۱۷:۲۴
- ۴۵ بازديد
- ۰ نظر
اگر فرزندان شما پشت هم با فاصله كم هستند و در سرگرم كردن انها مشكل داريد حتما اين مقاله را بخوانيد:
كودكان كوچك مشتاق يادگيري هستند و پيش دبستاني ها پر از دانشي هستند كه خواهان اشتراك گذاري آنها با ديگران مي باشند. از مشاركت هر دو استفاده كنيد تا حداكثر نتيجه را براي پرورش اين مهارت ها بگيريد:
مهارت هاي شناختي
مهارت هاي حركتي
تشخيص حروف الفبا
سخنوري ( شعر گفتن)
اگر شما داراي دو فرزند با فاصله كمتري هستيد و يا در مهد كار مي كنيد از اين روش ها براي سرگرم كردن كودكن خود مي توانيد استفاده كنيد. همانطور كه گفتيم كودكان كوچكتر مشتاق يادگيري هستند و پيش دبستاني ها پر از دانشي هستند كه خواهان اشتراك گذاري آنها با ديگران مي باشند. از اين شور كودكانه استفاده كنيد تا حداكثر سرگرمي را براي كودكان خود فراهم اوريد.
براي سرگرم كردن كودكان خود بيشتر بخوانيد:
بازي و فعاليت هاي خلاقانه: پيش دبستاني ها
اين فعاليت ها را معرفي كنيد و تماشا كنيد چه اتفاقي مي افتد! هم زمان كه كودك پيش دبستان مي اموزد، دانش خود را پرورش مي دهد، و هم چنين احساس تسلط بيشتري را نيز پيدا مي كند. اگر بچه پيش دبستاني شما اگر هر بچه اطراف خود را ناديده ميگيرد يا ترجيح ميدهد كه در مركز توجه نباشد، شما ميتوانيد در ابتدا وارد نقش رهبري شويد. شما شايد دريابيد كه او به زودي آماده پيوستن به تفريح و سرگرمي خواهد بود.
فرآيند اصلي روان درماني يا CCP يك رهيافت درماني است كه بر مبناي آگاهي بوده است.
خود اكتشافي و درمان را از طريق تاكيد و تمركز بر آگاهي عميق و مداوم نسبت به فرآيندهاي ذهني و بدني فرد انجام مي دهد.
در اغلب موارد، درمان به صورت يك مسئوليت و كار مشترك در نظر گرفته مي شود كه طي آن درمانگر فرد درمانجو را همراهي مي كند تا به يك شناخت عميق نسبت به تجربيات خود دست يابد.
درمانگر به صورت يك تسهيل كننده عمل مي كند و به افراد كمك مي كند تا به درون خود توجه كنند.
نسبت به مواردي كه در زمان فعلي تجربه مي كند، آگاه باشد.
اين مطالعه تفكري در مورد خود بوده و افراد مي توانند ريشه هاي گذشته مربوط به مشكلات خود را پيدا كنند و يك شناخت مشخصي نسبت به آن چيزي كه هستند، پيدا كنند.
آنها با پردازش اين اطلاعات در زمان حال، اميدوار خواهند بود تا با خلاقيت و انعطاف پذيري بالاتر، رهيافت ها و رفتارهاي گذشته خود را ترك كنند.

فرآيند اصلي روان درماني در سال ۱۹۸۲ و توسط مائورا سيلز[۱] معرفي شد كه در اين كار با همسر خود ، فرانكلين سيلز[۲] همكاري داشت و با همكاري يكديگر اين رهيافت را توسعه دادند.
CPP ارائه كننده تركيبي از فلسفه شرقي و روانشناسي غربي مي باشد.
اين روش تا حد زيادي متكي به اصول و روش هاي بوديسم، همانند: تمركز بر آگاهي، همدردي، و پذيرش هاي غير مشروط مي باشد.
همچنين اين رهيافت از اصول بينش و نگرش بوديسم نسبت به درد و درمان انسان، به عنوان راهنما استفاده كرده است.
همچنين CPP تحت تاثير نظريه هاي روان پويشي غرب و تكنيك هاي درمان غرب كه شامل سيگموند فرويد، كار جانگ[۳] و نظريه هاي ويليام رونالد فيربيرن و دونالد وينكوت[۴] ، كه مخالف و متضاد با نظريه هاي اوليه بود، قرار گرفته است.
مبناي نظري CPP توسط فرانكلين سيز و در كتاب وي به اسم بودن و شدن: روان پويشي، بوديسم و ريشه هاي شخصيت و خويشتن توضيح داده شده است.
CPP بر مبناي اين فرض مي باشد كه در اصل، همه افراد در يك وضعيت غريزي از سلامتي، آگاهي، همدردي و بينش قرار دارند. باور بر اين است كه وضعيت اصلي غير شرطي و هميشگي است و به وضعيتي كه ما خودمان را در آن مي بينيم، بستگي ندارد.
با اين وجود، زماني كه ما شخصيت خودمان را رشد و شكل مي دهيم، اين وضعيت غريزي سلامتي و آزادي مي تواند مبهم و نا مفهوم باشد.
ما خودمان و دنيا را از طريق روش هاي عادي بيان مي كنيم، و مجموعه اي از الگوها، بينش ها و خواسته ها را تكرار مي كنيم.
تعداد زيادي از اين الگوها تحت تاثير تجارب و روابط گذشته ما قرار دارد.
