عاشقانه: هر آنچه كه عاشقان پيش از ازدواج بايد بدانند

مشاوره در زمينه قبل از ادواج و درمان مشكلات فردي نامزدان

شنبه ۰۲ اسفند ۰۴

بدبيني به همسر

بدبيني به همسر بيشتر اوقات ميان زوجين  از روي علاقه به همديگر نشأت خواهد گرفت.

خانوم همسرش را  متعلق به خود مي‌داند و هر نوع برخوردي بيرون از منزل براي او سخت و دشوار مي باشد.

رابطه طلاق با بدبيني همسر

بر اساس تحقيقاتي كه صورت گرفته  طلاق گرفتن افزايش پيدا كرده است.

هنگامي كه به علت آن پي‌بريم مشاهده مي‌كنيم .

كه خيانت كردن از طرف يكي از زوجين يكي از پر اهميت ترين علت هاي طلاق محسوب مي شود.

همين يك علائم كافي مي باشد كه شك كردن و بد بيني را در بين زوجين به وجود بياورد.

و اگر زوجين شيوه مقابله كردن با اين گونه بد بيني ها را مطلع نباشند.

خانواده هاي شان از يكديگر مي پاشد.

بدبيني به همسر

بدبيني بيمارگونه

بيشتر زوج ها بد بيني هاي بيمار گونه اي از خود نشان مي دهند .

كه اين برخورد را طبيعي مي دانند.

و اين رفتار را به عنوان يك غيرت و همينطور تعصب و مواظبت توجيه خواهند كرد.

ولي حقيقت چيز ديگري مي باشد.

بد بين شدن به همسر در سه حالت امكان دارد آشكار شود.

انواع بدبيني به همسر

كه شامل موارد زير مي باشد:

  • اشخاصي مي‌باشند كه بدبين بين بودن يك امر ذاتي در آنها مي باشد.
  •  اين گونه اشخاص را از همان آغاز كردن زندگي مي توان به راحتي شناخت.
  • هنگامي كه نسبت به هر مسئله اي نيمه خالي ليوان را مشاهده مي كنند .
  • و در دنياي پيرامون خود نگاه منفي دارند.

اشخاصي مي باشند كه به نوعي داراي وسواس در بدبيني هاي نهفته خود دارند.

اين گونه افراد به بعضي از برخورد ها و واكنش هايي كه همسر خود در رابطه با جنس مخالف دارد.

به نوعي وسواس فكري در آنها ايجاد مي شود .

كه در برخي اوقات همراه با بدبين شدن به او مي شود .

كه البته در اين موارد اختلاف ميان زوج ها به وجود نمي آيد.

بدبيني و اختلال پارانوئيد

  • گروه آخر در حقيقت زماني جزو گروه‌هاي يك و دو محسوب مي شدند.
  • كه به شدت در معرض خطر مي باشند .
  • به دليل اينكه به اختلال پارانوئيدال مبتلا مي باشند .
  • بدين معنا كه با قرار دادن بعضي از تفكرات خيالي به اين نتيجه مي‌رسند .
  • كه همسر آنها در حال خيانت كردن مي باشد.


اولين قدم براي يادگيري سئو چيست؟

در اولين مرحله پيشنهاد ميكنم مقالات مختلف موجود در اينترنت و كتابهايي كه در اين زمينه منتشر شده است را مطالعه كنيد. همواره سعي كنيد به صورت علمي به موضوع نگاه كنيد و ساختار موتورهاي جستجو و عواملي كه در رتبه بندي دخيل هستند را به خوبي و با ديد منطقي ياد بگيريد. پس از اين مرحله با انجام آزمايشات علمي با جايگاه كلمات كليدي بر روي سايت هاي آزمايشي و همچنين راه اندازي سايت و بهبود وضعيت آن مي توانيد به صورت عملي با دنياي سئو درگير شويد.
از آنجايي كه موتورهاي جستجو ۸۵% (و در بعضي از سايتها بيشتر) از بازديد واقعي و طبيعي سايت شما را تشكيل ميدهد بهينه سازي يا جايگاه سئو سايت ميتواند سودهاي ذيل را به شما و سايت شما برساند:
- سئو به شما كمك ميكند كه بازديد كننده بيشتري براي سايت خود جذب كنيد.
- سئو به شما كمك ميكند كه با آمار و بازديد بالا توسط تبليغ پول زيادي بدست بياوريد.
- سئو به شما كمك ميكند كه شهرت و اعتبار را براي خود و سايت خود كسب كنيد.
- سئو به شما كمك ميكند كه سايتتان را با موتورهاي جستجو دگرگون كنيد.
- سئو به شما كمك ميكند كه تجارت الكترونيكي (اينترنتي) خود را رونق بخشيد.

براي روشن شدن قضيه به مثال زير دقت كنيد:
فرض كنيد شما سايتي داريد كه در آن به فروش انواع و اقسام موبايلهاي مختلف ميپردازيد، در ليست موبايل هاي شما iPhone 4S نيز وجود دارد، اگر كاربران قصد خريد اين گوشي را داشته باشند كلمات نظير:
خريد iPhone 4S
سايت فروش iPhone 4S
خريد آيفون ۴ اس
خريد آيفون ۴S
و صدهاي كلمه كليدي ديگر را كه به اصطلاح Query ميگويند را جستجو ميكنند، آيا سايت شما در ليست پيشنهاد هاي اول موتور جستجو قرار دارد؟ آيا سايت شما در صفحه اول قرار دارد؟ اگر جواب بله هست بايد خوشحال باشيد كه موتورهاي جستجو با سايت شما رفيق هست و سايت شما براي موتورهاي جستجو بهينه شده است، و اگر جواب خير است بهتر است به فكر بهينه سازي سايت خود براي موتورهاي جستجو باشيد تا با اينكار در صفحه اول موتورهاي جستجو قرار بگيريد، بازديد بيشتري داشته باشيد و در نتيجه فروش بيشتري داشته باشيد.
 

