عاشقانه: هر آنچه كه عاشقان پيش از ازدواج بايد بدانند

مشاوره در زمينه قبل از ادواج و درمان مشكلات فردي نامزدان

شنبه ۰۲ اسفند ۰۴

استراحت در بستر ممكن است زايمان زودرس را تاخير نگيرد



عليرغم فقدان شواهد در مورد اثربخشي استراحت، پزشكان سالانه آنرا تقريبا يك ميليون زن باردار را براي تاخير زايمان زودرس تجويز مي كنند.

جوديت ملاني، استاد پرستاري فرانسيس پين بولتون در دانشگاه پرزيدنت غرب، گفت: بررسي جامع بيش از 70 مقاله پژوهشي مبتني بر شواهد، اين است كه آيا براي مادران يا نوزادان آنها سالم است.

او در اين مقاله در مقاله اي به نام "استراحت بيهوازي براي عوارض بارداري: اثربخشي و ايمني براي جلوگيري از زايمان زودرس" در مقاله بهداشت زنان باردار تحقيقات بيولوژيك براي پرستاري مي نويسد .

داستان هاي مربوطه

در آن، نگراني ها در مورد تاثيرات جسمي و عاطفي بر روي مادران ربوده شده را مورد توجه قرار مي دهد و يادآور مي شود كه بيمارستان در حال حاضر زنان را به راحتي در خانه هاي خود، با حمايت خانواده هاي خود، استراحت مي كند.

Maloni اشاره به شكاف در ادبيات فعلي و نشان مي دهد كه شواهد بيشتري نياز است.

Maloni گفت كه شكاف در تحقيق نيز وجود دارد اگر رختخواب استراحت خسارت و يا مزاياي كودك.

استراحت تخت براي زنان باردار كه در معرض انقباض هاي اوليه يا ساير مشكلات حاملگي مانند فشار خون بالا، نوزادان متعدد، لخته شدن خون بالايي يا خونريزي هستند، مي توانند براي چند روز يا چند ماه تجويز شوند.

از سال 1989، Maloni يك رهبر در مطالعه بهترين استراحت در دوران بارداري بوده است. تحقيقات كنوني او از مطالعه در زمينه هاي هوافضا، پرستاري، پزشكي، روانشناسي، علوم اجتماعي و علوم بيولوژيك است.

به عنوان مثال، او مي گويد، مطالعات هوا و فضا به ما مي گويد كه هنگامي كه يك بدن در موقعيت استراحت قرار دارد، يك سري تغييرات فيزيولوژيكي براي جابجايي به اين موقعيت بدون وزن، جاي مي گيرد.

Maloni گفت: "با گذشت زمان، باقي مانده در موقعيت استراحت مي تواند منجر به از دست دادن استخوان و آتروفي عضلاني شود."

اما مادران باردار تقريبا 24 ساعت در روز به رختخواب مي رسند، همچنين مي توانند باعث افسردگي و احتمالا اختلال شوك پس از ضربه زدن به زنان بشوند، اما نگران نباشند كه هر انقباضي مي تواند باعث تولد نوزاد شود.

 ناخن جويدن در كودكان

Maloni مي گويد: "پرستاران مي توانند درمان با بهترين استراحت را با كاركردن به عنوان طرفداران زنان و آموزش آنها در مورد شواهد درمان تخت خواب و همچنين ريسك ها و مزاياي استفاده از اين عمل، به چالش بكشند."


نكاتي براي داشتن يك خواب خوب شبانه

گر اين پيشنهادات مفيد را در خاطرتان حفظ و اجرا كنيد، در اين صورت داشتن يك خواب شبانه خوب آسانتر از آن چيزي است كه فكرش را مي كرديد. به ياد داشته باشيد، فرض بر اينست كه خواب آرام بخش مي باشد و هر شب به تجديد قواي بدنتان كمك مي كند. سعي كنيد كمبود خواب نداشته باشيد و اينكه براي داشتن يك خواب شبانه خوب به مدت حداقل 8 ساعت در هر روز، نبايد به مدت طولاني (بيش از چند روز) از خوابيدن خود بكاهيد. هر شخصي گاهي از اوقات به سختي مي خوابد، اگر به خواب رفتنشما طول ميكشد، جاي نگراني نيست. سعي كنيد اين پيشنهادات را به كار گيريد تا خوابي طبيعي و آسوده داشته باشيد.

· براي خودتان يك برنامه منظم خواب ترتيب دهيد.

هر شب در زمان معيني به تخت خواب برويد و هر صبح نيز در زمان معيني بيدار شويد. برهم زدن اين برنامه ممكن است منجر به بيخوابي شود. همچنين با خوابيدن زياد در تعطيلات، بيدار شدن در اوايل صبح دشوار مي شود، به دليل آنكه آن چرخۀ خوابتان را از نو براي بيداري بعدي تنطيم مي كند. بين مدت 8ساعت وقت خواب، چرت نزنيد.

· ورزش كنيد.

سعي كنيد روزانه 20 تا 30 دقيقه ورزش كنيد. ورزش هاي روزانه اغلب به خوابيدن كمك مي كند اگرچه، ورزش نزديك به زمان خواب نيز موجب تداخل در خواب مي شود. سعي كنيد حداكثر زمان مفيد ورزش كردن حدود 4 تا 6 ساعت قبل از رفتن به رختخواب باشد. اما، در كل در مدت 2ساعت باقي مانده به زمان خواب ورزش نكنيد.

· از مصرف كافئين، نيكوتين و الكل اجتناب كنيد.

از نوشيدن مواد كافئيني كه مانند محرك عمل مي كنند و موجب بيدار ماندن افراد مي شوند، خودداري كنيد. از جمله مواد كافئيني مي توان به قهوه، شكلات، نوشيدني هاي گازدار، چاي هاي غيرگياهي، داروهاي رژيم غذايي و برخي آرام بخش ها اشاره كرد. افراد سيگاري خواب سبكي دارند و اغلب به خاطر علائم ناشي از كاهش نيكوتين در بدن صبح زود بيدار مي شوند. الكل خواب عميق و رسيدن به مرحله REM را از افراد مي گيرد و انها را در مراجل سبك تر خواب نگه مي دارد.

اگر ميخواهيد خواب شبانه راحتي داشته باشيد، از همه موارد ذكر شده حداقل 6 تا 8 ساعت قبل از خوابيدن اجتناب كنيد. همچنين از خوردن هرنوع وعده غذايي سنگين در 2ساعت باقي مانده به خواب بپرهيزيد.

· موقع خواب عادت ريلكسيشن (تمرين آرمش) داشته باشيد.

يك دوش گرم، خواندن كتاب يا مجلات و يا ديگر كارهاي آرميدگي مي تواند باعث راحت تر خوابيدن شوند. مي توانيد خودتان را براي تداعي فعاليت هاي پر از آسودگي خاص براي خوابيدن آموزش دهيد و آنها را به عنوان جزيي از برنامه عادات آرام سازي و تمدد اعصابتانتان قرار دهيد.

· تا هنگام طلوع آفتاب بخوابيد.

اگر برايتان مقدور است، با طلوع آفتاب بيدار شويد يا از چراغ هاي شب خواب يا خيلي روشن در اتاقتان هنگام صبح استفاده كنيد. طلوع آفتاب به ساعت بيولوژيكي دروني بدنتان كمك مي كند تا بدنتان چرخۀ خواب و بيداري را هر روز مجدداً تنظيم كند. البته، متخصصان خواب براي افرادي كه مشكلات خواب و بيداري دارند توصيه كرده اند كه يك ساعت در معرض طلوع صبحگاهي قرار بگيرند.

در رختخواب هنگام بيداري دراز نكشيد.

اگر خوابتان نمي گيرد، پس در رختخواب نيز دراز نكشيد. كارهايي متفرقه مانند خواندن، تماشاي تلويزيون، يا گوش دادن آهنگ انجام دهيد تا احساس خستگي به شما دست دهد. اضطراب در ايجاد خواب و بيداري مي تواند واقعاً با بي خوابي همراه شود. اگر حس خواب آلودگي مي كنيد به رختخوابتان برگرديد و سعي كنيد از خوابيدن در مكان هايي غير از رختخواب بپرهيزيد.