اين موارد مربوط به جنبه هايي هستند كه خارج از محدوده آگاهي هوشيارانه ما مي باشند.
اين حركت كه ما را از وضعيت اصلي دور مي كند و شخصيت ما را شكل مي دهد، همان چيزي است كه به عنوان فرآيند اصلي از آن ياد مي شود.
در حالي كه وضعيت اصلي ما آن چيز است كه بيان مي كند ما چه كسي هستم، فرآيند اصلي بيانگر اين است كه ما چگونه و چه طور هستيم.
مشاوره فرآيند اصلي براي كمك به افراد طراحي شده است تا نسبت به اين فرآيند شكل دهي آگاهي كسب كنند.
روش هايي كه اين فرآيند آنها را اذيت مي كند، را مشاهده كنند.
اين روش به ويژه به افراد كمك مي كند تا:
سايت “مشاوره خانواده” با كادري تخصصي همواره در كنارشماست و به راهنمايي شما مي پردازد.

آموزش عميق و كامل CPP در موسسه كارونا، كه توسط مائورا و فرانكلين سيلز در ۱۹۸۴ تاسيس شده است، ارائه مي شود.
اين موسسه دو برنامه آموزشي مختلف را با درجه ارشد در CPP ارائه مي دهد كه عبارتند از:
يك دوره چهار ساله كارشناسي ارشد در روان شناسي فرآيند اصلي بر مبناي آگاهي، و يك دوره سه ساله فوق تخصصي كارشناسي ارشد در مورد روش روان درمان بخشي مبني بر آگاهي. هر دو مورد از اين برنامه ها با مشاركت دانشگاه ميدل سكس[۵] در لندن، انگلستان ارائه مي شود.
شركت در دوره كارشناسي ارشد چهار ساله براي عموم افراد آزاد مي باشد و تجارب حرفه اي آنها در نظر گرفته نمي شود.
در حالي كه دوره كارشناسي ارشد فوق تخصصي براي افرادي ارائه مي شود كه قبلا در تمامي رشته ها و شاخه هاي درماني، داراي تجربه باشند.
دانشجويان بعد از دوره آموزشي مي توانند كار كنند تا مدرك معتبري را از شوراي روان درماني بريتانيا (UKCP) و يا انجمن مشاوره اي و روان درماني بريتانيا دريافت كنند.
همچنين روان درمانگران فرآيند اصلي كه داراي مدرك معتبري از UKCP هستند، مي توانند به عضويت انجمن روان درمانگران فرآيند اصلي (ACPP) در آيند.
هدف اين انجمن كمك به ارتقاء و حمايت از فعاليت هاي درمانگران در اين زمينه مي باشد.
برخي از افراد ترجيح مي دهند تا يك درمانگر را پيدا كنند و وارد پروسه درماني CPP مي شوند تا در مورد خودشان شناخت بيشتري پيدا كنند.
ظرفيت هاي بالقوه خود را رشد دهند. با اين وجود، مشاهده شده است كه CPP براي درمان يك سري از مشكلات كاربرد دارد.
اين مشكلات و شرايط عبارتند از:
در دوره هاي فرآيند اصلي روان درماني چه مواردي اتفاق مي افتد؟
فرآيند اصلي روان درمانگران يك رهيافت جديدي را در مورد هر يك از افراد بكار مي گيرند.
از منابعي استفاده مي كنند كه فرد به محيط درماني آورده است.
از تمايل دروني و منحصر به فرد وي براي درمان حمايت مي كند.
با اين وجود، CPP برخي خصوصياتي دارد كه در طول تمامي دوره ها و بين درمانگران مختلف، يكسان مي باشد.
يكي از اين مولفه ها ايجاد يك رابطه درماني امن و بدون قضاوت مي باشد.
اين مورد، فرد درمانجو را تشويق مي كند خود واقعي تر، كنجكاو تر و داراي مقبوليت بيشتر را پيدا كند.
علاوه بر آن، به دليل اينكه بيشتر آسيب هاي رواني در حين رابطه ها ايجاد مي شود، مشغول شدن در رابطه مراقبتي و بدون قضاوت مي تواند تاثيرات درماني قابل توجهي داشته باشد.
يكي ديگر از جنبه هاي كليدي مربوط به كار CPP آگاهي مي باشد؛ تمامي درمانگران بر اساس اين قضيه راهنمايي مي شوند كه آگاهي به خودي خود درمان بخش مي باشد.
در طول درمان، افراد ياد مي گيرند تا به چه نحوي به يك وضعيت از آگاهي دست يابند كه آنها بدون قضاوت، به آرامي و با مراقبت به اتفاقات دروني خود توجه مي كنند.
در اين وضعيت آگاهي و هوشياري، احتمالا افراد در مقايسه با هوشياري معمولي، به شناخت بيشتري در مورد خود دست مي يابند.
آنها به تفكرات، احساسات، عواطف، عقايد، تصورات و خاطرات خود توجه مي كنند و بدون اينكه درمانگر ها بگويند، به يك شناخت در مورد وضعيت لحظه اي خود دست مي يابند.
همچنين در طول دوره هاي مختلف CPP، درمانگر در يك وضعيت از آگاهي قرار مي گيرد، و كنش ها و واكنش هاي افراد را به دقت زير نظر مي گيرد.
همچنين درمانگر ها، افراد درمانجو را تشويق مي كنند، تجربه فعلي خود را به اشتراك بگذارد، و در نتيجه وي بهتر مي تواند فرآيندي كه در حال انجام است را پيگيري كند.