موضوعات مشابه

Last edited by a moderator: ديروز ساعت 13:56


بازار رفتن خانوم

سلام از لحاظ قانوني وشرعي زن ميتونه تنهايي بره بازار برا خريد بدون اطلاع مرد؟ يا بايد قبلش به شوهر خبر بده و بره؟ پاسخ داده شده 9 Mar 2018 توسط دكتر روانشناس حرفه اي (47,800 امتياز)
ويرايش شده 10 Mar 2018 توسط دكتر روانشناس
با سلام
دوست عزيز بحث قانون مساله اي است بحث شرعي مساله ديگر به لحاظ شرعي بايد اجازه بگيرد و به طور كل در زندگي زناشويي وقتي هر دو نفر به هم اطلاع بدهند و اعتماد داشته باشند بهتر است همه مسائل را مطرح كنند كه مشكلي ايجاد نشود . بهتر است توجه داشته باشيد كه اصلا به مساله شرع و قانون كاري نداشته باشيد بلكه ان چيزي كه مهم است  اين است كه انقدر روابط صميمانه اي بين شما دو نفر برقرار باشد كه بتوانيد  بدون منهان كردن چيزي هميشه همراه هم باشيد ...
در هر حال اميدوارم هميشه خو شبخت باشيد و زندگي توام با تفاهم داشته باشيد تا مشكلي پيش نيايد

مورد ميتونيد با متخصصين كانون مشاوران ايران، مشاوره تلفني/تخصصي داشته باشيد

982122354790

موفق باشيد


اختلال دو قطبي و هوش

اين مسئله كه آشكار شدن مشكلات رواني در اشخاص باهوش‌تر.

به مراتب بيشتر مي باشد موضوع جديدي نمي‌باشد.

محققان در پژوهش هاي متفاوت تلاش كرده اند.

تا رابطه اي ميان مقدار هوش و بالاتر بودن احتمال افسردگي.

و ديگر اختلالات رواني را كشف ‌كنند.

شيوع اختلال دوقطبي

بيشتر هنرمندان خلاق از اختلال دوقطبي و ديگر مشكلات رواني در حال رنج بوده‌اند.

ولي تا چه حدي مقدار iq خلاقيت و حتي سطح تحصيلات .

با آشكار شدن بيماري هاي رواني داراي رابطه مي باشد ؟

  • اخيراً با پژوهش هاي محققان  سرنخ هاي جديدي .
  • در رابطه با اختلال دوقطبي و شيزوفرني كسب كرده اند.

آنها در اين پژوهش خود مقدار هوش و رويكرد تحصيلي را در بيماراني .

كه با اختلال دوقطبي و شيزوفرني مورد ارزيابي قرار دادند.

آن ها ۴۹۴ بيمار با اختلال دوقطبي نوع يك و ۹۵۲ بيمار با طيف شيزوفرني .

و ۲۲۳۱ بيمار با هر دو مشكل را مورد ارزيابي قرار داده‌اند.

اختلال دوقطبي نوع يك

  • از طرفي پژوهش‌هايي بر روي ۱۳۰۴ شخص تحت مديريت .
  • و ۱۰۰ نفر از خواهرها يا برادر هاي شان به انجام دادن پرداخته اند.
  • نتايج نشانگر اين بود كه بيماراني كه با اختلال دوقطبي نوع يك .
  • با درصد بالاتري توانسته بودند مقطع هاي تحصيلي را در مقايسه.
  • با ديگر گروه ها تكميل كنند برخلاف اين موضوع كه مقدار آي كيو آنها .
  • نسبت به اشخاص تحت  مديريت كمتر بود.

اختلال دو قطبي و هوش

رابطه دو قطبي و هوش

بيماراني كه شيزوفرني دارا بودن هم آي كيو و مقدار سطح تحصيلي پايين تري.

نسبت به اشخاصي كه تحت مديريت بودن در آنها مشاهده شد.

بيماراني كه از اختلال دوقطبي نوع يك و شيزوفرني در حال رنج مي باشند .

مقدار آيكيو مشابهي دارا بودند ولي بيماراني كه اختلال دوقطبي نوع يك داشتند .

سطح تحصيلي آنها بالاتر بود.

مديريت اختلال دوقطبي

  • اگرچه بيماران با اختلال دوقطبي نوع يك.
  • نسبت به اشخاص تحت مديريتداراي آيكيو كمتري هستند.
  • ولي احتمال تكميل شدن مقطع هاي تحصيلي بالاتري در آنها بيشتر مشاهده شد.
  • اطلاعات نشانگر اين بود كه رويكرد تحصيلي بالاتر مي تواند.
  • يكي از خصوصيات بيماري دو قطبي باشد.


روش‌هاي سرگرم كردن خواهر و برادرهاي كوچك

اگر فرزندان شما پشت هم با فاصله كم هستند و در سرگرم كردن انها مشكل داريد حتما اين مقاله را بخوانيد:

كودكان كوچك مشتاق يادگيري هستند و پيش دبستاني ها پر از دانشي هستند كه خواهان اشتراك گذاري آنها با ديگران مي باشند. از مشاركت هر دو استفاده كنيد تا حداكثر نتيجه را براي پرورش اين مهارت ها بگيريد:

مهارت هاي شناختي

مهارت هاي حركتي

تشخيص حروف الفبا

سخنوري ( شعر گفتن)

اگر شما داراي دو فرزند با فاصله كمتري هستيد و يا در مهد كار مي كنيد از اين روش ها براي سرگرم كردن كودكن خود مي توانيد استفاده كنيد. همانطور كه گفتيم كودكان كوچكتر مشتاق يادگيري هستند و پيش دبستاني ها پر از دانشي هستند كه خواهان اشتراك گذاري آنها با ديگران مي باشند. از اين شور كودكانه استفاده كنيد تا حداكثر سرگرمي را براي كودكان خود فراهم اوريد.

براي سرگرم كردن كودكان خود بيشتر بخوانيد:

بازي و فعاليت هاي خلاقانه: پيش دبستاني ها

اين فعاليت ها را معرفي كنيد و تماشا كنيد چه اتفاقي مي افتد! هم زمان كه كودك پيش دبستان مي اموزد، دانش خود را پرورش مي دهد، و هم چنين احساس تسلط بيشتري را نيز پيدا مي كند. اگر بچه پيش دبستاني شما اگر هر بچه اطراف خود را ناديده ميگيرد يا ترجيح ميدهد كه در مركز توجه نباشد، شما مي‌توانيد در ابتدا وارد نقش رهبري شويد. شما شايد دريابيد كه او به زودي آماده پيوستن به تفريح و سرگرمي خواهد بود.

