مطالعه جديدي توسط دانشمندان علوم انساني دانشگاه نورث وسترن بر تمركز مغز از چنين اطلاعات حساسي در مورد جنسيت ديگر به بررسي اينكه آيا شنوايي اساسا تغيير تجربه بصري را تمركز مي كند.
اين مطالعه نشان مي دهد كه با توجه به يافته هايي كه به شواهد تحريك آميز در مورد پردازش چند حس گرايي در جهان ما كمك مي كند، كه در سال هاي اخير بوجود آمده است، نتيجه مي گيرد.
"يكپارچگي متقابل شنيداري و بصري در درك جنسيت صورت،" در شماره اخير زيست شناسي كنوني منتشر شده است. نويسنده سرب: نويسندگان اين مطالعه محققان در درك نورث وسترن ويژوال، شناخت و آزمايشگاه علوم اعصاب هستند اريك اسميت ، دانشجوي كارشناسي ارشد، مارسيا Grabowecky ، پژوهش و استاديار روانشناسي و ساتور سوزوكي ، استاديار روانشناسي در كالج واينبرگ هنر و علوم در شمال غربي
"Grabowecky گفت:" محققان مدت ها فكر كرده اند كه يك قسمت از مغز چشم انداز و ديگري پردازش شنوايي است و اين دو واقعا با يكديگر ارتباط برقرار نمي كنند. اما تحقيقات در حال ظهور نشان مي دهد كه اطلاعات غني از حواس هاي مختلف به سرعت در هم مي آميزند و يكديگر را تحت تاثير قرار مي دهند تا ما در يك لحظه يك حس يك جهان را تجربه نكنيم. "
مطالعه Northwestern نشان مي دهد كه تعاملات حسي در يك سطح بسيار اوليه اتفاق مي افتد و صداهاي در واقع اساسا پردازش تصوير را تغيير مي دهند.
Grabowecky گفت: "براي مطالعه ما، از تنهاي ساده بدون اطلاعات جنسيتي صريح استفاده كرديم تا پنجره اي براي چگونگي ديد و گوش دادن به يكديگر براي پردازش اطلاعات جنسيتي مورد استفاده قرار گيرد." "بر خلاف صداهاي كليشه اي، تنها فقط به خصوصيات مردانه و زنانه اشاره داشتند و با اتصال آنها به چهره هاي مبهم، ما توانستيم ببينيم كه چگونه پردازش زمينه هاي مختلف در اوايل فرآيند حسي به ديدگاه مبتلا شده است."
اين مطالعه بر پايه شواهد علمي نادر است كه بر اين باورند كه صداها مي توانند شخصيت مردانه يا زنانه يك شخص را ببينند.
اسميت مي گويد: "ديدگاه ما مي تواند تجربه ما از حواس هاي ديگر، مانند شنيدن، را منحرف كند." "به عنوان مثال، صداي ventriloquist كه از فيزيك بدست مي آيد شنيديم. در اين مطالعه ما مي خواستيم ببينيم كه شنوايي مي تواند تجربه بصري ما را تغيير دهد. "
Grabowecky گفت: "ما در اوايل ياد مي گيريم كه چه ويژگي هاي شنوايي و تصويري با صداهاي زن و مرد همراه با اولين تجربه ما با مادران و پدران ما همراه است." "سوال از ديدگاه عصبشناسي زماني است كه در پردازش اطلاعات ادراكي حسهاي شنوايي و بصري با يكديگر در ارتباط هستند؟ چگونه مغز اين كار را انجام مي دهد؟ "
محققان به صورت ديجيتالي، چهره هاي مرد و زن را براي ايجاد چهره هاي وحشيانه اي كه به راحتي به عنوان مرد يا زن طبقه بندي نشده اند، آزمايش مي كنند كه آيا صداي مي تواند بر روي درك جنسيت چهره تاثير بگذارد. شركت كنندگان در مطالعه خواسته بودند در حالي كه گوش دادن به صداهاي كوتاه شنوايي كه در محدوده فركانس بنيادين گفتار مردان يا زن قرار داشت، به چهره نگاه كنند.
در مرحله اوليه پردازش شنوايي، صداها به اجزاي فركانس پايه تقسيم مي شوند، كمترين آن فركانس اساسي و بالاترين آنها است كه هارمونيك ناميده مي شود. فركانس اساسي در صداي انسان معمولا بين 100 تا 150 هرتز براي مردان و 160 تا 300 هرتز براي زنان است. به طور خلاصه، فركانس اساسي تعيين مي كند كه زمين درك شده (پايين تر براي مردان و بالاتر براي زنان)، و هارموني ها اضافه كردن تمبر (كيفيت صداي انسان).
