، هيچ كسي نبايد شما را قضاوت كرده و يا شما را بخاطر اين احساسات سرزنش كند.

اگر احساسات شما غير قابل كنترل است، به خودتان بگوييد كه قبل از هر اقدامي بايستي ۲۴ ساعت صبر كنيد. اين كار مي تواند به شما زماني بدهد تا واقعا به همه اين مسائل فكر كنيد و از اين احساسات قوي كه شما را تهديد مي كند، كمي فاصله بگيريد. در طول اين مدت ۲۴ ساعته، تلاش كنيد تا با يك نفر صحبت كنيد – هر فردي- با هر فردي كه او هم تصميم به خودكشي نداشته باشد و يا افسرده نباشد. با يك خط پاسخگو تماس بگيريد و يا با يك دوست تماس تلفني برقرار كنيد و صحبت كنيد. چه چيزي را از دست مي دهيد؟

اگر مي ترسيد كه نمي توانيد خودتان را كنترل كنيد، مطمئن شويد كه هرگز تنها نمانيد. حتي اگر نمي توانيد احساسات خود را بيان كنيد، فقط در مكان هاي عمومي بمانيد، با دوستانتان و يا با افراد خانواده بيرون برويد يا به سينما برويد- هر كاري كه شما را از تنها ماندن با خودتان و خطر دور كند.

كمك در دسترس است.

با تمامي مذكور در بالا كاري نكنيد كه منجر به آسيب دائمي و يا مرگ شما و يا ديگران شود. به خاطر داشته باشيد كه خودكشي يك راه حل دائمي براي يك مشكل موقت است.

  • چرا من افسرده هستم؟

علي رغم آنچه كه گفته شد، افسردگي به سادگي با يك عدم تعادل شيميايي در مغز ايجاد نمي شود كه بتوان به سادگي آن را با دارو درماني درمان كرد. بلكه، افسردگي در نتيجه ي تركيبي از عوامل بيولوژيكي، روان شناختي و اجتماعي است. به علت اين كه سالهاي نوجواني مي تواند يك برهه اي از آشفتگي ها و عدم قطعيت هاي فراوان باشد، شما ممكن است با فشارهاي زيادي رو به رو شويد كه مي تواند منجر به بروز علائم افسردگي كمك كند. اينها مي تواند طيفي از تغييرات هورموني تا مشكلاتي در خانه و يا مدرسه و يا سوالاتي در مورد اينكه چه كسي هستيد و در كجاي زندگي قرار داريد را شامل شود.

به عنوان يك نوجوان، اگر سابقه ي خانوادگي از افسردگي داشته باشيد و يا تروماي دوران كودكي مانند از دست دادن يكي از والدين يا سوئ استفاده ي فيزيكي و يا احساسي را تجربه كرده باشيد، احتمال اينكه دچار افسردگي شويد بيشتر است.

عوامل خطر افسردگي نوجوانان

عوامل خطر كه مي تواند باعث و يا تشديد افسردگي نوجوانان شود عبارتند از:

۱.بيماري هاي سخت، درد مزمن يا ناتواني فيزيكي

  • داشتن ساير شرايط روحي و رواني مانند اضطراب، اختلال خوردن، اختلال يادگيري و يا ADHD
  • سوء مصرف مواد مخدر و يا الكل
  • مشكلات تحصيلي و يا خانوادگي
  • مورد آزار و اذيت قرار گرفتن
  • تروماي ناشي از خشونت و يا آزار
  • تجارب زندگي استرس زاي اخير مانند طلاق گرفتن والدين و يا مرگ يكي از عزيزان
  • مقابله با هويت جنسي خود در يك محيط بدون پشتيباني و حمايت
  • تنهايي و كمبود حمايت اجتماعي
  • اگر مورد آزار و اذيت قرار گرفتيد…

    زندگي با استرس مورد آزار و اذيت قرار گرفتن- چه به صورت آنلاين، يا در مدرسه و يا هر جاي ديگري- واقعا سخت است. اين ممكن است باعث شود تا احساس بي كسي، نااميدي و شرمساري كنيد: بهترين دستورالعمل براي افسردگي.

    اگر مورد آزار و اذيت قرار گرفتيد، بدانيد كه اين تقصير شما نيست. ازار و اذيت نوعي سوء استفاده است و شما مجبور نيستيد كه با ان كنار بياييد. شما مستحق اين هستيد كه احساس امنيت كنيد اما به احتمال زياد به كمك نياز داريد. سعي نكنيد خودتان به تنهايي با قلدري كردن ديگران كنار بيايد. با پدر و مادر خود در مورد اتفاقاتي كه مي افتد صحبت كنيد و يا با ديگر بزرگسالاني كه به آنها اعتماد داريد، اين مساله را مطرح كنيد. اين مي تواند يك معلم، مشاور، روحاني محل، مربي و يا والدين يكي از دوستانتان باشد.