  1. به آساني الفبا: استفاده از فلش كارت ها. بايد كودك بزرگتر شما به نوزاد حروف الفبا را نشان بدهد و هر كدام را بخواند و درمورد تصوير همراه آن صحبت كند.
  2. نشان دادن اشكال: به كودك پيش دبستاني خود كمك كنيد تا اشكال مختلفي روي تكه هاي كاغذ مقوا بكشد. سپس انها را به كودك نوپاي خود با يك گزارش در مورد شكل ارائه دهيد. نوزادان عاشق شنيدن صداها هستند و كودك پيش دبستاني مهارتهاي زباني او را پرورش مي دهد.
  3. نشان بدهيد و بگوييد: كودك پيش دبستاني بايد تعدادي از اشيا مورد علاقه اش را جمع كند و به كودك نوپا ارائه دهد. يك بازي نمايشي ساده انگيزش شگفت انگيز و تعامل را براي هر دو فراهم مي آورد.
  4. رقصيدن: از شش يا هفت ماهگي نوزادان از شعر و ملودي لذت مي‌برند. برخي آهنگ هاي مورد علاقه را اجرا كنيد و به كودك بزرگتر اجازه بدهيد برقصد در حاليكه نوزاد دست ميزند و به سرگرمي نگاه مي‌كند. اگر شما نيز مي‌خواهيد بپيونديد، نوزاد را در بازوانتان بگيريد و برقصيد.
  5. داستانهاي مشترك: نوزادان در حال يادگيري پيش بيني كردن هستند، بنابراين كتاب ها با نقاشي و تصاوير زياد براي انها جذاب هستند. از كودك نوپاي خود بخواهيد تا برخي از كتابهاي مورد علاقه خود را پيدا كند. به انها اجازه بدهيد كتاب را با استفاده از هر كلمه اي كه دوست دارد «بخواند» و براي شاد كردن كودك كارهايي را انجام دهد.
  6. مسابقه لاك پشت: زماني كه نوزاد شروع به سينه خيز رفتن و كشف كردن محيط مي‌كند، كودك نوپا ميتواند كارهاي او را تقليد كند. او ميتواند چيزي را در آنسوي اتاق بگذارد و نوزاد را تشويق كند كه آنرا بدست بياورد يا فقط مانور سرگرم كننده در اتاق در كنار هم داشته باشند. نوزاد شما شايد از اينكه دريابد «رفيقي» در روي زمين دارد شگفت زده شود.
  7. كمي صدا ايجاد كنيد: اشيائي كه صدا ايجاد مي‌كنند نوزادان را وسوسه مي‌ كنند. كودك پيش دبستاني خود را تشويق كنيد تا بر بالشت ضربه بزند، به تابه و قابلمهضربه بزند يا يك جعبه بلغور جو را تكان دهد يا صحبت كردن براي كودك در تمام مدت داشته باشد. يا جعبه صدايي بسازيد كه هر دو كودك بتوانند ضربه بزنند.
  8. شكلك هاي خنده دار: در سه يا چهار ماهگي نوزادن دوست دارند به آيينه و صورت‌هاي ديگر افراد نگاه كنند. پيشنهاد كنيد كه كودك نوپاي شما شكلك هاي خنده داري را بوسيله در آوردن زبانش، استفاده از كلاه هاي مختلف، و گشاد كردن چشمها براي جلب توجه نوزاد ايجاد كند. كوچكترها هم‌چنين مي‌توانند عكس افراد را از جلد مجلات پاره كنند و آنها را به نوزاد نشان بدهند. درباره هر كدام داستاني بسازيد و چيزي را كه هر شخص پوشيده است را توضيح دهيد.
  9. علت و معلول: نوزادان ياد مي‌گيرند كه كار هاي آنها مي‌توانند باعث ايجاد اتفاقات بشود. كودكان نوپا مي توانند بر روي درب دست بكشند، زنگ در را بزنند، چراغ را روشن كنند يا شير آب را باز كنند، و يا يك توپ را براي ضربه زدن به بولينگ پلاستيكي بچرخانند. هنگامي كه چيزي “اتفاق مي افتد،” او را تشويق كنيد كه بيشتر ان را انجام دهد. كودك با لبخند شما مطمئن تر مي شود.
  10. بازي با بازي: كودك بزرگتر را ب چالش دعوت كنيد و از او بخواهيد به نوزاد هر كاري را كه انجام مي دهد توضيح دهد. از او بخواهيد زمزمه كند، دست بزند و آواز بخواند. نوزادان بوسيله اين توضيحات جذب خواهند شد.
  11. وسايل دور ريختني عالي: بلوك ها، ظروف پلاستيكي و فنجان هاي انباشته هرگز جذبه خود را از دست نمي‌دهند. آنها را براي نوزاد و كودك نو پا به منظور ساختن لانه بازي، طبقه بندي كردن، انباشتن و روي هم گذاشتن، و چيزهاي ديگر آماده كنيد.


ور رفتن كودك با خود

ور رفتن كودك با خود

ور رفتن كودك با خود

  • در رابطه با هويت جنسي كودكان دو مرحله را به پشت سر گذراندن مي‌پردازند.
  • يكي آگاهي داشتن جنسي مي باشد .ور رفتن كودك با خود

كه از سه سالگي آغاز خواهد شد .

و ديگري  مرحله حساس شدن به تفاوت داشتن جنسي مي باشد.

كه از پنج سالگي آغاز خواهد شد.ور رفتن

ور رفتن كودك با خودكودك با خود

آگاهي داشتن جنسي

  • آگاهي داشتن جنسي به اين مفهوم مي‌باشد .
  • كه كودك بر روي اندام هاي خود به كنجكاوي مي‌رسد .
  • و آلت تناسلي خود را كشف مي كند.
  • و از آن اطلاعاتي به دست مي‌آورد و متوجه خواهد شد .
  • كه با مالش دادن اين قسمت احساس لذت به او دست خواهد داد.

مطالب و مقالات سايت ” مشاوره خانواده” توسط تيم تخصصي مشاوران و روانشناسان تهيه و پشتيباني شده است.

علائم  آگاهي جنسي كودك

  • دليل اينكه كودك زمان زيادي را در دستشويي به سپري كردن مي‌پردازد.
  • و همينطور در حمام يا  پيش از آن و بعد از خواب به بازي كردن با آلت خود مي‌پردازد .
  • همه اين موارد به دليل آگاه بودن جنسي و كشف مي باشد.ور رفتن كودك با خود

در اين زمان كودك بيشتر تمايل دارد.