· محيط و دماي اتاق خوابتان را تنظيم كنيد.

يك فضا و دماي راحت را در اتاق خوابتان برقرار سازيد. دماهاي بالا ممكن است يا موجب اختلال خواب شود يا از خواب عميق شما جلوگيري كند. هر چه قدر مي توانيد از ميزان تاريك بودن و آرامي اتاق مطمئن شويد. سعي كنيد از رفتن به رختخواب با تلويزيون يا راديو اجتناب كنيد زيرا، مي توانند منجر به عادت بد نياز به همراه داشتن تلويزيون و راديو هنگام خوابيدن شوند.

· اگر مشكل خواب شما ادامه دارد به پزشك مراجعه كنيد.

اگر هر شب مشكل حالت خواب و بيداري داريد يا اگر هميشه روز بعد داراي احساس خستگي هستيد بنابراين، شما ممكن است اختلال خواب داشته باشيد و بايد پزشك شما را ويزيت كند. يك مراقبت طبي مقدماتي ممكن است بتواند به شما كمك كند؛ اگر ممكن نشد، شما احتمالاً بتوانيد يك متخصص خواب در بيمارستان نزديك محل زندگي تان پيدا كنيد. اكثر اختلال هاي خواب به طور مؤثري مي توانند درمان شوند، و در نهايت خوابي مكفي و راحت برايتان حاصل شود.

نوشته دكتر جيمز والش، عضو اكادمي طب خواب آمريكا

   

برچسب ها: اختلال خواب ,برنامه منظم خواب ,بي خوابي ,تاثير اتاق و دما بر خواب ,تاثير ورزش بر خواب ,تاثير كافئين بر خواب ,خواب ,خواب راحت ,رفع بي خوابي ,رفع مشكل خواب ,عوامل بي خوابي ,عوامل موثر بر خواب راحت ,مشكلات خواب ,


روابط و انتظارات غيرواقعي: ۵ علامت كليدي

بيشتر ما مشتاق حس عشق ورزيدن و مورد قبول واقع شدن هستيم، ميل داريم كه در ارتباط دوطرفه‌ي طولاني مدت با كسي باشيم كه عاشق اوييم. بيشتر افكار، احساسات، و ايده هايي كه درمورد خانواده و رابطه ها داريم، توسط آنچه در فيلم ها ديده ايم، يا در كتابها خوانده ايم، و يا از خلال حكايات عشقي شنيده ايم، هدايت مي شود. انصافا در اوايل زندگيمان انتظاراتمان را معطوف به انچه روابطمان بايد از آن تشكيل يابد، و آنچه نبايد، و چه نقشي انتظار داريم پارتنرمان ايفا كند، پرورش مي دهيم.

هرچند هيچ موردي ندارد كه در رابطه خود انتظاراتي داشته باشيم، اما داشتن توقعات غيرواقعي مي تواند اضطراب را تحميل كرده و هر رابطه اي را نابود سازد. توقعات غيرواقعي مي تواند استرس بيجا و فشار زياد بر رابطه وارد كند، و آن را بطور نابهنگام به پايان برساند. مثل آدمها، هيچ رابطه‌اي هم كامل نيست. تمامي روابط متشكل از هم اوقات خوب و هم بد، هم لذتها و دردها، و هم سازگاري و ناسازگاري‌هاست.هيچ كس در جهان ما كامل نيست از اين رو كسي نمي تواند طبق اميد و توقعات بالايش رابطه ي كاملي را انتظار داشته باشد.

براي بيشتر ماها غيرمتداول نيست كه “انتظارات موهوم” خود را از دوران كودكي به بزرگسالي خود انتقال دهيم. بچه ها از والدين شان انتظار دارند تا آنان را تغذيه كنند، حمايت كنند، محافظت كرده و تصديقشان كنند. بدبختانه، برخي بزرگسالان در برآوردن كامل نيازهاي كودكانشان ناتوان اند. ازاين رو برخي كودكان در تلاش براي كسب امنيت، و بدست اوردن نيازهايشان با والديني مواجه مي شوند كه تلاش بي پاياني براي خشنودسازي آنان انجام مي دهند. همچنين اغلب، اين نياز سيري ناپذير براي خشنودسازي والدين فرد معمولا از يك آرزوي شديد به سوي برآوردن نيازهاي عاطفي خودمان ريشه مي دواند. وقتي رفتار والدين در برابر درخواست نيازهاي كودك تغيير نمي كند، آنها مي توانند مايوس شوند، احساس كنند پس زده مي شوند، و احساسات دوست نداشته شدن را دروني كنند.

آنچه ما از والدين مان در طول تاثيرپذيري، حمايت، و هدايت دريافت نمي كنيم، بر روي ديگران انعكاس مي دهيم. از دوستان و كسي كه دوستش داريم انتظار داريم كه آنچه طي دوران كودكي از دست داده ايم برايمان تامين كنند. وقتي والدين رمانتيك، ناتوان از بازگرداندن آنند، ممكن است در دام عشق نيفتيم و بدون دادن فرصت براي ساختن و آباد كردن رابطه از آن دست بكشيم. باور داريم (چنانچه در كودكي داشتيم) كه اگر سخت تر تلاش كنيم، و براي تاييد شدن عمل كنيم، ديگران توجه نشان داده، و از كوشش و رفتار ما تحت تاثير قرار خواهند گرفت، و خلا عشق ما را پر خواهند كرد. به هرحال، وقتي توقعات غيرواقعي وجود دارد، اين خلا باقي خواهد ماند، و اوهام توقعات ادامه خواهد يافت.

بدون تغيير، توقعات غيرواقعي به شكل مثبتي به موضوعات قدرت، دستكاري و كنترل كردن همبسته است. بدبختانه ما احتمالا به راه حلهاي نادرست روي مي آوريم، مردم بايست به گونه اي صحبت و رفتار كنند كه ما مي خواهيم آنطور صحبت يا رفتار كنند، در غير اين صورت از ما انتظاري نبايد داشته باشند. بسياري روابط رمانتيك با بي اطلاعي طرف مقابل از ضعف يا ناامني هاي طرف ديگر آغاز مي شود. داشتن انتظارات واقع بينانه در روابط ما، به تشخيص و پذيرش اين امر كمك مي‌كند كه هيچ كس كامل نيست، پذيرش خودمان و طرف مقابلمان بعنوان كسي كه ما باشيم و آنچه مي توانيم براي رابطه سهيم باشيم، بجاي نگريستن به ديگران تا نيازهاي ما را تامين كنند، بايستي خودمان براي زندگي خودمان مسئوليت را به گردن بگيريم و تغييرات لازم را در جهت بهترين علائقمان ايجاد كنيم.

پنج نشانه كليدي كه ممكن است لنگرگاه انتظارات غيرواقعي باشند

●از طرف مقابلتان انتظار داريد تا آنچيزي كه احساس مي كنيد را بداند و آن احساسات را بفهمد. در يك رابطه صميمي، زوجين معمولا انتظار دارند كه پارتنرشان بايستي تمامي نيازها و توقعاتشان را بدون مكالمه بداند و بفهمد. پس وقتي پارتنرمان در رفتارش نسبت به انتظارات غيرواقعي ما درمي ماند، يأس و ناشادماني به درون رابطه مي خزد. واقع بينانه نيست كه از پارتنرتان توقع داشته باشيد تا قادر به خواندن ذهنتان باشد و هميشه مطابق آرزوهاي شما عمل كند. امكان پذير نيست كه توجهات ذهن شخص ديگر را تماما فهميد، مكالمه مداوم و صادقانه براي ساختن و سالم نگه داشتن رابطه ضرورت دارند.