با اين وجود، تا زماني كه مشخص شود فرد درمانجو به يك وضعيت از هوشياري دست يافته است.
و نياز دارد تا به يك وضعيت زندگي سالم تر دست يابد، درمانگر هيچ نوع مداخله و اقدامي انجام نمي دهد.
نقش درمانگر تسهيل سطحي از آگاهي است كه به افراد اجازه مي دهد خودشان را كشف كنند و آن چيزي را كه براي بهبود و درمان فرد لازم است را تهيه كنند و انجام دهند.
سايت “مشاوره خانواده” با كادري تخصصي همواره در كنارشماست و به راهنمايي شما مي پردازد.

در طول زمان محدودي كه از زمان معرفي CPP مي گذرد، درمانگران زيادي آموزش ديده اند و براي درمان مشكلات سلامت رواني مختلف از مهارت هاي خودشان استفاده كرده اند.
با اين وجود، در رابطه با اين روش تعدادي محدوديت وجود دارد كه بايد مورد توجه قرار گيرد. اين محدوديت ها عبارتند از:
پرسشنامه خودكارآمدي:مفهوم خود كار آمدي بر تحقيق طولاني و نظريهپردازي در رابطه با ارزش انتظار هاي مردم .
مبني بر اينكه آنها ميتوانند با شرايط هاي دشوار به كنار آمدن بپردازند مبتني مي باشد.
و اكثر دانش ما در مورد رويكرد و رشد خودكارآمدي ميباشد .

مطالب و مقالات سايت “مشاوره ازدواج” توسط تيم تخصصي مشاوران و روانشناسان تهيه و پشتيباني شده است.
انگيزش: خودكارآمدي ،پافشاري و همينطور پشتكار را القا خواهد كرد.
اشخاصي كه احساس خودكارآمدي دارا مي باشند بعد از شكست خوردن به راحتي تسليم نخواهند شد .
و آنها روش هاي انتخابي ديگري را براي به دست آوردن هدف هاي خود جست و جو خواهند كرد.
خلق:
و آنها هدف هاي واقع گرايانه اي را براي خود در نظر خواهند گرفت و انتظارهاي معقولي را دارا مي باشند.
و آنان از فايده هاي استفاده كردن از كنار آمدن متمركز بر مسئله ها در برابر با كنارآمدن متمركز بر هيجان آگاه مي باشند .
و به همين خاطر مي باشد كه به مهارت ها و توانايي هاي كنار آمدن خود اعتقاد و ايمان دارند.
و از چالشهايي كه مشكل ساز مي باشد دوري نمي كنند و بلكه مي دانند كه مي توانند بر آنها مسلط شوند.
و همينطور اين را ميدانند كه به چه صورت نياز هاي غيرمنطقي را به تشخيص دادن بپردازند .
كه اگر اين نيازها به صورت سرسختانه دنبال بشوند محكوم به ياس و نااميدي مي باشد.
بُعد هاي خودكارآمدي شامل اندازه و همينطور قدرت و تعميم مي باشد.
اندازه خودكارآمدي به دشواري چالشهايي اشاره دارد كه فرد مايل مي باشد.
با آنها مبارزه كند به طور مثال بعضي از اشخاص قبول ميكنند كه احتياج دارند .
چيز تازه اي را به تجربه كردن بپردازند ولي هرگز به سمت انجام دادن چنين چيزي نخواهند رفت.
و اطرافيان امكان دارد خطر با جرأت بودن فرزند هاي خود را قبول كنند .
ولي نه با ديگر بزرگسالان. خانم ها و يا آقا هايي امكان دارد .
منظور از قدرت خود كارآمدي اعتقاد فرد به اين مي باشد كه مي تواند برخورد مورد نظر خود را به اجرا كردن بپردازد .
و ميان تفكر شايد بتوانم آن را انجام بدهم و فكر اينكه مي دانم كه مي توانم آن را انجام دهم داراي فرق مي باشد.
تعميم خودكارآمدي به گستره اي اشاره دارد كه فرد ميتواند در رابطه با مهارت هاي خود براي به اجرا درآوردن.
بايد داراي سه شرط باشد كه شامل موارد زير مي باشد:
خود شناختي از راه پردازش كردن مهارت هاي شناختي و انگيزشي و همينطور عاطفي كه عهدهدار انتقال دادن دانش.
و مهارت ها به برخورد ماهرانه ميباشند فعال خواهد شد.
و به طور خلاصه خودكارامدي به دارابودن تواناييها و مهارتها ربط پيدا نميكند .
بلكه دارا بودن مهارت ها و انجام دادن كارها در شرايط هاي متعدد شغلي اشاره ميكند.
و باور كارآمدي عامل پر اهميت در نظام سازنده شايستگي انسان به حساب ميآيد .
و انجام دادن وظيفه ها توسط اشخاص متعدد يا مهارت هاي مشابه در شرايط هاي متفاوت .
به طور ضعيف و همين طور متوسط و يا قوي و يا توسط يك شخص در موقعيت متعدد به تحول هاي كارآمدي آنها وابسته مي باشد.

توانايي ها و مهارت ها مي توانند به راحتي تحت تأثير خود كشي يا خود ترديدي قرار بگيرند .
و در نتيجه حتي اشخاص خيلي مستعد در موقعيتي كه عقيده ضعيف نسبت به خود دارا باشند.
از مهارتهاي خود استفاده كمتري خواهند داشت .