در رابطه با خودش اطلاعاتي به دست آورد.

در اين جور مواقع مي باشد كه خود ارضايي در آنها دست پيدا خواهد كرد.

شروع خودارضايي در كودكان

در پسرها با مالش آلت و در دخترها با كشيدن قسمت تناسلي به اشياست.

تا اين  مرحله معمولي مي باشد و به هيچ عنوان به توجه كردن نپردازيد .

و بايد در اين مرحله آموزش هاي ضروري را  انجام دهيد.ور رفتن كودك با خود

  • از حدود سه سالگي بازي‌هاي كودكان تغيير خواهد كرد.
  • و بازي هاي دختر ها و پسر ها داراي فرق مي‌باشد .
  • و بازي‌هاي به خصوصي از جنس خودشان را انجام مي دهند.

ور رفتن كودك با خود1

تغيير رفتار جنسي كودك

  • از سن ۵ سالگي كودك به فرق هاي خود با جنس مخالف حساس خواهد شد.
  • در اين مرحله مي باشد كه والدين با غير همجنس  كودك خود به حمام نمي روند.

همينطور لباس خود را جلوي آنها به عوض كردن نمي پردازند.

در چنين صحنه‌اي  پرسشهاي جنسي آغاز مي شود.ور رفتن كودك با خود

و بايد ما متوجه باشيم كه به چه صورت به آنها جواب بدهيم.

 



ازدواج با فاميل يا دختر غريبه

با عرض سلام و ادب و احترام محضر اساتيد عزيز
زياد نميخوام سرتون رو درد بيارم، گزيده صحبت ميكنم تا بنده را در جهت حل مشكلي كه جديدن گرفتارش شدم راهنمايي نماييد.
پسري 28 ساله مجرد مهندس و بصورت حق التدريس در دانشگاه و هنرستان مشغول به كار و تدريس هستم.
با توجه به اينكه كار دائمي و يا در اركاني دولتي و خصوصي استخدام رسمي نيستم بخاطر اين مسئله از ازدواج مي ترسم و زياد نمي خوام سراغ اين مسائل بروم و دوري ميكنم ولي تازگي ها خانواده ام تصميم گرفته اند كه براي بنده آستين بالا بزنن و من هم قبول كردم ولي شرطي گذاشتم كه نمي خوام با دختراي فاميل (دختر عمه و دختر دايي و .....) ازدواج كنم و مي خوام با خانم دكتر يا خانم معلم ازدواج كنم كه اون ها قبول كردند.
حالا براي من مشكلي پيش اومده اونم اين هست كه سه ماهيه كه دختر عمه ام (x) (21 ساله) با من ارتباط فرافاميلي برقرار كرده است بدليل اينكه همون دانشگاهي كه بنده تدريس ميكنم ايشون هم دانشجوي هستند. همون روزاي اول ارتباطمون خوب بود و مثل رفتار فاميلي با هم حرف ميزديم و مشكلي نبود كه دختر عمه ام (x) شروع به فرستادن شكلك و عكس هاي عاشقانه با نرم افزار لاين نمود و من هم بطبع خودش جواب ميدادم. يه بار از من پرسيد چه كسي رو دوس داري من هم گفتم كه فقط پدر و مادرم و كسي ديگه تويه زندگيم نيست كه يدفعه بهم گفت كه پس دختر خالم (y) (دختر اونيكي عمه ام (y) كه قبلا مي خواستم باهاش فقط دوس بشم كه بنا به اختلافات فاميلي همه چي بين ما دوتا تموم شد و ادامه ندادم) تويه زندگي تو چيكاره هست؟ من هم با دليل برهان پاسخ دادم ولي دختر عمه ام (x) قانع نشد و در جواب بهم گفت: بجاي اينكه اون روزها با دختر خالم ام (y) دوست ميشدي با خود من دوست ميشدي لااقل با هم الان نامزد بوديم. ديگه از اون روزي كه اين حرف رو بهم زد كمتر با من ارتباط داره و هرچي بهش زنگ ميزنم و پيامك ميدم، جوابم رو نميده و هرزگاهي در مورد موضوعات و مسائل دانشگاه با من حرف ميزنه يا پيامك ميده تويه ارتباطات فاميليمون مشكلي بينمون پيش نيومده و عادي هست يعني قهر نيستيم. در آخر هم من مجبور شدم يه رازي رو از گذشته 8 سال پيش دختر عمه ام (x) بگم و اينكه من قبلا دوسش داشتم ولي به علت اينكه مادربزرگمون (خدا رحمتش كنه) تو رو براي يه پسر ديگه غريبه كنار گذاشته بود نتونستم حرف دلم رو بهت بزنم براي همين رفتم سراغ دختر خالت (y) كه با اون هم به دليل اينكه به پدر و مادرم فحش داده بود دو ماه بودم و فراموشش كردم و اصلا تويه زندگي من جايي نداره. ولي دختر عمه ام (x) اصرار داره كه من با پسري زندگي ميكنم تا به عمرش دختري رو دوس نداشته باشه و صفر كيلومتر باشه! من هم بهش ميگم بجاي ازدواج با پسر غريبه يا دختر غريبه بيا باهم ازدواج كنيم كه حرفي بهم نميزنه!بهش پيام ميدم كه ميخواي بيام خواستگاريت بهم جوابي نميده و بنده رو در آنپاس شديد قرار داده.
حالا سوال بنده از محضر شما دوستان اينكه به ارتباط با دختر عمه ام (x) ادامه بدم و آخر سر باهاش ازدواج كنم و يا به كل فراموشش كنم و با يه دختر غريبه ازدواج كنم؟
نقل قول نوشته اصلي توسط asgar.1365 نمايش پست ها
با عرض سلام و ادب و احترام محضر اساتيد عزيز
زياد نميخوام سرتون رو درد بيارم، گزيده صحبت ميكنم تا بنده را در جهت حل مشكلي كه جديدن گرفتارش شدم راهنمايي نماييد.
پسري 28 ساله مجرد مهندس و بصورت حق التدريس در دانشگاه و هنرستان مشغول به كار و تدريس هستم.
با توجه به اينكه كار دائمي و يا در اركاني دولتي و خصوصي استخدام رسمي نيستم بخاطر اين مسئله از ازدواج مي ترسم و زياد نمي خوام سراغ اين مسائل بروم و دوري ميكنم ولي تازگي ها خانواده ام تصميم گرفته اند كه براي بنده آستين بالا بزنن و من هم قبول كردم ولي شرطي گذاشتم كه نمي خوام با دختراي فاميل (دختر عمه و دختر دايي و .....) ازدواج كنم و مي خوام با خانم دكتر يا خانم معلم ازدواج كنم كه اون ها قبول كردند.
حالا براي من مشكلي پيش اومده اونم اين هست كه سه ماهيه كه دختر عمه ام (x) (21 ساله) با من ارتباط فرافاميلي برقرار كرده است بدليل اينكه همون دانشگاهي كه بنده تدريس ميكنم ايشون هم دانشجوي هستند. همون روزاي اول ارتباطمون خوب بود و مثل رفتار فاميلي با هم حرف ميزديم و مشكلي نبود كه دختر عمه ام (x) شروع به فرستادن شكلك و عكس هاي عاشقانه با نرم افزار لاين نمود و من هم بطبع خودش جواب ميدادم. يه بار از من پرسيد چه كسي رو دوس داري من هم گفتم كه فقط پدر و مادرم و كسي ديگه تويه زندگيم نيست كه يدفعه بهم گفت كه پس دختر خالم (y) (دختر اونيكي عمه ام (y) كه قبلا مي خواستم باهاش فقط دوس بشم كه بنا به اختلافات فاميلي همه چي بين ما دوتا تموم شد و ادامه ندادم) تويه زندگي تو چيكاره هست؟ من هم با دليل برهان پاسخ دادم ولي دختر عمه ام (x) قانع نشد و در جواب بهم گفت: بجاي اينكه اون روزها با دختر خالم ام (y) دوست ميشدي با خود من دوست ميشدي لااقل با هم الان نامزد بوديم. ديگه از اون روزي كه اين حرف رو بهم زد كمتر با من ارتباط داره و هرچي بهش زنگ ميزنم و پيامك ميدم، جوابم رو نميده و هرزگاهي در مورد موضوعات و مسائل دانشگاه با من حرف ميزنه يا پيامك ميده تويه ارتباطات فاميليمون مشكلي بينمون پيش نيومده و عادي هست يعني قهر نيستيم. در آخر هم من مجبور شدم يه رازي رو از گذشته 8 سال پيش دختر عمه ام (x) بگم و اينكه من قبلا دوسش داشتم ولي به علت اينكه مادربزرگمون (خدا رحمتش كنه) تو رو براي يه پسر ديگه غريبه كنار گذاشته بود نتونستم حرف دلم رو بهت بزنم براي همين رفتم سراغ دختر خالت (y) كه با اون هم به دليل اينكه به پدر و مادرم فحش داده بود دو ماه بودم و فراموشش كردم و اصلا تويه زندگي من جايي نداره. ولي دختر عمه ام (x) اصرار داره كه من با پسري زندگي ميكنم تا به عمرش دختري رو دوس نداشته باشه و صفر كيلومتر باشه! من هم بهش ميگم بجاي ازدواج با پسر غريبه يا دختر غريبه بيا باهم ازدواج كنيم كه حرفي بهم نميزنه!بهش پيام ميدم كه ميخواي بيام خواستگاريت بهم جوابي نميده و بنده رو در آنپاس شديد قرار داده.
حالا سوال بنده از محضر شما دوستان اينكه به ارتباط با دختر عمه ام (x) ادامه بدم و آخر سر باهاش ازدواج كنم و يا به كل فراموشش كنم و با يه دختر غريبه ازدواج كنم؟
خب مشكلي كه هست اينه كه شما در انتخاب و تصميمتون قاطع نيستيد