●روابط خوب، خالي از مشاجره هستند. در هر گونه رابطه اي كه داشته باشيم بالاخره مشاجره رخ مي دهد، به طوري كه پذيرفتني يا واقع بينانه نخواهد بود كه انتظار داشته باشيم يك رابطه رمانتيك، خالي از مشاجره باشد. مشاجره هم مي تواند براي اهداف منفي و هم مثبت بدرد بخورد. مشاجره به دو طرف اجازه مي دهد تا بر سر موضوعات بحث كنند، يعني چيزي كه هر پارتنر خوشش مي ايد يا دوست ندارد، آنچه از دستش داده اند، ترجيح مي دهند چه چيز به رابطه افزوده شود، از پارتنر خود چه توقعي دارند و غيره. مشاجرات مثل بيشتر چيزها در زندگي اجتناب ناپذيرند، طوريكه كاملا عادي است كه اكنون و بعدا در رابطه ي خود، مشاجره و جدل داشته باشيد. يكي از غير واقع بينانه ترين توقعاتي كه پارتنرها در رابطه از هم دارند اين است كه در يك رابطه خوب، مشاجره رخ نمي دهد. برخي پارتنرها بشدت معتقدند براي اينكه رابطه خوب كار كند، بايستي به هر قيمت از مشاجره اجتناب كنند.

●براي نجات يك رابطه بايستي آن رابطه به همان صورت باقي بماند. تمامي رابطه هابراي اينكه قابل تحمل و سالم باشند، بايد رشد كنند و با زمان سازگار شوند. هرچه ما بزرگ و بالغ مي شويم روابط رمانتيكمان هم بالغ مي شوند. با اعتقاد به اين باور كه روابط مان بايستي همانجور بدون سازگاري با زمان، بيماري، موضوعات مالي، تغييرات پارتنر، و ديگر خواستها باقي بماند، ريسك خاموشي رابطه را به عهده مي گيريم.

●به منظور نجات رابطه بايستي بيشترين زمان را باهم سپري كنيم. براي زوجين بسيار مهم است كه باهم وقت بگذرانند تا رابطه مستحكمي بسازند. به هرحال، اين انتظار كه پارتنرتان تمامي اوقات با شما باشد، توقع غير واقعي ديگري است كه يك رابطه را نابود مي كند. ازاين رو يك فرد، شما و پارتنرتان بايد به همديگر فضاي كافي بدهيد تا سرگرمي هاي شخصي خودش را به اجرا درآورَد. پارتنرها نياز دارند كه اوقاتي را با دوستان و اعضاي خانواده سپري كنند تا هويت فردي خودشان را ابقاء كنند، هويتي كه مجزا از رابطه ي رمانتيك است.

●روابط خوب نياز به كار ندارند. يكي از رايج ترين اشتباهات و توقعات غيرواقعي كه پارتنرها در روابط رمانتيك دارند شامل اين مي شود كه رابطه بايستي مثل فيلم هاي سينمايي يا رمان هاي عاشقانه، ساده باشد. هيچ رابطه اي هيچ وقت آسان نيست، پس هر رابطه، نيازمند زمان، تلاش، عشق، مهرباني، صبر و ايثار است تا قدرتمندانه پرورش يابد. فراز و فرودها بخش عادي و طبيعي هر رابطه هستند. اگر ارتباطتان طي زمانهاي دشوار پيش مي رود، بدين معني نيست كه عشق براي هردوتاي شما پايان يافته است. بطور ساده به اين معني است كه رابطه تان به تلاش، تمرين، عشق و اتحاد بيشتر نياز دارد تا با مشكلات و كشمكش ها مواجه شويد.

يكي از مخرب ترين چيزها در رابطه، داشتن توقعات غيرواقع بينانه است.انتظار چيزي بيرون از رابطه كه ديگري، هم غافل از آن، هم بي علاقه براي تامين آن، ويا به زبان ساده ناتوان از برآوردن آن است، مي تواند از نظر عاطفي، براي هردو پارتنر درگير، مخرب؛ و براي رابطه ناخوشآيند باشد. به وجود امدن سرخوردگي و خشم مي توانند ناشي ازتوقعات غيرواقعي درحال پرورشِ يكي از پارتنرها و رابطه باشد. سعي كنيد تا جاي ممكن بصورت مستمر و صادقانه در مورد نيازها و خواسته هايتان با پارتنر خود مراوده كنيد. خوشآيند و ناخوشآيندها، روياها و ترسهايتان، موفقيتها و اشتباهاتتان، يا هرچيز ديگر را در خود نگه نداريد. اگر برايتان مهم است، به خاطر رابطه تان، با پارتنرتان در ميان بگذاريد.

   

برچسب ها: انتظارات موهوم ,انتظارات نامعقول زوجين ,انتقال ناكامي از كودكي به رابطه زناشويي ,توقعات غيرواقعي در ازدواج ,راه حل مقابله با انتظارات موهوم ,رفع انتظارات غيرواقعي ,زناشويي ,شناخت توقعات نادرست ,


آيا درست است كه زنان مجرد، و مردان متأهل بهتر عمل ميكنند؟

در سال 1972 ميلادي جسي برنارد جامعه شناس با اظهار اين مساله كه ازدواج براي زنان و مردان متفاوت است، و اينكه ازدواج مردها بهتر است، سر و صداي زيادي كرد. اكنون بعد از حدود 45 سال هنوز هم بخشي از عقل متعارف ما باور دارد كه زنان دوران مجردي را بهتر ميگذرانند حال آنكه مردان در وقت تأهل اوضاعشان بهتر است.

اما نكته بحث برانگيز ديگري نيز مطرح است، چيزي كه بيشتر مورد پذيرش مي باشد: فردي كه مدعي است ازدواج كردن براي هركس بهتر است زيرا كه مردم را شادتر و سالمتر و در ارتباط بيشتر باهم ديگر ميسازد، و حتي طول عمرشان را بيشتر ميكند. بيشتر دو دهه ي گذشته را صرف اين كرده ام كه نشان دهم اين ادعاها به طور برجسته اي اغراق آميز يا آشكارا غلط هستند. وليكن سازمانهاي قدرتمندي وجود دارد كه طرفدار ازدواج (يعني ازدواج قراردادي مرسوم) هستند و بر هميشگي كردن اسطوره ي تاثير دگرگون كنندهوي زناشويي براي هردوي زنان و مردان سرمايه گذاري كرده و بسيار هم موفق بوده اند.

از زماني كه برنارد كتابش را منتشر كرد، اگر نه به دهها هزار، به هزاران نسخه ي مطالعاتي درباره ازدواج رسيده است. براي اينكه بطور قطعي بدانيم تحقيق در مورد تفاوت جنسيتها چه ميگويد، لازم است نگاهي به فراتحليل ها بيندازيم –يك جور مطالعه مروري كه نتايجِ هر مطالعه ي مربوط را كه تاكنون انجام شده به شكل آماري تركيب ميكند. چنين بازبينيِ به روزي وجود ندارد، و حتي اگر وجود داشت، مشكلاتي مي داشت، زيرا بسياري از مطالعات عميقا به آن خدشه وارد ميكنند.

آنچه اينجا پيشنهاد ميشود تنها يك نمونه از آن چيزي است كه برخي تحقيقات نشان ميدهد. فراموش نكنيد كه نتايج مطالعات، هميشه بينابين است، و تجارب همه كس را در نظر نميگيرد. استنتاجات من بيش از آنكه قطعي فرض شوند، بايد به عنوان پيشنهاد فرض شوند.

زنان و ازدواج: آنها فقط براي اين نيستند كه ازدواج كنند

برخي از مهم ترين مطالعات و بازبيني ها هيچ تفاوت مبتني بر جنسيت را نيافته است، و هنگام وجود تفاوت، ظاهرا بيشتر، زنها هستند كه با ازدواج از خواب غفلت بيدار ميشوند.

يك نمونه از تحقيق كه هيچ تفاوت جنسيتي نيافته است، مطالعه ي اندازه گيري طول عمر بوده است كه تاكنون از 1912 ادامه داشته است. نتايج نشان ميدهد كه مردمي كه طول عمر دراز داشتند كساني بودند كه مجرد ماندند و نيز كساني كه متأهل ماندند. افراد مطلقه، همچنين آنها كه طلاق گرفته و سپس مجددا ازدواج كردند، زندگي كوتاهتري داشتند. آنچه اهميت داشت سازگاري بود، نه وضع مربوط به زناشويي، و در اين بين، هيچ تفاوت جنسيتي وجود نداشت.