و به همين خاطر احساس خودكارآمدي اشخاص را قادر خواهد كرد .
تا با استفاده كردن از مهارت ها و توانايي ها در برخورد كردن با موانع و كارهاي فوق العاده اي انجام بدهند.
بنابراين خودكارآمدي درك شده عامل پر اهميتي مي باشد.
براي انجام دادن موفقيت آميز رويكرد و توانايي هاي اساسي ضروري براي انجام دادن آن مي باشد.
رويكرد داراي تاثير هم به دارا بودن مهارت ها و هم باور داشتن در مهارت انجام دادن آن مهارت ها احتياج مي باشد .
و كنترل كردن شرايط هاي دائم التغيير و همين طور غيرقابل پيش بيني كرده است.
و استرس زا مستلزم دارا بودن مهارت هاي جداگانه اي مي باشد .
كه مهارت هاي قبلي براي جواب دادن به تقاضاهاي متعدد در شرايط هاي گوناگون بايد غالباً به روش هاي تازه ساماندهي بشوند.
انواع كمال گرايي:بيشتر ما رسيدن به مطلوب را گم خواهيم كرد و بيشتر ما تسليم خواهيم شد.
و هيچ كوشش و سعي براي رسيدن به آن كمال مطلوب نخواهيم كرد .
و كمال گرايان با ايماني كه به كمال مطلق دارا مي باشند .
خاطر نشان مي كند كه تمام چيز ميتواند خيلي بهتر از آن چيزي كه مي باشد بشود.
ولي كمال گرايي افراطي يعني بي وقفه به دنبال يك هدف مبهم دويدن .
مقالات سايت توسط تيم تخصصي مشاوران و روانشناسان “كانون مشاوران ايران “تهيه و پشتيباني شده است.

احساس شكست خواهند خورد و بنابراين هميشه فقط كارهايي را انجام خواهند داد .
كه در آن توانايي و مهارت دارند و دايره فعاليت آنها محدود خواهد شد.
اغلب زمينه به خصوصي را براي رسيدن به حد مناسب انتخاب خواهند كرد .
مقالات سايت توسط تيم تخصصي مشاوران و روانشناسان “كانون مشاوران ايران “تهيه و پشتيباني شده است.
به طور مثال برخي از آنها كمال گرايي را بر روي خانه و همينطور همسر و فرزندانشان منعكس خواهند كرد .
و دسته ديگر بسيار مشكل پسند و همينطور ايرادگير ميباشند و ميخواهند همه كارها و وسايل آنها بدون نقص باشد.
به طور مثال در ارتباطشان و همينطور در لباسهايشان و ماشينشان و غيره.
كمتر فردي به حد مطلوب آنها خواهد رسيد.
جذب افرادي خواهند شد كه بالقوه كمال گرا مي باشند.
معمولا به سراغ اشخاصي خواهند رفت كه حالت كمالگرا شدن را دارا مي باشد.
و بيشتر كمال گرايان طرح كمال رساندن همسر را دارا مي باشند.
تفاوتي نمي كند كه چقدر سعي و كوشش ميكنيد تا تمام چيزها را منظم و مرتب كنيد.
و به فكر همه كارها باشيد ، اطرافيان نمي توانند به صورت كامل باشند .
و شما فقط مسئول اعمال خودتان باشيد و در عوض اين كه به ارتباط خود به چشم يك پروژه.
و تعداد فراواني مسئوليت بنگريد مي توانيد از آن به لذت برسيد.
بيشتر اين اشخاص داراي والديني مي باشند كه يكي كمالگرا مي باشد و ديگري يك انسان مهار نشدني مي باشد .
و به طور مثال معتاد شدن به مواد مخدر . نتيجه برخوردهاي چنين والدين آشفتهي اين مي باشد.
كه در دوران كودكي آنها بي نظم و به صورت آشفته بوده اند و آنها نيز به سمت كمال گرايي گام برداشتن .
تمام كمال گرايان داراي والدين كمالگرا نمي باشند بلكه بيشتر آنها مجبور هستند .
كه در زمان كودكي نقش يك انسان بزرگ و جا افتاده را به ايفا كردن بپردازند .
بايد بدانند كه همه انسانها داراي نقص مي باشند و اين امر شامل آنها هم خواهد شد .
و تفاوتي نميكند كه چقدر سعي و تلاش كنيد تا همه چيز منظم شود و به فكر تمام كارها باشيد.

كمال گرايان تمايل فراواني به گسترش پيدا كردن مسئله دارند و از كاه كوه خواهند ساخت.
و با تكرار كردن اين جمله كه به يك مشكل بزرگ تبديل نكنيد و از آنجايي كه كمال گرايان علاقه دارند.
كه كارها را مديريت كنند اين اجازه را بدهيد كه يكسري كارها را همسرتان به انجام دادن بپردازد و كمي به رهاشدن برسيد.
شما نمي توانيد هم به فردي علاقه مند باشيد و هم در همه لحظه ها از او به ايراد گرفتن بپردازيد.
به منظور قبول كردن برخوردهاي شخص مقابلتان و افزايش دادن مهارت عشق ورزيدن در خود تلاش كنيد .
از او به قدرداني كردن بپردازيد و توجه بيشتري به خوبي هاي همسر خود دارا باشيد.
۰۲۱-۸۸۴۷۲۸۶۴ خط ويژه
علاقه شوهرم به باسنم:انتقاد از برخي از خانم ها بسيار سخت است.