شما در ابتدا براي خانواده شرطي گذاشتيد كه حاضر نيستيد با دختران فاميل ازدواج كنيد

و بعد ما ميبينم شما در بين دو نفر از فاميل گرفتار ميشيد و .... باقي قضايا ...

دوست عزيز اگر شما واقعا" علاقه اي به ازدواج با فاميل نداريد بهتره تصميم نهايي رو بگيريد

و عزم خودتون رو جزم كنيد تا دختري شايسته كه در شان و همراهي شماست رو پيدا كنيد

اينطور كه بين شما و دختر عمه گرام ديده ميشه مسايلي هست كه اگر بخوايت به ازدواج با هم فكر كنيد

حتما" بايد حل و فصل بشه ...

در اينكه چه تصميمي گرفته بشه شما بايد به دلتون و منطق خودتون رجوع كنيد تا ببينيد دلتون به كدوم سمت گرايش داره

بعد تصميم نهايي رو بگيريد كه من فكر ميكنم گزينه ازدواج با دختر غريبه بيشتر به دلتون نشسته

درضمن تكرار تاپيك فقط باعث ميشه جواب يكسان دريافت كنيد


علت خودكشي سربازان

علت خودكشي سربازان:صحبت كردن درباره مسئله هاي دوره خدمت احتياج به تحقيق دقيق دارد

تا بشود از ارزش انسانيجوانان و از صدمه هايي كه در اين زمان امكان وقوع آن مي باشد جلوگيري كرد.

مسئله سربازي موارد بسيار متفاوت و متعددي را در بر مي گيرد ، از مسئله تغذيه و سالم بودن تا

گفتگوهاي حق و جامعه شناختي.

خودكشي سربازان درپادگان ها 

در پادگان ها معمولا به سربازان فرمان بردن را ياد مي دهند يعني از آنها انتظاراتي دارند

كه از دستورهاي درجات بالاتر از خود و همه قانون هاي پادگان اطاعت كنند. امكان دارد اين

جوان تا قبل از سربازي با چنين محيطي روبرو نشده باشد. اين تغيير محيط با توجه به اثر

مثبت كه اين راه طرز رفتار دارد ، چه تاثير رواني به همراه دارد؟ به چه صورت مي شود به اين

اثرات برخورد پر خطر خاتمه داد؟

سربازان در ايران 

هنگامي كه درباره موضوع سربازي در ايران گفتگو مي كنيم اولين موضوعي كه با آن روبرو مي شويم كه با

يك پديده برابر روبرو نيستيم . يعني به اين صورت نيست كه به طور مثال در يك پادگان در جنوب كشور

همان طور برخورد مي شود كه در جنوب كشور رفتار مي كنند بلكه بر اثر تجربه اي كه همه افرادي كه به

خدمت سربازي رفتند دارند، تجربه ها متفاوت مي باشد و بيشتر به سليقه هاي اين اشخاص بستگي دارد.