نوع ديگري تحقيق كه در آن، حكم زنان و مردان در موردش يكسان است مطالعاتي است كه افراد يكساني را در طول زمان دنبال مي كند به طوريكه از تجرد به تأهل مي روند. بازبينيِ 18 تا از اينگونه مطالعات دريافته است كه افراد اساساً بعد از اينكه ازدواج كردند خوشحال تر نمي شوند. در بهترين حالت، آنها در زمانهاي نزديك به عروسي خود تنها كمي خرسندتر ميشوند؛ پس از آن به احساس زمان مجردي خود برميگردند و به همان اندازه ي سابق احساس خشنودي (يا ناخشنودي) ميكنند. اين الگو در مورد زنان و مردان مثل هم است.

اين بازبينيِ 18 مطالعه همچنين دريافت كه هم زنان متأهل و هم مردان متأهل هردو با گذشت زمان بيشتر و بيشتر دچار نارضايتي از رابطه خود ميشوند. مطالعه اي در مورد ازدواج سفيد هم نشان داد كه در آن، زنان زودتر از مردان از ازدواج خود دچار نارضايتي ميشوند.

يكي از مهم ترين تفاوتهاي مبتني بر جنسيت در عكس العمل نسبت به ازدواج، نزد كسي است كه براي طلاق اقدام ميكند. اين تفاوتها حداقل به سال 1867 سنديت مييابد، و هنوز هم در اروپا، استراليا و در ايالات متحده صحت دارد. چه كسي به احتمال زياد از ازدواج كردن كناره گيري ميكند؟ زنان. آنان از سال 1867 پيشگام 62 درصد از طلاقها در ايالات متحده بوده اند، و اين تعداد اكنون به 70 درصد نزديك شده است.

برخي ازدواج ها با فوت زوج به پايان ميرسد، و اين امر ميتواند براي هم مردان و هم زنان بي اندازه اندوهناك باشد. نشانه هايي دال بر اين امر وجود دارد كه زنان سريع تر از مردان با عزاداري خود كنار ميآيند.

وقتي ازدواجي به هر علت به پايان ميرسد، زنان به احتمال كمتري از مردان سعي در امتحان مجدد آن ميكنند. نرخ ازدواج مجدد نزد مردان تقريبا بيش از دوبرابر زنان است. بعضي از دلايل آن را ميتوان به سهم برتري جنسيتي در مردان نسبت داد كه بيش از زنان، خواهان ازدواج مجدد ميشوند، اما بعيد است توضيح كاملي براي يك چنين تفاوت بزرگي باشد.

زندگي مجردي و زندگي تنها: زنان بهتر از پسش بر ميآيند

مطالعات مهمي وجود دارند كه نشان ميدهند هيچ تفاوت متكي بر جنسيت در زندگي مجردي، چنانكه در ازدواج، وجود ندارد. وقتي تفاوتي وجود داشته باشد، اين زنان هستند كه به نظر ميرسد وقتي مجرد هستند يا به تنهايي زندگي مي كنند بهتر عمل ميكنند.

قطعا يكي از افسانه ها راجع به ازدواج كردن كه بيش از هرچيز بي مصرف شده اين است كه فرد مدعي شود كه افراد متأهل ارتباط بيشتري با ساير مردم دارند، و متأهل ها هستند كه باهم ارتباط برقرار مي كنند. در واقع، كل مطالعات نشان داده است كه افراد مجرد بيش از افراد متاهل وارد ارتباطات اجتماعي ميشوند. افراد مجرد براي برقراري رابطه با خواهر و برادر و والدين و همسايه ها و دوستان، بيشتر از افراد متأهل عمل ميكنند. آدمها وقتي ازدواج ميكنند، به نوعي منزوي مي شوند.

با اين وجود، مهم ترين عامل درباره تفاوت هاي جنسيتي اينست كه تفاوت جنسيتها اصلا وجود ندارد. طبق يادداشت نوامي گرستل «ازدواج احتمالاً به يك درجه روابط اجتماعيِ زنان و مردان را محدود ميكند.»

افزايش سريع تعداد افرادي كه تنها زندگي ميكنند يكي از مهم ترين تغييرات آماري عصر ماست. دانش پژوهاني كه در مورد اين پديده كتاب نگاشته اند دريافته اند كه، برخلاف داستان هاي هولناك رسانه ها، افرادي كه تنها زندگي ميكنند خيلي بهتر عمل ميكنند. البته در مورد مردان مسنتر، مخصوصا اگر بيكار يا دچار ضعف سلامتي باشند استثنئاتي وجود دارد.

مطالب بيشتر: طلاق در دنياي مدرن
راه هاي كم شدن مشكلات خانوادگي
الگوهاي زناشويي
تغيير سبك دلبستگي

در طول حيات افراد مجرد، اغلب زنان در اواخر حيات به طور مشخص بهتر عمل مي كنند. يك مطالعه ي شايان ذكر، شبكه هاي اجتماعي افراد ميانسال 65 سال به بالا از زناشويي هاي متفاوت و وضعيت هاي فرزندپروري را در بين شش ملت –استراليا، فنلاند، هلند، اسپانيا، انگلستان، و ايالات متحده- بررسي كرده است. به طور كلي افرادي كه داراي فرزند نبودند محدودترين شبكه ي ارتباط اجتماعي را داشتند. اما يك استثناء بزرگ وجود داشت: در بين پنج ملت از بين شش ملت، زناني كه هيچ فرزندي نداشتند و در تمام دوران زندگي خود مجرد مانده بودند شبكه هاي اجتماعي وسيعتر با دوستانشان داشتند، دوستاني كه بخش عمده اي از سيستم حمايتي روزانه ي آن زنان بود. اين زنان مجرد مانده در تمام طول عمر، در تنهايي پير نمي شدند.

يك مطالعه اخير از سالمندان ايالات متحده دريافته است كه زنان نسبت به مردان، وقتي تنها زندگي ميكنند به چندين طريق مهم، بهتر عمل ميكنند، در حاليكه مردان وقتي با ديگر افراد –خاصه با همسر- زندگي ميكنند به نسبت، بهتر عمل ميكنند. مثلا وقتي را كه آنها صرف سرگرمي و علايق خود ميكنند: زنان وقتي تنها زندگي ميكنند زمان بيشتري دارند تا علايق خودشان را دنبال كنند، حال آنكه مردان وقتي با يكي ديگر زندگي ميكنند زمان بيشتري دارند تا هر آنچه دوست دارند انجام دهند. نمونه ي ديگر، اين پرسش است كه سالمندان چگونه با يك تعداد از دوستاني كه دارند خشنود و راضي هستند؟ زنان هميشه با تعداد دوستاني كه دارند خشنودترند، چه آنها كه تنها زندگي ميكنند، و چه آنها كه با كسي در كنارشان. اما وقتي آنها تنها زندگي ميكنند تفاوت، بيشتر است -71 درصد زنان، حال آنكه 48 درصد مردان با دوستاني كه دارند خشنودند.

همچنين نشانه هايي دال بر اين است كه زنان بيش از مردان، انزواي خود را دوست دارند. وقتي سوال شود كه آيا آنان از اوقات تنهايي خود لذت ميبرند، زنان احتمالا بيشتر از مردان بگويند كه چنين است.

فقط يك فرض: با گذشت زمان، مردان در زندگي مجردي، بهتر و بهتر ميشوند

با اطمينان نميدانيم چرا زنان، اغلب اوقات وقتي به تنهايي زندگي ميكنند بهتر از عهده ي كارها برمي آيند. يك احتمال اين است كه با تنها زندگي كردن، به جاي زندگي با شوهر و فرزندان، زنان از نقشها و انتظارات سنتي رها ميشوند. آنها ديگر وقت زيادي صرف آشپزي، تميز كردن خانه، و شستشوي لباس اعضاي خانواده نمي كنند، بلكه مدت اندكي به آن اختصاص ميدهند. آنها از وظايف عاطفيِ تقويت ايگوها و از احساسات ضربه ديده خلاص شده اند. مجبور نيستند پولي را كه خرج مي كنند براي كس ديگري هم در نظر بگيرند. همچنين ياد ميگيرند انواع چيزهايي كه شوهرانشان به شكل سنتي انجام ميدادند خودشان انجام دهند –يا كس ديگري را براي اجير كردن يا كمك كردن پيدا كنند.