    آيا رسانه هاي اجتماعي يا گوشي هاي هوشمند افسردگي شما را تشديد مي كنند؟

    زماني كه شما خود را در شبكه هاي اجتماعي آنلاين غرق كرده ايد، به نظر مي رسد بصورت موقت افسردگي شما را دود مي كند، با اين حال ممكن است اين كار باعث شود احساس بدتري داشته باشيد. يك مطالعه كه در سال ۲۰۱۴ انجام شده، يك همبستگي بين استفاده ي زياد از رسانه هاي اجتماعي و افسردگي و اضطراب را نشان داد. نوجوانان تمايل دارند تا خودشان را با بصورت ناعادلانه اي با هم سن و سالان خود در رسانه هاي اجتماعي مقايسه كنند كه اين باعث تحريك احساسات افسردگي و انزوا مي شود.


    توصيه هايي براي كمك به نوجوان افسرده ۱

    توصيه اول براي كمك به نوجوان افسرده : مشكل را ناديده نگيريد

    افسردگي در زماني بسيار مخرب مي باشد كه بدون درمان رها شده باشد از اينرو منتظر نمانيد و اميدوار باشيد كه نشانه هاي آزار دهنده رفع خواهند شد . اگر شما شك داريد كه كودكتان افسرده مي باشد ، نگراني هايتان را در مورد عشق و در روش بدون قضاوت افزايش دهيد . حتي اگر شما مطمئن نيستيد كه افسردگي مشكل نوجوان است، رفتار هاي مشكل دار و برخي هيجاناتي كه شما مي بينيد، نشانه هاي مشكل مي باشند كه بايستي مورد رسيدگي قرار گيرند .

    با نوجوانتان سر گفتگو را بازكنيد تابدانند چه نشانه افسردگي مد نظر شماست و چرا شما را نگران مي كند. سپس از فرزندتان بخواهيد تا آنچه را انجام مي دهند با شما به اشتراك بگذارند – و براي شنيدن صادقانه صحبت ها اماده و مشتاق باشيد. از پاسخ دادن به سئوالات زياد طفره نرويد اما نشان دهيد كه شما آماده هستيد و قصد داريد تا هر نوع پشتيباني كه انها نياز دارند را فراهم مي كنيد .

    توصيه هاي برقراري ارتباط با نوجوان افسرده

    • كمتر حرف بزنيد و بيشتر گوش دهيد . زماني كه نوجوانتان شروع به صحبت ميكند از هر گونه قضاوت و انقتاد بپرهيزيد. چيز مهم اين است كه فرزندتان در حال برقراري ارتباط مي باشد .
    • مهربان اما سمج باشيد. اگر آنها براي بار اول به شما جواب ندادند به راحتي موضوع را رها نكنيد. صحبت در مورد افسردگي مي تواند براي نوجوانان بسيار سخت باشد. حتي اگر آنها بخواهند ، آنها ممكن است هنگام بيان آنچه حس مي كنند، زمان سختي را سپري كنند. به ارامش فرزند خود احترام بگذاريد در حاليكه هنوز خود را نگران و مشتاق نشان مي دهيد.
    • براي احساساتشان ارزش قايل شويد. سعي نكنيد تا به نوجوان بگوييد از حالت افسردگي بيرون بيايد، حتي اگر احساسات يا نگراني هايشان احمقانه يا غير منطقي به نظر مي رسد. تلاش هاي خوش نيت براي توضيح اينكه “همه چيز انقدرها هم بد نيست” اين پيام را مي رساند كه شما احساساتش را جدي نمي گيريد. براي اين كه احساس آنها  درك گردند و مورد پشتيباني قرار گيرد ، درك ساده ناراحتي ها و احساساتشان مي تواند به انها نشان دهد كه درك و حمايت مي شوند.
    • به نيروي خود اعتماد كنيد . اگر فرزندتان مدعي است كه مسئله نبوده اما توضيحي براي علت رفتار افسرده ندارد، شما بايستي به غرايزتان اعتماد كنيد . اگر نوجوانتان تمايلي براي گفتگو با شما ندارد، سپردن اين كار به شخص ثالث مورد اعتماد را مورد بررسي قرار دهيد : مشاور مدرسه ، معلم برگزيده يا كارشناس خبره بهداشت رواني . چيز مهم اين است تا آنها با يك نفر صحبت كنند.