چگونه مي توانيد ميل جنسي خود را با شريك زندگي خود بدون اينكه واكنش بدي داشته باشد بيان كنيد.
هرچند اين هرگز به طور كامل متوجه شما نباشد.
اما مي توانيد از روانشناسي براي درخواست خواسته هاي جنسي خود بدون اعمال احساسات خود استفاده كنيد.
با او صحبت كنيد يا رفتار جنسي او را مورد انتقاد قرار دهيد.
بعضي از شايع ترين مشكلات مردان و راه هاي رفع آنها در اينجا آورده شده است:
براي سكس زن پيشگام نمي شود. داستاني را به او بگوييد كه او شروع به رابطه جنسي كرده است .
و جزئيات او را درباره تحريك خود به او توضيح دهيد. اگر هنوز هم اين كار را نمي كند.
به او بگوييد:
مركز ” مشاوره ستاره ايرانيان” تنها كلينيك شبانه روزي تخصصي و روانشناسي در ايران.
هنگامي كه او مشغول اين كار بود، با استفاده از كلمات و عبارات مانند: اوه …
عزيزم من خيلي دوس دارم، پس ادامه بده، و لذت را ابراز كنيد.
و او را به كاري كه بيشتر دوست داريد هدايت كنيد.
بوي بد واژن نيز خيلي مهم است. بدون گفتن چيزي در مورد بوي بد واژن، به حمام رفته است.
و با يكديگر بدن خود را بشوييد سپس از او بخواهيد همان كار را براي شما انجام دهد.
يك بار مكان خود را در اتاق خواب تغيير دهيد و از او بخواهيد تصور كند كه چه چيزي براي شما مناسب است.
اكنون، با انجام آنچه كه شما لذت مي بريد و دوست داريد رضايت شما كسب مي شود.
او اين را براي شما انجام خواهد داد، او را راهنمايي كنيد. اگر اين روش كار نمي كند.
لطفا به طور غير مستقيم به او بگوييد.
به عنوان مثال به او بگو كه سينه هاي شما بسيار حساس هستند و از مكيدن آن لذت مي بريد.
بعضي از زنان همه مردان را يكسان در نظر مي گيرند و فكر مي كنند كه همه از يك چيز لذت مي برند.
آنها همچنين مي توانند اين ميل را در هر زمان تحريك كنند.
اما در شرايط خاص تحريك احساس رابطه زنانه مشكل مي باشد.
بله درست است. ميل جنسي مردان نه فقط بيشتر از زنان نيست، بلكه متعادل تر است.
اما بر خلاف مردان، منبع تحريك در زنان پيچيده تر است.
مثلا خيلي از خانم ها از علاقه شوهر به باسنشان صحبت مي كنند .
و مي گويند شوهرم به باسنم علاقه داره.
اكثر مردان بالغ زير سن شصت سالگي حداقل يك بار در روز به رابطه فكر مي كنند.
اما فقط يك چهارم از زنان در مورد رابطه روزانه فكر مي كنند.
همانطور كه سن در مردان و زنان بالا مي رود، اين فانتزي ها پايين مي آيند.
اما فانتزي هاي زنان درباره رابطه دو برابر آقايان است.
تحريك ناگهاني جنسي در مردان گزارش شده بسيار بيشتر از زنان است و مردان فانتزي كمتري دارند.
سلام، من دو هفته پيش متوجه شدم همسرم (زنم) از عيد تا آخر برج 2 با آقايي از شهر ديگه دوست شده از طريق بازيهاي آنلاين و با هم از طريق پيامك و تماس با هم در ارتباط بودن و نميدونم كه حضوري همديگرو ديدن يانه، موضوع رو به مادرخانم گفتم و ايشون ميانجي گري كردن و خواستن ببخشمش و به زندگي ادامه بديم و البته همسرم هم ابراز ندامت كرد. الآن 4روز هست كه من به حساب بخشيدمش اما مدام اين فكر كه اونها طي تماسشون چي بهم ميگفتن؟ آيا همديگرو ديدن؟ چند وقت با همبودن؟ و هزااااااار سوال و فكر ديگه هرروز هر موقع آزارم ميده، از طرفي پسر 5ساله داريم كه همه وجودمان هست و نگران آينده اون هستم، هرروز فكر طلاق و آينده پسرم و خيانت همسرم آزارم ميده و جرأت و رو ندارم با كسي درد دل كنم و دارم داغون ميشم، لطفا بگيد راه درست چيه و بايد چكار كنم؟؟؟؟
داستان يك فيلم
با اينكه مدتي از سريال «لاست» گذشته، ولي ميتوان گفت كه واقعه شگفتآوري است. كمتر چيزي را پيدا ميكنيد كه اينگونه دستههاي متفاوتي از آدمها را نهتنها راضي، بلكه تا مدتها درگير كند. حوادث ناگهاني و اتفاقات مرگبار و هيجانانگيز در فضايي معماگونه و اسرارآميز، معماهايي كه در عين ظرافت بسيار پيچيدهاند و درست بهموقع گشوده ميشوند، آنجايي كه حتي انتظارش را نداريم و يا آنجايي كه از شدت هيجان يافتن پاسخ تقريبا تا سر حد جنون و يا نااميدي پيش رفتهايم. انسانهايي كه هريك به تنهايي هم جذابيتشان غوغا ميكند و حالا فرض كنيد با روابط بينظير و احساسات استثنايي انساني دست به دست شدهاند. به تمام اينها عشق، ازخودگذشتگي، ايمان و اميد را هم كه اضافه كنيم، ديگر جاي شكي نميماند كه «لاست» قطعا پديده اعجابانگيزي است و ميتواند ساعتها پاي تلويزيون ميخكوبمان كند. آنگونه كه مثل آدمهاي معتاد (كه البته هيچ علاقهاي به ترك اعتيادشان ندارند) از نرسيدن ديويدي فصلهاي آتي استخوان درد بگيريم و در ذهن، آدمها و اتفاقها را بارها و بارها مرور كنيم.