آنچه غالبا كمتر مورد توجه قرار ميگيرد اين است كه مردان از تنها زندگي كردن سر باز ميزنند، مخصوصا اكنون كه آنها براي مدت بيشتري نسبت به گذشته مجرد ميمانند. لين جيميسون و رونا سيمپسون در كتاب خود به نام «تنها زيستن: جهاني سازي، هويت و تعلق» خاطرنشان مي كنند كه هر چقدر مردان (و زنان) در سالهاي اوليه ي بزرگسالي به تنهايي زندگي كنند، بيشتر مهارتهايي كه براي خدمت در مقابل جنس ديگر بكار برده مي شوند را ياد مي گيرند. مثلا در زندگي متأهلي، زنان به شكل سنتي، «حافظ خانواده» و برنامه ريز اجتماعي بودند. آنها در تماس با خانواده بوده، و ارتباط با دوستان را هم حفظ ميكردند (اگر اين دوستان مانع نمي شدند)، دورهمي هاي اجتماعي را تنظيم ميكردند، و تماميِ ديگر وظايف اجتماعي و عاطفي زوج را تحت پوشش قرار ميدادند.

در مشاهدات آنان نسبت به افرادي كه تنها زندگي ميكنند و در مرور مطالعات مرتبط، نويسندگان دريافتند كه اكثر مردان جواني كه تنها زندگي ميكنند خيلي بهتر كارها را انجام مي دهند. آنها شبكه اي از دوستان و خويشاوندان داشتند و با مردمي كه برايشان اهميت داشت حفظ رابطه مي كردند. آنها براي داشتن يك زندگي اجتماعي يا ارتباطات معنادار انساني نياز به داشتن همسر نداشتند.

اين امر براي آنان و نيز به خوديِ خود اهميت دارد. ولي همچنين براي چيزي كه به آينده هم مربوط است داراي اهميت است. شايد مردان جوان امروزي اگر تنها زندگي كنند وقتي سنشان بالاتر ميرود خيلي بهتر كارها را انجام دهند، همچنين بدانند كه چگونه با وجود تنهايي و انزوا زندگيِ خوبي داشته باشند.

 

افسردگي دوران بارداري و ارتباط آن با ساختار نابهنجار مغز كودك

  2

افسردگي دوران بارداري و ارتباط آن با ساختار نابهنجار مغز كودك

بر اساس جديدترين مطالعات منتشر شده در روانپزشكي بيولوژيكي، نشانه هاي افسردگي در زنان در حين و پس از بارداري با كاهش ضخامت كرتكس (لايه بيروني مغز و مسئول تفكر و رفتار پيچيده) در كودكان سنين پيش دبستاني ارتباط دارد. يافته ها نشان مي دهند كه خلق مادران ممكن است بر رشد مغز كودكان در مراحل مهم زندگي تأثيرگذار باشد.

بر اساس نظر جان كريستال، سردبير ژورنال روانپزشكي بيولوژيكي: “مادران عموماً حاضرند هر كاري انجام دهند تا شانس زاد و ولد را به عنوان بهترين فرصت براي موفقيت در زندگي داشته باشند.”.اين مطالعه جديد اكنون نشان مي دهد كار ديگري كه ممكن است قادر به انجام دادن آن باشند، اطمينان يافتن از بهبودي افسردگي شان مي باشد. هجده درصد از زناني كه داراي افسردگي حين بارداري و هم تحت مراقبت هاي پزشكي در اندكي قبل و پس از زايمان و هم افسردگي پس از زايمان مي باشند، پيامدهايي منفي در كودكانشان خواهند داشت.

اين مطالعه انجام شده جديد توسط كاترين لبيبل از دانشگاه گالگراي آلبرتا، اولين گزارش در زمينۀ ارتباط افسردگي مادران و نابهنجاري ساختار مغزفرزندان در دوران كودكي است. محققان 52 زن مشكوك به علايم افسردگي در هر سه دوره ازبارداري و چند ماه پس از تولد كودك را غربال كردند. از ميان زنان قرار گرفته در طيف و مشكوك به علايم، برخي يا بدون هيچ گونه علايمي و يا داراي علائم ناچيزي و برخي ديگر تمام معيارهاي غربال گري را داشتند. محققان در 5/2ماهگي كودكان براي سنجش ساختار مغزي آنها، از MRI استفاده كردند.

زنان داراي علايم افسردگي بيشتر امكان داشت كه كودكاني داراي نواحي گيجگاهي و قدامي نازك تر به عنوان مناطق قشري مسئول در فعاليت هاي بازداري و كنترل توجه داشته باشند. همچنين، محققان دريافتند كه بين علائم استرس زا و مادۀ سفيد غيرطبيعي در ناحيه قدامي و مجراهاي فيبري متصل كننده مناطق مذكور با ديگر نواحي مغز ارتباط وجود دارد. اما، اين همبستگي تنها هنگامي يافت شدند كه نشانه هاي افسردگي در سه ماهه دوم و پس از زايمان داده بودند كه نشان مي دهد اين دوره ها، مواقع بسيار حياتي براي رشد مغز كودك مي باشند.

يكي از جنبه هاي نرمال رشد مغز طي سال هاي كودكي اوليه، ضخامت قشري است؛ همانطور كه ليبل اذعان دارد؛ يافته ها نشان مي دهند مغز كودكاني كه مادرانشان داراي علائم افسردگي بيشتري هستند ممكن است زودتر از موعد مقرر رشد كند.

نابهنجاري هاي موجود ساختار مغز در طي دوره هاي مهم رشد اغلب با پيامدهايي منفي مانند اختلالات يادگيري و اختلالات رفتاري ارتباط داشته است. همچنين، نابهنجاري هاي ساختار مغز مشخص شده در اين مطالعه منعكس كننده نابهنجاري هاي يافت شده در كودكان مبتلا به افسردگي يا مستعد ابتلاء مي باشد ؛ ضمن اينكه نشان مي دهد اين تغييرات ممكن است به دليل آن باشد كه فرزندان مادران مبتلا به افسردگي قبل و پس از زايمان در مراحل بعدي زندگي شان در ابتلاء به افسردگي آسيب پذيرتر هستند.

اگرچه، مكانيسم زيربنايي اين ارتباط مشخص نيست اما، يافته هاي آن ممكن است حاوي كاربردهايي براي كاهش خطرهاي رشد غيرعادي مغز در كودكان داشته باشد. براساس نظر ليبل، يافته هاي اين مطالعه براي برجسته كردن اهميت نظارت و حمايت سلامت رواني مادران نه تنها در دوران پس از زايمان بلكه در دوران بارداري مهم مي باشد.

مطالب مرتبط: تاثير افسردگي مادر بر كاهش همدلي در كودك درمان افسردگي افسردگي و نوروفيدبك

 

مواجهه با خيانت در روابط زناشويي

زماني كه شما با خيانت همسرتان مواجهه مي شويد احتمالاً احساس غم و عصبانيت مي كنيد و به نوعي دچار جريحه دارشدن احساسات شويد، اگر شما نيز به هر طريق اين امر را تجربه كرديد شايد احساس گناه كنيد. متن حاضر دستورالعمل هاي زيادي شامل دو فهرست از اقدامات موجود براي از سپري كردن و درمان آن را در بر دارد.

آيا پس از خيانت، امكان ادامه رابطه يا ازدواج وجود دارد؟

ما به شما اين اطمينان را مي دهيم كه امكان بهبود رابطه وجود دارد، البته پس از آنكه امواج و هيجان هاي زيربنايي تشديد احساسات شروع به فروكش كردن نمود. به شما قول مي دهم كه اين هيجان ها فرو خواهد نشست و حالتان بهتر مي شود اما به خودتان كمي زمان بدهيد تا با اين امر كنار بياييد.

اگر هر دو طرف قادر به رويارويي با آنچه رخ داده هستيد، پس جاي هر احتمالاتي براي بهتر شدن رابطه وجود دارد؛ اگر رابطه نسبت به قبل فرق مي كند. اما؛ نيازمند اندكي صبر و تحمل است زيرا اين پروسه زمان بر است. فكر از دست دادن رابطه تان مانند زمان قبل از خيانت، شما را مي آزارد. اما لازم است بدانيد كه مشكلات براي شخص خاطي نيز وجود دارد و به همان ميزاني كه شما تمايلي به احساس همدردي نداريد، همسرتان نيز ممكن است به خاطر رفتن شخص ديگري از زندگي اشمأيوس باشد.اگر همسرتان از قبل هوسراني هاي بيروني داشته است و تمام ضررهاي ناشي از فرصت(هاي) گذشته دوباره فوراً برانگيختهشده اند.اگر او شما را در راستاي اين خواسته فريب داده و بر سرتان كلاه گذاشته؛ بنابراين لازم است در مورد ماندن يا نماندن با اين شخص تأمل كنيد.