در مناطق مغز شنوايي بالاتر، اين فركانس ها با هم به عنوان يك صداي انسان رمزگذاري مي شوند. محققان از اين واقعيت استفاده مي كنند كه تن خالص مي تواند براي ارائه اجزاي فركانس فردي كه در مناطق مغزي شنوايي ثبت شده اند استفاده شود.
يافته ها نشان مي دهد كه هنگامي كه يك چهره اندروژنيك با يك تن خالص كه در محدوده فركانس بنيادي زنان قرار داشت، زرد شد، افراد بيشتر احتمال داشتند كه صورت مبهم آن يك زن باشد. اما هنگامي كه يك چهره با يك تن خالص در محدوده فركانس بنيادي مرد زوج بود، مردم احتمال بيشتري داشتند كه صورت مردي را ببينند. (اين تعصب زماني اتفاق نيفتاد كه يك چهره با يك زنجير خالص كه بيش از حد كم يا زياد بود تا در محدوده گفتاري معمول قرار گيرد، زوج بود).
Grabowecky گفت: "قدرت مطالعه اين است كه صداهاي خال صدايي مانند صداي بوق مي زنند و عمدتا مراحل اوليه پردازش شنوايي را فعال مي كنند." "ما فكر مي كنيم كه اثر اثري مستقيم از پردازش شنيداري زودهنگام تا ادراك بصري دارد."
هنگامي كه مردم مجبور بودند حدس بزنند آيا تنهايي در محدوده مردانه قرار داشتند يا در محدوده فركانس زبان فرانسوي، حدس و گمان آنها غلط و نسبي بود. به عبارت ديگر، زماني كه مردم صداي زنگ هاي خالص شنيده مي شد، تمايل داشتند صداي بالاتر زنانه را بشنوند و تن پايين تر مردانه را بدون در نظر گرفتن فركانس هاي واقعي صداها.
Grabowecky گفت: "چنين نسبيت جاي تعجب نيست، زيرا تجربه شنوايي ما به فركانس هاي نسبي و نه مطلق بستگي دارد؛ زيرا اطلاعات شنوايي مفيد و سرگرم كننده مانند سخنراني و موسيقي بر اساس فركانس هاي صدا در طول زمان تغيير مي كند.
فركانس هاي مطلق بسيار مهم نيست، زيرا ما به آساني مي توانيم سخنراني هايي را كه توسط افراد با صداي كم و بلند صحبت مي شود، درك كنيم و لذت بردن از آهنگ ها بدون در نظر گرفتن كليد هايي كه در آنها پخش مي شود. در مقابل، اطلاعات فركانسي مطلق "غفلت شده" است كه بر ادراك بصري جنسيت تأثير مي گذارد.
سوزوكي گفت: "تصور آگاهانه از صداي شما چيزي نيست كه نگاه شما به مردانگي يا زنانه را افزايش دهد. به نظر مي رسد كه صداها بر جنبه هاي بصري بر اساس فركانس مطلق آنها در مناطق مغزي شنوائي تاثير مي گذارند.
محققان بر روي درك جنسيت متمركز شده اند، زيرا مردم چنين قدرتي دارند كه افراد را به عنوان مرد يا زن دسته بندي كنند. اسميت مي گويد: "همه ما احساس مي كنيم كه ديدار با يك شخص بسيار تحسين برانگيز است." "ما به سادگي بايد بدانيم و از هر گونه اطلاعاتي كه در اختيار ما است، براي شناسايي جنسيت فرد استفاده كنيم. اين احتمالا كاملا تكاملي است كه مي تواند به طور دقيق به مردان از زنان بيان كند، تا آنجا كه به انتشار ژن هايشان مربوط مي شود. "
افق چيست؟
اسميت مي گويد: "اگر صدا مي تواند به طور ضمني تعصب جنسيت ادراك شود، ما بايد در نظر بگيريم كه آيا ساير حواس ها، مانند بوي، ممكن است اثرات مشابهي داشته باشند." "مطالعات آينده ممكن است از كلن هاي مردانه و زنانه و يا حتي فرومون هاي انساني استفاده كنند تا مردم را از بين ببرند تا چهره هاي مردانه و زنانه را ببينند. با امكان حس هاي ديگر كه با شيوه اي كه جهان را مي بينيم متزلزل مي شود، تجربه بصري ما از جنس ممكن است خيلي بيشتر از ديدار با چشم باشد.
۱۷:۵۸
- ۴۰ بازديد
- ۰ نظر