    توصيه دوم براي كمك به نوجوان افسرده : تشويق براي ارتباط اجتماعي

    نوجوانان افسرده تمايل دارند تا از دوستان و فعاليت هايشان كنار بكشند كه قبلا از انها لذت مي بردند . اما انزواء تنها افسردگي را بدتر مي سازد از اينرو هر آنچه مي توانيد انجام دهيد تا به نوجوانتان براي برقراري ارتباط مجدد كمك كنيد .

    • زمان براي گفتگوه مستقيم را در اولويت قرار دهيد . هر روز زماني را براي پياده روي تخصيص دهيد – زماني كه شما در كل براي كودكتان اختصاص مي دهيد ( بدون حواس پرتي يا چند وظيفه اي ) . اقدام ساده براي ايجاد ارتباط چهره به چهره مي تواند نقش بزرگي در كم كردن افسردگي نوجوانتان ايفاء كند.
    • مبارزه براي تفكيك اجتماعي: هر آنچه شما مي توانيد انجام دهيد تا نوجوانتان را با ديگران وصل كنيد . آنهارا تشويق كنيد تا با دوستانتان بيرون بروند يا دوستانتان را دعوت كنيد. در فعاليت هايي شركت كنيد كه با ديگر خانواده ها ارتباط برقرار كنيد و به كودكتان فرصت دهيد تا با كودكان ديگر ملاقات كنيد و ارتباط برقرار نماييد .
    • كودكتان را در كار ها مشاركت دهيد . فعاليت هايي نظير ورزش ها ، كلوب هاي بعد از مدرسه يا هنر نظير رقص يا كلاس موسيقي را پيشنهاد دهيد كه با علايق و استعداد هاي كودكانتان جور در مي آيند . در حالي كه كودكتان ممكن است در ابتدا انگيزه و علاقه نداشته باشد، انها بايد شروع كنند احساس بهتر پيدا كنند و اشتياق خود را كسب كنند.
    • افزايش انگيزه براي مشاركت داوطلبانه . انجام كارهايي براي ديگران يك تقويت كننده ضد افسردگي و عزت نفس مي باشد. به كودكتان كمك كنيد تا علت علاقه اش را بفهمد و اين كار به آنها حس هدفمندي مي دهد . اگر شما براي اين كار داوطلب شويد ، همچنين مي تواند يك تجربه پيوند خوب باشد .

     

    براي مطالعه بيشتر:

    توصيه هايي براي كمك به نوجوان افسرده ۲

    علائم افسردگي نوجواني

    بسته درمان افسردگي (TDCS و بيوفيدبك)

    علل افسردگي دوران كودكي

    نوجوان من عادي است يا مشكل دار؟

    منبع:مركزمشاوره ستاره ايرانيان


    تنظيم هيجانات كودك

    بازگشت به موفقيت دوران تحصيلي: به كودكان خود بياموزيد تا احساسات خود را تعديل كنند، براي مادراني كه نااميد شده اند.

    علي كه هفته اول كلاس پنجم خود را مي گذراند، با يك پروژه بزرگ به خانه آمد. معلم او از كودكان خواسته بود تا ارائه اي در رابطه با اينكه مي خواهند به كدام دانشگاه بروند، داشته باشند. از آنها خواسته شده بود تا رشته، دليل انتخاب دانشگاه مد نظر و الزامات براي رفتن به آن دانشگاه، هزينه ها و هر جزئيات ديگري كه آن دانشگاه را از ديگر موراد متمايز مي كند را بيان كنند. تمامي اين موراد علي را تحت استرس قرار داد و زماني كه او به خانه رسيد، شروع به گريه كرد.

    مادر او عصباني بود. انگيزه هاي علي در ۷ سالگي شامل تلاش براي خوردن تا حد انفجار در حاليكه يكجا نشسته باشد، پيروزي در مرحله ي بعدي بازي Fortnite، ساختن يك سازه ي لگوي بزرگتر از خودش و اذيت كردن برادرش در آخرين مسابقه ي كشتي بين خودش و برادرش بود. اين ايده كه دانستن و يا اهميت دادن به اينكه او به كدام دانشگاه مي خواهد برود، در اين سن دور از درك او بود و واقعا هم اين مساله دور از انتظار نيست.

    براي مطالعه بيشتر:

    درك رشد و هيجان نوجوان

    هوش هيجاني و موفقيت در عصر حاضر

    سيستم مدرسه در تلاش براي همراستايي با ديگر ملت ها، برخي از خطاهاي قابل توجه را ايجاد كرده است. آنها بر نمرات استاندارد به جاي خلاقيت، بر نمره ها به جاي تفكر انتقادي و بر عملكرد به جاي پايداري تمركز كرده اند. نتيجه، نسلي است كه در مهرات هاي اوليه اجتماعي كمبود دارند، از مقادير كم فشار و استرس مي ترسند، خواستار ارضا فوري نيازهايشان هستند و انتظار موفقيت فوري دارند. با اين حال، بدتر از همه، پيامد آن بزرگسالان كوچكي هستند كه به مانند يك جوان فرتوت عمل مي كنند.