ولي آن چيزي كه ما درباره مسئوليت افراد كه يكي از آنها سربازي مي باشد از نظر روانشناسي بايد ترجيح

دهيم كه اين مسئوليت انساني و اشخاص را به طوري كه عادت ندهد كه آنها شيوه مطلوبي براي زندگي پس

از آن دوره مسئوليت نداشته باشند . يعني چي؟ يعني اينكه هنگامي كه دو سال از عمر يك شخصي را در

دوران جواني به دوران سربازي مختص مي دهيم ، اين دوران ، دوراني مي باشد كه شخص سرمشق

مي پذيرد خيلي زياد مي باشد و شخصيت شخص به طور كامل صورت نگرفته است.

الگو ها در دوران سربازي

پس بر اساس اين اگر روشي از تربيت را در آنجا ايجاد كنيم ، به طور مثال خودسرانه ، مسلط گرايانه ،

نا اميد يعني به طور مثال اشخاص احساس مي كنند از پس كار خود بر نمي آيد و خود كارآمدي آنها

كم مي شود. اين مسئله چه موقعي پديد مي آيد ؟هنگامي كه آن بازخورد را كه اين شخص در دوران

سربازي مي گيرد به طور دائم تصور مي كند هيچ فعاليت صحيحي انجام نمي دهد. وقت كمي نمي باشد

يك سال و نيم يا دوس سال .

پس هر چيزي كه در دوران سربازي به دست مي آيد در جوامع ما اين اشخاص آن چيزي كه به دست

آورده اند را استفاده مي كنند. به طور مثال اين اشخاص اگر با فرمانده خود روبرو شوند كه طبق سرمشقي

كه با آنها برخورد مي شود اين اشخاص هم آموزش مي بينند و به آن عادت دارند با اشخاص ديگر كه مواجه

مي شوند طبق آن سرمشق برخورد مي كنند.

اين سرمشق همان مسئله اي مي باشد كه سرباز مي تواند به اشخاص بدهند . يا برعكس هم مي باشد ،

اينكه اشخاصي در اين زمان حس مي كنند خودكفا شده اند و مسئوليتي كه به آنها واگذار شده را به طور

صحيح انجام دهند.

مسئوليت هم به قدر كافي احتياج به مهارت دارد ، مانند مسئوليتي مثل پر كردن يك برگه يا دفتر

نمي باشد . قطعا در هنگام بعد از سربازي احساس خودكفايي آنها افزايش يافته و هنگامي كه داخل جامعه

مي شوند نيروهاي خودكفايي مي باشند.

استرس و افسردگي در سربازان

اگر خودكفايي آنها كاهش يابد ، استرس و افسردگي آنها كم مي شود . يعني اشخاصي مضطرب ميشوند

اشخاصي هستند كه حس مي كنند در برابر وضعيتي كه در پيش رو دارند از پس آنها بر نمي آيند.

شما در گفتگوهايتان دو گروه را نام ببريد . برخي با اين موقعيت كنار مي آيند و برخي نه . دليل

اين تفاوت چه مي باشد؟ آيا روشي موجود مي باشد كه هر دو گروه با شرايط سازگاري پيدا كنند

تا به برخورد هاي خشونت آميز كشيده نشود؟

اولين نكته اي اين مي باشد كه خود وضعيت بايد مشاهده شود كه اين مسئوليتي كه به سرباز واگذار

مي شود بايد مسئوليت مثبت از نظر روانشناختي باشد.

اين مقياس f هر چقدر افزايش يابد انسان ها در موقعيت هاي خشن بيشتر دوام دارند و مسلط شدن را

مي پذيرند و بر همه چيز مسلط مي شوند يعني درجات بالاتر سلطه را قبول مي كنند و نسبت به

درجات پايين تر هم سلطه گر مي شوند.

اين مقايسه در ميان انسان ها در زمان تربيت صورت مي گيرد . انسان هايي مي باشند كه هنگامي

كه داخل پادگان مي شوند كلا سلطه را به خوبي قبول مي كنند ، و به راحتي با شرايط وفق پيدا

مي كنند و بابت اين مسئله پاداش دريافت مي كنند.

در هر حال انسان هايي مي باشند كه سر موقع مي خوابند و سر موقع بيدار مي شوند و به فرمان ها

عمل مي كنند. ولي انسان هايي مي باشند كه اين طور نيستند يعني در روش تربيت آنها به اين صورت

ياد نگرفته اند و به اين طريق زندگي نكرده اند.

براي اين اشخاص سربازي در زندگي آنها مانند يك درز مي باشد . نسبت به موقعيتي كه در آن هستند

يك درز بزرگ مي باشد و توانايي وفق دادن ندارند. اين اشخاص هم مي باشند كه در زمان سربازي دست

به برخوردهاي آزار دهنده مثل خودكشي مي زنند.

متاسفانه مانند نظام ياد گيري مان ، مانند مدرسه همه را از هر راه و تيپ شخصيتي داخل نظام برابر

مي كنيم و يك معلم به طور مثال در مدرسه ۳۰ دانش آموز با ۳۰ خصوصيات متفاوت از آنها انتظار

برابر مي خواهيم و اين قاعده غلط است.

تيپ شخصيتي سربازان

در خدمت سربازي هم همين برخورد برابر رخ مي دهد ، يك فرمانده بي اهميت و بي توجه به اين

مسئله مثل اين مي ماند كه به او ربات داده اند. از همه آنها به يك نوع انتظار دارند. شايد وظيفه

فرمانده اين نمي باشد اين امر كه يك فرد و خصوصيات شخصيتي او پي ببرد و بر طبق تيپ شخصيتي

آن شخص انتظار خود را معين كند.

شما از كرمانشاه يا هر شهر ديگر آمده باشيد براي يك فرمانده تفاوتي ندارد. حتي برخي قوميت ها

يك سري خصوصيات تربيتي را در فرزند خود شكل مي دهند كه در پادگان اگر هزاران قوميت هم

باشند با همه به طور برابر برخورد مي شود اتفاقي كه رخ مي دهد اين مي باشد كه بعضي صدمه

مي بينند و در برخي اينگونه نمي باشد كه باز هم به تيپ شخصيتي بستگي دارد.