در ميان تمام ويژگيهاي بارز سريال «لاست» به قطع آنچه برجستهتر است، شخصيتپردازي تك تك كاراكترهاست. ابتدا با آدمهايي برخورد ميكنيم كه بازماندگان پرواز ۸۱۵ اوشنيك هستند و در جزيرهاي ديدني (كه زيبايياش نيز يكي ديگر از نكات بارز مجموعه است) گير افتادهاند و براي رهايي به هر دري ميزنند. اما هرچه پيش ميرويم، تلاش براي زندهماندن جاي تلاش براي رهايي را ميگيرد. هرچه بيشتر با آنها آشنا ميشويم، قضاوتهايمان واقعيتر و از هيجان خاليتر ميشود. ميان اين كاراكترها كه بسيار فكر شده و دقيق طراحي شدهاند، همه ما ميتوانيم گوشههايي از خودمان يا ايده آلمان را پيدا كنيم. اينجاست كه وقتي صحبت از بازسازي «لاست» در ايران ميشود، اولين چيزي كه ذهنمان را آشفته ميكند، اين است كه آيا با اين درصد بالاي بيتوجهي به هويت و ويژگيهاي كاراكتر در فيلمنامهها و سريالهاي روي آنتن اصولا امكان چنين چيزي هست؟ و آيا ميتوان با حوصله تمام از كودكي تا بزرگسالي هريك از نقشها را بررسي كرد و به يك شخصيت رسيد كه در هر موقعيت رفلكس مناسب با خود واقعياش، ناخودآگاهش و شرايط آن لحظه را دارد؟ بيشك در حالي كه زمزمههاي ايرانيزهشدن «لاست» به گوش ميرسد، اين موضوع، مسئلهاي است كه ذهن تكتك دوستداران (شايد شيفتگان واژه درستتري باشد) «لاست» را مشغول ميكند. بازآفريني «لاست» با تمام نكتهسنجيها و ريزهكاريهاي فراوانش قطعا تامل و تلاش بسياري را ميطلبد. با توجه به اينكه يك تيم ۱۸ نفره فيلمنامه «لاست» را نوشتهاند و اين آدمها را اينگونه با مهارت آفريدهاند، درنظرگرفتن اين مسئله ميتواند شروع مناسبي باشد براي نسخه ايراني محبوبترين سريال اين روزها. البته اين تنها آغاز درست است، چراكه آفرينش تكتك موقعيتها و فراز و نشيبهاي «لاست» انرژي فراواني ميطلبد. حالا بماند كه اصلا چقدر امكاناتش را داريم و چقدر توانايياش را، كه سريالي بسازيم با اين ميزان تعدد لوكيشن، تعدد كاراكتر و موقعيت.
با يك خوشبيني بزرگ، براي آنكه ما هم كه از دسته دوستداران پر و پا قرص سريال هستيم، در اين اتفاق مبارك سهمي داشته باشيم، تصميم گرفتيم براي چندتايي از شخصيتهاي مهم سريال (البته مهم به لحاظ تاثيرگذاري) جايگزينهاي مناسبي پيشنهاد كنيم.
۱) جك شفرد
جك يك جراح موفق ستون فقرات است كه در جزيره به نوعي رهبر بازماندگان سانحه محسوب ميشود. با يك دكتر خوشتيپ انساندوست طرفيم كه از درون با مشكلات و آشفتگيهاي روحياش دست و پنجه نرم ميكند و از بيرون با مسائل و درگيريهاي ديگران. بعضي جاها به شدت دوستش داريم و گاهي اوقات به طرز عجيبي حرصمان را درميآورد. در هر حال جك شفرد بهعنوان راه حل بسياري از مشكلات جزيره يكي از نقشهاي محوري «لاست» است كه با بازي متيو فاكس هم شهرت عالمگيري دارد و هم جذابيت عالمسوزي.
۲) كيت آستن
يك فراري دوستداشتني، جسور و توانا. كيت دلرباترين، باهوشترين و در عين حال قابل اعتمادترين فرد جزيره است. قبل از سقوط، او ناپدرياش را كشته است و پس از مدتها تعقيب و گريز در استراليا توسط پليس دستگير شده و قرار است با پرواز ۸۱۵ به آمريكا بازگردانده شود. بعد از سقوط، كيت سعي ميكند هويت خود را پنهان كند كه البته به سرعت از اين راز پرده ميافتد. اما آنچه محبوبيت عجيب او را رقم ميزند، محبت و دلسوزي واقعي اوست، به سادگي به تماشاگر ميباوراند كه نهتنها بدذات نيست، بلكه سراسر عشق است و صداقت. كيت تواناييهاي جالبي دارد؛ ميتواند يك دختر سرخوش دلربا باشد يا يك مادر يا يك عاشق از خود گذشته.