    اما اين مي تواند متفاوت باشد. به جاي تمركز بر انجام تكاليف در منزل، والدين بايستي توجه بيشتري به رشد عاطفي كودكان خود نشان دهند. با آموزش اينكه چگونه احساسات خود را تعديل كنند، با محدود كردن قادري آنها، كودكان خود را با مهارت هاي كنترل و مديريت خشم و كاهش اضطراب اجتماعي تجهيز مي كنند و آنها را در مسير افزايش اعتماد به نفس، عزت نفس و خوشبختي قرار مي دهند.

    يكي از بهترين راهكارها براي رسيدن به اين امر از رفتاردرماني ديالكتيك (DBT) با استفاده از اختصار ABC PLEASE برگرفته شده است:
    • تجميع احساسات مثبت. يك نمودار احساسات گرفته شده از اينترنت مي تواند براي توصيف تفاوت بين احساسات و ميزان آنها بكار گرفته شود. يكي از نمونه هاي جالب داراي استيكرهاي صورت به همراه احساساتي است كه همچنين به كودكان كمك مي كند تا احساسات ديگران را از صورتشان تشخيص دهند. با تشخيص احساسات، يك كودك مي كتواند محدوده ي احساسي فرد را بفهمد و احساسات مثبت را از ديگران جذب كند.
    • ايجاد تسلط و پيروزي. با تشويق كودكان به فعال بودن در فعاليت هايي كه از آن لذت مي برند، آنها مي توانند به لحاظ شايستگي و اعتماد به نفس رشد كنند. برخي از اين فعاليت ها عبارتند از پخت و پز، ساخت و ساز، دوختن، آواز خواندن، انجام فعاليت هاي هنري و ورزشي مي باشد. و همچنين فعاليت هايي كه شامل تعامل هاي چهره به چهره يا گروهي است كه يادگيري اجتماعي را افزايش مي دهد. اينها نا اميدي، افسردگي و احساس بي ارزش بودن را به حداقل مي رساند.
    • از عهده مسائل بر آمدن. ياد دادن اين كه چگونه وضعيت هاي استرس زا را قبل از اينكه رخ دهند، مديريت كنند، مي تواند آنها را قادر سازد تا ابزارهاي لازم براي مديريت مشكلات را داشته باشند. به اين امر به عنوان يك تمرين قبل از بازي نگاه كنيد. اگر يك كودك تمارين تنفس عميق و آرامش يافتن قبل از اينكه اضطراب شديد را تجربه كنند، ياد بگيرند، به احتمال زياد مي توانند اضطراب شديد را حيني كه رخ مي دهد، مديريت كنند. نه اينكه آنها اين كار را به نحو احسنت انجام دهند، بلكه مثل نگاه به فيلم بازي بعد از اتمام آن، آنها استرس را پس از وقوع بازنگري كرده و كارهاي مهارتي را بهبود مي بخشند.
    • رفاه فيزيكي. عادت هاي خود مراقبتي در اوايل زندگي اغاز مي شود. اين مي تواند با استفاده از چكاپ هاي منظم، توجه به نيازهاي پزشكي، ورزش دادن به بدن و دريافت استراحت كافي انجام شود. متاسفانه، بسياري از والدين كودكان خود را ملزم به بسياري از فعاليت هاي غير ضروري مي كنند كه كودكان را خسته كرده و به لحاظ جسمي، رشدشان را تحت تاثير قرار مي دهد. يك بدن رو به رشد نياز به تغذيه اضافي و استراحت براي رشد صحيح و كاهش استرس دارد.
    • ايمني كم. زماني كه بدن كودك چه به لحاظ فيزيكي و چه به لحاظ عاطفي تحت فشار قرار م گيرد، در مقابل بسياري از امراض و بيماري ها آسيب پذير تر است. به علت اين كه مدارس به نظر به مانند ظرف كثيف مملو از باكتري ها و كثيفي ها باشند، ضروري است كه محيط ها تميز و عاري از خطرات باشند. به كودكان ياد دهيد تا دست هاي خود را بصورت مداوم بشويند و دستان خود را در دهان قرار ندهند. اين مي تواند به كاهش خطر ابتلا به بيماري و تروما كه ممكن است رخ دهد، كمك كند.
    • تغذيه سالم. مواد غذايي مضر و سرشار از قند بخشي از رژيم غذايي معمول كودك را شكل مي دهد. ميزان زيادي از اين مواد مي تواند منجر به پيامدهايي در بلند مدت شود. توضيح اهميت درست غذا خوردن مي تواند منجر به يك سبك زندگي سالم تر در آينده شود. واكنش هاي عاطفي مي تواند با رژيم غذايي ضعيف تشديد شود و رشد مغز با تاخير رو به رو شود. برخي از كودكان حتي واكنش هاي آلرزيك دارند كه شبيه برون ريزي هاي عاطفي است. چك كردن كودك براي آلرژي هاي محتمل مي تواند برخي از استرس هاي غير ضروري احساسي را كاهش دهد.
    • اجتناب از موارد تغيير دهنده ي ذهن . اين تنها در ارتباط با كافئين، مواد مخدر، الكل و شيره نيست- متاسفانه اين شامل ويدئو گيم ها هم مي شود. هر كاري كه انجام مي شود تا حد معمول و ميانه مقبول است، اما زماني كه به شيوه ي اعتياد گونه و در سطح اعتياد انجام شود مغز را تغيير داده و واكنش هاي عاطفي مانند اضطراب، خشم و خشونت را افزايش مي دهد. بازي كامپيوتري را به ۲۰ دقيقه محدود كرده و ۱۰ دقيقه استراحت تا قبل از شروع مجدد بازي اختصاص دهيد. اين به استراحت چشم ها كمك كرده و تمركز را از تمركز صرف به بازي تغيير مي دهد و آگاهي از محيط اطراف را افزايش مي دهد.
    • خواب سالم. اين مهم ترين عامل است. ميزان كافي خواب مي تواند از كودكي به كودك ديگر متفاوت باشد، پس لازم است بدانيد كه چه ميزان خواب براي هر كودكي مورد نياز است. با اين حال، اگر يك كودك خواب كافي نداشته باشد، توانايي او براي فكر كردن به وضوح به خطر مي افتد. بدتر از همه اينكه، ممكن است به نظر برسد كه اختلال توجه تمركز دارند در حالي كه اصلا اين چنين نيست. ميزان ناكافي خواب به مغز اجازه نمي دهد تا بازيابي كرده و جوان سازي انجام دهد، كاري كه عملكردي ضروري براي رشد كودك است.
    • ورزش منظم. يك بدن در حال رشد به گروههاي فعاليت بزرگ و كوچك نياز دارد كه تمامي حواس را درگير كند. فعاليت هايي مانند ورزش ها، پياده روي، خواندن، گوش دادن به موسيقي و يوگا مي تواند به كاهش خستگي و احساس تشديد خستگي كمك مي كند. اختصاص زماني براي بودن و گذران در بيرون از خانه مي تواند استرس عاطفي را تنظيم كرده و اضافه بار ناشي از وسايل الكترونيك، شما را راحت كند.