علت خودكشي سربازان

زنگ خطر معين يعني يا به خودكشي تهديد كرده اند يا اظهاراتي مانند :

براي زنده ماندن هيچ گونه انگيزه اي ندارم ، زيرا بايد زنده باشم و از اين گونه صحبت ها ونظرات.

يا اينكه يك سابقه ناكام ماندن نسبت به خودكشي در گذشته با آن روبرو شده اند.

پس من نمي توانم قبول كنم كه با يك شخصي روبرو شوم كه خودكشي آن به فوت بي انجامد

و از او به هيچ عنوان زنگ خطر در پادگان ديده نشده است . اينگونه نمي باشد ، ديده شده اما

به آن بي تفاوتي شده است.

به همين علت در سربازي ما براي حماقت رواني از اشخاص جايي نداريم. حتي اگر شخص اظهاراتي

داشته باشد كه كارش به روانشناس يا پزشك منجر شود يك جور امتياز منفي براي او مي باشد.

پس بنابراين شخص تلاش مي كند كه اين زنگ خطر را خيلي آشكار نكند.

سيستم  حمايتي سربازان در خارج از پادگان قرار دارند. يعني به طور مثال ارتش براي خود

يك بيمارستان هايي تهيه كرده است كه در بيرون از پادگان كه در آن بيمارستان روانشناس و روانپزشك

موجود مي باشد . سپاه هم به همين صورت و سازمان هايي مانند نيروي انتظامي به همين شكل.

اما ما به يك سيستم حمايتي كه قدرتمند و با تجربه كه فرمايشي نباشند در درون پادگان تهيه كرديم.

امكان دارد يك سازماني بگويد كه ما در پادگان مان يك روز در هفته روانشناس و روانپزشك حضور يابند

ولي اين فعاليت كار فرمايشي مي باشد و وضع خوبي ندارد.

نكته ديگر كه بايد رخ دهد برخي دخالت هاي پيشگيري شده مي باشد . يعني اينكه ما بايد راه حل ها

و تكنيك هايي را بررسي كنيم كه اين تكنيك بتواند از اشخاصي كه موقعيت خطرناكي دارند جلوگيري

كنند.

همان طور كه گفته شد بايد خصوصيات شخصيتي كه بعد ها مي تواند براي اشخاصي كه در سربازي

صدمه ديدند پر اهميت باشد ، بسنجيم . اتفاقا سنجيدن آن مشخصات شخصيتي راحت مي باشد كه

توسط يك سيستم داراي سنجش رواني همان هنگام كه شخص به پادگان داخل مي شود يا پيش از آن

كنترل شود كه اين شخص آيا ممكن است كه در دوران سربازي صدمه ببيند يا خير.

مشاهده اي كه به عقيده من موجب مي شود اين مسئله (سنجش رواني و اهميت به زنگ خطر از طرف

سرباز ها داده شود كه امكان دارد به برخورد داراي خطر منجر شود )اين ديدن مي باشد كه اشخاصي كه

از آشفتگي روانشناسي خود صحبت مي كنند در دوران سربازي مي خواهند به فرار دست بزنند.

اين ديدن مي باشد كه موجب مي شود توجهي نكنيم و بي خبر بمانيم و يك باره مشاده كنيم

كه مثلا يك سربازي به خودش و يا حتي ديگران آن طوري كه به او خبر داده شده است صدمه بزند.



گفتگوهاي جنسي قبل از ازدواج

 يكي از دلايل افزايش طلاق وجود مشكلات جنسي و نگرش منفي زن يا مرد به آن است. متاسفانه هنوز هم بسياري از دختران و پسران طي گفت‌وگوهاي قبل از ازدواج، به نگرش و انتظارهاي خود از رابطه زناشويي اشاره نمي‌كنند. اما واقعيت اين است كه برآورده‌نشدن توقعات در رابطه زناشويي مي‌تواند باعث سردي رابطه و نابساماني‌هاي ديگر شود.

 

چرا بايد درباره مسائل جنسي صحبت كنيم؟

اگر از دختر و پسري كه حتي تاريخ ازدواجشان را تعيين كرده‌اند سوال شود: «آيا راجع به مسايل زناشويي با همديگر صحبت كرده‌ايد يا نه؟» در بيشتر موارد مي‌گويند: «نه، ما فكر نمي‌كرديم اين موضوع مهم باشد» يا مي‌گويند: «ما اين جور صحبت‌ها را به بعد از ازدواج موكول كرده‌ايم، به‌دليل اينكه بعد راحت‌تر مي‌توانيم در مورد آن صحبت كنيم.»

 

چنين زوج‌هايي نمي‌دانند اينگونه صحبت‌ها به قبل از تصميم‌گيري نهايي براي ازدواج مربوط است، نه بعد از ازدواج. آيا شما هم معتقديد گفت‌وگو راجع به مسايل زناشويي بايد به بعد از ازدواج موكول شود؟ آيا بعد از ازدواج براي اينگونه صحبت‌ها دير نيست؟ اگر بعد از ازدواج همسران متوجه شدند كه با يكديگر در اين‌باره توافق ندارند، راه‌حل چيست؟ آيا مي‌توانند به‌راحتي در ازدواج خود تجديدنظر كنند؟

 

كي صحبت كنيم؟

رابطه بين زن و شوهر، با ساير رابطه‌هاي اجتماعي، دوستي و خانوادگي متفاوت است. اين رابطه ۴ اصل دارد و وجود مشكلات جدي در هر كدام از اين اصول، موثرنبودن تلاش‌هاي زوج در حل اين مشكلات و نااميدي يا دست از تلاش برداشتن، مي‌تواند خطر جدي براي سلامت و آينده رابطه باشد. پايه‌هاي اصلي رابطه زناشويي عبارت است از: چارچوب (ويژگي‌ها و شرايط مشابه)، علاقه و رابطه عاطفي، داشتن رابطه زناشويي رضايت‌بخش و تعهد و احساس مسووليت نسبت به يكديگر.