10نكته براي نحوه كنار آمدن با خيانت در رابطه

مايلم كه شما براي كمك به بهبود رابطه تان آماده شويد از راه هاي زير:

1. پس از خيانت از ديگران كمك بگيريد ـ زوج درماني يا مشاوره هاي زوجين مي تواند واقعاً مفيد باشد.

2. دست از سرزنش كردن يكديگر برداريد. به طوركلي عصبانيت شما قابل درك و پيش بيني است؛ اما، از آن واهمه دارم كه اين مشاجره ها در راستاي كمك به رفع و رجوع اتفاقات صورت گرفته نباشد.

3. با مشكلات موجود در رابطه تان مقابله كنيد ـ ممكن است شما از قبل از وجود اين مشكلات در رابطه تان آگاه باشيد قبل از بروز اين گونه رفتارها، در رفع آنها بكوشيد.

4. به خودتان بياييد ـ مسئوليت بهبود خود و ميزان نقش تان در آنچه اشتباه بوده است را بر عهده گيريد. در رفتارتان تجديد نظر كنيد، بروز مشكل دانسته يا نادانسته رخ داده است.

5. اگر قادر به مهار خلق و خوي خود در طي اين دوره نيستيد؛ گفته هاي من را در نكاتي براي مديريت خشم مطالعه كنيد.

6. هر آنچه نكات مثبت در رابطه تان بوده يا هست را مرور كنيد؛ اما دشوار است، دست كم برخي از نكات موجب فراهم شدن زمينه اي در قدم برداشتن براي بازسازي رابطه تان از نو مي شود.

7. زماني را براي در خلوت با يكديگر براي صحبت در مورد خيانت اختصاص دهيد؛ در هنگام ساعات استراحت روزانه و در حضور سايرين صحبت نكنيد.

8. در مورد محدوده زماني منطقي حدود 30-20 دقيقه يا بيشتر براي گفتگو در مورد عشقبازي به توافق برسيد؛ هر چه قدر براي هر دوي شما مؤثر است.

9. پيشنهادات من در زمينه ارتباط مؤثر را مطالعه كنيد.

10. قبول كنيد كه ممكن است حاصل شدن بهبودي ماه ها و گام به گام به طول بينجامد، دو سه هفته اول بدترين شرايط محسوب مي شوند (در صورتي كه ترس از به پايان خط رسيدن را داريد).

زنان و مردان هر كدام به طرق مختلفي معمولاً با خيانت مواجهه مي شوند.

احتمال بيشتري وجود دارد كهزنان مايل به صحبت از احساساتشان باشند و همه جزئيات را دقيق مي دانند(البته ممكن است اين كار واقعاً موجب دگرگوني شان شود). در مقابل، مردان بيشتر مايل به فراموشي گذشته و تمركز بر آينده مي باشند كه به معناي صحبت نكردن از گذشته و يا جدايي مي باشد! آنها احساس رنج و محنت مي كنند اما خيلي كم اين را بروز مي دهند،در واقع ياد گرفته اند كه به خودشان اجازه ابراز آن را ندهند.

خيانت موجب از بين رفتن سال ها اعتماد و صداقت حاصل شده مي شود.

هر دوي شما هنگام مواجهه با خيانت حاضر به پذيرفتن صداقت در رابطه تان نيستيد. شريك خطاكار به احتمال زياد نياز به بررسي و كنترل شخص ديگري را به طور مداوم احساس مي كند و شخص بي حيا از اطمينان اينكه فرد مورد نظر در زندگي اش فراموش شده است صادق و رو راست نيست. علاوه بر اينكه اين گونه مردان بي بند و بار نسبت به همسرشان سوءظن و ترس از خيانت دارند, همانطور كه آنها نمي توانند با خودشان صادق باشند. در واقع، فرد خاطي ممكن است در مواردي بعدي ملقب شود به داشتن رفتارهاي متجاوزانه و خارج از عرف مكرر و خيانتبخشيده مي شود يا به عبارتي شخص معروف به انجام اين گونه رفتارها مي شود كه در نتيجه آن خيانت نيز ناديده گرفته مي شود. من مخالف اين راهكار هستم و هشدار مي دهم كه آن واقعاً هيچ چيزي را حل نخواهد كرد.رفتارهاي هوسراني، مخرب صداقت است و مي تواند زماني طولاني مثلاَ ماه ها و حتي شايد سال ها طول بكشد تا رابطه ترميم شود.ضمن آنكه هنوز هم اين كار شدني است، با بازسازي رابطه اي عاشقانه، جبران كردن و ديگر قول و قرارهاي خرسند كننده.

درمان خيانت چگونه شروع مي شود؟

اگر همسرتان هوسراني هاي بيروني داشته است، پس زمان لازم است تا به شما پيغام اطمينان خاطر مجدد را بدهد. زماني كه شما با خيانت روبرو مي شويد، بايد به احياي رابطه تان كمك كنيد با…..

– توجه متقابل

– گفتگو كردن

– درك كردن دوباره يكديگر

– رفتن به مكان هاي تفريحي و مسافرت

– تغيير كارهاي روتين

– و از اين قبيل كارها.

همچنين، حال بايد درگيري شديد در مشكلات مستمر در رأس كارها قرار گيرد. من در حقيقت شما را ترغيب مي كنم كه هر چه قدر در توان داريد را صرف رفع هر گونه مشكلات اصولي كنيد. اطلاعات زيادي در سايتم وجود دارد كه به شما در شروع اين كار كمك مي كند و يكي از بهترين منابعي كه مي توانم به شما پيشنهاد دهم روش دكتر لي باوكام مي باشد كه شما را در جهت انتخاب و قرار گرفتن مسيري درست هدايت مي كند. شايد وقت آن رسيده كه شما مثل جايز الخطا بودن انسان را بپذيريد. هرگز در هيچ يك از ارتباطات انساني 100درصد تضمين تعهد وجود ندارد. شما مسئوليد نه تنها مسئول هوسراني همسرتان هستيد بلكه در نحوه اي كه شما به تزلزل، آسيب و اضطراب خودتان اهميت مي دهيد. به عبارتي، نه تنها مسئول اعمال همسرتان هستيد بلكه پيامدهاي آن نيز در شما تأثير گذار است و بايد به نحوي بدون اضطراب و نگراني آنها را برطرف كنيد. اما بيش از آنكه بخواهيد همسرتان عيب هاي خودش را برطرف كند؛ بيش از آنكه هر قدر هم اميدوار باشيد كه رابطه تان از نو تجديد شود؛ سرانجام مي توان گفت تنها كنترل مطلقي كه مي توانيد داشته باشيد: نحوه اي است كه خودتان شخصاً با اين بحران كنار مي آييد و اينكه از چه طريق خودتان را توجيه مي كنيد.

چگونه اين دوره بحراني را سپري كنيد

در آغاز بحران پس از پي بردن به وجود رفتارهاي خارج از عرف، دست كم دو هفته به خودتان فرصت دهيد، بدون اينكه انتظار زيادي از خودتان داشته باشيد. زماني كه با خيانت همسرتان يا خيانت در رابطه تان مواجهه مي شويد، كنار آمدن با آن به معناي تنها كنار آمدن به روش انتظار و چشمداشت واقع گرايانه نيست. سعي كنيد تنها فعاليت هاي اساسي و مأنوس و مسئوليت كارهايي از قبيل رفتن سركار و انجام وظايف شغلي تان يا رسيدگي به كودكان را مديريت كنيد. اين اولين مرحله شروع درمان خواهد بود. به تدريج احساسات جريحه دار شده نيز كم رنگ مي شوند. شما حاضر نيستيد براي مدتي از اين مشكلات دور بمانيد اما، بدانيد كه جريحه دارشدن احساسات معمولاً در ظرف چند هفته است. به من اعتماد كنيد، دوباره حالتان خوب خواهد شد. در حالي كه، شايد بخواهيد برخلاف همه اتفاقات دوباره همسرتان را به خودتان نزديك تر كنيد. همچنين ممكن است با مرد يا زن ديگري رقابت كنيد و البته در پي برنده شدن باشيد. در اين صورت سايت من را در مورد پيغام ها و داستان هاي رمانتيك مطالعه كنيد كه در آن من متن هاي عاشقانه و رمانتيك گذشته را مورد نقد و بازبيني قرار دادم و در حال حاضربه راستي مي تواند براي شما مفيد واقع شوند.