    مادر علي به مدرسه درباره ي تكليف نا مناسب در مورد دانشگاه اعتراض كرد و يك گزينه پيشنهادي از آموزش نحوه ي مديريت استرس در طول يك امتحان را مطرح كرد. اين فعاليت براي دانش آموزان نسبت به تلاش براي فهميدن اينكه به كدام دانشگاه مي خواهند بروند، آن هم در ۸ سالگي، به نسبت بسيار سودمندتر بوده و در ايجاد يك سبك زندگي سالم ABC PLEASE كمك كرد.


    رازهايي در مورد مديريت رفتار كودكان

    كنترل كودك: رازهاي پنهان در مورد بدست گرفتن كنترل و عملي كردن آن

    خودتان را تصور كنيد كه در جاده در حال رانندگي هستيد، آهنگ مورد علاقه تان از راديو پخش مي شود، هر بزرگراهي شما را كيلومترها از مشكلاتتان دور مي كند و ناگهان از صندلي پشتي با احساس ضربه اي به پشت صندلي تان، كودكتان بادكنك آرامش شما را با صداي گريه ي گوشخراشي مثل برخورد كشتي با كوه يخي، نابود مي كند “اون منو زد!”. دوباره جواب مي آيد كه “اون دوباره همون صداها رو از خودش در مياره”. يك فكر به ذهن شما خطور مي كند: اگر اين ماشين بجاي كنترل سرعت يك دكمه ي كنترل كودك داشت، قطعا دو برابر قيمت ميخريدمش! قطعا داشتن كنترل بيشتر به شما اجازه مي دهد تا از نقطه ي A به نقطه ي B، بدون هي سر و صدايي از صندلي هاي عقب رانندگي كنيد و كنترل همچنين به شما اجازه مي دهد تا يك مكالمه ي تلفني را بدون هيچ گونه مزاحمتي به اتمام برسانيد. اگر كنترل تا اين حد بخش مهمي از والدين بودن باشد، چرا ما نتوانيم كنترل بيشتري داشته باشيم؟ در اين مقاله، دلايل اين مساله كه چرا اعمال كنترل در بسياري از موقعيت ها بسيار چالش انگيز و مهم است صحبت خواهد شد و رويكردهايي كه مي توانند به ميزان بيشتري از كنترل منجر شوند، آورده خواهد شد.