۳) جان لاك
لاك پيش از سقوط روي ويلچر مينشست و وقتي چشمهايش را در جزيره گشود، روي جفت پاهايش ايستاد و ديگر خبري از ناتوانيهاي جسمي نبود. اين شد كه پاي معجزه به ميان آمد و كمكم ماجراها به سمت و سويي رفت كه جان لاك برگزيده لقب گرفت. مهمترين جنبه شخصيت جان اراده قوي و ايمانداشتن به سرنوشت است. به ماجراجويي در جزيره ميپردازد و در واقع بسياري از زواياي پنهان جزيره را او كشف ميكند. شايد بيش از ديگران جزيره را دوست دارد، چون چيزي به او داده كه هميشه به دنبال آن بوده است. تاحدودي يكدنده است و به ديگران از بالاتر نگاه ميكند. جان لاك معتقد است آنها از سر اتفاق پا به جزيره نگذاشتهاند.
۴) سعيد جراح
سعيد يك افسر عراقي است كه در زمان جنگ خليج فارس عضو ارتش عراق بوده است. پس از شكست عراق او اسير ميشود و از آنجايي كه زبان انگليسي ميداند، مسئول شكنجه فرمانده خود از طرف آمريكاييها ميشود. بعد از سقوط، سعيد كه از الكترونيك سررشته دارد، تلاش ميكند با استفاده از بيسيم براي گروه نجات علامت بفرستد، ولي هيچ گاه موفق نميشود. سعيد نيز بهعنوان يكي از شخصيتهاي برجسته داستان تاثير فراواني در پيشبرد ماجراها دارد. او كه به ظاهر يك افسر خشن ارتش است، در واقع بسيار احساساتي است و در تمام دوران زندگياش چه پيش از ورود به جزيره، چه در دوران حضورش و چه پس از خروج از آنجا، هميشه عشق نقش برجستهاي در زندگياش دارد.
۵) جيمز «ساير» فورد
بيشك جذابترين مرد جزيره است؛ نه از آن رو كه جاش هالووي مرد جذابي است، بلكه شخصيتپردازي ساير آنگونه است كه حتي در اوج لحظههاي بدجنسي و آزار و بدخلقي دوستش داريم. از آن جنس آدم بدهايي كه پاكي از ته چشمهايشان فواره ميكشد اما از زندگي ياد گرفتهاند كه تا جايي كه ميشود بايد خوبي را خفه كرد و بياعتماد به همه چيز و همه كس اين دنيا زيست. ساير با جلوتر رفتن داستان كمكم بزرگ و بزرگتر ميشود. عاشق ميشود، زيستن را تجربه ميكند. صاحب خانواده و شكلي از خانواده ميشود. تا جايي به سمت بازگشت به خود واقعياش پيش ميرود و موفق است كه تمثال خودخواهترين فرد جزيره را به شكلي رويايي در يكي از سكانسها ميشكند و اوج فداكاري را نمايش ميدهد.
۶) چارلي پيس
او يك نوازنده معروف سبك راك است كه در جزيره به كلير دل ميبندد و در نهايت در يكي از ايستگاههاي جزيره (ايستگاههاي پروژه دارما) غرق ميشود.
۷) هوگو «هارلي» ريس
هوگو تشنه محبت است و در مهرباني ميان ساكنان جزيره همتايي ندارد. او مسئول جيرهبندي غذا ميشود. زمين گلف تدارك ميبيند و هميشه نقش همراه مهربان با لبهاي آويزان جزيره را دارد. براي اولين بار عاشق ميشود. هارلي تنها كسي است كه كودكي را به شدت به يادمان ميآورد و بهطرز معصومانهاي با حساب و كتابهاي بزرگترها فاصله دارد.
۸ و ۹) جين سو كيون و سان هوا كيون
زوج دوستداشتني جزيره. مهمترين مشخصه اين زوج كرهاي عشق است.
سان دختر يك سرمايهدار است كه عاشق ميشود و در راه بهدست آوردن و حفظ اين عشق وارد درگيريهاي فراواني ميشود. سان يكي از آرامترين زنان جزيره است كه كمكم به فضاي دستهجمعي ديگران وارد ميشود و ديرتر با بقيه ساكنان اخت ميگردد. در جزيره در شرايطي متوجه باردارياش ميشود كه ميداند زنان باردار در جزيره زنده نميمانند. جين پسر يك ماهيگير است كه دل به سان ميبندد و براي به دست آوردن دل سان از خود تا نهايت دل ميكند. جين آرام و بيسر و صداست. سرش حسابي به كار خودش است و از آنجايي كه انگليسي نميداند، خيلي در بحثها و مناظرهها شركت ندارد. خيلي طول ميكشد تا جين به ديگران اعتماد كند و خود و همسرش را بهعنوان اعضاي اين خانواده باور كند. عشق به او انتهاي بخشندگي را آموخته است، هرچند كه در برابر هر چيزي كه فاصله ميان او و سان قلمداد شود، ميتواند زمين و زمان را به هم بدوزد.
۱۰) ژوليت برك
دكتري كه از ديگران ميآيد؛ جذاب، مهربان، موقر و باهوش. او پزشك موفقي است كه به جزيره آورده شده تا در اجراي نقشههاي بلند بنجامين همراهياش كند. نميتوان دوستش نداشت و نميتوان روي زنانگي بيحد و حصرش كه با جرئت و منطق آميخته شده چشم فرو بست. ژوليت به قطع بانوي برگزيده جزيره است. در همياري چه ميان ديگران و چه وقتي به ساكنان ميپيوندد، از كنه وجودش مايه ميگذارد. فداكاري نهايياش هم ما و هم جيمز فورد شيفته را ويران ميكند.