بررسي خيانت در روابط؟

شما چگونه با تعلقات خيانت مواجهه مي شويد، ترديدي وجود ندارد در اين كه آيا اين رفتار پايان يافته است يا خير.با مظنون بودن به ملاقات دوباره همسرتان با زن يا مرد ديگري يك اتفاق مهيب در حال وقوع است. اگر اين كار رخ دهد وقت آن است كه وارد عمل شويد! مايلم به شما كمك كنم تا براي آنچه در آينده رخ خواهد داد آمادگي داشته باشيد. پس، مراقب خودتان باشيد و براي برگرداندن همسرتان به زندگي بجنگيد.به هر حال، اگر شروع سازش مجدد در رابطه تان درخواست شد، اكنون زمان آن است كه تعهدتان را تجديد نظر كنيد. مطمئن باشيد كه همسرتان شما را فريب نخواهد داد، در صورتي كه فكر مي كنيد ممكن است با خيانت مواجهه شويد پس مشكلات بين شما دو نفر حل نخواهد شد. هيچيك از تزلزل هاي گذشته زندگي شما بهبود نمي يابند، اما دست كم در ذهنتان حك مي شود؛ پس، بر رويارويي با مشكلات موجود در رابطه تان تمركز كنيد و سعي در رفع آنها قبل از وقوع هر بحراني داشته باشيد.

مطالب مرتبط: گامهاي مهم بعد از خيانت همسر
بدبيني و بدگماني بين همسران

   

برچسب ها: ادامه رابطه بعد از خيانت ,خيانت زناشويي ,راه حل عبور از بحران خيانت ,روابط زناشويي ,مواجهه با خيانت ,كنار آمدن با خيانت ,


راه حل هايي براي بازسازي ارتباطات اجتماعي

  2

راه حل هايي براي بازسازي ارتباطات اجتماعي

مسلماً شما و ما تاكنون چنين موضوعاتي داشته ايم:

وقتي چيزي مي گوييد يا كاري انجام مي دهيد كه رابطه اي را خدشه دار مي كنيد، ممكن است شما بدخلق شويد و از معشوقه تان بخواهيد از زندگي تان بيرون برود. شايد كسي براي انجام كاري روي شما حساب كند و شما روي آنها را زمين بيندازيد و موجب ناراحتي آنها شويد: شما سپرده گذاري بانكي را فراموش مي كنيد، مرخصي برنامه ريزي شده را در كمتر از يك دقيقه لغو مي كنيد، درمورد چيزهاي مهم دروغ مي گوييد، سر موقع براي انجام كاري مهم حاضر نمي شويد يا اطلاعاتي خصوصي كه در حفظ آنها قول داده ايد را فاش مي كنيد. اما باز هم هر چقدر اشتباه كرده ايد، روشي كه شما آن را اداره مي كنيد و خودتان را درك مي كنيد (عزت نفس )، اصلاح كردن يا احتمال برطرف كردن موضوع به صورت سازنده، مهم هستند. اينجا برخي از ايده ها را ذكر كرده ايم كه بهتر است انها را در نظر بگيريد.

1. صادقانه معذرخواهي كنيد. يك تأسف بي مقدمه ممكن است از اقرار كردن آنچه انجام داده ايد، آسانتر باشد و شما در آنچه مايه ندامت است، جزئي و خاص تر مي شويد؛ اما به خاطر داشته باشيد كه هدفتان بازسازي رابطه در حد توانتان مي باشد. به شخص متأثر اجازه دهيد تا بداند وضعيت آشفته كننده را پذيرفته ايد تا آنها تفاوت را احساس كنند. اين بدان معناست كه شما دلخوري هاي شخص ديگر را مدنظر قرار داديد.آمادگي نپذيرفتن معذرت خواهي را داشته باشيد، حتي اگر صادقانه معذرت خواسته باشيد. اگر شخص ديگري معذرت خواهي را نمي پذيرد، بدانيد كه تفكرات شما در اين جهت صحيح بوده است. آنچه را كه مي دانيد در حفظ شرافت نفس بالامانع است انجام دهيد. معذرت خواهي كردن يك مهارت رابطه است و به معناي ضعيف بودن شما نيست. اگر شما در اين راه داوطلب شديد و شخص ديگر آن را به خوبي نمي پذيرد، به شما آسيب خواهد زد. اما، اين كار يك ريسك مهمي براي مورد قبول واقع شدن است اگر درصدد حفظ ارتباطات باارزش هستيد.

2. در مورد آنچه اتفاق افتاده است به خودتان دروغ نگوييد. آنچه رخ داده را به حداقل برسانيد. به خودتان دروغ نگوييد كه آشفته شدن طرف مقابل برايتان اهميتي ندارد وقتي شما مقصريد. به خودتان بياييد و از اينكه كه با خودتان صادق نيستيد آگاه شويد.

3. به دنبال روشي براي بازسازي ارتباط باشيد. زماني كه شما يك رابطه مهم را خدشه دار كرده ايد به روش بازسازي رابطه فكركنيد، ضمن اينكه بازسازي رابطه نشان مي دهدكه شما از اعمالتان احساس پشيماني مي كنيد و اينكه حاضريد زماني را صرف آن كنيد و تلاش مي كنيد تا نشان دهيد رابطه مهم است. اگر شما به كسي بگوييد كه براي شما مهم نيستند بنابراين چگونه مي توان به آنها نشان داد كه واقعا مهم هستند؟

4. ويژگي هاي آنچه رخ داده و آنچه مي توان براي پيشگيري در آينده انجام داد را در نظر بگيريد. بدانيد كه تكرار عملي مشابه براي فراموش كردن سخت تر است. اگر شما هنگام عصبانيت شديد، بدخلق مي شويد بنابراين فكرتان را به اشتراك بگذاريد تا براي حل آن مشكل در آينده و جلوگيري از آن راهكاري بينديشيد.

5. سرزنش نكنيد. باسرزنش كردن و مقصردانستن طرف مقابل به خاطر رفتارش، خاطر نشان ساختن اشتباهات ديگران و يا حق دادن به رفتارتان؛ احتمال بيشتري وجود دارد كه موقعيت بدتر شود.

6. بپذيريد كه شما نمي توانيد واكنش شخص ديگر را كنترل كنيد. آنها ممكن است شما را ببخشند يا بالعكس. صرف نظر از اينكه شما چگونه به خوبي اشتباهات را اداره مي كنيد، طرف مقابل در مورد ادامه رابطه تصميم مي گيرد.

پس از همين الان دست به كار شويد و سعي كنيد ارتباط از دست داده را دوباره ترميم كنيد.

بيشتر: راه حل هاي اختلافات رابطه
توقعات غيرواقعي از همديگر

   

برچسب ها: ارتباطات اجتماعي ,اصلاح اشتباهات ,ايده هايي براي اصلاح رفتار ,بازسازي ارتباط ,عزت نفس ,مهارت هاي رابطه ,


پژوهش در دانشگاه گرانادا هشدار مي دهد در مورد اثرات منفي جنس گرايي خيرخواهانه


تحقيقات انجام شده در دانشگاه گرانادا هشدار درمورد اثرات منفي به اصطلاح "جنسيت گرايي خيرخواهانه"، يك اصطلاح كه به نظر مي رسد "مثبت" ايده ها و نگرش مردان نسبت به زنان است و بر اساس اين فرض است كه مردان بايد مراقبت از و خود را براي زنان قرباني كنيد.