    براي مطالعه بيشتر:

    راهنماي والدين براي كنترل خشم

    تكنيك هايي براي كنترل رفتاري كودكان ۳

    در ابتدا اجازه دهيد مشخص كنيم كه والدين ممكن است زماني كه واژه ي كنترل مطرح مي شود، دسته بندي شوند. حدود نيمي از ما فورا حس خفگي پيدا ميكنيم و يا حس مي كنيم بچه اي كه بيش از حد تحت كنترل باشد، ظرفيت تحمل خود و ديگران را از دست مي دهد. معلم پايه اول به ذهنمان مي آيد كه مي گويد دست هاي خود را بالا ببريد و فقط مداد رنگي هاي آبي، سبز و قهوه اي تان را براي كلاس نقاشي طبيعت بيرون بياوريد چرا كه اينها تنها رنگ هايي هستند كه او مي تواند در طبيعت ببيند. از اين ديد، كنترل تنها شبيه يك چوب سركوبگرانه به نظر مي رسد. نيم ديگري از ما ممكن است تعجب كنند كه چرا ديگر والدين نمي توانند چيزي را ببينند كه عدم كنترل كودك براي جامعه به ارمغان مي آورد. از اين منظر، نكته ي كليدي براي كنترل فردي بزرگسالان، از طريق كنترل صحيح اعمال شده بوسيله ي والدين است؛ اين راهي است كه به كودكان كمك مي كند تا بفهمند كه جهان سرشار از پيامدهاي واقعي است و شادي از تشخيص و دوري از پيامدها نشات مي گيرد. خبر خوب اين است كه هر دو بعد درست هستند و خبر بد هم اين است كه هر دو بعد اشتباه هستند. بسياري از سوء تفاهم ها از مشكلات ما در به ياد آوردن اين نكات است كه ۱) ما نمي توانيم كودكان را كنترل كنيم و فقط مي توانيم شرايط و موقعيت را تحت كنترل خود درآوريم و ۲) عوامل ارتباطي به اندازه ي تشويق و تنبيه در چگونگي پاسخ كودكان به كنترل اهميت دارند.

    اگر بخواهيم در مورد دومين مورد بيشتر بگوييم، بياييد نگاهي به گفته هاي محققان در مورد موضوع چگونگي والدين بودن بيندازيم. يك تحقيق معتبر در اين حوزه از مطالعات بامريند در مورد سبك والديني (۱۹۹۱) ناشي مي شود و تحقيق ديگر مربوط به كار موكوباي و مارتين (۱۹۸۳) است. بر اساس نظر بامريند، سه سبك اوليه از والديني وجود دارد كه منجر به خروجي هاي مورد انتظار مي شود:

    ۱.سبك اقتدارگرا- اين والدين از قانون “چون من اينطور مي گويم” استفاده مي كنند و جايزه هايي در قبال اطاعت مد نظر قرار مي دهند. آنها در اجراي قوانين سخت گير هستند و به تنبيه به عنوان موثر ترين پيامد تاكيد دارند. احساسات كودكان براي حفظ اقتدار و اطاعت در خانه در درجه ي اهميت بعدي قرار مي گيرد. كودكان والدين اقتدار گرا بدون شك، به بزرگسالان خوبي تبديل مي شوند كه مي دانند چگونه اطاعت كنند اما آنها تمايلي به شايستگي اجتماعي و يا شادي عمومي نخواهند داشت.