رويا نونهالي: رويا نونهالي با لبخندهاي شيرينش مجبورمان ميكند براي ايفاي نقش ژوليت انتخاب ديگري نداشته باشيم. هم حسابي خانم است و هم به اندازه مهرباني در چهرهاش دارد و اين مهرباني بدجوري با زنانگي كاملي آميخته است. نونهالي ميتواند هم پرستار خوبي باشد و مرهم بر دردهاي جسم و روح ساكنان بگذارد و هم به وقت نياز تندخويياش را همچون آتش بر وجود خاطي ببارد.
۱۱) بنجامين لاينوس
او رهبر گروه «ديگران» است؛ مقتدر، سياستمدار، تيزهوش، رهبري تمام و كمال.
او كسي است كه در راستاي اهدافش نه از دست دادن را ميفهمد، نه بخشيدن را. از آن جنس آدمهايي كه نميتوان مستقيم در چشمهايشان نگاه كرد و نترسيد. هميشه در حال بررسي آدمهاي اطراف و موقعيت است. بن شاهكاري است كه با وجود آنكه نفرتانگيزترين اتفاقات جزيره را رقم ميزند، نميتوان تحسينش نكرد.
جواب خيانت چيست؟:مهم نيست چه اسمي بر روي خيانت گذاشته شود.
عواقب و آسيب آن يكسان است. به اندازه كشتن يك زندگي صدمه ديده است.
همان زندگي مشترك است كه مدتها قبل با وفاداري و آرزوي روزهاي شاد زندگي را شروع كرده است.
شما متوجه مي شويد كه همسر شما خائن است و بي اعتنايي مي كند.
اين واقعا شما را ناراحت مي كند و به عرصه را بر شما تنگ مي كند.
شما تصور مي كنيد كه ازدواج هرگز اجازه نمي دهد كه همسر شما به شما خيانت كند.
و خودتان نيز خيانت نمي كنيد، اما همه چيز به دلخواه شما نيست.
با اين حال، هنگامي كه شما مي فهميد كه چه كاري انجام داده است، احساس ناراحتي مي كنيد.
مقالات سايت توسط تيم تخصصي مشاوران و روانشناسان “كانون مشاوران ايران “تهيه و پشتيباني شده است.
مانند تهوع و استفراغ، اسهال، مشكلات خواب بي خوابي يا خواب آلودگي.
لرزش، اختلالات، كم غذايي و بي اشتهايي سعي كنيد بيشتر از قبل مراقب خودتان باشيد.
شما نبايد در يك واكنش مستقيم قرار گيريد و ازدواج خود را به عنوان يك مستحق بدانيد تا شريك شما از شما جدا نشود.
شما نياز به زمان كمتري براي بروز مسائل ديگر داريد.
شما نبايد به طور خاص توجه خود را به خيانت كه او كرده است متمركز كنيد.
خنده كاملا طبيعي است و سلامت فرد را نشان مي دهد.
تماشاي فيلم هاي خنده دار و سريال ها و صرف وقت براي كساني.
كه لب هاي شما را مي خنداند زندگي بدون توجه به دل شكسته و خيانت همسر هنوز در حال جريان است.
گريه همچنين يك واكنش كاملا طبيعي است.
از تمام سوالاتي كه به ذهن شما مي آيند بپرسيد. شما ممكن است نتيجه گيري كنيد .
كه همسرتان حتي در زمان انجام اين كار در مورد خيانت به شما فكر هم نمي كند.
به دنبال مشاوره باشيد و سعي نكنيد تنهايي اين مشكل را حل كنيد.
هر دو شما و همسرتان بايد قبل از داشتن رابطه جنسي محافظت نشده است.
در مورد بيماري هاي احتمالي منتقله از راه جنسي اطلاعات كسب كنيد.
انتظار نداشته باشيد احساس ناراحتي و خشم داشته باشيد.
زيرا تصميم مي گيريد كه همسر خود را ببخشيد و همچنان به وفاداري خود متعهد باشيد.
اگر بيش از حد عصباني هستيد، در مورد مسائل كوچك ترديد كنيد، احساس كنيد .
كه در روي طناب باريك در حل حركت هستيد.
و وقتي به ياد يادداشت هاي همسر خود مي انديشيد.
واكنش شديد فيزيكي را نشان مي دهيد.
بدون شك بعد از قسمت آسيب ديده و بايد در اسرع وقت دكتر خود را ببينيد.
شما نبايد حادثه آسيب زننده را پنهان كنيد. با فرزندانتان صادق باشيد.
اما لازم نيست جزئيات مشكل را شرح دهيد.
چيزي را كه بعدا نمي توانيد اداره كنيد مطرح نكنيد.

بي خوابي يك دليل روشن ندارد. ممكن است به علت مشكلات ديگر زندگي مشترك باشد.
ممكن است چيزي درون قلب شريك شما وجود داشته باشد .
و هر چند هرگز به درستي علت واقعي را درك نخواهيد كرد.
به همين ترتيب مي توان گفت كه مرگ خويشاوندي نيز باعث ناراحتي مي شود .
شروع به رد شخص توسط فرد، پس از آن خشم، نفرت، درگيري، افسردگي و در نهايت پذيرش است .
و چنين مسائلي به اين معني نيست كه زندگي تمام شده است و شما ديگر قادر به ادامه آن نيستيد.
۰۲۱-۸۸۴۲۲۴۹۵ خط ويژه