تحقيق نشان داد زماني كه افراد گفته مي شود كه يك مرد نگرش هاي اجتماعي را به عنوان "خوب" نسبت به همسرش در نظر گرفته است، هر چند كه اين نگرش هاي جنسيتي هستند، آنها تمايل دارند كه خشونت جنسي را در زوج و اخراج از مرد حق داشتن روابط جنسي با همسرش است) و زن را سرزنش مي كنند (همانطور كه آنها معتقدند كه وظيفه زن است كه از شوهرش راضي شود).

داستان هاي مربوطه

نويسنده اين تحقيق كه توسط استادان ميگوئل مويا مورالس و جوزف ليپز Meg-as تحت نظارت است،مرسدس دورن سگورا ، در گروه روانشناسي اجتماعي و روش شناسي علوم رفتاري دانشگاه گرانادا است. به منظور مطالعه، شش مطالعات تجربي انجام شد كه بيش از 700 دانشجو بين 18 تا 24 ساله و از دانشكده هاي مختلف شركت داشتند. يكي از اين مطالعات با همكاري دانشگاه كنت (انگلستان) انجام شد.

تحقيقات پيشگام

تحقيق انجام شده در دانشگاه گرانادا يك تحقيق پيشگام در جهان است: در حالي كه مطالعات ديگر تنها تجزيه و تحليل كرده است كه چگونه باورهاي جنسيتي بر قضاوت افراد مبتلا به تجاوز و تجاوز قربانيان تأثير مي گذارند، اين مطالعه جديد همچنين نشان داد كه نگرش هاي جنس گرايانه مردان نسبت به زنان توجيه خشونت جنسي در زن و شوهر.

نتايج حاصل از اين مطالعه "مي تواند براي طراحي و ارتقاء برنامه هاي آموزشي در پيشگيري از آزار و اذيت جنسي عمدتا براي مردان با هدف كاهش ميزان آزار و اذيت جنسي اعمال شود، اما همچنين براي زنان، براي كمك به آنها از واقعيت مشكل آگاه مي شود. و به آنها در شناسايي عوامل موثر در واكنش هاي تكراري آنها در چنين مواردي كمك مي كند. "

به گفته دورن سگوورا، در مورد اين مطالعه مهم است كه اين تاثير منفي را دارد كه نگرش هاي جنبنده مهربانانه مردان نسبت به زوج هايشان در جامعه ما است. با اين حال، چنين محافظت و محبت "بي گناه نيستند، زيرا مردان با نگرش هاي جنسيتي خيرخواهانه، زنان را بعنوان مردان كمتر از مردان در نظر مي گيرند، به همين دليل است كه زنان معتقدند كه زنان نياز به حمايت و مراقبت دارند".

تست هاي روانشناسي اندرويد

نتايج اختراع شده از اين تحقيق اخيرا و تا حدي در شماره خاصي از مهمترين مجله در اين زمينه منتشر شده است، نقش جنسيت ، متمركز بر "جنون گرايي متضاد".


براي بازبيني ملي از كودكان در معرض خطر براي مقابله با مسائل رفتاري


طبق گزارش سازمان خدمات بازرگاني NHS، برخي از نسخه هاي آمفتامين براي كودكان تقريبا 120 برابر بين سال هاي 1994 تا 2009 افزايش يافته است. اين موضوع موجب نگراني مداوم برخي از روانشناسان آموزشي و كودكان مي شود.

ديو تراكسون، مدير روانشناسي تحصيلات تكميلي، ديدگاههاي شخصي خود را در مورد اين و ديگر عوامل كه به نظر مي رسد نشان مي دهد وابستگي مضطرب به كودكان مبتلا به بيماري كه در حال حاضر در حال حاضر در معرض مشكلات بهداشت رواني خود را در ارائه خود را امروز، 13 ژانويه 2011 در بخش آموزش روانشناسي كودكان كنفرانس سالانه در هيلتون هتل، نيوكاسل گيتشده برگزار مي شود.

داستان هاي مربوطه

آقاي تراكسون خواستار بررسي ملي استفاده از دارو براي درمان مسائل رفتاري كودكان از جمله مشكلات خواب موقت، اضطراب اجتماعي خفيف و خجالت است.

ديو تراكسون گفت: "من بسيار محتاطانه احساس مي كنم كه زمان مناسب براي مبارزه با روند رو به رشد كودكان و نوجوانان براي نشان دادن رفتار و فرايندهاي فكر است كه تا همين اواخر در محدوده طبيعي قرار دارند. اين آسيب شناسي پاسخ هاي عادي به شرايط اغلب خواستار براي كودكان به نظر من در اين زمان محتاطانه و فراگير هستند و تهديد مي كنند كه تغيير اجتماعي جمعي از دوران كودكي ايجاد شود كه در بلند مدت مي تواند مضر باشد.

به نظر من، هدف شركتهاي داروسازي اين است كه اين شرايط صرفا براي به دست آوردن ماليات استعمار كنند و اين ايده را مطرح كرده اند كه بسياري از مشكلات ناشي از عدم تعادل پيشنهاد شده در مواد شيميايي مغزي است كه مصرف بيشتر محصولات آنها را به وجود مي آورد. ما مي دانيم كه استفاده بيش از حد از دارو به طور بالقوه باعث آسيب هاي مادام العمر در مناطق مغز و احتمالا افزايش وابستگي به مواد مخدر در بزرگسالي مي شود. به عنوان يك كار حرفه اي با كودكان اين باعث نگراني من مي شود. تحقيقات بي طرفانه در مورد اين مسائل ضروري است و من احساس مي كنم بررسي ملي اين اقدامات نگران كننده بايد انجام شود. " مركز مشاوره دانشگاه


كارگردان ويرجينيا تكنولوژي جايزه تحليلي ترجمه Don Hake را دريافت مي كند

وارن ك. بيكل، مدير مركز سوءمصرف مواد در موسسه تحقيقات كاروليناي شمالي ويرجينيا، به عنوان دريافت كننده 2011 انجمن روانشناسي آمريكا Don Hake جايزه تحقيقات ترجمه انتخاب شده است. اين جايزه توسط انجمن بين المللي تجزيه و تحليل رفتار بين المللي تأمين مي شود و اين جايزه افرادي را مي بيند كه كارشان تحقيقات اساسي و كاربردي است.

طبق نظر Cythia Pietras صندوق جايزه، اين جايزه به بيكل براي كمك به درك وابستگي و درمان وابستگي به مواد، تكانشگري و اقتصاد رفتاري و انتشار آن كار به مخاطبان گسترده ارائه شده است.

مشاوره تلفني كودكان

داستان هاي مربوطه

بيكل كه استاد موسسه تحقيقاتي و استاد روانشناسي در ويرجينيا فنا است، پروسه هاي تصميم گيري در مغز را كه از تصميم گيري هاي نامطلوب، از جمله اعتياد حمايت مي كند، مورد بررسي قرار مي دهد و ابزار جديد درمان را براي اصلاح اين فرآيندها دنبال مي كند. يكي از زمينه هاي تحقيق او اين است كه در فرآيند دخيل در ترجيح دادن لذت بردن فوري از يك مزيت سلامت آينده، هدايت مي شود. تحقيقات او نشان مي دهد كه اين اولويت براي پاداش فوري با يك رويكرد جديد درماني در سال 2011 درروانپزشكي بيولوژيكي ظاهر مي شود .

طبق گفته مايكل فريدلندر مدير اجرايي موسسه تحقيقات كارلين ويرجينيا تيك، "تحقيق دكتر بيكل، يك مسير جديد براي درك اينكه چگونه سيستم تخفيف زماني مغز - توانايي ارزش هاي متفاوت بر اساس اينكه چه موقع ممكن است در آينده به وجود آيند، كمك به تصميم گيري در مورد سوء مصرف مواد و همچنين نحوه انجام فرآيندهاي اجرايي در مغز انسان را مي توان از طريق آموزش هاي توانبخشي افزايش داد تا به طور بالقوه نتايج را براي كساني كه از سوء مصرف مواد تحت تاثير قرار مي گيرند بهبود بخشد. همچنين داراي تعهد و مهارت خوب براي برقراري ارتباط موثر اهميت كار او به جوامع علمي و پزشكي و عموم مردم است. ما بسيار خوش شانس هستيم كه چنين دانشمند و ارتباطي با استعداد به عنوان بخشي از موسسه تحقيقاتي در اينجا در روانوكو داشته باشيم. "