  • سبك مقتدرانه- اين والدين نيز مانند والدين اقتدار گرا، قوانين و انتظاراتي را تنظيم مي كنند اما نسبت به واكنش ها و احساسات كودكان، پاسخگو تر هستند. اهداف و قوانين در مقايسه با استانداردهايي كه بايستي كودك را به ترس و لرز بيندازد، به طور مثبت تري ارائه شده اند. والدين مقتدر پيامدهاي منفي را با قوائد مثبت در تعادل نگه مي دارند و زماني كه امكانش باشد، مي بخشند. كودكان والدين مقتدر از كودكان خود كسب احترام مي كنند كه بعدا در قالب شادي، توانايي و موفقيت در كار نمود پيدا مي كند.
  • سبك بخشنده و بسيار آسان گير- اين گونه از والدين ممكن است كنترل را تنها محدود به تنظيم انتظارات و قوائدي براي كودكان ببينند. اين گونه والدين ممكن است احساس كنند كه كودكان زماني كه به حل خود رها شوند، به طور طبيعي رفتار خوب را بر رفتار بد ترجيح مي دهند. در واقعيت، والدين آسان گير ممكن است گاهي از برخورد با كودك بترسند و وضعيت دوستي را نسبت به پرداختن به خطرات درگيري با يك كودك عصباني و تحريك شده انتخاب كنند. جاي تعجب نيست كه كودكاني كه به اين سبك بزرگ شده اند، با كنترل فردي مشكل دارند و ضعيف ترين خروجي ها را در شاخص عملكرد بزرگسالان نشان مي دهند.
  • حالا دو عامل را كه به تنظيم شرايط براي يك كنترل موثر والدين كمك مي كند، به ياد مي آوريد؟ اين در مورد بخشي از وضعيت هاي كنترل و رابطه با اهميتي برابر با تشويق و تنبيه است. به طور سطحي، به نظر مي رسد كه والدين اقتدار گرا، بيشترين كنترل والديني را دارند. با اين همه، كودكان آنها با بي ادبي جواب پس نمي دهند، اقتدار والدين را به چالش نمي كشند و بر سر ميز شام به هم سقلمه نمي زنند. والديني با اقتدار سرسختانه، اغلب در مورد كنترل كودكان به مانند كنترل موقعيت دچار اشتباه مي شوند. مشكل اين نوع از مكانيزم كنترل اين است كه اغلب زماني كه كودكان وارد دوره ي بزرگسالي مي شوند بجاي احساس درستي از كنترل فردي دروني، احساس ترس مي كنند. مشكل ديگر اين است كه نسبت پيامدهاي منفي به مثبت اغلب در حدود ۴ به ۱ است، اين بدين معني است كه كودكان تجارب بيشتري در اجتناب از تنبيه كسب ي كنند به جاي اينكه زمان خود را براي كسب پيامدهاي مثبت صرف كنند. در انتهاي ديگر طيف، والدين بخشنده ي آسان گير اغلب توانايي استفاده از ابزارهاي كنترل موقعيت را ندارند مانند يك صداي مقتدرانه، كنترل تشويق و توجه يا برنامه ريزي از قبل براي كنترل مشكلات موردي محتمل. والدين آسان گير، حس شكست و سر خوردگي مي كنند چرا كه به نظر آنها به دست گرفتن كنترل، يك نبرد از دست رفته و باخته است. و زماني كه شرايط براي هر دوي والدين اقتدار گرا و اسان گيروخيم مي شود، آنها غالبا به داد كشيدن به عنوان ابزاري از كنترل، اعمال پيامدهاي شديد مانند محدوديت هاي زماني ۶ ماهه يا استفاده از قدرت تهديد (مانند “صبر كن تا به يه جاي غير عمومي برسيم و ببين چه چيزي منتظر اين رفتار توست”) پناه مي برند.

    والدين مقتدر به نظر مي رسد در كنترل موقعيت به منظور اعمال كنترل بر كودك تواناترين باشند و همچنين مي دانند كه چگونه بطور موثر از هر دوي پيامدهاي ارتباطي مثبت و منفي براي رسيدن به نتيجه ي دلخواه خود استفاده كنند. آنچه كه والدين مقتدر به طور متفاوتي از ديگران انجام مي دهند عبارتند از:

    ۱) آنها مي دانند كه موقعيت بيشتر به مانند هدايت يك قايق بر روي آب است تا هدايت يك ماشين بر روي زمين، به اين علت است كه كودكان اگر عناصر موقعيتي كافي اعمال شود، به مرور در جهت كنترل موقعيتي حركت خواهند كرد، اما ممكن است فورا هم تغيير نكنند.

    ۲) والدين مقتدر مي دانند كه ابزارهاي ارتباطي مانند توجه مثبت نشان دادن و تشويق همچنين پيامدهاي اصلاحي و عواقب منفي موثر تر از انواع ديگر تشويق ها و تنبيه ها مانند بي اعتنايي و يا تلاش منفعلانه براي متقاعد كردن يك كودك عصباني تحريك شده است. والدين مقتدر همچنين به نظر مي رسد كه احترام والديني را تشخيص دهند كه اين چيزي است كه همه ي ما آرزوي اين را داريم كه چنين احترامي را از كودكان خود دريافت كنيم و اين با دادن چالش هاي رفتاري قابل دستيابي و معني دار براي كودك ايجاد مي شود و با بازخورد شفاف و صادقانه و عواقب منفي زماني كه يك انتخاب رفتاري غلط از جانب كودك سر مي زند، متعادل مي شود. نكته اصلي كه والدين مقتدر دريافت مي كنند و نياز است تا ما آن را به خاطر بسپاريم اين است كه اگر ما زمان براي برنامه ريزي صرف كنيم و ابزارهاي جديد را زماني كه تلاش هاي قبلي مان بي ثمر بود، به كار ببنديم، كنترل در طول زمان ايجاد خواهد شد.