 در دين و فرهنگ‌ ما و بسياري از فرهنگ‌ها، برقراري رابطه زناشويي قبل از ازدواج، مشروع و پذيرفته نيست. اما برخي مي‌پرسند كه:

 آيابدون داشتن چنين تجربه‌اي مي‌توان در اين حيطه، اطلاعاتي راجع به خودشان و طرف مقابل به‌دست آورد؟

پاسخ اين است كه قبل از ازدواج لازم است دختران و پسران از طريق مطالعه و گفت‌وگو با افراد واجد صلاحيت، آموزش‌هايي را در مورد رابطه زناشويي ببينند و تا حدودي به ارزيابي نگرش، انتظارها و تمايل خود نسبت به اين رابطه بپردازند. در اين گفت‌وگوها نكته‌هايي مطرح مي‌شود كه همسران از طريق آن مي‌توانند اطلاعات بيشتري در مورد رابطه زناشويي بعد از ازدواجشان به‌دست آورند.

 زماني كه همسران آينده، در مورد بيشتر معيارهاي خود، با طرف مقابل به توافق رسيدند، لازم است خجالت را كنار بگذارند و گفتگو‌هايي را با حفظ چارچوب‌هاي اخلاقي به اين مساله اختصاص دهند.

 با توجه به اينكه گفت‌وگو درباره اين موضوع آسان نيست يا ممكن است شناخت كافي نسبت به تمايل مزاجي خود نداشته باشند، بهتر است براي اين كار از مشاوران خانواده كمك بگيرند و در خصوص اين مسايل با هم صحبت كنند.

 ميزان اشتياق و تمايل هر فرد به رابطه زناشويي متفاوت است. بعضي افراد اشتياق بيشتر و بعضي‌ها اشتياق كمتري براي اين رابطه دارند. تمايل به رابطه زناشويي در افراد از روزي چند بار تا سالي يكبار متفاوت است. تفاوت افراد در ميزان اشتياق جنسي هم به دليل تفاوت‌هاي جسمي يا هورموني و هم به علت خصايص رواني افراد است. حال تصور كنيد كه تمايل جنسي زن يا مرد بسيار بالا و تمايل طرف مقابلش بسيار كم باشد. قطعا اين تفاوت، رضايت و سلامت زناشويي چنين زوجي را به خطر مي‌اندازد. بنابراين بايد انتظارها و سليقه‌هاي جنسي خود را با همسر آينده‌تان در ميان بگذاريد.

 

بعد از ازدواج

درست است كه رابطه زناشويي طبيعي و معمول در همه انسان‌ها تقريبا به يك شكل انجام مي‌گيرد اما هر فرد انتظارها و سليقه‌هاي خاصي دارد. بنابراين بيشتر از گذشته، لازم است زوج‌ها راجع به اين رفتار با همديگر تعامل و گفت‌وگو داشته باشند. مهم اين است كه زن و شوهر در اين انتظارات، توافق داشته باشند. خيلي از همسران به دليل سليقه‌هاي جنسي متفاوت و متضاد، دچار تعارض مي‌شوند و تجربه نشان داده است كه هرچند اين انتظارات تا حدودي قابل اصلاح و تغيير است اما به‌طور كامل تغيير نمي‌كند و زن يا شوهري كه انتظاراتش در روابط زناشويي برآورده نشود، ممكن است احساس سرخوردگي كند.

 اين سرخوردگي نيز احتمالا زمينه‌ساز سردي رابطه يا خطا‌هاي اخلاقي ديگر خواهد شد. علاوه بر اينها،‌ زن و شوهر بايد بعد از ازدواج در مورد حاشيه‌هاي روابط زناشويي با همديگر به توافق برسند. منظور از حاشيه روابط، نظر افراد راجع به عوامل زمينه‌ساز مطلوب براي شروع و ادامه رابطه است؛ مانند چگونگي گفت‌وگو‌هاي عاطفي، نوازش و لمس قبل از رابطه، محل و فضاي مطلوب براي برقراري رابطه و… يكي ديگر از مسايل و مشكلات ناديده‌گرفتن بعضي از تعهدات اخلاقي عاطفي و جنسي در زندگي زناشويي، از سوي يك يا هر دو است كه مي‌تواند باعث بروز اختلاف‌هاي شديد و بحران‌هاي غيرقابل جبران در زندگي مشترك بشود. قبل از ازدواج، لازم است كه همسران از عقايد مربوط به تعهدات جنسي و اخلاقي همديگر مطلع شوند.




رابطه

سلام من يك دختر ۲۲ سالمه ،از خارج ، من حدود ۴ ماه با يك پسر كرد دوست بودم، با همديگر رابطه داشتيم و الان من ۲ هفته حامله هستم. مادرم از اين موضوع خبر داره و بسيار عصبي و ناراحته. من اين پسر رو خيلي دوست دارم، اونم من رو خيلي دوست داره ولي شده كه عصبي شده سرم داد زده، اما با اين حال دوسش دارم و بهش قول دادم كه ازدواج كنم باهاش، اما خانواده من مخالف ازدواج من با اون هستن ، ميگن بهم نمي خوريد. ميگن جووني ، ادم هاي بهتري پيدا ميكني. مادرم اصرار به قطع رابطه من و سقط بچه ، ادامه تحصيل من داره.ميگه هيچ وقت خوشبخت نميشي. واقعا نمي دونم چي كار كنم ، از يه طرف نمي خوام دل اون رو بشكونم ، چون نمي تونم فراموشش كنم، نمي دونم ، مي ترسم بعدا پشيمون شم . از يه طرف مي ترسم بدبخت شم. به نظر شما من چي كنم

راهنما گفته:

خب دوست عزيز با اين راهي كه شما در پيش گرفتيد .
نبايد انتظار آرامش در زندگي مشترك آينده رو داشته باشيد .
هر كاري بايد سر وقت انجام بشه .
بچه دار شدن شما در اين شرايط توجيهي نداره .
اگر قراره خودتون رو با عبارت دوست ندارم دلش بشكنه !
يا اينكه خيلي دوستش دارم گول بزنيد به خود شما بستگي داره .
ولي وقتي حرف خانواده اي كه شمارو به اين جا رسوندن رو قبول نداريد .
پس بدونيد راه اشتباهي رو در پيش گرفتيد .
كمي از اين احساسات كور رها بشيد و به خودتون بيايت.
سر به دادگاه خانواده بزنيد و ببينيد .
امثال دخترايي مثل شما در چه شرايطي قرار دارن.
در اين مورد ميتونيد با متخصصين كانون مشاوران ايران، مشاوره تلفني/تخصصي داشته باشيد
دفتر شريعتي:
۰۲۱-۸۸۴۲۲۴۹۵ خط ويژه