    به اين ترتيب و با اين نوع نگاه، ما مجبور نيستيم كه به كنترل به عنوان يك چيز منفي فكركنيم، شايد بمانند شيوه اي كه در كودكي خود ما اعمال شده و ما مي توانيم آن را به عنوان آنچه كه در ارتباط با كودك ما است، مجددا تعريف كنيم. بياييد برخي از اين مفاهيم را به اين موقعيت هاي بسيار واقعي و بسيار متداول كه در آن كنترل به يك مساله ي اصلي تبديل مي شود، اعمال كنيم:

    • عقب و جلو كردن صندلي عقب- چه چيزي در مورد صندلي عقب يك ميني ون وجود دراد كه باعث “اذيت دروني” در كودكان مي شود؟ دو دليل وجود دارد كه اين موقعيت منجر به رها شدن كنترل از دست ما مي شود. اول، زمان با شما يار نيست. با اعمال فشار براي رسيدن به مقصد، قابل درك است كه ما به خود بگوييم ” اگر بتوانم به آن جايي كه مي خواهم بروم، برسيم، مي توانم جر و بحث را خاتمه بدهم”. دوم، حبس كردن يك كودك در يك فضاي كوچك به طور طبيعي منجر به جر و بحث در مورد فضا و توجه خواهد شد. براي كاهش جنگ و دعوا از صندلي هاي بسته ي پشتي، سعي كنيد به كودكي كه بهترين رفتار را از خود نشان داده است، توجه مثبت نشان داده و از او تعريف كنيد ( ابزاري كه ما آن را پاداش افتراقي براي رفتار مثبت مي ناميم).  حتي اگر اين رفتار خوب بيشتر از چند دقيقه طول نكشد. همچنين سپردن كاري به كودكان براي انجام دادن در طول زماني كه در عقب گير افتاده اند، كمك كننده مي باشد. هر كاري را انجام خواهند داد، حتي اگر اين كار شمردن خروجي هاي بزرگراه تا رسيدن به خروجي مورد نظر شما باشد. نقشه ي خيابانها را بياوريد، نقطه ي شروع و پايان سفر خود را با ستاره مشخص كنيد و ببينيد آيا مي توانند هر خياباني كه در مسير وجود دارد را روي نقشه مشخص كنند يا نه!.
    • فرزند بيتشر= سر و صداي بيشتر- اين بيشتر شبيه يك ضرب المثل قديمي است، “يكي از والدين نمي تواند هر دو كودك در حال دويدن در جهت هاي مختلف را بگيرد”. كودكان در كنترل هاي موقعيتي با حركت سريع، انجام كارها بارها و بارها و انجام دادن بسياري از رفتارهاي منفي در يك بازه ي زماني كوتاه از كوره در مي روند. هر چه تعداد كودك در شرايط گفته شده بيشتر باشد، حساسيت شرايط دو يا سه برابر مي شود. به جاي از دست دادن اقتدار و انرژي با بروز خشم و آتش درون كه شعله مي كشد، تنها يك يا دو رفتار تحت كنترل انتخاب كنيد تا به كار ببريد. به عنوان مثال، تنها روي دويدن و فرار از دست والدين در مغازه ي خوار و بار فروشي و يا كودكي كه به اتاق خواهر يا برادرش مي رود تا شروع كننده ي يك دعوا باشد، كار كنيد اما سعي نكنيد كه هر پنج رفتار را در يك زمان تغيير دهيد. بزرگترين قدرت زماني كه شما چند كودك داريد (حتي اگر دو كودك است)، توانايي بيشتر شما براي برنامه ريزي از قبل است. سعس كنيد گاهي از موقعيت خارج شويد و به دنبال استراتژي هايي باشيد كه در دفعات بعد به كار ببنديد، مانند ۱۰ دقيقه ي اضافي در رفتن به مغازه كه مي تواند براي بردن كودكان به گوشه اي از مغازه صرف شود تا زماني كه رفتار آنها تحت كنترل درآيد و يا كنترل تلويزيون كه با در دست نگه داشتن صبورانه دكمه خاموش دستگاه در هوا تا زماني كه سر و كله زدن آنها متوقف شود.

    با داشتن برخي از اين ايده ها در ذهن، هر والديني تا زماني كه بخواهند از موضع خود گاهي گامي به عقب بردارند و در آينه به احساسات خود در مورد اعمال كنترل نگاه كنند و تلاش كنند تا هر زماني كه نياز است، تنظيم كنند، مي توانند كنترل در امورات خانواده را در تعادل نگه دارند.